فرهنگ مصادیق:چرا اسلام امربه قربانی کردن حیوان کرده است ؟
سوال
این حیوان چه گناهی کرده است که باید از لذت دنیوی محروم شود؟
آیا حیوان قربانی شده، در ازای مردنش، خداوند به او پاداشی میدهد؟ (مثلا زندگی جاودان در آن دنیا )
آیا در اسلام انسان حق هر گونه تصرف به حیوانات را دارد؟
تمامی اینها را در نظر داشته باشید، و اینکه فطرت من به من میگوید که کشتن حیوانات کار زشتی است.
پاسخگو
یعنی شما تا به حال حیوانات موزی مثل پشه سوسک و....رو نکشتید؟
پس حیوان رو هم در مواردی میشه کشت و فطرت نمیگه به هیچ وجه نکش و یه استثناعاتی هست
در ضمن شما یعنی ماهی هم نمیخوری؟
ماهی حیوان نیست؟
جان نداره؟
حالا اگر شرایط زبحش با گوسفند و...فرق داره این یه حکمت و فلسفه دیگهای داره
چون اگر گوسفندی به راهی به جز راه شرعی زبح بشه
خون جهنده و نجس داخل بدن میمونه و ممکنه هزاران بیماری مختلف رو به انسان برسونه و...
شما از گیاهان هم تغذیه میکنید در صورتی که اونها هم جاندار هستن
پس شما حکم تصرف به جان گیاهان میدهید؟ ؟
هر انسان منصفی که منظره قربانی کردن گوسفندی را میبیند، متوجه درد و نا رضایتی حیوان میشود.
چرا ما باید یک موجود زنده رو قربانی کنیم، رستگاری ما به اون چه ربطی داره؟ ما میخواهیم تقوا پیشه کنیم، جان حیوان دیگری را میگیریم ! با توجه به اینکه این حیوانات بیچاره که حیات اخروی ندارند، چرا این دو روز دنیا رو ازشون گرفتهایم.
متاستفانه خونخوارترین موجود روی زمین همین انسان است.
وقتی بنده سوال از شما میپرسم لطفا استدلال کور نکنید.
منظورم از استدلال کور اینه که میگید خدا عادل، حکم به این دستور داده پس ظلم نیست.اما من میگم از کجا معلوم همین مثال نقضی بر وجود خدا عادل نباشه؟
اگر خداوند قول چیزی در ازای قربانی شدن را به آن حیوان میداد، قابل چشم پوشی بود.
ولی بنده تا به حال علی رقم جستجوی بسیارم، حدیثی مشاهده نکردم که حیوانات قربانی شده از نزد خدا چیزی عایدشون بشه.
مشکل اصلی اعتقادی ما اینه که اول میایم مساله رو کلی بررسی میکنیم بعد میگیم خدا عادله، ولی وقتی میایم رو جز همون رو پیاده کنیم تناقضات اشکاری به وجود میاد، تناقض میان فطرت، همان چیزی که قرار است راهنما ما باشد.
شما از گیاهان هم تغذیه میکنید در صورتی که اونها هم جاندار هستن.
حیات نباتی با حیات حیوانی فرق میکنه، درک و احساس یک گیاه به مراتب پایین تر از حیوان هست.ضمنا ما گیاه رو نمیخوریم بلکه ثمره اون رو میخوریم.
یعنی شما تا به حال حیوانات موزی مثل پشه سوسک و....رو نکشتید؟
شما دارید میگویید موزی، حیوان موزی به من حمله میکند من هم برای دفاع نهایتا میکشمش. اما این گوسفند بیچاره که دشمنی با من نداره تازه کلی سود هم داره برام !
در ضمن شما یعنی ماهی هم نمیخوری؟
ماهی حیوان نیست؟
جان نداره؟
منظورم از گوسفند اصل قربانی کردن است، واقعا ماهیها را هم چرا باید جانشان را بگیریم؟
و این در حالی است که بدن ما بدون گوشت هم زنده و سر حال میماند، حالا نمیخوام بحث علمی کنم که چه چیزهایی جانشین خوبی هستند.
