فرهنگ مصادیق:لواط – اسلام پدیا

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از لواط – اسلام پدیا)
پرش به: ناوبری، جستجو
لواط – اسلام پدیا

کلیدواژه‌ها: لواط، همجنس بازی

مفهوم شناسی لواط

لواط عبارت است آمیزش جنسی دو انسان ذکور[۱]. به سخن دیگر عبارت است از از آمیزش مردی با مرد دیگر یا نوجوان زیباروی و وجه تسمیه‌اش آن است که این عمل از کارهای زشت قوم لوط بوده و لذا لواط نامیده شده است[۲].
لواط با ادخال تمام حشفهٔ مرد در دُبر مرد دیگر محقق می‌شود[۳].

فلسفه حرمت لواط

در روایات اسلامی در عباراتی کوتاه و پرمعنا اشاره به دلایل حرمت لواط شده است، از جمله در روایتی از امام صادق (ع) می‌خوانیم که کسی از آن حضرت سؤال کرد، چرا خداوند لواط را حرام کرده است؟ اگر آمیزش با پسران حلال بود مردان از زن‌ها بی نیاز (و نسبت به آنان بی میل) می‌شدند، و این باعث قطع نسل انسان می‌شد و باعث از بین رفتن آمیزش طبیعی جنس موافق و مخالف می‌گشت و این کار مفاسد زیاد اخلاقی و اجتماعی به بار می‌آورد[۴].
همچنین در قران کریم علت حرمت لواط این گونه بیان شده است:
حضرت ” لوط”(ع) این پیامبر بزرگ خطاب به قوم خودش می‌فرماید:«أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَتَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنْكَرَ ...»[۵]
آیا شما به طرف مردان می آئید و راه تناسل را قطع می‌کنید؟! و در مجلس خود آن عمل ناپسند را مرتکب می‌شوید. علت حرام بودن مردان بر مردان یعنی لواط و حرام بودن زنان بر زنان یعنی مساحقه کردن آن است که حق تعالی در آفرینش زنان و مردان گویا آنها را با یک دیگر مرکب قرار داده یعنی زنان را از برای مردان خلق کرده و بر طبق طبع مردان مقرر داشته است و در اصل آفرینش و وضع خلقت بنی آدم زنان را به جهت رغبت و میل مردان آفرید و اجزاء آنها را مناسب میل مردان گردانید و جهت دیگر آن که اگر جایز باشد مردان با یک دیگر لواط کنند و یا این که زنان با یک دیگر مساحقه کنند سبب انقطاع نسل و فساد تدبیر در نظم عالم دنیا شود[۶].

موضوع لواط در قرآن

لواط یکی از زشت‌ترین گناهانی است که خداوند متعال در قرآن به زشتی این عمل اشاره می‌کند:
لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ[۷].
إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ[۸].
آیه اول اشاره دارد به این که این گناه علاوه بر این که خود یک عمل زشت و فوق العاده ننگین است قبل از شما در هیچ قوم و ملتی سابقه نداشته است، و این زشتی آن را چند برابر می کند؛ زیرا پایه غلط و سنت شوم و وسیله‌ای برای گناه دیگران در آینده نزدیک و دور خواهد بود
آیه دوم اشاره به این دارد که چه انحرافی از این بدتر که وسیله تولید نسل را که آمیزش زن و مرد است و خداوند آن را به طور غریزی در هر انسانی قرار داده، رها کنند، و سراغ” جنس موافق” بروند کاری که اصولا بر خلاف فطرت و ساختمان طبیعی جسم و روح انسان است و نتیجه اش عقیم ماندن هدف آمیزش جنسی است، و به تعبیر دیگر، تنها اثرش یک اشباع کاذب جنسی و از بین بردن هدف اصلی یعنی ادامه نسل بشر می باشد، و در پایان آیه به عنوان تأکید می‌گوید: شما جمعیت اسراف کارید” یعنی از حدود الاهی قدم بیرون گذارده و در انحراف و تجاوز از مرز فطرت سرگردان شده‌اید[۹].
علاوه بر این دو آیه آیات دیگری در مذمّت لواط در قرآن آمده است:
در قرآن از قول حضرت لوط به قومش آمده است آیا در میان جهانیان شما به سراغ جنس مرد می‌روید و همسرانی را که خدا برای شما آفریده است رها می‌کنید؟!شما قوم تجاوزگری هستید.»[۱۰].

موضوع لواط در احادیث

لواط یکی از گناهان کبیره از نظر دین اسلام است و از آن به شدت نهی شده است. در احادیثی که از معصومان (ع) در رابطه با لواط نقل شده، کسانی را که مرتکب عمل لواط می‌شوند بسیار مذمّت کرده‌اند؛ در این جا به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌شود:
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «اگر کسانی را در حال انجام لواط پیدا کردید، هر دو را بکشید لواط زنا است بلکه زشت‌ترین صورت آن است.»[۱۱].
امام رضا (ع) می‌فرماید: «اگر سزاوار بود شخصی دو بار رجم وسنگسار گردد، حق همین لواط کنندگان است… »[۱۲].
پیامبر اکرم (ص): «بوی بهشت به مشام کسی که مورد هم جنس گرایی واقع می‌شود، نخواهد رسید»[۱۳].
شخصی از حضرت امام صادق (ع) دربارهٔ لواط سؤال کرد، آن حضرت فرمود:« لواط، کفر است به آنچه را که از طرف خداوند بر پیامبر نازل شده است»[۱۴]. در روایات دیگر نیز، لواط کفر به خداوند شمرده شده است.»[۱۵].
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «خداوند هفت طائفه را در بالاتر از آسمان‌های هفت گانه، لعن فرموده و از رحمت واسعه خود دور نموده است. پس یکی از آنها را سه مرتبه لعن فرموده… ملعون است، ملعون است، ملعون است، هر که عمل قوم لوط را انجام دهد…»[۱۶].
بنابراین، از نگاه احادیث، لواط در حکم کفر به خداوند است و اگر کسی که مرتکب چنین عملی شده، توبه واقعی نکند در قیامت جایگاهش جهنم است؛ بنابراین، باید از چنین گناه بزرگی دوری کرد.
از امام صادق (ع) نقل شده که رسول خدا (ص) فرمود: « هر که با پسری آمیزش کند، روز قیامت با حال جنابت وارد می شود و آب دنیا او را پاک نمی گرداند و خدا بر او خشم می‌گیرد و او را لعنت می‌کند و جهنّم را- که بد سرانجامی است- برای او آماده می سازد.»[۱۷].

