فرهنگ مصادیق:فیش های اعتماد به خدا

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از فیش های اعتماد به خدا)
پرش به: ناوبری، جستجو
فیش‌های اعتماد به خدا

محتویات

اعتماد به خدا۱۳۹۴

یکی از اصول امام(ره) عبارت از: اعتماد به وعده ی الهی و بی اعتمادی به قدرتهای مستکبر
یکی از اصول امام اتّکال به کمک الهی، اعتماد به صدق وعده ی الهی، و نقطه ی مقابل، بی اعتمادی به قدرتهای مستکبر و زورگوی جهانی است؛ این یکی از اجزاء مکتب امام است. اتّکال به قدرت الهی؛ خدای متعال وعده داده است به مؤمنین؛ و کسانی که این وعده را باور ندارند در کلام خودِ خداوند لعن شده‌اند: وَ لَعنَهُمُ اللَّه،(۱) وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ،(۲) آن کسانی که «الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا».(۳) اعتقاد به وعده ی الهی، به صدق وعده ی الهی - که فرموده است «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ»(۴) - یکی از ارکان تفکّر امام بزرگوار ما است؛ باید به این وعده اعتماد و اتّکال کرد. نقطه ی مقابل، به دل خوش کُنَک‌های دشمنان، مستکبران، قدرتهای جهانی، مطلقاً نباید اعتماد کرد؛ این هم در عمل امام، در رفتار امام، در بیانات امام به طور کامل مشهود است. این اتّکال به قدرت پروردگار و اعتماد به او، موجب می‌شد که امام بزرگوار در مواضع انقلابی خود صریح باشد. امام با صراحت صحبت می‌کرد؛ آنچه را مورد اعتقاد او بود صریح بیان می‌کرد، چون اتّکاء به خدا داشت، نه اینکه نمی‌دانست قدرتها بدشان می‌آید، نه اینکه نمی‌دانست آنها عصبانی می‌شوند، می‌دانست امّا به قدرت الهی، به کمک الهی، به نصرت الهی باور داشت. در برابر حوادث، دچار رودربایستی نشد؛ به یکی از نامه‌ها - امام شاید به دو نامه از نامه‌های سران مستکبر دنیا یا وابستگان به مستکبر، - که به او نوشته بودند جواب داد، امام به آن نامه، با صراحت تمام، مطلب را جواب داد که همان وقت در صداوسیمای جمهوری اسلامی پخش شد. البتّه امام مؤدّبانه حرف می‌زد امّا مواضع قاطع و روشن خود را در آن نامه‌ها بیان کرد و این توکّل خود را امام مثل خونی در شریان ملّت جاری کرد؛ ملّت هم اهل توکّل به خدای متعال شد، به نصرت الهی معتقد شد، و در این راه وارد شد. اینکه امام به مستکبرین هیچ اعتمادی و هیچ اعتقادی نداشت، موجب می‌شد که به وعده‌های آنها اعتنائی نکند. رئیس جمهور آمریکا - ریگان، که رئیس جمهور مقتدری هم بود - به امام نامه نوشت و پیغام فرستاد و آدم فرستاد، امام به او اعتنائی نکرد، پاسخی به او نداد و اعتنائی نکرد و وعده‌ای را که او داده بود، امام به هیچ گرفت.
در یک مورد دیگر، یک وعده‌ای در مورد پایان جنگ تحمیلی، یکی از دولتهای وابسته ی به آمریکا داده بود، بحث صدها میلیارد یا هزار میلیارد در میان بود، امام اعتنائی به آن نکردند، اعتماد نکردند. ما حالا در قضایای گوناگون جاری خودمان داریم همین معنا را لمس می‌کنیم، می‌بینیم که چطور نمی‌شود به وعده ی مستکبرین اعتماد کرد، به حرفهایی که در جلسه ی خصوصی می‌زنند نمیشود اعتماد کرد، این را داریم لمس می‌کنیم. امام آن را جزوِ خطوط اصلیِ کار خود قرار داد، اعتماد به خدا، بی اعتمادی به مستکبران. این البتّه به معنای قطع رابطه ی با دنیا نبود، [چون ] سران کشورها به مناسبتهای مختلف برای امام پیام تبریک می‌فرستادند، امام هم به پیام تبریک آنها جواب می‌داد. ارتباط این جوری، در حدّ معمول، مؤدّبانه و محترمانه وجود داشت امّا هیچ گونه اعتمادی به مستکبرین و قلدران و تبعه و دنباله روان آنها وجود نداشت.۱۳۹۴/۰۳/۱۴
بیانات در مراسم بیست و ششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه الله
اصول امام خمینی، اعتماد به خدا، سوء ظن به خداوند، اتکا به خدا، اعتماد به امریکا، استکبار، ایستادگی مقابل استکبار
قرآن
۱ ) سوره مبارکه التوبه آیه ۶۸
وَعَدَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُقِيمٌ
ترجمه:
خداوند به مردان و زنان منافق و کفّار، وعده آتش دوزخ داده؛ جاودانه در آن خواهند ماند -همان برای آنها کافی است!- و خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته؛ و عذاب همیشگی برای آنهاست!
۲ ) سوره مبارکه المجادله آیه ۱۴
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُمْ مِنْكُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ
ترجمه:
آیا ندیدی کسانی را که طرح دوستی با گروهی که مورد غضب خدا بودند ریختند؟! آنها نه از شما هستند و نه از آنان! سوگند دروغ یاد می‌کنند (که از شما هستند) در حالی که خودشان می‌دانند (دروغ نمی‌گویند)!
۳ ) سوره مبارکه الفتح آیه ۶
وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا
ترجمه:
و (نیز) مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد می‌برند مجازات کند؛ (آری) حوادث ناگواری (که برای مؤمنان انتظار می‌کشند) تنها بر خودشان نازل می‌شود! خداوند بر آنان غضب کرده و از رحمت خود دورشان ساخته و جهنم را برای آنان آماده کرده؛ و چه بد سرانجامی است!
۴ ) سوره مبارکه محمد آیه ۷
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ
ترجمه:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند و گامهایتان را استوار می‌دارد.

نصرت الهی، اعتماد به خدا، دشمن شناسی۱۳۹۳

محاسبات جمهوری اسلامی از روز اوّل براساس منطق عقلانی بوده است؛ براساس یک قوّه ی عاقله‌ای بوده است. عناصری که این محاسبات را شکل می‌داده اینها است: اوّل، اعتماد به خدا و سنن آفرینش؛ دوّم، بی اعتمادی به دشمن و شناخت او. از جمله ی موارد اعتماد به خدا و سنن آفرینش، اعتماد به مردم است؛ اعتماد به ایمانها است؛ اعتماد به محبّتها است؛ اعتماد به انگیزه‌های صادقانه است؛ اعتماد به صدق مردم است - که امام بزرگوار ما مظهر این اعتماد بود - اعتقاد به خودباوری و اینکه «ما می‌توانیم»؛ تکیه ی به عمل و پرهیز از بیکارگی؛ اعتماد به نصرت الهی؛ تکیه ی به تکلیف و مجاهدت در راه تکلیف؛ اینها آن چیزهایی است که از روز اوّل تا امروز مجموعه ی عناصر قوّه ی عقلانی نظام اسلامی را - که پایه و زیربنای حرکت او بود - شکل داده است.۱۳۹۳/۰۴/۱۶ بیانات در دیدار مسئولان نظام

اعتماد به خدا، شعار «ما می‌توانیم»۱۳۹۳

از جمله ی موارد اعتماد به خدا و سنن آفرینش، اعتماد به مردم است؛ اعتماد به ایمانها است؛ اعتماد به محبّتها است؛ اعتماد به انگیزه‌های صادقانه است؛ اعتماد به صدق مردم است - که امام بزرگوار ما مظهر این اعتماد بود - اعتقاد به خودباوری و اینکه «ما می‌توانیم».۱۳۹۳/۰۴/۱۶
بیانات در دیدار مسئولان نظام

اقتدار درون زا، اعتماد به خدا۱۳۹۲

امروز مقابله ی با دشمنی‌های دشمن و رفع همه ی این گرفتاری‌ها، با ایستادگی ملّت، با تکیه بر توانایی‌های درونی کشور، با اعتماد به خدایی که دلها را این جور آماده کرده است و به این جهت هدایت کرده است، ممکن است.۱۳۹۲/۱۰/۱۹
بیانات در دیدار مردم قم

اعتماد به وعده‌های الهی؛ لازمه سلامت اعتقادی مسئولان۱۳۹۲

اوّلین شاخص[دولت اسلامی]، شاخص اعتقادی و اخلاقی است - بخصوص در مسئولان رده‌های بالا - سلامت اعتقادی، سلامت اخلاقی، سلامت عملکردی که از اعتقاد درست و نگاه درست به حقایق جامعه ناشی می‌شود. این شاخص اوّل است. (...)
یکی از چیزهایی که من بر روی آن تکیه می‌کنم در این زمینه ی اعتقاد و نگاه قلبی و گرایش قلبی، مسئله ی اعتماد به خدای متعال است، اعتماد به وعده‌های الهی است؛ این از جمله ی مطالبی است که بنده اصرار دارم ما روی این کوتاهی نکنیم. وقتی خدای متعال صریحاً به ما وعده می‌دهد که «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ»،(۱) «لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ»،(۲) وقتی اینجور خدای متعال با صراحت، با تأکید به ما وعده می‌دهد که اگر شما از دین او حمایت کردید، از راه خدا پیروی کردید و آن را نصرت کردید، خدا شما را نصرت خواهد داد، ما باید به این وعده اعتماد داشته باشیم، باید همین جور عمل بکنیم. حالا این برای کسی که تجربه نکرده، ممکن است از ذهن دور باشد و مورد استبعاد باشد، امّا من و شما که تجربه کردیم، ما که دیدیم چطور یک امرِ نشدنی شد؛ نشدنی تر از این وجود نداشت که انسان خیال کند با دست خالی، با حضور در خیابانها می‌شود یک رژیم مستبدِّ مستکبرِ متّکی به همه ی قدرتهای جهانی را سرنگون کرد و به جای او یک نظام اسلامی آورد؛ آن هم نه یک نظامی منطبق بر معیارها و استانداردهای غربی؛ نظامی اسلامی، نظام فقاهتی. چه کسی باور می‌کرد چنین چیزی عملی بشود؟ امّا شد؛ همین چیزِ نشدنی اتّفاق افتاد.
قضیّه ی شورشهای اوّل انقلاب، قبل از شروع دفاع مقدّس، یک مسئله ی دیگر است؛ شورشهایی که از خارج هم حمایت می‌شد - یادتان است دیگر - در شرق کشور، در غرب کشور، در شمال کشور، در جنوب کشور؛ کجا بود که این شورشهای قومی و طائفی و امثال اینها وجود نداشته باشد؟ کدام کشور و کدام دولت تازه پا که نه یک ارتشی دارد، نه یک نیروی مسلّحی دارد، نه نیروی امنیّتی درست وحسابی ای دارد، می‌تواند با یک چنین چیزی در بیفتد و بر آن فائق بیاید؟ جمهوری اسلامی فائق آمد.
جنگ تحمیلی و قضیّه ی دفاع مقدّس، نمونه ی دیگر است؛ خب اینها حرفهای هزار بار یا هزاران بار گفته شده است؛ لکن باید به یاد بیاوریم اینها را. جنگ تحمیلی، فقط جنگ یک دولت همسایه با ما نبود؛ یک جنگ بین المللی علیه ما بود با همه ی ابزارها. همه ی تلاششان را کردند، نتوانستند بعد از هشت سال یک وجب از خاک کشور را تصرّف بکنند؛ این چیز کمی است؟ و همین طور مسائل گوناگون دیگر. خب، اینها وعده‌هایی است که محقق شد. «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ» را دیگران اگر در قرآن فقط خوانده‌اند، ما در زندگی آن را تجربه کرده‌ایم. بنابراین باید اعتماد به خدا داشته باشید، برای خدا کار کنید آقایان، هدفتان را هدف خدایی قرار بدهید، مطمئن باشید خدای متعال راه باز می‌کند.۱۳۹۲/۰۶/۰۶
بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت
اعتماد به خدا، نصرت الهی، وعده‌های الهی
قرآن
۱ ) سوره مبارکه محمد آیه ۷
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ
ترجمه:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند و گامهایتان را استوار می‌دارد.
۲ ) سوره مبارکه الحج آیه ۴۰
الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ترجمه:
همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه می‌گفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست!» و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‌ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می‌شود، ویران می‌گردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری می‌کند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است.

اعتماد به خدا، نصرت الهی، وعده‌های الهی۱۳۹۲

یکی از چیزهایی که من بر روی آن تکیه می‌کنم در این زمینه ی اعتقاد و نگاه قلبی و گرایش قلبی، مسئله ی اعتماد به خدای متعال است، اعتماد به وعده‌های الهی است؛ این از جمله ی مطالبی است که بنده اصرار دارم ما روی این کوتاهی نکنیم. وقتی خدای متعال صریحاً به ما وعده می‌دهد که «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ»، «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ»، وقتی اینجور خدای متعال با صراحت، با تأکید به ما وعده می‌دهد که اگر شما از دین او حمایت کردید، از راه خدا پیروی کردید و آن را نصرت کردید، خدا شما را نصرت خواهد داد، ما باید به این وعده اعتماد داشته باشیم، باید همین جور عمل بکنیم. حالا این برای کسی که تجربه نکرده، ممکن است از ذهن دور باشد و مورد استبعاد باشد، امّا من و شما که تجربه کردیم، ما که دیدیم چطور یک امرِ نشدنی شد؛ نشدنی تر از این وجود نداشت که انسان خیال کند با دست خالی، با حضور در خیابانها می‌شود یک رژیم مستبدِّ مستکبرِ متّکی به همه ی قدرتهای جهانی را سرنگون کرد و به جای او یک نظام اسلامی آورد؛ آن هم نه یک نظامی منطبق بر معیارها و استانداردهای غربی؛ نظامی اسلامی، نظام فقاهتی. چه کسی باور می‌کرد چنین چیزی عملی بشود؟ امّا شد؛ همین چیزِ نشدنی اتّفاق افتاد.
قضیّه ی شورشهای اوّل انقلاب، قبل از شروع دفاع مقدّس، یک مسئله ی دیگر است؛ شورشهایی که از خارج هم حمایت می‌شد - یادتان است دیگر - در شرق کشور، در غرب کشور، در شمال کشور، در جنوب کشور؛ کجا بود که این شورشهای قومی و طائفی و امثال اینها وجود نداشته باشد؟ کدام کشور و کدام دولت تازه پا که نه یک ارتشی دارد، نه یک نیروی مسلّحی دارد، نه نیروی امنیّتی درست وحسابی ای دارد، می‌تواند با یک چنین چیزی در بیفتد و بر آن فائق بیاید؟ جمهوری اسلامی فائق آمد.
جنگ تحمیلی و قضیّه ی دفاع مقدّس، نمونه ی دیگر است؛ خب اینها حرفهای هزار بار یا هزاران بار گفته شده است؛ لکن باید به یاد بیاوریم اینها را. جنگ تحمیلی، فقط جنگ یک دولت همسایه با ما نبود؛ یک جنگ بین المللی علیه ما بود با همه ی ابزارها. همه ی تلاششان را کردند، نتوانستند بعد از هشت سال یک وجب از خاک کشور را تصرّف بکنند؛ این چیز کمی است؟ و همین طور مسائل گوناگون دیگر. خب، اینها وعده‌هایی است که محقق شد. «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ» را دیگران اگر در قرآن فقط خوانده‌اند، ما در زندگی آن را تجربه کرده‌ایم. بنابراین باید اعتماد به خدا داشته باشید، برای خدا کار کنید آقایان، هدفتان را هدف خدایی قرار بدهید، مطمئن باشید خدای متعال راه باز می‌کند. همین معادله ی چند مجهولی که آقای دکتر روحانی بیان کردند - که آدم وقتی نگاه می‌کند از همه طرف، تعارض و تناقض دارد - این را گاهی اوقات می‌بینید خدای متعال با یک حرکت کوچک حل کرد. اتّفاق افتاده؛ یک جسمی را روی جسم دیگری می‌خواهید سوار کنید، ده جا مانع وجود دارد، بلد نیست آدم؛ یک آدم ماهر می‌آید، یک تکان مختصر می‌دهد، جا می‌افتد. یعنی همه ی این مسائل را می‌توان فرض کرد که با یک نگاه درست عالمانه ی بخردانه‌ای - که البتّه متّکی باشد به توسّل به پروردگار و عنایت الهی و امید و اعتماد به خدای متعال - پیش برد و حل کرد و من اعتقادم این است. به هر حال این یکی از شاخصها است: اعتماد [به خدا] و انس با معنویّات.۱۳۹۲/۰۶/۰۶
بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت

رحمت الهی با خواستن بدست می‌آید/۱۳۹۲

صحیفه سجادیه دعای ۴۶
بنده لازم می‌دانم به مناسبت همین عظمتی که این ایام دارد، و ارزشی که ذکر و یاد الهی دارد، به مسئولین محترم کشور، مجموعه ی تازه نفسی که مسئولیتهای کشور را برعهده گرفتند و ان شاءالله در این کار با قدم ثابت، با اراده و عزم راسخ به پیش خواهند رفت، این توصیه را بکنم که در طول این راه دشوار، از همین سلاح ذکر و توجه و توسل به خداوند متعال و اعتماد به خدا استفاده کنند. «یا من لا یجبه بالرّدّ اهل الدّالّه علیه»(۱) - دعائی که وارد شده است برای روز عید فطر، در صحیفه ی مبارکه ی سجادیه - حتّی کسانی که در مخاطبه ی با پروردگار عالم، با گستاخی حرف می‌زنند، خدای متعال رحمت خود را شامل آنها هم می‌کند. رحمت واسعه ی الهی در دسترس کسانی است که آن را بخواهند و بطلبند. مهم این است که هدایت الهی را بخواهیم، رحمت الهی را بخواهیم، آن را بطلبیم؛ آن وقت به دست خواهد آمد.
همه ی مسئولین کشور - بخصوص مسئولین سطوح بالای کشور - به خداوند متعال توجه کنند، توسل کنند. کارهای سنگین، وظائف مهم، حقوق عمومی مردم، مسئولیتهائی است بر دوش آنها؛ این مسئولیتها را با کمک پروردگار می‌شود بخوبی انجام داد.۱۳۹۲/۰۵/۱۸
بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی
امید به رحمت خداوند، اعتماد به خدا، ذکر خدا
حدیث
۱ )صحیفه سجادیه: دعای ۴۶
وَ یَا مَنْ لَا یَجْبَهُ بِالرَّدِّ أَهْلَ الدَّالَّهِ عَلَیْهِ.
ترجمه:
دعای امام سجاد(علیه السلام) پس از نماز روز عید فطر: ای خداوندی که دست رد بر سینه بندگان پرتوقع خود نمی‌زنی.

