کتابخانه:شکار جوانان ج 3

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از شکار جوانان ج 3)
پرش به: ناوبری، جستجو
شکار جوانان داستان‌های عبرت‌انگیز برای دختران و خانواده‌ها (جلد سوم)
مشخصات کتاب
Shekar gavanan-mohammadi.jpg
نویسنده اسدالله محمدی‌نیا
زبان فارسی
ناشر سبط اکبر (ع)
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۱ - چاپ دوم: ۱۳۸۳
شابک ‏۹۶۴-۷۹۳۶-۰۹-۵

محتویات

مقدمه

الحمد لِله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله اجمعین

سلام و درود خداوند بر پیامبران و ائمه اطهار(ع) که در مقابل طاغوت‌های زمان خود ایستادند، تمام آزارها، تهمت‌ها، شکنجه‌ها و زندان‌ها را برای هدایت جوامع بشری به جان و دل خریدند و در پایان با شهادت خود، جامعه را روشنی بخشیدند.

سلام بر اولیای الهی، علمای ربانی که وارثان انبیاء هستند، آنانی که در راه حق و ترویج دین، و آزادی مردم از غل و زنجیر و اسارت ظالمان یک لحظه درنگ ننمودند و در این راه مقدس از زخم زبان، تهمت، شکنجه و ازار دشمنان و جاهلان در امان نبودند، تا جائی که بسیاری از آنان شربت گوارای شهادت را نوشیدند و به دیدار حضرت محبوب و معشوقشان شتافتند، آن شربتی که لذتش را فقط افلاکیان، قدسیان چشیده‌اند، ما خاکیان حتی تصورش را هم نمی‌توانیم بکنیم.

خداوند را شاکرم که جلد اول کتاب "شکار جوانان " مورد استقبال جوانان عزیز قرارگرفت، با توجه به عنایتی که به جلد اول کتاب مذکور شد، در صدد برآمدم که جلد دوم، سوم آن را نیز به رشته تحریر درآورم تا شاید مفید واقع شود.

امید،ا رم که حضرت حق تعالی توفیق اتمام آن را به اینجانب بدهد. اینک به چند نکته قبل از مطالعه کتاب توجه فرمائید:

۱- یکی از راه‌های نجات جوانان آگاهی دادن به آنان است. در این کتاب نیز واقعیت‌ها و حوادثی که در جامعه رخ داده است بازگو شده تا مردم ما به ویژه نسل جوان روش‌های نیرنگ! و فریب فریبکاران را بشناسند و در دام‌های رنگارنگ آنان گرفتار نشوند.

۲- با خواندن این کتاب هر انسان عاقل متوجه می‌شود که تنها راه سعادت جامعه، استحکام بنیاد خانواده‌ها، دوری از فرهنگ بیگانه و روی آوردن به دستورات حیاتبخش اسلام عزیز است.

رهبر معظم انقلاب در این مورد فرمود:

"برای اینکه بتوانیم بر فرهنگ غلط غربی غلبه کنیم و فرهنگ غنی اسلام را که بهترین و بزرگترین فرهنگ دنیا است جایگزین آن سازیم، واجب است نخست ایمان اسلامی در ذهن مردم و اندیشه‌های نو اسلامی به مردم ارائه شده... در این راه رسانه‌های گروهی، به ویژه صدا، سیما بزرگتربن نقش را می‌تواند ایفاکنند. " [۱]

۳- حوادث تلخ و ناگواری که در این کتاب آورده شده است دلیل بر این نیست که در جامعه اسلامی ما امنیت وجود ندارد، و دست اشرار و انسان‌های فاسد باز است، مسوولین نسبت به این مسائل بی تفاوت اند،

بلکه این وقایع هشداری است که:

اولا: مسوولین مخصوصاًآن کسانی که کمی تفکر روشنفکری غرب مآبانه دارند، به این که حواسشان را جمع کنند که اگر می‌خواهند امنیت کامل برقرار شود و سعادت دنیا، آخرت مردم تأمین گردد، راهی جز عمل به سنت اهل بیت (ع) نداریم. البته برخی خوب حرف می‌زنند و برای جذب و فریب افکار مردم شعار زیاد می‌دهند ولی ر او عملا خبری نیست. و ثانیاً: زنگ خطری است برای برخی خانواده‌ها، جوانان به ویژه دختران، به این که منشأ عمده این حوادث تلخ خود آنان هستید، زیرا وقتی زن و یا دختری آرایش کرده بیرون آمد، و طلا و جواهرات و بدن خود را نمایان ساخت، و با ناز، عشوه درکوچه و خیابان حرکت نمود، طبیعی است که چشم هر مردی را به طرف خود خیره می‌سازد، و هوش و عقل را از سبه ویژه اگر جوان باشد می‌برد، به طوری که در یک فرصت مناسب آن مرد به او حمله می‌کند، و آنچه نباید واقع شود، پیش می‌آید. بنابراین مردم و مسوولین به جای مبارزه با معلول، اول باید با علت این حوادث مقابله کنند، و مبارزه با علت آن است که اول جلوی زنانی که با این حرکات فضای جامعه راگناه آلود و نا امن میکنندگرفته شود، نه آنکه جلوی زنان عشوه گر باز باشد، بعد با جوانانی که چندان تقصیر ندارند برخوردشود. مثل آن که گوشت را جلوی گربه بگذاری بعد از آنکه گربه گوشت را برد به دنبال آن بدوی، بلکه عقل سلیم میگویدکه گوشت را در دسترس گربه قرار نده، تا بی جهت به دنبال آن ندوی.

۴- از برادران عزیز و محترم جناب آقای علی واعظی نیا و آقای محمدکاظم سحری که در حروفچینی و نشر، پخش این کتاب حقیر را یاری کردند تشکر می‌نماییم.

۵- برادران عزیز و خواهران گرامی با انتقادها و پیشنهادهای مفید خود، اینجانب را مورد لطف و محبت قرار دهید و نظراتتان را به اَدرس: قم- کد پستی ۷۸۸۹ ۱- ۵۶ ۱ ۳۷ ارسال نمایید.

الحمدُ لِلّهِ اولاً و آخراً و ظاهراً و باطناً طلبه حوزه مبارکه علمیه

قم

اسدالله محمدی نیا ۲۰/۵/۸۳

۲۳/ جمادی الثانی/ ۱۴۲۳

(فرازهایی از وصیت نامه امام خمینی قدس سره به ملت و جوانان)

و-پیوند دانشگاهیان و جوانان با روحانیت

توصیه اینجانب آن است که نسل حاضر، آینده غفلت نکنند و دانشگاهیان، جوانان برومند عزیز هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم اسلامی پیوند دوستی، تفاهم را محکم تر و استوارتر سازند و از نقشه‌ها و توطئه‌های دشمن غدار غافل نباشند و به مجرد آنکه فرد یا افرادی را دیدندکه باگفتار و رفتار خود در صدد است بذر نفاق بین آنان افکند او را ارشاد و نصیحت نمایند و اگر تأثیر نکرد از او روگردان شوند و او را به انزوا کشانند و نگذارند توطئه ریشه دواند که سرچشمه را به آسانی می‌توان گرفت و مخصوصاً اگر در اساتید کسی پیدا شد که می‌خواهد انحراف ایجادکند او را ارشاد و اگر نشد از خود وکلاس خود طردکنند. [۲]

- حفظ استقلال فرهنگی

حضرت امام قدس سره در قسمتی دیگر می‌فرماید:

از جمله نقشه‌ها که مع الاسف تأثیر بزرگی درکشورها وکشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی بجا مانده، بیگانه نمودن کشورهای استعمارزده از خویش و غرب زده و شرق زده نمودن آنان است. به طوری که خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هیچ گرفتند و غرب و شرق، دو قطب قدرتمند، را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله گاه عالم دانستند و وابستگی به یکی از دو قطب را از فرائض غیر قابل اجتناب معرفی نمودند. و قصه این امر غم انگیز طولانی و ضربه‌هایی که از آن خورده و اکنون نیز می‌خوریم کشنده وکوبنده است.، غم انگیزتر اینکه آنان ملت‌های ستمدیده زیر سلطه را در همه چیز عقب نگه داشته و کشورهایی مصرفی بار آوردند، به قدری ما را از پیشرفت‌های خودو قدرتهای شیطانی شان ترساند ه‌اند که جرئت دست زدن به هیچ ابتکاری نداریم و همه چیز خود را تسلیم آنان کرده و سرنوشت خود، کشورهای خود را به دست آنان سپرده و چشم وگوش بسته مطیع فرمان هستیم و این پوچی، تهی مغزی مصنوعی موجب شده که در هیچ امری به فکر و دانش خود اتکاء نکنیم وکورکورانه از شرق و غرب تقلید نمائیم بلکه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتکار اگر داشتیم، نویسندگان وگویندگان غرب و شرق زده بی فرهنگ آنها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فکر و قدرت بومی ما را سرکوب و مأیوس نموده و می‌نمایند و رسوم و اداب اجنبی را هر چند مبتذل و مفتضح باشد با عمل وگفتار و نوشتار ترویج کرده و با مداحی، ثناجوئی آنها را به خورد ملتها داده و می‌دهند.

فی المثل اگر درکتاب یا نوشته ویاگفتاری چند واژه فرنگی باشد بدون توجه به محتوایات با اعجاب پذیرفته وگوینده و نویسنده آن را دانشمند و روشنفکر به حساب می‌آورند و ازگهواره تا قبر به هر چه بنگریم اگر با واژه غربی و شرقی اسمگذاری شود مرغوب و مورد توجه و از مظاهر تمدن و پیشرفتگی محسوب و اگر واژه‌های بومی خودی بکار رود مطرود وکهنه و واپس زده خواهد بود. کودکان ما اگر نام غربی داشته باشند، مفتخر و اگر نام خودی دارند سربزیر و عقب ا فتا ده‌اند. خیابان‌ها، کوچه‌ها، مغازه‌ها، شرکت‌ها، داروخانه‌ها، کتا بخا نه‌ها، پارچه‌ها و دیگر متاع‌ها، هر چند در داخل تهیه شده، باید نام خارجی داشته باشد تا مردم از آن راضی و به آن اقبال کنند. فرنگی مآَبی از سر تا پا درتمام نشست و برخاست‌ها و در معاشرت‌ها و تمام شئون زندگی موجب افتخار و سربلندی و تمدن و پیشرفت،، در مقابل آداب و رسوم خودی، کهنه پرستی و عقب افتادگی است. در هر مرض وکسالتی ولو جزئی و قابل علاج در داخل، باید به خارج رفت و دکترها و اطباء دانشمند خود را محکوم و مأیوس کرد. رفتن به انگلستان و فرانسه، آمریکا و مسکو افتخاری پرارزش و رفتن به حج و سایر اماکن متبرکه کهنه پرستی و عقب ماندگی است.

بی اعتنایی به آنچه مربوط به مذهب و معنویات است از نشانه‌های روشنفکری و تمدن و در مقابل تعهد به این امور نشانه عقب ماندگی و کهنه پرستی است. اینجانب نمی‌گویم ما خود همه چیز داریم.

معلوم است ما را در طول تاریخ نه چندان دور خصوصاً در سده‌های اخیر از هر پیشرفتی محروم کرد ه‌اند و دو لتمردان خائن و دودمان پهلوی خصوصا مراکز تبلیغاتی علیه دست آوردهای خودی و نیز خود کوچک دیدن‌ها و یا ناچیز دیدن‌ها، ما را از هر فعالیتی برای پیشرفت محروم کرد.

وا رد کردن کالاها از هر قماش و سرگرم کردن بانوان و مردان خصوصاً طبقه جوان به اقسام اجناس وارداتی از قبیل ابزار آرایش و تزئینات و تجملات و بازی‌های کودکانه و به مسابقه کشاندن خانواده‌ها و مصرفی بارآوردن هر چه بیشترکه خود داستان‌های غم انگیز دارد و سرگرم کردن و به تباهی کشاندن جوان هاکه عضو فعال هستند با فراهم آوردن مراکز فحشاء و عشرتکده‌ها و ده‌ها از این مصائب که تا حدود زیادوچشمگیری از بسیاری از این دام‌ها نجات یافته و نسل محروم حاضر به فعالیت و ابتکار برخاسته، دیدیم که بسیاری ازکارخانه‌ها و وسائل پیشرفته مثل هواپیماها و دیگر چیزها که گمان نمی‌رفت متخصصین ایران قادر به راه انداختن کارخانه‌ها و امثال آن باشند و همه دست‌ها را به سوی غرب یا شرق درازکرده بودیم که متخصصین آنان اینها را به راه اندازند.

- قطع وابستگی

در اثر محاصره اقتصادی و جنگ تحمیلی خود جوانان عزیز ما قطعات محل احتیاج را ساخته و با قیمت‌های ارزانتر عرضه کرده و رفع احتیاج نمودند و ثابت کردند که اگر بخواهیم می‌توانیم.

باید هوشیار و بیدار، مراقب باشیدکه سیاست بازان پیوسته به غرب و شرق با وسوسه‌های شیطانی شما را به سوی این چپاولگران بین المللی نکشند و با اراده مصمم و فعالیت و پشتکار خود به رفع وابستگی‌ها قیام کنید و بدانیدکه نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و آمریکا و شوروی کم ندارد و اگر خودی خود را بیابد و یأس را از خود دورکند و چشم داشت به غیر خود نداشته باشد، در درازمدت قدرت همه کارو ساختن همه چیز را دارد و آنچه انسان‌های شبیه به اینان به آن رسیده‌اند شما هم خواهید رسید به شرط آنکه اتکال به خداوند تعالی و اتکاء به نفس و قطع وابستگی به دیگران و تحمل سختی‌ها برای رسیدن به زندگی شرافتمندانه خارج شدن از تحت سلطه اجانب.

- وظیفه دولت و مسئولین و بر دولت‌ها و دست اندرکاران است، چه در نسل حاضر و در چه در نسل‌های آینده، که از متخصصین خود قدردانی کنند و آنان را باکمک‌های مادی و معنوی تشویق به کار نمایند و از ورود کالاهای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسا زند.

- سفارش به جوانان

و از جوانان، دختران و پسران می‌خواهم که استقلال و آزادی و ارزش‌های انسانی را ولو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات و عشرت‌ها و بی بند و باری‌ها و حضور در مراکز فحشاءکه از طرف غرب و عمال بی وطن به شما عرضه می‌شود نکنند. که آنان چنانچه تجربه نشان داده، جز تباهی شما و اغفالتان از سرنوشت کشورتان و چاپیدن ذخائر شماو به بند استعمار و ننگ وا بستگی کشیدنتان و مصرفی نمودن ملت و کشورتان به چیز دیگر فکر نمی‌کنند، می‌خواهند با این وسائل و امثال آن شما را عقب مانده و به اصطلاح آنان نیمه وحشی نگهدارند. [۳]

! پرهیز مسئولین از تجملگرایی

حضرت امام قدس سره فرمود:

آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روزی است که باید فاتحه دو لت و ملت را بخوانیم. [۴]

! اعتیاد جوانان

با حساب مواد مخدر می‌آید نه این است که یک قاچاقچی این کار را می‌کند یا قاچاقچی‌هایی، خیر، اینها حساب دارد، اینها روی حساب فهمیدند دانشگاه را باید چطوری نگذارند عمل بکند، مدارس علمی را چه جوری نگذارند کار بکند- عرض می‌کنم که- جوان‌ها را چه جوری باید نگذارند که مفید برای جامعه باشند و نگذارند رشد بکنند و یک قسمش هم همین است که با اعتیاد، با هروئین و تریاک و امثال ذلک این کارها را رواج بدهند.[۵]

(سخنان رهبر فرزانه انقلاب خطاب به مسئولان و جوانان)

! راه غلبه بر فرهنگ غربی

"برای اینکه بتوانیم بر فرهنگ غلط غربی غلبه کنیم و فرهنگ غنی اسلام را که بهترین و بزرگترین فرهنگ دنیا است جایگزین آن سازیم، واجب است نخست ایمان اسلامی در ذهن مردم و اندیشه‌های نو اسلامی به مردم ارائه شده... در این راه رسانه‌های گروهی، به ویژه صدا و سیما بزرگترین نقش را می‌تواند ایفاکنند. " [۶]

! افتخار به فرهنگ، زبان و تاریخ

این منطق بسیار اشتباهی است که برخی گمان می‌کنند، چون غربی‌ها از لحاظ علمی جلوتر از ما هستند باید در مسائل فرهنگی، آداب و معاشرت، روابط اجتماعی و سیاسی از آنها تقلیدکنیم.... ما ملت ایران به زبان و فرهنگ و میهن و تاریخ خود افتخار می‌کنیم، و هیچ دلیلی برای تقلید فرهنگی از بیگانگان نمی‌یابیم، چراکه تقلید فرهنگی خطر بسیار بزرگی برای هویت و شخصیت ایران و ایرانی است. [۷]

! ارائه مدهای ایرانی

مدگرایی افراطی پذیرفتنی نیست، برای ایجاد تنوع در لباس نباید از مدل‌های غربی تقلید کرد، بلکه می‌توان با ارائه الگوی بومی و ایرانی و طراحی لباس ملی ایرانیان، این نیاز را تأمین کرد. [۸]

! در صورت تعرض د شمنان

جمهوری اسلامی ایران بر سر منافع کشور و ملت با هیچ کسی در دنیا معامله نمی‌کند، و اگر متجاوزی منافع علمی، طبیعی، انسانی و فناوری را در داخل ایران مورد تعرض قرار دهد، ملت ایران دست او را بی درنگ قطع خواهد کرد، و منافع آن متجاوز را در هر نقطه دنیاکه باشد به خطر خواهد انداخت.[۹]

! پرهیز از یأس و نا امیدی

و اما مسئله یأس آَفرینی، یک عده‌ای مردم را مأیوس می‌کنند، حالا این یأس آفرینی گاهی زبانی است، گاهی عملی است، بعضی‌ها با عمل خودشان مردم را مأیوس می‌کنند، همه هم متعمد نیستند. بعضی‌ها نمی‌فهمند چه می‌کنند، بعضی‌ها دچار غفلت می‌شوند و با گفتار وکردار مردم را مأیوس می‌کنند، این هم یک گناه بزرگ است. این هم در خدمت اهداف دشمنان ملت ایران است.

یأس جائی ندارد، ملت ایران هیج موجبی برای مأیوس شدن ندارد، یک ملت بزرگ، یک کشور ثروتمند، یک موقعیت بسیار خوب برای کارکردن با تلاش و همت با این همه نیروی جوانی که در این مملکت است، چرا باید ملت ایران مأیوس شود. مسئولان کشور مشغول برنامه ریزی اند، مشغول طراحی برای آینده و اجرا هستند، کارهای خوبی هم انجام می‌دهند. آن کسانی که یأس آَفرینی می‌کنند، مشکلاتی را که وجود دارد اینها را درشت می‌کنند، کارهای عظیمی راکه دارد در سطح کشور انجام می‌شود اینها فراموش می‌کنند، به فراموشی عمدی می‌سپارند، اینها را، خیلی کار درکشور انجام می‌گیرد. [۱۰]

! د وری از ترساندن مردم

دشمنان تبلیغ میکنندکه نیروی آمریکا یک نیرویی است که در مقابل او نمی‌توان مقاومت کرد و دلیلش این است که در افغانستان نتوانستند مقاومت کنند، در عراق هم نتوانستند، نمیگویندکه درکجا چه کسانی جنایت کردند. نمی‌گویند در این کشور چه رژیم‌هایی حاکم بودند، نمی‌گویند در این کشورها ملت چگونه از حکام خودکامه و دیکتاتور بی اعتبار متنفر بودند، این را نمی‌گویند. نمی‌گویند ملت ایران نشان داده است که در دفاع از حیثیت خود، شرف خود، اسلام خود، نظام اسلامی پرشکوه خود، چگونه فداکاری می‌کند. این را دیگر فراموش می‌کنند، مردم را می‌ترسانند، بلندگوهای دشمن بیشترین تبلیغات خود را متوجه مأیوس کردن و ترساندن مردم صرف می‌کنند.

! د و فکر غلط

من به ملت ایران به طور صریح و آشکار عرض می‌کنم، نه آن ارعاب و تهدیدها درست است، نه آن مأیوس کردن‌ها. هر دو غلط است. اما اینکه نیروی دشمن را یک نیروی غیرقابل مقاومت نشان دهند این حرف بسیار غلط و بی ربط است. اگر آمریکایی‌ها می‌توانستند نظام جمهوری اسلامی را از بین ببرند یک روز معطل نمی‌شدند. اینکه ملاحظه می‌کنید مسئولان آمریکایی حالا خودشان می‌گویند، بله ما راه کارمان برای ایران راه جنگ نیست، بله راست می‌گویند، چون جنگ برای آنها در ایران مثل جنگ برای آنها در عراق نیست. اینجا یک ملت درمقابل آنهاست. آن هم ملتی با این شجاعت، این عظمت پدر مهاجم را درمی آَورد، راه کار آنها چیز دیگری است. [۱۱]

! هدف از مسئولیت

همه چیز نظام اسلامی متعلق به مردم است، و تمامی مسئولان باید خود را نوکر و خدمتگزار مردم بدانند، و هر مسئول یا مأموری که از این سیاست فاصله بگیرد فاقد صلاحیت و شایستگی است. [۱۲]

فصل اول: مسائل و مشکلات اجتماعی

مسافرکِشی

اشاره

رسول گرامی اسلام ص فرمود:

"لا تَحِلُّ لِاِمْرَأَةٍ تُوْمِنُ بِاللهِ وَالْیَومِ الْاخِرِ آن تُسافِرَ مَسیرَةً یَوْمٍ وَ لَیْلة لَیْسَ مَعَها حًرْمَة".

برای زنی که ایمان به خدای بزرگ و روز آخرت دارد روا نیست روز یا شب مسافرت نماید در حالی که مرد مَحْرم همراه او نباشد. [۱۳]

طبیعت زن ومرد نامحرم به گونه‌ای است که وقتی مردی با زن نامحرمی رو به رو می‌گردد، به طور فطری دوست دارد با او صحبت کند، اگر این میل و کشش مرد نسبت به زن نبود، بشر تمایل به ازدواج پیدا نمی‌کرد و در اثر عدم ازدواج نسل او منقرض می‌شد. [۱۴] بنابراین علاقه مرد به زن نامحرم و بالعکس فطری و ذاتی است.

بر همین مبنا اسلام این علاقه فطری، درونی را برایش حد و مرز تعیین کرده، تا بر اساس ضوابط خاصی باشد. در قوانین و دستورات ائمه اطهار(ع) نیز از افراط و تفریط جلوگیری گردیده است.و براساس همین قوانین الهی است که از روابط نامشروع جلوگیری می‌شود و بر مبنای آن نظام خانواده استحکام پیدا می‌کند. و اگر خانواده که عضو کوچکی از جامعه است سالم ماند، به دنبال آن جامعه از سلامت برخوردار خواهد بود.

وقتی تقوا و یک حالت خداترسی در درون انسان نبود، معمولاً وقتی با زن نامحرم آن هم زن جوانی رو به رو شود، به طور طبیعی فکرش متوجه او خواهد شد و اگر زمینه گناه آماده بود (با توجه به این که اکثر مردم از تقوای بالایی برخوردار نمی‌باشند) به طور طبیعی و باکمک و نقشه شیطان ارتباط با آن زن در ذهنش خطور می‌کند. و بعد از آن تصمیم به اجرای آن فکر می‌گیرد.

به تدریج زمینه این رابطه وگناه درکسانی که مجرد و جوان هستندو غریزه جنسی به آنان فشار می‌آورد و یا از نظر اقتصادی ضعیف اند، شدت پیدا می‌کند. وقتی چنین افرادی می‌بینند زن جوانی مقدار قابل توجهی طلا همراه دارد، شیطان باوسوسه مرد را وادار میکندکه دست به سرقت بزند تا از نظر مالی مشکل خود را حل کند، دریک لحظه است که تصمیم می‌گیرد و به زن مورد نظر حمله می‌کند و هر چه دارد به غارت می‌برد و اگر موقعیت را مناسب بداند، او را مورد تعرض جنسی نیز قرار می‌دهد. و در آن لحظه به خاطر ضعف ایمان چنان شهوت مال و غریزه جنسی قوی است که دیگر به فکر عاقبت کارش از نظر دنیا و آخرت نیست وگاهی اگر با مقاومت زن رو به رو شود او را از بین می‌برد و ننگ ابدی برای هر دو باقی خواهد ماند. اسلام عزیز به خاطر ایمان ضعیف بسیاری از مردم و برای جلوگیری از این حوادث دستور اکید داده که جز در موارد ضروری، زن با مرد نامحرم مراوده و هم سخن نشود، و اجازه نداده زن به ویژه زن جوان به تنهایی مسافرت کند.

س- آیا دولت اسلامی وظیفه ندارد امنیت را در جامعه برقرارکند تا زنان به راحتی رفت و آمدکنند؟

ج- دولت این وظیفه را بعهده دارد، اما باید به جای مبارزه با معلول با علت مبارزه کرد. زمینه گناه را در جامعه به وسیله کارهای فرهنگی و آگاهی دادن به زنان، و برخورد با کسانی که می‌خواهند فضای جامعه را می‌خواهند آلوده سازند، از بین برد. و الا اگر دولت صدها مأمور بگذارد اما زنان با عشوه گری بیرون بیایند، باز هم چشم‌ها را به طرف خودشان جلب می‌کنند. و مأموران نیز جلوی چشمان مردم را نمی‌توانند بگیرند. اکنون به چند حادثه جهت عبرت گرفتن از آنها توجه نمایید:

- حاد ثه‌ای هولناک

رأی دادگاه درباره شش عضو باند آدم ربایی، زورگیری و تجاوز به عنف در خرم آَباد صادر شد.

اعضای این باند که به باند "صفر گدا" معروف بود، با سوءاستفاده از بی نظمی شبکه حمل و نقل و فعالیت تحت پوشش سواری حمل مسافر در سطح شهر خرم آباد، زنان و دختران مسافر را سوار می‌کردند و به حربه‌های مختلف و اجبار آنان را می‌ربودند و به خارج از شهر می‌بردند و با همکاری برخی نگهبانان واحدهای تولیدی اطراف، مرکز فساد راه اندازی می‌کردند.

حدود دوهزار نفر از مردم خرم آباد با اجتماع در مقابل دادگستری خرم آباد خواستار محاکمه و اعدام سریع اعضای این باند شدند. براساس رأی صادره توسط رئیس شعبه هشتم دادگاه عمومی خرم آباد، سه تن از اعضای باند به اعدام محکوم شدند و ۵ ۶ سال زندان برای اعضای این باند صادر شد.

اعضای باند در جلسه‌های متعددکه با حضور وکیل مدافع آنان برگزار شد در حضور قاضی به ارتکاب جرائم مکررآدم ربایی، زنا، تجاوز به عنف و زورگیری اقرارکردند.

برپایه این گزارش سه متهم ردیف اول باند مذکور به جرم آدم ربایی هر یک به ۵ا سال حبس تعزیری و در خصوص ارتکاب فساد، زنای به عنف نسبت به فرد شاکی هر یک از متهمان به اعدام در محله‌های میدان امام حسین(ع) حدفاصل میدان شهدا و مطهری و محله بازار محکوم شدند. قاضی در مورد متهم ردیف چهارم به جرم تهیه کردن مکان برای اعضای فاسد باند به ۱۰ سال حبس تعزیری و ۹۹ ضربه شلاق رأی داد. متهم ردیف پنجم به جرم ارتکاب زنا به ۱۰۰ ضربه شلاق در ملاء عام و در خصوص برپایی مرکز فساد و فحشاء، به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد.

قاضی، متهم ردیف ششم را نیز به جرم ارتکاب زنا به ۱۰۰ ضربه شلاق محکوم کرد. [۱۵]

- ماجرای دیگر

دو جوان آدم ربا که پس از ربودن دختران جوان آنها را مورد تعرض قرار می‌دادند، با فرار یک دخترو تماس تلفنی وی با مرکز فوریت‌های پلیس دستگیر شدند.

صاحب یک مغازه خواربار فروشی در یک لحظه مشاهده کرد، دختر جوانی با بازکردن در یک خودرو، در حالی که به شدت مضطرب و نگران به نظر می‌رسید وارد مغازه وی شد و از او درخواست تلفن کرد. در این هنگام دو سرنشین خودرو به سرعت از محل متواری شدند.

با تماس دختر جوان با مرکز فوریت‌های پلیسی مبنی بر اینکه وی را ربوده و مورد تعرض قرار داده‌اند، بلافاصله مأموران با نشانی‌هایی که دریافت کرده بودند، هر دو سرنشین خودرو را در بلوار آیت الله کاشانی دستگیر و با تشکیل پرونده هر دو متهم را تحویل شعبه ۱۶۰۷ جنایی کرد ند.

این دو متهم وقتی مقابل میز قاضی قرارگرفتند، عنوان کردند از مدتی پیش به بهانه مسافرکشی، دختران جوان را سوار خودروکرده و سپس با عنوان کردن این موضوع که مسیر مورد نظر دختران جوان در این ساعت با ترافیک سنگین رو به روست، آنان را به نقطه خلوت انتقال داده و سپس با تهدید چاقو آنها را مورد تعرض قرار می‌دهند.

در پی این اعترافات قاضی جنایی تهران هر دو متهم را با صدور قرار بازداشت موقت تحویل آگاهی داد تا در این خصوص تحقیقات لازم صورت پذیر د.

قاضی جنایی تهران درباره این دو متهم گفت: عملکرد مجرمانه این دو متهم شبیه به جرم باندکرکس‌های سیاه است و لذا با مشخص شدن پرونده، حکم لازم در مورد آنها صادر خواهد شد.

قاضی در ادامه گفت: دختران جوان باید هوشیار باشند و از سوار شدن به خودروهای شخصی خودداری کنند تا فرصت از مجرمان سلب شود .[۱۶]

- ماجرای سوم

عامل حمله به دختران جوان که در پوشش مسافرکش آنها را به خیابان‌های خلوت می‌کشاند و با تهدید چاقو زیورآلاتشان را سرقت

می‌کرد، در شرق تهران دستگیر شد.

به گزارش خبرنگار ما، دختر جوانی که آَثار ضرب و جرح در صورت او مشاهده می‌شد، با مراجعه به مأموران انتظامی عنوان کرد، ساعتی پیش وقتی سوار یک دستگاه خودروی پیکان مسافرکش شده است، راننده به بهانه شلوغی خیابان او را به خیابان فرعی در شرق تهران کشانده، پس از تهدید با چاقو، زیورآلات او را با قیچی از دستش بیرون آورده است.

در پی این شکایت، پرونده‌ای تشکیل و موضوع به دستور بازپرس دادسرای جنایی تهران برای پیگیری به اداره اول پلیس آگاهی تهران ارجاع شد.

با بررسی و تحقیق در این باره و افزایش شکایت‌ها، مأموران در مرحله بعدی باکمین در محل‌هایی که بیشترین سرقت‌ها در آن صورت گرفته بود و با توجه به مشخصات ارائه شده از سوی شاکیان پرونده که عمدتاً دختران جوان بودند، این متهم راکه قصد سوارکردن یک دختر مسافر در خیابان پیروزی را داشت، شناسایی کردند و به صورت غیرمحسوس او را تحت کنترل خود قرار دادند. دقایقی پس از این ماجرا هنگامی که راننده خودرو با متوقف کردن خودرو در یکی از خیابان‌های فرعی به دختر مسافر حمله کرد، از سوی مأموران دستگیر شد.

با انتقال متهم به پلیس اگاهی و مشخص شدن هویت وی به نام مهدی (معروف به سیاه) مشخص شد وی یک متهم سابقه دار است که پیش از این نیز به اتهام شرارت و اخاذی از مردم دستگیر شده و مدتی را در زندان تحمل کیفرکرده است.

با اعتراف متهم به چندین فقره سرقت از زنان و دختران مسافر، تحقیقات همچنان ادامه دارد. [۱۷]

(تحصیل در خارج)

اشاره

رسول خدا ص فرمود:

"لا تَحِلُ لِاِمْرَاَة تُوْمِنُ بِاللهِ وَالْیَومِ الْاخِرِ آن تُسافِرَ مَسیرَة یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ لَیْسَ مَعَها حُرْمَة".

برای زنی که ایمان به خدای بزرگ و روز آخرت دارد روا نیست روز یا شب مسافرت نماید در حالی که مرد مَحْرم همراه او نباشد. [۱۸]

در اسلام روی تحصیل علم اعم از دختر و پسر تاکید فراوان شده است، حتی روی یادگیری علوم، فنون مختلف از بیگانه سفارش نموده تا جایی که:

۱- رسول خدا(ص) فرمود:

"اُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصینِ "

دنبال علم بروید اگر چه درکشور چین باشد. [۱۹](با توجه به وسایل رفت و آمد آن زمان چین بسیار دور بود و رفتن به آنجا برای تحصیل علم بسیار مشکل بوده است).

۲- رسول گرا می اسلامی (ص)فرمود:

"طَلَبُ العِلْمِ فَریضَة عَلی کًلِّ مُسْلِمٍ وَمُسْلِمَة"

فراگیری علم بر هر مرد و زن مسلمان لازم است. [۲۰]

۳- حضرت علی ع فرمود:

"اَلْحِکْمَةُ ضالَّةُ کُلِّ مُؤْمِنٍ فَخُذوُ هُ وَ لَوْ مِنْ اَفْوأهِ الْمُنافِقینَ "

حکمت، گمشده هر مومنی است، پس حکمت را بگیرید اگر چه از دهان‌های منافقین باشد. [۲۱]

۴- همچنین آن حضرت ع فرمود:

"خُذُوا مِنْ کُلِّ عِلْمٍ اَحْسَنَهُ... "

از هر علمی، بهترین آن را از دیگران بگیرید.[۲۲]

۵- امام صادق ع فرمود:

"اُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بَخْوضِ اللُجَجِ وَ شقّ الْمهَجِ "

دنبال تحصیل علم (و فنون مختلف آن) بروید، اگر چه لازم باشد برای به دست آوردن آن به عمق دریاها سفرکنید و در این راه خون دل بخورید (و سختی‌های فراوانی را متحمل شوید)0 [۲۳]

بنابراین سفر به کشورهای بیگانه و غربی جهت تحصیل علم مانعی ندارد به شرط آنکه اولاً: از بیگانگان علم بیاموزد چنانکه از اسم دانشجو پیدا است یعنی کسی که جویا و طالب دانش می‌باشد، نه اینکه در هنگام تحصیل تحت تأثیر فرهنگ بیگانه قرارگیردکه در این صورت فرهنگ جو و فرهنگ پذیر است.

رهبر فرزانه انقلاب در این مورد فرمود:

"این منطق بسیار اشتباهی است که برخی گمان می‌کنند چون غربی‌ها از لحاظ علمی جلوتر از ما هستند باید در مسائل فرهنگی، آداب و معاشرت، روابط اجتماعی و سیاسی از آنها تقلیدکنیم... ما، ملت ما ایران به زبان و فرهنگ ومیهن و تاریخ خود افتخار می‌کنیم، و هیچ دلیلی برای تقلید فرهنگی از بیگانگان نمی‌یابیم، چرا که تقلید فرهنگی خطر بسیار بزرگی برای هویت و شخصیت ایران و ایرانی است. "[۲۴]

معظم له درباره مدگرایی می‌فرماید:

مدگرایی افراطی پذیرفتنی نیست، برای ایجاد تنوع در لباس نباید از مدل‌های غربی تقلیدکرد بلکه می‌توان با ارائه الگوهای بومی و ایرانی و طراحی لباس ملی ایرانیان این نیاز را تأمین کرد. " [۲۵]

و ثانیاً: محیط و رفاه نسبی در زندگی بیگانه و غربی‌ها باعث نشود از بازگشت به وطن منصرف و خدمت به بیگانگان را بر خدمت به وطن و مردم جامعه خودش ترجیج دهد. زیرا هیچ وطن دوست وکسی که غیرت ملی و جوانمردی دارد این کار را نمی‌پسندد. بر همین اساس

حضرت علی ع فرمود:

"مِنْ کَرَمِ الْمَرْءِ بُکاؤًهُ عَلی ما مَضی مِنْ زَمانِهِ، وَ حَنینًهُ اِلی اَوْطانِهِ، حِفْظُهُ قدیمِ اِخْوانِهِ "

نشانه‌های جوانمردی: ۱- بر آنچه از عمرش که بدون نتیجه گذشته، گریه کند. ۲- دلش برای وطنش تنگ گردد. ۳- دوستان قدیمیش را حفظ نماید. [۲۶]

ثالثاً: قبل از فرستادن فرزندانمان به خارج آنان را از جهات مختلف اگاه سازیم تا آنان به جای تحصیل دنبال کارهای دیگر نروند. زیرا جوانی که چند سالی از سن بلوغش بیشتر نمی‌گذرد، با محیط‌های آلوده و فرهنگ آنجا آشنا نیست و از باندهای فساد، انسان‌های شیاد و شیطان صفت آَگاهی ندارد. عقل سلیم در چنین مواقع حکم میکندکه با دست خودمان نور چشممان را به باتلاق متعفن بیگانه نیندازبم.

- راه درمان

و اگرکسی بخواهد فرزند دلبندش در برابر فرهنگ بیگانه بیمه شود، و جو و فضای آن محیط او را نگیرد، و زرق و برق کاذب و جذاب غرب چشم او را خیره و بهت زده نسازد، و بعد از اتمام تحصیلات برای خدمت به مسلمین به آَغوش خانواده برگردد، باید او را به سلاح معنویت مجهز سازد، تا شیاطین نتوانند او را به دام بیندازند.

لذا کسانی که از ته دل با هویت اسلامی و ایرانی انس گرفته‌اند و شیرینی استقلال فرهنگی و خدمت به کشور را چشیده‌اند، حاضر نمی‌شوند با چند سال فراگیری علم هویت و اصالت مذهبی و فرهنگی خود را از دست بدهند، و حاصل سال‌ها مخارج دولت و کشور و تحصیلشان را به راحتی در اختیار بیگانگان قرار دهند.

وکسانی که دم از فرار مغزها می‌زنند و به ظاهر دلشان می‌سوزد، بیایند کار را اساسی و بنیادی حل کنند، و حل آن تقویت معنویت و ایجاد تعهد نسبت به اسلام وکشور و مردم می‌باشد و اگر فردی عمیقاً متعهد بود حاضر نمی‌شود خدمت به بیگانه را بر خدمت به خودی و مردمش ترجیح دهد.

همانطوری که شهید والامقام، دکتر مصطفی چمران با اینکه در سال ۱۳۳۷ با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریکا اعزام شد و پس از تحقیقات علمی در جمع معروف‌ترین دانشمندان جهان درکالیفرنیا معتبرترین دانشگاه آمریکا با ممتازترین درجه علمی موفق به اخذ دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما گردید. و با اینکه از ایشان دعوت کردند که بماندو تمام امکانات مادی و علمی را در اختیارش قرار می‌دادند، اما وقتی احساس کرد اسلام به وجودش در لبنان نیاز دارد، به آنجا رفت، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران آمد و برای خدمت به کشورش و مسلمانان یک لحظه آرامش نداشت تا آنکه در این راه به دیدار یگانه معشوق و معبودش شتافت.

اینک به ماجرای فردی که برای تحصیل به خارج رفته بود، جهت پندو عبرت گرفتن توجه نمایید:

- سرگذشت دختری دانشجو در خارج

پزشکی قانونی پس از ۲ سال راز مرگ مشکوک دختر ایرانی را در ترکیه فاش کرد. تحقیقات برای روشن شدن ابهامات مرگ سولماز، پس از انتقال جسد او به ایران و با اعلام شکایت خانواده اش از مدتی پیش آغاز شد.

سولماز (۲۰ ساله) سال ۸۵ به سودای تحصیل در یکی از دانشگاه‌های آمریکا عزم خود را جزم کرد و در همان زمان به ترکیه سفرکرد و در یکی از آپارتمان‌های شهر استانبول ساکن شد. سولماز همراه صاحبخانه ترک خود چند ماهی را در آن خانه ساکن بود. خیال سفر به آمریکا و تحصیل در یکی از دانشگاه‌های معتبر آن دیار و آینده‌های طلایی که برایش رقم می‌خورد، باعث شد تلاش‌های سولماز هر روز بیشتر از دیروز شود. سولماز در هر تماس تلفنی به خانواده اش امید می دادکه خیلی زود به آمریکا سفرکرده، تحصیلش را آغاز می‌کند. اما رؤیاهای طلایی اش آنقدر طولانی نبود.

صبح یکی از روزهای زمستانی اواخر سال ۸۱ همان روزی که او باید برای تکمیل مدارک مراجعه می‌کرد، زن صاحبخانه چند باری سولماز را صدا زد اما او همچنان خواب بود. زن صاحبخانه به خیال آنکه سولماز آنقدر خسته است که صدایش را نمی‌شنود، چند بار در اتاقش راکوبید اما باز هم بی فایده بود. زن در اتاق را بازکرد و با جسد دختر روبه رو شد. چند روز بعد جنازه سولماز بی آنکه به شهر آرزوهایش سفرکند داخل تابوتی به تهران انتقال یافت و در میان ناباوری پدر و مادرش به خاک سپرده شد.

مدتی بعد، پدر سولمازکه نسبت به مرگ مشکوک او ظنین شده بود،

به پلیس مراجعه کرد و از آنها خواست برای رو شن شدن نقاط ابهام مرگ دخترش تحقیق کنند.

در اولین مرحله، پرونده بالینی سولماز به پزشکی قانونی سپرده شد که کارشناسان پس از معاینه و بررسی پرونده اعلام کردند علت مرگ دختر۲۰ ساله تزریق مواد مخدر بوده است.[۲۷]

(سفر به خارج (دامی برای زنان))

اشاره

قرآن کریم در مورد نظارت بر خانواده می‌فرماید:

"یا اَیهَا الِّذینَ امَنُوا قُوا أنفُسَکُمْ وَاَهْلیکُمْ ناراً وَقودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لایَعْصُونَ اللهَ ما اَمَرَهًمْ وَیَفْعَلونَ ما تؤْمَرُون " [۲۸]

ای کسانی که به خدا و رسولش ایمان او ردید، خود و خانواده تان را از آتش دو زخی که خود مردم و سنگها، هیزم و آتش آن است حفظ کنیدکه مأموران آتش، فرشتگانی بسیار خشن و سختگیر می‌باشند که هرگز نافرمانی خدا نمی‌کنند وآنچه به آنها امر شود فوراًا نجام می‌دهند.

رسول گرامی اسلام (ص) درباره مراقبت از خانواده فرمود:

"مَنْ أَطاعَ اِمْرَأَتَهُ اَکَبَّهُ اللهُ عَلی وَجْهِهِ فِی النَارِ قیلَ: وَما تِلْکَ الطّاعَة؟ قالَ: تَطْلُبُ اِلَیْهِ الذِّهابَ إِلَی الْحَمَّامَاتِ والْعُرُساتِ وَالْعِیداتِ والنّایحاتِ والثِّیَابَ ا لرِّ قَاق " [۲۹]

کسی که از زنش اطاعت نماید خداوند او را به صورت در آتش می‌اندازد. پرسیده شد: آن اطاعت چیست؟ فرمود: اینکه زن در خواست رفتن به حمامها و عروسیها و مراسم عید و جشنها و نوحه سراییها یا پوشیدن لباسهای نازک و بدن نما را داشته باشد و شوهرش از او اطاعت بکند.

نظر مراجح عالیقدر در مورد وظیفه زن د ر وقت خرید از نامحرم

س- برخی از زنان در وقت خرید روزانه و یا غیر آن مانند خرید پوشاک و طلا با مغازه دار در حالی که مرد نامحرم است با چهره متبسم و خندان سلام و علیک و برخورد دارند آیا این گونه رفتارها جایز است یا نه؟

ج- صحبت کردن و خندیدن با نامحرم اگر موجب مفسده باشد جایز نیست. مقام معظم رهبری زن عفیف این کار را نمی‌کند بلکه اگر معرض تهییج شهوت برای یکی از طرفین باشد حرام است. حضرت آیت اللة العظمی تبریری اگر شهوت انگیز و یا مفسد ه ا نگیز باشد جایز نیست.

حضرت آیة اللهْ العظمی مظاهری

مخالف نصّ قرآن است: "فَلاتَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ " [۳۰]

حضرت آیة اللهْ العظمی صافی گلپایگانی

هرکاری که معرضیّت ریبه و یا فتنه در آن است جایز نیست.

حضرت آیة الله العظمی بهجت

بطورکلی دختران و زنان باید در مقابل مردان نامحرم بنحوی لباس بپوشند و راه بروند و صحبت کنندکه موجب توجه و نگاه سوء و تهییج مردان نشوند و اگر کردند گناه بزرگ است. حضرت آیة اللة العظمی فاضل لنکرانی (۱) از آیه مبارکه و حدیث شریف و فتاوای مراجع معظم استفاده می‌شود که یک مرد عاقل، باغیرت و مسلمان، کسی که درباره خانواده و ناموسش احساس مسئولیت دارد، و به سعادت و آبروی خویش می‌اندیشد و دوست دارد اعضای خانواده اش از آسیب اشخاص فاسد و فریبکار و باندهای فساد در امان بمانند، باید نسبت به رفت و آمدشان با دوستان اعم از مدرسه، دانشگاه، کارخانه، همسایه و مغازه‌ها و فروشگاه‌ها و محل کار و آرایشگاه‌های زنانه و بوستان‌ها و پارک‌ها مراقبت لازم و معقولانه را داشته باشد. و این وظیفه را اسلام به عهده مرد نهاده است، زیرا او انسان‌ها را بهتر می‌شناسد و افراد صالح و غیر صالح را از هم تشخیص می‌دهد و همین باعث می‌گردد، کمتر فریب بخورد و به دام نیفتد. زیرا با روحیه خوش باوری که در بسیاری از زنان هست در هرکدام از این مکان‌ها با شگردهای خاصی می‌توان برخی از آنها را به راحتی فریب داد. حوادثی که هر روز در روزنامه و مجلات نوشته می‌شود به خاطر همین عدم مراقبت و مواظبت مردان از زن و فرزندانش می‌باشد. لذا به جز در مواقع اضطراری اسلام اجازه نداده زن هرکجا برود و با هر کسی هم سخن شود. و اگر هر چند وقت یکبار در جراید می‌خوانیم فلان دختر و یا زن ربوده شد و یا زنی با همکاری مردی، شوهرش را به قتل رساند، و فلان دختر فراری بعد از چند ماه رابطه با باند فساد دستگیر شد و یا باند قاچاق دختران به خارج، به دام افتاد، یکی از علل وقوع این حوادث عمل نکردن مردان به وظایف اسلامی شان و دوری فرهنگ عمومی مردم از مسائل اخلاقی است.

