کتابخانه:عقوق والدین - کتاب
|
| |
| زبان | فارسی |
|---|---|
| ناشر | موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۷ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ پیشگفتار
- ۲ عقوق والدین و اخبار
- ۳ عقوق چیست
- ۴ برتر از جهاد
- ۴.۱ نیکی به والدین کفاره گناهان است
- ۴.۲ نگاه شفقت به پدر و مادر
- ۴.۳ دعای ملائکه به نیکی کننده بپدر و مادر
- ۴.۴ اثر دنیوی عاق شدن
- ۴.۵ نیکی به والدین و طول عمر
- ۴.۶ زیادتی مال و آبرو
- ۴.۷ عقوق ، گدائی و بدبختی میآورد
- ۴.۸ عاقبت به شری عاق
- ۴.۹ دعای والدین مستجابست
- ۴.۱۰ جوان عاق و دعای مشلول
- ۴.۱۱ مادر به نیکی سزاوارتر است
- ۴.۱۲ ادای حق پدر و مادر
- ۴.۱۳ حقوق والدین پس از مرگ
- ۴.۱۴ لزوم تحصیل اذن والدین=
- ۴.۱۵ فرمایش شهید در سفر مباح و مستحب فرزند
- ۴.۱۶ منع از نماز جماعت
- ۴.۱۷ رعایت احترام والدین
- ۴.۱۸ آموزش و پرورش دینی
- ۴.۱۹ نگاه شفقت و بوسیدن فرزند
- ۴.۲۰ نیکی بفرزند پس از والدین
- ۴.۲۱ سپاسگذاری از محمد (ص) و علی (ع)
- ۴.۲۲ نیکی به رحم در مقابل بدی او
- ۴.۲۳ صله رحم واجب است
- ۴.۲۴ عطای به رحم _ آسانی حساب
- ۴.۲۵ آثار دنیوی صله رحم
- ۴.۲۶ ثواب صله رحم
- ۴.۲۷ قطع قاطع هم حرام است
- ۴.۲۸ نیکی به پاداش بدی
- ۴.۲۹ صله داود رقی و مرگ رحم
- ۴.۳۰ تاثر حضرت بر سادات حسنی (ع)
- ۴.۳۱ سفر کردن برای صله رحم
- ۴.۳۲ ارحام روحانی کیانند
- ۴.۳۳ خدمت بسادات تلافی میشود
- ۴.۳۴ حقوق برادران ایمانی
- ۴.۳۵ تلافی به مثل خواهد شد
- ۴.۳۶ چشم درد امیرالمومنین (ع)
پیشگفتار
یکی از گناهان کبیره عقوق والدین است چنانچه حضرت رسول (ص) و حضرت امیر(ع) و
حضرت صادق و حضرت رضا و حضرت جواد علیهم السلام در روایتیکه در شماره کبائر از ایشان رسیده بکبیره بودنش تصریح فرمودهاند بلکه از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله چندین رسیده است که از هر گناه کبیره بزرگتر شرک بخدا و عقوق والدین است و نیز از گناهانی است که در قرآن مجید و احادیث صحیحه بر آن وعده عذاب داده شده است.
در قرآن مجید از قول عیسی بن مریم حکایت میفرماید که خداوند مرا نیکوکار بما درم قرار داد و مرا ستمکار و بد عاقبت قرار نداد بسبب ترک نیکی بمادرم (سوره ۱۹ آیه (۳۴ و سبب اینکه ذکر پدر نکرده اینست که آن حضرت پدر نداشت و لذا قبل از این آیه در حکایت حضرت یحیی (ع) ذکر پدر و مادر هر دو شده است. (سوره ۱۹ آیه (۱۵
و در این دو آیه شریفه عاق والدین را بسه صفت یاد فرموده:
جبار (گردنکش و ستمگر)ن شقی (تیره بخت)، عصی (نافرمانی کننده گنه کار) و بهریک از آنها وعده عذاب سخت داده شده، چنانچه درباره جبار میفرماید و نومید شد هر گردنکش کینه ورزی پشت سراوست دوزخ و نوشانیده شود از آب چرک خون آلود، جرعهای از آن بدهان میبرد ولی نتواند فرو برد (او را گوارا نباشد) و مرگ از هر سوی باو رو آورد لکن مردنی نیست و از پس او است عذابی سخت و انبوه (سوره ۱۴ آیه ۱۵و۱۶ و .(۱۷
و درباره شقی میفرماید: اما آنها که بدبختند در آتشند و ایشانرا در آتش نالهای زار و خروشی سخت باشد، در آن آتش همیشه تا آسمانها و زمین برپا است جاویدانند مگر آنچه که پروردگارت خواهد (سوره ۱۱ ایه ۱۰۶و.(۱۰۷
و درباره عصی میفرماید: و آنکس که نافرمانی خدا و پیغمبرش کند و بگذرد از مرزهای خدا (و از حدود خویش تجاوز کند) فرودبردش در آتش که جاودان در آن باشد و عذابی خوار کننده برایش باشد. (سوره ۴ آیه (۱۴
عقوق والدین و اخبار
پیغمبر اکرم (ص) فرمودک از آزردن والدین بپرهیزند بدرستیکه بوی بهشت از هزار سال راه استشمام میشود ولی عاق والدین و قاطع رحم آنرا نمییابند. (وسائل الشیعه)
از همان حضرت مرویست که فرمود: کسیکه پدر و مادر خود را به خشم در آورد خد ایرا بغضب درآورده است. (مستدرک)
و همچنین فرمود: کسیکه والدین خود را بیازارد مرا اذیت کرده و کسی که مرا بیازارد خدا یرا آزرده و آزار کننده خدا معلون است (مستدرک کتاب نکاح باب (۷۵
و همچنین فرمود: عاق والدین هر عملی که میخواهد بجا آورد، هرگز داخل بهشت نخواهد شد. (مستدرک کتاب نکاح باب (۷۵
و نیز پیغمبر اکرم (ص) فرمود: سه طایفهاند که در روز قیامت خداوند با ایشان سخن نمیفرماید و نظر رحمت بآنها نمیکند و ایشان را پاک نکرده و از برای آنها عذاب دردناکی است ایشان شرابخواران و تکذیب کنندگان به قدر الهی و عاق والدین اند. (مستدرک کتاب نکاح باب (۷۵
عاق والدین آمرزیده شدنی نیست
کافی است در شقاوت عاق والدین که جبرئیل (ع) بر او نفرین فرمود: هر که پدر و مادر یا یکی از آنها را درک کند و او را از خود خشنود نسازد آمرزیده مباد و رسول خدا (ص) بر نفرین جبرئیل آمین گفت. (بحار الانوار)
از حضرت صادق(ع) مرویست که فرمود: ملعون است ملعون است کسی که والدینش را بزند و کسیکه آزار به آنها رساند. (مستدرک ص(۶۳۱
نماز عاق پذیرفته نیست
از حضرت صادق(ع) است کسی که بپدر و مادرش از روی غیظ بنگرد در حالیکه والدین بر او ستم کرده باشند خداوند نماز او را نمیپذیرد.
(کافی) (پس چگونه است در صورتی که باو نیکوکار باشند؟)
جوان محتضر و شفاعت پیمبر
رسول خدا (ص) بر بالین جوانی که در حال احتضار بود حاضر گردید، آن حضرت کلمه شهادت را باو تلقین فرمود لکن جوان نتوانست بگوید، پرسید: آیا مادر دارد؟ زنی که نزد او بود عرض کرد بلی من مادر او هستم فرمود: آیا بر او غضبناکی؟ گفت آری شش سال است باو حرف نزدهام، پس آن حضرت خواهش فرمود از او راضی شود مادر بخاطر آن حضرت از جوان درگذشت زبان آن جوان بکلمه توحید باز شد حضرت باوفرمود: چه میبینی؟ گفت مردی سیاه و زشت روی بد بوی، مرا رها نمی کمند حضرت جملهای یادش دادند (بحار الانوار-مستدرک) خواند و عرض کرد: میبینم مردی سفید رنگ خوشروی، خوشبوی و خوشمنظر رو بمن آورد و هیولای مهیب اولی از من دور شده فرمود: همان جمله را تکرار کن پس از آن گفت آن هیکل موحشه بکلی محو گردید.
پس آن حضرت شاد شد و فرمود: خدا او را آمرزیده آنگاه جوان از دنیا رفت. (بحار الانوار)
از این حدیث شریف استفاده میشود که یکی از آثار عقوق والدین سوﺀ خاتمه و عاقبت به شری است که شخص بی ایمان از دنیا میرود و در نتیجه همیشه در عذاب خواهد بود. با اینکه تلقین کننده جوان رسول خدا (ص) بود تا مادرش از او راضی نگردید نتوانست شهادت را بگوید و پس از رضایت مادر و خواندن آن کلمات ببرکت رسول خدا (ص) پروردگار هم از او راضی شده او را آمرزید.
عقوق چیست
مجلسی در شرح کافی گوید: عقوق والدین باین است که فرزند حرمت آنها را رعایت نکند و بی ادبی نماید و آنها را بسبب گفتاری یا رفتاری برنجاند و آزار و اذیت کند و در چیزهائیکه عقلا وش رعا مانعی ندارد نافرمانی از آنها نماید و این عقوق گناه کبیره است و دلیل بر حرمت آن کتاب و سنت و اجماع خاصه و عامه است. از حضرت صادق (ع) مروریست کمترین عقوق (ناسپاسی والدین) گفتن اف است (بروی پدر و مادر) و اگر خدا چیزی را از آن آسانتر میدانست. از آن نهی میکرد. و نیز از عقوق است بپدر یا مادر نگاه خیز و تند کردن. (کافی باب العقوق) و امیرالمومنین مرویس از عقوق ست محزون ساختن پدر یا مادر (مرآت العقول مجلسی) و از موارد قطعی عقوق که گناه کبریه است ترک بر واجب مانند نفقه (مخارج روزانه و لباس و مسکن) در صورت احتیاج پدر یا مادر میباشد و بطور کلی آزردن خاطر والدین و رنجاندن و ناراحت ساختن آنها عقوق و حرام مسلم است.
روایات در این مقام بسیار و به آنچه ذکر شده اکتفا میشود.
وجوب نیکی به پدر و مادر
از آیات قرآن مجید و اخبار اهل بیتن علیهم السلام استفاده میشود که نه تنها عقوق والدین یعنی آزردن و رنجاندن آنها حرام و از گناهان کبیره است بلکه احسان و نیکی کردن و اداﺀ حق آنها واجبست و ترک آن حرام میباشد.
اینک بعضی از آیات اشاره میشود:
-۱ در سوره البقره میفرماید و بالوالدین احسانا
-۲ سفارش نمودیم انسانرا که به والدین خود نیکی نماید(سوره ۲۹ آیه .(۷
-۳ بانسان امر نمودیم که مرا و والدینش را سپاسگزاری نماید. (سوره ۳۱ آیه (۱۳
شکر از والدین را همراه شکر خود ذکر میفرماید و شکی در وجوب شکر پروردگار عالم عقلا نیست، پس شکر والدین هم واجبست.
-۴ حکم کرد پروردگارت که جز او را نپرستید و بپدر و مادر خود نیکی نمائید (سوره
۱۷ آیه ۲۴و (۲۵ در اینجا نیکی بپدر و مادر را ردیف عبادات خود قرار داده است و چنانچه عبادت خدا واجب است احسان بوالدین هم واجب میباشد.
بعد میفرماید اگر پیری بپدر یا مادر یا هر دو برسد، و محتاج خدمت تو گردند بایشان اف مگو (در حال انزجار و بتنگ آمدن از کسی این کلمه استعمال میشود و حضرت صادق (ع) میفرماید: اگر لفظی کمتر از کلمه اف در ترک عقوق والدین بود آن را ذکر میفرمود و از آن نهی میکرد) و زجر مکن و بانگ برایشان مزن و سخن ایشان را پاسخ درشت مده و به آنها سخن نیکو از روی حرمت و ادب بگو (یعنی آنها را بنام مخوان بلکه بگو یا اباه یا اماه یا سیدی یا سیدتی) و بال تذلل و فروتنی را برایشان فروآور و بایشان تکبر منما بلکه از روی رحمت و بخشش برایشان تلطف کن (چون تا دیروز تو محتاج ایشان بودی و امروز آنها بتو نیازمندند که خدمت ایشان را بنمائی و دعا کن درباره ایشان و بگو پروردگار رحم کن و ببخشای پدر و مادرم را همچنانکه مرا در خوردی پروانیدند.
تفسیر آیه از حضرت صادق (ع)
ابی ولاد از حضرت صادق (ع) از معنی و بالوالدین احسانا پرسید فرمود: باینکه در مصاحبت ایاشن نیکوکارباشی و اگر چیزی لازم داشتند پیش از آنکه از تو بخواهند به آنها بدهی و ناگفته رفع احتیاجشان را بنمائی هر چند بی نیاز باشند.
ودر معنی قل لهماقو لاکریما فرمود: اگر ترا بزنند بگو خدا شما را بیامرزد و در معنی و اخفض لهما فرمود: نگاه تند به آنها مکن و صدای خود را بلندتر از صدای ایشان منما و در راه رفتن برایشان پیشی مگیر و در مجالس بر آنها مقدم مشو و دست خود را بالای دستشان قرار مده. (کافی، باب البربالوالدین)
علامه مجلسی میفرماید: یعنی در موقع عطاﺀ بانها دست خود را بگیر تا آنها از دستت بردارند.
