فرهنگ مصادیق:ناصبی کیست؟ و آیا شیعیان اهل سنت را ناصبی میدانند؟
محتویات
پرســـش
ناصبی کیست؟ و آیا شیعیان اهل سنت را ناصبی میدانند؟
آیا اهل سنت «ناصبی» اند؟
مراد از «ناصبی» چیست؟ آیا شیعیان اهل سنت را «ناصبی» میدانند؟
پـاســــخ:
برای روشن شدن جواب مقدمهً به نکاتی اشاره میشود:
آیات
۱ـ قرآن میفرماید، به چیزی که آگاهی و اطلاع ندارید، اظهار نظر نکنید «وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ...([۱])» از آنچه به آن آگاهی نداری پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل همه مسئوولند «و از آنها در مورد کارهای که انجام میدهند و... سؤال میشود».
۲ـ مساله دوستی اهلبیت (ذوی القربی) و پرهیز از دشمنی آنها، مورد اتفاق فریقین میباشد، چون هم قرآن بر این مساله تأکید دارد، و هم روایات خود عامه، اما قرآن میفرماید: «قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى([۲])» بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمیکنم جز دوست داشتن نزدیکانم (= اهل بیتم) و هر کس کار نیکی انجام دهد بر نیکی اش میافزایم. و بعضی آیات دیگر([۳]).
اما روایات
در دو قسمت بعضی از روایاتی را که از طریق عامه نقل شده است بیان میکنیم.
روایات محبت به اهل بیت(ع)
۱ـ زمخشری از پیامبر (ص) نقل میکند که فرمود: «الا و من مات علی حب آل محمد مات شهیداً([۴])» بیدار باشید هر کس بر محبت آل محمد (ص) بمیرد شهید از دنیا رفته... بخشیده شده، توبه کننده مؤمن، از دنیا رفته، و ملک الموت بشارت بهشت میدهد، و همچون عروسان وارد بهشت میشود، و در قبر دو تا در برای او او به سمت بهشت باز میشود و قبرش مزار ملائکه رحمت میشود([۵]).
۲ـ پیامبر (ص) فرمود: «معرفه آل محمد (ص) برائه من النار، و حب آل محمد (ص) جواز علی الصراط و الولایه لآل محمد (ص) امانٌ عن العذاب([۶])» شناخت آل محمد رهایی از آتش جهنم، دوستی آنها گذرنامهٔ رد شدن از پل صراط، و ولایت آل محمد (ص) امان نامهای است از عذاب.
روایات بغض و دشمنی با اهل بیت
۱ـ پیامبر (ص) فرمود: «الا و من مات علی بغض آل محمد مات کافراً» هر کسی بر بغض آل محمد (ص) بمیرد کافر از دنیا رفته است، و بوی بهشت به مشامش نمیرسد([۷]).
۲ـ پیامبر (ص) فرمود: «علیٌ خیر البشر من ابی فقد کفر» علی بهترین بشر است هر کس ابا نماید و قبول نکند کافر است([۸]).
بعد از بیان مقدمه جواب قسمت اول شبهه این است که ناصبی دو تا معنی دارد.
۱ـ معنای لغوی که عبارت است از تعب و رنج، بزحمت انداختن، کوشش نمودن (اذا فرغت فانصب همٌّ ناصِبٌ) یعنی غم بارنج، عیش ناصب و زندگی با مشقت است([۹]).
