فرهنگ مصادیق:عوامل عزت و ذلت
محتویات
مقدمه
علاقه مندی به «عزت» و تنفر داشتن از «ذلت»، امری فطری است که در نهاد همهٔ انسانها وجود دارد. شکوفایی «عزت» به پیدایش عواملی نیاز دارد که بی توجهی به آنها سبب پذیرش ذلت و شکست در انسان میشود.
مجله شبانه باشگاه خبرنگاران؛
«عزت» به معنای حالتی است که از شکست انسان پیش گیری میکند و «ذلت» همان نبود عزت و شرافت در انسان است. به همین دلیل، انسان ذلیل شکست را به راحتی میپذیرد. [۱] علاقه مندی به «عزت» و تنفر داشتن از «ذلت»، امری فطری است که در نهاد همهٔ انسانها وجود دارد. شکوفایی «عزت» به پیدایش عواملی نیاز دارد که بی توجهی به آنها سبب پذیرش ذلت و شکست در انسان میشود.
انسانی که طعم شیرین عزت را بچشد، هیچگاه به ننگ ذلت و خواری، تن در نمیدهد. حضرت علی (علیه السلام) میفرماید:
کسی که نفس عزیز و شریفی دارد، آن را با پلیدی گناه، خوار نمیسازد. [۲]
عوامل عزت از دیدگاه قرآن کریم و روایات اسلامی
عزّت خواهی از خداوند
خداوند متعال، سرچشمهٔ عزت به معنای واقعی است و دیگر آفریدهها در ذات خود، فقیر و ذلیل هستند. آنان به خداوند نیازمندند و خداوند عزیز مالک همهٔ آنها است. قرآن کریم میفرماید:
(مَنْ کانَ یُریِدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعاً) [۳]
کسی که خواهان عزت است بداند عزت یکسره از آن خداست.
سخن اصلی این آیه آن است که عزت جویان باید عزت را از خداوند متعال بخواهند; زیرا عزت در ملک خداوند است و انسان در پرتو پرستش خدا و تسلیم شدن در برابر او به عزت مندی میرسد. پرستش خدای یگانه و کردار شایسته دو بال آدمی برای رسیدن به عزت است. خداوند متعال میفرماید:
(اِلَیهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالُحَ یَرْفَعُهُ) [۴]
سخنان پاکیزه (باورهای درست) به سوی او بالا میرود و کردار شایسته آن را در بالاتر رفتن کمک میرساند.
حضرت علی (علیه السلام) نیز فرموده است:
العزیز بغیر الله ذلیل. [۵]
عزیزی که عزتش از غیر خدا باشد، ذلیل است.
پای بندی به قرآن کریم و دین مقدس اسلام
پای بندی به قرآن کریم و یاری جستن از آن عامل عزت و سربلندی است. خداوند میفرماید:
(تَنْزِیلُ الْکِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ) [۶]
این کتابی است که از سوی خداوند عزیز و حکیم فرو فرستاده شده است.
چون خداوند متعال سرچشمهٔ عزت و بزرگی است، پیروی از قرآن کریم که سخن اوست، در بردارندهٔ عوامل عزت و بزرگواری انسان است.
خداوند متعال میفرماید:
(فَاستَمْسِکْ بِاَّلذِی اُوحِیَ اِلَیْکَ اِنَّکَ عَلی صِراط مُسْتَقِیمَ وَ اِنَّهُ لَذِکْرُ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوفَ تُسْئَلُون) [۷]
آنچه را بر تو وحی شده محکم بگیر; زیرا تو بر صراط مستقیم هستی و این، مایهٔ یادآوری (و بزرگی) تو و قوم تو است و به زودی از شما پرسش خواهد شد.
پیروی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) و اهل بیت (علیهما السلام)
رسول گرامی اسلام و اهل بیت عزیز آن حضرت (علیه السلام) مصداق کامل پیوند یافتن با خدا به وسیلهٔ ایمان آوردن و انجام کردار شایسته و عزت آفرینی هستند. پیامبر اسلام در مقام راه یافتن به سرچشمهٔ کمال الهی به جایی رسید که خداوند دربارهٔ او فرمود:
(وَاِنَّکَ لَعلی خُلُق عَظِیم) [۸]
و تو اخلاق بزرگ و برجستهای داری.
