فرهنگ مصادیق:نقش تنبیه و تشویق در تربیت فرزندان

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
نقش تنبیه و تشویق در تربیت فرزندان

مقدمه

گروه استان ها- اصل تنبیه و تشویق صحیح به عنوان امری مسلّم در تربیت اسلامی پذیرفته شده و اصولا وجود بهشت وجهنم، انذار و تبشیر پیامبران و آیه های مربوط به نظام پاداش وکیفر همه جلوه هایی از تشویق و تنبیه هستند.
درراستای برقراری ارتباط موثر با کودکان و نوجوانان اصول تربیتی از جمله اصل صبر و سعه صدر،محّبت و تکریم شخصّیت، تسهیل و آسان گیری، شاد نگه داشتن محیط تربیت، تنبیه و تشویق، توّجه به روانشناسی رشد و نیازها، امر به معروف و نهی از منکر، نظم و انضباط،موعظه و نصیحت،تقویت حس اعتماد به نفس و...قابل برشمردن هستند که در این گفتار با توّجه به اهمیت فوق العاده تنبیه و تشویق در تربیت کودکان و نوجوانان به این اصل پرداخته شده است.
بدیهی است وجود انذار و تبشیربرای هر تربیت متعادلی، ضروری است؛زیرا اگر نیکوکار و بدکار از نظر جزا یکسان باشند،زمینه بی رغبتی نیکوکاران به کارهای نیک و جرئت یافتن بدکاران در ادامه تبهکاری ها فراهم می شود. لذا توصیه شده است که مربّی میان فردکوشا و تن آسا تفاوت بگذارد وهمه را به یک چشم نگاه نکند. درتربیت اسلامی بیشتر بر تشویق تکیه شده است تا تنبیه؛زیرا اصل حیات بر محبّت و تفاهم استوار است.

نیازکودکان به تحسین و تشویق

این که تصوّرکنیم کودکان چون بزرگ شده و مسایل را می فهمند دیگر احتیاج به تشویق ندارند درست نیست بلکه اثر تشویق به حدّی است که پس از تمایلات فطری تا پایان عمر در وجود آدمی باقی می ماند و هیچ فردی نیست که از این امر بی نیاز باشد. همگان بدان محتاجند وآرزو دارند موقعیتی نصیبشان شود تا مورد تحسین وتشویق دیگران قرار بگیرند زیرا رقابت ها و تلاش ها نیز اغلب بدین منظوراست.
در احادیث زیادی تاکید شده که انسان های خوب و بد نباید نزد شما مساوی باشند چنانچه حضرت علی(ع)درنامه ای به مالک اشتر چنین می نویسد: ((انسانهای نیکوکار و بدکار نزد تو مساوی نباشد؛زیرا موجب این می شود که نیکوکاران در احسان کردن بی رغبت شوند وبدکاران به بدکاری عادت کنند)).

تشویق و یا تقویت اجتماعی

تشویق یک پدیده معنوی و عامل خوشایندی است که عرضه آن به فرد باعث تکرار رفتار تحسین شده در آن فرد می گردد و با تقویت اعتماد به نفس، فرد از یاس و بدبینی نجات می یابد.
انسان اساسا تشویق طلب و تنبیه گریز است چراکه تشویق در واقع نوعی نیاز فطری است که بعد از آن نیاز فرد برآورده و باعث احساس رضایت درونی می شود.
این پدیده روانی به خودی خود نوعی تلقین قدرت نیز هست که با ایجاد رغبت ،شوق و انگیزه در فرد نیرو و انرژی تولید می کند و با ترمیم روح شکست خورده فرد باعث احیاء شخصّیت وی می گردد.
رافوئل نقاش معروف عصر رنسانس اروپا می گوید: یک بوسه مادرم که مرا در جمع تشویق کرد باعث شد تا من یک نقّاش معروف در دنیا شدم.

