فرهنگ مصادیق:چرا در روابط اجتماعی ما حقوق متقابل رعایت نمی شود؟
چرا در روابط اجتماعی ما حقوق متقابل رعایت نمیشود؟
اجتماع انسان از نخستین روزی که پدید آمده به طور کامل پیدا نشده که قابل ازدیاد و رشد نباشد نه تنها اجتماع انسانی بلکه همهٔ خواص روحی و هر چه ارتباط با انسان دارد چنین است. اجتماع انسان مثل سایر امور روحی ادراکی انسانی پیوسته همگام با کمالات مادی و معنوی او بسوی کمال میرود در حقیقت نباید این خاصیت اجتماعی بودن انسان را از بین همهٔ خواص انسانی او استثنا کنیم و بگوئیم این خاصیت در اول پیدایش بکاملترین صورتی پیدا شده است بلکه خاصیت مزبور مثل همهٔ خواص دیگر انسانی دو نیروی:«علم- اراده» دارند بنتایج در انسان به حد کمال میرسند.
اجتماعی بودن هیچ وقت از انسان جدا نشده ا لا اینکه اوائل بطور تفضیل آدمی توجه به آن نداشت بلکه به حکم پیروی از خواص دیگر خویش مانند استخدام دفاع و غیره زندگی و رشد میکرد. قرآن میگوید «اولین کسی که به طور تفصیل آدمیان را به «اجتماع» آگاه ساخت و به طور استقلال توجه به حفظ اجتماع کرد پیغمبران بودند». میگوید «آدمیان در قدیمیترین ایام گذشته به طور ساده زندگی میکردند و هیچگونه اختلافی بینشان نبوده تا اینکه اختلافا ت پدید آمد و مشاجرات در گرفت خداوند پیغمبران را مبعوث کرد و برای آنها کتاب فرستاد تا اختلافات را حل کند و مردم را به وحدت اجتماعی که با قوانین انبیاء محفوظ خواهد بود برگردانند
هدف اجتماعات امروزی و حتی اجتماعات پیش از پیامبران بهره برداری از مظاهر مادی است. اگر اجتماعات پیشین بدون هیچ اختلافی بود به خاطر نیازی بود که آنها نسبت به یکدیگر داشتند. برای دفاع و ادامه به زندگی. اجتماعات امروزی که بدون رعایت دستورات الهی وجود دارد و گاهاً شاید بدون اختلاف باشند یا اختلاف کمی درآنهاست یا اینکه حقوق یکدیگر را رعایت میکنند. به دلیل این است که میخواهند از مظاهر مادی بهرهمند شوند. و راه بهرهمندی از این مظاهر را رعایت کردن حقوق دیگران میداند. البته اگر بدانند بدون رعایت کردن حقوق دیگران از مادیات بهرهٔ کامل میبرند، مسلماً حقوق دیگران را رعایت نخواهند کرد.
اگر بخواهیم بر طبق دیدگاه شهید عزیز استاد مطهری بیان کنیم که دلیل رعایت نکردن حقوق دیگران در اجتماع چیست؟
باید گفت که بستگی به هدف انسانها داردکه به دو گونه کلی میباشد:
۱. هدف انسانها بر مبنای سعادت حقیقی وجلب رضایت خداوند باشد.
۲. هدف انسانها بهرهبردای از مظاهر مادی و دنیوی باشد.
اینکه در اجتماعات امروز حقوق دیگران رعایت نمیشود حتی در جامعه اسلامی به دلیل آن است که؛ هدفمان باید رسیدن به سعادت حقیقی که خود نیازمند رشد و تکامل میباشد (و برای رسیدن به رشدو کمال نیازمند تربیت، امنیت و آزادی هستیم) نیست.
پس میتوان گفت اگر به سه عامل (تربیت-امنیت- آزادی معنوی) دست پیدا کنیم آنگاه حقوق دیگران در جامعه رعایت خواهد شد
در بحث آزادی منظور آزادی معنوی و آزادی اجتماعی است و مهمترین آن آزادی معنوی است.