حکم لواط در مذهب شیعه

لواط یکی از گناهان کبیره است که همه علمای شیعه بلکه همه مسلمانان بر زشتی و حرمت آن اتفاق نظر دارند چنانکه شیخ صدوق یکی از بزرگ‌ترین علمای شیعی می‌فرماید: «بدانید که لواط از زنا سخت تر است و زنا رشته روزی را قطع می‌کند و عمر را کوتاه می‌سازد و مرتکبش را در آتش، جاودان می‌سازد و شرم را از چهره او می‌زداید».
همچنین شیخ مفید در رابطه با این موضوع می‌فرماید: «لواط، بدکرداری با جنس ذکور است که بر دو گونه می‌باشد: یکی انجام کار در غیر دُبر که همان ران‌ها است که در این صورت اگر فاعل و مفعول، عاقل بالغ بوده باشند به هر یک صد تازیانه زده می‌شود و غیر محصن بودن یا محصن بودن در زدن تازیانه شرط نیست- بر خلاف آنچه در زنا شرط است- و حدّ آن دو (فاعل و مفعول)، تازیانه است برای این کار که جز آن چنین حدّی ندارد.
دوم : فروکردن در دبر است که باید کشته شوند، خواه هر دو طرف محصن باشند یا نباشند».
علما در این باره سخنان بسیار گفته‌اند و همه آنها گواه حرمت لواط است که علمای شیعه امامیه و بلکه همه مسلمانان بر آن اجماع دارند[۱۸].

لواط با برادر همسر قبل از ازدواج

با توجه به این که لواط یکی از گناهان کبیره است عقوبت‌هایی را به دنبال دارد از جمله عقوبت‌های لواط حرمت ازدواج است، حضرت امام خمینی(ره) در این باره فرموده‌اند: “اگر کسی با مردی لواط کند و لو این که مقداری از حشفه[۱۹]. داخل شود، مادر لواط داده و مادر بزرگش و هر چه بالاتر رود ، و دختر لواط داده و دختر دخترش و هر چه پائین تر رود و خواهرش، بر فاعل حرام می‌شوند اگر چه لواط کننده و لواط دهنده بالغ[۲۰]. نباشند اما مادر و دختر و خواهر فاعل بر مفعول حرام نمی‌شود[۲۱]. بله اگر گمان کند که دخول شده، یا شک کند که دخول شده یا نه، بر او حرام نمی‌شوند.
همه مراجع تقلید در این مسأله یک نظر دارند و از نظر شرع مقدس هیچ راهی برای جواز و صحت چنین ازدواجی وجود ندارد و این عمل شنیع باعث حرمت ابدی می‌شود[۲۲].

لواط با برادر همسر بعد از ازدواج

همه علمای شیعه معتقدند که اگر لواط با مردی قبل از ازدواج صورت بگیرد خواهر، مادر ودختر…لواط دهنده بر لواط کننده حرمت ابدی پیدا می‌کنند ولی اگر لواط با مردی بعد از عقد با دختر یا خواهر یا مادر او انجام گرفته باشد بنابر فتوای مراجع معظم، مادر و خواهر و یا دختر لواط دهنده برای لواط کننده حرام نمی‌شود[۲۳].
حال اگر این روابط حرام جا به جا شود یعنی لواط دهنده، فاعل هم واقع شود همین حکم نسبت به مفعول دومی هم صدق می‌کند.

لواط با مرد میّت

یکی از موارد تشدید مجازات،در مورد کسانی که مرتکب لواط می‌شوند، لواط با مرده است؛ بدین معنا که حاکم، لواط کار را بیش از حدّ مقرّر به مقدار صلاحدید، کیفر می‌کند:
آیت الله بهجت در رابطه با این موضوع می‌فرمایند: حکم لواط با مرد میّت، در صورت دخول و عدم دخول[۲۴]. مثل لواط با مرد زنده است. اما مجازات لواط با میت بخاطر شنیع تر بودن آن تشدید می‌شود همانگونه که مجازات زنای با میت در تازیانه زدن و قتل تشدید می‌شود[۲۵].

نماز و عرق جنب از حرام

اکثر مراجع تقلید[۲۶]. می‌فرمایند: کسی که از طریق حرام جنب شود، خواه به واسطه زنا باشد یا لواط و یا استمنا، عرق او نجس نیست، ولی مادام که بدن یا لباس او عرق دارد، با آن لباس - بنابر احتیاط واجب- نماز نخواند[۲۷]. احتیاط مستحب آن است که از عرق جنب از حرام پرهیز شود و برای رعایت این احتیاط، بهتر است با آب ملایم غسل کند که هنگام غسل بدن او عرق نکند، این در صورتی است که با آب قلیل غسل نماید و اگر با آب کر و مانند آن باشد اشکال ندارد، اما بعد از پایان غسل (بنابر احتیاط مستحب) یک بار همه بدن را آب بکشد[۲۸].

راه‌های اثبات لواط

از همان راه هائی که زنا ثابت می‌شود لواط هم ثابت می‌شود اول: خود لواط کننده اگر بالغ و عاقل و آزاد باشد به اختیار خود چهار مرتبه اقرار کند، و بنابر احتیاط باید اقرار او در چهار جلسه باشد.
دوم: اینکه چهار مرد عادل شهادت دهند به دیدن عمل لواط، و اگر سه مرد و دو زن نیز شهادت دهند بنابر اقوی کافی است[۲۹].

