فرهنگ مصادیق:مبنای قرآنی شعار «مرگ بر آمریکا، مرگ بر کفار»
محتویات
مقدمه
مناقشه بر سر حذف و نکوهش شعار مرگ بر آمریکا بحث چندان جدیدی نیست و در سالیان نه چندان دور نیز این بحث مطرح بوده است. متن زیر که مبانی قرآنی و چرایی شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر کفار را استخراج کرده است سالیان قبل نگارش یافته و اکنون بنا بر اقتضا در اختیار دوستان صاحب نیوز قرار میگیرد.
دین مبین اسلام از ابتدای بعثت پیامبر، به مبارزه با ظلم و بیداد پرداخته و «تولی و تبری» از لوازم لاینفک این دین حیات بخش به شمار میروند.
در نگاهی وسیع تر، تولی و تبری را در همه مراتب موجودات مشاهده میکنیم: “میل ترکیبی بعضی عناصر و “عدم میل ترکیبی” برخی دیگر، “جذب و دفع” در گیاهان، “غضب و شهوت” در حیوانات،”حب و بغض” در مراتب پائین تر انسانی، اینها از جلوههای بارز این ناموس آفرینش به شمار میروند.
اصولا هر فرد یا ملتی که از اندیشه و ایدئولوژی خاصی تبعیت نماید، ناچار به موضع گیری دوستانه یا خصمانه در قبال سایر افراد و ملل میگردد و این یکی از نوامیس و قوانین ثابت الهی است: «جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ…» [۱] هر کجا حق بیاید باطل باید برود.
مرگ بر آمریکا
دقت در مطالب فوق نشان میدهد که رسیدن به مرتبه تولی و تبری، نیاز به رشد دارد و افرادی که در حد عناصر، نباتات، حیوانات و انسانهای دچار روز مرگی هستند، از درک این مرتبه عاجزند و همواره در کنار شعار “أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ” پیام “وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ” [۲] قرار دارد.
حیات دین نیز در سایه توجه به هر دو بعد ایجابی و سلبی آن معنای خود را پیدا میکند تا جایی که امام باقر (ع) میفرماید: “الایمان حبٌّ وَبُغْضٌ”: ایمان حب «حق» و بغض «باطل» است. [۳]
کسانی که طراوت و بالندگی اسلام را بر نمیتابند، سعی در کمرنگ کردن لااقل یکی از اصول “تولی و تبری” و در صورت امکان هر دوی آنها نمودهاند همان چیزی که در شعار عامیانه “عیسی به دین خود و موسی به دین خود” از قدیم الایام خوراک گروهی دوست نادان و افراد بی بصیرت بوده است. در حالی که تولی و تبری از اوصاف برجسته پیامبر اعظم و اصحاب ایشان بوده و خواهد بود: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»: محمد پیامبر خدا و کسانی که با او هستند در مقابل کفار سخت گیر و در بین خودشان اهل رحمت هستند. [۴]
خطر این جریان موذیانه آنجا بیشتر میشود که نظریه پردازان آن با مُثله کردن آیات قرآن «الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ» [۵] از موضع استدلال قرآنی بر میآیند و از در نفاق و دورویی به جنگ اصل “تبری” بر میخیزند؛ این افراد با نادیده گرفتن بسیاری از آیات قرآن و تمسّک به متشابهات -که به تفسیر قرآن از خصوصیات افراد مریض القلب است. [۶]- استدلال میکنند که ما حق شعارهایی مانند مرگ بر کفار، مرگ بر آمریکا و امثال اینها را نداریم. استدلال این افراد آیه شریفه قرآن است که مؤمنین را از دشنام دادن به خدایان کفار بر حذر میدارد چرا که آنها نیز به خدای شما ناسزا گویند: «وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ…» (خدایان کفار را ناسزا نگویید تا آنها نیز از روی جهل، خدا را ناسزا نگویند…) [۷]
پاسخ به شبهه فوق
مرحوم علامه طباطبائی در جلد هفتم المیزان، ذیل آیه اخیر میفرمایند: سبّ به معنای دشنام دادن است (ص۴۳۳) و منظور از دشنام، بر زبان راندن سخنانی است که خلاف نزاکت و اخلاق است، همانند آنچه در نزاعهای شخصی میان افراد نادان و بی شخصیت رد و بدل میشود.
