فرهنگ مصادیق:عزت و ذلت - انهار

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از عزت و ذلت - انهار)
پرش به: ناوبری، جستجو
عزت و ذلت انهار

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم خطوط برجسته و طلایی تاریخ ملتها متعلق به کسانی است که با حریت و آزادی زندگی گرده و عزت و شرافت خو را بر هرمال و منالی ترجیح داده‌اند، کسانی که از جان ومال و مقام و خاندان گذشته‌اند اما تن به ذلت نداده‌اند، افتخار هر ملتی نیز به وجودچنین آزاد مردان است.
ادیان الهی که انسان را خلیفه خدا و در روی زمین می‌دانند ارزش والایی برای مقام راانسان قائل هستند بخصوص دین مقدس اسلام که بالاترین ارج را برای مقام انسان واقعیمنظور داشته است.
و لقد کرمنا بنی ادم و حملناهم فی البر و البحر[۱]
یعنی این کرامت و شرافت و بزرگواری را در سرشت و آفرینش او قرار دادیم. کرامت وعزت و بزرگواری جزئی از سرشت انسان است. این است که اگر انسان خود را آنچنانکه هست بیابد کرامت و عزت را می‌یابد. [۲]
امام کاظم علیه السلام فرمود:
... المومن اغز من الکبریت الاحمر... [۳]
امام صادق علیه السلام فرمود:
المومن اعظم حرمه من الکعبه [۴]
و به هیچ وجه به مومن اجازه نمی‌دهد که خود را پست و با ذلت جلوه دهد و شرافت انسانیخود را پایمال کند.
امام صادق علیه السلام فرمود:
ان الله فوض الی المومن کل شی ء الا اذلاله نفسه [۵]
امام علی علیه السلام فرمود:
اکرم نفسک کل دنیه... [۶]
امام صادق علیه السلام فرمود:
... و لا تکن واهنا یحقرک من عرفک... [۷]
و از طرف دیگر توصیه و سفارش اکید به حفظ عزت و کرامت.
امام کاظم علیه السلام فرمود:
ان اعظم الناس قدرا من لایری الدنیا لنفسه خطرا [۸]
یعنی حاضر نیست شرافت و کرامت خود را در مقابل این که تمام نعمتهای دنیا را به اوبدهند لکه دار کند. در این زمینه روایات فراوان است که در بخشهای بعد به برخی ازآنها اشاره خواهد شد.
حفظ شرافت و عزت نفس برای همه لازم است، اما برای برخی از اصناف مردم لازمتر استکه در راس آنها نظامیان و حافظان مرز و بوم و آیین قرار دارند، چرا که عزت آنان، عزت ملت و شرف و مجد آنان، مجد و عظمت دین و آیین است.
فالجنود باذن الله حصون الرعیه و زین الولاه و عز الدین...

علل و عوامل عزت

در سخنان پیشوایان عزت، مطالبی بسیار درباره علل و عوامل عزت وارد شده است، عواملی که در سایه آنها می‌توان فرد را درچارچوب سیره نبوی تربیت کرد، عواملی که با تدارک آنها فرد عزیز و در نتیجه نفوذناپذیر، محکم، راسخ و شکست ناپذیر می‌شود. اکنون به مهمترین این علل اشاره می‌شود.

اطاعت خدا

هیچ چیز چون بندگی و اطاعت از خدا آدمی را عزت نمی‌بخشد از پیام آور عزت روایت شده است که فرمود:
ان ربکم یقول کل یوم: انا العزیز فمن اراد عز الدارین فلیطع العزیز[۹]
اطاعت خدا ذره ناچیز و حقیر را به بی نهایت عزیز و قوی مرتبط می‌کند و از او موجودی سرافراز می‌سازد.
از امیر مومنان علیه السلام وارد شده است:
اذا طلبت العز فاطلبه بالطاعه [۱۰]
انسان خواهان عزت، باید آن را از خدا و به سبب اطاعت او بخواهد که پیام آور عزت صلی الله علیه و آله به ابو امامه فرمود:
یا ابا امامه! اعز امر الله، یعزک الله [۱۱]
عزیز داشتن امر خدا در اطاعت و فرمانبرداری اوست که کلید عزت یابی است و هیچ چیزچون آن راهگشا به این کمال نیست.
از امیرمومنان علیه السلام وارد شده است:
لا عز الا بالطاعه [۱۲]
مادام که این رابطه میان مخلوق و خالق هستی وجود دارد، و انسان در مدار اطاعت حق است،عزت نیز هست و چون از این عهد الهی خارج شود، جز ذلتی خفت بار بهره‌ای نخواهد داشت.

