فرهنگ مصادیق:مقامات العلیه

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از مقامات العلیه)
پرش به: ناوبری، جستجو
مقامات العلیه

ترک اعانت مسلمین

صفت چهارم، ترک اعانت مسلمین است. و منشأ آن صفت اگر حسد یا عداوت باشد از رذایل قوه غضبیه است و اگر کسالت یا بخل یا ضعف نفس باشد از نتایج قوه شهویه است و این صفت از جمله مهلکات و علامت ضعف ایمان است و احادیث در مذمت آن بسیار وارد شده است، و حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: که هر که اهتمام در امور مسلمانان نداشته باشد مسلمان نیست، و وارد شده که هر مؤمنی که منع نماید از مومنی چیزی را که به آن محتاج باشد و آن شخص قادر بر رسانیدن آن به او باشد - از خود یا جای دیگر - خدا در قیامت او را باز می‌دارد در حالیکه روی او سیاه و چشم او کبود و دستهای او به گردن او بسته باشد. پس خطاب می‌رسد که این است خیانتکاری که با خدا و پیغمبر نموده پس امر شود که او را به جهنم افکنند.
قضاء حوائج مسلمین و ضد آن اهتمام در قضای حوائج مسلمین و سعی در بر آوردن مهمات ایشان است و آن از صفات شریفه است، و شکی نیست که افضل قربات سعی در مهمات و قضاء حاجات است، و در حدیث است که هر که یک حاجت برادر خود را بر آورد چنان است که در همه عمر خود خدا را خدمت کرده است.
طریقت به جز خدمت خلق نیست - به تسبیح سجاده و دلق نیست

ره نیکمردان آزاده گیر - چو استاده‌ای دست افتاده گیر

تو با خلق نیکی کن ای نیکبخت - که فردا نگیرد خدا بر تو سخت

کسی نیک بیند بهر دو سرای - که نیکی رساند بخلق خدای خدا را بر آن بنده بخشایش است - که خلق از وجودش در آسایش است

پند حافظ بشنو خواجه برو نیکی کن - که من این پند به از درّ و گهر می‌بینم و نیز شکی نیست که بر آوردن حاجات موجب مسرت است، و ثواب مسرور کردن برادر ایمانی از حد افزون است، شاد کردن دلی بهتر از آباد کردن کشوری است. دلهای شکسته غمناک خانه‌های خداوند پاک است، پس مرمت آنها بشادی مرمت خانه خدا است. سعدی:
یکی خار پای یتیمی بکند - بخواب اندرش دید صدر خجند همی گفت و در روضه‌ها می‌چمید - کز آن خار بر من چه گلها رسید و حضرت صادق (علیه السلام) فرموده که: هر که سرور داخل دل مومنی کند حضرت رسول را مسرور کرده است، و هر که رسول را مسرور کند خدا را مسرور کرده است و همچنین است غمناک ساختن مؤمن. و در روایتی است که: محبوبترین اعمال در نزد خداوند متعال شاد کردن مؤمنان است و در روایات بسیار معتبر وارد شده که کسیکه سروری داخل دلهای برادران دینی کند آن سرور بصورت خوشی ممثل می‌شود که در وقت بیرون آمدن از قبر او را بشارتهایی خواهد داد و انیس او خواهد بود.
و مخفی نماند که همان قدری که اخبار در فضیلت این صفت وارد شده همانقدر در معصیت و عذاب اندوهگین ساختن مؤمنین وارد شده، و کسیکه شاد می‌شود از غمناکی بندگان خدا خبیث النفس ناپاک طینت است، و بسیاری از خبیث طینتان به این صفت مبتلا هستند و در پی آنند که اخبار موحشه را به مردم رسانند و چون خبری شنیدند که موجب اندوه کسی است آرام نمی‌گیرند تا این خبر را به او رسانند.
سگ بر آن آدمی شرف دارد - که دل مردمان بیازارد