اعتماد به خدا۱۳۹۲

بنده لازم می‌دانم به مناسبت همین عظمتی که این ایام دارد، و ارزشی که ذکر و یاد الهی دارد، به مسئولین محترم کشور، مجموعه ی تازه نفسی که مسئولیتهای کشور را برعهده گرفتند و ان شاءالله در این کار با قدم ثابت، با اراده و عزم راسخ به پیش خواهند رفت، این توصیه را بکنم که در طول این راه دشوار، از همین سلاح ذکر و توجه و توسل به خداوند متعال و اعتماد به خدا استفاده کنند. «یا من لا یجبه بالرّدّ اهل الدّالّه علیه»- دعائی که وارد شده است برای روز عید فطر، در صحیفه ی مبارکه ی سجادیه - حتّی کسانی که در مخاطبه ی با پروردگار عالم، با گستاخی حرف می‌زنند، خدای متعال رحمت خود را شامل آنها هم می‌کند. رحمت واسعه ی الهی در دسترس کسانی است که آن را بخواهند و بطلبند. مهم این است که هدایت الهی را بخواهیم، رحمت الهی را بخواهیم، آن را بطلبیم؛ آن وقت به دست خواهد آمد.۱۳۹۲/۰۵/۱۸
بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی

حقوق بشر، اقتدار ملی، اعتماد به خدا، دموکراسی غربی۱۳۹۲

ملتی که زیر فرمان آنها نباشد، بر طبق میل آنها عمل نکند، بر طبق سلیقه ی آنها در ممشای خود عمل نکند، مغضوب آنها است. حکومتها و دولتها هم اگر در مقابل آنها مطیع و سربه راه بودند، برایشان مقبولند؛ نه دموکراسی برای آنها اهمیت دارد، نه حقوق بشر اهمیت دارد، نه هسته‌ای اهمیت دارد. مسئله این است که جمهوری اسلامی روی پای خود ایستاده است، با اتکاء به قدرت خود ایستاده است، با اعتماد به خدای متعال ایستاده است، و در جهات مختلف دارد پیشرفت می‌کند؛ این را اینها نمی‌پسندند، و نپسندند.۱۳۹۲/۰۴/۰۵
بیانات در دیدار مسئولان و کارکنان قوه ی قضائیه

۱۳۹۲

وجود اعتماد به خدا و یقین به وعده الهی در امام خمینی(ره)
سه باور در امام بزرگوار ما وجود داشت، که همین سه باور به او قاطعیت می‌داد، شجاعت می‌داد و استقامت می‌داد: باور به خدا، باور به مردم، و باور به خود. این سه باور، در وجود امام، در تصمیم امام، در همه ی حرکتهای امام، خود را به معنای واقعی کلمه نشان داد.
در باور به خدا، امام مصداق این آیه ی شریفه بود: «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ».(۱) «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ» را امام با همه ی وجود ادا می‌کرد و از بن دندان به آن معتقد بود. امام به خدای متعال اعتماد داشت، به وعده ی الهی یقین داشت، برای خدا حرکت کرد و کار کرد و حرف زد و اقدام کرد و می‌دانست که «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ»(۲) وعده ی الهی است و حتمی و تخلف ناپذیر است.۱۳۹۲/۰۳/۱۴
بیانات در مراسم بیست و چهارمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی
اعتماد به خدا، اطمینان به وعده الهی
قرآن
۱ ) سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۷۳
الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ
ترجمه:
اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [= لشکر دشمن] برای (حمله به) شما اجتماع کرده‌اند؛ از آنها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.»
۲ ) سوره مبارکه محمد آیه ۷
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ
ترجمه:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند و گامهایتان را استوار می‌دارد.

اعتماد به خدا۱۳۹۲

سه باور در امام بزرگوار ما وجود داشت، که همین سه باور به او قاطعیت می‌داد، شجاعت می‌داد و استقامت می‌داد: باور به خدا، باور به مردم، و باور به خود. این سه باور، در وجود امام، در تصمیم امام، در همه ی حرکتهای امام، خود را به معنای واقعی کلمه نشان داد.
در باور به خدا، امام مصداق این آیه ی شریفه بود: «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ». «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ» را امام با همه ی وجود ادا می‌کرد و از بن دندان به آن معتقد بود. امام به خدای متعال اعتماد داشت، به وعده ی الهی یقین داشت، برای خدا حرکت کرد و کار کرد و حرف زد و اقدام کرد و می‌دانست که «ان تنصروا الله ینصرکم» وعده ی الهی است و حتمی و تخلف ناپذیر است.۱۳۹۲/۰۳/۱۴
بیانات در مراسم بیست و چهارمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی
اعتماد به خدا

اعتماد به خدا۱۳۹۲

تاریخ انقلاب را بدانید. این انقلاب مثل خیلی از حرفهای دیگری که در دنیا معمول است، صِرف ادعا نیست؛ یک دامنه ی وسیعی از تجربه و عمل در مقابل آن است. این انقلاب آزموده است، تجربه شده است. این حرفها، حرفهائی است که در میدان عمل، صدق خود را ثابت کرده است. اگر امام عزیز ما به ما یاد می‌داد که به خدا توکل کنیم، اعتماد کنیم، حسن ظن داشته باشیم، تلاش کنیم، و می‌گفت اگر این کار را بکنید، پیروز خواهید شد، این اتفاق افتاد؛ همچنان که در صدر اسلام اتفاق افتاد؛ که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاه و السّلام) در نهج البلاغه فرمود: «فلمّا رأی اللّه صدقنا انزل بعدوّنا الکبت و انزل علینا النّصر». این ملت صدق خود را نشان داد، راستگوئی خود را نشان داد؛ وارد میدان شد و در میدان عمل، این فکر و این اندیشه و این مبانی نظری تجربه شد.۱۳۹۲/۰۳/۰۶
بیانات در دانشگاه امام حسین علیه السلام

اعتماد به خدا۱۳۹۱

اعتماد به خدا، انس با خدا، رابطه با خدا، توکل به خدا، سلاح هسته‌ای
وقتی دل شما نخبگان با خدا بود، دانش شما دیگر در خدمت بمب اتم یا سلاح سمّی یا شیوه‌های اقتصادیِ نابود کنندهی ثروت ملتها به کار نمی‌رود.۱۳۹۱/۰۷/۱۲
بیانات در دیدار شرکت کنندگان در ششمین همایش ملی نخبگان جوان

۱۳۹۰

اطمینان به وعده‌های الهی از درس‌های پیغمبر(صلی الله علیه وآله)
امروز ما مسلمانها بر روی شخصیت پیغمبر اکرم اگر تمرکز کنیم، دقت کنیم، بخواهیم درس بگیریم، برای دین و دنیای ما کافی است. برای بازگشت عزت ما نگاه کردن به این وجود و یاد گرفتن از او و درس گرفتن از او کافی است.
امت اسلامی امروز به پیشرفت علمی نیاز دارد، به ثقه و اطمینان به خدای متعال نیاز دارد، به روابط سالم و اخلاق حسنه در میان خودمان احتیاج داریم، باید با هم برادرانه رفتار کنیم، باید با هم با گذشت رفتار کنیم، باید نسبت به یکدیگر حلم داشته باشیم، باید با اغماض برخورد کنیم. مظهر همه ی این خصوصیات پیغمبر اکرم است. علم او، حلم او، اغماض او، رحمت او و تودّد او با ضعفا، عدالت او نسبت به همه ی آحاد جامعه، مظهر اینها پیغمبر است. درس بگیریم از پیغمبر؛ به اینها احتیاج داریم ما. امروز ما احتیاج داریم به اطمینان به خدای متعال، وثوق به خدا، اطمینان به وعده‌های الهی. خدای متعال به ما وعده کرده است؛ فرموده است اگر مجاهدت کنید، اگر تلاش کنید، خدای متعال شما را به مقصود می‌رساند(۱) و شما در سایه ی ایستادگی، به اهداف خود دست پیدا می‌کنید. در مقابل شهوات دنیائی احساس ضعف و زبونی نکنیم؛ در مقابل مال، در مقابل مقام، در مقابل وسوسه‌های گوناگون نفسانی احساس ضعف نکنیم؛ ایستادگی کنیم. اینهاست آن چیزی که بشریت را به اوج کمال می‌رساند، یک ملت را عزت می‌بخشد، یک جامعه را به خوشبختی و سعادت واقعی می‌رساند. به اینها ما احتیاج داریم؛ مظهر همه ی اینها پیغمبر ماست.۱۳۹۰/۱۱/۲۱
بیانات در دیدار دیدار مسئولان نظام و میهمانان خارجی شرکت کننده در بیست و پنجمین کنفرانس وحدت اسلامی
امت بزرگ اسلامی، وعده‌های الهی، اعتماد به خدا، حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلم)
قرآن
۱ ) سوره مبارکه العنکبوت آیه ۶۹
وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ
ترجمه:
و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت) جهاد کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است.

وعده‌های الهی، اعتماد به خدا۱۳۹۰

امت اسلامی امروز به پیشرفت علمی نیاز دارد، به ثقه و اطمینان به خدای متعال نیاز دارد، به روابط سالم و اخلاق حسنه در میان خودمان احتیاج داریم، باید با هم برادرانه رفتار کنیم، باید با هم با گذشت رفتار کنیم، باید نسبت به یکدیگر حلم داشته باشیم، باید با اغماض برخورد کنیم. مظهر همه ی این خصوصیات پیغمبر اکرم است. علم او، حلم او، اغماض او، رحمت او و تودّد او با ضعفا، عدالت او نسبت به همه ی آحاد جامعه، مظهر اینها پیغمبر است. درس بگیریم از پیغمبر؛ به اینها احتیاج داریم ما. امروز ما احتیاج داریم به اطمینان به خدای متعال، وثوق به خدا، اطمینان به وعده‌های الهی. خدای متعال به ما وعده کرده است؛ فرموده است اگر مجاهدت کنید، اگر تلاش کنید، خدای متعال شما را به مقصود می‌رساند و شما در سایه ی ایستادگی، به اهداف خود دست پیدا می‌کنید. در مقابل شهوات دنیائی احساس ضعف و زبونی نکنیم؛ در مقابل مال، در مقابل مقام، در مقابل وسوسه‌های گوناگون نفسانی احساس ضعف نکنیم؛ ایستادگی کنیم. اینهاست آن چیزی که بشریت را به اوج کمال می‌رساند، یک ملت را عزت می‌بخشد، یک جامعه را به خوشبختی و سعادت واقعی می‌رساند. به اینها ما احتیاج داریم؛ مظهر همه ی اینها پیغمبر ماست.۱۳۹۰/۱۱/۲۱
بیانات در دیدار دیدار مسئولان نظام و میهمانان خارجی شرکت کننده در بیست و پنجمین کنفرانس وحدت اسلامی

اعتماد به خدا۱۳۹۰

امروز - این یک مثالِ پیش پاافتاده و جلوی چشم است - تمام دستگاه‌های رسانه‌ای دنیا سعیشان بر این است که مردم بحرین و حرکت بحرین را در انزوا قرار بدهند. داعی بر این کار چیست؟ چون مسئله، مسئله ی شیعه و سنی است. می‌خواهند اختلاف ایجاد کنند، می‌خواهد تمایز و خطکشی به وجود بیاورند. بین آن مسلمانان و مؤمنینی که به این مذهب یا آن مذهب اسلامی گرایش دارند، تفاوتی وجود ندارد. وجه مشترک همه، اسلام است. وجه مشترک همه، امت اسلامی است؛ وحدت امت اسلامی است. رمز پیروزی و تداوم حرکت، توکل به خدا، حسن ظن به خدا، اعتماد به خدای متعال و حفظ وحدت و پیوستگی است.
عزیزان من! فرزندان من! مواظب باشید دشمن حرکت شما را متوقف نکند. خدای متعال در دو جای قرآن به پیغمبرش می‌فرماید: «فاستقم کما امرت»، «و استقم کما امرت»؛ استقامت کن. استقامت یعنی ایستادگی کردن، ادامه دادن، راه را دنبال کردن، متوقف نشدن؛ این رمز کار است.۱۳۹۰/۱۱/۱۰
بیانات در دیدار شرکت کنندگان در اجلاس جهانی «جوانان و بیداری اسلامی»

اعتماد به خدا۱۳۹۰

رمز پیروزی و تداوم حرکت، توکل به خدا، حسن ظن به خدا، اعتماد به خدای متعال و حفظ وحدت و پیوستگی است.۱۳۹۰/۱۱/۱۰
بیانات در دیدار شرکت کنندگان در اجلاس جهانی «جوانان و بیداری اسلامی»

اعتماد به خدا۱۳۹۰

یکی از جاهائی که مردم می‌توانند حضورشان را نشان بدهند، همین انتخابات است. نه از حالا، از مدتی قبل شروع کرده‌اند؛ که شاید کاری کنند که در این انتخابات، حضور مردم کم شود. می‌شنوید دیگر، می‌بینید؛ حالا در آن مقداری که به گوش مردم می‌رسد، به چشم مردم می‌رسد، در مطبوعات و در رسانه‌های گوناگون، دشمنان ما، از آن صدر گرفته است، که مرکز و قرارگاه فرماندهی جبهه ی کفر و استکبار است، تا این پادوها و ایادی کوچک و پیاده نظامشان که همه جا پخشند - اینجا هم هستند، بیرون هم هستند - همه ی تلاششان این است که کاری کنند که مردم در این انتخابات شرکت نکنند. من با تجربه‌ای که از رفتار این مردم دارم، و با اعتمادی که به لطف خدای متعال دارم، پیش بینی می‌کنم که به لطف الهی، به فضل الهی، به حول و قوه ی الهی، حضور مردم در این انتخابات، یک حضور دشمن شکن خواهد بود و با این انتخابات، خون تازه‌ای به پیکر انقلاب و کشور و نظام جمهوری اسلامی دمیده خواهد شد؛ حرکت تازه‌ای برای او پیش خواهد آمد، نشاط تازه‌ای پیدا خواهد کرد؛ همچنان که همه ی انتخاباتها همین جور است. انتخابات مظهر حضور مردم است؛ مظهر دخالت مردم در سرنوشت خود است.۱۳۹۰/۱۰/۱۹
بیانات در دیدار مردم قم به مناسبت سالروز ۱۹ دی

اعتماد به خدا۱۳۹۰

شما یک نظامی دارید، دولتی دارید، مجموعه ی کشوری دارید که اساساً به نام اسلام ساخته شده، با نام اسلام رشد پیدا کرده، روزبه روز شعارهای اسلامی در آن برجسته تر شده، پیشرفت زیر سایه ی این شعارها انجام گرفته. امروز ما در صنعت هسته‌ای مان، یا در صنعت نانو، یا در این صنایع حساسِ پیشرفته ی مدرن، وقتی با مدیران و سردمداران اینها مواجه می‌شویم، افتخار می‌کنند به این که ما بسیجی هستیم و بسیجی عمل می‌کنیم. نظام جمهوری اسلامی یک چنین نظامی است. بنابراین طبیعی است که شما یک چالش فوق العاده‌ای دارید؛ چالشی فراتر از چالشهای متعارف دیپلماسی که در عرصه ی دیپلماسی معمول است و همه جا هست. این موضع، احتیاج دارد به قوّت قلبی، به عزم راسخی که جز با توکل به خدای متعال و اعتماد به قدرت الهی به دست نمی‌آید.
به خدای متعال باید حسن ظن داشته باشیم. خداوند متعال ملامت می‌کند آن کسانی را که به او حسن ظن ندارند؛ سوءظن به خدا دارند. سوءظن به خدا چیست؟ سوءظن به خدا این است که انسان خیال کند این که فرموده است: «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ»، خلاف واقع است؛ یا این که فرموده است: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا»، وعده ی تخلف پذیری است. آن وقت خدای متعال در سوره ی فتح می‌فرماید: «وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ»؛ خصوصیت مشرکین و مشرکات و منافقین و منافقات این است که به خدا سوءظن دارند. بعد می‌فرماید: «عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا». نباید به خدا سوءظن داشت. خدای متعال گفته است: اگر برای من، برای پیشبرد دین من، برای احیای ارزشهای مورد قبول من حرکت کنید، اقدام کنید، من به شما کمک می‌کنم. این راست است، این وعده ی الهی است.۱۳۹۰/۱۰/۰۷
بیانات در دیدار سفرا و رؤسای نمایندگی‌های سیاسی ایران در خارج از کشور

اعتماد به خدا۱۳۹۰

جوانهای عزیز! در این سی و دو سال، هیچ سالی نبوده است که از سوی استکبار به رهبری آمریکا و صهیونیسم، علیه ایران توطئه‌ای یا توطئه هائی شکل نگیرد؛ به قصد شکست دادن ملت ایران، به قصد شکست دادن انقلاب و نظام جمهوری اسلامی. و به فضل الهی، به حول و قوه ی الهی، به همت مردم عزیز ما، و در هر دوره، به همت پیشروی جوانان عزیز ما، ایران اسلامی در همه ی این توطئه‌ها پیروز شد و آمریکا شکست خورد. بعد از این هم همین جور خواهد بود. تحلیل درست، این است. نگاه درست به آینده، این است. شماها ان شاءالله پنجاه سال، شصت سال، هفتاد سال، پیش روی خودتان عمر دارید. برای این عمر طولانی - که خدای متعال ان شاءالله با برکت و رحمت و فضلِ خود به شما عنایت کند - باید برنامه ریزی کنید. پایه ی برنامه ریزی این است: تصمیم بگیرید، هدف را درست انتخاب کنید و دنبال این هدف، با استقامت حرکت کنید؛ در این صورت هیچ قدرتی در مقابل شما یارای ایستادگی نخواهد داشت. هدفهای شما در زمینه ی علمی، در زمینه ی اقتصادی، در زمینه ی اجتماعی، در زمینه ی اخلاق، در زمینه ی گسترش تفکر اسلامی و بیداری اسلامی در جهان است؛ اینها آرزوهای بزرگ شماست. راه فقط همین است. درست تشخیص بدهید، تصمیم قطعی بگیرید، حرکت کنید، راه بیفتید، به خدای متعال تکیه و اعتماد کنید؛ به نتیجه خواهید رسید. دشمنان شما هر که باشد، هر چه باشد، با هر حجم قدرتی که در دنیا باشد، مجبور به عقب نشینی خواهد شد؛ همچنان که در قضیه ی انقلاب، در قضیه ی ۱۳ آبان، در قضایای جنگ تحمیلی، در قضیه ی محاصره ی اقتصادی و در همه ی توطئه‌های دیگر تا امروز اینجوری بوده.۱۳۹۰/۰۸/۱۱
بیانات در دیدار دانش آموزان و دانشجویان