تقوای الهی

تقوای الهی پوششی است که آدمی را مصون و محکم و استوار می‌سازد و او را از آسیب وسستی و ناراستی حفظ می‌کند.
راغب اصفهانی می‌نویسد: تقوا از وقایه است و وقایه به معنای حفظ و نگهداری چیزی است از هر چه که به (محافظ) قرار دادن از آنچه بیم می‌رود (بدان آسیب و زیان رساند).
پیامبر عزت فرموده است:
من اراد ان یکون ان اعز الناس فلیتق الله [۱۳]
تقوای الهی در ارجمندی آدمی چنان نقش آفرین است که از امیر مومنان علیه السلام واردشده است که فرمود:
لا عز اعز من التقوی [۱۴]
تقوا سرافرازی می‌آورد و پرده دری سرافکندگی، تقوا راه می‌نماید و خودخواهی بهگمراهی می‌کشاند تقوا ارجمند می‌کند و گناه خوار می‌سازد، تقوا آزاد می‌کند و نافرمانی به اسارت در می‌آورد، تقوا استوار می‌سازد و نفسانیت فرو می‌پاشد، و چه نیکو فرموده است امیر بیان علی علیه السلام:
التقوی تعز، الفجور تذل [۱۵]
بنابراین نسبتی مستقیم و رابطه‌ای تنگاتنگ میان تقوا و عزت وجود دارد و هر چه بر آنافزوده شود، این فزونی می‌یابد. تقوای الهی از چنان جایگاهی در عزت بخشیبرخوردار است که پیشوای پرهیزگاران، علی علیه السلام درباره‌اش فرمود:
لاکرم اعز من التقوی [۱۶]

انقطاع

به میزانی که انسان به خدا تکیه می‌کند و از غیر خدا گسسته می‌شود، به همان میزان عزت می‌یابد. زیرا عزت مختص اوست و جز با گسستن از غیر خدا به دست نمی‌آید. درخبری مشهور آمده است که جبرئیل امین خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسید و چنین گفت:
یا محمد! عش ما شئت فانک میت و احبب من شئت فانک مفارقه، واعمل ما شئت فانک مجزی به، و اعلم ان شرکالرجل قیامه باللیل، و عزه استغناوه عن الناس [۱۷]
این آموزش انقطاع و عزت یافتن در سیره نبوی است. ارجمندی و بزرگی حقیقی در سایهگسستن از غیر خدا به دست می‌آید.
لقمان حکیم فرزند خود را به انقطاع و قطع طمع می‌خواند و در این جهت تربیتمی کند:
پسرم... اگر خواهان آنی که همه عزت این جهانی را داشته باشی، از آنچه در دستمردم است قطع طمع کن که پیامبران و راستکرداران به آنچه دست یافتند، منحصرا به سبب قطع طمعشان بود.
اوصیای پیامبر که جلوه‌های کامل عزت الهی در مدرسه پیامبرند به سبب انقطاع کاملشانبه کمال عزت رسیدند، و از همین روست که در دعای شعبانیه امیر مومنان علیه السلام کهبنابر نقل ابن خالویه همه اوصیای پیامبر آن را می‌خوانده‌اند.
چنین آمده است:
الهی هب لی کمال الانقطاع الیک [۱۸]
اولیای خدا از خود گسستند و به خدا پیوستند و به عزت رسیدند و شکست ناپذیرشدند. این سنت خداست که هر کس طمع خویش بمیراند، به عزت دست یابد و عزتشپایدار ماند. از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود:
اطلب بقاء العز باماته الطمع [۱۹]
تربیت نبوی به انقطاع می‌خواند تا آدمی را از اسارت برهاند و بهکمال برساند. زیرا زندگی توام با آزادگی و عزت جز با انقطاع طمع فراهم نمی‌شود که پیشوای آزادگان، علی علیه السلام فرموده است:
من اراد ان یعیش حرا ایام حیاته فلا یسکن الطمع قلبه [۲۰]