برتر از جهاد
و هم از حضرت صادق (ع) است که مردی در خدمت حضرت رسول آمده و عرض کرد:
من مشتاق جهاد در راه خدایم. آن حضرت فرمود: پس جهاد کن در راه خدا بدرستیکه اگر
کشته شوی نزد خداوند زندهای و رزق داده میشوی و اگر بمیری اجر تو با خداست و اگر بسلامت برگردی از گناهان پاک میگردی مثل روزی که از ما در متولد شدی! عرض کرد: یا رسول الله پدر و مادری دارم که هر دو پیر شدهاند و با من انس دارند و دوست ندارند که از نزد آنها بیرون روم. آن حضرت فرمود: پس نزد ایشان بمان قسم بخدائی که جان من بدست اوست هر آینه انس پدر و مادر بتو در یک شبانه روز، از جهاد یکسال بهتر است. (کافی، باب البر بالوالدین) و نیز از رسول خدا (ص) است که فرمود: نیکی کننده بوالدین باش، جایت در بهشت است و اگر عاق شوی جایت در آتش خواهد بود. (کافی)
نیکی به والدین کفاره گناهان است
و از این حدیث شریف معلوم میشود که نیکی بوالدین کفاره بسیاری از گناهان است چنانچه مروریست که مردی خدمت حضرت رسول (ص) آمد هست؟ حضرت فرمود: برو به پدرت نیکی کن تا کفاره گناهانت گردد. چون آن شخص رفت فرمود: اگر مادرش زنده بود نیکی باو بهتر بود. (بحار الانوار).
نگاه شفقت به پدر و مادر
پیغمبر اکرم (ص) فرمود: نیست فرزند نیکوکار بپدر و مادرش مگر اینکه هرگاه از روی رحمت و محبت بوالدین خود بنگرد بهر نظری ثواب یک حج مقبوله برایش میباشد:
گفتند: یا رسول الله هرگاه در روز صدمرتبه چنین کند؟ فرمود: بلی بهر نظری ثواب حجی دارد. (بحار الانوار) خوشنودی والدین خوشنودی خدا است و نیز فرمود: خوشنودی خداوند با خوشنودی والدین است و خشم او با خشم ایشان است. (بحار الانوار ج۱۶ ص (۲۴
یعنی کسی که والدین از او راضی باشند خدا هم از او راضی است و کسی که والدین از او ناراضی باشند خدا هم بر او غضبناک است.
و فرمود: نیکی کننده بوالدین بیک درجه در بهشت از انبیاﺀ پائین تر است و عهاق والدین در جهنم با فرعونیان یک درکه فاصله دارد. (مستدرک)
دعای ملائکه به نیکی کننده بپدر و مادر
و از حضرت امیرالمومنین (ع) است که نیکی بوالدین بزرگتر واجب از واجبات الهیه است.
(مستدرک)
رسول خدا (ص) فرمود: خدای را دو ملک است که یکی از آنها میگوید خدایا از هر شری و آفتی نیکی کننده بوالدین را نگهدار، و دیگری میگوید: خدایا هلاک کن عاق والدینها را بسبب غضب فرمودنت به آنها (مستدرک الوسائل کتاب نکاح باب ۸۶ ص (۶۲۷ و البته دعای ملک هم مستجاب است.
اثر دنیوی عاق شدن
عقویت عقوق والدین منحصر به آنچه از عقوبتهای اخرویه که ذکر شد نیست بلکه از گناهانی است که آثار وضعیه دنیویه دارد چنانچه حضرت رسول (ص) فرمود: سه گناه است که خداوند عقوبت آنها را در دنیا تعجیل میفرماید: عقوق والدین، ظلم به بندگان خدا، بدی کردن در مقابل احسان (جلد ۱۶بحار الانوار ص (۲۵ شاید حکمت در تعجیل این عقوبتها برای عبرت دیگران است؟
نیکی به والدین و طول عمر
حضرت باقر(ع) فرمود: صدقه نهانی آتش قهر خدا را خاموش میکند و نیکی کردن بوالدین وصله رحم عمر را زیاد میکند. (بحارالانوار ج(۱۶
در حدیث دیگر فرمود: بخشش پنهانی و یکی به پدر و مادر، تهیدستی را برطرف میکند عمر دراز مینماید و هفتاد قسم مردن بد را دور میکند. (بحارالانوار جلد ۱۶ ص .(۲۴
زیادتی مال و آبرو
پیغمبر اکرم (ص) فرمود: کسی که برای من ضمانت کند، صله رحم و نیکی بوالدین را من هم ضامن میشوم که مال و عمرض زیاد شود و در قبیله اش محبوبیت پیدا کند. (مستدرک)
از حضرت هادی (ع) است که فرمود: عقوق وا لدین کمی مال و آبرو و عمر را در پی دارد و بنکبت ذلت در دنیا میکشد. (مستدرک)
عقوق ، گدائی و بدبختی میآورد
جوانی از ثروتمندان مدینه پدر پیری داشتن احسان باو را ترک نمود و از مال خود او را محروم کرد، پس خدایتعالی اموالش را از او گرفت و فقر و تنگدستی و مرض در بدن باو روی نموده و بیچاره شد.
پس پیغمبر (ص) فرمود: ای کسانیکه پدرها و مادرها را آزار میرساند از حال این جوان عبرت بگیرد و بدانید چنانچه دارائیش در دنیا از کفش رفت غنا و ثروت و صحتش بفقر و مرض مبدل گشت، همچنین در آخرت هر درجهای که در بهشت داشت بواسطه این گناه از دست داده و در مقابلش از درکات آ تش برایش آماده شده است! (سفینه البحار)
از حضرت صادق (ع) مرویست: که چون یعقوب برای ملاقات فرزندش یوسف وارد مصر گردید، یوسف هنگام ملاقات، رعایت مقام سلطنت ظاهری را کرد و برای احترام پدر از مرکب پیاده نشد: جبرئیل نازل شد به یوسف فرمود دست خود را باز کن، نور روشنی از دستش بیرون شد به آسمان رفت، یوسف پرسید: این نور چه بود که از کف من خارج شد؟ جبرئیل فرمود: نور نبوت از صلب تو بیرون رفت بسبب آنکه رعایت احترام پدر پیرت را نکردی پس از فرزندانت کسی پیغمبر نخواهد شد. (کافی)
شکی نیست که پیاده نشدن یوسف از روی تکبر و بی اعتنائی بپدر نبوده و انبیاﺀ از هر گناهی منزهند، بلکه برای رعایت شوکت مقام سلطنتی بوده که برای اداره کردن امور خلق و بسط عدل و ترویج دین قبول فرموده بود، لکن چون رعایت احترام پدر اولی بود برای همین ترک اولی مورد عقوبت واقع شد.
عاقبت به شری عاق
دیگر از آثار وضعیفه عقوق والدین والدین سوﺀ خاتمه است، چنانکه نیکی به آنها موجب حسن خاتمت و عاقبت بخیری است. حضرت صادق (ع) فرمود، کسی که بخواهد خداوند سختیهای جان دادن را بر او آسان فرماید پس صله رحم کند و بوالدین نیکی نماید، چون چنین کرد، خداوند سختیهای مرگ را بر او آسان میفرماید و هیچ وقت مبتلا به تهیدستی نخواهد شد، (سفینه البحار جلد ۲ صفحه (۶۸۷
دعای والدین مستجابست
نیکی بوالدین سبب دعای آنها درباره اولاد است چنانچه بدی کردن بایشان سبب نفرین آنهاست و از دعاهای مستجاب بلکه سریع الاجابهن دعاﺀ و نفرین والدین نسبت به اولاد است.
چنانچه اخبار کثیرهای در این مورد رسیده است.
جوان عاق و دعای مشلول
در باب فضیلت دعای مشلول رسیده که این دعا را حضرت امیر المومنین (ع) بجوانی که عاق پدر شده تعلیم فرمود، این جوان در اثر نفرین پدر دست راستش شل شد و سه سال مبتلا بود پس از فوت پدرش در مسجد الحرام شبها بخداوند استغاثه میکرد، پس آن حضرت بر او ترحم فرمود و این دعا را باو یاد داد و از برکات آن حضرت خداوند او را شفا داد.
مادر به نیکی سزاوارتر است
مستحب است در نیکی کردن، جانب مادر را بیشتر رعایت نماید و رسول خدا (ص) سه مرتبه امر بنیکی بمادر فرموده در مرتبه چهارم امر ببر بپدر کرد، و از آن حضرت سئوال شد:
که حق کدامیک از والدین بزرگتر است؟
فرمود: آنکه نه ماه ترا در شکم گرفت و بعد بسختی ترا زائید و بعد از پستان خود ترا غذا داد. (کافی)
ادای حق پدر و مادر
و نیز از آن حضرت پرسیده شده که حق پدر چیست؟ فرمود اینکه او را اطاعات نمائی تا زنده است. سئوال کردند: حق مادر چیست؟ فرمود هیهات هیهات اگر بعدد ریگهای بیابان و قطرههای باران در خدمت مادر بایستد معادل با یک روزی که در شکم او بوده نخواهد بود. (مستدرک کتاب نکاح باب ۷۰صفحه (۶۲۸
جوان و مادر زمین گیر و نیز مروی است که مردی خدمت آن حضرت آمده عرض کرد: مادر پیری دارم که از حرکت افتاده او را بدوش میکشم و لقمه در دهانش میگذارم و کثافت او را پاک می
کنم و در آن وقت برای احترامش رویم را بر میگردانم، آیا حقش را اداﺀ کردهام؟ آنحضرت فرمودند: نه زیرا شکمش مدتی جای تو بود و از پستانش غذا و شراب تو آماده میشد و دست و پایش نگهدار و نگهبان تو بود و در تمام این حالات آرزوی دوام حیات ترا داشت و تو در این حالات خدمت باو آرزوی مرگش را داری که زودتر راحت شوی.
اجابت مادر در نماز مستحبی و نیز از آن حضرت مرویست که فرمود: اگر در نماز مستحبی باشی و یپدر ترا بخواند نماز را قطع مکن ولی اگر مادر ترا خواند نماز را رها کن آری فرمایش پیغمبر است که بهشت زیر پای مادرانست. (منهج الصادقین)
نیکی بوالدین، مسلمان و کافر ندارد فرقی در حرام بودن عقوق و واجب بودن نیکی به والدین نیست بین اینکه مومن باشند و اهل عبادت و طاعت یا اینکه کافر باشند و معصیت کار.
چنانچه در سوره لقمان میفرماید: اگر کوشش کنند پدر و مادر که برای خدا آنچه که نمی دانی شریک قرار دهی یعنی از روی تقلید کورکورانه تو را امر به شرک کنند ، پس ایشان را فرمان مبرد در این دستور ولی با ایشان در دنیا به نیکی و خوبی مصاحبت کن که پسندیده شرع و مقتضای کرم باشد. (سوره ۳۱ آیه (۱۵
دعا برای پدر و مار سنی
معمربن خلاد از حضرت رضا (ع) پرسید: آیا جایز است درباره پدر و مادرم که شیعه و تابع حق نبودهاند دعا نمایم؟ حضرت فرمود بلی درباره آنها دعا کن و برای آنها صدقه بده و اگر زنده باشند با ایشان مدارا کن به درستی که رسول الله فرمود: خداوند مرا به رحمت فرستاد نه به عقوق. (اصول کافی)
جابر گفت شنیدم شخصی از حضرت صادق (ع) پرسید: که پدر و مادرم مخالف حقند، یعنی شیعه اهل بین نیستند. آن حضرت فرمود: درباره ایشان نیکی کن چنانکه نیکی میکنی درباره کسانی که شیعه مانند، یعنی با آنها مثل وقتی که اهل ولایت هستند معامله کن ! (اصول کافی)
استثنا پذیر نیست حضرت باقر (ع) فرمود: سه چیز است که خداوند استثنائی در آن قرار نداده است رد امانت به صاحبش، مومن باشد یا کافر، وفای به عهدی که با کسی نموده مومن باشد یا کافر نیکی به والدین مومن یا کافر. (اصول کافی)
در ضمن مکتوب حضرت رضا (ع) برای مامون که در آن شریع اسلام را نوشتند چنین است:
و نیکی به والدین واجبست هر چند مشرک باشند و اطاعت از آنها در معصیت نباید کرد. (عیون اخبار الرضا) دستور حضرت صادق (ع) به زکریا بن ابراهیم زکریا بن ابراهیم که نصرانی بود مسلمان شد و مشرف خدمت حضرت صادق (ع) گردید. به حضرت عرض نمود مادر پیر و کور نصرانیهای دارم .
حضرت فرمود : مادرت را ملاحظه کن و به او احسان نما و چون مرد جنازه او را به دیگری برگزار مکن و خودت مباشر کارهای او باش! (کافی)
در این دو جمله حضرت بدو امری کهبعداً واقع شد خبر داد یکی مردن مادرش و دیگر، مسلمان شدن او رفتار زکریا به مادرش :
پس از برگشت به کوفه، به مادرش خیلی مهربانی نمود و لقمه در دهانش میگذاشت و لباس در بدنش میکرد او را تنطیف و خدمتگذاری مینمود، مادر گفت ای فرزند قبلا که بر دین نصرانیت بودی اینطور با من سلوک نمیکرد چه شده این طور به من رفتار می نمائی؟
زکریا گفت: آقائی از اولاد پیغمبر (ص) به من این چنین امر فرموده که خدمتگزار تو باشم ، مادر پرسید: آیا این مرد پیغمبر است؟ گفت: نه، لکن پسر پیغمبر است.
مادر گفت : ای فرزند این شخص باید پیغمبر باشد زیرا امری که به تو نموده وصیت و سفارش پیغمبران است درباره مادر. زکریا گفت: پس از پیغمبر اسلام، محمدبن عبدالله (ص) نبوت به او ختم شد و دیگر پیغمبری نخواهد بود، بلکه او پسر پیغمبر است.
مسلمان میشود و میمیرد.
مادر گفت: ای فرزند دین اسلام بهترین ادیان است که تو اختیار نمودی بر من عرضه بدار تا من هم مسلمان شوم! پس شهادتین را به او تلقین کرد و سایر عقاید حقه و نماز را تعلیمش داد، پس از این که نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را خواند در همان شب حالت احتضار به او دست داد گفت ای فرزند آنچه را که امروز یاد من دادی دوباره تکرار کن آنگاه عقائد حقه رامجدداً تکرار کرد و از دنیا رفت.
