فرهنگ مصادیق:پرهیز از خودپسندی منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام
نوشته شده توسط محمد علی محسن زاده
محتویات
مقدمه
و ایاک و الاعجاب بنفسک واﻟﺛﻗﺔ بما یعجبک منها و حب الاطراﺀ فان ذلک من ﺃوثق فرص الشیطان فی نفسه للیمحق ما یکون من احسان المحنین.
و ایاک والمن علی رعیتک باحسانک ﺃو التزید فیما کان من فعلک ﺃو ان تعدهم فتتبع موعدک بخلفک فان المن یبطل الاحسان و التزید یذهب بنور الحق و الخلف یوجب المقت عند الله و الناس.قال الله تعالی:
و ایاک واﻟﻌﺠﻟﺔ بالامور قبل ﺃو آن ها ﺃو التسقط فیها عند امکان ها ﺃو اﻟﻟﺠاﺠﺔ فیها اذا تنکرت ﺃو الوهن عنها اذا استوضحت فضع کل ﺃمر ﻤﯡﺿﻌﺔ و ﺃوقع کل ﺃمر موقعه.
مبادا هرگز دچار خود پسندی گردی و به خوبی های خود اطمینان کنی و ستایش را دوست داشته باشی که همه این ها از بهترین فرصت های شیطان در نظر او برای هجوم و نابودی کردار نیک نیکوکاران است.
مبادا هرگز با احسان و خدمت هایی کهانجام دادی یر مردم منت گذاری یا آنچه را انجام داده ای بزرگ بشماری یا مردم را وعده ای بدهی سپس خلف وعده کنی منت نهادن پاداش نیکوکاری را از بین می برد و کاری را بزرگ شمردن نور حق را خاموش گرداند.و عمل خلاف وعده، خشم خدا و مردم را بر می انگیزد زیرا خدای بزرگ فرمود:. مبادا هرگز در کاری که وقت آن نرسیده است شتاب کنی یا در کاری که وقت آن رسیده است سستی ورزی یا در چیزی که(حقیقت آن)روشن نیست ستیز کنی و یا در کارهای آشکار کوتاهی کنی.تلاش کن تا هر کاری را در جای خود و در زمان مخصوصش انجام دهی.
نکته ها و حکمت ها
1-پرهیز از خود پسندی و خود بزرگ بینی
2-اطمینان نکردن به امور خویشایند
3-علاقه نبستن به ستایش دیگران
4-منت نگذاشتن در کارها
5-پرهیز از بزرگ نمایی در کارها
6-دوری از خلف وعده
7-انجام به هنگام و به موقع کارها
8-پرهیز از شتاب درکارها
9-کوتاهی نکردن هنگام فراهم آمدن امکان انجام امور
10-لجاجت نکردن هنگام نا مشخص بودن امور.
انتظارات-باید ها و نیاید ها(اهداف رفتاری برای مدیرو فرمانده)
1-از هرگونه خود پسندی و خود بزرگ بینی دوری کند
2-به صرف اینکه شیفته چیزی شده است به آن اطمینان نکند
3-به ستایش دیگران علاقه نشان ندهد
4-به خاطر خدماتی که انجام می دهد منت نگذارد
5-کارهای خود را بزرگ نشان ندهد
6-از وعده های خود تخلف نکند
7-از شتاب در کارها قبل از رسیدن موعد آن بپرهیزد
8-از کوتاهی در انجام کارها هنگام فراهم آمدن امکان انجام آن ها خودداری کند
9-از هرگونه لجاجت هنگام نامشخص بودن امور دوری کند
10-هر کاری را در جا و موقع مناسب و خاص خود انجام هد
شواهد از روایات امام
1-
2- <<شتاب برای ادراک کار خدا اصلاح آن است>>
3-
4-<<و ان من استخف حالات الولاﺓ عند صالح الناس ﺃن یظن بهم حب الفخر و یوضع ﺃمرهم علی الکبر و قد کرهت ﺃن یکون جال فی ظنکم ﺃنی ﺃحب الاطراﺀ و استماع الثناﺀ و لست بحمد الله کذلک و لو کنت احب ﺃن یقال ذلک لترکته انحطاطا لله سبحانه عن تناول ما هو احق به من اﻟﻌﻆﻤﺔ و الکبریا و ربما استحلی الناس الثنا بعد البلا فلا تثنوا علی بجمیل ثناﺀ لاخراجی نفسی الی الله سبحانه و الیکم من اﻟﺗﻗﻴﺔ