ایمان

ایمان به خداوند و اعتقاد به وجود خالق و مدبر دانا و توانای جهان، بالاترین مجد وشرف را برای انسان به ارمغان می‌آورد و در سر لوحه تمام مجدها و بزرگواری های انسان قرار دارد.
من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا
لله العزه و لرسوله و للمومنین
امام صادق علیه السلام فرمود:
فالمومن یکون عزیزا و لایکون ذلیلا [۲۱]

جهاد

جهاد در راه خدا باعث سرکوبی دشمنان انسانیت و موجب سرافرازی اسلام و عزت آیین است. تنها وسیله‌ای که پیروان حق برای نزدیکی به خداوند بدان دست می‌یازند، ایمان بهخداوند و فرستاده او و جهاد در راه او، که بالاترین مرتبه عزت در اسلام است:
و الجهاد فی سبیله فانه ذروه الاسلام [۲۲]
و (افرض الله ) الجهاد عزا للاسلام
و در حدیث دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است:
ذروه الاسلام الجهاد فی سبیل الله لایناله الا افضلهم [۲۳]
و در سخنی دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله:
... ان الله تبارک و تعالی اعز امتی بسنابک خیلها و مراکز رماحها[۲۴]
جهاد و پیکار در راه خدا نه تنها عزت برای کسانی است که در آن شرکت می‌کنند بلکهبرای نسلهای آینده نیز موجب عزت و شرافت است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
اغزوا تورثوا ابنائکم مجدا [۲۵]
امیر مومنان و سرور مجاهدان در وصف جهاد می‌فرماید:
بعد از اعتقاد به اسلام، اشرف اعمال جهاد است که موجب قوام و استواری دین است و اجرعظیم دارد و در عین حال با عزت و مناعت همراه است...

قرآن و اهل بیت

قرآن، کتاب محکم الهی و اهل بیت عصمت و طهارت دو مشعل فروزان هدایتند که تمسک به هر دوی آنها و پیروی از دستوراتشان موجب سعادت وترک آنها یا یکی از این دو موجب گمراهی و ضلالت است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی...[۲۶]
امیرالمؤ منین علیه السلام دربارهٔ قرآن می‌فرماید:
ثم انزل علیه الکتاب نورا... و عزا لاتهزم انصاره و حقا لاتخذل اعوانه...[۲۷]
امام صادق علیه السلام نیز در مورد اهل بیت و تبعیت از ایشان می‌فرماید:
معنا رایه الحق، من تبعها لحق و من تاخر عنها غرق، الاوبنا یدرک ترهکل مومن و بنا تخلع ربقه الذل عن اعناقکم و... [۲۸]
امیرالمؤ منین علیه السلام در این مورد می‌فرماید:
بنا اهتدیتم الظلماء و بنا تسنمتم العلیا [۲۹]

اتحاد و اتفاق

یکی دیگر از عوامل بسیار مهم عزت و شرافت ملتها و اجتماعات، همدلی، هماهنگی و وحدت کلمه بین افراد آن جامعه می‌باشد.
سخنان امیر مومنان علیه السلام در نهج البلاغه، نکات بسیار ارزنده‌ای را در این موردآشکار می‌سازد، از جمله در مورد عزت و نیرومندی عرب و جهت اسلام و اتحادشان می‌فرماید:
و العرب الیوم، و ان کانوا قلیلا، فهم کثیرون بالاسلام عزیزون بالاجتماع [۳۰]
و دربارهٔ امتهای گذشته و سرنوشت آنها در حال اتحاد و اتفاق می‌فرماید:
پس بنگرید آنگاه که گروه‌ها فراهم بودند و همگان راه یک آرزو می‌پیمودند چگونه می آسودند و دلها راست بود و باهم ساز وار و دستها یکدیگر را مددکار، شمشیرها بریاری هم آخته و دیده‌ها به یکسو دوخته و اراده‌ها در پی یک چیز تاخته. آیا مهتران سراسر زمین نبودند و بر جهانیان فرمانروایی نمی‌نمودند!؟
پس بنگرید که پایان کارشان به کجا کشید چون میانشان جدایی افتاد...