۲ـ معنای اصطلاحی، ناصبی به کسانی گفته میشوند که ادّعای مسلمانی دارند ولی با اهل بیت(ع) ومخصوصا آقا أمیرالمئومنین علی ع دشمنی میکنند که اگربه طوردقیق این مسئله مورد بررسی وریشه یابی قرار گیرد اوّلین ناصبیها در زمان خود پیامبر(ص) پیدا شدند که از امیرالمومنین(ع) دل خوشی نداشتند ؛ لذا به انحاء گوناگون با آن حضرت عداوت میورزیدند. کما اینکه اوّلین گروه شیعه نیز در همان زمان پدیدار شدند. کسانی چون سلمان و ابوذر و عمّار از همان زمان با عنوان شیعه علی بن ابی طالب شناخته میشدند. در کتب تاریخ اسلام ، موارد زیادی از دشمنیهای اصحاب با امیر المومنین ثبت شده است. روایاتی نیز از نبی اکرم (ص) نقل شده که مؤیّد این معنی است. « ... فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص مُنَادِیَهُ فَنَادَی فِی النَّاسِ ارْفَعُوا أَلْسِنَتَکُمْ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَإِنَّهُ خَشِنٌ فِی ذَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ غَیْرُ مُدَاهِنٍ فِی دِینِه. ــــ مردم از سختگیری امیر مومنان در مورد بیت المال شکایت نزد پیامبر بردند: آن حضرت به منادی خود امر فرمودند ، پس او در میان مردم ندا داد: زبان شکایت خود را از علی بردارید که همانا او دربارهٔ خدا سختگیر است و در مورد دینش اهل مسامحه نیست.» (الإرشاد فی معرفه حجج الله علی العباد ،ج۱ ،ص۱۷۳) « عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ قَالَ أَتَی رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاتَ یَوْمٍ وَ یَدُهُ فِی یَدِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع وَ لَقِیَهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ یَا فُلَانُ لَا تَسُبُّوا عَلِیّاً فَإِنَّ مَنْ سَبَّهُ فَقَدْ سَبَّنِی وَ مَنْ سَبَّنِی سَبَّهُ اللَّه . ـــــ انس ابن مالک گوید: رسول خدا روزی میآمد در حالی که دستش در دست امیرالمومنین علی بن ابی طالب بود و مردی او را ملاقات نمود ، پس رسول خدا به او فرمود: ای فلانی علی را دشنام ندهید ! هر که او را دشنام دهد مرا دشنام داده و هر که مرا دشنام دهد خدا او را دشنام دهد. » (بحارالأنوار ،ج ۲۸ ،ص ۷۸ ) [ در برخی منابع آمده است وَ مَنْ سَبَّنِی فقد سَبَّ اللَّه ؛ و هر که مرا دشنام دهد خدا را دشنام داده است.] « عَنِ ابْنِ عُمَرَ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ فِی خُطْبَتِهِ: أَیُّهَا النَّاسُ لَا تَسُبُّوا عَلِیّاً وَ لَا تَحْسُدُوهُ فَإِنَّهُ وَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ بَعْدِی ... . ـــــ فرزند عمر گوید: شندیم که رسول خدا(ص) در خطبه اش میفرمود: ای مردم علی را دشنام ندهید و به او حسد نورزید که همانا او بعد از من ، ولیّ هر مرد و زن مومن است... » (بحارالأنوار ،ج ۳۹ ،ص۲۹۲) « کَعْبُ بْنُ عُجْرَهَ عَنْ أَبِیهِ قَالَ النَّبِیُّ ص: لَا تَسُبُّوا عَلِیّاً فَإِنَّهُ مَمْسُوسٌ فِی ذَاتِ اللَّهِ . ــــ کَعْبُ بْنُ عُجْرَهَ به نقل از پدرش گوید: نبی اکرم(ص) فرمودند: علی را دشنام ندهید که همانا او نسبت به خدا ممسوس (شیفته ) است.»