فرهنگ مصادیق:نکتهای در مجازات لواط
نویسنده محمد یزدی
محتویات
دیدگاه فقها
دیدگاه شیخ الطایفه
شیخ الطایفه در خلاف، مساله ۲۲:
هرگاه مردی لواط کرده و دخول نماید، مجازاتش قتل است و امام(ع) مخیر است که وی را با شمشیر به قتل برساند یا دیواری بر وی خراب کند و یا از مکان بلندی پرت کند.
اگر دخول نکرده باشد ومحصن باشد باید سنگسار شود و در صورت بکر بودن(عدم احصان) باید صد تازیانه بخورد. دلیل ما اجماع امامیه و روایات است.
گویا شیخ طوسی از جهت موضوع، بهره گیری جنسی کمتر از دخول را لواط بر شمرده و آن گاه درصدد جمع میان روایات باب برآمده است و در فرض دخول، به قسم دوم از روایات یعنی قتل عمل کرده و در کمتر از دخول به قسم اول عمل کرده است. به علاوه،در معنای (اهداب من جبل) نیز توسعه داده و سخن از پرتاپ کردن از مکان بلند را به میان آورده است، چنان که در قتل با شمشیرتوسعه داده و خراب کردن دیوار بر وی را مطرح کردهاند. دلیل این سخن شیخ بر ما معلوم نیست.
دیدگاه شیخ طوسی
شیخ طوسی در کتاب مبسوط گفته است:
کشتن کسی که با مردی لواط کرده و یا به زن اجنبی دخول کرده واجب است. امام میان گردن زدن وی و پرتاب کردن او از دیوار بلند وخراب کردن دیوار بر او و سنگسار و سوزاندن با آتش، مخیر است.
اگر این عمل زشت را با مرد بدون دخول انجام دهد، در صورت احصان سنگسار میشود و در صورت بکر بودن(عدم احصان) تازیانه میخورد. [۱]
مشاهده میشود در این عبارت، از حیث موضوع به خصوص زن اجنبی توسعه داده نشده و از نظر حکم، تخییر میان اقسام سه گانه قتل مطرح شده است و در فرض دخول، به روایات قسم دوم عمل شده و در کمتر از دخول، به روایات قسم اول عمل شده است، درحالی که این جمع هیچ دلیلی ندارد و هیچ گونه اشارهای در میان روایات جز روایت دوم از باب اول به آن نشده است.
دیدگاه علامه حلی
علامه حلی در ارشاد الاذهان[۲] میگوید:
لواط، وطی مذکر است که در صورت دخول، فاعل و مفعول هر دو کشته میشوند البته در صورتی که هر دو بالغ و عاقل باشند چه هردو حر باشند یا عبد، چه هر دو مسلمان باشند یا کافر، چه هر دو محصن باشند یا غیر محصن یا یکی محصن باشد و دیگری غیر محصن و... .
امام در کشتن وی میان زدن وی با شمشیر و سوزاندن و سنگسار و پرت کردن از جای بلند و خراب کردن دیوار بر وی یا جمع میان یکی از اینها و سوزاندن، مخیر است.
اگر دخول نشده باشد هر دو صد تازیانه میخورند چه هر دو حر باشند، چه عبد، چه مسلمان باشند، چه کافر، چه محصن باشند، چه غیر محصن یا یکی محصن باشد و دیگری غیر محصن، بنا بر قولی... .
دیدگاه صاحب تلخیص المرام
صاحب تلخیص المرام مینویسد:
در صورت تحقق لواط با دخول، کشتن فاعل و مفعول در صورتی که عاقل و بالغ باشند، واجب است چه حر باشند و چه عبد، مسلمان باشند یا کافر، محصن باشند یا غیر محصن یا یکی محصن باشد و دیگری غیر محصن... و امام(ع) در کشتن وی میان زدن با شمشیر وسوزاندن و سنگسار و پرت کردن از جای بلند و خراب کردن دیوار بروی مخیر است. همچنین جمع میان سوزاندن و غیر آن جایزاست.