نیکی بوالدین در زندگی و مرگ فرقی در حرمت عقوق و وجوب نیکی بوالدین بین حال حیات و ممات آنها نیست یعنی بمرگ حق آنها ساقط نمیشود و هرگاه پس از مرگ فراموش گردند و نیکی بایشان ترک شود عاق والدین محسوب میشود هر چند در حال حیات اداﺀ حق ایشان شده و نیکی به آنها ترک نگردیده باشد.
حقوق والدین پس از مرگ
حق والدین پس از مرگ آنست که:
اولا- واجباتی که از آنها در حال حیات فوت شده از قبیل حجم، نماز، روزه و همچنین اگر
بدهی داشتهاند اولاد اداﺀ نماید.
ثانیا- به آنچه وصیت نمودهاند عمل کند.
ثالثا- آنها را تا آخر عمرش نباید فراموش نماید باید برایشان طلب آمرزش و رحمت کند و بنیابت آنها صدقه دهد و اعمال مستحبه را بقصد ایشان انجام دهد و بالجمله آنچه میتواند از هدایا و تحف معنویه برای آنها بفرستد.
عقوق والدین پس از مرگ از حضرت باقر(ع) مرویست که بندهای در حال حیات پدر و مادرش به آنها نیکوکار است،
چون مردند آنها را فراموش کرد و بدهی آنها را نپرداخت و طلب رحمت برای آنها نکرد پس خدایتعالی او را عاق والدین ثبت خواهد فرمود، و بنده دیگری عاق والدین است در حال حیات آنها چون مردند قرض آنها را اداﺀ مینمایند و بدعا و استغفار آنها را یاد میکند پس خدایتعالی او را بار (نیکی کننده) بوالدین ثبت خواهد فرمود. (اصول کافی)
یک عمل و ثوابتهای متعدد حضرت صادق (ع) فرمود: چه مانع است مردی از شما شیعیان را که در حال حیات و مرگ والدین به آنها احسان کند؟ آن وقت کیفیت نیکی بوالدین پس از مرگ آنها را بیان می
فرماید باینکه از طرف آنها نماز بخواند (نماز قضاﺀ یا نافله اگر قضاﺀ بر عهده نداشته باشند، خودش بخواند یا استیجار نماید. و صدقه دهد از طرف آنها و روزه بگیرد و حج کند از طرف آنها پس آنچه را بجا آورده بوالدینش خواهد رسید و مثل همان ثوابی که به آنها میدهند برای او هم خواهد بود و علاوه خداوند اجرش را بسبب نیکی وصلهای که نموده و چندان عنایت میفرماید، یکی برای اصل عملی که کرده و دیگری برای نیکی به آنها (اصول کافی) استغفار و دعا برای والدین از رسول خدا (ص) مرویست که در جواب مردی که از آن حضرت پرسید ایا پس از مرگ والدین، چیزی از حقوق آنها باقی است یا نه؟ فرمود: بلی نماز و استغفار و دعا برای ایشان و گرامی داشتن دوستان آنها وصله نمودن رحم آنها. (کافی)
و نیز فرمود: کسی که بپدرش در حال حیاتش نیکی کند و پس از مردنش فراموشش کند و برایش دعا ننماید خداوند او را عاق مینامد. (کافی)
موارد وجوب اطاعت والدین امر و نهی والدین در واجبات عینیه و محرمات الهیه هیچ تاثیری ندارد و لغو است مثل اینکه اولاد را امر بشرب خمر کنند، یا او را از نماز یا روزه واجب نهی کنند فایده ندارد چنانچه در آیه شریفه گذشته تصریح میفرماید. (سوره ۳۱ آیه (۱۵
و در حدیث شریفی که می فرمایدک طاعتی برای مخلوق در معصیت خالق نیست. (جلد ۱۶بحار الانوار ص ۲۵ نقل از نهج البلاغه) باین مطلب تصریح میشود.
در غیر این دو صورت یعنی در مستحبات و مکروهات و مباحات بلکه واجبات کفائیه، قدر مسلم از وجوب اطلاعت امر و نهی ایشان مواردی است که مخالفت نمودن آنها موجب اذیت و ناراحتی ایشان گردد و خاطر آنان آزرده و قلبشان شکسته شود در این صورت است که مخالف کردن ایشان حرام و گناه کبیره است چون مصداق حقیقی عقوق است، مثلا هرگاه فرزند بخواهد سفر غیرواجبی برود و والدین در اثر ترس از رسیدن ضروری باو، یا در اثر شدت علاقه و نداشتن طاقت دوری فرزند او را از این مسافرت نهی کنند بطوریکه اگر مخالفت کند و باین سفر برود سخت ناراحت و آزرده خاطر میشوند در این صورت سفر، حرام و معصیت خواهد بود نماز در چنین سفری تمام بخواند و اگر ماه رمضان باشد روزه اش را هم باید بگیرد و بالجمله هر موردی که مخالفت والدین سبب اذیت و خشمناکی و آزردگی ایشان گردد حرام است، مگر اینکه اطلاعت ایشان موجب عسر و حرج بر فرزند شود یا متضمن ضرر فوق العاده دینی یا دنیوی گردد مانند اینکه پسر را از گرفتن عیال منع کنند در حالی که زن نگرفتن برایش مشکل و حرج است یا دختر را از شوهر کردن نهی نمایند در صورتیکه ترک شوهر برایش حرج یا ضرر است، یا مانند اینکه پسر را امر کنند زنش را طلاق دهد که مستلزم زیان فاحشی برای اوست و نظائر آن که در جمیع این موارد اطاعت ایشان واجب نیست برای آنها نیست حرمت مخالفت و وجوب اطاعت معلوم نیست
بلی بهتر بلکه احتیاط آنست که تا بشود اوامر ایشان را پیروی و از مخالفت کردن آنها بپرهیزد خصوصا در مواردی که والدین بمصلحت اولاد امر و نهی کردهاند نه بملاحظه مصلحت شخصی خودشان!
تعارض امر و نهی والدین هرگاه بین امر والدین تعارض واقع شود مثلا پدر میگوید فلان کار را بکن و مادر میگوید نکن در صورتی که بشود جلب رضایت هر دو را کرد بایستی این کار را بکند ولی اگر رعایت هر دو میسر نمیشود، جانب مادر را ترجیح دهد زیرا اولا مادر بیش از پدر استحقاق برونیک دارد چون رنج و ناراحتی برای اولاد بیشتردیده خصوصا موقع حمل و زائیدن و ایام شیردادن، چنانچه در روایات گذشته بیان گردید.
ثانیا، چون مادر احساساتی و عاطفهای است در اثر لطافت و کثرت عاطفه، اندک خلاف توقع و میلی که از اولاد ببیند افسرده خاطر و دل شکسته میگردد ولی پدر در اثر قوت عقلی که بالنسبه بمادر دارد ممکن است هیچ متاثر نشود خصوصا بملاحظه اینکه میبیند فرزند برای رعایت خاطر مادر مخالفتش کرده نه از روی عناد و سرپیچی از امر پدر.
لزوم تحصیل اذن والدین=
در شرع مقدس اسلام امر شده که فرزند باید از پدر و مادر یا ه ردو در بعضی از امور اذن بگیرد برای اداﺀ بعضی از واجبات کفائیه مانند جهاد و بعضی از مستحبات مانند روزه مستحبی و بعضی از عقود مانند عهد و یمین باید تحصیل اذن نماید!
شهید اول علیه الرحمه در کتاب قواعد در بیان حقوق والدین ده فرع عنوان نموده برای تتمیم این بحث خلاصه و ترجمه آن ذکر میگردد.
فرمایش شهید در سفر مباح و مستحب فرزند
-۱ سفر مباح و سفر مستحب بدون اذن والدین حرام است اما سفر تجارب و علم، پس اگر بدست آوردن سود و تحصیل علم در شهری که والدین هستند ممکن نباشد
بعضی از فقهاﺀ قائل بجواز این سفر شدهاند.
-۲ بعضی از فقهاﺀ فرمودهاند : بر فرزند واجبست اطاعت والدین کند در همه جا، هر چند شبه ناک باشد پس اگر فرزند را امر کنند که همراه آنها غذا بخورد و فرزند شبهه ناکی آن طعام را میداند واجبست اطاعت کند و با آنها هم خوراک گردد چو اطاعت والدین واجب و ترک شبهات مستحب است.
-۳ اگر فرزند را برای انجام کاری بخوانند وقت نماز واجب داخل شود باید امر آنها را مقدم بدارد که نماز در اول وقت مستحب و اطاعت والدین واجبست.
منع از نماز جماعت
-۴ اقرب آنست که والدین نمیتوانند فرزند را از نماز جماعت منع نمایند مگر در صورتیکه حاضر شدن فرزند بجماعت برای ایشان اسباب زحمت و ناراحتی گردد
مانند اینکه در تاریکی شب بخواهد نماز عشاﺀ یا صبح برود در حالیکه والدین بر او ترسانند.
-۵ در صورتی که سفر جهاد بر فرزند واجب عینی نباشد والدین میتوانند او را از آن سفر نهی کنند.
-۶ در صورتی که انجام گرفتن واجبات کفائیه توسط دیگران معلوم یا مظنون باشد والدین میتوانند فرزند خود را از جمیع واجبات کفائیه منع نمایند.
-۷ بعضی از فقهاﺀ فرمودهاند که اگر فرزند در نماز مستحبی باشد و والدین او را بخوانند باید نماز را قطع نماید.
-۸ همانطوری که بر فرزند واجبست که بوالدین اذیت نرساند و هم چنین واجب است که مانع از اذیت رسانیدن دیگران بایشان گردد و به مقدار قوه اش باید آنها از آزار دیگران حفظ نماید.
-۹ روزه مستحبی را بدون اذن پدر ترک نماید.
-۱۰ قسم و عهد را بدون اذن پدر ترک نماید.
رعایت احترام والدین
چون از نیکی بوالدین و اداﺀ حقوق ایشان رعایت ادب و احترام در مصاحبت است اموری در روایات اهل بیت رسیده که باید در معاشرت با ایشان رعایت شود که ببعضی اشاره میشود:
-۱ هرگاه صدای والدین میزند آنها را بنام نخواند بلکه لقب یا کنیه ایشانرا ذکر کند، یا بگوید بابا، آقا، خانم و مانند اینها.
-۲ جلو آنها راه نرود و پیش از ایشان ننشیند.
-۳ قبل از انها شروع بخوردن طعام ننماید.
حضرت سجاد با مادر خود هم خوراک نمیشد و میفرمود میترسم برای لقمهای دست دراز کنم که مادرم قصد آنرا داشته پس باین عمل رعایت حرمت و ادب او را ترک کرده باشم.
-۴ در مجس روی خود را از ایشان برنگرداند.
-۵ در سخن گفتن صدای خود را بلندتر از ایشان نکند.
-۶ دست خود را بالای دست آنها قرار ندهد.
-۷ کاری نکند که مردم پدر یا مادرش را بد بگویند و سب و لعن نمایند مثل اینکه پدر کسی را سب کند که او هم برگردد پدرش را دشنام گوید.
-۸ مرویست که حضرت سجاد پسری را دیدند که در راه رفتن تکیه بدست پدر نموده پس آن حضرت بر آن پسر غضبناک شده تا آخر عمرش با او سخن نفرمود. (کافی)
ناگفته نماند آنچه گفته شد از وجوب بر والدین قدر مسلم آن بری است که در ترکش والدین رنجیده خاطر میشوند، مانند اینکه نفقه آنها را از ابتداﺀ ندهد تا ناچار شوند مطالبه کنند، آنگاه بدهد، چون این مسامحه موجب رنجش آنها میشود، واجب است پیش از مطالبه کردن به آنها برساند. و مانند اینکه در مجلس ضیافت خود به آنها اعتنا نکند و دعوت نماید چون رنجیده میشوند ترک این بر حرام است و همچنین در موارد تحفه و هدیه دادن و اما ترک کردن بری که آنها را نرنجاند حرمت آن معلوم نیست. و نیز آنچه گفته شد از لزوم اکرام و احترام آنها قدر مسلم آن اکرامی است که ترک آن موجب آزار و رنجش آنها شود مانند اینکه برای اهانت و خوار کردن والدین پشت به آنها کند، صدای خود را بلندتر از صدای آنها نمایدن جلو آنها راه رود البته تمام آنها حرام است لکن ترک بعضی از موارد اکرام بدون قصد اهانت بطوری که موجب رجش آنها نشود حرمت آن معلوم نیست، بلکه پارهای از موارد اکرام والدین از مستحبات شمرده شده است.
رعایت اولاد هم بر والدین واجبست همانطوری که نیکی و احسان و رعایت ادب و احترام بوالدین بر اولاد واجبست، همچنین
حقوقی که برای اولاد بر عهده پدر و مادر واجب است اگر رعایت نکنند قطع رحم کردهاند، زیرا پس از والدین نزدیکترین ارحام بشخص اولاد است و قطع رحم از بزرگترین گناهان کبیره است که پس از این میآید.
چنانچه اولاد بر اثر ترک اداﺀ حقوق والدین به آثار و خیمه عقوق مبتلا میشود همچنین والدین هم در اثر ترک حقوق اولاد به آثار و خیمه آن مبتلا خواهند گردید چنانچه از پیغمبر اکرم (ص) روایتی بدین مضمون رسیده است. (وسائل الشیعه)
از جمله امور مهمه که رعایت آن بر والدین فوق العاده لازم است آنست که سعی کنند کاری نکنند که اولادشان مبتلا بعقوق آنها گردد! مثل اینکه کارهای سخت به او رجوع ننمایند که اولاد در اثر سختی آن از زیر بار اطاعتشان شانه خالی کرده و در نتیجه عاق والدین شود یا مثلا ایراد زیاد گرفتن در گفتار و کردار فرزند که غالبا بترک ادب نیست بوالدین منتهی میگردد و همچنین ترک محبت به او که در نتیجه فرزند هم عکس العمل نشان می دهده باید ترک گردد.
