فرهنگ مصادیق:غصب - دانشنامه

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از غصب - دانشنامه)
پرش به: ناوبری، جستجو
غصب- دانشنامه

مقدمه

غصب آن است که انسان از روی ظلم، بر مال یا حق دیگری مسلط شود.اسلام، احترام به حریم اموال را بر پیروانش لازم شمرده است. و تصرف ناحق در اموال دیگران - اعم از منقول و غیرمنقول - را غصب و نامشروع می‌داند.

نکوهش غصب در روایات

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «لایَحِلُّ لِامْرِی ءٍ مُسْلِمٍ انْ یَأْخُذَ مالَ اخیهِ بِغَیْرِ حَقّهِ وَ ذلِکَ لِما حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مالَ الْمُسْلِمِ عَلَی الْمُسْلِمِ؛[۱]. بر هیچ مسلمانی حلال نیست مال برادرش را به ناحق برگیرد؛ زیرا خدای عزوجل مال مسلمان را بر مسلمان، حرام کرده است».
در حدیث دیگری رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از غصب به خیانت یاد کرده، می‌فرماید: «مَنْ خانَ جارَهُ شِبْراً مِنَ الارْضِ جَعَلَهُ اللَّهُ طَوْقاً فی عُنُقِهِ مِنْ تُخُومِ الارْضِ الْسَّابِعَهِ حَتَّی یَلْقَی اللَّهَ یَوْمَ الْقِیامَهِ مُطَوَّقاً الَّا انْ یَتوُبَ وَ یَرْجِعَ؛[۲]. کسی که به یک وجب زمین همسایه اش خیانت کند، خداوند آن را از حدود زمین هفتم طوق گردنش قرار می‌دهد تا آن که روز قیامت با همان حالت خدا را ملاقات کند، مگر آن که توبه کند و برگردد».
حضرت امام علی علیه السلام فرمود: «الْحَجَرُ الْغَصْبُ فِی الدَّارِ، رَهْنٌ عَلی خَرابِها؛[۳]. سنگ غصبی در خانه، گرو نابودی آن است».

موارد غصب

۱- عین فقط؛ مثل غصب کردن مستأجر در زمان اجاره عین مورد اجاره را چه خانه و چه غیر آن.
۲- منفعت فقط؛ مثل غصب کردن صاحب خانه، منفعت خانه اجاره داده شده را در زمان اجاره.
۳- عین و منفعت؛ مثل غصب کردن خانه‌ای یا ماشینی را از صاحبش.
۴- حق؛ مثل غصب کردن حق التحجیر (نشانه گذاری) یا غصب کردن مساجد و خیابان که حق عموم است[۴].

احکام غصب

حکم تکلیفی

الف) حرمت: یعنی غصب به طور کلی حرام است.
ب) وجوب رد آن: یعنی برگرداندن آن به مالک یا ولی او واجب است.

حکم وضعی

ضمانت: یعنی در صورت تلف یا خسارت مال غصبی، غاصب ضامن است[۵]. دو حکم تکلیفی غصب در تمام اقسام غصب (عین، منفعت و حق) جریان دارد، ولی حکم وضعی فقط در غصب عین و منفعت جریان دارد، نه حقوق[۶].

چگونگی تحقق غصب در اموال

اموال منقول

الف) حیوان؛ با سوارشدن بر آن یا گرفتن افسار و کنارزدن مالک و بردن و تحت اختیار قرار دادن.
ب) غیرحیوان؛ در اختیار خود گرفتن، در صِدقِ غصب کافی است؛ اگر چه به جایی انتقال ندهد.

اموال غیرمنقول

الف) خانه، مغازه، مسافرخانه، هتل و مانند آن به تسلط یافتن خود غاصب یا فرمانبر او، بعد از دورکردن مالک از ملکش، باغ نیز در صورتی که در و دیوار داشته باشد، چنین است.
ب) باغ در صورتی که در و دیوار نداشته باشد با ورود و رفت و آمد در آن بعد از دورکردن مالک از ملکش به عنوان استیلا یافتن.

غصب منافع

غصب منافع، با گرفتن عین مورد منفعت از صاحب آن یعنی مستأجر[۷].

چگونگی پرداخت تاوان

غاصب ضامن است؛ به این معنا که:
۱- اگر عین موجود است، آن را به صاحبش برگرداند.
۲- اگر عین منفعتی داشته، باید عوض منفعت ضمان غصب را به صاحبش بپردازد.
۳- اگر عین، تلف شده و قیمی[۸]. باشد (مثل حیوان و جواهرات، لباس و...) باید قیمت آن را بپردازد.
۴- اگر مثلی باشد (مثل غلات و یا روغن و یا فلزات و...) و مثلش ممکن است باید مثلش را به هر قیمتی است، بپردازد.
۵- اگر مثلی باشد و برگرداندن مثلش ممکن نباشد به قیمت تبدیل می‌شود.
۶- اگر عیبی در عین مغصوبه حاصل شده، باید ارش نقصان (تفاوت بین صحیح و معیوب) را بپردازد[۹][۱۰].

پانویس

  1. میزان الحکمه، ج 7، ص 227.
  2. وسائل الشیعه، ج 17، ص 309.
  3. نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 1193، حکمت 232.
  4. تحریرالوسیله، ج 2، ص 172، مسأله 1.
  5. تحریرالوسیله، ج 2، ص 173، مسأله 3.
  6. همان، مسأله 4.
  7. تحریرالوسیله، ج 2، ص 174، مسأله 7.
  8. «قیمی» متاعی است که مثل آن در بازار یافت نشود مثل حیوانات و «مثلی» چیزی و متاعی است که در بازار مانند آن یافت شود چون گندم، جو و... (فرهنگ معارف اسلامی، واژه قیمی و مثلی، اقتباس).
  9. تحریرالوسیله، ج 2، ص 180، مسأله 24 و ص 182، مسأله 30 و ص 183، مسأله 35 و ص 185، مسأله 40 و ص 189، مسأله 50 و توضیح المسائل، مسأله 2549.
  10. احکام اسلامی، ص 173.
منبع: دانشنامه اسلامی - تاریخ برداشت:94/11/5
بازگشت به غصب اموال