فرهنگ مصادیق:غسل حیض - ویکی فقه

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از غسل حیض - ویکی فقه)
پرش به: ناوبری، جستجو
حیض - ویکی فقه

مقدمه

حیض، به خونی معروف، از رحم زن بیرون می‌آید، گفته می‌شود.

تعریف حیض

حیض در کلمات بسیاری از فقها به خونی که پس از بلوغ، به صورت عادت ماهانه، در ایامی خاص از رحم زن بیرون می‌آید، تعریف شده است. تعریف یاد شده بنابر تصریح برخی، معنای لغوی و شرعی حیض است. بنابر این، حیض، اسم برای خون یاد شده است[۱][۲][۳] لیکن برخی، آن را اسم معنا (مصدر) دانسته و به جریان خون مخصوص یا گرد آمدن خون در رحم و یا خروج آن از رحم تعریف کرده‌اند. در کلمات بسیاری از لغویان نیز حیض به سیلان و جاری شدن معنا شده است.
صحّت اضافه خون به حیض و اطلاق خون حیض نیز مؤید اسم معنا بودن آن است[۴][۵][۶][۷][۸] البته ثمره‌ای بر این اختلاف مفهومی مترتّب نیست.

نام‌های دیگر حیض

از حیض به طَمث، قرء و محیض نیز تعبیر می‌شود[۹][۱۰] و به زنی که در حالت حیض است حائض می‌گویند.

کاربرد عنوان حیض درفقه

جایگاه اصلی این عنوان باب طهارت است؛ لیکن به مناسبت در برخی ابواب دیگر، نظیر صلات، صوم، اعتکاف، حج، حجر و کفارات نیز از آن سخن گفته‌اند.

ویژگی‌های خون حیض

خون حیض غالب اوقات، تیره رنگ و غلیظ است و با حرارت و سوزش بیرون می‌آید. افزودن قید «غالب» بدین جهت است که خونی که زن در ایام عادت می‌بیند محکوم به حیض است، هرچند فاقد ویژگی‌های یاد شده باشد[۱۱].
برای تشخیص خون حیض از بکارت در صورت اشتباه، پنبه‌ای درون شرمگاه نهاده می‌شود، اگر خون دایره وار در پنبه شکل بگیرد، خون بکارت و اگر در آن نفوذ کند، خون حیض است. این آزمایش بر زن واجب است[۱۲][۱۳] برای تشخیص خون حیض از خون ناشی از زخم درون رحم بنابر قول مشهور زن به پشت می‌خوابد و انگشت میانی را داخل شرمگاه می‌کند، اگر خون از سمت راست انگشت خارج شود، خون زخم و اگر از سمت چپ بیرون آید، خون حیض است [۱۴] جمعی از فقها بر این ملاک اشکال کرده[۱۵][۱۶][۱۷] و برخی، در تشخیص آن دو از یکدیگر، قائل به عکس ملاک فوق شده‌اند[۱۸] [۱۹].