اولا اول معلوم کنید که گوسفند دارای فطرت,شعور,استعداد کمال و... می باشه؟
دوما برای هر موجودی در این دنیا وظیفهای هست,بنابر ایاتی که در قران امده و تفسیر هم شده که بخاطر طولانی شدن مطلب از نوشتنش صرف نظر میکنم,بعضی از حیوانات برای گذران معیشت و رفع نیازهای انسان مورد استفاده قرار میگیرند.گاو ,گوسفند,بز و...برای استفاده ی انسان افریده شدند نه برای به کمال رسیدن و تقویت فطرتشون.
بله فطرت انسان و مخصوصا شما درست میگه,کشتن حیوانات کار زشتی هست,در حالی که موقعی این کار زشته که بی دلیل و از روی لذت یا تفریح کشته بشه.
مثلا اکه روزی یه کرک به شما حمله کنه شما اون رو نمیکشید و به درخواست فطرتتون که کشتن حیوان کار زشتیه عمل میکنید؟ در حالی که اون گرگ هم برای تهیه ی غذا و از روی غریزه این کارو میکنه.
شما یا کلا انسانها حیوانات حلال گوشت رو میکشند برای تهیه ی غذا که کار اشتباهی نیست و درسته چون برای این کار افریده شده.مگرنه اگر کار اشتباه و غیر عقلانی بود سر بریدن گربه یا امثال این حیوانات حرام گوشت نیز جایز و مقبول میشد.
ولی در مورد قربانی کردن در مراسم حج ,همین کافی نیست که هر ساله هزاران تن گوشت گوسفند مراسم قربانی حجاج به کشورهای فقیر که دچار فقر و سوئ تغذیه هستند,میرسد؟ این انسانی نیست؟ عدالت روشنتر از این؟
ولی در مورد قربانی کردن در مراسم حج ,همین کافی نیست که هر ساله هزاران تن گوشت گوسفند مراسم قربانی حجاج به کشورهای فقیر که دچار فقر و سوئ تغذیه هستند,میرسد؟ این انسانی نیست؟ عدالت روشنتر از این؟
ای بابا، کاش گوشت قربانی در این راه صرف میشد، هر ساله همه این گوشت قربانی رو میگیرند میریزند دور، گوشت رو که نمیشه به این سادگی ارسال کرد به کشورهای فقیر، همه اش فاسد میشه تو راه.
شما از کجا میدونید؟ لااقل بگید خودشون مصرف میکنند که قابل قبولتر باشه.
در اینکه به کشورهای فقیر ارسال میشه اطمینان دارم.
شما از کجا میدونید؟ لااقل بگید خودشون مصرف میکنند که قابل قبولتر باشه.
در اینکه به کشورهای فقیر ارسال میشه اطمینان دارم.
یه حساب کتاب سر انگشتی نشون میده اکثرش دور ریخته میشه.
کما اینکه از کسانی که توی حج دست دارند زیاد این مسئله رو شنیدهام.
البته بنده هم انکار نمیکنم که یک بخش اندکیش رو میشه مصرف کرد، اما اکثرش دور ریخته میشه.
شما فرض کنید سالی یک میلیون نفر برن حج، هر نفر باید یک گوسفند قربانی کنه، تازه اگر گوسفند اضافه به گردنش نیفته، فرض کنیم هر گوسفند به طور متوسط ۱۰۰ کیلو وزنش باشه و نصف این مقدار رو یعنی ۵۰ کیلو گوشت خالص بده. در نتیجه بابت قربانی این همه آدم، ۵۰۰۰۰ تن گوشت به دست میاد.
میدونید ۵۰۰۰۰ تن چقدر زیاده؟ چقدر سرد خونه میخواد تا اینها رو بشه درش نگه داری کرد؟ چقدر آدم میخواد تا بتونه اینها رو بسته بندی کنه، طبخ کنه و... تا بشه ارسال کرد به کشورهای فقیر؟
بعدش هم دارم میگم از خیلی از افراد مطمئن شنیدهام که اکثرش حروم میشه.
دوست خوبم وزن هر گوسفند به طور متوسط کمتر از ۱۰۰ میشه.بیشتر از ۳۰ کیلو فکر نمیکنم گوشت خالص بده.
برای حمل این گوشتها از کشتی(گنجایش از ۵۰۰۰ تن تا ۴۸۰۰۰ تن متفاوت است) یا هواپیما(گنجایش هواپیمای باربری ۱۵۰ تن میباشد) استفاده میشود.
گوشتهارو تبخ نمیکنند.به صورت خام میباشد.
