فرهنگ مصادیق:عزت و ذلت ۲ - درس‌هایی از قرآن

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
عزت و ذلت ۲ - درس‌هایی از قرآن

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
در ماه محرم هستیم. بحث ما در مورد مسئله « عزت و ذلت» است. به این خاطر که امام حسین علیه السلام فرمودند: «هیهات منا الذلة»[۱].

مفهوم عزت

عزت یعنی نفوذ ناپذیری. اگر به زمین کلنگ زدی و فرو نرفت، عربها می‌گویند: این زمین عزیز است، چون نیش کلنگ در آن اثر نکرد. دستی که چرب است و آب در آن نفوذ نمی‌کند، اعراب به آن دست می‌گویند: عزیز. یعنی آب را پس می‌زند. اگر به دیوار سیمانی میخ بکوبی و فرو نرود، می‌گویند: دیوار عزیز است. اینکه می‌گویند: « مؤمن عزیز است». یعنی: هرکاری می‌کنی که او را گول بزنی، نمی‌توانی. در برابر رشوه، تهدید، زندان، گرسنگی، تشنگی و. . . مقابله می‌کند و از اهدافش عقب نشینی نمی‌کند. حرف حق را می‌گوید و مقاومت می‌کند و چیزی در روحش اثر نمی‌کند. شاعر می‌گوید: حسین جان نوک شمشیر جسم تو را سوراخ سوراخ کرد، اما هیچ شمشیری روح تو را سوراخ نکرد.
اگر با یک بستنی گول خوردی، اگر با یک رشوه گول خوردی، اگر. . . به همان مقدار ذلیل هستی. چه کنیم که عزیز شویم؟
۱- خدایی شدن(توکل به خدا): هر که می‌خواهد عزیز شود باید بند به عزیز شود. «فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً» [۲] تمام عزتها مال خداست. هرکه می‌خواهد عزیز شود باید الهی شود. هرکه به غیر خدا بند شود عزیز نمی‌شود. خدا انحصار طلب است. «أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً» بقره/۱۶۵. کسی چیزی ندارد. هرکه هرچه دارد از او دارد. «تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاء»[۳]خدایا عزت دست تو است. تو هستی که یوسف علیه السلام را از ته چاه و از بردگی به پادشاهی می‌رسانی. امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمود: «من اعتز بغیر الله ذل»[۴] هرکه بخواهد از راه غیر خدا عزیز شود، مثلا بگوید: اگر خانه من قشنگ باشد عزیز می‌شوم، اگر مردم به من رای بدهند عزیز می‌شوم، کسی که بخواهد عزتش را از غیر خدا بگیرد ذلیل می‌شود. چه حدیث قشنگی. «من اعتز بغیر الله أهلکه العز»(غررالحکم، ص‏۴۷۸) هرکه بخواهد به غیر خدا عزت پیدا کند نابود می‌شود. پیغمبر(ص) فرمودند: « من اعتز بالعبید اذله الله»هرکه بخواهد با بندگان عزیز شود، خدا او را خوار می‌کند. «أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ» [۵] اگر خواسته باشی عزیز شوی بند به این وآن می‌شوی؟! می‌خواهی با عکس انداختن پهلوی فلانی عزیز شوی. من می‌خواهم دختر فلانی را بگیرم، که هر که پرسید: داماد که هستی؟ بگویم: داماد فلانی. تو می‌خواهی با داماد فلانی شدن عزیز شوی. انقدر دخترهای خوب وگمنام هستند که اگر با آنها ازدواج کنی خدا تو را عزیز می‌کند. و اینقدر پدر زنهای مشهور هستند که اگر داماد او شوی، پدر صاحبت در می‌آید و هر غلط هم پدر زنت بکند می‌گویند: پدر خانم جنابعالی بود. یعنی از او خیر نمی‌بینی و شر می‌بینی.
