کتابخانه:پدر، مادر، معلم مرا خوب تربیت کن

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
پدر، مادر، معلم مرا خوب تربیت کن
مشخصات کتاب
Pedar va madar molalem-mosavi lahiji.jpg
نویسنده سید حسین موسوی راد لاهیجی
زبان فارسی
ناشر امام‌شناسی و آثار الحجه (عج)
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۷۹/۰۹/۲۱
قطع ?????
شابک 9789649010908

محتویات

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم

انه خیر ناصر و معین

امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام :خیر ما ورث الاباء الابناء الادب [۱]

هر کس که نفس خویش را پاک و تزکیه کرده و رستگار شده و آنکس که نفس ‍ خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته نومید و محرم گشته است

هیچ میراثی در اسلام گرانمایه تر از ادب و تربیت صحیح نیست ، انسان تمایلات نفس اماره اش ب ه سوی بدیها و پلیدیهاست و علی الدوام او را به فساد و زشتیها دعوت می‌نماید، لذا تکلیف انسانی و دینی او اقتضا دارد که خود را به حسن عمل و رفتار و کردار شایسته موظف سازد و خود را تربیت کند.

قوا انفسکم [۲]

از خود سازی به ساختار اهل و عیال و اولاد بپردازید تا از آتش جهنم مصون بمانید.

برای تربیت اولاد، همیاری و همکاری برتر و برجسته تر از یاری مهربان ، و همسری دلسوخته و آشنا و محرمی رازدار نیست که ما را در تربیت و فرزندان یاری بخشد و وظائف و تکالیف تربیتی کودکان را با ما تشریک مساعی نماید لذا همسری مهربان برای خویش ، و مادری دلسوز و عاشق برای فرزندان انتخاب و اختیار کنیم تا ما را در این مسئولیت خطیر یار و مددکار باشد از خود فرزندانی با صلاحیت و تربیتی شایسته و با اخلاقی ممتاز و با هوش و ذکاوتی کافی و کامل به جامعه تحویل دهیم

از خداوند حکیم استمداد و استدعا کنیم و از زبان گویای علی ابن الحسینعلیه‌السلام عرض کنیم خدایا بر ما منت بگذار، و فرزندانی صالح به ما مرحمت فرما و بر اصلاح و تربیتشان ما را کمک ده و بر بقاء و دوامشان و تمتع و بهره وری از عمر و وجودشان ما را مسرور و خوشحال گردان و بر ما به سلامت جسم و دینشان منت گذار و آنان را در دنیا قرة عین و از باقیات الصالحات ما قرار ده ، و یار و یاور دین و دنیا و آخرتمان گردان.

انتخاب همسر

تربیت را از کجا شروع کنیم ؟

از انتخاب همسر:

دانشمندان علوم تربیتی و صاحبنظران پرورش و آموزش در آغاز تربیت فرزندان اختلاف نظر دارند، گروهی معتقدند تربیت را از دوران دبستان و آموزشهای اولیه کودک باید شروع کرد وقتی که کودک کار نوشتن و خواندن را می‌آموزد تربیت را با آموزش شروع می‌نماید و به کمک آموزش ، پرورش ‍ روحی و تربیت را نیز آغاز می‌نماید و این برنامه تربیتی را برای پسر و دختر بالسویه غالبا از سنین شش سالگی شروع می‌نمایند.

ناگفته نماند که دنیای متمدن امروز و کارشناسان فرهنگی و آموزش و پرورش سن شش سالگی را برای آموزش و تعلیم در نظر گرفته‌اند نه تربیت و پرورش روانی و دینی و اخلاقی !!! لذا در کنار کلمات ساده آموزشی ، کلمات تربیتی و پرورش کمتر گنجانده شده است و این نشان می‌دهد که کارشناسان و روانشناسان در کار تعلیم و آموزش ، سن شش سالگی را مناسب برای پرورش روحی و تربیتی نمی‌بینند، لذا کمتر دستور العمل آموزشی برای کارهای روحی و تربیتهای دینی و معنوی در دبستان و کلاس ‍ اول به چشم می‌خورد.

اما در اسلام ، پیامبران الهی و پیشوایان معصوم مخصوصا آموزش و پرورش ‍ روحی و دینی و عبادی را از سنین پنج تا شش سالگی توصیه نموده‌اند.

و پاره‌ای از دانشمندان سنین تربیت اطفال را از دوره راهنمائی یا بالاتر ذکر کرده‌اند.

و گروهی از صاحبنظران معتقدند که تربیت روحی از بدو تولد شروع می‌گردد.

ولی ما به لطف الهی با تحقیقات وسیع ابتکار عمل را به دست گرفته و مسئله تربیت اطفال را از انتخاب همسر آغاز نموده‌ایم ، درست است که هنوز فرزندی وجود ندارد که تا تربیتش آغاز گردد، ولی اگر ما یک همسر فهمیده و عالمه و مؤ منه و مهربانی که شرائط تربیت صحیح فرزندان آینده ما را در دست بگیرد، اختیار نمائیم به خوبی می‌توانیم صاحب یک یا چند فرزند صالح و شایسته باشیم ، چرا که بیشترین بار تربیتی و اخلاقی روی دوش مادرها نهاد شده است و این مادر با کفایت است که مهمترین دوران تربیتی کودکان را به عهده دارد.

بنابراین به تبعیت از قانون وراثت ، همسری انتخاب نمائیم که تمامی اوصاف و سجایای اخلاقی و تربیتی شایسته برای فرزندان آینده مان در آن خانواده یافت شود و بعد از تفحص کامل و تحقیق گسترده از آن خانواده همسر انتخاب نموده تا از چنین همسر فرزندان شایسته و خوبی را انتظار ببریم

برای دست یافتن به یک همسر با کفایت و خوب و شایسته ، به ناچار باید علم و اطلاعی از قانون وراثت داشته باشیم و یا به وسیله یک دانشمند که به علم انساب آگاهی داشته باشد بتوانیم یک همسر شایسته اختیار کنیم ، حضرت امیرالمؤ منین علیعلیه‌السلام توسط برادرش عقیل که عالم به انساب عرب بود و به علم انساب آگاهی داشت ، همسر شایسته‌ای انتخاب کرد و از آن همسر خوب ابوالفضل العباسعلیه‌السلام را به دست آورد.

اینک بپردازیم به قانون وراثت ، از این فصل خواسته‌های خود را تاءمین نموده و از راه وراثت گمشده خود را بیابیم

امیر مؤ منان علی علیه‌السلام در این مورد می‌فرماید:

خیر ما ورث الاباء الابناء الادب .[۳] مردان و زنان بی همسر را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را، اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند آنانرا از فضل خود بی نیاز می‌سازد.

خداوند وسعت دهنده آگاه است

اینجا دو نکته قابل توجه و جود دارد، اول اینکه ، دختران و پسران ذیصلاح که از نظر جسمی و عقلی و اخلاقی شایسته ازدواج باشند، باید ازدواج نمایند دوم اینکه ، فقر و ناداری ملاک عمل قرار نگیرد، چونکه خداوند از فضل خود زندگی مستضعفان مؤ من را تاءمین و تضمین فرموده است

در اسلام شرایط و اوصافی را برای زن زندگی و مادر شایسته ذکر کرده‌اند که از جمله این است که عاقله ، فهمیده و مؤ دب و به آداب حمیده و پسندیده و از بیتهای نجیب و اصیلی بوده باشند تا بتوانند فرزندان شایسته‌ای برای جامعه تربیت نمایند.

امام موسی بن جعفرعلیه‌السلام می‌فرماید:

همانا در امر زنان مذاکره داشتیم ، امام حرائر و زنان آزاد با آنان مذاکره نکنید.چرا که ایشان آزاده‌اند و این خود امتیاز بزرگی است در مقابل جاریه و کنیز که آنان دارای شرافت بیشتری هستند.

و لکن خیر الجواری ما کان لک فیها هوی و کان لها عقل و ادب فلست تحتاج الی ان تاءمر و لا تنتهی و....

امام علیه‌السلام می‌فرماید: اما بهترین جاریه و کنیزی که مورد علاقه توست ، اگر دارای عقل و ادب بود، پس او را انتخاب کن ، چرا که محتاج نیستی به او امر و نهی کنی (چون او دارای عقل و درایت است و تربیتی که دارد، رضایت تو را جلب می‌کند.

والده بعضی از امامان معصومعلیهاالسلام کنیز بوده‌اند. و از تعهدات دیانت و تقوی هم فوق العاده برخوردار بوده‌اند و امام موسی کاظمعلیه‌السلام در رابطه با کنیزی که از تربیت کافی برخوردار نیست فرمود:

و دون ذلک ما کان لک فیها هوی و لیس لها و ادب فانت تحتاج الی الامر و النهی

هرگاه کنیزی پست تر که دارای ادب و تربیت نبود، در این صورت تو محتاج به امر و نهی و تربیت او هستی

یعنی اگر او دارای عقل و درایت و ادب تربیت نباشد، پس تو باید او را تربیت کنی و او را بسازی و آنچنان که می‌پسندی او را آموزش دهی و پرورش کنی

در انتخاب همسر کفو و هم شاءن را اهمیت دهید

قرآن کریم مبین این حقیقت است و می‌فرماید: مردان مؤ من با زنان مؤ منه و زنان مؤ منه با مردان مؤ من باید ازدواج نمایند. در قانون وراثت هم این مساءله مورد اهمیت قرار گرفته ، چرا که ژن‌های اول یک زن مؤ منه با اسپرماتوزوئید یک مرد منافق با هم بیامیزند، نیمی ایمان و نیمی نفاق است ، البته گاهی اوصاف نفاق یا ایمان والدین ، یکی بر دیگری غالب می‌آید و ممکن است کیفیت و ماهیت کودک تماما به یک طرف متحول گردد. قرآن کریم در مورد همکفو و همشاءن در ازدواج تاءکید نموده و می‌فرماید:

الخبیثات للخبیثین و الخبیثون للخبیثات و الطیبات للطیبین و الطیبون للطیبات اولئک مبرؤ ن مما یقولون و لهم مغفرة ورزق کریم .[۴]

به شرابخوار اگر از دختر شما خواستگاری کند وصلت نکنید و به او زن ندهید. در روایت دیگر حضرت امام می‌فرماید:

من زوج کریمته من شارب خمر فقد قطع رحمها .[۵]

در گناه بزرگ و ذنب لایغفر زنی ، که از شوهر مست خود اطاعت کند

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

ایما امراءة اطاعت زوجها و هو شارب الخمر کان لها من الخطایا بعدد نجوم السماء و کل مولود تلد منها فهو نجس و لایقبل الله منها صرفا و لا عدلا حتی یموت زوجها او خلع عنه نفسها .[۶]

در متلاشی شدن نسل آدم شرابخوار و بیمار و ناتوانیهای جسمی و ناهماهنگیهای جمجمه و حتی مرگ و میر کودک و یا انواع بیماریهای موجود در کودکان شما لازم است از شرابخواری و نوشیدن الکل اجتناب نمائید. پس شما پدرم ، مادرم از یک لحظه هوسرانی و لذتخواهی به وسیله مشروبات الکلی سرنوشت من فرزند را تباه نکنید و بدینوسیله به بیماری لاعلاج و آسیب‌های جبران ناپذیر گرفتارم نسازید.

بنابراین ، ازدواج در اسلام ، یک پیمان ملکوتی است که باید بر طبق قوانین و اساس حق و حقیقت استوار گردد و پیوند نکاح و زناشوئی در اصل باید بر معیارهای صحیح اسلامی برقرار شود.

ازدواج با اموال ایتام و مساکین ؟!!

امیرالمؤ منینعلیه‌السلام به یکی از عمال خود در رابطه به ازدواج از پول حرام چنین نوشت :

ایها المعدود کان عندنا من ذوی الالباب کیف تسیغ شرابا و انت تعلم انک تاکل حراما و تبتاع الاماء و تنکح النساء من مال الیتامی و المساکین .[۷]

روزگار اسرار نهان را آشکار می‌سازد

یا در جای دیگر آمده است :

الایام تهتک لک الامر عن الاسرار الکامنة [۸] در این زمانها ممکن است مردم آقای راسل و ارسطو، فیلسوف مشهور را مسخره کنند، چنانکه در دارا بودن چنین عقاید، علما و صاحبنظران مذاهب را به مسخره می‌گیرند ولی باید به عقیده ارسطو و همینطور ادیان الهی ارج نهاد، چون یک فیلسوف نامی مثل ارسطو تحت تاءثیر خرفات قرار نمی‌گیرد و بدون دقت نظر و تحقیق و تجربه ، سخن به زبان نیاورده و یا رقم نمی‌زند.

پدر، مادر، معلم مرا خوب تربیت کن

در اسلام مساءله ایام الله و لیالی متبرکه و قداست یا نحوست بعضی از امکنه و ازمنه و مسئله قمر در عقرب ، و یا اوقات گرفتن ماه و خورشید، یا بروز و ظهور رنگین کمان ، و اثرات جوی آن ، در کنار خیلی از آثار نحوست و سعادت و امثال آن تاءثیر فراوان در زمان و مکان دارد. ناگفته نماند همان گونه که ایام و لیالی متبرکه امتیازهای فراوانی دارد، همچنین اوقات و ایام و لیالی وجود دارد که منحوس و مرموز بوده و اثرات بدی در دوره هفته ، ماه و سال دارد که بعضی کارها از جمله ، آمیزش امور جنسی در آن ناشایسته بوده و تاءثیر بدی در روح و روان جسم و جان باقی می‌گذارد. بنابراین ، ایام و لیالی و ساعات و لحظات در مقایسه با خوردنیها و نوشیدنیها در جسم و روح انسان اثر مطلوب و یا نامطلوب خود را خواهد گذاشت و لذا بهتر است زوجین برای اوقات آمیزش خود حسابی دقیق باز کنند و مخصوصا برای تولید نسل سالم و صحیح دقت عمل بیشتری ایفا نمایند.

نقش وراثت در تربیت

الحال پدرم : همسری که فردا مادر ما فرزندان آینده شما است باید دارای عفاف و حجاب و سجایای اخلاقی و اوصاف شایسته برجسته انتخاب نمائی چرا که ما فرزندان وارثان اوصاف شما پدر و مادر هستیم و از زیبائیها و خلقیات و اوصاف شما ارث می‌بریم ،

مادرم : ما فرزندان از پدر مجد و عظمت و بزرگواری و سخاوت و کرامت و شجاعت او را به ارث می‌بریم ، بنابراین همسری که دارای سجایای اخلاقی و کرامت انسانی باشد انتخاب کن که تا فردا پدری بزرگوار و شایسته برای ما باشد. در فرهنگ لغات می‌خوانیم

ورث اباه ماله و مجده .[۹]

بنگرید که فرزند خود را در چه محلی جای می‌دهید فرزند تان را در چه آغوشی می‌پرورانید زیرا اخلاق و ویژگیهای (مادران) به فرزندان متصل می‌گردد.

حیات شناسان می‌نویسند: عامل وراثت در کجا مقام دارد؟ و یا در کدام قسمت از سلول نهفته است ؟ و مسئولیت پذیری و ارث بری آنرا به کدام یک از اعضاء نسبت دهیم ؟ و چه قسمتی از پرتو پلاسما، و کدام یک از قطعات هسته موجب می‌گردد که مثلا پسری شکل بینی مادر و چشمان پدر را بارث برد، و فلان کیفیت را از اجداد خویش اخذ کند؟![۱۰]

حضرت امام با قبضه شمشیر به دوش فرزندش محمد کوبید و فرمود: این ضعف و ترس را از مادرت به ارث برده‌ای پس اثبات شد که بیشترین ارث بری فرزند از مادر است ، نه از پدر - بنابراین پدرم برای من مادر خوب انتخاب کن

از نظر وراثت محمد حنفیه وارث ضعف و ترس مادر است ، چرا که در مولای متقیان هیچ ترس و وحشتی راه ندارد مگر از خدا می‌ترسد، ترس ‍ محمد حنفیه از راه وراثت از مادر به او رسیده است

پس ای برادر، در امر ازدواج و انتخاب همسر اگر به سرنوشت فرزندانتان علاقمندید، همه اوصافی را که دوست می‌دارید در فرزندانتان تبلور پیدا کند آن اوصاف حمیده را در همسر آینده تان سراق بگیرید، زیرا حضرت علیعلیه‌السلام فرمود:

حسن الاخلاق برهان کرم الاعراق [۱۱] مادر حاتم از زنان بسیار معروف در سخاوت وجود و کرم بود.

بنابراین مادر حاتم ، او را به ده جوان شجاع و دلیر مبادله نکرد ولی پدر در مقابل بذل و بخشش و سخاوت بلند حاتم تحمل نکرد و او را از منزل بیرون کرد. پدرم ، مادرم : از دودمان و خانواده‌های معروف و شایسته برای من پدر، و مادر انتخاب نمائید.

وراثت از دیدگاه قرآن

وراثت و ارث بری را کتابهای آسمانی بالاتفاق تائید کرده و از آن سخن بسیار به میان آمده است قرآن از زبان حضرت نوح پیامبر اولوالعزم ، فرمود:

رب لا تذر علی الارض من الکافرین دیارا انک ان تذرهم یضلوا عبادک و لا یلدوا الا فاجرا کفارا .[۱۲].

و سلام و درود خدا بر من روزی که زاده شدم و روزی که می‌میرم و روزی که برانگیخته گردم و زنده شوم و چون یحییعلیه‌السلام به این مقام نرسیده بود ساکت شد تا خدا بر او سلام فرستاد و فرمود:

والسلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا [۱۳].

زکریا آن همه فضیلت و کرامت از مریم دید دست به دعا برداشته گفت : پروردگارا مرااز ناحیه خود فرزندی و نسلی پاک ببخش

علامه طباطبائی در تفسیرش می‌فرماید: ذریة طیبه آن فرزند صالحی است که مثلا صفات و افعالش با آرزوئی که پدر از فرزند داشت مطابق باشد.[۱۴]

با این عیوبات که در میان زن و مرد جامعه وجود دارد، تو ای انسان متعهد و مسئول ، همسری از این جامعه برگزین که صد در صد این معایب و بدیها در او نباشد تا فرزندانی سالم و بی نقص ، بلکه دارای امتیازات برجسته‌ای شما را نصیب گردد.

ژنها عامل انتقال وراثت

ژنهای عامل وراثت به طور نصف در هسته سلول زن و مرد موجود است و گاهی به طور اتفاق ممکن است سلول مرد بر زن یا بالعکس هسته سلول زن بر مرد غلبه پیدا کند، در نتیجه فرزند از نظر اخلاق و یا اوصاف یکی از پدر یا مادر را به ارث برد.

که در این باره پیامبر بزرگ اسلام فرمود:

ولم یاءتک الا من عرق منک او عرق منها.

این فرزند غیر مشابه یا از عرق و ویژگیهای تو که پدر او هستی پدید آمده است یا از عرق همسرت که مادر کودک است یعنی از اوصاف و اخلاق ویژگیهای آباء و امهات یکی از پدر یا مادر را به وراثت کسب نموده است

چرا بعضی کودکان به پدر و مادر شباهت ندارند؟!

امر مهم ازدواج اگر از یک زوج سالم دارای اوصاف حمیده و اخلاق شایسته صورت پذیرد و کارهای زندگی مشترک آنان صحیح بر مبنای اسلامی انجام گیرد و مسئله مضاجعت و لقاح به طور طبیعی ، بدون دلهره و اضطراب واقع شود، فرزند صحیح و سالم و از شباهت کامل به والدین نیز برخوردار خواهد شد.