بلکه وظیفه والدین است که فرزندشان را به انجام این واجب مهم الهیه یعنی نیکی و ادب نیست بوالدین کمک و همراهی نمایند و از روی مهر و شفقت او را ازعاق شدن بازدارند،
مثل اینکه لغزشهایش را ندیده میگیرند و احسان و اطاعتش را هر چند ناچیز باشد پذیرفته و سپاسگزاری نمایند و درباره اش حضورا و غیابا دعا نماید.
تفصیل حقوق فرزند بر والدین در کتب فقهی موجود و خلاصه آن به قسمی که منافی با وضوع این کتاب نباشد از این قرار است.
نفقه فرزند بر پدر واجبست پسر از هنگام ولادت تا وقتی که بحد رشد رسیده از عهده کسب و کار برآید و بتواند
معیشت خود را فراهم نماید نفقه اش، یعنی خوراک و لباس و مسکن او بر پدرش واجبست، دختر هم همین است تا وقتی که به خانه شوهر رود یا بواسطه دارائی بی نیاز گردد.
سعی در ازدواج فرزند از حقوق پسر سعی در ازدواج نمودنش پس از رشد و بلوغ است چنانچه از حقوق دختر رساندنش بخانه شوهر است و والدین نمیتوانند مانع شوهر کردانش گردند چنانچه در قرآن مجید صریحا بیان میفرماید. (سوره ۲ ایه (۲۳۲
آموزش و پرورش دینی
از حقوق اولاد سعی در تعلیم و تربیت آنهاست که به اصول و فورع دین آشنا گردند خصوصا خواندن قرآن مجید را یاد بگیرند و در تادیب آنها مسامحه ننمایند با رعایت شرائط امر به معروف و نهی از منکر ذکر میشود. روایات کثیرهای در امر به مهربانی و محبت واکرام بفرزند رسیده برای نمونه ببعضی از آن اشاره میشود:
باید بفرزند مهربان کرد پیغمبر اکرم (ص) فرمود: فرزندان خود را دوست بدارید و به آنها رحم کنید هرگاه وعده بایشان دادید وفا کنید چون امید فرزند تنها بپدر و مادر است بدرستیکه خدایتعالی غضب نمیفرماید بچیزی مانند غضب فرمودنش درباره زنها و بچهها.
نگاه شفقت و بوسیدن فرزند
نیز فرمود کسی که فرزند خود را ببوسد حسنهای برایش ثبت میشود، و در حدیث دیگر فرمود: بهر بوسهای درجهای در بهشت برایش خواهد بود.
نیز مرویست هرگاه پدر از روی مهر و شفقت بفرزند خود بنگرد و او را مسرور نماید ثواب بنده آزاد کردن در نامه عملش نوشته میگردد.
نیکی بفرزند پس از والدین
و نیز در روایت رسیده که مادر فرزند خود را اکرام نمائید و باو بدی نکنید زیرا فرزند شما در اثر علاقهای که بمادرش دارد دلگیر و افسرده میشود و باز در روایت است که مردی از انصار از حضرت صادق(ع) پرسید نیکی چه اشخاصی برمن لازم است؟ فرمود: والدینت گفت: هر دو از دنیا رفتهاند، فرمود: بفرزندانت نیکی کن!
دختر بنیکی سزاوارتر است درباره نیکی بفرزندن نسبت بدختر سفارش بیشتری شده است و مستحب است هدیهای را که پدر بخانه میآورد دختر را بر پسر مقدم بدارد، خصوصا دختری که اسمش را فاطمه گذاشته است و نیز لعن و نفرین درباره اولاد نهی شده هر چند بدرفتاری و مخالفت والدین کنند بلکه از موجبات فقر شمرده شده است.
پدر روحانی بنیکی سزاوارتر است آنچه از حرمت عقوق و وجوب نیکی درباره پدر و مادر ذکر شد راجع به والدین جسمانی است که واسطه پیدایش فرزند در این عالمند و سبب تربیت و رشد و نمو جسمانی اویند اما والد روحانی یعنی کسی که سبب اصل خلقت انسان و رسیدنش بسعات حقیقیه و تامین کننده حیات باقیه اوست حضرت رسول (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام میباشند که هر کس تابع و پیرو وابسته به آنها شدن و بروحانیت آنها اتصال یافت از جمیع آفات محفوظ و بجمیع خیرات باقیه نائل خواهد گردید چنانچه رسول خدا (ص) فرمود: من و علی (ع) دو پدر این امت هستیم.
مزیت و شرافت و اهمیت پدر روحانی بر پدر جسمانی مثل مزیت و شرافت روح به بدن و همچنین مزیت اهخرت نسبت به دنیا است و آنچه از عقوبت عقوق والدین جسمانی و آثار و خیمه آن ذکر گردید هزاران مرتبه بالاتر نسبت به عقوق والدین روحانی میباشد.
ثواب زیادتر – عقوبت شدیدتر همچنین ثوابتهائی که برای بربوالدین جسمانی ذکر گردید هزاران درجه راجع به نیکی بوالدین روحانی است شاید بعضی از مراتب شدیده عقوبت عقوق مانند ناینکه بهشت بر او حرام خواهد گردید و هیچ عمل از او پذیرفته نخواهد شد (بتایید روایاتی که نسبت بتاریکن ولایت رسیده که هر چند قائم اللیل و صائم النهار باشند از ایشان پذیرفته نیست). ناظر به عقوق والد روحان باشد چنانکه بعضی از مراتب عظیمه ثواب، بر بوالد روحانی است.
آیات عام است در اخبار وارده در مقام از اینکه آیات شریفه راجع به نیکی بوالدین را به والدین جسمانی، تخصیص دهند نهی شده است بلکه ایات شریفه عام ست و مراد هم دو است هم والد جسمانی و هم والد روحانی.و قرینهای که در این مورد است همراه ساختن اطاعت والدین و شکراز ایشان است به اطاعت و شکر پروردگار عالم.
سپاسگذاری از محمد (ص) و علی (ع)
در آیه شریفه (ان اشکرلی و لوالدیک) روایات کثیرهای رسیده که مراد از والدیک در این آیه شریفه محمد (ص) و علی (ع) میباشند، نه اینکه والدین جسمانی مراد نیست بلکه این روایات بیان اشرف و افضل و اکمل افراد والدین را مینماید چنانچه در اصول کافی در باب صله رحم دو حدیث از حضرت صادق (ع) روایت نموده، در حدیث اول عمروبن یزید از آن حضرت از معنی آیه شریفه کسانیکه میپیوندند آنچه را که خداوند امر به پیوند آن فرموده (سوره ۱۳ آیه (۲۱ سئوال نمود حضرت فرمودند منظور نزدیکان و بستگانت میباشد.
هم والدین جسمانی تو هم روحانی در حدیث دیگر فرمودند آیه شریفه درباره صله رحم محمد (ص) و آل محمد نازل شده و به تحقیق در رحم و اقرباﺀ تو هم شامل است، (کافی) پس فرمودک از کسانی مباش که آیه شریفه را منحصر در یک معنی بداند بلکه باید هر گاه میشنود فلان آیه درباره فلان چیز نازل شده آنرا در نظائرش تعمیم دهد.
عقوق والدین روحانی عقوق والد روحانی عبارتست از ترک اطاعت اوامرش و بیرون رفتن از تبعیت و تسلیم شدن نسبت باو و پاره کردن رشته ربط و اتصال معنوی به او حضرت رضا (ع) میفرماید: آیا شما را بد نیست که والدین جسمانی در اثر عقوق شما را از
خود نفی کنند یعنی بگویند این فرزن ما نیست؟ گفتند چرا فرمود: پس سعی کنید والدین روحانی شما که افضل از والدین جسمانی هستند شما را از خود نفی نکنند و شما را به فرزندی بپذیرند!
محمد و علی دو پدر امت رسول خدا (ص) فرمود: یا علی (ع) من و تو دو پدر این امتیم هر کس ما را ترک کند و بیازارد و از اطاعت ما خارج شود پس لعنت خدا بر او باد، و هر اینه من و تو دو مولای این امتیم هر کس از ما بگریزد لعنت خدا بر او باد، و هر آینه من و تو اجیر این امتیم هر کس پاداش ما را ندهد لعنت خدا بر او باد! پس فرمود: خدایا این نفرین را مستجاب فرما (بحار الانوار)
نیکی بوالدین روحانی نیکی بوالد روحانی عبارتست از کمال تسلیم و انقیاد و اطاعت جمیع اوامر ایشان و نهایت تعظیم و تجلیل از مقام شامخ ایشان و اینکه همیشه خود را در اداﺀ حق آنها مقصر بداند.
در حال حیات از حضور در محضر شریف آنان و در حال ممات از تشرف بقبور متبرکه ایشان دریغ ندارد و از یادشان غافل نگردد و بداند که هر چه بوالد روحانی بیشتر متمسک شده و بیاد آقایان بیشتر باشد خودش بهره برده است زیرا که در حقیقت ضرر عقوق و نفع نییک به پدر روحانی عاید خودش خواهد شد چنانکه در قرآن مجید میفرماید: بگو ای پیغمبر، انچه را از مزد رسالت که دوستی اهل بیت (ع) است از شما طلب نمودم برای خود شما است (سوره ۳۴ آیه (۴۶ یعنی نفع ان عاید خودتان میگردد!
از نیکی به پدر روحانی، گرامی داشتن ذریه طیبه اوست بلکه جمیع وابستههای باو را اعم از روحانی و جسمانی چنانچه در بحث صله رحم ذکر میشود و نیز فرستادن هدایا و تحف در حال حیات و دادن صدقه و انجام اعمال خیر بنیابت آنها در حال ممات و نیز از موارد بر بوالد روحانی آنست که هرگاه نامش را ببرد یا بشنود صلوات بر او فرستد و ارتفاع درجه اش را بخواهد.
-۷ قطع رحم از گناهان کبیره قطع رحم است چنانچه حضرت صادق و کاظم و رضا و جواد علیهم السلام بگناه کبیره بودنش تصریح فرمودهاند و نیز هم در قرآن مجید وعده آتش بر آن وارد شده و مورد عن پرورگار عالم است او را خاسر نامیده است. از حضرت سجاد (ع) مرویست که فرمود: از مصاحبت قاطع رحم بپرهیز که او را در سه جای قرآن ملعون یافتم.
-۱ در سوره البقره میفرماید: آنهائیکه عهد الهی را پس از بستن پیمان میشکنند و میبرند آن چیزی را که خداوند امر بپوستن آنها فرموده (قطع رحم میکنند) و در روی زمین فساد میکنند، ایشان زیانکارانند. (سوره ۲ آیه (۲۵
خاسر در قرآن مجید بر کسی که در آخرت معذب است اطلاق میشود و بقرینه دو آیه بعد معلوم میشود خاسر در قاطع رحم ملعون میباشد.
-۲ در سوره رعد میفرماید: آنانکه پیمان خدای را پس از محکم شدن میشکنند و میبرند آنچه را که خدا بپیوند آن امر فرموده و در زمین فساد میکنند برایشان لعنت و محرومیت از رحمت خدا است و برای ایشان جایگاه بدی است (سوره ۱۳ آیه (۲۶ یعنی جایشان در دوزخ است.
-۳ در سوره محمد (ص) میفرماید آیا از شما توقع است و غریب و بعید نیست که اگر متولی امور مردم شوید در زمین فساد کنید و از خویشان خود ببرید، آنگروه مفسد و قاطعرحم، کسانی اند که خدایتعالی انها را از رحمت خود دور فرموده و کر کرده و چشمانشانرا کور فرموده؟۰سوره ۴۷ آیه ۲۴ و (۲۵
قطع رحم در روایات اخبار زیادی هم در این موضوع وارد است که به بعضی اشاره میشود پیغمبر اکرم (ص) فرمود: بدرستیکه در دشمنی با خلق (خصوصا ارحام) زائل کننده است نه زائل کننده مو، بلکه زائل کننده دین. (کافی)
و حضرت صادق (ع) فرمود: از زائل کننده بپرهیزید بدرستیکه آن هلاک کننده است مردان را پرسیدند: منظور از (حالقه) برطرف کننده چیست؟ فرمود: قطع رحم(کافی)
بدترین اعمال نزد خدا مردی به پیغمبر (ص) عرض کرد: کدام عمل نزد خداوند بدتر و مبغوضتر است؟ فرمود:
شریک قراردادن برای او، گفت پس از آن چیست؟ فرمود: قطع رحم، گفت: پس از آن چیست؟ فرمود: امر به منکر و نهی از معروف، (کافی)
نیکی به رحم در مقابل بدی او
مردی خدمت حضرت صادق (ع) آمده از بستگان خود شکایت نمود. حضرت به او فرمودند: خشم خود را فروبر و کظم غیظ کن، ( و به آنها نیکی کن) عرض کرد: به من چنین و چنان میکنند از انواع بدیها و ستمها فرو گذار نمیکنند. حضرت فرمود: آیا تو هم میخواهی مثل آنها قطع رحم کنی و ترک احسان برحم نمائی؟ اگر چنین کنی. خدایتعالی در دنیا و آخرت نظر لطفش را از تمام شما خواهد برداشت. مجلس گوید ممکن است اگر تو قطع ننمائی وصله کنی آنها هم پیشمان شده وصله نمایند، پس رحمت الهی همه شما را خواهد گرفت و اگر پشیمان نشوند فقط رحمت الهیه شامل حا تو خواهد بود.
پس باید در مقابل قطع رحم اقارب، انسان صله نماید و لذا رسول خدا (ص) فرمود: قطع رحم نباید کنی هر چند رحم هم از تو ببرد!