اکنون توجه شما را به فروپاشی یک باند فساد و اغفال برخی زنان ودختران جهت درس عبرت جلب می‌نماییم:

- سفربه جهنم

دوبی چند سال است که سرزمین آرزو‌های زنان و دختران اغفال شده‌ای است که به امید رسیدن به زندگی پرزرق و برق و ثروت انبوه راهی این کشور می‌شوند غافل از اینکه در آنجا جز نکبت و تحقیر هیچ چیز در انتظار آنها نیست و تنها این قاچاقچیان وگردانندگان مراکز فساد ایرانی و عرب آن سوی آب هستندکه سود این تجارت کثیف پرسود را به جیب می‌زنند و آنها سرانجام روزی مجبور می‌شوند با روح و روانی خسته به سرجای اولشان برگردند، بدون آنکه پولی اندوخته باشند.

تا پایان این هفته پرونده یکی از باندهای بزرگ قاچاق زنان و دختران ایرانی به دوبی در شعبه ۱۱۵۸ دادسرای فرودگاه تهران به ریاست قاضی برقعی با صدور حکم برای عاملان اصلی آن بسته خواهد شد. در این پرونده تعداد زیادی زن و مرد ایرانی که درکار قاچاق زنان و دختران جوان ایرانی به دوبی متهم بودند مورد محاکمه قرارگرفتند.

- کشف نخستین مهره

ماجرای کشف باند بزرگ قاچاق زنان و دختران ایرانی به دوبی با دستگیری زنی به نام لیدا آغاز شد. مأموران انتظامی فرودگاه با ظنین شدن به این زن زمانی که او قصد داشت تا برای ارتباط باندهای ایرانی فحشا در دوبی به این کشور سفرکند او را دستگیر نمودند.

در بررسی شواهدی که از وی به دست آوردند دریافتند که این زن نام اصلی اش لیدا است و در داخل کشور با نام شهناز و در دوبی با نام نیلوفر شناخته می‌شود و سرپرستی یک باند بزرگ قاچاق زنان و دختران ایرانی را بر عهده داردکه پس از اغفال زنان و دختران آنها را برای کار در مراکز فساد، دیسکوها و شرکت در جشن‌های مختلف به شیخ نشین دوبی می‌فرستد و علاوه بر این با باندهای فساد درکشورهای قطر، ترکیه و عربستان نیز همکاری نزدیکی دارد.

در بررسی‌های بیشتر از این زن مشخص شدکه لیدا پس از آنکه همسرش به بهانه گرفتن اقامت انگلستان او را ترک کرده است به تنهایی در خانه عمه خود زندگی می‌کرده و باند را در داخل کشور سرپرستی می‌کرده است.

علاوه بر این مشخص شدکه این زن جوان شبکه گسترده‌ای از زنان و دختران جوان را در تهران سازماندهی کرده و پس از ارتباط با مردان ثروتمند آنها را برای مدتی در اختیار این مردان قرار می‌داده و پول زیادی بابت این کار می‌گرفته خود او نیز پس از آنکه با بازاریان و مردان ثروتمند ایرانی رابظه دوستی برقرار می‌کرده با حیله و نیرنگ از آنها مبالغ هنگفتی به بهانه هدیه اخاذی می‌کرده است.

تنها در یک مورد این زن پس از برقراری ارتباط با یک بازاری ثروتمند ایرانی با فریب او چندین خودرو مدل بالا از او هدیه گرفته. این مرد برای آنکه او را در اختیار داشته باشد خانه‌ای گرانقیمت در بالای شهر برای او اجاره نموده بود و با یکدیگر به مسافرت‌های خارجی از جمله به دوبی رفته ا ند.

این زن علاوه بر ارتباط مداوم با این تاجر ایرانی با یک مرد ایرانی که درگرداندن کار یک مرکز فساد در دبی فعال است به نام محمود- ب نیز رابطه داشته و حتی قول ازدواج نیز به یکدیگر داده‌اند و زمانی که به دوبی می‌رفته در خانه او ساکن می‌شده است.

- چطور اغفال می‌شدند؟

در بررسی‌های صورت گرفته توسط مأموران مشخص شد که لیدا گرداننده این باند فساد بین المللی با شیوه‌های گوناگون اقدام به جذب دختران جوان در باند خود نموده و از آنها سوءاستفاده می‌کند.

از مهم‌ترین مکان‌هایی که این زن برای جذب دختران از آن استفاده می‌کرد منزل زنی فالگیر به نام شری و یک آرایشگاه زنانه بودکه در آنجا با زنان و دخترانی که انتخاب می‌شدند رابطه بسیار صمیمی و عاطفی برقرار نموده و قرار ملاقات‌های بعدی را با آنها می‌گذاشت و در این ملاقات‌ها آنها را به فعالیت در باند فساد دعوت می‌کرد.

آتوسا نام مستعاریکی از دخترانی است که در این باند فعالیت می‌کرده است. او در مورد شیوه آشنایی اش با باند می‌گوید: روزی به خانه دوستم عسل رفته بودکه یک زن شوهردار است در آنجا بودکه برای اولین بار لیدا را دیدم. او رابطه گرم و صمیمی ای با من برقرار نمود. آنها از من پرسیدند که آیا در زندگیت کسی را دوست داشته‌ای و من گفتم که پسری را دوست دارم اما او تا کنون پا پیش نگذاشته است و من حالا نمی‌دانم چکار باید بکنم. آنها سوالات دیگری هم در مورد زندگی و خانواده‌ام از من پرسیدند و بعد لیدا به من گفت: ول کن این پسره را، تاکی می خوای به پای او بمانی و بدبختی بکشی و آن وقت در حالی که می خندیدندگفتند: اگر حاضر باشی با ما همکاری کنی ظرف مدت کوتاهی خودت آنقدر پولدار می‌شوی که دیگر لازم نیست شوهرکنی.

آن روز اگر چه این حرفها برای من که یک دختر بودم خیلی سخت و سنگین آمد اما آنها آنقدر درگوش من خواندند که فکرکردم که واقعاً صلاح من را می‌خواهند وکم کم با مشتریانی که آنها معرفی می‌کردند شروع به کار نمودم و ظرف مدت چند ماه دیگرکاملاً مطیع و آلوده شده بودم.

یکی دیگر از اعضای باند زنی به نام عسل است که همسرش معتاد است. او در مورد شیوه آشنایی خود با اعضای باند می‌گوید: همسرم یک بنگاه اتومبیل داشت و با شوهر یکی از اعضای باندکه او هم بنگاهدار بود در جریان معاملات اتومبیل رفیق شده بود و از آنجا رفت و آمد ما با این زن و همسرش شروع شد. در همان ابتدای آشنایی فهمیدم که این زن به شوهرش خیانت می‌کند و با چند مرد جوان دیگر دوست است، اما چون آشنایی ماکم بود نمی‌توانستم به او چیزی بگویم.

بعد از مدتی این زن از همسرش جدا شد و من نیز به خاطر اعتیاد همسرم دیگر نمی‌توانستم او را تحمل کنم و بنابراین بعد از آنکه دوباره این زن را دیدم به پیشنهاد او به عضویت باند درآمدم و به عنوان یک عضو باندکار می‌کردم تا آنکه کم کم خودم هم به جذب دختران پرداختم و چند نفر از آنها را در قبال گرفتن پول به دوبی فرستادم که یکی از آنها به علت آنکه زشت بود بعد از مدتی به ایران برگردانده شد.

- سفر به سرزمین شادی پینوکیو

آتوسا یکی از دختران اغفال شده که چندین بار به دوبی فرستاده شده می‌گوید: من شاهد بودم که دریک شب سه دختر ایرانی که من هم یکی از آنها بودم به مجلس شخصی به نام شیخ محمد فرستاده شده بودند. مادر یکی از این دختران هم همراه او آمده بود و در بیرون از مجلس نشستته بود و گریه می‌کرد. این زن و دخترش توافق کرده بودندکه در قبال دریافت پول این دختر در اختیار مشتریان شیخ محمد قرارگیرد.

من که به آرزوی گرفتن پول زیاد اغفال شده و به اینجا آورده شده بودم با دیدن این صحنه‌ها از ترس نزدیک بودکه بمیرم و بنابراین شروع کردم به گریه کردن. یک ایرانی که خودش هم ازگردانندگان مجلس بود وقتی که گریه مرا دیدگفت: دختر توکه اینطور هستی چرا به اینجا آمده‌ای؟ گفتم: که در ایران فریب خوردم و مرا پیش آرام و سیما فرستادند و آنها هم مرا به اینجا آوردند. او دلش به حالم سوخت و مرا به خانه خودش برد و برایم بلیت گرفت وگفت به ایران برگرد و برو دنبال زندگیت، دیگر هم اگر آنها را در خیابان دیدی به آنها اعتنایی نکن. هر وقت هم که پول خواستی حاضرم در اختیارت بگذارم، تو اینکاره نیستی.

من هم از آنجا با لیدا تماس گرفتم و موضوع راگفتم و همچنین به او گفتم که آَرام و سیما با من چکارکرده‌اند. او فقط پشت سر هم می‌گفت آنجا بمان تاکارها را درست کنم، ولی من به ایران برگشتم. او می‌گوید: در همان روز اول آرام و سیما ویزای مراگرفتند و من به سختی توانستم آن را پس بگیرم.

دختر فریب خورده دیگری نیز می‌گوید: آنها۱۰۰۰ درهم برای هر بار کرایه دادن ما پول می‌گرفتند اما تنها ۳۰۰ درهم آنرا به ما می‌دادند و بقیه اش را خودشان برمی داشتند. او در مورد آرام و سیما می‌گوید: آنها کثیف‌ترین آدم‌هایی هستندکه دیده‌ام. شگردکار آنها این است که در یکی از بارهای مهم دبی می‌نشینند و درکنار آنها هم معمولاً۱۵ -۱۴ زن و دختر جوان نشسته‌اند. یکبارکه به پیش او رفته بودم می‌دیدم که مدام با تلفن همراهی که دارد در حال راه رفتن صحبت می‌کند و تند تندکاغذی را یادداشت می‌کند و به دخترها می‌دهد و در عرض یکی دو ساعت دیگر هیچکدام از دخترها در بار نماندند. وقتی که من با معرفی باند به پیش او فرستاده شدم آنها روزهای اول خیلی با من خوشرفتاری و مهربانی کردند و مرا برای گردش می‌بردند، اما بعد از یکی دو روز من فهمیدم که همه اینهاکلک و حقه بوده است. آنها می‌خواستند با این کارهایشان من را پایند کنند تا درپیش آنها بمانم.

دختران اغفال شده می‌گویند: علاوه بر این، آرام و سیما چند مرد ایرانی به نامهای محمود- ب، کیوان و سعید هم از ایرانیانی هستندکه در آن طرف مرز دختران و زنان ایرانی را پس از اغفال نمودن در اختیار دیگران قرار می‌دادند. آنها می‌گویند این چند جوان علاوه بر ارتباط با این باند، خودشان هم درکافه‌ها پرسه می‌زدند و سر صحبت را با زنان و دختران جوان باز می‌کردند و سپس به آنها پیشنهاد می‌کردند تا در ازای دربافت پول هنگفت با آنها همکاری کنند.

اما تلخ‌ترین قسمت این موضوع زمانی است که آنها بر اثر سوءاستفاده مفرط و اعتیاز خیلی زود به انواع بیماری‌ها دچار می‌شوند و بنابراین دیگر نمی‌توانند به کار در هتل‌ها و دیسکوها بپردازند و اخراج می‌شوند. "مگر چند سال می‌شود دوام آورد. ما اینجا سرگردان، بی پناه و آواره‌ایم. این کار هر روز و هر شب ماست. همیشه فکرهای ناراحت کننده به سراغم می‌آیند. فکر اخراج از اینجا، ترس از بیماری و یا قتل به وسیله یک بیمار جنسی. ترس از دیدن یک آشنا و فامیل همه و همه آدم را خیلی زود به آخر می‌رساند. "

این جملات را به راحتی می‌توان از زبان این مسافران شنید. اینها را یک زن ایرانی به خبرنگار مجله‌ای عربی که در دوبی توزیع می‌شود میگوید. زنی که با رویای پول و ثروت به آن سوی آبها سفرکرده است. زنی که صدایش را می‌توان از اعماق جهنم شنید.[۳۱]

فقر فرهنگی و مالی

- معنای لغوی فقر

فَقْر مَصْدَرِ فَقَرَ، یَفْقِرُ می‌باشد به معنای شکستن استخوان پشت، سوراخ نمودن و حفرکردن می‌باشد. و استخوان پشت را اگر فقرات گویند برای آن است که این استخوانها مانند استخوان ساق پا و مچ تا آرنج یکسره نمی‌باشند بلکه آنها شکسته و به هم متصل اند و وسط آنها سوراخ می‌باشد. بنابراین فقر در لغت به معنای شکستن استخوان پشت می‌باشد.

- فقر از نظر اصطلاح

فقر و فقیر در اصطلاح به کسی گویندکه مشکلات مالی چنان به او فشار آورده که نمی‌تواندکمرش را راست نماید. و دیگران باید دست او را بگیرند وکمکش کنند. اگر جامعه‌ای فقیر شد آن جامعه و مردم مانند یک انسانی است که کمرش شکسته و نمی‌تواند آن را راست نماید. چنین جامعه‌ای نمی‌تواند بالندگی و رشد در جهات فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و اجتماعی داشته باشد، چنین ملّتی دیگر نمی‌تواند در جهان با سرفرازی زندگی کند. و همین فقرشان زمینه ذلت و خواری و تسلط دشمنان را فراهم می‌نماید.

لذا اسلام عزیز روی از بین بردن فقر در جامعه تأکید فراوان نموده است و از آن طرف مردم را از تشریفات و تجملات هم برحذر داشته است.

اقسام فقر

فقر اقتصادی و مالی

رسول خدا(ص) فرمودند:

"کادَ الْفَقْرُ أَن یَکُونَ کُفْراً"

فقر و تنگدستی در بسیاری از افراد باعث کفر و بی ایمانی می‌گردد.[۳۲]حضرت علی (ع) فرمود:

"أَلْقَبْرُ خَیْرٌ مِنَ الْفَقْرِ"

قبر و مردن بهتر از فقر می‌باشد. [۳۳]

امام صادق (ع)مِ فرمود:

"... وَالْفَقْرُ هوَ الْمَوْتُ الْاَکْبَرُ.. "

فقر مرگ بزرگ و سختی است. [۳۴]

حضرت امیرالمومنین (ع) فرمود:

"مَنْ اَظْهَرَ فَقْرَهُ أذَلَّ قَدْرَهُ. " [۳۵]

کسی که فقر خود را ظاهر سازد، (دستش را پیش دیگران دراز نماید) قدر و منزلت خودش را پایین آورده است.

- فقر فرهنگی

در مورد اینکه فقر فرهنگی از فقر مادی بدتر است، حضرت علی (ع) فرمود:

"لا فَقْرَ کَالْجهْلِ. "

هیج فقری بدتر ازجهل و فقر فرهنگی نیست. [۳۶]

و نیز فرمود:

"أکْبَرُ الْفَقْرِ اَلْحُمْقِ. "

بزرگترین فقر حماقت و بی خردی (و فقر فرهنگی) است. [۳۷]

یکی از علل فریب و شکار جوانان به ویژه برخی دختران فقر مالی و بالاتر از آن فقر فرهنگی است. برای آنکه حوادث تأسف باری در جامعه رخ ندهد مسئولین وظیفه دارند با علت این عوامل مبارزه کنند، و آن، از بین بردن فقر و اقامه قسط و عدالت درکشور است، به گونه‌ای نباشد که یک نفر مانند برخی تجار و پزشکان در ماه ده‌ها میلیون تومان درآمد داشته باشند، اما درکنار آنان افرادی به نان شب محتاج باشند.

به جای مباحث سیاسی بی فایده، و بعضی باند بازی‌هایی که به جای آنکه مردم را به اسلام و قرآن و اهل بیت (ع) و راه شهیدان دعوت کنند، به سوی خود و حزبشان دعوت می‌کنند، باید روی فرهنگ و ارتقاء معنویت به صورت معقول و از بین بردن فقرکارکرد، تا شاهد حوادث تلخ نباشیم. همه مردم هم ایمانشان یکسان نیست تا بتوانند با مشکلات دست وپنجه نرم کنند، بلکه برخی از آنان وقتی دچار بحران‌های اقتصادی، مالی می‌شدند، هر لحظه امکان لغزش پیدا می‌کنند. اینک جهت هوشیاری و گرفتن درس عبرت توجه شما را به چند حادثه جلب می‌نمایم:

- باند افغان

۲۰ تن از اعضای باندهای افغانی که با اغفال و ازدواج با دختران ایرانی آنان را ازکشور خارج می‌کردند و آنها را به باندهای فساد در پاکستان می‌فروختند در مشهد دستگیر شدند.

اعضای این باندها در برخی از شهرها از جمله مشهد با پوشیدن لباس محلی بلوچی به دروغ خود را اهل سیستان و بلوچستان معرفی کرده و به خواستگاری دختران خانواده‌های فقیر و بی بضاعت و معتاد می‌رفتند و دختران این خانواده‌ها را که شدیداً نیازمند پول و در تنگنا بودند به عقد خود درمی آوردند و پس از چند روز جلب اعتماد خانواده‌ها با بهانه‌های مختلف دختران ایرانی را به طور غیرقانونی از مرز خارج می‌کردند.

یک مقام قضایی در این رابطه روزگذشته به خبرنگار ماگفت: اعضای این باندهاکه همگی دارای هویت افغانی هستند پس از انتقال غیرقانونی دختران ایرانی و اغفال آنها، از آنها سوءاستفاده جنسی و به عنوان رقاصه استفاده می‌کردند و یا آنها را به شبکه‌های فساد درکشور پاکستان می فر وختند.

وی افزود: در داخل نیز افرادی به عنوان کار چاق کن، خانواده‌هایی را به این باندها معرفی می‌کردند که عموم این خانواده‌ها فقیر، بی بضاعت، معتاد و یا والدین آنها در زندان هستند، یا به خاطر فقر مالی شدید دختران خود را به عقد افغانی‌ها درمی آَورند.

این مقام قضایی با بیان اینکه مراجعات دختران ربوده شده ایرانی به سفارت ایران درکویته پاکستان و اعلام موضوع باعث تحقیقات گسترده قضایی شده است، افزود: در حال حاضر تعدادی از عوامل این باندها بازداشت شده‌اند. [۳۸]

- باند تهران

با دستگیری یک زن قواد در خیابان گرگان تهران، باند بزرگ فحشاء و تولید و تکثیر فیلم‌های مستهجن ایرانی کشف شد.

به گزارش خبرنگار ما، چندی قبل مأموران مفاسد اجتماعی نیروی انتظامی تهران بزرگ اطلاع یافتندکه یک باند بزرگ فحشاء وتولید وتکثیر فیلم‌های مستهجن ایرانی در حوالی خیابان گرگان فعالیت می‌کند.

در بررسی‌های تخصصی مأموران مشخص شد که این باند از سوی یک زن قواد به نام شمسی- ر اداره می شودکه با همکاری داماد خود علیرضا- ش پس از به دام انداختن زنان و دختران جوان که مشکلات مالی و خانوادگی دارند، از آنها در خانه فساد خود در خیابان گرگان سوء استفاده می‌کنند.

با انجام عملیات مراقبتی مأموران مشخص شدکه این زن قواد علاوه بر راه انداختن خانه فساد از زنان و مردانی که به خانه وی رفت و آمد دارند با استفاده از دوربین‌های پیشرفته فیلم برداری می‌کند. علاوه بر آنکه راه بازگشت را بر زنان جوان می‌بندد، فیلم‌های مستهجن تولید شده را در تیراژ زیاد تکثیرکرده و به فروش می‌رساند.

با کسب این اطلاعات، مأموران انتظامی تهران بزرگ با هماهنگی مراجع قضایی پس از ورود به منزل این زن قواد، وی را به همراه دامادش و ۷ زن و مرد جوان که در خانه بودند دستگیرکردند.

در بازرسی از منزل این زن مأموران توانستند علاوه بر کشف سیستم‌های پیشرفته و جدید فیلم برداری، تعداد ۵ هزارCD مستهجن ایرانی آماده توزیع راکشف و ضبط کنند.

علاوه بر این از این خانه فساد تعداد بسیار زیادی قرص‌های اکستازی و مشروبات الکلی و مواد مخدرکشف شد.

با ارجاع پرونده به بازپرس شعبه دوم دادسرای فرودگاه، تحقیقات در زمینه دستگیری سایر عوامل همچنان ادامه دارد. [۳۹]

(عدم تحقیق قبل از ازدواج)

اشاره

رسول خدا (ص) فرمود:

"اِذأ جاءَکُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلْقَهُ وَ دینَهُ فَزَوِّجُوهُ اِلّا تَفْعَلوهُ تَکُنْ فِتْنَة فِی الاَرْضِ وَ فَسادٌ کَبیرٌ"

هنگامی که کسی به خواستگاری دخترتان آمدکه از اخلاق و دین و ایمانش راضی هستید، دخترتان را به او بدهید. زیرا اگر این کار را نکردید، بلا و فساد بزرگی روی زمین به وجود خواهد آمد. [۴۰]

امام صادق (ع)فرمود:

"اَلْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ اَکْفاءُ بَعْضٍ "

بعضی از انسان‌های مومن همتا و هم شأن یکدیگرند. [۴۱]

رسول گرا می ا سلام (ص) فرمود:

"مَنْ زَوُّجَ کَریمَتَهُ مِنْ فاسِقٍ فَقَدْ قَطَعَ رَحِمَهُ "

کسی که دخترش را به انسان فاسق (کسی که درجامعه علناً گناه می‌کند و پایبند به احکام دین نیست) بدهد در واقع قطع رحم نموده و دخترش را

همچنین آن حضرت (ص) فرمود:

"مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ بَعْدَ ما حَرَّمَها اللهُ فَلَیْسَ بِاَهْلٍ أن یُزَوِّجَ اِذا خَطَبَ "

کسی که شراب می‌خورد بعد از آنکه خداوند آن را حرام گردانیده است، شایستگی، لیاقت ندارد به او دخترتان را بدهید و قتی به خواستگاری آمد.

از روایاتی که ذکر شد معلوم می‌گردد که، اسلام روی هم کفْو بودن دختر و پسر سفارش نموده است. یعنی بین طرفین از نظر ایمان و معنویت، عقلانیت، شکل و قیافه و خانواده تناسبی باشد و به هم بخورند و در شأن یکدیگر باشند. و اگر هر یک از این اصول رعایت نشود، در آینده امکان دارد با مشکلات رو به رو شوند.

به علاوه قبل از ازدواج توسط اشخاص آگاه، زیرک، آشنا به مسائل جامعه و روحیات و خصوصیات اخلاقی دختر و پسر تحقیقات لازم باید صورت بگیرد، و به ظواهر و حرف‌هایی که در ابتدا زده می‌شود با دیده شک و تردید نگاه شود. امکان دارد پسر و دختری در شهر و محل دیگر دارای خلاف و مشکلاتی بوده اندو سپس به شهر دیگری آمده‌اند، اماکاملا رنگ عوض کرده اندکه در تحقیق باید از محل و شهر قبلی نیز بررسی کرد.

در ازدواج در صحبت‌های اولیه هر چه انسان صادق تر باشد و در تحقیق و بررسی دقیق تر، عاقلانه عمل گردد، دوام و استحکام زندگی بیشتر خواهد بود. و اگر در مسئله تحقیق دقت نشود و فقط به حرف و ظواهر و وعده‌های غیرممکن توجه شود، و طرفین حرف‌ها را صریح و آشکار به یکدیگر نگویند این نوع ازدواج از پایه سستی برخوردار خواهد بود. بنابراین ازدواجی که پایه آن روی عقل و تحقیق نباشد، بلکه بر عواطف و احساسات و ظواهر و با دیدن چند دقیقه و یا چند روزه در خیابان پایه گزاری شود، روشن است که دوام نخواهد داشت و چه بسا برای فریب و نیرنگ باشد. اینک به حوادث تلخی که علت آن عدم تحقیق بوده جهت درس عبرت توجه نمایید:

- سرگذشتی عبرت انگیز

زنی جوان با مراجعه به دادگاه خانواده ادعاکرد شوهرش تمام ثروتش را در اروپا از چنگ او درآورده و پس ازگرفتن طلاق نامه جعلی، با زنی اروپایی ازدواج کرده و از اروپا گریخته است.

این زن که چند ماه پیش برای تعقیب شوهر فراری اش از سوئد به ایران آمده است، در برابر قاضی مجتمع قضایی شهید محلاتی ایستاد و وی در شرح ماجرای آشنایی و ازدواجش گفت:

حدود ۱۰ سال پیش، روزی که برای ملاقات پدر بیمارم به یکی از بیمارستان‌های تهران رفته بودم، یکی از پرستاران مرا مناسب ازدواج با

برادرش دانست وگفت: برادرم در سوئد کارمند شرکتی خارجی است و چند روزی برای دیدار خانواده اش به ایران آمده است، اگر مایل باشی به خواستگاری تو بیاییم.

ابتدا نپذیرفتم، ولی این پرستار چند بار مسأله خواستگاری را مطرح کرد و حتی یک روز برادرش را به بیمارستان آَورد تا مرا ببیند. به هر حال مراسم عقد برگزار شد، همسرم به سوئد برگشت و من هم مدتی بعد با گرفتن گذرنامه روادید نزد او رفتم. چند ماهی زندگی آَرامی داشتیم، اما کم کم بداخلاقی‌ها، شب زنده داری‌ها، معاشرت او با دوستان ناباب شروع شد. همسرم به بهانه‌های مختلف از من پول می‌خواست تا خرج خوشگذرانی‌هایش کند، من هر چه اندوخته داشتم در اختیارش گذاشتم. رو زی متوجه شدم، شوهرم به جرم اختلاس از شرکت اخراج شده است. برای نجاتش، از پدرم که از ما حمایت مالی می‌کرد، درخواست مبلغ زیادی پول کردم و آن را بابت بدهی شوهرم به شرکت پرداختم. مدتی بعد شوهرم گفت: می‌خواهم در یک شرکت تولیدی سرمایه گذاری کنم. اگر پدرت به ما کمک کند سود سرشاری عایدمان می‌شود، من هم فریب خوردم و ۱۱ میلیون تومان پول در اختیارش گذاشتم تا سهام آن شرکت را بخرد. اما باگذشت یکی دو ماه متوجه شدم اصلاً سرمایه گذاری درکار نیست، بلکه همسرم قصد دارد با یک زن بیوه اروپایی ازدواج کند. بعد هم خانه را ترک کرد و رفت و پس از تحقیق فهمیدم او با تهیه اسناد جعلی وتوافقنامه قلابی به بهانه اینکه من حاضر به ادامه زندگی زناشویی نیستم و خانه را ترک کرده‌ام، از دادگاه حکم طلاق غیابی گرفت. وقتی حکم دادگاه سوئد به من ابلاغ شد، فهمیدم چه کلاهی سرم گذاشته است من هم به دادگاه رفتم و از شوهرم به اتهام کلاهبرداری شکایت کردم. پلیس پس از چند روز تحقیق به من خبر دادکه شوهرم با همسر خارجی اش به ایران سفرکرده و امکان دسترسی به او نیست.

من که از فریبکاری شوهرم به شدت عصبانی شده بودم، به ایران آمدم و از او به اتهام کلاهبرداری، فریب و ازدواج غیرقانونی با زنی خارجی و حیف و میل اموالم شکایت کردم. قاضی دادگاه پس از شنیدن گفته‌های این زن، از متهم خواست در این باره توضیح دهد.

این فرد گفت: اتهام‌هایی که به من وارد شده است، قبول ندارم. من و همسرم با توافق هم ازیکدیگر جدا شده‌ایم و دادگاه سوئد هم آن را تأیید کرده است؛ اما درباره اتهام کلاهبرداری باید عرض کنم همسرم ۱۱ میلیون تومان به عنوان قرض داده بود که در چند شرکت سرمایه گذاری کنم و متأسفانه ورشکست شده‌ام.

در پایان جلسه، قاضی دادگاه خانواده مدارک و اسناد مربوط به طلاق این زوج را به اداره تشخیص هویت نیروی انتظامی و وزارت امور خارجه فرستاد تا معلوم شود این مدارک جعلی است یا خیر. قراراست دادگاه پس از دریافت نظریه کارشناسان، رأی خود را صادرکند. [۴۲]

- داستانی تکان دهنده

دختر ۱۷ ساله پس از مشاجره و لجبازی با پدر و مادرش با فرار از خانه یک هفته در خانه ویلایی زندانی شد و تحت آزار و آذیت قرارگرفت. والدین دختر ۱۷ ساله‌ای به نام پونه هفته گذشته با مراجعه به شعبه دوم دادیاری دادسرای جنایی تهران با دادخواستی که ارائه کردند، گفتند: دختر ۱۷ ساله آنها به بهانه دیدار با یکی از دوستان دوران مدرسه اش از خانه خارج شده و دیگر مراجعه نکرده و باگذشت ۴۸ ساعت از زمان خروج او از خانه، تمام تلاش‌ها برای یافتن وی بی نتیجه بوده است. در پی این شکایت دادیار پرونده، دستور قضایی لازم را در این ارتباط به شعبه ۱۱ پلیس اَگاهی تهران صادرکرد.

- مشاجره و فرار

با بررسی و تحقیق در خصوص این دادخواست، مأموران متوجه شدند پونه ۱۷ ساله پس از مشاجره لفظی با والدین خود به حالت قهر از خانه فرارکرده است در حالی که تحقیق در این زمینه از سوی مأموران ادامه داشت. ۲ روز پس از مطرح شدن این شکایت، والدین این دختر فراری، همراه او در شعبه دوم دادیاری حضور پیدا کردند و این دختر جو ان در حالی که می‌گریست، عنوان کرد از سوی مرد جوانی که راننده خودرویی شیک بوده است، ربوده و سپس در خانه‌ای ویلایی در شهرک قدس زندانی شده بود.

پونه در اظهارات خودگفت: چندی پیش به اتفاق دختر خاله‌ام وقتی در حال بازگشت به خانه بودیم با جوانی به نام رسول آشنا شدم و این دوستی خیابانی تا مدت‌ها ادامه داشت تا این که دور از چشم خانواده روزی که به ملاقات او رفته بودم، رسول از من درخواست کرد همراه هم به شمال برویم و زمانی که من با این درخواست مخالفت کردم او با من مشاجره کرد و از آنجاکه به شدت عصبانی شده بودم به خانه آمدم و چون کمی دیر به خانه رسیده بودم والدینم مرا بازخواست کردند و همین موضوع موجب درگیری لفظی میان ما شد و به بهانه دیدن یکی از دوستانم از خانه فرار کردم.

دختر فراری در ادامه گفت: دقایقی پس از خروج خودرویی گران قیمت مقابلم ایستاد و من بدون توجه به سرنوشت شومی که انتظارم را می‌کشید، سوار خودرو شدم. راننده جوانی بودکه خودش را مهندس معرفی می‌کرد و زمانی که متوجه شد از خانه فرارکرده‌ام از من دعوت کرد به اتفاق هم آبمیوه بخوریم.

پونه افزود: وقتی از آَبمیوه فروشی خارج شدیم، احساس سنگینی و خواب آلودگی می‌کردم و زمانی به خود آمدم که متوجه شدم درون خانه‌ای ویلایی هستم و در این محل از سوی جوان راننده مورد آزار و ا ذیت قرا رگرفته‌ام.

- التماس بی فایده

با دیدن وضعیتم گریه کردم و از جوانی که خود را مهندس معرفی می‌کرد خواستم مرا رها کند تا نزد خانواده‌ام بازگردم. او ابتدا خندید و

زمانی که اصرارهایم را جدی دید به سویم حمله ور شدم و مرا مورد ضرب و شتم قرار داد و با بستن دست و پایم مرا درگوشه‌ای از خانه ویلایی زندانی کرد.

پونه در حالی که می‌گریست در ادامه به دادیار پرونده گفت: یک هفته تحت شدیدترین آزار و اذیت‌ها قرار داشتم تا این که روزی دوست دختر صاحبخانه به اتفاق او پیکر نیمه جان مرا درون خودروگذاشتند و پس از انتقال به میدان ونک رهایم کردند و متواری شدند.

در پی این اظهارات، دادیار جنایی تهران دستور قضایی لازم برای پیگیری موضوع و شناسایی محلی که دختر جوان در آن زندانی شده بود، صادرکرد. گزارش حاکی است با عزیمت مأموران به محل و شناسایی خانه ویلایی متوجه شدند این خانه از امکانات کامل حفاظتی برخوردار است به طوری که ورود به آن عملی نیست. باگزارش این موضوع به دادیار پرونده، دستورات تازه‌ای صادر شده است. تلاش برای دستگیری عاملان این آدم ربایی ادامه دارد. [۴۳]

- سراب به جای آب

دختر ۱۷ ساله وقتی با مخالفت‌های والدین خود برای ازدواج رو به رو شد، با خواستگار خود از خانه فرارکرد.

۲ هفته قبل والدین دختر ۱۷ ساله‌ای به نام الهام، صبح هنگام وقتی نامه فرزند خود را مشاهده کردند که نوشته بود با عشق و علاقه همراه خواستگار خود از خانه فرارکرده است. به دادسرای جنایی تهران مراجعه کردند و با ارائه شکایتی، خواستار دستگیری خواستگار دختر خود به اتهام اغفال و آدم ربایی شدند.

با مطرح شدن این شکایت، دادیار شعبه سوم دادسرای جنایی تهران دستور تحقیق در این زمینه را در پلیس اَگاهی صادرکرد.

- ردپای دختر در شمال

با بررسی و تحقیق مشخص شد، جوانی به نام قادر با مراجعات مکرر خود از الهام خواستگاری کرده است، اما پس از تحقیق و بررسی معلوم شد، خواستگار دارای همسر و فرزند بوده و قصد ازدواج پنهانی داشته است. اما پس از مخالفت والدین الهام، وی با فریب دختر جوان او را تشویق به فرار از خانه کرده است.

با به دست آمدن این اطلاعات مأموران با عزیمت به محل سکونت قادر (خواستگار) متوجه شدند. وی ۲ روز پیش به اتهام کلاهبرداری دستگیر و روانه زندان شده است با احضار متهم از زندان وی ابتدا از دختر ۱۷ ساله اظهار بی اطلاعی کرد. اما در ادامه بازجویی‌ها زبان به اعتراف گشود وگفت: چندی پیش به صورت اتفاقی با این دختر جوان آَشنا شده و سپس از وی خواستگاری کردم، اما پس از مخالفت والدین این دختر، هر دو تصمیم به فرارگرفته‌اند و چند روز در یکی از شهرهای شمالی بود ه‌اند که وی به علت بدهکاری به چند نفرکه ردپای او را در شمال به دست آورده بودند، با رها کردن دختر جوان مجبور به فرار شده است.

در پی این اعترافات، مأموران به همراه متهم عازم شمال شدند، اما مشخص شد این دختر پس از مشاهده این موضوع با ۳ جوان دیگرکه برای تفریح به شمال آمده بودند، به همدان رفته است.

- دستگیری

با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران عازم همدان شدند و با سرنخهایی که در اختیار داشتند، دختر جوان را در یک منزل مخروبه همراه ۳ جوان دستگیر و به تهران منتقل کردند.

این دختر در اظهارات خودگفت: من فریب لجاجت خود را خوردم و نمی‌دانستم اظهار عشق و علاقه از سوی مردی که مدام سر راهم قرار می‌گرفت، سرابی بیش نبوده است، زیرا این خواستگار قلابی از همان ابتدا ماهیت خود را نشان داد و معلوم شد وی به خاطر ثروت پدرم قصد اغفال مرا داشته است. الهام در ادامه گفت: متأسفم که دیر به خود آمدم و نمی‌دانستم از چاله به چاه سرنگون خواهم شد. با ثبت اظهارات متهمان، قرار قانونی در ارتباط با آنها صادر و پرونده برای تحقیقات تکمیلی به پلیس اَگاهی ارجاع شد. [۴۴]

(شیادی، تظاهر به دینداری، ا رتباط با امام زمان (ع) )

=فتاوای مراجع عالیقدر

س- برخی از افراد در جلسات دعا یا عزاداری ادعای ارتباط با ائمه معصومین (ع)، خصوصاً امام زمان (ع) کرده و بدینوسیله ضمن استفاده‌های مادی از احساسات دینی مردم سوءاستفاده می‌نمایند و این گونه مسائل در جلسات مختلف خصوصاً زنانه رو به ازدیاد است. با توجه به ادعای ارتباط با معصومین وا سطه بودن آنان و برخی تبعات اخلاقی که موجب سست شدن اعتقادات مردم به مسائل دینی می‌شود، مستدعیست نظر مبارک را درباره شرکت در این جلسات و هرگونه تقویت و ترویج این افراد بیان فرمایید.

ج- ادعای ارتباط خاص با حضرت حجت (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) در زمان غیبت آن بزرگوار دروغ است و شرکت در مجالسی که در آن چنین ادعاها می‌شود حرام است و مومنین باید بی اساس بودن چنین ادعا را برای مردم بیان کنندکه گمراه نشوند. حضرت آیة اللة صافی گلیایگانی این افراد دروغگو و دجال اند، و در صورتی که امکان هدایت آنها نباشد باید مردم را متوجه نمود تا از آنان دوری کنند. حضرت آیت اللة سیستانی این ادعاها مخصوصاً اگر همراه با ادعای پیامی از ناحیه معصومین باشد باید تکذیب شود. حضرت آیت الله مکارم شیرازی

باید جلوی این سوء استفاده از این مجالس راگرفت.

حضرت آیت الله فافضل لنکرانی

این مطالب اساس ندارد و تقویت و ترویج این امور موجب وهن مذهب و جایز نیست. مومنین باید با شرکت نکردن در این مجالس و تذکر دادن به افراد کاری کنند که این مجالس از بی رونقی تعطیل شود.

حضرت آیت الله تبریزی

ادعا تا یقین آور نباشد اعتبار ندارد، تقویت و تثبیت آنچه ثابت نیست جایز نیست. [۴۵] حضرت آیت الله بهجت یکی از عوامل شکار دختران تظاهر به دینداری و ادعای معنویت بالایی از طرف عده‌ای است. و اینکه ادعا می‌کنند با امام زمان (ع) ارتباط دارند و عنایت ویژه‌ای از طرف آن حضرت (ع) به آنان شده و از ظاهر چنان فریبنده‌ای برخوردارند که اکثر مردم و اشخاص ساده لوح حرف ایشان را می‌پذیرند.

و یا اینکه می‌گویند با علم رَمْل و جَفْر می‌توانیم مشکلات شما را حل می‌نماییم، و با ذکر و وِرد خاصی که گاهی زیر لب می‌گویند و یا روی کاغذ می‌نویسند اطمینان بسیاری را به خودشان جلب می‌کنند.

در حالی که بسیاری از اینها دکان بازکرده‌اند و با حیله و نیرنگ می‌خواهند درآمدی کسب کنند. اگر اینها درگفتارشان راستگویند در

مرحله اول بروند مشکل خود را حل نمایندکه زندگیشان با بن بست‌های فراوانی رو به رو است.

مگر حرف‌هایی که می‌زنند از طرف اهل بیت عصمت و طهارت (ع) باشدکه تشخیص اینکه از ائمه اطهار(ع) هست یا نیست کار روحانیت و بزرگان دین است نه افراد دیگر. و بر فرض اینکه دعا و ذکر از اهل بیت (ع) باشد، اجابت دعا و رسیدن به هدف و حل مشکلات شرایط خاصی دارد. وگاهی افراد شیادی در اثر نیرنگ و دروغ، خود را انسان‌های والامقام معرفی می‌کنند تا انسان‌های ساده لوح و خوش باور را فریب دهند، که اکثر مشتری‌های آنان زنان می‌باشند، در برخی از مواقع هدف، خالی کردن جیب مردم که گاهی منجر به روابط نامشروع نیز می‌گردد. اینک جهت هوشیاری و درس عبرت به حادثه‌ای توجه نمایید:

- جوان دعانویس

جوان فالگیری که درکرمانشاه دختران و زنان را فریب می‌داد و مبالغ هنگفتی از آنان کلاهبرداری می‌کرد، دستگیر شد.

به گزارش خبرنگار ما، چندی قبل به مأموران انتظامی کرمانشاه اطلاع داده شد جوان ۳۲ ساله‌ای به نام کیومرث به این بهانه که می‌تواند با دعانویسی مشکلات زنان و دختران را حل کند، آنها را اغفال می‌کند. باکسب اطلاع از این موضوع مأموران با هماهنگی مراجع قضایی این جوان فالگیر را دستگیرکردند و در بازجویی از وی مشخص شد او در پوشش دعانویسی اقدام به فریب دختران و زنان جوان می‌کرده است.

با دستگیری رمال فریبکار، زنی نابینا با مراجعه به مأموران انتظامی کرمانشاه اعلام کرد: کیومرث با این ترفند که می‌تواند بینایی ام را برگرداند، یک و میلیون و ۵۰۰ هزار تومان از من گرفت، اما او تا کنون نتوانسته است مرابیناکند! [۴۶]

- ماجرای دکتر هندی

خرداد ماه سال ۱۳۷۲ خبر دستگیری یک رمال کلاهبردار، معروف به دکتر هندی بازتاب گسترده‌ای در مطبوعات کشور و میان شهروندان تهرانی داشت. این کلاهبردار حرفه‌ای که اتاق عجیب و غریبی برای خود فراهم کرده بود، زنان ساده لوح را سرکیسه می‌کرد تا به آنها به اصطلاح داروی محبت بدهد و مشکلاتشان را برطرف کند. آنچه می‌خوانید گوشه‌ای از پرونده این رمال است:

حسن معروف به عباس (دکتر هندی) که آن زمان ۳۴ سال داشت در به اصطلاح مطب یا فراموشخانه خود وسایل عجیب و غریبی را برای فریب مردم ساده لوح فراهم کرده بود. در فراموشخانه او ده‌ها پرونده متعلق به مشتریانش دیده می شدکه تمام این پرونده‌ها شامل پاکت حاوی مو و ناخن مشتران و آشنایانشان بودکه به تجویز خودش برای او آورده بودند.

حسن یا همان دکتر هندی که بی سواد بود، از زبان چرب و نرمی برخودار بود و آن چنان با شیرین زبانی طرف مقابل خود را تحت نفوذ قرار می دادکه هیچ کس را یارای مقابله با او نبود. در این میان همسر جوان اوکه اندکی خواندن، نوشتن می‌دانست نقش منشی مخصوص اش را بازی می‌کرد. او همچنین کار تشکیل پرونده را هم برای مراجعان انجام می‌داد. در فراموشخانه دکتر هندی که وی کار احضار ارواح را نیز به قول خودش در آنجا انجام می‌داد، ده‌ها شیء گوناگون دیگر از قبیل: رمل و اصطرلاب و... وجود داشت.

دکتر هندی که سالها در امامزاده حسن به کار رمالی و سرکیسه کردن زنان ساده لوح مشغول بود؛

بالاخره خردادماه سال ۱۳۷۲ به دنبال شکایت یک زن جوان دستگیر شد و از آن به بعد بودکه هر روز شکایت‌ها علیه او افزوده شد و دستش برای همه رو شد و قربانیان او پی بردند که طعمه یک کلاهبردار شد ه ا ند.

- شکایت از دکتر هندی چگونه اتفاق افتاد؟

دکتر هندی در آخرین تجویزش در قبال دریافت ۲۰ هزار تومان حق ویزیت از یک زن که گرفتار مشکل بود، به وی توصیه کرده بود که روزی ۴ بار بالای یک درخت، یک ساعت بنشیند. زن بیچاره هم که آپارتمان نشین بود هر چه سعی کرد درختی پیداکند و ساعتی بالای آن بنشیند، موفق نشد، وقتی شوهرش از ماجرا بو بردکار به کلانتری و شکایت کشیده شد و مأموران نیز دکتر هندی را تحت تعقیب و مراقبت قرار داده و بالاخره او را دستگیرکردند. دکتر هندی در به اصطلاح مطب یا فراموشخانه خود در حالی دستگیر شدکه ۱۵ زن ساده لوح در اتاق انتظار نشسته بودند. هر یک از این زنهای بیچاره بیش از ۵/۱ تا ۲ ماه انتظارکشیده بودند تا نوبتشان برسد و در ازای پرداخت۲۰ هزار تومان طلسم محبت و داروی گشایش مشکلاتشان را تحویل بگیرند. [۴۷]

- فالگیر و شیاد اصفهانی

دو باند شیاد وکلاهبردارکه تحت عنوان فالگیر و رمال در اصفهان فعالیت داشتند شناسایی، در این رابطه ۱۰ نفر مرد و زن دستگیر شدند. به دنبال چند فقره شکایت از سوی شهروندان اصفهانی مبنی بر حضور چند نفر شیاد وکلاهبردارکه تحت عنوان رمال و فالگیر فعالیت داشته و از این طریق با توجه به ساده لوحی برخی افراد اقدام به انجام موارد خلاف شرع و شئون اسلامی می‌کردند، پرسنل معاونت اطلاعات ناحیه انتظامی اصفهان با هماهنگی مقامات قضایی فردی به نام "محمود" معروف به "عباس رمال " ۵۳ ساله دارای سابقه انجام فساد و اعتیاد را شنا سایی، د ستگیر کردند.