فی حقوق لم افرغ من ﺃدائها و فرائض لابد من امضائها فلا تکلمونی بما تکلم به الجبابرﺓ و لا تتحفظوا منی بما یتحفظ به عند ﺃهل البادرﺓ و لا تخالطونی بالمصاﻧﻌﺔ و لا تظنوا بی استثقالا فی حق قیل لی و لا التماس اعظام لنفسی فانه من استثقل الحق ﺃن یقال له ﺃو العدل ﺃن یعرض علیه کان العمل بهما اثقل علیه فلا تکفوا عن مقاﻟﺔ بحق ﺃو مشورﺓبعدل فانی لست فی نفسی بفوق ﺃن ﺃخطی و لا آمن ذلک من فعلی الا ﺃن یکفی الله من نفسی ما هو ﺃملک به منی فانما ﺃنا و انتم عبید مملوکون لرب لا رب غیره یملک من ﺃنفسنا و ﺃخرجنا مما کنا فیه لی ما صلحنا علیه ﻔﺃبدلنا بعد اﻟﺿﻟاﻟﺔ بالهدی و اعطانا البصیرﺓ بعد العمی>>.
<< از سخیف ترین حالات والیان نزد مردم این است که مردم گمان می کنند آنان به فخر و مباهات علاقه دارند و بنای کار خود بر کبر و غرور می نهند.بدم می آید که چنین گمان می کنید من جویای ثنا و ستایشم و سپاس خدا را که چنین نیستم اگر هم دوست داشتم که مرا بستایند به سبب فروتنی در برابر پروردگارم.آن را ترک می کردم زیرا تنها اوست که سزاوار عظمت و کبریاست.
بسیار پیش می آید که مردم پس ازانجام کار مهمی می خواهند که آنان را بستایند ولی مرا به سبب فرمانبرداری ام از خدا و رفتار نیکویی که با شما داشته ام به نیکی میستایید زیرا هنوز حقوقی هست که ادا نکرده ام و فرایظی بر گردن دارم که باید آن ه را به جا آورم آن گونه که با جباران سخن می گویند با من سخن مگویید و آن چه را از مردم خشمگین هنگام خشمشان پنهانمی دارند از من پنهان مدارید به چاپلوسی و تملق نیز با من رفتار مکنید و مپندارید که گفتن حق بر من گران می آید و نمی خواهم که مرا بزرگ انگارید زیرا هرکه شنیدن حق بر
او گران آید یا نتواند اندرز کسی را در باب عدالت بشنود عمل کردن به حق و عدالت بر او دشوارتر است پس با من از گفتن حق یا رای زدن به عدل باز نایستید زیرا من در نظر خود بزرگ تر از آن نیستم که مرتکب خطا نشوم ودر اعمال خود از خطا ایمن باشم مگر آن که خدا مرا در آن چه با نفس من رابطه دارد کفایت کند زیرا او توانا تر از من به من است م و شما بندگانی در دست قدرت پروردگاری هستیم که پرورش دهنده ای جز او نیست او در آن چه اختیارش را نداریم صاحب اختیار ماست اوست که ما را از آن چه در آن غوطه وریم بیرون می کشد و به راهی که صلاحمان در آن است می برد او بود که پس از گمراهی ما را هدیت کرد و پس از نابینایی بینایی بخشید>>.
5-.
.
مطالب اضافه شده به متن اصلی
منت گذاری
تعریف لغوی : به معنی اینکه کسی نسبت به دیگری نیکی و احسانی انجام دهد سپس به رخ او بکشد و او را سرزنش کند آمده است .
تعریف اصطلاحی ـ به معنای نعمت و نیکی آمده مانند : وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلَیْک مَرَّةً أُخْرَی سوره طه : آیه 37
و بار دیگر هم در حق تو نیکی کرده بودیم . (منت خداوند به دیگران احسان و نعمت است) و یکی از اسماء الهی ، منّان است .
