فرهنگ مصادیق:چرا یاس از رحمت الهی از بزرگترین گناهان کبیره است؟

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
چرا یاس از رحمت الهی از بزرگترین گناهان کبیره است؟

سوال

من طاقت کوچکترین سختیها را ندارم و سریع ناامید می‌شوم احساس می‌کنم خداوند همه موجودات را برای عذاب دادن آفریده و رحمت خدا تنها بهانه‌ای است که خداوند توسط آن اهداف خودش را به وسیله انسانها به انجام برساند بعضی از انسانها عذابشان از همین دنیا شروع می‌شود و بعضی از لحظه مرگ به بعد خدا حتی بهترین بندگانش که امام حسین و فرزندانش بودند را عذاب کردو آنها را دچار بلا و تشنگی و گرسنگی و ترس و اضطراب و اسارت و خواری در مقابل دشمنانشان کرد و وسیله‌ای قرارداد تا به مقصود خود که احیای دین اسلام بود برسد. به همین دلیل مدتی است که به شدت از خداوند و رحمتش ناامید شدم افسردگی و غمزدگی تمام روز و شبم را پر کرده است و قرصهای اعصاب و مشاورات و کتابهای روانشناسی و حتی مذهبی و دعا کردن هم فایده‌ای برایم نداشت شب و روزم درهم پیچیده شده مثل جغد تمام روز خوابم و تمام شب بیدار و در حال تفکر و تشکیک به آنچه که موجب رحمت خداوند است و آن چیست؟ وقتی با همین فکر قران را باز کردم سوره فصلت صفحه‌ای که آیه سجده واجب دارد آمد که آیه قبلی آن این بود که هر وقت وسوسه و آزاری از جانب شیطان به شما رسید پس به خدا پناه ببر که او شنوا و داناست. این یعنی چه؟ من باید چه کنم که سخت نا امیدم و هیچ راه نجاتی از سیطره حکومت غضب خداوند و رسیدن به رحمت او برای خود نمی‌بینم...

پاسخ

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در پاسخ به چند نکته مهم توجه کنید.

نکته اول

مشکل اساسی شما مانند بسیاری از آدم‌ها نشناختن خدا است. البته ممکن است خیلی مطالب در مورد عظمت و بزرگواری و رأفت و مهربانی خدا خوانده یا شنیده باشید . اما همه این‌ها فقط در ظرف ذهن و حافظه ما ریخته شده، در دل ما، و در عمق جان ما نفوذ نکرده، از این رو آثار آن را در درون وجود خود حس نمی‌کنیم. چه کسی است که خدا را بشناسد، و از زیبایی‌ها، علم و قدرت و عظمتش، برداشت و تصوری صحیح داشته باشد، اما مجذوب او نشود، و عاشق دلباخته، بلکه خودباخته او نگردد؟ امام سجاد(ع) این حقیقت را در مناجات خود این گونه بیان می‌کند.« إِلَهِی مَنْ ذَا الَّذِی ذَاقَ حَلَاوَهَ مَحَبَّتِکَ فَرَامَ مِنْکَ بَدَلًا وَ مَنْ ذَا الَّذِی آنس [أَنِسَ‏] بِقُرْبِکَ فَابْتَغَی عَنْکَ حِوَلا» ای خدای من! کیست که مزهشیرینی دوستی با تو را چشیده باشد، و غیر تو را جایگزین تو قرار دهد؟ و چه کسی است که به تو نزدیک شده، و به مقام قرب تو اُنس گرفته باشد، و بخواهد لحظه‌ای از تو روی برگرداند؟ <[۱]>مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، مناجات خمس عشره، مناجات نهم.</ref>
عزیز گرامی! چرا فکر می‌کنید که «خداوند برای عذاب دادن، انسان را آفریده است» ؟ آیا خداوندی که همه چیز با یک اراده اش، هستی پیدا می‌کند، و با یک اراده او، نیست می‌شود، و کسی و چیزی نیست که بتواند جلوی خواست و اراده او را بگیرد، مگر محتاج دیگری است، تا از روی بخل و حسادت بخواهد ظلم کند؟ و یا از قدرت و نفوذ کسی ترس و واهمه دارد، تا بخواهد او را عذاب کند؟
کسی بخل می‌ورزد که نیازمند باشد، و کسی ظلم می‌کند که از قدرت یا شرارت دیگری بترسد. آیا خدا که قادر و بی نیاز مطلق است، می‌شود گفت به کسی یا به چیزی نیاز دارد؟ آیا کسی قدرتی، مقامی و کمالی دارد که خدا آن را نداشته باشد، تا بخواهد از روی حسادت و بخل کسی را عذاب کند؟ پس چرا فکر می‌کنید « او آفریده، تا عذاب کند.»؟

نکته دوم

«خدا بندگان خود را دوست دارد. » چنان که می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ»[۲] خداوند همه مردم را دوست دارد و نسبت به همه شان علاقه مند و مهربان است. حتی در مورد گناه کارانی که توبه کرده‌اند، می‌فرماید: « ثُمَّ تَابَ عَلَیْهِم إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِیم‏»[۳] یعنی سپس خداوند توبه آن‌ها (گناه کاران ) را پذیرفت، چون خدا نسبت به آنان علاقه مند و مهربان است. و در حدیث قدسی به حضرت داود(ع)فرمود: ای داود ! اگر گناه کارانی که به من پُشت کردند، و دستوراتم را اجرا نکردند، بدانند چه قدر دوست شان دارم، و چگونه منتظرم گناه را ترک کنند، و به سوی من برگردند، و با من رفیق شوند، آن چنان عشق به خدا وجودشان را فرا می‌گیرد که از شدت شوق جان خواهند داد. بعد فرمود: ای داود! وقتی من بندگانگناهکار خود را این قدر دوست می‌دارم، پس خود بدان که بندگان مؤمن و توبه کنندگان از گناه را چه قدر دوست دارم![۴]