اعتماد به خدا۱۳۹۰

پایه ی اصلی کار بسیجی، اخلاص است. «گمنام»، از جمله ی تعبیرات امام است: «مکتب شاهدان و شهیدان گمنام». گمنام یعنی دنبال نام و نشان نبودن. گفت: «در کیش ما تجرد عنقا تمام نیست/در قید نام ماند اگر از نشان گذشت». برای خدا کار کردند، که این ناشی است از روحیه ی اعتماد به خدا؛ می‌دانیم که پیش خدای متعال ضایع نمی‌شود. شما در خلوت عبادت می‌کنید، با خدا حرف می‌زنید، کسی هم نمی‌فهمد؛ خاطرتان هم جمع است که خدا دارد می‌بیند، این عبادت را محسوب می‌کند؛ کرام الکاتبین الهی نمی‌گذارند این عبادت شما مثل عملی که انجام نشده، بماند؛ نه، تحقق پیدا کرده، این را یادداشت می‌کنند؛ آن وقت «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ»؛ همین را می‌بینید. عین همین در فعالیتهای اجتماعی است. شما یک حرکتی را انجام می‌دهید برای خدا، یک اقدامی را می‌کنید برای خدا، یک تصمیمی را می‌گیرید برای خدا، هیچ کس هم نمی‌فهمد؛ برای این تصمیم، پیش هیچ کس هم تفاخر نمی‌کنید؛ این را خدای متعال می‌فهمد، می‌داند، می‌نویسد. به خدای متعال اعتماد دارید، به خدای متعال حسن ظن دارید. حالا گیرم دیگران نفهمیدند. مگر دیگران چقدر به ما مزد می‌دهند؟ در مقابل مزد الهی، این مزدهای دنیوی مگر چقدر است؟ بسیجی اینجوری فکر می‌کند؛ لذاست که اخلاص به خرج می‌دهد، مخلصاً للَّه کار را انجام می‌دهد. اخلاص، یکی از خصوصیات است. اگر اخلاص شد، آن وقت خودپرستی‌ها و خودمحوری‌ها و اینها برکنار خواهد شد؛ ثروت اندوزی برای خود، دست دراز کردن به اینجا، به آنجا، دیگر ممنوع خواهد شد. اینها همه اش ناشی از شرک است؛ شرک پنهان. وقتی که اخلاص بود، شرک نبود، اینها دیگر از بین خواهد رفت. روحیه ی بسیجی این است. در مدیریتهای کشور، در نظام عمومی کشور و سازماندهی عمومی کشور، در فعالیتهای گوناگون، در فعالیتهای مرسوم دولتی، در فعالیتهای شخصی، همه جا روحیه ی بسیجی می‌تواند خودش را نشان بدهد.۱۳۹۰/۰۷/۲۲
بیانات در دیدار بسیجیان استان کرمانشاه

اعتماد به خدا۱۳۹۰

مظهر معنویت در امام بزرگوار، در درجه ی اول، اخلاص خود او بود. امام کار را برای خدا انجام داد. از اول، هرچه که احساس می‌کرد تکلیف الهی اوست، آن را انجام می‌داد. از فداکاری در این راه، امام ابا نکرد. از شروع مبارزات در سال ۱۳۴۱، امام اینجور عمل کرد؛ با تکلیف پیش رفت. به مردم و مسئولین هم این درس را بارها گفت و تکرار کرد که آنچه مهم است، تکلیف است. ما تکلیف را انجام می‌دهیم، ترتّب نتیجه بر کار ما دست خداست. بنابراین مظهر مهم معنویت در رفتار امام، اخلاص او بود. برای خاطر تعریف و تمجید این و آن، حرفی نزد، کاری نکرد، اقدامی نکرد. آنچه که برای خدا انجام داد، به وسیله ی خدای متعال به آن برکت داده شد؛ ماندگار شد. خاصیت اخلاص این است. امام همین توصیه را به مسئولین هم تکرار می‌کردند. امام ماها را امر می‌کردند به این که اهل توکل باشیم، اهل اعتماد به خدا باشیم، اهل حسن ظن به پروردگار باشیم، برای خدا کار کنیم. خود او اهل توکل بود، اهل تضرع بود، اهل توسل بود، اهل استمداد از خدا بود، اهل عبادت بود.۱۳۹۰/۰۳/۱۴
بیانات در بیست و دومین سالگرد امام خمینی(ره)

لزوم اعتماد به وعده ی بی تردید نصرت الهی۱۳۸۹

[تجربه‌های انقلاب کبیر اسلامی ایران که امروز می‌تواند به کار قیام ملت مسلمان مصر بیاید اینها است:]
۲. دشمن شما سعی می‌کند شما را از دست یافتن به هدف‌های خود نومید کند. در حالی که وعده ی الهی می‌گوید: «وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»(۱). به وعده ی مؤکد و بی تردید خداوند اعتماد کنید که می‌گوید: «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ»(۲).۱۳۸۹/۱۱/۱۵
اعتماد به خدا
قرآن
۱ ) سوره مبارکه القصص آیه ۵
وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ
ترجمه:
ما می‌خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم!
۲ ) سوره مبارکه الحج آیه ۴۰
الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ترجمه:
همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه می‌گفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست!» و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‌ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می‌شود، ویران می‌گردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری می‌کند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است.

نمونه‌هایی از توکل و اعتماد امام خمینی(ره) به قدرت الهی۱۳۸۹

بسیج یکی از آیات قدرت الهی است که خدای متعال به آن بنده ی صالح، به آن مرد بزرگ، به آن شخصیت کم نظیر یا بی نظیر تاریخ اسلام بعد از ائمه (علیهم السّلام) عطا کرد. فکر پردازش بسیج عمومی، بسیج مستضعفین که امام بزرگوار آن را مطرح کرد و عمل کرد و با همه ی توان پشت سر این فکر ایستاد، این نهال را آبیاری کرد تا تبدیل شد به شجره ی طیبه‌ای که «تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا»، یکی از الطاف الهی نسبت به آن مرد بزرگ و آن بنده ی صالح و آن عبد خاشع پروردگار بود. چشم بابصیرت امام این نشانه‌های قدرت و اعانت الهی را می‌دید. عیب ماها این است که گاهی کمکهای الهی را لمس می‌کنیم، اما آنها را درست نمی‌بینیم؛ تشخیص نمی‌دهیم که این چه کمک بزرگی است که خدا دارد به ما می‌کند؛ اما او می‌دید.
در یک قضیه‌ای که من مکرر این را نقل کردم، ایشان به من فرمود که از اول انقلاب تا امروز - آن روز حدود سال ۱۳۶۵ بود - همه جا دست قدرتی را مشاهده می‌کنیم که دارد ما را کمک می‌کند و جلو می‌برد. او این دست قدرت را می‌دید. نگاه امام به ملت ایران با نگاه دیگران فرق داشت. همان روز اگر می‌خواستیم قضاوت بسیاری از نخبگان علمیِ دینی و غیر دینی و سیاسی و غیره را درباره ی ملت ایران مشاهده کنیم، می‌دیدم قضاوتها قضاوتهای عجیب و غریبی است. بعضی این ملت را باایمان نمی‌دانستند، بعضی دارای صداقت نمی‌دانستند، بعضی به نیرو و به وفای آنها شک می‌کردند - که ما اینها را شنیدیم، از خیلی‌ها شنیدیم - اما امام در سال ۱۳۴۱ در همین شهر قم، آن وقتی که هنوز هیچ خبری از این اجتماعات عظیم نبود، در همین مسجد اعظم گفت اگر ما به مردم فراخوان بدهیم، این صحرای قم را از جمعیت پر می‌کنند؛ لبیک می‌گویند. نگاه او به مردم، یک چنین نگاهی بود؛ مردم را شناخت. آن عنصر باارزشِ اکسیرگونه‌ای که مسها را طلا می‌کند، این را در جان و دل مردم کشف کرد و آن را به کار گرفت. لذا با این موانع بزرگی که در سر راه وجود داشت، انقلاب پیروز شد. هیچ تحلیلگری باور نمی‌کرد که این اتفاق در اینجا بیفتد. او تکیه ی به خدا کرد، توکل به خدا کرد، وارد عمل شد، با دل مردم تماس برقرار کرد و مردم به صحنه آمدند و این حرکت عظیم اتفاق افتاد؛ بعد هم مسئله ی بسیج را مطرح کرد.۱۳۸۹/۰۸/۰۲
بیانات در دیدار بسیجیان استان قم
اعتماد به خدا، اعتماد امام خمینی(ره) به مردم، توکل به خدا، بسیج مستضعفین، شجره طیبه بسیج، معنویت امام خمینی، شخصیت امام خمینی، باورهای امام خمینی، تاریخ نهضت امام خمینی(ره) و قیام ۱۵ خرداد، رهبری امام خمینی، تاریخ رهبری امام خمینی(ره) بعد از انقلاب اسلامی، تاریخ فعالیتها و مسئولیتهای آیت الله خامنه‌ای بعد

اعتماد به خدا۱۳۸۹

درس بزرگ امام عزیز ما به ما و به همه ی ملت این بود که به نیروی خودتان ایمان داشته باشید و به خدای متعال و وعده ی الهی اطمینان داشته باشید.۱۳۸۹/۰۷/۲۷
بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم

اعتماد به خدا۱۳۸۹

توجه به خدای متعال، توسل به پروردگار عالم، تذکر ثواب الهی و اجر الهی برای مخلصان، اعتماد به خدای متعال، نداشتن سوءظن به خدای متعال، به همه ی دست اندرکاران کمک خواهد کرد که بتوانند ان شاءاللَّه این کار بزرگ را انجام دهند.
ایام، مصادف است با ماه مبارک رجب؛ ماه دعا، ماه توسل، ماه تضرع، ماه آماده شدن دلها ان شاءاللَّه برای ورود به ساحت رمضان. اینکه در این ماه این دعاها توصیه شده است، این اعمال توصیه شده است، این استغفار توصیه شده است، بی جهت نیست. دعا همیشه خوب است، هر دعائی را همیشه می‌شود خواند؛ اما این دعا را برای روزهای ماه رجب، یا برای ایام خاصی از ماه رجب به ما توصیه کرده‌اند؛ پیداست خصوصیتی در این ماه هست، خصوصیتی در این ایام هست؛ از این خصوصیات باید استفاده کرد. ان شاءاللَّه به خدای متعال متوسل بود، متضرع بود، کمک خواست، تکیه کرد، اعتماد کرد؛ خداوند متعال هم ان شاءاللَّه کمک خواهد کرد.۱۳۸۹/۰۴/۰۷
بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه ی قضائیه

اعتماد به خدا۱۳۸۹

ملتی که بانشاط باشد، ملتی که باایمان باشد، ملتی که اسلام را از بن دندان قبول داشته باشد، ملتی که خود را باور داشته باشد، به خدای خود اعتماد داشته باشد، هیچ مانعی نمی‌تواند از پیمودن راه کمال در برابر او جلوگیری کند. خوب، اینها خیلی اهمیت دارد. شما نماینده ی یک چنین ملتی هستید.۱۳۸۹/۰۳/۱۸
بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی

اعتماد به خدا۱۳۸۹

ملتی که بانشاط و باایمان باشد، ملتی که اسلام را از بن دندان قبول داشته باشد، ملتی که خود را باور داشته باشد، به خدای خود اعتماد داشته باشد، هیچ مانعی نمی‌تواند از پیمودن راه کمال در برابر او جلوگیری کند.۱۳۸۹/۰۳/۱۸
بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی

اعتماد به خدا۱۳۸۹

یک شاخص دیگر در مشی امام و خط امام که خیلی مهم است، مسئله ی محاسبات معنوی و الهی است. امام در تصمیم گیری‌های خود، در تدابیر خود، محاسبات معنوی را در درجه ی اول قرار می‌داد. یعنی چه؟ یعنی انسان برای هر کاری که می‌خواهد بکند، در درجه ی اول هدفش کسب رضای الهی باشد؛ کسب پیروزی نباشد، به دست گرفتن قدرت نباشد، کسب وجاهت پیش زید و عمرو نباشد. هدف اول، رضای الهی باشد. این یک. بعد هم به وعده ی الهی اطمینان و اعتماد داشته باشد. وقتی انسان هدفش رضای خدا بود، به وعده ی الهی هم اعتماد و اطمینان داشت، آن وقت دیگر یأس معنا ندارد، ترس معنا ندارد، غفلت معنا ندارد، غرور معنا ندارد.
امام آن وقتی که تنها بود، مبتلای به ترس نشد، مبتلای به یأس نشد؛ آن وقتی هم که همه ی ملت ایران یکصدا نام او را فریاد زدند، بلکه ملتهای دیگر هم به او عشق ورزیدند و این را ابراز کردند، دچار غرور نشد. آن وقتی که خرمشهر به وسیله ی متجاوزین عراقی از دست رفت، امام مأیوس نشد؛ آن وقتی هم که خرمشهر را رزمندگان ما با دلاوری و فداکاری خود گرفتند، امام مغرور نشد؛ فرمود «خرمشهر را خدا آزاد کرد»؛ یعنی ما هیچکاره‌ایم. در همه ی حوادث گوناگون دوران زعامت آن بزرگوار، امام همین جور بود. آن وقتی که تنها بود، وحشت نکرد؛ آن وقتی که غلبه و قدرت با او بود، مغرور نشد؛ غفلت هم نکرد. این اعتماد به خداست. وقتی رضای خدا بود، قضیه این است.
به وعده ی الهی باید اعتماد کرد. خدای متعال در سوره ی «انّا فتحنا» می‌فرماید: «وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ»؛ خصوصیت منافق و مشرک از جمله این است که به خدا سوءظن دارند، وعده ی الهی را قبول ندارند، باور ندارند. اینکه خدا می‌گوید: «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ»، این را آدم مؤمن با همه ی وجود قبول دارد؛ منافق این را قبول ندارد. خداوند می‌فرماید: «عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا». کسانی که به خدا سوءظن دارند، وضعیتشان اینجور است.
امام به وعده ی الهی اطمینان داشت. ما برای خدا مجاهدت می‌کنیم، قدم برای خدا برمیداریم، همه ی تلاش خودمان را به میدان می‌آوریم؛ نتیجه را خدای متعال - آنچنان که وعده فرموده است - تحقق خواهد داد. ما برای تکلیف کار می‌کنیم؛ اما خدای متعال بر همین عمل برای تکلیف، بهترین نتیجه را به ما خواهد داد. این یکی از خصوصیات مشی امام و خط امام است. راه انقلاب، صراط مستقیم انقلاب این است.۱۳۸۹/۰۳/۱۴
خطبه‌های نماز جمعه ی تهران در حرم امام خمینی (ره)

اعتماد امام خمینی(ره) به وعده الهی۱۳۸۹

امام آن وقتی که تنها بود، مبتلای به ترس نشد، مبتلای به یأس نشد؛ آن وقتی هم که همه ی ملت ایران یکصدا نام او را فریاد زدند، بلکه ملتهای دیگر هم به او عشق ورزیدند و این را ابراز کردند، دچار غرور نشد. آن وقتی که خرمشهر به وسیله ی متجاوزین عراقی از دست رفت، امام مأیوس نشد؛ آن وقتی هم که خرمشهر را رزمندگان ما با دلاوری و فداکاری خود گرفتند، امام مغرور نشد؛ فرمود «خرمشهر را خدا آزاد کرد»؛ یعنی ما هیچکاره‌ایم. در همه ی حوادث گوناگون دوران زعامت آن بزرگوار، امام همین جور بود. آن وقتی که تنها بود، وحشت نکرد؛ آن وقتی که غلبه و قدرت با او بود، مغرور]] نشد؛ غفلت هم نکرد. این اعتماد به خداست. وقتی رضای خدا بود، قضیه این است.
به وعده ی الهی باید اعتماد کرد. خدای متعال در سوره ی «انّا فتحنا» می‌فرماید: «وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ»؛(۱) خصوصیت منافق و مشرک از جمله این است که به خدا سوءظن دارند، وعده ی الهی را قبول ندارند، باور ندارند. اینکه خدا می‌گوید: «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ»،(۲) این را آدم مؤمن با همه ی وجود قبول دارد؛ منافق این را قبول ندارد. خداوند می‌فرماید: «عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا».(۳) کسانی که به خدا سوءظن دارند، وضعیتشان اینجور است.
امام به وعده ی الهی اطمینان داشت. ما برای خدا مجاهدت می‌کنیم، قدم برای خدا برمیداریم، همه ی تلاش خودمان را به میدان می‌آوریم؛ نتیجه را خدای متعال - آنچنان که وعده فرموده است - تحقق خواهد داد. ما برای تکلیف کار می‌کنیم؛ اما خدای متعال بر همین عمل برای تکلیف، بهترین نتیجه را به ما خواهد داد. این یکی از خصوصیات مشی امام و خط امام است. راه انقلاب، صراط مستقیم انقلاب این است.۱۳۸۹/۰۳/۱۴
خطبه‌های نماز جمعه ی تهران در حرم امام خمینی (ره)
امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه)، شاخص انقلاب اسلامی، رضای الهی، اعتماد به خدا
قرآن
۱ ) سوره مبارکه الفتح آیه ۶
وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا
ترجمه:
و (نیز) مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد می‌برند مجازات کند؛ (آری) حوادث ناگواری (که برای مؤمنان انتظار می‌کشند) تنها بر خودشان نازل می‌شود! خداوند بر آنان غضب کرده و از رحمت خود دورشان ساخته و جهنم را برای آنان آماده کرده؛ و چه بد سرانجامی است!
۲ ) سوره مبارکه الحج آیه ۴۰
الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ترجمه:
همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه می‌گفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست!» و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‌ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می‌شود، ویران می‌گردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری می‌کند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است.
۳ ) سوره مبارکه الفتح آیه ۶
وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا
ترجمه:
و (نیز) مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد می‌برند مجازات کند؛ (آری) حوادث ناگواری (که برای مؤمنان انتظار می‌کشند) تنها بر خودشان نازل می‌شود! خداوند بر آنان غضب کرده و از رحمت خود دورشان ساخته و جهنم را برای آنان آماده کرده؛ و چه بد سرانجامی است!