شرایط خون حیض به لحاظ سن

علاوه بر ویژگی‌های یاد شده، در خون حیض شرایطی معتبر است. به لحاظ سن زن، خونی که زن قبل از نه سالگی (بلوغ) و نیز بعد از یائسگی می‌بیند حیض نیست، هرچند دارای صفات حیض باشد. سن یائسگی بنابر مشهور در غیر قرشی و نبطی پنجاه و در آن دو، شصت سال قمری است[۲۰][۲۱] به لحاظ زمان، کمترین مدت حیض سه روز و بیشترین آن ده روز است. بنابر این، خون کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز حیض نیست[۲۲][۲۳] اقلّ طهر (پاکی از حیض) ده روز است. در نتیجه فاصله بین دو حیض کمتر از ده روز نخواهد بود، امّا در ناحیه زیادی محدودیتی ندارد[۲۴][۲۵].
بنابر قول مشهور، سه روزی که زن خون می‌بیند باید پی در پی باشد، از این رو، اگر این سه روز در ضمن ده روز باشد، لیکن پی در پی نباشد- مانند آنکه روزهای اوّل، چهارم و هفتم خون ببیند- حکم به حیض بودن آن نمی‌شود[۲۶].
بنابر قول مشهور، جمع بین حیض و بارداری ممکن است، لیکن در اینکه جمع بین آن دو مطلقا امکان پذیر است یا تنها در صورت آشکار نشدن حاملگی، اختلاف است. بنابر قول به امکان جمع (نظر مشهور)، خونی که زن حامله در ایام عادت می‌بیند و ویژگیهای حیض را دارد، محکوم به حیض است، لیکن در اینکه وجود هردو ویژگی (در ایام عادت بودن و صفات حیض داشتن) شرط است، یا وجود یکی از آن دو کافی است، یا تنها صفات حیض را داشتن یا تنها در ایام حیض بودن شرط است، یا هیچ کدام شرط نیست، احتمالاتی مطرح است.
برخی خون ایام عادت یا همراه با کمی قبل از آن را حیض دانسته و خون پس از آن را در صورتی که پس از بیست روز از ایام عادت ببیند، حیض نمی‌دانند.
برخی خون دوران پس از عادت و قبل از سپری شدن بیست روز را نیز مطلقا حیض دانسته‌اند. برخی، حکم به حیض بودن خون یاد شده را منوط به وجود صفات حیض در آن کرده‌اند. برخی دیگر، اوصاف حیض را مطلقا ملاک دانسته و گفته‌اند: خون واجد صفات حیض محکوم به حیض است، چه در ایام عادت با شد یا در غیر ایام عادت. برخی نیز وجود یکی از دو امر یاد شده (در ایام عادت بودن و صفات حیض داشتن) را در حکم به حیض بودن کافی دانسته‌اند[۲۷][۲۸][۲۹].
خونی که زن در حدّ فاصل بین سه و ده روز می‌بیند و امکان حیض بودن آن می‌رود، بنابر مشهور، بلکه بنابر اجماع ادعا شده، حیض محسوب می‌شود، خواه در صفت متّحد باشند یا مختلف. در فقه از این مسئله به قاعده امکان تعبیر شده است[۳۰][۳۱][۳۲] حیض شدن دختر دلیل و کاشف تحقق بلوغ قبل از آن است[۳۳].
بنابر قول مشهور، حیض نشدن کنیز در مدت شش ماه عیب به شمار می‌رود[۳۴].

اقسام حائض

زن حائض یا صاحب عادت است یا غیر صاحب عادت.
صاحب عادت به عادت وقتیه و عددیه، عادت عددیه و عادت وقتیه و غیر صاحب عادت به مبتدئه، مضطربه و ناسیه تقسیم می‌شود.

صاحب عادت

زنی که دوبار به صورت یکسان خون ببیند.

عادت وقتیه و عددیه

زنی که دو بار در وقت معین خون ببیند و شمار روزهای آن نیز یکی باشد، مثلا هر دو بار، اوّل تا هفتم ماه.

عادت عددیه

زنی که شمار روزهایی که خون می‌بیند یکسان است، امّا زمان آنها متفاوت می‌باشد، مثلا هر دوماه هفت روز خون می‌بیند، لیکن یکی در اوّل و دیگری در وسط ماه.

عادت وقتیه

زنی که زمان خون دیدنش یکسان، امّا روزهای آن متفاوت است،مثلا در اوّل هر دو ماه خون می‌بیند،لیکن در یک ماه پنج روز و در ماه دیگر هفت روز.

غیر صاحب عادت

زنی که در مسئله خون دیدن عادتی ندارد.

