فرهنگ مصادیق:مصلحت حفظ عقل

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از مصلحت حفظ عقل)
پرش به: ناوبری، جستجو
مصلحت حفظ عقل

نام نویسنده  : ابوالحسن حسنی
بخشی از کتاب آموزه های سیاسی قرآن
عقل در نظام معرفتی اسلام، برترین جایگاه را دارد، به گونه ای که کلینی در مقدمه کافی آن را قطبی می داند که مدار دین، حول آن حرکت می کند. ازاین رو، حفظ عقل، مهم ترین مصلحت در مصالح معتبر شرعی است. اگر چه مصلحت بودن حفظ عقل و حاکم بودن این مصلحت بر همه مصالح دیگر و احکام فرعی حتی مصلحت حفظ اصل دین، به بداهت عقلی روشن است، ولی به دلیل اهمیت مطلب، در قرآن کریم و روایات امامان معصوم (ع) بارها بر این نکته تأکید شده است. برای مثال، در آیه ای از قرآن می خوانیم:
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ.[۱]
به یقین، بدترین جنبندگان نزد خدا، کرها و لال هایی هستند که خرد نمی ورزند.
این آیه، مبیّن آن است که خرد نورزیدن و تباه کردن عقل، نزد خدا از کفر بدتر است که در نتیجه تباه کردن عقل به وجود می آید. خداوند در آیه ای دیگر می فرماید: «وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ؛ [خداوند ]پلیدی را بر کسانی قرار می دهد که خرد نمی ورزند.» [۲] همچنین در آیه ای دیگر آمده است: «قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ؛ ما آیات خود را برای شما روشن کردیم، اگر شما خرد ورزیده باشید.» [۳]؛ یعنی اگر فرد از خرد بهره ای نبرده باشد، حتی آیات روشن قرآن را نیز درک نخواهد کرد، چنان که اگر انسان نابینا باشد، روشن بودن آفتاب برای او سودی نخواهد داشت. بنابراین، اگر عقل نباشد، دین داری باقی نخواهد ماند؛ زیرا دین داری در نتیجه درک آیات الهی حاصل می شود.
آیات و روایات فراوانی در این باره موجود است، چنان که در حدیث متواتر و مشهور اقبال و ادبار عقل (یا استنطاق عقل) آمده است:
... ثُمَّ قالَ وَ عِزَّتِی وَ جَلالِی ما خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحبُّ إَلَیَّ مِنْکَ وَ لا أَکْمَلْتُکَ إِلّا فِیمَنْ أُحِبُّ أَما إِنِّی إِیّاکَ آمُرُ وَ إِیّاکَ أَنْهی وَ إِیّاکَ أُعاقِبُ وَ إِیّاکَ أُثِیبُ.[۴]
... سپس [خداوند خطاب به عقل] فرمود: به عزت و جلالم سوگند، آفریده ای نیافریدم که از تو برایم دوست داشتنی تر باشد و جز در [میان] آنچه برایم دوست داشتنی تر باشد، تو را به کمال نمی رسانم. بدان که فقط با تو فرمان می دهم و فقط با تو باز می دارم و فقط با تو مجازات می کنم و فقط با تو ثواب می دهم.