اعتماد به خدا۱۳۸۹

عزیزان من! روز فتح خرمشهر - که در واقع نقطه ی اوج عملیات «بیت المقدس» در اردیبهشت و خرداد سال ۶۱ است - برای همه ی ما و برای تاریخ ما و آینده ی ما یک نمونه ی درس آموز و عبرت آموز است؛ چون در این روز نیروهای جان برکف ارتش و سپاه، با یک هماهنگی شگفت آور و تحسین برانگیز و با شجاعت و فداکاری غیر قابل توصیفی توانستند یک ضربه ی عظیمی وارد کنند؛ نه فقط بر پیکر ارتش عراق، بلکه این ضربت وارد شد بر پیکره ی نظام استکباریِ جهانی که با عِده و عُده ی خود پشت سر ماشین جنگی رژیم بعث قرار گرفته بودند. هیچ کس گمان نمی‌کرد چنین اتفاقی بیفتد، ولی افتاد.
آن عامل اصلی در این میان چه بود؟ می‌توان عواملی را شمرد؛ لیکن اصلی‌ترین عوامل، آن روح اعتماد به خدا و اعتماد به نیروی خود بود. اگر آن روز می‌خواستیم بر اساس محاسبات معمولی و متعارف فکر کنیم، هیچ کس قضاوت نمی‌کرد که این حادثه ممکن است اتفاق بیفتد؛ ولی جوانان ما، مردان مؤمن ما، رزمندگان ما در نیروهای مسلح، با همت، با ایمان، با توکل به خدا و با گذاشتن جان عزیز در کف دست و نترسیدن و نهراسیدن از خطر مرگ وارد میدان شدند و این حادثه ی بزرگ را به وجود آوردند.۱۳۸۹/۰۳/۰۳
بیانات در جمع دانش آموختگان دانشگاه امام حسین (ع)

اعتماد به خدا۱۳۸۹

استحکام یک نظام به این چیزهاست: به ایمان، به قدرت و توانائی ایستادگی، به عزم راسخ، به فریب نخوردن از الفاظ چرب و نرمِ تعارف آمیزی که در یک مواردی خیلی راحت در بسیاری از بده و بستان‌های سیاسی مبادله می‌شود؛ در حالی که در پشت این الفاظ نرم، چهره ی خشن و غضب آلود آن کسانی قرار دارد که نیتهای سوء دارند. نمونه‌هایش الی ماشاءاللَّه در زمان خودمان، در همین چند ده سال بارها اتفاق افتاده؛ نسبت به دیگران، نسبت به کشورهای مختلف، نسبت به خود ما؛ موارد زیادی دیدیم. هوشمند بودن، فریب نخوردن، اعتماد به نفس داشتن، اعتماد به خدای متعال داشتن، قدرت ایستادگی را در خود تقویت کردن، باور داشتن به اینکه می‌توان قدرتمند بود و ایستادگی کرد؛ اینهاست که یک ملت را نگه می‌دارد.۱۳۸۹/۰۱/۲۲
بیانات در دیدار فرماندهان ارشد نظامی و انتظامی

اعتماد به خدا۱۳۸۸

امروز برای من روز شیرین و دلپسندی بود؛ نه فقط به خاطر اینکه یک فروند رزمناو به ناوگان دریائی ارتش جمهوری اسلامی ایران افزوده شد - که این البته دستاورد باارزش و مهمی است - بلکه بیشتر از این جهت که جوانان ما، کارکنان هوشمند و دانشمند ما در این بخش از نیروهای مسلح، نتیجه ی امید و اعتماد و توکل خودشان را به چشم دیدند و این آنها را بر برداشتن گامهای بلند دیگر مصمم خواهد کرد؛ اساس کار این است. اساس کار این است که نیروی انسانی ما خود را و توانائی‌های خود را قدر بداند و آنها را بشناسد؛ آنچه را که خداوند متعال از استعداد و نیرو در وجود او به ودیعت گذاشته، به عرصه ی عمل وارد کند و از عظمت و بزرگی کارها نهراسد.۱۳۸۸/۱۱/۳۰
مراسم الحاق ناوشکن جماران به ناوگان نیروی دریائی ارتش در حضور فرمانده کل قوا

اعتماد به خدا۱۳۸۸

دین به شما این روحیه را می‌دهد که در مقابل چشمتان همه ی این قدرتهای مادی کوچک بشوند، حقیر بشوند، تهدید آنها اثر نکند، کار آنها اثر نکند. بدانید پیروزی با شماست، نصرت الهی با شماست. همین ابرقدرتهای تهدید کننده - حالا دنباله‌های داخلی شان که جای خود دارند - و مراکز قدرت استکباری و تهدیدها، چاره‌ای جز عقب نشینی در مقابل یک ملت مقتدر و باایمان ندارند. به خدای متعال اعتماد داشته باشید، حسن ظن داشته باشید. اینی که خدا با تأکید می‌فرماید: «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ»؛ بی شک، بدون تردید خدای متعال آن کسانی را که دین او را و اهداف او را یاری کنند، یاری خواهد کرد، این سخن راستی است، این وعده ی صادقی است. به این اعتماد کنید. با اقتدار، با عزم کافی، با تهذیب نفس، با خودسازی - هم خودسازی علمی و هم خودسازی اخلاقی - پیش بروید. ان شاءاللَّه روزی را خواهد دید که کشورتان به برکت مجاهدتهای شما در اوج افتخار و در قله ی اقتدار باشد.۱۳۸۸/۰۸/۱۲
بیانات در دیدار دانش آموزان در آستانه ۱۳ آبان

اعتماد به خدا۱۳۸۸

به خدای متعال باید توکل کرد، به خدا باید اعتماد کرد، به خدای متعال باید حسن ظن داشت. خدای متعال وعده کرده است: «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ»؛ آن کسانی که در راه نصرت دینِ خدا حرکت می‌کنند، وقتی حرکت کنند، خدا آنها را نصرت می‌دهد. بله، طرفدار دین خدا باشیم، کاری هم انجام ندهیم، گوشه ی خانه بخوابیم، نصرتی وجود ندارد؛ اما وقتی که حرکت می‌کنیم برای نصرت دین خدا، ممکن است هزینه هم داشته باشد، اما نصرت قطعی است؛ همچنانی که از اول انقلاب تا امروز، در چالشهای گوناگون، ملت ایران پیروز شده است؛ این نصرت الهی است.۱۳۸۸/۰۷/۱۵
بیانات در دیدار عمومی مردم چالوس و نوشهر

اعتماد به خدا۱۳۸۸

ان شاءاللَّه که بر همه ی شماها این اعیاد مبارک باشد. مبارک بودن هم به این است که اولاً دلتان ان شاءاللَّه شاد باشد، روحتان برخوردار از آرامش و سکینه ی الهی باشد، همه ی وجودتان سرشار از اعتماد به خدا و توکل به خدای متعال باشد. اگر اینها شد، عید به طور کامل برای شما مبارک است. سعی کنیم اینها را برای خودمان تدارک ببینیم؛ دلهایمان را شاد کنیم، جانهایمان را از سکینه ی الهی برخوردار کنیم، اعتماد به خدا را هم در وجود خودمان روز به روز بیشتر کنیم.
ما به یک قولِ متعارفِ معمولی از سوی آدمی که کار بدی از او ندیده‌ایم، اعتماد می‌کنیم؛ قرضی از او می‌خواهیم، کاری دست او داریم، او به ما وعده می‌کند که بسیار خوب، من این کار را برای شما انجام می‌دهم. ما معمولاً اعتماد می‌کنیم، راه می‌افتیم مقدمات کار را فراهم می‌کنیم، در حالی که او یک انسانی بیش نیست؛ ممکن است پشیمان بشود، ممکن است کسی بیاید رأی او را بزند، ممکن است فراموش کند، ممکن است آن امکانی که به وسیله ی او می‌خواست به ما کمک بکند، از دستش برود؛ ده جور یا ده‌ها جور احتمال تخلف این وعده هست، لیکن ما اعتماد می‌کنیم. خوب، خدای متعال چقدر وعده کرده است به مؤمنین؛ وعده ی نصرت، وعده ی هدایت، وعده ی تعلیم؛ «وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ»، وعده ی حفظ و صیانت، وعده ی کمک در امور دنیا؛ این همه خدای متعال به ما وعده کرده. البته این وعده‌ها مطلق نیست؛ شروطی دارد، شروطش هم خیلی شروط دشواری نیست، از دست ماها بر می‌آید. دلیلش هم این است که جاهائی که به این شروط عمل کردیم، خدای متعال به ما کمک کرد؛ نمونه اش جنگ تحمیلی. شما جوانهائی که دوران جنگ تحمیلی را درک نکردید، بدانید؛ آن روزی که جنگ تحمیلی شروع شد، همه ی صاحبنظران، همه ی تحلیلگران، همه ی نخبگان به طور قاطع می‌گفتند صدام در این جنگ پیروز است و ایران شکست خورده است؛ جز یک عده ی معدودی، آن کسانی که به نگاه اسلامی و ایمانی اعتقاد داشتند - نگاه امام به حوادث - آنها نه، آنها در دلشان امیدی بود؛ حالا کم یا زیاد؛ بعضی کورسوی امیدی بود، بعضی نه، دلشان روشن بود.۱۳۸۸/۰۵/۰۵
بیانات در دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولی امر

محقق شدن وعده‌های الهی با عمل به شروط آن۱۳۸۸

ما به یک قولِ متعارفِ معمولی از سوی آدمی که کار بدی از او ندیده‌ایم، اعتماد می‌کنیم؛ قرضی از او می‌خواهیم، کاری دست او داریم، او به ما وعده می‌کند که بسیار خوب، من این کار را برای شما انجام می‌دهم. ما معمولاً اعتماد می‌کنیم، راه می‌افتیم مقدمات کار را فراهم می‌کنیم، در حالی که او یک انسانی بیش نیست؛ ممکن است پشیمان بشود، ممکن است کسی بیاید رأی او را بزند، ممکن است فراموش کند، ممکن است آن امکانی که به وسیله ی او می‌خواست به ما کمک بکند، از دستش برود؛ ده جور یا ده‌ها جور احتمال تخلف این وعده هست، لیکن ما اعتماد می‌کنیم. خوب، خدای متعال چقدر وعده کرده است به مؤمنین؛ وعده ی نصرت،(۱) وعده ی هدایت،(۲) وعده ی تعلیم؛ «وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ»،(۳) وعده ی حفظ و صیانت، وعده ی کمک در امور دنیا؛ این همه خدای متعال به ما وعده کرده. البته این وعده‌ها مطلق نیست؛ شروطی دارد، شروطش هم خیلی شروط دشواری نیست، از دست ماها بر می‌آید. دلیلش هم این است که جاهائی که به این شروط عمل کردیم، خدای متعال به ما کمک کرد؛ نمونه اش جنگ تحمیلی.۱۳۸۸/۰۵/۰۵
بیانات در دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولی امر
وعده‌های الهی، نصرت الهی، اعتماد به خدا
قرآن
۱ ) سوره مبارکه الحج آیه ۴۰
الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ترجمه:
همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه می‌گفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست!» و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‌ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می‌شود، ویران می‌گردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری می‌کند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است.
۲ ) سوره مبارکه العنکبوت آیه ۶۹
وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ
ترجمه:
و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت) جهاد کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است.
۳ ) سوره مبارکه البقره آیه ۲۸۲
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
ترجمه:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که بدهی مدّت داری (به خاطر وام یا داد و ستد) به یکدیگر پیدا کنید، آن را بنویسید! و باید نویسنده‌ای از روی عدالت، (سند را) در میان شما بنویسد! و کسی که قدرت بر نویسندگی دارد، نباید از نوشتن -همان طور که خدا به او تعلیم داده- خودداری کند! پس باید بنویسد، و آن کس که حق بر عهده اوست، باید املا کند، و از خدا که پروردگار اوست بپرهیزد، و چیزی را فروگذار ننماید! و اگر کسی که حق بر ذمه اوست، سفیه (یا از نظر عقل) ضعیف (و مجنون) است، یا (به خاطر لال بودن،) توانایی بر املاکردن ندارد، باید ولیّ او (به جای او،) با رعایت عدالت، املا کند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر این حقّ) شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانی که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید! (و این دو زن، باید با هم شاهد قرار گیرند،) تا اگر یکی انحرافی یافت، دیگری به او یادآوری کند. و شهود نباید به هنگامی که آنها را (برای شهادت) دعوت می‌کنند، خودداری نمایند! و از نوشتن (بدهیِ خود،) چه کوچک باشد یا بزرگ، ملول نشوید (هر چه باشد بنویسید)! این، در نزد خدا به عدالت نزدیکتر، و برای شهادت مستقیم تر، و برای جلوگیری از تردید و شک (و نزاع و گفتگو) بهتر می‌باشد؛ مگر اینکه داد و ستد نقدی باشد که بین خود، دست به دست می‌کنید. در این صورت، گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید. ولی هنگامی که خرید و فروش (نقدی) می‌کنید، شاهد بگیرید! و نباید به نویسنده و شاهد، (به خاطر حقگویی،) زیانی برسد (و تحت فشار قرار گیرند)! و اگر چنین کنید، از فرمان پروردگار خارج شده‌اید. از خدا بپرهیزید! و خداوند به شما تعلیم می‌دهد؛ خداوند به همه چیز داناست.

اعتماد به خدا۱۳۸۸

ما به دل خودمان نگاه می‌کنیم، به دل مردممان نگاه می‌کنیم، رحمت الهی را مشاهده می‌کنیم. وقتی می‌بینیم عزممان راسخ است، وقتی می‌بینیم تحریک دشمن ما را متحرک نمی‌کند، اخم او ما را نمی‌ترساند، وعده ی او ما را به او دلخوش و خوش بین نمی‌کند، می‌فهمیم رحمت الهی است؛ خدای متعال پشت سر همه ی این عوامل ظاهری و مادی است؛ دست قدرتمند الهی پشت این نظام است و دارد او را به پیش می‌برد؛ دارد هدایت می‌کند. «اللّهمّ انّما یکتفی المکتفون بفضل قوّتک». در دعای صحیفه ی سجادیه - من توصیه می‌کنم همه ی شما را که با صحیفه ی سجادیه انس پیدا کنید؛ دعاهای امام سجاد (سلام اللَّه علیه) - آمده: همه ی کسانی که در دنیا قدرتی دارند، اکتفاء ذاتی ای دارند، ریزه خوار قدرت تو هستند؛ در مشت قدرت تو هستند. «فصلّ علی محمّد و اله و اکفنا و انّما یعطی المعطون من فضل جدتک فصلّ علی محمّد و اله و اعطنا و انّما یهتدی المهتدون بنور وجهک فصلّ علی محمّد و اله و اهدنا». اعتماد به خدا، اکتفاء به کفایت الهی، پشتگرمی به رحمت و هدایت خدا، مگر می‌گذارد انسان ناامید شود. به مردم خودمان هم که نگاه می‌کنیم، عین همین را می‌بینیم. اگر کردستان است، اگر سنی اند، اگر بلوچند، اگر شیعه‌اند، اگر اصفهانی اند، اگر شیرازی اند، انسان می‌بیند در اعماق دل مردم نشانه ی رحمت الهی پیداست؛ دلها را خدای متعال قرص کرده است.۱۳۸۸/۰۲/۲۳
بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان


عزم راسخ ملت ایران نشانه‌ای از دست قدرت الهی/۱۳۸۸

صحیفه سجادیه دعای ۵
ما به دل خودمان نگاه می‌کنیم، به دل مردممان نگاه می‌کنیم، رحمت الهی را مشاهده می‌کنیم. وقتی می‌بینیم عزممان راسخ است، وقتی می‌بینیم تحریک دشمن ما را متحرک نمی‌کند، اخم او ما را نمی‌ترساند، وعده ی او ما را به او دلخوش و خوش بین نمی‌کند، می‌فهمیم رحمت الهی است؛ خدای متعال پشت سر همه ی این عوامل ظاهری و مادی است؛ دست قدرتمند الهی پشت این نظام است و دارد او را به پیش می‌برد؛ دارد هدایت می‌کند. «اللّهمّ انّما یکتفی المکتفون بفضل قوّتک». در دعای صحیفه ی سجادیه - من توصیه می‌کنم همه ی شما را که با صحیفه ی سجادیه انس پیدا کنید؛ دعاهای امام سجاد (سلام اللَّه علیه) - آمده: همه ی کسانی که در دنیا قدرتی دارند، اکتفاء ذاتی ای دارند، ریزه خوار قدرت تو هستند؛ در مشت قدرت تو هستند. «فصلّ علی محمّد و اله و اکفنا و انّما یعطی المعطون من فضل جدتک فصلّ علی محمّد و اله و اعطنا و انّما یهتدی المهتدون بنور وجهک فصلّ علی محمّد و اله و اهدنا».(۱) اعتماد به خدا، اکتفاء به کفایت الهی، پشتگرمی به رحمت و هدایت خدا، مگر می‌گذارد انسان ناامید شود. به مردم خودمان هم که نگاه می‌کنیم، عین همین را می‌بینیم.۱۳۸۸/۰۲/۲۳
بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان
اعتماد به خدا، عزم راسخ
حدیث
۱ )الصحیفه السجادیه ، دعای ۵ ؛
....... اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اکْفِنَا حَدَّ نَوَائِبِ الزَّمَانِ، وَ شَرَّ مَصَایِدِ الشَّیْطَانِ، وَ مَرَارَهَ صَوْلَهِ السُّلْطَانِ. اللَّهُمَّ إِنَّمَا یَکْتَفِی الْمُکْتَفُونَ بِفَضْلِ قُوَّتِکَ، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اکْفِنَا، وَ إِنَّمَا یُعْطِی الْمُعْطُونَ مِنْ فَضْلِ جِدَتِکَ، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَعْطِنَا، وَ إِنَّمَا یَهْتَدِی الْمُهْتَدُونَ بِنُورِ وَجْهِکَ، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اهْدِنَا. اللَّهُمَّ إِنَّکَ مَنْ وَالَیْتَ لَمْ یَضْرُرْهُ خِذْلَانُ الْخَاذِلِینَ، وَ مَنْ أَعْطَیْتَ لَمْ یَنْقُصْهُ مَنْعُ الْمَانِعِینَ، وَ مَنْ هَدَیْتَ لَمْ یُغْوِهِ إِضْلَالُ الْمُضِلِّین‏ ....
ترجمه:
... بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندانش و ما را از سطوت حوادث زمان و شرّ دامهای شیطان و تلخی قهر سلطان حفظ فرمای. بار خدایا، هر که بی‌نیازی یافته تنها به فضل و قوّت تو یافته، پس درود بفرست بر محمد و خاندان او و ما را بی‌نیاز گردان. بخشندگان چون دست سخا گشایند، تنها از فضل انعام تو بخشند، پس بر محمد و خاندانش درود بفرست و بر ما عطا ببخشای. هدایت‌یافتگان تنها به نور وجه تو هدایت یافته‌اند، پس بر محمد و خاندانش درود بفرست و ما را هدایت فرمای. خداوندا، آن را که تو یاری کنی به خذلان کس زیان نبیند و آن را که تو بر او ببخشایی به منع کس نقصان نگیرد و آن را که تو راه بنمایی به گمراهی کس از راه نرود...