ولی بیشتر به این معنی است کسی به دیگری احسان و نیکی کند و بعد به رخ او بکشد و او را سرزنش و اذیت کند و این از صفات ناپسندی است که آیات و روایات فراوانی آن رامذمت کردند .
آیات
قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صدَقَةٍ یَتْبَعُها أَذیً
سخنی نیکو با پرده پوشی یا عذر خواهی از صدقه ای که آزاری در پی دارد بهتر است .
وَلا تَمْنُن تَستَکْثرُ
منت مگذار ، و فزونی مطلب .
همانگونه که در حدیث آمده است که امام صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه فرمود :
وَ قَالَ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَلا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ قَالَ لَا تَسْتَکْثِرْ مَا عَمِلْتَ مِنْ خَیْرٍ لِلَّهِ
کار نیکی را که برای خدا انجام می دهی هرگز زیاد مشمر .
2 ـ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَلَهُمْ فی سبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنًّا وَلا أَذًی لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ
کسانی که اموال خـود را در راه خـدا انفاق می کنند ، سپـس به دنبال انفاقی که کرده اند ، منت نمی گذارند و آزاری نمی رسانند ، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است ، و نه ترسی دارند ، و نه غمگین می شوند .
از این آیه به خـوبی استفاده می شود که انفاق در راه خدا در صورتی در پیشگاه پـروردگار مورد قبول واقع می شود که به دنبال آن منت و چیزی که موجب آزار و رنجش نیازمندان است ، نباشد .
بنابر این کسانی که در راه خـداوند بذل مال می کنند ولی به دنبال آن منت می گذارند یا کاری که موجب آزار و رنجش است می کنند در حقیقت با این عمل ناپسند اجر و پاداش خود را از بین می برند .
آنچه در این آیه بیشتر جلب توجه می کند این است که قرآن در واقع سرمایه زندگی انسان را منحصر به سرمایه های مادی نمی داند ، بلکه سرمایه های روانی و اجتماعی را نیز به حساب آورده است .
کسی که چیزی به دیگری می دهد و منتی بر او می گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل می سازد ، در حقیقت چیزی به او نداده است زیرا اگر سرمایه ای به او داده سرمایه ای هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست های روحی به مراتب بیش از مالی باشد که به او بخشیده است .
بنابر این اگر چنین اشخاصی اجر و پاداش نداشته باشند کاملا طبیعی و عادلانه خواهد بود بلکه می توان گفت چنین افراد در بسیاری از موارد بدهکارند نه طلبکار زیرا آبروی انسان به مراتب برتر و بالاتر از ثروت و مال است .
نکته دیگر اینکه منت گذاردن و اذیت کردن در آیه با کلمه (ثم) که معمولا برای فاصله بین دو حادثه (و به اصطلاح برای تراخی) است ذکر شده بنابر این معنی آیه چنین می شود کسانی که انفاق می کنند و بعدا منتی نمی گذارند و آزاری نمی رسانند پاداش آنها نزد پروردگار محفوظ است .
و این خود می رساند که منظور قرآن تنها این نیست که پرداخت انفاق مؤدبانه و محترمانه و خـالی از منت باشد بلکه در زمانهای بعد نیز نباید با یادآوری آن منتی بر گیرنده انفاق گذارده شود ، و این نهایت دقت اسلام را در خدمات خالص انسانی می رساند .
باید توجـه داشت که منت و آزاری که موجـب عدم قبول انفاق می شود اخـتصاص به مستمندان ندارد بلکه در کارهای عمومی و اجتماعی از قبیل جـهاد در راه خـدا و کارهای عام المنفعه که احتیاج به بذل مال دارد نیز رعایت این موضع لازم است .
جـمله لهم اجـرهم عند ربهم به انفاق کنندگان اطمینان می دهد که پاداششان نزد پـروردگار محفوظ است تا با اطمینان خاطر در این راه گام بردارند زیرا چیزی که نزد خدا است نه خطر نابودی دارد و نه نقصان ، بلکه تعبیر (ربهم) پروردگارشان ، ممکن است اشاره به این باشد که خداوند آنها را پرورش می دهد و بر آن می افزاید .