از جمله فضایل برجستهٔ اخلاقی آن حضرت، عزت و شرافت نفس است. قرآن کریم با تاکید بر پیروی از پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) میفرماید:
(یا أیُهَا الَّذِینَ آمَنُوا اطِیعُوا اللّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولی الاَمْرِ مِنْکُمْ فَانْ تَنازَعْتُم فِی شَیْء فَرُدُّوهُ الَی اللّهِ والرَّسُولِ إنْ کُنْتُمْ تُؤمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَومِ الآخَر ذلِکَ خَیْرٌ وَ اَحْسَنُ تَأوِیلاً) [۹]
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از خدا و پیامبر خدا و اولوالامر، پیروی کنید. پس اگر در امری، اختلاف داشتید، آن را به داوری خدا و رسول بگذارید اگر به خدا و قیامت، ایمان دارید، این کار نیکو و پایانش نیکوتر است.
بدین ترتیب، پیروی از پیامبر و جانشینان آن حضرت که هر کدام به سرچشمهٔ عزت، پیوستهاند، مایهٔ عزت مندی است.[۱۰]
پیامبر گرامی هیچگاه از خود ذلت نشان نداد و از مؤمنان نیز خواست به ذلت تن درندهند. ایشان میفرماید:
هیچ مؤمنی نباید نفس خود را خوار بشمارد. [۱۱]
هنگامی که از حضرت امام حسین (علیه السلام) درخواست شد سخنی را که خود از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) شنیده است، بازگوید، ایشان این گفته را فرمود:
خداوند کارهای بزرگ و با شرافت را دوست دارد و کارهای پست و ذلیل را خوش نمیدارد. [۱۲]
پیوند با مؤمنان
پیوند یافتن با مؤمنان که افتخار بندگی خدا را دارند و عزت خویش را از سرچشمهٔ اصلی ـ خداوند عزیز ـ گرفتهاند، عامل عزت و مانع ذلت پذیری است. قرآن کریم میفرماید:
(وَللهِ العِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلکِنَّ الْمُنافِقیِنَ لا یَعْلَمُونَ)[۱۳]
و عزت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است، ولی منافقان نمیدانند.
عزت و سعادت هیچگاه با ولایت کافران و منافقان به دست نمیآید و خداوند هرگونه ولایت کافران و مشرکان را بر مؤمنان نفی کرده است. خداوند در قرآن میفرماید:
(وَلَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبیلاً) [۱۴]
و خداوند هرگز برای کافران، راهی (برای چیرگی) بر مؤمنان ننهاده است.
در جایی دیگر میفرماید:
همانانی که کافران را به جای مؤمنان، دوست خود برمی گزینند، آیا میخواهند از آنان عزت و آبرو بجویند، با اینکه همهٔ عزتها از آنِ خداست. [۱۵]
از آیات یاد شده برمی آید که کافران و مشرکان در منطق و گفتوگو و روابط نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... هیچ گونه برتری و ولایتی نسبت به مؤمنان و مسلمانان نخواهند داشت و حق هیچ گونه سلطهای بر امور مسلمانان را ندارند.[۱۶]
روزی حلال
پیامبر گرامی (صلی الله علیه وآله وسلم) به دست آوردن روزی حلال را جهاد میداند و میفرماید:
خداوند دوست دارد بندهاش را در تلاش برای به دست آوردن روزی حلال ببیند. [۱۷]
انسان عزیز و شکست ناپذیر بر سر سفرههای حلال پرورش مییابند. امام حسین (علیه السلام) میفرماید:
... سینههای پاکیزهای که ما از آن شیر نوشیدهایم، ذلت را بر ما روا نمیداند. [۱۸]
از سخن امام حسین (علیه السلام) چنین برمی آید که به دست آوردن روزی حلال در عزت مندی انسانها تاثیر دارد. لقمهٔ حلال، آدمی را از مفاسد و خواریهای بسیاری، دور نگاه میدارد و او را به انسانی شجاع و با شرف بدل میکند. انسان شرافتمند باور دارد که باید با کوشش و توکل بر خداوند، روزی خویش را به دست آورد:
(هَلْ مِنْ خالِق غَیْرُ اللهِ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَالْاَرضِ) [۱۹]
آیا جز خدا آفریدگاری است که شما را از آسمان و زمین، روزی دهد؟
انسانی که با عزت نفس، روزی خود را تنها از خدا درخواست کند، همواره شرافت و عزت خویش را حفظ خواهد کرد.
قرآن کریم میفرماید:
(وللّهِ الْعِزَّةُ وُ لِرُسولِه وَلْلِمومِنِیِنُ...) [۲۰]
و عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) میفرماید:
اگر به دیگران نیاز دارید، با عزت نفس از آنان بخواهید. [۲۱]
بنابراین، تلاش برای به دست آوردن روزی حلال، داشتن عزت نفس و توکل کردن بر خداوند متعال، عزت و شرافت مندی را برای انسان به ارمغان میآورد.