بنا به همین گزارش در حین بازرسی از منزل نامبرده مقداری مواد مخدر وآلات و ادوات استعمال مواد افیونی و مقداری کاغذهای

دست نوشته خرافات به همراه پوست، مو و استخوان حیوانات همچنین مقداری داروهای گیاهی، ماده سمی وکشنده سیانورکشف و ضبط شد. بر همین اساس بنابر اعترافات عباس رمال، شکایت دو نفر از خانم‌هایی که جهت رفع مشکلاتشان به نامبرده مراجعه کرده بودند شیاد ضمن دریافت مبالغ هنگفتی پول نقد و طلاجات از آنان خواسته بود برای رفع مشکلاتشان، از شوهر خود طلاق بگیرند و به طور غیرعرف در اختیار شیاد فاسد قرارگیرند. همچنین از خانمی ۳۲ ساله خواسته شده بود مقداری سیانور به شوهرش بخوراند تا پس از مرگ او بتواند به خواسته‌های شیطانی خود برسد که خوشبختانه با حضور به موقع مأموران وکشف سیانورهای موجود از یک فاجعه غم انگیز جلوگیری شد. بنا به گزارش خبرنگار ما فرد دیگری به نام مهدی که با ظاهری فریبنده اقدام به فالگیری و رمالی می‌کرد دستگیر شد. نامبرده از ساده لوحی چند زن سوءاستفاده کرده و ضمن دریافت وجوه نقدی و طلا و زیورآلات آنان، کانون گرم خانوادگی آنان را از هم می‌پاشید.

این باند همچنین با سرقت از خودروهای شهروندان به وسیله همکاران این شیاد از مالباختگان اخاذی می‌کردند تا مهدی رمال با گزافه گویی‌های فراوان و احضار ارواح در اسرع وقت خودروی سرقتی را به صاحبش برگرداند. [۴۸]

شکا ر مر دان=

اشاره

رسول مکرم اسلام (ص) فرمود:

"ما تَرَکْتُ بَعْدی فِتْنَةًاَضَرَّ عَلَی الرِّجالِ مِنَ النِّساء"

بعد از من برای مردان، فتنه‌ای زیان انگیزتر از زنان بی تقوا نخواهد بود.[۴۹]

همچنین آن حضرت (ص) فرمود:

"اَصابَتْکُمْ فِتْنَةُ الضّرّاءِ فَصَبَرْتُمْ، وَ اِن اَخْوَفَ ما اَخافُ عَلَیْکُمْ فِتْنَةُ السَّرّاءِ مِنْ قِبَلِ النَساءِ. اِذأ تَسَوََّرْنَ الذّهَبَ وَ لَبِسَ رُبُطَ الشّامَ وَ عَصْبَ الیَمَنِ وَ اَتْعَبْنَ الْغَنِیَّ وَکَلَّفْنَ الْفَقیرَ ما لایَجِدَ"

فتنه سخت را شما امّت دیدید و در مقابلش صبرکردید و من از فتنه سخت تر بر شما نگران هستم که از طرف زنان غیر صالح است، و آن وقتی است که آنها، النگوی طلا به دست کنند و پارچه‌های فاخر بپوشندو توانگران را به زحمت اندازند و از فقرا چیزی را که ندارند، بخواهند.[۵۰] در اکثر مواقع برخی مردان با شگردهای خاص باعث فریب زنان می‌شوند که در این کتاب وقایع زیادی را مطالعه نموده‌اید، اما گاهی جریان برعکس می‌شود و زنان دامی برای فریب مردان خواهند شد. زیرا امکان دارد گاهی زنی جوان، زیبا، چهره‌ای مظلومانه، جلوی راننده مردی

را به عنوان مسافر بگیرد تا او را به مقصد رساند، اما بعد از سوار شدن با ناز و عشوه گری و درخواست ارتباط نامشروع، مرد را راضی به این گناه بزرگ نماید و سپس راننده را به محل خلوتی بکشاند، در حالی که مرد راننده خبر ندارد چه بلائی و چه حادثه شومی بر سرش خواهد آمد. اکنون به چند حادثه جهت درس عبرت مردان توجه نمایید:

- باند تاتار

به گزارش خبرنگار ما، از ابتدای سال ۸۱ شکایت‌های متعدد مردمی در ارتباط با کیف قاپی، اخاذی و سرقت‌های مسلحانه در مراجع مختلف قضایی و انتظامی مطرح بود و در برخی از شکایت‌ها عنوان شده بود، رانندگان چند دقیقه پس از سوارکردن یک زن جوان توسط ۴ نفر با اسلحه و قمه مورد حمله قرار می‌گرفتند و اموالشان به سرقت می‌رفت.

مأموران ضمن بررسی و تحقیق در خصوص این شکایت‌ها، متوجه شباهت‌های زیاد بین آنها شدند؛ از این رو ماه گذشته بازپرس شعبه ششم دادسرای جنایی تهران پس از مطرح شدن ۲ شکایت دیگر، موضوع را برای پیگیری و تحقیق به یگان ضربت پلیس آگاهی ارجاع داد.

در تحقیقات اولیه معلوم شد اعضای باند به صورت مسلحانه از مردم سرقت می‌کنند و سرکرده این باند فردی به نام رضا- ت (معروف به قاتل) است که با جمع آوری چند مجرم دیگر، باند "تاتار" را تشکیل داده است.

- شناسایی

در مرحله بعد، مخفیگاه سارقان در خانه‌ای مجلل در منطقه مهرویلا شناسایی شد و با صدور نیابت قضایی، مأموران یگان ضربت با محاصره محل، متهمان را پیش از آنکه موفق به فرار شوند، با شلیک چند تیر هوایی دستگیر کردند. با دستگیری متهمان که هویت آنها رضا- ت، علی- خ (معروف به بالاخان)، علی-ع (معروف به کوچولو)، مرتضی- ت (معروف به موری) و یک زن جوان به نام سهیلا- الف است، در بازرسی از مخفیگاه آنها، یک قبضه سلاح کمری، چندین قبضه قمه، شناسنامه‌های جعلی و... کشف و تحقیق از اعضای باند "تاتار" آغاز شد.

متهمان پس از دستگیری اعتراف کردند، سهیلا به عنوان طعمه سوار خودروهای گران قیمت می‌شد و پس از تعقیب خودرو توسط دیگر اعضای باند، علاوه بر ضرب و شتم راننده از وی اخاذی می‌شد.

متهمان در ادامه اعترافات خود گفتند، علاوه بر اخاذی، در مراحل مختلف در تهران وکرج به صورت گسترده کیف قاپی کرده‌اند. با ثبت اعترافات متهمان، بازپرس قیصری دستور تحقیقات تکمیلی و اخذ سوابق متهمان را صادرکرد.

براساص آخرین خبرها، این متهمان تا کنون به ۱۸۰ فقره سرقت اعتراف کرده‌اند. یک مقام آگاه در پلیس آگاهی به خبرنگار ما گفت: این متهمان از ۳ سال پیش تحت تعقیب پلیس تهران وکرج قرار داشته‌اند و در حال حاضر اعترافات این متهمان هر لحظه رو به افزایش است و بازپرس جنایی، دستور شناسایی مال باختگان را صادرکرده است. [۵۱]

- قضیه دیگر

زنی با همدستی ۳ نفر دیگر با فریب رانندگان آنها را به نقاط خلوت می‌کشاندند تا اموالشان را سرقت کنند پس از دستگیری متهمان، آنها به چندین فقره سرقت اعتراف کردند. مأموران گشت انتظامی در منطقه رجایی شهرکرج با ظنین شدن به راننده یک دستگاه خودروی پیکان قرمز رنگ که به همراه زنی در حال تردد در منطقه بود، با توجه به وضعیت نامناسب زن سرنشین، خودرو را متوقف و هر ۲ سرنشین را به کلانتری منتقل کردند. راننده پیکان در تحقیقات عنوان کرد دختری که سوار خودروی او بود، پس از پیاده شدن از یک پراید سفید رنگ به عنوان مسافر دربستی سوار خودروی او شده است و در ادامه برای یافتن مواد مخدر به چند محل مراجعه کرده است و او هیچ ارتباطی با این دختر ندارد. در پی این اظهارات، راننده به اتفاق دختر سرنشین که هویت وی پریسا اعلام شده است، آزاد شدند.

پس ازگذشت ۲ روز از این ماجرا، فردی با مراجعه به کلانتری ۱۹ باغستان و با ارائه شکایتی گفت: دختر ۲۰ ساله‌ای پس از سوار شدن به خودرو مرا به بهانه خرید به منطقه خلوتی کشاند و در این محل به یکباره ۳ نفر با حمله به من قصد سرقت خودرو را داشتندکه با استفاده از سوئیچ مخفی از به سرقت رفتن خودرویم جلوگیری کردم و آنها نیز پس از ضرب و جرح و سرقت پول نقد و ضبط صوت از محل متواری شدند.

در پی این شکایت و ارائه مشخصات، مأموران متوجه شدند مشخصات ظاهری این دختر مربوط به پریساست که ۲ روز پیش در خودروی پیکان قرمز رنگ دستگیر شده بود. با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران راننده خودروی پیکان قرمز رنگ را احضار کردند و شاکی با مشاهده وی عنوان کرد، وی یکی از سارقانی است که او را مورد حمله قرار داده است. با مشخص شدن این موضوع، راننده سارق در اعترافات خود گفت: از ۷ ماه پیش با پریسا و ۲ جوان دیگر سرقت می‌کردیم. ابتدا پریسا با سوار شدن به خودروها، راننده را اغفال و او را به محل‌های خلوت می‌کشاند و در این محل وی از سوی ما مورد حمله قرار می‌گرفت. در پی این اعترافات، پریسا به همراه ۲ متهم دیگر دستگیر شدند.

با تحقیق از متهمان و اعتراف آنان به چندین فقره سرقت و ارتباط نامشروع، قاضی شعبه ۱۱۶ دادگستری کرج متهمان را با صدور قرار قانونی در اختیار مأموران قرار داد تا از سوی شاکیان شناسایی شوند.[۵۲]

(آرا یشگاه‌های زنانه)

اشاره

رسول مکرم اسلام (ص) فرمود:

"اَیُّما إمْرَاةٍ اِسْتَعْطَرَتْ ثُمَّ خَرَجَتْ فَمَرَّتْ عَلی قَوْمٍ لِیَجِدُوا رِیحَها فَهی زانیهٌ وَکُلُّ عَیْنٍ زانیة"

هر زنی که خود را معطر سازد و از منزل خارج شود و ازکنارگروهی بگذرد، تا بوی او را دریابند وی زناکار است و هر چشمی که عمداً ین زن را ببیند زناکار است. [۵۳]

به خاطر آنکه زنا اقسامی دارد. بر همین اساس رسول خدا(ص)فر مود:

برای هر عضوی بهره‌ای از زناست، زنای چشم نگاه آلوده (چشم چرانی) است، زنای زبان سخن نابجا (و یا حرف تحریک آمیز با نامحرم در محل کار و جاهای دیگر) است، زنای گوش شنیدن چیزهای حرام مانند موسیقی، غیبت و حرف‌های تحریک کننده نامحرم می‌باشد. و زنای دست، لمس کردن نامحرم و زنای پا رفتن به مجلس گناه (و هر مکانی که رفتن آن حرام می‌باشد) است. [۵۴]

یکی از مکان‌هایی که دختران و زنان را می‌توان شکارکرد، آرایشگاه‌های زنانه است، زیرا ممکن است زنانی که این گونه مکان‌ها را تأسیس کرده‌اند با آنکه مجوز از وزارت کار و امور اجتماعی داشته باشد، زنان صالحی نباشند، و آنجا را محلی برای دیدن زنان زیبا و فریب آنان قرار داده باشند.

لذا بانوان برای آرایش کردن، تا زن آرایشگر را به طورکامل نشناسند به خودشان و زنان دیگرکه وابسته به آنها هستند اجازه رفتن ندهند، و نه اجازه دهند دخترشان به عنوان آموزش و یادگرفتن به این مکان بروند. ، از طرفی آرایشگاه‌ها را به طور دقیق نگاه کنند تا مبادا پنجره‌ای یا روزنه‌ای برای دیدن آنان از بیرون وجود داشته باشد،، هیچ وقت با اطمینان کامل به هیچ آرایشگاهی نروید، و نسبت به همه شک کنید، زیرا همین اطمینان داشتن‌ها و شک نکردن‌ها باعث می شودکه گاهی این آرایشگاه‌ها محل امن و پایگاهی برای زنان فاسد گردد.

حتی با مشورت با شوهرانتان یا برادرانتان از وضع شوهر آن زن آرایشگر مطلع شوید که شوهرش از نظر اخلاقی چگونه است. در صورتی که بعد از بررسی شوهرتان، شوهر آن خانم فرد باتقوایی نبود از رفتن به آنجا بپرهیزید.

اینک جهت آگاهی و هوشیاری و درس عبرت توجه شما را به چند قضیه جلب می‌نمایم:

- آرایشگاه یا محل اغفال زنان

مأموران نیروی انتظامی قزوین جوانی را که با استفاده از محل کارش زنان بیوه و دختران جوان را برای قاچاق و فساد به دام می‌انداخت، د ستگیر کر د ند.

"رؤیا" زن ۳۲ ساله در محل کارش (آرایشگاه زنانه) موفق شده بود ده‌ها دختر جوان و زن بیوه را به افراد متمول و ثروتمند معرفی کند تا آنها از این زنان و دختران سوءاستفاده کنند.

رئیس پلیس ۱۱۰ استان قزوین در این رابطه گفت: مأموران پلیس ابتدا به بررسی محل و انجام عملیات تعقیب و مراقبت پرداختند وپس ازکشف و شناسایی روابط رؤیا با مشتریانش، توانستند در یک عملیات غافلگیرانه رؤیا و همدستانش که ۷ مرد و ۲ زن بودند را دستگیرکنند.

رؤیا در تحقیقات پلیسی گفت: من با ۲۰۰ زن پولدار آشنا بودم و تمام کسانی راکه به دام انداختم، به این زنان معرفی می‌کردم.

این آرایشگر در ادامه اعترافات خود افزود:۲۰۰ زن رابطی، که من دختران و زنان بیوه را به آنها معرفی می‌کردم، با قاچاق یا به فسادکشاندن دختران و زنان از آنان سوءاستفاده می‌کردند. [۵۵]

- ماجرای دیگر

به دنبال وصول چند شکایت مشابه به نیروی انتظامی قزوین مبنی بر اینکه مرد جوانی با حمله به دو آرایشگاه زنانه ضمن ایجاد رعب و وحشت و تجاوز به عنف، طلا و جواهرات حاضران را به سرقت برده است.

مأموران مبارزه با مفاسد اجتماعی این شهرستان توانستند حسین- س ۲۴ ساله را دستگیر کنند. نامبرده ضمن اعتراف به شکایات شکات، انگیزه خود را وسوسه‌های شیطانی عنوان کرد. [۵۶]

فصل دوم : حربه هنر و ورزش!

سینما، تئاتر، تلویزیون، آموزش مو سیقی

اشاره

رسول گرامی اسلام (ص) فرمود:

"لأ یَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِاِمْرِاَةٍ ، فَما مِنْ رَجُلٍ خَلا بِاِمرِأَة اِلا کانَ الشَّیْطانُ ثالِثَهُما"

مرد نباید با زن نامحرم خلوت کند. هیچ مردی با زن نامحرم خلوت نمی‌کند، مگر آن که سومی آن دو، شیطان است (تا آن زن و مرد نامحرم را به گناه وادارکند.) [۵۷]

- آموزش تئاتر و فیلم به بانوان توسط مرد نامحرم

س- آیا بانوان می‌توانند جهت بازی در فیلم و تئاتر آموزش ببینند در صورتی که معمولاً مربی آنها مرد می‌باشد؟

ج- اگر مربی مرد است، و آموزش ذکر شده فساد دارد جایز نیست.

مقام معظم رهبری

اختلاط زن و مردکه معرض فساد و وقوع در حرام است مثل شوخی کردن با همدیگر و مسخره بازی درآوردن به اسم نمایش، جایز نیست. حضرت آیت الله العظمی شیخ جواد تبریزی اختلاط زن و مرد جایز نیست. حضرت آیت الله العظمی بهجت زنها از این گونه کارها باید اجتناب کنند. حضرت آیت الله العظمی مظاهری اگر مستلزم امر حرامی مثل نگاه مستقیم زن و مرد یا تماس بدنی باشد جایز نیست. حضرت آیة الله العظمی فاضل لنکرانی در صورتی که مربی آنها زن باشد و هدف صحیح فرهنگی برای این بازی‌ها وجود داشته باشد مانعی ندارد. حضرت آیت اللهّ العظمی مکارم شیرازی جایز نیست. [۵۸]حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگان

- رعایت موازین شرعی در فیلم سازی

س- در صورتی که سوژه و یا قالب موضوع حاکم بر فیلمی اقتضا نماید که کارگردان و یا بازیگران مؤنث "زن " (مسلمان یا غیر مسلمان) حجاب کامل، یا اصلاً حجاب را رعایت نکنند، از نظر شرعی ساخت، نمایش و تماشای چنین فیلمی چه حکمی دارد؟

ج- هرگونه فیلمی در ساخت آن ضوابط شرعی اهمال شود، یا مفاسدی بر آن مترتّب باشد اشکال دارد، بلکه ساختن، و نمایش و تماشای آن جایز نیست. [۵۹] حضرت آیت اللّه خامنه‌ای اگر ساختن فیلم مستلزم انجام کاری خلاف شرع باشد جایزنیست. حضرت آیت الله فاضل لنکرانی

اشکال دارد. حضرت آیة اللّه صافی گلپایگانی دیدن نامحرم از طریق تلویزیون و شنیدن صدای آنهاکه مقرون به فساد

و ریبه است اشکال دارد و بعضی اقسام آن یقینی حرام است. [۶۰]

حضرت آیة اللّه بهجت

در مورد مسلمانان جایز نیست و در مورد غیر مسلمان در صورتی جایز است که منشأ فسادی نباشد. حضرت آیت الله مکارم شیرازی بر زن واجب است بدن و زینت خود را از نامحرم بپوشاند و اختلاط زن و مرد جایز نیست و ساختن فیلم یا سوژه آن مجوز ارتکاب معصیت نمی‌شود، و تماشای فیلمهای مزبور نیز چنانچه موجب تهییج شهوت بر حرام یا مستلزم گوش دادن به موسیقی لهوی باشد جایز نیست.

حضرت آیة اللّه تبریزی

اگر ساخت آن مستلزم نگاه نامحرم است جایز نیست، همچنین اگر مفسده بر آن مترتب باشد، و نمایش آن دائر مدار مفسده و عدم آن است. حضرت آیت اللّه سیستانی

حرام است. حضرت آیت الله مظاهری ساختن، نمایش و تماشای هر نوع فیلمی که ترویج گناه و موجب فساد اخلاق و انحراف و شکستن حریم پاکی و عفاف باشد حرام است.[۶۱]حضرت آیت اللّه صالحی مازندرانی

- آموزش موسیقی

س- در برخی مراکز دولتی و خصوصی کلاسهای آموزش موسیقی و تئاتر برای دختران تشکیل شده و مربیان مرد آموزش را به عهده دارند. آیا تشکیل چنین کلاسها و شرکت دختران در این کلاسها جایز است یا خیر؟ ج- نگاه کردن به نامحرم و هرگونه کاری که مستلزم حرام و موجب مفسده باشد حرام است. مقام معظم رهبری موسیقی لهوی تعلیم و تعلّم و اجرت گرفتن برای آن حرام است، اینها مظاهر فسادی است که به خاطر مسامحه بعضی از متصدّیان شروع شده است. حضرت آیت الله العظمی تبریزی حرام است. حضرت آیت الله العظمی مظاهری

حرام ا ست. حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی جایز نیست.[۶۲]حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی یکی از جاهایی که برای برخی دختران و زنان جاذبه کاذبی دارد، موضوع بازیگری در سینما، تئاتر و تلویزیون است. به خاطر همین جاذبه‌ای که دارد عده‌ای شیاد وکسانی که شاید در این رسانه‌ها مدتی کار کرده‌اند باعث اغفال دختران و زنان می‌شوند.

همانظوری که در بحث "شرکت‌ها، برخی ادارات و مغازه ها" آیات و احادیث متعددی ذکر خواهد گردید، از همه آنها استفاده می‌شود که جز پیامبران و ائمه اطهار(ع) و اولیاء خاص خداوند، اکثر مردان در برابر زن نامحرمی که موازین شرعی را رعایت نکند، با سقوط مواجه خواهد شد. بنابراین وقتی دختر و زن جوانی تحت هر عنوانی ساعت‌ها با مرد نامحرمی رو به روی شد و زن با چهره‌ای شاداب و خندان همراه با ناز و عشوه با مرد برخورد داشت، قطعاً آن مرد چشم طمع به آن زن پیدا می‌کند و نقشه رابطه با او را در ذهنش طراحی می‌کند. بر همین اساس قرآن کریم می‌فرماید:

"زن در برابر نامحرم نباید با نرمی و به صورت هوس انگیز سخن بگوید" [۶۳]

و همچنین می‌فرماید:

"زن در هنگام راه رفتن چنان راه نرود که نامحرم را متوجه خودش سازد. "[۶۴]

بنابراین وقتی دختری تحت عنوان آموزش موسیقی، هنر، بازیگری در تئاتر، سینما و تلویزیون ساعت‌ها با مرد نامحرم رو به رو شد، با توجه به اینکه در بیشتر این مکان‌ها مسائل شرعی رعایت نمی‌شود، باید هر روز منتظر وقایع تلخی از قبیل فریب دختر و زنان خوش باور و ساده بود، و هر روز شاهد ازدحام جمعیت در نیروی انتظامی و دادگاه‌ها جهت حل مشکلاتشان باشیم. لذا اگر ما می‌خواهیم در جامعه از بروز حوادث تلخ جلوگیری شود، راه را بر سوء استفاده شیاطین تا حدود زیادی ببندیم، و از حجم پرونده‌ها در قوه قضائیه بکاهیم، راهی جز بازگشت به دستورات حیات بخش و نورانی اسلام، حضرت محمد بن عبداللّه (ص) نداریم. اینک جهت درس عبرت و آگاهی نسل جوان به ویژه زنان توجه شما را به یک ماجرای تأسف بار جلب می‌نمایم:

- جریان تکان دهنده

جریان مرد بازیگر و وعده‌های پوشالی و توخالی، اما وقتی بیدار شدم که مرا بدبخت کرده بود و زندگی ام را باخته بودم.

رسیدگی به پرونده اتهامی چند بازیگر مرد و فوتبالیست معروف به اتهام فساد اخلاقی در دستورکار قضایی دادگاه کیفری تهران قرارگرفت. تحقیقات و محاکمه تعدادی از متهمان در دادسرای عمومی و دادگاه کیفری تهران برگزار شد. به زودی رأ ی آنان از سوی دادگاه اعلام خواهد شد. محاکمه بازیگر سرشناس باشکایت یک دختر ۱۷ ساله و یک زن ۲۴ ساله در دادگاه کیفری تهران با حضور شاکیان پرونده و وکلای مدافع آنان برگزارشد.

بر پایه این گزارش، ساعت ۱۰ صبح روز سه شنبه پانزده مهر ماه سال جاری مأموران زندان قصر بازیگر سرشناس را در حالی که لباس زندانی بر تن داشت، دستبند به دستهایش زده شده بود جهت محاکمه به سالن دادگاه هدایت کردند.

این بازیگر معروف که چهره آشنای سریال‌های تلویزیونی و سینمای ایران است، وقتی وارد سالن شد به فاصله کمی از شاکیان پرونده روی صندلی نشست. او به خاطر شرمندگی سرش را پایین گرفته بود تاکسی چهره او را نبیند. بر پایه این گزارش، در ابتدای جلسه قاضی دادگاه رو به متهم "بازیگر سرشناس " کرد وگفت: شما بر اثر شکایت شاکیان خصوصی و محتویات پرونده اتهام شما تفهیم می‌گردد و متهم هستید به زنای محصنه "حد".

سپس قاضی دادگاه از دختر ۱۷ ساله که فریب بازیگر سرشناس را خورده بود درخواست شکایت خود را طرح کند.

شاکی (دختر فریب خورده): اَقای قاضی من نمی‌دانم چگونه شکایت خود را مطرح کنم. البته در مراحل بازجویی و تحقیقات همه چیز راگفتم، و این مرد دیو سیرت با چهره مظلوم خود و به خاطر اینکه خیلی از دختران جوان که شوق بازیگری در سینما و تلویزیون را دارند، زندگی ام را از من گرفت، او مرا بدبخت کرد.

قاضی دادگاه: به اصل شکایت خود بپردازید.

شاکی: من علاقه خاصی به بازیگری در سینما دارم. وقتی دیپلم خود را گرفتم، با شوق دوستان و علاقه‌ای که به هنرپیشگی داشتم، تصمیم گرفتم به طور جدی کار بازیگری را دنبال کنم. به همین منظور توسط یکی ازآَشنایانم به موسسه فیلم سازی "س " و به مدیرعامل آن موسسه فیلم سازی معرفی شدم.

سپس وی با اشاره دست متهم را به آقای قاضی نشان داد وگفت: این مرد بی رحم در حالی که حدود۵۰ سال سن دارد و من نیز جای دختر او محسوب می‌شوم، اما این مرد به طور بی رحمانه با عواطف و احساسات من بازی کرد، مرا بدبخت نمود.

وی افزود: این مرد بازیگر با دادن وعده‌های پوشالی و توخالی از جمله اینکه تعدادی از بازیگران دختر و زن که هم اکنون معروف شده‌اند و قراردادهای چند میلیون تومانی می‌بندند توسط وی به سینما و تهیه کنندگان وکارگردانان معرفی شده است، مرا فریب داد.

او توانست در مدت کوتاهی مرا که شوق بازیگری در سینما و تلویزیون داشتم، شیفته سینماکند.

وی گفت: وقتی به موسسه فیلم سازی "س "که متعلق به این بازیگر سرشناس است رفتم در آنجا پس از تکمیل کردن چند پرسشنامه مدیرعامل موسسه (متهم) درباره مسائل مختلف سینما و شرایط خانوادگی ام از من سوالاتی کرد و من نیز پاسخ‌های لازم را به او دادم.

وی ادامه داد: پس از چند جلسه متوجه شدم که رفتاراو نسبت به من با بقیه اعضای موسسه فیلم سازی فرق کرده است و در حقیقت او رفتار ملایم تری با من پیدا کرده بود.

مرتب درباره معروف شدن من در عرصه سینما و تلویزیون مطالبی می‌گفت غافل از اینکه تمام حرف‌های او فریبنده بود. اوحتی مرا به بهانه اینکه قصد دارد با دست اندرکاران سینما و تلویزیون آَشناکند به چند محفل برد و اغلب در دفتر موسسه زمانی که کسی در آنجا نبود با من جلسات خصوصی می‌گذاشت تا اینکه یک روز به خود آمدم و زندگی ام را باخته دیدم. وقتی موضوع را به او گفتم او به من وعده ازدواج داد اما من به اوگفتم تو همسر و فرزندان بزرگ داری. جواب آنها را چه خواهی داد. اما پاسخی از او نشنیدم.

براساس گزارش نشریه جلوه، شاکی دوم این پرونده یک زن ۲۴ ساله

که منشی موسسه فیلم سازی است درباره شکایت خود به قاضی دادگاه گفت: آقا این مرد (بازیگر سرشناس) با همین ترفند مرا جذب موسسه فیلم سازی کرد. او با دادن وعده‌های پوشالی از جمله بازیگری در سینما و تلویزیون مرا فریب داد و من هم به شوق بازیگری در سینما فریب متهم را خوردم. متهم برای اینکه کسی از رازش خبردار نشود از قربانیان خود درخواست می‌کرد در زمانی که در موسسه کسی نیست به دفتر موسسه مراجعه نمایند و من هم فریب چهره مظلوم و شهرت کاذب این بازیگر را خوردم و در دامی که او برای من پهن کرده بود گرفتار شدم. زمانی به خود آمدم که زندگی ام را باخته بودم.

وی افزود: این بازیگر وقتی دانست که من قصد شکایت از او را دارم،

با ترفند خاصی در یکی دو فیلم سینمایی نقش‌های کوتاهی به من داد و سپس به عنوان منشی دفتر این موسسه مشغول کار شدم. به امید روزی که به عقد دائم او دربیایم و در عرصه سینما چهره معروف و مشهور بشوم. این گزارش حاکی است، متهم با رد اتهام‌های وارد در دفاع از خود به قاضی گفت: اتهام‌های خود را قبول ندارم. شاکی "خ "که به علت شوق بازیگری در سینما و آموختن فن بازیگری به دفتر موسسه "س " مراجعه کرد پس از چند جلسه دریافتم که او علاقه خاصی به من پیداکرده است. من هم در جلسات گفت وگو مسائل را برای او روشن می‌کردم و از او می‌خواستم از شدت علاقه خود به سینما و بازیگری بکاهد و سعادت خود را در مسائل دیگری جست وجو کند. اما این دختر خانم (شاکی پرونده) د ست بردار نبود.

قاضی دادگاه: به استناد نظریه پزشکی قانونی شاکی پرونده مورد تعرض قرارگرفته است. در این زمینه چه دفاعی دارید.

متهم: من هیچ گونه تعرضی به ایشان نکرده‌ام. این اتهام را قبول ندارم. قاضی: شما در مراحل بازجویی و تحقیق اعتراف کرده‌اید و اتهام خودتان را پذیرفته‌اید، هم درباره این دختر خانم و هم درباره منشی خودتان که روابط نامشروع داشته‌اید.

متهم: من اتهام خود را قبول ندارم و رفتار ما در حد دوستانه بود و من نظر سوئی به هیچ کدام از آنها نداشتم.

قاضی دادگاه: برای آخرین دفاع هر مطلبی دارید بیان کنید.

متهم: دفاع خاصی ندارم و اتهام‌های خود را قبول ندارم. آنها وقتی دریافتندکه در سینما موفق نشده‌اند و همچنین توسط من نتوانستند در عرصه سینما ظاهر شوند اقدام به طرح شکایت علیه من کردند.

به گزارش خبرنگار ما، دادگاه منشی موسسه فیلم سازی که شاکی دوم پرونده نیز محسوب می‌شود به اتهام رابطه نامشروع با بازیگر سرشناس به تحمل شلاق محکوم کرد که حکم صادره درباره منشی اجراء گردید. همچنین دادگاه نسبت به اتهام دختر فریب خورده که رابطه نامشروع با بازیگر سرشناس برقرارکرده بود، پرونده او را تفکیک کرده و برای رسیدگی به دادگاه عمومی تهران ارجاع خواهد کرد، تا به اتهام این دختر فریب خورده که شاکی اول پرونده نیز محسوب می‌شود در آن دادگاه رسیدگی شود.

بر پایه این گزارش، پرونده بازیگر سرشناس که در مراحل اولیه به اتهام زنای محصنه "حد" تشکیل شده بود اما به دلیل اینکه متهم (بازیگر

معروف) طی چهار جلسه به اتهام خود اقرار و اعتراف نکرده است و همچنین چهار شاهد نیز در این زمینه وجود ندارد، در نتیجه اتهام بازیگر سرشناس از زنای محصنه "حد" به زنای محصنه "تعزیر" تبدیل گردید. دادگاه به استناد محتویات و مستندات و نظریه پزشکی قانونی و اظهارات شاکیان پرونده متهم، رأی خود را در این خصوص صادر خواهد کرد. یک مقام آگاه درباره مجازات متهم به خبرنگار ماگفت: دادگاه برای متهم حدود ۱۰سال زندان، ۷۵ ضربه شلاق و محرومیت از حقوق اجتماعی از جمله ممنوع شدن از فعالیت‌های هنری و سینمایی و دایر کردن موسسه فیلم سازی و یا بازیگری و تهیه کردن فیلم محکوم خواهد کرد که به زودی رأی صادره پس از صدور به طرفین پرونده ابلاغ خواهد شد.[۶۵]

- ماجرای دوم

این گزارش حاکی است، پرونده یکی از بازیگران سریال‌های تلویزیونی که به اتهام فساد اخلاقی به دادگاه کیفری ارجاع شده بود پس از بازجویی و تحقیق از بازیگر معروف طنز، با اعلام عدم صلاحیت برای رسیدگی در دادگاه کیفری استان تهران به دادسرای عمومی و انقلاب ارجاع شده است.

در این پرونده متهم (بازیگر سرشناس تلویزیون) به همراه چند مرد و زن و دختر فراری به اتهام فساد اخلاقی مطرح هستند.[۶۶]

- ما جرای نوازنده گیتا ر ۲۲ میلیونی

دختر یک کارخانه دار معروف تهرانی با میلیون‌ها تومان پول پدرش همراه یک جوان از خانه متواری شد.

مردی با مراجعه به شعبه پنجم بازپرسی دادسرای جنایی تهران در شکایتی عنوان کرد: یک کارخانه دار معروف تهرانی است، تمام تلاش خود را صرف تربیت فرزندانش کرده است. اما صبح هنگام وقتی از خواب بیدار شده است، با مشاهده گاو صندوق خانه ابتدا تصور می‌کرده سارقان اموال او را ربوده‌اند. اما پس از دقایقی با نامه‌ای که در اتاق خواب دختر ۱۷ ساله خود به نام الهه پیدا کرده، متوجه شده است او ۲۲ میلیون تومان پول او را برداشته و از خانه فرارکرده است.

در پی این دادخواست، بازپرس توکلی دستور پیگری و تحقیق را در شعبه ۱۱ پلیس آگاهی تهران صادرکرد.

با بررسی و تحقیق از سوی مأموران مشخص شد این دختر در یک ماه اخیر تماس‌های متعدد با جوانی به نام فرزاد برقرارکرده است. با عزیمت مأموران به محل سکونت فرزاد معلوم شد وی نیز بدون آنکه والدینش از موضوع مطلع باشند، خانه خود را ترک کرده است.

یک هفته پس از مطرح شدن شکایت، مأموران اطلاع پیداکردند الهه درتماس تلفنی از والدینش خواسته است او راکه در ارومیه است، به خانه با زگردانند.

وقتی الهه به تهران منتقل شد، پس از حضور در شعبه پنجم دادسرای جنایی گفت: وقتی به کلاس کامپیوتر می‌رفتم، با فرزاد آشنا شدم. او یک نوازنده گیتار است و با توجه به علاقه من به گیتار، رابطه ما ادامه پیدا کرد و زمانی که متوجه شد پدرم کارخانه دار است و امکانات خوب مالی دارد، به من پشنهادکرد با هم ازدواج کنیم و سرانجام فریب وعده‌های دروغین او را خوردم و به تحریک او پولهای پدرم را دزدیدم و با فرزاد فرارکردم. الهه در ادامه گفت: او وعده‌های فراوانی به من داده بود و من احساس می‌کردم او مرد زندگی رؤیاهای من است. ۲ روز بعد فرزاد از من خواست به خارج ازکشور فرارکنیم و یک روز صبح، وقتی از خواب بیدار شدم متوجه شدم پولها نیست، فرزاد با سرقت پولها مرا دریک شهر غریب رها کرده و متواری شده است.

با ثبت اظهارات دختر فراری، مأموران با سرنخ‌هایی که از فرزاد به دست آوردند، وی را در یکی از شهرهای مرزی دستگیر کردند.

متهم پس از انتقال به دادسرای جنایی در اعترافات خود گفت: وقتی فهمیدم پدر الهه پولدار است، احساس کردم می‌توانم با فریب وی به آرزوهایم برسم و او را به سرقت پولهای پدرش وادارکردم.

وی افزود: پس از آنکه با الهه ازتهران خارج شدیم، دریک محل اتاقی اجاره کردیم، ۲ روز بعد او را در این محل رها کردم و قصد خروج از کشور را داشتم که دستگیر شدم.

در پی این اعترافات بازپرس جنایی با صدور قرار قانونی متهم را روانه زند ان کرد.[۶۷]

و ر زش

فتا وای مراجع عظیم الشأن

نگاه کردن زنان به فوتبال

س- تبلیغات بیش از حد، بسیاری از جمله دختران را به سوی فوتبال و جمع آوری عکسهای فوتبالیستها ونصب آنها در منازل کشانده و اثرات نامطلوبی را از نظر تحصیلی و الگو دهی داشته است و در برخی موارد موجب بروز منکراتی در جامعه شده ارشاد حضرتعالی در این زمینه چیست؟ و نگاه زنان به صحنه‌های ورزشی مانند شنا وکشتی و... چه می‌باشد؟

ج- تروبج این امور مناسب نیست اما نمی‌توان حکم به تحریم آن کرد مگر اینکه مفسده‌ای داشته باشد. حضرت آیت اللّه فاضل لنکرانی نگاه کردن زنها به بدنهای لخت نامحرم حرام است و بالعکس.

حضرت آیة اللّه بهجت

این آثاری است که در آخر الزمان ظاهر می‌شود و در بعضی روایات ذکر شده است. دعا نمائید بدتر از این نشود. حضرت آیت اللّه شیخ جواد تبریزی متأسفانه نسبت به این امور بیش از حد تشویق و ترغیب می‌شود و عواقب سوء و آثار منفی بسیار دارد. ازجمله اثرات نامطلوبی که در سؤال ذکر کرده‌اید و آثار نامطلوب دیگر، وفعلاً به صورت سرمایه پرسودی برای عده‌ای شده است.

نگاه کردن زنان هم به این گونه صحنه‌ها با توجه به عوارض قطعی نامناسبی که دارد جایز نیست و خانواده‌های متدین از آن خودداری کنند و اگر وضع به شکل کنونی پیش برود شاید در مدّتی نه چندان دور، ورزش بانوان هم به صورت غیر مشروع ومفسد اخلاق جامعه، امری عادی و متعارف شود و هیچکس هم اعتراض نکند خداوند همه مسلمانان را از شر و فِتَن آخر الزمان محفوظ فرماید. حضرت آیت اللّه صافی گلپایگانی مادامی که مستلزم گناهی نباشد اشکالی ندارد ولی مربیان جامعه باید

از سوق دادن افکار جوانان به امور بی ارزش به طوری که از مسائل دینی بلکه دنیوی باز بمانند پرهیزکنند و اما نگاه کردن جایز نیست و بدون آن هم به احتیاط واجب جایز نیست هرچند درتلویزیون یا عکس باشد. حضرت آیت اللّه سیستانی

گرچه اصل کار در مقابل اجانب، سرافرازی اسلام بد نیست ولی وضع فعلی که جلو آمده انصافاً وضع نامطلوبی است و نگاه کردن زن به بدن نامحرم حرام است. حضرت آیت الله مظاهری

- فوتبال زنان

س- اخیراً در برخی از روزنامه‌ها و مجامع ورزشی بحث راه اندازی فوتبال بانوان مطرح شده است و درباره آن تبلیغ می‌کنند نطر مبارک در این زمینه چیست؟

ترویج فساد منحصر به آن نیست، هر چه موجب ترویج فساد در جامعه باشد جایز نیست. حضرت آیت الله العظمی تبریزی چون اینگونه کارها مفسده انگیز است جایز نیست.

حضرت آیت الله العظمی مظاهری

این ورزش مناسب بانوان نیست ولی اگر در محیطی که تنها بانوان حضور دارند انجام شود و ضرر خاصی نداشته باشد شرعاً حرام نیست. حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

امور مذکوره مشتمل بر مفسده و معصیت است و جایز نیست و تبلیغ و ترویج آن هم جایز نیست. [۶۸]حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

- شرکت بانوان در تماشای مسابقات ورزشی

س- برخی در حال زمینه سازی شرکت زنان در ورزشگاه‌ها جهت تماشای مسابقات مردان می‌باشند، از آنجایی که در این مکانها غالباً توسط طرفداران تیمهای ورزشی حرکات غیر اخلاقی صورت می‌گیرد و تبعات سوئی را به همراه دارد. زمینه سازی و شرکت زنان در این مکانهاکه موجب هتک حرمتها می‌شود چه صورتی دارد؟

جایز نیست و وقوع اینگونه امور در جمهوری اسلامی بسیار مایة تأسف است. حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

در فرض مذکور جایز نیست. حضرت آیت الله العظمی مظاهری

به احتیاط واجب زن نباید بدن مرد نامحرم را که بیش از حد معمول برهنه است تماشاکند. حضرت آیت الله العظمی سیستانی در فرض سوال جایز نیست و مسئولین باید در حفظ عفت زنان و عزت

آنان بکوشند. حضرت آیت اللّه العظمی تبریزی اختلاط مرد و زن جایز نیست. حضرت آیت الله العظمی بهجت

- مقام معظم رهبری

از لحاظ فلسفه اصلی، ورزش یعنی سلامت جسمی و نشاط روحی جامعه، فرقی میان زن و مرد نیست و باید امکانات ورزشی بانوان را گسترش داد، اما به گونه‌ای عمل شود که زنان ورزشکار نیز به دور از فرهنگ‌های غلط رایج شده در دنیا، با رعایت حدود شرعی و وقار و متانت در رشته‌هایی که می‌توانند حضور یابند.

هنر و هدف در ورزش

معظم له در این باره فرمود:

همرنگ شدن با فرهنگ رایج در ورزش جهانی هنر نیست، بلکه هنر آن است که مانند ورزشکاران قهرمان ایرانی در هنگام افتخار آفرینی، روح ارزش گرایی و معنویت را با افتخار به همه دنیا نشان داد و به عنوان الگو، ورزشکار دیگر کشورهای اسلامی را نیز به چنین اعتقادی و رفتاری ترغیب کر د. [۶۹]

در مورد اهمیت ورزش، و ورزش بانوان ار نظر اسلام در جلد اول این کتاب مطالب لازم بیان گردید. و مناسب است بانوان هم برای سلامتی جسمشان به ورزش بها دهند و مکان‌هایی در شأن آنان براساس موازین شرعی داشته باشند،، اگر امکان آن به خاطر دوری راه و فرصت کم و اشتغال به کار منزل وجود ندارد، در هر روز دقایقی را اگر چه به صورت نرمش باشد به این کار اختصاص دهند. زیرا ورزش در سلامتی، نشاط و داشتن فرزندان سالم مؤثر خواهد بود.

اما عد ه ا ی اگر روی ورزش تأکید دارند، نه برای اهداف والای ورزش، بلکه به خاطر جهات سیاسی و منفی آن است، اینها به ورزش به سبک غربی اش علاقه دارند. به طوری که در یک ورزشگاه در وقت تماشا ده‌ها هزار دختر و پسر با هم باشند،، حداکثرش در جمهوری اسلامی ایران، زن و مرد صندلی هایشان جدا باشد. در حالی که در ورزشگاه‌ها وقتی بازی تمام می‌شود تماشاگران بیرون می‌آیند یک وضع بسیار عجیبی دارد به گونه‌ای که اگرکسی حواسش جمع نباشد، زیر دست و پا می‌افتد.

و از طرفی گاهی برخی حرف‌های زشت و رکیک و ناسزار به هم

می‌دهند و در بعضی از مواقع منجر به درگیری میگرددکه با دخالت پلیس

درگیری خاتمه می‌یابد. با چنین فضایی کدام عقل سالم،و انسان با وجدان وکسی که کمی غیرت داشته باشد اجازه می‌دهد دختران و زنان جامعه که ناموس ما هستند در چنین جوّی قرارگیرند، و چشمان صدها جوان به آنان خیره شود و مورد متلک و طعن بعضی از مردان قرارگیرند، آیا این کار جز این است که ما گل هایمان که همان ناموس مان هستند با دست مان پرپر کرده‌ایم و خودمان زمینه این کار را فراهم ساخته‌ایم.

و اگر اسلام اجازه نمی‌دهد، زن به عنوان ورزش بدن نیمه عریان مرد ورزشکار را ببیند، به خاطر آن است که همانطوری که مرد با نگاه به بدن زن نامحرم تحریک می‌شود، زن هم با نگاه به بدن نیمه عریان مرد تحت تأثیر قرار می‌گیرد، و چه بسا همان نگاه کردن‌ها به طور مکرر منجر به گناه و آَلودگی و روابط نامشروع می‌شود. زیرا اگر دختری چند صحنه ورزش و فوتبال که هیجانی تر است دید، به دنبال آن دوست دارد صحنه‌های بیشتر را شاهد باشد، پس علاقه پیدا میکندکه اسامی ورزشکاران را بداند و به تدریج عکس‌های آنان را خریداری خواهد کرد و درکیف مدرسه اش می‌گذارد تا در آنجا به دیگران نشان دهد وکم کم کار به جایی می رسدکه فلان دختر خانم طرف تیم الف و دوستش طرفدار تیم ب می‌باشد.

به مرور زمان بعد از چند صباحی کار به جایی می رسدکه دوست دارد فوتبالیست مورد علاقه اش را از نزدیک ببیند و امضایی از او بگیرد، و چه بسا درصدد گرفتن شماره تلفن مرد مورد علاقه اش درمی آید، تا بتواند نزد او برود و ملاقات حضوری با وی داشته باشد.

چنانچه این مسائل بارها اتفاق افتاده است و نتیجه آن هم منجر به روابط نامشروع و بیچارگی دختر شده که گاهی جراید و روزنامه‌ها از این رابطه‌ها پرده برداشته‌اند. در حالی که نه اسلام و مراجع عالیقدر اجازه داده‌اند و نه هیچ انسان غیرتمندی حاضر می‌شود دخترش دچار این حوا دث گرد د.

بنابراین ورزش کار خوب و معقولی است و برای سلامتی بدن و نشاط معنوی و روحی مفید می‌باشد، اما نه به سبک غربی که در دنیا رایج شده است. اینک جهت آنکه بدانیم دوری از اسلام و دستورات رسول خدا(ص) به کجا می‌انجامد و برای اینکه درس عبرتی برای دختران باشد، به یک حادثه تأسف بار توجه فرمایید:

- ماجرایی عبرت انگیز برای دختران

در ۲ روزگذشته و پس از درج اعترافات شهلا در رسانه‌های جمعی کشور، پرونده قتل در میدان کتابی تهران که یک سال از زمان وقوع آن می‌گذرد، بار دیگر مورد توجه مردم قرارگرفت. دقایقی پس از اعترافات شهلا، خبرنگار ما با او در خصوص این جنایت گفتگویی کرده است که در ادامه می‌آید.

نحوه آشنایی خود با محمدخانی را شرح دهید.