تعریف زن مبتدئه

برای مبتدئه دو تعریف ذکر شده است: یکی زنی که نخستین بار خون می‌بیند و دیگری زنی که دارای عادت نیست. خواه منشأ آن، نخستین بار خون دیدن وی باشد یا عدم استقرار عادت.
تعریف دوم، اعم از تعریف اوّل و منسوب به مشهور است .

زن مضطربه

زنی که چند بار خون دیده ولی متفاوت، و عادت مستقر و ثابت نداشته است. مضطربه به ناسیه نیز تعریف شده است.

تعریف زن ناسیه

زنی که عادتش را فراموش کرده است. از آن به متحیره نیز تعبیر شده است[۳۵][۳۶][۳۷].

تحقق عادت

عادت با دوبار خون دیدن زن به صورت یکسان محقق می‌شود. چنان که تبدیل عادت قبلی به عادت بعدی با دو بار تغییر یکسان تحقق می‌یابد. اگر صاحب عادت، دو بار متفاوت خون ببیند بنابر قول برخی، حکم عادت اوّل باقی است.، لیکن اگر چند بار متفاوت خون ببیند، عادتش باطل و به مضطربه ملحق می‌گردد[۳۸][۳۹].

خون عادت وقتیه

صاحب عادت وقتیه- چه عددیه هم باشد یا نباشد- به محض دیدن خون در ایام عادت- و یا یکی دو روز قبل و بعد از آن، به مقداری که پس و پیشِ عادت به شمار رود- آن را حیض قرار می‌دهد و تمامی احکام حیض را مترتّب می‌کند،هرچند فاقد صفات حیض باشد.
پس از آن اگر معلوم شود حیض نبوده- مثلا خون قبل از سه روز قطع شده- عبادتهای انجام نداده را قضا می‌کند[۴۰][۴۱][۴۲].

خون غیر عادت وقتیه

غیر صاحب عادت وقتیه، اعم از صاحب عادت عددیه، مبتدئه، مضطربه و ناسیه، در اینکه به صرف دیدن خون، حائض محسوب می‌شود و وظیفه اش عمل به حکم حائض است یا سه روز صبر می‌کند، در صورت دیدن خون در آن مدت یا بیشتر، آن را حیض قرار می‌دهد و یا تنها در صورت واجد صفات حیض بودن، آن را حیض قرار می‌دهد و یا اینکه تا سه روز بین تروک حائض و اعمال مستحاضه جمع می‌کند، اختلاف است[۴۳][۴۴].
اگر زن- در هر وضعیتی- پس از گذشتن اقل طهر (ده روز) از حیض قبلی سه روز پی در پی خون ببیند و سپس قطع شود، باید آن را حیض قرار دهد و چنانچه پس از آن تا ده روز به صورت غیر متوالی خون ببیند، همه روزها تا سقف ده روز حیض به شمار می‌رود، به شرط آنکه جریان خون از ده روز تجاوز نکند[۴۵].

خون عادت عددیه و وقتیه

صاحب عادت عددیه و وقتیه، در صورتی که به مقدار همان عدد، قبل از ایام عادت یا بعد از آن خون ببیند، حکم به حیض بودن آن می‌شود، هرچند دارای صفات حیض نباشد،چون در این گونه مواقع که عادت، پس و پیش می‌شود، عدد بر وقت مقدم می‌گردد[۴۶][۴۷].
صاحب عادت در صورتی که قبل از ایام عادت خون ببیند و در ایام عادت نیز استمرار داشته باشد، یا در وقت عادت و پس از آن و یا قبل از عادت و زمان عادت و پس از آن، خون ببیند و مجموع آن از ده روز بیشتر نباشد، همه آن روزها حیض خواهد بود[۴۸][۴۹].
حکم خونی که زن بیش از ده روز می‌بیند متفاوت است. صاحب عادت، ایام عادت را حیض و بقیه را استحاضه قرار می‌دهد. هرچند برخی نسبت به ایام استظهار توقف و یا حکم به حیض بودن آن کرده‌اند. مبتدئه و مضطربه بنابر مشهور، خون واجد صفات حیض را- در صورت کمتر نبودن آن از سه و بیشتر نبودن آن از ده روز- حیض و خون واجد صفات استحاضه را استحاضه قرار می‌دهند.
در صورت یکسان بودن خون و عدم امکان تمیز آن و یا فقدان دو شرط یاد شده (کمتر از سه و بیشتر از ده روز نبودن) در عدد ایام حیض به عادت زنان خویشاوند رجوع می‌کند. در صورت عدم امکان و یا مختلف بودن آنان بنابر مشهور به همسالان خود رجوع می‌کند و در صورت عدم امکان و یا اختلاف ایشان، در اینکه در هر ماه چه روزهایی را حیض قرار دهد، اقوال مختلف است. هفت روز در هر ماه، ده روز در یک ماه و سه روز از ماه دیگر، ده روز در هر ماه و سه روز در هر ماه از جمله این اقوال است[۵۰][۵۱][۵۲][۵۳].