حضرت مجتبی علیه‌السلام فرمود:

ان الرجل اذا اتی اهله بقلب ساکن و عروق هادئة و بدن غیر مضطرب استکنت تلک النطفة فی الرحم فخرج الرجل یشبه اباه و امه .[۱۵]

قانون وراثت از قوانین مسلم و تغییر ناپذیری است که خداوند حکیم برای حفظ نظام بشریت وضع و مقرر فرموده و آن را جزء لاینفک انسان قرار داده است ولو صفات انسان تا ۹۹ پشت از آباء به ابناء منتقل گردد. و اینکه قضاوت صریح حضرت رسولصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در مورد فرزند رنگین پوست که از یک پدر و مادر انصاری سفید پوست تولد یافته بود، و نظریه آلکسیس کارل و ده‌ها دلائل و شواهد دیگر معلوم می‌شود که فرزندان و نوادگان ، بیشترین صفات و اخلاق نفسانی و جسمانی آباء و اجداد خود را به ارث می‌برند و انتقال این اوصاف و خصوصیات یک قانون مدون و منظم است و آن ، قانون تکوینی وراثت است و اختیاری نیز نمی‌باشد، چه انسان بخواهد و چه نخواهد، اخلاق و اوصاف آبا و اجداد خود را به ارث خواهد برد.

دکتر الکسیس کارل درباره قانون وراثت می‌گوید:

بین کودکان یک خانواده که همگی در دامان یک مادر و یه یک نحو پرورش ‍ یافته‌اند، اختلافات فاحشی در شکل و قد و ساختمان و حالت عصبی و میزان فعالیت فکری و صفات اخلاقی و معنوی وجود دارد، بدیهی است که این اختلافات وراثتی است[۱۶]

حضرت فرمود: تو ۹۹ عرق و ویژگی داری و همسرت نیز ۹۹ عرق و ویژگی دارد، آنگاه که آمیزش انجام می‌گیرد، هر یک از این ویژگیها (عروق) از خدا می‌خواهد که نوزاد جدید مطلق با (شکل و هیئت) او به دنیا بیاید، پس ‍ برخیز که او فرزند توست و آنچه همسرت برای تو زاییده است جز یکی از عروق تو یا همسرت نیست

با تفاوت تمامی حالات در فرزندان و اختلاف رنگ و پوست و صورت و سیرت که با والدین پدید می‌آید، تنها ژن است که پاسخگوی وراثت است یعنی وراثت از راه ژن نقش مهمی را ایفا می‌نماید، اگر وراثت از اسپرماتوزوئید و اوول تکون می‌یافت ممکن بود خلق و خوی و سایر حالات فرزند به پدر و مادر شباهت پیدا می‌کرد و اوصاف فرزند محدود می‌شد نه اوصاف والدین ، اما قانون وراثت شباهت صد در صد و تام و تمام فرزند با والدین را رد کرده است ، ممکن است فرزند متعلق به یکی از ۹۹ عرق از آباء و امهات باشد و با عرق و خصوصیات والدین فاصله درازی پیدا کند یا در هر دو از والدین ارث برد و هم ممکن است از آباء و امهات و اجداد خویش اوصاف و خلق و خوی را به ارث ببرد، یعنی برای انسان ۹۹ عرق است و ممکن است به اوصاف یکی از ۹۹ عرق منتسب گردد.

بنابراین پدرم ، مادرم ، به تمام معنا، سجایای اخلاقی و اوصاف نیک و بد و زشت و زیبایم به شما والدین و آباء و امهاتم پیوند خورده و برخواسته است با همه این استدلالات من فرزند، وارث اخلاق خیر و شر شما می‌باشم و هر چه هستم و هر که باشم از شما هستم ، پس برای من ، پدر و مادر خوبی باشید و برای تربیت صحیح من به وظائف دینی ، اخلاقی ، فرهنگی ، بهداشتی عمل کنید، تا من نیز از شما برای آیندگانم عنصر مفید و مؤ ثر باشم

دوران بارداری

مسئولیتهای مادر، در دوران بارداری

وظائف مهم تربیتی مادر از بدو حمل و بارداری شروع می‌گردد، مسئولیت مادر در دوران بارداری ، باری سنگین و وظائف و تکالیفی بس مهم را به عهده گرفته است

مادر باید بداند که پس از احساس بارداری و حمل ، بار سنگین و پر مسئولیت امانتداری را به عهده گرفته و در حفظ و حراست و پاسداری از موقعیتهای روحی و معنوی و سلامت جسم و جان کودک باید بکوشد و بداند که سعادت و شقاوت فرزند عزیزش از بطن او شروع می‌گردد.

مراقبتهای لازم برای یک مادر مؤ منه و متعهده ایجاب می‌کند که او بداند فرزندش چه دختر و چه پسر نقش دوم او را ایفا می‌نماید و نجابت و پاکدامنی و حجاب و عفاف و طهارت و خباثت و شقاوت مادر در فرزندش ‍ نقش مهم و اساسی و بنیانی دارد.

بنابراین مادر باید در حفظ و سلامت روح و جسم فرزندش از همان دوران حمل مراقب و مواظب باشد.

مادر و سعادت و شقاوت کودک !!

پس از انعقاد نطفه دوران پر ماجرای حمل و بارداری شروع می‌گردد، دوران بارداری مادر، مسئولیتهای خطیر مادری او آغاز و مادر از همان ابتدای حمل ، بار سنگین تربیتی کودک را بعهده می‌گیرد.

پیامبر بزرگ اسلام مبنای سعادت و شقاوت کودک را از همان آغاز بارداری تعیین کرده و می‌فرماید:

الشقی من شقی فی بطن امه و السعید من سعد فی بطن امه [۱۷]

...زن بر اهل بیت شوهرش و (در غیاب او) بر تمام فرزندانش فرمانروائی نموده و مسئولیت تربیتی آنان را به عهده دارد.

سعادت و خوشبختی فرزند سرمایه ایست که مادر برای خود و همسر، خاصه فرزندش سعی و تلاش می‌کند که تاءمین نماید، اگر یک پسر یا یک دختر به کمال نهائی خود راه یافت ، این عزت و عظمت را از مادر کسب نموده و زحمات تربیتی و پرورشی مادر، او را به این سعادت و خوشبختی رسانده است و از فیض کمال و جمال و سعادت و خوشبختی فرزند مستفیض و بهره مند می‌شود و رشد و ترقی مادی و معنوی فرزند را مادر برای خود افتخار می‌داند و به آن می‌بالد.

باید گفت شقاوت و بدبختی و زبونی فرزند نیز دودش اول به چشم مادر می‌رود و ایذاء و اذیت فرزند معلول جسمی و روانی ، ابتداء متوجه مادر است و مادر اگر از ایمان و نجابت و اصالت برخوردار باشد آثار زشت و کارهای ناهنجار فرزند را بیشتر از دیگران احساس می‌کند که او موجبات فضاحت و رسوائی مادر را فراهم کرده و واکنش عمل پرورشی و تربیتی فرزند ابتدا به مادر بر می‌گردد.

مادر است آن کسی که می‌سوزد

همچو شمعی به پای فرزندان

ورشود مادری اسیر هوس

غافل از ماجرای فرزندان

اوست مسئول هر چه پیش آید

از گناه و خطای فرزندان

می‌کند مادر وظیفه شناس

هستی خود فدای فرزندان[۱۸]

موقعیتهای معنوی و علمی و روحانی این دو بزرگوار ایجاب می‌کرد که تا در عالم رؤ یا شیخ مفید سید رضی و سید مرتضی را به جای حسنینعلیهماالسلام برای تعلیم و تربیت تحویل بگیرد که این دو بزرگوار از نوابغ عالم به شمار آمدند. پدرم :!!! در انتظار انتخاب چنین مادر با فضیلت از جانب شما هستم ، که به راستی با انتخاب چنین همسر شایسته به من فرزند نیز فضیلت و بزرگواری می‌بخشی و عزت دارین نصیب من می‌گردانی

گزیده‌ای از اشعار پروین اعتصامی

همیشه دختر امروز

مادر فرداست

زمادر است میسر بزرگی پسران

اگر فلاطن و سقراط بوده‌اند بزرگ

بزرگ بوده پرستار خردی ایشان

به گاهواره مادر به کودکی بس خفت

سپس به مکتب حکمت

حکیم شد لقمان

چه پهلوان وچه سالک چه زاهدو چه فقیه

شدند یکسره شاگرد این دبیرستان

وظیفه زن و مرد ای حکیم دانی چیست ؟

یکی است کشتی و آن دیگری است کشتیبان

بزرگترین و عالیترین نقش مادر در تربیت فرزند، اصالت بخشیدن به فرزند و حفاظت و حراست از آرمانهای دینی و پاسداری از نعمت عظمای ولایت و محبت اهلبیت پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و تزکیه نفس است و چنین مادری می‌تواند سعادت و خوشبختی فرزندانش را تضمین نماید، اما مادر بی تعهد و بی فضیلت ، برای تربیت کودکانش هیچگونه مایه نمی‌گذارد و رنج تربیت او را متحمل نمی‌شود و معلوم است از دامن چنین مادران جز فرزندان بی فضیلت و ناپاک پرورش نمی‌یابد.!!

حقیقت سعادت و شقاوت در چیست

سعادت و خوشبختی بشر در چهار صفت نهفته است در تعریف و تحلیل از حقیقت سعادت و شقاوت امام صادقعلیه‌السلام در روایتی از امیرالمؤ منینعلیه‌السلام نقل نموده که حضرت می‌فرماید:

ان حقیقة السعادة ان یختم للمرء عمله بالسعادة و ان حقیقیة الشقاء ان یحتم للمرء عمله بالشقاء .[۱۹]

بنابراین تضمین کننده سعادت و شقاوت فرزند مادر است و مادر شدن و پذیرش مادری مسئولیت خطیری است که هر مادر به عهده گرفته و قبول کرده است

پند پذیری سعادت ، و غرور شقاوت است

امام علی علیه‌السلام در مورد سعادت و شقاوت چنین می‌فرماید:

والسعید من وعظ بغیره ، و الشقی من انخدع بهواه و غروره [۲۰]

کسیکه اندرز و نصیحت پذیرد از رسوائی و فضاحت مصون و محفوظ ماند.

بنابراین ، مادر با پند پذیری سعادتمند می‌شود و سعادت فرزند خویش را تضمین و تاءمین می‌نماید.

نقش مادر در سوء تربیت فرزند

داستانی را ملک الشعرای بهار در این زمینه به نظم در آورده که برای همه ، خاصه مادران پندپذیر، بسیار آموزنده و عبرت انگیز است ملک الشعراء در این داستان ، پسری را که از سوء تربیت مادر، راه دزدی سرقت را آموخته بود و کارش به جایی رسیده که سرانجام به اعدام و به دار آویختن محکوم شده بود چنین بیان می‌کند:

پسرش دست بازیده

هیبت مرگ بر دلش خنجر

خوانده قاضی زنامه عملش

دزدی اسب و شتر و استر

چوبه دار گفت کیفر اوست

بهر آسایش گروه بشر

در پای دار جوان

مادرش بر سر و سینه زنان

به میدان تاخت و پسرش را دست بسته و آماده اعدام دید

گریبان چاک زد و فریاد برآورد

وای ، جوانم !!

جوان گفت : مادر زبانت را در دهانم بگذار تا بمکم و آرام گیرم

مادر پیر چانه پیش آورد

به دهانش زبان نمود اندر

پور بدبخت نیشها بفشرد

بر زبان عجو ز خاک بر سر

زیر دندان زبان مادر کند

ریخت خون از دهان هر دو نفر

مادر از هوش رفت و فرزندش گفت

با مردم ای مهین معشر جوان

در خطاب به مردم گفت :

به دشنام من لب مگشایید

که شرح حالم را با مادرم بگویم

پدر من نوکر خانه‌ای بود با همه مهربانی خانواده اش را تاءمین می‌کرد، دو ساله بودم که پدرم مرد، مادرم با دو طفل صغیر ماند، در دو سالگی اندک اندک تا دم دکان محله رفتم ، تخم مرغی از دکان دزدیدم ، مادر چون دید بر رخم خنده زد:

مادرم دید و بر رخم خندید

نه به من زد طپانچه و نه تشر

نه به من گفت این عمل دزدیست

شاخ دزدی فضاحت آرد بر

خنده مادر و خوشی او

پسرش را ز راه برد به در

تا به اینجا کشید بیضه دزد

که شتر دزد گشت و غارتگر

لاجرم من زبان مادر را

قطع کردم چون اره شاخه تر

زانکه هست این زبان بی معنی

قاتل من به معنی دیگر

اگر او عیب کار دزدی را

به من آموخته بود گاه صغر

کی به این کار می‌نهادم پای

کی به این دار می‌کشیدم سر؟!

سوء تربیت مادر در دوران کودکی و اهمیت ندادن به دزدی و سرقت‌های کوچک و بزرگ ، پسر را به آنجا کشاند که شتر دزد شد و سرش به پای دار رفت و آن بدنامی و غائله فراموش نشدنی را برای خود و خانواده اش به وجود آورد.

مادر موظف است اثر بدو واکنش کارهای زشت و ناهنجار را به رخ کودکان بکشد و به آنها بفهماند که در زندگی ناسالم و کارهای خلاف و خطا بالاخره سر به رسوائی می‌زند و فضاحت و وقاحت به بار می‌آورد. در اسلام برای کودک در مقابل کارهای زشتش تکلیف شرعی مثل حد و تازیانه نیست ، ولی تاءدیب و تنبیه مقرر شده است

امام امیرالمؤ منین علیه‌السلام فرمود:

لا حد علی الاطفال ولکن یؤ دبون ادبا بلیغا [۲۱]

آدمی باید به دقت به غذای خویش بنگرد.

دقت نظر هم به حلیت غذا و هم به سلامت آن و هم به تاءثیر مثبت و منفی و جانبی آن و ده‌ها عوامل دیگر باید مورد دقت و تحقیق و بررسی قرار گیرد، در این رابطه قرآن و پیشوایان معصومعلیه‌السلام بسیار اهمیت داده‌اند و روایات و احادیث اهل بیتعلیهم‌السلام در مورد تغذیه فوق العاده زیاد است و همه انسانها به ویژه مسلمانان مسئله غذا را باید به دقت مورد مطالعه و بررسی و تحقیق قرار دهند و چه چیز خوردن ؟ و چگونه خوردن ؟ و چقدر خوردن ؟ و میزان و معیار خوردنیها و استفاده‌های معقول و مطلوب از آنرا باید همه و خاصه مادرانی که جنین در رحم دارند خیلی دقیقتر و آگاهتر عمل نمایند. در این مورد پاسخهای علمی و طبی و پزشکی در: رابطه با غذا، دارو، شرائط محیط، ناقص الخلقه‌ها، عجیب الخلقه‌ها، نوزادان غیر طبیعی ، کلا به دو دسته از علل خارجی و علل داخلی تقسیم می‌گردند.

۱- علل و عوامل خارجی : عوامل فشار و ضربه و مسائل جوی و محیطی ممکن است در خلقت جنین و به سلامت جسمی و روحانی او لطمه بزند.

۲- علل و عوامل داخلی : کمبود مواد غذایی و نرسیدن اکسیژن کافی به جنین و نرسیدن آب لازم و پروتئین کافی ، مواد چربی و قند و کمبود ویتامین‌ها و املاح معدنی ممکن است باعث نقص خلقت و بد شکل کردن و زشت رو شدن و نواقص دیگر به وجود آید.

مثلا زن آبستن باید تحت یک شرائط خاص به سر برد، یعنی بیشتر استراحت داشته باشد و از فعالیتهای سخت و دشوار و جست وخیزهای زیاد بپرهیزد. از جمله : اگر خانمی در اوائل آبستنی سوار هواپیما و به ارتفاع بیش از ۲۰۰۰۰۰ تا ۲۵۰۰۰۰ پا صعود کند به علت کمبود اکسیژن در ارتفاعات بالا در خون داخلی رحم ممکن است جنین او دچار نقص خلقت شود و یا در سنین بالاتر ممکن است سقط جنین نماید.[۲۲]

مادران جنایتکار

تولد صدها کودک ناقص در هر سال برای یک کشور،آفت و مصیبت بزرگی است ، بدون تردید گناه و جنایت و فساد و بی بند و باریهای پدران و مادران شهوت پرست ، میگسار، قمار باز و کسانی که از خوردن هر نوع غذای حرام و نجس و ناپاک و آلوده هیچ باکی ندارند و دارای اخلاق فاسد و در عین حال با هیجانها و دلهره‌ها و در حال مستی در تولید نسل و تکثیر اولاد نقش ‍ ایفاء می‌کنند، اینان فرزندانی و نسلهائی غیر از این ناقص الخلقه‌ها و معلول و مفلوج و منگل نخواهند داشت

و اینک با بررسی بیشتر در این باره ، معلوم می‌گردد که علت این نواقص در جنین و کودک چیست و چگونه به وجود می‌آید) طبق تحقیقات به عمل آمده در روایات اسلامی و هم نظریات دانشمندان و صاحبنظران بعضی از عوامل نقص عضو و علل و بیماریهای مادر زادی ممکن است همبستری و مضاجعت در شبهایی که صورت می‌گیرد قمر در عقرب باشد در اینصورت ممکن است موجب سقط جنین یا نقصان خلقت گردد و یا اگر هنگام همبستری ، مرد به عورت زن نگاه کند و اگر در آن لحضه نطفه منعقد گردد چه بسا ممکن است آن بچه کور متولد شود و یا زن باردار و آبستن مشروبات الکلی و مواد مخدر استعمال کند ممکن است عوارض زیادی متوجه جنین بشود و این موارد ذکر شده و روایات اسلامی نظریات دانشمندان و محققانی است که از تجربه و دانش طبی و از علمیت آنان خارج و به دور نیست و دیگر اینکه از نظر علمی و دانش روز با ثبات رسیده که اگر در لحظات ماه گرفتگی یا خورشید گرفتگی مضاجعت و همبستری رخ دهد و یا نطفه در حین ترس و وحشت زوجین منعقد شود ممکن است در کروموزمها نقش منفی داشته باشد و اثر بد بگذارد.

و یا مثلا در حین خسوف و ماه گرفتگی اگر دست مادر به هر قسمت بدن جنین برسد آن قسمت ممکن است تغییری پیدا کند و با جاهای دیگر بدن جنین فرق داشته باشد مثلا مادر آن قسمت از بدن جنین خود را از روی شکم خود تماس حاصل کند یا لمس نماید یا نظر افکند و حالات دیگر، ممکن است آن قسمت از بدن کودک تیره و کبود شود.

انعقاد نطفه در حال مستی و بی عقلی و با بی شعوری ممکن است نقش ‍ منفی در کروموزم‌های جنین ایجاد کند.

بدینوسیله کودک ممکن است منگل و علیل و ناقص به دنیا آید. اگر اسلام در احکام فقهی ، زنان باردار را که دروان آخر حمل را می‌گذرانند روزه را ممنوع اعلام نموده به علت اینست برای جنین مضر دانسته و روزه را برای زن باردار مجاز نمی‌داند شاید یک قسمت به خاطر همین نقص خلقت و علل بیماری برای کودک باشد.