حضرت باقر (ع) فرمود: سه خصلت است که صاحب آن نمیمیرد تا اینکه آثار و خیمه آنرا ببیند ظلم، قطع رحم، قسم دروغ (کافی)
مرگ را نزدیک میکند و حضرت امر (ع) در خطبه اش فرمود: بخداوند پناه میبرم از گناهانی که نیستی را نزدیک میکند. (کافی) یک نفر گفت آیا گناهانی هست که فناﺀ را نزدیک کند؟ فرمود بلی قطع رحم، بدرستیکه خانوادهای که با هم جمع شوند و مواسات نمایند با یکدیگر، خداوند رزق
آنها را زیاد میفرماید و خانوادهای که از هم جدا شوند و از یکدیگر خداوند ایشان را از توسعه در رزق و طول عمر محروم میفرماید هر چند اهل تقوی باشند.
همه دسته جمعی میمیرند یکی از اصحاب حضرت صادق(ع) شکایت پسرعموهایش را به آن حضرت کرد و گفت:
برادران و پسر عموهایم مرا سخت در فشار گذاشتهاند و سمی که از خانه داشتم از من گرفتهاند فقط یک اطاق برای من باقی گذاردهاند اگر بخواهم شکایت آنها را نزد حکومت وقت بنمایم هر چه در دست آنها است میتوانم بگیرم.
حضرت فرمودند: صبر کن خداوند بزودی برای تو فرج خواهد فرمود، این شخص پذیرفت و برگشت، در سال صدوسی و یک و بائی آمد و تمام آنها مردند و یک نفر هم از ایشان باقی نماند، پس خدمت حضرت صادق(ع) آمده حضرت فرمود: حال خانواده تو چگونه است؟ رض کرد بخدا قسم که همه مردند، حضرت فرمود: هلاک شدن انها برای این است که با تو بد کردندن و حق ترا نشناخته و قطع رحم خود نمودند همه نابود شدند (کافی)
رحمت خدا را میبرد و از حضرت صادق (ع) است که رسول خدا (ص) فرمود: هرگاه در مردم دانش باشد ولی
عمل به آن نباشد و الفت و محبت فقط به زبان باشد نه به دل و رحمها قطع شود، در این هنگام خداوند رحمت دنیویه و اخرویه خود را از آنها بریده، پس گوش دل ایشان کر و چشم دل آنها را کور خواهد فرمود! (بحار الانوار جلد ۱۶ ص (۲۸
رسول خدا (ص) فرمود: ظلم و قطع رحم از هر گناهی سزاوارتر است که خدا زودتر صاحبش را در دنیا عقوبت کند، به آنچه، در آخرت برایش از انواع عذابها ذخیره کرده است. (مستدرک)
و نیز فرمود: قاطع رحم داخل بهشت نمیشود. (مستدرک)
بوی بهشت از هزار سال راه به مشام میرسد ولی عاق والدین و قاطع رحم بوی آن را هم نخواهند شنید. (بحار الانوار جلد ۱۶ ص (۲۸
و نیز فرمود: قطع رحم مانع استجاب دعاﺀ است.
در باب فضیلت شب قدر از آن حضرت مرویست: که خداوند در آن شب همه را میآمرزد مگر چهار طایفه را، شرابخوار، عاق والدین، قاطع رحم، دشمنی کننده بمومنین.
صله رحم واجب است
خداوند در سوره نساﺀ میفرماید بترسید از مخالفت امر خداوندی که از یکدیگر به نام او حاجت میطلبید (یعنی چنانچه خدا را بزرگ میدارد که یکدیگر را به او قسم میدهد که چنین و چنان کن یا نکن، پس مخالفت امر او را نکنید) و بترسید از بریدن خویشان (سوره ۴ آیه (۱ و سعی کنید در پیوند با ایشان در این آیه الارحام عطف با سم جلاله پروردگار است و در مجمع البیان این معنی از حضرت را باقر (ع) روایت نموده، و در کافی از حضرت صادق(ع) در معنی این آیه شریفه این طور نقل نموده که ارحام در اینجا تمام خویشاندانند نه طایفه خاصه بدرستیکه خداوند امر بوصل نمودن تمام خویشان فرموده وصله رحم را بزرگ فرموده که همراه با خود آنرا ذکر کرده (الله و الارحام) (کافی باب صله الرحم)
نماز و زکواه – تقوی وصله رحم از حضرت رضا (ع) مرویست که خداوند در قرآن مجید سه امر فرموده و مورد هر امری را هم دو چیز قرار داده که اطاعت کردن آن امر به اطاعت نمودن هر دو است:
-۱ امر فرموده به نماز و زکوه با هم، پس کسی که نماز بخواند و زکوه ندهد نمازش هم پذیرفته نیست.
-۲ امر فرموده بسپاسگزاری از خودش و والدین، پس کسی که شکر خدا را بکند ولی از والدین سپاسگزاری نکند شکر خدا را هم نکرده.
-۳ امر فرموده بتقوی از خودش وصله رحم پس کسی که صله رحم نکند امر بتقوی را هم اطاعت ننموده است. (عیون الاخبار)
عطای به رحم _ آسانی حساب
در سوره نحل میفرماید خداوند امر میفرماید بمیانه روی در جمیع امور و انصاف و تفضل کردن و عطای بخویشان، هر چه را که به آن نیازمندند. (سوره ۱۶ آیه (۹۳
و در سوره رعد میفرماید آنهائیکه به رحم خود پیوند میکنند و از عذاب پروردگار خود میترسند و از سختی و بدی حساب خود بیمناکند، (سوره ۲۳ آیه .(۲۲ تا در آخر آیه شریفه میفرماید: برای ایشان سرانجام نیک و دخول در بهشت جاودانی است.
از جمله (یخافون سوﺀ الحساب) در این آیه شریفه فهمیه میشود که صله رحم موجب اسان شدن حساب است چنانچه از پیغمبر اکرم و حضرت صادق (ع) مرویست که صله ارحام حساب را آسان میکند. (بحار الانوار جلد ۱۶ ص (۲۸
بخشش حضرت صادق (ع) بحسن افطس حضرت صادق (ع) هنگامیکه نزدیک وفاتان شد وصیت فرمود: که هفتاد دینار بحسن افطس که پسرعموی ایشان بود بپردازید! به آن حضرت گفته شد آیا به کسی عطاﺀ می فرمائید که که با شمشیر بشما حمله کرد؟
حضرت فرمود: نمیخواهی از کسانی باشم که خدایتعالی درباره آنها میفرماید و کسانی که میپیوندند آنچه را که خداوند امر بپیوند آن فرمود بدرستیکه خداوند بهشت را آفرید و پاکیزه و خوشبو کرد، بوی آن از دو هزار سال راه درک میگردد، ولی عاق والدین و قطع کننده رحم آنرا نمییابد. (بحار الانوار جلد ۱۱ صفحه (۱۰۶
صله رحم در روایات اخبار زیادی درباره وجوب صله رحم رسیده از آن جمله حضرت باقر (ع) میفرماید: رسول خدا (ص) فرمود: وصیت و سفارش میکنم حاضرین و غائبین از امتم را و کسانی که هنوز بدنیا نیامدهاند تا روز قیامت که صله رحم نمایند هر چند فاصله میان ایشان و رحم یکسال باشد بدرستیکه صله رحم از اموری است که خدایتعالی آنرا جزﺀ دین قرارداده است. (کافی)
از صراط نخواهد گذشت و از حضرت باقر مرویست که ابوذر گفت: از پیغمبر (ص) شنیدم: که فرمود: صراط (پلی که روی جهنم است و روز قیامت همه باید از روی آن عبور نمایند) دو طرفش، رحم و امانت خواهد بود، هرگاه کسی که صله رحم میکرده و امانت را هم رد میکرده از آن بگذرد بسلامت گذشته به بهشت خواهد رفت و هرگاه خیانت کننده بامانت و قطع کننده رحم از روی آن بگذرد او را با این دو گناه هیچ عملی سودی نمیرساند و صراط او رامیان آتش خواهد انداخت (کافی)
آثار دنیوی صله رحم
روایات کثیرهای رسیده است که از آثار صله رحم طول عمر و تاخیر در اجل و دفع بلاﺀ و
زیادتی رزق و برطرف شدن فقر و زیاد شدن نسل میباشد حضرت صادق (ع) در مجلس منصور دوانقی سه حدیث درباره صله رحم از قول رسول خدا (ص) نقل فرمود:
-۱ شخصی صله رحم میکند و از عمرش سه سال بیشتر نمانده، پس خدایتعالی بسبب این عمل عمرش را سی سال قرار میدهد و شخصی قطع رحم میکند و از عمرش سی سال مانده ، پس خدایتعالی آنرا سه سال قرار میدهد آنگاه این آیه شریفه را تلاوت فرمود خدا هرچه رابخواهد محو یا ثبت میفرماید. (بحار الانوار)
-۲ پیوند بر حم خانهها را آباد میکند و عمرها را دراز مینماید هر چند پیوند کننده از نیکان نباشد (بحار الانوار)
-۳ صله رحم سبب آسان شدن حساب روز جزا است و از مردن بد یعنی عاقبت بشری نگه میدارد. (بحارالانوار)
و نیز مرویست که حضرت صادق (ع) بمیر فرمود چندین مرتبه مرگت رسید و خدایتعالی بسبب صله رحمی که کردی و احسانی که به خویشاوندانت نمودی آنرا بتاخیر انداخت! (بحارالانوار ج ۱۶ ص (۲۹
سبب طول عمر و نیز مرویست که آن حضرت فرمود: ای میسر، چه کردهای که عمرت زیاد شده است؟
گفت در جوانی، کارگر بودم و مزدم پنج درهم بود، اجرت خودم را به دائیم میدادم. (بحارالانوار ج ۱۶ص .(۲۸
یعقوب مغربی بر حضرت موسی بن جعفر(ع) وارد شد، حضرت به او فرمود: در فلان منزل بین تو و برادرت نزاعی (شری) در گرفت و از یکدیگر بریدید تا اینکه بیکدیگر شنام دادید، این از دین من نیست و نه از دین آباﺀ من، پس از عذاب خدا بترس، بدرستیکه این عمل شما بمرگ جدائی بین شما خواهد افتاد و برادرت در این سفر خواهد مرد و زود است که از کرده خویش پشیمان شوی!
یعقوب عرض کرد: مگر من چه وقت خواهد رسید؟ فرمود: مرگ تو هم رسیده بود لکن در منزل دیگر بعمه ات صله و احسان نمودی، پس مرگ تو تا بیست (سال یا ماه) تاخیر افتاد (فزید فی اجلک عشرون) پس آن برادر قبل از رسیدن بوطن و اهلش مرد و در راه او را دفن کردند...(سفینه البحار ج اول ص (۵۱۶
آثار معنوی و اخروی صله رحم حضرت صادق (ع) فرمود: صله رحم سب دارا شدن صفت جمیله حسن خلق و سخا و کرم میشود (زیرا برای انجام این تکلیف مهم الهی ناچار است که در معاشرت ارحام رعایت حسن سلوک را بنماید و پس از تمرین و ممارست دارای ملکه حسن خلق میشود حتی نسبت به دیگران و همچنین ببرکت صله رحم و تکرار آن دارای ملکه سخا وجود میشود و از مرض مهلک بخل نجات پیدا میکند) و نیز نفسش از مرض کینه و حسد پاک میشود واز بلای دشمنی با خلق راحت میشود (چون بسبب صله رحم محبوب نزدیکان بلکه سایر خلق شده و از شر انها در امان خواهد بود) (کافی)
قبول سایر اعمال از حضرت باقر (ع) است: که صلح رحم اعمال نیک صاحبش را پاکیزه میکند یعنی نقائض آنرا برطرف میکند و به درجه قبول میرساند مال را زیاد کرده و شدائد و مصیبتها را دفع میکند و حساب روز قیامت را آسان میکند و اجل را تاخیر میاندازد. (کافی)
بهترین گام برداشتنها حضرت سجاد (ع) میفرماید: که محبوبترین گام برداشتنها نزد خدای تعالی دو گام برداشتن است، یکی گامی که بر میدارید و به آن بصف مسلمین ملحق میشود مانند صف جهاد و صف نماز جماعت ، دوم گامی که بر میدارید و حرکت میکنید برای صله رحمی که از او بریده است. (بحار الانوار)
رسول خدا (ص) فرمود: به درستیکه در بهشتی مقامی است که به آن نمیرسد مگر سه طایفه: امام عادل، صله کننده رحم و فقیر عیالوار صابر (بحار الانوار)
ثواب صله رحم
نیز فرمود: کسی که برای صلحه بجان و مال بطرف رحم خود حرکت کند خداوند اجر یکصد شهید در نامه اعمالش مینویسد و بهر قدمی که بر میدارد چهل هزار حسنه برای اوست و چهل هزار گناه از او محو شده و چهل هزار درجه برایش بلند میشود و مثل اینست که یکصد سال بندگی خدا کرده (بحار الانوار).
باز از همان حضرت است: که صدقه دادن در راه خدا ده درجه ثواب دارد و قرض دادن هیجده درجه (زیرا بقرض دادن آبروی قرض گیرنده محفو میماند) وصله برادران دینی و پیروان اهل بیت بیست درجه و صله رحم بیست و چهار درجه. (بحار الانوار)
معنی صله و قطع رحم چون در شرع مقدس معنی خاصی برای رحم ذکر نگردیده پس مراد همان معنی عرفی آن است که عبارت از مطلق اقارب است به معنی خویشاوندان پدری و مادری هر چند واسطه باشد و همچنین خویشاوندی از طریق اولاد.
عروه بن یزید از حضرت صادق (ع) از معنی آیه و کسانیکه میپیوندند آنها را که خدا امر بپیوندشان فرموده (سوره ۱۳ ایه (۲۲ پرسید حضرت فرمودند. (هی قرابتک) (کافی) یعنی صله رحم پیوند بتمام خویشاوندان است محرم باشد یا نامحرم دور باشد یا نزدیک یعنی واسطه بخورد یا نه.