عزت را از مردم می‌خواهی؟ در صحیفه سجادیه دعای ۲۸ می‌خوانیم: «فَکَمْ قَدْ رَأَیْتُ یَا إِلَهِی مِنْ أُنَاسٍ طَلَبُوا الْعِزَّ بِغَیْرِکَ فَذَلُّوا»[۶] امام زین العابدین در این دعا می‌فرماید: خدایا چه قدر مردم رفتند سراغ غیر تو، به هوای اینکه عزیز شوند، اما عزیز نشدند.
۲- تواضع برای خدا: داریم: «إِنَّ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اللَّهُ»[۷] هرکه برای خدا تواضع کند، خدا به او عزت می‌دهد. برای خدا به دیدار او برو، برای خدا به او سلام کن، برای خدا کوتاه بیا، برای خدا اگر او محل نگذاشت تو محل بگذار.
امام حسین علیه السلام از قول امام علی(ع) فرمود: «مَوْتٌ فِی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حَیَاةٍ فِی ذُلٍّ»[۸] آدم بمیرد و عزیز شود بهتر از این است که زنده باشد و ذلیل باشد. امام حسین علیه السلام فرمودند: «إِنِّی لَا أَرَی الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَ الْحَیَاةَ مَعَ الظَّالِمِینَ إِلَّا بَرَماً»[۹] من شهادت را عزت می‌دانم، باشم تا چند کیلو آب و غذا بخورم و رهبرم یزید باشد؟! من مرگ را جز سعادت نمی‌بینم. آیا خواهد آمد آن روزی که شعرای ما از این اشعار استفاده کنند؟ با تمام تأسف بسیاری از شعرها آبکی است، اصلا دروغ است، پایش به هیچ جا بند نیست. اصلا دید امام حسین علیه السلام راجع به مرگ عجیب است. یک جا فرمود: شهادت مثل گردنبند است در سینه دختر. یعنی اینقدر شهادت عزیز است. حضرت قاسم علیه السلام(برادر زاده) می‌فرماید: مرگ مثل عسل برای من شیرین است. حضرت قاسم دروغ می‌گوید؟! پسر امام حسن علیه السلام است. به عمویش(امام حسین علیه السلام) دروغ می‌گوید؟! این چه دیدی است؟
زمانی که تهران را بمباران می‌کردند، وزیر اطلاعات وقت به جماران پیغام داد، گفت: که جماران در طرح بمباران است. به امام بگویید: جایشان را عوض کنند. امام شروع کرد به سرودن شعر. مضمونش این است: من شهید شوم کیف می‌کنم. کی است که در وصیت نامه‌اش بنویسد: من بادلی آرام. . . به هرکه که بگویند: چهل روز دیگر می‌میری، حالا می‌میرد از ترسش.
در زمان شاپور بختیار وقتی که امام(ره) در هواپیما به سوی ایران می‌آمدند احتمال دادند که هواپیما سرنگون شد، از امام(ره) می‌پرسند: چه احساسی دارید؟ می‌فرماید: هیچی! چه طور اینگونه شده‌اند؟ از کجا به این درجه رسیده‌اند؟ چنان خدایی شده‌اند که اصلا هیچ چیزی پیش اینها ارزش ندارد. «فَالْمَوْتُ فِی حَیَاتِکُمْ مَقْهُورِینَ وَ الْحَیَاةُ فِی مَوْتِکُمْ قَاهِرِینَ»[۱۰] اگر ذلیلید مرده‌اید، اگر عزیزید زنده‌اید.
امام حسین علیه السلام سر به نی داد تن به ذلت نداد. نه خوراک داشت، نه پوشاک داشت و نه مسکن. از ایران که بیرون می‌روی می- گویند: اصول دین ۳ تا است: خوراک، پوشاک و مسکن: امام حسین علیه السلام حتی آب نداشت برای علی اصغر(ع) پوشاک هم نداشت چون جبه‌اش را هم کندند. مسکن هم نداشت چون خیمه‌اش را آتش زدند. ولی عزت داشت. هیچی نداشت و عزت داشت. و بنی امیه همه چیز داشت و عزت نداشت.