بنابراین بیشترین علل و عوامل بیماری نقص عضو و عارضه‌های ناشی از: کوری مادرزادی ، شش انگشتی ، بیماریهای روانی و جسمی دیگر را کودکان از والدین به گونه‌ای به دست می‌آورند و به ارث می‌برند و جا دارد که چنین کودکان خطاب کنند به والدین و بگویند: پدر و مادر مرا خوب تربیت کن و مرا با اشتباه کاریهای خود علیل و ناقص و ناتوان پرورش نکن

تغذیه زنان باردار

مادران آبستن از نظر تغذیه سالم و حلال و استفاده از انواع میوه‌ها و سبزیهای خوردنی و مفید می‌توانند بطن خود را محل پرورش فرزندان سعادتمند و سالم و خوشبخت قرار دهند.

غذاهای فاسد و نوشابه‌های الکلی برای زنان آبستن فوق العاده مضر و خطرناک می‌باشد، زیرا الکل صرفنظر از مسمومیتی که ایجاد می‌کند ویتامینهای غذای مادر و جنین را می‌سوزاند و ویتامین مورد نیاز آنانرا از بین می‌برد. در نتیجه فرزند ناقص الخلقه و معیوب به دنیا می‌آید.[۲۳] مطمئنا هر غذائی که به جسم جنین یا کودک مضر بوده ممکن است بعضی غذاها به روح و روان او نیز زیان و ضرر برساند.

مادر: سلامت جسم و روح و روانم را با مشتهیات و تمایلات نفس اماره و خطاکاریهایت تهدید مکن و با مسامحه کاریها و تنبلیها در تهیه غذای سالم و مقوی و متنوع ، با خوردن غذاهای حاضری و کالباس و سوسیس و همبرگر و دیگر غذاهای فاسد و مشتبه و غیر حلال و غیر بهداشتی در حالت حمل من فرزند، به سعادت و خوشبختی و استعدادهای خلاق به پیشرفتها و موفقیتهای معنوی و مادی من لطمه و صدمه نزن

نقش خرما در حلم و تقوای کودک

غذا و آب و میوه‌ها و تمامی ماءکولات و مشروبات ، در ساختار وجود انسان نقش حیاتی دارد و برای هر نوع از خوردنیها و آشامیدنیها اثر وضعی خاص ‍ می‌باشد مثلا برای خرما و رطب یک اثر وضعی ویژه‌ای ذکر کرده‌اند پیامبر اسلام می‌فرماید:

اطعموا المرئة فی شهرها الذی تلد فیه التمر فان ولدها یکون حلیما تقیا .[۲۴]

عده‌ای از کودکان در روزهای اول عمر مبتلا به زخمهایی می‌شوند که ، آنها را اگزمای کودکان و یا رشکا می‌گویند. این زخمها به قدری دیر معالجه می‌شود که پدر و مادر طفل را معذب و خسته می‌نماید، این زخمها نتیجه سوء تغذیه مادر هنگام آبستنی است ، چنانکه مادر هنگام آبستنی ادویه تند، مثل فلفل زیاد بخورد، یا مثلا، در خوردن خردل یا دارچین افراط نماید، نوزاد او مبتلا به (اگزما) می‌گردد.[۲۵]

بنابراین لکنت زبان یک نقیصه بسیار بزرگی است که کودک از مادر و سوء تغذیه او در زمان حمل به یادگار دارد.

وظائف مادر در دوران بارداری

زن باردار و مادر آینده ، زنی است که ، امانت بزرگی را حمل می‌نماید و بنا دارد که امانت الهی یعنی فرزندش را حفظ و حراست نموده و با سلامت روحی ، جسمی و روانی به دنیا بیاورد.

از وظایف پدر است که محیط امن و سالمی را برای همسر و فرزندانش ‍ فراهم سازد و شرایط مناسب و خوبی جهت همسر باردار خویش به وجود آورد و با حفظ و حراست و پاسداری از همه ابعاد اخلاقی ، تربیتی و بهداشت کودک آینده خویش بکوشد و از آوردن غذاهای حرام و مشتبه و مشکوک و فاسد و آلوده پرهیز نماید وظیفه شوهر است که محیط خانه را از موسیقی و صدا و تصویر حرام و مشتبه پاک و از گناه دروغ و غیبت ، فحاشی و سخن چینی و هر حرام دیگر پاک سازی نماید تا همسر باردار او امانت خویش را به سلامت حفظ نموده و فرود آورد.

تغذیه حلال و پاکیزه

تغذیه حلال ، غذای پاک و سالم و گوارائیست که شخص مؤ من و متعهد برای تغذیه خود و اهل و عیال و اولاد خویش فراهم می‌سازد و این خود مسئولیت بزرگی است که پدر، شوهر، و یا رئیس یک خانواده آنرا بعهده گرفته است

از امام باقرعلیه‌السلام می‌پرسند از قول خدای تعالی که فرمود:

فلینظر الانسان الی طعامه

پس باید انسان به غذای خویش بنگرد. یعنی چه ؟

حضرت باقر العلومعلیه‌السلام در جواب فرمود:

علمه الذی یاخذ عمن یاءخذه [۲۶]

خداوند هیچ خوردنی و آشامیدنی را حلال نکرده است مگر آنکه نفع و صلاح بشر در آن بوده و هیچیک را حرام نکرده است مگر آنکه مایه زیان و فساد باشد.

پدر، مادر، در صورتیکه به سعادت و خوشبختی من فرزندت می‌اندیشی از کل خوردنیها و آشامیدنیهای حرام و مشتبه پرهیز کن و بدینوسیله به سلامت جسم و روح و روان خود و کودکانت رحم کن و به ما خدمت نما.

چرا بعضی از کودکان قسی القلب اند؟!

هر حلال و حرام در دین و شریعت فلسفه‌ای دارد، و بر معیار خیر و شر و یا بدیها و خوبیها، پی ریزی و استوار گشته است ، و مسلم است که مشروبات الکلی سکر آور و مست کننده است و زیان و ضررش را در جسم و روح و عقل می‌گذارد و حتی در ژن وجود او اثر منفی خود را می‌گذارد.

خوردن خون همین طور آثار سوء را در جسم و فکر و جان بشر و در نطفه و ژن انسان به وجود می‌آورد حضرت رضاعلیه‌السلام در فلسفه حرمت شرب خود و اختلالاتی که در روح و روان آدمی بجای می‌گذارد چنین می‌فرماید:

...و یسی ء الخلق و یورث القسوة للقلب و قلة الراءفة و الرحمة و لایؤ من ان یقتل ولده و والده .[۲۷]

دائم الخمر مانند بت پرست است ، کسی که به طور مداوم و پی گیر، می‌گساری کند مبتلا به رعشه می‌شود، سجایای اخلاقی و مروتش نابود می‌گردد شراب چنان آدمی را در گناه ، جسور می‌نماید که ، از هر خونریزی و قتل و حتی زنای با محارم باک ندارد.

همه ناراحتی‌های ناشی از لرزش اندام ممکن است از شرابخواری نباشد ولی بعضی از لرزش‌ها و حرکت‌های دست و پا ممکن است در پیری و ناتوانی از اعتیاد به شرابخواری و می‌گساری باشد و یا ممکن است در ژن و نطفه آدم شرابخوار و الکلیست نقش لرزش اندام را برای کودک یه یادگار بگذارد.

انصاف دهید، آیا تنها بیماری رعشه و لرزش دست و پا یا تمامی بدن در دوران پیری برای فلسفه حرمت مسکرات و مشروبات الکلی کافی نیست ؟!!!

آیا بیماری روحی و انهدام و نابودی مروت و عواطف انسانی و جسارت و تجاوز به محارم و خونریزی و زنا و صدها کار زشت و فواحش دیگر برای علت حرمت شراب کافی نیست ؟!!!

آری ، عوارض جسمانی و بیماریهایی که خوردن مسکرات به وجود می‌آورد، در لابراتوارها اندازه گیری و مشخص شده و خواهد شد، اما خوردن و آشامیدن غذاهای حرام و ایجاد بیماریهای روحی و صفات ناشایستی که به علت استفاده از محرمات برای انسان به وجود می‌آورد، در دستگاه‌های دقیق پزشکی و لابراتوارها قابل اندازه گیری نمی‌باشد، پس ای مادر! ای پدر! از استفاده الکل و شراب به خاطر حفظ و حرمت دین تاءمین سلامتی خود و فرزندانتان جدا پرهیز نمائید. با این بیان که علم و دانش در صدد درمان دردهاست و فقه شیعی و احکام الهی به شدت بشریت را از کل محرمات بازداشته و از کارهای زشت و قبیح بدور نگه می‌دارد. و این خدمتی برای بشریت است

انبیاء در صدد پیشگیری از بیماریها و ناملایمات جسمی و روحی و اخلاقی بشرند، علم جلوی جنایت را نمی‌گیرد، یعنی ، هرگاه قتلی و سرقتی و خیانت بر اموالی به وجود آید، دانش بشر در حل و فصل کارهای جزایی ، کیفری و حقوقی اقدام می‌کند، اما انبیاء تلاش می‌کنند مردم را از جنایات باز دارند و طرح و برنامه‌های دینی و اخلاقی و تربیتی بدهند که آدمی بیمار نشود و خیانت نکند و از بدیها سخت به دور باشد.

با این تحلیل نیاز بشر به دین و به وجود انبیای الهی و پیشوایان معصوم به مراتب بیشتر می‌گردد، علم و پیشرفتهای علمی و ایدئولوژی صنعتی و تکنیکی فقط جنبه چاره کننده و درمان کننده دارد نه باز دارنده علم بررسی می‌کند که ، مثلا نوعی شیر خشک و غذای مصنوعی برای کودک مفید و خوب است ، غذاهای غیر طبیعی و ساختگی و محصولی از کارخانجات تولیدی که صاحب آن یهود باشند و یا مسیحی و یا ادیان و مذاهب دیگر، و یا اصلا لامذهب و هر چیز دیگر... زیانهای جسمی هم ندارد و بسیار هم به ظاهر مفید است و بچه در ظاهر امر، بیمار هم نمی‌گردد و از حلاوت و زیبایی خوبی نیز برخوردار می‌شود و رشد جسمی خوبی هم پیدا می‌کند و مواد پروتئینی و دیگر مواد لازم را هم دارد اما از آن طرف ممکن است ، این غذاها از شیر خشک و یا از شیر حیوانی چون میمون ، خوک ، گراز و خرس ‍ و...گرفته شده باشد و آثار زشت و خلق و خوی حیوانی و آثار درندگی و.... در بچه باقی بگذارد، این را چه کار کنیم چگونه علاج نمائیم علم به آن کاری ندارد.

اما زمانی که جنایات ، قتل ، اختلاس ، احتکار، رشوه خواری ، کم فروشی ، گران فروشی بیماریهای جدید و لاعلاج چون سرطان ، ایدز و...که موجب اختلال و نزاع و آشوب و تشنج در جامعه بشری به وجود بیاورد و ممکن است بازارهای جهانی را فلج گرداند و اقتصاد را در دنیا به هم بزند، و افکار ارواح بشر را متلاطم گرداند که همه این جنایات معلول سوء تربیت اعمال بشر نادان و تغذیه ناسالم و غیر حلال می‌باشد و همان غذاها و تربیتهای ناروائیست ، که ساخته دست بشر است و برای آینده بشر و زندگی صحیح او هیچ تدبیری نشده است آنگاه فریادش بلند می‌شود و لب به انتقاد و اعتراض می‌گشاید و بکائنات فحش می‌دهد که این نوع بیماریها را انسان از کجا آورده و چرا در جامعه فوق تمدن و با همه تکامل و ترقی باز مانده و احساس عجز می‌کند؟! که زیان آن را از بیماریهای جسمی بزرگتر و مهمتر تلقی می‌کند، اینجاست که بشر مترقی و پیشرفت کرده و با همه تکنیکها و لابراتوارها حیران می‌مانند و نمی‌فهمند چه کنند و چه چاره‌ای بیندیشند!

به عنوان مثال ، دانش روز خوب تشخیص داده که بیماری ایدز مثلا از همجنس بازی‌ها و بیماری سوزاک و سفلیس از زنا و آمیزش و مقاربت‌های حرام و نامشروع و آلودگی‌ها و ناپاکی‌ها و انواع آلودگیهای دیگر به وجود می‌آید که منشاء این مفاسد را اسلام حرام و ممنوع معرفی کرده است

متاءسفانه دانشمندان با علم و اطلاع و انواع بیماری‌های آمیزشی ، بیشتر آلوده می‌گردند و به مفاسد اخلاقی و گناهان زیادتری دامن می‌زنند و هیچ توجهی به عواقب بعدی آن ندارند.

عوامل زیبائی یا زشتی کودک ؟!

با توجه به روایات اسلامی و نظریات پزشکان و پیشرفت علوم و تکنیک امروزه ثابت شده که غذا نقش مهمی در زشتی و هم در زیبایی کودک دارد. در این مورد به چند حدیث از ائمهعلیه‌السلام توجه می‌نماییم :

الصادقعلیه‌السلام نظر الی غلام جمیل و قال : ینبغی ان یکون ابو هذا اکل سفر جلا لیلة الجماع .[۲۸]

میوه (به) را به زنان باردار بخورانید، اطفال شما زیبا می‌شوند. با این دستورالعمل معلوم می‌گردد که زیبائیها و زشتیهای کودک می‌تواند به دستور پدر و مادر باشد.

زیبائیها و زشتیهای کودک از کیست ؟!

بوعلی سینا حکیم بزرگوار، زیبائیها و زشتیها و هرگونه نواقص خلقت را به والدین نسبت می‌دهد ودر کتاب (قانون) چنین می‌گوید:

۱- یکی از عوامل تکوین قوه‌ای است که از همان آغاز، در (منی) موجود است که شکل دادن و تکامل جنینی به عهده آن است ، این قوه در کار خود کوتاه آمده است

۲- نقص و بدترکیبی ممکن است به علتی در موقع جدا شدن از رحم پیدا شده باشد.

۳- شاید قنداق کردن و به دست گرفتن طفل علت بد ترکیبی باشد.

۴- گاهی عامل بدترکیبی و بد شکلی ، خارجی است مانند افتادن و ضربه خوردن

۵- ممکن است طفل قبل از سخت شدن و نیرو یافتن اندام ، حرکتهایی کرده است که موجب کج و کولکی بدن شده است

۶- بیماریهایی مانند جذام ، سل ، تشنج ، سست اندامی و تمدد و جابه جائی اعضاء.

۷- فربهی مفرط و یا لاغری بیش از اندازه

۸- ممکن است علت بد شکلی ، ورمها و شاید هم هنگام وضع (حمل) باشد.

۹- بد شکلی گاهی بر اثر زخم و قرحه ه‌هایی است که ممکن است اثر بد بجا گذاشته باشد.[۲۹]

مقصد زیبا دلیل پاکزادگی و زیبائی است

جمال و زیبائی مقصد یعنی همسر جمیله و زیبا، شما را به پاکی و آراستگی مولد و فرزند زیبا دلالت و هدایت می‌نماید بلی زیبائی خواست هر انسان است و فطرة هر انسانی خواهان آن می‌باشد.

ان الله جمیل و یحب الجمال ،

خداوند مظهر تام و تمام زیبائی و جمال است و زیبائی را نیز دوست می‌دارد.

همسر زیبای شما مادر فرزندان زیبای آینده شما خواهد بود، زیبایی او منتقل به فرزند شما خواهد شد. همین طور زیباییهای چشم بادامی و ابروی کمانی و پیوسته و بینی قلمی و متناسب و لبهای یاقوتی و قشنگ و صورت و گونه‌های سرخ و... به فرزند انتقال می‌یابد، بنابراین ، اگر بخواهید فرزندان زیبا و خوش قد و قامت و شایسته داشته باشید در کنار دیانت و تقوا به جمال و زیباییهای خدا داده همسرتان که مادر یا پدر فرزندان آینده شما هستند، توجه بیشتری داشته باشید.

ناگفته نماند که به ندرت از والدین بدقیافه و کریه و سیاه پوست و ممکن است فرزندانی زیبا و صاحب جمال و خوش قد و قامت به وجود آیند، که آن نیز از تبحر و تخصص این والدین است ، چرا که با غذا و انتفاع از میوه‌هایی چون گلابی ، به ، سیب و بعضی گیاهان داروئی می‌توان در اوقات مضاجعت ، و همبستری به ویژه دوران حمل ، و رضاع و دوران طفولیت ، زشتیهای وراثتی از والدین را به زیبائی تبدیل نمود. بنابراین ، زن و مرد نازیبا و بدقیافه و بد قد و قامت از داشتن فرزندان زیبا نباید تا امید باشند، به علت اینکه آنها می‌توانند با علل و عوامل خارجی و با تغذیه خوب و مناسب ، به فرزندان زیبا و نمکین دست بیابند.

پس علل و عوامل زشتی و نازیبایی کودک را باید به پای پدر و مادر گذاشت چون غالبا هرگونه نقص عضو و معایبی را که کودک از مادر هنگام تولد به همراه می‌آورد، از یکی یا از هر دو (پدر و مادر) می‌باشد، چرا که ، در حین همبستری در حال مستی ، ترس و تشویش و یا کامگیریهای نامشروع که تواءم با وحشت و دلهره است ، در نطفه تاءثیر ناهنجاری می‌گذارد. تمام این عوامل و واکنشها در کودک مظلوم که چنین والدین ستمکار با چنان حالاتی تکون یافته و به دنیا می‌آید، موجب می‌شود که کودک با نواقص جسمی و روحی متولد شود و بزرگ گردد و به یک عضو فاسد و عاطل و باطل در جامعه تبدیل شود. همچنین زشتیها و نابسامانیهای جسمی و زننده و قبیح کودک ، اثر وراثت یا سوء تغذیه مادر و یا بیماریهای تالاسمی و یا ازدواج فامیلی والدین است ، که برای تمامی عمر، کودک را علیل و بیمار و ناقص نموده و طفل را در نزد دوستان و همکلاسیها و همکار و همسر، شرمسار و متاءثر می‌نماید. به ویژه در امر ازدواج گاهی به قدری عاجز می‌گردد که ، پست‌ترین کسی حاضر نیست با او ازدواج نماید.

بنابراین ، ثابت شده است که بالاخره ، زشتیها و زیباییها، اندامهای موزون و ناموزون ، سلامت و بیماری‌ها، از پدر و مادر نشاءت می‌گیرد، و از راه اسپرم و اوول به وسیله ژنها و کروموزومها به فرزندان منتقل می‌گردد و احیانا عقده حقارت و خود کم بینی به وسیله نقص عضو و دیگر معایب در آنها پدید می‌آورد تا جایی که گاهی آنها را به بیماریهای روانی گرفتار می‌نماید افراد ناقص الخلقة ، یعنی ، افرادی که از کودکی معلول جسمی و یا عقلی و یا نقص عضو دارند، همواره این کمبودها در آنها موجب شده است که خود را در میان همنوعان خویش زبون و خوار و ناتوان ببینند و احساس کنند مانند کودکی که بر اثر فلج یک دست ، و یا یک پا، پیوسته در جمع کودکان دیگر نتوانند به طور برابر همبازی شوند و یا در بازی آنان شرکت کنند.

معایب جسمی و روانی کودک ؟!!