۱۵سال پیش وقتی یک دختر ۱۳ ساله بودم، علاقه فراوانی به بازی فوتبال محمدخانی پیدا کردم. یادم می‌آید همیشه عکس‌های او را درون کیف و جلدکتابهایم می‌کردم، تا این که یک روز تصمیم گرفتم به هر طریق ممکن او را پیداکنم. در آن زمان ما ساکن کرج بودیم و پس از پرس و جو متوجه شدم محمدخانی در شهرری سکونت دارد. چندین بار به این محل رفت و آمدکردم تا سرانجام آدرس خانه او را پیدا کردم و این موضوع موجب شد تا زمینه دوستی من و محمدخانی فراهم شود.

یعنی با محمدخانی ازدواج کردی؟

به صورت رسمی خیر، اگر چه برایم هم مهم نبود؛ چون از صمیم قلب ناصر را دوست داشتم. او برای من خانه‌ای در خیابان ظفر (شمال تهران) اجاره کردکه اجاره نامه این خانه هنوز به نام ناصر است. به هر حال من ۱۵سال با ناصر زندگی کردم.

آیا لاله از ارتباط و یا ازدواج پنهانی شما اطلاع داشت؟

نه، لاله مرا نمی‌شناخت؛ اما من او را می‌شناختم، نه تنها لاله بلکه دوستان او را هم می‌شناختم؛ چون ناصر چند فیلم از جشن تولد بچه‌هایش را برای من آورده بود.

چرا در غیاب ناصر به خانه او رفتی؟

من در بازجویی‌هایم گفتم که از دسته کلید ناصر برای خودم کلید یدکی تهیه کرده بودم. نمی‌دانم چرا این کار را کردم؛ اما می‌خواستم یک سورپرایز برای ناصر باشد؛ چون چندین بار او وقتی از سفر خارج به کشور باز می‌گشت، لاله در خانه نبود و ناصر پشت در مانده بود. من آن روز به یکباره تصمیم گرفتم تا با سرکشی به خانه ناصر، ببینم در غیاب او خانه اش چه شکلی است تا اگر ناصر با من تماس گرفت، او را غافلگیر کنم. وقتی برای ساعتی در خانه بودم، تشنه‌ام شد و نوشابه خوردم، می‌خواستم از خانه خارج شوم که متوجه شدم یکی از همسایه‌ها در راهروی ساختمان است. به همین دلیل از رفتن منصرف شدم تاکمی خلوت شود، اما چند دقیقه بعد لاله به اتفاق یکی از دوستانش و ۲ فرزند خود وارد خانه شد. من در اتاق پذیرایی پشت ویترینی که در آن چینی و وسایل دکوری می‌گذارند، پنهان شدم.

آن شب چه اتفاقی افتاد؟

موضوع خاصی نبود. یادم می‌آید، دوست لاله به نام مهرنوش چند تلفن زد و بچه اش راکتک زد وپس از چند ساعت، آنها خوابیدند و من نیز در این محل به خواب عمیقی فرو رفتم.

صبج با صدای شیر آب که ظاهراً لاله در حال پرکردن کتری بود، از خواب بیدار شدم. وقتی مهرنوش و فرزندان لاله از خانه بیرون رفتند، لاله درها را قفل کرد و با برداشتن یک روزنامه به اتاق خواب خود رفت. در این موقع از پشت ویترین بیرون آمدم و به آشپزخانه رفتم، نمی‌دانم چرا این تصمیم را گرفتم؛ اما می‌خواستم لاله را بکشم. یک چاقو برداشتم و یک جفت دستکش بنفش به دستم کردم. تکه چوبی درگوشه اتاق بود، آن را برداشتم و وارد اتاق لاله شدم. او خوابیده بود.

ابتدا با چوب ۲ ضربه به سرش زدم، لاله از خواب پرید و هراسان از من پرسید: کی هستم و چه می‌خواهم، به اوگفت: معتاد هستم.

می‌خواستم ضربه دیگری بزنم که او موهایم را گرفت و با من درگیر شد. وقتی متوجه شدم زورم به او نمی‌رسد، چاقو راکه در پهلوی تخت گذاشته بودم برداشتم و چند ضربه به او زدم.

لاله چه می‌گفت؟

او می‌گفت: نزنم و حتی به من گفت: اگر دزد هستی (می‌گرید) درون کیفم صدهزار تومان پول هست. اما من به او ضربه می‌زدم. (بار دیگرگریه می‌کند و پس از لحظه‌ای ادامه می‌دهد) او به من گفت: مادرم غصه دار می‌شود مرا نکش.

پاسخ تو چه بود؟

دلم برایش سوخت، به اوگفتم کاری داری که برایت انجام دهم.

اوگفت به پلیس ۱۱۰ زنگ بزن تا مرا به بیمارستان ببرند؛ اما او با چاقویی که به زیرگلویش زدم، جان خود را از دست داد.

پس از جنایت چه کردی؟

رفتم و آب آوردم، دست‌های لاله را شستم؛ چون موهایم را چنگ زده بود. محل خود را با حوله‌ای که از حمام برداشتم، پاک کردم. ملحفه را عوض کردم و سپس با برداشتن یک انگشترکه روی میز بود، آنها را درون یک کیسه ریختم و باکلیدی که دراختیار داشتم، از خانه خارج شدم.

وسایل را چه کردی؟

در میرداماد در محلی که زباله ریخته بودند، وسایل را میان زباله‌ها ا نداختم.

آیا ناصر می‌دانست تو لاله راکشته‌ای؟

نه، می‌ترسیدم اگر بفهمد، نابود شود.

انگیزه تو از این جنایت مبهم است، انگیزه واقعی ات چه بود؟

شمادیدید که در طول بازجویی هر بارکه قاضی از من می‌خواست تا حقایق را بگویم، به جان ناصر قسم می‌خوردم. من انگیزه‌ای نداشتم فقط می‌خواستم ناصر را به تنهایی تصاحب کنم. [۷۰]

- ادامه ماجرا

با صدور حکم پرونده قتل لاله محمدخانی در شعبه ۱۱۵۴، روز گذشته شهلا جاهد حکم قصاص خود را از قاضی جنایی تهران دریافت کرد.

به گزارش خبرنگار "جام جم " پس از برگزاری چندین جلسه از محاکمه، خدیجه جاهد (شهلا) در دادگاه جنایی تهران، قاضی پرونده روز گذشته احکام مربوط به پرونده ۱۰ نفر از متهمان از جمله خدیجه جاهد (شهلا) را صادر و آن را ابلاغ کرد.

در ساعت ۱۰ روزگذشته وکلای مدافع شهلا و وکیل مدافع خانواده لاله سحرخیزان با حضور در دادسرا، یک نسخه از احکام قضایی مربوط را دریافت کردند.

رأی صادره در ۲۵ برگ به صورت خلاصه از ۴۰ برگ این پرونده تهیه و در اختیار متهمان قرار داده شده که بخشی از آن مربوط به گردش کار پرونده، نحوه دستگیری شهلا و دیگر متهمان و اعترافات مربوط به چگونگی قتل و بازسازی صحنه است.

در این حکم آمده است:

۱- خانم خدیجه جاهد (معروف به شهلا) با استناد به مواد قانونی ۱۰۵، ۲۰۵، ۲۰۶، ۲۰۷، ۲۱۹، ۲۳۱، ۲۳۲ و ۲۳۳ از قانون مجازات اسلامی به اتهام قتل عمدی فاطمه سحرخیزان (لاله) با توجه به درخواست بازماندگان مقتول به یک بار قصاص، در خصوص اتهام سرقت اموال لاله با توجه به اقاریر صریح ایشان و مجموع محتویات پرونده و احراز بزهکاری با استناد به مواد ۶۵۶ و ۶۶۷ از قانون مجازات اسلامی به تحمل ۳ سال حبس تعزیری، با احتساب ایام بازداشت قبلی و تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری و رد اموال دزدی در حق شکات محکوم می‌شود.

همچنین در ادامه این حکم آمده است: در خصوص اتهام خرید تریاک به میزان یکصد گرم توسط متهم، وی به ۷۴ ضربه شلاق تعزیری و۵ میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود.

در ادامه حکم اضافه شده است: در خصوص موارد اتهامی دیگر شهلا در زمینه رابطه نامشروع و ادعای سقط جنین، صرف نظر از صحت و سقم آن با توجه به اینکه متهم مدعی است میان او و محمدخانی صیغه شرعی جاری شده و برای سقط جنین توسط مادر مجازاتی تعیین نشده است، حکم برائت وی صادر می‌شود.

در این حکم اشاره شده است: اما در خصوص اتهام معاونت در قتل عمدی لاله توسط ناصر محمدخانی و ارتباط نامشروع با خانم خدیجه جاهد، با عنایت به این که در پرونده دلیل شرعی و قانونی با توجه به اتهامات یاد شده علیه وی وجود ندارد و آقای محمدخانی درکلیه مراحل تحقیق و دادرسی به شدت منکر علم و اطلاع از قتل همسرس توسط خدیجه جاهد بوده و شهلا در اعترافات خود عنوان کرده ناصر محمدخانی هیچ نقشی در قتل لاله نداشته و متهم (محمدخانی) عنوان کرده ارتباط وی با خانم جاهد براساس صیغه شرعی بوده، در خصوص این اتهامات تبرئه می‌شود؛ اما در خصوص استعمال مواد مخدر با توجه به اقرار صریح محمدخانی، وی به ۷۴ ضربه شلاق تعزیری و پرداخت ۵ میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود.

این گزارش حاکی است، در خصوص ۲ متهم دیگر پرونده که اتهام آنها نگهداری مشروبات الکلی وگیرنده ماهواره‌ای بوده است، قاضی جنایی این ۲ متهم را نیز به جزای نقدی محکوم کرد و برای ۶ نفر دیگر ازمتهمان از جمله حافظ طاحونی حکم برائت صادرکرد. [۷۱]

- حادثه دیگر

به گزارش خبرنگار دوستان، پرونده یک فوتبالیست که با داشتن همسر با یک دختر جوان به مدت سه سال رابطه پنهانی برقرارکرده بود، جهت رسیدگی به دادگاه کیفری ارجاع شد، اما دادگاه پس از تحقیقات اولیه رابطه زنای محصنه فوتبالیست جوان را ردکرد و پرونده او را به اتهام رابطه نامشروع جهت رسیدگی به دادگاه عمومی تهران ارجاع داد. [۷۲]

فصل سوم: اختلاط زن ومرد=

شرکت‌ها، برخی ادارات، مغازه‌ها و آموزشگاه‌ها=

قرآن کریم:

۱- زن در برابر نامحرم نباید با نرمی و به صورت هوس انگیز سخن بگوید. [۷۳]

۲- در سوره نور می‌فرماید:

زن در هنگام راه رفتن چنان (با ادا و اطوار و ناز و عشوه) راه نرودکه نامحرم را متوجه خودش سازد. [۷۴]

۳- درباره فلسفه و علت رفت و آمد نکردن مرد با زن نامحرم و رو به رو نشدن آن دو با یکدیگر،

قرآن کریم می‌فرماید:

"ذلِکَ اَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ "

رو به رو نشدن و سخن نگفتن شما مردان با زنان نامحرم برای پاکی

دلهای شما مردان و هم برای پاکی دلهای زنان بهتر است. [۷۵]

رابطه زن و مرد در احادیث

حدود سخن گفتن زن و مرد نامحرم

رسول خدا (ص) فرمود:

"نَهی اَن تَتَکَلَّمَ الْمَرْأَةُ عَندَ غَیْرِ زَوُجِها وَغَیْرِ ذی مَحْرمٍ مِنْها اَکْثَرَ مِنْ خَمْسِ کَلَماتٍ مِمّا لابُدَّ لَها مِنْهُ "

سخن گفتن زن‌ها با غیر شوهر و غیر محرم ممنوع است، مگر اینکه ناچار باشند. در این هنگام هم بیش از پنج کلمه سخن گفتن با نامحرم روا نیست. (منظور آنکه با چندکلمه مختصر مقصود خود را بیان کند ۰) [۷۶]

نگرانی رسول خدا(ص)

رسول مکرم اسلام ص فرمود:

"ما اَخافُ عَلی اُمَّتی فِتْنَةً اَخْوَفُ عَلَیها مِنَ النِساءِ وَالْخَمْرِ"

وحشتناک‌ترین فتنه و چیزی که برای امّتم از آن می‌ترسم زنان بی تقوا و شراب می‌باشد. [۷۷]

۴۰. و مانند آن: مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص۳۰۶

فرجام خلوت با زن نامحرم

همچنین آن حضرت (ص) فرمود:

"اِیاکَ وَالْخَلْوةَ بِالنِّساءِ وَالَّذی نَفْسی بِیَدِهِ ما خَلا رَجُل بِاِمْرَاَةٍ اِلّا دَخَلَ الشَیطانُ بَیْنَهُما وَلَاِنْ یَزْحَمْ رَجلٌ خِنْزیراً مُتَلَطِّخاً بِطینٍ وَحَمْأةٍ خَیْرٌ لَهُ مِنْ اَن یَزْحَمَ مِنْکَبُهُ اِمْرَاَةً لاتَحِلُّ لَهُ "

از خلوت کردن با زنان بپرهیزید. قسم به آن خدایی که جانم در دست اوست مردی با زنی خلوت نمی‌کند مگر اینکه شیطان (برای وسوسه، به گناه انداختن آن دو) وارد می‌شود. اگر بدن مردی، با خوکی که آلوده به کثافت و لجن است برخورد تنگاتنگی نماید و تماس زیادی با آن حیوان پلید داشته باشد، بهتر از آن است که شانه اش به زن نامحرمی برخورد کند. [۷۸]

لَمْس کردن زن نامحرم

رسول خدا(ص) فرمود:

"لَاِنْ یُطْعَنَ فی رَاْسِ اَحَدِکُمْ بِمِخْیَطٍ مِنْ یَدَیْهِ خَیْرٌ لَهُ مِنْ آن یَمُسَّ اِمْرَأَةً لا تَحِلُّ لَهُ "

اگر سوزنی با شدت و ضربه بر سر یکی از شما فرود آید، بهتر از آن است که زنی راکه نامحرم است لمس کند. [۷۹]

رسول خدا (ص) فرمود:

"لا تَحِلُّ لِاِمْرَأَه توْمِنُ بِاللهِ وَالْیَومِ الْاخِرِ أن تُسافِرَ مَسیرَةً یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ لَیْسَ مَعَها حُرْمَة"

برای زنی که ایمان به خدای بزرگ و روز آخرت دارد روا نیست روز یا شب مسافرت نماید در حالی که (مرد مَحْرم) و شوهرش همراه او نباشد. [۸۰]

آثار سخن گفتن با زن نامحرم

حضرت امیرالمومنین (ع) فرمود:

"عِبادَ اللهِ! اِعْلَمُوا... مُحادَثة النِّساءِ تَدْعوا اِلئ الْبَلاءِ وَ یُزیغ الْقُلُوبَ، وَ الرَّمْقُ لَهُنَّ یَخْطَفُ نُورَ الْاَبْصارِ الْقُلُوبِ وَ لَمْحُ الْعُیونِ مَصائِدُ الشَّیْطانِ ".

ای بندگان خدا! بدانید که... گفتگو و اختلاط مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد. و دل‌ها را منحرف می‌سازد و پیوسته به زنان چشم دوختن نور دیده را خاموش می‌گرداند، و همچنین با گوشه چشم به زنان نگاه کردن از حیله و دام‌های شیطان است. [۸۱]

(منظور از باگوشه چشم نگاه کردن آن است که شیطان ملعون گاهی انسان را وسوسه می‌کند ومیگوید: یک لحظه به این زن بنگر و فوری چشمت را برگردان! که همین کار باعث نگاه‌های بعدی و مقدمه گناهان بزرگ خواهد شد.)

باعث حل مشکل شیطان

رسول گرامی اسلام (ص) فرمود:

"ما صَعُبَ عَلَی الشَّیْطانِ اَمْرٌ فَاَتاهُ مِنْ جَهَةِ النِّساءِ اِلّا هانَ عَلَیْهِ "

هیچ کاری برای شیطان مشکل نیست هنگامی که پای زنان بی تقوا در کار باشد. که در این صورت آن کار مشکل بر شیطان آسان می‌گردد. [۸۲] امام صادق (ع) فرمود:

رسول خدا (ص) به زنان سلام می‌کرد و آنها نیز جواب می‌دادند، لی حضرت علی (ع) (تنها) به زنان غیر جوان سلام می‌کرد و به زنان جوان خوش نداشت سلام کند و می‌فرمود:

"اَتَخَوَّفُ أَن یًعْجِبَنی صَوْتُها فَیَدْخُلَ عَلیَّ اَکْثَرُ مِمّا اَطْلُبُ مِنَ الْاَجْرِ"

می‌ترسم صدای زن جوان در هنگام جواب سلام، در من اثر گذارد و (گناه) این اثر صدا بیشتر از ثواب سلامی باشدکه به دنبال آن هستم.[۸۳]

می‌دانیم که حضرت علی (ع) معصوم بود و شیطان قدرت نزدیک شدن به محور وجود مقدسش را نداشت، ولی یک انسان کامل مانند حضرت امیر (ع) می‌خواهد هیچ روزنه و راهی برای شیطان باقی نگذارد و او را برای همیشه از هر مکر و حلیه نا امید سازد.

به علاوه آن بزرگوار با این سخن به شیعیانش هشدار داد و خطر این موضوع را بیان نمودکه‌ای پیروان من مسئله ارتباط مرد با زن نامحرم را جدی بگیرید تا شیطان شما را فریب ندهد و تا می‌توانید با زن نامحرم هم سخن نشویدکه بسیار خطرناک می‌باشد.

دوری پیامبران از این کار

حضرت محمد(ص)فرمود:

"اِیّاکَ وَ مُحادَثَةَ النِّساءِ فَاِنَّهُ لایَخْلُوُا رَجُلٍ بِاِمْرَاَةٍ لَیْسَ لَها مَحْرَمٌ اِلّا هَمَّ بِها" ازگفتگو و اختلاط با زنان بپرهیز. به راستی هیچ مردی با زن نامحرمی در خلوت سخن نمی‌گوید مگر اینکه در دل او نسبت به وی رغبت پیدا می‌کند. [۸۴]

قرآن کریم در سوره یوسف آیه ۲۴ می‌فرماید:

وقتی حضرت یوسف (ع)با همسر پادشاه مصر رو به رو شد اگر ایمان، آگاهی، مقام نبوت وعصمت یوسف وکمک خداوند سبحان نبود،یوسف نیز به آن زن میل پیدا می‌کرد.

باعث درد بی درمان

حضرت محمد (ص) فرمود:

"باعِدُوا بَیْنَ اَنفاسِ الرِّجالِ وَالنِّساءِ فَاِنَّهُ اِذا کانَتِ الْمُعایَنَةُ وَالْلِقاءُ کانَ الدّاءُ الَّذی لادَواءَ لَهً "

بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید (تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند)؛ زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرارگرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت.[۸۵]

فتاوای مراجع عالیقد ر دربا ره اختلاط زن و مرد در محل کار=

- منشیگری زن برای مرد

س- استفاده از منشی زن در بعضی از ادارات که در آنجا مردان کارآزموده که بتوانند این کار را انجام دهند وجود دارد جایز است یا خیر؟ ج- در صورت رعایت کامل حجاب شرعی فی نفسه اشکال ندارد. ولی اینجانب در شرایط فعلی شغل منشیگری زنان برای مدیران مرد را نمی‌پسندم، بلی اگر مدیر از بانوان باشد منشیگری زنان مناسب است.[۸۶]

مقام معظم رهبری

س- در برخی ادارات و ارگان‌ها و شرکت‌ها، مدیران دفتردارانشان را از دختران و بانوان قرار می دهندکه طبیعتاً با مردان نامحرم مراوده دارند با توجه به تبعات سوء این امور حضرتعالی نظر خود را مرقوم فرمایید؟ ج- اختلاط مرد و زن در صورتی که معرض فساد باشد جایز نیست. حضرت آیت الله العظمی تبریزی

اشکال دارد بلکه بسیاری از مواردِ آن حرام است.

حضرت آیت الله العظمی مظاهری

اگر مفسده مترتب باشد جایز نیست. حضرت آیت الله العظمی سیستانی

با توجه به تبعات سوء آن باید اداره کننده دفتر را از آقایان قرار دهند. تعجب است که با این که مفاسد این رسوم مَفْسده و فسادانگیز در جوامع غربی و غیراسلامی به صورت‌های بسیار بد و مستهجنی هر روز از رادیوها می‌شنوند، باز هم بعضی می‌خواهند به تقلید از آنها این رسوم و اختلاط‌های غیرمشروع را بین زن و مرد رواج دهند.

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

اگر منشا مفاسد خاصی گردد جایز نیست. [۸۷]حضرت آیت الله مکارم شیرازی

-استفتاء وسوال دیگر

س- در بعضی از ادارات، مراکز علمی و دانشگاهی مردان و زنان و پسران و دختران جوان بعنوان همکار و همکلاسی در یک اطاق، یک جا مشغول انجام وظیفه و یا تحصیل می‌باشند، در حالی که با هم نامحرم هستند،و در طول خدمت و یا تحصیل با یکدیگر، یا با استاد و معلم مردشان گفتگو و سخنان غیرضروری و معمولی دارند، و در برخی اوقات زن با چهره متبسم و خندان با مرد نامحرم هم سخن می‌شود، نظر شریفتان را در مورد جواز و عدم آن مرقوم فرمایید؟

ج- اگر از روی لذت و موجب مفسده نباشد اشکال ندارد.

مقام معظم رهبری

اختلاط مرد و زن جایز نیست. حضرت آیت الله العظمی بهجت اختلاط زن و مرد چنانچه مورد اِلْتِذاذ جنسی و موجب تحریک شهوت باشد جایز نیست. حضرت آیت الله العظمی تبریزی خلوت کردن زن و مرد نامحرم در جایی که به غیر از آن دو نفر شخص سومی نیست وامکان رفت و آمد برای دیگران وجود ندارد حرام است. ولی اگر بیش از دو نفرند و رفت و آمد امکان دارد حرام نیست. ولی در هر حال باید مواظب وسوسه‌های شیطان باشند و با هم شوخی نکنند و از حرف‌های معمولی و مورد نیاز تجاوز ننمایند.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

اگر شهوت انگیز و یا مفسده انگیز باشد حرام است. [۸۸]

حضرت آیت الله العظمی مظاهری

همکاری مردها با زن‌های اجنبیه (نامحرم) در امور تجاری و اداری به نحوی که به تقلید از بیگانگان مرسوم شده است که از محرمات، پرهیز نمی‌کنند ومراعات احکام شرعیه را نمی‌نمایند جایز نیست. [۸۹]

حضرت آیت اللّه العظمی گلپایگانی، حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

- نظر امام خمینی قدس سره درباره تحصیل بانوان

س- زنی که می‌خواهد به تحصیل خود ادامه دهدکه بعدها شغلی حلال انتخاب کند، ولی فعلا ادامه تحصیل ملازم با این است که با نامحرم روبرو شود، مثلا نزد دبیر و استاد مرد درس بخواند یا اینکه با مردها در یک کلاس باشد چنین تحصیلی جایز است یا نه؟

ج- ادامه تحصیل در رشته‌های حلال اشکالی ندارد، لیکن تستر (پوشش داشتن) از اجانب و خودداری از اختلاط با آن لازم است. و اگر ادامه تحصیل مستلزم اختلاط با اجانب باشد و مفاسد دینی و اخلاقی در برداشته باشد، ترک کند. [۹۰]

عوا قب اختلاط زن و مرد در مراکز دولتی و خصوصی=

اشاره=

از اَیات قرآن کریم و احادیث ائمه اطهار(ع) و فتاوای مراجع عظیم الشأن که بیان شد، معلوم می‌شود که جز در موارد ضروری، اسلام شدیداً با اختلاط زن و مرد نامحرم و رفت و آمد آنان با یکدیگر مخالف است. تا جائی که اختلاط زن و مرد نامحرم را در هر جا اعم از محل کار و شرکت، مغازه و... باعث نزول بلا و سبب بروز دردها و مشکلاتی می‌داند که آن دردها و مشکلات درمان نخواهد شد. مگر اینکه زن و مرد از هم جدا باشند به گونه‌ای که سازمان و اداره‌ای، رئیس و مجموعه آن همه از بانوان باشند.

اما به صورتی که در ادارات و شرکت‌ها وکارگاه‌های خصوصی و مغازه‌ها مرسوم است که زنان و مردان نامحرم با هم کار می‌کنند وگاهی یکدیگر را همکار هم خطاب می‌نمایند، اینها همه گناه و حرام و موجب تحریک غریزه جنسی و مقدمه‌ای برای بسیاری ازگناهان و مشکلات اخلاقی و اجتماعی خواهد شد.

تقلید و ترویج فرهنگ بیگانه

با این که اسلام اینقدر تأیید بر عدم اختلاط زن و مرد نموده است، چرا برخی از مسئولین برخلاف اسلام می‌خواهند به سبک و روش غربی‌ها زن و مرد را مخلوط کنند و زمینه فساد و بی بند و باری وتقلید و ترویج فرهنگ غربی‌ها و به دنبال آن فروپاشی نظام خانواده را فراهم سازند.

همانطوری که رهبر معظم انقلاب فرمودند: ما از غرب و بیگانه علم باید بیاموزیم ولی تحت تأثیر فرهنگ و روش غیر اسلامی آنان قرار نگیریم. و اگرکسانی فکر می‌کنند با تقلید از غربی‌ها آنان از ما راضی می‌شوند، این افراد بدانند بیگانگان وقتی از ما خشنود می‌شوند که ما به طورکلی از اسلام و قرآن، هویت مذهبی و ملی مان دست برداریم و برده آنان شویم وکشور و تمام ذخایر آن را در اختیار آنان قرار دهیم. بر همین اساس، قرآن کریم می‌فرماید:

"وَ لَنْ یَرْضی عَنْکَ الْیَهًودُ وَ لاَ النَّصاری حَتّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ "

ای پیامبر! یهودیان و مسیحیان (و دشمنان اسلام) از تو راضی نخواهند شد مگر آنکه (دست از اسلام برداری)و از آیین آنان پیروی کنی.[۹۱]

مگر می‌شود؟!

با این همه تأکید قرآن و روا یات بر پرهیز از اختلاط زن و مرد مگر می‌شود زن و مرد نامحرم در یک محل و یا سر یک میز در یک اطاق ساعت‌ها با هم رفت و آمد داشته باشند، و با یکدیگر حرف بزنند و یا به صورت یکدیگر نگاه کنند اما تحت تأثیر قرار نگیرند؟!

مگر می‌شود زن در جمع مردان حضور پیدا کند و به عنوان مسئول و نماینده مجلس در پشت میز قرارگیرد و سخنرانی نماید اما بعضی مردان به او نگاه بد وگناه آلود نکنند؟!

مگر می‌شود زنی آن هم زن جوان روزهای متعدد با مردان نامحرم جهت تهیه فیلم و سایرکارهای به اصطلاح هنری به مسافرت برود، و مردان نامحرم چشم طمع به او نداشته باشند؟

مگر می‌شود زن جوانی به عنوان مجری به ویژه در تلویزیون با چهره متبسم و خندان و لباس‌های رنگارنگ و زیبا، ظاهر شود و با مردان نامحرم دیگر به عنوان مجری رو به روی یکدیگر قرارگیرند اماکسی تحت تأثیر قرار نگیرد؟!

مگر می‌شود زن به عنوان منشی در اطاق و دفتری و یا به عنوان فروشنده و بازاریاب با مردی ساعت‌ها کنار هم باشند و با هم مراوده و گفتگو داشته باشند، اما تحت تأثیر قرار نگیرند؟!

مگر می‌شود زنی در اداره و یا بیمارستان به عنوان کارمند و همکار ساعت‌ها با مردان متعدد هم سخن گردد و به چهره یکدیگر نگاه کنند، اما هیچ نظری به یکدیگر نداشته باشند؟!

جائی که حضرت علی (ع) و حضرت یوسف (ع) به خاطر رو به رو شدن با زن نامحرم ناراحت بودند، وضع ما انسان‌های غیرمعصوم و ضعیف روشن است که باکوچکترین نگاه و حرکت یک زن نامحرم و یا خنده او تحت تأثیر قرار می‌گیریم و چه فکرهای باطلی در ذهنمان خطور می‌کند!

بهانه‌های شیطانی=

اما شیطان آنقدر ماهرانه عمل میکندکه اکثر مردم را به گناه می‌کشاند

و ما هم توجیه گر شیطان می‌شویم. با این کار زن نامحرمی که به عنوان همکارکنارمان نشسته و یا چندین مرتبه در روز با ما کار دارد و با نگاه هایمان او را از هر جهت برانداز می‌کنیم وگاهی به بهانه‌های مختلف در محل کار دوست داریم سر صحبت باز شود و یا حرفی بزنیم یا چهره او را خندان ببینیم و اگر زنی بخواهد در محل کار با متانت و وقار کار کند آنقدر او را مورد تمسخر و طعن و سرزنش قرار مر دهیم تا او را تسلیم سازیم و با ما بگو و بخندی داشته باشد.

با این که در باطن و فکرمان حقیقت چنین است، اما در ظاهر و با زبان اظهار می‌داریم این خانم همکارم می‌باشد و ما مثل خواهر و برادریم، من نگاه خواهری به او می‌کنم، انسان باید قلب و دلش پاک باشد، خشک مقدسی را باید کنارگذاشت، من هر چه نگاه کنم اثر ندارد و تحریک نمی‌شوم، در نگاهم هدف و نظری ندارم.

این حرف‌ها و بهانه‌ها و صدها توجیه دیگر از القائات شیطان است که از زبان مرد و زن همکار زده می‌شود.

فروپاشی نظام خانواده

انسان به طور فطری دنبال کمال و از هر چیزی بهترین آن را دوست دارد. وقتی مردی در محل کار با زن جوانی به عنوان همکار یا منشی و

غیره هم سخن شد، طبیعی است که دیگر به همسر خودش که سالها با او بوده و مسن تر است چندان علاقه‌ای نشان نمی‌دهد. و همین بی رغبتی به همسر باعث سرد شدن کانون خانواده می‌شود.

وقتی خانمی مشاهده نمود شوهرش چندان علاقه‌ای به او نشان نمی‌دهد، دیگر آن زن حال و حوصله اداره خانه و بانشاط نگه داشتن زندگی را نخواهد داشت و چه بسا روی تحصیل و اخلاق و روان فرزندان اثر می‌گذارد.

و از طرفی وقتی برخی زنان دیدند در شرکت یا اداره و محل کارشان، مردی است که از نظر حقوق و زببایی برتر از شوهرش می‌باشد، و به ظاهر در آنجا بیشتر به او اظهار محبت و علاقه می‌نماید، به طور فطری نظر و توجه آن زن به مرد همکارش زیاد خواهد شد، و در مقابل بی رغبتی نسبت به شوهرش پیدا می‌کند و چه بسا همین امر پس از مدتی منجر به نزاع‌های خانوادگی و طلاق می‌گردد.

این موضوع در جوامع غربی بسیار اتفاق می‌افتد، و در جامعه خود ما گاهی دیده شده که بعضی از زنانی که وارد مقوله بازیگری و فیلم شده‌اند، شوهران متعدد نموده‌اند، حتی عده‌ای از آنان شوهر نداشتن را ترجیح می‌دهند تا قید و بندی درکار نباشد و هیچ آقا بالاسری نداشته باشند. و بر فرض این که شوهر کنند، چنان برخورد می‌کنند که او از خود اراده‌ای نسبت به مراقبت فرزندان و همسرش نداشته باشد و در بعضی از مواقع شوهر برای این گونه زنان جنبه تشریفاتی دارد.

بنابراین هیچ مردی- مگر مردان بسیار مسنّ- نیست مگر آنکه به طور طبیعی تمایل دارد با جنس مخالف هم سخن شود و این کشش و میل در زن هم به صورت فطری وجود دارد و هر چه در مراکز مختلف زن و مردم نامحرم به سبک غربی کنار هم قرار دهیم فساد وگناه و آلودگی را در جامعه زیاد نموده‌ایم. وکانون خانواده را بیشتر در معرض فروپاشی قرار داده‌ایم.

==== تجاوز به حقوق کودکان====-

اگر ما خود را پیرو اسلام و راه امام خمینی ره می‌دانیم، باید همانطوری که اسلام عزیز از ما خواسته کرامت و شغل اولیه زنان را حفظ کنیم و آن شغل اصلی و اولیه بانوان، تربیت فرزند است که همه پیامبران و اولیاء الهی برای تربیت انسان به رسالت مبعوث شدند. [۹۲]

بر همین اساس حضرت امام خمینی قدس سره خطاب به بانوان فرمود:

"این شغل (تربیت فرزند) شغل اول شماست. " [۹۳]

"این شغل (شغل مادری) شغل انبیاست. "[۹۴]

"شغل تربیت فرزند... از همه شغل‌ها بالاتر است، اگر یک فرزند

خوب تحویل جامعه بدهید برای شما بهتر از همه عالَم است. اگر شما یک انسان تربیت کنید برایتان بقدری شرافت دارد که من نمی‌توانم بیان کنم. " [۹۵]

"آنقدری که اخلاق مادر در بچه کوچک تاثیر دارد و به او منتقل می‌شود از دیگران عملی نیست، مادرها مبدأ خیرات هستند... یک مادر ممکن است یک بچه را خوب تربیت کند و آن بچه یک امت را نجات دهد. " [۹۶]

"از دامن زن، مرد به معراج می‌رود. " [۹۷]

- وظیفه اصلی بانوان درکلام رهبر فرزانه

رهبر معظم انقلاب خطاب به زنان می‌فرماید:

مسأله خانواده بسیار مهم است یکی از مهمترین گِره‌ها، در خانواده است. لذا توجه داشته باشیدکه در خانواده‌ها چه خبر است. خود شماها ببینید چه چیزی این نابسامانی‌ها را به وجود می‌آورد، ریشه‌های آن را پیدا کنید. طرح‌های بلند مدت بریزید، تا آن نابسامانی‌ها برطرف شود. مسأله مادری، مسأله همسری، مسأله خانه و خانواده از مسائل بسیار اساسی و حیاتی است. در همه طرح‌هایی که ما داریم باید خانواده مبنای اصلی باشد.

یعنی شما (بانوان) اگر از بزرگترین متخصصین پزشکی یا در هر رشته دیگر شوید اگر چنانچه زنِ خانه نباشید این برای شما نقص است شما می‌توانید زنِ خانه، یعنی کدبانوی خانه هم باشید.

مادر از هر سازنده‌ای سازنده تر و با ارزشتر است. بزرگترین دانشمندان ممکن است ابزار بسیار فوق پیچیده الکترونیکی یا موشک‌های قاره پیما و وسایل تسخیر فضا را به وجود بیاورند ولی هیچ کدام از اینها اهمیت این را ندارد که کسی یک انسان والا به وجود بیاورد، چنین کاری تنها از مادر ساخته است. این، آن الگوی زن اسلامی است. [۹۸]اگر چه خانواده از مرد و زن تشکیل می‌شود و هر دو در تشکیل و موجودیت خانواده مؤثر هستند، اما آسایش فضای خانواده و آرامش و سکوتی که در فضای خانواده وجود دارد به برکت زن و طبیعت زنانه است. [۹۹]

با توجه به نقش مهمی که مادر در اسلام از نظر تربیت و اخلاق نسبت

به کودکان دارد و با عنایت به سخنان امام خمینی قدس سره و بیانات رهبر عظیم الشأن انقلاب، آیا کشاندن زنان به بازارکار، فاصله انداختن بین زن و وظیفه اصلی او نیست؟ همین فاصله باعث می‌شود در آینده نزدیک، جامعه از فرزندان شایسته و صالح و سالم محروم بماند. زیرا جدا نمودن فرزندان از دامن پر مهر و محبت مادران و سپردن آنان به دست دیگران، سبب وارد آمدن ضربات روانی بر روح لطیف کودکان خواهد شد.

طبق اظهار نظر روانشناسان و متخصصان، یکی از علل بروز امراض روانی و وجود عقده وکمبودهای عاطفی در برخی جوانان، رشد نیافتن در آغوش آرام بخش مادران می‌باشد. هیچ مؤسسه و نهاد و کانونی اگر چه تعبیه به مجهزترین وسائل آموزشی روز شود و از مجرّب‌ترین مربیان جهت کودکان استفاده کند، نخواهد توانست جای محبت و تربیت مادر را بگیرد. زیرا پیوند و رابطه عاطفی مادر و فرزندش که جزء فطرت هر مادری است فقط بین هر مادر و فرزندش برقرار است، و هیج چیزی جای آن را پر نمی‌کند.

بر همین اساس روزنامه نیویورک تایمز اعلام کرد:

کودکانی که بیش از ۳۰ ساعت در هفته در مهدکودک می‌مانند با مشکلات رفتاری مواجه می‌شوند. این روزنامه با انتشار نتایج تحقیقاتی پیرامون یک هزار و یکصدکودک در ده شهر آمریکا از سال ۱۹۹۰ تاکنون نوشت: "آموزگاران آمادگی و مادران این کودکان از آنها به عنوان کودکان تهاجمی، بهانه گیر، نترس، دردسر آفرین و افرادی که باید خواسته هایشان به سرعت عملی شود یاد می‌کنند". [۱۰۰]

به علاوه خانمی که ساعت‌ها در اداره و شرکتی فعالیت داشته و هنگام بازگشت به منزل احتیاج به استراحت دارد، این مادر دیگر مانند یک مادر خانه دار توان و حوصله سر وکار داشتن باکودکی که ساعت‌ها برای دیدار مادرش لحظه شماری می‌کرده را ندارد.

باعث آزار و اذیت

بر اساس گزارش نشریه واشنگتن تایمز در آمریکا از هر چهار زن یک زن مورد آزار مردها قرار می‌گیرد. از هفت هزار زن بین ۱۸ تا ۵ ۶ ساله‌ای که مورد سؤال قرارگرفته‌اند ۳۷ درصد به این خشونت (چه به عنوان شوهر و یا دوست) اعتراف کردند. که این خشونت مردها باعث شده که آنها نتوانند وظایف خود را در محیط کار و خانواده بطور شایسته انجام دهند.

۱۲ درصد آنهاگفته‌اند سوء استفاده‌ها در محیط کار نیز آنها را رها نمی‌کنند. ۱۶ درصد از این زنها گفتند که این آزارها شامل مشت، سیلی، لگد، هول دادن و یا فشارگلو بوده است. ۱۵درصد از زنانِ تحت آزار گفتند: به علت این امر اشتغال برایشان مشکل بوده است. [۱۰۱]

دوری جوانان از ازدواج

بسیاری از مردان دوست دارند همسری انتخاب نمایند که متعلق به خودشان باشد و از ازدواج با دختری که مسائل اخلاقی و پاکدامنی را رعایت نمی‌کند و به طور دائم با مردان نامحرم نشست و برخاست دارد، و با چهره خندان با آنها برخورد می‌کند، دوری می‌کنند. بر همین اساس وقتی جوانی دید دختری در اداره یا شرکتی نکات اخلاقی را رعایت نمی‌کند، چنان باب سخن را با مردان نامحرم و غریبه باز میکندکه گویا همه مَحْرم و برادر واقعی او هستند. اینجاست که به خاطر وجود غیرتی که خداوند غیور در نهان او قرار داده، فضای فکر و ذهن او لبریز از بدبینی به ازدواج می‌گردد. و نزد خود می اندیشدکه شاید همه زنان و دختران چنین روحیه و صفاتی دارند. لذا حالت بی میلی و دلسردی نسبت به زندگی مشترک پیدا می‌کند.

یکی از علل تأخیر ازدواج درکشورهای غربی وکشور خودمان همین روحیه بدبینی در وجود جوانان است. و اینجانب بارها با جوانان برخورد داشته‌ام و سخن از ازدواج به میان آمده، به خاطر همین اختلاط زن و مرد در محل کار، و رابطه نامشروع برخی دختران با جوانان نامحرم، تمایلی به چنین دخترانی برای ازدواج نشان نمی‌دهند، اگر چه در میان دختران شاغل، زنان مؤمن و با عفت زیاد وجود دارد. به طورکلی اختلاط زن و مرد با اساس اسلام و با فطرت زن و مرد و به خاطر نیروی کشش و جاذبه بین آن دو و به علت غیرتی که در درون مرد است، منافات دارد.

بنابراین مسئولین نظام اسلامی اگر واقعاً می‌خواهند احکام اسلام ناب محمدی (ص) و حکومت علوی در جامعه پیاده شود، و رضایت خداوند حکیم جلب گردد، و برکات مادی، معنوی از جانب حضرت حق تعالی بر این مردم نازل شود،و فرهنگ و هویت مذهبی و ملی این مردم سالم بماند و دست خوش تغییر نگردد، و از طرفی نظام خانواده مستحکم بماند و مادران در دامن خود فرزندان سالم از جهت روحی و جسمی بپرورانند و تحویل جامعه دهند، و جو بدبینی نسبت به ازدواج از بین برود، و جوانان عزیز سریع تر مشکل شغل و ازدواجشان حل گردد، باید محل کار زنان و مردان در تمام سطوح جدا گردد، و در اشتغال اولویت را به جوانان پسر بدهند.

- حل مشکل

اسلام مخالف کار زن نیست، بلکه با فساد وگناه مخالف است. مسئولین وکسانی که دلشان برای کشور و مردم می‌سوزد به جای اختلاط زن و مرد، بیایند نیروی بانوان را در بخش‌هایی که نیاز داریم تقویت کنیم، مانند رشته مامایی و پزشک در رشته‌های مختلف تا زنان ما مجبور نشوند نزد دکتر مرد بروند.

بیایید در آموزش و پرورش در مقطع ابتدئْی تا متوسطه و رشته‌های تجربی و نظری دبیران ریاضی، فیزیک، شیمی تربیت کنند تاکمبود معلم در این دروس جبران شود. زیرا در حال حاضر ما با کمبود معلم در این دروس مواجه هستیم به طوری که از معلمان مرد برای تدریس دختران استفاده می‌شود و این از نظر اسلام جایز نیست.

به جای ترویج فرهنگ بیگانه و اختلاط زن و مرد، مسئولان بیایند اساتید مختلف در رشته‌های گوناگون دانشگاهی تربیت نمایند تا دختر و پسر دانشجو سر یک کلاس نرو ند و خود بانوان تدریس دختران دانشجو را به عهده بگیرند.

کسانی که دلشان برای اسلام و اصلاح جامعه می‌تپد باید امور و کارهای بانوان را در مدارس و دانشگاه‌ها به خود آنان واگذار نمایند و در هر اداره که مراجعه بانوان زیاد است بخشی را خود آنان جهت حل مشکلات زنان به عهده بگیرند تا از اختلاط زن و مرد نامحرم که منشأ بسیاری ازگناهان است جلوگیری شود.

- گرایش بیگانگان و غربی‌ها

اشاره

حتی خود غربی‌ها و دیگران از اختلاط زن و مرد در مراکز عمومی و ادارات و مؤسسات احساس خطر کرده‌اند. در برخی از این کشورها برای حفظ منزلت زنان و دختران و مصون ماندن آنان از آسیب مردان، برخورد زنان و مردان را در اجتماع از بین برده‌اند و یا در صدد تفکیک بین این دو قشر در مراکز علمی و اجتماعی هستند. اینک به نمونه‌هایی از این امر در بعضی ازکشورهای جهان توجه فرمائید:

ژاپن

نخستین درمانگاه عمومی ویژه زنان که تمام پزشکان وکارکنان آن نیز زن هستند، در توکیو آغاز به کارکرد.

به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، رییس این مرکز درمانی به تلویزیون توکیو گفت: که پزشکان متخصص در هفت رشته، پرستاران، مشاوران وکارکنان این درمانگاه همگی زن هستند. وی افزود: زنان توکیو به شدت از این مرکز استقبال کرده‌اند، به طوری که وقت پزشکان تا یک ماه دیگر پر شده است. این درمانگاه تازه‌ترین نشانه از تلاش زنان ژاپن برای جدا کردن حریم خود از مردان است. واگن‌های مخصوص زنان در برخی خطوط قطار، اتوبوس‌های بین شهری ویژه زنان و دانشکده بانوان از دیگر نشانه‌های این تلاش در میان زنان ژاپنی است.

کتابفروشی‌هایی که علامت "و رود آقایان ممنوع " را نصب کرده‌اند نیز

از پدیده‌هایی است که در جامعه ژاپن دیده می‌شود. برخی از هتل‌های توکیو هم با جداکردن طبقه زنان از مردان کوشیده‌اند تا به راحتی بیشتر زنان در این کشورکمک کنند. ایجاد توقفگاه خودروی ویژه بانوان نیز از ابتکارهای ژاپنی‌ها برای تأمین ایمنی زنان در جامعه صنعتی امروز است. در این حال، برخی کارشناسان معتقدند که افزایش آزارهای جنسی در ژاپن علت اصلی برای ایجاد محل‌هایی ویژه برای زنان بوده است، و برخی دیگر این روند را ناشی از میل فطری زنان به حفظ حریم خصوصی خود می‌دانند.

در هر صورت، این روندکه تا چند سال پیش نوعی تبعیض تلقی می‌شد، در سال‌های اخیر طرفداران بسیاری در ژاپن یافته، و با توجه به امکانات موجود در این کشور شرق آسیا در بسیاری از زمینه‌ها به طور جدی در حال پیشرفت است. [۱۰۲]

شرکت هواپیمایی "اسکای مارک " ژاپن در نظر دارد طرح اختصاص صندلی‌هایی ویژه برای بانوان را در مسیر هوایی توکیو- فوکوکا در جنوب این کشور، به اجرا درآورد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، "تاکاکویامادا" سخنگوی این شرکت گفت: اگر چه مسافران پروازهای توکیو- فوکوکا، را همواره بازرگانان که به طور عمده مرد هستند، تشکیل می‌دهند اما بررسی‌های به عمل آمده نشان از این واقعیت دارد که ۴۰ درصد مشتری‌های ما در پروازهای یاد شده، زن هستند.

او افزود: در این بررسی، بسیاری از مسافران زن همنشینی درکنار یک زن را به دلیل آسودگی خاطر بیشتر، ترجیج می‌دادند و به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم این طرح را با هدف ارزیابی واکنش مسافران، به طور آزمایشی به اجرا درآوریم.