حد لواط کننده و لواط دهنده در مذهب شیعه

خداوند متعال برای جلوگیری از شیوع فحشا و پاک شدن کسانی که مرتکب گناهان کبیره (لواط وزنا) می‌شوند مجازات‌های سختی در نظر گرفته است. حمّاد بن عثمان می‌گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم:
مردی با مرد دیگر عمل فحشاء انجام داد حکمش چیست؟ فرمود: اگر دارای همسر باشد حکمش کشتن است، و اگر محصن نیست یک صد تازیانه، عرض کردم: حکم مفعول چیست؟ فرمود: باید کشته شود چه محصن باشد چه غیر محصن؟
فقهای امامیّه می‌فرمایند: حدّ لاطی قتل است ولی امام در کیفیت قتل (با شمشیر، یا فرو افکندن از بلندی- کوه یا عمارات بلند- یا سوزانیدن او به آتش و یا رجم و سنگسار) مخیّر است به هر قسم که می‌خواهد می‌تواند حد را جاری کند[۳۰].
-اگر مفعول صغیر یا مجنون باشد باز حدّ فاعل کشتن است.
- اگر مرد بالغی، پسر بچه یا دیوانه‌ای را وادار کند که با وی این عمل را انجام دهند و مفعول واقع شود حکم این است که مفعول را باید کشت و فاعل را باید تأدیب کرد.
- اگر مولائی با غلام خویش لواط کند و غلام مفعول گوید مولا او را مجبور کرده این ادّعا از عبد پذیرفته می‌شود و فاعل را باید کشت ولی اگر عبد هم به اختیار خویش تمکین کرده و مفعول واقع شده باید او را نیز بکشند.
- حکم مفعول هم مانند حکم فاعل است در صورت دخول یعنی اگر ایقاب (دخول). به وی حاصل شده او نیز کشته می‌شود.
- و اگر ایقاب حاصل نشده بلکه مجرد مالیدن آلت بوده حکم آن است که صد تازیانه باید زد چه بنده باشد چه آزاد، چه فاعل و چه مفعول و اگر این عمل سه بار تکرار شود و حدّ مذکور اجرا شد بار چهارم کشته می‌شوند[۳۱].
امام صادق (ع) فرمود: «در حالی که امیرالمؤمنین (ع) همراه با گروهی از یارانش بود، مردی نزد ایشان آمد و گفت: ای امیرالمؤمنین(ع)، من با پسری آمیزش کرده‌ام؛ مرا پاک کن. امیرالمؤمنین (ع) به او فرمود: ای فلان، برو به منزلت؛ شاید صفرایت طغیان کرده است. فردای آن روز آن مرد مجددا نزد امام (ع)، آمد و به امام گفت: ای امیرالمؤمنین(ع)، من با پسری آمیزش کرده‌ام؛ مرا پاک ساز. حضرت به او فرمود: ای فلانی، برو به منزلت؛ شاید صفرایت طغیان کرده است و هذیان می‌گویی. تا آن که پس از بار اول، سه بار چنین کرد. در بار چهارم به او گفت: ای فلانی، رسول خدا (ص) در مورد همانند تو سه حکم داده است. تو هر کدام را که می‌خواهی، انتخاب کن. او پرسید: آن سه (حکم). چیست ای امیرالمؤمنین؟ حضرت فرمود: یک ضربه شمشیر در گردنت، هرچه که با تو بکند (به هر جا که برسد).؛ یا پرت کردن از کوه با دست و پای بسته یا سوزاندن با آتش.
آن مرد به امیرالمؤمنین (ص) گفت: کدامین یک از این سه تا بر من سخت‌تر است؟ حضرت فرمود:
سوزاندن با آتش. آن مرد گفت: من همین را اختیار می‌کنم، ای امیرالمؤمنین. حضرت فرمود: خویش را برای سوختن آماده ساز. مرد گفت: باشد. آن‌گاه دو رکعت نماز گزارد و پس از آن در حالت تشهد نشست و گفت: خدایا، من گناهی کرده‌ام که تو خود می‌دانی و من از این کار ترسیده‌ام و آمده‌ام نزد وصی رسول تو و پسر عموی پیامبرت و از او خواسته‌ام تا مرا پاک کند. او هم مرا بین سه نوع از عذاب مخیر ساخت. خدایا، من هم سخت‌ترین آن را اختیار کردم. خدایا، از تو می‌خواهم که این را کفارهٔ گناهانم قرار دهی و مرا با آتشت در آخرتم نسوزانی. سپس در حالی که می‌گریست بپا خاست تا آن که در چاله‌ای که امیرالمؤمنین(ع) برای وی کنده بود، نشست- در حالی که می‌دید آتش در اطرافش شعله می‌کشد.
امام صادق فرمود: در این جا امیرالمؤمنین (ع) گریست و یارانش هم گریستند. امیرالمؤمنین (ع) به آن مرد گفت: ای فلان، برخیز؛ تو فرشتگان آسمان و زمین را به گریه درآوردی. خداوند توبه‌ات را پذیرفت. بپا خیز و دیگر به سراغ آنچه انجام دادی، مرو».
امام صادق (ع) فرمود: «خالد به ابوبکر نوشت: سلام بر تو؛ اما پس از سلام، مردی را که بیّنه بر او شهادت داده‌اند که با او چون زن آمیزش می‌شود، نزد من آورده‌اند. ابوبکر در این موضوع مشورت کرد. به او گفتند: او را بکشید. ابوبکر پس از آن با امیرالمؤمنین علی (ع) مشورت کرد.
حضرت فرمود: او را به آتش بسوزانید؛ چرا که عرب کشته شدن را چیزی به حساب نمی‌آورد. ابوبکر به عثمان گفت: تو چه می‌گویی؟ عثمان گفت: من هم همان را که علی (ع) می‌گوید؛ او را با آتش بسوزانید. ابوبکر گفت: و من هم با نظر شما همراهم و برای خالد نوشت که او را با آتش بسوزان و خالد او را سوزاند».
امام صادق (ع) بیان داشت: «امیرالمؤمنین (ع) فرمود: اگر مردی سخن گفتن و راه رفتنش چون زنان است و خودش را در اختیار دیگران قرار می‌دهد و آن گونه که با زن آمیزش می‌شود با او آمیزش می‌کنند، او را سنگسار کنید و زنده نگذارید».
امام صادق (ع) دربارهٔ کسی که (با همجنس). آمیزش می‌کند، فرمود: «اگر محصن است، باید سنگسار شود و اگر محصن نیست، بر او حدّ است».
امیرالمؤمنین علی (ع) پیوسته می‌فرمود: «کسی که کار قوم لوط را انجام می‌دهد، با سنگ سنگسار می‌شود، فرق نمی‌کند محصن باشد یا نباشد. و حضرت فرمود: قوم لوط هم سنگسار شدند».
امام جعفر صادق (ع) فرمود: «آن کس که با او از پشت آمیزش می‌شود، سنگسار می‌شود؛ چه کننده و چه کسی که با او این کار می‌شود».
امام صادق (ع) از پدرشان از پدران‌شان (ع) روایت کرده‌اند که: «مردی را که با او در پشتش آمیزش شده بود، نزد عمر آوردند. خواست تا او را تازیانه بزند. به شهود گفت: آیا دیدید که چون میل در سرمه‌دان وارد کند؟ گفتند: آری. عمر به امیرالمؤمنین علی (ع) گفت: شما در این مورد چه نظر دارید؟ حضرت آن مردی را که با این شخص آمیزش کرده بود، طلبید ولی او را نیافت. پس از آن، حضرت فرمود: نظر من این است که گردنش زده شود. عمر دستور داد و گردنش زده شد. سپس امام علی (ع) فرمود: او را تحویل بگیرید؛ کیفر دیگری برایش مانده است. پرسیدند: آن کیفر چیست؟ حضرت فرمود: دسته‌ای هیزم بیاورید. عمر دسته‌ای هیزم خواست. حضرت مرد را در آن دسته هیزم پیچید. آن‌گاه آن را بیرون برد و با آتش سوزاند. امام صادق (ع) بیان داشت: پس از آن، امیرالمؤمنین (ع) فرمود: خداوند بندگانی دارد که در پشت‌های‌شان رحم‌هایی چون رحم زنان است.
عمر گفت: پس چرا در این رحم‌ها باردار نمی‌شوند؟ حضرت فرمود: چون این رحم‌ها وارونه است و اینان در پشت‌های‌شان غده‌هایی چون غدهٔ شتر است؛ هر زمان که حرکت کند، آنان به هیجان درآیند و هر زمان که آرام گیرد، آنان نیز آرام گیرند»[۳۲].