جـمله و لا خـوف علیهم و لا هم یحزنون ، اشاره به این است که آنها هیچ نوع نگرانی نخواهند داشت ، زیرا خوف ، همانگونه که در سابق هم اشاره شد نسبت به امور آینده است ، و حزن و اندوه ، نسبت به امور گذشته ، بنابر این با توجه به اینکه پاداش انفاق کنندگان در پیشگاه خدا محفوظ است ، نه از آینده خود در رستاخیز ترسی دارند و نه از آنچه در راه خدا بخشیده اند ، اندوهی به دل راه می دهند .
بعضی نیز گفته اند آنها ترسی از فقر و کینه و بخل و مغبون شدن ندارند و نه غمی از آنچه انفاق کرده اند . حدیثی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) آمده : کسی که به فرد با ایمانی نیکی عطا کند ، سپس او را با سخـنی آزار دهد ، یا منتی بر او بگذارد ، به یقین انفاق خـود را باطل کرده است .
ولی آنها که چنین نکرده اند ، بیمی از باطل شدن انفاقها به خود راه نمی دهند ، اسلام در این زمینه به قدری دقیق است که بعضی از علماء پیشین گفته اند : هر گاه انفاقی به کسی کنی و بدانی که سلام کردن تو به او ، بر او سخت و گران است و یاد آور خاطره بخشش ، بر او سلام نکن .
یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا تُبْطـِلُوا صدَقَتِکُم بِالْمَنِّ وَالاَذَی کالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الاَخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکهُ صلْداً لا یَقْدِرُونَعَلی شیْءٍ مِّمَّا کسبُوا وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ
ای کسانی که ایمان آورده اید ! بخـششهای خـود را با منت و آزار ، باطل نسازید ! همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم ، انفاق می کند ، و به خـدا و روز رستاخیز ، ایمان نمی آورد ، (کار او) همچون قطعه سنگی است که بر آن ، (قشر نازکی از) خاک باشد ، (و بذرهایی در آن افشانده شود ،) و رگبار باران به آن برسد ، (و همه خاکها و بذرها را بشوید ،) و آن را صاف (و خالی از خاک و بذر) رها کند . آنها از کاری که انجام داده اند ، چیزی به دست نمی آورند ، و خداوند ، جمعیت کافران را هدایت نمی کند .
تفسیر : دو مثال جالب در مورد انگیزه های انفاق
در آیه ، نخـست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاقهای خود را به خاطر منت و آزار ، باطل و بی اثر سازند .
سپـس دو مثال جالب برای انفاقهای آمیخته با منت و آزار و ریاکاری و خودنمائی و همچنین انفاقهائی که از ریشه اخلاص و عواطف دینی و انسانی سرچشمه گرفته بیان می کند .
می فرماید : ای کسانی که ایمان آورده اید ! بخـششهای خـود را با منت و آزار باطل نسازید یا ایها الذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن والاذی .
سپس این عمل را تشبیه به انفاقهائی که توأ م با ریاکاری و خودنمائی است می کند ، می فرماید : این همانند کسی است که مال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می کند و ایمان به خـدا و روز رستاخیز ندارد کالذی ینفق ماله رئاء الناس ولا یؤمن بالله والیوم الاخر .
و بعد می افزاید : کار او همچون قطعه سنگ صافی است که بر آن قشر نازکی از خاک باشد و بذرهایی در آن افشانده شود و باران درشت به آن برسد ، (و خاک و بذرها را بشوید) وآن را صاف رها سازد آنها از کاری که انجام داده اند چیزی به دست نمی آورند فمثله کمثل صفوان علیه تراب فاصابه وابل فترکه صلدا لا یقدرون علی شیء مما کسبوا .
چه تعبیر لطـیف و رسا و گویائی ؟ ! قطعه سنگ محکمی را در نظر بگیرید که قشر رقیقی از خاک روی آن را پوشانده باشد و بذرهای مستعدی نیز در آن خاک افشانده شود و درمعرض هوای آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد ، سپس باران دانه درشت پر برکتی بر آن ببارد ، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است ، ولی به خاطر یک کمبود ، همه چیزاز بین می رود و این باران کاری جز این نمی کند که آن قشر باریک را همراه بذرها می شوید و پـراکنده می سازد و سنگ سخـت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهی بر آن نمی روید با قیافه خشونت بارش آشکار می سازد ، چرا که بذرها در محل نامناسبی افشانده شده بود ، ظاهری آراسته و درونی خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکی از خـاک روی آن را گرفته بود ، در حالی که پـرورش گیاه و درخـت نیاز به خاک عمیقی دارد که برای پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد .
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاقهای آمیخته با منت و آزار که از دلهای سخت و قساوتمند سرچشمه می گیرد و صاحبانش هیچ بهره ای از آن نمی برند و تمام زحماتشان بر بادمی رود .
و در پـایان آیه می فرماید : و خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند والله لا یهدی القوم الکافرین .
اشاره به اینکه خداوند توفیق هدایت را از آنها می گیرد چرا که با پای خود ، راه کفر و ریا و منت و آزار را پـوییدند ، و چنین کسانی شایسته هدایت نیستند ، و به این ترتیب انفاقهای ریائی و آمیخته با منت و آزار ، همه در یک ردیف قرار گرفته اند .
روایات
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَّالِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْعُجْبِ الَّذِی یُفْسِدُ الْعَمَلَ فَقَالَ الْعُجْبُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ یُؤْمِنَ الْعَبْدُ بِرَبِّهِ فَیَمُنَّ عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَلِلَّهِ عَلَیْهِ فِیهِ الْمَنُّ
علی ابن سوید از امام رضا علیه السلام سؤال میکند که عجب و خودپسندی چیست ? امام فرمودند عجب درجاتی دارد یکی از درجاتش این است کسی به خدا ایمان بیاورد سپس بر خدا منت نهد که ایمان آورده در حالی که خداوند بر او منت نهاده خداوند اسباب ایمان آوردن او را برایش مهیا نموده است
مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَی عَنْ غِیَاثٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَی کَرِهَ لِی سِتَّ خِصَالٍ وَکَرِهْتُهَا لِلْأَوْصِیَاءِ مِنْ وُلْدِی وَأَتْبَاعِهِمْ مِنْ بَعْدِی مِنْهَا الْمَنُّ بَعْدَ الصَّدَقَةِ
رسولخدا صلی الله علیه و آله : خداوند تبارک و تعالی ناپسند شمرد بر من شش خصلت را و من این شش خـصلت را بر فرزندان و پیروانم ناپسند شمردم یکی از اینها منت نهادن بعد از صدقه است .
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الْمَنُّ یَهْدِمُ الصَّنِیعَةَ
امام صادق علیه السلام : منت نهادن ارزش نیکیها را از بین میبرد .
تحف العقول نهج ، [ نهج البلاغة ] فِی وَصِیَّتِهِ علیه السلام لِلْأَشْتَرِ وَإِیَّاکَ وَالْمَنَّ عَلَی رَعِیَّتِکَ بِإِحْسَانِک
علی علیه السلام : در وصیت به مالک اشتر میفرمایند : مبادا بخاطر نیکی که انجام میدهی بر مردم منت نهی .
وَبِإِسْنَادِهِ عَنْ شُعَیْبِ بْنِ وَاقِدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ زَیْدٍ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ علیه السلام عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله فِی حَدِیثِ الْمَنَاهِی قَالَ وَمَنِ اصْطَنَعَ إِلَی أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَثَبَّتَ وِزْرَهُ وَلَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ علیه السلام یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَی الْمَنَّان
رسولخـدا صلی الله علیه و آله : در حدیث مناهی میفرمایند : کسی که کار نیکی برای برادر دینی خویش انجام دهد سپس بر او منت نهد خداوند اجر و ثواب کارش
نابود میکند و وزر و گناهش برایش میماند ؛ سپس حضرت فرمودند : خدای بزرگ میفرماید : منت گذار را از بهشت محروم کردم .