اعتماد به خدا۱۳۸۷

وقتی که در مرحله ی اول بعثت، بعد از آنی که با گذشت سه سال یا بیشتر - که دعوت پنهانی بود، مخفی بود - پیغمبر توانسته بود سی، چهل نفر را مسلمان بکند، بعد امر الهی آمد که: «فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ * إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ»؛ علنی کن، برو توی میدان، پرچم را به دست بگیر و کار را علنی کن. پیغمبر آمد وسط میدان و قضایائی که شنیده‌اید. بزرگان و صنادید قریش و زرمندان و زورمندان آن جامعه به خود ترسیدند و لرزیدند. اولین کاری که کردند، تطمیع آن بزرگوار بود. آمدند پیش جناب ابی طالب گفتند که این برادرزاده ی تو اگر ریاست می‌خواهد، ما ریاست مطلق خودمان را به او می‌دهیم؛ اگر ثروت می‌خواهد، آنقدر به او ثروت می‌دهیم که از همه ی ما ثروتمندتر بشود؛ اگر مایل است پادشاهی کند، ما او را به عنوان پادشاه خودمان انتخاب می‌کنیم. بگوئید از این حرفهائی که می‌زند، دست بردارد. جناب ابی طالب که بر جان پیغمبر می‌ترسید و از توطئه ی آنها بیمناک بود، پیش پیغمبر آمد و گفت بزرگان مکه این پیغام را دادند؛ شاید نصیحت کرد، توصیه کرد که حالا شما هم یک خرده‌ای کوتاه بیائید؛ این ایستادگی به این اندازه دیگر چرا؛ لازم نیست. پیغمبر فرمود: «یا عمّ! واللَّه لو وضعوا الشّمس فی یمینی و القمر فی شمالی لاعرض عن هذا الامر لا افعله حتّی اظهره اللَّه او یذهب بما فیه»؛ عموجان! اگر خورشید را در دست راست من بگذارند، ماه را در دست چپ من بگذارند، برای اینکه من از این هدف دست بکشم، سوگند به خدا این کار را نمی‌کنم؛ تا وقتی یا خدا ما را پیروز کند یا همه ی ما از بین برویم.
بعد در روایت دارد که «ثمّ اغرورقت عیناه من الدّمع»؛ چشم مبارک پیغمبر لبریز اشک شد و از جا بلند شد. ابوطالب این ایمان، این استقامت را وقتی که دید، منقلب شد و گفت: «یابن اخی اذهب و قل ما احببت»؛ برو هرکاری که می‌خواهی بکن؛ هدفت را دنبال کن. «واللَّه لا اسلّمنّک بشی ء»؛ سوگند به خدا من تو را با هیچ چیز عوض نمی‌کنم. این ایستادگی، ایستادگی می‌آفریند. این استقامت از پیغمبر، ریشه ی استقامت را در ابوطالب مستحکم می‌کند. این پایبندی به هدف، نترسیدن از دشمن، طمع نورزیدن در آنچه که در دست دشمن است، دل نبستن به امتیازی که دشمن می‌خواهد بدهد در مقابل متوقف کردن این راه، ایستادگی می‌آفریند، آرامش به وجود می‌آورد، اعتماد به راه و به هدف و به خدائی که این هدف متعلق به اوست، به وجود می‌آورد. لذا سی، چهل نفر بیشتر نبودند. همین سی، چهل نفر در مقابل آن همه مشکلات، آن همه دشواریها ایستادند و روز به روز زیاد شدند. روز به روز در مکه می‌دیدند که با عمار چه می‌کنند، با بلال چه معامله‌ای می‌شود، سمیه و یاسر چه جور زیر شکنجه قرار می‌گیرند و شهید می‌شوند؛ اینها را می‌دیدند، در عین حال ایمان می‌آوردند. پیشرفت حق اینجوری است. صرفاً در حالت آسایش، در حالت امن و امان پرچم حق را بلند کردن و پای آن سینه زدن، حق پیش نمی‌رود. حق آن وقتی پیش می‌رود که صاحب حق، پیرو حق، در راه پیشرفت حق از خود استقامت و استحکام نشان بدهد۱۳۸۷/۰۵/۰۹
بیانات در دیدار مسئولان نظام به مناسبت مبعث حضرت رسول اعظم (ص)

اعتماد به خدا۱۳۸۷

اگر بخواهیم این عدالت را اجرا کنیم، قدم اول این است که ما به کمک الهی اعتماد داشته باشیم و رابطه ی دل خودمان را با خدا محکم کنیم؛ اینجا می‌رسیم به مسئله ی دعا، عبادت، تضرّع، مناجات و توسّل باللَّه. ماه رجب، بهار عبادت و تضرّع و توسل الی اللَّه است. این ایام عبادت را - این ماه رجب را، ماه شعبان را و بالاتر، ماه رمضان را - دست کم نباید گرفت.۱۳۸۷/۰۴/۲۶
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد حضرت علی (ع)

اعتماد به خدا، ۱۳۸۷

اجرای عدالت، عدالت، رابطه با خدا، نصرت الهی
اگر بخواهیم عدالت را اجرا کنیم، قدم اول این است که ما به کمک الهی اعتماد داشته باشیم و رابطه ی دل خودمان را با خدا محکم کنیم.۱۳۸۷/۰۴/۲۶
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد حضرت علی (ع)
اعتماد به خدا، اجرای عدالت، عدالت، رابطه با خدا، نصرت الهی

اعتماد به خدا۱۳۸۵

شرط مهم موفقیتهای آینده، وحدت کلمه و تلاش پرحوصله و اعتماد به وعده ی الهی است و در این صورت تحقق آرمانهای نظام اسلامی قطعی است، ان شاءالله.۱۳۸۵/۱۲/۰۱
پیام به مناسبت آغاز به کار چهارمین دوره مجلس خبرگان

اعتماد به خدا۱۳۸۵

شرط مهم موفقیتهای آینده، وحدت کلمه و تلاش پرحوصله و اعتماد به وعده ی الهی است و در این صورت تحقق آرمانهای نظام اسلامی قطعی است.۱۳۸۵/۱۲/۰۱
پیام به مناسبت آغاز به کار چهارمین دوره مجلس خبرگان

اعتماد به خدا۱۳۸۴

برادران و خواهران مسلمان!
تضمین کننده ی همه ی هدفهای بزرگ امّت اسلامی، توکل به خداوند و اعتماد به وعده ی حتمی قرآن و تحکیم اتّحاد اسلامی است، و فریضه ی حج با مایه ی غنی و کارساز «ذکراللَّه» و با اجتماع متراکم و عظیم مسلمانان در مناسک آن، می‌تواند نقطه ی آغاز و سکوی پرش این نهضت فراگیر باشد. و برائت در قول و عمل از سردمداران کفر و استکبار در این فریضه، الگوی عمل و نخستین گام در این راه گردد.۱۳۸۴/۱۰/۱۹
پیام به کنگره عظیم حج

اعتماد به خدا۱۳۸۴

تضمین کننده ی همه ی هدفهای بزرگ امت اسلامی، توکل به خداوند و اعتماد به وعده ی حتمی قرآن و تحکیم اتحاد اسلامی است.۱۳۸۴/۱۰/۱۹
پیام به کنگره عظیم حج

اعتماد به خدا۱۳۸۴

شما آن نسلی هستید که اگر خوب عمل کردید، آینده ی این کشور را - صد سال، دویست سال یا بیشتر - تضمین خواهید کرد. همین بیدار شدن، همین حساس بودن، همین انگیزه داشتن، همین ایمان، همین امید، همین تکیه به هدایت الهی و اعتماد به کمک الهی، قواره ی اصلی بسیج است؛ این یک فرهنگ است. اگر این طور حرکت کنیم، خدای متعال کمک خواهد کرد. کمک الهی متعلق به همه ی خلایق است؛ به شرطی که خودشان را آماده ی دریافت این کمک کنند؛ دستشان را دراز کنند و این میوه را بچینند؛ از جا بلند شوند، همت کنند و از این میوه استفاده کنند؛ این، در اختیار همه است.۱۳۸۴/۰۹/۰۷ بیانات در دیدار هزاران نفر از بسیجیان در سالروز شهادت حضرت امام صادق (ع)

اعتماد به خدا، ۱۳۸۴

بسیج مستضعفین، حقیقت بسیج، فرهنگ بسیجی، بیداری، انگیزه
بیدار شدن، حساس بودن، انگیزه داشتن، ایمان، امید، تکیه به هدایت الهی و اعتماد به کمک الهی، قواره ی اصلی بسیج است؛ این یک فرهنگ است.۱۳۸۴/۰۹/۰۷
بیانات در دیدار هزاران نفر از بسیجیان در سالروز شهادت حضرت امام صادق (ع)
اعتماد به خدا، بسیج مستضعفین، حقیقت بسیج، فرهنگ بسیجی، بیداری، انگیزه

اعتماد به خدا۱۳۸۴

آن مجموعه یی که اولین مسؤولیت و اصلی‌ترین مأموریت را در زمینه ی دفاع دارد، نیروهای مسلح کشورند و شما جوان‌های عزیز با این نیت، با این فکر، با این احساس وارد بخش‌ها و دستگاه‌ها و یگان‌ها و قسمت‌های مورد نیاز بشوید و مأموریت تان را آغاز کنید که می‌خواهید سازمان خودتان را به سطوح آرمانیِ آن برسانید تا بتوانید سهم خود را در قدرت دفاع این ملت بزرگ و عزیز ایفا کنید. ابتکار، نوآوری، انگیزه ی خالص خدمتی، حفظ پاکدامنی و صفایی که امروز در شما جوان‌ها بحمداللَّه هست، دقت در ضابطه‌های نیروهای مسلح و رعایت این ضوابط، توکل به خدا، اعتماد به خدا، توفیق خواستن از خداوند متعال و اعتماد به نیروی ذاتی خود؛ اینها رمزهای موفقیت شماست. در این میدان گسترده یی که پیش روی شماست، استعدادهایی بروز خواهد کرد و شخصیت‌هایی رشد خواهند کرد. در میان شما بی گمان کسانی خواهند بود که تأثیرات بزرگی در ارتش جمهوری اسلامی ایران و در پیشرفت این سازمان خواهند داشت.۱۳۸۴/۰۷/۰۶
بیانات در مراسم دانش آموختگی دانشجویان دانشگاه امام علی(ع)

اعتماد به خدا۱۳۸۴

آن مجموعه یی که اولین مسؤولیت و اصلی‌ترین مأموریت را در زمینه ی دفاع دارد، نیروهای مسلح کشورند و شما جوان‌های عزیز با این نیت، با این فکر، با این احساس وارد بخش‌ها و دستگاه‌ها و یگان‌ها و قسمت‌های مورد نیاز بشوید و مأموریت تان را آغاز کنید که می‌خواهید سازمان خودتان را به سطوح آرمانیِ آن برسانید تا بتوانید سهم خود را در قدرت دفاع این ملت بزرگ و عزیز ایفا کنید. ابتکار، نوآوری، انگیزه ی خالص خدمتی، حفظ پاکدامنی و صفایی که امروز در شما جوان‌ها بحمداللَّه هست، دقت در ضابطه‌های نیروهای مسلح و رعایت این ضوابط، توکل به خدا، اعتماد به خدا، توفیق خواستن از خداوند متعال و اعتماد به نیروی ذاتی خود؛ اینها رمزهای موفقیت شماست. در این میدان گسترده یی که پیش روی شماست، استعدادهایی بروز خواهد کرد و شخصیت‌هایی رشد خواهند کرد. در میان شما بی گمان کسانی خواهند بود که تأثیرات بزرگی در ارتش جمهوری اسلامی ایران و در پیشرفت این سازمان خواهند داشت.۱۳۸۴/۰۳/۱۴
بیانات در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره)

اعتماد به خدا۱۳۸۳

مکتب سیاسی امام دارای شاخصهایی است. من امروز چند خط از خطوط برجسته ی این مکتب را در این جا بیان می‌کنم. یکی از این خطوط این است که در مکتب سیاسی امام، معنویت با سیاست در هم تنیده است. در مکتب سیاسی امام، معنویت از سیاست جدا نیست؛ سیاست و عرفان، سیاست و اخلاق. امام که تجسم مکتب سیاسیِ خود بود، سیاست و معنویت را با هم داشت و همین را دنبال می‌کرد؛ حتّی در مبارزات سیاسی، کانون اصلی در رفتار امام، معنویت او بود. همه ی رفتارها و همه ی مواضع امام حول محور خدا و معنویت دور می‌زد. امام به اراده ی تشریعی پروردگار اعتقاد و به اراده ی تکوینیِ او اعتماد داشت و می‌دانست کسی که در راه تحقق شریعت الهی حرکت می‌کند، قوانین و سنت‌های آفرینش کمک گار اوست. او معتقد بود که: «وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا». امام قوانین شریعت را بستر حرکت خود می‌دانست و علائم راهنمای حرکت خود به شمار می‌آورد. حرکت امام برای سعادت کشور و ملت، بر مبنای هدایت شریعت اسلامی بود؛ لذا «تکلیف الهی» برای امام کلید سعادت به حساب می‌آمد و او را به هدفهای بزرگِ آرمانی خود می‌رساند.۱۳۸۳/۰۳/۱۴
بیانات در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره)

اعتماد به خدا۱۳۸۲

مکتب سیاسی امام دارای شاخصهایی است. من امروز چند خط از خطوط برجسته ی این مکتب را در این جا بیان می‌کنم. یکی از این خطوط این است که در مکتب سیاسی امام، معنویت با سیاست در هم تنیده است. در مکتب سیاسی امام، معنویت از سیاست جدا نیست؛ سیاست و عرفان، سیاست و اخلاق. امام که تجسم مکتب سیاسیِ خود بود، سیاست و معنویت را با هم داشت و همین را دنبال می‌کرد؛ حتّی در مبارزات سیاسی، کانون اصلی در رفتار امام، معنویت او بود. همه ی رفتارها و همه ی مواضع امام حول محور خدا و معنویت دور می‌زد. امام به اراده ی تشریعی پروردگار اعتقاد و به اراده ی تکوینیِ او اعتماد داشت و می‌دانست کسی که در راه تحقق شریعت الهی حرکت می‌کند، قوانین و سنت‌های آفرینش کمک گار اوست. او معتقد بود که: «وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا». امام قوانین شریعت را بستر حرکت خود می‌دانست و علائم راهنمای حرکت خود به شمار می‌آورد. حرکت امام برای سعادت کشور و ملت، بر مبنای هدایت شریعت اسلامی بود؛ لذا «تکلیف الهی» برای امام کلید سعادت به حساب می‌آمد و او را به هدفهای بزرگِ آرمانی خود می‌رساند.۱۳۸۲/۱۱/۱۹
بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش

اعتماد به خدا، ۱۳۸۲

اراده الهی، امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه)
امام به اراده ی تشریعی پروردگار اعتقاد و به اراده ی تکوینی او اعتماد داشت و می‌دانست کسی که در راه تحقق شریعت الهی حرکت می‌کند، قوانین و سنت‌های آفرینش کمک گار اوست.۱۳۸۲/۱۱/۱۹ بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش
اعتماد به خدا، اراده الهی، امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه)

اعتماد به خدا۱۳۸۲

ما سخن قرآن را در عمل تجربه کردیم که می‌فرماید: «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا» و می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ» و می‌فرماید: «وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ».
ما افق آینده را در برابر ملت خود و جهان اسلام، روشن می‌بینیم و با اعتماد روزافزون به وعده الهی، راهی را که امام خمینی عظیم ترسیم کرده است، با عزم راسخ ادامه می‌دهیم. و العاقبه المتقین.۱۳۸۲/۱۱/۰۸
پیام به کنگره ی عظیم حج

اعتماد به خدا۱۳۸۲

آنچه ما را در مقابل توطئه ی دشمن، پایدار می‌کند، ایمان به خدا و اعتماد به وعده ی الهی است. وعده ی الهی این است که: «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ»؛ آن کسی که دین خدا را نصرت کند؛ آن کسی که طبق دستور الهی نیروهای خود را در راه نجاح و فلاح و صلاح به میدان بیاورد، خدای متعال او را تنها نخواهد گذاشت و او را موفّق و پیروز خواهد کرد. تجربه ی ما هم همین را نشان می‌دهد.۱۳۸۲/۰۹/۰۵
بیانات در دیدار کارگزاران نظام

اعتماد به خدا۱۳۸۲

مبارزه با توطئه دشمن، ایمان، اطمینان به وعده الهی، وعده‌های الهی، مقاومت، آمادگی برابر دشمن
آنچه ما را در مقابل توطئه ی دشمن، پایدار می‌کند، ایمان به خدا و اعتماد به وعده ی الهی است.۱۳۸۲/۰۹/۰۵
بیانات در دیدار کارگزاران نظام
اعتماد به خدا، مبارزه با توطئه دشمن، ایمان، اطمینان به وعده الهی، وعده‌های الهی، مقاومت، آمادگی برابر دشمن

۱۳۸۲

ترجیح رضای خداوندبرمردم توسط پیامبر(ص) در ازداوج با همسر پسرخوانده خود
درس بزرگ این است که با اعتماد و اتّکای به نفس و استمداد از خداوند متعال و تصحیح روز به روز کارها و برطرف کردن اشکالها، راه خود را به سمت اهداف عالیه ادامه دهد و بداند که صلاح دنیا و آخرتش در این است. این، هم خدا را راضی خواهد کرد و هم دلها و افکار مردم را به حقّانیت مجموعه ی قضائی متوجّه خواهد نمود. «وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا»؛ حسابگر و قضاوت کننده ی واقعی در مورد اعمال و رفتار انسان، خداست و همین کافی است.
شما ملاحظه کنید، خداوند متعال حبیب خود، پیغمبر مکرّم و معظّم را در امتحان دشواری قرار داد که در آن واقعه بیشترین چیزی که در تهدید لطمه بود، آبرو و اعتبار خود پیغمبر بود؛ قضیه‌ای که در سوره ی احزاب بیان شده است: «وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ». در این حادثه، افکار و عواطف عمومی ممکن بود علیه پیغمبر تحریک شود؛ موضع، موضع تهمت بود؛ «وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ ». خدا به پیغمبرش می‌گوید ملاحظه ی حرف این و آن را می‌کنی، درحالی که باید ملاحظه ی خدا را بکنی. و پیغمبر ملاحظه ی خدا را کرد و این امتحان بزرگ و بسیار دشوار را از سر گذراند. در اینجاست که این آیه ی تکان دهنده ذکر می‌شود: «الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ...». لازمه ی تبلیغ رسالات الهی این است. عدّه‌ای را بر اثر اشتباه یا سوء فهم یا تبلیغات خصمانه و موذیانه در مقابل انسان قرار می‌دهند؛ راه مقابله فقط این است که انسان محاسبه ی خدایی را ملاک قرار دهد. لذا در پایان همین آیه می‌فرماید: «وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا»؛ خدا محاسبه کننده است؛ اوست که قضاوت خواهد کرد که من و شما در این راه، درست حرکت کرده‌ایم یا نه. اگر خدا این طور قضاوت کرد، آن وقت خاصیت با خدا بودن این است که خودِ خدای متعال متکفّل اصلاح نظر مردم هم خواهد بود: «من أصلح ما بینه و بین اللّه اصلح الله ما بینه و بین النّاس ». خدای متعال خودش این بخش قضیه را هم به عهده می‌گیرد؛ کمااینکه در قضیه ی پیغمبر به عهده گرفت و حقیقت را روشن کرد.
شهید عزیز ما، مرحوم بهشتی هم بزرگترین امتحانش این بود. آن مقداری که در آن دوره به این سیّد بزرگوارِ نورانیِ ارزنده ی برجسته، دستهای تبلیغاتی دشمن تهمت زدند، به کمتر کسی از عناصر انقلاب در طول زمان این همه اهانت‌های خصمانه و بغض آلود کردند. گفتند انحصارطلب است، متکبّر است، قدرت طلب است، دنبال دیکتاتوری است؛ اما او راه خود را با قدرت و قوّت طی کرد. البته جان خودش را گذاشت؛ اما در واقع با استقامت در این راه، جان و حقیقت و هویّت خودش را به عرش اعلی رساند. همه ی این‌ها برای ما درس است.۱۳۸۲/۰۴/۰۷
بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی
تاریخ عصر بعثت و دوران حیات و حکومت پیامبر(صلی الل، شهید بهشتی‏، تاریخ شکل گیری و تثبیت جمهوری اسلامی،