کمالات روحی و صفات کمالی

کمالات روحی و صفات کمالی از جمله عللی است که نقش ایجاد و حفظ عزت را دارد، مادامکه انسان متصف به این کمالات است، عزیز است، و با کمرنگ شدن این صفات و روحیاتعزت نیز کمرنگ می‌شود.
از جمله این صفات و کمالات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

انصاف

پاس داشتن عدل و داد و رعایت حق مردمان و با آنان به راستی رفتار کردن، از جمله اموری است که عزت آدمی را پایدار می‌کند و افزون می‌سازد. از امام محمد باقر علیهالسلام روایت شده است که گفت: امیر مومنان علیه السلام در ضمن سختی فرمود:
الا انه من ینصف الناس من نفسه لم یزده الله الا عزا [۳۱]

قیام به حق و گرفتن حق

مادام که انسان برای حق برخیزد و در برپایی حق بکوشد در عزت خداست و خداوند از هرکه اقامه حق و داد کند خواری ببرد و لباس ارجمندی و بزرگی بر تنش کند. از امام عسکری علیه السلام چنین نقل شده است:
ما ترک الحق عزیز الا ذل، و لا اخذ بهذلیل الا عز [۳۲]

در گذشتن در عین قدرت و بخشش و پیوند

بزرگواری و گذشت و بخشش از جمله اموری است که عزت آفرین است و هر چه این کلمات در انسان افزون شود بر عزتش افزون می‌شود. پیامبر بزرگوار و ارجمند اسلام فرموده است:
علیکم بالعفو، فان العفو لا یزید العبد الا عزا، فتعافوا یعزکم الله [۳۳]
همچنین شیخ طوسی (ره ) به اسناد خود روایت کرده است که آن حضرت فرمود:
من عفا عن مظلمه ابدله الله بها عزا فی الدنیا و الاخره [۳۴]
جابر از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
ثلاث لایزید الله بهن المرء المسلم الاعزا: الصفح عمن ظلمه، و اعطاء من حرمه، والصله لمن قطعه [۳۵]

فرو خوردن خشم

آن که بر وجود خود قاهر است و خشم خود را فرو می‌خورد به عزت الهینایل می‌شود. از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
ما من عبد کظم غیظا الا زاده الله عزوجل عزا فی الدنیا و الاخره: و قدقال الله عزوجل: (و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین ) و اثابهالله مکان غیظه ذلک [۳۶]

صبر و استقامت

صبر و استقامت از مهمترین علل به وجود آورنده و پایدارنده عزت است. صبر در برابرگناه، صبر در طاعت خدا، صبر در مصیبتها و صبر در برابرمال و مقام و خود را حفظ کردن آدمی را محکم و استوار می‌کند.
صد هزاران کیمیا حق آفرید کیمیایی همچو صبر آدم ندید
امام صادق علیه السلام فرموده است:
من صبر علی مصیبه زاده الله عزوجل عزا علی عزه [۳۷]

شجاعت

شجاعت از کمالاتی است که آدمی را استوار می‌سازد و عزتش را نگه می‌دارد چنانکه درسخنان علی علیه السلام وارد شده است:
الشجاعه احد العزین [۳۸]
شجاعت چنان عزت آفرین است که خود برابر با تمام عزتهای دیگر است؛ و نمی‌گذارد آدمی تن به خواری و پستی دهد که علی علیه السلام فرموده است:
الشجاعه عز حاضر [۳۹]

قناعت

قناعت و گسستن خود از فزون طلبی، آدمی را عزت می‌بخشد زیرا زیاده خواهی و هوس بی حاصل است که آدمی را در دامن حسرت و خواری فرو می‌برد و چون ریشه این درخت زدهشود، سربلندی و عزت به بار آید. در سخنان نورانی امیرمومنان علیه السلام وارد شدهاست.
القناعه تودی الی العز [۴۰]
ثمره القناعه العز [۴۱]
اقنع تعز [۴۲]
القناعه عز [۴۳]
خردمند هرگز از قناعت دست نمی‌کشد و تن به خواری نمی‌سپارد.
عزت ز قناعت است و خواری طمع با عزت خود بساز و خواری مطلب