حکم خون ناسیه

حکم ناسیه در رجوع به صفات همچون حکم مبتدئه است، لیکن در فرض فقدان صفات به خویشان و همسالان خود رجوع نمی‌کند، بلکه به عدد- بر حسب اختلاف اقوال- عمل می‌کند[۵۴][۵۵][۵۶].

استبرای حائض

بنابر قول مشهور بر حائضی که خونش قبل از ده روز قطع شده و احتمال وجود خون در داخل فرج می‌دهد، واجب است قبل از غسل استبرا کند[۵۷][۵۸].

استظهار حائض

صاحب عادت، که زمان عادت او کمتر از ده روز است، اگر پس از زمان عادتش نیز خون ببیند و نداند تا ده روز ادامه می‌یابد یا نه، استظهار می‌کند. . یعنی تا ده روز از آغاز حیض منتظر می‌ماند و به احکام حائض عمل می‌کند تا تکلیفش روشن شود[۵۹].

احکام حائض

به جا آوردن عبادات مشروط به طهارت همچون نماز، روزه، طواف و اعتکاف بر حائض حرام است و پیدایی قاعدگی در اثنای آنها موجب بطلان عمل می‌گردد[۶۰][۶۱][۶۲]هرچند در طواف بنابر قول مشهور اگر قاعدگی بعد از دور چهارم عارض شود، حکم به بطلان نمی‌شود و باقی مانده دورها پس از پاک شدن انجام می‌شود[۶۳] قضای نمازهای یومیه بر حائض واجب نیست.لیکن قضای روزه ماه رمضان بر او واجب است[۶۴].
در وجوب قضای نماز آیات بر حائض اختلاف است. قول به عدم وجوب به مشهور نسبت داده شده است[۶۵].
تماس گرفتن با آنچه تماس با آن مشروط به طهارت است، مانند نوشته قرآن و نیز بنابر قول مشهور، اسامی خداوند، پیامبران و امامان علیهم السّلام بر حائض حرام است[۶۶] خواندن حتّی بخشی از سوره‌هایی که سجده واجب دارند بر حائض حرام است.لیکن بنابر مشهور سجده کردن در صورت تلاوت آیه سجده و یا گوش دادن به آن (استماع) و یا شنیدن آن (سماع) بنابر قول به وجوب سجده هنگام سماع، بر حائض واجب است[۶۷][۶۸][۶۹]. همچنین توقف در مسجد و گذاشتن چیزی در آن، و مکث و عبور از مسجد الحرام و مسجد النبی بر حائض حرام است[۷۰][۷۱] مشاهد مشرفه معصومین نیز حکم مسجد را دارد. هرچند برخی در این حکم توقف کرده و بنابر احتیاط، حکمِ مسجد را بر آن جاری دانسته‌اند[۷۲][۷۳] آمیزش با حائض از قُبُل حرام و استمتاع از وی در حد فاصل ناف تا زانو بنابر مشهور به گونه تماس با بدن بدون لباس و نیز آمیزش در دُبُر بنابر مشهور، مکروه است. سایر استمتاعات جایز می‌باشد[۷۴][۷۵].
آمیزش با حائض موجب ثبوت تعزیر است. بنابر قول منسوب به مشهور کفاره نیز ثابت است. قول مقابل مشهور استحباب کفاره است[۷۶][۷۷]
کفاره آمیزش بنابر قول مشهور، بلکه ادعای اجماع شده، یک دینار (هیجده نخود) در صورت تحقق آن در یک سوم اوّل ایام حیض و نصف دینار در صورت تحقق آن در یک سوم میانی و ربع دینار در یک سوم آخر آن است[۷۸][۷۹] کفاره تنها بر عهده زوج است و بر زوجه حتّی در فرض رضایت وی بر آمیزش چیزی نیست[۸۰][۸۱] آمیزش با حائض پس از قطع شدن خون و پیش از غسل جایز است، هر چند مکروه می‌باشد. لیکن در اینکه جواز مشروط به تطهیر موضع است یا نه، اختلاف است[۸۲].

