فرهنگ مصادیق:معیاری برای شناخت منافق
نویسنده:رضا سراج
خبرگزاری فارس:در دو قسمت گذشته این مقاله، مفهوم نفاق، نحلههای آن و آثار مخربش در جامعه مورد بررسی قرار گرفت.
در این قسمت (قسمت پایانی) به راه و روش شناخت خط نفاق اشاره شده و راهکارهایی برای رسیدن به این شناخت ارائه میشود.
فتنه آفرینی «ایجاد بحرانهای امنیتی و فتنه آفرینی» ششمین رهاورد شجره ملعونه نفاق است. منافقین به دلیل آشتی ناپذیری با مومنین، از یک طرف شدت عمل خود را نسبت به آنان ابراز مینمایند و از طرف دیگر، عطوفت و مهربانی خود را نثار جبهه ضددینی میکنند. هم گرایی و همراهی جریان نفاق با دشمنان شناخته شده و کمین کرده بیرونی، باعث میشود حکومت دینی به لبه پرتگاه آشوب و فتنه براندازی و تسلط اجانب سوق پیدا کند. حضرت امیر (علیه السلام) دربارهٔ فتنه آفرینی و آشوب طلبی منافقین در خطبهای میفرمایند: «رنگ به رنگ میشوند، آشوبهای گوناگون به پا میکنند به هر تکیه گاهی برای ضربه زدن به شما تکیه میکنند و به هر کمین گاهی برای نقشه کشیدن علیه شما پناه میبرند. عمل آنان معیوب و گفتههای آنها جالب است. کار آنان دردی کشنده است. دشمن نعمت و آسایشند. بر معصیت تأکید دارند و ناامیدکننده هستند.»
منافقین با فتنه آفرینی و ایجاد آشوب، نظام زندگی اجتماعی را مختل و امنیت عمومی را به مخاطره میاندازند. حضرت علی(علیه السلام) درخصوص فتنه آفرینی منافقین و اختلال در زندگی مردم و امنیت عمومی میفرمایند: «آنها کسانی هستند که هرگاه متحد شوند، زیانبار خواهند بود و هرگاه متفرق شوند سود به بار خواهد آورد.» در این هنگام برخی از حاضرین که از فرمایشات حضرت متعجب شده بودند، از امام سؤال کردند: «زیان اتحادشان را دانستیم، اما سودپراکندگی آنان در چیست»؟ حضرت در پاسخ آنان فرمودند: «پیشه وران و اهل کسب به کارهای خود باز میگردند و مردم از تلاش آنها سود میبرند، بنا به کار خود میپردازد، بافنده مشغول بافندگی میشود و نانوا به پخت نان میپردازد.»
به راه انداختن جنگ «جمل»، «صفین» و «نهروان» ناظر بر فتنه آفرینی نحلههای نفاق در دوران تأویل بود که علاوه بر از هم پاشیدن نظام زندگی اجتماعی و از میان بردن امنیت عمومی، باعث شهید و کشته شدن جماعت بسیار زیادی از مردم و درنهایت سست شدن پایههای حکومت دینی گردید. در زمان کنونی نیز رهاورد مذکور جریان نفاق جدید، به ویژه در چند سال اخیر، غائلههایی را به کشورمان تحمیل نموده که حوادث پس از انتخابات و فتنه مخملین از آن جمله میباشد و باعث وارد آمدن ضرباتی به نظام زندگی اجتماعی و امنیت جامعه گردید. در وسایل الشیعه حدیثی از امام رضا(علیه السلام) پیرامون فتنه انگیزی جریان نفاق نقل شده که حضرت میفرمایند. «برخی از کسانی که مودت و دوستی ما اهل بیت (علیه السلام) را دستاویز ساختهاند، زیان و فتنه انگیزشان بر شیعیان ما از دجال بیشتر است.» از حضرت پرسیدند: «ای فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله) چرا فتنه شان از دجال بیشتر است؟.»
حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند: «زیرا با دشمان مهر و مودت میورزند و نسبت به دوستان، دشمنی و عداوت مینمایند. هرگاه چنین شد، حق و باطل به هم میآمیزد و حقیقت مشتبه گردید، در نتیجه انسان مؤمن از منافق بازشناخته نمیشود.»
