فرهنگ مصادیق:همسایه و حقوق همسایگی در اسلام
محتویات
مقدمه
روابط اجتماعی انسان مقتضی رعایت اموری است که در قالب اخلاق و حقوق، ساماندهی شده است. اخلاق و حقوق در حقیقت شیوه درست و مناسب رفتاری با دیگران را مشخص میکند. هر چه روابط نزدیکتر باشد، ساماندهی آن سختتر خواهد بود. از این رو قوانین و بایدها و نبایدهای حقوقی و اخلاقی نسبت به دوری و نزدیکی روابط انسانی متغیر است. بر همین اساس روابط میان زن و شوهر دارای قوانین و اصول و قواعد اخلاقی بیشتر و سخت گیرانه تری است. حقوق همسایه و همسایگی نیز اینگونه است.
شناخت این حقوق و قواعد به ما کمک میکند تا زندگی بهتری را برای خود و دیگران رقم بزنیم. بر همین اساس نویسنده مقاله حاضر با مراجعه به آموزههای وحیانی اسلام از آیات و روایات، بر آن است تا سبک زندگی اسلام را در این حوزه در حد امکان تبیین کند.
همسایگی، همدلی و همکاری
اصولاً انسانها با گرایش اجتماعی که دارند، نمیتوانند تنها زندگی کنند. همین گرایش ذاتی یا شبه ذاتی انسان به هر دلیلی باشد، نمیگذارد که تا به سعادت جز از راه اجتماع دست یابد؛ چرا که مؤلفههای اصلی سعادت از طریق دیگری تأمین میشود. هیچ انسانی تجربه کاملی از آرامش را جز از طریق دیگری نخواهد داشت. زوج قرار دادن انسان میطلبد که دستکم در کنار همسر خویش آرامش را تجربه کند. دو جنسیتی بودن انسان برخلاف دیگر موجودات، تنها برای تناسل و بقای نسل آدمی نیست؛ بلکه چنانکه قرآن در آیاتی ازجمله آیه ۲۱ سوره روم بیان داشته است، رسیدن به سکونت و آرامش است. نیازهای احساسی و عواطف انسانی که بخش مهمی از حقیقت و ماهیت انسانی را در کنار عقل شکل میدهد، از طریق اموری چون ازدواج و جفتیابی پاسخ داده میشود. پس انسان نیاز دارد برای پاسخگویی به نیازهای مودت و محبت و عشق و رحمت خویش، همسری را برگزیند و جفتی را اختیار کند.
میتوان گفت آرامش که از مهمترین مؤلفههای خوشبختی و سعادت است در سایهسار ازدواج و اختیار همسر تحقق مییابد و میبایست این جامعه هر چند کوچک دونفره شکل گیرد تا انسان احساس خوشبختی کند و بلکه به خود خوشبختی دست یابد.
البته با توجه به وضعیت انسان در زمین و دنیا، تأمین مؤلفه دوم خوشبختی یعنی آسایش و رفاه نیز موجب میشود تا به اجتماع گرایش یابد و بهعنوان استخدام چنان که علامه طباطبایی در تفسیر المیزان معتقد است، گرایش اجتماعی داشته باشد تا اینگونه به نیازهای مادی و دنیوی خود پاسخ دهد؛ هر چند که به نظر میرسد انگیزه اصلی گرایش اجتماعی بشر همان پاسخگویی به نیازهای معنوی و روحی است؛ چرا که انسان بیش از آنکه ماده باشد و بخواهد به نیازهای مادی خود پاسخ دهد، موجودی روحی و عاطفی است و میخواهد به این نیاز خویش پاسخ دهد؛ چنانکه از آیه ۲۱ سوره روم و آیات دیگر این معنا به دست میآید.
به هر حال انسان موجودی اجتماعی است و برای پاسخگویی به نیاز اصلی خود و دستیابی به مؤلفههای خوشبختی، نیازمند آن است که با دیگری ولو همسر، همدلی و همکاری نماید و اجتماعی هر چند کوچک را شکل دهد. مبنای اصلی این اجتماع هم بر همدلی و همکاری است تا هم به بعد عاطفی و روانی و روحی خود پاسخ دهد و هم به بعد مادی و دنیوی آن در شکل آسایش و تأمین نیازهای مادی پاسخی مناسب و شایستهای داده باشد.