شرکت اسکای مارک که از دو فروند جت بویینگ ۷۶۷ باگنجایش ۳۰۰ مسافر برخوردار است، از ۷ ماه مه تا ۱۲ ژوییه، در هر یک از پروازهای مسیر توکیو- فوکوکا، ۱۰ صندلی را برای مسافران زن، اختصاص می‌دهد.

خانم یامادا تصریح کرد: ما در ادامه نظرسنجی‌های خود در مورد این طرح آزمایشی، نسبت به ادامه یا توقف آن تصمیم گیری می‌کنیم.

یک شرکت خط آهن بین شهری ژاپن در واکنش نسبت به شمار روزافزون مزاحمت‌ها برای مسافران زن، ماه مارس گذشته واگن‌هایی را به طور منظم برای جابجایی مسافران زن در طول ساعات شب، اختصاص داد. در تمامی مسیرهای قطار شرکت "کیوتیتو" از مرکز توکیو به حومه‌های غربی (از ساعت ۱۱ شب به بعد) مسافران زن در یک واگن اختصاصی جا به جا می‌شوند. کیوتیتو یکی از شرکتهای بزرگ خصوصی در ژاپن است. [۱۰۳]

آلمان

رئیس انستیتو تعلیم و تربیت آلمان درباره آثار مخلوط نبودن دختران و پسران حتی در دوران ابتدائی می‌گوید:

حضور مجزای دختران و پسران درکلاس‌های درس به خصوص در دوره ابتدایی می‌تواند در یادگیری دختران تأثیر بسزایی داشته باشد. و در پی تحقیقات انستیتو پژوهشی پلانک آلمان میل و رغبت دختران برای یادگیری روش مخصوص علوم ریاضی درکلاس‌های مختلط رضایتبخش نیست.

آمریکا

به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و به نقل از رادیو فرانسه: در ویرجینیای آمریکا طرحی در سال سوم راهنمایی برای جدا کردن دختران از پسران درکلاس درس در دست آزمایش است. چون آموزگاران پی برده‌اند که دختران بخصوص در ریاضیات و علوم بدون حضور پسران راحت تر به نظر می‌رسند. به گفته آَموزگاران، دختران درکلاس‌های مختلط برای آنکه مورد تمسخر و انتقاد پسرها قرار نگیرندکمتر در بحثها شرکت می‌کنند. در حالی که در غیاب پسرها بهتر و راحت تر به سوالات جواب می‌دهند. ظاهر نتایج اولیه این آزمایش‌ها رضایت بخش بوده است. به گفته آموزگاران، بخصوص دختران خجول درکلاسهای دخترانه راحت تر هستند، اما انجمن‌های متعددی از جمله انجمن ملی زنان آمریکا با این طرح به مبارزه برخاسته است و آن را جدایی و تبعیض جنسی فاحشی می‌داند. [۱۰۴]

اولویت شغل به جوانان

به علاوه به جای آنکه مانند غربی‌ها در هر اداره و شرکت و مغازه زنان را وارد سازیم، بیاییم در مرحله اول شغل را به جوانان پسر دهیم و آنان را در اولویت قرار دهیم تا اینکه:

اولاً: زمینه اشتغال جوانان فراهم شود و معضل بیکاری تا حدودی حل گردد.

ثانیاً: سبب می‌شود جوانان سریع تر دنبال ازدواج بروند و در نتیجه دختران هم زودتر به خانه بخت می‌روند.

ثالثاً: با ازدواج و اشتغال، بیکاری، فقرکه منشأ بسیاری از آلودگی‌ها و گناهان است از بین خواهد رفت، زیرا دیگر برای جوان فرصت و انگیزه فساد وجود نخواهد داشت.

رابعاً: با اولویت دادن شغل به جوانان و از بین بردن بیکاری، زمینه فساد، اعتیاد، منکرات و روابط نامشروع کاهش خواهد یافت. و به دنبال آن زندان‌ها از وجود جوانان عزیز خالی خواهد شد، وکار نیروی انتظامی ، قوه قضائیه تقلیل می‌یابد. مسئولین نظام به جای مبارزه با معلول، بیایند با علت مبارزه کنند. به جای مبارزه با فساد، زمینه فساد را از بین ببرند. به جای آنکه بیایند با جوانان معتاد و آلوده مبارزه کنند، زندان‌ها از جوانان پر گردد، بیایند با اولویت دادن شغل به جوانان، بیکاری را که علت بسیاری ازآَلودگی هاست از بین ببرند. مشکل جوانان ما امروز تملّق گویی و فریب دادن آنان با الفاظ جذاب و فریبنده نیست، تا با این به به و چه چه گفتن‌ها، و با استفاده از فطرت پاک جوانی عده‌ای به پست و مقام و مالی برسند. جهت اطلاع بیشتر، به سخنان رهبر فرزانه انقلاب درکتاب "بهشت جوانان " ص ۵۲۷ مراجعه فرمایید.

اگر اولویت کار به جوانان داده نشد و ادارات و سازمان‌ها و شرکت‌های دولتی و غیر دولتی به خاطر اغراض مختلف، دختران جوان را استخدام کردند، و روش غربی‌ها را در ادارات، شرکت‌ها پیاده نمودند، چند صباحی نمی‌گذرد که فساد و آلودگی و روابط نامشروع بسیاری این مراکز به ویژه مراکز غیر دولتی را فرامی گیرد.

به علاوه استخدام زنان به جای مردان باعث می‌شود جوانانی را که مسئولیت زندگی بر دوش آنهاست بیکار شوند و زمینه اعتیاد، سرقت، مزاحمت برای نوامیس مردم و سایرگناهان فراهم خواهد شد، به دنبال آن به جای آبادانی و رشد جامعه، زندان‌ها را آباد و پر خواهیم نمود. و از طرفی بسیاری از دختران شاغل و حقوق بگیر هم راضی نمی‌شوند با جوانان بیکار ازدواج کنند، و با توجه به طبیعت زنانه، در اکثر اوقات این دختران بخشی از درآمد خود را صرف تجملات و لباس و آرایش خود می‌کنند، و این کار منشاء بسیاری ازگناهان و سبب جلب نظر همکاران و ارباب رجوع‌ها در خیابان و محل کار به آنان می‌گردد.

بر فرض رضایت دختری، غیرت و غرور جوان اجازه نمی‌دهد در حالی که بیکار و بدون شغل است، بیاید با دختری که دارای شغل و حقوق خوبی است، ازدواج نماید. زیرا او به آینده خویش می‌نگرد و پیش خود می‌گوید که من با این ازدواج تحقیر می‌شوم، و غرور و جوانمردی ام شکسته خواهد شد، و در آینده شاید از طرف همسرم و دیگران مورد سرزنش قرارگیرم. لذا بسیاری از جوانان راضی به چنین ازدواج‌هایی نخواهند شد.

این در حالی است که غریزه جنسی به دختر و پسر جوان فشار می‌آورد

و سبب اضطراب و ناراحتی‌های روحی آنها می‌شود. بعلاوه به خاطر اینکه زمینه گناه برای اکثر جوانان آماده، و از طرفی اعتقاد و ایمان قوی جهت کنترل غریزه وجود ندارد، طبیعی است که دختران و پسران روابط نامشروع برقرار می‌کنند، و یا اینکه سن ازدواج بالا می‌رود. بر همین اساس بسیار مشاهده می‌شود دختر خانمی با مدرک بالا، شغل مناسب و حقوق عالی اما ازدواج نکرده، و پدر و مادرش در به در دنبال شوهر مناسب می‌گردند. این در حالی است که سن دختر خانم از مرز سی سال گذشته است.

اینجانب سالها است با نسل جوان از نزدیک ارتباط دارم، و مشکلاتشان را با حقیر در میان می‌گذارند، یکی از آن مشکلات مسئله بالا رفتن سن دختران است. گاهی دریک روز چند نفر از شهرهای مختلف تماس می‌گیرند و اظهار می‌دارند سنّمان بالا رفته و خواستگار سراغمان نمی‌آید، با این که از مدرک و تحصیلات بالا و حقوق خوبی برخورداریم. به طوری که با یک افسردگی روحی و اضطراب مواجه شده‌اند. و علت آن بالا رفتن سن، احتیاج شدید به ازدواج، سربار پدر و مادر و یا برادر و شوهر خواهر شدن و ده‌ها مشکل دیگر است.

بنابراین، مسئولین و والدین اگر می‌خواهند از این وضع نجات یابند و جوانان دارای شغلی شوند و دختران زودتر شوهرکنند، راهی جز اولویت دادن به جوانان پسر در استخدام در مراکز دولتی و غیر دولتی ندارند. و تا زمانی که از روش غربی‌ها دوری نکنیم و دل به پیاده نمودن احکام نورانی اسلام نسپاریم، وضع جامعه بهبود نخواهد یافت.

از آنچه بیان شد، معلوم گشت که کارکردن زنان در ادارات، شرکت‌ها، مغازه‌ها، آموزشگاه‌ها و سایر اماکن به سبک غربی که اکنون در بعضی از جاها رایج شده و عده‌ای نیز هر روز آن را تشدید می‌کنند، از نظر اسلام جایز نیست وگاهی این مراکز محلی برای شکار و رابطه نامشروع با زنان است. [۱۰۵]

(برخی مراکز بهداشتی)

فتاوای مراجع درباره مراجعه زن به پزشک مرد

۱- آیا مراجعه زن به پزشک مرد در صورتی که بتواند پزشک زن در آن رشته بیابد جایز است؟ البته با توجه به اینکه غالبا به او نگاه شده وگاهی هم از او معاینه به عمل می‌آید؟

ج- جایز نیست. حضرت اما م قدس سره

(مراجعه زن به پزشک مرد درکلیه امور پزشکی تا به مرحله ضرورت نرسیده جایز نیست. حضرت آیت الله العظمی بهجت با وجود مماثل (مراجعه زن) به نامحرم جایز نیست.

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

در صورت امکان مراجعه به پزشک مماثل مراجعه به غیر مماثل در صورتی که مستلزم نگاه و لمس باشد جایز نیست.

حضرت آیت الله العظمی لنکرانی

در صورتی که پزشک هم جنس به قدرکافی وجود داشته باشد و احساس ضرورتی به غیر هم جنس نشود مراجعه به غیر هم جنس در جایی که مستلزم نظر و لمسِ حرام است، جایز نیست. [۱۰۶]

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

۱- خانمها نمی‌توانند آستین خود را برای آمپول زدن و یا فشار خون و نبض گرفتن و غیره در مقابل نامحرم بالا بزنند مگر در مواقع اضطرار. حضر ات آیات عظام، امام- گلپایگانی- اراکی ( ره)،

۲- دکتر محرم نیست. لذا در غیر مقام اضطرار نمی‌تواند به بدن زن نا محرم نگاه کند. حضرات آیات عظام، امام- گلپایگانی- اراکی قدس سره ۳- گرفتن عکسهای رادیولوژی در صورتی که مستلزم نگاه به بدن نامحرم باشدگرفتن خون برای آزمایشگاه‌ها، سونوگرافی و یا هر عملیات پزشکی دیگر در صورتی که بتوان به پزشک یا متخصص زن در آن رشته رجوع کرد، توسط مردِ نامحرم حرام ا ست. [۱۰۷] امام- گلپایگانی- اراکی قدس سره همانطوری که مراجع عالیقدر فرمودند دکتر جزء محارم نیست،[۱۰۸] و مراجعه زن به پزشک مرد در صورت ضرورت و ناچاری اشکال ندارد. مانندکسی که آنقدر تشنه است که اگر مقداری مایع به او نرسانی از بین می‌رود، در اینجا اسلام فرموده می‌توان به این شخص در صورت عدم وجود مایعات حلال، به مقداری که از مردن نجات یابد شراب داد.

حال اگر خانمی در شهری مریض شد و احتیاج به پزشک جهت عمل جراحی دارد، در آن محل پزشک جراح نیست، و رفتن به شهرهای دیگر برایشان بسیار مشکل خواهد بود، در اینجا زن می‌تواند به پزشک مرد مراجعه نماید، البته تا آنجایی که امکان دارد پزشک نباید نگاه کند که توضیح بیشتر آن در رساله‌های عملیه مراجع آمده است. اما اگر در شهر و محلی که پزشک زن و جود دارد و یا در شهری دیگری که چندان دور نیست، یا رفتن به آنجا مشکل نیست دکتر زن هست، مراجعه زن به پزشک مرد جایز نیست.

اگر اسلام فرموده که زن به پزشک مرد در صورت ناچاری مراجعه کند، برای آن است که دکتر به زن نامحرم است و با دیدن زن نامحرم امکان تحریک و تشدید غریزه جنسی در او زیاد است، زیرا دکتر هم مثل بقیه مردان تحت تأثیر قرار می‌گیرد و هر لحظه امکان دارد شیطان او را وسوسه کند وبه گناه بیفتد.

س- پزشکان در موقع اتمام تحصیل شان سوگند می‌خورند که در مأموریت وکارشان امین باشند و در هنگام خدمت کوتاهی، خیانت نکنند. آیا وقتی دکتری قسم را خورد، نگاه شهوت انگیز نمی‌کند؟

ج- اگر چه در جامعه پزشکی ما، افراد لایق و مؤمن زیاد هستند و وقت دیدن بیماران اصلاً نگاه نمی‌کنند، ولی همه که این چنین نمی‌باشند و از طرفی شیطان به چه کسی رحم کرده تا به پزشکان خوب ترحم کند. بنابراین همه انسان‌ها اعم از پزشک و غیر پزشک در معرض این خطر هستند. به علاوه مسأله غریزه جنسی و حرام بودن موضوعی نیست که با سوگند حلال شود. مثل آن می ماندکه کسی قسم بخورد که با نوشیدن شراب مست نگردد، در حالی که مستی جزء طبیعت شراب است و با قسم مستی و حرمت شراب از بین نمی‌رود.

در بحث ما هم این چنین است. یعنی نگاه به نامحرم به ویژه لمس کردن بدن او سبب تحریک غریزه جنسی می‌شود، زمانی که این حالت پیش آمد و انسان دچارگناه شده، با قسم خوردن درست نمی‌شود. به خاطر آنکه آثارگناه در روح و قلب انسان باقی می‌ماند. چنانچه آثار شراب در روح و جسم انسان باقی خواهد ماند، با قسم از بین نمی‌رود.

خلاصه مطلب: همانطوری که شراب حرام است، نگاه و لمس زن نامحرم نیز حرام است. همچنان که در صورت اضطرار مرتکب شدن هر کار حرام استثناء شده، در شراب و نگاه و لمس نامحرم نیز استثناء شده است. چنانچه با قسم خوردن آثار مخرب شراب از روح و جسم پاک نمی‌شود، با قسم خوردن پزشک آثار روانی و ضد اخلاقی نگاه و لمس نامحرم از فکر و ذهن پزشک پاک نمی‌گردد.

اینجانب که حدود پنج سال مسئولیتی در سه بیمارستان کشور را داشته‌ام، صحنه‌هایی را دیده‌ام یا برایم بیان کرده‌اند که همه آنها مؤید آن است که صلاح پزشکان عزیز و مردم شریف ما آن است که در عمل، پایبند به اسلام عزیز باشیم و از آوردن بهانه‌های مختلف در برابر دستورات اسلام بپرهیزیم.

گاهی از اوقات همین نگاه‌ها باعث می شودکه برخی از آنان وکسانی که در این راستا گام برمی دارند دچار لغزش شوند و یا کسانی که اصلاً پزشک نمی‌باشند برای فریب مردم و کسب درآمد به دروغ خود را پزشک معرفی نمایند. بنابراین مردم شریف به ویژه بانوان همانطوری که در وقت خرید لباس و لوازم خانه دقت و تحقیق لازم را می‌نماییم، همچنین قبل از مراجعه به پزشک ضمن مشورت، تحقیق و دقت لازم را داشته باشند. اکنون به چند قضیه جهت اطلاع و آگاهی بیشتر توجه نمایید:

دکتر‌های قلابی=

- آمریکا

هفته گذشته تعداد شاکیان یک دکتر سیاه پوست به ۴۴ نفر رسید. ۴۴

زن آمریکایی از یک دکتر فراری در دادگاه سیاتل شکایت کرده‌اند. آنها اعلام کرده‌اند که دکتر چارلز موماه با تزریق داروهای مضر و تجویز جراحی‌های غیر ضروری، زندگی آنها را دچار مشکل کرده است. بسیاری از آنها هم اعلام کرده‌اند که چارلز موماه بعد از تزریق داروهای قوی مانند مورفین، به آنها در مطبش تجاوزکرده است. عده‌ای از این زنان هم بعد از بیهوش شدن در اتاق عمل مورد تجاوز قرارگرفته‌اند.

پلیس آمریکا هنوز هیچ ردی از این دکتر فراری پیدا نکرده است. از ۱۰

ماه پیش که اولین شکایت علیه چارلز موماه مطرح شد دیگر هیچ کسی در سیاتل اثری از او نیافته است. بسیاری از این زنان بارها با پرداخت مبالغ کلان تحت عمل‌های غیر ضروری- که این دکتر تجویز کرده است- قرار گرفته‌اند. [۱۰۹]

- جریان دیگر

مردی که برای باردار شدن همسرش، مقدار قابل توجهی پول به پزشک پرداخت کرده بود، وقتی متوجه شد همسرش باردار نمی‌شود از هر دو پزشک شکایت کرد. این مرد در شکایت خود-که برای رسیدگی به شعبه ۲۰ آگاهی تهران ارسال شده است- عنوان کرد: چند سال است که ازدواج کرده‌ام، اما در این مدت نبودن یک کودک فضای زندگی ام را سرد کرده است تا اینکه به توصیه یکی از دوستانم به مطب خانم دکتر... در شرق تهران مراجعه کردم و وی نیز با همدستی خانم دیگری که در مطب او فعالیت می‌کرد، پس از معاینه همسرم مقداری قرص و داروهای بدون نام و نشان در اختیار همسرم قرار دادندکه با خوردن آنها نه تنها صاحب فرزند نشد، بلکه مشکل گوارشی پیدا کرد.

شاکی درادامه گفت: پس ازاین ماجرا برای اعتراض به آن مطب مراجعه کردم، اما باکمال تأسف مشخص شد، این خانم دکترکه از این طریق سود کلانی به جیب زده است، مطب خود را واگذارکرده و متواری شده است. با این شکایت موضوع برای رسیدگی در دستورکار مأموران شعبه ۲۰ اگاهی تهران قرارگرفت.[۱۱۰]

- اظهارات معاون پژوهشی سازمان پزشکی قانونی

معاون پزوهشی سازمان پزشکی قانونی یکی از دلایل افزایش قصور و تخلفات پزشکی را آشنا نبودن پزشکان با موارد قانونی و اخلاق پزشکی دانست وگفت: این سازمان پیشنهاد کرده است در واحدهای درسی دانشجون علوم پزشکی، واحدی به نام "پزشکی قانونی " در درسهای عمومی و تخصصی گنجانده شود.

وی افزود: یکی از موارد شایع در به وجود آمدن قصورات و تخلفات پزشکی این است که پزشکان برای تسریع درمان، یک یا دو مرحله از مراحل درمان را حذف می‌کنند، در حالی که بر طبق قوانین، باید پروتکل‌های تصویب شده درمانی به طورکامل و دقیق اجرا شود. اوگفت: رجوع به آزمایش‌های تشخیصی دقیق یکی از راه‌های پیشگیری از قصورات پزشکی است و پزشکان حتماً باید از بیمار بخواهند که این آزمایش‌ها را انجام دهد و به او تفهیم کنندکه چنانچه از انجام آزمایش‌ها طفره برود، درمان او مختل خواهد شد.

وی اضافه کرد در حال حاضر واحدی به نام اخلاق پزشکی، در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود که بیشتر به مناسبات میان بیمار و پزشک و

فرهنگ ملی و مذهبی تأکید می‌کند؛ اما بر موارد قانونی اشاره‌ای نمی‌شود.

او با اشاره به اینکه ۵۰ درصد پرونده‌هایی که از سوی دادگاه‌ها و یا سازمان نظام پزشکی به این سازمان ارجاع می‌شود، منجر به تبرئه شدن پزشک می‌شود. وی همچنین گفت: در سال ۰ ۸، ۳۸۳ پرونده به سازمان پزشکی قانونی استان تهران ارجاع شدکه از این تعداد ۱۹۰ پرونده قصور پزشکی تشخیص داده شد و ۱۹۳ پرونده به تبرئه پزشک انجامید.

او افزود: در سال گذشته بیشترین موارد محکومیت پزشکان، مربوط به متخصصان ارتوپدی بوده است و در مراحل بعدی، جراحان عمومی و متخصصان زنان قرار داشته‌اند.

او با اشاره به اینکه حداکثر محکومیت پزشکان در این پرونده‌ها، محکوم شدن به پرداخت دیه کامل است، گفت: علاوه بر این، سازمان نظام پزشکی نیز با متخلفان برخوردهای انضباطی می‌کند، که از تذکرکتبی تا لغو پروانه نظام پزشکی و محرومیت از طبابت را در برمیگیرد. [۱۱۱]

- گرگ در لباس میش

پزشک قلابی و شکارچی دختران جوان در تهران و مازندران توسط ضابطان مرکز اجرایی امر به معروف و نهی از منکر بابل دستگیر شد.

مسئول مرکز اجرایی امر به معروف و نهی از منکر بابل با اعلام این خبر افزود: این فرد که دانشجوی اخراجی یکی از دانشکده‌های پزشکی است، با درست کردن مهر نظام پزشکی و عنوان جعلی "دکتر علی رفیعی " دختران جوان را به بهانه ازدواج فریب می‌داد.

وی افزود: این فرد ده خط تلفن همراه داشت و از داخل صندوق عقب خودروی وی انواع نسخه‌های پزشکی و نامه‌ها و مهرهای پزشکی برای جعل وکلاهبرداری کشف شد.

وی در خاتمه از خانواده‌ها به خصوص افرادی که دختران آنان در راه‌های دور مشغول تحصیل هستند، خواست تا نظارت و مراقبت بیشتری از فرزندان خود به عمل آورده و آنها را رها نکنند.[۱۱۲]

- گرگی دیگر

زنی که با معرفی خود به عنوان دکتر پوست و مو، مبادرت به فروش داروهای تقلبی می‌کرد، با شکایت تعدادی از خریداران داروهای تقلبی دستگیر شد.

زنی با مراجعه به شعبه ۱۴ اگاهی تهران، طی شکایتی عنوان کرد با مشاهده یک اگهی در روزنامه مبنی بر اینکه زنی با معرفی خود به عنوان یک متخصص عنوان کرده بود، مقادیر قابل توجهی لوازم آرایش و داروهای لاغری در اختیار دارد و می‌خواهد آن را به قیمت نازلی به فروش برساند، با او وارد معامله شدم و از آنجاکه من متصدی یک باشگاه بدنسازی مخصوص خانم‌ها هستم، مقادیری از این داروها را خریداری کرده و پول آن را پرداخت نمودم، اما پس از تحویل داروها متوجه شدم لوازم آرایش‌ها تقلبی و داروها نیز تاریخ مصرف گذشته است.

در پی این شکایت و تحقیق و بررسی در این خصوص مأموران متوجه شدند زن متهم یک کلاهبردار حرفه‌ای است که با همدستی چند نفر دیگر مبادرت به تهیه و توزیع این لوازم می‌کند. مأموران با مراجعه به آدرسی که در روزنامه درج شده بود، متوجه شدند زن متهم از محل متواری شده است. لذا در ادامه پیگیری مخفیگاه این زن در خیابان شریعتی مورد شناسایی قرارگرفت و متهم دستگیر شد.

با مشخص شدن هویت متهم به نام فریبا، وی اعتراف کرد، از چندی پیش با همدستی چند نفر دیگر مبادرت به تهیه و توزیع لوازم آرایش تقلبی می‌کردیم و برای جلب اطمینان مشتریان خود را دکتر معرفی می‌کردم.

در پی اعترافات متهم مأموران با کشف مقادیر دیگری از لوازم آرایش و داروهای تقلبی دیگر همدستان فریبا را دستگیر و همراه با پرونده تقلبی تحویل دادگاه دادند.[۱۱۳]

- ماجرای دیگر

یکی از مسئولین ناحیه انتظامی آذربایجان غربی در خصوص دستگیری پزشکان قلابی در خوی گفت:

با بررسی و پیگیری مأمورین انتظامی وکمک‌های مردم، فردی ۵۲ ساله که در منزل خود اقدام به طبابت، تخلفات اخلاقی می‌نمود، شناسایی و در بررسی منزل نامبرده مقادیری داروی بی حس کننده، آمپول، لوازم پزشکی، دو دستگاه آنتن ماهواره و نوارهای مبتذل کشف و ضبط شد.[۱۱۴]

- قضیه پروفسور بیماری‌های لاعلاج

پرونده پروفسور قلابی صبح دیروز در شعبه ۱۸ دادگاه انقلاب اسلامی با حضور شکات پرونده رسیدگی شد و تا ۳ روز دیگر حکم دادگاه در مورد وی صادر خواهد شد.

به گزارش خبرنگارکیهان، محسن- ص که خود را پروفسور درمان کننده بیماری‌های لاعلاج معرفی می‌کرد، براساس پرونده تنظیمی، منزل خود را در ولنجک به محل درمان تبدیل کرده بود و با دریافت هزینه‌های سنگینی از مردم، گیاهان دارویی ژاپنی در اختیار آنان قرار می‌داد که در چند مورد منجر به مرگ چند نفرگردیده است.

در ابتدای جلسه دادگاه با قرائت شمه‌ای ازکارهای خلاف و مردم فریبی پروفسور قلابی، از نماینده دانشگاه علوم پزشکی خواسته شد شکایت خود را طرح کند.

نماینده دانشگاه علوم پزشکی از نامبرده به جهت دخالت در امور پزشکی، ایجاد مؤسسه و یا مطب در منزل، اغفال و به تأخیر انداختن درمان بیماران، فروش دارو بدون مجوز، اخذ وجوه کلان از بیماران به دلار، شکایت کرد و خواستار تعقیب قانونی نامبرده گردید.

در این جلسه، یکی از شکات با طرح شکایت خودگفت: برای درمان برادرزاده ا م که مبتلا به سرطان بود، این فرد حدود ۸ میلیون تومان گرفت، بعد متوجه شدیم او فرد متقلبی است اما دیگر دیر شده بود و سرطان به مغز، استخوان بچه نفوذ کرده بود.

یکی دیگر از شکات گفت: پدرم مبتلا به بیماری سرطان بود. این فرد دو میلیون تومان از ما گرفت و فقط داروهای گیاهی تجویزکرد و باعث مرگ پدرمان شد. وی درخواست قصاص از دادگاه کرد.

دیگر شاکی این پرونده اظهار داشت: این فرد برای درمان سرطان دختر یازده ساله‌ام ۵ هزار دلار از من گرفت. ۶ ماه بچه‌ام تحت درمان او بود. حالا قسمتی از بدن وی فلج شده است.

شاکی دیگر گفت: پروفسور قلابی با انتساب داشتن سرطان خون به من، گفت می‌تواند مرا به ژاپن بفرستد، از من ده هزار دلارگرفت.

یکی دیگر از شکات با طرح شکایت خودگفت: برای درمان شوهر خواهرم این فرد دویست هزار تومان گرفته است اما مداوا به جایی نرسیده و منجر به فوت وی شده است.

در این جلسه شکایت دو پزشک دیگر از نامبرده مطرح شد و رئیس دادگاه با طرح نامه‌های وزارت امور خارجه و سفارت ایران در توکیو مبنی بر غیرواقعی بودن مدارک ادعایی نامبرده، و نظر سازمان نظام پزشکی مبنی بر اینکه هیچ مدرکی از نامبرده به عنوان پزشک موجود نیست و نظر کمیسیون پزشکی قانونی مبنی بر اینکه این فرد از اختلال شخصیتی اجتماعی و بیماری خود بزرگ بینی برخوردار است، از متهم خواست به دفاع از خود بپردازد.

پروفسور قلابی ضمن رد اتهامات وارده گفت: اینها دروغ می‌گویند. من برای همه اینها خدمت کرده‌ام. تمام مدارک من در سازمان نظام پزشکی موجود است.

متهم در ادامه دفاع از خودگفت: من ۲۳ بییار سرطانی را نجات دادم. من هیچ کس را در مکتب پزشکی قبول ندارم، کیش جدیدی را ابداع کردم. همه اینها دسیسه است.

پروفسور قلابی گفت: پزشکی امروز در ایران قدیمی است، خون انسان در روده انسان ساخته می‌شود و علت العلل همه بیماری‌ها سوءتغذیه است. من براساس مدرکی که از انجمن سرطان شناسی ژاپن اخذ کرده بودم بیماران را مداوا می‌کردم.

گزارش خبرنگارکیهان حاکی است: رئیس دادگاه پس از اخذ آخرین دفاع اعلام کرد تا ۳ روز آینده حکم خود را صادر خواهد کرد.[۱۱۵]

- مامای بروجردی

پزشک زن متخصص زنان و زایمان در بروجرد از سوی هیئت عالی انتظامی سازمان نظام پزشکی به ۳ ماه محرومیت از اشتغال به حرفه پزشکی محکوم شد.

این پزشک زن که فرزانه- ح نام دارد به دلیل قصور و سهل انگاری در عمل و درمان یک بیمار محکوم شد.

شاکی این پرونده به خبرنگار ماگفت: مراحل رسیدگی به شکایت من در خصوص عمل همسرم از پزشک مذکور تا مرحله صدور حکم مدت دو سال به طول انجامید و اگر چه این پزشک محکوم شد، ولی همسر و فرزندم در اثر این سهل انگاری بیمار باقی ماندند.[۱۱۶]

- اعضای تیم پزشکی

با ر/ ی دادگاه جنایی، مسئولان و پزشکان بیمارستان مادر، به جرم انجام اعمال پزشکی غیرمجاز به حبس و محرومیت از حرفه خود محکوم شدند.

به گزارش خبرنگار ما، علیرغم دستور وزارت بهداشت و درمان مبنی بر تعطیلی بیمارستان مادرکه از دو سال قبل صورت گرفته بود، تعدادی از پزشکان به صورت مخفیانه فعالیت‌های غیرمجاز انجام می‌دادند. باگزارش موضوع به مأموران، تحقیق در این مورد آغاز شد و زیر نظر قاضی دادگاه امور جنایی پرونده این بیمارستان مجدداً به جریان افتاد. در تحقیقات قاضی، اعمال خلاف تیم پزشکی محرز شد و با تشکیل پرونده علیه یک دکتر جراح، یک دکتر بیهوشی، مسئول بیمارستان و یک ماما، محاکمه این افراد در دادگاه شعبه ۱۶۰۶ برگزار شد و قاضی پرونده به استناد مدارک موجود، دکتر جراح و دکتر بیهوشی، مسئول بیمارستان و زنی به نام "ز" را به پنج سال زندان و ۵ سال محرومیت از حرفه پزشکی محکوم کر د.

دادگاه همچنین تمامی وسایل بیمارستان را به نفع دولت ضبط کرد، حکم به بسته شدن بیمارستان داد. همچنین دادگاه دو متهم زن راکه هم اکنون متواری هستند هرکدام را به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم کرد. براساس تحقیقات انجام شده، اوایل اسفند ماه سال گذشته، پیکر یک زن به نام زکیه که در حوالی میدان ۷ تیر به حالت بیهوش کنار خیابان افتاده بود توسط مأموران کلانتری ۱۰۷ پیدا شد.

در تحقیقات به عمل آمده معلوم شد این زن بر اثر سقط جنین جان خود را از دست داده است. محل بیمارستان شناسایی شد و براساس اعترافات همسر متوفی پزشکان بیمارستان تعطیل شده مادر تحت تعقیب قرار گرفتند.[۱۱۷]

- مطب پزشک یا مرکز فروش سی. دی غیراخلاقی

پزشکی که در مطب خود سی. دی‌های غیراخلاقی تکثیر می‌کرد، از سوی مأموران مرکز اجرایی بسیج در شرق تهران دستگیر شد.

به گزارش خبرنگار ما، در پی گزارشی به مأموران ستاد اجرایی شرق تهران مبنی بر اینکه یک شرور سابقه دار به نام محمد (معروف به اتابکی) دست به سرقت می‌زند، ماموران با تحت کنترل قرار دادن این متهم و دریافت دستور قضایی او را دستگیرکردند.

در بازرسی از خانه وی، ۸۰۰ گرم مواد مخدر، شناسنامه‌های جعلی، ۲۵ قبضه چاقو و قمه، بی سیم و سلاح قلابی را به همراه انواع سی. دی‌های غیراخلاقی کشف و ضبط کردند.

متهم در تحقیقات اعتراف کرد، سی. دی‌های غیراخلاقی از سوی یک پزشک به نام محسن تکثیر شده و در اختیار او قرارگرفته است.

- کنترل دکتر متخلف

در پی این اعترافات، مأموران با گزارش موضوع به بازپرس دادسرای ناحیه ۲۱، دکتر متخلف را تحت کنترل قرار داده و پس از بازرسی از مطب وی ۳۰۰ حلقه سی. دی غیراخلاقی به همراه ابزار مربوط به تکثیر را کشف و ضبط کر د ند.

متهم پس از حضور در ستاد اجرایی شرق تهران با اعتراف به تکثیر سی. دی، فروش آن با صدور قرار قانونی روانه زندان شد. [۱۱۸]

فصل چهارم: اعتیاد وایدز

مواد مخد ر=

اشاره

رسول مکرم اسلام (ص) فرمود:

"سَیَأتی زَمانٌ عَلی أمََّتی یَأْکُلُونَ شَیْئاًاِسْمُهُ الْبَنْجِ، اَنا بَریءٌ مِنْهُمْ، وَ هُمْ بَریئُونَ مِنّی "

زمانی می آیدکه امت من چیزی را مصرف می‌کنند، اسم آن بَنگ، حشیش می‌باشد، به خاطر این عملشان من از آنها بیزارم و آنها نیز از من دور می‌باشند. [۱۱۹]

هم چنین آن حضرت (ص)فرمود:

"مَنْ اِحْتَقَرَ ذَنْبَ الْبَنْجِ فَقَدْ کَفَرَ"

کسی که گناه بَنْگ و حشیش را کوچک شمارد، کافرگردیده است (مراد ازکفر، کفر عملی است)0 [۱۲۰]

- فتاوای مراجع عظیم الشأن

غرق کردن نسل جوان در فسادهای گوناگون و اعتیاد به مواد مخدر و سکرآور یک سیاست پیاده شدة استعمار و استکبار است.

حضرت آیت الله خامنه‌ای

اعتیاد به تریاک و استعمال مواد مخدرکه نوعاً ضرر عقلائی شخصی دارد جایز نیست. حضرت آیت الله بهجت استعمال تریاک و مواد مخدر اگر زمینه اعتیاد داشته باشد حرام است. حضرت آیت الله فاضل لنکرانی

ضرر اعتیاد به مواد مخدره مسلم است، لذا شرعاً حرام است.

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی

استعمال مواد مخدر حرام است. حضرت آیت الله مکارم شیرازی تعوّد به تریاد و امثال آن که موجب اختلال در جامعه است، جایز نیست.

حضرت آیت الله تبریزی

بنابر احتیاط واجب از استعمال مواد مخدر اجتناب شود.[۱۲۱]

حضرت آیت الله سیستا نی

مواد مخدر یکی از عواملی است که می‌تواند نه تنها یک خانواده بلکه جامعه را فلج نماید، و آن را از نظر سیاسی، اقتصادی، اخلاقی و فرهنگی به زانو درآورد. و امروز نیز یکی از روش‌های مستکبران و دولت‌های غارتگر بین المللی مثل آمریکا و برخی کشورهای غربی برای تسلط بر جوامع اسلامی و چپاول هستی و ذخایر مادی و معنوی آنان شیوع اعتیاد در بین مردم به ویژه جوانان آن ملت است که توضیح آن در جلد اول همین کتاب بیان گردید. آنچه لازم به یادآوری است، آن است که اعتیاد حالتی را به انسان معتاد می دهدکه برای تأمین مواد مورد نیازش حاضر است همه چیزش را بدهد، حتی اگر فرزندان و ناموسش باشد.

اینک برای هوشیاری و اگاهی شما عزیزان به ویژه جوانان مؤمن و غیرتمندمان به وقوع حوادث تلخ و هولناکی که ناشی از اعتیاد است و به خاطرگرفتن درس عبرت توجه فرمایید:

- تلفات اعتیاد

مرگ و میر ناشی از اعتیاد در سال گذشته با یکهزار و ۱۳۸ مورد افزایش، نسبت به سال ۸۱، ۳۶ درصد رشد داشته است. به گزارش ! ایسنا، براساس آمار مرگ و میر غیرطبیعی سال گذشته ارجاعی به سازمان پزشکی قانونی، عوارض ناشی از اعتیاد در سال گذشته جان ۴ هزار و ۲۹۶ نفر راگرفت.

همچنین در سال گذشته، ۲۵ هزار و ۷۲۲ نفر بر اثر صدمات ناشی از تصادفات وسایط نقلیه، یکهزار و ۴۷ نفر بر اثر صدمات ناشی از سقوط از بلندی، ۶۰۵ نفر به دلیل مسمومیت با سم، ۵۱۷ نفر به دنبال صدمات ناشی از حوادث کار و ۳۰۲ نفر بر اثر مسمومیت‌های دارویی جان خود را ازدست داده‌اند.[۱۲۲]

- مورد نفرت خانواده حتی مادر

مادری در اراک پس از دو سال به قتل فرزند ۲۷ ساله معتاد خود با همدستی برادرش اعتراف کرد. در پی مراجعه پیرمردی به کلانتری ۱۱ اراک مبنی بر اینکه نوه اش محمد حیدری توسط مادر و دایی اش به قتل رسیده و جسد در حیاط خانه دفن شده است، مأموران انتظامی استان به محل مراجعه کردند و پس از اخذ مجوز نیابت قضایی، جسد مقتول را در حالی که در داخل گونی قرار داشت در باغچه خانه پیداکردند.

فرمانده انتظامی استان مرکزی در این باره گفت: مادر مقتول بلافاصله به قتل فرزندش با همدستی برادرش در بهمن ماه سال ۸۱ به دلیل اعتیاد اعتراف کرد که در این زمینه پرونده‌ای تشکیل شد و به همراه متهمان تحویل مقامات قضایی استان شد. [۱۲۳]

- حادثه دیگر

یک زن مشهدی که قتل فرزند خلافکارش را به خاطر نجات فرزند دیگرش که مرتکب قتل برادرش شده بود مخفی نگه داشته بود، سرانجام پس از ۸ ماه لب به اعتراف گشود. مقتول که ۱۸ ساله و مهدی نام داشت، طبق گفته مادرش دارای سابقه خلافکاری چون مواد مخدر، شرارت و مشروب خوری بود و ۸ ماه پیش با برادرش به نام علی در حمام درگیر شد و در پی آن قصد استفاده ازکارد را داشت اما برادرش کارد را از وی گرفته و با ضربات متعدد مهدی را از پا درآورد.

براساس این گزارش، مادرکه نظاره گر این درگیری و قتل فرزندش بوده به خاطر احساس مادری که نسبت به فرزند قاتل خود داشته و از طرف دیگر از فرزند مقتولش نیز دلخوشی نداشته است، برای پرهیز از افشای قتل و دستگیری فرزندش موافقت می‌نماید که جنازه فرزندش مهدی در زیرزمین منزل دفن شود.

براساس این گزارش، همسایگان که از بوی تعفن شدید به ستوه آمده بودند و از سوی دیگر از اختلافات اعضای این خانواده و ناپدید شدن مهدی باخبر بودند، موضوع را به پلیس ۱۱۰ خبر دادند. در پی حضور مأموران، جست و جو درباره محل تولید بوی متعفن که به کشف بقایای جسد منجر شد، بالأخره مادر خانواده راز این قتل را فاش کرد. [۱۲۴]

- جنایتی هولناک اما عبرت انگیز!

قاضی شعبه ۱۶۰۸ جنایی تهران، مردی راکه دریک اقدام جنون آمیز،

کودک ۱۲ ساله و نوزاد ۴ ماهه را به همراه مادرشان در جوادیه تهران به قتل رسانده است، به ۳ بار قصاص در ملأ عام محکوم کرد.

به گزارش خبرنگار ما، در خرداد ماه امسال در پی گزارش تلفنی به مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ مبنی بر این که یک زن به همراه ۲ فرزند خردسالش در خانه مسکونی خود در جوادیه تهران به قتل رسیده، مأموران کلانتری ۱۱۷ با عزیمت به محل جنایت، مراتب را به قاضی کشیک شعبه ۱۶۰۸ جنایی تهران اطلاع دادند.

با حضور قاضی ویژه قتل و مأموران آگاهی در صحنه، مشخص شد احسان ۱۲ ساله به همراه مادر خود، برادر ۴ ماهه اش به قتل رسیده و مقادیری از طلاهای این زن نیز به سرقت رفته است.

با بررسی و تحقیق مأموران مشخص شد، این جنایت توسط یکی از آشنایان این خانواده به نام فرهاد صورت گرفته است؛ به طوری که پس از عزیمت مأموران به محل زندگی این شخص، معلوم شد او چند ساعت پیش در حالی که بسیار مضطرب و نگران به نظر می‌رسیده است، خانه خود را به همراه همسر و فرزندانش ترک کرده و به روستایی در اطراف فومن گریخته است. با به دست آمدن این اطلاعات، یک تیم عملیاتی از مأموران شعبه ۱۰ آگاهی تهران با عزیمت به محل، متهم را ۷ ساعت پس از جنایت دستگیر کردند و به تهران انتقال دادند. متهم با اعتراف به این جنایت‌ها، انگیزه خود را نیاز مالی و اعتیاد به مواد مخدر اعلام کرد و با صدور قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.

گزارش خبرنگار جنایی ما از دادگاه حاکی است، متهم روز پنجشنبه گذشته به شعبه ۱۶۰۸ جنایی تهران انتقال یافت تا در خصوص کشتن زن عمو و ۲ عموزاده اش محاکمه شود. در ابتدای این جلسه، خانواده مقتولان با اشاره به نحوه جنایت دلخراش و قسی القلب بودن متهم که حتی به نوزاد ۴ ماهه نیز رحم نکرده است، از دادگاه خواهان قصاص متهم به صورت علنی شدند.

در ادامه، متهم با قبول اتهامات خود عنوان کرد که دچار جنون آنی شده، چون طلاهای زن عمو چشمهای او را خیره کرده بوده، وی مرتکب این جنایت‌ها شده است. در ادامه این دادگاه، وکیل مدافع تسخیری متهم توضیحاتی را به دادگاه ارائه کرد و قاضی با ختم رسیدگی، یک ساعت بعد اقدام به صدور حکم کرد.

براساس رأ ی صادره توسط قاضی پرونده، متهم به ۳ بار قصاص در ملأ عام، ۳ سال حبس به دلیل ارتکاب سرقت، ۷۴ ضربه شلاق محکوم و حکم صادره پس از ابلاغ به متهم، برای تأیید به دیوان عالی کشور ارسال شد.[۱۲۵]

- ماجرایی تکان دهنده

۳ کودک خردسال که از سوی پدرشان با قرص خواب آور تا یک قدمی مرگ پیش رفته بودند، با حکم دادیار جنایی تهران در اختیار بهزیستی قرار گرفتند.

به گزارش خبرنگار ما، در پی اقدام جنون آمیز مرد معتادی که با مسموم کردن ۳ فرزند خردسالش به وسیله ۱۰۰ قرص خواب آور قصد قتل آنها را داشت، این کودکان به طرز معجزه آسایی از مرگ نجات یافتند و با حکم معاون دادستان تهران، این مردکه خود نیز از دوغ آلوده استفاده کرده بود، بازداشت و پرونده اتهامی وی تحویل شعبه دوم دادیاری دادسرای جنایی تهران شد.

گزارش خبرنگار جنایی ما حاکی است، این مرد روزگذشته پس از حضور در شعبه دوم دادیاری دادسرای جنایی تهران به دادیار پرونده گفت: چند ماه پیش درپی اختلافی که با همسرم داشتم، او من و بچه‌هایش را رهاکرد و از خانه متواری شد.

پس از این موضوع دیگر تاب و تحمل خود را از دست داده بودم. از یک سو مشکلات مالی و از سوی دیگر نگهداری ۳ کودک ۳، ۵ و ۷ ساله امانم را بریده بود تا اینکه تصمیم گرفتم خود و فرزندانم را بکشم. به این ترتیب که با تهیه مقادیری قرص و حل کردن آن در دوغ، در حالی که می‌گریستم ان را به بچهه‌هایم خوراندم و زمانی به خود آمدم که متوجه شدم از سوی مأموران دستگیر شده‌ام و درکلانتری هستم.

متهم در ادامه گفت: من روحیه لطیفی دارم و شغلم کارشناسی اشیای عتیقه است و چون بیشتر ا، قات در خارج از خانه به سر می‌برم، قادر به سرپرستی ازکودکانم نیستم و هر شب وقتی به خانه می‌آمدم،آنها را می‌دیدم که گرسنه درگوشه‌ای از اتاق خوابیده‌اند.

متهم گفت: یکی از انگیزه‌هایی که باعث شد تا تصمیم به قتل فرزندانم بگیرم، حکم تخلیه از سوی صاحبخانه بودکه چند ماه اجاره خود را دریافت نکرده بود. وقتی متوجه شدم باید خانه را تخلیه کنم، دیگر نتوانستم تحمل کنم و می‌خواستم فرزندانم را به قتل برسانم و همه با هم بمیریم. این گزارش حاکی است، پس از ثبت اعترافات از سوی متهم، دادیار پرونده دستور تحویل هر ۳ کودک خردسال را به سازمان بهزیستی صادر کر د.

دادیار جنایی به خبرنگار ماگفت: شرایط مرد متهم به گونه‌ای است که وی قادر به نگهداری فرزندان خود نیست، به عبارتی وی صلاحیت نگهداری از فرزندان خود را ندارد؛ لذا این کودکان تحویل بهزیستی می‌شوند تا با شناسایی مادر آنهاکه براساس اظهارات متهم از خانه فراری شده است، در این خصوص تصمیم گیری شود.