چگونگی شناسایی جریان نفاق جدید در دوران تأویل یکی از مهمترین تهدیدها و چالشهای جامعه اسلامی، جریان نفاق و نحلههای آن میباشد. این جریان تاکنون ضربات جبران ناپذیری را بر پیکره اسلام وارد کرده است. از سوی دیگر ناشناختگی و پیچیدگی این شجره ملعونه و جریان شوم، آن را خطرناک تر میسازد. بر همین اساس، شناخت منافقین و مقابله با آنها یکی از ضرورتهای جامعه اسلامی در دوران تأویل میباشد. رهبر معظم انقلاب اسلامی در بحثی پیرامون جریان نفاق، چگونگی شناخت این جریان را تبیین نمودند. ایشان با ارائه ملاک و معیار برای شناسایی منافقین فرمودند: «امروز برای شناسایی منافقین دسته دوم (منافقین جدید) نشانه وجود دارد و نشانه آن همراهی با دشمن شناخته شده است. جمهوری اسلامی دشمنان معروفی داردکه هیچ پرده پوشی در دشمنی خود ندارند، مانند جهان استکبار که رأس آنها آمریکاست. حالا که دشمن صریح داریم، کوچک و ضعیف هم نیست، منافق را میشود از همراهی با دشمن شناخت. این وسیله امروز در اختیار ماست، ولی در اختیار مسلمانان دوران پیامبر(ص) نبود.»
همراهی با دشمن، پیروی و متابعت از او را به همراه میآورد و افرادی که از دشمن تبعیت کنند، دچار ضلالت و گمراهی شده، از حیطه ولایت الهی خارج و در زمره ولایت طاغوت قرار میگیرند. بر این اساس میتوان از این نشانه و معیار برای شناخت جریان نفاق استفاده کرد. در آیات نورانی قرآن آمده است: «ولن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم: هرگز یهود و نصاری از تو خشنود نخواهند شد مگر آنکه پیروی از آیین آنها نمایی.»
حضرت آیت الله العظمی خامنهای در ادامه تبیین چگونگی شناخت جریان نفاق جدید میفرمایند: «هرکسی با دشمن همراهی کند، مورد سوءظن قرار میگیرد. هر کس برای دشمن و در جهت او کار میکند، مورد سوءظن است. هر کس از کار او، دشمن استفاده میکند، مورد سوءظن است. هر کس برای دشمن استدلال درست میکند، مورد سوءظن است.»
رهبر معظم انقلاب اسلامی، «وجود عناد» در افراد همراه شده با دشمن را نشانه قطعی نفاق دانسته و میفرمایند: «مورد سوءظن یعنی چه؟ منافق است؟ نه. شاید از روی غفلت کار انجام میدهد، مورد سوءظن است، یعنی این امکان به وجود میآید دشمن به سوی خود کشانده و جزء دشمن باشد. راه برای امتحان هم باز است. اگر نشانه «غفلت» در اوست، غافل است. اگر دیدیم نشانه «عناد» در اوست منافق است.»
چگونگی مقابله با جریان نفاق شهید مطهری، مبارزه با منافقان را «سختترین میدان مبارزه موحدان» دانسته و تنها راه جلوگیری از به قدرت رسیدن و یا حذف آنان از معادلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را بسترسازی فکری، فرهنگی و بالابردن سطح آگاهی افراد جامعه میداند. ایشان در این باره تصریح میفرمایند: «مشکلترین مبارزه، مبارزه با نفاق است که مبارزه با زیرکی هاست که احمق را وسیله قرار میدهند. این پیکار از پیکار با کفر به مراتب مشکل تر است، زیرا در جنگ با کفر، مبارزه با یک جریان مکشوف، ظاهر و بی پرده است. اما مبارزه با نفاق در حقیقت مبارزه با کفر است و شیطنت و درک آن، برای تودهها و مردم عادی، بسیار دشوار و گاهی غیرممکن است و لذا مبارزه با نفاق غالباً شکست خورده است، زیرا تودهها، شعاع درکشان از سرحد ظاهر نمیگذرد و نهفته را روشن نمیسازد و آنقدر برد ندارد که تا اعماق باطنها نفوذ کند.»
جهل و ناآگاهی مردم، سپر مستحکم و دژ مطمئن برای جریان شوم و شجره ملعونه نفاق میباشد. در این هنگام تنها راه چاره، آگاه سازی مردم از طریق روشنگری خواص است. بر همین اساس شهید مطهری میفرمایند: «باید توجه داشت که هر اندازه احمق زیاد باشد، بازار نفاق داغ تر است. مبارزه با احمق و حماقت، مبارزه با نفاق نیز هست. زیرا احمق، ابزار دست منافق است. قهراً مبارزه با احمق و حماقت، خلع سلاح کردن منافق و شمشیر از دست منافق گرفتن است.»