وَفِی الْخـِصَالِ عَنِ الْخَلِیلِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ خُزَیْمَةَ عَنْ أَبِی مُوسَی عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ سُفْیَانَ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ مُسْهِرٍ عَنْ خَرَشَةَ بْنِ الْحُرِّ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه وآله قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ الْمَنَّانُ الَّذِی لَا یُعْطِی شَیْئاً إِلَّا بِمِنَّةٍ
رسولخدا صلی الله علیه و آله : سه گروه خدا با آنها صحبت نمیکند یکی از آنها منتگذاری که هر چه به دیگری میبخشد بر او منت مینهد .
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله مَنْ أَسْدَی إِلَی مُؤْمِنٍ مَعْرُوفاً ثُمَّ آذَاهُ بِالْکَلَامِ أَوْ مَنَّ عَلَیْهِ فَقَدْ أَبْطَلَ اللَّهُ صَدَقَتَهُ
سولخدا صلی الله علیه و آله : کسی که کار نیکی برای مؤمنی انجام دهد سپس با کلامی او را اذیت کند یا بر او منت نهد خداوند صدقه او را باطل میکند .
عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِیَادٍ عَنْ جـَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام قَالَ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ الْعَاقُّ لِوَالِدَیْهِ وَمُدْمِنُ الْخَمْرِ وَمَنَّانٌ بِالْفِعَالِ لِلْخَیْرِ إِذَا عَمِلَهُ
امام باقر علیه السلام : به بهشت نمیرود کسی که عاق والدین است و کسی که شارب الخمر است و کسی که هر کار خیری را انجام میدهد همراه با منت است .
نکوهش منّت نهادن و ایذاء در صدقه
سزاوار است که صدقه دهنده از منّت نهادن و ایذاء بپرهیزد .
منّت نهادن ، این است که خود را نیکوکار ببیند ، و از لوازم آن : آشکارا انفاق کردن است و باز گفتن آن ، واداشتن توقّع پـاداش مانند سپاسگزاری و خدمت و تعظیم و اطاعت . و ایذاء (آزردن) ، آنست که او را سرزنش و ملامت کند و سبک شمارد و به خدمت گیرد ، و با او بدزبانی کند و روی ترش نماید و پرده وی بدرد .
معنی ایذاء و همچنین لوازم و نتایج ظاهری منّت نهادن روشن است . امّا منّت نهادن باطنی ، یعنی خود را نیکوکار دیدن ، از اینجا معلوم می شود که بعد از دادن صدقه بیش از پیش بعید بداند که گیرنده صدقه به او خیانت کند .
و امّا علاج منّت نهادن : این است که بفهمد در حقیقت آن فقیر گیرنده ، نیکوکار است ؛ زیرا او را به ثواب می رساند و از عذاب نجات می دهد ، و در گرفتن حقّ خدای تعالی نائب اوست ، که آن را به فقیر احاله کرده تا به وعده روزی که به وی داده وفا شود .
و علاج آزردن فقیر : این است که بداند که سبب آن زیاد شمردن عطا و صدقه خود و کراهت داشتن از انفاق مال و تکبّر بر فقیر گیرنده به سبب بهتر دانستن خود از اوست ، از این روکه خـود را بی نیاز و او را نیازمند می بیند ، و همه این ها جـهل و حماقت است . امّا زیاد و بزرگ شمردن عطـا و صدقه از این جـهت جهل است که آنچه می دهد در مقابل آنچه از رضای خدا و ثواب آخرت می طلبد بسیار اندک و ناچیز است . و انسان عاقل چگونه چیز اندک فانی خـود را در مقابل پـاداش عظـیم و جـاوید بزرگ می شمارد . و امّا کوچک شمردن فقیر ، درحالی که ـ چنانکه گذشت ـ فقیر از غنیّ برتر است ، پس چگونه خود را بهتر از او می بیند ؟ و در برتری فقیر همین بس که خـدای سبحان غنی را مسخـّر فقیر کرده ، به اینکه مال را با کوشش و رنج به دست آورد ، و در محافظت آن سعی نماید ، و به قدر نیاز فقیر به وی برساند . پـس در حقیقت غنی خـادم فقیر در جـستجـوی مال است علاوه بر اینکه آنچه از مال ستوده است برای فقیر ، و آنچه نکوهیده است از قبیل تحمّل مشقّت و به گردن گرفتن مظلمه و حفظ اضافات تا هنگام مرگ و خوردن دشمنان ، بر غنیّ است .