برائت از بدی و شر

انسان به میزانی که از بدی و شر پاک می‌شود و از آن دوری و بیزاری می‌جوید به بزرگی و ارجمندی می‌رسد؛ وا رهیدن از آن، پیوستن به این را می‌آورد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
من بری من الشر نال العز [۴۴]

علم و حلم

لاشرف کالعلم و لا عز کالحلم...[۴۵]

صبر و تحمل

امیرالمؤ منین علیه السلام نتیجه صبر و تحمل امتهای گذشته را چنین بیان می‌فرماید:
... تا خدا دید چگونه در راه دوستی او بر آزار شکیبایند، و چطور از بیم او ناخوشایند را تحمل می‌نمایند، از تنگناهای بلا گشایشی برایشان پدید آورد. و از پس خواری، ارجمند شان فرمود و آرامش را جایگزین بیم کرد. پس پادشاهان حکمران شدند و پیشوایان با فر و شان و کرامت خدا درباره‌شان تا بدانجا رسید که دیده آرزو نهایت آن راندید...

حسن خلق

امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:
علیکم بمکارم الاخلاق فانها رفعه و ایاکم و الاخلاق الدنیه فانها تضع الشریفو تهدم المجد [۴۶]

تواضع

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
التواضع لایزید العبد الا رفعه فتواضعوا یرفعکم الله [۴۷]

اطاعت از رهبران عادل

و طاعه ولاه العدل تمام العز [۴۸]

صدق

امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:
الصدق عز[۴۹]
الصادق علی شفا منجاه و کرامه... [۵۰]

موجبات ذلت

با دقت در آنچه گذشت، اموری که موجب ذلت و خواری انسان است، معلوم می‌گردد، زیراعمل نکردن و سازگار نبودن با موجبات عزت، سبب ذلت خواهد بود لکن برای توضیح بیشتر، برخی از عوامل ذلت را یاد آور می‌شویم.

نفاق و دوستی با کافران

خداوند متعال در قرآن مجید بیان می‌فرماید: که عزت تنها از آن خدا و پیامبرش و مومنینمی باشد و لکن منافقین درک نمی‌کنند و در آیه دیگر به منافقین که کافران رادوست می‌دارند و در پی کسب عزت در پیش آنان هستند وعده عذاب می‌دهد.
بشر المنافقین بان لهم عذابا الیما. الذین یتخذون الکافرین اولیاء من دونالمومنین ایبتغون عندهم العزه لله جمیعا [۵۱]

طلب عزت از غیر خدا

چنانکه از آیه شریفه معلوم شد تمام عزت برای خداست پس هر کس غیر از خداوندمتعال طلب عزت نماید و به خاطر کسب شرف و کرامت به سوی غیرخدا دست دراز کند،ذلیل خواهد شد.
امیرالمؤ منین علیه السلام در این باره می‌فرماید:
من اعتز بغیر الله سبحانه ذل[۵۲]
و به همین مضمون از رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز روایت شده است که:
من اعتز بالعبید اذله الله [۵۳]

ترک جهاد

رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرماید:
للجنه باب یقال له باب المجاهدین...قال: فمن ترک الجهاد البسه الله ذلا و فقرا فی معیشته و محقا فی دینه.[۵۴]
چنانکه جهاد تنها موجب عزت برای نسل جهادگر در هر عصر نیست، بلکه موجب سرافرازینسلهای آنیده نیز می‌باشد، در مقابل ترک جهاد هم موجب ذلت و سرافکندگی براینسل حاضر و آینده می‌شود. امیرالمؤ منین علیه السلام می‌فرماید:
فعاودوا الکر، و استحیوا من الفر، فانه عار فی الاعقاب، و نار یوم الحساب[۵۵]

سستی در جهاد و فرصت دادن به دشمن

باید به موقع و در اولین فرصت ممکن به جهاد اقدام کرد و فرصت را از دست دشمن خارجنمود و با ابتکار عمل و سرعت عمل و هوشیاری نظامی، دشمن را سرکوب کرد. و گرنهاهمال در جهاد و فرصت دادن به دشمن، موجب ذلت خواهد شد.
امیرالمؤ منین علیه السلام می‌فرماید:
... و قلت لکم اغزوهم قبل ان یغزوکم فوالله ما غزی قوم قط فی عقر دارهم الاذلوا... [۵۶]