از این رو و براساس سیره پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) و ائمه معصومین(ع) نباید ابتدا به ساکن منافقین و یا مردم ناآگاه و همراه شده با منافقین را حذف کرد. بلکه میبایست با حفظ آرامش و متانت توأم با صلابت، جامعه را از «ظاهربینی» به «دقیق بودن» رهنمون ساخت تا با به وجود آمدن امنیت تفکر، مردم فرصت یابند در فضای آرام بیندیشند و انتخاب نمایند. لذا جبهه حق و مؤمنین برای مقابله با جریان نفاق به عناصری همچون، متانت، پایداری، پویایی و استمرار نیاز دارند. سخن پایانی به تصریح قرآن کریم، قوانین و سنن الهی حاکم بر تاریخ یکسان بوده و تغییر ناپذیر است. در آیات نورانی قرآن آمده است: «فلن تجد لسنت الله تبدیلا و لن تجد لسنت الله تحویلا: طریقه خدا هرگز مبدل نخواهد شد و طریق حق و سنت الهی هرگز تغییر نمیپذیرد.»
بر همین اساس مطالعه تاریخ و فراگیری درسهای آن که قرآن و سنت بر آن تأکید دارند، تأثیر فراوانی در آسیب شناسی و آسیب زدایی جوامع، به ویژه جامعه اسلامی دارد. بنابراین با توجه به قاعده مذکور، در سخن پایانی به تحلیل جریان نفاق نحلههای آن در جامعه اسلامی پس از انقلاب اسلامی میپردازیم. انقلاب اسلامی و نظام دینی برآمده از آن، از یک سو بخشی از تاریخ دوران تأویل میباشد و از سوی دیگر و از آنجا که نظام جمهوری اسلامی در درون خود، دو برهه استقرار و استمرار را تجربه کرده و میکند، به مثابه دوران تنزیل و تأویل درصدر اسلام است. به عبارت دیگر میتوان دوران پرافتخار امام عظیم الشان راحل را دوران تنزیل انقلاب و دوره پربرکت رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنهای را دوران تأویل انقلاب نامید. در این راستا و چنانچه بخواهیم براساس قاعده تغییرناپذیری سنتهای الهی، انقلاب اسلامی و جریان نفاق را در چارچوب دوران تأویل تحلیل نماییم، باید گفت که مصادیقی از نحلههای نفاق (ناکثین و قاسطین) در تاریخ پس از انقلاب به منصه ظهور رسیده است. در این رابطه برخی از گروههای مخالف نظام را میتوان مصداق بارز قاسطین نامید. جریانها و گروههایی که علاوه بر باورهای سست و التقاطی در خصوص انقلاب، از ابتدا دارای حسادت و کینه نسبت به امام عظیم الشان راحل بودند و همانند جریان قاسطین و حزب طلقاء، تزویر و نیرنگ همواره در قول و عمل آنان نمایان بوده است. «تجدید نظر طلبان سکولار» و «تکنوکراتهای لیبرال» و همچنین «افراد قدرت طلب» را نیز باید مصداق مبرهن ناکثین دانست که از چهار عنصر «وجاهت»، «ثروت»، «قدرت» و «سیاست، برخوردار هستند. برآیند رفتار این نحله از جریان نفاق جدید باعث گردیده که بعضاً نظام و جامعه با چالشهای «حقانیت و مشروعیت»، «غوغاسالاری و جنجال آفرینی» و همچنین «فتنههای خطرناک» مواجه شود که فتنه مخملین اخیر یکی از آن موارد میباشد. در این میان نکته بسیار جالب توجه آن است که جریانهای مذکور، داعیه دار اصلاح طلبی نیز بودهاند. در تحلیل جریان نفاق جدید، نکته بسیار مهم، پیوند این دو نحله از جریان نفاق (ناکثین و قاسطین زمان حاضر) با یکدیگر میباشد که به ویژه در اتفاقات پس از انتخابات مشاهده گردید و این مسأله، بار دیگر تغییرناپذیری قوانین و سنن الهی حاکم بر تاریخ را به اثبات رسانید. چرا که ناکثین و قاسطین درصدر اسلام نیز جبهه ائتلافی را علیه حکومت امام علی(ع) تشکیل داده بودند. از سوی دیگر چنانچه بخواهیم براساس تحلیل تاریخی و تطبیقی، انقلاب اسلامی را در دو برهه دوران تنزیل و تأویل تحلیل