رحم فقیر و غنی ندارد هر چند عادت اهل دنیا بر این است که در بین بستگان آنکه صاحب مال و جاه اعتبار باشد او را وابسته نزدیک خود میدانند و اگر فقیر و بی اعتبار باشد او را از خود جدا میدانند هر چند نزدیک هم باد ولی در شرع مقدس هیچ فرقی در حکم صله و قطع رحم بین اقارب نیست، بلی هر چه نزدیکتر باشد و واسطه کمتر بخورد این حکم شدیدتر میباشد.
شهید ثانی علیه الرحمه این معنی عرفی را که برای رحم ذکر گردیده به اکثر فقهاﺀ نسبت داده است.
صله کدام است هر کاری که در عرف پیوند را برساند صله است هر چند در کوچکی مانند اول سلام کردن یا نیکو جواب دادن سلام باشد.
حضرت صادق (ع) میفرماید صله رحم و نیکی به برادران روحانی و ایمانی حساب را در روز قیامت آسان میکند و از گناه نگه میدارد پس به نزدیکان خود صله کنید و به برادران خود نیکی نمائید هر چند به نیکی سلام کردن و پاسخ دادن باشد (کافی)
در حدیث دیگر فرمود صله رحم کنید هر چند بجرعه آبی برحم دادن باشد (وسائل کتاب نکاح باب ۱۹ صفحه (۱۴۱ و این مرتبه نازله له است.
مراتب صله رحم شهید ثانی علیه الرحمه در بیان مراتب صله رحم فرموده اعظم مراتب آن صله بنفس (بجان) است که در آن اخبار زیادی رسیده است پس از آن بدفع ضرر است یعنی اگر ضرری متوجه رحم گردد آنرا دفع نماید، پس از آن رساندن نفع باوست پس از آن صله نمودن به کسی که واجب النفقه رحم است مانند زن پدر و زن برادر و کمترین مراتب صله، سلام کردن برحم است و کمتر از آن پیغام سلام برایش فرستادن میباشد و همچنین در نبودنش برایش دعا کردن و در حضورش نیایش گفتن است.
قطع رحم هم عرفی است چنانچه صله امر عرفی شد قطع رحم هم عبارت از هر امری است که در عرف بریدگی از آن فهیمده شود مانند سلام نکردن یا رو ترش کردن یا رو برگرداندن یا ترک احترام و ادب نمودن یا در سفر جواب نامه ندادن یا در حضر، ترک دیدار یا مثلا عیادت نکردن اگر مریض شود یا از سفر باز گردد و نظائر اینها.
قطع نسبت به ارحام مختلف است شکی نیست که صدق عرفی قطع و صله رحم بحسب زمان و مکان و مراتب ارحام و خصوصیات آنها فرق میکند ممکن است عملی نسبت به رحم نزدیک قطع باشد ولی نسبت به رحم دور نباشد یا ممکن است به رحم شریفی که دارای مقامی است قطع و نسبت به دیگری نباشد البته در موارد شک باید جانب احتیاط را مراعات نموده که مبادا در گناه کبیره قطع رحم واقع شد.
تکبر برحم فقیر قطع است از زشتترین اقسام قطع رحم آنست که شخص بواسطه داشتن مال و ثروت و اعتبار دنیوی، اعتنائی برحم فقیر یا بی اعتبار خود نکند و او را رحم خود نداند و بر او تکبر نماید و اگر رحم غنی و معتبر خود را ببیند احترام کند، این در حقیقت صله رحم نکرده بلکه بمال و جیفه دنیا اعتناﺀ نموده است نه به شخص رحم بعنوان رحم زیرا که از رحم فقیر رو بر میگرداند.
حد وجوب صله رحم قدر مسلم از وجوب صله، مقداری است که در ترک آن قطع رحم عرفا صدق نماید، پس هر عملی که صله رحم بر آن صادق باشد بطوری که اگر بجا نیاورد میگویند قطع رحم کرده آن عمل شرعا واجب است، مثلا هر گاه شخص ثروتمندی رحم فقیری داشته باشد که محتاج مخارج ضروریه مانند نفقه روزانه یا معالجه مرض شده و از رحم ثروتمند و متمکن خود مطالبه وجهی برای رفع ضرورت کند، اگر از او مضایقه کرد قطع رحم نموده پس دادن این مال بمقداریکه رفع حاجتش گردد صله رحم و شرعا هم شکی در واجب بودنش نیست.
همچنین هر نوع حاجت ضروری است که داشته و برحم خود عرضه بدارد او هم از عهده بر میآید و طوری است که اگر اعتنائی نکند در عرف قاطع رحم شمرده میشود، این سم کار، صله واجب است.
مگر اینکه انجام حاجتش موجب عسر و حرج باشد یا اینکه حاجتش غیر مشروع باشد یا اینکه در راه انجام حاجتش در معصیت واقع میشود که در این مورد هم واجب نخواهد بود، مثل اینکه رحم شخص از سفر آمده و اگر از او دیدن نکند در عرف قطع رحم است لیکن اگر صله کند و بخانه اش رود گرفتار معصیت گردد، شکی نیست که این قسم صله واجب نیست.
میزان وصل و قطع عرف است در هر موردی که شک دارد ایا این مقدار از صله واجب است یا نه به عرف رجوع نماید اگر ترک آنرا قطع رحم دانستند واجب خواهد بود و گاه میشود که ترک سلام یا ترک احسان کمی، یا برنیاوردن حاجت مختصری یا ترک دیداری در عرف قطع رحم شمرده میشود.
اگر واجب نشد مستحب است گاهی بعضی از این امور در برخی از ارحام و پاره ئی مواقع عرفا قطع رحم نیست پس اگر قطع رحم نبودنش مسلم شد انجام دادن آن صله که عدم وجوبش معلوم است، مستحب خواهد بود و اگر واجب نبودنش مسلم نیست باید رعایت احتیاط را کرد و حتی الامکان کاری کرد که یقین داشه باشد این گناه بزرگ از او سر نزده است.
قطع قاطع هم حرام است
در صورتیکه بعضی از ارحام نسبت به شخص قطع رحم نموده نمیشود با او معامله بمثل کرد یعنی او هم کاری کند که در عرف قطع رحم باشد و بعبارت دیگر قطع رحم نسبت بجمیع ارحام حرام است حتی آنهائیکه به او قطع رحم نمودهاند چنانچه در اخبار گذشته به آن اشاره شد.
رسول خدا (ص) فرمود نباید قطع رحم کنی هر چند رحم از تو ببرد (کافی).
فرمایش حضرت صادق (ع)
عبدالله بن سنان گفت بحضرت صادق (ع) عرض کردم پسر عموئی دارم که من به او وصله مینمایم و او از من میبرد. پس من صله میکنم او میبرد تا اینکه میخواهم من هم
بدین سبب از او ببرم، حضرت فرمودند هرگاه صله خود را از او نبری ممکن است حیاﺀ کند و دیگر از تو قطع ننماید پس خداوند رحمت خود را به تو و پسر عمویت متصل خواهد فرمود و اگر قطع خود را ادامه داد و تو هم قطع نمودی، خداوند رحمت خود ار از هر دوی شما قطع میفرماید. (کافی)
نیکی به پاداش بدی
رسول خدا (ص) فرمود با کسی که به تو خیانت نموده خیانت نکن که اگر کنی مثل او خیانتکار خواهی برد و نیز از رحمی که از تو بریده نبر که اگر بریدی مثل او قطع کننده رحم خواهی بود. (بحار الانوار)
و نیز فرمود بهترین اخلاق پسندیده که آثار دنیوی و اخرویه بر آنها مترتب است سه خصلت
است، صله نمودن با کسی که از او قطع نموده عطاﺀ کردن بکسی که از او دریغ داشته، عفو کردن از کسی که به او ستم کرده. (بحارالانوار جلد ۱۶ صفحه (۲۹
قطع رحم مسلمان و کافر فرقی ندارد ظاهر اطلاقات وارده در مقام آنست که فرقی در حرمت قطع رحم نیست بین اینکه رحم
مسلمان باشد یا کافر، شیعه دوازده امامی باشد یا از سایر فرقههای مسلمان، عادل و پرهیزگار باشد یا فاسق و فاجر است، اجمالا کفر و فسق سبب سقوط رحمیت نمیشود. ابن حمید بحضرت صادق (ع) عرض کرد بستگان من بر غیر دین من هستند آیا باز برای ایشان حقی بر عهده من است یا نه؟ حضرت فرمودند بلی حق رحم به هیچ چیز ساقط نمیشود، اگر بستگانت بر دین بتو بودند دو حق بر تو داشتند حق رحم و حق همکیشی و برادری دینی . (کافی)
صله داود رقی و مرگ رحم
داود رقی گفت: خدمت حضرت صادق (ع) نشسته بودم که ناگاه ابتداﺀ فرمود ای داود، روز پنج شنبه اعمال شما شیعیان بر من عرضه داشته شد، در بین کارهای تو صله کردن به پسر عمویت مرا شاد کرد، بدرستیکه میدانم این پیوند تو در برابر بریدن او سبب نزدیک شدن مرگ او است (بحار الانوار)
داود گوید مرا پسر عموی معاندو حبیثی بود گرفتاری و پریشانیش را متوجه شدم پیش از حرکت کردنم بمکه معظمه، مبلغی برایش فرستادم تا معیتش تامین شود. چون به مدینه آمدم حضرت مرا از این موضوع خبر داد.
رفتار حضرت صادق (ع) باحسن و عبدالله از اموریکه موید مطلب است نبریدن ائمه ما علیهم السلام است از بعض از اقارب خود که از حق منحرف بودند بلکه در مقام دشمنی و ضدیت با آنان بودند با اینکه دشمنی با امام در مرتبه شرک و کفر است، چنانچه حضرت صادق (ع) وصیت فرمود که هفتاد دینار بحسن افطس بجهت حق رحم بدهند با اینکه بروی آقا شمشیر کشیده بود.
و نیز عبدالله بن الحسن از کسانی بود که به آن حضرت ماصمه و مجادله میکرد و از آن حضرت مطالبه بیعت با پسرش محمد میکرد مع الوصف در کتب روایات و تواریخ دیده نشده که حضرت صادق (ع) کوچکترین جسارتی یا کاری که از آن بوی بریدگی بیاید انجام داده باشند.
گفتگوی حضرت صادق (ع) با عبدالله حسنی عبدالله روزی در کوچه مدینه با آن حضرت مجادله زیادی کرد و مردم بسیاری اطراف ایشان جمع شدند، در مقابل این قطعی که از او سر زد آن حضرت فردا صبح به خانه اش تشریف آوردند و برای اینکه از کرده دیروز خود پشیمان شود و توبه نماید فرمود دیشب آیه شریفه و الذین یصلون ما امرالله به ان یوصل را خواندم وسخت ترسناک شدم، عبدالله متنبه شده و گریان گردید و گفت مثل اینکه این آیه را فراموش کرده بودم و هر دو دست در گردن یکدیگر انداختند. (کافی)
تاثر حضرت بر سادات حسنی (ع)
زمانی که منصور دوانیقی علیه اللعنه، عبدالله محض وعده دیگر از سادات حسنی را که بر او خروج کرده بودند اسیر و در زندان کوفه جای داد با اینکه ایشان مخالفت حضرت صادق
(ع) را نموده بودند آن حضرت از مصیبت آنها سخت ناراحت و بیست روز بستری شدند و نامه مفصلی از مصیبت آنها سخت ناراحت و بیست روز بستری شدند و نامه مفصلی مشتمل بر تعزیت و تسلیت ایشان بزند آن کوفه فرستادند و مکرر جویای حالات آنها بودند و مرکز بر حالشان میگریستند.
صله رحم با بغض کافر منافاتی ندارد آنچه از وجوب صله رحم و حرمت قطع آن ذکر شد که فرقی بین کافر و مسلمان، فاسق و پرهیزگار ندارد، این موضوع با حرمت دوستی با کفار و فجار و وجوب بغض و دشمنی ایشان (چنانچه در بحث حرمت اعانت به ظالم دکر خواهد شد) منافاتی ندارد زیرا صله، حسن سلوک و معاشرت با رحم است بمقداری که در عرف بگویند قطعرحم نکرده واین حسن سلوک با بغض او منافاتی ندارد زیرا که آن امر قلبی و باطنی است.
اگر تایید کفر نشود بلی اگر صله باو سبب جراتش در کفر یا فسق شود، بطوریکه اگر از او ببرد ممکن است ترک کفر یا فسق نماید، در این صورت از باب نهی از منکر مانعی ندارد و با اطمینان باینکه قطع از او موجب ترک آن میشود آن وقت بریدن از او واجب میگردد چنانچه در بحث خودش ذکر میشود و در غیر مورد یقین و احتمال بترک کفر یا فسق، قطع رحم بحرمت خود باقی است.
دشمن دین باید طرد شود در صورت دیگر هم بریدن از رحم کافر یا فاسق واجب است و آن در وقتی است که در مقام ضدیت و دشمنی و جنگ با دین باشد، چنانچه خداوند در سوره المجادله میفرماید، کسانیرا که ایمان به خدا و روز جزا آوردهاند نمییابی که با کسانیکه با خدا و رسول دشمنی میکنند، دوستی نمایند هر چند پدران یا پسران یا خویشانشان باشند (سوره ۵۸ آیه
(۲۳ یعنی مومن با کافر معاند دوستی نمیکند هر چند از بستگان نزدیکش باشد.