اگر دخول نشده باشد مانند استمتاع از میان دو ران در صورت احصان مجازات وی سنگسار است و در صورت عدم احصان بنابرقولی صد تازیانه زده میشود...[۳].
در این عبارت نیز میان دو قسم روایات جمع شده است و در صورت دخول به قسم دوم عمل شده است و در کمتر از دخول به قسم اول عمل شده است در حالی که این جمع و همچنین توسعه در قتل به گونهای که در عبارت آمده است هیچ شاهدی ندارد.
دیدگاه محقق حلی
محقق حلی در شرایع مینگارد:
لواط وطی مذکر است چه دخول صورت بگیرد و چه نگیرد، و هیچ کدام آنها جز با چهار بار اقرار یا شهادت چهار مرد به دیدن، ثابت نمیشود... و دخول، کشتن فاعل و مفعول را در صورتی که هریک بالغ و عاقل باشند واجب میگرداند. در این حکم حر و عبد،مسلمان و کافر، محصن و غیر محصن برابرند... کیفیت اقامه این حد از این قرار است: اگر لواط به دخول باشد کشته میشود. در روایتی آمده که اگر محصن باشد سنگسار میشود و اگر غیر محصن باشد تازیانه میخورد و اولی اشهر است. امام در کشتن وی میان زدن وی با شمشیر و سوزاندن و سنگسار و پرت کردن او از بلندی و خراب کردن دیوار بر وی مخیر است و نیز جمع کردن میان یکی از اینها وسوزاندن جایز است.
اگر دخول نشده باشد حد وی صد تازیانه است.
در نهایه آمده است: اگر محصن باشد سنگسار میشود و اگر غیر محصن باشد تازیانه میخورد. اولی اشبه است.[۴]
چنان که مشاهده میکنید در موضوع توسعه داده شده است و با عبارت (وغیره) به کمتر از دخول نیز لواط اطلاق شده است، در حالی که در این صورت به تصریح شهید ثانی در مسالک، ج ۱۴، ص ۴۰، وطی صدق نمیکند وبه طریق اولی بر قرار دادن آلت میان دو ران یادو کپل، لواط صدق نمیکند هر چند قائل شویم که از نظر حکمی این دو ملحق به لواط هستند، چنان که صاحب نهایه با عبارت(والاول اشبه) به همین قائل شد و حد زنارا برای آن قرار داد.
دیدگاه فاضل مقداد
فاضل مقداد در کنز العرفان گفته است:
بنابر قول ابو مسلم، حمل (ایذاء) در آیه بر قتل ممکن است ، زیرا این حد لواط است. وی حد لواط را قتل میداند و ظاهر اطلاق کلامش این است که به مقتضای روایات قسم دوم، تفاوتی میان محصن و غیر محصن، و فاعل و مفعول نیست.[۵]
دیدگاه راوندی
راوندی در فقه القرآن گفته است: لواط کننده اگر در دبر دخول کرده باشد، بدون مراعات احصان، قتل وی واجب است.[۶]
آنچه این سخن را تقویت میکند این است که در شرع مقدس اسلام حدود شرعی به جهت بازداشتن مردم از اعمال زشت و جنایات است و هر چه عمل زشت تر باشد زجر و منع شارع قوی تر است و بدون اختلاف، لواط عملی به مراتب زشت تر از زناست و قرآن نیز به این مطلب صراحت دارد و لذا باید منع در لواط قوی تر باشد، این قیاس نیست، بلکه نوعی استدلال است.
