فرهنگ مصادیق:علمای شیعه و زیارت مرقد رسول خدا صلی الله علیه و آله
مقدمه
استحباب زیارت قبر شریف رسول خدا صلی الله علیه و اله و قبور پاک ائمه هدی علیهم السلام و سایر مؤمنان، نزد علمای شیعه پذیرفته شده و مسلم است، در این خصوص کسی مخالف نیست و این مطلب به قدری روشن است که نیازی به استدلال و ذکر اقوال علما ندارد، اما در عین حال جهت مزید اطلاع و آگاهی بیشتر، به ذکر اقوال برخی از علمای شیعه بسنده میکنیم:
۱. شیخ طوسی قدس سره فرموده است:
وقتی مردم حج و زیارت خانه خدا را ترک کنند، بر امام لازم است که آنان را برای انجام این عمل وادار نماید و هم چنین اگر مردم زیارت قبر رسول خدا صلی الله علیه و اله را ترک کنند، امام باید آنان را به زیارت آن حضرت ترغیب کند.[۱]
۲. فقیه بزرگوار ابن حمزه طوسی قدس سره میگوید:
اگر کسی اراده حج و زیارت خانه خدا کند و از راه عراق سفر نماید، بهتر است اول به زیارت پیامبر خدا مشرف شود و اگر زیارت پیامبر را به تأخیر اندازد و اعمال حج را جلوتر انجام دهد، باید دوباره به مدینه باز گردد و آن حضرت را زیارت کند.[۲]
۳. محقق حلی قدس سره گفته است:
اگر مردم زیارت رسول خدا را ترک کنند، به انجام این عمل اجبار میشوند، زیرا ترک زیارت رسول خدا، جفا و ستم است و جفا به رسول خدا صلی الله علیه و اله حرام میباشد.[۳]
۴. آیة الله گلپایگانی قدس سره، در باب فضیلت زیارت رسول اکرم صلی الله علیه و اله میگوید:
حاج محترم! بی تردید شما میدانید که کامل شدن اعمال حج و زیارت خانه خدا با زیارت کردن قبر پیامبر بزرگوار در شهر مدینه منوره و تبرک جستن به بوسه آن آستانههای پاک و تشرف به آن مشاهد شریفه است که زیارت پیامبر خدا مستحب عینی است، به خصوص این عمل بر حاج مستحب است و ترک زیارت آن حضرت، جفا و ستم به آن بزرگوار میباشد.[۴]
زیارت پیامبر اکرم در میان علمای شیعه اهمیت ویژهای دارد، تا جایی که بعضی از علمای معاصر گفتهاند: زیارت آن حضرت از ضروریات دین است. موضاعاتی از قبیل: تأسیس بنا بر قبور ائمه و استحباب خواندن دعا و نماز در کنار قبور آن بزرگواران - که در بخشهای دیگر مطرح گردیده است - نزد علمای شیعه جایز و گاهی از باب تعظیم شعایر الهی، مطلوب و مستحب است؛ به همین جهت از آوردن اقوال فقهای شیعه در این گونه مسائل و از ذکر استدلال، صرف نظر نموده و تنها به پاسخ برخی از شبهات وهابیت کفایت میکنیم.
ابن تیمیه و شبهه در زیارت مرقد رسول خدا صلی الله علیه و اله
یکی از افکار ابن تیمیه این است که زیارت قبر پیغمبر را جایز نمیداند و آن را حتی برای اهل مدینه مورد تشکیک و شبهه قرار داده است. وی کتابی دارد به نام مجموعة الرسائل الکبری این کتاب مجموعه چندین رساله است در آن کتاب میگوید:
هر حدیثی که درباره زیارت قبر پیغمبر صلی الله علیه و اله وارد شده ضعیف بلکه جعلی است و اهل صحاح، سنن و مسانید مثل مسند احمد و غیر او هیچ یک را ذکر نکردهاند لکن حدیثی که ابوداوود از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله در سنن نقل میکند که حضرت فرمود: هیچ مردی نیست که بر من سلام کند مگر این که خداوند روح مرا به بدنم برمی گرداند تا پاسخ سلام او را بدهم و هر کس نزد قبر پیغمبر به حضرت سلام بکند، حضرت پاسخ سلام او را خواهد داد، کسی از راه دور نیز سلام بدهد، پیغمبر پاسخ سلام او را میدهد؛ چنان چه در سنن نسائی آمده است پیغمبر اکرم فرمودند: خداوند بر قبر من ملائکه را موکل نموده که سلام امت مرا به من میرسانند.
باز در سنن نسائی آمده است: «أکثروا علی من الصلوة یوم الجمعة و لیلة الجمعة فإن صلوتکم معروضة علی»؛
روز و شب جمعه بر من بسیار صلوات بفرستید، به درستی که صلوات شما بر من عرضه میشود.