بر طبق گفتارهای شهید مطهری یکی از عوامل رعایت نکردن حق مردم در مقابل یکدیگر منفعت طلبی طرفین است. که یک امر غریزی است و از این عوامل میتوان به تعصبات قومی و فکری، عادتها ، رسومات و سنتهای نابجا نام برد اینکه تقوای حقیقی در جامعه ایجاد نشده است و مردم بیشتر به مزایای مادی و دنیوی توجه میکنمد تا معنوی و اخروی؛ پس آنها هنوز به این آزادی دست نیافتهاند. ملاک ما سود و زیان شخصی و آن هم از نوع دنیوی است. اگر بتوانیم این را در جامعه رشد و نشان دهیم که هدف انسان والا است و آن هم الهی است آنگاه خواهیم دید که قوانین اجتماعی رعایت خواهند شد. دیگر در هر کاری خداوند را ملاک قرار خواهند داد و هدفشان جلب رضایت خداوند خواهد بود. در چنین حالتی انسانها حقوق یکدیگر را رعایت خواهند کرد چون هدفشان جلب رضایت خداست.
.البته این هم منفعت طلبی است و منفعت آنها جلب رضایت خداوند است. در حقیقت این بعد از غریزه انسان را در راه اصلی خودش قرار دادهایم و آن را به درستی ارضا خواهیم کرد.
رشد آزادی معنوی و این که افراد از منیتها عبور کرده و باورشان ما شدن باشد. دوم این که به درک صحیحی از خواستهها و انتظارات یکدیگر برسند. اولین پله ارتقای سطح تعاملات اجتماعی در جامعه است.
البته برای اینکه بتوانیم به این سطح برسیم (آزادی معنوی) نیازمند تربیت و امنیت میباشیم . یعنی باید افراد جامعه تربیت شوند. متاسفانه تربیت ما به گونهای شده است که به فرزندانمان خودخواهی را آموزش داده و میدهیم.
مبارزه و عکس ا لعمل منطقی را به فرزندانمان یاد ندادهایم. هدف اصلی آفرینش انسانها را نه فهمیدهایم و نه توانستهایم به آنها آموزش دهیم.
بخش اعظم یادگیری چگونگی تعاملات صحیح با دیگران در اجتماع به این برمی گردد که به ما در خانواده و مدرسه چه آموزشهایی دادهاند؟
باید تک تک افراد جامعه به این باور برسند که رفاه او در گرو رفاه جامعه است.
متاسفانه الان به جایی رسیدهایم که صبر و حوصله نداریم و عجول تربیت شدهایم این عجله سبب عجول بودنمان در دریافت نتیجه شده است. و هدفمان را هم که اشتباه تعیین کردهایم در نتیجه فقط جلوی پای خود را میبینیم و به ظاهر مینگریم نه تنها قبح شکستن قوانین و هنجارها فروریخته، بلکه در مواردی دیده شده که افراد با افتخار از شکستن قوانین یا به اصطلاح دور زدن هایشان یاد میکنند و با تشویق سایرین هم روبه رو میشوند.سایرین آنها را زرنگهای جامعه تلقی میکنند
جا انداختن سبک صحیح زندگی با رویکرد اسلامی، بومی و ایرانی یکی از ضرورتهای امروز ماست.
گاهی اوقات بدلیل احساس عدم امنیت است که افراد دست به زیر پا نهادن حقوق دیگران میزنند. اگر در جامعه همه افراد احساس امنیت کنند؛ مطمئناً حقوق دیگران کمتر ضایع خواهد شد. امنیتی که همه جنبههای زندگی آنها چه مادی و چه معنوی را در برگیرد.
البته باید یادآور شویم که ما سعی کردهایم آنچه را که از کتابهای شهید مطهری فهمیدهایم (که مسلماً فهم ما هنوز ناقص است) بیان کنیم. و توان ما بیش از این نبوده است. مسلماً استاد به بهترین وجه به این قبیل سوالات پاسخ دادهاند. و میدانیم که در جامعه کنونی همه مشکلات ناشی از عدم هدف مشخص و عالی در زندگی است. باید افراد جامعه طوری تربیت شوند که بتوانند خودشان را از قید و بندهای غریزی و مادی رها نمایند. و هدفشان خداوند و رضای خداوند باشد. باید جامعه نیز امنیت کافی را برقرار کند. که اگر کسی با این هدف تربیت شد و خواست در جامعه با اصول اسلامی رفتار کند حق و حقوقشان پایمال نگردد.
«به امید روزی که در در روابط اجتماعی ما حقوق متقابل رعایت گردد».