و بالجـمله : خـردمند پـس از تأمّل و اندیشه ، می داند که آنچه می دهد در مقابل آنچه می گیرد اندک است ، و در حقیقت فقیر به وی نیکی می کند .
امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود : (هر که بداند که آنچه می کند به خود می کند ، در تشکّر از مردم درنگ روا نمی دارد ، و دوستی آنها را کم نمی شمرد ، پس از دیگران سپاسگزاری آنچه به نفع خود داده ای و آبروی خویش را حفظ کرده ای مخواه ، و بدان که کسی که حاجتی از تو می خواهد آبروی خود را بیش از آبروی تو گرامی نداشته ، پس آبروی خود را گرامی دارو حاجت او را رد مکن) . و کسی که از منّت نهادن و آزردن دوری می جـوید باید هنگام عطا و انفاق برای فقیر تواضع کند ، و صدقه را در پیش او گذارد ، و نزد او بایستد ، یا دست خود را بگشاید تا فقیر بردارد ، به طوری که دست فقیر [ که دست خداست ] بالا باشد .
پنجم آنکه : از منّت نهادن بر فقیر و ایذای او دوری کند . و عطائی که به کسی نماید از صفحه خاطر محو سازد ، تا در دفتر حسناتش ثبت گردد ، که اگر از این صفت خبیثه اجتناب نکند . صدقه او باطل ، و عاطل می ماند .
همچنان که حق ـ سبحانه و تعالی ـ می فرماید که : یا أَیُّهَا الَّذی نَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَق اتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالاَذی سوره بقره : آیه 264 یعنی : ای مؤمنان باطـل مسازید صدقات خود را به منت نهادن و آزار دادن . و از سیّد انام مروی است که : کسی که با برادر مؤمن خـود نیکی کند و بر او منت نهد خـدای ـ تعالی ـ عمل او را از درجـه اعتبار ساقط سازد . و او را بر گناه خـود بگیرد . و سعی او را نپـذیرد . و منت نهادن ، این است که : همچنین داند که به آن فقیر احسانی نموده . و علامت ظـاهری آن ، این است که : در نزد مردم زبان به اظـهار آن گشاید وآن را نقل کند ، و از آن راه ، از فقیر چشم داشت ثنا و تعظیم و فرمانبرداری داشته باشد .
و علامت باطنی آن ، این است که : بعد از عطا ، از آن فقیر خلاف ادبی یا خیانتی نسبت به آن شخـص واقع شود استبعاد نماید زیادتر از آنچه پیش از عطا استبعاد می نمود . و ایذا ، آن است که : او را سرزنش و ملامت کند . و پرده او را بدرد . و رو به او ترش نماید . و او را خفیف کند . و از مجالست آن عار داشته باشد . و خود را عالی تر از او داند . و کسی که مبتلا به این مرض باشد باید خود را از آن خلاص سازد .
علاج منت گذاردن و ایذای فقیر
و اما علاج خـلاصی از منت گذاردن ، آن است که : بداند که فی الحقیقه فقیر ، احسان نسبت به او کرده که صدقه او را قبول نموده ، و موجـب رستگاری او گردیده است . پس بایددهنده ، ممنون فقیر باشد . و بداند که : ـ همچنان که در حدیث وارد است ـ دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست . و آنچه به فقیر می رسد همانا که به خدا رسیده است .
و از این جـهت ، سنّت است که : آنکه صدقه می دهد دست خود را ببوسد . و دست خود را بر بالای دست فقیر نگذارد . بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر بردارد . و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خـداست و از او چیزی قبول می کند ؟ و با همه این ها خـدا هر صدقه را چندین مقابل عوض در دنیا و آخرت وعده فرموده است .
پـس اگر توقع و امید آن را ندارد زهی احمق که مال خـود را به عبث ضایع می کند . و اگر چشم عوض از خدا دارد پس به چه وجه منت بر فقیر گذارد ؟ و این مثل آن است که : کسی چیزی به تو حواله کند که به زید بدهی و او اضعاف مضاعف عوض به تو دهد و تو در چیزی که به زید می دهی منت بر او گذاری .