۱۳۸۲ اعتماد به خدا

تلاشگری، نصرت الهی، سکینه الهی، سکینه، ، حسن ظن به خدا
«سکینه» ناشی از اعتماد و حسن ظنّ به خداست. وقتی شما هدف درستی را انتخاب می‌کنید و در راه آن هدف به تلاش می‌پردازید، خدای متعال در این جا وعده ی نصرت داده است؛ بروبرگرد هم ندارد.۱۳۸۲/۰۳/۰۷
بیانات در دیدار نمایندگان مجلس

سکینه الهی، حسن ظن به خدا، اعتماد به خدا۱۳۸۲

«سکینه» ناشی از اعتماد و حسن ظن به خداست.۱۳۸۲/۰۳/۰۷
بیانات در دیدار نمایندگان مجلس
سکینه الهی، حسن ظن به خدا، اعتماد به خدا

اعتماد به خدا۱۳۸۱

اگر کسی به شاهنامه نگاه کند، خواهد دید که یک جریانِ گاهی باریک و پنهان و گاهی وسیع، از روح توحید، توکّل، اعتماد به خدا و اعتماد به حق و مجاهدت در راه حق در سرتاسر شاهنامه جاری است. این را می‌شود استخراج کرد، دید و فهمید. مخصوصاً بعضی از شخصیتهای شاهنامه خیلی برجسته هستند که اینها را باید شناخت و استخراج کرد. من یک وقت گفتم که «اسفندیار» مثل این بچه حزب اللّهی‌های امروز خودِ ماست! در فرهنگ شاهنامه یک حزب اللّهی غیورِ دین خواهِ مبارز وجود دارد.۱۳۸۱/۱۱/۰۸
بیانات در دیدار جمعی از اعضای انجمن قلم

اعتماد به خدا۱۳۸۱

جوانان عزیز! به خدا توکّل و اعتماد کنید. به نیروی ذاتیِ خداداده‌ای که در وجود شماست، تکیه کنید. استعدادهای خود را به منصه ی ظهور آورید. از خود، انسانهای والا و شرافتمندی بسازید که نیروهای مسلّح و این ملت به آنها افتخار می‌کنند. در محیط زندگی و خدمت، عنصر رهبری را در وجود خود تقویت کنید. مجموعه‌های همجوار و زیر فرمان و دوستان و معاشران خود را با عمل و زبان خود به صراط مستقیم الهی هدایت کنید؛ خدا هم با شماست.۱۳۸۱/۰۸/۰۷
بیانات در دانشگاه افسری امام علی(ع)

اعتماد به خدا۱۳۸۱

وقتی نیروهای مسلّح ما در عملیات بیت المقدّس با تدبیر، روشن بینی، اراده ی برخاسته از ایمان، توکّل به خدا، استفاده ی از همه ی امکانات - یعنی نگذاشتند جزئی از امکانات هدر برود - و با تکیه به نیروی خود و اعتماد به خدای متعال حرکتشان را شروع کردند، هیچ کس در دنیا باور نمی‌کرد اینها بتوانند خرمشهر را آزاد کنند؛ اما توانستند. وقتی ما اعلام کردیم خرمشهر را پس گرفته‌ایم، تا یکی دو روز خبرگزاریهای دنیا حاضر نبودند این خبر را پخش کنند - با چشم تردید به آن نگاه می‌کردند - اما این اتّفاق افتاد و آخر هم همه مجبور شدند به این پیروزی اذعان کنند.۱۳۸۱/۰۳/۰۱
بیانات در دیدار جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدا

اعتماد به خدا۱۳۸۰

دوستان و دشمنان ملت ایران بدانند که این ملت، راه خود را شناخته و تصمیم خود را گرفته است و برای رسیدن به قلّه ی پیشرفت و سعادت با تکیه به خدا و اعتماد به قدرتی که خداوند به او بخشیده است هر مانعی را از سر راه برخواهد داشت.کمک و توفیق الهی یار این ملت و دعای حضرت بقیه الله ارواحنا فداه پشتیبان آنان باد.۱۳۸۰/۱۱/۲۳
پیام به مناسبت راهپیمایی ۲۲ بهمن

اعتماد به خدا۱۳۸۰

با اعتماد به فضل و رحمت الهی و امید به توجّهات حضرت بقیه اللَّه روحی فداه توفیق مسئولان را در عمل به آنچه موجب رضای او و صلاح ملت است، و توانائی و عزم آنان را در تأمین عدالت اجتماعی و نزدیک شدن به رفتار علوی، از خداوند عزوجل مسألت می‌نمایم.۱۳۸۰/۰۳/۱۹
پیام تشکر در پی حضور پرشور مردم در انتخابات ریاست جمهوری

اعتماد به خدا۱۳۸۰

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی، مردی فرزانه از تبار پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه وآله و سلّم، نقش اساسی در بیداری اسلامی در همه ی جهان، به ویژه در کشورهای منطقه داشت. پیروزی مسلمانان در رویاروییِ به ظاهر نابرابر با دشمنان اسلام در جنوب لبنان، نشان دیگری از اصالت و حقّانیت مبارزات اسلامی و تأکیدی است بر این که اگر مسلمانان به وعده ی خداوند اعتماد کنند و برای خدا مجاهده نمایند، پیروزی آنها حتمی است.۱۳۸۰/۰۲/۰۴
بیانات در مراسم گشایش کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین

اعتماد به خدا۱۳۷۸

ما یک نمونه ی زنده ی کسانی را که مرعوب نمی‌شوند در زمان خودمان دیدیم - یعنی امام (ره) - و هزاران نمونه ی دیگر را در میدان جنگ و در میدانهای سیاست ملاحظه کردیم. این جوانان مؤمن و پاکباخته، از خدا ترسیدند؛ از هیچ کس غیر خدا نترسیدند: «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ». در گوشه و کنار، افراد و رادیوها و عوامل دشمن، مرتّب به اینها می‌گفتند: علیه شما توطئه می‌کنند؛ بناست ضربه بزنند؛ بناست چنین کنند؛ بناست چنان کنند؛ برای این که اینها را بترسانند؛ اما اینها گفتند نه. ایمانشان بیشتر شد؛ گفتند: «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ»؛ خدا ما را کافی است؛ ما به خدا اعتماد داریم و به او اطمینان می‌کنیم. آن وقت خدای متعال می‌فرماید: «فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ». بله؛ وقتی کسی به خدا اتّکا کند، این گونه است. آن کسانی که دوران جنگ را دیدند و در آن صحنه‌ها بودند، می‌دانند که من چه می‌گویم.۱۳۷۸/۱۱/۲۶
بیانات در دیدار کارگزاران حج

۱۳۷۸

اتکا به خداوند عامل ایستادگی و مرعوب نشدن در مقابل دشمنان
نکته ی بعدی هم این است که مجلس باید مجلسی باشد که بتواند در مقابل زورگوییها و زیاده خواهیها و مرعوب کردنها و تطمیع کردنهای قدرتمندان جهانی بایستد و مصالح کشور و ملت را محاسبه کند و دنبال آن برود. امام رضوان اللَّه علیه بارها اسم «مدرّس» را می‌آوردند. مگر خصوصیت مدرّس چه بود؟ از مدرّس عالِمتر هم داشتیم. مدرّس خصوصیت عمده اش این بود که هیچ عامل ارعاب و تهدید و تطمیع و فریبگری در او اثر نمی‌کرد. همان وقتی که علی الظّاهر فضا را بر ضدّ او آن چنان متشنّج کرده بودند که علیهش شعار می‌دادند، او ایستاد و حرف خودش را زد. این خصوصیت یک نماینده ی خوب در مجلس است. بعضیها زود مرعوب می‌شوند! من بارها عرض کرده‌ام که قدرتهای استکباری - یعنی همین قدرتهای سلطه گرِ جهانی - که مرتّب روی این کشور و آن کشور دست می‌اندازند و دولتها و ملتها را زیر یوغ خودش می‌کشانند، عمده ی کارشان از ترساندن می‌گذرد. قدرت واقعیشان آن قدر نیست که بر زبان می‌آورند. بدیهی است این همه که اینها با این انقلاب و با این کشور بدند، اگر قدرت داشتند، تاکنون این انقلاب این طور رشد نمی‌کرد و این گونه نمی‌ماند. آیا این خود دلیل نیست که سلطه گران امریکا و صهیونیستهای عالم، آن چنان که ادّعا می‌کنند، قدرت ندارند؟! اینها عمده ی کارشان را از راه تهدید و مرعوب کردن پیش می‌برند. نماینده باید کسی باشد که مرعوب نشود. چه کسی مرعوب نمی‌شود؟ آدمی که دلش به خدا متّکی باشد. وقتی انسان به خدا متوکّل بود، از هیچ کس مرعوب نمی‌شود. ما یک نمونه ی زنده ی کسانی را که مرعوب نمی‌شوند در زمان خودمان دیدیم - یعنی امام (ره) - و هزاران نمونه ی دیگر را در میدان جنگ و در میدانهای سیاست ملاحظه کردیم. این جوانان مؤمن و پاکباخته، از خدا ترسیدند؛ از هیچ کس غیر خدا نترسیدند: «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ». در گوشه و کنار، افراد و رادیوها و عوامل دشمن، مرتّب به اینها می‌گفتند: علیه شما توطئه می‌کنند؛ بناست ضربه بزنند؛ بناست چنین کنند؛ بناست چنان کنند؛ برای این که اینها را بترسانند؛ اما اینها گفتند نه. ایمانشان بیشتر شد؛ گفتند: «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ»(۱)؛ خدا ما را کافی است؛ ما به خدا اعتماد داریم و به او اطمینان می‌کنیم. آن وقت خدای متعال می‌فرماید: «فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ».(۲) بله؛ وقتی کسی به خدا اتّکا کند، این گونه است. آن کسانی که دوران جنگ را دیدند و در آن صحنه‌ها بودند، می‌دانند که من چه می‌گویم. تمام قدرتهای مسلّح عالم، دست به دست هم دادند برای این که بتوانند یک وجب از خاک این کشور را بگیرند؛ بتوانند بگویند مرز ایران از این نقطه چند کیلومتر عقب آمد؛ اما نتوانستند. این ملت در مقابلشان ایستاد؛ لذا نتوانستند. خدا کمک می‌کند و نمی‌گذارد دشمن غلبه پیدا کند. مرعوب شدن، صفت خیلی بدی است. حالا یک وقت انسان در خانه ی خودش نشسته است و مرعوب می‌شود - این یک نفر آدم است - اما یک وقت انسان در مسند مسؤولیتی نشسته است - در مجلس است، در دولت است - او اگر مرعوب شد، واویلاست! مرعوب شدن او، یعنی از دست دادن بسیاری از امکانات این ملت! نماینده نباید مرعوب شود.۱۳۷۸/۱۱/۲۶ بیانات در دیدار کارگزاران حج
نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مجلس شورای اسلامی، ترس، اعتماد به خدا
قرآن
۱ ) سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۷۳
الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ
ترجمه:
اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [= لشکر دشمن] برای (حمله به) شما اجتماع کرده‌اند؛ از آنها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.»
۲ ) سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۷۴
فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ
ترجمه:
به همین جهت، آنها (از این میدان،) با نعمت و فضل پروردگارشان، بازگشتند؛ در حالی که هیچ ناراحتی به آنان نرسید؛ و از رضای خدا، پیروی کردند؛ و خداوند دارای فضل و بخشش بزرگی است.

اعتماد به خدا۱۳۷۸

دیدید که دشمنان در تابستان امسال در همین تهران حوادثی به وجود آوردند. انسانها اگر از سکینه و آرامش و توکّل و اعتماد به خدا و اعتماد به آینده و اعتماد به آنچه که از مبانی حق در اختیار آنهاست، برخوردار نباشند، در مقابل این طور حوادث دست و پایشان را گم می‌کنند؛ بخصوص اگر انسان بداند که این حوادث را دشمن برنامه ریزی کرده است؛ که بعید هم نیست و قرائنی هم دارد. دشمن از بعد از رحلت امام یک برنامه ی ده ساله را طرّاحی کرد تا در طول ده سال آن را به نهایت برساند.۱۳۷۸/۱۰/۰۴
بیانات در دیدار کارگزاران نظام

مردم، جهاد، اعتماد به خدا، راه خدا، نصرت الهی۱۳۷۸

ملت و مجموعه‌ای که در راه خدا تلاش می‌کند، محال است که خدای متعال حمایتش نکند.۱۳۷۸/۰۸/۲۲
بیانات در دیدار جمعی از پاسداران

اعتماد به خدا۱۳۷۸

یقیناً یکی از عناصری که عامل پیشرفت اسلام بود، اعتماد به خدا و احکام الهی بود: «آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ». خود پیامبر و مؤمنینِ صدر اوّل، از اعماق دل به پیام اسلام معتقد بودند و شعارهای اسلامی، حقایق اسلامی و کافی بودن اسلام را برای نجات بشریت، حقیقتاً از بن دندان قبول داشتند. این ایمان، عامل بسیار مهمّی است. .۱۳۷۸/۰۸/۱۵
بیانات در دیدار کارگزاران نظام

اعتماد به خدا۱۳۷۸

هر کدامِ ما که در نظام اسلامی مسؤولیتی داریم - مسؤولیتهای اجرایی، مسؤولیتهای مشورتی، مسؤولیتهای تحقیقی، تقنینی - بایستی سعی مان بر این باشد که آن عنصر قوّت و قدرت را که در تاریخ اسلام سراغ داریم و در زندگی خودمان هم تجربه کرده‌ایم، در خودمان زیاد کنیم؛ آن، اعتماد به خدا، اعتماد به آنچه که از اسلام در دست داریم، و از محوریت خارج کردن من؛ یعنی کم کردن منیّتهای شخصی، منیّتهای قومی، منیّتهای گروهی و منیّتهای سیاسی.۱۳۷۸/۰۸/۱۵
بیانات در دیدار کارگزاران نظام

اعتماد به خدا عامل پیشرفت اسلام۱۳۷۸

[سؤالی که راجع به بعثت در ذهن‌های مردم شکل می‌گیرد این است که راز پیشرفت اسلام در آن روزگار غربت معرفت و عمومیت جهل، که همه دنیا را پر کرده بود، چه بود؟] یقیناً یکی از عناصری که عامل پیشرفت اسلام بود، اعتماد به خدا و احکام الهی بود: «آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ».(۱) خود پیامبر و مؤمنینِ صدر اوّل، از اعماق دل به پیام اسلام معتقد بودند و شعارهای اسلامی، حقایق اسلامی و کافی بودن اسلام را برای نجات بشریت، حقیقتاً از بن دندان قبول داشتند. این ایمان، عامل بسیار مهمّی است.۱۳۷۸/۰۸/۱۵
بیانات در دیدار کارگزاران نظام
اعتماد به خدا، اسلام، پیشرفت
قرآن
۱ ) سوره مبارکه البقره آیه ۲۸۵
آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ
ترجمه:
پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملاً مؤمن می‌باشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آورده‌اند؛ (و می‌گویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمی‌گذاریم (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست.»

اعتماد به خدا، ۱۳۷۸

احکام الهی، الگوهای اسلامی، اسلام
یکی از عناصری که عامل پیشرفت اسلام بود، اعتماد به خدا و احکام الهی بود.۱۳۷۸/۰۸/۱۵
بیانات در دیدار کارگزاران نظام
اعتماد به خدا، احکام الهی، الگوهای اسلامی، اسلام

اعتماد به خدا۱۳۷۸

خدا را حمد و شکر می‌کنم که این دولتِ فعّال و کوشنده و این برادران عزیز را توفیق داد که بتوانند دو سال در یکی از حسّاسترین مقاطع تاریخ بعد از انقلابِ ما، این بار مسؤولیت سنگین را بر دوشهای خودشان حمل کنند. امیدوارم همچنان که جناب آقای خاتمی به درستی بیان کردند، این راه با همان شاخصه‌هایی که در وجود شریف امام عزیزمان متبلور و متجسّد بود، با قوّت، با قدرت، با امید و با اعتماد به کمک الهی ادامه پیدا کند.۱۳۷۸/۰۶/۰۲
بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت

اعتماد به خدا۱۳۷۸

نیروی شما از یک طرف نیروی توکّل و اعتماد به خداست. اگر ما خدا را در نظر داشته باشیم و حقیقتاً به عنوان انجام وظیفه کار کنیم، یقیناً لطف و تفضّل و حمایت و کمکهای غیرمحتسبِ خدای متعال به ما خواهد رسید. همین حالا شما خودتان ببینید؛ در روال عادّی کار، گاهی دریچه‌هایی از جایی باز می‌شود که من و شما حسابش را نکرده‌ایم؛ من و شما زحمتش را نکشیده‌ایم. ما که می‌دانیم؛ حالا ممکن است گاهی بعضیها دورا دور خیال کنند که این ما بودیم که مثلاً فلان گشایش جهانی را، فلان گشایش منطقه‌ای را و فلان گشایش ملی را انجام دادیم.۱۳۷۸/۰۶/۰۲
بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت

اعتماد به خدا۱۳۷۸

عزیزان من! به نظر من، راه دینداری، راه توکّل به خدا و راه اعتماد به وعده الهی است. «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ»؛ ایمان و تقوا، راه‌های طبیعی را هم باز می‌کند، مشکلات طبیعی را هم برطرف می‌کند؛ مشکلات جهانی را هم برطرف می‌کند؛ خطرهای بزرگ را هم برطرف می‌کند و گشایشهای فراوان به وجود می‌آورد.۱۳۷۸/۰۶/۰۲
بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت

اعتماد به خدا، ۱۳۷۸

پایبندی به اسلام، تمسک به دین، توکل به خدا
راه دینداری، راه توکل به خدا و راه اعتماد به وعده الهی است.۱۳۷۸/۰۶/۰۲
بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت
اعتماد به خدا، پایبندی به اسلام، تمسک به دین، توکل به خدا