احکام مستحب و مکروه حائض

بنابر قول مشهور، مستحب است حائض در اوقات نمازهای پنج گانه، خود را پاکیزه کند و در مکانی که نماز می‌گزارده یا هر مکان پاکیزه دیگری روبه قبله بنشیند و به مقدار زمان نمازگزاردن به تسبیح، تهلیل، تحمید، صلوات و تلاوت قرآن مشغول باشد. هرچند در غیر این اوقات، تلاوت قرآن برای او کراهت دارد[۸۳][۸۴] برخی، عمل یاد شده را واجب دانسته‌اند[۸۵].
خضاب کردن با حنا و مانند آن، خواندن و همراه داشتن قرآن و نیز تماس با قسمتهای نانوشته آن از قبیل حاشیه و بین سطرها بر حائض مکروه است[۸۶][۸۷].

احکام حائض در باب حج

زنی که به احرام عمره تمتع محرم شده و به جهت حیض نمی‌تواند طواف کند و وقت برای ادراک وقوف به عرفه تنگ باشد، بنابر مشهور، با همان احرام نیت حج افراد می‌کند و پس از اعمال حج، عمره مفرده انجام می‌دهد[۸۸]. مقابل مشهور، برخی قدما گفته‌اند: بر همان احرام باقی می‌ماند و جز طواف و نماز طواف، اعمال عمره را انجام می‌دهد و سپس برای حج محرم می‌شود و بعد از پاک شدن، طواف و نماز طواف فوت شده را قضا می‌کند[۸۹].
شرط احرام، طهارت از خون حیض نیست، بنابراین حائض همچون دیگران می‌تواند از میقات محرم شود و بنابر قول به وجوب احرام از مسجد شجره، حائض در حال عبور از مسجد، بدون توقف در آن محرم می‌شود و در صورت عدم امکان عبور، احرام از بیرون مسجد اشکالی ندارد[۹۰]. چند دسته از جمله زنی که خوف قاعدگی دارد می‌توانند اعمال بعد از منی را قبل از رفتن به عرفات انجام دهند[۹۱][۹۲].

احکام حائض در باب طلاق و ظهار

از شرایط صحت طلاق طهارت زن از حیض است.بنابر این، طلاق دادن زن حائض باطل است. مگر آنکه غیر مدخوله یا حامله باشد یا شوهرش پس از آمیزش با وی در حال پاکی به سفر رود و پس از گذشت مدتی که به طور عادت زن در آن مدت از طهر پیشین به طهر دیگر انتقال می‌یابد، او را طلاق دهد. در سه مورد یاد شده طلاق صحیح است هرچند در ایام حیض واقع شده باشد[۹۳].
شرط صحّت ظهار نیز پاک بودن زن از حیض هنگام ظهار است، به شرط آنکه شوهرش حاضر باشد، و در آن پاکی با زن آمیزش نکرده باشد [۹۴].