حد واسطهٔ لواط

با توجه به این که قوادی به معنای رساندن زن و مرد و یا دو مرد به یک دیگر به منظور ارتکاب عمل منافی عفت به کار می‌رود خداوند متعال برای جلوگیری از شیوع این اعمال فحشا، برای دلالان آن مجازات سختی در نظر گرفته است چنانکه در کتب فقهی آمده است: (قواد) دلال را در هر بار که عمل قیادت را انجام می‌دهد هفتاد و پنج ضربه تازیانه(سه چهارم حدّ زانی) باید زد به جرم اقدام به وساطت در این اعمال ناپسند علاوه بر آن باید سر او را تراشیده و در میان شهر بگردانند تا همگان او را بشناسند و آبرویش برود سپس او را نفی بلد کنند[۳۳]. یعنی از آن شهر دور کنند[۳۴].
و در این حکم فرق میان آزاد و بنده، مسلمان و کافر، و زن و مرد نیست مگر این که در مورد زن سر تراشیدن و نفی بلد نیست بلکه فقط دو حکم دیگر تازیانه و شهرت ثابت است[۳۵].

راه‌های اثبات قیادت

قوادی (واسطه گری برای زنا یا لواط) از دو راه قابل اثبات است:
الف: با شهادت دو مرد عادل.
ب: با اقرار خود شخص دلّال به این که دو بار[۳۶]. نزد حاکم بر این عمل زشت و ننگین اعتراف نماید. پس آن گاه حد شرعی اجرا می‌شود[۳۷].

حکم لواط در مذهب تسنن

(در حال تکمیل است)

ازدواج با خواهر لواط دهنده از دیدگاه اهل سنت

با توجه به این که در مذهب تشیع یکی از موانع ازدواج، لواط با شخصی است که می‌خواهد بعداً با خواهر یا مادر یا دختر او ازدواج کند، ولی در میان علمای اهل سنت راجع به این مسئله اختلاف نظر وجود دارد؛ در زیر به برخی از نظریات اشاره می‌شود:
۱٫ مذاهب مالکی، شافعی، حنفی می‌گویند به وسیلهٔ لواط، نکاح حرام نمی‌شود[۳۸].
۲٫ به احمد بن حنبل نسبت داده شده است: اگر کسی با فرزند یا پدر و یا برادر زنش لواط کند، زنش بر او حرام می‌شود[۳۹].

حد لواط در مذاهب اهل تسنن

در بعضی از مذاهب اهل تسنن برای کسانی که مرتکب عمل لواط می‌شوند مجازات‌هایی در نظر گرفته شده است چنانکه ابو حنیفه نعمان بن ثابت می‌گوید: هر گاه مردی با پسری لواط کند بر وی حدّ جاری نمی‌شود بلکه به منع و تعزیر، مانند تغلیظ در کلام و ادب کردن و یک کفش زدن و هر چه شبیه اینها باشد، اکتفا می‌شود[۴۰].

حد قذف

معنای قذف در لغت عبارت است از مطلق رمی یعنی افکندن سنگ و … ولی در اصطلاح فقه در باب حدود به معنای رمی به زنا یا لواط است یعنی به فردی تهمت زدن و نسبت ناروا دادن و گفتن این که او زنا کار یا اهل لواط است.
هر انسان مکلّفی (بالغ و عاقل و مختار و قاصد). به مرد مسلمان بالغ و عاقل و آزاد و دارای همسر بگوید: یا زانی (ای زنا کار). یا بگوید: یا لائط (ای لواط‌کار). و یا بگوید: یا منکوحاً فی دبره (ای کسی که در پشت او دخول شده). یا بگوید: انت زان (تو زناکاری). و یا بگوید: انت لائط (تو اهل لواطی). حال به هر زبانی که این کلمات را ادا کند به عربی یا عجمی و گوینده مفاد و معنای این کلمات را هم بداند با این خصوصیات حدّ قذف بر وی اجرا می‌شود و آن عبارت است از هشتاد تازیانه که در آیه صریحا آمده و در این امر فرقی میان آزاد و بنده نیست.
اگر مکلفی به جماعتی ناسزا بگوید و آنها را نسبت به زنا یا لواط دهد حکم آن است که اگر دسته جمعی برای داد خواهی نزد حاکم آمدند برای همه یک حدّ قذف باید زد و اگر جدا جدا بیایند برای هر یک علی‌حده یک حدّ باید زد[۴۱].

راه‌های اثبات قذف

اثبات قذف یا به این است که خود قاذف دو بار اعتراف کند که فلانی را قذف کرده و یا به این که دو شاهد عادل بر قذف او شهادت دهند[۴۲].
فقیهان امامیه در اثبات برخی از حقوق الهی (امور کیفری) تعدّد اقرار را شرط دانسته‌اند: از جمله برای اثبات زنا و لواط ۴ بار و برای اثبات سرقت، قذف و شرب خمر ۲ بار اقرار را لازم دانسته‌اند . قانون مجازات اسلامی ایران به پیروی از فقه امامیه برای اثبات جرایم فوق تعدد اقرار را لازم شمرده است[۴۳].