در ضمن صادرات مواد غذایی و پروتیینی در دنیا کار قدیمی و معمولیه.هم علم هم تجهیزاتش خیلی زیاده.
مگه کشورهای دیگه بهم گوشت صادر نمیکنند.هلند,اتریش,استرالیاو... جزئ صادر کنندههای گوشتند.
حالا بگیم ۱۰۰۰۰ تن از بین میره.بازم ۴۰۰۰۰ تن کمه؟
پس نظر شما اینه که گوسفند آفریده شده که فقط کشته شه؟
بنابراین فرق بین کوسفندی که کشته میشه و گوسفندی که عمر طببیعی میکنه چیه؟
حتما باید فرق کنه. منظورم اینه که آیا قربانی شدن گوسفند برای خود گوسفند خیر و برکت داره یا خیر؟ مثلا من شنیدهام که حدیثی هست که میگه حیواناتی که در راه خدا جهاد کرده باشند یا توسط صاحبانشون در راه خدا استفاده شوند به بهشت میروند و خداوند آنها را جاویدان میکنه.
آیا این برای این گوسفند بینوا صدق میکنه،در اینصورت شاید بتوان در حد واجبات به خودم بقبولونم که گوسفند قربانی کنیم(فقط در حد واجب).
ضمنا بدن ما احتیاج واجب به گوشت ندارد، ما میتوانیم با جایگزین گیاهی و همچنین لبنیات و منابع پروتئین گیاهی و یا مثل تخم مرغ (که حیوان زنده نیست ولی تمام اسید امینههای لازم برای بدن را دارد ) که اتفاقا اتلاف انرژی بسیار کمتری دارد، ادامه حیات دهیم.
حتی با این حال اگر سری به بعضی از کشتارگاهها بیاندازید متوجه خواهید شد که چگونه با زجر و در بدترین حالات ممکن حیوانات بیچاره را در تعداد بسیار زیاد میکشند. حتی اگر خوردن گوشت در حد متعادل را درست بدانیم، در جوامع ما چرا اینقدر در خوردن این گوشت زیاده روی میشود، تقریبا ما هر روز گوشت مرغ میخوریم، بعضی روزها گوشت قرمز. در حالی که لازم نبود جان این حیوانات را بگیریم و میتوانستیم بدون خونریزی و کشتن حیوانات به حیات ادامه دهیم.
ببینید من گفتم استفاده کردن از هر نظر که میشه استفاده از پوست,پشم,گوشت,شیرو...
بحث ما هم ذبح در کشتار گاه نیست,قربانی کردن در اسلام و حج هست.
اگه مصرف گوشت در کشور ما خیلی زیاده,نشون دهنده ی این نست که ما خونریز و قاتل هستیم بخاطره عادات غلت غذایی هست.
گوسفند افریده شده که زندگی کنه و درین زندگی نفعی برای انسان باشه.شما نمیتونید موجودی رو دراین دنیا پیدا کنید که وجودش بدون فایده باشه.
خدا هم امر نکرده که چشمهارو ببندید و فقط گوسفند قربانی کنید,ذبح گوسفند و حیوانات حلال گوشت احکام و قوانین خاص خودش رو داره.
فرق بین گوسفندی که عمر طبیعی میکنه با اونی که کشته میشه در نژادشونه.بعضی نژاد برای شیر دهی و اهداف دیگر استفاده میشه و بعضی پرورش داده میشن برای گوشتشون.
یعنی شما هیچ حیونی رو نمیکشی؟
خب تو طبیعتم قرار نیست همه حیونا به مرگ طبیعی بمیرن
بعضیاشون شکار میشن مگه نه؟
شما چی شده که طرفدار جون گوسفندا هستی ولی اهمیتی برای جون حیوانات موزی و گیلهان و انواع ماهیها نیستی؟ ؟
فقط و فقط باید سر گوسفند و دیگر حیواناتی که خون جهنده دارند رو برید
چون اگر شاه رگشون بریده نشه و خون بدن خالی نشه
کلی بیماری تو رگها و داخل بدن حیوان میمونه و یا اینکه بعدا تبدیل به بیماری تو بدن ما میشه....