منبع

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج ۳، ص۴۰۰.

پا نویس

  1. جواهر الکلام، ج۳، ص ۱۳۵.
  2. تذکره الفقهاء، ج۱، ص ۲۵۱.
  3. ذخیره المعاد، ص ۶۱.
  4. فقه الصادق، ج۲، ص۹.
  5. التنقیح (الطهاره)، ج۶، ص ۸۴- ۸۵.
  6. مصطلحات الفقه، ص ۲۲۲.
  7. لسان العرب ، ص واژه «حیض».
  8. مجمع البحرین، ص واژه «حیض».
  9. مفتاح الکرامه، ج۲، ص ۵۶۵.
  10. مسالک الافهام، ج۹، ص ۲۱۷.
  11. جواهر الکلام، ج۳، ص ۱۳۷- ۱۳۹.
  12. جواهر الکلام، ج۳، ۱۴۰- ۱۴۲.
  13. العروه الوثقی ، ج۱، ص ۵۳۲- ۵۳۳.
  14. جواهر الکلام، ج۳، ص۱۴۴.
  15. المعتبر، ج۱، ص ۱۹۹.
  16. منتهی المطلب، ج۲، ص ۲۶۹.
  17. مدارک الاحکام، ج۱، ص ۳۱۸.
  18. ذکری الشیعه، ج۱، ص ۲۲۹.
  19. الدروس الشرعیه، ج۱، ص ۹۷.
  20. جواهر الکلام، ج۳، ص ۱۶۰- ۱۶۳.
  21. روض الجنان، ج ۱، ص ۱۷۱.
  22. جواهر الکلام، ج۳، ص ۱۴۷.
  23. مستندالشیعه، ج۲، ص ۳۸۸.
  24. جواهر الکلام، ج۳، ص ۱۴۷- ۱۴۹.
  25. مستند الشیعه، ج۲، ص ۳۹۶.
  26. جواهر الکلام، ج۳، ص ۱۴۹- ۱۵۳.
  27. مستند الشیعه، ج۲، ص ۴۰۰- ۴۰۶.
  28. جواهر الکلام، ۳ج، ص ۲۶۱- ۲۶۵.
  29. التنقیح (الطهاره)، ج ۶، ص ۱۰۲- ۱۱۳.
  30. مستند الشیعه، ج۲، ص ۴۰۸.
  31. جواهر الکلام، ج۳، ص ۱۶۳-۱۶۴.
  32. مستمسک العروه، ج۳، ص ۲۳۰- ۲۳۲.
  33. جواهرالکلام، ج۲۶، ص۴۲- ۴۴.
  34. جواهرالکلام، ج۲۳، ص۲۸۱.
  35. مسالک الافهام، ج۱، ص ۶۷.
  36. العروه الوثقی ، ج۱، ص ۵۴۰- ۵۴۱.
  37. جواهر الکلام، ج۳، ص ۲۶۷.
  38. العروه الوثقی ، ۱، ص ۵۴۱.
  39. تحریر الوسیله، ج۱، ص ۴۷.
  40. جواهر الکلام، ج۳، ص ۱۷۸- ۱۸۱.
  41. مستند الشیعه، ج۲، ص ۴۳۳- ۴۳۶.
  42. مستمسک العروه، ج۳، ص ۲۱۹- ۲۲۲.
  43. مستمسک العروه، ج۳، ص ۲۲۲- ۲۲۹.
  44. جواهر الکلام، ج۳، ص ۱۸۱- ۱۸۶.
  45. جواهر الکلام، ج۳، ص ۱۸۷- ۱۸۸.
  46. جواهر الکلام، ج۳، ص ۲۹۶- ۲۹۷.
  47. مستمسک العروه، ج۳، ص ۲۴۲.
  48. مستمسک العروه، ج۳، ص ۲۴۲- ۲۴۴.