وی در پاسخ به پرسش خبرنگار ما، در خصوص سلامت عقلی متهم گفت: وی از سلامت کامل عقلی برخوردار است و با صدور دستور قضایی، پدر این کودکان برای ادامه تحقیقات تحویل پلیس آگاهی تهران شده است. [۱۲۶]

- سرگذشتی عبرت انگیز برای خانواده‌ها

در نگاه اول وقتی او را در شعبه سوم دادیاری دادسرای جنایی می‌بینی

به نظر بیشتر از ۱۶ سال ندارد. همه او را با نام "مریم پارتی " می‌شناسند. دختری که اعتیاد شدیدی به قرص‌های روانگردان اکس پیدا کرده است و به همراه یک دختر دیگر و زنی که بیش از ۶۰ سال سن دارد، همگی در انتظار ورود به اتاق دادیار هستند تا به اتهام اخاذی از رانندگان از آنها تحقیق شود.

خبرنگار ما با این سه متهم درباره جرایمی که مرتکب شد ه ا ند و زمینه‌ها و دلایل آن گفتگوکرده است:

چند سال داری؟

۱۶ سال.

اسم واقعی ات چیست؟

سولماز.

چرا لقب مریم پارتی را به تو داده‌اند؟

چون خیلی پارتی می‌روم.

پدر و مادر داری؟

مادرم ۴ سال پیش از پدرم طلاق گرفته، پدرم هم به اتهام قاچاق مواد مخدر در زندان به سر می‌برد.

با چه کسی زندگی می‌کنی؟

قبلاً با خاله‌ام زندگی می‌کردم، اما متوجه شدم شوهر او نظر بدی به من دارد و از خانه او بیرون زدم.

بعدچی شد؟

بعد چی آورگی، سرگردانی به قول بچه‌ها، لحافت آسمان شد و تشکت هم زمین.

پدرت چند سال محکومیت دارد؟

خبر ندارم، در ثانی بود و نبود او فرق زیادی هم ندارد.

چرا؟

چون مدام خمار است و دنبال تهیه مواد مخدر.

چطور با پارتی آشنا شدی؟

اولش با چند جوان که به صورت اتفاقی آشنا شده بودم، به یک پارتی رفتیم، بعدش هم در این محل چند دوست پیداکردم که آنها هم اهل پارتی بود ند.

چند وقت است قرص اکس مصرف می‌کنی؟

۶ ماه می‌شود.

اعتیاد پیدا کرده‌ای؟ بله.

دیگر چی مصرف می‌کنی؟ سیگارمیکشم.
فکر نمی‌کنی هنوز سن و سال چندانی نداری؟ به تو ارتباطی ندارد.
وقتی اکس مصرف می‌کنی چه احساسی داری؟

یک هفته اول آدم شاد و شنگول می‌شود، بعد احساس خاصی به آدم دست می‌دهد. مثل اینکه می‌خواهی دیوانه شوی. اگر هم مصرف نکنی خودکشی می‌کنی و دلت می‌خواهد هر چه زودتر بمیری.

قر!ها ر ۱ چند می‌خریدی؟

خاله نرگس و پسرش برایم تهیه می‌کردند.

خاله نرگس کیست؟

(اشاره به زن ۶۰ ساله) اونو میگم.

با اینها در کجا آشنا شدی؟

با مینا در یک پارتی آشنا شدم. دختر فراری است و ۴ ماه پیش بعد از اینکه برادرش او راکتک زده، فلنگ را بسته و الفرار.

خاله نرگس چی؟

توی پارک بودیم که دیدم کنار ما نشست و بعدش هم فامیل شدیم!

اتهام شما چیست؟

زورگیری، سر قت، ا لواطی و اینجور چیزها.

چی کا ر می‌کردی؟

هیچی، من و مینا توی خیابان پرسه می‌زدیم، یک راننده گیج را پیدا می‌کردیم و بعد هم با حیله او را به خانه خاله نرگس می‌بردیم و چند دقیقه بعد پسر خاله نرگس با چاقویی که در دست داشت، راننده را تهدید میکردکه مثلاً ما خواهرانش هستیم و او نظر بدی به ما دارد، بعد هم خاله نرگس قربان صدقه پسرش می‌رفت و یارو را راضی می‌کرد تا پول بدهد و از محل فرارکند.

چند وقت بود این کار را می‌کردید؟

دویا سه ماه.

مینا چند سال داری؟ ۱۷ سال.
چند وقت است از خانه فرار کرده‌ای؟

۴ ماه پیش.

چرا؟

برادرم مدام کتکم می‌زد.

بدون دلیل؟

او از همه چیز ایراد می‌گیرد، حتی نگذاشت به مدرسه بروم.

والدینت ازتو حمایت نمی‌کردند؟

پدرم فوت کرده و مادرم هم طرفدار برادرم است.

دلت برای آنهاتنگ نشده؟

چرا، اما فایده ندارد. اگر دست داداشم به من برسد، مرا خواهدکشت.

بامریم پارتی کی آشنا شدی؟

در یک پارتی خیلی ناراحت بودم و عذاب می‌کشیدم. اما او به من دلداری داد و سر من با یک پسره که خیلی سمج بود دعواکرد و بعدش هم با هم دوست شدیم.

چرا برنمی گردی؟

می‌ترسم. برادرم خیلی غیرتی است. تو را به خدا به قاضی بگویید به خانواده‌ام نگویند که من دستگیر شده‌ام.

شما با ۶۵ سال سن چرا این دختران نوجوان را اغفال کرده‌اید؟

- چرا تهمت می‌زنید، من به آنها سرپناه دادم و از دست گرگهایی که دنبالشان بودند نجات دادم!

اتهام این دختران چیست؟

یک نفر به دروغ شکایت کرده که آنها وی را به خانه من آورده‌اند و بعد پسرم با چاقو از او اخاذی کرده است.

سابقه داری؟

یکبار دعوا کردم. یکبار هم از خانه مستأجرم مواد مخدرکشف شد. گفتند موادکشف شده متعلق به من است.

پسرت کجاست؟

من پسر ندارم.

پس فردی که از او به عنوان پسر شما نام می‌برند کیست؟

پسر برادرم است.آدم شری است. من هر چی می‌کشم از دست اوست.

الان کجاست؟

نمی‌دانم کدام گوری رفته.

خانه متعلق نه شماست؟

مال شوهرم است که عمرش را داده به شما.

باکی زندگی می‌کنی؟

تنها هستم.

با این ۲ دختر کجا آشنا شدی؟

توی پارک چند جوان مزاحم آنها بودندکه من به کمک آنها رفتم/

چد وقت است نزد شما زندگی می‌کنند؟

دو، سه هفته.

از آنها نپرسیده‌ای خانواده دارند یا خیر؟

خودشان می‌خواستند پیش من بمانند. من آنها را مجبور نکرده بودم.

فکر می‌کنی چه مجازاتی برای شما در نظر گرفته شود؟

من کاری نکرده‌ام. همه دروغ می‌گویند.

چطور دستگیر شدی؟

مریم با یک راننده که مزاحمش شده بود دعواکرده بود. بعد هم راننده رفت و شکایت کردکه او به خانه من آمده و برادرزاده‌ام با چاقو از وی به زور پول گرفته است.

فکر نکردی آینده این ۲ دختر نوجوان را خراب می‌کنی؟

به من چه مربوط است، کار بدی کردم که آنها را از ولگردی نجات دادم. اصلا توی این دوره زمونه به هیچ کس خوبی نیامده است... [۱۲۷]

- ماجرای هفتم

مردی که همسرش را در باغ نرگس بومهن به قتل رسانده است، روز گذشته دستگیر شد و به جنایت اعتراف کرد.

به گزارش خبرنگار ما، در تاریخ ۲۶ خرداد ماه به مأموران انتظامی اطلاع داده شد زن ۲۵ ساله‌ای به نام فاطمه درکنار چشمه‌ای که در داخل باغ نرگس است، با اصابت ضربات سنگ به جمجمه، جان خود را از دست داده است. با عزیمت بازپرس به محل جنایت، مأموران شعبه ۱۰ پلیس آگاهی تهران تحقیق در این زمینه را آغازکردند.

با صدور دستور قضایی در این ارتباط، مأموران در اولین مرحله موفق به دستگیری ۳ مظنون شدند و با تحقیقات مقدماتی از آنان و به دست آمدن سرنخ‌های لازم در این خصوص، به همسر مقتول به نام محمدرضا- پ مظنون شدند و تحقیق از او را آغازکردند. این مرد در اظهارات خود عنوان کرد: ۱۰ سال پیش با همسرم فاطمه ازدواج کردم و ۲ سال پس از ازدواج هر دو به مواد مخدر اعتیاد پیدا کردیم و بعد از آن همه اقوام و بستگان ما را ترک کردند.

همسر مقتول گفت: با گذشت زمان، ما بیشتر در دام اعتیاد گرفتار شدیم تا اینکه متوجه شدم همسرم دچار فساد اخلاقی شده است و زمانی به خود آمدم که درکوچه و محله، همه ما را به همدیگر نشان می‌دادند. وی افزود: یک روز به خود آمدم و تصمیم گرفتم اعتیاد راکنار بگذارم و ۶ ماه پیش موفق به ترک اعتیاد شدم و از همسرم خواستم تا او نیز اعتیاد را کنار بگذارد.

وی خاطرنشان کرد: در روز ۲۶ خرداد، وقتی متوجه شدم همسرم خانه را ترک کرده، فهمیدم او به باغ نرگس رفته است. وقتی به این محل رفتم او درکنار چشمه بود، وقتی به او اعتراض کردم که چرا دست از اعمال زشت خود برنمی دارد، شروع به خندیدن کرد. من که به شدت عصبانی شده بودم، با یک سنگ ۲۰ کیلویی که کنار چشمه بود، به سرش کوبیدم و او راکشتم؛ زیرا او به من خیات می‌کرد.

متهم افزود: من ازکار خود پشیمان نیستم و اگر او زنده شود، بار دیگر وی را به قتل می‌رسانم.

در پی این اعترافات، بازپرس پرونده با صدور قرار قانونی متهم را روانه زندان کرد تا تحقیقات تکمیلی در این خصوص صورت بگیرد.[۱۲۸]

(قرص‌های روان گر دان (ا کستیسی))

اشاره

رسول خدا(ص) فرمود:

"مَنْ اَکَلَ الْبَنْجَ فَکَاَنَّما هَدَمَ الْکَعْبَةَ سَبْعینَ مَرَّةً، وَ کَأَنَّما قََتَلَ سَبْعینَ مَلِکاً مُقَرَّباً، وَ کَأَنَّما قَتَلَ سَبْعینَ نَبِیّاً مُرْسَلاً، وَ کَأَنّما اَحْرَقَ سَبْعینَ مُصْحَفاً، وَ کَأنَّما رَمی اِلَی الله سَبْعینَ حَجَراً وَ هُوَ اَبْعَدُ مِنْ رَحْمَةِ اللهِ مِنْ شارِبِ الْخَمْرِ وَ آکِلِ الرِّبا، وَ الزّانی وَ النَّمامِ))

کسی که بنگ و حشیش مصرف کند، گناهش مانندکسی است که:

۱- خانه خدا را هفتاد بار خراب کرده است.

۲- هفتاد فرشته مقرب درگاه حضرت حق راکشته است.

۳- گناهش مانندکسی است که هفتاد پیامبر را به قتل رسانده است.

۴- هفتاد قرآن وکتاب آسمانی را آتش زده است.

۵- و مانند آن است که هفتاد سنگ به طرف خداوند پرتاب کرده است.

۶- و انسان معتاد و حشیشی از رحمت خداوند دورتر از شراب خوار، رباخوار، زناکار و سخن چین است. [۱۲۹]

مدتی است از قرص‌هایی به نام روانگردان برای انحراف و شکار جوانان استفاده می‌کنند، به گفته کارشناسان ضرر و سرعت آن در خستگی، هذیانگویی و خواب آلودگی بیشتر از تریاک و سایر مواد مخدر است. لذا خانواده‌های محترم بسیار مواظب جوانان و نور چشمان خود باشند، و آنان را با اخلاق نیکو و برخورد ملایم و محبت آمیز همراه با استدلال راهنمایی نمایند، تا به هر مجلس جشنی اعم از عروسی و تولد نروند. زیرا در این مجالس احتمال انحراف جوانان به روش‌های مختلف وجود دارد و جوانان عزیز هم سعی نمایند نصیحت‌های بزرگان را به ویژه پدر و مادر دلسوزشان را جامه عمل بپوشند، تا گرفتار انسان‌های آلوده نشوند. اکنون جهت آگاهی و درس عبرت به چند حادثه توجه نمایید:

زنگ خطر=

- قرص‌های اکستازی

۳ جوان که با تهیه و توزیع قرص‌های روان گردان موسوم به اکستیسی تحت تعقیق پلیس اگاهی قرار داشتند، دستگیر شدند.

به گزارش خبرنگار ما، مأموران انتظامی هنگام گشت زنی در خیابان کریم خان زند با مشاهده یک دستگاه خودروی پژو ۲۰۶ که حامل ۳ سرنشین جوان بود و به صورت مارپیچ حرکت می‌کرد، به آنها مظنون شدند و زمانی که دستور توقف صادرکردند، سرنشینان خودرو بدون توجه به هشدار پلیس، فرارکردند.

در پی این ماجرا، مأموران هر ۳ سرنشین خودرو را تعقیب و پس از دقایقی با شلیک گلوله به لاستیک خودرو، آن را متوقف کردند که ۳

سرنشین در تاریکی پا به فرارگذاشتند و مأموران موفق به دستگیری یکی از آنان شدند.

کشف قرص‌ها

مأموران در بازرسی از این خودرو، تعدا د ۱۸۰۰ عدد قرص روانگردان

از نوع اکستیسی را که به طرز ماهرانه‌ای در داخل موتور خودرو جاسازی شده بود، کشف و ضبط کردند.

با تحویل متهم به شعبه ۱۸ دادگاه انقلاب اسلامی، موضوع برای پیگیری و تحقیق به اداره عملیات پلیس اگاهی تهران ارجاع شد.

- تحقیقات

در تحقیق از متهم دستگیر شده، وی عنوان کرد: از مدتی پیش دو تن از دوستانش به نام‌های فرهاد و میلاد که هر دو هنگام تعقیب وگریز مأموران متواری شدند، این قرص‌ها را که از آلمان و اسرائیل به صورت قاچاق وارد کشور می‌شود را در اختیار دختران و پسران جوان قرار می‌دادند.

این قرص هاکه بسیارگران قیمت است و دختران و پسران در پارتی‌ها و میهمانی‌ها از آن استفاده می‌کنند، اعتیاد شدیدی به دنبال دارد وکسانی که ۳ مرتبه آن را مصرف می‌کنند؛ برای همیشه به آن اعتیاد پیدا می‌کنند.

در پی این اعترافات، رئیس اداره عملیات یک گروه ویژه از افسران را مسؤول پیگیری این پرونده کرد و با توجه به اطلاعات ارائه شده از سوی متهم، مأموران در بررسی و تحقیقات متوجه شدند فرهاد یکی از خلافکاران معروف منطقه یوسف آباد تهران است. بنابراین در اولین

مرحله مأموران همدست فرهاد را در شهرک اکباتان شناسایی و دستگیر کردند.

متهم دستگیر شده با معرفی خود به نام میلاد اعتراف کرد از چندی پیش قرص‌ها را به همراه فرهاد در نقاط مختلف به فروش می‌رسانده‌اند.

د ستگیری

در پی اعترافات میلاد، مأموران با شناسایی مخفیگاه فرهاد، او را در جنت آباد دستگیرکردند.

با انتقال متهم به پلیس اگاهی و ثبت اعترافات وی، پرونده به شعبه ۱۸ دادگاه انقلاب ارسال شد و قاضی دستور قضایی لازم را در خصوص متهمان صادرکرد.

یکی از پزشکان در خصوص قرص‌های مربوط به اکستیسی می‌گوید: این قرص در جنگ جهانی اول برای نشاط دادن به سربازان آَلمانی ساخته شد، اما پس از جنگ، تولید آن متوقف شد. ۶ ۶ سال بعد در سال ۱۹۸۰ یک کارخانه اروپایی بار دیگر به ساخت این قرص اقدام کرد؛ اما به دلیل اثرات بسیار مخرب، تولید آن ممنوع شد.

این پزشک در ادامه می‌گوید: اکستیسی یک قرص روانگردان است که محرک و هیجان زاست اما چند ساعت پس از مصرف با هذیان گویی، توهم، اختلال تمرکز، خواب آلودگی، خستگی مفرط، تار شدن دید و افزایش ضربان قلب و فشار خون همراه است و اثاری به مراتب بدتر از

هروئین در فرد استفاده کننده از خود به جای می‌گذارد.[۱۳۰]

- ماجراگ هولناک اما عبرت انگیز

دختر ۱۶ ساله‌ای که در جشن تولد، از قرص‌های روان گردان معروف به اکستازی استفاده کرده بود، ۴۵ روز بعد در حاشیه بوستانی دستگیر شد. به گزارش خبرنگار ما، ۴۵ روز پیش،والدین دختر ۱۶ ساله‌ای به نام رؤیا با مراجعه به شعبه دوم دادیاری و مطرح کردن شکایتی عنوان کردند، دختر آنها به قصد شرکت در جشن تولد یکی از دوستانش، از خانه خارج شده و مراجعه نکرده است و تلاش آنها برای یافتن این دختر بی نتیجه بوده است. با مطرح شدن این موضوع در دادسرای جنایی، دادیار سلیمانی دستور قضایی لازم را صادرکرد و پرونده برای پیگیری و تحقیق به شعبه ۱۱ پلیس آگاهی تهران ارجاع شد. با بررسی و تحقیق در این زمینه مأموران متوجه شدند، رؤیا پس از پایان جشن تولد، از محل خارج شده است و هیچ کس اطلاعی از او ندارد.

پس ازگذشت یک ماه از طرح شکایت، مأموران در چندین مرحله از تحقیقات خود، به جوانی به نام محمد (معروف به طلا) ظنین شدند و او را دستگیر کردند. متهم پس از انتقال به پلیس آگاهی، ابتدا منکر همه چیز شد، اما در ادامه زبان به اعتراف گشود وگفت: آن روز من هم به جشن تولد دعوت شده بودم. رؤیا قرص اکستازی مصرف کرد و به من پیشنهاد دوستی کرد و هر دو از محل خارج شدیم. پس از چند روزکه او را در منزل یکی از دوستانم نگهداری می‌کردم، او را به یکی دیگر از دوستانم تحویل دادم. در پی این اعترافات، دادیار جنایی تهران دستور تحقیقات بعدی را صادرکرد، مشخص شد این دختر به دفعات در اختیار افراد مختلفی قرار گرفته است.

گزارش حاکی است، در مرحله بعدی تحقیقات، مأموران پس از دستگیری ۴ فرد دیگر، رؤیا را در حالی که سرگردان بود، در حاشیه یکی از بوستان‌ها شناسایی و دستگیرکردند.

رؤیا روزگذشته به دادیار جنایی گفت: در جشن تولد، محمد و دختری که همراهش بود، میان مهمانان قرص‌های اکستازی توزیع کردند. من هم پس از خوردن آن از خود بیخود شدم.

رؤیا افزود: پس از چند روز، وقتی از سوی محمد و دوستانش آزار و اذیت شدم، آنها مرا در یکی از بوستان‌ها رهاکردند، اما در این مدت به دلیل ترس از والدین، جرأت بازگشت به خانه را نداشتم.

با ثبت اظهارات رؤیا، دادیار جنایی تهران با صدور قرار قانونی، او را به اتفاق دیگر متهمان دستگیر شده روانه زندان کرد. تحقیقات پلیس در ارتباط با ابعاد دیگر این پرونده ادامه دارد.[۱۳۱]

عو ا قب قرص‌های روان گردان

در جامعه

دو جوان که پس از استفاده از قرص‌های اکستازی با چاقو به مردم حمله می‌کردند دستگیر و با ده‌ها فقره شکایت روانه زندان شدند.

مدتی قبل به مأموران انتظامی اطلاع داده شد، ۲ جوان که از حالت عادی خارج هستند، در یکی از بوستان‌های جنوب تهران با حمله به مردم آنها را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند.

در پی این شکایت، مأموران بلافاصله در محل حاضر و هر دو جوان را که با مصرف قرص‌های روانگردان از حالت عادی خارج بودند، دستگیر کردند. این دو متهم اعتراف کردند: چند روز پیش پس از رو به رو شدن با یک دوست قدیمی به یک میهمانی دعوت شده بودند و در این محل قرص اکس مصرف کرده و مقادیری از این قرص‌ها را نیز دریافت و نزد خود نگهداری کرده‌اند.

متهمان گفتند: پس از مصرف قرص به شدت از خود بیخود می‌شدیم،

به طوری که حتی قادر به کنترل خود نبودیم و بدون آنکه متوجه باشیم دست به جرم و اعمال خلاف می‌زدیم.

در پی این اعترافات، پرونده به دادسرای جنایی تهران ارسال شد و بازپرس تحقیق خود را از هر دو متهم آغازکرد. متهمان با اشاره به حضور در مجلس پارتی، عنوان کردند: هر بار پس از آنکه قرص‌ها را مورد استفاده قرار دادیم، در خود یک نیروی کاذب احساس می‌کردیم. به طوری که تصور می‌کردیم حتی گلوله هم به ماکارگر نیست و ما می‌توانیم با مشت یک خودرو را از بین ببریم.

با صدور قرار قانونی برای هر دو متهم به اتهام اخاذی و ضرب و جرح مردم، تحقیق از آنها در پلیس آگاهی آغاز شد.

بازپرس شعبه هفتم دادسرای جنایی درباره این پرونده به خبرنگار ما گفت: درکشفیات پلیس و مأموران گمرک، متأسفانه مقادیر قابل توجهی از قرص‌های روانگردان که توسط قاچاقچیان حرفه‌ای وارد کشور می‌شود، کشف و ضبط شده است. وی افزود: مسؤولان باید در این باره حساسیت بیشتری نشان دهند، زیرا این قرص‌ها به مراتب بدتر از مخدرهای دیگر نظیر هروئین و تریاک است و فردی که از آنها استفاده می‌کند، به هیچ عنوان قادر به فکرکردن و حتی رفع احتیاجات اولیه خود نیست.

نامبرده خاطرنشان کرد: در بررسی و تحقیق مشخص شده است این قرص‌ها بیشتر در میهمانی‌هایی که پنهانی برگزار می‌شوند مورد استفاده قرار می‌گیرد، متأسفانه بیشترین قربانیان هم جوانانی هستند که در این محل‌ها حضور پیدا می‌کنند. [۱۳۲]

در خانواده

جوانی که به اتفاق همسرش با خوردن قرص اکستازی، پدرش را مورد

حمله قرار می‌داد، روزگذشته با صدور قرار قانونی روانه زندان شد.

به گزارش خبرنگار ما، مردی با مراجعه به شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران با ارائه شکایتی عنوان کرد، از چندی پیش فرزندم به اتفاق همسرش قرص‌های اکستازی مصرف می‌کنند و سپس به سوی من حمله ور می‌شوند و پس از ضرب و جرح، از من اخاذی می‌کنند.

در پی این شکایت، بازپرس دستور تحقیق و پیگیری در این زمینه را در پلیس آگاهی صادرکرد.

دستگیری ۲ متهم

با بررسی در خصوص شکایت ارائه شده، مأموران صبح دیروز فرزند شاکی را همراه همسرش دستگیر و پس از تحقیقات مقدماتی آنها را به شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی منتقل کردند.

پیرمرد شاکی وقتی مقابل فرزند و عروسش قرارگرفت، گفت: از یک سال پش که پسرم با این خانم ازدواج کرده است، از سوی او تحریک می‌شود تا مرا مورد ضرب و جرح قرار دهد.

وی افزود: آنها پس از استفاده از قرص‌های روان گردان، در حالی که قادر به کنترل خود نیستند به سوی من حمله ور می‌شوند و مرا به شدت مورد ضرب و جرح قرار می‌دهند و هر روز با تهدید چاقو، پولهایم را سرقت می‌کنند.

اتهام دروغگویی به پدر

در پی این اظهارات، هر ۲ متهم عنوان کردند، پدرشان تعادل روحی لازم را ندارد و دچار توهم شده است، ما به هیچ عنوان او را کتک نمی‌زنیم. در پی این اظهارات، بازپرس پرونده زن و شوهر متهم را با صدور قرار قانونی روا نه زندان کرد.

وی در خصوص این پرونده به خبرنگار ماگفت: متاسفانه بی توجهی به ارزش‌های اخلاقی جامعه، باورهای عقیدتی، موجب شده است تا برخی از جوانان بدون در نظرگرفتن جایگاه پدر و مادر، آنها را مورد آزار و اذیت قرار دهند.

برای نمونه فرزند شاکی پس از استفاده از قرص نه تنها پدر، بلکه دیگر اعضای خانواده خود را نیز مورد آزار، اذیت قرار می‌دهد و در چندین مرحله نیز پدر وی شکایت‌های متعددی را مطرح کرده، اما پس از چند روز به تصور اینکه فرزندش به اشتباه خود پی برده، اعلام رضایت کرده است. وی تصریح کرد: در صورتی که شاکی در شکایت خود اصرار داشته باشد، فرزند وی به اتهام اخاذی توأم با آزار و اذیت با صدور قرار مجرمیت به زندان محکوم خواهد شد.[۱۳۳]

(ایدز)

علت بیماری‌های بی سابقه

امام رضا(ع)در این مورد می‌فرماید:

"کُلَّما أحْدَثَ الْعِبادُ مِنَ الذُّنُوبِ مالَمْ یَکُونُوا یَعْمَلُونَ اَحْدَثَ اللهُ لَهُمْ مِنَ الْبَلاءِ وَ مالَمْ یَکُونُوا یَعْرِ فونَ "

هرگاه مردم مرتکب گناهانی شوند که آن گناهان در جامعه سابقه نداشته است، خداوند بزرگ هم آنان را به بلاها (و بیماری‌هایی) گرفتار می‌سازد که تا آن زمان بی سابقه بوده است.[۱۳۴]

- تنها راه مبارزه با فساد (ایدز)

رسول خدا(ص) فرمود:

"باعِدُوا بَیْنَ أنفاسِ الرِّجالِ وَالنِّساءِ فَاِنَّهُ اِذا کانَتِ الْمُعایَنَةُ وَالْلِقاءُ کانَ الدّاءُ الَّذی لأدَواءَ لَهُ "

بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید (تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند)؛

زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرارگرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان

نخواهد داشت. [۱۳۵]

- معنا و ریشه ایدز

در سال ۱۹۸۱ در آمریکا تعدادی بیمار به پزشک مراجعه کردند که اکثر جوان بودند. این افراد دچار بیماری عفونی کشنده‌ای شده بودند، و این عفونت‌ها و بیماری‌ها تنها در اشخاصی مشاهده می شدکه به نوعی در سیستم ایمنی بدنشان نقص داشتند. این بیماران از نظر آزمایشگاهی هم نقص ایمنی داشتند. اما طی بررسی‌ها مشخص شد هیچ کدام به طور مادرزادی نقص ایمنی نداشته‌اند.

از آن زمان به بعد نام این بیماری را ایدز (AIDS) گذاشتندکه حرف

اول کلمات " Acquired" به معنای اکتسابی،وکلمه"immunodefi ciency "به معنای نقص ایمنی وکلمه " syndrom" به معنای سندرم، و مجموعه اینها اسم این بیماری است. یعنی یک نقص ایمنی اکتسابی (نه مادرزادی) که تحت شرایط خاصی ایجاد می‌شود.[۱۳۶]

- سابقه ایدز

هنگامی که دنیا برنامه بهداشت برای همه سال ۲۰۰۰ را پیگیری می‌کرد و زمانی که جهانیان ریشه کنی آبله را جشن گرفتند، و غلبه بر بسیاری از بیماری‌های عفونی مانند: فلج اطفال، کزاز نوزادان، دیفتری، سرخک وکنترل بیماری‌های واگیر را نوید می‌دادند، ناگهان در سال ۱۹۸۱ نوعی بیماری عفونی ناشناخته در آمریکا، اروپا، استرالیا و آفریقا به نام ایدزگسترش یافت. با گذشت حدود ۲۰ سال و صرف میلیاردها دلار هزینه، علی رغم بسیاری پیشرفت‌ها هنوز دانشمندان موفق به کشف واکسنی برای پیشگیری و دارویی برای درمان قطعی آن نشده‌اند.

تخمین زده شده است تا ابتدای سال ۲۰۰۱ حدود۱/۵۲ میلیون نفر آلوده به ویروس ایدز در جهان زندگی می‌کنند و ۲۲ میلیون نفر به خاطر این بیماری جان خود را از دست داده‌اند. تنها در سال ۱۹۹۹، ۶/۵ میلیون مورد جدید به موارد آلودگی اضافه شده که حدود نیمی از آنها بین ۲۴-۱۵ سال سن دارند.

راه‌های ا نتقالی=

این بیماری از چند طریق سرایت می‌کند:

۱- تماس جنسی و رابطه نامشروع بین دو نفرکه یکی از آنها به ویروس آلوده باشد، بیشترین آلودگی بین انسان‌های فاحشه و اشخاص همجنس باز دیده شده است.

۲- از طریق خون و فرآورده‌های خونی و تزریقی یا سرنگ‌های آلوده، مخصوصاً استفاده مجدد از سرنگهای یکبار مصرف و وسایل پزشکی

که کاملاً استریل نشده باشند. انتقال از تیغ سلمانی، استفاده مشترک از مسواک و لوازم حجامت و خالکوبی نیز مشاهده شده است.

۳- ایدز در معتادان تزریقی، اشتراک! در سرنگ و سوزن، و وجود یک فرد آلود بین مشترکان موجب آلودگی کل افراد استفاده کننده خواهد شد. ۴- از طریق مادر آلوده ممکن است ایدز به کودکش انتقال یابد، و این سرایت امکان دارد قبل از زایمان، یا در حین زایمان و یا بعد از آن اتفاق افتد.

- گزارش دبیرکل سازمان ملل

کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل متحد، در مقاله خود می‌نویسد: "بیماری ایدز هر روز جان بیش از ۸۰۰۰ نفر را در جهان می‌گیرد، و هر ساعت تقریباً ۶۰۰ نفر آلوده به این بیماری می‌شوند و هر دقیقه کودکی به دلیل ابتلاء به ویروس ایدز جان خود را از دست می‌دهد. [۱۳۷]

- ماجرای مرد بمبِ ایدز

پلیس بین الملل در پی شکایت پلیس سوئد، عامل انتشار ویروس ایدز

را در تهران شناسایی و دستگیر کرد.

به گزارش خبرنگار ما، چندی پیش از سوی پلیس بین الملل سوئد

نامه‌ای به پلیس بین الملل ایران ارسال شد که در آن عنوان شده بود مرد ۵۲ ساله‌ای به نام رابرت که تابعیت ایرانی دارد و در این کشور با نام جیمز پاتریک کیم بال زندگی می‌کرده است، به دلیل انتقال ویروس H.I.V (ایدز) به یک زن فرانسوی تحت تعقیب قرار دارد و براسالس آخرین پیگیری‌های پلیس سوئد، نامبرده به ایران آمده است.

بمب ایدز

سپتامبر ۹۷، یک زن سوئدی به پلیس سوئد شکایت میکندکه یک راننده تاکسی که تابعیت آمریکایی دارد، به دلیل عدم رعایت مقررات بهداشتی او را به ایدز مبتلاکرده است. پلیس سوئد خیلی زود تحقیقات وسیعی را درباره این مرد آمریکایی آغاز می‌کند اما در همان مراحل ابتدایی درمی یابدکه این مرد یک ایرانی است که بیش از ۲۲ سال پیش به آمریکا رفته و تابعیت آمریکایی را گرفته است. با انتشار خبر این موضوع در مطبوعات و رسانه‌های سوئدی، در فاصله اندکی نزدیک به ۱۵۰ زن، دختر و چندین مرد به پلیس سوئد مراجعه کرده و از او شکایت می‌کنند. با گسترده شدن ابعاد این فاجعه، روزنامه‌ها و پلیس سوئد اقدامات شدیدی را دنبال می‌کنند. روزنامه اکسپرس استکهلم در ژوئن ۱۹۹۸، گزارشی را با عنوان مرد ناقل ویروس ایدز درکشورهای مختلف تعقیب می‌شود چاپ می‌کند. همچنین در یک برنامه تلویزیونی به نام "سیاه و سپید" میزگردی با حضور وکیل مدافع این ایرانی، افسر مسؤول ردیابی و کارآگاهی این پر، نده، یکی از زنان قربانی برگزار می‌شود. پلیس نیز با توجه به گستردگی فاجعه یک تیم ۲۰ نفره از افسران ورزیده خود را مأمور انجام تحقیقات در این زمینه می‌کند؛ اما تا شروع تحقیقات آنها، مهدی با پاسپورت جعلی جیمز پاتریک کیمبال به هلند می‌گریزد. در این زمان مهدی به صورت غیابی تحت عنوان پاتریک کیمبال در سوئد محاکمه می‌شود. جرم او ارتباط جنسی بدون مراقبت با ۱۴۰ زن و بیهوش کردن ۵ زن با مواد مخدر و آزار و اذیت و ابتلای حداقل یک نفر از آنها به ایدز است. پلیس اینترپل استکهلم اثر انگشت و تصویر این بمب ایدزکه با نامهای مستعار مختلف از جمله فردریک وارن کینگ، رضا جلالی، جیمز پاتریک کیمبال با ملیت آمریکایی، هیدی بن محمد مازور با ملیت سوئدی، مارک میلتون با ملیت آمریکایی وکنراد نورمن فورتین با ملیت آمریکایی به کشورهای مختلف سفر می‌کند را به کشورهای دیگر، از جمله ایران که احتمال می‌رود به آن بازگردد، ارسال می‌کند و از ایران نیز مصرانه می‌خواهد در صورت بازگشت وی به ایران، وی را دستگیرکند. تحقیق در پلیس بین الملل

به دنبال دریافت این نامه، مراتب به بازپرس شعبه ۱۲ دادسرای ناحیه

۷ تهران گزارش شد و وی دستور لازم را برای پیگیری و دستگیری متهم صادرکرد. پس از صدور دستور قضایی، مأموران با بررسی و تحقیق متوجه شدند این متهم که ازاسامی مختلف جعلی استفاده می‌کند، از سال ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۸ بیش از ۱۵۰ زن و دختر را به این ویروس کشنده آلوده کرده است.

دستگیری

این گزارش حاکی است، با سرنخ‌های به دست آمده در این زمینه، مأموران در مرحله بعدی متوجه شدند، رابرت در پی یک اختلاف پرونده‌ای را در یکی از مجتمع‌های قضایی مطرح کرده است. مأموران با عزیمت به این محل وی را دستگیر و تحقیق از او را آغازکردند.

رابرت پس از دستگیری، ابتدا منکر هر نوع بیماری شد؛ اما پس از به دست آمدن دفترچه خاطرات وی، مشخص شد نامبرده با چندین زن و دختر جوان در ارتباط است که این افراد نیز شناسایی شدند و متهم با مشاهده آنها اعتراف کرد با آنها ارتباط داشته است.

جعل عنوان

متهم در ادامه گفت: من ۱۴ سال پیش متوجه شدم به بیماری ایدز مبتلا شده‌ام و در این مدت سعی می‌کردم با استفاده از داروهای قوی و ورزش، خود را سرپا نگهدارم. وی افزود: پس از آنکه متوجه شدم پلیس چند کشور در تعقیب من هستند، به ایران بازگشتم و پس از برقراری ارتباط با زنان و دختران، با معرفی خود به عنوان دکتر، مهندس و صاحب دیگر مشاغل که مورد توجه قرار می‌گیرد، آنها را اغفال می‌کردم؛ از آنجاکه زبان انگلیسی را به راحتی صحبت می‌کنم، آنها نیز بلافاصله تحت تاثیر گفته‌های من قرار می‌گرفتند.

در پی این اعترافات، بازپرس پرونده دستور انجام معاینات از زنان و دختران دستگیر شده را صادرکرد تا مشخص شودکه آیا آنها ناقل این

ویروس هستند یا خیر. گزارش خبرنگار ما حاکی است، بعدازظهر روز گذشته بازپرس دادسرای اوین پس از صدور قرار مجرمیت، متهم را در اختیار مأموران اداره اطلاعات نیروی انتظامی قرار داد تا در خصوص وی تحقیقات بیشتری صورت پذیرد.

اظهارات بازپرس پرونده

بازپرس پرونده در این خصوص به خبرنگار ما گفت: متأسفانه بیشتر اغفال شدگان را زنان و دختران خیابانی تشکیل می‌دهند و با بررسی و تحقیق، به این نتیجه رسیده‌ایم، کسانی که توجهی به ارزش‌های حاکم بر جامعه ندارند و به راحتی فریب می‌خورند، به سرنوشت بدی دچار می شوندکه نمونه عینی آن را، در این پرونده شاهد هستیم.

وی افزود: به عنوان مثال، یکی از این افراد، دختر جوانی است که بدون توجه به عاقبت کار، با این فرد آشنا شده و سپس به دعوت او به منزل متهم رفته است و آن گونه که خود عنوان می‌کند، پس از نوشیدن آب میوه ساعت‌ها بیهوش بوده است. اکنون نیز با اضطراب در انتظار اعلام نتیجه آزمایش‌ها و معاینات به سر می‌برد. گفتنی است، قرار مجرمیت متهم بعدازظهر روزگذشته صادر شد و قرار است در چند روز آینده وی در یکی از شعبه‌های دادگاه محاکمه شود. [۱۳۸]

فصل پنجم: ابزار اطلاع رسانی

=اینترنت

اشاره

اینترنت مثل تلفن، رایانه، ماهواره از وسایلی است که می‌توان از آن بهره‌های علمی فراوان و مافوق تصور بشر برد، اما این وسیله علمی و تفریحی گاهی مانند تلفن و بالاتر از آن، ابزاری برای آزار، اذیت، روابط نامشروع و فریب دیگران قرار می‌گیرد.

برخی نیز از این طریق می‌خواهند همسر مورد نظرشان را که به هیچ یک از خصوصیات اخلاقی یکدیگر آشنا نیستند انتخاب کنند و ملاک و میزان در انتخاب همان صحبت‌هایی است که در عرض یک یا چند جلسه با یکدیگر داشته‌اند و یا معیار آن احساساتی بوده که به یکدیگر ابراز کرده‌اند. اما جوانان عزیز ما بدانند همسری که با اینترنت انتخاب کنند، چون عقل وتدبیر وتحقیق و شناخت عمیق در آن بکارگرفته نشده است، پایه زندگی از اول متزلزل است. زیرا هر چه بین دختر و پسر از نظر اخلاق، تحصیلات، دین و معنویت، ظواهر، زیبایی، ثروت و دارایی هماهنگی باشد دوام زندگی بیشتر خواهد بود، زیرا عقل می‌گوید: اگر در موارد فوق بین طرفین تعادل برقرار بود و تفاوت چندانی با یکدیگر نداشتند، تضاد و درگیری و فخرفروشی کمتر خواهد بود، و زمانی که تفاهم بیشتر بود زندگی از آرامش بیشتری برخوردار خواهد شد.

بنابراین اگرکسی دارای عقل سلیم و بلوغ اجتماعی باشد نمی‌آید از طریق اینترنت و تلفن و امثال اینها که بیشتر حرف‌ها و روابط روی احساسات و لحظه‌ای است و عقل و تدبیر در آن بکار نرفته، شریک زندگی انتخاب کند.

چنانچه تجربه نیز نشان داده بسیاری از این روابط اینترنتی برای سرگرمی و بهره‌های نامشروع و مقطعی است... همانطوری که برای خرید لباس با اولین نگاه انتخاب نمی‌کنیم و به محض تعریف فروشنده آن را نمی‌خریم بلکه بعد از اطلاع از قیمت، کیفیت پارچه، دوخت و دوام آن و اطمینان کامل، حاضر به پرداخت پول، خریدار آن می‌شویم، بنابراین همانطوری که برای خریدن یک لباس اینقدر دقت داریم، عقل سلیم حکم میکندکه برای انتخاب همسری که می‌خواهیم سالها و یک عمر با او زندگی کنیم، و او را محرم راز و شریک زندگی قرار دهیم، باید دقت نماییم.

هر کسی دوست دارد فرزندانش سالم، زیبا، دارای اخلاق نیکو، صاحب صفات برجسته مانند ایمان، شجاعت، سخاوت، مروت و مردانگی باشد. عقل می‌گوید شما که دوست داری فرزندت دارای اوصاف مذکور باشد، باید همسری انتخاب کنی که صاحب این صفات عالی باشد، تا آن صفات از او به فرزندت منتقل شود. بر همین اساس:

- قانون وراثت

رسول مکرم اسلام (ص) فرمود:

"اُنْظُرْ فی اَیِّ شیءٍ تَضَعْ وَلَدَکَ فَاِنَّ الْمِرْقَ دَسّاسٌ "

ببینید نطفه خودتان را در چه محلی مستقر می‌کنید (از قانون وراثت غافل نباشید) توجه کنید زمینه (و همسری) پاکی باشد تا فرزندان شما وارث صفات ناپسند نشوند.[۱۳۹]

همچنین آن حضرت (ص) فرمود:

"تَخَیَّروٌا لِنُطَفِکُمْ فَاِنَّ النساءَ یَلِدْنَ اَشباهُ اِخْوانِهِنَّ وَ اَخَواتِهِنَّ "

برای نطفه‌های خود جای مناسب انتخاب کنید، زیرا زنان (از نظر اخلاق و روحیات و صفات) مانند برادران و خواهران خود فرزند می‌آورند.[۱۴۰]

حضرت علی (ع) فرمود:

"حُسْنُ الاَخْلاقِ بُرْ هانُ کَرِمَ الاِعْراقِ "

شخصی که اخلاق پاک و نیکو دارد، علتش آن است که وراثت و گذشتگان او خوب بوده که از طریق پدر و مادر صفات خوب به او منتقل شده است. [۱۴۱]

همچنین آن حضرت (ع) فرمود:

"لا تَسْتَرْضَعًوا الْحَمْقاءَ فَاِنَّ اللَبَنَ یَغْلِبُ الطِّباعَ "

شیر زن احمق و نادان (کسانی که از نظر ایمان و فرهنگ دینی ضعیف اند) را به بچه هایتان ندهید، به خاطر آنکه شیر آن زن بر طبیعت بچه غلبه می‌کند (و اخلاق و روحیات و صفات زن توسط شیر به بچه منتقل می‌شود)0 [۱۴۲]

از آنچه بیان شد، روشن گردید تمام روحیات و صفات زن طبق روایات

و قانون وراثت در زندگی انسان به ویژه فرزندان اثر می‌گذارد. بنابراین دختری که به وسیله اینترنت با چهار تا حرف و با نگاه به ظواهر جذب می‌شود و به طرف مرد نامحرم می‌آید،، یا دختری که در خیابان با حرف‌های احساساتی عاشق انسان می‌گردد، بدانید اگر روزی بهتر از شما را پیداکرد با چهار تا حرف و یا یک چشمک دیگر به سوی او هم خواهد رفت، به خاطر آنکه اگر از یک اعتقاد راسخ و وجدانی بالا برخوردار بود با چهار تا حرف و چشمک نمی آمدکه حالا برود. اکنون به حادثه‌ای جهت درس عبرت گرفتن توجه فرمایید:[۱۴۳]

- ماجرائی عبرت انگیز برای پسران

دختر اینترنتی، پس از هفتمین فرار از خانه، به همراه ۵ جوان دستگیر و به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد.

والدین این دخترکه هویت او آزاده اعلام شده است، با مراجعه به شعبه جنایی تهران طی شکایتی عنوان کردند آزاده پس از ۶ مرتبه فرار از خانه بار دیگر پس از برقراری ارتباط با جوانی به نام داریوش از منزل متواری شده است.

در پی این شکایت، پرونده به دستور دادیار شعبه دوم به پلیس آگاهی ارسال شد و مأموران پس از بررسی، رد پای داریوش را در شهرک قدس مورد شناسایی قرار دادند. این جوان پس از دستگیری گفت: پس از آشنایی با آزاده که عنوان می‌کرد والدین او از هم جدا شده‌اند، ۳ روز به مسافرت شمال رفته‌اند و روز آخر، آزاده بدون آنکه حرفی در مورد ماندن و یا بازگشت به تهران مطرح کرده باشد، آنها را ترک کرده است. با صدور قرار قانونی درباره تحقیق از متهم دستگیر شده، نیابت قضایی در ارتباط با آزاده صادر شد و مأموران پس از چند روز تحقیق، ردپای او را در شیراز شناسایی و او را همراه ۵ جوان در یک منزل مسکونی در حاشیه شهر دستگیر و به تهران منتقل کردند.

- ماجرا جویی

آزاده در اظهارات خود گفت: هر بارکه در اینترنت به صورت سرگردان با افراد مختلف ارتباط برقرار می‌کردم، پس از چندین مرحله تماس، هر وقت احساس می‌کردم فرد مورد نظر، جوان پولداری است با او قرار می‌گذاشتم و به مسافرت می‌رفتیم، به طوری که در یک مرحله نیز ۲ جوان که با آنها همزمان قرارگذاشته بودم، با یکدیگر گلاویز شدند و همدیگر را به شدت مجروح کردند.

اوگفت: من ماجراجویی را دوست دارم و زمانی که با داریوش به شمال رفته بودم، احساس کردم او خیلی خسیس است. به همین دلیل، با جوان دیگری که در این محل حضور داشت، آشنا شدم و بدون آنکه چیزی به او بگویم، همراه جوان شیرازی و ۳ نفر از دوستانش به شیراز رفتم که دستگیر شدم.

در پی این اعترافات، دادیار دادسرای جنایی تهران، کلیه متهمان را با صدور قرار قانونی روانه زندان کرد تا در این ارتباط تحقیقات تکمیلی صورت پذیر د.[۱۴۴]

- حاد ثه عبرت آموز برای دختران

دختر ۱۷ ساله‌ای که پس از ارتباط از طریق اینترنت، از سوی ۵ جوان مورد تعرض قرارگرفته است، برای شکایت راهی دادسرای جنایی شد. به گزارش خبرنگار ما، والدین دختر ۱۷ ساله‌ای با مراجعه به دادسرای

جنایی تهران طی شکایتی عنوان کردند دختر ۱۷ ساله آنها با دلایل نامعلومی خانه را ترک کرده و تلاش‌های آنان برای یافتن وی بی نتیجه مانده است.