اختلاف و تشتت

اختلاف و تشتت هر ملتی موجب ذلت، هلاکت و اسارت آنان در بند دشمنان خواهد بود.
قرآن کریم می‌فرماید:
و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم [۵۷]
در سخن معجزه آسای علی علیه السلام نیز دربارهٔ امتهای گذشته و موجبات ذلت ایشانچنین آمده است:
... پس بنگرید که پایان کارشان به کجا کشید. چون میانشان جدایی افتاد و الفتبه پراکندگی انجامید و سخنها و دلهاشان گونه گون گردید. از هم جدا شدند و بهحزبها گراییدند و خدا لباس کرامت خود را از تنشان برون آورد و نعمت فراخ خویش ازدستشان به دور کرد و داستان آنان میان شما ماند و آن را برای پند گیرند، عبرتگرداند...

زیر سلطه بودن

انسانی که خداوند او را آزاد آفریده اگر به اختیار خود، طوق بندگی قلدران حاکم رابه گردن افکند، شرافت انسانی خود را نابود کرده است.
امیرمومنان علیه السلام می‌فرماید:
... و لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا[۵۸]
و در بیانی دیگر می‌فرماید:
کل عزیز داخل تحت القدره فذلیل [۵۹]

تجمل پرستی

تجمل پرستی و تشریفات گرایی موجب نیازمندی و وابستگی است؛ زیرا زندگیتشریفاتی حد و مرزی ندارد تا با رسیدن به آن نیاز مرتفع شود و از جهت همین نیاز،وابستگی پیش می‌آید. وابستگی به افراد یا منابعی که این نیازمندی را بتوانند برطرف کنند، موجب ذلت و خواری برای انسان می‌شود؛ زیرا تامین کنندگان این گونه نیازها به شرط تامین منافع خود و بهره بری از شخص وابسته، اقدام به این کار می‌کنند.
اصولا وابسته شدن به زندگی و تشریفات آن برای همه به ویژه نیروهای مسلحخطرناک است حتی اگر وابستگی به اشخاص زر اندوز و زورمند هم پیش نیاید، نفسدل بستن به جلوه‌های رنگارنگ زندگی مادی و پیوسته دنبال تجملات بودن انسان را از رسیدن به اهداف عالی باز می‌دارد و باعث تحقیرشخصیت انسان و در نتیجه ذلت خواهد و اگر فرهنگ اسراف وتجمل پرستی بر نیروهای مسلح حاکم گردد و نظامیان به آنها خو کنند، دیگر انتظار شجاعت، استواری مقاومت و دشمن ستیزی از چنین نیرویی بیهوده خواهد بود. چنانکه تجربه نشان داده است.
خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:
ای پیامبر بگو امت را اگر شما پدران، فرزندان، برادران، زنان، خویشاوندان و اموالی که جمع آورده‌اید و تجارتی که از کسادی آن بیمناکید و منازلی را که به آندل خوش داشته‌اید، بیش از خدا و رسولش و جهاد در راه او دوست می‌دارید، پس منتظرباشید تا امر خدا برسد و دنیا طلبان بدکار از کار خویش پشتیبان شوند و خداوندبدکاران را به راه بهشت و سعادت هدایت نخواهد کرد.

اخلاق ناپسند

رفتارهای ناپسند و مذموم، موجبات ذلت انسان را فراهم می‌کند.
امیرالمؤ منین علیه السلام می‌فرماید:
... و ایاکم و الاخلاق الدنیه فانها تضع الشریف و تهدم المجد [۶۰]
و از جمله اخلاق‌های زشت که انسان را به خواری دچار می‌کند تکبر و دروغگویی است.
علی علیه السلام می‌فرماید:
من تکبر علی الناس ذل [۶۱]
امیرالمؤ منین علیه السلام می‌فرماید:
و ان الکاذب لمهان ذلیل[۶۲]
بیائیم همه دوستداران و محبین ائمه علیه السلام در سالی که مقام معظم رهبری به جهاتعدیده و با تامل و لحاظ همه جهات و مسائل گوناگون داخلی و خارجی سال عزت و افتخار حسینی نام نهاده‌اند با پیروی از تعالیم عزت بخش ائمه معصومین علیه السلام و تاسی از رهنمودهای حکیمانه آن بزرگوار شاگردانی موفقبرای این مکتب بوده و تجلی بخش عزت و افتخار حسینی در پرتو تعالیم مکتب نبوی صلی الله علیه و آله باشیم.
انشاء الله