  49. جواهر الکلام، ج۳، ص ۲۹۸.
  50. جواهر الکلام، ج۳، ص ۲۶۷- ۲۹۴.
  51. مستمسک العروه، ۳، ص ۲۷۷- ۲۹۰.
  52. مستمسک العروه، ج۳، ص ۳۰۴.
  53. مفتاح الکرامه، ج۲، ص ۵۸۵- ۵۹۹.
  54. جواهر الکلام، ج۳، ص ۳۰۸- ۳۰۹.
  55. مستمسک العروه، ج۳، ص ۲۹۱- ۲۹۲.
  56. العروه الوثقی ، ج۱، ص ۵۶۴.
  57. مستمسک العروه، ج۳، ص ۲۵۶- ۲۶۱.
  58. العروه الوثقی ، ج۱، ص ۵۵۶- ۵۵۷.
  59. مستمسک العروه، ج۳، ص ۲۶۲- ۲۷۱.
  60. العروه الوثقی ، ج۱، ص ۵۷۰- ۵۷۲.
  61. تحریر الوسیله، ج۱، ص ۲۹۳.
  62. جواهر الکلام، ج۱۷، ص ۱۸۴.
  63. جواهر الکلام، ج۱۸، ص ۳۹- ۴۲.
  64. جواهر الکلام، ج۳، ص ۲۵۱- ۲۵۲.
  65. مستمسک العروه، ج۳، ص ۳۵۵- ۳۵۶.
  66. جواهر الکلام، ج۳، ص ۲۱۶- ۲۱۷.
  67. التنقیح (الطهاره)، ج۶، ص ۴۳۲.
  68. مستمسک العروه، ج۳، ص ۳۱۵.
  69. جواهر الکلام، ج۳، ص ۲۲۳- ۲۲۵.
  70. مستمسک العروه، ج۳، ص ۳۱۳.
  71. تحریر الوسیله، ج۱، ص ۵۲.
  72. مستمسک العروه، ج۳، ص ۳۱۳.
  73. مستمسک العروه، ۳، ص۴۸- ۴۹.
  74. مستمسک العروه، ج۳، ص۳۲۰.
  75. جواهر الکلام، ج۳، ص ۲۲۵- ۲۳۰.
  76. جواهر الکلام، ج۳، ص ۲۲۵.
  77. جواهر الکلام، ج۳، ص ۲۳۰- ۲۳۳.
  78. جواهر الکلام، ج۳، ص۲۳۴.
  79. مستمسک العروه، ج۳، ص ۳۲۳- ۳۲۶.
  80. جواهر الکلام، ج۳، ص ۲۳۰.
  81. مستمسک العروه، ج۳، ص ۳۲۷.
  82. جواهر الکلام، ج۳، ص ۲۰۵- ۲۰۸.
  83. جواهر الکلام، ج۳، ص ۲۵۲- ۲۵۴.
  84. العروه الوثقی ، ج۱، ص ۵۸۷.
  85. الحدائق الناضره، ج۳، ص ۲۷۳- ۲۷۴.
  86. جواهر الکلام، ج۳، ص ۲۵۶- ۲۵۷.
  87. العروه الوثقی ، ج۱، ص ۵۸۷.
  88. جواهر الکلام، ج۱۸، ص ۲۹- ۳۶.
  89. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۷.
  90. جواهر الکلام، ج۱۸، ص ۱۰۹.
  91. جواهر الکلام، ج۱۹، ص۳۹۱- ۳۹۲.
  92. مناسک حج (مراجع)، ص ۴۴۲ م ۱۱۷۶.
  93. جواهر الکلام، ج۳۲، ص ۲۹- ۳۰.
  94. جواهر الکلام، ج۳۳، ص ۱۲۳.
منبع: ویکی فقه - تاریخ برداشت: 94/11/05


بازگشت به غسل حیض