اشتباهی که این افراد میکنند و همین است که میان دشنام و اصطلاحات دیگری که مورد تأیید قرآن است خلط نمودهاند از جمله این موارد: “برائت، لعن، نفرین و مباهله” است که در ادامه به اختصار مورد بحث قرار میگیرد.
اوصاف ناظر به واقعیت
در یک دسته از آیات الهی، خداوند متعال از یک سری از اوصاف کفار و منافقین خبر میدهد که پرده از واقعیت آنان بر میدارد؛ این دسته از آیات را نبایستی با فحش و ناسزا (که در اصطلاح قرآن تحت عنوان سبّ مورد نهی قرار گرفته) یکی دانست.
به چند مثال زیر دقت فرمائید؛
الف- هنگامی که جهنمیان، در قیامت مورد عذاب قرار میگیرند و با روشن شدن حقیقت، لب به ندامت میگشایند، با لحن توهین آمیزی مورد تحقیر قرار میگیرند: «قَالَ اخْسَئُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ»: در جهنم فرو روید و سخن نگویید [۸].
«خسات الکلب» در اصطلاح عرب، به معنای چخ کردن سگ از روی اهانت است و خداوند متعال همین تعبیر توهین آمیز را در مورد جهنمیان به کار میبرد [۹]
ب- «أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»: «کفار» همانند حیوان بلکه پست تر از حیوانات هستند [۱۰].
ج- «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ»: بدترین موجودات نزد خداوند، کافران هستند پس ایمان نمیآورند [۱۱].
در آیه دیگری کفار را کر ولال و بی عقل مینامند: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ» [۱۲] چرا که از نعمتهای الهی در جهت فهم و بیان حقیقت بهره نمیگیرند.
از منظر قرآن نه تنها کفار بلکه حتی اهل کتاب نیز که از دین حنیف رو گردان هستند سفیه نامیده میشوند:
«وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ»: و جز افراد سفیه چه کسی از راه ابراهیم روی میگرداند [۱۳].
سفیه کسی است که صلاح و فساد حقیقی خود را تشخیص نمیدهد و در مقابل رشید به کارمی رود.
دلیل این که اهل کتاب را مشمول آیۀ فوق دانستیم آیۀ دیگری است که ابراهیم را یهودی و نصرانی نمیداند:
«مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا» [۱۴]
نفرین و مباهله
یکی از مواردی که نبایستی با ناسزا اشتباه شود، نفرین و مباهله است که به کرّات در قرآن مورد استفاده قرارگرفته است:
الف- قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ: مرگ بر آنها باد چه دروغهایی میبندند [۱۵]
این مرگ باد در حق اهل کتابی نازل شده که عزیر و عیسی را خدا مینامند.
ب- قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ: مرگ برآدمی چه ناسپاس است [۱۶]
ج- قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ… مرگ بر دروغ گویان… [۱۷]
د- قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ: مرگ بر اصحاب اخدود [که مؤمنین را اذیت میکنید] [۱۸]
ه- إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ، فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ: همانا اوفکر کرد ومحاسبه کرد. مرگ براو با این حسابگریش [۱۹]
آیه درمورد شخصی نازل شد که بسیار اندیشید که به قرآن چه لقبی بدهد و سرانجام آن را سحر و جادو نام نهاد.
ر- هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ: [منافقین] دشمن هستند از آنان بپرهیزید مرگ برآنها با این دروغهایی که گفتند [۲۰].
لعن ونفرین
لعن به معنای دوری از رحمت است و گروهی توسط خداوند، ملائکه، پیامبران لعن شدهاند و اجازه لعن به دیگران نیز تحت شرایطی داده شده است: از آنجا که این آیات فراوان است به چند مورد که معنای خاصّی دارند اشاره و در مورد سایر آیات به آدرس آنها اکتفا میشود؛
الف- «إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ» [۲۱]
ب- «إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ»: همانا کسانی که خداوند ورسول اورا اذیت میکنند خدا در دنیا و آخرت آنها را لعنت فرموده است [۲۲].