خانواده چه شامل همسران یا همسران و فرزندان، برای ساماندهی درست روابط نیازمند اصول اخلاقی و قوانین حقوقی و مجموعهای از بایدها و نبایدها و بهترها و بدترهایی است که باید مراعات شود. این بهترها و بدترها که البته جزو واجبات و محرمات یا امور نیک و بد مطلق نیست، در قالب آداب، سامان مییابد.
در آداب اجتماعی، به نکات ریزتر و لطایف روابط اجتماعی توجه میشود که در فرهنگ دینی و فقه اسلامی در شکل مستحبات و مکروهات ساماندهی شده است.
مجموعه بایدها و نبایدهای حقوقی و اخلاقی و آداب در حوزه خانواده بسیار زیاد است تا خانواده در سبک و قالب زیستی کامل و مناسب در مسیر تحقق فلسفه شکلگیری آن یعنی سعادت، حرکت کند.
چنانکه گفته شد نیازهای انسانی از نظر مادی و روحی بیشتر از آن است که در شکل کوچک خانواده بتوان به همه آنها پاسخ گفت.
نیاز به دیگری در طبیعت انسانی است. هر چند که اجتماعات نخستین، خونی بوده و فرزندان با تشکیل طایفه و عشیره و قبیله و قوم در کنار هم میزیستند، ولی بعدها اجتماعات از این حالت بیرون آمد و شکل پیچیدهتری به خود گرفت. از همان آغاز همسایگی میان دو یا چند خانواده برای تأمین نیازها شکل گرفت و پس از خانواده، نخستین جامعهای که نیازمند تعیین قوانین و مقررات و آداب شد، همسایگان بود. پس میتوان گفت که حقوق همسایگی پیشینهای بس دیرینه دارد و پس از خانواده، نخستین قوانین و آداب برای ساماندهی روابط همسایگی تعیین شد.
اصولاً کسانی که از جهات متعددی به هم شباهت دارند، با هم گرد میآمدند و همسایگی را تشکیل میدهند. از این رو، روابط میان آنان با قوانین سادهتری سامان مییافت؛ چنانکه میان همسران چنین است؛ چرا که شباهتها خود عامل کاهش تنشها و مشکلات است.
اگر روابط میان همسایگان بر اساس همبستگیهای خونی یا شباهتهای فکری و رفتاری و مانند آن باشد، از پیچیدگی کمتری نیز برخوردار است؛ اما هر چه این همسایگی به سبب فشارهای بیرونی و یا پاسخگویی به نیازهای مادی شکل گیرد، قوانین بیشتر و سختگیرانهتری لازم است تا این روابط را ساماندهی کند. از این رو همسایگان اقتصادی درگیری بیشتری از همسایگان فکری و احساسی دارند؛ در حالی که همدلی در میان همسایگان فکری و احساسی بیش از همکاری است و روابط آنان بیشتر در چارچوب احساس شکل میگیرد تا قوانین و مقررات خشک عقلانی.
بایدها و نبایدهای اخلاقی و حقوقی
امت اسلام براین باور است که همه انسانها از یک والدین (آدم و حوا علیهماالسلام) هستند و باید برای یک امر مهم یعنی تحقق سعادت دنیوی و اخروی در چارچوب آیین اسلام زندگی کنند. همین مسئله موجب میشود تا نوع خاصی از زندگی را پدید آوردند که با جوامع دیگر متفاوت است.
جوامعی که مردم آن تنها در جهت تأمین سعادت دنیوی گرد هم آمدهاند و آرامش و آسایش دنیوی را میطلبند، بیشتر از آنکه اهل احسان و عواطف باشند، اهل عقل و قانون هستند. از این رو میبینید که در جوامع مادیگرا قوانین با شرایط سفتوسخت خود بهشدت اعمال میشود.
در جوامع مادیگرا، گروههای انسانی به هدف تأمین آسایش گرد هم آمدهاند و آرامش را در سایه آسایش میجویند و بر این باورند که هرچه از نظر آسایشی در رفاه بیشتر باشند، از آرامش بیشتر برخوردارند، چرا که آرامشی که آنان میجویند همان آرامش روانی و در دایره دنیا و ماده است.