پانویس

  1. و ما فرزندان آدم را بسیار گرامی داشتیم و آنها را به مرکب بر و بحر سوار کردیم....
  2. اسلام انسان مومن را عزیزتر از هر موجودی به شمار آورده
  3. ... مومن گرامی تر از یاقوت سرخ است...
  4. احترام مومن از کعبه بیشتر است.
  5. همانا خداوند هر امری را به مومن تفویض کرده اماذلیل کردن نفس خود را به او اجازه نداده است.
  6. نفس خویش را از هر کار پستی برتر و بالاتر بدار...
  7. ... و شل و سست مباش که هر که تو را ببیند تحقیر کند...
  8. از همه مردم بلند مرتبه تر و عظیم القدرتر آن کسی است که اگر تمام دنیا را یک طرفبگذارند او خودش و عزت و نفسش را بر تمام دنیا مقدم می‌دارد.
  9. خداوند هر روز ندا می‌دهد که من پروردگار عزیز شمایم، و هر که خواهان عزت دو جهان است، خدای عزیز را اطاعت کند.
  10. هرگاه خواهان عزت شدی، آن را در اطاعت و فرمانبرداری خدای بجوی.
  11. ای ابوامامه، امر خدا را عزیز بدار تا خداوند تو را عزت بخشد.
  12. هیچ عزتی نیست مگر به سبب اطاعت و فرمانبرداری (خدای ).
  13. هر که می‌خواهد که با عزت‌ترین مردمان باشد، پس تقوای الهی پیشه کند.
  14. هیچ عزتی عزت بخش تر از تقوا نیست.
  15. تقوا عزت می‌بخشد و تبهکاری ذلیل می‌سازد.
  16. هیچ کرامتی چون تقوا، انسان را عزیزترین نمی‌سازد.
  17. ای محمد! هر چه می‌خواهی زندگی کن، اما مردم است، هر که را می‌خواهی دوست بدار، اماجدایی است، هر چه می‌خواهی بکن، اما جزای آن را خواهی دید، و بدان که شرافت انساندر شب زنده داری است و عزت او در بی نیازی از مردم.
  18. خدای من، مرا انقطاع کامل به سوی خود عطا فرما.
  19. ماندگاری عزت را با میراندن طمع بخواه.
  20. هر کس خواهان آن اس که در دوران زندگی خویش آزادانه زیست کند، هرگز طمع را دردل خویش جایگزین نسازد.
  21. مومن عزیز است و هرگز ذلیل نمی‌شود.
  22. و خداوند متعال جهاد را برای عزت اسلام قرار داده است
  23. رفیعترین چشم انداز اسلام، جهاد در راه خداست که جز بهترین مسلمانها به آن دست نیابند.
  24. همانا خداوند تبارک و تعالی امتم را به سم ستوران و نوک نیزه‌ها و سنان‌ها عزیز وگرامی داشته است.
  25. پیکار کنید تا برای فرزندانتان مجد و بزرگواری میراث گذارید.
  26. روشن است که راه یافته و سیر کننده در صراط مستقیم عزیز است و آنکه از مسیر سعادتمنحرف و گمراه گشته، ذلیل است.
  27. پس قرآن را بر او فرستاد، نوری که چراغ آن فرو نمیرد... و عزتی است که یارنش راشکست و ناپایداری نباشد و حقی که یاورانش را زیان و خواری نباشد.
  28. پرچم حق با ماست، هر کس از آن پیروی کند به او می‌رسد و هر کسی عقب بماند غرق می‌شود، همانا به وسیله ما خونبهای هر مومنی (که به ناحق کشته شد) گرفته می‌شود وبه وسیله ما، طوق ذلت از گردنهای شما برداشته می‌شود.
  29. به وسیله ما راه یافتید در تاریکی و به وسیله ما بالا رفته و بر مرتبه بلند رسیدید.
  30. و عرب امروز اگر چه در شما اندکند اما با یکدلی و یک سخنی در اسلام عزیزند وبسیار.
  31. بدانید هر که از خود به مردم انصاف دهد، خداوند جز عزتش نیفزاید.