۳- داشتن رهبر حق: قرآن می‌فرماید: ما پیغمبر فرستادیم تا کسی نگوید: «رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَیْنا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ آیاتِکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزی‏» [۱۱] خدایا تو پیغمبر نفرستادی و ما ذلیل شدیم. ما پیغمبر فرستادیم تا شما را عزیز کند.
«إِنَّ الْإِمَامَةَ زِمَامُ الدِّینِ وَ نِظَامُ الْمُسْلِمِینَ وَ صَلَاحُ الدُّنْیَا وَ عِزُّ الْمُؤْمِنِین»[۱۲] رهبری برای مؤمنین عزت دارد. مردم بی رهبر ذلیلند. هرکه می‌رسد تو سرشان می‌زند. امام سجاد علیه السلام فرمودند: «طَاعَةُ وُلَاةِ الْعَدْلِ تَمَامُ الْعِزِّ»[۱۳] اگر رهبرتان عادل بود و شما هم اطاعت نمودید به کمال عزت می‌رسید.
ما برخی کارها را می‌کنیم تا عزیز شویم و ذلیل می‌شویم. شخصیتی وارد منطقه‌ای می‌شود، مسئولین منطقه می‌خواهند خود شیرینی کنند، پول می‌دهند و گل می‌خرند تا روی ماشین آقا بریزند. به هوای انکه آقا را عزیز کند تا خودش عزیز شود. بعد به خدمت آقا می‌رسد، آقا می‌گوید: پول گلها را از کجا آوردی؟ چرا گلها را روی ماشین من ریخت؟ مردم هم می‌گویند: از ما به زور پول می‌گیرند، گل می‌خرند و می‌ریزند روی ماشین مسئولین. این آقایی که گل خرید و خواست که خود شیرینی کند هم بیش از آن شخصیت شد و هم پیش مردم. وقتی مردم در مشکلات چنین و چنانی هستند آنها به چه حقی این کارها را انجام می‌دهند؟! این همه ماشین برای چه راه می‌اندازید؟ یک ماشین پلیس در راه‌ها می‌گوید: است، بیایید کنار! مردم می‌گویند: چه خبر است؟! حالا یک نفر جان یک نفر به خطر بیفتد این کارها اشکال ندارد. اما قرائتی کسی نیست که ماشین پلیس برای او بوق بزند. بله یک زمانی آخوندها را ترور می‌کردند. اما حالا. . .
اگر می‌خواهید عزتتان به نهایت برسد اطاعت کنید.
۴- داشتن مکتب(دین داری): مکتب به انسان عزت می‌دهد. قرآن می‌فرمادی: «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ» مائده/۳ نمی‌گوید: منکم. روز غدیر خم کفار از دین شما مأیوس شدند. نمی‌گوید: از شما مأیوس شدند. هیچ وقت کفار ازما مأیوس نمی‌شوند. کفار هم تعدادشان بیشتر است، هم وحدتشان بیشتر است، هم تکنولوژی آنها بیشتر است، هم شیطنت آنها بیشتر است، کفار همه چیزشان از ما بیشتر است، ولی قرآن می‌فرماید: با اینکه کفار همه چیزشان از شما بیشتر است، چون شما دین دارید نفوذ ناپذیر هستید، آنها را مأیوس می‌کنید.
حدیث داریم: « المؤمن کالجبل»مؤمن مثل کوه است. وقتی رفتی روی کوه، با اینکه کوه زیر پای توست اما باز هم از او می‌ترسی. اگر مؤمن را زندانی کنی، باز هم از او می‌ترسی، آن وقتی که شاه آزاد بود و امام در زندان، باز هم شاه از امام می‌ترسید. چون امام مثل کوه بود.
اگر ما دین داشته باشیم نفوذ ناپذیریم. آقا دین دارد. چون دین دارد مملکت را نمی‌فروشد، توطئه نمی‌کند. در زیارت جامعه می‌خوانیم: «وَ بِکُمْ أَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ»[۱۴]ای امامان خداوند به خاطر شما ما را از ذلت نجات داد. خیلی دور نرویم. در زمان شاه چه طور بودیم، حالا چه طوریم. آن زمان عزیز بودیم یا حالا؟ آن وقت ما از یک پاسبان می‌ترسیدم، پاسبان از شاه می‌ترسید و شاه هم از امریکا می‌ترسید. نظام، نظام ترس بود.
