فرهنگ مصادیق:«غنا» در قرآن مجید
پرسش
دیدگاه قرآن راجع به «غنا» یا آهنگهای مختلف چیست؟
پاسخ:
بدون شک، غنا در اسلام به طور اجمال حرام و در منابع دینی، دلائل زیادی بر تحریم آن وجود دارد، هرچند در مفهوم و تشخیص موضوع غناء اختلاف است.
در قرآن مجید، لفظ «غناء» به کار برده نشده، ولی عناوینی همچون: «قول الزور»، «لهو الحدیث»، «لغو»، «لهو»، «لعب» و.... آمده که مطابق روایات، بر «غنا» اطلاق میشود. قبل از هرچیز اشاره به تعریف غنا ضروری است.
غنا
این واژه در لغت به معنای آواز خوش و طرب انگیز آمده است، «ابن اثیر» در کتاب نهایه، و «مرحوم فیروزآبادی» در قاموس المحیط گفتهاند: غنا، صوتی است که به سبب آن، طرب ایجاد شود. «طریحی» در «مجمع البحرین» نیز مینویسد: غنا، صوتی است که دارای ترجیع (برگرداندن صدا در گلو و چهچهه) و طرب آور باشد.
امّا در اصطلاح، فقهی تعریف مختلفی از غنا نمودهاند که به برخی از آنها اشاره میشود.
الف: مشهور فقها گفتهاند: «انه صوت المشتمل علی الترجیع المطرب: غنا صوتی است که شامل ترجیع (چهچهه) طرب آور باشد». این تعریف از همان معنای لغوی گرفته شده است.
ب: امام خمینی مینویسد: «غنا»، مجرد نیکو و خوش کردن صدا نیست، بلکه مد دادن (کشیدن) و ترجیع (برگرداندن صدا در گلو و چهچهه دار کردن) صدا است به کیفیت خاص طرب آور که مناسب مجالس لهو و محافل طرب و آلتهای لهو و ملاهی است.
ج: برخی گفتهاند: «غنا» آهنگهایی است که متناسب مجالس فسق و فجور و اهل گناه و فساد باشد، به تعبیر دیگر: غنا به صوتی گفته میشود که، قوای شهوانی را در انسان تحریک کند و انسان در آن حال احساس میکند، اگر در کنار آن صدا، شراب و فساد جنسی نیز باشد، کاملاً مناسب است.
د: بسیاری از بزرگان نیز تصریح کردهاند که مراد از غنا، کیفیت خاصی از صوت است که تشخیص آن موکول به عرف است، بنابراین، آنچه در عرف غنا نامیده میشود، حرام است.
تعاریف دیگری از غنا شده است که به همین مقدار بسنده میشود و از مجموع کلمات فقهاء به دست میآید که غنا عبارت است از: صوتی که دارای چنین ویژگیهایی باشد.
۱- مرجّع (چهچهه دار) باشد و صدا در گلو برگردان شود.
۲- طرب آور باشد.
۳- از لحنها و آهنگهای اهل فسوق و معاصی باشد.
۴- متناسب با نواختن آلات لهو همراه، رقص، کف زدن و مانند اینها باشد ولو این که بالفعل همراه نباشد.
۵- تحریک کننده قوای شهوانی باشد.
البته باید توجّه داشت که این خصوصیات با ملاحظه نوع و اکثر افراد شنونده معتبر است، کسی نمیتواند بگوید، چون در شخص من یکی از این ویژگیها وجود ندارد، پس غنا نیست و بر من صدق نمیکند و حرام نیست، بلکه معیار تشخیص عرف است؛ وقتی عرف و نوع افراد، صدا را با این خصوصیات تشخیص دادهاند «غنا» محسوب شده و حکم حرمت بر آن مترتب است، از اینجا روشن میگردد که هر نوع آهنگی «غنا» به حساب نمیآید، بلکه از میان آهنگهای متفاوت، تنها انواع خاصی از آن که چنین ویژگیهایی داشته باشد از نظر اسلام ممنوع و حرام شمرده شده است.
آیات قرآن در مورد حرمت غنا
در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارد که بر طبق روایاتی که در تفسیر آنها وارد شده، بر غنا تطبیق گردیده و یا غنا از مصادیق آن شمرده شده است.