گفتهاند که: لواط زشت تر از زناست، زیرا لواط استمتاع از آلتی است که هرگز بر انسان استفاده از آن مباح نیست، بر خلاف زنا به علاوه تعطیلی احکام شرعی لازم نمیآید. بنابر این هر وقت خداوند در قرآن یا بر زبان پیامبر(ص) حکمی را جاری نماید ما آن را میپذیریم... و مجازات هر کسی که علیه وی حکم لواط با انجام دخول ثابت شده باشد، یکی از پنج چیز است: پرت کردن از جای بلند، خراب کردن دیوار بروی، گردن زدن، سنگسار، سوزاندن با آتش. اگر به یکی از چهار روش نخست کشته شود میتوان به جهت تشدید عقوبت و بزرگ نشان دادن آن، جسد وی را سوزاند.[۷]
از سخن راوندی دانسته میشود که وی، هر چند موضوع را به دخول اختصاص داده است اما به روایات قسم دوم عمل کرده و به روایات قسم اول اشاره نکرده است، چنان که محقق اشاره کرده است و ترجیح این روایات را چنین توجیه کرده که لواط زشت تر اززناست و به همین جهت باید روایاتی را که حد لواط را حد زنا میداند، رها نمود. به ذهن ایشان خطور کرده که این روش قیاس است وآن را چنین پاسخ داد که نوعی استدلال و نه قیاس است.
وی در پایان به نص قرآن استدلال کرد، با اینکه نص قرآن (ایذاء) است ولی ایشان ایذاء را بر قتل حمل کرده است، چون تصور کرده که قتل یکی از مراتب ایذاء است ولی چنین نیست، زیرا ایذاء درجایی صدق میکند که موضوع محفوظ میباشد اما اگر موضوع باقی نباشد، ایذاء صدق نمیکند.
برداشت مشهور فقیهان همانند برداشت کسانی است که ذکر شد و گویا ایشان میان روایات به گونهای که ذکر شد یعنی توسعه موضوع جمع کردهاند، زیرا کمتر از دخول را نیز لواط دانستهاند و لذا اصل لواط را که همان دخول باشد بر قسم دوم حمل کردهاند و حکم آن را قتل به اقسامش دانستهاند و ملحق به لواط را که کمتر از دخول باشد بر قسم اول حمل کردهاند و حد آن را حد زنا قرار دادهاند.از این بیانات معلوم شد که این جمع جز در برخی روایات باب نکاح شاهدی ندارد.
از امام صادق(ع) روایت شده است که امیر مؤمنان(ع) فرمودند:
اللواط ما دون الدبر و الدبر هو الکفر.
از حذیفه بن منصور نقل شده است که از امام صادق(ع) پرسیدم: لواط چیست؟ فرمود: (ما بین الفخذین، آمیزش میان دو ران است.)پرسیدم پس دخول چیست؟ فرمود: ذلک الکفر بما انز الله علی نبیه(ص)، این کفر به دین خداست.
ظاهر این روایات بزرگ جلوه دادن این گناه و تاکید بر ترک آن است و گرنه از نظر فقهی حکم به کفر لواط کننده نمیشود. احکامی مانند جدا شدن همسر از او، حرام بودن حیوانی که توسط وی ذبح شده است و مانند آن بر او بار نمیشود.
صاحب جواهر گفته است:
ظاهرا اطلاق لواط بر غیر دخول مانند استفاده از میان دو ران یا میان دو کپل، استعمال مجازی است.[۸] شاهد دیگر بر جمع مشهور، مرفوعه ابو یحیی واسطی است. میگوید: از امام در باره دو مردی که از میان دو ران یکدیگر استمتاع میکنند، پرسیدم، حضرت فرمود:
حد هما حد الزانی، فان ادعم احدهما علی صاحبه ضرب الداعم ضربه بالسیف اخذت ما اخذت منه و ترکت ما ترکت،یرید بها مقتله، والداعم علیه یحرق بالنار[۹]، حد این دو، حد زنا کار است. اگر یکی به دیگری دخول کرده باشد، ضربت کشندهای با شمشیر به فاعل زده میشود تا هر مقدار که دراو نفوذ کرد و مفعول با آتش سوزانده میشود.