در مقابل، جوامعی چون امت اسلام بر پایه اعتقادی شکل گرفته است که اصالت را به سعادت اخروی بخشیده و راه تأمین آن را همدلی و احسان میداند و همان شرایط زیستی میان همسران و فرزندان را در دایره گستردهتر جامعه اعمال کرده و فراهم میآورد. اینجاست که کسانی که در کنار هم گرد آمدهاند، تلاش میکنند تا اصولی را مراعات کنند که سعادت اخروی آنان را تأمین کند. پس مبنای روابط و چارچوب آن را احسان و ایثار شکل میدهد و قوانین عقلانی زمانی حضور مییابند که چارهای جز ورود آن برای مدیریت بحران نباشد.
از نظر اسلام، مراعات احسان همانگونه که در خانواده کوچک لازم است و مودت و احسان باید پایه روابط خانوادگی را شکل بخشد و به والدین احسان شود،[۱] همچنین لازم است تا به خانواده بزرگ اسلامی بهویژه خانواده نزدیک و همسایه نزدیک، اینگونه توجه ویژهای مبذول شود و همواره از در احسان با آنان روبه رو شد. از این رو رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حقوق همسایگی را مانند حقوق مادر دانسته و میفرماید: حرمة الجار علی الجار کحرمه امه؛ رعایت حرمت همسایه همانند احترام مادر لازم است.[۲]
به سخن دیگر، امت اسلام یک خانواده بزرگ است که اصل حاکم بر آن اصول اخلاقی و بایدها و نبایدهای آن است؛ در حالی که در جوامع مادیگرا، اصل حاکم بر آن همکاری و اصول حقوقی است تا جلوی تجاوزات به حقوق دیگران گرفته شود؛ زیرا هر کسی بر آن است که سعادت خویش یعنی آسایش و رفاه مادی را تأمین کرده و در سایهسار آن به آرامش دنیوی برسد.
همسایگی در این دو نوع جامعه معنای متفاوتی با همدیگر دارد.
در محیط اسلامی، همسایگان بر مدار همدلی و احسان گرد آمده و زندگی و روابط میان خود را سامان میدهند؛ ولی در جوامع مادیگرا، کسانی در کنار هم زندگی میکنند که تنها از یک نظر یعنی تأمین آسایش و رفاه مادی با هم همکاری میکنند اینان همانند کارگران یک کارخانه هستند که وجه شباهت آنان کارگری است.
پس قانون و حقوق است که میبایست این روابط را ساماندهی کند.
همسایگی برمدار احسان دراسلام
چنانکه گفته شد امت اسلام گروه انسانی از نژادها هستند که بر اساس همدلی گرد هم آمدهاند و اعتقاد و باوری یکسان دارند. آنان بر این باورند که سبک زندگی اسلامی میتواند فضایل اخلاقی را در انسان به شکل کاملی بروز و ظهور دهد و او را برای سعادت ابدی آماده سازد.
زندگی اسلامی مبتنی بر اصول اخلاقی بهویژه احسان است. در حقیقت اصول اخلاقی و فضایل آن است که زندگی اسلامی را ساماندهی میکند و قوانین و حقوق تنها برای حل بحران در شرایطی است که به هردلیلی یکی از دو طرف یا طرفین نمیخواهند با هم مدارا کرده و از روی احسان، مسائل اخلاقی را حل و فصل نمایند. در این صورت است که بایدها و نبایدهای حقوقی در شکل قانون خودنمایی میکند.
اسلام بر آن است تا محیط زندگی انسانی را به شکلی در آورد که هرکسی بتواند استعدادها و توانمندیهای خویش را بروز دهد و به فضایل کامل دست یابد و دنیا و آخرت خویش را آبادان کرده و خوشبختی را دریابد. از این رو بر همدلی و همکاری در چارچوب اعتقادات و باورها تأکید دارد؛ چرا که بینشها و نگرشهای یکسان کمک میکند تا همکاریها شکل دیگر و معنای متفاوت بیاید.
در حقیقت محیطی که همسایگان برای یکدیگر فراهم میآورند تأثیر شگرفی در سعادت دنیوی و اخروی انسان دارد. از این رو امیرمؤمنان علی (علیه السلام) میفرماید: سل عن الرفیق قبل الطریق، و عن الجار قبل الدار؛ قبل از مسافرت ببین همسفرت کیست و پیش از خرید خانه ببین همسایهات کیست.[۳]
امام صادق (علیه السلام) سفارش میکند که اجازه داده نشود تا محیط زندگی اجتماعی به گناه و نابهنجاریها آلوده شود.
لذا به همسایگان هشدار میدهد که رفتارهای یکدیگر را متوجه باشند و در مقابل ناهنجارها سکوت نکنند و آنان را به مسیر هنجارها راهنمایی نمایند.