با مطرح شدن این شکایت در شعبه دوم بازپرسی، دستور تحقیق در این زمینه به پلیس آگاهی تهران صادر شد.

با بررسی و تحقیق مقدماتی در این زمینه، مأموران متوجه شدند این دختر ۱۷ ساله از چندی پیش پس از ارتباط از راه اینترنت، با جوانی که در شمال تهران ساکن است به تحریک وی از خانه فرارکرده است.

با به دست آمدن این اطلاعات، تلاش برای یافتن دختر جوان آغاز شد

و هنگامی که تحقیق در این زمینه ادامه داشت، این دختر به همراه والدین خود در دادسرای جنایی تهران حاضر شد و عنوان کرد: پس از ارتباط با جوانی به نام سینا، مدتها در اینترنت با هم "چت " می‌کردیم، تا اینکه قرار گذاشتیم همدیگر را در خارج از خانه ملاقات کنیم.

او افزود: پس از چند جلسه، او مرا به خانه دوستانش انتقال داد و در این محل از سوی چند نفر از دوستان سینا مورد تعرض قرارگرفتم و چون روی بازگشت به خانه را نداشتم، ۳ روز در این محل ماندم، تا اینکه از سوی آنها طرد و مجبور شدم بار دیگر نزد خانواده‌ام بازگردم.

دستگیری

در پی این اظهارات، بازپرس پرونده دستور قضایی لازم را برای دستگیری سینا و دوستانش صادرکرد.

با نشانی‌هایی که این دختر از سینا داشت، مأموران او را دستگیر و تحقیق خود را آغازکردند.

سینا در اعترافات خود عنوان کرد: من و دوستانم به صورت سرگردان

در اینترنت چت می‌کردیم. زمانی که من متوجه پاسخ پیام خود، از سوی این دختر شدم، مدتها برای یکدیگر نامه الکترونیکی ارسال می‌کردیم. تا اینکه قرارگذاشتیم همدیگر را ملاقات کنیم. پس از ۲ جلسه وقتی موضوع را برای دوستانم توضیح دادم، او را به خانه یکی از آنها دعوت کردم و سپس وی را مورد تعرض قرار دادیم.

در پی این اعترافات، ۴ نفر دیگر از دوستان سینا دستگیر و با قرار قانونی روانه زندان شدند تا بزودی پرونده آنها در دادگاه جنایی رسیدگی شود.[۱۴۵]

(ارتباط تلفنی)

اشاره

حضرت امیرالمومنین (ع) فرمود:

"رَحِمَ اللهُ اِمْرَأً فَاعْتَبَرَ، وَ اعْتَبَرَ فَأَبْصَرَ.. "

خداوند رحمت کندکسی را که تفکر نماید و سپس از زندگی دیگران عبرت بگیرد، و بعد از عبرت گرفتن آگاهی و چشم بصیرت پیدا نماید.[۱۴۶]حضرت علی (ع) فرمود:

"ما اَکْثَرَ الْعِبَرَ وَ اَقَلَّ الاِعْتِبارَ"

چقدر درس‌های عبرت زیاد است اما عبرت گیرنده کم می‌باشد.[۱۴۷] یکی از وسایل ارتباط جمعی تلفن است، وسیله‌ای که مردم به ویژه خانواده‌ها بیشترین استفاده را از آن می‌نمایند، و بسیاری از مشکلات مردم با این وسیله حل می‌گردد. ضمن مزایای فراوان آن، باید مواظب بود افراد شیادی از طریق تلفن سوء استفاده نکنند و آن را ابزار برای آزار، اذیت و فریب برخی دختران قرار ندهند. [۱۴۸]

گاهی از اوقات افراد فاسد به منزل مردم تلفن می‌زنند، در صورتی که مرد تلفن را بردارد فوراً قطع می‌کنند، اما اگر دختری برداشت با زمینه‌هایی که از قبیل آماده کرده‌اند و با شناخت مختصری که از آن دختر دارند، خود را مأمور مخابرات، پلیس، یا فردی دیگر معرفی می‌کنند، و خواسته نامشروع خود را مطرح می‌کنند، و دختر را از راه‌هایی مانند آنکه می‌گویند: ما عکس سرلخت و یا فیلم شما را در فلان عروسی داریم، و یا اظهار می‌دارند در راه مدرسه، دانشگاه و محل کارت فلان بلا را سرت می‌آوریم و یا با چرب زبانی و وعده‌های دروغ و یا از روش‌های دیگر جلو می‌آیند تا دختر را تسلیم خواسته نامشروعشان نمایند.

در این گونه موارد دختران در مرحله اول سعی کنند تا جایی که پدر، یا مادر، برادرشان هستند گوشی را برندارند، و در صورتی که برداشتند و با اشخاص شیاد هم سخن شدند فوری گوشی را قطع کنند، گوش به سخنان و تهدیدهای آنان ندهند، و در صورتی که دست بردار نبود موضوع را با پدر و برادرتان به صورت معقول در میان بگذارید تا شما را از دام چنین شیطانی برهانند. و پدران و برادران نیز توجه داشته باشند در صورتی که دخترشان و یا خواهرشان احیاناً لغزشی داشتند، نباید با سرو صدا و تهدید جلو بیایند، بلکه بهتر است به صورت مستدل او را راهنمایی کنند تا اگر در دفعات بعدی با مشکلی رو به رو شد بتواند با آنها در میان بگذارد. اکنون به ماجراجویی جهت آگاهی و درس عبرت توجه نمایید:

- مزاحم ۶ میلیون تومانی

مردی که با مزاحمت برای دختری جوان تاکنون ۶ میلیون تومان از وی اخاذی کرده است، دستگیر شد.

به گزارش خبرنگار ما، دختر جوانی با مراجعه به شعبه ششم بازپرسی دادسرای جنایی تهران با طرح شکایتی گفت: چند روزپیش در غیاب والدین خود در حال استراحت بودم که زنگ تلفن به صدا درآمد و فردی که خود راکارمند مخابرات معرفی می‌کرد، گفت من صدای تو را ضبط کرده‌ام و اکنون با مسائلی که از پشت تلفن طرح کرده‌ای، اگر موضوع به مسؤولان قضایی اطلاع داده شود، مجازات سختی در انتظار تو خواهد بود.

شاکی افزود: با شنیدن برخی از حرفهای خودم که با یکی از دوستانم طرح کرده بودم، به شدت ترسیدم، این فرد از من خواست تا مبلغ یک میلیون تومان به وی پرداخت کنم، در غیر این صورت مرا به پای میز محاکمه خواهد کشاند.

شاکی گفت: این تهدیدها مرا به شدت ترساند و از سوی دیگر تصور می‌کردم اگر این موضوع به گوش والدینم برسد، آنها به علت بیماری دچار مشکلات جدی خواهند شد. بنابراین در مرحله اول یک میلیون تومان پول را درون کیسه زباله قرار دادم و به نشانی ای که این فرد در اختیارم گذا شته فرستا دم.

این شاکی در ادامه گفت: تصور می‌کردم دیگر مزاحمت‌ها پایان خواهد یافت، اما تماس‌ها بار دیگر ادامه پیدا کرد و من در ۱۰ مرحله۶ میلیون تومان پول با سختی، مشقت فراهم کردم، اما او هنوز دست بردار نیست. در پی این اظهارات، بازپرس دستور قضایی لازم را صادرکرد و مأموران با راهنمایی شاکی، ازوی خواستند تا به بهانه پرداخت پول، با مرد اخاذ قرار ملاقات بگذارد. وقتی این موضوع به مرد مورد نظر اطلاع داده شد، او ساعت ۳۰/۹ شب با زن شاکی قرارگذاشت و هنگامی که مرد اخاذ برای دریافت پول در محل حاضر شد، مأموران او را دستگیر کردند. در بررسی و تحقیق مشخص شد وی یک سارق حرفه‌ای و سابقه دار است. متهم برای ادامه تحقیقات تحویل پلیس آگاهی شد. [۱۴۹]

(سلاح نرم افزاری مستهجن)

یکی از راه‌های شکار جوانان ساختن فیلم‌های مستهجن و ضد اخلاقی برای سست کردن پایه اعتقادات آنان است. طبق اظهار نظر کارشناسان برخی از فیلم‌ها چنان از جذابیت کاذبی برخوردار است و ماهرانه ساخته شده که با دیدن آنها ستون اخلاق و اعتقاد فرو می‌ریزد، و بعضی از آنها چنان دارای مسائل ضد اخلاقی و سکس و برهنگی است که دیدن آن غیرت و مردانگی را در مردان و حیاء و عفت را در زنان نابود می‌سازد، و رابطه نامشروع را یک امر عادی و معقول و پسندیده جلوه می‌دهد. و از طرفی دین و معنویت، حجاب به ویژه چادر، اعتقاد به امام زمان (ع)، ولایت فقیه، روحانیت، بسیجی، شهید، زیارت، دعا و شیعه بودن و سایر مقدسات را نشان عقب ماندگی می‌داند. زیرا دشمنان به خوبی دریافته‌اند تا وقتی که شیعه و اعتقاداتش و عاشورا و ولایت فقیه و سایر مقدسات باشد مردم مسلمان زنده و هوشیارند و نخواهند گذاشت چپاولگران جهانی و آمریکا ثروت و ذخایر مادی و فرهنگی ملت‌ها را به غارت ببرند.

لذا می‌بینیم در آمریکا هالیوود (مرکز فیلم سازی آمریکا) در سال ۷۰۰ فیلم تولید میکندکه ۷۸ درصد از سینماها و تلویزیون‌ها از این فیلم‌های آمریکایی تغذیه می‌شوند و سالانه ۱۵ میلیارد دلار سود عاید هالیوود می‌گردد. با این کار در واقع آمریکا بر ۷۸ درصد از مراکز فرهنگی دنیاکه عمده سینما، تلویزیون و ماهواره است تسلط دارد[۱۵۰]، و از این طریق ذهن و فکر مردم دنیا، از اعتقادات دینی و فرهنگ‌های بومی و ملی پاک می‌سازد، و فرهنگ برهنگی، ضد اخلاقی و انسانی، آلوده غرب را جایگزین می‌کند.

برخی ازکشورها به ویژه کشورهای اسلامی مخصوصاً ایران اسلامی از نقشه شوم آمریکا و اروپایی‌ها اگاه شده، لذا دلسوزان نظام برای سالم ماندن فکر و اعتقاد و فرهنگ ملی و بومی ایرانیان آمدند ماهواره را محدود کردند، از نشان دادن فیلم‌های مخرب در سینماها، تلویزیون جلوگیری کردند. اگر چه برخی از مسئولین نفوذی و روشنفکران غربی به خاطر عصبانیت اربابشان آمریکا، ناراحت شدند و بعد از اتمام دوره مجلس شان در مجلس ششم درصدد راه اندازی تلویزیون خصوصی در خارج از ایران شدند تا گامی جهت رضایت غربی‌ها و انهدام فرهنگ اسلامی و ملی ایرانیان بردارند.

در اثر این محدودیت‌های عاقلانه در ایران دشمنان اسلام از راه دیگری برای فرهنگ مبتذل غربی وارد شدند، و آن تکثیر سی. دی به صورت فراوان و ارزان وگاهی مجانی در جامعه، تا از این طریق بتوانند به شیوع وگسترش فیلم‌های مبتذل فرهنگ غربی کمک کنند، که طبق اظهارات رئیس قوه قضائیه و رئیس کل دادگستری تهران، ۱۸۰ کیلوگرم سی. دی که شامل میلیون‌ها سی. دی مستهجن بودند کشف گردید که این سندی آشکار بر این مدعا است.[۱۵۱] و رئیس کل دادگستری تهران گفت: در یک مرحله میلیون‌ها سی. دی و فیلم ویدئویی مستهجن کشف کردیم که بعد از بررسی معلوم شد از خارج رایگان برای مردم ارسال شده است. [۱۵۲] هر چند با توسعه فن آوری وگسترش امکانات درکشور، سایت‌های اینترنت و شبکه‌های ماهواره‌ای در کمترین زمان ممکن، می‌تواند مخرّب تر از سی. دی‌ها به پخش اهداف غربی و ضد فرهنگ تشیع کمک کند، با این اوصاف چه راهی باید رفت تاکشور به ویژه جوانان از خطر این تهاجم و شبیخون فرهنگی در امان بمانند. اکنون آن طرق به اختصار بیان می‌شود:

راه‌های مقابله با قتل عام فرهنگی=

فرهنگ سازی

تمام مسئولان فرهنگی کشور اعم از روزنامه، مجلات، حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها، سپاه پاسداران، نیروی مقاومت بسیج، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت ارشاد، صدا و سیما و ائمه جمعه مردم را نسبت به آثار شوم و مخرب فرهنگ غرب آگاه سازند. زمانی که مردم متوجه شدند اگر آمریکا روی پشت بام هر منزلی یک ماهواره نصب کند و به هر جوانی یک سایت اینترنت هدیه دهد، کسی تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد.

مبارزه و مقابله جدی با سودجویان

در میان این جنگ و شبیخون و قتل عام فرهنگی عده‌ای اعم از جاهلان و معاندان و سودجویان در داخل کشور به جای آنکه به طرفداری از اسلام و فرهنگ! ملی و بومی ایران اسلامی بپردازند و پشت به دشمن کنند، برعکس به ترویج و دفاع از فرهنگ فاسد و خانمان برانداز غرب می‌پردازند، تا آنکه شاید سود نامشروعی را به جیب بزنند، اگر چه این سود به نابود کردن جوانان مؤمن و مظلوم کشورشان منجر شود، در حالی که حتی هیچ غیرتمند بی دینی حاضر نیست وطن و جوانان آن راکه سرمایه اصلی آن دیار هستند به بیگانه بفروشد، حتی در حیوانات هم این حس نوع دوستی وجود دارد و آنها هم حاضر نمی‌شوند با حیوان غریبه و درنده‌ای که قصد جانشان را دارد همکاری کنند و در صدد دفاع از محل و همنوع خود در محیط زندگی برمی آیند. اگر چه این دفاع به قیمت تمام شدن جانشان باشد.

در برخی مناطق روستایی که اینجانب از نزدیک دیده‌ام وقتی گاوهای نر و غیر شیرده در فصل تابستان که تعداد آن‌ها از چهار تا پنج تا بالاتر است برای چرا درکوهستان رها می‌سازند، این گاوها در موقع استراحت و یا شب که می‌خواهند بخوابند اولاً در یک قسمت بلندی می روندکه مشرف و مسلط به اطراف خود باشند که به محض ورود درنده‌ای باخبر شوند، و ثانیاً در وقت خواب اگر بر فرض پنج تا باشند، پشت شان را به هم می‌کنند و سرهایشان یکی به طرف شمال و دیگری به طرف جنوب و یکی به طرف شرق و دیگری به طرف غرب است که دشمن را هم ببینند، وگاهی در بین آنها یک گاو می‌ایستد تا اگر بقیه گاوها خواب رفتند آن یکی نگهبانی دهد، که به محض ورود دشمن مثل گرگ و پلنگ و درنده‌های دیگر، آن گاو نگهبان، بقیه را آگاه سازد.

این غیرت و حس نوع دوستی است که درگاو و بسیاری از حیوانات دیده‌ایم، آن وقت کسانی در مملکت پیدا می‌شوند که می‌آیند روی اصولی که حتی حیوانات قبول دارند پا می‌گذارند با این گونه انسان‌ها چه باید کرد؟ آیا باید دست روی دست گذاشت تا اینها با دشمن همکاری کنند و به تدریج مردم را قتل عام نمایند؟ یا اینکه لا اقل مثل گاوها و برخی از حیوانات به دفاع از همنوع و محل زندگی و وطن خویش برآییم؟!

عقل می‌گوید چون بشر برای زندگی احتیاج به یکدیگر دارد برای آنکه بتوانی به حیات خود ادامه دهی باید به دفاع از همنوع و وطن خویش بپردازی تا بتوانی زنده بمانی، و در غیر این صورت نابود خواهی شد. بنابراین وقتی ما می‌بینیم عده‌ای سودجو یا جاهل و یا معاند با پخش سی. دی می‌خواهند سود نامشروعی ببرند و یا عامل و مزدور بیگانه‌اند باید با آنان مبارزه کرد تاکشورمان از آسیب در امان بماند.

= نظارت بر مراکز رایانه‌ای

یکی از اموری که حضرت امیرالمومنین (ع) در نامه ۵۳ نهج البلاغه به مالک اشتر سفارش می‌کنند، نظارت بر دستگاه‌های اجرایی و مدیران کشور است تا از هر گونه انحرافی جلوگیری شود. وقتی امکان دارد افرادی پیدا شوند به جای آنکه از رایانه و امثال آن استفاده مشروع و علمی ببرند، به جهات منفی و مخرب آن روی آورند، باید وزارت اطلاعات، سازمان نظارت و بازرسی و ستادهای امر به معروف و نهی از منکر با اختیارگرفتن متخصصان زبده و مورد اعتماد بر مراکز رایانه‌ای و مکان‌های تکثیر و توزیع و فروش نظارت داشته باشند و یا با متمرکزکردن دست فروشان و جلوگیری از فعالیت مغازه‌ها و مؤسسات بدون مجوز، زمینه بروز هرگونه اتفاق ناشایستی را از بین ببرند، به هیچ کس اجازه فعالیت‌های منافی اخلاق را ندهند.

تولیدات فرهنگی و جایگزین

وقتی ما می‌خواهیم جلوی تهاجم فرهنگ غرب راکه توسط سی. دی، اینترنت و رایانه و... صورت می‌گیرد بگیریم، باید در مقابل آن چیزی قابل ارائه به مردم داشته باشیم، همانطوری که در خانواده که عضو کوچک جامعه است اگر طفل کوچک ما کارد تیزی را جهت بازی برداشت، باید بری رفع خطر، کارد راگرفت اما چیز دیگری که سالم و بدون خطر باشد جهت بازی به او داد، در غیر این صورت آن بچه یا سر و صدا می‌کند و یا مجدد اً سراغ کارد می‌رود.

رهبر فرزانه انقلاب در این مورد فرمود:

"برای اینکه بتوانیم بر فرهنگ غلط غربی غلبه کنیم و فرهنگ غنی اسلام را که بهترین و بزرگترین فرهنگ دنیا است جایگزین آن سازیم، واجب است نخست ایمان اسلامی در ذهن مردم و اندیشه‌های نو اسلامی به مردم ارائه شده... در این راه رسانه‌های گروهی، به ویژه صدا و سیما بزرگترین نقش را می‌توانند ایفاکنند. "[۱۵۳]

در مورد مقابله با تهاجم فرهنگی باید ما با دعوت از افراد متخصص و کارآمد ومتعهد و جوان و باتجربه، زمینه را جهت جایگزینی فراهم سازیم و بهترین راه مقابله آن است که ما به جای تصویرهای انحرافی غربی، تصاویر و فیلم‌های هدفمند، جذاب و مفید را در سطح وسیع گسترش دهیم که این فیلم‌ها ضمن اینکه از تکرار در آنها پرهیز شود، خلاء موجود فرهنگی را پرکند. و به این مقدار هم راضی نشویم، بلکه باید با فرهنگ غنی، و تاریخ کهن و پربار و بزرگان سترک و شجاع و حکیم و فرزانه‌ای که داریم خلاء موجود فرهنگی دنیا را پرکنیم و این کار را می‌توانیم اگر بخواهیم و اراده نماییم.

نظارت بر مشاغل حساس

بعد از طی این مراحل شاید هنوز ما با موانع رو به رو شویم، و بزرگترین مانع افراد نفوذی هستندکه بسیار دم از مبارزه می‌زنند وگاهی از ظاهر بسیار فریبنده‌ای برخوردارند، اما در دل و باطن اعتقادی به اسلام ندارند و در مواقع حساس با توجه به اینکه در مشاغل کلیدی فرهنگی قرار دارند، ضربه خود را به انقلاب خواهند زد، چنانچه در طول عمر ۲۵ ساله انقلاب با این گونه افراد نفوذی مواجه شده‌ایم. لذا باید بر مشاغل کلیدی و حساس نظارت دقیق داشت و بر آنها اشخاص صالح وکارآمد گمارد و از حضور افراد نفوذی و روشنفکر غربی جلوگیری نمود.

فصل ششم:بحران عدم ازدواج

اهمیت ازدواج در اسلام=

اشاره

قرآن کریم می‌فرماید:

"وَمِنْ آیاتِهِ أَن خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنفُسِکُمْ أَزواجاً لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّة وَرَحْمَةًاِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکََّرُونَ "

و از نشانه‌های خداوند این است که همسرانی از جنس خود شما برای شما آفرید تا درکنار آنها آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد. در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکر می‌کنند.[۱۵۴]

۱- رسول مکرم اسلام(ص) فرمودند:

"مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ اَحْرَزَ نِصْفَ دینِهِ فَلیَتَّقِ اللهَ فِی النِّصْفِ الباقی "

هرکس ازدواج کند نصف دینش را حفظ کرده است، و در نصف دیگر از خدا بترسد و تقوا داشته باشد.[۱۵۵]

۲- همچنین آن حضرت (ص)فرمود:

"تَزَوَّجُوا الرِّزْقَ، فَاِنَّ فیهِنَّ الْبَرکَةُ"

ازدواج کنید زیرا سبب رزق و روزی است، و زنان به وسیله ازدواج منشا برکت و خیر می‌باشند. [۱۵۶]

۳- رسول خدا(ص)فرمود:

"مَنْ تَرَکَ التَزْویجَ مَخافَةَ الْفَقْرِ فَقَدْ اَساءَ الظَّنَّ بِاللهِ اِنَّ اللهَ عَزَّوَ جَلَّ یَقُولُ: "اِنْ یَکُونُوا فُقَرأءَ یُغْنِهِمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ "

کسی که ازدواج را رها سازد از ترس آنکه مبادا دچار مشکل اقتصادی گردد، چنین فردی به خداوند سوءظن دارد، به خاطر آنکه خداوند در قرآن می‌فرماید: "شما ازدواج کنید خداوند شما را از نظر مالی غنی و بی نیاز می‌سازد. [۱۵۷] " [۱۵۸]

۴- همچنین رسول گرامی اسلام (ص) فرمود:

"رَکْعَتانِ یُصَلّیهِما مُتَزَوِّجٌ اَفْضَلُ مِنْ صَلاةِ عَزَبٍ یَقُومُ لَیْلَهُ وَ یَصُومُ نَهارَهُ"

دو رکعت نمازی که انسان متأهل و ازدواج کرده بخواند، ثوابش بالاتر از انسان مجرد، ازدواج نکرده‌ای است که هر شب تا صبح عبادت می‌کند، و روزهایش را روزه می‌گیرد.[۱۵۹]

- نکته‌های قرآ نی و حدیثی پیرامون ازدواج

۱- ازدواج نشانه قدرت و عظمت حضرت حق است "وَ مِنْ آیاتِهِ ".

۲- یکی از آن چیزهایی است که بشر را از نگرانی نجات می‌دهد، و او را از حالت دلهره و اضطراب درمی آورد و به او آرامش روحی و روانی می‌دهد ازدواج می‌باشد، "لِتَسْکُنوا اِلیها".

۳- ازدواج سبب مودت و محبت بین زن و مرد و بین خانواده‌های مختلف می‌شود. بشر احساس کمبود محبت داردکه محبت مرد با زن و محبت زن به وسیله مرد جبران می‌گردد، "وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّة".

۴- با پیوند دو جوان رحمت و برکات الهی نازل می‌شود. به خاطر آنکه با ازدواج دختر با پسری شیطان مأیوس و ناراحت، و فرشتگان الهی خوشحال خواهند شد. و همین باعث خیر و برکت در جامعه می‌گردد. لذا مسئولان نظام اگر می‌خواهند مشکلات روحی و روانی جوانان را حل کنند، محبت و صمیمیت را در جامعه حاکم کنند، و لطف و خیرات بر جامعه نازل شود به امر ازدواج جوانان بسیار بها دهند، "وَ جَعَلَ بَیْنِکُمْ... رَحْمَةً" ۵- البته این همه آثار و برکات در ازدواج برای همه قابل درک نیست، بلکه کسانی که دارای تفکر و عقل و درایت اند این آیه الهی برایشان قابل فهم است، "لِقَوْمٍ یَتَفَکَّروُنَ ".

۶- از حدیث اول استفاده می شودکه با ازدواج نصف دین انسان حفظ می‌شود به خاطر آنکه شیطان خیلی راحت تر می‌تواند انسان مجرد را فریب دهد تا یک شخص متأهل را.

۷- از روایت دوم معلوم می‌شود که خود تشکیل خانواده و قدم زن به خانه منشأ برکت است.

۸- از حدیث سوم به دست می‌آید، کسانی که به بهانه مشکل مادی از ازدواج دوری می‌کنند، این گونه افراد از ایمان بالایی برخوردار نمی‌باشند، زیرا خداوند رزاق وعده داده که من مشکل مادی شما را در صورت تلاش در حد متعارف و نیاز حل می‌کنم. ولی اینان در برابر حرف خداوند شک می‌کنند و تن به ازدواج نمی‌دهند.

۹- از حدیث چهارم استفاده می‌شود که: ازدواج در عبادت و نماز انسان اثر مثبت دارد و شیطان کمتر می‌تواند سر نماز حواس او را پرت کند و درصد قبولی نماز انسان متأهل بیشتر است.

۱۰- از حدیث پنجم به دست می آیدکه در ازدواج روی اخلاق و دین دختر و پسر تأکید داشته باشید "تَرْضَوْنَ خُلْقَهُ وَ دینَهُ " زیرا آنچه حرف اصلی را می‌زند و پایه زندگی بر آن نهاده شده است و از بسیاری از مشکلات جلوگیری می‌کند، اخلاق و معنویت است. و الا تشریفات و تجملات و مهریه بالا و ظواهر دنیا آرام بخش نیست.

۱۱- ازکلام رسول خدا(ص) که فرمود: "اِلّا تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الاَرْضِ وَ فَسادٌ کَبیرٌ" استفاده میگرددکه اگر مردم به بهانه‌های مختلف روی به ازدواج نیاورند، جامعه به مشکلات و فساد بزرگی دچار خواهد شد. اگر می‌خواهیم از بلاها و فسادهای بزرگ جلوگیری کنیم راهی جز بهاء دادن به ازدواج نداریم.

- هشدار به مسئولان

بر فرض آن که مسئولان با کمک مردم تمام راه‌های شکار دختران و پسران را بستند، و در تمام سطوح محل کار زن، مرد از یکدیگر جدا گردید، وکار زنان به خود آنان سپرده شد، و اصلاً ما چیزی به عنوان اختلاط زن و مرد نامحرم نداشتیم، با این امتیازات باز ما با مشکلات متعددی رو به رو خواهیم بود، و آن سهل انگاری و بی توجهی به ازدواج است. طبق آماری که جراید منتشر کردند، حدود سه و نیم میلیون جوان آماده ازدواج داریم و از طرفی یک و نیم میلیون زن بیوه موجود است. با توجه به اینکه همه آنان از ایمان قوی و بالا برخوردار نمی‌باشند، تا بتوانند غریزه جنسی خود را مراقبت کنند، وقتی مرد و زن نتوانستند از جهت شهوت خود راکنترل نمایند. و از طرفی غریزه جنسی دائم آنان را تحت فشارهای روحی و روانی قرار داد. و از طرف دیگر ازدواج هم به خاطر مسائل مختلف امکان نداشت این جوان ناچار است از راه گناه و رابطه نامشروع خود را ارضاءکند.

معاون اجرایی امر به معروف و نهی از منکر بسیج مقاومت مازندران اعلام کرد: با تلاش عوامل امر به معروف و نهی از منکر مازندران در۶ ماهه اخیر ۸ هزار و ۵۴۰ عناصر منکراتی، قاچاقچی و سارقان کالا در این استان شناسایی و دستگیر شدند. وی افزود: در بین این متخلفان ۳ هزار و ۲۹۰ زن خلافکار نیز حضور داشتند.[۱۶۰]

اگر ما به مسئله ازدواج طبق سفارش قرآن کریم و پیامبر اکرم(ص) بها می‌دادیم در یک استان نباید سه هزار و اندی زن خلافکار وجود داشته باشد! اگر ما زمینه شغل را برای مردان فراهم می‌کردیم و زنان ازدواج می‌کردند و با این کار مشکل غریزه جنسی و اقتصادی حل می‌شد، دیگر زنان اینقدر دنبال فساد می‌رفتند؟!

چنانچه در بحث (شرکت‌ها و برخی ادارات) گذشت برخی از مسئولان با اختلاط زن و مرد زمینه گناه و فساد را فراهم کردند! و متأسفانه بر این اشتباه خود مباهات می‌کنند و دائمأ این فکر و عمل غربی گرایانه را ترویج می‌کنند.

وقتی در یک استان بیش از سیصد هزار نفر زن خلافکار باشد، با توجه به میلیون‌ها دختر جوان و زن بیوه، روشن است آمارکل زنان خلافکار در سطح کشور میلیونی است. این بلا و مصیبتی که جامعه دچار آن شده نتیجه دوری از اسلام و روآوردن به فرهنگ غرب است.

وقتی آمدیم به جای آنکه مردان راکه بار اقتصادی خانواده و مسئولیت زن و بچه به دوش آنان است شغل بدهیم، زنان را در هر اداره و شرکت و مغازه قرار دادیم، طبیعی است که آمار فساد و روابط نامشروع بالا می‌رود. این بلا و مصیبت همان چیزی است که رسول خدا(ص) فرمود: اگر به ازدواج اهمیت ندهید و زنان و مردان را از هم جدا نسازید، بلائی به سرتان خواهد آمد که درمان نخواهد داشت، فسادی همه جانبه و بزرگ کشورتان را فرا می‌گیرد.

- ارزش ازدواج درکلام رهبر فرزانه انقلاب

ایشان در نصیحت هایشان به عروس‌ها و دامادها فرمودند:

"قبل از اینکه صیغه عقد را اجراکنیم، چندکلمه به عنوان نصیحت به عروس‌ها و دامادها و خانواده هایشان عرض می‌کنم.

حرف اول این است که این پیوندی که با عقد به وجود می‌آید و یک پیوند الهی است، درست است که طبیعی‌ترین ارتباطات بشری است؛ اما همین ارتباط طبیعی و غریزی را خدای متعال مورد توجه خاص قرار داده و آن را مبارک کرده و برای آن اهمیت قائل شده و آثار طبیعی فراوانی برایش به وجود آورده است.

این تشکیل خانواده را دست کم نگیرید، شاید من بتوانم بگویم یکی ازگناهان کبیره تمدن غرب نسبت به بشریت، این است که ازدواج و تشکیل خانواده را در چشم مردم سبک وکوچک کرد. یعنی در واقع احساسات و عواطف و غرایزی راکه از زن و مرد زود برانگیخته می‌شود، به جان خانواده انداختند که تا هر کدام از دیگری دلخوری پیدا کرد یا مانعی ایجاد شد و عیبی دید، خانواده تهدید شود؛ اسلام این گونه نیست. اسلام به شدت بنیان خانواده را مستحکم قرار داده است. اگر شما که دامادید و شما که عروسید، توانستید این پیوند خانوادگی، این پیونده دونفره را خوب حفظ کنید، زندگی شما شیرین خواهد شد، حتی در هر سطح مالی، اعتباری، ارزشی و علمی که باشید. این احساسات و نیازها برای یک استاد دانشگاه، یک دانشمند و یک محقق، همچنان است که یرای یک آدم کارگر ساده، یعنی این احساسات و نیازهای اصلی، در همه یکسان است.

بنابراین اینها با ثروت و فقر و عنوان و بی عنوانی، در تهران یا فلان روستا بودن، هیچ تفاوتی نمی‌کند. همه انسان‌ها به این امنیت زندگی نیاز دارند. لذا شما در قرآن که نگاه کنید، می‌بینید که وقتی بحث ازدواج می‌شود میگوید: "و جعل منها زوجها لیسکن الیها" تا مایه سکونت و سکینه- یعنی آرامش- باشد. زن و شوهر باید برای هم مایه آرامش باشند. نکته دیگر اینکه اگر بخواهید این محیط امن و امان به وجود بیاید، راهش این است که زن و شوهر این محیط را محیط محبت کنند، یعنی به هم محبت و عشق بورزند، چه طور؟ این دست شما خانم و دست شما آقاست. راهش چیست؟ راهش این است که شما به او وفادار باشید و محبت بورزید. او هم به شما محبت کند، در دل شما هم محبت زنده می‌شود، چون به هم وابسته‌اید.

دختر و پسر در غرب، به خصوص در بعضی از جوامع غربی، صدکار می‌کنند تا به سن ازدواج برسند. در آن جوامع سن ازدواج معمولا بالاست. در آن جا به خصوص مردها اول هزار در دیگر را می‌زنند و بعد در ازدواج را! این کجا، آن جوانی که با عفت جوانیش را گذرانده و با خود و نفس خودش مبارزه کرده و بعد ازدواج کرده، کجا؟ اینها هر دو یکجور قدر زن را می‌دانند؟ نه- او بی قید و لاقید است.

مسأله زن هم به همین قیاس است- این قدرکه می‌گویند حجاب رو بگیرید و چنین و چنان کنید، اینجاها و در مسائل اصلی زندگی اثرش ظاهر می‌شود. خود حجاب ممکن است چیزی به نظر نیاید.

پس زن و شوهر از همین اول ازدواج که خدا یک محبتی هم در دلشان قرار داده، این محبت را نگه دارند، زیادش کنند. راهش هم این است که به هم باوفا و صادق باشند و همدیگر را حفظ کنند. زن راز شوهرش را پیش خاله و خواهر بیان نکند، مرد هم اسرار زنش را در باشگاه و میهمانی و... به رفیق‌هایش نگوید.

حواستان جمع باشد، اسراریکدیگر را محکم نگه دارید و حفظ کنید، دیگر اینکه باید با هم بسازید، هر جا سازش بد است، اینجا خوب است. امیدواریم ان شاءاللّه این توصیه‌ها به شماکمک کندکه زندگی تان شیرین تر، پایدارتر، ما ندگارتر، مبارک تر باشد.[۱۶۱]

- اهمیت ازدواج موقت

امام صادق (ع) در این مورد فرمود:

"ما مِنْ رَجُلٍ تَمَتَّعَ ثُمَّ اِغْتَسَلَ اِلّاخَلَقَ اللهُ مِنْ کُلِّ قِطْرَة تُقْطَرُ مِنْهُ سَبْعینَ مَلِکاً یَسْتَغْفِروُنَ لَهُ اِلی یَوْمِ القِیامَةِ وَ یَلْعَنُونَ مُتَجَنِّبُها اِلی اَن تَقُومَ السّاعَةُ"

هر مردی که زنی را به عقد موقت خود درآورد و بعد از آن غسل نماید، خداوند برای هر قطره‌ای از آب هفتاد فرشته قرار می‌دهد تا روز قیامت برای او طلب آمرزش نمایند. و آن فرشتگان تا روز قیامت لعنت میکنندکسی راکه از عقد موقت دوری نماید. (البته عقد دختر باکره بدون اجازه پدر و یا ولی او جایز نیست)0 [۱۶۲]

وقتی در جامعه ازدواج موقت بسیار مذمت شده و این کار حلال شرعی چنان قبیح شمرده شد که گویا شخصی با ازدواج موقت مرتکب حرام، جنایتی شده، و روز به روز بر زشتی آن افزودیم، که زنان در این کار نقش عمده را دارند، وقتی چنین شد باید شاهد میلیون‌ها زن بیوه‌ای بود که آماده ازدواج اند، اما به خاطر شوهر نداشتن غریزه جنسی برخی از آنان را به گناه کشانده و یا تحت فشار روحی عجیبی قرار داده است.

در حالی که اگر گوش به کلام امام صادق (ع) داده می‌شد، جامعه ما دچار این گونه مفاسد نبود. خانمی که اینقدر ازدواج موقت را مذمت می‌کنی، می دانی که اولاً مخالفت با دین می‌کنی و ثانیاًاحتمال دارد روزی خودت هم بیوه شوی و احتیاج به ازدواج داشته باشی! البته ازدواج موقت شرایطی دارد که بسیاری از مردان و زنان بیوه شرایط آن را دارند.

ازدواج موقت از نظر علوم روا نشناسی

- تاثیر ازدواج موقت در طول عمر وکاهش بیماری‌ها

براساس تحقیقات جدید دانشمندان علوم روانشناسی، داشتن روابط با خویشان و دوستان می‌تواند به زنان مسن کمک کندکه بیشتر عمر کنند و در این بین ازدواج مهم‌ترین روش برای افزایش طول عمر است.

به گزارش پایگاه نیزووایز در اینترنت، مطالعه بر روی تعدادی از زنان ۵ ۶ ساله و مسن تر نشان داد درکسانی که روابط اجتماعی وسیع تری دارند و با تعداد بیشتری از افراد، به دفعات بیشتر در تماس دو ستانه هستند، خطر مرگ کمتر از دیگران است. دکتر توماس راتلیچ استاد دانشگاه پیترزبورگ و همکارانش در این مطالعه دریافتندکه در این بین ازدواج برای زنان مسن و بدون شوهر، عاملی مهم برای جلوگیری از مرگ زودرس است. محققان می‌گویند حتی در شرایطی که بیماری‌هایی مانند دیابت، افزایش وزن و نیز فشار خون بالا بیمار را تهدید به مرگ می‌کند نیز داشتن روابط وسیع اجتماعی در پیشگیری از مرگ زود هنگام نقش بسزایی دارد. [۱۶۳]

- تحقیقات شورای اروپا

نتایج یک تحقیق که به تازگی توسط شورای اروپا انجام گرفته است

نشان می دهدکه افراد متأهل از طول عمر بیشتری نسبت به افراد مجرد برخوردارند.

به گزارش ایرنا، روزنامه "پاریزین " چاپ پاریس با چاپ نتایج این تحقیق نوشت: در این تحقیق میزان مرگ و میر افراد متأهل و مجرد هم سن و سال در ۴۳ کشور جهان مورد بررسی قرارگرفته است.

براساس نتایج این تحقیق، اختلاف طول عمر اشخاص متأهل و مجرد، گاهی به ۳۰ درصد می‌رسد.

به نوشته پاریزین، این تحقیق نشان می دهدکه مرگ و میر در میان زنان مسن که تنها زندگی می‌کنند بیش از دیگر افراد جامعه است.

پاریزین در خصوص طول عمر بیشتر افراد متأهل نوشته است: ازدواج تأثیر مثبتی بر روی سلامتی افراد داشته، از نظر روانی نیز فرد را در مقابل آسیب‌های اجتماعی مقاوم تر می‌کند.[۱۶۴]

- پژوهشگران آمریکایی

براساس یک مطالعه در بین زنان ۴۲ تا ۵۰ ساله، یک ازدواج موفق ضمن کاهش میزان تنش روانی در زنان از بیماری‌های قلبی آنان نیز پیشگیری می‌کند.

به گزارش واحد مرکزی خبر از لندن، به نوشته نایجل هاوکس در روزنامه تایمز امروز، پژوهشگران آمریکایی دریافته‌اند زندگی توأم با شادی در زنان ازدواج کرده باعث می‌شود فشار خون این افراد کاهش یابد، میزان کلسترول کم شود و احتمال چاقی نیز از بین برود.

همچنین زنان ازدواج کرده در مقایسه با زنان ازدواج نکرده دچار افسردگی، عصبانیت یا اضطراب کمتر می‌شوند. در بررسی زنانی که متأهل اند ولی ازدواج آنان با موفقیت همراه نبوده است، مشخص شد وضع سلامت آنان در جایگاه میانی در مقایسه با وضع سلامت زنان مجرد و زنان متأهل شاد قرار دارد. نتایج مطالعات دیگری نیز نشان داده‌اند که ازدواج موفق و شاد باعث افزایش طول عمر افراد می‌شود. [۱۶۵]

عاقبت تأخیر در ازدواج=

چند سالی است که یک حالت روشنفکری و غربی در بسیاری از خانواده‌ها نسبت به جوانانشان به ویژه دختران حتی در برخی از روستائیان به وجود آمده که دختران اصلاً تمایلی به ازدواج در سن ۱۸ تا ۲۰ سالگی از خود نشان نمی‌دهند، وقتی به آنان گفته می‌شود که چرا ازدواج نمی‌کنی؟ اظهار می‌دارد که من تا دانشگاهم تمام نشود و مدرکم را نگیرم و یک شغل مناسب پیدا نکنم، شوهر نخواهم کرد. زیرا ازدواج مانع پیشرفتم می‌باشد.

سرانجام این طرز فکر به آنجا می انجامدکه دخترگاهی یک سال یا دو سال یا بیشتر پشت کنکور می‌ماند تا قبول شود، در صورت قبول شدن با توجه به چند سال دانشگاه وگرفتن مدرک و پیداکردن شغل، سن او از مرز ۲۴ می‌گذرد. اینها همه خوب است به شرط آنکه بتواند در این مدت خود را از نظر اخلاقی حفظ نماید و دچار انحرافات نگردد.

بعد از سن ۲۴ سالگی یا بیشتر از آن به فکر ازدواج و انتخات همسر مناسب می‌افتد، چون مدرک بالایی به حساب خودش گرفته وگاهی نیز از حقوق مناسبی برخوردار است دچار غرورکاذبی می‌گردد به طوری که فکر می‌کند در عرش برین است و باید شوهری به سراغ او بیایدکه مثل خودش مدرک بالا و حقوق بالایی داشته باشد، و اصولاً شوهری که شغل آزاد و یا بیکار باشد برای خودکسر شأن و عار می‌داند، و از طرفی جوانان هم زیر بار چنین ازدواج‌هایی به خاطر منّت و تحقیر شدنشان نمی‌روند. مدتی از داشتن چنین طرز فکر و خصلت و روحیه‌ای می‌گذرد که دختر خانم سنش به حدود ۲۸ تا ۳۰ سال و بیشتر از آن می‌رسد. در این سالها است کم کم به فکر فرو می‌رود و نزد خویش می اندیشدکه:

"مبادا سالش بیش از این گردد و بی شوهر بماند، نکند با سن بالا دوران حاملگی و بچه دار شدنش دیر شود، و گاهی به همسالان خود می‌نگرد می بیند آنها بچه هایشان بزرگ شده‌اند، و از طرفی گاهی پدر و مادر خسته می‌شوند و خودش احساس شرمندگی می‌نماید، و به علاوه خواستگاران بسیارکم شده‌اند وگاهی مردان میانسال و یا زن مرده سراغشان می‌روند.

وانگهی نشاط و طراوتی که برای ازدواج در دوران بعد از دبیرستان بود، در این سنین نیست. زیرا ازدواج در نوجوانی و جوانی از یک علاقه و محبت ویژه‌ای برخوردار است که در دوران بعدی نخواهد بود. به خاطر آنکه دیگر مجبور است تا دیرتر نشده یک خواستگار را بپذیرد و دیگر انتخاب چندان بازارش گرم نخواهد بود.

در چنین فضایی که قرار می‌گیرد از خواب غفلت بیدار می‌شود و می‌گوید ای کاش در همان دوران دبیرستان و یا اتمام آن ازدواج کرده بودم، و درسم را هم مثل بسیاری از دختران ادامه می‌دادم، این همه دچار ناراحتی نمی‌شدم.

این دختران برای آنکه ازدواجشان دیرتر از این نشود چاره‌ای ندارند جز آنکه به مردان مؤمن، وخوش اخلاقی اگر چه از نظر مدرک و تحصیلات پایین تراند راضی شوند و یکسری شرایطی که ضرورت ندارد در ازدواج بردارند، الا سن شان بالاتر اینها می‌رود و همچنان بر ناراحتی روحی و ایجاد اضطراب و نا امیدی از آینده خویش می‌افزایند.

در این ایام که اینجانب این اوراق را به رشته تحریر درمی آوردم اکثر روزها و در برخی از روزها، روزی چند نفر از دخترانی که سن ازدواجشان بالا رفته و به مرز ۲۴ الی ۳۵ سال رسیده با حقیر جهت مشورت و راهنمایی تماس می‌گیرند و اکثرشان به اشتباه خود اعتراف دارندکه نباید خواستگاران خوب و مؤمن را بعد از دوران دبیرستان رد می‌کردند، و برخی با مشکلات فراوان دیگری رو به رو شده اندکه مجال آن در اینجا

نیست. آنچه مهم می‌باشد و لازم است ما به آن توجه ویژه‌ای داشته باشیم آن است که تمام این مصائب، ناراحتی که پیش آمده به خاطر دوری ما از عمل به احکام نورانی اسلام، سفارشات پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار(ع) و حالت غربی و اروپایی فکر کردن برخی از جوانان به ویژه بعضی از مسئولین است، زیرا همین مسئولین بودندکه برای شاید اغراض سیاسی و باندی و جذب جوانان و آگاه نبودن به طور دائم دم از تحصیلات بانوان زدند و به آن هم افتخارکردند، اما جوانب دیگر را در نظر نگرفتند تا امروز قشر عظیمی از دختران با این مشکل مواجه نباشد. اینک به سرگذشت جهت درس عبرت توجه نمایید:

=- سرگذشتی عبرت انگیز

پای سفره عقدکه نشستیم من ۳۵ ساله بودم، مازیار ۲۵ ساله. همه دلخوشی ام این بودکه می‌دانستم مازیار از ته دلش دوستم دارد وگرنه چه طور می‌توانستم نگاه‌های غضب آلود و عصبانی فامیل او را تاب بیاورم که با همه وجودشان با ازدواج ما مخالف بودند؛ هر چند این عروس نه چندان جوان هم خانه داشت، هم ماشین و هم شغل خوب و حقوق بالا؛ اما همه اینها باعث نمی شدکه پدر و مادر و اقوام مازیار فکر نکنندکه پسر جوانشان خام و اسیر افسون پیردختری که من باشم شده و دستی دستی دارد زندگی اش را تباه می‌کند. اما مطمئن بودم که مازیار دوستم دارد و او می‌گفت که مطمئن است که همیشه دوستم خواهد داشت.