لواط و قوم لوط

هم جنس بازی (لواط) عمل زشت و ناپسندی است که بر خلاف طبیعت و غریزه انسانی است و پیامبران الهی با این عادت زشت برخورد کرده‌اند. قرآن کریم در چند مورد، داستان قوم لوط را بیان کرده و در ضمن آن این عمل را سرزنش نموده و ممنوع اعلام می‌دارد:
اول: أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ[۴۴]. «آیا در میان جهانیان شما به سراغ جنس ذکور می‌روید و هم جنس بازی می‌کنید آیا این زشت و ننگین نیست؟ و همسرانی را که پروردگارتان برای شما آفریده است رها می‌کنید؟ حقا شما قوم تجاوزگری هستید.»
در این جا قرآن قوم لوط را متجاوز می‌خواند چون کسی که غذای سالم نیروبخش را رها کند و به سراغ غذای مسموم و آلوده برود طغیانگر و تجاوزکار است.
دوم: وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ، إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ[۴۵]. «و به خاطر آورید لوط را، هنگامی که با قوم خود گفت: آیا عمل بسیار زشتی را انجام می‌دهید که هیچ یک از جهانیان، پیش از شما انجام نداده است؟ آیا شما از روی شهوت به سراغ مردان می‌روید نه زنان؟ شما گروه اسراف کار و منحرفی هستید.»
در آیه اول اشاره می‌شود که این گناه علاوه بر این که خود یک عمل زشت و فوق العاده ننگین است قبل از شما در هیچ قوم و ملتی سابقه نداشته است و این زشتی، آن را چند برابر می‌کند زیرا پایه گذاری روش غلط و سنت شوم وسیله‌ای برای گناه دیگران در آینده خواهد شد. قوم لوط مردمی ثروتمند و مرفه و شهوت ران و هواپرست بودند[۴۶]. و طبق فرموده قرآن عمل زشت لواط را پایه گذاری کردند.
سوم: وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَتَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنْكَرَ … [۴۷].
«و لوط را فرستادیم هنگامی که به قوم خود گفت: شما عمل بسیار زشتی انجام می‌دهید که هیچ یک از مردم جهان پیش از شما آن را انجام نداده است. آیا شما به سراغ مردان می‌روید و راه تداوم نسل انسان را قطع می‌کنید و در مجلستان اعمال ناپسند انجام می‌دهید؟»
چهارم: وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ وَأَنْتُمْ تُبْصِرُونَ، أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ، فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ[۴۸].«و لوط را به یادآور هنگامی که با قومش گفت: آیا شما به سراغ کار بسیار زشتی می‌روید در حالی که نتایج شوم آن را می‌بینید. آیا شما به جای زنان از روی شهوت به سراغ مردان می‌روید؟ شما قومی نادانید. آنها پاسخی جز این نداشتند که به یکدیگر گفتند: خاندان لوط را از شهر و دیار خود بیرون کنید که اینها افرادی پاکدامن هستند.»
فاحشه به معنای کارهایی است که قبح آن روشن و آشکار است و در این جا منظور همجنس گرایی، یعنی عمل ننگین لواط است. و جمله «انتم تبصرون» اشاره به این است که شما زشتی این عمل و عواقب شوم آن را با چشم خود می‌بینید.
این آیه نشان می‌دهد که این عمل (لواط) نتیجه جهل و نادانی و بی خبری از قانون آفرینش و از همه ارزش‌های انسانی است[۴۹].
در پایان آیه کلام قوم لوط را نقل می‌کند که آن قدر سقوط اخلاقی پیدا کرده بودند که در محیط آلوده آنان، پاکی جرم بود و خاندان پیامبر خدا (لوط) را به خاطر پرهیز از آلودگی و ننگ، تبعید می‌کنند[۵۰].

عواقب لواط

عمل شنیع لواط از بزرگ‌ترین گناهان است که خداوند در قرآن، خبر از عذاب و هلاکت قوم لوط به علت ابتلا به این گناه، را داده است[۵۱].

آثار لواط

این عمل دارای دوگونه آثار است:
۱- آثار تکلیفی یعنی این که این عمل حرام و گناه بزرگی است و برای آن، مجازات و حدود سنگینی از جمله قتل و اعدام تعیین شده است[۵۲]. اما اگر قبل از این که این گناه در محکمه ثابت شود فرد گناهکار بین خود و خدای خود واقعاً توبه کند مسلماً خداوند توبهٔ حقیقی او را قبول می‌کند.
۲- آثار وضعی: لواط آثار وضعی خاصی (مثل حرمت ازدواج فرد لواط کننده با دختر و خواهر و مادر فردی که با او لواط انجام داده است) را به دنبال دارد که حتی با توبهٔ حقیقی آن آثار بر طرف نخواهد شد[۵۳].
نظر بعضی از مراجع تقلید این است که این حکم در صورتی است که لواط کننده بالغ باشد اما اگر لواط کننده بالغ نباشد چنین اثری ندارد. اما در این حکم فرقی نیست پسری که لواط داده بالغ باشد یا نباشد. در حدیث آمده: «حُرْمَهُ الدُّبُرِ أَعْظَمُ مِنْ حُرْمَهِ الْفَرْج»؛ یعنی لواط بدتر است از زنا[۵۴].

توبه از لواط

از نظر اسلام لواط عمل بسیار پست و شنیع و از جمله گناهان کبیره است که مجازات و حدود سنگینی از جمله قتل و اعدام برای آن تعیین شده است[۵۵].
از آیات متعدد قرآن مجید استفاده می‌شود که هر چند گناهان انسان زیاد و بزرگ باشد، اما انسان نباید از رحمت و مغفرت الهی نا امید شود؛ زیرا خداوند متعال وعده آمرزش داده است[۵۶].
خداوند متعال که آفرینندهٔ انسان بوده و به تمام ویژگی‌های او آگاه است، پاک شدن از همهٔ گناهان (هر چند گناهان بزرگ باشند) را ممکن دانسته و همگان را به تلاش و مجاهدت نفس برای رسیدن به آن دعوت فرموده و وعدهٔ آمرزش و عفو داده است، تا جایی که ناامیدی از عفو و بخشش الهی را بالاترین و بزرگترین گناه شمرده است[۵۷].
بنابر این اگر انسان مرتکب هر نوع آلودگی و گناه از جمله مرتکب این عمل زشت شود و بعد از آن واقعاً پشیمان شده و توبه کند امید است که توبه اش پذیرفته شود و مورد لطف و عنایت پروردگار قرار گیرد.
اما به طور قطع، آلوده نشدن به گناه بسیار آسان تر از توبه کردن است؛ زیرا توبهٔ حقیقی شرایطی دارد و حصول آن مشکلات و سختی‌های بسیاری به دنبال داشته و هر کس را در این مسیر، توفیق، یار نیست. به علاوه با آلوده شدن به گناه از آثار وضعی آن (در دنیا و آخرت) نیز مصون نخواهد بود.