آن حضرت میفرماید: من له جار و یعمل بالمعاصی فلم ینهه فهو شریکه؛ هر کس همسایهای داشته باشد که گناه میکند ولی او را نهی نکند، شریک در گناه اوست.[۴]
محیط زندگی اجتماعی آدمی بیانگر میزان شرافت شخص است. هرچه محیطزیست آدمی پاکتر و هنجاریتر باشد، بیانگر شرافت آن مردم و محله است. امام علی (علیه السلام) میفرماید: خانه را شرافتی است. شرافت خانه به وسعت حیاط (قسمت جلوی خانه) و همنشینان خوب است؛ و خانه را برکتی است، برکت خانه موقعیت خوب آن، وسعت محوطه آن و همسایگان خوب آن است.[۵]
اگر همسایگان تنها همکار در امر مادی و جلب آسایش باشند، به فضایل انسانی توجهی نخواهند داشت و برای بروز و ظهور آن بستری را فراهم نمیسازند؛ اما اگر همسایگان بر اساس اشتراک در باورها و اعتقادات اسلامی گرد هم آمده باشند بر آن هستند تا همکاری آنان همدلانه و در راستای فضایل اخلاقی و سعادت دنیا و آخرت باشد.
محیطزیست اجتماعی اگر سالم باشد و آدمی به سبب آن در آسایش و آرامش باشد باید خدا را بر آن شاکر بود و به حکم شکرگزاری به همسایگان نیکی بیشتر کرد و از مقام ابرار با آنان رفتار کرد. امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در این باره فرموده است: زکاة الیسار بر الجیران و صلة الرحام؛ زکات رفاه، نیکی با همسایگان و صلهرحم است.[۶]
خوش همسایگی از اصول اخلاق اسلامی است. از این رو آن را از ویژگیهای مؤمنان و شیعیان گفتهاند و امام علی (علیه السلام) در این باره میفرماید: شیعتنا المتباذلون فی ولایتنا، المتحابون فی مودتنا المتزاورون فی احیاء امرنا الذین ان غضبوا لم یظلموا و ان رضوا لم یسرفوا، برکة علی من جاوروا سلم لمن خالطوا؛ شیعیان ما کسانیاند که در راه ولایت ما بذل و بخشش میکنند، در راه دوستی ما به یکدیگر محبت مینمایند، در راه زنده نگهداشتن امر و مکتب ما به دیدار هم میروند. چون خشمگین شوند، ظلم نمیکنند و چون راضی شوند، زیادهروی نمیکنند، برای همسایگانشان مایه برکتاند و نسبت به همنشینان خود در صلح و آرامش.[۷]
معیاری برای تعیین همسایگی
پرسشی که گاه مطرح میشود این است که همسایه کیست؟ به چه کسانی همسایه گفته میشود؟ حقوق همسایگی نسبت به چه کسانی باید رعایت شود؟
شکی نیست که همسایه و مانند آن از عناوین عرفی است و باید در شناخت معنا و دیگر مسائل آن به عرف مراجعه کرد. احکام و قوانین و سفارشهایی که برای همسایه میشود در چارچوب همان معنای عرفی است.
افراد مسلمان باید نسبت به همگان رفتار پسندیده را رعایت کنند ولی در این میان به حکم برادر ایمانی بودن[۸] میبایست نیکوکاری و احسان در میان خودشان افزایش یابد و هرچه از نظر قرب مکانی به هم نزدیکتر باشند، قرب منزلت نیز افزایش یابد و نیکوکاری در حق آنان نیز زیاد شود. از این رو در اسلام در پرداخت حقوق مالی از زکات و مانند آن همسایه و همشهری و همولایتی و مانند آن مقدم بر دیگر افراد امت میشوند.
ازآنجایی که همسایگی و مفهوم آن، عرفی است نمیتوان بهطور معین گفت که به چه کسانی همسایه گفته میشود. برخیها اهالی یک محله یا یک روستای کوچک را همسایه میدانند. در شهرهای بزرگ و کوچک و در جوامع مختلف، دایره همسایه با توجه به عرف آن مناطق تغییر میکند. در برخی روایات بر اساس عرف آن زمان، دایره همسایگی به چهل دیوار محدود شده است. امیرمؤمنان علی (علیه السلام) میفرماید: و الجوار اربعون دارا من اربعه جوانبها؛ تا چهل خانه از چهار طرف همسایه به شمار میآیند.[۹]
به سخن دیگر، میتوان گفت که در عرف آن زمان، همسایه به این محدوده ختم میشده و عرف، این میزان از فاصله را همسایه میدانسته است که البته میتوان آن را معیاری برای پرداخت حقوق مالی و رعایت احکام و حقوق همسایگی قرار داد.