چند نکته
با توجه به مطالب یاد شده در پایان نظر خواننده را به چند نکته جلب میکنیم:
نکته اول: به چه دلیل فقها فرمودهاند: امام در کشتن لواط کننده میان پنج چیز مخیراست؟ خراب کردن دیوار بر او را از کجا آوردهاند؟براین کار چگونه قتل صدق میکند در حالی که گاه منجر به قتل نمیشود؟
ما در روایات و عمل امام(ع) چیزی را که بر این مطالب دلالت کند، نیافتیم.
نکته دوم: پرت کردن از بلندی از کجا آورده شده است؟ در حالی که در روایت سخن از پرت کردن وی از کوه با دست و پای بسته، به میان آمده است، که گاه منجر به قتل میشود و گاه هم نمیشود، زیرا پرت شدن از کوه غلط خوردن تدریجی است ولی پرت شدن ازجای بلندی، دفعی و قتلی فجیع است.
ظاهر سخن این است که سوزاندن زنده محکوم نیز یکی از اقسام قتل است. که این هم هیچ دلیلی که در مقام بیان حکم خداوند باشد، ندارد و آنچه در حدیث علوی آمده بود که حضرت فرمود: (ان رسول الله قد عمل فی مثلک بثلاثه...) و مرد لواط کننده سختترین راهها را برای قتل خود برگزید که همان سوزاندن باشد... توجیهاتی دارد:
اولا، امام(ع) از پیش میدانسته که این روش منتهی به توبه وی میشود و به همین جهت حد از وی ساقط خواهد شد.
ثانیا، بیشتر فقیهان گفتهاند: این روش امام(ع) بسان عمل پیامبر اکرم(ص) بر فرض ثبوت اختصاص به همان مورد خاص داشته است که مصلحتی آن را ایجاب میکرده است و چنین احکامی که در یک واقعه خاص صادر شده است لسان ندارند تا بتوان به اطلاق آنها تمسک کرد.
ثالثا، در روایات دیگر که پیش از این اشاره کردیم از سوزاندن زنده نهی شده است.
نکته سوم: به مقتضای روایات صحیح یاد شده در صورت دخول، بر لواط کننده حد زنا بار میشود، یعنی در صورت احصان سنگسارمی شود و در فرض عدم احصان به وی تازیانه زده میشود.
در استمتاعات دیگر غیر از دخول، تعزیر میشود ، زیرا هر چند چنین عملی حرام است ولی موضوعا لواط بر آن صدق نمیکند وبیشتر روایات قسم دوم احکامی بودهاند که در وقایع خاص صادر شدهاند.
شاید این احکام بر اساس مصلحتی بوده است که امام(ع) در نظر داشته و این غیر از حکم خداوند است که امام(ع) به صراحت بیان داشته که حد لواط کننده حد زنا کار است.
این نظر، دیدگاه غیر مشهور است که محقق حلی، صاحب شرایع به آن معتقد است و اشهر همان قول اول است. از نظر ما قول غیرمشهور به قواعد فنی فقهی روایی نزدیک تر است.
پانویس
- ↑ ) مبسوط، ج 8، کتاب الحدود، تصحیح و تعلیق محمدباقر بهبودی، چاپ حیدری، ص 7
- ↑ ارشاد الذهان، ج2، کتاب الحدود، چاپ جامعهٔ مدرسین، ص 175
- ↑ تلخیص المرام فی معرفه الاحکام، ص 320و321
- ↑ شرایع الاسلام، ج4،ص160
- ↑ کنزالعرفان فی فقه القرآن، ج2، کتاب الحدود، ص 340
- ↑ فقه القرآن، ج2، کتاب الحدود، باب الحد فی اللواط والسحق، ص 367، چاپ خیام
- ↑ فقه القرآن، راوندی، ج2
- ↑ جواهر الکلام،ج4،ص376.
- ↑ وسایل،ج 28، باب 3 ازابواب حدّ لواط، ح6