کودکانی هستند که از ضعف مفرط و نقص عضو بدنی و روانی به شدت در عذابند نقص عضو بدنی شامل خیلی چیزها می‌شود، از یک لکه کوچک در صورت یک دختر جوان و زیبا، یا کجی استخوان بینی ، یا کجی پا، و یا معایب ستون فقرات و یا شش انگشتی ، و یا کوری مادرزادی ، و یا منگل بودن کودک ، و یا زشتیها و ناهمواریهای قد و قامت و امثال آن انسان را از اول تا آخر عمر زیر فشار عقده حقارت ، عذاب روحی و شکنجه روانی می‌دهند، و حتی کار او گاهی به دیوانگی و بیماری روانی و حتی گاهی انتحار و خودکشی می‌انجامد[۳۰]

این زشتی و وقاحت شکل و قیافه و تیرگی و سیاهی را جاحظ از پدر و مادری زشت رو و بدقیافه از راه ژن و کروموزوم‌ها کسب کرده و به دست آورده است ، که یکی از والدین اگر با یک زیبا روی سفید چهره خوش قیافه ازدواج می‌کرد. ممکن بود بیست و پنج در صد تا پنجاه درصد، زشتیهای موروثی خود را در فرزند آینده اش تبدیل به سفیدی ، ملاحت و زیبائی می‌کرد، چرا که ژن در انتقال اوصاف و اخلاق ، و نژاد سیاه و سفید نقش ‍ به سزائی را دارد بنابراین پدرم ، مادرم ، زشتیها و زیبائهایم وابسته به شما و موروثی شما والدین است

عوارض پرخوری و پرخوابی

پرخوری و پرخوابی مادر آبستن ، ممکن است انحطاط فکری و بیماریهای جسمی و تخذیر روحیات خود و کودکش را فراهم سازد و علل و بیماریهای بیشتری آینده کودک او را تهدید نماید بنابراین والدین مسئول و متعهد توجه خاصی برای تغذیه خود در بهسازی جنین و فرزند خود داشته باشند و حتی برنامه و اندازه گیری منظمی در رابطه با خواب و خوراک مادر رعایت شود.

امام علیعلیه‌السلام در فساد نفس و زیان و ضرر با پرخوری و پرخوابی چنین گوشزد می‌نماید:

کثرة الاکل و النوم تفسدان النفس و تجلبان المضرة [۳۱]

کم خوری مانع از انواع بیماریهای جسم می‌گردد.

پیشرفتهای علمی و تکنیک عصر حاضر در تغذیه سالم موجبات سهولت و آسانی زندگی بشریت را فراهم ساخته راه‌ها را کوتاه ، بیماران (صعب العلاج) را درمان ، و رفاهیات جوامع بشری را فراوان کرده است بلی از راه تکنیک و دانش پیشرفته از چوب جنگل بیش از دویست نوع غذا تهیه و به بازار مصرف ارائه شده است ولی با تبدیل طبیعیات و نعمتهای الهی به صنایع غذائی دنیای امروز، مصنوعی بودن اغذیه و با مخلوط به مواد شیمیائی ، نفتی و سایر افزودنیهای مجاز...!!! دیگر می‌باشد بیماریهای جنون گاوی در انگلیس که به علت سوء تغذیه و یا تغذیه غیر مجاز گاوها، و... موجب چنین بیماریهایی کشنده و نابود کننده گاوها و بشریت شده است و... و مسموم کردن گوشت لاک پشتهای دریائی برای نجات و جلوگیری از انقراض نوع این حیوان از دست آنهائی که لاک پشت می‌خورند و به بد یا خوب بودن و حلال و حرام آن هیچ توجهی ندارند. و....وابسته به صنایع غذائی دنیای تکنیک و عصر اتم و پیشرفته است اما شما مسلمانان متعهد و مؤ من ، شما خانواده‌های نجیب و اصیل ، خود و فرزندانتان را از غذاهای بازار و خصوصا فرآوردهای غذائی شرکتهای غربی و شرقی چندان اعتماد نکنید و اصلا اطمینان ننمائید و این غذاهای آلوده را مورد استفاده خود و خانواده محترم خود قرار ندهید یعنی سعی کنید از غذاهای طبیعی و سالم و دور از مواد شیمیائی و مشکوک و مشتبه استفاده نمائید و از زندگی سالم و تغذیه حلال بهره مند گردید. غذای سالم مسلم است که موجبات سلامت جسم انسان را فراهم می‌سازد. امام علیعلیه‌السلام فرمود:

بالصحة تستکمل اللذة [۳۲]

آیا ندانستی که من از سر سفره‌ای که در آن سبزی خوردنی نباشد غذا نمی‌خورم برو و سبزی بیاور.

خادم سبزی تهیه کرد و آورد و امام رضاعلیه‌السلام غذا را با سبزی میل فرمود: در اهمیت این مسئله می‌دانید که امامعلیه‌السلام اطلاع کافی از خواص و ویژگیهای غذا و مفاد و آثار غذاها، دارد و علم و آگاهی دقیقتر حضرت امام به آثار و فوائد غذاها و سبزیجات خوردنی درسی برای ما پیروان آن حضرت می‌باشد.

اخطار به مادران باردار از داروهای شیمایی

اجتناب از داروهای شیمیایی که خود ایجاد بیماریهای فراوان جنبی می‌نماید و توسط پزشکان هم گوشزد شده است امام رضاعلیه‌السلام در این باره می‌فرماید:

لیس من دواء الا و هو یهیج داء

هیچ دوایی نیست ، مگر آن که مرض را (در آدمی) تهییج می‌نماید و بیماری و عارضه دیگری ایجاد می‌کند.

بنابراین ، با استفاده از انواع سبزیها و خوردنیها و آشامیدنیهای طبیعی و حلال می‌توان جلوگیری از خیلی از بیماریها و علل و عوارض آن را گرفت ، به ویژه مادرانی که در دوران حمل و بارداری هستند، باید از خوردن هر نوع دارو در حد امکان پرهیز نمایند تا از عوارض جنبی داروهای شیمیایی در روح و جسم خود و مخصوصا فرزندی که در رحم دارند در امان بمانند.

خطابم به تو ای پدر، ای مادر، با استفاده از مواهب طبیعت نعمتهای الهی و ماءکولات و مشروبات سالم و بی نقص و عیب و حلال و پاکیزه نسبت به سلامت جسم و روح خود خدمت نمائید و در حفظ الصحه و بهداشت جسم و روح خود بکوشید تا من ، پسر یا دختر شما نیز از سلامت روح و جسم سالم شما والدین بهره مند و برخوردار باشیم

نامگذاری کودک

برای کودکان نام خوب انتخاب نمائید:

هر موجودی در عالم هستی ، نامی و نشانی دارد. برای هر چیزی از قبیل گیاهان حیوانات و جمادات ، و.... نامی و اسمی که مشخص آن از دیگری باشد ضرورت دارد انسان که اشرف مخلوقات و موجودی عاقل و ناطق و متشخص است و همه موجودات جهان هستی برای ادامه حیات و زندگی او آفریده شده‌اند، به این نام و نشان نیازمندتر و سزاوارتر است شایسته است که برای این موجود برتر، نامی برتر از سایر موجودات انتخاب شود که در فراخور حال و شرافت و کرامت انسانی او باشد پیامبر بزرگ اسلام در انتخاب نام نیکو برای کودک به حضرت علی علیه‌السلام چنین فرمود:

حق الولد علی والده ان یحسن اسمه و ادبه [۳۳]

از این حدیث شریف چنین برمی آید که اسلام مسئله نام و شغل را فوق العاده اهمیت می‌دهد.

پیامبر فرمود: نام نیکو برایش انتخاب کن و به درستی ادبش نما و به کار خوب و مناسب بگمارش

والدینم ، این حق بزرگ من بر شما است که مرا به نام نیکو و شایسته که در خور شاءن و مقام انسانی من است برای من انتخاب نمائید و برای من شغلی و هنری مناسب و پاک و حلال اختیار و انتخاب کنید.

نام نیکو گرامی‌ترین عطیه والدین به فرزند است

اگر عطیه و هدیه شایسته ، که برای یک عمر به فرزندتان می‌بخشید بهتر است نام نیکو و شایسته برای او انتخاب نمائید. پیامبر بزرگ اسلام در نامگذاری فرزندان ، می‌فرماید:

ان اول ما ینحل احدکم ولده الاسم الحسن .[۳۴]

عربها اهل جنگ و تهور بودند و بر دشمنان خود می‌تاختند، بدینوسیله دوست داشتند فرزندانشان را به نام حیوانات می‌نامیدند.

حضرت صادقعلیه‌السلام در تاءکید و توصیه به شیعیان خویش در نامگذاری دخترانشان به اسامی حضرت فاطمهعلیهاالسلام می‌فرماید:

لفاطمة علیه‌السلام تسعة اسماء عند الله عزوجل ، فاطمة ، الصدیقة ، المبارکة ، الطاهرة ، الزکیة ، الراضیة ، المرضیة ، المحدثة ، و الزهراء علیهاالسلام

برای حضرت فاطمه سیده نساء العالمین نزد خداوند نه اسم معروف می‌باشد. سزاوار است شیعیان و مسلمانان دختران عزیز و محترم خویش را به یکی از این اسماء بنامند و دختران خویش را به این نام گرامی بدارند.

نامهای تحقیرآمیز جاهلیت

عربها مردان جنگ و نبرد بودند، اسمهایی را روی فرزندان خود می‌گذاشتند تا وقت صدا زدن ، در دل دشمن ایجاد هول و هراس نماید.

با این که این اسامی در بین ایشان معمول بود، اما گاهی در بین خودشان مورد تحقیر و توهین قرار می‌گرفتند و با این اسمها همدیگر را توبیخ و سرزنش می‌نمودند.

نام یکی از رؤ سای عشایر عرب جاریه بود، جاریه یک نوع مار و افعی است این مرد بسیار قوی ، صریح اللهجه و با شخصیت بود ولی نامش را جاریه گذاشته بودند. او و طرفداران و قبیله اش از حکومت ظالمانه معاویه ناراضی بودند و در دل نسبت به وی کینه و دشمنی داشتند. معاویه که بدبینی جاریه و طایفه او را احساس کرده بود، تصمیم گرفت روزی در محضر مردم به او توهین کند و نامش را وسیله تمسخر و تحقیر قرار دهد. فرصتی پیش آمد و جاریه با معاویه روبرو شد، معاویه به تمسخر گفت :

چقدر تو نزد قوم و قبیله ات پست و ناچیزی که اسم تو را جاریه مارگذاشته‌اند؟!

جاریه فورا و بدون تاءمل گفت :

ما کان اهونک علی قومک اذ سموک معاویه ، وهی الانثی من الکلاب

این معاویه : چقدر تو نزد قوم و قبیله ات پست و ناچیزی که اسم تو را معاویه : سگ ماده گذاشته‌اند.!

معاویه که تصور نمی‌کرد، کسی جراءت کند معنای اسمش را به میان آورد، سخت ناراحت شد و گفت : بی مادر! ساکت باش !

جاریه جواب داد: من مادر دارم که مرا زاییده است ، به خدا سوگند! دلهایی که بغض تو را در سینه خود می‌پرورانند، در سینه‌های ماست و شمشیرهایی که با آنها با تو نبرد خواهیم کرد در دستهای ماست تو قادر نیستی به ستم ما را هلاک کنی و نمی‌توانی به زور بر ما حکومت نمایی تو در زمامداری بر ما عهد و پیمانی سپرده‌ای ما نیز طبق آن پیمان و عهد قول شنوایی داده‌ایم اگر تو به پیمانت وفا کنی ، ما هم به اطاعت و فا داریم و اگر تخلف نمایی ، بدان ، که ، پشت سر ما گروه مردان نیرومند و شمشیرهای برنده است

معاویه که سخت شکست خورده بود، گفت :

لا کثر الله فی الناس مثلک یا جاریه

خداوند مانند تو را در جامعه زیاد نکند ای جاریه !

در این حکایت به زشتی نام‌های این هر دو، معاویه و جاریه برخورد می‌کنیم ، که موجب شرمساری و ناراحتی آنان گردید.

نامهای نفرت انگیز

در این داستان ، یکی دیگر از جاهائی که معاویه در رابطه با نامش ‍ شکست خورد و بیچاره شد، داستانش با شریک بن اعور، است که در زشتی نامگذاری بر او، موجب تنبه و عبرت برای همه است

مردی به نام شریک بن اعور، سید و بزرگ قوم خود بود و وی در زمان معاویه زندگی می‌کرد و شکل بدی داشت و اسمش را شریک نامیدند کلمه شریک اسم خوبی برای انسان نیست ، پدرش را اعور، یعنی یک چشم می‌گفتند، در یکی از روزهائی که معاویه در اوج قدرت بود. شریک بن اعور به مجلس ‍ او آمد. معاویه از اسم نامطلوب وی و پدرش و نیز از شکل او بدش آمده بود از این فرصت استفاده کرده و او را به باد تحقیر و اهانت گرفت و گفت :

والله انک لشریک و لیس من شریک و انک ابن اعور، و الصحیح خیر من الاعور، و انک لدمیم والوسیم خیر من الدمیم ، فبم سودک قومک

نام تو شریک است و برای خدا شریکی نیست ، تو پسر اعوری و سالم بهتر از اعور است ، صورت زشت و بدگلی داری ، خوشگل و زیبا بهتر از بدگل چرا قبیله ات تو را به سیادت و آقایی برخود انتخاب کرده‌اند؟! شریک در جواب گفت : به خدا سوگند! تو معاویه هستی و معاویه سگی است که عوعو می‌کند و تو عوعو کردی نامت را معاویه گذاشته‌اند، تو فرزند حربی و سلم و صلح از حرب و جنگ بهتر است ، تو فرزند صخری و زمین هموار از سنگلاخ و صخر بهتر است با این همه زشتیها چگونه به مقام زمامداری نایل آمدی ؟!

سخنان شریک بن اعور چنان معاویه را شکست داد و خشمگین کرد که معاویه شریک را قسم داد که از مجلسش خارج شود.

در نامگذاری فرزند حرمت بزرگانتان را پاس دارید

نامگذاری فرزندانتان را به مؤ منان و بزرگان خانواده بسپارید و از آنها در انتخاب نام سبقت نگیرید آقا زید بن علی از پدرش نقل نموده که حضرت علی بن الحسین علیه‌السلام فرمود:

لما ولدت فاطمة الحسن علیه‌السلام قالت لعلی سمه ، فقال ما کنت لاسبق باسمه رسول الله .[۳۵]

فقر (مادی و معنوی) داخل آن خانه نمی‌شود که افراد آن به نام‌های محمد یا احمد و یا علی و یا حسن و یا حسین یا جعفر یا طالب و یا عبدالله و برای خانمها فاطمه و اسامی دیگر آن حضرت و یا اسامی مبارکه دیگر که از معانی و مفهوم خوبی برخوردار می‌باشد. انتخاب نمایند.

پدر! مادر! در انتخاب نام ما دخترانتان چرا از نامهای نه گانه فاطمهعلیهاالسلام دخت گرامی رسول اکرمصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نامگذاری نمی‌کنید که گذشته از امتیازات موجود و معانی خوب ، سزاوارند مسلمانان جهت احیاء اسلام و رهبران معصومشان اسمهای مبارک ایشان را برای اطفال خویش اختیار نمایند و از نامهای زشت و قبیح و بد معنی اجتناب کنند.

کان رسول الله یغیر الاسماء القبیحة فی الرجال و البلدان .[۳۶]

(راوی گفت) ما (شیعیان شما) به نامهای شما و پدران شما نامگذاری شده‌ایم (و فرزندان خویش را به اسمهای شما نام می‌گذاریم) آیا برای ما نفعی دارد؟

حضرت فرمود: آری ، و الله ! آیا دین غیر از حب و محبت است ، که خداوند از قول پیامبر می‌فرماید: اگر شما خدا را دوست می‌دارید، پس از من پیامبر پیروی کنید، خداوند شما را دوست خواهد داشت ، و شما را می‌آمرزد و از گناهان شما می‌گذرد.

پس اگر پیامبر و آلشعلیهم‌السلام را دوست می‌داریم ، نام فرزندان خویش ‍ را از نام آنان انتخاب کنیم و در پیروی از آنها عملا مبادرت ورزیم

از پیامبر اکرم است :

من ولد له اربعة اولاد و لم یسم احدهم باسمی فقد جفانی .[۳۷]

کودکان سقط شده خود را نامگذاری کنید، زیرا وقتی مردم در روز قیامت به اسمشان خوانده می‌شوند، کودکان سقط شده به پدرهای خود می‌چسبند و می‌گویند چرا ما را به چیزی نامگذاری نکردید؟!

در اسلام نامگذاری فوق العاده اهمیت دارد تا آنجا که فرزندان قبل از تولد نامگذاری می‌شدند و محسن فاطمهعلیهاالسلام قبل از سقط، پیامبر خدا او را محسن نامیده بود. در پایان این فصل توصیه ما به شما اینست که از نامگذاری فرزندان عزیزتان به اسامی پیامبران و ائمه و اولیاء الله و اسمهای خوب و با معنای مبارک غفلت نورزید.

دوران رضاع و شیرخواری

مادر و دوران شیرخواری کودک

شیر تغذیه کودک در تربیت او نقش بنیادین دارد چون بنیاد یک بنا که اگر سست و کج و ضعیف باشد بقاء و دوام و استحکام آن خدشه دار می‌گردد.

پس از اجرای وظایف سنگین دوران بارداری ، اینک فرزندی پاک و نوزادی شایسته پا به عرصه وجود نهاده و وظیفه مادر را سنگین تر و تعهد تربیتی و اخلاقی و حقوقی مادر را بیشتر و بزرگتر کرده است تمام وظایف دوران بارداری به اضافه صیانت نفس از هواها و هوسها و بهداشت جسمی و روحی کودک و ده‌ها مسئولیتهای تربیتی دیگر پس از زایمان بر دوش مادر سنگینی می‌کند.

اکنون قوانین و قواعد تربیتی اسلامی را در این باره مطرح می نمائیم تا ببینیم اسلام چه دستورالعملهائی در زمان رضاع و شیرخواری فرزند داده و وظایف مادر را در مورد این مسائل چگونه بررسی و مقرر نموده است

قرآن شیر کامل را دو سال معین نمود

نیاز کودک از نظر تغذیه جسم و روح به دو سال شیر از مادر، یا دایه تعیین نموده است و بر این معیار، هم روایات و احادیث اهلبیت دلالت دارد و هم اطبا گواهی می‌دهند و تائید می‌کنند و قرآن دوران شیرخواری را دو سال تمام معین نموده و می‌فرماید:

والو الدات یرضعن اولادهن حولین کاملین[۳۸]

ضرورت رضاع و شیر دادن به بچه ۲۱ ماه است و اگر کمتر از ۲۱ ماه شد، شیر و تغذیه کودک شیر خوار ناقص می‌ماند و اگر زنی بخواهد شیر دادن را تکمیل نماید، باید ۲۴ ماه کامل به فرزندش شیر دهد.