تا شاه را داشتیم از یک پاسبان می‌ترسیدیم، تا بند به امام شدیم، گفتیم: توپ، تانک مسلسل دیگر اثر ندارد. حالا امام چه طور عزیز شد؟ عزت امام(ره) از امام حسین علیه السلام بود. خون امام حسین علیه السلام در بدن امام(ره) جاری شد. امام حسین(ع) فرمودند: «خون بر شمشیر پیروز است» به هر حال اگر بخواهیم عزیز شویم باید دیندار شویم. آدم بی دین را می‌شود خرید، می‌شود فروخت.
۵- عبادت(بندگی خدا): ما باید بنده کسی باشیم. یا بنده هوا و هوسمان هستیم، یا بنده شیطانیم، یا بنده دوستیم، بالاخره یک کاری باید بکنیم. یاخودمان را دوست داریم یا. . . دل بی عشق وجود ندارد. منتهی عشق به چی؟! ما باید بندگی کنیم، خدا که نمی‌توانیم باشیم. امام زین- العابدین علیه السلام می‌فرماید: «إِلَهِی کَفَی بِی عِزّاً أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْداً»[۱۵] افتخار می‌کنم که بنده تو هستم. ولی خدا برای خدا اشک می‌ریزد، غیر ولی خدا اشک می‌ریزد بریا اینکه حلقه طلایش گم شده است. آن دختر اشک می‌ریزد برای اینکه چرا بلوز فلانی آبی است و بلوز او قرمز! غم می‌خورد برای چه؟ شاد است برای چه؟
قرآن در مورد مردم با ایمان می‌فرماید: آنها طوری هستند که اگر دنیا به آنها رو کند شاد نمی‌شوند، اگر از آنها روی برگرداند ناراحت نمی‌شوند: «لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلی ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ» [۱۶] مثل کارمند بانک که یک روز صد میلیون می‌گیرد و یک روز صد میلیون می‌دهد. نه وقتی می‌دهد ناراحت است و نه وقتی می‌گیرد خوشحال است. چون پولها مال او نیست. بنده خدا عزیز است. آرامش هم دارد چون خدا یکی است: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» [۱۷] و زود هم راضی می‌شود: «یا سریع الرضا»[۱۸]. کسی که زود راضی می‌شود و یکی نیز است، اطاعتش خیلی راحت‌تر از کسانی است که همه خیلی هستند و هم دیر راضی می‌شوند.
۶- امر به معروف و نهی از منکر: قرآن می‌فرماید: «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ»[۱۹]شما وقتی بهترین امت هستید امر به معروف و نهی از منکر کنید.
آقا امر به معروف اثر نمی‌کند، اثر نکند. حال گنهکار را که می‌شود گرفت. ما چند روز پیش در خیابانی می‌رفتیم. دیدیم یک پسر که بسیار قیافه هرزی داشت دست یک دختر با قیافه هرز را گرفته بود و راه می‌رفتند. ترمز کردیم و به پسر گفتیم: بیا ببینیم، این چه طور راه رفتن است؟! رنگش پرید. بله باز هم ممکن است دست آن دختر را بگیرید ولی حالش را گرفتم، او که گناه می‌کند نباید با کیف گناه کند. لا اقل حالا گنهکار را بگیریم. اگر گوش نمی‌دهد نگذارید با کیف گناه کند. حالگیری خودش عبادت است. یا باید بکل جلو گناه را بگیریم، و یا حال بگیریم. گاهی وقتها آدم نمی‌تواند جلو گناه را بگیرد، مثلا از ۳۰ تا گناه جلو یکی از آنها را می‌تواند بگیرد، باز هم باید جلو آن را بگیرد. اگر شما را سنگباران می‌کنند، می‌تواند دستش را جلو چشمانتان بگیرد تا به چشمانت نخورد. می‌گویید: ما که سنگ به سرمان می‌خورد بگذار به چشمان هم بخورد! نه بالا. امام حسین علیه السلام را دارند و می‌کشند.(بزرگترین منکر تاریخ) امام دید در کنار این گناه، گناه دیگری هم در حال انجام است(حمله به خیمه‌ها) فرمودند: اگر دین ندارید لااقل مرد باشید. تا من زنده هستم به زن و بچه‌هایم کاری نداشته باشید. یعنی ضمن یک منکر جلو یک منکر دیگر را هم گرفت. از این معلوم می‌شود که نباید گفت: کار از این کارها گذشته است. حکومت یزید، لشکری مثل عمر سعد، شمر را فرستاده برای انجام بزگترین منکرهای تاریخ.(شهادت امام حسین علیه السلام) امام حسین علیه السلام می‌بیند و می‌داند که بزگترین منکر انجام می‌شود، در همان حال جلو یک منکر دیگر را می‌گیرد.
