فرهنگ مصادیق:فلسفه حرمت خواندن کتب ضالّه
محتویات
پرسش
چرا خواندن «کتب ضاله» حرام است؟
پاسخ اجمالی
پاسخ تفصیلی
ابتدا باید یادآور شویم که، اسلام دین علم و دانش است؛ و این دین آسمانی، انسانها را به فرا گرفتن علوم و توسعه بخشیدن و همگانی ساختن آن تشویق میکند. تکامل و پیشرفت فرد و اجتماع را در فرا گرفتن دانش میداند؛ ولی در عین حال اسلامبه یک نکته اساسی توجّه کامل دارد و آن نکته این است که همان طور که باید جامعهرا از عوامل خطرهای مادّی مانند بیماریهای واگیردار حفظ کرد، باید ازعوامل انحرافهای فکری و معنوی نیز حفظ نمود.
در تمدّن ماشینی امروز، افراد آزاد هستند که هر نوع عقیده و فکر و انحرافی را تا آن جا که مخلّ به نظام مادّی اجتماع نیست، بپذیرند؛ ولی در اسلاماین طور نیست. اسلام میخواهد جامعهای به وجود آورد که در مسیر تکامل معنوی و اخلاقی پیش برود. این کار میسّر نمیشود جز از این راه که با عوامل انحراف فکری و اخلاقی مبارزه کند و نگذارد این عوامل بر زندگی مردم مسلّط شود.
با توجّه به این اصلاساسی، بخوبی معلوم میشود که چرا اسلام، خواندن کتب گمراه کننده را که به عقاید و افکار صحیح و یا به اخلاقسالم لطمه میزند، ممنوع ساخته است. اگر خواندن این نوع کتب و نوشتهها برای همگان آزاد باشد، مردم چه تضمینی برای نگهداری افکار و اخلاقخود از انحراف دارند؟ هرگز نباید قدرت تلقین و تبلیغ را نادیده گرفت و چه بسا این نوع نوشتهها از راه تلقین و تبلیغ، مسیر زندگی افراد را بکلّی منحرف سازند؛ چه بسیارند جوانانی که بر اثر کتب منحرف کننده و رمانهای عشقی و جنایی رسوا و خطرناک، در پرتگاه فساد و سقوط اخلاقی افتادهاند.
به این علل یاد شده است که اسلاماجازه نداده کتب گمراه کننده، بطور آزاد در اجتماع نشر شود و مورد مطالعه همگان قرار گیرد؛ ولی بر همین اساس که این دین طرفدار علم و دانش است، خواندن و مطالعه این گونه کتابها را بر دانشمندانی که قدرت دارند حقّ و باطل را با میزان عقل توانای خود از هم بشناسند، حرامنکرده است. دانشمندان نه تنها میتوانند این گونه کتابها را مورد مطالعه قرار دهند، بلکه بر دانشمندان اسلامی مطالعه آنها واجبو لازم است تا بتوانند منطق مخالفان را که در این کتب آمده است به دست آورند و با آن مبارزه کنند و چگونگی منطق و راه و روش تبلیغ دشمنان را بشناسند و از راه صحیح و موثّر در مبارزه با آن بکوشند.
در تاریخ اسلاممذاکرات زیادی میان پیشوایان دینی و طرفداران عقاید غیر اسلامی واقع شده که مولّفینی از قبیل مولّف کتاب «احتجاج طبرسی»[۱] به جمع آوری این نوع بحثها پرداختهاند؛ و این خود نمونهای از این است که تحریم «کتب ضالّه» در اسلامبه معنای کشتن آزادی فکر و مخالفت با دانش نیست؛ و پیشوایان دینی همواره این گونه عقاید را از راه منطق و بحث آزاد پاسخ گفتهاند، نه از راه ایجاد اختناق فکری و عقیدهای.[۲]