نکته مهمی را که در این بحث باید در نظر داشت این است که این جهانی که ما در آن زدگی میکنیم جهان مادی است. از خصوصیات ماده این است که ایجاد تزاحم میکند پس این دنیا، دنیای تزاحم، تصادم و برخورد است. معقولترین کار این است که ما به حوادث عالم با دید عقلانی نظر کنیم نه دید عاطفی. باید دید همه جاننبه داشته باشیم و جزء نگر نباشیم.
به عنوان مثال شما گرگ و خرگوشی را در نظر بگیرید ( یا شیر و آهو و...) گرگ برای این که ادامه حیات بدهد چندین خرگوش را می درد و میکشد و قسمتی از آنها را میخورد. اگر ما شاهد این صحنه باشیم بسیار ناراحت میشویم که خرگوش بیچاره چه گناهی کرده است که باید کشته شود و حق ادامه زندگی و جست و خیز در طبیعت از او سلب شود. اگر این خرگوش دارای چند بچه باشد ناراحتی ما بیشتر میشود. پس در روز بعد اگر مشاهده کنیم که گرگی در کمین خرگوشی است او را فراری میدهیم و از این کار احساس لذت میکنیم که جان خرگوشی را نجات دادهایم. آیار به نظر شما این احساسات، درست است؟
این کار ما از روی احساس است نه عقل. عقل میگوید گرگ برای ادامه زندگی باید روزانه حیوانات دیگری را بکشد و از آنها بخورد. این قانون طبیعت هست.
نباتات و حیوانات برای ادامه حیات نیاز به تغذیه دارندعدهای از حیوانات از گیاهان تغذیه میکنند. حیوانات دیگر میآیند و این حیوانات گیاه خوار را میخورند و.... نهایتا حیوانات و گیاهانی که خوراک دیگر حیوانات نشدهاند خاک میشوند و دوباره وارد این چرخه غذایی میشوند. آیا میتوان گفت در این چرخه غذایی به گیاه یا حیوانی ظلم و ستم شده است؟
انسان نیز جزئی از حیوانات است.( در تعریف انسان می گویییم انسان حیوان ناطق است.) و در این چرخه غذایی قرار دارد. بدن انسان به گونهای آفریده شده است که هم به غذاهای گیاهی نیاز دارد و هم به غذاهای حیوانی(لطفا نگویید بدون خوردن گوشت و تنها گیاهخوار بودن هم میتوان زندگی سالمی داشت، دانشمندان تغذیه میگویند که بدن انسان به تمام طبقات هرم غذایی نیاز دارد.)
پس انسان برای ادامه حیات خودش مجبور است از گوشت عدهای از حیوانات استفاده کند و این اصلا ظلم به آنها نیست.
ضمنا بدن ما احتیاج واجب به گوشت ندارد، ما میتوانیم با جایگزین گیاهی و همچنین لبنیات و منابع پروتئین گیاهی و یا مثل تخم مرغ (که حیوان زنده نیست ولی تمام اسید امینههای لازم برای بدن را دارد ) که اتفاقا اتلاف انرژی بسیار کمتری دارد، ادامه حیات دهیم.
آیا همین حرف را نمیتوان در مورد گیاهان زد؟ ؟ ؟ آیا گیاه موجود زنده نیست؟ آیا حق زندگی ندارد؟ چرا باید او را از زندگی محروم کنیم؟ همان طور که میدانید گیاهان دارای روح نباتی هستند، آیا خودخواهی نیست که ما برای این که خودمان زندگی کنیم زندگی یک موجود زنده (گیاهان) را بگیریم؟ ؟ ؟ ؟
حتی با این حال اگر سری به بعضی از کشتارگاهها بیاندازید متوجه خواهید شد که چگونه با زجر و در بدترین حالات ممکن حیوانات بیچاره را در تعداد بسیار زیاد میکشند. حتی اگر خوردن گوشت در حد متعادل را درست بدانیم، در جوامع ما چرا اینقدر در خوردن این گوشت زیاده روی میشود، تقریبا ما هر روز گوشت مرغ میخوریم، بعضی روزها گوشت قرمز. در حالی که لازم نبود جان این حیوانات را بگیریم و میتوانستیم بدون خونریزی و کشتن حیوانات به حیات ادامه دهیم.