(بحارالأنوار،ج۳۹ ،ص۳۱۳ ) دومین گروه نواصب کسانی بودند که بعد از وفات نبی اکرم (ص) در حقّ دختر او ظلم نموده حقّ وی را غصب و بر رخساره اش لطمه زدند ، و خانه اش را به آتش کین سوزاندند و علی مرتضی را از حق مسلّم و منصوص خود منع و او را به زور به سوی مسجد کشاندند. ماجرای این وقایع در کتب تاریخ و حدیث اهل سنّت نیز موجود است.(اختصاص شیخ مفید ، ص ۱۸۵) سومین گروه نواصب معاویه و طرفداران او از آل ابی سفیان و مروانیان بودند که علناً با امیر مومنان مخالفت کردند و بعدها با او وارد جنگ شدند و سبّ او را در خطبههای نماز جمعه رواج دادند ، و محبّان علی را هرجا یافتند کشتند. چهارمین گروه اهل جمل بودند که به جنگ با او برخاستند در حالی که خلافت او افزون بر نصب الهی ، مقرون به بیعت مردم نیز بود. و طبق نظر علمای شیعه و سنّی هر که بر خلیفه مسلمین خروج نماید کافر است. پنجمین گروه از نواصب ، خوارج بودند که بر آن حضرت شوریدند ، ابن ملجم مرادی ــ لعنه الله علیه ــ نیز از این گروه بود. اینها در زمان امام حسن مجتبی (ع) نیز بر دشمنی خود با اهل بیت(ع) باقی بودند. ششمین گروه نواصب ، لشکر کوفه بود که حادثه کربلا را بپا کردند ؛ در میان اینان ، از پیروان همه نواصب سابق الذکر حضور داشتند. شمر بن ذی الوجشن ــ لعنه الله علیه ــ نیز از خوارج بود. بعد از حادثه کربلا نیز همواره گروههایی از نواصب پدید آمده و میآیند. امّا در زمان حاضر عمدهترین گروه نواصب برخی از افراطیون وهابی هستند. اینها گرچه در زبان دم از کین اهل بیت نمیزنند ولی در عمل سعی در ویران نمودن آثار اهل بیت دارند. حرمهای آنها را به بهانه دفاع از توحید تخریب میکنند و شیعیان را مشرک دانسته میکشند .حتّی کارشان به جایی رسیده که در کتب روایی و تاریخی اهل سنّت ، دست برده ، حقایق مربوط به اهل بیت(ع) را از آن کتب حذف میکنند. افزون بر اینها گروههایی از نواصب بازمانده از دوران امویان نیز در منطقه شام ( سوریه ، لبنان ، فلسطین و اردن) وجود دارند.و...
البته نا گفته نماند که برخی از وهّابیها در زبان ادّعای محبّت اهل بیت(ع) را دارند، ولی در واقع امر چنین نیستند؛ به عبارتی، اینها ناصبیهای منافق هستند.
درنتیجه اصطلاحابه کسانی ناصبی گفته میشود که دشمنی با اهل بیت (ع) دارند، و یا به آنان دشنام دهد، و یا به یکی از ائمه (ع) دوازدهگانه شیعه دشمنی، و یا دشنام دهد([۱۰])، این اصطلاح دوم برگرفته از روایات خود اهلبیت (ع)([۱۱]) میباشد که به چند نمونه آن اشاره شد ونیز به چند روایت که حکم تکالیف این افراد را مشخص میکند به عنوان نمونه اشاره میکنیم:
۱ـ ابی بصیر از امام صادق (ع) نقل میکند که حضرت فرمود: «مُدمِنُ الخمر کعابد و تن، و الناصب لآل محمد شرٌّ منه» شراب خوار مانند بت پرست است و دشمنی با آل محمد (ص) بدتر از شراب خوار است([۱۲]).
۲ـ از امام باقر (ع) سؤال شد که آیا زن مؤمنه شیعه میتواند با ناصبی ازدواج کند فرمود: «لا لانّ الناصب کافرٌ([۱۳])» فرمود: نه، چون ناصبی کافر است.
۳ـ در روایت دیگر میخوانیم «ان الله تعالی لم یخلق خلقاً انجس من الکلب و ان الناصب لنا اهل البیت لا نجس منه([۱۴])» براستی که خداوند نجس تر از سگ نیافرید، دشمن اهلبیت از سگ بدتر است. از این سه روایت بخوبی استفاده میشود که مراد از ناصبی دشمن اهلبیت (ع) میباشد، ضمناً استفاده میشود که آنها نجسند و کافر، و زن مسلمان نمیتواند با آنها ازدواج کند.