۷- قصاص: قصاص موجب عزت است. قرآن می‌فرماید: اگر کسی قاتل بود، اگر او را کشتید عزیز هستید وگرنه ذلیل هستند. رمز حیات شما این است جلو زورگو را بگیرید. اگر قاتل کشت و صاف صاف راه می‌رفت پیداست مرده‌اید. گرفتن جلو قصاص رمز عزت است: «وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» [۲۰] ۸- انصاف: انصاف سبب عزت است. اگر یک کاسب، تاجر، کارمند انصاف داشته باشد عزیز می‌شوند. خدا رحمت کند آیت الله شهید سعیدی را.
روی منبر سخنرانی می‌کرد وسط سخنرانی آیت الله خز علی وارد شد. گفت: مردم به جدم سواد این از من بیشتر است. و از منبر آمد پایین. اصلا مردم گفتند: قربانت برویم که تو اینقدر راستگو هستی. انصاف داشته باشیم. بگوییم: فلانی از من بهتر است. انصاف به آدم عزت می‌دهد.
حدیث داریم: «أَلَا إِنَّهُ مَنْ یُنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ لَمْ یَزِدْهُ اللَّهُ إِلَّا عِزّاً»[۲۱] هر که با مردم منصف باشد خداوند به او عزت می‌دهد. اگر وقتی بچه حرف می‌زند، جلو او را نگیریم و انتقادهای او را بپذیریم، می‌گوید: پدر حرف مرا گوش کرد. و همیشه او را دوست خواهد داشت.
۹- علم: علم به انسان عزت می‌دهد. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَا أَعَزَّ اللَّهُ بِجَهْلٍ قَطُّ وَ لَا أَذَلَّ بِحِلْمٍ قَطُّ»[۲۲] هیچ گاه انسان با جهل عزیز نمی‌شود. اگر می‌خواهیم عزیز باشیم باید باسواد باشیم. البته علم فقط علمهای دانشگاه و حوزه و. . . نیست. آدم باید خودش مطالعه کند. این درسها، درسهای پایه هستند. باید آدم بخواند تا بتواند مراجعه کند. در تابستان شاید برخی به خاطر هوای داغ و. . کمتر بتوانند مطالعه کند ولی کسانی که در مناطق سردسیری و خنک هستند نا حقی است اگر مطالعه نکنند. مطالعه کنید. هفته‌ای یک کتاب مطالعه کنید.
۱۰- صبر: حدیث داریم: «مَنْ صَبَرَ عَلَی مُصِیبَةٍ زَادَهُ اللَّهُ عِزّاً إِلَی عِزِّهِ وَ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ مَعَ مُحَمَّدٍ ص وَ أَهْلِ بَیْتِهِ» [۲۳] برای هرکه مصیبتی پیش آمد و صبر نمود خداوند به او عزت می‌دهد.
به امام حسین علیه السلام گفتند: با یزید بیعت کن! فرمود: می‌دانی من در کجا تربیت شده‌ام؟! مادرم زهرا است. از این پیداست که مادر بچه را عزیز می‌کند.
۱۱- قناعت(ساده زیستی): یکی از عوامل عزت ساده زیستی و قناعت است. جمله «قد عز من قنع» [۲۴] را همه حفظ هستید. یعنی: کسی که قناعت می‌کند عزیز است.