با این قسمت از صحبتهای شما موافقم و این ربطی به اسلام ندارد. در اسلام دستورات دقیق و کاملی در مورد حقوق حیوانات داده است که آگاهی از آنان باعث توجه انسان میشود که حتی در بعضی روایات تصریح شده که انسان به دلیل رعایت نکردن حق حیوانات و آزار و اذیت آنها، مجازات میشود. (برای اطلاع از گوشهای از حقوق حیوانات در اسلام کافی است کمی جستجو کنید به عنوان نمونه این جا (http://www.rasekhoon.net/Article/Show-18154.aspx)را مطالعه کنید.)
همچنین طبق دستورات اسلام، انسان فقط میتواند از گوشت حیوانات حلال گوشت که به طیق شرعی کشته شدهاند استفاده کند. در ضمن در همین گوشتهای حلال هم،از خوردن زیاد گوشت منع شده است و گفته شده است که شکمهای خود را قبرستان حیوانات نکنید و یا این که شغلهایی مانند قصابی باعث قساوت قلب میشود و...
همچنین در اسلام کشتن حیوانات از روی تفریح و سرگرمی حرام است و مسافرت، مسافرت حرام میشود.
در رسالههای عملیه مستحبات و مکروهات در ذبح حیوانات آمده است.
با توجه به اینکه این حیوانات بیچاره که حیات اخروی ندارند، چرا این دو روز دنیا رو ازشون گرفتهایم.
در مورد این که حیوانات درک و شعور دارند یا نه؟ آیا حیات اخروی و حشر دارند؟ و...
در یک تاپیک مستقل باید بحث کرد. در صورت تمایل اگر چنین تاپیکی در کانون نباشد میتوانید یک تاپیک با عنوان حشر حیوانات ایجاد کنید تا مفصل در این مورد بحث شود.
آیا همین حرف را نمیتوان در مورد گیاهان زد؟ ؟ ؟ آیا گیاه موجود زنده نیست؟ آیا حق زندگی ندارد؟ چرا باید او را از زندگی محروم کنیم؟ همان طور که میدانید گیاهان دارای روح نباتی هستند، آیا خودخواهی نیست که ما برای این که خودمان زندگی کنیم زندگی یک موجود زنده (گیاهان) را بگیریم؟ ؟ ؟ ؟
با گیاهان را نمیکشیم ! ثمره انها را میخوریم
مثلا با کندن انار درختی را نکشدهایم!
(البته من تقریبا توجیح شدهام ! به طور کلی اگر اسراف نکنیم البته به معنی واقعی خوردن گوشت اشکالی ندارد.)
چرا اسلام امر به قربانی کردن حیوانات ( انعام ) داده است؟
زیرا عامل اساسی در تکامل انسانها از حیوانات پست تر ( قرده ) همین انعام بوده است.
انعام موجوداتی فرازمینی هستند و خارج از چرخه تکامل خلق شدهاند:
آیه ۷۱ سوره یس: أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّا خَلَقْنا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَیْدینا أَنْعاماً فَهُمْ لَها مالِکُون: آیا ندیدند که ما با دستان خود برای ایشان چهارپایانی آفریدیم که آنها را در اختیار دارند؟
الله در هر کجای قران از واژه ید ( الله ) استفاده فرمودهاند منظورشان این بوده است که این امر خارج از نظام علت و معلولی بوده است، نظامی که خودشان پس از آفرینش آسمانها و زمین بر جهان هستی حاکم فرمودهاند.
آیات ۷۹ و ۸۰ سوره غافر: اللَّهُ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الْأَنْعامَ لِتَرْکَبُوا مِنْها وَ مِنْها تَأْکُلُونَ:خداست کسی که چهارپایان را برای شما پدید آورد تا از برخی از آنها سواری بگیرید و از برخیشان تغذیه کنید.
وَ لَکُمْ فیها مَنافِعُ وَ لِتَبْلُغُوا عَلَیْها حاجَةً فی صُدُورِکُمْ وَ عَلَیْها وَ عَلَی الْفُلْکِ تُحْمَلُون: و در آنها برای شما منافعی است و میتوانید با آنها به حاجتی که در دل دارید برسید، و بر آنها و بر کشتی سوار میشوید.
اگر انسانها از گوشت و لبنیات انعام استفاده نکنند به تدریج نسل اندیشمند و عاقل فعلی بشر بر اثر کوچک شدن مغز در زمره حیوانات قرار میگیرد.