صورت های تشویق کودکان

نحوه و نوع انجام تشویق به سن و درک کودک و نوع عمل او بستگی دارد و می تواند بصورت دلجویی و اظهار یک عبارت محبت آمیز، نگاه توام با لبخند و نشاط،اهداء یک هدیه، در آغوش کشیدن کودک و بیان نقاط مثبت او ظهور و بروز یابد.
البته در تشویق کردن نیز باید توجه داشت که تشویق نباید صورت رشوه به خود بگیرد، زیرا در این صورت عامل پرتوقعی و طلبکار شدن کودک را در پی خواهد شد بلکه باید طوری رفتار کرد که کودک خود را مستحق تشویق بداند، نه این که وسیله ای برای دلخوشی اش باشد.
از طرفی تشویق یک نفر نباید عامل تنبیه دیگری باشد، مانند مادری که به یکی از فرزندان خود بگوید تو راستگو هستی و مثل برادر و یا خواهرت دروغ نمی گویی و همچنین حفظ حد و مرز تشویق نیز مهم است طوری که از حد تجاوز نکند،چون ممکن است عامل غرور و خودبینی کودک و نوجوان گردد.

تشویق و قرآن کریم

روش تشویق وتنبیه راهی مناسب دربرانگیختن انسان به سوی خیروصلاح وبازداشتن آدمی از شروفساد است وچنانچه این روش به درستی وبراساس آداب آن به کارگرفته شود، نقشی موثر ومفید درتربیت وسازندگی شخصّیت انسان ها دارد.
خدای متعال به صورت های مختلف بندگانش راتشویق می کند و تنبّه می دهد و راه تربیت وهدایت رابرآنان می گشاید. چنان که شان همه پیام آوران الهی بشارت وانذاراست وآنان که هدایت می پذیرند، تشویق می شوندوآنان که به هدایت پشت می کنند،تنبیه می شوند: "ما پیامبران خود را جز بشارتگر و هشداردهنده نمی فرستیم"[۱].
هیچ چیزمانند تشویق صحیح وبه جا مردم رابه تلاش ودرست کاری برنمی انگیزد؛ زیرا انسان به فطرتش که عشق به کمال مطلق وانزجار از نقص است، میل به کمالات ونیکویی وتشویق وقدردانی دارد. هرانسانی بنا به فطرت خود، متمایل به کامل ترشدن است وتشویق آدمی دراین جهت وقدردانی ازآنچه دراین راه به دست آورده است، اورابیشتربرانگیخته ودلگرم می کند.

تنبیه

یکی دیگر از روش هایی که درتربیت ازآن استفاده می شود، تنبیه است. تنبیه عامل ناخوشایندی است که بعدازاینکه فرد در معرض آن قرارگرفت، باعث ایجاد کاستی و خاموشی دررفتاراومی گردد. تنبیه درلغت به معنای آگاهی دادن وبیدارکردن است ودراصطلاح عبارت است ازمجازات انسانی که کارناپسندی را انجام داده وبه منظورترک نمودن وجلوگیری ازتکرارآن کارزشت ازتنبیه استفاده می شود.
زندگی انسان مبتنی بر ستیز میان خیروشراست، چون انسان آمیزه ای ازاستعدادخیر و شرمی باشد. طبیعت تربیت این است که درجامعه بشری ، خیروسعادت را بر شر و سیه روزی، غالب وچیره می سازد. وقتی فردی ازمسیرخیر وسعادت آن چنان گام فراترنهدکه پیروی ازتمایلات نفسانی را برهرچیزی ترجیح می دهد، می توان به منظور هشدارازچنین انحرافی وقتی که سایرعوامل تربیتی ازتاثیر وکارآیی درمورد فرد، نارسا وعاجز باشد ازعامل تنبیه ومجازات استفاده کرد.
تنبیه بطور کل می تواند به صورت تنبیهات بدنی که عبارت است ازکارهای دردآور و دشواری که به طورمستقیم روی بدن انسان اثرمی گذارد واسباب ناراحتی اورافراهم می سازد و تنبیهات غیربدنی که عبارت است از اعمالی که به عنوان مجازات انجام می گیرد و موجب ناراحتی می شود، ولی روی بدن اثر فیزیکی ندارد، مانند توبیخ، سرزنش، تحقیر، قهر کردن، خشونت، حبس کردن، منع ازغذاوآب، تهدید، قطع پول توجیبی و... اعمال شود.
جمعی ازدانشمندان اصل تنبیه رابه عنوان یک عامل تربیتی می پذیرند امّا نه مطلق، بلکه به عنوان یک وسیله درجه دوم ودرشرایط خاص وبه هنگام ضرورت، استفاده ازآن رامجاز می دانند. به اعتقاد انان تا زمانی که مربّی می تواند باروش تشویق ،استدلال وبرهان،پند واندرز و یا بیان مصالح ومفاسد، درکودک اثربگذارد، نبایدازتنبیه استفاده کند؛ و این عامل تربیتی را در موارد عدم نتیجه آنهم درحدمحدود وبارعایت شرایط خودش لحاظ نماید.

