فرهنگ مصادیق:مشروبات الکلی از نظر اسلام

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
مشروبات الکلی از نظر اسلام

نام نویسنده: علامه سید محمد حسین طباطبائی
به کوشش: سید هادی خسروشاهی

توضیحی در باره مقاله حاضر

در سال ۱۳۳۹ شمسی، کنفرانسی برای مبارزه با مشروبات الکلی در استکهلم تشکیل گردید که از سراسر جهان نمایندگان مذاهب و ملل، در آن شرکت نمودند... پیش از تشکیل جلسات آن کنفرانس، آقای آرشه تونک، دبیرکل سازمان بین المللی مبارزه با الکل، در ضمن مسافرت به ایران در حوزه علمیه قم با مرحوم حضرت آیه الله بروجردی، مرجع تقلید شیعه، ملاقات و گفتگو کرد و نظریه ایشان را در این مورد به دست آورد و در کنگره جهانی مزبور به سمع نمایندگان ملل رسانید. در همان وقت، بحث زیر که که به وسیله استاد علامه آقای طباطبایی نوشته شده بود، توسط آقای دکتر چهرازی ترجمه و به کنگره ارسال گردید که در یکی از جلسات برای حضار قرائت شد و مورد توجه عموم قرار گرفت.
در آن کنگره رسماً اعلام شد: تنها دینی که در جهان به طور صریح مشروبات الکلی را تحریم نموده و با آن بشدت مبارزه کرده، دین اسلام است و روی همین اصل، عوارض این سم کشنده در میان پیروان اسلام به چشم نمی خورد.
مقاله استاد که همان وقت در روزنامه وظیفه چاپ تهران شماره ۱۵۷ منتشر گردید، عیناً در اینجا نقل و درج می شود.
(خسروشاهی)

حفظ عقل سالم از مهمترین واجبات تعلیمات اسلامی است

۱. اسلام بر خلاف سایر ادیان که تعلیمات آنها بر اساس انزوا و کناره گیری از اجتماع بنا شده، مانند نصرانیت و برهمنی و بودائیت و یا تنها به تربیت طایفه و نژاد خاص چشم همت دوخته باشد مانند یهودیت، سازمان تعلیم و تربیت خود را یک سازمان اجتماعی جهانی قرار داده است که سعادت انسانیت را در زمینه مدنیت، که هرگز انسان از وی مستغنی نیست، با ایجاد اتحاد و اتفاق کامل میان افراد، تأمین کند و تشیکل مجتمعی را در نظر گرفته که جزء تشکیل دهنده آن یک انسان خالص متمیز بوده باشد و با سیر تکاملی خود سعادت انسانیت را صد در صد به دست آورد.
و روی این اصل از برای تشکل جامعه مورد نظر خود انسان فطری (انسان طبیعی) را در نظر گرفته است؛ یعنی انسان را که دستگاه آفرینش به وجود آورده و با موهبت عقل سلیم مجهز کرده و با این وسیله از سایر انواع حیوانی تمیز داده و آلایش و پیرایش اوهام و خرافات و سایر افکار پوچ تقلیدی و موروثی را نداشته باشد، و این مطلب از اول تا آخر کتاب الله (قرآن شریف) در نهایت وضوح پیداست.
اسلام تشخیص می دهد انسانی را که آفرینش به وجود آورده و با عقل سلیم مجهز نموده است، با سلامت شعور و ادراک (و فطرت خدادادی خود) درک می کند که در عین حال او و هر آفریده دیگری در شاهراه حیات جویای سعادت و خواهان خوشبختی خود می باشد؛ و در پیدایش وجود خود و بقای خود و تأمین سعادت و رفع حوایج خود به هیچ وجه استقلال نداشته و از هر جهت محتاج به کنار از خود می باشد.
و همچنین هر موجود دیگری از اجزای جهان آفرینش، خود خود را به وجود نیاورده و در اداره وجود و بقای خود استقلال ندارد و مجموعه جهان هستی نیز که همان انسان و سایر پدیده های جهانی است به یک نقطه ای مافوق طبیعت بستگی داشته و با یک اراده شکست ناپذیر غیبی طبق قوانین عامه علیت و معلولیت اداره شده و به بقای وجود خود ادامه می دهند.
و این درک، انسان را به سوی این نتیجه هدایت می کند که باید به خدای یگانه (حیات و علم و قدرت مافوق طبیعت) سر تسلیم فرود آورده و به سوی مقصدی پیش رود که در ساختمان وجود وی پیش بینی شده و به دست عقل سپرده شده است.
قرآن شریف تصریح می کند: دین همان تسلیم به خدای یگانه است و تصریح می کند که دین همان یک سلسله تعلیماتی است که با آفرینش ویژه انسان وفق داده و تطبیق کرده و خواستهای وجودی وی را در نهایت تعدیل تأمین نماید: دین روی آفرینش خدایی استوار است که مردم را طبق آن آفریده و آفرینش خدایی قابل تبدیل و تغییر نیست؟.
کسی که از این نظر کلی و قطعی اسلام: بشر باید در حال اجتماعی و اتفاق طوری زندگی کند که با آفرینش انسانی تطبیق نماید اطلاع به هم رسانیده و کمی تأمل نماید، حدس خواهد زد که اسلام در جریان تعلیمات خود حفظ عقل سالم را مهمترین واجبات دانسته و کمترین اجازه ای از برای تباه کردن وی، حتی یک لحظه، نخواهد داد و همان طور هم هست.
اسلام اداره امور زندگی انفرادی و اجتماعی انسا را به دست عقل سالم سپرده و هیچ گونه اجازه مداخله به عواطف دروغ نمی دهد؛ مگر در حدودی که عقل تجویز نماید. و از این روی از هر چیزی که فعالیت طبیعی این موهبت خدادادی را کم یا زیاد به هم زده و مختل می کند و تلاش عقل و تدبیر را خنثی می نماید، با تمام قوا جلوگیری به عمل می آورد، چنانکه از قمار که روی بخت و شانس استوار است و از دروغ و افترا و تزویر و غش در معاملات و هر چه از این قبیل بوده و عقل اجتماعی را مختل ساخته و تدبیر و رویه را خنثی می کند نهی می نماید.
و از آن جمله است: استعمال مشروبات الکلی که شدیداً در اسلام ممنوع و حتی نسبت به نوشیدن یک قطره از مسکرات هشتاد تازیانه مجازات تعیین شده است.