امام حسین چگونه پرورش یافت

امام حسینعلیه‌السلام از انگشت پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم تغذیه می‌کرد و مادری چون فاطمه سیده نسوان عالم به او شیر داد و او در حقیقت در آغوش اسلام و ایمان پرورش یافت در زیارت امام حسینعلیه‌السلام در روز عرفه می‌خوانیم :

غذتک ید الرحمة و رضعت من ثدی الایمان و روبیت فی حجر الاسلام .[۳۹]

طعام حرام بد طعامی است

حضرت امام در مذمت طعام حرام و اجتناب از آن ما را دعوت می‌نماید و در مورد کسب حرام هم اخطار می‌کند:

بئس الکسب الحرام

بد کسبی است کسب حرام

اگر در فلسفه و علت حرمت طعام و تغذیه و کسب حرام دقیق شویم ، گذشته از تاءثیر غذای حرام ، کسب حرام نیز ایجاد شقاوت و خشونت و بدبختی می‌نماید و در زاد و ولد و نسل آدمی هم تاءثیر بد خود را خواهد گذاشت و بنابراین بر والدین لازم است هم خود و مخصوصا فرزندان معصوم و بی گناه خویش را از کل غذاهای حرام و مشروبات حرام به دور نگهدارند تا به واکنش اعمال قبیح خویش از قبیل داشتن فرزندان بد و بی تربیت و آلوده گرفتار نگردند و فرزندان خویش را به انواع بیماریهای روحی و جسمی مبتلا نسازند.

صاحب و مالک شیر پدر است نه مادر

شیر دادن به کودک ، حقیقتی است که از نظر شرع برای مادر ثابت شده است لکن مالک و صاحب شیر کودک پدر اوست نه مادرش در تفسیر آیه شریفه می‌خوانیم :

و علی المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف و...

منظور از کلمه مولود له پدر طفل است ، و منظور از زرق و کسوة خرجی و لباس است و خدای عزوجل این خرجی و نفقه را مقید به معروف کرد یعنی (این کار) متعارف از حال چنین شوهر و همسر است (کاری شایسته و نیک است .)

این آیه شریفه می‌فهماند که فرزند از آن پدر است و برای او زائیده شده است چون رزق و روزی و لباس و هزینه زندگی مادر و کودک به عهده شوهر و پدر است ، همچنانکه نفقه همسر نیز به عهده شوهر است ، پس باید شیر را متعلق به شوهر دانست و ملک اوست و بی اذن او زن نمی‌تواند شیرش را از کودک شوهرش بازگیرد مگر در بین ایشان تراضی و توافق به وجود آید و همچنین زن نمی‌تواند با عدم رضایت شوهر به بچه غیر، شیر بدهد یعنی مالک شیر شوهر است ، نه زن مالک شیر خود باشد.

فرزند از نظر تکوین و تشریع به چه کسی تعلق دارد؟

از نظر تکوینی خالق هر مولودی خداست ، ولی فرزند به والدین ، یعنی هم به پدر و هم به مادر، تعلق دارد. اما از نظر تشریع فرزند متعلق به پدر است ، به دو دلیل - دلیل اول

قرآن فرزند را متعلق به پدر دانسته و می‌فرماید:

و علی المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف

صاحب فرزند خوراک و پوشاک او را به شایستگی عهده دار است

یعنی بر پدر است رزق و روزی و لباس زن و فرزندان

و دلیل دوم : آیه شریفه

و علی الوارث مثل ذلک

وارث نیز مانند این را بر عهده دارد.

یعنی همان حقی که از پدر برفرزندان است که باید رزق و روزی و لباس ‍ کودکان را تاءمین نماید، اگر پدر مرد، همه مسئولیت پدر به عهده وارث او یعنی ناظر و مثل پسر بزرگ او خواهد بود.[۴۰]

برای کودک از شیر مادر چیزی بهتر و برتر وجود ندارد.

پس برای تاءمین سلامت روح و جسم ، و هماهنگی و موازنه اعضاء و جوارح بدن و هوش و ذکاوت و استعداد خلاق به اضافه زیبائی و طراوت کودک می‌باشد. شایسته است هیچ غذایی جز شیر مادر را به کودک ندهند، زیرا نه تنها نمی‌شود با غذاهای دیگر همه ویتامینهای لازم و نیازهای جسمی و روحی او را تاءمین کرد، بلکه کمبودها و نارساییهای شیر خشک و یا غذای دیگر که هم از نظر سلامت و بهداشت و هم از نظر حلیت و پاکیزگی مشتبه و مشکوک است و غذاهای ساخت کارخانجات و شرکتهای غیر مسلمان و یا مسلمان بی تعهد و مادیگرا و لو مملو از ویتامینهای مختلف هم باشد، مورد اعتماد نیست و نیازهای جسمی و روحی کودک را نیز نمی‌تواند کاملا تاءمین کند و نیز غذاهای غیر شیر مادر موجب نقصان بعضی از ویتامینها و پروتئین‌ها می‌گردد و سایر مواد لازم بدن کودک را نمی‌تواند تاءمین کند. و بیماریهای جسمی و روحی کودک بعدها بروز و ظهور می‌نماید، شقاوت و بیرحمی او آشکار می‌گردد.

در دختران بی حیائیها و بی عفتیها و بد اخلاقیها از او ظاهر می‌شود

در نتیجه ، کودکان اغلب بیمار و ناتوان و ضعیف می‌مانند و به طور مداوم ، باید آنها را پیش طبیب برد تا شاید کودک سلامت خود را باز یابد. ناگفته نماند که ، غذای مادر شیرده هم باید سالم و مقوی و از غذاهای متنوع سرشار از ویتامینها و کلسیم‌ها و آهن و....باشد که تا همه نیازهای جسمی و روحی کودک تضمین گردد. پیامبر اکرم فرمود:

الرضاع یغیر الطباع

شیر طبیعت بچه را تغییر می‌دهد.

دانشمندان و متخصصین تغذیه دستور العمل تهیه غذای مادری که بچه شیر می‌دهد، در کتابهایشان آورده‌اند، مادران می‌توانند جهت تغذیه و بهداشت روح و جسم فرزندانشان به این نوع کتابها مراجعه نمایند و از غذاهای مفید و مؤ ثر بهره گیرند. بنابراین ، اگر مادر به سلامت جسم و روح فرزند عزیزش علاقه مند است ، به طور حتم از شیر دادن به بچه اش مضایقه نکند. مولا علیعلیه‌السلام در اهمیت تغذیه با شیر مادر می‌فرماید:

ما من لبن رضع به الصبی اعظم برکة علیه من لبن امه [۴۱] با این بیان ، حرمت و عظت مادر و وظیفه شناس و متعهد روشن می‌شود، جا دارد که چنین زنان شایسته بر خود ببالند و بر خیلی از مردان وظیفه نشناس تفاخر کنند.

سعدی علیه الرحمه می‌گوید:

زنانی که طاعت به رغبت برند

ز مردان ناپارسا بگذرند

تو را شرم ناید زمردی خویش

که باشد زنان را قبول از تو پیش

زنان را به عذری معین که هست

زطاعت بدارند گه گاه دست

تو بی عذر یک سونشینی چو زن

رو ای کم ز زن ، لاف مردی مزن

زنان پرهیزگار آنهایی هستند که از دوران انتخاب همسر و دوران بارداری ، و دوران رضاع و شیر به وظایف تربیتی و اخلاقی خویش کاملا آگاه و به دستور اسلام و اهلبیتعلیه‌السلام عمل می‌نمایند.

یکی از دو پستان مادر غذا، و دیگری آب است

از شگفتیهای آفرینش در خلقت انسان و غذایی که برای کودک قبل از ولادت ، آفریدگار مهربان در پستان مادر ساخته و آفریده ، این است که تغذیه با هر دو پستان مادر ساخته و آفریده ، این است که تغذیه با هر دو پستان مادر در تاءمین نیازمندیهای جسمی کودک فوق العاده ضرورت دارد. امام صادق علیه‌السلام به‌ام اسحاق که به فرزندش شیر می‌داد، چنین فرمود:

یا ام اسحاق لا ترضعیه من ثدی واحد و ارضعیه من کلیهما یکون احدهما طعاما و الآخر شرابا [۴۲]

زن مرضعه و شیرده اعم از اینکه مادر بچه باشد یا دایه‌ای که برای بچه انتخاب کرده‌اند باید از سجایای اخلاقی شایسته‌ای برخوردار باشد و از محرمات و اوصاف ناشایست به دور بماند، چون تمامی اوصاف شایسته و ناشایسته و آثار غذای حلال و حرام از روزنه پستان مادر به بچه منتقل می‌شود در حقیقت ، کودک نقش دوم مادر است که به اوصاف مادر متصف می‌گردد.

اگر بدانید چرا هنگام دار زدن مجاهد صدر مشروطه ، حاج شیخ فضل الله نوری - رحمة الله علیه - فرزندش در پای دار کف می‌زند و خوشحالی می‌کند؟! پاسخ !! به خاطر این است که این فرزند ماه‌ها از پستان زن مرضعه‌ای شیر می‌نوشد که بعدا می‌فهمند آن زن ناصبیه[۴۳]

نظر کنید و ببینید، چه کسی فرزند شما را شیر می هد، چون فرزند شما با شیر آن زن پرورش یافته و بزرگ می‌شود.

چنانکه در گذشته یا در آور شدیم ، فرزند نقش دوم مادر است ، اوصاف و سجایای ، اخلاقی ، زیبائیها و زشتیها مادر به فرزند منتقل می‌گردد، بنابراین ، پدرم اگر یک مادر مهربان ، زیبا، و نجیب و پاکدامن برای من اختیار کنی ، من نیز از سجایای اخلاقی و از زیبائیهای مادرم زیبا و آراسته می‌گردم

مرضعه زیبا، فرزند شما را زیبا می‌سازد

امام باقرعلیه‌السلام در تاءثیر شیر و تغییر حالت کودک به وسیله شیر می‌فرماید:

علیکم بالرضاع من الظؤ رة فان اللبن یعدی .[۴۴]

برای فرزندت مرضعه نیکو و زیبا و دارای شیر پاک انتخاب کن و از مرضعه زشترو و بدترکیب اجتناب کن چون شیر سرایت کننده و مؤ ثر است

تاءثیر شیر بر جسم و روان کودک

در تاءثیرپذیری شیر بر جسم و روح کودک ، چیزی است که همه دانشمندان به آن اعتراف دارند، به ویژه انبیاء و اولیاء گرامی خدا بر آن اعتماد کرده‌اند و علوم روز و دانش پیشرفته بشر آن را تاءیید نموده‌اند.

اینک به داستانی در مورد تاءثیر شیر بر جسم و هم بر روح توجه نمایید.

ابوالمعالی امام الحرمین که از مفاخر اسلام به شمار می‌آید پس از مدتی اقامت در مکه و مدینه بنا به دعوت خواجه نظام الملک به نیشابور بازگشت ، در آن زمان آلب ارسلان سلجوقی سلطنت می‌کرد و خواجه نظام الملک دانشمند مشهور نیز به مقام صدارت و وزارت منصوب بود.

خواجه نظام الملک برای ابوالمعالی امام الحرمین مدرسه نظامیه را ساخت و کرسی خطابه و تدریس را به ایشان واگذار کرد.

پدر ابوالمعالی ، شیخ ابو محمد عبدالله از فضلا و پرهیزکاران زمان خود بود از راه تجلید و تصحیف و نویسندگی و نسخه برداری کتب ، تاءمین زندگی می‌کرد و از دسترنج خود پولی حلال جمع نموده ، کنیزی را خریداری کرد. این کنیز پرهیزکار و خوشرفتار و دارای صفاتی پسندیده بود. وی پس از مدتی حامله شد، شیخ بعد از کسب اطلاع از بارداری همسرش بیشتر در قسمت حلال بودن خوراک خانواده خود مراقب می‌کرد. هنگامی که همسرش وضع حمل نمود، سفارش اکیدی کرد که مبادا به فرزندش از شیر زنهای دیگر بدهند، در نتیجه ، زحمات و کوششهای او بیهوده شود.

شیخ یک روز داخل اتاق شد، مادر بچه را در حال کسالت دید، و بچه هم در اثر گرسنگی به شدت گریه می‌کرد، زنی از همسایه برای عیادت آمده بود در آنجا حاضر بود، برای ساکت و آرام نمودن بچه ، پستان خویش را در دهان بچه گذاشت ، بچه مقداری از شیر آن زن خورد و آرام گرفت شیخ چون با خبر شد، بسیار متاءثر گردید، بچه را گرفت و سر او را پایین نگه داشت و با دست خود شکم بچه را می‌مالید و با انگشت حلق بچه را باز کرد تا هر چه شیر خورده از دهانش بیرون بریزد. شیخ در آن موقع می‌گفت : مرگ بچه‌ام بر من آسانتر است از این که زنده بماند، در صورتی که طبیعت او آلوده به فساد و بیماری و سرشته با شیر مجهولی باشد.

ابوالمعالی می‌گوید: هنگام بحث و مناظره علمی گاهی یک نوع سستی و فتور و بیماری در من ایجاد می‌شد و این اثر همان بقیه شیر زن همسایه است که در بدنم باقی مانده است.[۴۵]

شایسته است این دستورالعمل علمی و بهداشتی را هر زن مرضعه‌ای از بوعلی سینا، این حکیم بزرگوار اطاعت نماید و آنرا نصب العین خود قرار دهد تا در تغذیه شیر به وظایف مادری خود به خوبی عمل نماید.

دوران خطیر طفولیت

دوران پس از شیر خواری

دوران پس از شیرخوارگی کودک ، دوران پرمسئوولیتی است برای پدر و مادر، که کوچکترین غفلت و عدم توجه در تربیت و تغذیه جسمی و روحی کودک ، عوارض غیر قابل جبرانی به بار می‌آورد. در این سنین شالوده تربیتی دوران حمل و بارداری ریخته می‌شود. یعنی اگر مادر به او وعده‌های دروغ بدهد، دروغگو به بار می‌آید. کلمات زشت و قبیح بر زبانش بگذارد، یاد می‌گیرد، و وقاحت این کلمات بد و زشت نیز بعدها از کودک برداشته می‌شود. اگر در حضور پدر و مادر و اعضای خانواده و یا همبازیهای او فحش و ناسزا و تمسخر و حرفهای زشت رد و بدل شود، در روحیه او در این سنین تاءثیر منفی زیادی دارد، که ابعاد همان نوع فحاشی و ناسزا را نسبت به دیگران اعمال می‌نماید. خدا نکند که احساس کند، پدر و مادر یا دیگر اعضای خانواده چیزی را از جایی برداشته و دزدیده باشند یا به حقوق یکدیگر تعدی و تجاوز نمایند به جدی یا به شوخی کافیست که از همان آوان کودکی ، در حد توانش ، دست به اعمال بدی بزند و کارهای زشت بیاموزد.

سئوال اینست که چه کسی از ابتدا کارهای زشت ، بدیها و جنایات و خیانت به کودک می‌آموزد، کودکی که هنوز چشمش جز به پدر، مادر، خواهران ، برادران ، و اعضای خانواده باز نشده چرا بعضی کارهای زشت از او سر می‌زند؟!

پاسخ اینست قهرا زشتیها را از بعضی از اعضاء خانواده آموخته است ! آیا خانواده متعلق به پدر و مادر نیست ؟ آیا همه اعضاء خانواده به رئیس ‍ خانواده و همسر او ارتباط ندارد؟

نتیجه اینکه کودک هه بد آموزی‌ها را از پدر و مادر دارد، کما آنکه همه محاسن و خوبیهایش را از ایشان دارد.

محیط خانواده به منزله یک مرکز آموزش و در حقیقت دانشگاهی است که کودک قبل از دبستان باید این دوره آموزشی را به خوبی طی کند.

کودک در دوران پرورش و آموزشی و قبل از رسیدن به مدرسه ، صحنه منزل ، آغوش پدر و مادر و اعضاء خانواده ، برای او یک صحنه سینمائی است ، یک مرکز آموزش است همچون آپارات عکاسی ، تمامی صحنه‌های خوب و بد و خیر و شر و زشت زیبا را در ذهن خود، در کامپیوتر مغز خود عکسبرداری و ضبط می‌نماید و چون ضبط صوت همه اصوات و صداهای بد و خوب و حلال و حرام و همه کلمات خوب و بد و صواب و ناصواب را می‌شنود و در کامپیوتر مغز خود جا می‌دهد. و به وقت پاسخ می‌دهد و حرفش را می‌زند.

کودک و مشقتهای تعلیم و تربیت

دوران طفولیت کودک متحمل سختیها و ناملایمات شدیدی می‌شود لکن هر چه بیشتر با دشواریهای تربیتی و آموزشی مواجه باشد به درجات بالاتر و مقامات قابل توجه و بیشتری دست می‌یابد. و در سازندگی و رشد و تکامل او نقش بسزائی دارد.

امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:

بالتعب الشدید تدرک الدرجات الرفیعة و الراحة الدائمة .[۴۶]

بهتر آنست که طفل در کودکی با سختی و مشکلات اجتناب ناپذیر حیات که غرامت زندگی است روبرو شود تا در جوانی و بزرگسالی ، بردبار و صبور باشد.

دوران کودکی و طفولیت را به سختی سپری نماید تا مقاومت و پایداری دوران جوانی و پیری را تجربه کنید:

فرزند خرد را به مشقت بزرگ کن

کز زحمت است هر که به راحت رسیده است

ور نه ز چشم دهر بیفتد چه طفل و نک

آن بی هنر پسر که تو را نور دیده است

پیوسته در نیاز و نقم پاید آن پسر کورا پدر به ناز و نعم پروریده است آسان کشد به ساحل مقصود رخت بخت آن ناخدا که سختی دریا کشیده است

به عهد و پیمان با کودکانتان وفادار باشید

کودک شما نهایت اعتماد و اطمینان را به شما دارد، در وعده هائی که به او می‌دهید حتما عمل کنید، چرا که فرزندانتان هیچ پشتوانه‌ای قوی تری از شما نمی‌شناسند اگر شما نسبت به آنها اعتماد نکنید اعتبار خود را ضایع می نمائید، اولین تربیت منفی یعنی روش بی اعتمادی را به او می‌آموزید و دیگر به شما اطمینان نخواهد کرد و هیچ اعتباری پیش ایشان نخواهید داشت

پیامبر گرامی اسلام در هدایت و دستور روان تربیتی خویش ‍ می‌فرماید:

احبو الصبیان وارحموهم و اذا وعدتموهم شیئا ففوا فانهم لایدرؤ ن الا انکم ترزقونهم .[۴۷]

حق کودک و فرزند صغیر نسبت به تو اینست که به او ترحم نمائی و از پذیرائی و نگهداری او از گرما و سرما و بیماریها مضایقه ننمائی و در ثقافت و آموزش نظامی و پیشاهنگی و آمادگی او برای مبارزه با دشمن ، کوتاهی نکنی و در تعلیم و تربیت اسلامی و دینی او بکوش و از خطاها و لغزشهای او بگذری و اشتباهات و بدیهایش را بپوشانی و در کار تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش با او به رفق و مدارا عمل کنی

جوان و ارزشهای نظامی و بسیجی

در اسلام شنا و تیراندازی و مسابقات برای جوانان بسیار تاءکید شده است ، و برای زنان کارهای هنری و انواع بافندگی و ریسندگی و کارهای دستی که در محیط منزل و در درون خانه و کارخانجات محصور انجام پذیرد توصیه شده است و تعلیم و تعلم سوره مبارکه نور و مفاهیم آن از جمله کارهائی است که برای بانوان توصیه و تاءکید نموده‌اند.