از صدر کلام ابن تیمیه پیداست اصلاً زیارت کردن پیامبر نیز دلیل قوی ندارد بلکه روایات آن مجعول و ضعیف است. فقط در ذیل کلامش دو روایت را نقل میکند که هر کس از نزدیک یا جای دور به پیامبر سلام کند، پیامبر پاسخ او را خواهد داد.
این که میگوید: نباید برای زیارت تربت نبی و ائمه علیهم السلام بار سفر بست، بین همه وهابیها از جمله ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب اجماع است. ابن تیمیه میگوید: حتی کسانی که در خود مدینه زندگی میکنند برای آنان نیز رفتن برای زیارت قبر نبی جایز نیست، اما محمد بن عبدالوهاب در این قسمت با ابن تیمیه اتفاق نظر ندارد، وی میگوید برای مردم مدینه رفتن به زیارت قبر نبی مستحب و سنت است؛ ولی ابن تیمیه در این هم تشکیک و شبهه کرده است.
درباره این مسئله بحث میکنیم تا معلوم شود ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب چه میگویند و نظر علمای اهل تسنن چیست؟ و هم چنین در خصوص زیارت قبور مؤمنین و زیارت بانوان و به مناسبتی درباره جشن، سوگواری و تبرک جستن بحث خواهیم کرد.
در این فصل، جواز زیارت رسول خدا صلی الله علیه و اله را در پنج مبحث به اثبات خواهیم رساند و از این رهگذر، موضع اهل تسنن در مقابل ابن تیمیه که زیارت مرقد آن حضرت را غیر مجاز و شرک میداند روشن خواهد شد.
مبحث اول: اجماع و اتفاق علمای اهل تسنن بر جواز زیارت رسول خدا صلی الله علیه و اله
بسیاری از علمای اهل تسنن بر جواز و استحباب زیارت رسول خدا صلی الله علیه و اله اجماع و اتفاق دارند:
۱- سمهودی از تقی الدین سبکی نقل میکند که گفته است: «مسئله اجماعی است، هم از نظر اقوال که همه گفتهاند و هم از نظر فعل و عمل، اجماعی است». و به طور تفصیل کلام ائمه اهل سنت را در این مورد بیان نموده و گفته است که زیارت رسول خدا «قربةً الی الله» است؛ یعنی موجب قرب به خدا میشود؛ هم به دلیل کتاب، هم سنت، هم اجماع و قیاس.
اما کتاب، به این آیه استدلال نموده است:
(... وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا)؛[۵] چون آیه دلالت دارد بر ترغیب به آمدن نزد رسول خدا و استغفار نزد آن حضرت و استغفار رسول خدا برای آنان و این مقامی است که با رحلت پیامبر قطع نمیشود و بعد از رحلت هم رسول خدا برای مؤمنین و امت، استغفار دارد چون پیغمبر زنده است و پس از رحلت و هنگامی که اعمال بر آن حضرت عرضه میشود، برای امت استغفار میکند و از کمال رحمتش دانسته میشود که ترک نمیکند استغفار را برای کسی که نزد آن حضرت آمده در حالی که استغفار میکند خداوند را.
علما از این آیه برای هر دو حالت استفاده عموم کردهاند؛ یعنی حالت قبل و بعد از موت را و برای کسی که نزد قبر میآید، تلاوت این آیه را مستحب دانستهاند، سپس داستان اعرابی را که نزد قبر آمد و اشعاری خواند و به این آیه تمسک نمود، نقل میکند که حکایت آن به زودی بیان خواهد شد. همین داستان را از طریق دیگری نیز از حضرت علی علیه السلام نقل میکند.
غرض از نقل این داستان مشهور، آن است که آیه در نظر مسلمانها و عمل آنها عمومیت دارد و بعد از مرگ را نیز شامل میشود، پس به عموم این آیه - که ترغیب و تحریص بر آمدن نزد پیامبر صلی الله علیه و اله میکند - تمسک میشود بر محبوب بودن زیارت قبر پیغمبر صلی الله علیه و اله.
اما سنت و روایات: در احادیثی که در خصوص زیارت قبر پیغمبر وارد شده و در روایات صحیح - که اتفاق بر صحت آنها هست - به زیارت قبور و قبر پیغمبر، سید و بزرگ آنها امر شده است و اینها نیز در این عمومات داخل میشود.
اما اجماع، پس عیاض گفته است: «زیارة قبره صلی الله علیه و اله سنة بین المسلمین مجمع علیها و فضیلة مرغب فیها»؛[۶] زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و اله بین مسلمانها سنت و بر آن اجماع هست و فضیلتی میباشد که به آن ترغیب شده است.