نکته مهم آیه این است که کسانی را که خدا و رسول را آزار میدهند ملعون میداند و دیگر این که این لعنت، منحصر به آخرت نیست بلکه در دنیا هم جریان دارد.
ج- «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ»: همانا کسانی که کتمان میکنند آنچه را از دلایل روشن وهدایت بیان کردیم [آنهم] بعد از آنکه ما آن را برای مردم در کتاب بیان کردیم خداوند و لعن کنندگان آنها را لعنت میکنند. [۲۳]
نکته آیه: کسانی که سعی در کتمان حقیقت دارند ملعون هستند و دیگر اینکه غیر از خداوند متعال دیگرانی هم به عنوان لعنت کننده به رسمیت شناخته شدهاند. کسانی که لعن بر بعضی افراد را جایز نمیدانند و مرعوب جوّ زمانه شدهاند؛ به این قسمت آیه دقت کنند. [ویلعنهم اللّاعنون]
د- «لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ…»: کسانی از بنی اسرائیل که کافرشدند توسط داود و عیسی (سلام الله علیهما) لعنت شدند [۲۴].
ه- «وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا»: و یهود گفتند دستان خدا بسته است، دست آنها بسته باد و به موجب این سخن لعنت برآنان باد [۲۵].
این آیه ضمن لعنت بر یهود متضمن نفرین برآنان است.
ر- «ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ»: پس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان بخواهیم [۲۶]
این آیه همان آیه معروف مباهله است که معروف است اهل بیت پیامبر (ص) با مسیحیان نجران داشتند. نکته دوم این است که آنها به موجب دروغگویی مورد لعنت قرارگرفتهاند.
ز- «وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ»: و در زمین فساد میکنند پس لعنت بر آنان و بد منزلگاهی نصیبشان باد [۲۷]
س- «… * مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا»: اینها ملعون هستند هرکجا یافت شدند دستگیر و کشته شوند آنهم چه کشته شدنی [۲۸]
این آیه در شأن کسانی نازل شده که در مدینه شایعه پراکنی میکردند و بدین وسیله باعث فتنه در میان مسلمین میشدند. پس از نزول این آیه رسول اکرم (ص) این افراد را از مدینه بیرون کردند [۲۹]
ش- «مَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ» [۳۰]
این آیه در مورد رؤیای صادقه رسول اکرم نازل شد که خواب دیدند بوزینهها از منبر ایشان بالا میرفتند و آنها را به بنی امیه تعبیر کردند [۳۱].
نتیجه : آنچه مسلّم است بنی امیه، ظالمین، دروغگویان، مفسدین، کفار اهل کتاب، اینها کسانی هستند که به صراحت مورد لعن خداوند قرارگرفتهاند.
ص- اشکال: ممکن است کسی بگوید جواز لعنی که در آیات فوق صادرشده منحصر به خدا و ملائکه است و مردم حقّ لعنت ندارند!
جواب: درجواب اشکال فوق به این آیه دقت کنید که سخن از لعنت مردم به میان میآورد: «أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ» [۳۲]
مراجعه به آیات قبلی از سوره مبارکه آل عمران، نشان میدهد منظور از ملعونین همۀ کسانی هستند که عمداً و آگاهانه از پذیرش اسلام سرباز زدند و سیاق آیات مزبور، راجعه به علمای اهل کتاب میباشد.
ض- آیات مزبور به عنوان نمونه و به دلیل نکات خاصی که در آنها بود ذکرشد و الاّ آیات مشابه فراوانند که در ادامه صرفاً به آدرس آنها اکتفا میشود:
نتیجه
سبّ به معنای دشنام و بر زبان راندن مسائل خلاف اخلاق الهی است و با لعن و نفرین و مباهله تفاوت دارد. قرآن کریم، مؤمنین را از دشنام باز میدارد درحالی که لعن و نفرین و مباهله با کسانی که مستحق آن هستند، از وظایف هر مؤمن متعهد است و دینداری بدون این جنبۀ سلبی کامل نمیشود.