البته انسان باید در تغذیه رعایت اعتدال را داشته باشد و از همه مواد غذایی ذکر شده در قران با نسبتهایی که با تکرار نام آنها در قران مشخص شده است استفاده نماید نه اینکه صرفا گوشتخواری کند.
انعام موجوداتی فرازمینی هستند و خارج از چرخه تکامل خلق شدهاند:
آیه ۷۱ سوره یس: أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّا خَلَقْنا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَیْدینا أَنْعاماً فَهُمْ لَها مالِکُون: آیا ندیدند که ما با دستان خود برای ایشان چهارپایانی آفریدیم که آنها را در اختیار دارند؟
الله در هر کجای قران از واژه ید ( الله ) استفاده فرمودهاند منظورشان این بوده است که این امر خارج از نظام علت و معلولی بوده است، نظامی که خودشان پس از آفرینش آسمانها و زمین بر جهان هستی حاکم فرمودهاند.
در تفسیر نمونه میخوانیم:
جمله ((عملت ایدینا)) (دست ما آن را انجام داده ) کنایه از اعمال قدرت مستقیم پروردگار است، زیرا انسان مهمترین عضوی که با آن اعمال قدرت میکند دستهای اوست، به همین جهت ((ید)) (دست ) کنایه از قدرت است، مثلا کسی میگوید فلان منطقه در دست من است، یعنی در سیطره قدرت من قرار گرفته.
به هر حال ذکر ((ایدی )) به صورت جمع اشاره به مظاهر گوناگون قدرت پروردگار میباشد.
تفسیر نمونه
علامه طباطبایی (ره) میفرمایند:
و مراد از اینکه فرمود: چارپایان از چیرهایی است که دستهای خدا درستش کرده، این است که:
کسی در خلقت آنها شرکت ندارد و خلقت آنها مختص به خداست. پس عبارت ((درست کردن با دستها)) کنایه از اختصاص است.
تفسیر المیزان
الله در هر کجای قران از واژه ید ( الله ) استفاده فرمودهاند منظورشان این بوده است که این امر خارج از نظام علت و معلولی بوده است
هیچ امری خارج نظام علت و معلول نیست حتی معجزهای که پیامبران انجام میدادند.
من پاسخ دوستان را به خصوص کارشناس محترم را علی رغم اینکه پرسش کننده محترم " تقریباً " قانع شدند, قانع کننده ندانستم. مثال چرخه حیات مثال خوبی نیست به دلایل متعدد. نقش من وشما به عنوان بشر در این چرخه ( طبیعت ) جز تخریب چیز دیگری بوده است؟ قیاس کردن کشتن حیوانی توسط گرگ با کشتن حیوانی به دست بشر تفاوت است زمین تا آسمان !!!اگر بدانیم بخشی از شکار حیوانات توسط سایر حیوانات برای کنترل جمعیت انهاست بیراهه نگفتهام. اما چه حاجت به کشتار گوسفند و گوساله توسط بشر؟ برای کنترل جمعیت حیوانات؟ اساساً پاسخهایی که فرمودید به ذهن من چنین متبادر ساخت که ما آدمیان ( اعم از مسلمان یا غیر مسلمان) که البته وجه غالب آن مسلمان , مرتکب یک امری میشویم سپس به دنبال ادله هستیم. یعنی اول به دنبال خواسته خود هستیم سپس به دنبال یک دلیل برای توجیه آن. ببینید در همین سوال مطرح شده النهایه پاسخ این بود که بشر برای بقای خودش حیوان را میکشد ( لذت مادی).
در جایی دیگر حدیثی را روایت فرمودید با مضمون اینکه مثلاً شغل قصابی قساوت قلب به همراه دارد.
چرا؟ چرا چنین است؟ مگر قصابها بر طبق شریعت اسلام ذبح نمیکنند؟ پس میبینید که با وجود رعایت شریعت اسلام در ذبح ( که البته موضوع اصلی این نیست ولی مرتبط) انسان درنده خو میشود.
خلاصه کلام اینکه ما ابنائ بشر حیوانات را شکار میکنیم تنها برای لذت مادی و هیچ دلیل دیگری هم ندارد. من شخصاً معتقدم به جهت اینکه حیوان در هنگام ذبح درد میکشد کاری غیرعقلایی را مرتکب میشویم ونپرسید که آیا گوشت نمیخوری؟ ماهی نمیخوری؟ چرا برادر اینها را میخورم. اما نمیدانستم. اندیشه کردم. فهمیدم ودیگر نخواهم خورد.
