فرهنگ مصادیق:عزت و ذلت مقطع راهنمایی و دبیرستان
محتویات
مقدمه
لغت شناسان، عزت را به سرافرازی، عزیزی، گرامی و ارجمند گشتن، و ذلت را به معنای خواری، پستی، زبونی و ذلیل گشتن معنا کردهاند.
انسان علاوه بر نیازهای جسمانی نیازهای روانی نیز دارد و این بر هیچ فردی پوشیده نیست. اگر به هر یک از این نیازها به موقع پاسخ مثبت داده نشود و یا از اعتدال خارج شود، زیانهای جبران ناپذیری حاصل خواهد شد.
دامنه نیازهای روحی با توجه به گستردگی روح به مراتب گسترده تر از نیازهای جسمانی است. یکی از نیازهای روحی و روانی انسان، (عزت طلبی و ذلت گریزی) است. آدمی شیفته عزت است و به همین دلیل بسیاری از تلاشها و فعالیتهای او برای دست رسی به عزت صورت میگیرد تا از ذلت و خواری دور باشد.
انسان طوری آفریده شده که دارای طبعی بلند است. هنگامی که وارد میدان زندگی میشود فراز و نشیبهای زندگی هم چون امواج دریا او را با خود پایین و بالا میبرد. اگر بلندی طبع در باطن آدمی راسخ و محکم گشت مجدّانه با عواملی که او را از آن مقام ساقط میکند، میجنگد و بالاخره پیروز میشود; به تعبیری دیگر عزت نفس خویش را حفظ میکند. چنین شخصی حاضر است دست از زندگی بر دارد ولی زیر بار ذلت نرود، با کمی و نداری بسازد ولی به دیگران رو نزند. به واقع زبان حال او این است: (المنیة ولا الدنیة; مرگ آری، اما پستی هرگز)،[۱] زیرا سراسر زندگی انسان تلاش و کوشش است. گاهی انسان در گرو این تلاشها به موفقیتهایی دست مییازد و زمانی ناکام میشود. ممکن است این موفقیت به انسان عزت بدهد و ناکامی هم ذلت در پی آورد.
عزت در پرتو ایمان
عزت یک مسلمان در سایه عمل به آیات الهی است. عزت واقعی از آن خدا است[۲] و هر که را بخواهد عزیزش میدارد و هرکه را بخواهد ذلیلش میکند.[۳] خداوند در قرآن فرمود: (عزت از آن خدا و پیغمبر و مؤمنین است)، پس سزاوار نیست شخص با ایمان خود را ذلیل کند، زیرا عزت مؤمن متکی به عزت خدا است.
حسین ، مظهر عزت
حضرت حسین بن علی(ع) مظهر عزت و الگو و اسوه مبارزه با ذلت و خواری است. عزت امام آسیب ناپذیر است. شهید مطهری میگوید: (هیچ یک از ائمه(ع) دربارهٔ سلامت نفس به اندازه حسین بن علی(ع) سخن نگفته است)،[۴]زیرا امام حسین(ع) مظهر عزت است. وی مرگ شرافت مندانه را بر زندگی ذلت بار ترجیح داد و فریاد برآورد: هیهات منا الذله. او در مقابل خواست یزید ایستادگی کرد و نهضت بزرگی را به انجام رساند، هرچند مرگ سرخ را به جان خرید.
امام حسین درس آزادگی و عزت را به مردم آموخت. شهید مطهری وقتی از شعارهای امام حسین(ع) در روز عاشورا بحث میکند، میگوید: (یکی از اشعاری که اباعبدالله در روز عاشورا میخواند و آن را شعار خودش قرار داده بود، این شعر بود:
الموت اولی من رکوب العار والعار اولـی من دخـول النار
مرگ در نزد من از ننگِ ذلت و پستی بهتر و عزیزتر و محبوب تر است. اسم این اشعار را باید گذاشت شعار آزادی، شعار عزت، شعار شرافت; یعنی برای یک مسلمان واقعی، مرگ، همیشه سزاوارتر است از زیربار ننگ ذلت رفتن).[۵]
مرا عـار آید از این زندگی
که سالار باشم کنم بندگی
عوامل عزت آفرین
عبادت، تقو، جهاد، ناامیدی از مردم، توکل، عمل به احکام، تواضع، عفو، حفظ زبان، صبر، قناعت و چشم پوشی از خشم را میتوان از عوامل و موجبات پیدایش عزت و عظمت نام برد. آن چه مهم است این است که همواره باید انسان عزت مند و شرافت مند در رشد و تکامل خود کوشا باشد تا این صفت زیبا را در وجود خود عینیت بخشد. در این جا به برخی از این عوامل میپردازیم.