پیامبر اکرمصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود:علموا ابناءکمالسباحة و الرمی و المرئة المغزل و سورة النور [۴۸]

پیامبر خاتم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود:

من کان عنده صبی فلیتصاب له

آموزش ولایت و محبت به اهلبیت علیه‌السلام

حساسترین فراز مسئولیت والدین مخصوصا مادر اینست که درس محبت و دوستی اهلبیت پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به فرزندانشان بیاموزند تا او مهر و محبت امامان معصومعلیهم‌السلام را در قلب کوچک او جای دهند و این تعهد و مسئولیت برای والدین مسئولیتی بس بزرگ و خطیر است

از زبان علی امیر مؤ منانعلیه‌السلام اهلبیت پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را بشناسیم ، و فرزندانمان را به محبت ایشان تاءکید و توصیه نمائیم

فرمود:لا یقاس بآل محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم من هذه الامة احد و لایسوی بهم من جرت نعمتهم علیه ابدا و....

هیچیک از این امت با آل محمدصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم طرف مقایسه نبوده و کسانی که همیشه از نعمت و بخشش ایشان بهره مندند با آنان برابر نیستند.

آل محمدصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم اساس و پایه دین و ستون ایمان و یقین هستند و آل محمدصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم که دور افتادگان از راه حق به آنان رجوع کرده و واماندگان به ایشان ملحق می‌شوند و خصائص ‍ امامت و آنان جمع و حق ایشان است و بس.[۴۹]

بنابراین ، والدین به ویژه مادر در تربیت فرزند باید از خواب و آرامش خویش ‍ بکاهد و با کارشناسی خاص مادری خود، به زیربنای تربیتی و سازندگی کودک خویش توجه بیشتری نماید، همواره با پرورش جسمی ، پرورش روح و روان و اخلاق او را نیز به طور جدی به عهده داشته باشد. مادر در تربیت روانی کودک درس شهامت ، شجاعت ، سخاوت ، بلند همتی و سیادت و بزرگواری و کرامت نفس را باید به او بیاموزد و سعی کند جبن و ترس و هر چیزی که خود از آن می‌ترسد و یا ترس آور است ، از بچه دور کند، مثلا، ترس از سوسک ، مارمولک ، گربه و هر چیز دیگر را از ذهن کودک بزداید و فرزندش را ترسو به بار نیاورد، بلکه از همان دوران کودکی با تدبیر و تجربه شایسته خود درس شجاعت و شهامت و صبر و مقاومت و تحمل بر شدائد زندگی به کودک خویش القا کند و ورزش و شنا و تیراندازی و آموزش هنر به او در حد قدرت و امکانش بیاموزد و نحوه حفظ و قرائت قرآن و حدیث و دانش دین و مذهب و علوم دیگر به او تعلیم دهد و حافظه و استعداد او را درخشان و شکوفا نماید و از هرگونه سعی و تلاش در شکوفا ساختن استعداد فرزندش مضایقه ننماید.

درس سخاوت و سیادت به کودکانتان بدهید

سخاوت و بخشش ، صفت پسندیده‌ای است که مادر به خوبی می‌تواند در دستور کار تربیتی خود برای فرزندش قرار دهد، مثلا، به او دستور دهد از خوردنی و اسباب بازی یا میوه و هر چیز مناسبی که در دست دارد به همبازیها و همکلاسیها و دیگران بدهد تا با این نوع بذل و بخشش ، خصلت سخاوت به خود بگیرد و حس تعاون و کمک به همنوعان را در روحیه او پرورش دهد و زنده کند و از هر چه بخل و فرومایگی است او را حفظ نماید و اخلاق سیادت و بزرگواری و احراز شخصیت ، متانت و مناعت طبع ، صداقت و امانتداری و وفای به عهد و هر صفت برجسته اخلاقی و اسلامی و انسانی را برای کودک درسی الزامی قرار دهد. که پدر و مادر در سنین طفولیت این درسها را در خانه و محیط گرم خانواده به کودک بیاموزند و از دنائت و پستی طبع و اوصاف زشت و کارهای خلاف اخلاق و اظهار هرگونه خشونت و پرخاشگری ، دروغ ، افتراء و هر صفت زشت و بد و حرام را مادر باید از روح و روان کودکان پاک و دور سازد و نیز صحنه‌های زننده و وقیحانه از کارهای زشت مثل فحاشی و دعوا با همسایه و همخانه و یا پرخاشگری را با همسر و اعضای خانواده یا دیگرن در حضور کودک خویش انجام ندهند و هر چیز بد را از چشم و گوش و دید و شنید فرزندان دور سازند و محیط زندگی ایشان و محور وجود فرزندان از حرکات زشت ، پاک نمایند و روحیه پاک و اصالت و نجابت ، فطرت پاک اسلامی و توحیدی وی را همچنان تقویت نمایند.

بلی اولین معلم کودک مادر است ، که او بهتر از هر کس می‌تواند در محیط سالم منزل کودکانش را به نحو احسن تربیت کند و قدرت دارد کارهای زشت و بی فضیلتی را از محیط زیست بچه‌ها دور سازد. بلی ! با اجرای این دستورالعمل اسلامی و تربیتی است که این مادر بهشتی و وظیفه شناس ‍ بهشت را برای کودکانش در زیر قدمهای خود دارد.

نوابغ عالم چگونه پروریده شده‌اند؟

مسائل و قصص و مطالبی که نمایانگر تربیت صحیح و فوق العاده آموزش و پرورش منظم و فوق برنامه است و سهم تربیتی والدین و حسن امر خیر ایشان را تبلور خاص می‌بخشد.

و اینک به عنوان حسن ختام در این کتاب حالات کودکی حضرت بقیة الله الاعظم امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به نظر شما خوانندگان محترم می‌رسد.

امام زمان از کودکی صاحب امر دنیا و آخرت بود

بی تردید یکی از نوابغ بزرگ عالم حضرت مهدی امام عصر ارواحنا فداه می‌باشد وجود مبارک حضرتش از بدو تکون و انعقاد نفس نفیسش تا در دورانی که در حمل والده ماجده اش حضرت نرجس خاتونعلیهاالسلام بسر می‌برد، و تا هنگام تولد، صاحب معجزات و کرامات خاص بود آن بزرگوار الی حال ، مورد عنایت خاصه خداوند است

این صاحب شما است پس از من

روایت شده است که جماعتی از یاران حضرت عسکریعلیه‌السلام از ابوغانم خادم روایت کرده‌اند که گفت : امام عسکریعلیه‌السلام را فرزندی به دنیا آمد که وی را محمد نامیدند، آن حضرت فرزندشان را در روز سوم به یاران خویش نمایاندند و فرمودند.

این صاحب شما پس از من است ، و خلیفه من بر شما، او همان قائمی است که به انتظار او گردن می‌کشند و هنگامی که زمین از جور و ظلم آکنده گردد و ظهور کرده آنرا از عدل و داد پر خواهد ساخت.[۵۰] من بنده خدا هستم

سؤ ال شد روزها چه کار می‌کنید: در پاسخ می‌گوید:و ان اتلو القرآن [۵۱] برادران یوسف به پدر گفتند، فردا یوسف را با ما به خارج شهر بفرست تا با ما غذای کافی بخورد و تفریح کند.[۵۲]

در اثر تحمل رنج و تعب و سختیهای دشوار در تحصیل علم و دانش ، درجات بلند و مقامات رفیع به دست می‌آید و آسایش جاوید نصیب می‌گردد.

بلی در راه کسب علم و دانش تعلیم و تعلم که نوعی عبادت است مقامات رفیع و آسایش و گشایش و فراخی آینده فرد و جامعه تضمین شده و سعادت و خوشبختی در پی دارد، در بیانی دیگر حضرت علیعلیه‌السلام فرمود:بالعلم یستقیم المعوج به علم راست می‌گردد کجیها و ناهمواریها.

وجود نوابغ مشهور علم و عمل و محققان و مصنفان علوم و فنون در این مکتب گویای همین واقعیت است ، که بیش از هر یک از ادیان آسمانی و مکاتب عالم اسلام علماء و دانشمندان و محققان معروف و مشهور را در خود جای داده و پرورده است بلی همزمان با کتابت این اوراق ، خبر موفقیت آمیز آزمایش موشک شهاب ۳ ساخت ایران با برد ۱۳۰۰ کیلومتر اعجاب و شگفت ملتها و همه دولتها، خاصه استکبار جهانی را برانگیخته است و همینطور المپیادها از دانش آموزان نمونه و ممتاز کشور ما و ساخت سلاحهای مدرن روز، از تعب و تلاش و همت نوابغ پرتلاش و جوانان سلحشور کشور ما را نشان می‌دهد. که این افتخار را برای ملت و مملکت ما، آفریداند و کشور و ملت ما را بیمه نموده و امنیت کشور امام زمانعلیه‌السلام را در حال و آینده تضمین می‌نماید. بلی با تحمل رنج و تعب و تلاش مجدانه این عزیزان ، دشمن قسم خورده از آمریکا و اسرائیل و دشمنان داخلی ما را ماءیوس نموده و آرزوهای غلبه دشمن بر ملت ما را در گورستان تاریخ دفن خواهد نمود.

پدرم ، حرمت مادرم که پسری برای تو آورده پاس دار

پاسداری از حقوق مادر، که پسری زائیده ، و حقوقی برتر و بهتر از مادری که دختر آورده پیامبر بزرگوار اسلام فرمود: حقالولد علی والده اذا کان ذکرا ان یستفره امه و یستحسن اسمه و یعلمه کتاب الله و یطهره [۵۳]

رسول اکرمصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرموده فرزند آدمی در هفت سال اول زندگی ، آقا و سید و بزرگواری پدر و مادر است ، در هفت سال دوم بنده فرمانبردار و مطیع پدر و مادر است و هفت سال سوم وزیر پدر و مشاور خانواده است

دوران کودکی ، نوجوانی و جوانی در سه هفت سال تقسیم می‌گردد. سیادت و آقائی کودک نه به آن معنا است که کودک دارای آقائی و بزرگواری همچون یک پدر یا رئیس خانواده ، بلکه کودک همچنان بزرگوار است که هیچ تکلیفی بر او بار نیست ، و گناهی بر او مترتب نمی‌شود، هرکاری بکند آزاد است کتک ندارد، توبیخ نمی‌کنند چنانکه او در این سنین تحت تحسین و ترحیب قرار می‌گیرد، ولی تحت تعقیب قرار نمی‌گیرد و عقوبت ندارد.

وقتی گفته می‌شود کودک عبد است نه به معنای این است که مکلف به عبادت و اطاعت خدا شده بلکه به معنای اطاعت و فرمانبری از والدین و خاصه از مادر و پدر است ، چرا که در هفت ساله دوم به حد تمییز و تشخیص رسیده و می‌تواند صحیح و سالم فرمانبری کند.

و وزیر است ، قدرت تشخیص پیدا کرده ، گذشته از اینکه هر کاری و هر فرمان را صحیح و درست انجام می‌دهد به عنوان مشاور و مذاکره کننده با والدین و مخصوصا عضد و بازو و پشتوانه پدر است

چرا این خصوصیات در سه مقطع سنی برای دختران ذکر نشده است ؟! تمامی این سه دوره زندگی دختران با پسران تفاوت دارند. در هفت سال اول دختر ریحانه است بیش از پسر بچه محبوبیت دارد، نوع بازی ، اسباب بازی و کیفیت کارهای او با پسر بچه تفاوت فاحش دارد، و در دوره دوم پسر در کار و عمل فرمانبر است دختر قدرت کارگری و فرمانبری ندارد و کارهای سخت و خشن نمی‌تواند انجام دهد. پسر در هفت ساله سوم عاقل و قابل مشاوره و وزیر است اما دختر غالبا به خانه بخت رفته و همسر دارد و با زن از نظر عقلی ، مذاکره و مشاوره نهی شده ایاکم و مشاورة النساء از دستورات اسلامی است که از مشورت با زنان پرهیز نمائید بنابراین خصوصیات پسر با دختر تفاوت دارد.

با نفس مجاهده نمائید تا به آینده درخشان راه یابید

کودکان در اوان فهم و ادراک خویش اگر راه مبارزه و مجاهده با نفس در پیش ‍ گیرند به فضائل انسانی و تکامل و ترقی راه خواهند یافت

از بیان مولی الموحدین علیعلیه‌السلام می‌خوانیم من لم یجهد نفسه فی صغره لم ینبل فی کبره[۵۴]

رسول اکرمصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمود: بستر خواب پسر بچه با پسر بچه و پسر بچه را با دختر بچه و دختر بچه با دختر بچه در سن ده سالگی باید از هم جدا شود.

سؤ ال - چرا از ده سالگی بستر خواب کودکان از هم جدا گردد و برادر با برادر و خواهر با خواهر از هم جدا بخوابند؟! دلائلی وجود دارد از جمله به علت اینکه هورمونهای جنسی هر دو خاصه دختر زودتر از پسر بیدار می‌گردد و علائم آن برآمدگیهای سینه دختران است و در اثر فعالیت هورمونها در این سن حساسیت مخصوصی در جمیع اعضاء و جوارح بدن دختر مخصوصا در سینه‌ها به وجود می‌آید که خوابیدن دو دختر یا دو خواهر در زیر یک لحاف ایجاد تزاحم می‌نماید و با اصطکاک مواضع حساس بدن با یکدیگر هورمونها بیدار و تحریک می‌گردد و ممکن است در راه پاسخ به غرائز جنسی به فساد و تباهی اعمال گرفتار شوند. همینطور دو برادر و یا دو پسر بچه به علت امکان نعوض آلت مردی و اصطکاک باهم باید از همدیگر جدا بخوابند و در یک بستر و در زیر یک رو انداز نزدیک هم نخوابند و موجبات تحریک شهوت یکدیگر نشوند.

در پسران نیز از ده سالگی صدای آنان کلفت می‌گردد.

سؤ ال دیگر اینکه چرا در سنین ده سالگی دختر بالغه است و پسر غیر بالغ ؟!! در پاسخ از نظر تکوین و اسرار خلقت خداوند چنین مقرر کرد که دختر زودتر به بلوغ می‌رسد و هورمونهای بدن دختر، زودتر از پسر بیدار و شکوفا می‌گردد، و اگر در همین سنین ده سالگی ریگل شود و حیض ببیند می‌تواند فرزند بیاورد، ولی پسر دیرتر به بلوغ می‌رسد، و پس از احراز سن ۱۶ سالگی و پس از احتلام قدرت بر تولید مثل دارد. و دیگر اینکه بلوغ دختر در ارضاع غرائز جنسی مردان و بالاخره هر دو در تکثیر نسل و تسکین و آرامش افراد جامعه اعم از مردان و زنان و آرامش خاطر هر دو جنس مؤ ثر است و آیه شریفه قرآن گویای این واقعیت استو من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة از آیات و نشانه‌های قدرت ما برای شما این است که از نفس شما برای شما جفت و زوج آفریدیم تا در بین شما سکونت خاطر به وجود آوریم و در بین شما مهر و مودت ایجاد کردیم

پدرم بر تعلیم و تربیت و ازدواجم کمک کن !

والدین محترم نباید پس از دوران کودکی فرزند را رها کرده و سرنوشت آینده اش را نادیده انگارند، بلکه تعلیم و تربیت و شغل و کار مناسب خاصه در ازدواج جوان او را کمک نمایند. دختر و پسر در سنین ازدواج و رشد نیاز به ارشاد و راهنمائی و کمک در انتخاب همسر و مسئله ازدواج را دارند در این امور مهم ازدواج چه کسی احق بر والدین در کمکهای لازم برای پسران و دختران است و ایشان این حق را از والدین مخصوصا از پدر دارند مرشد و راهنمای بشریت حضرت ختمی مرتبت از وظائف پدر نسبت به فرزند چنین می‌فرماید:من حق الولد علی والده ثلاثة یحسن اسمه و یعلمه الکتابة ویزوجه اذا بلغ .[۵۵]

دوست ندارم جوانی را از شما مسلمانان ببینم مگر آنکه روز او به یکی از دو حالت آغاز شود. یا تحصیلکرده و عالم باشد یا دانشجو و متعلم ، اگر هیچیک از این دو حالت در وی نباشد و با نادانی به سر برد در ادای وظیفه کوتاهی کرده است و مسامحه در ادای وظیفه تضییع حق جوانی است و تضییع و تضعیف نیروی جوانی به گناهکاری (و فساد) منجر می‌شود و اگر مرتکب گناه شود به خداوندی که پیغمبرش را به حق به نبوت فرستاده قسم است که او در عذاب الهی مسکن خواهد گزید.

جوان ، در راه پیشبرد اهداف علمی و فرهنگی

جوش و خروش هر جوانی در راه به دست آوردن علوم و ازدیاد دانش و فرهنگ جامعه روز و عصر زندگی خویش است ، و این خواسته جامعه‌ای را می‌طلبد که در آن فقط عالم و متعلم باشد، و در جمیع ابعاد جز این تفکری صحیح و معقول و مطلوب نیست و اگر غیر این باشد همچون خار و خاشاکهای روی سیلاب می‌باشند.

حضرت علی امیرالمؤ منینعلیه‌السلام می‌فرماید:انما الناس عالم و متعلم و ما سواهما فهمج [۵۶] مردم سه گروهند، اول طبقه عالم و تحصیلکرده ، دوم گروه محصل و دانش پژوهان و سوم در جمیع ابعاد، جز این ، تفکری صحیح و شغل و کاری معقول و مطلوب نیست

پژوهشگران علوم امروز، مشاهیر و اعلام فردایند

حضرت امام زین العابدینعلیه‌السلام به طالبان علم و دانش نظر می‌افکند، آنان را به حضور می‌طلبید و به ایشان چنین می‌گفت :

مرحبا بکم انتم ودائع العلم و یوشک اذا انتم صغار قوم ان تکونوا کبار آخرین [۵۷]

علیعلیه‌السلام فرمود: عذر نادانی جوان پذیرفته و مقبول است و دانش او در جوانی محدود و محصور می‌باشد.

قوانین و آئین نامه‌های آموزشی بر همین معیار تصویب شده است ، که تا سیکل و یا سوم راهنمائی دروس مختلف را دانش آموز باید بیاموزند. ولی از سیکل به بالا، رشته تخصصی انتخاب می‌شود. که دیگر رشته مثلا شیمی از فیزیک ، و ریاضی از تجربه و دیگر رشته‌ها هیچ اطلاعی ندارند، چرا که یک نوجوان استعداد و کشش بیش از این ندارد و مغز عامه جوانان از اندیشیدن در محور همه علوم و تخصصها ظرفیت بیش از این ندارد، ولی قدرتمندی پاره‌ای از انسانها اعم از زن یا مرد فوق العاده است که چندین رشته تخصص ‍ و علوم را فرا می‌گیرند.

از فرصتهای طلائی که همانا دوران جوانی و عنفوان شباب است حدود هیجده تا بیست سالگی باید اکثریت بهره وری را نمود، در این دوره از جوانی است که پایه و اساس یک زندگی درخشان آینده پی ریزی می‌گردد و سعادت و خوشبختی جوان با اعضای خانواده اش تضمین می‌شود. پیامبر اکرمصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود:ان لله ملکا ینزل فی کل لیلة فینادی یا ابناء العشرین جدوا و اجتهدوا [۵۸]

حضرت فرمود: این آیه ملامت و سرزنش جوانان غافلی است که به هیجده سالگی رسیده‌اند و از فرصت جوانی خود استفاده نمی‌کنند.

