فرهنگ مصادیق:علت حرام بودن ربا(پرسش و پاسخ)
پرسش
مفهوم ربا چیست و از منظر آیات وروایات چرا ربا حرام است؟
پاسخ
ربا به معنی زیادی گرفتن در وام یا معامله است. پولی را شخصی وام میدهد و بیشترش را میگیرد، جنسی را میدهد و از همان جنس، مقدار بیشتری دریافت میکند.
در حدیثی میخوانیم: «لو کان الرّبا حلالًا لترک النّاس التّجارات» [۱]
اگر ربا حلال باشد، مردم کسب و کار را رها میکنند.
امام رضا علیه السلام فرمود: اگر ربا شایع شود، راه وام و قرض الحسنه دادن بسته میشود. [۲]
گرفتن پول اضافه بدون انجام کار مفید یا مشارکت در تولید، نوعی ظلم و سبب پیدایش دشمنی و قساوت میشود.
گاهی بدهیهای تصاعدی ربا دهنده، او را ورشکسته و مجبور به قبول انواع ذلّتها و اسارتها میکند.
ربا در همه ادیان حرام است در سوره نساء، آیه ۱۶۱ میخوانیم: «وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ»[۳] یهودیان با اینکه از ربا نهی شده بودند، باز ربا میگرفتند. تهدیدهایی که در قرآن برای ربا گرفتن و پذیرش حاکمیت طاغوت آمده حتی برای قتل و ظلم و شرابخواری و زنا نیامده است.
انفاق، دادن بلاعوض است و ربا، گرفتن بلاعوض.
انفاق، محبّتآور و ربا کینهآور است.
معمولا از مردن انفاق کننده مردم عزادار میشوند و از مرگ رباخوار مردم شادند.
در قرآن هیچ گناهی به غیر از ربا، اعلام جنگ با خدا شمرده نشده است. [۴]
پیشرفت غرب به خاطر علم و صنعت است نه به خاطر رباخواری و وجود ربا در سیستم اقتصادی آنها.
خداوند قول داده که ربا را محو کند؛ ولی انفاق و صدقات را افزایش دهد: «يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ» [۵] کلمه «محق» به معنای نقصان تدریجی است. «مُحاق» به ماه گفته میشود که در شبهای آخر، آن چنان نورش کم میشود که دیده نمیشود. مراد از «یمحق اللّه الرّبا» آن است که خداوند برکت و آثار خوبی که باید مال داشته باشد، از رباخوار میگیرد.
امام باقر علیه السلام فرمود: خبیثترین درآمدها، رباخواری است. [۶]
همچنین در روایت آمده است: رباخوار در قیامت همچون دیوانگان محشور میشود. [۷]
حضرت علی(ع) فرمود: رباخوار را باید توبه دهند، همچنان که افراد را از شرک توبه میدهند.
در نظام ربوی، سعادت و محبت و امنیت نیست، تکاثر و انتقام هست. اغنیا و اموالشان مورد نفرین و ناله فقرایند. کینه و توطئه سرقت هر لحظه رباخواران را تهدید میکند. اشخاص رباخوار هم ضامن مالی هستند که به ربا گرفته و هم زندگی و لقمهشان را حرام کردهاند و عبادتشان را باطل و حرص و طمع را بر خود حاکم کردهاند.
آنها در محاسبات خود تنها، به ذخیره دنیوی مینگرند؛ اما اشخاص مؤمن و کسانی که اهل نماز و زکاتند، توجه به ذخیره اخروی دارند. «وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ» [۸] کلمه «عند ربّهم» نشانه مقام و پاداش ماندگار است چون؛ خدا ثابت است، چیزهایی هم که مربوط به خدا و رنگ الهی داشته باشند، ماندگار است.
خوشیها و مقامهای دنیوی گذراست و به قول قرآن: «فَهَلْ تَرَى لَهُمْ مِنْ بَاقِيَةٍ» [۹] آیا برای آنان بقایی میبینی؟ این منازل و باغها رفتنی است، اما آنچه نزد خداست ماندنی است. «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ، فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ» [۱۰]
یکبار دیگر بین باغها و آبادانیهایی که رها کردند و رفتند با این بوستانها و چشمه سارانی که نزد خدای قادر متعال پایدارند، مقایسه کنید.
بنا بر این مزد حلال در قبال کاری است که انجام میشود، رباخوار که کاری انجام نمیدهد.
و اگر رباخوار بخواهد توبه کند، باید اموال را به صاحبانش برگرداند؛ زیرا او مالک آن پول و درآمد نیست.







