فرهنگ مصادیق:معالجه بیماری بخل

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از معالجه بیماری بخل)
پرش به: ناوبری، جستجو
معالجه بیماری بخل

مقدمه

درمان بیماری بخل از دو راه کامل می‌شود، علمی و عملی.

راه علمی آن است که آدمی آفت بخل و فایده جود و سخاوت را بشناسد، و طریق عملی آن است که بذل و بخشش کند هر چند با تکلف و مشقت باشد تا اینکه صفت جود و کرم برای او طبیعی شود.
پس هر که خواستار معالجه بخل و بر طرف کردن این بیماری است و بخواهد صفت جود و سخاوت را کسب کند باید در اخباری که در ذم بخل و مدح سخاوت رسیده بسیار بیندیشد، و وعده و وعید عذابی را که خداوند بر صفت بخل داده به نظر آورد، و احوال بخیلان و نفرت طبع را از ایشان ملاحظه کند، تا به نور معرفت دریابد که در دنیا و آخرت بذل و احسان برای او از امساک بهتر است. آنگاه خود را بر بذل و گذشت از مال وادار سازد، و پیوسته چنین کند تا میل و رغبت او به بذل و بخشش برانگیخته شود، و چون این رغبت در وی پدید آید باید از حالت نخست اجتناب نماید و در عطا و بخشش درنگ نکند، زیرا شیطان او را از فقر می‌ترساند و در مقام وسوسه از جود و بذل باز می‌دارد.
و اگر مرض بخل مزمن شده باشد و به آنچه گفته شد دفع نشود، از راه‌های علاجش این است که خود را به نام نیک و اشتهار به جود و کرم بفریبد و حتی به قصد ریا و شهرت بذل و بخشش کند تا نفس خود را به طمع شهرت به صفت جود و سخاوت راغب نماید و مطیع سازد، و به این ترتیب رذیلت بخل را از خود بزداید و خبث ریا را به دست می‌آورد، و لکن بعد از آن باید به علاج ریا پردازد. و این مانند آن است که چون کودک را می‌خواهند از شیر بگیرند و پستان را از یاد او ببرند وی را به گنجشک و امثال آن سرگرم می‌کنند، نه برای اینکه گنجشک بازی بذاته مطلوب است، بلکه برای اینکه از پستان منصرف شود و آنگاه از آن نیز با تدبیری دیگر دست بدارد، پس طلب شهرت و نام آوری به منزله دلداری نفس است هنگام باز داشتن او از مال، و سپس به اصلاح قصد و نیت پرداخته می‌شود. بنابراین این صفات رذیله و پست را باید با تسلط یکی بر دیگری از میان برد تا همگی دفع و ریشه کن شود، چنانکه شهوت بر غضب مسلط می‌شود و از شدت آن می‌کاهد، و غضب بر شهوت مسلط می‌شود و هیجان آن فرو می‌نشیند. و سنت خداوند به دفع بعضی از امور زیان آور و هلاک کننده به وسیله بعضی دیگر جاری است تا آنکه همگی از میان برود، خواه این موذی‌ها از قبیل صفات باشند یا اشخاص ستمکار و شریر. مگر نمی‌بینی که ظالمان و اشرار را بر یکدیگر مسلط می‌کند تا سرانجام همگیشان نابود شوند؟
مثال این - چنانکه گفته‌اند - آن است که همه اجزاء بدن میت به کرم مبدل می‌شود، سپس کرمها یکدیگر را می‌خورند، تا دو کرم نیرومند باقی می‌ماند، آنگاه این دو پیوسته به مقابله و تعارض می‌پردازند تا یکی بر دیگری غالب می‌شود و او را می‌خورد. این یکی هم سرانجام گرسنه می‌ماند و می‌میرد. همچنین است آن صفات رذیله که ممکن است بعضی را بر بعض دیگر مسلط سازد تا آن را قلع و قمع کند، یعنی ضعیفتر خوراک قویتر شود تا تنها یکی بماند، آنگاه آن یکی را با مجاهده محو و نابود کند، به این نحو که خوراک او را ببرد، یعنی به مقتضای آن عمل نکند، و در نتیجه مخالفت خاموش می‌شود و می‌میرد. مثلا مقتضای بخل نگاهداشتن مال است، و چون از مقتضای آن جلوگیری شود و مال را اگر چه با کوشش و مشقت مکررا بذل کند، صفت بخل می‌میرد و فت بذل و بخشش به صورت طبع و ملکه در می‌آید و رنج و مشقت پیشین از میان می‌رود.