اعتماد به خدا۱۳۷۷

آرامش و اطمینان و سکینه‌ای که قرآن به ما آموزش می‌دهد، غیر از حالت خواب رفتگی و خواب آلودگی است؛ غیر از حالت تخدیر است. اهمیت دینِ صحیح این است که حالت تخدیر به کسی نمی‌دهد؛ بلکه حالت تخدیر فکری و روحی را از انسانهایی که تحت تأثیر عوامل گوناگون دچار آن حالت شده‌اند، به کلّی می‌زداید؛ آنها را هوشیار و حسّاس می‌کند و به خود می‌آورد؛ اما درعین حال آنها را از آشفتگی و تشویش و دغدغه ی فکری نجات می‌دهد. دینِ صحیح، حالت سکینه و اطمینان و آرامش و اعتماد به خود و اعتماد به خدا و اعتماد به آینده را به انسان می‌بخشد. آنچه که امروز جزو وظایف حتمی مبلّغان ماست، القای این حالت به مؤمنین، به مخاطبان و به آحاد مردم است..۱۳۷۷/۰۹/۲۳
بیانات در دیدار جمعی از روحانیون

اعتماد به خدا۱۳۷۷

من به شما مبلّغان عزیز و به شما جوانان عزیز عرض می‌کنم که اقتدار این نظام، احساس اطمینان به وعده ی الهی، احساس سکینه ی این کشتی امن و امان و آرام را در دلها و جانهای مردم عمیق کنید. هرچه می‌توانید، همان سکینه‌ای را که خدای متعال در زمان پیامبر، در جنگ بدر و در جنگ حُنین و در قضایای گوناگون، بر دلهای مؤمنین نازل کرد، با آیات الهی در دلهای مؤمنین مستقر کنید. دشمن می‌خواهد مردم را مضطرب کند. یکی از راه‌های سکینه و اطمینان، وحدت و الفت دلهاست.۱۳۷۷/۰۹/۲۳
بیانات در دیدار جمعی از روحانیون

اعتماد به خدا، ۱۳۷۷

دین، سکینه، امنیت، آرامش، اعتماد به نفس
دین صحیح، حالت سکینه و اطمینان و آرامش و اعتماد به خود و اعتماد به خدا و اعتماد به آینده را به انسان می‌بخشد.۱۳۷۷/۰۹/۲۳
بیانات در دیدار جمعی از روحانیون

اعتماد به خدا۱۳۷۷

برجستگی وجود اباعبداللَّه علیه السّلام دارای ابعاد است که هر کدام از این ابعاد هم بحث و توضیح و تبیین فراوانی به دنبال دارد؛ ولی اگر دو، سه صفت برجسته را در میان همه ی این برجستگیها اسم بیاوریم، یکی از آنها «اخلاص» است؛ یعنی رعایت کردن وظیفه ی خدایی و دخالت ندادن منافع شخصی و گروهی و انگیزه‌های مادّی در کار. صفت برجسته ی دیگر «اعتماد به خدا»ست. ظواهر حکم می‌کرد که این شعله در صحرای کربلا خاموش خواهد شد. چطور این را «فرزدقِ» شاعر می‌دید؛ اما امام حسین علیه السّلام نمی‌دید؟! نصیحت کنندگانی که از کوفه می‌آمدند، می‌دیدند؛ اما حسین بن علی علیه السّلام که عین اللَّه بود، نمی‌دید و نمی‌فهمید؟! ظواهر همین بود؛ ولی اعتماد به خدا حکم می‌کرد که علی رغم این ظواهر، یقین کند که حرف حق و سخن درست او غالب خواهد شد. اصل قضیه هم این است که نیّت و هدف انسان تحقّق پیدا کند. اگر هدف تحقّق پیدا کرد، برای انسانِ با اخلاص، شخصِ خود او که مهم نیست.
یکی از بزرگان اهل سلوک و معرفت را دیدم در نامه‌ای نوشته است که اگر فرض کنیم - به فرض محال - همه ی کارهایی که نبیّ مکرّم اسلام صلّی اللَّه علیه وآله وسلّم انجام داد و هدفِ او بود که آنها را انجام دهد، انجام می‌گرفت، منتها به نام یک کس دیگر، آیا در آن صورت پیامبر اسلام ناراضی بود؟ آیا می‌گفت که چون به نام دیگری است، نخواهم کرد؟ آیا این گونه بود؟ یا نه؛ هدف این است که آن کارها انجام گیرد؛ به نام چه کسی انجام گیرد، مهم نیست. پس، هدف مهمّ است. «شخص» و «من» و «خود» برای انسانِ با اخلاص اهمیتی ندارد. اخلاص را دارد، اعتماد به خدا را هم دارد. می‌داند که خدای متعال حتماً این هدف را غالب خواهد کرد؛ چون فرموده است: «وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ» خیلی از این جنودی که غالبند، در میدان جهاد به خاک شهادت می‌افتند و از بین می‌روند؛ لیکن فرموده است: «وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ»؛ درعین حال غلبه با آنهاست.۱۳۷۷/۰۹/۰۲
بیانات در دیدار جمعی از پاسداران و بسیجیان

اعتماد به خدا۱۳۷۷

در انقلاب نیز همین گونه بود. امام ما هم که می‌بینید این قدر خدای متعال او را به مقام رفیع رساند - و رفعناه مکانا علیّا - و علی رغم همه ی عوامل در سرتاسر دنیای مادّیت و استکبار که می‌خواستند او را محو کنند، به فراموشی دهند و کوچک کنند، او را حفظ و بزرگ کرد و ماندگار و جاودان نمود، علّت همین بود که این سه خصوصیت را داشت: اوّلاً با اخلاص بود و برای خود چیزی نمی‌خواست؛ ثانیاً به خدای خود اعتماد داشت و می‌دانست که کار و هدف، تحقّق پیدا خواهد کرد - به بندگان خدا هم اعتماد داشت - ثالثاً زمان و «موقع» را از دست نداد. در لحظه ی لازم، اقدام لازم، صحبت لازم، اشاره ی لازم و حرکت لازم را کرد.۱۳۷۷/۰۹/۰۲
بیانات در دیدار جمعی از پاسداران و بسیجیان

اعتماد به خدا۱۳۷۷

این کانون در حال کمالِ فعّالیت است؛ حال یک عدّه خیال می‌کنند این کانون خاموش شده است! حرفهایی می‌زنند که باب آن توهّمِ ابلهانه و خنده آور است. حالا حرفهایی می‌گویند، بعدهم به زودی خواهند فهمید که اشتباه کرده‌اند. بنابراین، حرکت امام به خاطر آن سه عامل عظیم - یعنی اخلاص، اعتماد به خدا و شناختن «موقع» و بهره برداری از آن - بود که این عمق را پیدا کرد و خیلی عمیق است. شما پاسداران هم همین طور باید حرکت کنید؛ که تا به حال هم همین گونه حرکت کرده‌اید.۱۳۷۷/۰۹/۰۲
بیانات در دیدار جمعی از پاسداران و بسیجیان

اعتماد انسانهای با اخلاص به وعده ی پیروزی الهی۱۳۷۷

برجستگی وجود اباعبداللَّه علیه السّلام دارای ابعاد است که هر کدام از این ابعاد هم بحث و توضیح و تبیین فراوانی به دنبال دارد؛ ولی اگر دو، سه صفت برجسته را در میان همه ی این برجستگیها اسم بیاوریم، یکی از آنها «اخلاص» است؛ یعنی رعایت کردن وظیفه ی خدایی و دخالت ندادن منافع شخصی و گروهی و انگیزه‌های مادّی در کار. صفت برجسته ی دیگر «اعتماد به خدا»ست. ظواهر حکم می‌کرد که این شعله در صحرای کربلا خاموش خواهد شد. چطور این را «فرزدقِ» شاعر می‌دید؛ اما امام حسین علیه السّلام نمی‌دید؟! نصیحت کنندگانی که از کوفه می‌آمدند، می‌دیدند؛ اما حسین بن علی علیه السّلام که عین اللَّه بود، نمی‌دید و نمی‌فهمید؟! ظواهر همین بود؛ ولی اعتماد به خدا حکم می‌کرد که علی رغم این ظواهر، یقین کند که حرف حق و سخن درست او غالب خواهد شد. اصل قضیه هم این است که نیّت و هدف انسان تحقّق پیدا کند. اگر هدف تحقّق پیدا کرد، برای انسانِ با اخلاص، شخصِ خود او که مهم نیست.یکی از بزرگان اهل سلوک و معرفت را دیدم در نامه‌ای نوشته است که اگر فرض کنیم - به فرض محال - همه ی کارهایی که نبیّ مکرّم اسلام صلّی اللَّه علیه وآله وسلّم انجام داد و هدفِ او بود که آنها را انجام دهد، انجام می‌گرفت، منتها به نام یک کس دیگر، آیا در آن صورت پیامبر اسلام ناراضی بود؟ آیا می‌گفت که چون به نام دیگری است، نخواهم کرد؟ آیا این گونه بود؟ یا نه؛ هدف این است که آن کارها انجام گیرد؛ به نام چه کسی انجام گیرد، مهم نیست. پس، هدف مهمّ است. «شخص» و «من» و «خود» برای انسانِ با اخلاص اهمیتی ندارد. اخلاص را دارد، اعتماد به خدا را هم دارد. می‌داند که خدای متعال حتماً این هدف را غالب خواهد کرد؛ چون فرموده است: «وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ»(۱) خیلی از این جنودی که غالبند، در میدان جهاد به خاک شهادت می‌افتند و از بین می‌روند؛ لیکن فرموده است: «وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ»؛ درعین حال غلبه با آنهاست.۱۳۷۷/۰۹/۰۲
بیانات در دیدار جمعی از پاسداران و بسیجیان
حضرت امام حسین(علیه السلام)، اعتماد به خدا، اخلاص
قرآن
۱ ) سوره مبارکه الصافات آیه ۱۷۳
وَإِنَّ جُندَنا لَهُمُ الغالِبونَ
ترجمه:
و لشکر ما پیروزند!

اعتماد به خدا۱۳۷۷

دشمنان ملت ایران از روز اوّل سعی کرده‌اند که دلهای آحاد این ملت را نومید کنند و در ذهن آنها یک فضای تیره و تار به وجود آورند. نقطه ی مقابل این، همان توکّل به خدا و اعتماد به خدا و خواستن از خدا و ارتباط با خدا و تضرّع نزد پروردگار است. این توکل و اعتماد و تضرع، دل را منوّر می‌کند و فضا و افق را روشن می‌سازد. جوانان، جوانی را قدر بدانند. فرصت حیات و فرصت حاکمیت اسلام بر این کشور را هم حقّاً و انصافاً همه باید قدر بدانیم.۱۳۷۷/۰۷/۲۹
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم

اعتماد به خدا۱۳۷۶

در مقابل جبهه ی استکبار، هر چه می‌توانید خودتان را یکپارچه کنید. هر چه می‌توانید خود را به خدا و درِ خانه خدا نزدیک کنید. از خدا بخواهید، به خدا اعتماد کنید و به خدا پناه ببرید. خدای متعال، همچنان که در این هجده، نوزده سال، پشتیبان ملت ایران بود و ملت ایران را امروز از صورت یک ملتِ بدون هیچ گونه تجهیزات، به این عزّت و عظمت و پیشرفت مادّی و معنوی رسانده است، باز هم قادر است که این ملت را بر دشمنانش - بر دشمنان پرسروصدا و پرهای وهویش - به طور کامل پیروز کند و چشم این ملت و این مردم - بخصوص ایثارگران و خانواده‌های شهدا - را روشن فرماید.۱۳۷۶/۱۰/۱۲
بیانات در خطبه‌های نمازجمعه

اعتماد به خدا، ۱۳۷۶

رابطه با خدا، استعانت از خداوند، استکبار، وحدت
در مقابل جبهه ی استکبار، هر چه می‌توانید خودتان را یکپارچه کنید. هر چه می‌توانید خود را به خدا و در خانه خدا نزدیک کنید. از خدا بخواهید، به خدا اعتماد کنید و به خدا پناه ببرید.۱۳۷۶/۱۰/۱۲
بیانات در خطبه‌های نمازجمعه

اعتماد به خدا۱۳۷۵

ملت ایران بحمداللَّه در مسائل گوناگون، هر جا که حضور پیدا می‌کند، حضوری آرامش بخش و ضدّ تشنّج است. هرجا که وارد شدیم، همین طور بوده است - اعتمادی که بحمداللَّه دولتها و ملتها به دولت و ملت ایران می‌کنند - که این هم از تفضّلات الهی است. اینها برای ملتها و دولتهای دیگر الگوست. این به خاطر توکّل و اعتماد به خداست. این هم راه روشن اوست.۱۳۷۵/۰۹/۲۴
بیانات در دیدار جمعی از پاسداران

اعتماد به خدا۱۳۷۴

من به همه ی برادران و خواهران مسلمان که در محشر عظیم حج گرد آمده‌اند متواضعانه توصیه می‌کنم که در حج تدبر کنند و آن دو نکته ی اصلی را یعنی دل سپردن به خدا و نزدیک کردن خود به ذات مقدس الهی در اندیشه و عمل با عبودیت خالص و حقیقی از یک سو و اجتناب و برحذر بودن از شیطانها و دشمنان راه و جهت الهی از سوی دیگر، برای خود تأمین کنند و با روحی مجهّز به تقوا و دلی سرشار از اعتماد به خدا و روحی لبریز از امید به آینده ی امت اسلامی و تصمیمی راسخ در پیگیری هدفهای اسلام و به قصد حاکمیت یافتن معارف و قوانین و فرهنگ اسلامی بر جوامع مسلمان، به دیار خود باز گردند.۱۳۷۴/۰۲/۱۴
پیام به حجاج بیت اللَّه الحرام

اعتماد به خدا۱۳۷۳

سالی گذشت با همه تجربه‌ها و تلخ و شیرینی‌هایش و اینک سالی دیگر برابر ماست. همه بکوشیم در این سال اثر تلخکامیها را با کارهای نیک و تلاشهای ثمربخش بزدائیم و میوه‌های شیرین تلاشهای گذشته را به کام هم میهنانمان و عزیزان این مرز و بوم شیرینتر کنیم. در همه حال به خدا توکل کنید و از او کمک بخواهید و مشعل امید را با اعتماد به خدا و وعده‌های الهی فروزانتر کنید.۱۳۷۳/۱۲/۲۴ پاسخ به پیام تبریک ریاست ستاد مشترک ارتش به مناسبت حلول سال نو

اعتماد به خدا۱۳۷۳

در همه حال به خدا توکل کنید و از او کمک بخواهید و مشعل امید را با اعتماد به خدا و وعده‌های الهی فروزانتر کنید.۱۳۷۳/۱۲/۲۴
پاسخ به پیام تبریک ریاست ستاد مشترک ارتش به مناسبت حلول سال نو


اعتماد به خدا۱۳۷۲

این فرصت را مغتنم شمرده، رئیس جمهور محترم و برادر گرامی خود را به آنچه توصیه ی همه ی انبیا و اولیای مؤمنین است توصیه می‌کنم؛ یعنی رعایت تقوا و بی اعتنایی به زخارف دنیا و دوام ذکر الهی و اعتماد به قدرت حضرت احدیّت و ناچیز شمردن قدرت خود و همه ی قدرتمندان مادّی در برابر قدرت کامله ی الهی، و مهربانی با بندگان خدا و حُسنِ سلوک با مردم؛ بخصوص قشرهای ضعیف که نیروهای همیشه در صحنه ی انقلاب و صمیمی‌ترین یاران آنانند و حفظ موضع مستحکم همیشگی خود در برابر دشمنان و مخالفان و بدخواهان، و نیز به گزینش همکاران و مدیرانی که این معیارها را در آنان بازشناخته و ثبات قدم، استحکام روحیه و استقامت فکر آنان را آزموده باشند.۱۳۷۲/۰۵/۱۲
متن حکم تنفیذ ششمین دوره ی ریاست جمهوری اسلامی ایران

اعتماد به خدا۱۳۷۱

آن نیرویی که انسان را در مقابل همه ی قدرتها با قوت کامل نگه می‌دارد، توکل به خداست. اگر توکل و اعتماد به خدا و ارتباط با خدا بود، حرکت مردمی و بسیجی، حرکتی پایدار و ماندگار خواهد بود. و اگر نبود، یک هیجان و اشتعال در برهه‌ای از زمان پیدا می‌شود، ولی باقی نمی‌ماند و از بین می‌رود. شما اگر نگاه کنید، در دنیا کشوری را با خصوصیات کشور ایران پیدا نخواهید کرد که توانسته باشد در مقابل آن همه دشمن بایستد، بر آنها غالب شود، موانع را بردارد، راه خود را بگشاید، و در جهت اهداف خود حرکت کند. غالباً در کشورها، در انقلابها و در حرکتهای عمومی، به خاطر فشارها و معامله گریها، انحراف پیدا شده است. آن چیزی که تا امروز، این حرکت را در ایران اسلامی این طور مستقیم به سمت هدف هدایت کرده است، همین ایمان شما، ارتباطتان با خدا و روحیه ی دعا و تضرعی است که در نیروهای بسیجی ما وجود دارد. این، همان دعای کمیلی است که شما مقید بودید و هستید بخوانید. این، همان نماز جمعه‌های شماست. این، همان توسلات و توجهات شما به ائمه علیهم السّلام است. و این پیوند و رابطه ی معنوی است که همه چیز را حفظ کرده است. این، یک خصوصیت است که در جاهای دیگر نیست، و باید آن را حفظ کنید.۱۳۷۱/۰۸/۲۷
بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان بسیج

اعتماد به خدا، توکل به خدا۱۳۷۱

آن نیرویی که انسان را در مقابل همه ی قدرتها با قوت کامل نگه می‌دارد، توکل به خداست.۱۳۷۱/۰۸/۲۷
بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان بسیج

اعتماد به خدا، توکل به خدا، رابطه با خدا۱۳۷۱

اگر توکل و اعتماد به خدا و ارتباط با خدا بود، حرکت مردمی و بسیجی، حرکتی پایدار و ماندگار خواهد بود.۱۳۷۱/۰۸/۲۷
بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان بسیج

اعتماد به خدا۱۳۷۱

دشمن می‌خواهد ایران نباشد. دشمن می‌خواهد یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران نباشد. دشمن می‌خواهد پرچم اسلام بالای سر این ملت در اهتزاز نباشد. دشمن می‌خواهد در رأس این حکومت، کسانی مثل رژیم گذشته - نوکرها و دست نشانده‌های خودش - بر سر کار باشند. البته که دشمنان جهانخوار حاضر نیستند یک ملت مستقل را با اتکا به نفس، با اعتماد به خدا، با تکیه به دین اسلام ببینند؛ آن هم در چنین منطقه ی حساسی از عالم و با این احساس عظمتی که در این ملت هست و احساس همدردی ای که نسبت به مسلمانان دارند!۱۳۷۱/۰۶/۲۴
بیانات در دیدار کارگزاران نظام