در روایتی دیگر از امیر مؤمنان علی (ع) آمده است

جبرئیل بر آدم (ع) فرود آمد و گفت: ای آدم! من مأموریت دارم تو را به انتخاب یکی از سه چیز مخیر کنم. پس آن را برگزین و دو چیز دیگر را رها کن. آدم به او گفت: آن سه چیستند؟ [جبرئیل] گفت: عقل، حیا و دین. آدم گفت: عقل را برگزیدم. آن گاه جبرئیل به حیا و دین گفت: برگردید و او را واگذارید. آن دو گفتند: ما مأمور شده ایم هر کجا عقل باشد، با او همراه باشیم. جبرئیل گفت: پس به کار خود ادامه دهید و عروج کرد.[۵]
این روایت چه استعاره تمثیلی باشد، چه تمثیل عرفانی، نشان دهنده حکومت عقل بر دین است و به طریق اولی، حکومت آن را بر هر گونه مصلحت یا احکام فرعی دیگر ثابت می کند. امام صادق (ع) نیز در این باره می فرماید: «حجت خدا بر بندگان، پیامبر اوست و حجت میان بندگان و خدا، عقل است.»[۶] حضرت علی (ع) در روایتی دیگر در این باره می فرماید: «أَصْلُ الْإِنْسانِ لُبُّهُ؛ اصل انسان، خرد ناب اوست.»[۷] ایشان در کلامی دیگر فرمود: «أَلْإِنْسانُ بِعَقْلِهِ؛ حقیقت انسان، به عقل اوست.»[۸] به هر حال، در اصل مصلحت حفظ عقل و حکومت اجمالی آن بر همه مصالح و احکام فرعی، نمی توان شک کرد، ولی دربارهٔ عقلی که موضوع این مصلحت است، توضیحی لازم است. به نظر نمی رسد که این عقل، عقل مقابل جنون باشد؛ زیرا در روایت های فراوان، از جمله برخی از روایات اقبال و ادبار عقل، نقطه مقابل این عقل، جهل خوانده شده است. عقل مقابل جنون، در مؤمن و کافر به صورت یکسان ممکن است، در حالی که عقل مقابل جهل، با دین ملازم است. البته عقل مقابل جنون، لازمه عقل مقابل جهل است و بنابراین، این مصلحت با ملازمه شامل آن است. به نظر می رسد عقل مقابل جهل، با حق جویی و حق شناسی و حق پذیری رابطه ای تنگاتنگ دارد و موضوع، خردورزی از خدا (عقل عن الله) باشد که پیش تر به آن اشاره شد. به هر حال، این مسئله به تحقیق بیشتری نیاز دارد.
با توضیحی که دربارهٔ موضوع مصلحت حفظ عقل داده شد، به کارکردهای آن می توان اشاره داشت. حرام بودن نوشیدن شراب می تواند مثال مشهوری برای این امر باشد و به همان ملاک، می توان مصرف قرص های روان گردان (قرص اکستازی) را حرام دانست. همچنین از کاربردهای مصلحت حفظ عقل در فقه سیاسی، به مسئله مقابله با تهاجم فرهنگی می توان اشاره کرد. تهاجم فرهنگی به شیوه های گوناگون و با ترویج پوچ انگاری و نیست انگاری (نیهیلیسم)، ترویج لهو و لعب که به غفلت از حق می انجامد، گسترش سکولاریسم و مانند آن، عقل مقابل جهل یا عقل عن الله را هدف قرار می دهند. ازاین رو، مصلحت حفظ عقل، مقابله با تهاجم فرهنگی را ایجاب می کند.

پانویس

  1. (انفال: 22).
  2. (یونس: 100).
  3. (آل عمران: 118).
  4. این روایت بسیار مشهور است و به اسناد متواتر، از رسول خدا صلی الله علیه و آله وامامان معصوم علیهم السلام نقل شده است. برای نمونه، نک: اصول کافی، ج 1، ص 10؛ شیخ صدوق، امالی، کتاب خانه اسلامیه، 1362، چ 2، ص 418؛ احمد بن محمد بن خالد برقی، محاسن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1371 هـ . ق، چ 2، ج1، ص 192؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404 هـ . ق، ج 1، صص 96 ـ 98.
  5. اصول کافی، ج 1، ص 10؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، انتشارات اسلامی، 1413 هـ . ق، چ 3، ج 4، ص 417؛ محاسن، ج 1، ص 191.
  6. اصول کافی، ج 1، ص 25.
  7. امام رضا علیه السلام فقه الرضا، کنگره جهانی امام رضا علیه السلام، ص 367؛ بحارالانوار، ج 1، ص 82 .
  8. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 49، ح 295.
منبع: مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما - تاریخ برداشت: 94/10/21
بازگشت به حفظ عقل