حقوق همسایگی
حقوق همسایه بسیار زیاد است. مراعات همه آن چیزهایی که نسبت به برادران ایمانی سفارش شده نسبت به همسایه با شدت بیشتری توصیه شده.
امام سجاد (علیه السلام) در بیان برخی از حقوق همسایگی میفرماید: حق همسایهات این است که در غیاب او آبرویش را حفظ کنی و در حضورش او را احترام نهی اگر به او ظلمی شد یاریاش رسانی، دنبال عیبهایش نباشی، اگر بدی از او دیدی بپوشانی، اگر بدانی نصیحت تو را میپذیرد او را در خفا نصیحت کنی، در سختیها رهایش نکنی، از لغزشش درگذری، گناهش را ببخشی و با او به خوبی و بزرگواری معاشرت کنی.[۱۰]
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در بیان حقوق همسایگی میفرماید: اگر از تو کمک خواست کمکش کنی، اگر از تو قرض خواست به او قرض دهی، اگر نیازمند شد نیازش را برطرف سازی، اگر مصیبتی دید او را دلداری دهی، اگر خیری به او رسید به وی تبریک گویی، اگر بیمار شد به عیادتش روی، وقتی از دنیا رفت در تشییعجنازهاش شرکت کنی، خانهات را بلندتر از خانه او نسازی تا جلوی جریان هوا را بر او بگیری مگر آنکه خودش اجازه دهد.[۱۱]
آن حضرت در بیان کمکهای مالی به همسایه فرموده است: به من ایمان نیاورده است آن کس که شب سیر بخوابد و همسایهاش گرسنه باشد. به من ایمان نیاورده است آن کس که شب پوشیده بخوابد و همسایهاش برهنه باشد.[۱۲]
امام کاظم (علیه السلام) در تفسیر مفهوم خوش همسایگی میفرماید: لیس حسن الجوار کف الاذی و لکن حسن الجوار الصبر علی الاذی؛ خوش همسایگی این نیست که آزار نرسانی، بلکه خوش همسایگی این است که در برابر آزار و اذیت همسایه صبر داشته باشی.[۱۳]
در حقیقت، انسان باید از دایره احسان به همسایه نگاه کند نه از دریچه حقوق اجتماعی و مانند آن. پس مراعات حقوق یا عدم اذیت و آزار به معنای خوش همسایگی نیست، بلکه خوش همسایه کسی است که در برابر آزار و اذیت همسایه، به مقابله به مثل اقدام نکند بلکه از سر احسان و ایثار نسبت به اذیتهای او چشمپوشی کرده و درگذرد و صبر نماید.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شر رسانی و آزار همسایه را عامل دشمنی و دوری از خدا میداند و کسانی را که همسایه آزار هستند دوزخی میشمارد و میفرماید: لایدخل الجنه عبد لا یأمن جاره بوائقه؛ کسی که همسایه از شرش در امان نباشد به بهشت نمیرود.[۱۴]
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: جبرئیل همواره سفارش همسایگان را به من میکرد تا جایی که گمان کردم همسایه از همسایه ارث میبرد.[۱۵]
امام علی (علیه السلام) پس از ضربت خوردن در وصیتی به حسن و حسین (علیه السلام) دربارهٔ سفارش به همسایگان فرمود: دربارهٔ همسایگان، حقوقشان را رعایت کنید که وصیت پیامبر شماست. او همواره به خوشرفتاری با همسایگان سفارش میکرد تا آنجا که گمان بردیم آن حضرت برای آنان ارثی معین خواهد کرد.[۱۶]
آثار و برکات همسایگی خوب
همسایگی میتواند بر مدار همکاری مادی یا همدلی اعتقادی شکل گیرد. همسایگی از نظر اسلام زمانی تأثیرات خوب و مناسبی خواهد داشت که در چارچوب اصول اسلام شکل گرفته باشد. در این صورت است که آثار مادی و معنوی و دنیوی و اخروی بسیاری بر آن مترتب خواهد شد. در اینجا به برخی از این آثار اشاره میشود.