اعتماد به خدا۱۳۷۱

حج درست می‌تواند تحولی درونی در یکایک مسلمین پدید آورد و روح توحید و ارتباط با خدا و اعتماد به او و رد همه ی بتهای درون و برون وجود آدمی، که همان هواها و هوسهای پست کننده و قدرتهای اسیر کننده ی آدمیند، و نیز احساس قدرت و اعتماد به نفس و رستگاری و فداکاری را در آنان پدید آورد. چنین تحولی است که از هر انسانی، موجودی شکست ناشناس و تهدید و تطمیع ناپذیر می‌سازد.۱۳۷۱/۰۳/۱۳
پیام به کنگره عظیم حج

اعتماد به خدا۱۳۷۱

اینک ملت افغانستان و بخصوص عناصر فعال و مبارز و مسؤولان محترم سیاسی آن کشور، در آغاز راهی دشوار و خطیر قرار دارند که فقط با توکل و اعتماد به خداوند متعال و تمسک به احکام الهی و تکیه به مردم و به کارگیری همه ی ظرفیت و توان ملی و هشیاری در برابر توطئه و نفوذ دشمنان، خواهند توانست آن راه را با موفقیت طی کنند و ان شاءاللَّه به هدفهای والای آن، که حیات طیبه ی اسلامی و رشد و پیشرفت مادی و معنوی است، نائل آیند.۱۳۷۱/۰۲/۱۲
پیام به مناسبت پیروزی ملت مبارز و مسلمان افغانستان

اعتماد به خدا۱۳۷۰

مسلمانان باید آگاه باشند و بمانند؛ فریب دشمن و تبلیغات ترفندآمیز او را نخورند. وحدت و همدلی ما، نخستین آماج آنهاست. باید اجازه نداد که بهانه‌های فرقه یی و مذهبی و طایفه یی، بهانه‌های اختلاف شود. باید اجازه نداد که فشارهای توأم با وعده از سوی استکبار، اراده‌ها را ضعیف کند. باید اجازه نداد که بی خبران از اسلام و دشمنان خصلتی آن، درباره ی حلال و حرام خدا و تفسیر آیات خدا، به لاطائلات بپردازند و اسلام را به میل خود و در خلاف جهت پیام و رسالت اسلام و قرآن، تحریف و معنی کنند. اگر این کارها بشود - که البته نیز خواهد شد - اسلام پرچم نجات بشر را در بخش عظیمی از جهان خواهد گسترانید. به امید آن روز و با تکیه و اعتماد به وعده ی الهی، شما را به خدا می‌سپارم.۱۳۷۰/۱۱/۱۵
پیام به کنفرانس اندیشه ی اسلامی(۱)

اعتماد به خدا۱۳۷۰

ان شاءاللَّه خداوند هم به شما توفیق خواهد داد، و با تکیه ی به اسلام و اعتماد به خدا و بکارگیری ایمان واقعی و صمیمی، همه ی این راه‌های دشوار هموار خواهد شد؛ و همین طور که می‌بینید، ان شاءاللَّه روزبه روز موفقیت جدیدی برایتان پیش می‌آید. ان شاءاللَّه خدا شما را توفیق بدهد و کمک و تأییدتان کند، تا بتوانید در فاصله‌های کوتاهی کارهایی داشته باشید که همین اندازه خوشحالی آور و مسرت انگیز باشد. ان شاءاللَّه موفق باشید.۱۳۷۰/۰۹/۱۲
بیانات در دیدار مدیران وزارت نفت

اعتماد به خدا۱۳۷۰

میدان مبارزه یی که امروز پیش روی ماست، ما را به تکیه گاه مستحکم ذکر خدا و امید و اعتماد به او، بیش از همیشه و پیش از همه محتاج می‌سازد؛ و نماز آن سرچشمه ی جوشانی است که این امید و اعتماد و قدرت معنوی را به ما می‌بخشد.۱۳۷۰/۰۷/۱۶
پیام به اولین اجلاس سالیانه ی اقامه ی نماز در مشهد مقدس

اعتماد به خدا۱۳۷۰

امیدواریم که خداوند به مردم گیلان و زنجان و همه ی مناطق زلزله زده، صبر و همت و پشتکار و امید و اعتماد به کمک الهی مرحمت کند و آثار آن غم و مصیبت عمومی را بکلی از چهره ی آن مناطق بزداید.۱۳۷۰/۰۳/۲۸
بیانات در دیدار جمعی از اقشار مختلف مردم و مسئولان جهاد سازندگی

اعتماد به خدا۱۳۷۰

آن نکته ی اصلی در باب سپاه این است که بلاشک در طول جنگ، سپاه عنصر مؤثر و تعیین کننده ی جنگ بود و اکثر فتوحاتی که ما از اول تا آخر جنگ داشتیم، با نام سپاه همراه است؛ یا منحصراً متعلق به سپاه بود، یا سپاه در آنها نقش اصلی و مهم را ایفا کرده است. این، برای چه بوده است؟ این سؤالی است که البته پاسخش هم برای همه ی شما واضح است. هرچند ممکن است برای بسیاری از آیندگان ما این پاسخ واضح نباشد، لیکن همین پاسخ، راز استمرار پیروزی در صحنه ی مبارزه ی بزرگی است که ما همچنان درگیرش هستیم. واقعاً علت این پیروزیها و این پیشرفتها چه بود؟ پاسخ در یک جمله است: فداکاری ناشی از تدین انقلابی. تدین منهای روحیه ی انقلابی، با گوشه گیری و انزوا و عدم تحرک هم می‌سازد؛ اما تدین با روحیه ی انقلابی - که همان دین خالص و ناب و صحیح و قرآنی است - روحیه و حالتی را با خودش همراه دارد که فداکاری و ایثار و ابتکار و کوچک شمردن موانع و اتکای به خود و اعتماد مطلق و توکل به خدای متعال در آن هست.
این روحیه‌ها موجب شد که در موارد متعددی، شماها به عنوان فئه ی قلیله، بر فئات کثیره فایق بیایید. این باید حفظ بشود. مواظب باشید که این از ما گرفته نشود. اگر خدای نکرده گرفته بشود یا متزلزل گردد، موجودیت نیروی مسلح انقلابی، دیگر معنا نخواهد داشت.۱۳۷۰/۰۲/۲۱
بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی زمینی سپاه

اعتماد به خدا۱۳۶۹

ملت ما و مقدّم بر همه، رزمندگان ایثارگر، این امتیاز بزرگ را دارند که همچون مسلمانان صدر اسلام، جهاد فی سبیل اللَّه را در مقابل صنادید کفر و نفاق و گردنکشان ظالم و متجاوز عالم، با پیروزی کامل به پایان برده و در کارزار بزرگ خود، به هیچ چیز و هیچ کس جز نیروی ایمان و اخلاص - که ناشی از اعتقاد راسخ به توحید و اعتماد به وعده‌های الهی است - تکیه نکرده‌اند. از این پس نیز در راه طولانی به سمت اهداف نهایی انقلاب اسلامی، همیشه پیروزی با شما خواهد بود.۱۳۶۹/۰۶/۲۸
پیام به مجمع فرماندهان سپاه

اعتماد به خدا۱۳۶۹

این نکته را همه ی ما - چه مسؤولان و چه آحاد مردم - باید به یاد داشته باشیم که تنها تکیه گاه یک ملت بزرگ و مبارز و موحد، یاد خدا و توکل به خدا و اعتماد به خداست. این، ما را پیش برد، پیروز کرد و به این جا رساند. اگر ملت دیگری به جای ما بود و همه ی شرایط ما را می‌داشت؛ با این همه دشمن، با آن محاصره، با تحمیل جنگی هشت ساله، با ایجاد گرفتاریهایی مختلف از داخل و خارج، با تهاجم تبلیغاتی، تهاجم فرهنگی، تهاجم مالی، تهاجم پولی، تهاجم نظامی و با سابقه ی فساد چنددهساله، بلکه چندصدساله یی که بر او تحمیل کرده بودند، منتها منهای ایمان و منهای خدا، یقیناً آن ملت طاقت نمی‌آورد و به این جا نمی‌رسید و در نیمه ی راه به زانو در می‌آمد و نمی‌توانست پرچم پیروزی را مثل ما که امروز بر بام عالم برافراشته‌ایم و افتخار می‌کنیم، بیفرازد.
این که دشمنان خدا - امریکا و استکبار و در برهه یی شرق و غرب با هم و ارتجاع و دیگران - این طور دست به یکی کردند و به ما حمله کردند، به خاطر همین بود که محاسباتشان، از عنصر توکل و ایمان به خدا خالی بود و آن را در زندگی ما به حساب نیاورده بودند. با این حساب، باید بگوییم که آنها از یک جهت درست فهمیده بودند. واقعاً اگر ملت ما ایمان به خدا، و اتصال به مبدأ ربوبی و غیب را نداشت، همانی که آنها خواسته بودند، می‌شد؛ یعنی انقلاب شکست می‌خورد، ملت عقب نشینی می‌کرد، پرچمداران مبارزه، سرکوب و شرمنده و سرافکنده می‌شدند و همه ی مبارزان سرتاسر عالم، عقب نشینی می‌کردند. اگر خدا در بین نبود، قضیه غیر از این نبود. این جای قضیه را استکبار اشتباه کرد و باز هم می‌کند. ملتی که به خدا متکی و معتقد باشد و حقیقتاً اعتماد به خدا در قلب او باشد، شکست ناپذیر است و هیچ چیز نمی‌تواند او را به عقب نشینی وادار کند.۱۳۶۹/۰۶/۰۷
بیانات در دیدار جمعی از آزادگان و مسئولان بنیاد مستضعفان و جانبازان

اعتماد به خدا، توکل به خدا، توکل به خدا۱۳۶۹

تنها تکیه گاه یک ملت بزرگ و مبارز و موحد، یاد خدا و توکل به خدا و اعتماد به خداست.۱۳۶۹/۰۶/۰۷
بیانات در دیدار جمعی از آزادگان و مسئولان بنیاد مستضعفان و جانبازان

اعتماد به خدا، اتکا به خدا۱۳۶۹

ملتی که به خدا متکی و معتقد باشد و حقیقتا اعتماد به خدا در قلب او باشد، شکست ناپذیر است و هیچ چیز نمی‌تواند او را به عقب نشینی وادار کند.۱۳۶۹/۰۶/۰۷
بیانات در دیدار جمعی از آزادگان و مسئولان بنیاد مستضعفان و جانبازان

اعتماد به خدا۱۳۶۹

بیچاره آن کسانی که در کشاکش مصیبتهای دنیا، با خدا رابطه یی ندارند. به آنها خیلی سخت می‌گذرد. خوشا به حال آنهایی که در دل، با خدا ارتباط دارند. خوشا به حال آنهایی که به خدا اعتماد و اتکا می‌کنند و خدا را پناه و ملجأ خودشان می‌دانند. این روحیات را حفظ کنید.۱۳۶۹/۰۶/۰۴
بیانات در دیدار جمعی از آزادگان / ۱

اعتماد به خدا۱۳۶۹

اسلام، دین توحید است و توحید یعنی رهایی انسان از عبودیت و اطاعت و تسلیم در برابر هر چیز و هرکس به جز خدا؛ یعنی گسستن بندهای سلطه ی نظامهای بشری؛ یعنی شکستن طلسم ترس از قدرتهای شیطانی و مادّی؛ یعنی تکیه بر اقتدارات بی نهایتی که خداوند در نهاد انسان قرارداده و از او بکارگیری آنها را همچون فریضه یی تخلف ناپذیر، طلب کرده است؛ یعنی اعتماد به وعده ی الهی در پیروزی مستضعفین بر ستمگران و مستکبرین به شرط قیام و مبارزه و استقامت؛ یعنی دل بستن به رحمت خدا و نهراسیدن از احتمال شکست؛ یعنی استقبال از زحمات و خطراتی که در راه تحقق وعده ی الهی، آدمی را تهدید می‌کند؛ یعنی مشکلات راه را به حساب خدا گذاشتن و خود را به پیروزی حتمی و نهایی امیدوار داشتن؛ یعنی در مبارزه، چشم به هدف عالی - که نجات جامعه از هرگونه ستم و تبعیض و جهل و شرک است - دوختن و عوض ناکامیهای شخصی و میان راهی را نزد خدا جستن؛ و خلاصه یعنی خود را مرتبط و متصل به اقیانوس لایزال قدرت و حکمت الهی دیدن و به سمت هدف اعلی ، با امید و بی تشویش شتافتن. همه ی عزت و اعتلایی که به مسلمین وعده داده شده، در سایه ی چنین ایمان و درک روشن و عمیقی از توحید است.۱۳۶۹/۰۳/۱۰
پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره)

اعتماد به خدا۱۳۶۹

ما باید به خدا اتکا و اتکال کنیم و این، جز بندگی و تسلیم در مقابل خدا چیزی نیست. اتکای به خدا و اعتماد به وعده ی الهی، از هر کسی برنمی آید. تنها کسانی می‌توانند به خدا اتکا کنند، که خدا در دل و یاد آنها باشد. اگر خدا در یاد انسان نباشد و فضای جان او را پُر نکند، به خدا هم اعتماد نخواهد کرد و در میدانهای خطر، نخواهد توانست با اعتماد به خدا حضور پیدا کند. قرآن راه را به ما نشان داده است. خوف از خدا و داشتن تقوای الهی و بندگی و تسلیم و خضوع در مقابل پروردگار، راه فلاح و رستگاری در دنیا و عقباست.۱۳۶۹/۰۲/۰۷
خطبه‌های نماز عید فطر

اعتماد به خدا، اتکا به خدا، وعده‌های الهی۱۳۶۹

اتکای به خدا و اعتماد به وعده ی الهی، از هر کسی برنمی آید. تنها کسانی می‌توانند به خدا اتکا کنند، که خدا در دل و یاد آنها باشد.۱۳۶۹/۰۲/۰۷
خطبه‌های نماز عید فطر

اعتماد به خدا، ذکر خدا، رابطه با خدا۱۳۶۹
اگر خدا در یاد انسان نباشد و فضای جان او را پر نکند، به خدا هم اعتماد نخواهد کرد و در میدانهای خطر، نخواهد توانست با اعتماد به خدا حضور پیدا کند.۱۳۶۹/۰۲/۰۷
خطبه‌های نماز عید فطر

اعتماد به خدا، اتکا به خدا، عبودیت، عبودیت۱۳۶۹

ما باید به خدا اتکا و اتکال کنیم و این، جز بندگی و تسلیم در مقابل خدا چیزی نیست.۱۳۶۹/۰۲/۰۷
خطبه‌های نماز عید فطر

اعتماد به خدا۱۳۶۹

انقلاب بزرگ اسلامی ما نشان داد که کلید حل مشکلات بزرگ، در دست خود ملتهاست و اراده ی انسانهاست که در صورت تکیه به خدا و اعتماد به وعده ی الهی، بر تدبیر و خواست قدرتهای مسلط غلبه خواهد کرد. و امروز با حوادثی که در نقاط متعددی از جهان رخ داده، نقش ملتها بیش از پیش به اثبات رسیده است. در برابر درنده خویی رژیم صهیونیست غاصب فلسطین، تنها اراده ی ملت فلسطین است که می‌تواند بایستد و با مقاومت مردانه ی خود، دشمن را به عقب نشینی و قبول شکست وادار سازد.۱۳۶۹/۰۱/۲۴
پیام به مناسبت روزجهانی قدس

اعتماد به خدا۱۳۶۸

امام بزرگوارمان در این برهه از زمان، این انقلاب را برای همه ی مردم دنیا حجت قرار داد تا بدانند که ملتها می‌توانند کار کنند و ببینند که اراده ی ابرقدرتها در سرنوشت کشورها و ملتها تعیین کننده نیست. امروز، ملتها می‌بینند که مردم ایران، با اتکال و اعتماد به خدا توانست حرف خود را به کرسی بنشاند. ما به برکت انقلابمان و به برکت اسلامی که این انقلاب را به وجود آورد و به برکت تبعیت از امام و رهبر عظیم الشّأن فقیدمان، توانستیم راهی را برویم که برای مردم دنیا ناشناخته بود.۱۳۶۸/۰۹/۲۲
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم

اعتماد به خدا۱۳۶۸

اگر کسی علم و کارایی و معرفت درست دارد، متعلق به انقلاب است و باید در اختیار آن قرار بگیرد؛ اما این که حالا علم و کارایی را مطرح کنیم و در آفاق ذهنیت جامعه یا نظام سیاسی و دولتی، به جلوه درآوریم، این طور نبوده است. برادران، در موارد بسیاری، خدمتشان را خاموش و بی سر و صدا و بی توقع در این جا انجام دادند؛ در حالی که کارایی‌های خیلی خوبی هم وجود داشته و زحمات خوبی هم کشیده شده است.
اینها، به اعتماد اجر الهی و برای مقاصد حسنه، کار را انجام می‌دهند که اگر مورد قبول خدا قرار بگیرد، بزرگترین پاداش برای آنهاست و کاری ندارند که مردم از فعالیت آنها مطلع بشوند یا نشوند.۱۳۶۸/۰۵/۱۸
بیانات در مراسم تودیع کارکنان نهاد ریاست جمهوری

اعتماد به خدا۱۳۶۸

ما احساس می‌کنیم بحمداللَّه از درون قوی هستیم. قوّت ما، نه به خاطر تکیه به کسی یا به سیاستی یا به روشی از سیاستها و روشهای معمول دنیاست؛ بلکه به خاطر این است که با خدا رابطه داریم و می‌دانیم برای او کار می‌کنیم و کمک او شامل حال ماست.
ما انگیزه یی جز رضای خدا و پیاده کردن احکام الهی نداریم. این، هدف ما و تمام زندگی ماست. عمرمان را در این راه گذرانده‌ایم و همه ی ملت ایران نیز همین احساس را دارند. بنابراین، هم به کمک الهی اعتماد و اطمینان داریم، و هم به آگاهی و ایمان و انگیزه ی قوی مردم متکی هستیم. باید این دو نیروی قوی را حفظ کنید.۱۳۶۸/۰۴/۰۸
بیانات در مراسم بیعت مسئولان نهضت سواد آموزی

اعتماد به خدا۱۳۶۸

بحمداللَّه ملت ایران به توفیقات زیادی نایل شده است و باز هم توفیقات بیشتری در انتظار اوست. آینده، آینده ی بسیار روشنی است. من امروز آینده ی ملت ایران و جمهوری اسلامی را، آینده یی بسیار روشن و امیدبخش می‌دانم. من این اطمینان و اعتماد را به لطف و تفضل الهی دارم که ملت ایران در مواجهه ی با همه ی مشکلات، یاری و پیروز خواهد شد و ان شاءاللَّه به عنوان یک ملت پیشرو و قدرتمند در صحنه ی داخلی و خارجی، خود را نشان خواهد داد.۱۳۶۸/۰۳/۲۶
بیانات در مراسم بیعت اقشار مختلف مردم