نکته مهمی را که در این بحث باید در نظر داشت این است که این جهانی که ما در آن زدگی میکنیم جهان مادی است. از خصوصیات ماده این است که ایجاد تزاحم میکند پس این دنیا، دنیای تزاحم، تصادم و برخورد است. معقولترین کار این است که ما به حوادث عالم با دید عقلانی نظر کنیم نه دید عاطفی. باید دید همه جانبه داشته باشیم و جزء نگر نباشیم.
من پاسخ دوستان را به خصوص کارشناس محترم را علی رغم اینکه پرسش کننده محترم " تقریباً " قانع شدند, قانع کننده ندانستم. مثال چرخه حیات مثال خوبی نیست به دلایل متعدد. نقش من وشما به عنوان بشر در این چرخه ( طبیعت ) جز تخریب چیز دیگری بوده است؟
منظورتان از انسان کدام انسان است؟ انسانی که اسراف میکند و اهل افراط است؟ مسلما افراط در مصرف و استفاده ناصحیح باعث تخریب میشود. اما همانگونه که در پستهای قبل هم توضیح دادیم اسراف در همه موارد از جمله کشتار حیوانات اصلا مورد قبول اسلام نیست و اسلام حقوق زیادی را برای حیوانات حتی در لحظه ذبح قائل شده است.
قیاس کردن کشتن حیوانی توسط گرگ با کشتن حیوانی به دست بشر تفاوت است زمین تا آسمان !!!اگر بدانیم بخشی از شکار حیوانات توسط سایر حیوانات برای کنترل جمعیت انهاست بیراهه نگفتهام. اما چه حاجت به کشتار گوسفند و گوساله توسط بشر؟ برای کنترل جمعیت حیوانات؟
اولا یکی از دلایل کشتار حیوانت توسط یکدیگر در طبیعت کنترل جمعیت آنها است. اما این تنها یکی از علتها است و به قول معروف علت ناقصه است نه علت تامه.
ثانیا انسانهای زیادی در طول تاریخ توسط حیوانات کشته شدهاند و بسیاری از مواقع حیوانات وحشی آنها را خوردهاند آیا آن حیوانات برای کنترل جمعیت انسان، انسانها را میکشند و میخورند؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
ثالثا انسانها خودشان حیوانات حلال گوشت را پرورش میدهند و از آنها به اندازه نیازشان مصرف میکنند.(شرایط را برای افزایش جمعیت آن حیوانات فراهم میکنند و بعد از آنها برای نیازهایشان استفاده میکنند.)
النهایه پاسخ این بود که بشر برای بقای خودش حیوان را میکشد ( لذت مادی).
وخلاصه کلام اینکه ما ابنائ بشر حیوانات را شکار میکنیم تنها برای لذت مادی و هیچ دلیل دیگری هم ندارد.
اولا انسان از دو بعد جسمانی و روحانی تشکیل شده است و هر بعد نیازها و خواستههایی دارد که باید برآورده شود.
ثانیا مگر لذت مادی بد است و نباید کاری را به خاطر لذت مادی انجام داد. مثلا آیا خوابید یک نوع لذت مادی نیست؟ آیا رابطه زناشویی یک نوع لذت مادی نیست؟ و....
لذت مادی به خودی خود بد و ناپسند نیست بلکه آنچه مذموم است غرق در لذات مادی شدن است. این که انسان گمان کند فقط برای این زندگی میکند که از لذتهای مادی بهره بجوید و تمام هدفش تدمین لذات مادی اش باشد.
اما لذتهای مادی در حد معقول و به دور از افراط کار مذموم نیست حتی در بهشت نیز لذتهای مادی وجود دارد.
من شخصاً معتقدم به جهت اینکه حیوان در هنگام ذبح درد میکشد کاری غیرعقلایی را مرتکب میشویم
چون حیوان درد میکشد کار غیر عقلانی است؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ !!!
پس هر چیزی که باعث درد در موجود زندهای بشود غیر عقلانی است !!!! به عنوان مثال عمل جراحی هم که باعث درد در انسان میشود کاری غیر عقلانی است!