اگر دشمنی نکند صله واجب است و در سوره ممتحنه میفرماید از کسانی که با شما جنگ نمودند و شما را از خانه هایتان بیرون نکردند، که با ایشان نیکوئی کنید و بعادل به آنها حکم کنید و با ایشان ستم ننمائید بدرستیکه خداوند عدالت کنندگان را دوست میدارد، تنها شما را از دوستی کسانی باز میدارد که با شما جنگ نمودند و از خانه هایتان بیرونتان کردند و هم پشت با دشمنانتان در بیرن کردن شما شدند، و کسی که با ایشان دوستی کند، پس ایشان گروه ستمکارانند. (سوره ۶۰ آیه ۹ و(۱۰
سفر کردن برای صله رحم
در شرع مقدس اسلام سفر کردن برای صله رحم و دید از اقارب مستحب است چنانچه از رسول خدا (ص) مرویست که با امیرالمومنین (ع) فرمود یا علی (ع) راه دو ساله را برای نیکی بوالدین بپیما، یعنی اگر فاصله تو با پدر و مادرت دو سال راه باشد این مسافت را طی کن و آنها را ملاقات نما، و فرمود یکسال راه را برای دیدار و پیوند با اقارب طی کن و یک میل راه برای دیدار مریض و دو میل راه برای تشییع جنازه و چهار میل راه برای زیارت و ملاقات برادر دینی (بحار الانوار جلد ۱۶ ص (۳۰
و در اخبار گذشته نقل کردید که هر کس برای دیدار ارحام حرکت کند بهر قدمی چهل هزار حسنه برایش ثبت و چهل هزار گناه از او محو و چهل هزار درجه بدرجاتش افزوده میگردد.
دوری و دوستی در مکاتبه منسوب بامیرالمومنین (ع) بعمال خود چنین است (مروالا قارب ان یتزا و روا و لا یتجاوروا) مرحوم نراقی در معراج السعاده در شرح این جمله چنین مینویسد، امر کنید خویشاوندان را که بدیدن یکدیگر روند اما با هم همسایگی نکنند، چه همسایگی باعث بغض و حسد و قطع رحم گردد، و این امری است مشاهد، همچنانکه در اکثر اهل روزگار میبینیم که چون خویشان از یکدیگر دور میباشند دوستی ایشان با یکدیگر بیشتر و شوق آنان بیکدیگر افزون تر است آری مثلی است مشهور، دوری و دوستی.
صله ارحام روحانیه بر اهل بصیرت پوشیده نیسن که انسان بحسب استعداد دارای دو جهت و جنبه است روحانی و جسمانی، برای پیدایش و تکمیل جهت مادی، سببش پدر و مادر است و سبب تحقق و پیدایش جهت روحانیت و تامین سعادت باقیه و زندگانی حقیقیه پدر روحانی یعنی محمد
(ص) و علی (ع) میباشند که به برکت محبت و تبعیت و اطاعت از ایشان و کمال تسلیم و انقیاد نسبت به آنها، خداوند و ربط و اتصال به مقام شامخ روحانیتشان را عنایت میفرماید و درحصن محکم روحانیت آقایان داخل گردیده، جنبه روحانیت او که بالقوه بود فعلیت پیدا میکند و ابواب علوم و معارف برویش باز و چشمههای حکمت و حقائق در قلبش جاری و حیات طیبه انسانیه را درک خواهد نمود، اگر این بزرگواران نبودند هیچگاه انسان از جهت حیوانی و آثار حیاتی دنیویه قدمی بالاتر نمیتوانست گذاشت و از حیات انسانی برخوردار نمیشد.
نعمت بعثت بالاترین نعمتها تا شخص فرزند روحانی ایشان نگردد و از نعمت محبت وولایت بهره مند نشود، بزرگی این نعمت را نخواهد دانست لذا در قرآن مجید در ذکر هر یک از نعمتهای عظمیه الهیه تعبیر بمنت گذاشتن خدا نشده مگر در نعمت بعثت این پدر روحانی، که میفرماید هر آینه خداوند بمومنین منت گذارد که در بین ایشان پیغمبری را برگزید که آیات خدا را برایشان میخواند و ایاشن را پاکیزه و کتاب و حکمت را یادشان میدهد هر چند پیش از این در گمراهی آشکاری بودند. (سوره ۳ آیه (۱۵۸
ولایت قابل قیاس نیست مرویست که یونس بن عبدالرحمن بحضرت صادق (ع) عرض کرد ولایت شما اهل بیت و آنچه را که خداوند از حق شما به من شناسانید نزد من از دنیا و آنچه در آنست بهتر است پس آن حضرت خشمناک شده فرود را درست قیاس نکردی، آیا دنیا غیر از اینکه چیزیبخوری و چیزی بپوشی، چیز دیگری است؟ دنیا چیست که بگوئی ولایت اهل بیت از آن بهتر است، اما بسبب محبت ما زندگانی جاودان برای تو است (سفینه البحار جلد ۲ ص (۶۹۱
در بحث عقوق والدین مختصری از حق پدر روحانی ذکر شد هر چند کسی از عهده حق والدروحانی بر نخواهد آمد و چارهای جز اقرار بعجز و اعتراف بقصور و تقصی در مقابل آن حضرات نیست.
ارحام روحانی کیانند
نکتهای که در این مبحث تذکرش لازم است صله روحانی است چنانچه کسانی که از راه والدین جسمانی بشخص نسبت پیدا میکنند مانند برادر، رحم است وصله اش واجب، و قطعش حرام است، همچنین هرکس از طرف والد روحانی بشخص نسبت پیدا کرد رحم روحانی وصله اش واجب و قطعش حرام است، کسانی که از طریق پدر روحانی منسوبند دو طایفهاند اول اولادهای جسمانی آن حضرت یعنی سلسله جلیله سادات، دوم مومنین و شیعیان یعنی کسانی که فرزند روحانی آن حضرت شده باشند که همه با هم برادرند و در قرآن مجید میفرماید، بدرستیکه مومنین برادر یکدیگرند (سوره ۴۹ ایه (۱۰ زیرا که همه به یک پدر روحانی میرسند.
حقوق سادات در این قسمت بذکر آنچه علامه حلی در آخر کتاب قواعد الاحکام که برای فرزندش فخرالمحققین تالیف فرموده نوشته است اکتفاﺀ میشود.
میفرماید بر تو باد بصله ذریه طاهره علویه، بدرستیکه خداوند تاکید فرموده سفارش درباره آنها را و دوستی ایشان را اجر رسالت و ارشاد رسول الله (ص) قرار داد، و در قرآن مجید فرمود، بگو ای پیغمبر (ص) بر ارشاد و رسالتم مزدی از شما نمیخواهم، مگر دوستی بستگانم را، و فرمود پیغمبر اکرم )ص) بدرستیکه من شفاعت میکنم چهار طایفه را هر چند با گناه اهل دنیا باشند.
-۱ مردی که ذریه مرا یاری کرده باشد
-۲ کسی که در موقع شدت به آنها مالی داده باشد.
-۳ کسی که ذریه مرا بزبان و دل دوست داشته باشد.
-۴ کسی که در انجام حوائج ایشان در وقتی که گرفتار دشمن و رانده و آواره شدهاند، سعی کرده باشد.
آنان که به پیغمبر حق دارند و حضرت صادق (ع) فرمود چون روز قیامت شود منادی ندا کند مردم ساکت شوید و بدرستیکه محمد (ص) میخواهد با شما سخن گوید، پس همه ساکت میشوند آن حضرت میایستد و میفرماید ای مردم هر کس خدمتی برای من انجام داده یا منتی بر من دارد یا خیری بمن رسانیده بر خیزد تا تلافی کنم پس میگویند پدران و مادران ما بفدای تو باد کدام خدمت، کدام منت، کدام خیر نزد ما است؟ بلکه منت و نعمت و خیر، برای خدا و رسولش بر جمیع خلق است.
خدمت بسادات تلافی میشود
میفرماید بلی هر کس جای داده و در برگفته یکی از ذریه مران یا به ایشان نیکی نموده یا ایشان را پوشانیده یا ایشان را سیر نموده، برخیزد تا تلافی کنم، جمعی که این اعمال از آنها سرزده بر میخیزند، پس ندا میرسد ای حبیب ما محمد (ص) تلافی اعمال آنها را بدست تو قرار دادیم هر جای از بهشت میخواهی آنها را جای ده، پس آن حضرت ایشان را در وسیله که مقامی است در بهشت در همسایگی محمد و آل (ص) بطوریکه بین ایشان و حضرات حجابی نیست، جای میدهد.
حقوق برادران ایمانی
اخباری که درباره حقوق برادران ایمانی رسیده بسیار و بذکر بعضی از آنها اکتفاﺀ میشود.
معلمی بن خنیس از حضرت صادق (ع) پرسید حقوق برادران ایمانی چیست؟ حضرت
فرمودند: برای مومن هفت حق واجب است که اگر کسی یکی از آنها را اداﺀ نکند و ضایع سازد از ولایت و اطاعت خداوند خارج شده و از پروردگار بی بهره خواهد بود.
معلی عرض کرد آن هفت حق چیست؟ فرمود میترسم که یاد بگیری و به آن عمل نکنی، عرض کرد لا قوه الا بالله آنگاه فرمود، اول آنها که از همه آسانتر است اینست که آنچه را برای خود دوست میداری برای او هم دوست بداری و آنچه را برای خود بد میداری برای او هم بد بداری. (کافی)
دوم اینکه بپرهیزی از اینکه او را بسخط و غضب در آوری و طلب کنی رضایتش را و اطاعت کن امرش را.
سوم اینکه او را بجان و مال و زبان و دست و پایت یاری کن.
چهارم اینکه راهنما و خبر دهنده او به آنچه صلاح اوست باشد.
پنجم اینکه سیر نباش در حالی که او گرسنه است و با تشنگی او سیراب مباش و با برهنگی او پوشیده مباش.
ششم آنکه اگر خادمی داری برای انجام حوائج او بفرستی.
هفتم آنکه قسم او را بپذیری و دعوتش را اجابت نمائی اگر مریض شو او را عیادت نمائی و اگر بمیرد تشییع جنازه اش کنی و هرگاه بفهمی حاجتی دارد پیش از آنکه اظهار نماید برانجام دادن آن پیشی بگیری.
زیارت مومن صالح زیارت امام است حضرت رضا (ع) فرمود: کسی که نمیتواند به زیارت ما اهل بیت (ع) بیاید پس زیارت کند نیکان از دوستان ما را ، که ثواب زیارت ما برایش ثبت میشود و کسی که بخواهد بما صله نماید و نتواند، پس بیکی از نیکان از دوستان ما صله نماید، که برایش ثواب صله ما ثبت میشود (بحار الانوار).
و چون اکرام یا اهانت به برادران ایمانی اکرام و اهانت به پدر روحانی است، آثار عظیمهای بر اکرام یا اهانت به مومن ذکر شده که برای جلوگیری از اطناب کلام از تفصیل آن خودداری میشود، خداوند ما را با اداﺀ حقوق موفق بدارد.
-۸ خوردن مال یتیم هشتم از گناهان کبیره، خوردن مال یتیم یعنی طفلی که بحد بلوغ نرسیده و پدرش مرده است میباشد.
حضرت رسول و حضرت امیر (ع) و حضرات کاظم و رضاو جواد علیهم السلام خودرن مال یتیم را از گناهان کبیره شمردهاند و از گناهانی است که خداوند وعده آتش بر آن داده بلکه تصریح بکبیره بودن آن فرموده و میفرماید: بدرستیکه آنان که به جرات میخورند و تلف مینمایند اموال یتیمان را از روی بیدادگری و ستم، جز این نیست که در شکمهای خویش آتشی را میخورند (یعنی پر میسازند شکمهای خود را به چیزی که ایشان را به آتش جهنم میکشاند) و زود باشد که در آتش افروخته شدهاند انداخته شوند (سوره ۴ آیه (۱۲ در تفسیر کبیر مذکور است که روز قیامت خورنده مال یتیم که به محشر وارد میشود آتشی از درون او زبانه میکشد و دود از دهان و بینی و گوش و چشمش بیرون میآید به این نشانه همه کس او را میشناسد که خورنده مال یتیم است و جمله سیصلون سعیرا نهایت تهدید است تا معلوم شود که خوردن مال یتیم سبب تام برای داخل شدن در آتش جهنم است نه سبب ناقص ضعیفه، بلکه کبیرهای است از کبائر عظیمه.
و نیز میفرماید، و مالهای یتیمان را ای اولیاﺀ و اوصیای آنها که به حکم ولایت یا وصایت بر آنان تسلط دارید به ایشان بدهید، یعنی در حال کوچکی برایشان انفاق کنید و تنگ نگیرید و بعد از بلوغ همه را به آنها تسلیم نمائید و بدل نگیرید ناپاک و را به پاک یعنی مال حرام را که ملک یتیمان است به مال حلال که متعلق بخود شما است بدل مگیرید، مراد آنست که نیک از مال یتیم را که در حق شما خبیث است فرا میگیرد، و رها مکنید مال پستی را که نسبت به شما طیب و پاکیزه است.
خلاصه دست درازی به مال یتیم نکنید با اینکه مال پر قیمت او را بردارید و بجایش مال کم قیمت و پست خود را بگذارید.
و مخورید و منتفع نشوید به مال یتیمان در حالی که با مال خود، آنرا داخل کنید بدرستیکه خوردن مال یتیم یا تبدل یا خیانت در آن نزد پروردگار گناهی بزرگست (سوره ۴ آیه (۲
در این آیه بکبیره بودن این گناه بزرگ تصریح شده است.
تلافی به مثل خواهد شد
از حضرت صادق (ع) مرویست که فرمود، خدایتعالی در خوردن مال یتیم وعده دو عقوبت داده است، اخرویه و دنیویه اما عقوبت اخرویه آتش جهنم است اما عقوبت دنیویه، هر کس به یتیمان مرده ستم نمود و مال آنها را تلف کرد بتیمان او هم ظلم خواهد شد، یعنی هر معامله که با یتیمان مردم کرد باولادش پس از مرگش خواهد شد، چنانکه باین مطلب در قرآن مجید اشاره میفرماید که باید بترسند آنانکه بعد از خود فرزندان ضعیف و عاجز بگزارند از بینوائی و ضایع شدن ایشان (وسائل کتاب تجارت باب ۹۹ ص .(۵۵۷
و این امری است به اوصیاﺀ یتیمان که در کارشان بترسند و در حقوق آنان کاری کنند که بعد از آنان بخواهند بفرزندانشان انجام گیرد.