کوتاهی در امر به معروف و نهی از منکر

صفت پنجم، کوتاهی و مسامحه در امر بمعروف و نهی از منکر است، و سبب آن یا ضعف نفس است یا طمع مالی و آن از جمله مهلکات است و ضرر آن عام و فساد آن تام است، و در اخبار و آیات مذمت بسیار برای این صفت ذکر شده، و از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مروی است که: هیچ قومی نیست که معصیت کند و در میان ایشان کسی باشد که قدرت داشته باشد ایشان را منع کند و نکند مگر اینکه بیم آن است که خدای تعالی فرو گیرد ایشان را بعذابی که از نزد او نازل گردد.
و از حضرت باقر (علیه السلام) مروی است که حق تعالی وحی به شعیب نبی فرستاد که من صد هزار قوم تو را عذاب خواهم کرد، چهل هزار از بدان و شصت هزار از نیکان، عرض کرد پروردگارا نیکان را چرا؟ خطاب رسید بجهت آنکه مماشات و سهل انگاری با اهل معصیت کردند و بغضب من غضبناک نگردیدند، و از حضرت صادق (علیه السلام) منقول است که روزی بطایفه‌ای از اصحاب خود فرمودند که بر من لازم است که بیگناهان شما را به گناهکاران مؤاخذه نمایم و چگونه لازم نباشد و حال آنکه عمل قبیح از مردی از شما بشما می‌رسد، و انکار بر آن نمی‌کنید و از او دوری نمی نمائید و اذیت نمی‌رسانید او را تا آنرا ترک کند، و فرمود که: البته بار خواهم کرد گناهان نادانان شما را بر علما و دانایان شما، چه چیز باز می‌دارد شما را که چون از مردی از شما بشما معصیتی برسد بنزد او بیائید و او را سرزنش کنید و پند و نصیحت دهید شخصی عرض کرد که قبول نمی‌کند فرمود: از ایشان دوری کنید، و از نشستن با ایشان اجتناب نمائید، و اخبار بسیار در منع از حضور در مجالس معصیت وارد شده در صورتیکه نهی از معصیت مقدور نشود، و چون حال مسامحه در امر بمعروف و نهی از منکر این باشد خواهی دانست که امر به معصیت و نهی از طاعت چه مفسده و عقاب دارد، و هر که تأمل کند در اخبار و آگاه شود بر تواریخ و حکایات پیشینیان و بلاها و عقوباتی که به ایشان رسیده و ملاحظه عصر خود کند و آنچه در آن حادث شود بعد از شیوع معاصی از ابتلای مردمان به بعضی آفات سمائیه و ارضیه یقین می‌کند که هر عقوبت آسمانی و زمینی از طاعون و وبا و قحط و غلا و کم شدن آبها و نیامدن باران و خشکیدن درختها و تسلط ظالمان و اشرار و قتل و غارت و زلزله و امثال اینها به سبب ترک کردن امر بمعروف و نهی از منکر است.
سعی در امر به معروف و نهی از منکر ضد این صفت سعی و اجتهاد در امر به معروف و نهی از منکر است که آن اعظم شعار دین و مقصد کلی از بعثت انبیاء و اوصیا و اولیای دین است، و آیات و اخبار بیشمار در مدح و ترغیب آن وارد شده، و از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم مروی است که جمیع اعمال حسنه و جهاد در راه خدا نیست در پیش امر به معروف و نهی از منکر مگر مثل جرعه در پیش دریای بی پایان. و آنچه از آیات و اخبار مستفاد شده آن است که امر به واجب و نهی از حرام بر هر فردی از افراد مکلفین واجب است. و اما امر به مستحبات و نهی از مکروهات واجب نیست بلکه سنت است و وجوب امر بواجب و نهی از حرام چهار شرط دارد.
اول آنکه شخص آمر و ناهی علم داشته باشد باینکه آن فعل واجب است یا حرام نه آنکه بر او مشتبه باشد، دوم آنکه احتمال اثری در آن بدهد، سوم آنکه متضمن مفسده و ضرری بخود یا بیکی از مسلمانان نباشد، چهارم آنکه از تارک واجب یا فاعل حرام آثار پشیمانی و توبه به ظهور نرسد، و از جمله اموری که در این مقام لازم است آن است که علم بصدور آن بهم رسیده باشد، اما بمحض احتمال یا مظنه تجسس لازم ندارد و در صدد فحص نباید بر آید، و بدانکه سزاوار است از برای صاحب این صفت آن که خوش خلق و صبور و حلیم و قوی النفس باشد و باید طمع در کسی نداشته باشد و خیرخواه مردم و مهربان بایشان باشد و معرفت بتفاوت اخلاق مردم داشته باشد تا با هر کسی بنوعی که مناسب است رفتار نماید و بمکرهای نفس مکاره و کید شیطان بینا و دانا باشد و نیت خود را از برای خدا خالص کند و استعانت و یاری از او جوید. و نیز بدانکه از برای امر به معروف و نهی از منکر چند مرتبه است: اول انکار قلبی، دوم ارشاد و هدایت، سوم اظهار کراهت و تنفر از شخص عاصی و کناره جویی از اوست، چهارم، بزبان منع کردن است به نصیحت اگر مفید نشد به تهدید، اگر نشد بسخنان درشت اگر نشد بدشنام دادن بلفظ جاهل و احمق و نادان و امثال اینها. پنجم باز داشتن او را از معصیت بقهر و تسلط و شکستن آلات لهو و لعب و ریختن شراب و عرق و نحو اینها. ششم به زدن از دست و پا بدون اینکه به قتل و جراحت منتهی شود، هفتم بشمشیر کشیدن و مجروح کردن و کشتن و این مرتبه در نزد اکثر علما موقوف است به اذن امام (علیه السلام) و تفصیل این مقام از وظایف کتب فقهیه است و در اینجا اشاره‌ای به آن شد، والله العالم.
۶- دوری کردن از برادران مؤمن و خشم و قهر کردن

