فرهنگ مصادیق:پاداش وساطت در ازدواج
نویسنده:فاطمه ایمانی
مقدمه
در دین مبین اسلام همواره تاکید زیادی بر اهمیت ازدواج شده است. آنقدر که پیامبر گرامی اسلام، ازدواج را کامل کننده دین معرفی میکنند و دوری کردن از آن را موجب بیرون افتادن از امت اسلام میدانند.
از همین رو، به هم رساندن دو جوان، ارزش و اهمیتی در دین اسلام دارد که آن را دارای پاداشهای دنیوی و اخروی میکند. در این جا به برخی از این احادیث و روایات مربوط به پاداش وساطت در ازدواج میپردازیم:
بهره مندی از رحمت خدا
امام صادق(ع): هر فردی زمینه ازدواج مجردی را فراهم کند از افرادی است که خدا در روز قیامت به او نگاه [لطف آمیز] میکند.[۱]
پیامبر اکرم(ص): هر کس شاهد ازدواج مرد و زن مسلمان شود، رحمت حق او را در برمیگیرد و ثواب هزار شهید برایش مینویسند و برای هر گامی که برمیدارد، ثواب یک پیغمبر دارد و برای هر کلمهای که جهت اصلاح طرفین بگوید، ثواب عبادت یک سال میبرد و به خانه خود باز نمیگردد، مگر اینکه آمرزیده شده است. [۲]
پاداش آخرت
امیرمۆمنان(ع): بهترین شفاعت آن است که میان دو نفر در ازدواج میانجیگری کنی تا خدا آن دو را گرد هم آورد.[۳]
امام صادق(ع) فرمودهاند: هر کس زمینه ازدواج مجردی را فراهم کند از کسانی است که خدا در روز قیامت به او نگاه لطف آمیز میکند.[۴]
رسول خدا(ص): هر فردی در ازدواج حلالی بین ۲ نفر اقدام کند تا این که خدا آن ۲ را گرد هم آورد، خداوند در برابر هر قدمی که وی در این راه برداشته و هر سخن ثوابی که گفته ثواب یک سال عبادت را به او میدهد.[۵]
هر کس شاهد ازدواج مرد و زن مسلمان شود، رحمت حق او را در برمیگیرد و ثواب هزار شهید برایش مینویسند و برای هر گامی که برمیدارد، ثواب یک پیغمبر دارد
پیامبر اکرم(ص): هر کس در ازدواج زن و مردی تلاش کند، خداوند به تعداد هر مویی از بدنش شهری در بهشت به او کرامت میفرماید و پاداشش مانند کسی است که پیغمبری را خریده و در راه خدا آزاد کرده و اگر موقع رفتن به خانه خود از دنیا برود، در قیامت جزو شهیدان خواهد بود.»[۶]
پیامبر اکرم(ص): کسی که به برادر دینی خود، زنی که موجب انس با وی و افزایش توان و آسایش و راحتی او باشد تزویج کند، خداوند هم (در بهشت) حورالعین را به تزویج وی درآورده و او را با هر کدام از صدیقین آل البیت پیامبر(ص) و یا دوستانش که بخواهد مأنوس میفرماید[۷]
بهره مندی از سایه عرش خدا
امام موسی کاظم(ع): در قیامت برای خدا سایهای است که زیر آن سایه نمیآرمد، جز پیامبر یا جانشین پیامبر یا مۆمنی که بدهکاری مۆمنی را پرداخته یا مۆمنی که مۆمن مجردی را از بیهمسری رهانده باشد.[۸]