بعد میفرمایند بپرهیزید از مخالفت خداوند و باید سخن راست و درست بگویند، یعنی با ایتام مانند اولاد خود بشفقت و مهربانی حرف بزنند.
آنچه از معنی آیه ذکر شد از حضرات امیرالمومنین (ع) و صادق (ع) و رضا (ع) مروی است و وجوه دیگری هم در تفاسیر ذکر شده است.
از حضرت امیرالمومنین منقولست که فرمود بدرستیکه خورنده مال یتیم زود است وبال کارش در دنیا باولادش برسد و خودش بسزایش در آخرت میرسد (بحارالانوار)
و باز از همان حضرت مرویست که فرمود، درباره اولاد دیگران نیکی کنید تا باولادتان پس از شما نیکی کرده شود. (بحارالانوار)
پس یکی از آثار ظلم به یتیمان مردم وخوردن مال آنها ظلم شدن به یتیمان ظالم است و کسی که از این موضوع میترسد باید از ستم به یتیمان دیگران خودداری نماید.
از حضرت صادق (ع) مرویست که فرمود کسیکه ظلم نماید، خداوند ستم کنندهای را بر او یا بر اولاد او یا بر اولادش مسلط میفرماید (کافی)
و بال ظالم بر اولادش با عدل منافاتی ندارد اگر گفته شود کسی که ظلم نموده و مال یتیم را خورده بچههای اوچه تقصیری دارند که گرفتار نکبت عملش گردند؟ و به ظلم ظالم مبتلا شوند و این بر خلاف عدل است.
جواب آنست که معنی مسلط فرمودن خدا ظالم را بر اولاد این شخص آنست که خداوند مانع نمیشود و جلوگیری نمایند از کسی که بخواهد به فرزند آن ظالم ستم کند زیرا جلوگیری از ظلم به اولاد تفضل و احسانی است که خداوند به پدر مینماید و چون پدر ظالم به یتیمان بوده استحقاق این تفضل را ندارد.
حضرت صادق (ع) فرمود اگر پدر صالح باشد خداوند اولادش را به سبب صلاح او محافظت میفرماید (یعنی تفضلی است که به پدر میفرماید) چنانچه در سوره کهف فرمود، اما آن دیوار که حضرت خضر مشغول تعمیر آن شد، پس مال دو پسر یتیم از اهل شهر بود و در زیر آن گنجی از مال آن دو یتیم بود و پدر ایشان مرد صالحی بود، پس خدا خواست که ایشان بمرتبه بلوغ رسیده و گنج خود را بیرون آورند و این حفظ مال آن دو یتیم رحمت و تفضلی از پوردگارت بوده برای اینکه پدر آنها صلاح میباشد). (سوره ۱۸ آیه (۸۱
پس صالح بودن پدر سبب تفضل الهی نسبت به فرزندانش میشود چنانچه ظالم بودنش سبب منع این تفضل است. (تفسیر علی بن ابراهیم قمی)
اخبار درباره این گناه حضرت صادق (ع) فرمود از جمله گناهان کبیره خوردن مال یتیم از روی ستم است. (بحارالانوار)
و حضرت باقر (ع) روایت میکند از جدش رسول خدا (ص) که فرمود روز قیامت جمعی محشور میشوند در حالی که شعله آتش از دهان آنها خارج میشود گفتند یا رسول الله اینها چه کسانی هستند؟ فرمود کسانیکه از روی ستم مال یتیمان را میخورند (بحارالانوار)
از حضرت رضا (ع) پرسیده شد کمترین چیزی که بسبب آن خورنده مال یتیم داخل آتش جهنم میشود، چیست؟ حضرت فرمودند:" اندک و بسیارش در این معنی یکسان است، هرگاه قصدش این باشد که به آنان پس ندهد (بحارالانوار).
و نیز از حضرت رسول (ص) مرویست که فرمود در لیله المعراج، جمعی را دیدم که شکمهایش از آتش پر بود و از دبر ایشان آتش بیرون میآید، از جبرئیل پرسیدم اینها چه کسانی هستند، گفت خورندگان مال یتیم بنا حق . (وسائل الشیعه کتاب التجاره باب .(۹۹
مرگ طلبکار و بچههای کوچک اگر طلبکار کسی بمیرد و دارای اولاد کوچک باشد، اگر آن بدهی را در وجه آنها کارسازی نکند البته به مقدار سهام صغار، از خورندگان مال یتیم بشمار خواهد رفت زیرا به مرگ پدر اموالش بفرزندانش منتقل میشود.
چشم درد امیرالمومنین (ع)
حضرت امیرالمومنین (ع) به چشم درد سختی مبتلا شدند، بطوریکه صدای ناله آن حضرت بلند شد، رسول خدا بعیادت ایشان آمده فرمود این ناله در اثر کم صبری است یا شدت درد است؟ عرض کرد، هیچ وقت باین شدت دردی عارض من نشده بود حضرت خبر وحشتناکی ذکر فرمود که امیرالمومنین (ع) چشم درد را فراموش کرد، آن خبر این است.
خبر وحشتناک بدرستیکه عزرائیل وقتیکه برای گرفتن جان کافری میآید، سیخهائی از آتش همراه اوست، پس به آنها جان او را میگیرد، پس جهنم صیحه میزند، امیرالمومنین (ع) راست نشست و گفت یا رسول الله (ص) حدیثی را که فرمودید تکرار فرمائید که درد چشم را فراموش کردم از ترس این خبر، آیا از امت شما هم کسی هست که به این کیفیت معذب شده و بمیرد فرمود آری، سه طایفه از مسلمانان که این قسم جان میدهند: حاکم ظلم کننده خورنده مال یتیم بنا حق، شهادت دهنده بدرو (سفینه البحار جلد ۲ ص (۷۳۱
احسان به یتیم چنانچه ظلم به یتیم عقوبتهای دنیویه و اخرویه دارد همچنین احسان به یتیم هم دارای اجرهای دنیوی و اخروی است مخصوصا نسبت به نگهداری و تکفل یتیم هم روایات زیادی رسیده که به بعضی از آنها اشاره میشود.
از حضرت صادق (ع) مرویست که فرمود، کسی که کفالت و محافظت یتیم نماید خداوند بهشت را بر او واجب میفرماید، چنانچه جهنم را برای خورنده مال یتیم واجب فرموده. (جلد ۱۶ بحارالانوار صفحه (۱۲۰
رسول خدا (ص) فرمود من و کفالت کننده یتیم با هم در بهشت خواهم بود مانند این دو انگشت و اشاره به انگشت شهادت و انگشت وسط خود فرمود، یعنی بین من و او جدائی و حجابی نیست. (جل ۱۶ بحار الانوار صفحه (۱۹۹
نیز فرمود هرگاه یتیم بگرید برای گریه اش عرش خدا بلرزه میآید، پس خداوند میفرماید ای ملائکه شاهد باشید هر کس او را ساکت نمود و راضی و دلخوش کرد بر من است که او را در قیامت خوشنود نمایم.
و از آثار دست کشیدن بر سر یتیم از روی ترحم، برطرف شدن مرض قساوت قلب است چنانچه در چندین رویات ذکر شده است و احادیث وارده در این باب بسیار و در آنچه گذشت کفایت است.
اولیاﺀ صغیر پسری که پانزده سالش تمام نشده و دختری که نه سالش تمام نشده نسبت بمالش محجور علیه است یعنی هیچ نوع تصرفی در مال و ذمه اش نمیتواند انجام دهد و حق تصرف در اموالش و همچنین صلاحدید کارش منحصر بولی است ولی شرعی صغیر در مرتبه اولی فقط و فقط پدر یا جد پدری اوست و مادر یا جد مادری و برادر و عموها و دیگران شرعا ولایتی ندارند.
در مرتبه دوم، یعنی در صورتیکه پدر یا جد پدری مرده باشند، ولی شرعی کسی است که پدر یا جد پدری او را بر صغار قیم قرار داده باشند.
در مرتبه سوم یعنی با نبودن پدر و جد پدری و تعیین نکردن قیم، ولی او حاکم شرع است یا کسی که حاکم او را قیم بر صغار قرار دهد.
در مرتبه چهارم یعنی در صورتیکه حاکم شرع هم نباشد پس امر صغیر بعد ول مومنین است که در محل خودش ذکر شده.
قیم بر صغیر هر نوع معامله و تصرفی که صلاح و صرفه صغیر در آن باشد میتواند انجام دهد.
نسبت بخوراک و لباسش نباید سخت گیری نماید البته زیاده روی هم حق ندارد بکند بلکه میانه روی را از دست نداده با ملاحظه عادت و شان طفل برایش تهیه کند.
لباسی را که برای صغیر تدارک میکند واجب است حساب آنرا علیحده از مال صغیر محسوب داشته و حق ندارد آنرا با لباس عائله اش مخلوط نماید.
ولی نسبت بخوراک یتیم واجب نیست که از مال خودش علیحده طعام تهیه نماید بلکه جایز است او را جزﺀ عائله خود و از جمله ایشان محسوب داشته بهمان نسبت از مال یتیم بردارد مثلا اگر طعامی که تدارک نموده ده تومان شده و عائله اش نه نفرند و با صغیر ده نفر میشوند یک تومان سهم صغیر را از مالش میتواند بردارد. و اگر سهم صغیر را کمتر حساب کند بهتر و به احتیاط نزدیک تر است.
و غالبا اختلاط صغیر در خوراک بنحوی که ذکر گردید به صرفه اش نزدیکتر است تا از مالش مستقلا خوراک تهیه کنند.
بلی در صورتیکه از جهت خوراک تفاوت زیادی بین یتیم و عائله اش کما و کیفا باشد، مانند اینکه خوراک صغیر نصف خوراک عائله اش هست کما و کیفا باشد، مانند اینکه خوراک صغیر نصف خوراک عائله اش هست یا اینکه مثلا صغیر گوشت و برنج نمیخورد البته در این صورت اختلاط مشکل است و باید رعایت صرفه و صلاح صغیر را در هر حال بنماید.
چنانچه در قرآن مجید در آیه ۲۲۰ از سوره البقره تذکر میفرماید در شان نزول آن گفته شده که پس از نزول آیه تحریم خوردن مال یتیم و شدت عقوبت آن مسلمانان سخت برخود ترسیدند و از بیم عذاب الهی نزدیک یتیمان و اموال ایشان نمیشدند و اگر کسی سرپرست یتیمی بود او از عائله اش جد امی کرد و خوراکش را جداگانه تهیه مینمود و اگر از خوراکش چیزی زیاد میآید به آن دست نمیزد تا فاسد میشد، پس در حرج و زحمت واقع شدند و از رسول خدا (ص) تکلیف خود را درباره ایتام سئوال نمودند، خدایتعالی این آیه را فرستاد که از کیفیت معیشت یتیمان از تو میپرسند بگو بصلاح آوردن حال ایاشن و محافظتشان از پرهیز و دوری کردن از آنها بهتر است و اگر با آنها مخالطه کنید و طعام خود را با ایشان خلط کرده در خوردن به آنها شریک شودی، پس ایشان برادران دینی شما هستند (و از حق برادران دینی مخالطت است) و خدایتعالی تباه کننده مال یتیمانرا از اصلاح کننده آن میداند. (سوره ۲ آیه (۲۲۰
اگر قیم ثروتمند است مجانا کار کند
قیم صغیر اگر غنی و در معیشت خود بی نیاز است، احتیاط آنست که تبرعا و مجانا کارهای صغیر را انجام دهد و بهمان اجر و پاداش اخروی که خدایتعالی وعده داده قناعت نماید چنانچه در قرآن مجید دستور میفرماید (سوره ۴ ایه (۶
اقل الامرین احوط و اولی است اگر قیم فقیر باشد در مقابل زحمتی که برای یتیم میکشد اجری دارد، و در تعیین حق او سه قول استن بعضی از فقهاﺀ فرمودهاند اجره المثل را حق دارد بردارد یعنی رجوع بعرف میشود هر قدر که عرف اجرت او قرار داد میتواند برداشت نماید، بعضی دیگر فرمودهاند بمقدار کفایت و رفع حاجتش میتواند بردارد نه زیادتر.
بعضی دیگر فرمودهاند اقل الامرین را حق دارد، بعضی اگر اجره المثل از رفع حاجتش
کمتر است اجره المثل و اگر رفع حاجتش کمتر از آن باشد بهمان اکتفاﺀ نماید و این قول سوم احوط و اولی است.
تا به حد رشد نرسد نمیشود مالش را باو داد صغیر تا بسن بلوغ نرسد و دارای رشد نشود جایز نیست مالش را به تصرفش دهند و اگر قیم مخالف این حکم را نمود یعنی مال صغیر را به تصرفش داد و احیانا مال تلف شد ولی طفل ضامن است، و پس از بلوغ و رشدش (سوره ۴ آیه (۶ واجب است عوض آن را به یتیم بدهد و همچنین سایر اموالش را.نشانههای بلوغ از نظر شرع بلوغ بیکی از این سه چیز شناخته میشود.
-۱ تمام شدن پانزده سال قمری در پسر و نه سال در دختر.
-۲ روئیده شدن موی زیر برعانه.
-۳ خارج شدن منی باحتلام یا غیر آن.
رشد چیست؟
رشد عبارت از عقل معاشی است که یتیم خودش از عهده امور زندگانی خود بر آید و در معاملات فریب نخورد و در نگهداری مال خود و صرف کردنش در محل خود کاملا مانند سایر عقلا باشد، با این دو شرط یعنی بلوغ و رشد، واجبست ولی، مالش را به او مسترد دارد.