نمائیم، میبایست تصریح کرد که نظام اسلامی و جامعه دینی تاکنون با هر سه دسته از منافقین مواجه شده است. در دوران استقرار یا به تعبیر دیگر تنزیل و شکل گیری نظام اسلامی، جامعه با منافقین دسته اول و دسته سوم (شبیه دوران تنزیل در صدر اسلام) مواجه گردید. منافقین دسته اول، گروهها و جریانهایی را در برمی گیرند که نه تنها اعتقاد به نظام دینی و امام عظیم الشأن راحل نداشتند، بلکه با برقراری ارتباط پنهانی با آمریکا و جاسوسی برای آنان، در انتظار براندازی نظام اسلامی بودند. این جریانها و گروهها همانند دسته اول منافقین در صدر اسلام، در نقش ستون پنجم ظاهر گردیده و دشمن بعثی با جهت دهی و گرای آنها، جنگ شهرها را با بمباران و موشک باران مناطق مسکونی آغاز کرد. همچنین نظام اسلامی و جامعه دینی در دوران تنزیل (شکل گیری و استقرار انقلاب اسلامی)، منافقین دسته سوم (منافقین محارب) را نیز تجربه کرده است که نماد آن سازمان منافقین میباشد. این سازمان همانند منافقین محارب در صدر اسلام، در خرداد ۱۳۶۰ علیه جمهوری اسلامی، اعلام جنگ مسلحانه نمود و بیش از پانزده هزار نفر را در طی چندسال به شهادت رسانید. در این تحلیل تاریخی و تطبیقی، چنانچه دوران پس از رحلت امام عظیم الشان راحل را دوران استمرار و یا به عبارت دیگر برهه «تأویل نظام اسلامی» و مبارزه برای چگونگی پیاده سازی اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی بدانیم، آنگاه و همانطور که منافقین دسته دوم و نحلههای آن در دوران تأویل در صدر اسلام شکل گرفتند، دراین برهه نیز براساس قوانین و سنتهای الهی حاکم بر تاریخ، میبایست شاهد ظهور و بروز منافقین دسته دوم (نفاق جدید) باشیم که البته این چنین نیز شد. ظهور قاسطین (گروههای مخالف و معاند نظام) و ناکثین (تجدیدنظر طلبان سکولار، تکنوکراتهای لیبرال و همچنین برخی افراد قدرت طلب) و ائتلاف آنان در فتنه مخملین پس از انتخابات، مؤید تغییر ناپذیری سنتهای الهی و ضرورت عبرت آموزی از تاریخ است. به طور خلاصه عملکرد جریان نفاق جدید پس از رحلت امام عظیم الشان راحل را اینگونه میتوان برشماری کرد: - برهم زدن انسجام اجتماعی - آرمان زدایی و ایدئولوژی زدایی - امام زدایی - میدان دادن به دشمنان اسلام، انقلاب و امام(ره) - ترویج تجمل گرایی و اشرافی گری - درهم آمیختن مرزبندی خودی و غیرخودی - تضعیف ولایت و رهبری - ایجاد جنجال و تشنج در فضای سیاسی کشور - ناکارآمد نشان دادن حکومت دینی - تضعیف ارکان و پایههای اقتدار نظام اسلامی - تضعیف اعتقادات و باورهای دینی و هجمه ارزشها - زیرپا نهادن قانون و ترویج قانون شکنی در جامعه - غوغاسالاری و التهاب آفرینی - اعمال شدت عمل نسبت به نیروهای وفادار به انقلاب و مرعوبیت در برابر دشمنان - فتنه آفرینی و بردن نظام به لبه پرتگاه آشوب و براندازی پایان بخش این نوشتار دو جمله از امام عظیم الشان راحل و رهبر معظم انقلاب اسلامی پیرامون جریان نفاق خواهد بود. حضرت امام خمینی(ره) میفرمایند: «بزرگترین معصیت، امروز در کشور، ایجاد اختلاف است، ایجاد نفاق است.»
رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز پیرامون جریان نفاق میفرمایند: «با پدیده نفاق هوشمندانه برخورد کنید. پدیده نفاق خطرناک است، چیزی که توانست در صدر اسلام، کوشش مجاهدین و مؤمنین را در نهایت معطل بگذارد، نیروها و لشگریان قداره کش نبودند، بلکه حیلهها و مکرها و خدعههای دشمنان نقابدار منافق بود.»
والعاقبه للمتقین