در اینجا برخی از آن آیات و روایات را ذکر میکنیم.
۱- خداوند به صورت کلی میفرماید: فاجتنبوا الرجس من الأوثان و اجتنبوا قول الزور،از پلیدیهای بتها اجتناب کنید و از سخن باطل بپرهیزید [۱].
مفسران در این که، «قول زور» چیست؟ چند وجه گفتهاند از جمله: سخن دروغ، شهادت به باطل، شطرنج و....، لیکن در حدیثی امام صادق علیه السلام در تفسیر «واجتنبوا قول الزور» فرمود: «قول الزور، الغناء: سخن باطل همان غنا است».
روایات دیگری نیز به همین مضمون وارد شده که در تمام آنها، غنا یکی از مصادیق «قول الزور» گرفته شده است.
۲- خداوند یکی از ویژگیهای بندگان خاص خود (عباد الرحمن) را چنین ذکر میکند: والذین لا یشهدون الزور، آنها کسانی هستند که شهادت به باطل نمیدهند، یا در مجالس باطل شرکت نمیکنند[۲].
مفسران، «شهادت زور» را دوگونه تفسیر کردهاند؛ یکی به معنای شهادت باطل، و دیگری به معنای حضور در مجالس لهو ولعب، چرا که منظور از شهود، همان حضور است، مؤید این معنا، روایات متعددی است که، این آیه را به مجلس غنا تفسیر کرده است، ازجمله امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: «منظور از آن، غنا است».
و در روایت دیگر آمده است: و قوله -عزوجل- «والذین لا یشهدون الزور» قال: الغنا و مجالسه اهل اللهو، منظور از قول خداوند (لا یشهدون الزور)، همان غنا و شرکت در مجالس اهل لهو و باطل است، که مؤمنان از آن به دورند.
۳- و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل اللّه بغیر علم و یتخذها هزواً اولئک لهم عذاب مهین، بعضی از مردم، سخنان باطل و بیهوده خریداری میکنند تا مردم را از روی جهل و نادانی گمراه سازند و آیات الهی را به استهزاء و سخریه گیرند و برای آنها عذاب خوار کننده است[۳].
در این آیه سخن از گروهی است که سرمایههای خود را برای بیهودگی و گمراه ساختن مردم به کار میگیرند.
بعضی از مفسران در شأن نزول این آیه گفتهاند که این قسمت از آیات درباره مردی نازل شده که کنیز خوانندهای را خریداری کرده بود و شب و روز آن زن خواننده برای او خوانندگی میکرد و او را از یاد خدا غافل میساخت.
در احادیث متعدد از ائمه علیهم السلام نیز آمده است که منظور از «لهو الحدیث» همان غنا و خوانندگی است.
در حدیثی، امام صادق علیه السلام فرمود: «الغناء مجلس لا ینظر اللّه الی اهله و هو مما قال اللّه -عزوجل- و من الناس من یشتری لهو الحدیث...، مجلس غنا و خوانندگی لهو و باطل، مجلسی است که خداوند به اهل آن نمینگرد و این همان است که خداند فرمود: بعضی از مردم هستند که سخنان بیهوده خریداری میکنند، تا مردم را از راه خدا گمراه سازند».
در روایات متعدد است که، وقتی از امام باقر یا امام صادق علیهم السلامراجع به غنا پرسش شد، امام علیه السلام آیه مورد بحث را تلاوت نمود، و غنا را یکی از مصادیق «لهو الحدیث» برشمرد.
۴- خداوند یکی از صفات مؤمنان را رویگردانی از لغو ذکر میکند، والذین هم عن اللغو معرضون، آنها که از هرگونه لغو و بیهودگی روی گردانند[۴].
هرچند واژه «لغو» هر گفتار و عملی است که فایده قابل ملاحظهای نداشته باشد، و مفسران آن را دروغ یا شرک یا دشنام و... تفسیر کردهاند، لیکن یکی از مصایق لغو، غنا میباشد که بسیاری از مفسران به آن متعرض شدهاند، مرحوم طبرسی، روایتی را از امام صادق علیه السلام نقل میکند که در آن امام علیه السلام این آیه شریفه را به غناء و آلات لهو تفسیر نموده است.