تذکر: همان گونه که چندین باره اشاره کردم اسلام حقوق خاصی برای حیوانات در نظر گرفته است از جمله این که کاردی را که میخواهند حیوان را با آن ذبح کنند تیز باشد و کند نباشد و یا این که حیوان را جلوی حیوان دیگری سر نبرند و....
ونپرسید که آیا گوشت نمیخوری؟ ماهی نمیخوری؟ چرا برادر اینها را میخورم. اما نمیدانستم. اندیشه کردم. فهمیدم ودیگر نخواهم خورد.
آیا همین حرف را نمیتوان در مورد گیاهان زد؟ ؟ ؟ آیا گیاه موجود زنده نیست؟ آیا حق زندگی ندارد؟ چرا باید او را از زندگی محروم کنیم؟ همان طور که میدانید گیاهان دارای روح نباتی هستند، آیا خودخواهی نیست که ما برای این که خودمان زندگی کنیم زندگی یک موجود زنده (گیاهان) را بگیریم؟ ؟ ؟ ؟
شما حتی اگر از میوه و ثمره درختان را استفاده کنید باز باعث آزار گیاهان و صدمه زدن به آنها شدهاید زیرا جزئی از آنها را جدا کردهاید.و چه بسا باعث از بین رفتن و مرگ گیاه میشوید. مثلا هویج و سیب زمینی ریشه گیاه هستند و.....
پس با این دید و طرز تفکر انسان نباید هیچ چیزی را بخورد زیرا هرچه بخواهد بخورد بالاخره حق حیات را از موجود زندهای میگیرد خواه آن موجود زنده گیاه باشد و خواه حیوان.
تذکر: فراموش نکنیم که میلیونها حیوان در روی این کره خاکی زندگی میکنند. از این تعداد حیوان، چند عدد حلال گوشت هستند و خوردن آنها را شرع اجازه داده است؟ اکثریت حیوانات گوشتشان حرام است و شرع خوردن آنها را اجازه نداده است.
حتی این حیوانات حلال گوشت هم باید به طریقه خاصی کشته شوند تا گوشتشان حلال شود.
پرسش:چرا اسلام امربه قربانی کردن حیوان کرده است؟ این حیوان چه گناهی کرده است که باید از لذت دنیوی محروم شود؟ آیا در اسلام انسان حق هر گونه تصرف به حیوانات را دارد؟
پاسخ:در پاسخ باید به نکات ذیل توجه کرد:
۱- در قرآن تصریح شده است که خداوند همه آنچه در آسمان و زمین است را مسخر انسان کرده است.
۲- به حوادث عالم با دید عقلانی نظر کنیم نه دید عاطفی.(باید دید همه جانبه داشته باشیم و جزء نگر نباشیم.)
۳-شکی نیست که نباتات و حیوانات برای ادامه حیات نیاز به تغذیه دارند.عدهای از حیوانات از گیاهان تغذیه میکنند. حیوانات دیگر میآیند و این حیوانات گیاه خوار را میخورند و.... نهایتا حیوانات و گیاهانی که خوراک دیگر حیوانات نشدهاند خاک میشوند و دوباره وارد این چرخه غذایی میشوند. آیا میتوان گفت در این چرخه غذایی به گیاه یا حیوانی ظلم و ستم شده است؟
۴- انسان دارای بعد جسمانی و روحانی است. جسم انسان دارای نیازهایی است که یکی از این نیازها، نیاز به پروتئین و موادی است که در گوشت حیوانات قرار دارد.برآورده کردن این نیاز از راهی که توسط خالق هستی بیان شد است ظلم محسوب نمیشود.
۵- اگر گفته شود خوردن گوشت حیوانات ظلم به حیوان است، همین حرف را میتوان در مورد خوردن گیاهان هم زد.(خوردن گیاه باعث گرفتن حق حیات از گیاه میشود و ظلم به گیاه محسوب میشود !!!!!!!!!)در این صورت انسان چگونه باید تغذیه کند؟ ؟ ؟
۶-اسلام برای حیوانات حقوقی را در نظر گرفته است در بعضی روایات تصریح شده که انسان به دلیل رعایت نکردن حق حیوانات و آزار و اذیت آنها، مجازات میشود.
۷- انسان فقط میتواند از حیوانات حلال گوشتی که به طریق شرعی کشته شدهاند، تغذیه کند.از دیدگاه روایات،اسراف و زیاده روی در مصرف گوشت مذموم است.