نظراسلام درمورد تنبیه و مجازات

اسلام تنبیه رابه عنوان یک وسیله تربیتی پذیرفته و انجام آن رادر بعضی مواقع مفید بلکه احیانا لازم می داند. ازنظر اسلام سه نوع تنبیه غیربدنی مانند تهدید وانذارمجرمین، تنبیه های بدنی مانند زندان،تبعید،قتل،قطع عضو،شلاق زدن و تنبیه بصورت تعزیرات و اجرای حدود الهی وجود دارد که با هدف بازداری مجرم ازتکرار جرم بمنظور حمایت از امنیت اجتماعی، عبرت دیگران و تقویت تقوا درانسان ها در مواقع خاص خود لحاظ می گردند.
دراحادیث آمده است که والدین و مربّیان اجازه دارند برای تربیت کودکان درمواقع ضروری از تنبیهات بدنی استفاده نمایند امانکته مهم وقابل توجه درتنبیه این است که اولیاء ومربّیان باید بدانند که اگر جراحاتی حتّی درحد سرخ شدن پوست بدن به فرد رسید ملزم به پرداخت دیه هستند اما به هر شکل عدم تدبیر در لحاظ تنبیه بدنی و غیربدنی مضراتی را نیز در پی دارد که باید به آن ها نیز توجه ویژه داشت.
بعنوان مثال دراثرکتک تمام شخصّیت کودک درهم می شکند و تعادل روحی او به هم می خورد زیرا کسی که کتک می خورد با منطق زورگویی آشنا می گردد و درآینده خواسته های خودرابردیگران تحمیل می کند یا در مواردی بعکس زودتسلیم زورگویان می گردد.این فرد احساس می کند دیگر کسی اورا دوست ندارد و به او محبّت نمی شود، لذاکسی که در کودکی از محبّت محروم ماند دربزرگسالی نمی تواند محبت کند زیرا غرور و حس اعتماد به نفس خود راازدست می دهد.
از طرفی چون تنبیه حس حقارت و خودکم بینی رادر فرد تقویت می کند نباید درجمع باشد بلکه درخلوت به فرد تذّکر داده شود زیرا گاهی اوقات تنبیه عامل گوشه گیری، کم رویی و مانع خلاقیت کودکان می گردد.

چگونه تنبیه کنیم؟

از آنجا که اصل تنبیه عملی جهت رفع مسائل نادرست در جهت پیشگیری است نباید هرخطایی را تنبیه کرد بلکه در موارد ضروری ابتدا باید راه صحیح را نشان فرد خاطی داد و به عمل نادرست او حمله شود نه به شخصّیت او.
درتنبیه از مقایسه کودک با دیگران پرهیز شود و اگر کودک از کارش پشیمان شد واز رفتارش بازگشت اورابا مهرو نوازش پذیرا باشید.
والدین خود عامل تشخیص درست از نادرست هستند و نباید تنبیه را به خواهر یا برادران واگذار کنند و هیچ گاه کودک و نوجوان به خاطر کاری که نمی تواند انجام دهد تنبیه نشود.
لازم است که والدین بدانند گاهی فرزند در دوره جوانی از تنبیه های دوران کودکی عقده ای شده و در جوانی به فکر می افتد که به نوعی آنها را تلافی کند. در اینجا والدین می توانند فرزند جوان خود را مجاب سازند که قصد آنها تربیت صحیح بوده تا بدین صورت عقدهٔ او از بین رفته و زمینه انتقام فرد از مربیانش ایجاد نشود.
انتهای خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

پانویس

  1. سوره انعام آیه 48.