۵- یکی دیگر از واژههایی که در قرآن کریم به کار رفته و برخی آن را به معنای غنا گرفتهاند، کلمه «لعب و لهو» است، چرا که این دو واژه در قرآن به معنای هرگونه کار بی هدف یا با هدف خیالی و نامعقول و سرگرمی آمده است.
از این رو، وقتی از امام صادق علیه السلام راجع به غنا و این که عدهای خیال کردند که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله برخی از اقسام غنا را اجازه دادهاند، پرسش شد، حضرت فرمود: دروغ میگویند، چگونه پیامبر صلی الله علیه وآله غناء را اجازه دادند، درحالی که خداوند میفرماید: و ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما لاعبین و لو اردنا ان نتخذ لهواً لاتخذناه من لدنّا ان کنا فاعلینما آسمانها و زمین و آنچه در میان آنها است برای بازی نیافریدیم و به فرض محال اگر میخواستیم سرگرمی انتخاب کنیم، چیزی متناسب با خود انتخاب میکردیم[۵].
در این آیه شریف به این نکته مهم اشاره شده که خداوند جهان هستی را از روی بازی و سرگرمی نیافریده و غرض و هدف از آفرینش موجودات، پوچ و بیهوده نبوده است، پس هرچه را که وسیله بازی و سرگرمی ، بی هدف و پوچ باشد، ذات مقدس خداوند و معصومین علیهم السلام از آن مبرا هستند و غناء یکی از آنها است و هرگز پیامبر صلی الله علیه وآله به آن اجازه نداده است. قرآن مجید در آیات متعدد، حیات دنیای بدون ایمان و تقوی را، «لهو و لعب» به شمار آورده و مورد نکوهش قرار داده است.
۶- یکی دیگر از آیاتی که از آن برای حرمت غنا استدلال شده است این آیه شریف است، و اذا رأو تجاره او لهواً انفضّوا الیها و ترکوک قائماً قل ما عند اللّه خیر من اللهو و من التجاره و اللّه خیر الرازقین، هنگامی که آنها تجارت یا سرگرمی و لهوی را ببینند، پراکنده میشوند و به سوی آن میروند و تو را ایستاده به حال خود رها میکنند، بگو: آنچه نزد خداست بهتر از لهو و تجارت است و خداوند بهترین روزی دهندگان است [۶].
در شأن نزول این آیه آمده است که هنگامی پیامبر صلی الله علیه وآله مشغول اقامه نماز جمعه با مردم بودند، کاروانی که غذا و طعام از شهری به شهر دیگر حمل میکرد وارد مدینه شد، در حالی که در جلوی آن عدهای طبل و آلات لهو و موسیقی مینواختند، پس مردم نماز را ترک کرده و به تماشای آن کاروان رفتند، که این آیه نازل شد.
برطبق این شأن نزول، مراد از لهو همان غنا و آلات لهو، همچون طبل، شیپور و... است که انسان را از یاد خدا غافل میکند و موجب بی حرمتی به عبادات الهی میگردد.
۷- خداوند متعال بعد از استکبار و سرکشی ابلیس به عنوان یک فرمان تهدید آمیز به شیطان فرمود: و استفزز من استطعت منهم بصوتک، هرکدام از آنها (بنی آدم) را که میتوانی با صدای خودت تحریک و وسوسه کن[۷].
هرچند منظور از «صوت شیطانی» هرنوع صدای گناه آلودی است که انسان را به فساد و گناه فرامی خواند، ولی بسیاری از مفسران آن را بر غنا و آلات موسیقی تطبیق کردهاند و گفتهاند، غنا مصداق بارز صوت شیطانی است. در حدیثی، جابر بن عبد اللّه انصاری از پیامبر صلی الله علیه وآله نقل نموده که آن حضرت فرمود: «کان ابلیس اوّل من تغنّی» شیطان، اولین کسی بود که غنا خواند. بنابراین مهمترین راه نفوذ شیطان و بهترین اسباب و وسایلی که برای ایجاد وسوسه در انسان استفاده میکند، همان غنا است.