راه عمده در علاج بخل

اما راه عمده در علاج بخل از بین بردن سبب آن است و سبب آن دوستی مال است، و سبب دوستی مال: یا دوستی خواهشها و شهوات است که به وسیله مال به آنها می‌توان رسید و معمولا با آرزوی دراز همراه است، زیرا اگر آرزوی دراز نداشته باشد و بداند که بعد از اندک زمانی می‌میرد شاید نسبت به مال خود بخل نورزد، یا ذخیره کردن و نگاهداری برای فرزندان است، که آدمی بقاء فرزندان را بقاء خود می‌شمارد، یا خود مال را از این حیث که مال است دوست دارد، چنانکه پیری را می‌بینیم که چندان مال دارد که برای آنچه امید به عمر خود دارد کافی است، و باز هم اموال بسیار می‌ماند، و فرزندی هم ندارد که در اندیشه او باشد، مع ذلک نفسش این اندازه گذشت ندارد که زکات مال خود را بیرون کند یا هنگام بیماری به معالجه خود پردازد، بلکه عاشق پول است که از داشتن آن لذت می‌برد، با اینکه می‌داند مرگ او نزدیک است، و حاصل عمر او بر باد می‌رود یا دشمنانش مال او را غارت می‌کنند، و با این همه راضی نمی‌شود که خود بخورد و بهره برد یا قسمتی از آن را تصدق و احسان کند. و این مرضی است که معالجه آن در نهایت دشواری است بخصوص در ایام پیری، زیرا در این زمان بیماری مزمن شدة و قوت گرفته و بدن ضعیف گشته و در دفع مرض ناتوان است. مثل او مانند کسی است که عاشق شخصی است و به خاطر او فرستاده وی را نیز دوست دارد، آنگاه محبوب خود را فراموش کند و به این فرستاده پردازد. پول و زر و سیم همچون رسولی است برای برآوردن حاجات، و از این رو محبوب است نه از این حیث که درهم و دینار است، پس کسی که نیازها را از یاد ببرد و پول فی نفسه محبوب او شود در نهایت گمراهی و زیانکاری است، بلکه هر که بین مال زیاده از قدر حاجت و سنگ فرق و تفاوت قائل شود در غایت نادانی و بیخبری است.
و چون راه قطع و ریشه کنی سبب هر بیماریی این است که بر ضد آن سبب بکوشد، بنابراین دوستی شهوات را باید به قناعت به اندک و با صبر و شکیبائی معالجه کند، و درازی آرزو را به یاد آوری بسیار از مرگ همکاران و همقطاران و درازی رنج و زحمت آنها در گردآوری مال و بر باد رفتن آن بعد از آنان علاج نماید، و اندیشه و التفات دل به فرزندان را با این اعتقاد معالجه کند که آفریدگار آنها روزی آنان را نیز خلق کرده است، و چه بسیار فرزندانی که مالی از پدر به ارث نبردند و حالشان از میراث بران بهتر بوده، و بداند که فرزندش اگر صالح و با تقوا باشد خداوند او را کافی و کارساز است، و اگر فاسق و تبهکار باشد از مال پدر در راه گناه و معصیت کمک می‌گیرد و مظلمه آن به پدر برمی گردد.
و معالجه حب مال از حیث مال بودن به این طریق است که در مقاصد مال و اینکه برای چه خلق شده بنگرد، و در نتیجه جز به قدر حاجت نگاه ندارد و باقی را بر مستحقان بذل کند تا به ثواب جاوید آخرت برسد.

دنباله

بدان که بذل و انفاق اموال که لازمه و نتیجه صفت جود و سخاوت است شامل اموری چند است که بعضی واجب و بعضی مستحب است. و در خصوص فضیلت هر یک از آنها اخباری وارد شده که برای تاکید در بیان فضیلت سخاوت باید به آنها اشاره کنیم و بعضی از آداب و نکات باطنی آنها را ذکر کنیم، و احکام و شرایط ظاهری آنها را به کتب فقهی احاله می نمائیم. بنابراین [در بیان بعضی از آداب و نکته‌های باطنی] می گوئیم.

منبع: سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه - تاریخ برداشت : 95/05/23
بازگشت به بخل در نشر علوم