از دست رفتن تعقل صحیح و پاک ضایعه جبران ناپذیر جامعه انسانی

۲. خوردن مشروبات الکلی در میان سایر کارهای مزاحم عقل و تدبیر تنها عملی است که سر و کارش مستقیماً با عقل و شعور می باشد و تنها به منظور کشتن تعقل و تقویت عواطف بی سرپرست انجام داده می شود. و به همین جهت آثار شوم و نتیجه های زشت و ناهنجاری که پیوسته از جهت بهداشت و اخلاق و روان و دین در افراد و در جامعه های بشری بسط و توسعه می دهد، به هیچ وجه قابل انکار نبوده و پوشیده نیست. فعلاً سالی از تاریخ انسانیت نمی گذرد که هزارها و هزارها بیمار الکلی به بیماریهای گوناگون مری و معده و ریه و کبد و اعصاب و غیرذلک، گرفتار نشده و در بیمارستان بستری نشوند.
سالی نمی گذرد که جمعیت انبوهی مجانین الکلی به تیمارستانها منتقل نشوند. سالی نمی گذرد که میلیونها اشخاص کنترل اخلاقی خود را از دست ندهند و یا به انحرافات روانی و گرفتاریهای فکری مبتلا نشوند.
سالی نمی گذرد که این سم مهلک به صدها میلیون قتل و خودکشی و جنایات و دزدی و خیانت و عرض فروشی و رسوایی و پرده دری و افشای اسرار و بدگویی و بدزبانی و ایدز و اذیت هدایت (!) نکند (و یا وقتهای زیادی، افراد شریف انسان را در حالی که مانند حیوان وحشی پای بند هیچ قانون و مقرراتی نیستند، اسیر و زندانی نکند).
تعقل پاکی که روزانه به واسطه استعمال صدها میلیون لیتر مشروبات الکلی از دست جامعه انسانی می رود، ضایعه اسفناک و جبران ناپذیری است و البته از نظر روانی از جامعه انسانیتی که پیوسته همه یا قسمت اعظم ممیز انسانیت خود را (تعقل صحیح و پاک) از دست می دهند، نباید امید خیر و انتظار خوشبختی عمومی داشت.
قرآن شریف برای اولین بار که از نوشیدن می نهی می کند، به طور اجمال به همه مفاسد فردی و اجتماعی وی اشاره کرده و او را اثم نام نهاده: یعنی کار زشتی که دنباله نامطلوب داشته و محرومیتهایی بار می آورد.[۱]
و برای آخرین بار که در نهایت تأکید نهی می کند، مخصوصاً به دو نوع از مفاسد و مضرات این عمل اشاره می کند که رخنه یافتن آنها به جامعه انسانیت ارکان جامعه بشری را سست و بلاخره کاخ سعادت عمومی را به طور قطع سرنگون خواهد کرد.
در سوره مائده، آیه ۹۱ می فرماید: شراب مسکر در میان شما کینه و دشمنی ایجاد کرده و شما را نسبت به مقدسات قوانین و مقررات، که پای بندی به آنها تنها راه سعادت شماست، بی اعتنا و بی بند و بار می کند و بسیار روشن است که تنها هم تعلیمات اسلامی تشکیل اجتماع صالحی است که الفت و التیام در آن حکومت کند و همه افراد آن خودشان را در پیشگاه خدایی مسئول اجرای قوانین انسانی که ضامت سعادتشان می باشد بدانند، و در هیچ حال خدا را فراموش نکنند و به مسئولیت خود بی اعتنا نباشند.
این است آنچه اجمالاً در قرآن شریف در مقام قانون گذاری بیان شده است و آنچه از مقام نبوت در این باب نقل شده بیرون از حد بوده و همه مضرات جسمانی و روحانی خمر را تفصیلاً بیان می نماید.