آسیب شناسی لواط

با توجه به این که روی آوردن به این عمل شنیع بر خلاف طبع انسان است و طبیعت انسانی گرایش به جنس مخالف دارد نه جنس موافق؛ لذا علل گرایش به لواط را شاید بتوان در این موارد خلاصه کرد:
۱- روابط غلط خانوادگی. طرز رفتار پدر و مادر با فرزندان خود، و یا عدم مراقبت از فرزندان همجنس، و طرز معاشرت از عوامل این آلودگی می‌گردد[۵۸].
۲- تجارب غلط هم جنس خواهی در اثر برخورد با دوستان ناباب.
۳- احساس بی ارزشی و سرخوردگی در تلاش برای ایجاد رابطه مشروع با جنس مخالف.
۴- محدودیت‌های محیطی (مثلاً محل خواب پسرها از یک دیگر جدا نیست و یا اهل خانواده مجبورند با هم در یک محل و در یک اتاق زندگی کنند).
۵- ضعف مبانی مذهبی و اعتقادی[۵۹].

راه درمان هم جنس بازی و لواط

گناه و معصیت، مانند لجن زار متعفنی است که انسان، هر چه بیشتر در آن فرو می‌رود، خود را به نابودی نزدیک می‌کند. از نظر اسلام لواط عمل بسیار پست و شنیع و از جمله گناهان کبیره است که هم ضررهای جسمی دارد و هم ضررهای روحی، بنا بر این هم بیماری روحی است و هم بیماری جسمی و به همین دلیل است که برای جلوگیری از آن مجازات سنگینی از جمله قتل و اعدام تعیین شده است[۶۰].
لذا برای کسانی که به چنین عمل زشتی مبتلا هستند راه کارهایی جهت ترک این عمل توصیه می‌شود:
۱- عدم توجه به ذهنیت‌ها و افکار مبتنی بر تمایل به همجنس و عدم تمایل به جنس مخالف. هیچ گاه تلقین نشود که: «من به جنس مخالف هیچ علاقه‌ای ندارم و نمی‌توانم این علاقه را در خودم ایجاد کنم». هیچ گاه تلقین نشود که «علاقه به همجنس و عدم تمایل به برقراری رابطه با جنس مخالف در وجود من نهادینه شده است و امکان تغییر آن وجود ندارد»؛ چون اولاً: این گونه نیست و شخص با تلاش خود می‌تواند این مشکل را برطرف سازد، ثانیاً: این تصور جلوی هرگونه تلاش اصلاحی شخص را برای ایجاد تغییر در خود می‌گیرد.
۲- گاهی اوقات شیطان برای وادار کردن آدمی به گناه از این کانال بهره می‌گیرد؛ یعنی مسیر هر گناهی را به شکلی هموار می‌سازد. در این جا نیز مسیر آلوده شدن به برخی گناهان از کانال پشت کردن به جنس مخالف و ازدواج می‌گذرد و این نوع افکار و ذهنیت‌ها مقدمهٔ ورود به آن وادی است. پس باید با این گونه افکار که جز افکار شیطانی نام دیگری بر آن نمی‌توان نهاد به مقابله پرداخت؛ یعنی ذره‌ای در شیطانی بودن این افکار تردید نداشته باشد.
۳ - صحنه هائی از زندگی که در آن شخص همجنس گرا نقش واقعی و متناسب با جنسیت خود مانند مرد، پدر، همسر و پسر خانواده یا زن، مادر، همسر و دختر خانواده را بر عهده دارد تصور کند و به آن بال و پر دهد و نقش خود را پررنگ و کامل بیان کند. لازم است این تصویر گری را در قالب ذهن پروری و نوشته‌ها و رفتار روزانه و تمام حالات واقعی و خیالی و… استمرار دهد. در یک کلام به جنسیت خود فکر کند، و همان گونه عمل کند و زندگی اجتماعی خود را تعقیب کند، اگر شش ماه با این طرز تفکر زندگی کند برای همیشه از آن افکار رهائی خواهد یافت.
۴- اجتناب از نگاه شهوت آمیز به جنس موافق. شخص باید مراقب نگاه خود باشد و همان طور که از نگاه شهوت آمیز به جنس مخالف اجتناب می‌کند، از نگاه هوس آلود به هم جنس نیز بپرهیزد؛ چون از نظر شرعی، نگاه از روی شهوت به همجنس هم حرام است. به طور مثال رسول اکرم (ص) فتنه پسر جوان و زیبا را از فتنه دختر باکره (برای مردها) بیشتر دانسته است[۶۱].
۵- اجتناب از تمام ارتباط‌ها، مکان‌ها و موقعیت هائی که انجام اندیشهٔ همجنس گرایی را تداعی می‌کند.
۶- افکار خود را کنترل کند. سعی کند به افکار هوس‌آلود در مورد رابطهٔ جنسی با همجنس فکر نکند. هیچ گاه در ذهن به این افکار بال و پر ندهد و آن را برای خود نیاراید. برای این کار، تلاش کند تنها نماند، چون این گونه افکار بیشتر در هنگام تنهایی به سراغ انسان می‌آید. اگر این افکار، به طور ناخواسته به سراغش آمد، آن را قطع کند، از جای خود برخیزد و به میان دوستان یا اهل خانواده برود و تا زمانی که این افکار کاملاً از ذهن خارج نشده، جمع دوستان یا خانواده را ترک نکند.
۷- توجه به آثار و عواقب همجنس بازی: انسان به صورت طبیعی تمایل به جنس مخالف دارد. هرگونه کاری که تمایل طبیعی او را منحرف سازد، یک نوع بیماری تلقی می‌شود. از دست دادن احساسات طبیعی بر جسم و روح انسان تأثیر می‌گذارد. چه بسا افرادی که به این بیماری مبتلا باشند، گرفتار ضعف قوه جنسی و به اصطلاح سرد مزاجی شوند. هم جنس بازی (لواط یا مساحقه)، عملی بر خلاف فطرت است و هر چه با فطرت هم خوانی نداشت، تأثیر سوء دارد؛ یعنی نه تنها فاعل و مفعول با این عمل به آرامش نمی‌رسند، بلکه بر تحیر و سرگردانی آن‌ها افزوده می‌شود. به همین دلیل روایات زیادی دربارهٔ هم جنس بازی نقل شده که بسیار تکان دهنده است. سپس فرمود: هرگاه جنس مذکر با مذکر آمیزش کند، عرش خداوند به لرزه درمی‌آید[۶۲]. همچنین رسول خدا می‌فرمود: خداوند لعنت کرده مردانی را که خود را شبیه زنان درست می‌کنند[۶۳].
۸- قطع ارتباط با دوستانی که انسان را به سمت این گونه رفتارها و افکار دعوت می‌کنند.
۹- شخص باید نهایت تلاش خود را بکند که بیکار نباشد. برای این کار، برای ساعات شبانه روز خود برنامه ریزی کند. اوقات خود را با مطالعه، گردش با دوستان، ورزش، و… پر کند.
۱۰- روابط اجتماعی خودش را گسترش دهد. سعی کند روابط خود را با دوستان و همکلاسی‌های خوبی که دارد توسعه دهد. با آنان به گردش، کوهنوردی، و دیگر تفریحات سالم برود.
در روزها و موقعیت‌های نخستین، عمل کردن به این راهکارها و دل بریدن از این حالت، سخت و چه بسا ناممکن جلوه کند، اما باید توجه داشته باشد که به گفتهٔ علی(ع) «با ارزش‌ترین کارها دشوارترین آنها است» پس این حالت نشان از ارزشمندی و اهمیت تصمیم شخص دارد و باید در مسیر عمل کردن به این تصمیم به جا و ارزشمند گام‌های بهتر و بلندتر بردارد[۶۴].

