فرهنگ مصادیق:علت سکوت خداوند در برابر ظلم ظالمان چیست؟
مقدمه
خداوند افراد گناهکار را در صورتی که زیاد آلوده به گناه نشده باشند، فرصت میدهد تا برگردند و توبه کنند. اما آنها که در گناه و عصیان، غرق میشوند و طغیان و نافرمانی را به مرحله نهایی میرسانند، مثل فردی که هزاران نفر را به قتل میرساند، چه مجازاتی در این دنیا میتواند برایش مناسب باشد؟ اصولاً نمیتوان در این دنیا تمام مجازات برخی از ظالمان را اجرا کرد. از این رو، خداوند در آخرت آنها را به عذابی خوارکننده و ابدی گرفتار خواهد کرد.
خداوند نسبت به بنده اش مهربان است. تا آخرین مرحله به انسان فرصت جبران خطاهایش را میدهد. اما این که چرا خداوند در مقابل ظلم ظالمان سکوت میکند، سؤالی است که در این جلسه به آن پاسخ داده میشود.
ظلم به سه صورت مطرح است
صورت اول) ممکن است انسان دچار گناه، انحراف یا ظلمهایی شود و هر آن احتمال دهد که خداوند تبارک و تعالی بلایی به سر او میآورد. چون ظلم تبعات دارد، کسی که ظلم میکند، باید منتظر عواقبش باشد که هر لحظه دامنش را بگیرد.
صورت دوم) گاهی انسان مورد ظلم واقع میشود و از خداوند انتقام میخواهد و منتظر آن میماند.
صورت سوم) افرادی هستند که دشمن یا منکر خداوند هستند و با بی اعتقادی به خدا و آخرت و انتقام الهی ظلم میکنند و ظلمهای فاحشی را هم انجام میدهند. این گونه ظلمها، ظلمهایی هستند که در دنیا نمیشود جزایشان را داد. یعنی دنیا برای انتقام آنها کافی نیست. عمر دنیا در مقایسه با نظام آخرتی و ابدی انسان که جاودانه است، هیچ است. یعنی زمان بسیار کوتاهی است. مثل کسی که هزاران نفر را میکشد، اما فقط یک بار اعدامش میکنند. پس دنیا ظرفیت جوابگوئی هزاران جانی که گرفته شدهاند را ندارد. عذاب دنیا نمیتواند او را مجازت کند. بلکه فضای عادلانه و قوی تری نیاز دارد تا جزای گناهانش را ببیند.
باید به این سوال پاسخ دهیم که علت سکوت خداوند در مقابل ظلم ظالمان چیست و چرا بخش مهمی از مجازاتها را به دنیای دیگر محول کرده است؟ این مساله دو دلیل عمده دارد:
دلیل اول) گاهی خداوند از روی رحمتی که دارد مهلت میدهد تا شخص به خودش بیاید و دست از ظلم و گناه بردارد و بتواند در همین دنیا گدشته اش را جبران کند.
مثل کسانی که تا ظهر و عصر عاشورا با امام حسین (علیه السلام) جنگیدند. به گونهای که حضرت هیچ یاری نداشته و تنهای تنها بود. وقتی که برای اتمام حجت گفتند «هل من ناصر ینصرنی»، بعضی افراد توبه کردند و به لشکر حضرت پیوستند. بنابراین، این لطف خدا نسبت به بندگانش است که فرصت میدهد تا شخص بتواند گذشته خود را جبران کند.
دلیل دوم) گاهی لطف خدا نیست، بلکه مکر الهی است. شخص گمان میکند که انتقامی در کار نیست، ولی ناگهان گرفتار عذاب الهی میشود.
خداوند میفرماید: «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ[۱]= به زودی آنها را به عذاب و هلاکت میافکنیم از جایی که فهم آن نکنند». یعنی اجازه میدهیم آهسته آهسته ظلم کنند تا جهنم شان طولانی تر و عمیق تر شود.