  32. هیچ عزیزی حق وا ننهاد مگر آنکه خوار شد، و هیچ خواری اقامه حق نکرد مگر آنکه عزیز شد.
  33. بر شما باد به گذشت که گذشت کردن جز بر عزت بنده نمی‌افزاید، پس از یکدیگردر گذرید تا خدا شما را عزیز کند.
  34. آن که از ستمی گذشت کند، خداوند در عوض آن به او عزت دنیا و آخرت بخشد.
  35. سه چیز است که خداوند به وسیله آنها جز عزت انسان مسلمان را نیفزیاد: گذشت از کسیکه به او ستم روا داشته، و بخشیدن آن که او را محروم ساخته، و پیوند با آن که از اوبریده است.
  36. هیچ بنده‌ای خشمی را فرو نخورد، مگر آنکه خدایعزوجل عزت او را در دنیا و آخرت بیفزاید؛ و همانا خدای عزوجل فرموده است: و آنان که فروخوردگان خشم و در گذرندگان از مردمند، و خدا نیکوکاران را دوست دارد. و خدا به جای فرو خوردن خشمش او را چنین پاداش می‌دهد.
  37. هر که به مصیبتی شکیبایی ورزد، خدای عزوجل عزت بر عزتش بیفزاید.
  38. شجاعت یکی از دو عزت است.
  39. شجاعت عزتی است مهیا و آماده.
  40. قناعت به سوی عزت می‌کشاند.
  41. میوه قناعت عزت است.
  42. قناعت کن، عزیز باش.
  43. قناعت عزت است.
  44. هر که از شر و بدی برائت جوید به عزت دست یابد.
  45. هیچ شرف چون دانایی و هیچ عزت چون بردبار بودن نیست...
  46. بر شما باد به اخلاق نیکو چرا که موجب رفعت و بلندی است و بپرهیزید از اخلاق پست.زیرا شخصی بزرگ را پست می‌کند و مجد و عزت را نابود می‌سازد.
  47. فروتنی جز بر رفعت و بلندی مقام بنده نمی‌افزاید پس تواضع پیشه کنید تاخداوند مقام شما را بالا برد.
  48. و فرمانبرداری از والیان عادل نهایت عزت است.
  49. راستی عزت است.
  50. راستگو بر کنگره‌های رستگاری و بزرگواری است...
  51. و مژده بده منافقین را به این که عذاب دردناک برایشان (مقرر) است. آنانکه مومنان راترک گفته و کافران را دوست گرفتند، آیا عزت را در پیش ایشان جستجو می‌کنند پسهمانا تمام عزت برای خداست
  52. هر کس به غیر خدا عزت یابد، ذلیل شود.
  53. هر کس به بندگان عزیز گردد خدای تعالی وی راذلیل کند.
  54. بهشت دری دارد که به آن باب مجاهدان گفته می‌شود... و فرمود: پس هر کس جهاد راترک کند خداوند لباس مذلت را به اوی می‌پوشاند...
  55. پس پشت سر هم حمله آورید و از فرار شرم کنید که موجب سرافکندگی و عار در نسل‌های بعد و نیز سبب آتش در روز حساب است.
  56. ... و گفتم با آنان بستیزید پیش از آنکه بر شما حمله برند و به خدا سوگند با مردمیدر آستانه خانه شان نجنگیدند جز که جامه خواری بر آن مردم پوشاندند.
  57. راه نزاع و اختلاف نپیمایید که سست شوید و شوکت و قدرت شما از بین برود.
  58. ... بنده دیگران مباش در حالی که خداوند ترا آزاد آفریده است.
  59. هر ارجمندی که تحت سیطره قدرتی باشد ذلیل است.
  60. بر حذر باشید از اخلاق پست چرا که انسان بزرگوار را پست می‌کند و مجد و کرامت رانابود می‌سازد.
  61. هر کس با مردم با تکبر برخورد کند ذلیل می‌شود.
  62. همانا دروغگو پست و خوار است.
منبع: سایت انهار تاریخ برداشت: 95/04/06
بازگشت به پذیرش ذلّت