فرهنگ مصادیق:فلسفه عدم جواز معاشرت با غیر مسلمان و عدم استفاده از ذبیحه آنها
کلمات کلیدی ماشینی : فلسفه عدم جواز معاشرت، غیر مسلمان، عدم استفاده از ذبیحه کافر
سوال
فلسفه این قانون چیست که از غذای مشرکین و کفار نمیتوانیم مصرف کنیم؟ (مانند هندوها، سیکها و یا غیر معتقدین و غیره) آیات قرآن یا احادیثی که این قانون را تأیید میکند.
پاسخ
از نظر فقه اسلام یک مسلمان باید در غذای خود از ذبیحه کفار و مشرکین، هم چنین از غذاهایی که با رطوبت بدن کافر ارتباط دارد اجتناب کند. اما غذاهایی که کفار و مشرکین تهیه میکنند ولی ذبیحه آنها نیست و ارتباطی هم به رطوبت بدن آنها ندارد مثل غذاهایی که توسط کارخانهها و دستگاههای اتوماتیک تهیه میشود اجتناب از آنها لازم نیست. البته برخی مراجع اهل کتاب را نجس نمیدانند و لذا غذا خوردن با آنان و استفاده از وسایل آنها بر اساس فتوی برخی اشکال ندارد.
اما در باره فلسفة این حکم باید گفت که این حکم، حکمتها و علتهای زیادی دارد اگر چه همة آنها هنوز برای ما روشن نشده است، اما بعضی از آنها روشن شده است که دو مورد آن را بیان میکنیم:
۱ - نا پاک بودن کفار یک نوع نا پاکی معنوی و آلودگی باطنی است که آثار آن در جسم آنها هم ظاهر شده است و یک فایده نهی از معاشرت و دوستی با آنها و خوردن غذای آنها، حفظ عقاید بسیاری از مردم میباشد که با آمیزش و معاشرت با افراد منحرف و گمراه، به زودی تحت تأثیر قرار میگیرند و منحرف میشوند. این مطلب تازگی ندارد. همیشه مصلحین به افراد معمولی سفارش میکنند که از معاشرت با افراد گمراه و منحرف دوری نمایند، منتهی اسلام این موضوع را به صورت حکم نا پاک بودن کفار بیان کرده است.
البته در بین مسلمانان بسیاری از افراد هم هستند که از نظر فکری و عقیدتی بسیار قوی و نیرومند هستند که گفتار و سفسطههای مشرکین و کفار در آنها هیچ گونه تأثیری ندارد و معاشرت با غیر مسلمانان هیچ خطری برای آنها ندارد ولی از آن جایی که احکام اسلام جنبه خصوصی ندارد. این افراد نیز مستثنی نیستند چه این که در غیر این صورت هر کس به عنوان این که خود را از اهل اطلاع میداند و از همنشینی با کفار در خود خطر انحراف نمیبیند با آنها معاشرت کرده و به کلی حریم قانون شکسته میشود.
۲ - کافر از بسیاری از آلودگیها و چیزهای نجس مانند خون و گوشت خوک و مشروبات الکلی اجتناب نمیکنند و طبعاً تمام زندگی آنها آلوده میباشد، برای دوری از این آلودگیها، آیین اسلام آنها را (نجس) شمرده تا مسلمانانی که ممکن است بر اثر معاشرت آلوده شوند از هر نوع آلودگی محفوظ بمانند.
البته ما نیز اذعان داریم که عمل به این دستور اسلامی به خصوص در کشورهایی که غیر مسلمانان در آنها زندگی میکنند بسیار مشکل است اما با توجه به حکمتهایی عمیق دستورات الهی که بسیاری از آنها هنوز برای بشریت کشف نشده است باید این دستورات به دقت اجرا شود و مرز بین اسلام و کفر همواره مشخص باشد. و اصولاً در عمل به این گونه احکام دشوار است که مؤمن واقعی از مدعیان ایمان تمییز داده میشوند.
دربارهٔ حلیت ذبیحه شرعی جواب این است که اسلام ذبیحة مسلمان را با شرایط خاص حلال میداند به عبارت دیگر چون ذبیحة شرعی دارای شرایط و ویژگیهایی است آن را حلال میداند که ذبیحه غیر شرعی این ویژگیها را ندارد این شرایط عبارتند از:
گفتن (بسم الله)، قطع چهار رگ گردن و …
اسلام با در نظر گرفتن این شرایط میخواهد سه موضوع را تأمین نماید:
۱ - دوری جستن از آیین بت پرستان که حیوانات خود را به نام (بت) سر میبریدند، و لذا گفتن (نام خدا) را به عنوان جزئی از برنامة وسیعی که برای ریشه کن ساختن افکار بت پرستی طرح کرده، لازم دانسته است.
۲ - بیرون ریختن خون از بدن حیوان تا در لابلای گوشت باقی نماند و با آن خورده نشود. طب امروز ضررهای قابل توجهی را برای تغذیه با خون کشف کرده است. گذشته از این، خون همیشه مملو از انواع میکروبهاست و از طرفی به تجربه ثابت شده که تغذیه با خون، روحیات و ملکات نا مطلوبی در انسان بوجود میآورد از جمله قساوت قلب، ضعف عواطف و ستمگری.
۳ - تسریع در جان دادن حیوان و جلوگیری از شکنجه و زجرکش نمودن آن که با روح انسانیت سازگار نیست این موضوع با قطع چهار رگ گردن به سرعت حاصل میگردد.
این خلاصه از حکمتهای ذبح اسلامی است که در ذبح غیر اسلامی نیست.
این نکته ضروری است که ما هنوز حکمت بسیاری از احکام را نمیدانیم و چون با ادلة عقلی خدا و نبوت حضرت رسول(ص) را قبول کردیم لذا نسبت به احکام عملی، تعبد میورزیم و اگر حکمت آن را نفهمیدیم، آن را دلیل بر نبود حکمت در آن حکم نمیگیریم.