پانویس

  1. معین، محمد، فرهنگ معین، انتشارات امیرکبیر
  2. محمدی خراسانی، علی، شرح تبصره المتعلمین، ج ۲، ص ۴۰۵٫(کتابنامه تکمیل شود)
  3. بهجت، محمدتقی، جامع المسائل، ج ۵، ص ۱۷۴، ناشر، دفتر معظم‌له، چاپ دوم، چاپ، قم،۱۴۲۶ هـ‍ ق.
  4. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۳۳، مؤسسه آل البیت (ع) قم، ۱۴۰۹ هـ ق. « أَنَّ زِنْدِیقاً قَالَ لَه (ْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع ) فَلِمَ حَرَّمَ اللِّوَاطَ؟ قَالَ مِنْ أَجْلِ أَنَّهُ لَوْ کَانَ إِتْیَانُ الْغُلَامِ حَلَالًا لَاسْتَغْنَی الرِّجَالُ عَنِ النِّسَاءِ وَ کَانَ فِیهِ قَطْعُ النَّسْلِ وَ تَعْطِیلُ الْفُرُوجِ وَ کَانَ فِی إِجَازَهِ ذَلِکَ فَسَادٌ کَثِیرٌ.»
  5. عنکبوت، ۲۹٫
  6. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا، ترجمه، نجفی اصفهانی، شیخ محمد تقی، ج ۲، ص ۳۳۱، انتشارات علمیه اسلامیه ، چاپ اول، تهران .
  7. عنکبوت، ۲۸٫« لوط را بسوی قومش فرستادیم، به آنها گفت: شما مرتکب عمل لواط می‌شوید که پیش از شما احدی از جهانیان چنان نکرده است.»
  8. نمل، ۵۵٫ « آیا شما از روی میل مقاربت، به طرف مردان می آئید نه زنان، بلکه شما قومی نادان هستید.»
  9. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۶، ص ۲۴۴، ناشر، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ ش.
  10. شعراء، ۱۶۵٫ «أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ»
  11. علامه حلی، نهج الحق و کشف الصدق، ص ۵۴۷، ناشر، دار الکتاب اللبنانی، چاپ اول، بیروت ، سال ۱۹۸۲ م .
  12. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۸ ص ۸۲، مؤسسه آل البیت (ع) قم، ۱۴۰۸هـ ق.
  13. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص ۳۲۰، ناشر، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ ش.
  14. حرّ عاملی، محمد بن حسن بن علی ، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص ۳۴۰، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق  : مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ بَکْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَیْفَهَ بْنِ مَنْصُورٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ اللِّوَاطِ فَقَالَ مَا بَیْنَ الْفَخِذَیْنِ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الَّذِی یُوقِبُ فَقَالَ ذَاکَ الْکُفْرُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی نَبِیِّهِ (ص ).
  15. وسائل الشیعه، ج۲۰، ص ۳۳۹؛ علامه مجلسی،بحارالانوار، ج ۱۲، ص۱۶۷، و ج۷۶، ص ۶۷، مؤسسه الوفاء بیروت لبنان، قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اللِّوَاطُ مَا دُونَ الدُّبُرِ وَ هُوَ لِوَاطٌ وَ الدُّبُرُ هُوَ الْکُفْر.
  16. حسینی شاه عبدالعظیمی، حسین بن احمد، تفسیراثناعشری، ج۴، ص۱۳۲، انتشارات میقات ،تهران،چاپ اول، ۱۳۶۳ش؛ سیوطی، جلال الدین، الدرّ المنثور فی تفسیر المأثور، ج ۳،ص ۱۰۱،کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی ، قم، ۱۴۰۴ق.
  17. صابری یزدی، علی رضا، انصاری محلاتی، محمد رضا، الحکم الزاهره ، ترجمه انصاری، ص ۶۰۹، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ دوم ، قم، ۱۳۷۵ ش .
  18. علی آل محسن- افشای یک توطئه، مترجم، آژیر، حمید رضا، ص ۱۴۱، نشر مشعر، چاپ دوم، تهران ، ۱۳۸۵ ش.
  19. ختنه گاه
  20. آنچه نقل شد نظر امام خمینی (ره) بود اما بعضی از مراجع دیگر می‌فرمایند:
    مکارم: اگر لواط کننده نابالغ باشد حرام نمی‌شود، صافی، تبریزی: بنا بر احتیاط بر لواط کننده در صورتی که بالغ بوده حرام است. فاضل: اگر شخص بالغی با پسر نابالغی لواط کند، با احراز تحقّق دخول؛ مادر، خواهر و دختر پسر بر او حرام می‌شود ولی اگر فاعل نابالغ باشد یا شک کند که بالغ بوده بر او حرام نمی‌شود و چنانچه هر دو بالغ باشند، بنا بر احتیاط بر او حرام می‌شود.
  21. موسوی خمینی، سید روح اللّٰه، تحریر الوسیله، ترجمه، اسلامی، علی، ، ج ۳، م ۲۴، ص ۵۰۳،دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، سال ۱۴۲۵ هـ ق.
  22. تحریر الوسیله، ج ۲، ص ۲۸۱، م ۲۴٫
  23. موسوی خمینی، سید روح اللّٰه، توضیح المسائل ( محشّی)، محقق و مصحح، بنی هاشمی خمینی، سید محمد حسین، دفتر انتشارات اسلامی، ج ۲، ص۴۷۳، م۱۴۰۶، قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق؛ موسوی خمینی، سید روح اللّٰه، تحریر الوسیله، مترجم، اسلامی، علی، ه، ج ۳، م ۲۴، ص ۵۰۳، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۲۵ هـ ق.
  24. ایقاب و عدم ایقاب.
  25. بهجت، محمد تقی، جامع المسائل، ج ۵، ص ۳۵۰، ناشر، دفتر معظم‌له، چاپ، دوم، قم، ۱۴۲۶ هـ‍ ق(اقتباس)
  26. مرحوم امام، مکارم شیرازی، صافی، تبریزی .