آبادانی زمین و افزایش عمر
از آثار و برکات همسایه خوب میتوان به آبادانی شهرها و شکوفایی اقتصادی و افزایش عمر شخص اشاره کرد؛ چرا که همسایگان خوب با همکاری مناسب به افزایش تولید و ثروت جامعه کمک کرده و شرایط را برای بهبود وضعیت اقتصادی و آسایشی بهتر فراهم میآورند. از سویی آسایش خود عاملی در ایجاد آرامش روانی است که موجب افزایش عمر آدمی نیز میشود. فشارها و تنشهایی که میان همسایگان بد اتفاق میافتد روح و روان هر دو را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد و موجبات بیماری جسمی و روحی را فراهم میآورد. از زخم معده گرفته تا افسردگی از پیامدهای همسایگی بد است که موجب کاهش عمر آدمی است. از این رو امام صادق (علیه السلام) در بیان آثار و برکات همسایه خوب میفرماید: حسن الجوار یعمر الدیار و یزید فی العمار؛ خوش همسایگی شهرها را آباد و عمرها را زیاد میکند.[۱۷]
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز میفرماید: صلة الرحم و حسن الخلق و حسن الجوار یعمران الدیار و یزیدان فی العمار؛ صله رحم، خوش اخلاقی و خوش همسایگی، شهرها را آباد و عمرها را زیاد میکند.[۱۸]
محبت خدا و رسول
از دیگر آثار نیکرفتاری نسبت به همسایه میتوان به محبوب شدن در نزد خداوند اشاره کرد. کسی که به همسایه خویش احسان روا میدارد، محبت خدا و پیامبرش (صلی الله علیه و آله و سلم) را جلب میکند؛ چرا که نیکوکاری و احسان از صفات الهی است و خداوند کسانی که متخلق به صفات خدایی میشوند را دوست داشته و قرب ایشان را میپسندد. از این رو رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پیشنهاد میکند برای اینکه محبوب خدا و خودش شوید، به همسایگان خویش محبت کرده و نیکرفتار باشید. آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: اگر میخواهید که خدا و پیغمبر شما را دوست بدارند وقتی امانتی به شما سپردند رد کنید و چون سخن گویید راست گویید و با همسایگان خود به نیکی رفتار نمایید.[۱۹]
بهشتی شدن
چنانکه گفته شد اخلاق نیک عامل ورود انسان به بهشت است؛ چرا که بهشت جای انسانهای متخلق به اخلاق الهی است. خوشخویی مهمترین جلوه از جلوههای صفات حسنای الهی است؛ بنابراین، خوشخویی بهویژه با نزدیکان و خویشان و همسایگان بهترین ابزار برای ورود به بهشت جاویدان و بهرهمندی از سعادت ابدی است. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دربارهٔ تأثیر خوشخویی بهویژه با برخی از افراد از جمله همسایگان میفرماید: حسنوا أخلاقکم و الطفوا بجیرانکم و أکرموا نساءکم تدخلوا الجنه بغیر حساب؛ اخلاق خود را نیکو کنید و با همسایگان خود مهربان باشید و زنان خود را گرامی بدارید تا بیحساب وارد بهشت شوید.[۲۰]
پا نویس
- ↑ سوره بقره، آیه ۸۳؛ نساء، آیه ۳۶
- ↑ کافی، ج ۲، ص 666
- ↑ نهجالبلاغه، نامه 13
- ↑ ارشاد القلوب، ج ۱، ص 183
- ↑ مکارم الاخلاق، ص 125
- ↑ غررالحکم، حدیث 5453
- ↑ کافی، ج ۲، ص ۶۳۲، ح ۴۲
- ↑ بقره، آیه ۰۲۲؛ آلعمران، آیه ۳۰۱؛ توبه، آیه ۱۱
- ↑ خصال، ص 445
- ↑ خصال، ص 965
- ↑ مسکن الفؤاد، ص 501
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۹۲۴، ح 7989
- ↑ تحف العقول، ص 904
- ↑ نهج الفصاحه، حدیث 2352
- ↑ بحار/ ج ۱۷ ص 49
- ↑ نهجالبلاغه، نامه ۷۴
- ↑ کافی، ج ۲، ص ۷۶۶، ج ۸
- ↑ نهج الفصاحه، حدیث 9381
- ↑ نهج الفصاحه، حدیث 455
- ↑ التوحید، ص 721