سنین هیجده سالگی شاخص هشدار دهنده‌ای است که خاصه پسران را به ثمره شیرین یا تلخ حیات رسانده است و کارنامه قبولی یا ردی زندگی آینده را به حد نصاب پیوسته و امضاء می‌نماید. یک برهه از زندگی سپری شده و آمپر حیات ، اعلان خطر کرده است و از این پس توان رشد و ترقی کاسته می‌شود پس بکوشید تا به سن هیجده سالگی به کمال علمی ، عملی ، هنر، و صنعت راه یابید که تا در این دوران از سنین عمر به حد نصاب رشد معنوی و مادی راه یابید.

جوان و مشکلات اقتصادی و اجتماعی روز

پیشرفت دانش و تکنیک ، کارها را آسان و راه‌ها را نزدیک و مشکلات فرهنگی را حل کرده است ، ولی هزینه‌های زندگی را هم سنگینی تر، و مشکل علم و دانش آموزی و بالاخره کار و مسکن را دشوارتر نموده است

حضرت مولی الموحدین علیعلیه‌السلام فرمود:جهل الشباب معذور، و علمه محصور [۵۹]

بهترین چیزها که شایسته است جوانان بیاموزند، چیزهائی است که در بزرگسالی مورد نیازشان باشد و بتوانند در زندگی اجتماعی از آموخته‌های دوران جوانی خود استفاده نمایند.

حدیث شریفکونوا من ابناء الزمان شاید از حضرت امیرعلیه‌السلام باشد که آن بزرگوار در خطاب به رهروان مکتب و مذهب خویش ‍ می‌فرماید فرزند زمان خویش باشید. بعضی با تعبیرات خویش بد استفاده می‌کنند، اما معنای واقعی سخن امام این است که فرزند زمان باشید یعنی شرایط روز و نیازهای جامعه خویش را خود بدست آورید و خواسته‌های مشروع روزتان را به دست غیر نسپارید.

آموزشهای مجدانه جوانی سعادت و خوشبختی آینده است

همزمان با مراجعت افتخار آفرینان المپیاد ریاضی نوجوانان کشور ما که از کشور تایوان برگشتند و در بین بیش از ۷۰ کشور جهان ۵ مدال طلا و یک مدال نقره دریافت داشتند. بلی تحمل رنج و تعب تحصیل علم و دانش ، آینده را درخشان می‌سازد و سیادت و سعادت دوران بزرگسالی و پیری را تضمین می‌نماید.

حضرت علی علیه‌السلام فرمود:تعلموا العلم صغارا تسودوا به کبارا [۶۰].

کسی که در کودکی تحصیل علم و دانش ننماید در بزرگی و بزرگسالی پیشرفت و تقدم اجتماعی نخواهد داشت

حقا که دانش پژوهان علوم در راه پیشرفت و تکامل ، دانش لازم روز را کسب نمودند و برای ایران و ملت و مملکت خویش افتخار آفریدند، و اینها الآن جزء نوابغ کشورند و در آینده چراغهای پرفروغ خانواده خویش و جامعه خواهند بود و شما جوانان انقلابی کشور سعی کنید با ابتکارات و نوآوریهای علمی و فرهنگی برای ملت و کشور خویش افتخار بیافرینید و چشم و چراغ ملت باشید. و در دوران بزرگسالی و پیری سود برده و خانواده و ملت و مملکت خویش را سرافراز نمائید.

نقش تربیت در آئین دوست یابی

در آئین دوست یابی اسلام از طرف خاندان وحی ، دوستی و مصاحبت با ضالین و گمراهان را مورد نهی قرار داده است گرفته و شما جوانان سعی کنید هرگز با چنین مردمی مصاحبت و دوستی براه نیندازید.

حضرت علی بن الحسین امام سجادعلیه‌السلام به بعضی از فرزندانش ‍ فرمود: یا بنی انظر خمسة فلا تصاحبهم و لا تحادثهم و لاترافقهم فی طریق فقال یا ابت من هم ؟ قالعلیه‌السلام ایاک و مصاحبة الکذاب فانه بایعک باءکلة او اقل من ذلک و ایاک و مصاحبة البخیل فانة یخذلک فی ماله احوج ما تکون الیه و ایاک و مصاحبة الاحمق فانه یرید ان ینفعک فیضرک و ایاک و مصاحبة القاطع الرحمه فانی وجدته ملعونا فی کتاب الله.[۶۱]

دو نفر که با هم رفاقت کنند آنکه نسبت به رفیقش با مداراتر است اجرش ‍ اعظم است و خداوند وی را بیشتر دوست می‌دارد.

برادرم ، جوان عزیز!

مدارای بیشتر با دوستانت موجبات محبوبیت و کرامت نفس تورا به پیشگاه خداوند مهربان فراهم می‌سازد. بلی !! برادر دوستانی انتخاب کن که - آنان را دوست بدارد و از دوستی با ضالین و گمراهان برای کسب رضای خدا اجتناب کن و با دوستان خوب اگر مدارا کنی در این صورت است که خداوند دوستت می‌دارد و لذا بکوش که این جایگاه عزتمند را به خود اختصاصی دهی و محبوبیت از طرف ذات اقدس باری تعالی را برای خود کسب کنی که خدا دوستت بدارد نه شیطان و شیطان صفتان از شیاطین همیشه اجتناب کن و از ایشان دور باش

با گمراهان مصاحبت و دوستی مکن

در انتخاب دوست ، و اینکه چه کسی صلاحیت مصاحبت با شما را دارد حضرت علی می‌فرماید:ایاک و صحبة من الهاک و اغراک فانه یخذلک و یوبقک .[۶۲]

جوانان بی همسر بدترین افراد امت من هستند.

در روایت آمده مردی به نام عکاف ، زن نمی‌گرفت ، روزی به محضر پیامبر اکرمصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم شرفیاب شد. حضرت پس از اینکه از امکانات مالی و سلامت جسمی او پرسشهائی کرد و او جواب مثبت داد در کمال صراحت فرمود: تزوج و الا فانت من المذنبین[۶۳]

جوانی شعبه‌ای از دیوانگی است و زنان دام شیطانند.

دوران جوانی ، دوران نبوغ فکری و تبلور رشد، کمال و کرامت انسانی است ، هرگاه جوان این نیروی خلاق و کار آمد جوانی را در مسیر تعلم و آموزش و پرورش قرار ندهد. در وادی تحیر و سرگردانی دو صد پا از جنون و دیوانگی فراتر خواهد رفت ، و در این حالت هیچ تمایزی بین پسر و دختران نیست ، هر دو به نوعی گرفتارند، و اما اینکه چرا زنان دام شیطانند را بعد از جنون جوانی ذکر کرد؟ باید گفت چه بسا جنون جوانی از عشق به زن و بر عکس ‍ به وجود می‌آید، و از همین راه دختر و پسر و زن و مرد گرفتار عشق و عاشقی می‌گردند و مجنون وار یکدیگر را تعقیب می‌نمایند و مشکل بزرگ جوانان و مردان همین است که در دوران جنون جوانی بتوانند از دام زنها رهائی یابند و زنان و دختران هم گرفتار عشق پسران و مردانند و اگر به سرنوشت صحیح زندگی مهر صحت وسلامت و دیانت بزنند و از دام حیله و مکر زنان بی بندو بار بدر آیند. در حقیقت جنون جوانی گرفتاری در دام پر مکر و حیله زنان است ای جوان ، آب ندامت و توبه به آتش گناهان و غفلتهای گذشته بپاش ، و از چنگال جنون جوانی و نادانی بدرآ و بگریز و به وادی عقل و درایت و کمال و رشد علمی و عملی وارد شو که سعادت و خوشبختی خود را تضمین خواهی کرد.

تربیتهای ضد فضیلت و ضد انسانیت !

انسان در تاریخ دستخوش تحولات و تغییرات فاحش قرار دارد، بیشترین اهداف شوم استعمارگران و استثمارگران در جوامع بشری روی جوانان اعم از دختر و پسر سرمایه گذاری می‌شود.

آریستوم حاکم جابر گوم سعی می‌کرد که رشادت جوانان را کم کند و تبدیل به خفت و خواری نماید، او دستور می‌داد که نوجوانان مانند دوشیزگان بایستی زلفهایشان را بگذارند دراز شود و موهایشان را با گلها آرایش کنند و پیراهنهای رنگارنگ که تا پاشنه پای آنها بیاید بر تن نمایند، وقتی نزد معلم رقص و موسیقی می‌روند، زنها بر ایشان چتر و باد بزن و عطر ببرند و در گرمابه به آنها شانه و آئینه بدهند این طرز پرورش تا بیست سالگی ادامه داشت.[۶۴]

پیغمبر اکرم فرمود: محبوبتر از هر چیز نزد خداوند جوانی است که از گناه توبه کند و از پیشگاه الهی طلب آمرزش می‌نماید.

چرا جوان تائب به پیشگاه خداوند محبوب است ؟

چشم پوشی از همه لذائذ و زیبائیها، و نقد موجود را رها کردن و لذائذ مادی جلوه‌های زرق و برق حیات را پشت سر افکندن و آخرت نادیده و نسیه را نگریستن ، و به خدا و دین و دل به پیامبران باختن ، کار حضرت فیل است لذا جوان تائب محبوبترین انسانها به پیشگاه حضرت احدیت است

جوان و بازگشت او به اصالت و فطرت اسلامی خویش

توبه در جوانی بازگشت به خدا و فطرت پاک اسلامی خویش است ، و احراز و به دست آوردن این خصیصه در جوانی گرامی تر و پرارزشتر است

پیامبر گرامی اسلام فرمود:التوبة حسنة لکنه فی الشباب اءحسن [۶۵] محبوبتر از هر چیز نزد خداوند جوانی است که از گناه توبه کند و از پیشگاه الهی طلب آمرزش نماید.

در جوانی پاک زیستن با همه توان گناه ، و چشم از همه تلذذ، و تکیف حرام پوشیدن هنر است ، همت و مقاومت خدا پسندانه است پاک زیستی ، و از سلامت نفس و عمل شایسته برخوردار بودن نشان سعادت و احراز انسانیت کامل و نیکبختی تام و تمام است ، و اختیار هم با شما است ، که تا چه راهی را برگزینی ، و خجالت چه کسی را داشته باشی ، خدا؟! یا شیطان ؟!!! انتخاب با تو است

در بوستان قلبت بذر گلهای محمدی صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بیفشان

دلهای نوجوانان همانند زمین مساعد و هموار خالی از هر نوع گل و گیاه و خار و علفهای هرزه است که هر بذر گل و خاری در آن بپاشی می‌پذیرد. امام علیعلیه‌السلام فرمود:و انما قلب الحدث کالارض الخالیة ما القی فیها من شی ء قبلته .[۶۶]

رسول خداصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: همان طور که فرزند عاق پدر و مادر می‌شود پدر و مار نیز عاق فرزند شایسته می‌شوند.

پدر و مادر وظیفه شناس و غیر متعهد که حقا در حقوق فرزند خویش ‍ خیانت می‌نمایند و از هر جهت مانع رشد و تکامل مادی و معنوی فرزند خود می‌شوند سزاوار است که فرزندان شایسته و صالح والدین بی فضیلت و بی ایمان را تحت عاق خویش قرار می‌دهند.

معلم و کارهای ارزشی او

ارزش‌های وجودی انبیاء در کار تعلیم و تربیت و پرورش انسانها است ، پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود انما بعثت معلما من برای تعلیم و تربیت مبعوث شده‌ام ، معلمی کار انبیاء است و معلم شغل و کار پیامبران را به عهده گرفته است و کار تربیتی معلم چنانچه پیامبر خاتمصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود. برات آزادی از آتش جهنم را در بردارد، هر چند که مستوجب آتش بود چرا که معلم شایسته در دیوان محاسبات الهی معاف است پیامبر بزرگوار اسلام می‌فرماید:من ربی صغیرا حتی یقول لااله الا الله لم یحاسبه الله [۶۷]

سوگند به قلم و به آنچه که می‌آموزد: و این نیز از عظمت اسلام و پیش رفت مسلمین است که مروج علم و دانش بشر شده است در کتاب قرآن و روانشناسی می‌خوانیم :

خداوند به قلم سوگند یاد کرده است و این خود نشان دهنده ارزش والای قلم و کتابت است ، و اشاره به این است که قلم و نوشتن در کار آموزش و فراگیری دانش تاءثیر تعین کننده‌ای دارد.

ن والقلم و ما یسطرون .[۶۸]

بهترین مطالبی که شایسته است جوانان بیاموزند چیزهایی است که در بزرگسالی مورد نیازشان باشد بتوانند در زندگی اجتماعی از آموخته‌های دوران جوانی استفاده نمایند.

بنابراین معلمم با علوم و دانش و فنونی که برای من انتخاب می نمائید نیاز خود و جامعه اسلامی و آینده مرا در نظر بگیرید و مرا برای زمانهائی دور و دراز مدت مترقی و متمدن بسازید و از علوم و دانش مفید و مؤ ثر بمن بیاموزید که بتواند جامعه و آینده‌ام را درخشان سازد.

معلمم ، فطرت آگاهم را شکوفا کن

در شکوفا ساختن فطرت دینی و عقیدتی کودک ، مدرسه و معلم چه نقشی دارند؟

قوانین زندگی برای آنکه کامل باشند باید به صورت فطری در آیند. کسیکه در آغاز زندگی به شناخت خوبی و بدی عادت کرده ، در تمام عمر انتخاب خوبی و بدی عادت کرده ، در تمام عمر انتخاب خوبی و پرهیز از بدی‌ها برای او آسان خواهد بود، انسان همانطور که از آتش می‌ترسد از بدی‌ها نیز باید بهراسد. آتش گناه هم سوزاننده است و هم رسوا کننده پس مبادا به آتش گناه سوخته و رسوا شوید. عهد شکنی و دروغگوئی و خیانت بنظر نه تنها اعمالی ممنوع می‌باشد، بلکه غیر ممکن می‌نماید برای بسط و گسترش ‍ این واکنشها در فرد، محیطی ضروری است که در آن اصول اخلاقی بطور دائم مورد توجه باشد.

فقط وجود الگو و سرنوشت درست است که مقررات زندگی را به ذهن یاد آوری می‌کند. نویسنده معتقد است که تمایلات غریزی انسان به سوی بدیها متمایل تر و بیشتر است تابه خوبیها، و می‌گوید: در انسان نیز همانند بعضی از حیوانات تمایل غریزی به تقلید وجود دارد. ولی بدیها را خیلی آسانتر از خوبیها تقلید می‌کنند، کودک طرز فکر و عمل افرادی را که می‌شناسد و یا می‌شنود و می‌خواند و فرا می‌گیرد؛ رفقا، استادان ، پدر و مادر، و به خصوص ستاره‌های سینما و شخصیتهای حقیقی و یا فرضی را که در روزنامه‌ها و مجلات می‌خواند سر مشق خود قرار می‌دهد، به قول فلتون در این سراشیب تقلید کودکان ، اگر آنان را به دست افراد بی فضیلتی بسپارند معایب بی حدی به بار خواهد آورد فقط کسانی مربی خوبی هستند که به آنچه می‌گویند معتقد باشند و عمل کنند.

معلمم ، تو را می‌ستایم

کلام درر بار مولی الموحدین علی بن ابیطالبعلیه‌السلام که در ارزش ‍ وجود معلم فرموده است :

من علمنی حرفا قد صیرنی عبدا

کسی که یک حرف به من بیاموزد مرا عبد خویش کرده است

ارزش وجود یک معلم خداشناس که درس خداشناسی و آموزش صحیح و درست برای دانش آموز و دانشجود دارد، و او را به صراط مستقیم دین و شریعت هدایت می‌نماید به دانش و علوم و فنون راهنمائی می‌کند ارزش ‍ معنوی اش چه بسا بیش از این باشد.

پس آقای معلم ، قدر خویش بدان ، اگر قدر دانش آموزانت را شناختی و متعلمینت حقشان را ادا نمودی در اینصورت تو کار انبیاء و سفیران الهی کردی و بر دانش جویانت سزاست که تو را تا حد پرستش ، حرمت نهند و دوستت بدارند.

معلمم به ارزشهای علمی و عملیم بیفزا

جوان با کسب علم و دانش مفید، به ارزشهای معنوی و مادی خود بیفزا و بدان که در این زمینه بیشترین ترویج و توصیه و تبلیغ علم و دانش آموزی را اسلام داشته است در کتاب ، قرآن و روانشناسی می‌خوانیم :

یکی دیگر از بهترین دلائلی که نشان می‌دهد قرآن دانش و دانشمندان را گرامی داشته اینست که در مسئله اقرار به یگانگی و عدالت و قدرت و حکمت خدا، دانشمندان را پس از فرشتگان ذکر می‌کند:

شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکة و اولو العلم قائما بالقسط لا اله الا الله هو العزیز الحکیم .[۶۹]

بهترین ارثی که پدران برای فرزندان خود باقی می‌گذارند ادب و تربیت صحیح است نه ثروت و نه مال و حطب پس شایسته است والدین بهترین اخلاق اسلامی را پیروی کنند تا این نعمت برتر الهی در بین ابناء بوراثت تقسیم گردد و بهترین مدرسه و معلم را برای تربیت و تزکیه نفس ایشان بکار گیرند، و از فرزندانشان نوابغ عالم بپرورانند و این در امکانات تربیتی هر پدری و هر معلمی موجود و قابل اجرا است

معلمم ، قلبم به نور حکمت منور کن

از پندهای حکیمانه پدری بزرگوار، معلمی بی نظیر چون امیرالمؤ منینعلیه‌السلام بر فرزندی همچون امام حسن مجتبیعلیه‌السلام چنین می‌خوانیم :یا بنی اوصیک بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و... و نوره بالحکمة [۷۰] فرزندم با نشان دادن فجائع دنیا قلبت را بصیر و بیناگردان : و از صولت و شوکت و تظاهر به دنیا و پیروان آن بر حذرش دار و تقوای الهی و التزام به اطاعت از او امر و نواهی خداوند وادارش کن و تهذیب نفس و اصلاح قلب از کلیه شوائب و ناخالصیها پاک ساز و تنویر افکار و تعلم حکمت و بینش اسلامی کار هر جوان متعهد و مسئول است ، و اجتناب از فجائع و زشتیهای برای هر جوان روشنفکر و تحصیل کرده می‌تواند یک درس باشد و خدمتگزار خویش و جامعه مترقی کار بزرگ تربیتی است که پدر بزرگوار امت امیر مؤ منانعلیه‌السلام همه ما را متنبه و متوجه خویش ساخت

معلم عزیزم از علم مفید و نافع برخوردارم کن

حضرت امیر در درسهای تربیتی به فرزندش حضرت حسن مجتبیعلیه‌السلام چنین توصیه می‌فرماید، فرزندمو تفهم وصیتی ولا تذهبن عنک صفحا فان خیر القول مان نفع واعلم انه لا خیر فی علم لاینفع و لا ینتفع بعلم لایحق تعلمه .[۷۱] علم و دانش ، اخلاق و اوصاف شایسته با کمک معلمی متعهد و انسانی وارسته به دست می‌آید، قرآن ، درجات رفیع عالمان دین را مرهون معلمان متعهد و متخصص می‌داند و اندوخته‌های علمی متعلم را در گرو خدمات علمی و عملی معلمان به حساب می‌آورد.