ناصر الدین شاه از سبزوار می‌گذشت، رفت سراغ یکی از علمای بزرگ گفت: من شاه ایران هستم، هرچه خواستی برایت فراهم می‌کنم. فرمود: من به تو نیازی ندارم.
مؤمن عزیز است. هر کاری کردند تا ابی ذر را ساکت کنند، ساکت نشد. امام حسین علیه السلام عزت را برای همه بیمه کرد. خودش عزیز بود و هر کس هم حسینی شد، عزیز شد. سر به نیزه داد و تن به ذلت نداد و به همه ثابت کرد که خون بر شمشیر پیروز است. به همه درس داد که می‌شود با بزرگترین قدرتها مقابله کرد.
به همه درس داد که از عدد نترسید. ۷۲ نفر در مقابل ۳۰۰۰۰نفر. از محاصره اقتصادی نترسید، چون آب هم نداشت. از محاصره نظامی نترسید. از تهدید نترسید. امام حسین علیه السلام خیلی درسها به ما داد.
در عزای حسین علیه السلام شرکت کنیم. برای حسین(ع) گریه کنیم. پیغمبر(ص) فاطمه زهرا(س) و اولیای خدا برای امام حسین علیه السلام گریه کرده‌اند. امام کاظم علیه السلام از اول محرم نمی‌خندید. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در دستجات عزاداری کربلا دیده‌اند.
یکی از علمای بزرگ و مراجع تقلید به نام سید بحر العلوم(جد ایت الله العظمی بروجردی) ایشان خدمت امام زمان(عج) می‌رسیدند. در عاشورا ایستاده بود و دستجات هیأت را می‌دید، یک مرتبه این پیرمرد آیت الله العظمای مرجع تقلید عمامه‌اش را انداخت، لباس و عصایش را به زمین گذاشت دوید داخل دسته و(حسن(ع) حسین(ع)) کرد. گفتند: آقا شما پیر هستید، خفه می‌شود داخل جمعیت. رفتند بغلش کردند، فرمود: کنار بروید. حسابی عزاداری کرد. بعد کنار او رفتند دیدند آقا از حال رفت. گفتند: آقا چی شد؟! فرمود: من شخص امام زمان(عج) را می‌شناسم، داشتم دستجاب را تماشا می‌کردم، شخص امام زمان(عج) حضرت مهدی را در این دسته‌ها دیدم. و دیدم امام زمان(عج) عمامه ندارد و پا برهنه است. و مثل همین عزادارها عزاداری می‌کند. خجالت کشیدم که من تماشا کنم و حضرت مهدی(عج) این طور حسین حسین کند. مقام معظم رهبری تشکر کردند از کسانی که ظهر عاشورا نماز خواندند، فرمودند: قمه نزنید.
خداوند ما را با امام حسین(ع) محشور فرماید.
«والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

پانویس

  1. اللهوف، ص‏97
  2. نساء/139
  3. آل عمران/26
  4. غررالحکم، ص‏478
  5. نساء/139
  6. صحیفه سجادیه، دعای‏28
  7. کافی، ج‏2، ص‏122
  8. المناقب، ج‏4، ص‏68
  9. المناقب، ج‏4، ص‏68
  10. نهج البلاغه، خطبه، 51
  11. طه/134
  12. کافی، ج‏1، ص‏198
  13. کافی، ج‏1، ص‏20
  14. من‌لایحضره‌الفقیه، ج‏2، ص‏615
  15. کنزالفوائد، ج‏1، ص‏386
  16. حدید/23
  17. اخلاص/1
  18. مصباح المتهجد، ص‏849
  19. آل عمران/110
  20. بقره/179
  21. کافی، ج‏2، ص‏144
  22. کافی، ج‏2، ص‏112
  23. ثواب‌الأعمال، ص‏198
  24. غررالحکم، ص‏392
منبع: سایت درس‌هایی از قرآن - تاریخ برداشت : 95/04/06
بازگشت به پذیرش ذلّت