دنیا اساساً دار اختیار است. خداوند اراده کرده که هرکسی در دنیا اختیار داشته باشد. همچنین دنیا محدودتر از آن است که جزای بسیاری از کارهای انسان باشد. همچنین کوچک تر از آن است که بخواهد جزای افراد بد را بدهد. بنابراین، دیر نمیشود. چون ما استمرار داریم؛ از دنیا تا بی نهایت. بنابراین، جزا دادن، فوت نمیشود. این ما هستیم که عجله میکنیم. فردی که هزاران نفر را به قتل رسانده، چه مجازاتی در این دنیا میتواند برایش مناسب باشد؟
پس در دنیا نمیتوان جزای بسیاری از کارهای خوب یا بد انسانها را داد. یک نظام جاودانه و ابدی نیاز است.
قرآن هم میفرماید: «وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِینٌ[۲]= و البته نباید کسانی که کافر شدهاند تصور کنند این که به ایشان مهلت میدهیم، برای آنان نیکوست. ما فقط به ایشان مهلت میدهیم تا بر گناه [خود] بیفزایند و [آنگاه] عذابی خفت آور خواهند داشت».
سیاست مهلت الهی دارای دو وجه است: اول این که به ظالم فرصت میدهد که توبه کند و دوم این که اگر توبه نکرد، مهلت دادن به ستمگران با «استدراج» توام میشود. یعنی خداوند در ضمن این که مهلت میدهد، زمینههای هلاک را به تدریج و مرحله به مرحله فراهم میکند تا گناهانشان زیاد شود و به عذاب خوار کنندهای گرفتار شوند. عذابها گونههای مختلفی دارند: گاهی عذابها فقط دردناک هستند؛ گاهی علاوه بر دردناک بودن، خوارکننده هم هستند. یعنی کسی که عذاب میکشد، تحقیر هم میشود و این ذلت و خواری به همراه دارد.
خدا در کمین ظالمان است
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند: «وَ لَئِنْ أَمْهَلَ الظَّالِمَ فَلَنْ یَفُوتَ أَخْذُهُ وَ هُوَ لَهُ بِالْمِرْصَادِ عَلَی مَجَازِ طَرِیقِهِ وَ بِمَوْضِعِ الشَّجَا مِنْ مَسَاغِ رِیقِهِ= اگر خداوند، ظالم و ستمگر را مهلت دهد، چنان نیست که فرصت مجازات او از دستش برود. او در کمین گاه، بر سر راه ستمگر است و گلوی وی را در دست دارد و هر زمان بخواهد میفشارد، آن گونه که نتواند آب دهانش را فرو ببرد».
شایعترین مصادیق ظلم، ظلم در خانواده است: مردی که در حق همسرش ظلم میکند، زنی که در حق همسرش ظلم میکند، والدینی که در حق بچهها ظلم میکنند، یا بچهها در حق پدر و مادر ظلم میکنند، پادشاهان و حکام و سلاطینی که در حق مردم ظلم میکنند، هیچ کدام از اینها از ان ظلمها نادیده گرفته نمیشود.
امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: خداوند برای هر چیزی مدت و اجلی قرار داده است: «لِکُلِّ شَیْ ءٍ مُدَّهً وَ أَجَلاً= هر چیزی وقتی مشخص و سر آمدی معین دارد». وقتی که اجل ظلم رسید، خداوند انتقام میگیرد.
نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند: «إِنَّ اللَّهَ یُمْهِلُ الظّالمَ حَتّییَقُولُ قَدْ أهْمَلَنی ثُمَّ یَأْخُذُهُ أَخْذَةً رابِیَةً= خداوند به ستمگر چنان مهلت میدهد که میگوید خدا مرا وا گذاشته است. سپس او را سخت کیفر میدهد». یعنی ظالم اصلا گمانش را نمیکند که خداوند از او به سختی انتقام بگیرد.
قرآن میگوید: فرشتههای دنیایی با «یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ= به صورت و پشت آنها میزنند» و فرشتگان برزخ و ملکوت با سیلی از آنها استقبال میکنند، این تازه شروع داستان است. در آنجا به ذره ذره از اعمالشان رسیدگی میشود و خداوند همه را حساب میکند.