جوانان !! نونهالان !! عمرتان دراز و عزتتان بر قرار!! در ظل توجهات قرآن و اسلام و اهلبیتعلیه‌السلام خود را بسازید، و در راه رشد و تکامل مادی و معنوی خویش کوشش کنید، و عزت و شوکت دینی و ایمانی خود را بدست آورید، و در المپیادها بر همه جوانان عالم سر آمد و سرافراز باشید.

معلمم ! از نادانیهای من کاسته و بدانشم بیفزا

معلم بزرگ و الگو و نمونه عالم بشریت علیعلیه‌السلام به فرزندش چنین می‌آموزد....فان اشکل علیک شی ء من ذالک فاحمله علی جهالتک به و انک اول ما خلقت جاهلا ثم علمت و ما اکثر ما تجهل من الامر و یتحیر فیه راءیک و یضل فیه بصرک ثم تبصره بعد ذالک [۷۲]

پس روی خود را متوجه آئین خالص پروردگار کن ، این فطرتی است که خداوند انسانها را بر آن آفریده ، دگرگونی در آفرینش الهی نیست ، این است آئین استوار حق ولکن اکثر مردم از این حقیقت آگاه نیستند.

در فطرت یعنی در سرشت انسان نوعی استعداد فطری وجود دارد که می‌تواند شگفتیهای مخلوقات خدا را درک کند و بروجود و یگانگی خدا استدلال کند بنابراین وجدان بیدار، و فطرت آگاه جوان را معلم می‌تواند شکوفا سازد و به او تعهدی شایسته ببخشد.[۷۳]

جوان و آزادی عمل

حریت و آزادی نعمتی بزرگ است و خداوند بندگانش را آزاد و حر آفریده است ، ولی آزادگان به گونه‌ای که مزاحم آزادگان دیگران باشد و موجبات ایذاء و اذیت جامعه را فراهم نماید نه تنها نیکو و شایسته نیست بلکه به شدت محکوم است ، و نوع آزادی که اغلب و قریب به اتفاق نسل جوان امروزی می‌طلبند در ایذاء و اذیت محدودیت و محرومیت غیر و تضییع حقوق دیگران را فراهم می‌نماید. آزادی یک معنا و مفهوم خاصی دارد به طوریکه در اثر وجود آزادی ، هیچگونه محدودیت و ظلم و ستم در ابعاد مختلف برای هیچ احدی بوجود نیابد. روانشناش معروف ژان پل سارتر می‌گوید:

نسل جوان امروز دست و پا می‌زند که آزادی را به دست آورد، اما کوشش ‍ بی فایده است ، این نسل جوان است که در یک تمدن سرسام آوری به دنیا آمده و این تمدن همچون حیوان افسار گسیخته است که به شدت با تمدن اسلامی صریحا مخالف است و نمی‌تواند با واقعیت زندگی انسانی و اسلامی هماهنگ و همراه باشد، آزادیهای مطلق که امروز مقید به هیچ ضوابطی نیست - و تقلید کور شعارشان هرگز نمی‌تواند یک جوان متمدن را سعادتمند و موفق بسازد و چه بسا به مال و آرزوهای نفسانی خویش هم نمی‌رسند - و در حقیقت این آزادی نمی‌تواند خواسته‌های جوانان را برآورده نموده و اشباعشان کند. (آندره آید)، دانشمند روانشناس در این زمینه می‌گوید:

خانواده من از تو نفرت دارد، آن جوانان موجوداتی نفرین شده و دور از اجتماع اند با مردم خویشی دارند، (ولی از آنان به دورند حالت انزوا و گوشه نشینی اختیار می‌کنند، میز خود را می‌شناسند، و چون بزرگ شدند و تکامل یافتند با حالتی افسرده و ناامید دست به خودکشی می‌زنند، یعنی پایان و تکامل زندگی این چنین متمدنین دست به انواع اعتیاد و یا عشقهای باطل و نادرست و عاقبت کار ایشان خودکشی است

(ژان پل سارتر روانشناس معروف) آخرین پناهنگاه جوانان آزاده را خودکشی می‌داند، یعنی آزادیهای مطلق العنان که دست به هر جنایتی می‌زنند، و نمی‌توانند اشباع گردند. او می‌گوید:

پس جوانان به کی پناه ببرند، و اگر خودکشی نباشد سرگرمیها و شب زنده داریها، افراط در می‌گساری و در امور جنسی ، خارج شدن از محیط گرم زندگی و پناه به بیغوله‌ها خرابه‌ها خوددارری از اطاعت به مقررات اجتماع که نمونه آن بیتل‌ها (پانکیها و غیره را تهدید می‌کند) و برای نسل جوان امروزی است که یک نوعی خودکشی تدریجی و انحطاط مسلم به شمار می‌آید.

بنابراین پل سارتر، نسل جوان زمان ما زندگی خویش را تجاوزگر از قانون و سرکش و طغیانگر معرفی می‌کند. و نتیجه آزادی و آزادی خواهی را خطرناک تر می‌شناسد و می‌گوید:

جوان امروز تجاوز از قانون ، و سرکشیها و طغیان را برای خود سنت می‌داند، و این وضع در کشورهای پرجمعیت به مراتب خطرناکتر است چرا جوان سربه راه نیست ؟! چرا جوان به ازدواج قانونی تن در نمی‌دهد؟ چرا از مضرات افسار گسیختگی و عصیان و طغیان متنبه نمی‌گردد؟!

زیرا جوانان برای خود تصوراتی دارند که بنا به اعتقادشان زندگی برای آنها عادی است و اگر غیر از این باشد به هیچ عنوان از دنیای بهتر دیگر استقبال نمی‌کنند، آنگاه ژان پل سارتر می‌گوید: شاید این اخلاق فطری از شرائط انسانی است و در دنیای امروز نسلی سرسام آورتر از تمدن جدید، او را باین مرحله می‌کشاند...[۷۴]

بنابراین ارسطو معلم اول و فارابی معلم ثانی شهره آفاق شدند.

اخلاق و چگونه زیستن فارابی

علماء و دانشمندان بزرگ با اخلاق و روش خاص ویژه خود می‌زیستند، اغلب با زندگی خاص و زاهدانه همراه با قناعت و اقتصاد موجبات رشد علمی و تکامل معنوی خود را فراهم کردند. در شرح حال ابونصر فارابی معلم ثانی چنین نوشته‌اند:

ابونصر از جنبه اخلاقی هم از اغلب فلاسفه برتر بوده و بر قناعت روزگار می‌گذراند، به خلوت و تنهائی انس بسیار داشت و اغلب در کنار رودخانه به سر می‌برده و به اندک موجود قانع بود چنانکه می‌گویند: از سیف الدوله هر روز چهار درهم بیشتر نمی‌گرفت و ما بقی آنچه به دست می‌آورد به فقراء انفاق می‌کرد.

ابونصر به تجمل اعتنا نمی‌کرد و سعادت و عظمت فیلسوف را در ترک دنیا می‌دید و علائق بسیار به گوشه نشینی داشت

ابونصر فارابی با اینکه در مسائل اخلاقی به ارسطو معتقد بوده عملا تابع افلاطون بوده ، و سعادت نفس را در تجرد و ترک علائق مادی می‌دانسته و گوشه نشینی را به شدت دوست می‌داشته است چنانکه در یکی از تصویرات و تاءلیفات خود که شرائط متعلمان فلسفه را ذکر می‌کند گفته است :

جوان و نعمت سلامت جسم و روان

کسی که به تحصیل حکمت می‌پردازد باید جوان و تندرست باشد، آداب آموزش و پرورش اعلام و نیکان و اختیار را از دست ندهد علوم شرع و قرآن و لغت را پیش از آن آموخته باشد، عفیف و راستگو باشد غدار و خائن نباشد، به گرمی بازار خود با حیله و مکر نپردازد.

و در ادامه ، در زمینه ایجاد مدینه فاضله ، و اطاعت از خدا و اجرای اعمال شرعی و ارکان شریعت غافل نگردد.

مصالح زندگانی را فراهم کرده ، وظائف شرعی را انجام دهد، و هیچیک از آداب و ارکان شریعت را ترک نگوید، علم و علماء را بزرگ شمارد، و جز علم و علماء را بزرگ نشمارد، و فلسفه را حرفه نکند هر که به خلاف این صفات باشد حکیم دروغی است

ابونصر نتیجه علم و مقدمه سعادت را اخلاق می‌دانسته و برای عالمی که اخلاق نداشته باشد هیچ گونه کمال و بزرگی قائل نبوده است

ابونصر در یکی از کتب خود می‌گوید: تمامی سعادت به مکارم اخلاق است ، چنانکه متمم درخت ، میوه است

هر که علمش وسیله تهذیب اخلاق او شده خوشبخت است.[۷۵]، معلوم می‌شود که تنها دانش محض را فضیلت نمی‌داند، بلکه چهار قسم آن دانش ، تواءم با عمل است ، و یک قسم آن ، دانش محض است ، و خلاصه نظر سقراط این است که فضیلت در نیکوکاری است

علوم الهی و مابعد الطبیعه

توجه جوان مسلمان به تعلم علوم الهی و بویژه علوم مابعد الطبیعه جزء فطرت و جبلت اوست و علوم ادیان و ابدان در نزد او از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار است ممکن است در سطح دانشگاه‌های اسلامی مسئله متافزیک و مابعدالطبیعه مطرح نباشد و یا بسیار کم مورد بحث و بررسی قرار گیرد، اما از زبان فارابی معلم ثانی چنین می‌خوانیم : در کتاب احصاء العلوم اهمیت علم الهی و مابعد الطبیعه را متذکر شده و آنرا جزء علوم می‌شمارد، و می‌گوید: علم طبیعی (فیزیک) است ، و علوم طبیعی در مورد اجسام طبیعی یا مصنوعی بحث می‌کند، و فرق میان علتهای نمائی و فاعلی اجسام و ماده و صورت ، آنها را مشخص می‌نماید و پیرامون عرضها، جسم ومراتب اجسام طبیعی بسیط و مرکب سخن می‌گوید (لکن علوم الهی و متافیزیک از نظر فارابی دارای تاءثیر و تاثر بیشتری است).

فارابی پس از تقسیم علم طبیعی به هشت قسمت بر اساس کتابهای ارسطو به تعریف علم الهی و متافیزیک می‌پردازد و اشاره می‌کند که در این تعریف از کتاب مابعد الطبیعه ارسطو پیروی کرده است ، و او علم الهی را به سه بخش تقسیم می‌نماید.

بخشی که در آن از موجودات و چیزهائی که عارض هر موجود می‌شود بحث می‌نماید:

۲- بخشی که در آن از مبادی برهانی در علوم بحث می‌نماید.

معلم اول ارسطو

آیا می‌دانید مفسر و معلم کتاب ماوراء الطبیعه ارسطو کیست ؟!

ابو نصر فارابی توان تفسیر و تشریح ماوراء الطبیعه را به دست آورده است و از این جهت به معلم ثانی لقب گرفت ، با اینکه بوعلی سینا توان فهم کتاب ماوراء الطبیعه ارسطو را نداشت ، کتاب فوق العاده مهم و بزرگ ماوراء الطبیعه ارسطو را معلم ثانی یعنی فارابی تفسیر و تبیین و تفهیم کرد.

شیخ الرئیس در کتاب الاضحویه خویش می‌گوید:

کتاب ماوراء الطبیعه ارسطو را چهل بار خواندم ، و همه عباراتش را از برشدم ، اما معانی آنها دستگیرم نشد، و مقصود نویسنده را در نیافتم ، ناامیدی دامنم را گرفت با خود گفتم ، پسینگاه روزی به بازار و راقان روم ، با دلالی روبرو شدم که کتابی در دست داشت ، و برای فروش آن جار می‌زده و به من رسید، از من خواست تا آن کتاب را بخرم ، چون فکر کردم از جمله کتابهای بی ارزش است با بی میلی از خرید آن چشم پوشیدم ، دلال گفت چون صاحبش به پول نیاز دارد آنرا به سه درهم می‌فروشم این سخن در من اثر کرد، و کتاب را خریدم ، پس از بررسی دریافتم که شرح ابونصر فارابی بر کتاب مابعد الطبیعه ارسطو است ، به خانه بازگشتم با شتاب به مطالعه آن پرداختم به زودی معانی سخن ارسطو برایم روشن شد، زیرا همه عبارت آنرا چون بسیار خوانده بودم از برداشتم بی اندازه شادمان شدم روز بعد به شکرانه این پیروزی مال فراوان به تهیدستان بخشیدم

بوعلی سینا می‌افزاید: پیوسته براین شیوه دانش اند و ختم تا همه دانشها را نیک بیاند و ختم و هرچه از آن هنگام برایم روشن شده همان است که اکنون می‌دانم ، و از آن پس چیزی بر آن‌ها نیفزودم.[۷۶]

جوان ، شاید، تو نیز چیزی از استعداد و قوای هوش و ذکاوت بوعلی سینا کمتر نداشته باشی آگاه باش که تلاش و کوششهای مجدانه است ، تورا به مقامات والای بو علی ، و بوعلی سیناها می‌رساند، و تو نیز همچون فارابی و ارسطو خواهی درخشید.

لذا کار و تلاش کن ، از بازی‌های بی ارزش و بی فایده به کلی پرهیز کن تا شیخ الرئیس بوعلی سینای زمان بشوی

خداوند توفیق تربیت صحیح و شایسته فرزندانمان را به ما عنایت فرماید و ایشان را خلف صالح ما قرار دهد و چراغ پرفروغ ولایت و محبت اهلبیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را با دست ایشان در خانه و کاشانه ما روشن نگهدارد. در اینجا با ذکر دعایی مخلصانه از حضرت سجادعلیه‌السلام ، کتاب را به پایان می‌بریم :الهم و من علی ببقاء ولدی وباصلاحهم لی و بامتاعی بهم الهی امدد لی فی اعمارهم و زد لی فی آجالهم و رب لی صغیرهم و قولی ضعیفهم و اصح لی ابدانهم و ادیانهم و اخلاقهم

آمین یا رب العالمین

موفق باشید

سید حسین موسوی راد لاهیجی

حوزه علمیه قم


پانویس

  1. الشمس ی ۱۰ - ۹
  2. التحریم ، ی ۶
  3. سوره نور، آیه ۳۳
  4. فروع کافی ج ۵ ، ص ۳۶۸
  5. راه زندگی ص ۹۱
  6. التکلیف النفسی ، ص ۱۶۵
  7. بحار، ج ۱۷ ، ص ۲۱۴
  8. بررسی و نقد افکار راسل ، ص ۱۵۹
  9. تتمة المنتهی ، ص ۱۷
  10. المستطرف ج ۲ ، ص ۲۱۸
  11. آیات بینات علامه محقق الحاج شیخ محمد تقی تستری ص ۱۹۵
  12. س مریم ۱۹ ، آیه ۳۳
  13. آل عمران ، ی ۳۸
  14. راه زندگی ص ۱۵۶
  15. انسان موجود ناشناخته ، الکسیس کارل ، ترجمه ذبیح الله منصوری ، ص ۲۵۳
  16. مستدرک الوسائل ، ج ۲ ، ص ۶۳۱
  17. مجموعه ورام جلد ۱ ، ص ۶
  18. سفینة البحار ص ۳۶۹ جلد 2
  19. نهج البلاغه ، ملا فتح الله ، ص ۱۴۹
  20. غرر الحکم ص ۶۵۰
  21. سوره ۸ ، ی ۲۵
  22. مجله اخبار هفته
  23. اعجاز خوراکیهاص ۱۷۵
  24. اعجاز خوراکیها، ص ۱۵۳ - ۱۵۴
  25. اعجاز خوراکیها، ص ۱۷۵
  26. مستدرک الوسایل ج ۳ ، ص ۷۱
  27. بحار، ج ۱۴ ، ص ۷۷۲
  28. مکارم الاخلاق ص ۸۸
  29. المعجم المفهرس لالفاظ غرر الحکم جلد ۳ ، ص ۳۱۷۲
  30. تتمة المنتهی ، ص ۳۷۰
  31. فهرست غررالکم ص ۱۴
  32. مکارم الاخلاق ص ۹۰
  33. وسائل ج ۵ ، ص ۱۱۵
  34. وسائل الشیعه ، ج ۷ ، ص ۱۲۳
  35. سفینة البحار، ج ۱ ، ص ۶۶۴
  36. سفینة البحار، ج ۱ ، ص ۶۶۲
  37. سفینة البحار، ج ۱ ، ص ۶۶۲
  38. وسائل الشیعه ، ج ۱۵ ، ص ۱۷۷
  39. غررالحکم ص ۳۴۱ ، فصل بیستم
  40. عیون اخبار الرضا علیه‌السلام، ج ۲ ، ص ۳۵
  41. وسائل الشیعه ، ۱۵ ، ص ۱۷۵
  42. مکارم الاخلاق ، ج ۱ ، ص ۲۷۰
  43. وسائل الشیعه ، ج ۱۵ ، ص ۱۸۸
  44. وسائل الشیعه ، ج ۱۵ ، ص ۱۸۹
  45. قانون ، بوعلی سینا، ج ۱ ، ص ۲۵۳
  46. وسائل ج ۵ ، ص ۱۲۶ چاپ قدیم
  47. رساله حقوق امام سجاد علیه‌السلام
  48. راه و روش تربیت از دیدگاه امام علیعلیه‌السلام ، تاءلیف علی محمد حسینی ادیب ترجمه دکتر رادمنش
  49. انسان موجود ناشناخته ، الکسیس کارل ، ص ۳۰۴
  50. سوره مریم ی ۳۰
  51. سوره یوسف ی ۱۲
  52. شرح غرر الحکم و درر الکلم آمدی ش ۴۳۴۵- ش ۴۲۳۴
  53. مکارم الاخلاق صفحه ۱۱۵
  54. وسایل ج ۵ صفحه ۲۸
  55. بحار ج ۱ قدیم ص ۵۵
  56. کافی ج ۱ ص ۳۴
  57. غررالحکم صفحه ۳۷۲
  58. تفسیر برهان ص ۸۸۲ به نقل از الحدیث ص ۳۵۳ ج ۱
  59. شرح ابن ابی الحدید ۲۰ کلمه ۸۱۷ ص ۳۳۳
  60. غرر الحکم ص ۶۹۷
  61. کافی ص ۳۸۰ نقل از اقوال الائمه ج ۵ ص ۱۰۶ و ۱۰۷
  62. مستدرک جلد ۲ ص ۵۳۱
  63. نهج الفصاحه ح ۱۷۹۲ ص ۳۸۰
  64. مشکوه الانوار صفحه ۱۵۵
  65. مشکوة الانوار صفحه ۱۵۵
  66. الخصال ح ۷۷ ص ۶۴
  67. سوره لقمان آیه ۱۷
  68. شرح ابن ابی الحدید ج ۲۰ ص ۳۳۳ به نقل از الحدیث ج ۲ ص ۱۵
  69. روضه کافی ص ۱۵۰
  70. بحار ج ۷۴ ص ۲۰۰
  71. مجادله آیه ۱۱
  72. سوره روم آیه ۳۰
  73. قرآن و روانشناسی ترجمه عرب ص ۲۲
  74. اندیشه‌های اهل مدینه فاضله ترجمه دکتر سجادی (مقدمه) ص ۱
  75. نقل از کتاب تربیت از دیدگاه اسلام ص ۱۷
  76. رساله الاضحویه تاءلیف بوعلی سینا ص ۱۸