اطاعت و بندگی خدا
اطاعت و پرستش خدا موجب عزت انسان میشود. حضرت حق به حضرت داود(ع) فرمود: وضعت العز فی طاعتی; عزت را در طاعتم قرار دادم).[۶] امام علی(ع) میفرماید: اگر در جست وجوی عزت هستید آن را در اطاعت از خدا بیابید: (اذا طلبت العز فاطلبه بالطاعة).[۷]
تقوا
تقوا و خویشتن داری از گناه، موجب عزت و آزادگی روح میشود. اساساً هنگامی که نور تقوا در وجود انسانِ با ایمان نورافشانی کند عزت و شرافت رخ مینماید. پس هرکس که بخواهد عزیز باشد باید تقوا پیشه کند. پیامبر(ص) فرمود: (من اراد ان یکون اعزّ الناس فلیتق الله عزوجل; کسی که میخواهد عزیزترین افراد باشد باید تقوا و پرهیزکاری را پیشه خود قرار دهد). امام علی(ع) نیز میفرماید: (هیچ عزت و شرافتی بالاتر از تقوا و پرهیزکاری نیست.)[۸]
جهاد
کسانی که در راه حفظ دین خدا شمشیر میزنند و سر از تن نمیشناسند تا به تکلیف خود جامه عمل بپوشند، حقیقتاً شایسته عزت و شرافت اند، زیرا جهادگر با جهاد در راه خد، به اسلام شوکت و به جامعه اسلامی عظمت میدهد و خداوند به پاس داشت این جهاد، او را عزیز میدارد و ایشان را از دری از درهای بهشت که به جهاد نام گذاری شده، به بهشت برین وارد میکند.
استغنای از خلق
انسان با ایمان نبایستی در زندگی خود به خواستهای کم ارزش توجه ویژهای داشته باشد، زیرا اهمیت دادن به این موارد، انسان را ذلیل و خوار میکند; در حالی که انسان مؤمن، کرامت و شرافت دارد. امام علی(ع) میفرماید: (از چیزهای پست چشم پوشی، و قدر و منزلت خود را آشکار کنید).[۹] امام حسین(ع) در پاسخ فردی که از ایشان سؤال کرد: عزت مرد در چیست؟ فرمود: (عزت مرد در این است که به مردم احساس احتیاج نکند.)
امام علی(ع) نیز فرمود: (عز المؤمن غناه عن الناس; عزت مومن در بی نیازی اش از مردم است)، زیرا درخواست و تقاضا از مردم برای دست یافتن و رسیدن به چیزی، ذلت آور است. شهید مطهری میگوید: (اگر حاجت خودتان را با دوست و رفیقی مطرح میکنید تا آن جا که شرافتشان و عزت نفس تان و سلامت نفس تان پایمال نشود، مانعی ندارد.)[۱۰]
عوامل ذلت
ذلت از صفات ناپسند و نامبارکی است که هر فرد مسلمانی میبایستی از عواملی که موجب ذلت و خواری در وجود او میشود، اجتناب کند. از این رو رهبران دینی همواره مردم را به دوری از ذلت، تشویق و ترغیب میکنند. از متون دینی فهمیده میشود که عوامل متعددی در بروز ذلت دخیل است، که در این جا به چند مورد اشاره میکنیم.
درخواست از دیگران
متأسفانه بعضی انسانها برای برطرف کردن نیازهای زندگی و منافع مادی، خواری و ذلت را به خود میخرند و شرافت و کرامت انسانی خود را لکه دار میکنند. حال این سؤال مطرح است که آیا برای رسیدن به زندگی مرفه و پر زرق و برق دنیا و به دست آوردن منافع مالی میتوان تن به ذلت و خواری داد؟
پاسخ این پرسش را امام علی(ع) بسیار روشن بیان فرموده است: (یک ساعت تن به ذلت و خواری دادن با عزت تمام روزگار برابری نخواهد کرد.)[۱۱]
گناه
گناه و ناپاکی به عزت آدمی آسیب جدی وارد میکند و بذر ذلت و خواری را در باطن انسان میافشاند و هرچه بیشتر مرتکب گناه گردد به همان مقدار خواری و پستی در وجودش پدیدار میشود.
انسانی که به شرافت و کرامت و عزت نفس و سعادت خود علاقه مند است، هرگاه از روی نادانی و یا به دلیل دوست ناباب و عوامل اجتماعی گرفتار گناه شد، هرچه زودتر به خود آمده، با امید به رحمت و فضل خد، راه توبه را به روی خود میگشاید و طلب بخشایش میکند تا خود را از ورطه بدبختی و عذاب برهاند و روح عزت، عظمت و کرامت انسانی را در خود زنده کند.
دورویی، چاپلوسی، دروغ گویی و حرص و طمع از دیگر عوامل ذلت هستند که تفصیل آن را بر عهده شما پژوهش گران میگذاریم.
با عنایت به این که امسال سال عزت و افتخار حسینی است، موضوع پژوهش مقطع راهنمایی و دبیرستان را در این شماره (عزت و ذلت) قرار دادیم تا علاقه مندان به پژوهش با انتخاب یکی از موضوعهای پیش نهادی زیر با استفاده از منابع معرفی شده مقاله خود را تهیه و به دفتر نشریه ارسال دارند.
پانویس
- ↑ نهج البلاغه، حکمت 396
- ↑ (فان العزة لله جمیعاً); نساء(4) آیه 139
- ↑ (تعز من تشاء و تذل من تشاء); آل عمران(3) آیه 26
- ↑ فلسفه اخلاق، ص90
- ↑ حماسه حسینی، ج1، ص203
- ↑ بحارالانوار، ج78، ص453
- ↑ غررالحکم و دررالکلم، حدیث4056
- ↑ نهج البلاغه، حکمت371.
- ↑ تحف العقول
- ↑ فلسفه اخلاق، همان
- ↑ غررالحکم و دررالکلم، ص394.