  27. سیستانی: عرق جنب از حرام پاک است و نماز با آن صحیح است.
  28. امام خمینی، توضیح المسائل ( محشّی)، محقق و مصحح، بنی هاشمی خمینی، سید محمد حسین، دفتر انتشارات اسلامی، ج ۱، ص ۸۳، م۱۱۶، قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.
  29. موحدی لنکرانی، محمد فاضل ،جامع المسائل‌ج۲،ص۴۳۷، انتشارات امیر قلم، چاپ، یازدهم، قم.
  30. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ترجمه، غفاری، علی اکبر، بلاغی،محمد جواد و صدر، ج‌۵، ص ۳۷۵ نشر صدوق: چاپ اول،تهران، ۱۴۰۹ هـ ق.
  31. محمدی خراسانی، علی ،شرح تبصره المتعلمین، ج‌۲، ص ۴۰۶٫(کتابنامه تکمیل شود)
  32. طباطبایی بروجری، حسین، منابع فقه شیعه، ترجمه، حسینیان قمی، مهدی، صبوری، محمد حسین ، ج‌۳۰، ص۷۵۹، انتشارات فرهنگ سبز چاپ اول، تهران، ۱۴۲۹ هـ ق.
  33. موسوی خمینی، سید روح اللّٰه، تحریر الوسیله، مترجم، اسلامی، علی، ج ۴ ص ۱۹۸ ،دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، سال ۱۴۲۵ هـ ق.احوط آن است که نفی بلد در مرتبهٔ دوم باشد.
  34. همان. بعید نیست که حد نفی بلد به نظر حاکم باشد.
  35. محمدی خراسانی، علی، شرح تبصره المتعلمین، ج‌۲، ص ۴۰۸٫
  36. موسوی خمینی، سید روح اللّٰه، تحریر الوسیله، مترجم، اسلامی، علی، ج ۴ ص ۲۰۲ ،دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، سال ۱۴۲۵ هـ ق(قوادی، با دو مرتبه اقرار- و بعضی گفته‌اند با یک مرتبه- ثابت می‌شود).
  37. محمدی خراسانی، علی، شرح تبصره المتعلمین، ج‌۲، ص ۴۰۸٫(کتابنامه تکمیل شود)
  38. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن ، ج ۵، ص ۱۱۶، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۴ش؛ زحیلی، وهبه بن مصطفی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعه و المنهج ، ج ۴، ص ۳۲۰، دار الفکر المعاصر، بیروت، دمشق ، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق.
  39. الجامع لأحکام القرآن ، ج ۵، ص ۱۱۶٫
  40. خوانساری ، آقا جمال، دفاع از تشیع، بحث‌های کلامی شیخ مفید (ره)، ص، ۳۱۴، انتشارات مؤمنین، چاپ اول، قم ، ۱۳۷۷ ش ؛ علامه حلی ، نهج الحق و کشف الصدق، ترجمه، کهنسال، علی رضا ، ص ۵۶۸، عاشورا، چاپ اول، مشهد، ۱۳۷۹ ش .
  41. محمدی خراسانی، علی ، شرح تبصره المتعلمین، ج‌۲، ص،۴۱۲ -۴۰۹(کتابنامه تکمیل شود.)
  42. محمدی خراسانی، علی ، شرح تبصره المتعلمین، ج‌۲، ص ۴۰۹(کتابنامه تکمیل شود)
  43. یزدی، سید مصطفی، محقق داماد، قواعد فقه، مرکز نشر علوم اسلامی، ج۳، ص۱۴۳، چاپ دوازدهم، تهران، ۱۴۰۶ هـ ق.
  44. شعراء، ۱۶۵- ۱۶۶
  45. اعراف، ۸۰- ۸۱
  46. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۶، ص ۲۴۲، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.
  47. عنکبوت، ۲۸- ۲۹
  48. نمل، ۵۴ - ۵۵ - ۵۶
  49. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص ۵۰۳- ۵۰۶، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش،
  50. رضایی، محمد علی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن ، ص ۳۸۶، ناشر، کتاب مبین ، چاپ، رشت، چاپ اول ، ۱۳۸۱ ش .
  51. هود، ۸۲٫
  52. امام خمینی، توضیح المسائل ( محشّی)، محقق و مصحح، بنی هاشمی خمینی، سید محمد حسین، دفتر انتشارات اسلامی،ج ۲، ص ۸۱۸، قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.
  53. برگرفته از نمایه: منظور از لواط، سؤال ۲۸۲۹
  54. فیض کاشانی، محمد محسن ابن شاه مرتضی، رسائل فیض کاشانی، محقق/ مصحح، جعفری، بهراد، ج-۲رساله-۹، ص ۵۰، ناشر، مدرسه عالی شهید مطهری، چاپ اول، تهران، ۱۴۲۹ه‍ ق: آثار وضعی لواط، سؤال۱۶۴۷ (سایت: ۱۶۵۷).
  55. امام خمینی، توضیح المسائل ( محشّی)، محقق و مصحح، بنی هاشمی خمینی، سید محمد حسین، دفتر انتشارات اسلامی،ج ۲، ص ۸۱۸، قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.
  56. زمر ،۵۳: قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ.
  57. اقتباس از سؤال ۷۹۸ (سایت: ۸۶۰)، راه‌های پاک شدن از گناه.
  58. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۹، ص ۱۹۷، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.
  59. احمدی، احمد، روان شناسی نوجوانان و جوانان، ص ۴٫(کتابنامه تکمیل شود)
  60. امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، محقق و مصحح، بنی هاشمی خمینی، سید محمد حسین، دفتر انتشارات اسلامی،ج ۲، ص ۸۱۸، قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.
  61. حرّ عاملی، محمد بن حسن بن علی ، وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۵۷، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  62. همان، ج ۱۴، ص ۲۴۹٫
  63. همان، ج۵، ص ۵۵۲٫
  64. با استفاده از نشریهٔ الکترونیکی پرسمان.
منبع: دایره المعارف اسلام پدیا - تاریخ برداشت: 17-11-94
بازگشت به لواط