صفت ششم، دوری کردن از برادران مؤمن و خشم و قهر کردن است، و این نتیجه عداوت و کینه و یا بخل و حسد است، و از افعال ذمیمه است، و حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرموده که هر دو نفر مسلمی که از یکدیگر قهر کنند و دوری از هم جویند و سه روز چنین باشند و با هم صلح نکنند از دایره اسلام بیرون می‌روند و هر کدام که ابتداء بصلح و سخن گفتن کنند در روز قیامت زودتر داخل بهشت خواهند شد، و حضرت باقر (علیه السلام) فرمودند که خدا رحمت کند کسی را که الفت بیندازد میان دو نفر از دوستان ما، ای گروه مومنان سعی کنید و با یکدیگر مهربانی نمائید.
آشتی و الفت و ضد این صفت خبیثه آشتی و الفت است که از اوصاف جمیله است، و ثواب بیحد بر آن مترتب است، و احادیث بسیار در فضیلت زیارت مومنین و سلام کردن و مصافحه نمودن با آنها وارد شده است، و سر در این تأکید همان دفع ناخوشی عداوت و حصول الفت و محبت است، که آن اعظم اسباب اصلاح امر دنیا و آخرت است و همین حکمت ملحوظ است در تأکیدات در ضیافت و عیادت مریض و تشییع جنازه و تعزیت اهل مصیبت و امثال اینها و کسیکه ملاحظه کند اخباریکه در باب اینها وارد شده، می‌داند که اهتمام حضرت باری به الفت و دوستی میان بندگان خود تا چه مقدار است و از برای حفظ این صفت چه سنت‌های سنیه قرار داده، ولکن افسوس و آه که در این زمان اکثر این سنتها متروک شده، و طریقه جاهلیت در میان مردم شیوع یافته از آثار نبوت رسمی و از شریعت بجز اسمی نمانده، شیطان صفتان چند بهم رسیده‌اند که بجهت پیشرفت غرضهای فاسده دو روزه دنیای خود نفاق و عداوت میان بندگان می‌افکنند و آنچه را که پروردگارشان این همه اهتمام در آن دارد پشت پا می‌زنند بدیدن همدیگر نمی‌روند مگر از روی ریا و اغراض فاسده و سایر نیت‌های باطله. سلام کردن را یکی از علامات پستی می‌شمارند و مصافحه کردن را شیوه بلها دانند.
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد - آه اگر از پی امروز بود فردائی


منبع: مرکز اطلاع رسانی غدیر - تاریخ برداشت: 95/05/24