۲. سمهودی مینویسد: فقها و علمای حنفی گفتهاند: زیارت قبر پیغمبر صلی الله علیه و اله از با فضیلتترین مستحبات بلکه به درجه واجبات نزدیک است و هم چنین مالکیه و حنابله هم بر این مطلب تصریح نمودهاند و سبکی در کتابی که درباره زیارت دارد، نقلهای آنها را توضیح داده؛ ولی بعد از آن که اجماع بر آن هست، حاجتی به بررسی و تتبع آنها نیست.[۷]
۳. در مسند ابی حنیفه در پاورقی حدیث: «زیارة قبر نبی صلی الله علیه و اله» از فاضل لهنوی در شرح موطأ مینویسد: «به درستی که علما اتفاق دارند بر این که زیارت قبر پیغمبر صلی الله علیه و اله از بزرگترین اعمال مستحب و افضل مشروعات است و کسی که در مشروعیت آن نزاع کند، گمراه و گمراه کننده است».[۸]
۴. ابن عابدین در حاشیه رد المختار مینویسد:
«سخن مصنف که گفت: (زیارت قبر پیامبر) مستحب است؛ یعنی - چنان که در کتاب شرح اللباب - این استحباب، نزد مسلمانان اجماعی است و آن چه به حافظ ابن تیمیه حنبلی نسبت داده شده که او از این زیارت نهی کرده است، بعضی از علما گفتهاند که: این نسبت، بی اساس است، بلکه حافظ، از بار سفر بستن به سوی غیر آن مسجدهای سه گانه (مسجد الحرام، مسجدالاقصی و مسجد النبی صلی الله علیه و اله) نهی کرده است؛ اما او با خود زیارت؛ مانند زیارت سایر قبور، مخالفت ندارد؛ ولی با این وصف، بسیاری از علما کلام ایشان را رد کردهاند و امام سبکی در این باره تألیف متینی دارد؛ او در شرح اللباب گفته است: آیا زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و اله برای زنان مستحب است؟ جواب صحیح آن است که بدون کراهت، آری؛ اما با شرایطی که بعضی از علما بدان تصریح نمودهاند، ولی قول صحیح تر در مذهب ما - که همان نظر کرخی و غیر او میباشد - این است که ترخیص و اجازه زیارت قبور، برای تمام مردان و زنان، بدون اشکال ثابت است و اما بنابر قول غیر صحیح تر در مذاهب ما، باز به دلیل اطلاق کلام اصحاب، نظر ما بر استحباب است و خداوند به سخن حق و صواب آگاه تر است.
و سخن مصنف که گفت: بعضی گفتهاند که (زیارت پیامبر) واجب است، این قول را در شرح اللباب ذکر نموده و گفته است: چنان که در کتاب الدرة المضیة فی الزیارة المصطفویة آن را بیان نمودهام.
و این قول (وجوب) را صاحب حاشیه المنح از ابن حجر ذکر کرده و گفته: ابن حجر آن را تأیید کرده است. بلی، عبارت اللباب و الفتح و شرح المختار این است که زیارت برای کسی که تمکن مالی دارد به وجوب نزدیک تر است. و در کتاب الفتح و هم چنین در شرح المختار و اللباب درباره آن چه در فضیلت زیارت و کیفیت و آداب آن وارد شده، سخن طولانی دارد که هر کس بخواهد به آن جا مراجعه نماید».[۹]
۵. در کتاب: الفقه علی المذاهب الأربعة - که موارد اتفاقی علمای مذاهب اربعه را نقل مینماید - میگوید: «زیارة قبر النبی صلی الله علیه و اله أفضل المندوبات و ورود فیها احادیث».[۱۰]
بنابراین، جواز زیارت مرقد رسول خدا صلی الله علیه و اله را علمای اهل تسنن اجماعی و اتفاقی دانستهاند، چگونه میشود اجماع و اتفاق بر مسئلهای باشد و ابن تیمیه آن را بدعت بداند؟
پانویس
- ↑ شیخ طوسی، المبسوط، ج 1، ص 515 - 516.
- ↑ ابن حمزه طوسی، الوسیله، ص 196.
- ↑ محقّق حلّی، شرائع الاسلام، ج 1، ص 252.
- ↑ آیة الله العظمی گلپایگانی، مناسک الحج، ص 186.
- ↑ (نساء (4) آیه 64) و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم میکردند (و فرمانهای خدا را زیر پا میگذاردند)، به نزد تو میآمدند؛ و از خدا طلب آمرزش میکردند؛ و پیامبر هم برای آنها استغفار میکرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان مییافتند.
- ↑ وفاء الوفا، ج 4، ص 1362.
- ↑ وفاء الوفا، ج 4، ص 1366
- ↑ مسند، ابی حنیفه، حاشیه حدیث زیارة قبر النبی، ص 201
- ↑ رد المختار علی الدّر المختار، ج 2، ص 207
- ↑ الفقه علی المذاهب الأربعه، ج 1،ص 590.