نکته سوم

نوشته‌اید: «خدا حتی بهترین بندگانش که امام حسین و فرزندانش بودند را عذاب کردو ..» ولی اگر از همان بهترین بندگان سؤال کنید که رفتار خدا با شما چگونه بود؟ پاسخ می‌شنوید: بهترین و زیباترین رفتار را خدا با ما داشت. نگاه‌ها را باید تغییر داد. باید سطح شناخت و معرفت خود را نسبت به خدا افزایش دهیم، تا نگاه‌های ما عوض شود.آیا کسی به اندازه زینب کبری (س) مصیبت دیده؟ با همه این اوصاف در برابر نعره مستانه ابن زیاد که می‌گفت: "کار خدا را با خاندانت چگونه دیدی؟!" با شهامت و شجاعت گفت: مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلا ...[۵] من جزجمال و زیبایی، نیکی و سرفرازی چیزی ندیدم! خدای فرزانه از آنان، دفاع از حق و عدالت و حمایت از ارزشها را خواسته بود، آنان نیز داوطلبانه فرمان حق را با جان پذیرا شدند، و به سوی شهادتگاه پرافتخار خود شتافتند. به زودی خدا تو و آنان را در دادگاهی گرد آورده، تا تو را به محاکمه بکشد، آن گاه، خواهید دید که در برابر دادگاهی که داورش خداست، رستگاری و پیروزی از آن کیست ؟! چگونه زینب کبری (س) این همه مصایب را که همه عالم از آن نالیده‌اند، می‌فرماید: من از خدا در کربلا جز زیبایی چیزی ندیدم؟ یعنی آن چه را که ما به خاطر کمی معرفت، خیال می‌کنیم « بلا و اسارت و خواری» است، زینب کبری (س) آن را «رستگاری و پیروزی» دانسته، و ابا عبدالله و فرزندش امام سجاد علیهما السلام آن را «کرامت و لطف خدا » می‌دانند. چنان که خدا نیز آن را کرامت دانسته می‌فرماید: جَعَلْتُ حُسَیْناً خَازِنَ عِلْمِی وَ أَکْرَمْتُهُ بِالشَّهَادَهِ وَ خَتَمْتُ لَهُ بِالسَّعَادَهِ وَ هُوَ أَفْضَلُ مَنِ اسْتُشْهِدَ وَ أَرْفَعُ الشُّهَدَاءِ دَرَجَهً وَ جَعَلْتُ کَلِمَتِیَ التَّامَّهَ مَعَهُ وَ حُجَّتِیَ الْبَالِغَهَ عِنْدَهُ[۶] من حسین را صندوق علم و خزینه وحی خود قرار دادم ؛ و او را به شهادت گرامی داشتم، و کارش را به سعادت ختم نمودم؛ پس او بهترین شهیدان، و در درجه والاترین آنها است، کلمه تامّه خود را با او قرار دادم، و حجت بالغه‌ام را نزد او نهادم. اگر کسی به این حقایق معرفت داشته باشد، باز فکر می‌کند که امام حسین (ع) شکست خورده، و اهل بیت او با رفتن به اسارت خوار و ذلیل شدند؟

نکته چهارم

بسیاری از کمالات و مقامات است که جز در رو به رو شدن با سختی‌ها و گرفتاری‌ها به دست نمی‌آید.
آیا می‌دانید چرا خداوند زندگی انسان را توأم با رنج و مشقت قرار داد؟ چون بندگانش را دوست دارد، و می‌خواهد آنان را تربیت کند و استعدادهایشان را شکوفا نماید، و به کمالات عالی برساند. از این رو هر کسی را بیشتر دوست دارد، او را گرفتار تر می‌سازد.
روزی از پیامبر اکرم (ص) سؤال شد: شدیدترین و سخت‌ترین بلاها در دنیا نصیب کدام دسته از مردم می‌شود ؟ فرمود: النَّبِیُّونَ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ یعنی بیشترین سختی‌ها و بلاها در دنیا اول نصیب پیامبران می‌شود. بعد از آنان هر کسی که از جهت ایمان به آنان نزدیکتر و شبیه ترند.[۷] اما این وضعیت تنها در دنیا است، در آخرت قضیه بر عکس است. از این رو امام صادق (ع) می‌فرماید: بزرگترین اجر و پاداش، و مقام و منزلت برای کسی است که بزرگترین بلاها را تحمل کرده است. [۸] پیشنهاد می‌کنیم قرآن زیاد بخوانید و آیات مربوط به بهشت و رحمت خدا را بیشتر مطالعه کنید.


پانویس

  1. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، مناجات خمس عشره، مناجات نهم.
  2. بقره (2)، آیه 143 و حج ( 22 )، آیه 65.
  3. توبه ( 9)، آیه 117.
  4. تفسیرمفاتیح الغیب، فخر رازی، ج 31، ص 33، ناشر: دار احیاء التراث العربی، بیروت، سال 1420 ق.
  5. بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 45، ٌ 116، مؤسسه الوفاء بیروت - لبنان، سال انتشار 1404 ق.
  6. الاحتجاج، احمد بن علی طبرسی، ج 1، ص 167، نشر مرتضی، مشهد مقدس، 1403 .
  7. الکافی، شیخ کلینی، ج2، ص252، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ش 1365.
  8. همان، ج 2، ص109.
بازگشت به موضوع اصلی