مؤمنان و زمام داران اسلامی نیز در امور حکومتی و اجتماعی نباید چیرگی بیگانگان را در عرصههای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... بپذیرند. آنان باید با الگوپذیری از قیام امام حسین (علیه السلام) اصل عزت و افتخار را در همهٔ امور کشورداری اجرا کنند و در برابر ستم گران و سلطه جویان جهان، عزت نفس نشان دهند. [۲۲] حضرت امام حسین (علیه السلام) که الگوی عزت و شرافت در جهان است، در این باره میفرماید:
موت فی عزّ خیر من حیاة فی ذل. [۲۳]
مرگ با عزت و شرف از زندگی همراه با خواری، بهتر است.
هم چنین ایشان فرموده است:
هیهات منا الذلة. [۲۴]
خواری از ما اهل بیت (علیه السلام) بسیار به دور است.
این فریاد پرخروش از حنجرهای برمی آید که در همهٔ عمر، با قلبی سرشار از ایمان به خدا و کارنامهای درخشان، با رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و مؤمنان در پیوند بوده و همواره از روزی حلال برخوردار گشته است. قرآن کریم دربارهٔ چنین افرادی که نَفسی با شرف و عزت دارند، میفرماید:
یا أَیَّتهُاَ النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی الی رَبِّک راضِیةً مَرْضِیَّه فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ اْدخُلِی جَنَّتیِ. [۲۵]
تو ای روح آرام یافته! به سوی پروردگارت بازگرد، در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است. پس در سلک بندگانم و در بهشتم، وارد شو.
امام حسین (علیه السلام) مصداق روشن «نفس مطمئنه» است که خداوند او را عزیز دانسته و به سوی خویش فراخوانده است. بنابراین، هر فرد یا اجتماع و حکومتی اگر بخواهد در دنیا و آخرت، با عزت زندگی کند، باید به عوامل یاد شده چنگ زند. در غیر این صورت، به خواری تن درخواهد داد. هر عامل دیگری که با این عوامل در تقابل باشد، عامل خواری به شمار میآید. [۲۶]
پانویس
- ↑ مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، تهران، مکتبة المرتضویة، صص ۳۴۴ ـ ۳۴۵.
- ↑ غرر الحکم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ص ۲۳۱
- ↑ فاطر، ۱۰
- ↑ فاطر، ۱۰، نک: تفسیرنمونه، ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۱۸، صص ۱۸۷ ـ ۱۹۸
- ↑ بحارالانوار، علامه مجلسی، بیروت، مؤسسة الوفاء، ج ۷۵، ص ۱۰
- ↑ زمر، ۱
- ↑ زخرف، ۴۳ ـ ۴۴
- ↑ قلم، ۴
- ↑ نساء، ۵۹
- ↑ تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۴۳۴
- ↑ وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، قم مؤسسهٔ آل البیت (علیه السلام)، ج ۱۶، ص ۱۵۸
- ↑ غوالی اللئالی، ابن ابی جمهور احسائی، قم، سیدالشهداء، ج ۱، ص ۶۷
- ↑ منافقون، ۸.
- ↑ نساء، ۱۴۱.
- ↑ نساء، ۱۳۹
- ↑ تفسیرنمونه، ج ۴، ص ۱۷۳
- ↑ جامع الاخبار، تاج الدین شعیری، قم، انتشارات رضی، ص ۱۳۹
- ↑ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۷.
- ↑ فاطر، ۳
- ↑ منافقون، ۸
- ↑ شرح نهج البلاغه، عبدالحمید، ابن ابی الحدید، قم، کتاب خانهٔ آیت الله مرعشی نجفی، ج ۲۰، ص ۳۱۷.
- ↑ تعلیم و تربیت در اسلام، مرتضی مطهری، قم، انتشارات صدرا، صص ۲۱۱ ـ ۲۲۴
- ↑ المناقب، محمدابن شهر آشوب، قم، انتشارات علامه، ج ۴، ص ۶۸.
- ↑ لهوف، سیدبن طاووس، تهران، انتشارات جهان، ص ۹۷
- ↑ فجر، ۲۷ ـ ۳۰.
- ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبایی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ج ۲۰، صص ۴۱۳ ـ ۴۱۶; تفسیر نمونه، ج ۲۶، ص ۴۳۸. برای آگاهی بیشتر نک: انسان کامل، مرتضی مطهری، قم، انتشارات صدرا، ص ۲۴۲; و فلسفهٔ اخلاق، مرتضی مطهری، قم، انتشارات صدرا، ص ۱۹۰.