اتخاذ راه ارفاق و طریقه تدریج در اجرای حکم تحریم خمر در راستای ریشه کن کردن یک عادت زشت

۳. روزی که اسلام مشروبات الکلی را تحریم کرد جهان بشریت به استثنای معدودی از یهود، مبتلای این سم مهلک بوده و در همه مجتمعات مترقی و غیر مترقی آن روز رواج کامل داشته و خوردن می هیچ گونه ممنوعیت قانونی نداشت. مردم آن روز با همین عقیده و عادات نامطلوب نسلاً بعد نسل به طور توارث رشد کرده و رگ و ریشه دوانیده بودند.
البته ریشه کن نمودن چنین عادتی از برای اسلام همان اندازه اشکال داشت که از میان بردن عقیده و ثنیت مشکل بود - اگر مشکلتر نبوده باشد.
و به همین جهت بود که اسلام در اجرای حکم تحریم خمر راه ارفاق و طریقه تدریج را اختیار نموده و به منظور خود در ظرف چندین سال از دعوت (فاصله نزول آیه اعراف و آیه مائده) جامه عمل پوشانیده. در آیه اعراف سربسته و به نام اثم و در سوره بقره آیه ۲۱۹ ۵ نسبتاً صریحتر؛ و در آیه مائده صریح نهی نموده است.
و همچنین در اوایل بعثت به عنوان تحریم ساده و سرانجام تحریم شدید نموده و قرار حد (مجازات با تازیانه) صادر کرده است.

موفقیت شگفت آور اسلام در ریشه کن کردن میگساری با نگاهی اجمالی در چهارده قرن گذشته

۴. اسلام در ابتدای کار اگر چه در اجرای حکم تحریم و بیرون کردن هوای می پرستی از سر مردم دچار مشکلاتی بود، ولی در عین حال در اجرای این حکم شاق و پذیرش عمومی از وی، موفقیت شگفت آوری پیدا کرده که راستی حیرت انگیز است.
آیه مائده که آخرین آیه ای است که به تحریم خمر مشتمل است، نشان می دهد که پس از چندین سال که از عمر تحریم می گذشته هنوز مردم به کلی دست از عادات دیرین خود برنداشته بوده اند؛ ولی چنانکه از قراین تاریخی بر می آید، پس از تحریم قطعی خمر مردم یکباره هوس باده کشی را از سر بیرون رانده و بی تأمل هر چه خم شراب و صراحی می بود، در کوچه ها و معابر و سر راهها شکسته و موجودی محتویات آنها را به زمین ریختند و هرگز اجرای حد برای کسی که در زمان پیغمبر اکرم(ص) (ما بین تحریم و تعیین حد و رحلت رسول) شراب خورده باشد، نقل نشده؛ با اینکه اجرای حد از برای قتل و زنا و امثال آن از منهیات، زیاد نقل شده است.
و در مسیر تاریخی سیزده، چهارده قرن که از طلوع و دعوت اسلامی می گذرد، در میان جامعه اسلامی می توان گفت: صدها میلیون مسلمان آمده و رفته اند که در عمر قطره ای از این سهم مهلک نچشیده باشند.
و در ممالک اسلامی که صدها میلیون مسلمان زندگی می نمایند، بجز شهرهای بزرگ که از مدنیت (!) امروزی بی بهره نبوده و این سم نیز به همراه مدنیت (!) در آنها شیوع پیدا کرده، می توان قطع داشت که میلیونها مسلمان در عمر خود رنگ شراب ندیده باشند.
در همین ایران خودمان در غیر شهرهای بزرگ، در دهات و عشایر میلیونها زن و مرد می توان یافت که در زندگی خود قطره ای از شراب نچشیده اند، سهل است، حتی تصور باده کشی به مخیله شان نیز خطور نکرده و از شراب مانند پلیدی های دیگر طبعاً متنفر بوده و دوری می جویند.

منبع

کتاب مجموعه مقالات و پرسشها و پاسخ ها (جلد دوم)

پانویس

  1. (سوره اعراف).
منبع: مرکز اطلاع رسانی غدیر - تاریخ برداشت: 94/10/21
بازگشت به حفظ عقل