فرهنگ مصادیق:غیبت شفاهی (شنیدن، گفتن، پخش کردن)
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | خارج فقه حکم غیبت با ابزار قلم و رسانههای جدید |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبط های بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرم افزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
حکم غیبت و تهمت و دروغ
با توجه به اینکه بنده عضو پارلمان هستم و باید بسیار روحیه اجتماعی داشته باشم و کاملا در اجتماع و در بین مردم باشم و با توجه به این که در دنیای امروز در هر جمعی بلااستثناء عمل قبیح و زشت غیبت کردن و تهمت زدن و دروغ گفتن بسیار رایج شده است حال وظیفه من به عنوان یک مسلمان شیعه و به عنوان یک نماینده پارلمان چیست؟ همونطوری که گفتم من باید در هر اجتماعی بالاجبار حضور پیدا کنم و در آن جمع هم قطعا اعمال غیبت کردن و تهمت زدن و دروغ گفتن انجام میگیرد آیا من باید حضور پیدا بکنم در این جمع یا نه؟ اگر نه برای طرفهای مقابل چه دلیلی با چه زبانی بیاورم؟
به طور کلی، غیبت از نظر اسلام حرام است و قرآن به صراحت از آن نهی کرده و میفرماید: «لَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا[۱]هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند». امام صادق(ع) میفرماید: «غیبت بر هر مسلمانی حرام است و حسنات را از میان میبرد، همان طوری که آتش هیزم را میسوزاند».[۲]
در عین حال گاهی برای مصلحت مهمتر و در سطح کلان این موضوع تجویز میشود. آن موارد عبارتند از:
۱- دادخواهی: اگر انسان برای دادخواهی نزد کسی که میتواند حق او را بگیرد از دیگری که بر او ظلم نموده، تظلّم و دادخواهی کند به گونهای که مستلزم ذکر نام او باشد اشکال ندارد. قرآن مجید به کسانی که مظلوم واقع شدهاند اجازه داده است که فریاد بکشند و حق خود را بگیرند.[۳]
بنابراین اگرغیبت ظالم، باعث رفع ظلم شود (شنونده، قاضی یا شخصی باشد که بتواند مثلاً با نصیحت ظالم رفع ظلم کند) اشکال ندارد.
۲- غیبت کردن از کسی که فسقش آشکار باشد نه پنهانی، مثل این که ظرف شراب را آشکارا در خیابان و بازار به دست گرفته، بیاشامد،همچنین کسی که پرده حیا را انداخته، در حضور مردم از گناه کردن حیا نمیکند، مثلاً کسی که چشم چران است بگوییم چشم چران است. قدر مسلّم جواز غیبت، گناهی است که آشکارا به جا میآورد. امام صادق (ع)میفرماید: هرگاه فاسق به فسق خود تظاهر نماید احترامی ندارد وغیبت او جایز است.[۴]
۳- جرح شاهد یا راوی: هنگامی که انسان ببیند شخص فاسقی در دادگاه بر امری شهادت میدهد یا روایتی نقل میکند، برای حفظ حقوق مسلمانان و احکام شرع باید هر چه درباره او میداند، بیان کند.[۵]
۴- غیبت در مقام مشورت: هرگاه مسلمانی با کسی در خصوص معاملهای یا شناخت شخص دیگری مشورت نمود، و طرف مشورت، عیبی از شخص میداند که اگر نگوید معامله صورت میگیرد و مسلمان به ضرر میافتد یا این که امری تحقق میشود که مشورت کننده لطمه جبران ناپذیری میبیند، ذکر عیب مانعی ندارد.[۶]
۵- غیبت کردن به قصد نهی از منکر، با شرایط آن مانعی ندارد؛ به این معنا که هر گاه منکری را از مسلمانی ببیند و بداند اگر غیبتش را بکند، آن را ترک میکند جایز است، ولی اگر احتمال بدهد آن را ترک کرده، ذکر آن جایز نیست.
اگر مفسده هتک آبروی مسلمان، بیشتر از مفسده منکری که مشغول آن است باشد، غیبت کردنش جایز نیست، هر چند یقین داشته باشد که به واسطه غیبت کردن، آن گناه را ترک خواهد کرد.
۶- ذکر کردن کسی به عیب و نقصی که به آن مشهور و نشانه اش شده است مانند احول (چشم چپ) و اعرج (شل)، لیکن در صورتی که قصد عیب جویی نداشته و فقط به منظور معرفی و شناساندن شخص باشد و طرف از ذکر این القاب ناراحت نباشد. در غیر این صورت باید از این القاب استفاده نکند چون موجب رنجش و آزار برادر دینی میشود.
۷- ردّ ادعای کسی که به دروغ به خود نسبتی میدهد: رد کردن کسی که به دروغ ادعای نسبتی کند، زیرا مصلحت حفظ انساب و خانوادهها، مقدّم بر مفسده هتک ادعا کننده است.[۷]
۸- به طور کلی هر موردی که مصلحت غیبت کردن،از مفسده هتک احترام مؤمن بیشتر باشد، مانند شهادت دادن در مواردی که لازم است.[۸]
در غیر این موارد غیبت کردن و شنیدن جایز نمیباشد و هر فرد مسلمان در هر لباسی که باشد وظیفه دارد از آن پرهیز کند.حال اگر کسی با فردی مواجه میشود که غیبت میکند، یا وارد مجلسی میشود که از دیگران غیبت میکنند، اگر قدرت جلوگیری از گناه و غیبت را دارد باید نهی از منکر کند که البته شرایط خاص خود را دارد و اگر قدرت جلوگیری از گناه و غیبت را نداشته باشد موظف است :
۱. از شخصی که غیبتش میشود دفاع کند، این کار پاداش عظیمی دارد. مانند اینکه بگوید: این فرد که معصوم نیست! این شخص اگر مراحل زیر را طی کند، ان شاءالله به تکلیف شرعی خویش عمل کرده است.
۲. اگر میتواند موضوع صحبت را عوض کند.
۳. هنگام غیبت جوری عکس العمل نشان دهد که طرف مقابل احساس کند که رغبت شنیدن ندارد؛ مثلاً اخم کند نگاهش را به اطراف معطوف دارد و از این قبیل کارها.
۴. در صورت امکان به بهانهای از مجلس بیرون برود.
۵. قلباً از این عمل ناراحت باشد.
برای اطلاعات بیشتر در این زمینه میتوانید به کتاب «اخلاق در قرآن» اثر آیت الله مکارم، ج ۳، ص ۹۷ به بعد و کتاب «گناهان کبیره» اثر شهید دستغیب مراجعه کنید.
پانویس
- ↑ حجرات (49) آیه 12
- ↑ المحدث النوری، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت، قم، 1408 ه.ق، ج 9، ص 117.
- ↑ سوره نسا آیه 148.
- ↑ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ناشر مؤسسه آل البیت، قم، ت1409ق، ج 8ص605.
- ↑ سید عبدالله شبّر، اخلاق، ترجمه محمد رضا جباران، قم، ناشر هجرت، ت1374ش، ص 240.
- ↑ آیت الله سید عبدالحسین دستغیب، گناهان کبیره، قم، ناشر انتشارات اسلامی، ت1389ش، ج 2، ص 281.
- ↑ همان.
- ↑ همان.