البته لعن و نفرین مراتبی دارد که از لعن و نفرین قلبی و زبانی آغاز میشود، امّا این به معنی اعلان جنگ عملی با کفار و هدر دانستن خون و جان و مال آنها نیست، بلکه جنگ و جهاد با کفار و منافقین و اهل کتاب از موضوع بحث کنونی خارج است و در حیطه وظایف فقه اسلامی است. آنچه فعلاً مدّ نظر ماست برائت در حدّ شعار و سلوک زندگی است.
آیاتی که متضمن معنای فوق هستند، بیش از موارد ذکر شده است و ذکر نمونههای فوق برای رفع غفلت از کسانی بود که تحت القائات دشمن، قصد حذف شعارهای اصیل دینی را دارند و بر اثر مرعوب شدن یا راه یافتن غرض و مرض، شعارهایی مانند مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و مرگ بر کفار و امثال آن را خلاف آیۀ قرآن میدانند یا این که جای این گونه امور را در مساجد نمیدانند.
آیا منافقین، آمریکا، اسرائیل، علمای مغرض اهل کتاب، شایعه پراکنان و فتنه گران همانهایی نیستند که خداوند متعال آنها را لعن فرموده و ما را به لعنت آنان ترغیب فرموده است؟!
اسلامی که متضمن برائت و لعن و نفرین بر ظلم و فسق و کفر نباشد، همان اسلام آمریکایی است که گروهی از خواص مرعوب، تئوریسین، و دستهای از عوام نادان و کم خرد، بلندگوی آن هستند.
حسین بن علی در خون شنا کرد مرا با این حقیقت آشنا کرد
ولایت بی بلا معنا ندارد نجف بی کربلا معنا نداد!!
یکی از مواردی که خداوند متعال فریاد زدن با گفتار زشت را جایز میشمرد، در جایی است که کسی مورد ظلم و ستم قرار گیرد: «لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا»: خداوند متعال فریاد زدن به بدی را دوست نمیدارد مگر برای کسی که مورد ظلم قرار گرفته باشد و خداوند متعال، سمیع علیم است [۳۳].
این ما نیستیم که بایستی اثبات کنیم چرا باید مرگ بر امریکا را تکرار کرد بلکه مخالفین بایستی اثبات کنند که چرا این شعار برحق را نباید گفت؟ آیا از بابت این همه ظلم و ستم ما حق گفتن مرگ بر آمریکا را نداریم؟! فأین تذهبون؟!
خداوند متعال به خواص ما خودباوری و رجعت به قرآن و عترت و شهامت در بیان حقایق اصیل دینی و به عوام تشخیص سره از ناسره و اقتدا به مبلغان قرآن و عترت را عنایت فرماید.
پانویس
- ↑ اسراء/81
- ↑ نحل/36
- ↑ اصول کافی، ج2،ص155
- ↑ فتح/29
- ↑ حجر/91
- ↑ آل عمران/7
- ↑ انعام/108
- ↑ مومنون/108
- ↑ تفسیر المیزان، ج15، ذیل آیه فوق
- ↑ اعراف/179
- ↑ انفال/55
- ↑ انفال/22
- ↑ بقره/ 130
- ↑ آل عمران /67
- ↑ توبه/30
- ↑ عبس /17
- ↑ ذاریات /10
- ↑ بروج/4
- ↑ مدّثر/19
- ↑ منافقون /4
- ↑ احزاب /64
- ↑ احزاب/57
- ↑ بقره /159
- ↑ مائده /78
- ↑ مائده /64
- ↑ آل عمران /61
- ↑ رعد /25
- ↑ احزاب /61
- ↑ تفسیر المیزان، ذیل آیه مزبور
- ↑ اسراء/60
- ↑ تفسیر المیزان، ذیل آیه مزبور
- ↑ آل عمران /87
- ↑ نساء/148