اما قسمت دوم شبهه که شیعیان آیا اهل سنت را ناصبی میدانند؟
باید گفت: خیر شیعیان اهل سنت را ناصبی نمیدانند چرا که اولا اکثریت اهل سنت (غیر از ناصبیها) محبت اهلبیت را لازم میدانند (طبق نص قرآن و روایات خود آنها که قبلا اشاره شد، و شافعی یکی از سران چهار مذهب عامه افتخارش این است «ان کان رفضاً حب آل محمد فلیشهد الثقلان انی رافض([۱۵])» اگر دوستی اهلبیت نشانه رافضی بودن است، جن و انس شهادت دهند که من رافضی «و محب اهلبیت) هستم و ثانیاً خود اهل سنت دشمن و مبغض اهلبیت را کافر میدانند که قبلا نقل شد، آنگاه چگونه میتوان گفت آنها ناصبی میباشند و ثالثاً ناصبیها چنانکه گفته شد، نجس، ذبیحه آنها حرام، و ازدواج با آنها جائز نیست، اما اهل سنت را هیچ عالم شیعی چنین فتوای دربارهٔ آنها نداده است، بلکه در رسالهها تصریح به حلیت ذبیحه آنها، جواز ازدواج به آنها، و... شده است و حتی همه علمای شیعه نماز بر جنازه مسلمان را واجب، و دفن و کفن میت مسلمان را لازم میدانند([۱۶]).
خلاصهٔ جواب قسمت اول شبهه
ناصبی یک معنای لغوی دارد. که به معنای رنج و خستگی و کوشش و... میباشد و یک معنای اصطلاحی دارد که برگفته از روایات اهلبیت (ع) میباشد و آن اینکه کسی با اهلبیت دشمنی داشته باشد یا به آنها دشنام و ناسزا بگوید.
خلاصهٔ جواب قسمت دوم شبهه
به هیچ وجه عامه از نظر شیعیان ناصبی نمیباشند، چون آنها اولا اهلبیت را دوست دارند و ثانیاً دشمنان آل محمد (ع) را کافر میدانند، و ثالثاً تمام علمای ما فتوا بر جواز ازدواج با آنها، و وجوب دفن و نماز بر میت آنها دادهاند.
پانویس
- ↑ ـ اسراء/36.
- ↑ ـ شوری/23.
- ↑ ـ سباء/47 و فرقان/57.
- ↑ ـ محمد بن عمر زمخشری، الکشاف (دار الکتاب العربی، 1407 هـ 1987م) ج4، ص220.
- ↑ ـ همان مدرک، دنبال حدیث، نقل به صورت تلخیص.
- ↑ ـ حافظ سلیمانی قندوزی، ینابیع الموده (مکتبه بصیرتی قم) ص22.
- ↑ ـ کشاف (پیشین) ج4، ص221.
- ↑ ـ علاء الدین علی المتقی، الهندی، کنزل العمال فی سنن الاقوال و الافعال (مؤسسه الرساله، بیروت، 1405 هـ 1915م) ج11، ص610.
- ↑ ـ محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن (دفتر نشر الکتاب چاپ دوم، 1404) ص494. کلمه نصب و خلیل بن احمد، ترتیب کتاب العین (مؤسسه نشر اسلامی جامعه مدرسین، چاپ اول، 1414) ص807 کلمه نصب.
- ↑ ـ رساله توضیح المسائل مراجع عظام، بحث کفر و اقسام آن، و عروه الوثقی، سید یزدی، ج1، بحث کفر (از بحث نجاسات) در بعضی رسالهها مساله 117 ـ بعضی 113 ـ بعضی 111.
- ↑ ـ بعضی از لغویین نواصب را معنی نموده، "گروهی که با امیر المؤمنین دشمنی دارد"، ظاهراً بر گرفته از روایات باشد، احمد سیاح ـ فرهنگ جامع عربی فارسی (کتابفروشی اسلام، چاپ هشتم، ج4، ص270، ماده نصب.
- ↑ ـ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه (دار احیاء التراث، لبنان) ج18، ص559، ح12.
- ↑ ـ همان، باب 10، من ابواب ما یحرم من النکاح، حدیث 15.
- ↑ ـ همان، ج1، ص159، ح5.
- ↑ ـ سلطان الواعظین، شبهای پیشاور (دار الکتب الاسلامیه، سی و هفتم، 1376) ص64.
- ↑ ـ رساله علمیه تمام مراجع، بحث نماز بر میت.