این ۱۰ سال اختلاف سن اصلا از نظر او مهم نبود. او شریک ایده آل زندگی اش را در من پیدا کرده بود و این اطمینان ظرف یکی دو روز به دست نیامده بود؛ بلکه سه چهار سال بود که- مازیار- این کارمند ساده شرکت ما خودش را واله و شیدای من که معاون مالی شرکت بودم نشان می‌داد و بالاخره من که کم کم از صرافت ازدواج کردن افتاده بودم، تصمیم گرفتم بخت و اقبالم را محک بزنم.

آشنایی و ازدواج با مازیار روحیه کسل و افسرده من را عوض کرد. شور جوانی او در روح من هم دمیده شد و ما بهترین روزهای زندگی مان را تجربه کردیم. آنچه برای من اصلاً مهم نبود این بودکه مازیار جز جوانی و شور زندگی هیچ بضاعتی نداشت، چراکه در عوض، من که از وقتی یادم می آمدکار می‌کردم همه چیز داشتم، آپارتمان لوکس، خودروی مدل بالا و شغل عالی. من الان بیشتر از هر چیزی به روحیه احتیاج داشتم و مازیار با محبت‌هایش، با عشق خالصانه، طراوت و شادابی اش همه کمبودهای زندگی من را پر می‌کرد. من هم در عوض همه آنچه که در سالهای سخت کار به دست آورده بودم بی هیچ منتی با او تقسیم می‌کردم.

پدر و مادر من هم مخالف این ازدواج بودند و این زندگی از نظر آنها غیرمنطقی و محکوم به شکست بود؛ اما من می‌خواستم به همه مخالفان ثابت کنم که این لیلی و مجنون جدید علی رغم این که لیلی ۱۰ سال از مجنون بزرگتر است می‌توانند زندگی مشترک فوق العاده‌ای داشته باشند که عشق و تفاهم در آن حرف اول را می‌زند.

در سال اول همه چیز خوب بود. عاشقانه بود؛ اما وقتی اولین حاملگی من در ۳۷ سالگی منجر به سقط جنین دو ماهه‌ام شد و دکتر یکی از دلایل آن را بالا بودن سن اولین حاملگی اعلام کرد، ناگهان من در نظر مازیار به عجوزه‌ای پیر تبدیل شدم که او انگار تازه فهمیده بودکه نه ۱۰ سال که انگار ۵۰ سال بزرگتر از او هستم و او بود که زندگی اش را تباه شده می‌دیده و بنای بدخلقی و بداخلاقی و بهانه گیری را گذاشت.

کم کم به زبان آمد وگفت: زن جوان می‌خواهد؛ زنی که برایش فرزندی سالم به دنیا آورد و این همه اختلاف سن با فرزندش نداشته باشد.

گفت که جوانی و خامی کرده و اسیر احساسات زودگذر شده که با من، یعنی زنی که این همه از او بزرگتر است ازدواج کرده است و حالا می خواهدکه از هم جدا شویم و من هنوز آنقدر منطقی بودم که نخواهم مقاومت کنم؛ هر چند در این میانه این من بودم که خیلی چیزها را باخته بودم، اما او می‌توانست دوباره آغازکند بدون آنکه شرمنده اتفاقات پشت سرش باشد. چراکه شاید خیلی‌ها به او حق می دادندکه به پای این زن در آستانه ۴۵ سالگی ننشیند؛ اما من می‌ماندم با دنیای سرزنش‌ها و زخم زبان‌ها که خود کرده را تدبیر نیست.

باز هم عاقلانه‌ترین کار این بود که هر چه زودتر همه چیز خاتمه پیدا کند و عروس میانسالی که مهریه اش فقط ۱۴ شاخه گل مریم بود، داماد جوان را به حال خودش بگذارد تا این بار پخته تر عمل کند و ازدواج مناسب تری داشته باشد و باید من می‌ماندم و غم شیرین یکی دو سال شراکت وهم آلود و تجربه ۲ ماه مادری که هر دو منجر به شکست شد و مرا با خاطرات غم انگیز تنهاگذاشتند.

به قاضی می‌گویم هیچ شکایتی ندارم. می‌گویم به طلاق توافقی راضی ام. می‌گویم هیچ وقت نخواسته‌ام خود را به کسی تحمیل کنم و همیشه دلخوشی ام این بوده که مستقل بوده‌ام و توانسته‌ام روی پای خودم باشم. پس حتماً بعد از این هم می‌توانم. می‌گویم ازدواج با مازیار هم باشد یک تجربه گران که شکسته ترم می‌کند؛ اما نمی‌تواند شکستم دهد هر چند هیچ چیز نمی‌تواند جای این حسرت و دریغ را پرکند که جوانی من هم سرشار از فرصت‌های قشنگی برای داشتن یک همراه مناسب بود و من به همه آنها پشت پا زدم و در ۳۵ سالگی تصمیمی دیر هنگام گرفتم که نتیجه اش را خیلی‌ها در خشت خام هم می‌دیدند. [۱۶۶]

فصل هفتم: راه‌های دیگر شکار

فتا وای مراجع

تحصیل نزد دبیر و یا استاد مرد

س- زنی که می‌خواهد به تحصیل خود ادامه دهدکه بعدها شغلی حلال انتخاب کند، ولی فعلا ادامه تحصیل ملازم با این است که با نامحرم روبرو شود، مثلا نزد دبیر و استاد مرد درس بخواند یا اینکه با مردها در یک کلاس باشد چنین تحصیلی جایز است یا نه؟

ج- ادامه تحصیل در رشته‌های حلال اشکالی ندارد، لیکن تستّر (پوشش داشتن) از اجانب و خودداری از اختلاط با آن لازم است. واگر ادامه تحصیل مستلزم اختلاط با اجانب باشد و مفاسد دینی و اخلاقی در برداشته باشد، ترک کند. [۱۶۷] حضرت امام.قدس سره

برنامه مشترک زن و مرد

س- اخیراً در سیمای جمهوری اسلامی مسابقاتی برگزار می‌شود که شرکت کنندگان در مسابقه پسران و دختران بطور مختلط و تماشاچیان هم زنان و مردان هستند. و برخی حرکات زننده مانند دویدن دختران در حضور جوانان نامحرم صورت می‌گیرد و مجری برنامه هم معمولاً زنان و دختران جوان می‌باشند (مانند مسابقه ۲۰ درکانال ۳) به نظر حضرتعالی برپایی چنین مسابقات و شرکت در آنها و نمایش آن از تلویزیون که موجب عادی شدن روابط دختران و پسران و ریختن حجب و حیای دختران می‌شود چیست؟

ج- این هم یکی از مظاهر فساد است وگفته شد هر چه موجب ترویج فساد در جامعه باشد جایز نیست.- حضرت آیت الله العظمی تبریزی در فرض مذکور حرام است. حضرت آیت الله العظمی مظاهری اختلاط زن و مرد جایز نیست و هرکاری که جلب نظر نامحرم کند جایز نیست وهمچنین هرکاری که مظنّه فساد و حرام باشد.

حضرت آیت الله العظمی بهجت

اختلاط و آمیزش زن و مرد نامحرم که بر خلاف شئونات اسلامی

است جایز نیست. حضرت إیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی مجالس مذکوره مشتمل بر خلاف شرع و معرض فساد است و جایز نیست. و جای بسی تعجب وتأسف است که سیمای جمهوری اسلامی که باید منادی اسلام باشد هر روز برنامه‌های خلاف شرع جدیدی بمعرض نمایش بگذارد و به اخلاق و عفت و عقیده جامعه اسلامی لطمه بزند. خداوند همه ما را از شرور و فتن آخرالزمان حفظ فرماید.

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

اگر منشاء مفاسد خاصی گردد جایز نیست.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی[۱۶۸]

آموزش موسیقی

س- در برخی مراکز دولتی، خصوصی کلاسهای آموزش موسیقی و تئاتر برای دختران تشکیل شده و مربیان مرد آموزش را به عهده دارند. آیا تشکیل چنین کلاسها و شرکت دختران در این کلاسها جایز است یا خیر؟ ج- نگاه کردن به نامحرم و هرگونه کاری که مستلزم حرام و موجب مفسده باشد حرام است. مقام معظم رهبری موسیقی لهوی تعلیم و تعلم و اجرت گرفتن برای آن حرام است و اینها مظاهر فسادی است که به خاطر مسامحه بعضی از متصدیان شروع شده ا ست. حضرت آیت الله العظمی تبریزی حرام است. حضرت آیت الله العظمی مظاهری حرام است. حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی جایز نیست. [۱۶۹] حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

از آیات متعدد قرآن کریم و احادیث مختلف از ائمه اطهار(ع) و فتاوای مراجع عظیم الشأن که در بحث "شرکت‌ها، برخی ادارات و مغازه ها" و در اینجا بیان شد روشن گردید که اسلام با اختلاط زن و مرد نامحرم تحت هر عنوان اعم از دانشگاه، کلاس‌های کنکور، آموزش موسیقی، تئاتر، کارمند، منشیگری، ده‌ها موضوع دیگر شدیداً مخالف است و اختلاط زن و مرد نامحرم را منشا فساد و درد بی درمان می‌داند. تجربه هم نشان داده و خود ما انسان‌ها هم متوجه می‌شویم، این مطلب راکاملاً درک می‌کنیم که وقتی با جنس مخالف به عنوان همکلاسی و همکار و هر عنوان دیگر نشست و برخاست داریم، حالت تمایل بیشتر در انسان ایجاد می‌شود و دوست دارد با او هم سخن شود و هر روز بر این تماس و ارتباط افزوده می‌گردد. با وسوسه شیطان و به تدریج تا آنجا پبش می رودکه دل شیطان شاد و موجب خشم حضرت حق می‌شود.

مگر می‌شود دختر و پسری که هر دو جوان، در بحبوحه جوانی، در اوج فشار غریزه جنسی اند در یک کلاس قرارگیرند و با چهره باز و خندان و گاهی آرایش کرده به یکدیگر بنگرند، اما نگاه شهوت انگیز به یکدیگر نکنند؟! مگر می‌شود معلم و استادی سرکلاس دختران دبیرستان و یا دانشجو برود و دختر با صدای لطیف و ظریف وگاهی با تبسم و خنده و در مواقعی با ناز و عشوه با او حرف بزند، اما معلم و استاد تحت تأثیر قرار نگیرد و آن مرد فکر و خیالی در سر نپروراند.

در میان معلمان و اساتید افراد مؤمن و مقید وجود دارند اما اینها نادرند، و از طرفی شیطان به چه کسی رحم کرده که بیاید به معلمان و اساتید مؤمن رحم کند. او برای هر گروهی راه‌های مخصوصی دارد و برای هر فردی شگردی خاص بکار می‌برد و تا همه را جز معصومین (ع) در لجن زارگناه فرو نبرد، دست بردار نیست. اینها حرف خداوند در قرآن کریم از زبان شیطان است.[۱۷۰]

وقتی که حضرت یوسف (ع) پیامبر خدا با زن عشوه گری رو به رو شد

به خداوندگفت: خداوندا! زندان رفتن برای من بهتر است از این که با این زن رو به رو شوم و در عمل هم نشان داد و مدت‌ها زندان را تحمل کرد اما با آن زن رو به رو نشد، پیام قرآن و حضرت یوسف(ع)این است که زندان قابل تحمل است، اما ناز و عشوه و خنده زن نامحرم قابل تحمل نیست.

و لذا در قرآن می‌فرماید:

"اگر مقام عصمت یوسف نبود و خداوند او را کمک نمی‌کرد، یوسف به طرف آن زن رفته بود. " [۱۷۱]

جایی که فریاد اولیای الهی از وسوسه‌های شیطان بلند است و هر لحظه با تضرع وگریه و ناله به خداوند پناه می‌برند، دیگر روشن است که ادارات و کارخانه‌ها و دانشگاه‌ها و مراکز دیگر دولتی و یا خصوصی که زن و مرد نامحرم مخلوط اند و رعایت موازین شرعی نمی‌شود، چه وضعی دارند! در این مراکز عد ه‌ای به خاطر همین اختلاط زن و مرد تحت تاثیر قرار می‌گیرند و دچارگناه می‌شوند، اما قبول ندارند که گرفتارگناه شده‌اند، و دائم حرف‌های شیطان با راهنمایی او از دهانشان بیرون می‌آید. در واقع اینها بلندگوی شیطان هستند.

لذا می‌گویند ما با خنده و ناز و عشوه زن تحت تأثیر قرار نمی‌گیریم، و یا می‌گویند ما نگاه خواهر و برادری نسبت به یکدیگر داریم، و نباید انسان اینقدر خشک مقدس باشد. نتیجه این بهانه‌های شیطانی آن است که در بعضی از این مراکز رابطه نامشروع برقرار می‌گردد.

اینجانب که سالها درکارهای اجرایی بوده‌ام، و مسئولیت قسمتی از چند بیمارستان کشور را به مدت پنج سال برعهده داشته‌ام، و امروز هم با گروه‌های امر به معروف و نهی از منکر ارتباط دارم، و در بسیاری از شهرهای کشور سخنرانی برای جوانان دارم، از نزدیک این روابط نامشروع را از زبان خود جوانان و مردان و زنان شنیده‌ام، که نصایح لازم را به جوانان عزیز نموده‌ام و آنان نیز اکثرشان می‌پذیرند که اشتباه کرده‌اند. برخی به حساب خودشان و به اعتماد اینکه نظام اسلامی است، دخترشان را به دانشگاه‌های شهرهای دور می‌فرستند و یا به کلاس‌های کنکور، آموزش موسیقی و هنر روانه می‌کنند، غافل از آنکه در برخی مواقع دخترشان با یک پسر و یا چند پسر رابطه دارد. در حالیکه والدین از همه چیز بی خبرند. پدر و مادران وظیفه دارند ضمن ادامه تحصیل فرزندانشان کاملاً مراقب فرزندان عزیزشان باشند تا مبادا دخترانشان گرفتار افراد شرور، باندهای فساد، اعتیاد به مواد مخدر، رابطه نامشروع گردند.

چنانچه در این کتاب ده‌ها مورد از این گونه موارد که اتفاق افتاده، آورده شده تا والدین چشم بصیرت پیدا کنند و بدانند اسلام و رسول خدا (ص) سعادت ما و فرزندانمان را می‌خواهند.

این حوادث تلخ و هولناکی که در این کتاب آورده شده هم زنگ خطر و هشداری به همه ما می‌باشد، که در اثر غفلت امکان دارد همین ماجراهای تأسف بار برای فرزند ما اتفاق افتد. اینک جهت هوشیاری و درس عبرت به چند حادثه که در دانشگاه‌ها، آموزشگاه‌ها و بوستان‌ها در اثر دوری از اسلام اتفاق افتاده، توجه نمایید:

دانشگاه و دانشجو

اشاره

یک باند اغفال دختران جوان توسط مأموران مبارزه با مفاسد اجتماعی شیراز متلاشی شد.

چندی پیش مأموران نیروی انتظامی مطلع شدندکه یک شبکه به اغفال دختران در شیراز فعالیت دارند.

اعضای این شبکه ضمن فریب دختران جوان که اغلب دانشجو بودند، آنان را به شب نشینی‌های شبانه دعوت و اقدام به اعمال خلافی عفت باآنان می‌کردند. در همین راستا تحقیقات و تعقیب و مراقبت‌های زیادی انجام و منزلی که در آن جشن پارتی‌های شبانه برگزار می‌شد شناسایی و تحت نطر قرارگرفت.

مأموران انتظامی با هماهنگی مراجع قضایی به محل مورد نظر وارد شده و تعدادی دختر و پسر جوان که به صورت مختلط و بسیار زننده در حال رقص و پایکوبی بودند را دستگیر و تحویل دادگستری شیراز دادند. در بازرسی از این منزل مقادیر زیادی مشروبات الکلی خارجی و مواد مخدر وآلات استعمال مواد مخدرکشف شد.

در تحقیقات و بازجویی‌های بعمل آمده مشخص شدکه عوامل اصلی این شبکه از متمولین ایرانی بوده که درکشورهای حاشیه خلیج فارس سکونت دارند.

شایان ذکر است اعضای این شبکه با قرار صادره از سوی دادگاه روانه زندان شدند.[۱۷۲]

- اردوی دانشجویی

۴۷ نفر از شرکت کنندگان یک اردوی دانشجویی دانشگاه آزاد تهران در قلعه رودخانه از توابع فومن به اتهام اعما ل منکراتی و خلاف اخلاق بازداشت شدند.

فرماندار فومن با تأیید این خبر افزود: این افراد که نیمی از آنان دختر هستند اواخر هفته گذشته به همراه جمعی از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی تهران برای برگزاری یک اردوی تفریحی دانشجویی با ۵ دستگاه اتوبوس به منطقه توریستی قلعه رودخان فومن آمده بودند.[۱۷۳]

وی گفت: ازکل حدود ۲۰۰ شرکت کننده در این اردو، حدود ۱۴۰ نفر از دانشجون دانشگاه آزاد تهران بودند و بقیه که اکثریت بازداشت شدگان را تشکیل می‌دهند، تحت عنوان دانشجو در این اردو شرکت کرده بودند. وی افزود: افراد بازداشت شده در ملاء عام دست به اعمال خلاف اخلاق زده بودندکه گزارش‌های اهالی، منجر به دستگیری آنان شد. فرماندار فومن اضافه کرد: از بازداشت شدگان میزان قابل توجهی عکس و سی دی‌های مستهجن، مشروبات الکلی و نوارهای مبتذل به دست آمده است. [۱۷۴]

- رئیس دانشگاه، رئیس باند فساد و اغفال

به نوشته سایت بازتاب، دکتر (ع ) رئیس دانشگاه آزاد یکی از مناطق شمالی کشورکه به همراه ۳ نفر از دانشجویان دختر به دلیل برقراری روابط نامشروع در یکی از ویلاهای کنار دریا دستگیر شد، اقدام به تشکیل یک باند اغفال و سوءاستفاده از دختران دانشجوی این دانشگاه کرده بود. فرد مذکورکه به همراه یکی از استادان دانشگاه آزاد واحد تحت مدیریت خود، ۳ نفر از دخترانی راکه مشکل تحصیلی داشتند اغفال کرده و برای سوء استفاده جنسی به ویلایی در این منطقه منتقل کرده بودند، در وضعیت نامناسبی توسط مأموران دستگیر شده است.

دانشجویان دختر دستگیرشده اظهارکرده‌اند که رئیس دانشگاه آزاد منطقه مذکور در ازای جبران نمرات در امتحانات از آنها درخواست روابط نامشروع کرده است. این دانشجویان تأکید کرده اندکه تنها قربانیان این باند اغفال نبوده و رئیس دانشگاه آزاد این منطقه تعداد دیگری از دانشجویان دختر این دانشگاه را نیز اغفال کرده و با استفاده از فردی که رابط این گونه فعالیت‌های وی در دانشگاه است، با دختران دچار مشکلات تحصیلی ارتباط برقرارکرده است.

گفتنی است پیش ازاین دکتر -ع - به رغم سوء سابقه، عهده دار ریاست دانشگاه آزاد این منطقه بوده است. مسئولان دانشگاه آزاد درگفتگو با خبرنگار بازتاب ضمن تأیید این خبر اظهار داشتند که یک هفته پیش از دستگیری نامبرده، وی از سوی دکتر جاسبی ازکار برکنار شده و حکم او هم ابلاغ گشته اما اعلام نشده است. [۱۷۵]

آموزشگاه‌ها

مردی که با جعل عنوان استاد دانشگاه با حضور در مراکز آموزشی، ۴ دختر را موردآزار و اذیت قرار داده است، با صدور قرار بازداشت موقت تحویل پلیس آگاهی شد.

به گزارش خبرنگار "جام جم " والدین دختر جوانی با مراجعه به شعبه دوم دادیاری دادسرای جنایی با ارائه شکایتی عنوان کردند، پس از ثبت نام فرزندشان در یک کلاس آموزشی، فردی که خود را استاد فیزیک معرفی می‌کرده، فرزندشان را مورد تعرض قرار داده است.

در پی این شکایت، دادیار جنایی دستور پیگیری متهم را در شعبه ۱۱ پلیس آگاهی تهران صادرکرد و مأموران با عزیمت به محل سکونت این فرد، وی را دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل کردند. در تحقیق از متهم، مشخص شد وی نه تنها استاد دانشگاه نبوده، بلکه با جعل مدرک دکتری و فوق لیسانس در چندین مرحله نیز به علت رفتارهای غیراخلاقی، از محل‌هایی که در آن فعالیت می‌کرده، اخراج شده است.

این گزارش حاکی است، هنگامی که تحقیق از این متهم که هویت وی مهران اعلام شده است ادامه داشت، ۳ دختر دیگر با مراجعه به شعبه دوم دادیاری دادسرای جنایی تهران علیه وی شکایت‌های مشابهی را مطرح کردند. با ثبت شکایت شاکیان، متهم روزگذشته در اعترافات خودگفت: من به دلیل اطلاعات جزیی که از درس‌های تخصصی داشتم، با مراجعه به یک آموزشگاه غیررسمی و معرفی خود به عنوان استاد دانشگاه، در این محل فعالیت خود را آغازکردم. وی افزود: مدرک تحصیلی من دیپلم است و دکتری مکاتبه‌ای از یکی از دانشگاه‌های آمریکا دارم.

در پی این اظهارات، در بررسی و تحقیق بیشتر مشخص شد مدارک ارائه شده از سوی متهم جعلی است و نامبرده با حیله و ترفند و پس از اطلاع از مشکلات دخترانی که در آموزشگاه درس خوانده‌اند، آنها را اغفال کرده است. با صدور قرار بازداشت موقت برای این متهم، پرونده برای ادامه تحقیقات و شناسایی شاکیان دیگر به پلیس آگاهی ارجاع شد.

دقت خانواده‌ها

معاون دادستان و جانشین سرپرست دادسرای جنایی تهران با اشاره به پرونده اتهامی استاد قلابی دانشگاه گفت: برخی از خانواده‌ها بدون تحقیق و بررسی و به صرف تبلیغات به برخی از مراکزی که صلاحیت آموزش ندارند، مراجعه و پولهای کلانی پرداخت می‌کنند و متأسفانه با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شوند که نمونه عینی آن را در این پرونده شاهد هستیم. وی با اشاره به پرونده برخی از مراکز آموزشی که اخیراً ز سوی دادستان تهران خبر مربوط به آن اعلام شد، از خانواده‌ها خواست پیش از ثبت نام در این مراکز، ابتدا از مراجع ذیصلاح تحقیقات لازم را به عمل آورند و آنگاه ثبت نام کنند.[۱۷۶]

آگهی‌های برخی روزنامه‌ها

چاپ آگهی در برخی روزنامه‌ها و مجلات جهت استخدام دختران تحت عنوان منشی، دفتردار، بازاریاب، ماشین نویس، و ده‌ها مورد دیگر، در شرکت‌ها، کارگاه‌ها، مغازه‌ها، راه دیگری برای فریب دختران می‌باشد.

گاهی برخی از این اماکن جهت بهره برداری از زنان، آگهی چاپ می‌کنند و در بین ده‌ها زن و دختر مراجعه کننده، یک نفری را انتخاب میکنندکه چندان مقید و پایبند به مسائل اخلاقی و دینی نباشد تا در برابر خواسته‌های نامشروع آنان اعتراض نکند و تسلیم باشد. و یا اگر دختری معتقد بود، با تهدید به اینکه حقوقت راکم می‌کنم و یا اخراجت می‌نمایم او را وادار به انجام خواسته آنان کنند.

لذا با توجه به اینکه اینجانب سالها درکارهای اجرائی بوده‌ام و با دقت در آیات و روایاتی که در بحث "اختلاط زن و مرد"گذشت، از همه این موارد به دست می‌آید.

وقتی دختران جوان ساعت‌ها در این گونه مکان‌ها با مردم نامحرم نشست و برخاست کرد به طور قطعی مرد تحت تأثیر قرار می‌گیرد و چه بسا منجر به روابط نامشروع و فریب زنان خواهد شد.

به علاوه انگشت گذاشتن روی زنان با توجه به این همه پسر جوان و مرد بیکار نشان می دهدکه برخی دختران را برای مسائل جنسی و سرگرمی می‌خواهند و الا اگرکسی یک مقدار معتقد به دین باشد، از این کارها پرهیز می‌کند. لذا هم زنان و هم خانواده‌ها هوشیار باشندکه از رفتن به این گونه مراکز جداً خودداری نمایند. اینک به اظهار نظر فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ توجه فرمایید:

- فرمانده ناحیه انتظامی تهران

وی روزگذشته در دفتر نظارت همگانی پلیس با مردم گفت: چاپ برخی از آگاهی‌ها در رسانه‌ها در خصوص استخدام زنان، امنیت شغلی و خود زنان را تهدید می‌کند و با مراکزی که تحت هر عنوان چنین تخلفی کنند، برخورد خواهد شد.

وی افزود: پس از ارجاع چند فقره شکایت از سوی مراجع قضایی به مراجع انتظامی، مشخص شده است افراد سودجو، بدون توجه به ارزش‌های حاکم بر جامعه و تنها به صرف یک آگهی، امنیت زنان را در ابعاد مختلف تهدید میکنندکه برخی از این مراکز تعطیل و برخی شناسایی شده، در دسترس پلیس است.[۱۷۷]

بو ستان‌ها

با تلاش مأموران مبارزه با مفاسد اجتماعی شیراز یک شبکه اغفال دختران در این شهر متلاشی و اعضای آن دستگیر شدند.

مأموران از طریق گزارش‌های مردمی مطلع شدند زنی با همکاری چند مرد یک شبکه اغفال را تشکیل داده و این زن با پرسه زدن در بوستان آزادی شهر شیراز و برخی بوستان‌های دیگر دختران جوان را با ترفندهای مختلف فریب داده و در اختیار مردان قرار می‌دهد و مردان نیز دختران را به فساد و فحشاء می‌کشاندند.

براساس این گزارش، پرسنل نیروی انتظامی پس از چندین روز تعقیب و مراقبت در نهایت زن مذکور را دستگیر و با اعترافات این متهمه ۷ مرد عضو این شبکه شناسایی و دستگیر شدند. اعضای این باند در بازجویی‌ها به اتهام خود مبنی بر اغفال دختران جوان و برقراری ارتباط نامشروع با آنان اعتراف کرده‌اند.

تمامی متهمان این پرونده با قرار صادره از سوی یکی از شعب مجتمع قضایی شماره دو شیراز روانه زندان شدند.[۱۷۸]

رفتار والدین

هشدار به خانواده‌های مرفه دختر ۱۵ ساله‌ای که تا کنون ۷ مرتبه از خانه فرارکرده است، پس از دستگیری در شعبه دوم دادیاری دادسرای جنایی تهران عنوان کرد، فرار از خانه را از مادرش آموخته است.

به گزارش خبرنگار ما، هفته گذشته زنی که به شدت مضطرب و نگران نشان می‌داد، با مراجعه به شعبه دوم دادیاری دادسرای جنایی تهران، طی شکایتی عنوان کرد، دختر ۱۵ ساله او به نام مینا بار دیگر از خانه فرارکرده است. در پی این شکایت، دادیار سلیمانی تحقیق از زن شاکی را آغازکرد. وی در اظهارات خودگفت: دخترم به بیماری فرار از خانه مبتلا شده است و با آنکه تمامی امکاناتی را که او می‌خواست فراهم کرده‌ایم، اما وی برای بار هفتم از خانه فرارکرده است.

در پی این شکایت، دادیار دادسرای جنایی تهران دستور قضایی لازم را صادرکرد و پرونده برای تحقیق و پیگیری به شعبه ۱۱ پلیس آگاهی تهران ارجاع شد. با بررسی و تحقیق در این زمینه از سوی مأموران پلیس آگاهی تهران، مشخص شد مینا پس از ارتباط اینترنتی با جوانی به نام موسی از خانه متواری شده است. با به دست آمدن این سرنخ، مأموران با شناسایی مخفیگاه دختر جوان وی را به همراه ۲ نفر دیگر دستگیر و به دادسرای جنایی تهران منتقل کردند.

این دختر در اظهارات خودگفت: من هیچ کم وکسری ندارم، پدر و مادرم از امکانات مالی خوبی برخوردار هستند؛ اما شاید یکی از مهم‌ترین دلایلی که موجب شد من از خانه فرارکنم، موضوع فرار مادرم از خانه است که او نیز در ۳ مرحله از خانه فراری شده است و هر بار پس از دستگیری باگذشت پدرم بار دیگر زندگی خود را آغازکرده است.

مینا در ادامه گفت: من از دوران مدرسه در آزادی بی حد و اندازه‌ای به سر می‌بردم؛ به طوری که هیچ وقت والدینم از من سؤال نمی‌کنند چرا دیر به خانه می‌آیم و یا چرا با دوستانم به گردش و تفریح می‌روم.

دختر فراری افزود: پس از اولین فرارکه ۱۲ سال داشتم والدینم به این موضوع واکنش نشان ندادند و شاید همین موضوع باعث شد من بارها و بارها از خانه فرارکنم.

در پی این اظهارات، دادیار دادسرای جنایی تهران دستور قضایی لازم را صادرکرد و دختر ۱۵ ساله برای ادامه تحقیقات به همراه ۲ جوانی که با او دستگیر شده بودند، تحویل شعبه ۱۱ پلیس آگاهی شد. [۱۷۹]

- ماجرای دختر معتاد

دختر ۱۹ ساله پس از فرار از خانه در حالی که به شدت به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرده بود، در تحقیقات عنوان کرد ۵ مورد خودکشی ناموفق داشته است.

در اولین روزهای فروردین، زنی با مراجعه به شعبه سوم دادیاری دادسرای جنایی در حالی که می‌گریست گفت: دختر ۱۹ ساله او به نام سحر وقتی با اعتراض‌های او مبنی بر نشست و برخاست با دختران لا ابالی رو به رو شده با حالت قهر خانه را ترک کرده است.

در پی این دادخواست، پرونده برای پیگیری و تحقیق به شعبه ۱۱ پلیس آگاهی تهران ارجاع شد؛ اما هیچ ردپایی از این دختر به دست نیامد. ۶ ماه پس از این ماجرا مسؤولان یکی از بیمارستان‌ها در تماس تلفنی با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ اعلام کردند، دختر جوانی که به شدت به مواد مخدر اعتیاد دارد، پس از اقدام به خودکشی از سوی ۲ ناشناس به بیمارستان منتقل شده و سپس بیمارستان را ترک کرده است.

اعتیاد

با عزیمت مأموران به محل و تحقیق مشخص شد، این دختر به طرز معجزه آسایی از مرگ حتمی نجات پیدا کرده است. این گزارش حاکی است در مرحله بعدی از تحقیقات مشخص شد وی همان دختر فراری از خانه است که از ۵ ماه پیش پلیس در جستجوی اوست. این دختر در اعترافات خود گفت: پدر و مادرم ۴ سال پیش از یکدیگر جدا شده بودند و مادرم نیز بدون توجه به من قصد ازدواج مجدد داشت. همین بی توجهی موجب شد تا من پس ازنشست و برخاست با چند نفر به سیگار، خشیش و آن گاه مخدرات دیگر اعتیاد پیداکنم تا این که از خانه فرارکردم.

وی گفت: پس از فرار تبدیل به دختر فاسدی شده بودم که هیچ راه بازگشتی برایش باقی نمانده؛ لذا در چندین مرحله اقدام به خودکشی کردم تا شاید از فقر و فلاکتی که گریبانگیرم شده بود نجات پیداکنم. اما هر بار به طرز معجزه آسایی از مرگ نجات پیداکردم.

دستور قضایی

با ثبت اظهارات این دختر، وی پس از مداوا به دادسرای جنایی منتقل و با صدور دستور قضایی تحویل خانواده اش شد.[۱۸۰]

تأ ثیر اخلاق مادران در دختران=

- آمریکا

بیش از نیمی از دختران جوان خلافکاری که در زندان‌های آمریکا به سر می‌برند مادرانی دارند که به نوبه خود سابقه بزهکاری دارند.

طبق تحقیقات مشترک هفته نامه "یو. اس. نیوز و ورلد ریپورت " که اخیراً به چاپ رسیده، در ایالت ((ایووا))۴ ۶ درصد دختران جوان زندانی، مادرانی دارند که قبلاً بازداشت شده‌اند و این در حالی است که این رقم در ایالت تکزاس ۶۱ درصد و در هاوایی به ۵۰ درصد می‌رسد.

این تحقیقات که از ۲۱ ایالت آمریکا به عمل آمده است نشان می‌دهد که نرخ زندانی شدن زنان طی سالهای اخیر به شدت افزایش یافته و جهشی ۵۱۶ درصدی بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ از خود نشان می‌دهد. حدود ۸۳ هزار زن در آمریکا زندانی هستندکه ۶ درصد جمعیت زندان‌های این کشور را تشکیل می‌دهد. [۱۸۱]

قابل توجه مردان غیور

- همسایه‌ها، پاساژها، عکاسی‌ها، نصب آگهی

راه‌هایی که زنان و دختران را می‌توان با آن شکارکرد در این مواردی که در سه جلد این کتاب آمده خلاصه نمی‌شود، بلکه راه‌های دیگری نیز هست که بیان آنها شاید نیاز به چند جلد دیگر باشد. اما آنچه به طورکلی می‌توان گفت آن است که ما باید ضمن آنکه زندگی را بر همسران و دخترانمان سخت نگیریم، از طرفی باید از مکر و نیرنگ انسان‌های فاسد آنان را آگاه سازیم و اجازه ندهیم هر ساعتی و با آرایش و زنیتی از منزل خارج شوند و نگذاریم در هر محلی برای کار بروند، زیرا بسیاری از مواردی که زنان شکار می‌شوند به خاطر بی توجهی آنان و دختران به ساعت خروج و عدم رعایت حجاب کامل و یا محل نامناسبی که برای کار انتخاب می‌کنند بوده است. لذا باید پدر و مادر و یا برادر بزرگ در راهنمایی و مراقبت از آنان کوتاهی نکنند.

بنابراین می‌توان گفت، رفت و آمدهای بی حساب وکتاب و بدون رعایت موازین شرعی با همسایه‌ها، و دنبال ماشین عروس زن و مرد نامحرم راه افتادن و با آن وضع به یکدیگر نگاه کردن و توجه مردم را در کوچه و خیابان به زنان و عروس جلب نمودن، رفت و آمد برخی دختران و زنان به بعضی از پاساژها و مغازه‌ها برای خرید لباس در حالی که تا تخفیف بگیرد و آن را بخرد دائم چهره اش خندان و حرکاتش با ناز و غمزه همراه است، و یا رفتن به عکاسی جهت عکس گرفتن در حالی که جهت زیباتر شدن عکسش آرایش نموده و به خاطر آنکه حالت خوبی در عکس و فیلم داشته باشد، اداء و اطوار تحریک آمیز از خود نشان می‌دهد، در حالی که عکاس و یا فیلم بردار فکر و حواسش متوجه چنین دختر و زنی است. همه این مسائل وگناهان زمینه روابط نامشروع را فراهم می‌سازد.

اینجانب که سال‌ها است با مراکز امر به معروف و نهی از منکر جهت ارشاد و راهنمایی همکاری دارم، بارها رفت و آمد به این گونه مکان‌ها باعث مشکلات برای زنان گردیده و در برخی مواقع سبب ریختن آبروی دختر و ضربه زدن به حیثیت خانواده‌ها گردیده است. و یا آنکه خود دختران و زنان گاهی توسط آگهی‌های روزنامه‌ها جویای کار می‌شوند، همه این موارد و ده‌ها موضوعات دیگر می‌تواند راهی برای فریب زنان باشد.

- دام کا ریابی

یک بار دیگر نشانی درج شده در آگهی را با آدرس جایی که به نظر می‌رسید بیشتر یک آپارتمان مسکونی باشد مقایسه کرد. نشانی درست بود، اما نه تابلویی و نه نوشته‌ای، از روزی که تصمیم گرفته بود شغلی برای خودش دست و پا کند، آگهی‌های بسیاری را دیده بود، اما فکر می‌کرد هیچ کدام از آنها مناسب حال یک دختر جوان با مشخصات او نباشد، این اولین بار بودکه به نشانی درج شده در آگهی مراجعه می‌کرد، اما حال و هوای ساختمان نشان نمی دادکه این یک محیط کار باشد.

اما با تردید زنگ را به صدا درآورد، احساس کردکه از درون چشمی، او را برانداز می‌کند. لحظاتی بعد در باز شد و مرد میانسالی او را به درون دعوت کرد. در آستانه در نگاهی به داخل آپارتمان انداخت، یک سالن کوچک، سه عدد مبل، ویک میز عسلی و چند قفسه خالی در آنجا بود.

حس کنجکاوی او را برحذر می‌داشت، اما لحن قاطع مردکه او را به داخل دعوت می‌کرد، باعث شد که بر تردیدش غلبه کند. وقتی وارد شد، خودش را دلداری داد به اینکه همین طوری که روزنامه‌ها آگهی چاپ نمی‌کنند، حتماً حساب وکتاب وکنترلی درکار است. اما دقایقی بعد وقتی مرد صحبت از تأهل و تجرد نمود و لبخندهایش حالت شیطانی گرفت، به شدت از اطمینانی که به آگهی پیداکرده بود پشیمان شد.

سرانجام با هزار ترفند توانست خود را از داخل آپارتمان خارج سازد و پله‌ها را به سرعت بدود، وقتی از ساختمان خارج شد، مردم در پیاده رو با تعجب نگاهش می‌کردند، می‌خواست با صدای بلند فریاد بزند، این چه وضعی است؟! [۱۸۲]

فصل هشتم: عاقبت جوامع غربی

عاقبت ظلم و تجاوز=

اشاره

از آیات فراوان قرآن کریم و روایات ائمه اطهار(ع) به دست می‌آید، هر ظلم و فسادکه انسان نسبت به دیگری کند، در مرحله اول، پیش از همه نتیجه آن عاید خود ظالم و فاسد می‌گردد...

قرآن کریم می‌فرماید:

"... یا اَیُّهَا النّاسُ اِنَّما بَغْیُکُمْ عَلی أَنفُسِکُمْ... "

ای مردم بدانید هرگونه ظلم و ستمی مرتکب شوید، و هر انحرافی از حق پیداکنید ضررش متوجه خود شما است. [۱۸۳]

همچنین می‌فرماید:

"وَ مَنْ یَکْسِبْ اِثْماً فَاِنَّما یَکْسِبُهُ عَلی نَفْسِهِ وَ کانَ اللهُ عَلیما حَکیماً"

کسی که گناهی مرتکب می‌شود، در واقع به زیان خود کارکرده و خداوند دانا وحکیم است. [۱۸۴]

حضرت علی(ع) فرمود:

"مَنْ مَکَرَ بِالنّاسِ رَدَّ سُبْحانَهُ مَکْرَهُ فی عُنُقِهِ "

کسی که مردم را فریب دهد و به آنها خدعه و مکر نماید، خداوند سبحان مکر و نیرنگ او را به گردن خودش می‌اندازد وگرفتارش می سا زد.[۱۸۵]

غربی‌ها بعد از رنسانس و انقلاب علمی برای غارت مادی و معنوی ملت‌های آفریقا و آسیا و استرالیا یورش بردند، و تا آنجاکه توانستند از معادن و ذخایر آنان غارت کردند، حتی به انسان‌ها هم رحم نکردند. لذا بسیاری از مردم آفریقاکه هنوز نسل آنان در آمریکا هستند، برای بردگی به آمریکا آوردند، و زمانی که ملت‌ها تا حدودی بیدار شدند، موضوع تهاجم فرهنگی و جنگ سرد را شروع کردند. اما با همه خدعه و نیرنگ غربی‌ها، دود آن به چشم خودشان نیز رفت، و آنها از ضربات این ابتذال بی بهره نماندند.

اینک جهت اطلاع از وضع آشفته غربی‌ها در ابعاد مختلف به آماری که خود آنان توسط نشریه آمریکایی "یو. اس. ای. تودی " انتشار یافته توجه نمایید: [۱۸۶]

بردگی

پس ازکشف آمریکا توسط اروپائیان وکشتار بی رحمانه بومیان در آن دیار به دست همین مدعیان تمدن و مدافعان حقوق بشر و طرفداران آزادی وکرامت انسان، میلیون‌ها سیاه آفریقایی را به غل و زنجیر می‌بندند و آنان را برای کارکردن در زمین‌های مناسب و آماده آمریکا به بردگی می‌کشند. طی سالهای ۱۴۴۵ تا ۱۸۷۰ م. (۸۲۴ تا ۱۲۴۹ه.ش) انسان‌های زیادی از آفریقا به اروپا و آمریکا برده می شوندکه آمارهای خود غربی‌ها از چند میلیون تا یکصد میلیون متفاوت است.

با توجه به اینکه باز بنابر تخمین‌هایی که خود اروپاییان دارند، در برابر به بردگی گرفتن سیاه پوستی لا اقل پنج تن از آنان در خود آفریقا در هنگام عبور از دریا در اثر درگیری و جراحت و... جان خود را از دست دادند، مجموعاً محاسبه شده است بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون نفر درآَفریقا از طریق برده فروشی نابود شدند.

آمار زندانیان

نشرر آمریکایی "یو. اس. ای. تودی " به نقل از اداره آمار وزارت دادگستری آمریکا آورده است که: تعداد زندانیان در آمریکا تنها در ده سال گذشته دو برابر شده است و زندانیان آمریکا از نطر تعداد، اولین مقام را در بین کشورهای جهان داراست. به طوری که از میان هر صدهزار

شهروند آمریکایی ۶۱۵ نفر زن یا مرد در زندان‌های حکومتی و محلی زندانی هستند. این عدد در روسیه که دومین مقام را پس از آمریکا دارا می‌باشد، به ۵۹۰ نفر می‌رسد.

کشتا ر کودکان

آمریکا از میان کشورهای صنعتی اولین مقام را از نظر تعداد قتل کودکان و خودکشی آنان دارد.

مردن کودکان در اثر سوءتغذیه: هر ساله شش میلیون کودک زیر پنج سال دراثر سوء تغذیه می‌میرند.

مشکل روحی

- ایتالیا

یک سوم ایتالیائی‌ها تنها به کمک قرص خواب می‌توانند به خواب روند. بیلی گراهام درکتاب جهان در حال سوختن می‌نویسد:

"تعداد فرزندان نامشروع، دیگر رکوردهای گذشته را شکسته و بیماری‌های تناسلی چون بیماری طاعون همه گیر شده و همه ملت‌ها را فرا گرفته است. و این در حالی است که داروهای جدید هم چاره گر نیست. چه غم انگیز است، هم مایه ریشخند، که تمدن ما بهترین اتومبیل‌ها و تلویزیون‌ها و دستگاه‌های پیچیده ریز و درشت را تولیدکند، اما در همان حال بدترین موجود و پست‌ترین بشر را هم به بار آورد و به جهان عرضه کند. مردم هر شب ۴ میلیون عدد قرص خواب آور مصرف می‌کنند تا به خواب روند. این قرص‌های آرامبخش، خواب آور را می‌بلعیم تا از ناآرامی‌ها و پریشانی‌های روز رهایی یابیم و شب را آرام بخوابیم، و باز صبحگاهان پس از آنکه قرص‌های شب اثر خود را از دست داده است، باز میلیون‌ها عدد قرص مصرف می‌کنیم تا روز را بیدار بمانیم و هوشیار و به کار و زندگی ادامه دهیم. "

- فرانسه

سازمان بیمه دانشجویی در فرانسه گزارش داد که ۵۵ درصد دانشجویان فرانسوی مضطرب هستند.

به نوشته هفته نامه لوپوئن در اینترنت براساس پژوهشی که روی پنج هزار دانشجو صورت گرفته است، بیشتر دانشجویان مبتلا به اضطراب را دانشجویان دختر و بی بضاعت تشکیل می‌دهند.

علاوه بر اضطراب و تنش، خستگی موجب آزار سه چهارم از دانشجویان است. همچنین یک چهارم از دانشجویان از اختلالات خواب رنج می‌برند. به نوشته این هفته نامه، دانشجویان از عمده‌ترین مصرف کنندگان داروهای آرام بخش هستند. از هر شش دانشجو یک نفر از داروهای آرام بخش استفاده می‌کند.[۱۸۷]

تجاوز جنسی

در آمار پلیس فدرال آمریکا آمده است: "در سال میلادی گذشته ۵/۱۳ میلیون جنایت خشونت بار اعم از قتل و تجاوزهای جنسی، در آمریکا رخ داده است. " با این حال دفتر آمار وزارت دادگستری آمریکا به این نکته اشاره کرده است که: "تعداد واقعی جنایات خشونت بار در سال گذشته بسیار بیش از رقم اعلام شده است و تجربه نشان داده است که تنها ۴۰٪ جنایاتی از این دست در آمریکا به دست پلیس می‌رسد. "

زنان بیشترین قربانیان اعمال خشونت بار سربازان آمریکا در ژاپن می‌باشند. بنابرگزارش پلیس، تنها در جزیره "اوکیناوا"ی ژاپن ۶۵۰۰ مورد جرم و جنایت توسط نظامیان آمریکایی تاکنون به ثبت رسیده است.

تجاوز توسط محارم

در یکی از بررسی‌های رسمی آلمان آمده است که یک دهم دختران به وسیله یکی از محارم (پدر، برادر، دایی، عمو و...) مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرند و معلوم است که بسیاری از دختران از ترس یا شرم چنین مواردی را با پلیس در میان نمی‌گذارند. به فرض که چنین شکایتی صورت گیرد بالاترین مجازاتی که قانون برای پدر پیش بینی کرده، دو سال زندان است.

ایدز

آمریکا اولین مقام را از نظر تعداد بیماران مبتلا به ایدز در جهان دارد (با ۵۸۱۴۲۹ مورد)، پس از آن برزیل با۱۰۳۲۶۲ مورد و در مراتب بعدی تانزانیا با ۸۲۱۷۴ مورد، تایلند با ۵۹۸۷۲ مورد و فرانسه ۴۵۳۹ مورد جای دارند.

بنابرگزارش سازمان بهداشت جهانی، در مدت یکسال تعداد مبتلایان به بیماری ایدز در جهان ۱۸٪ افزایش داشته است.

بنابر گزارش مسئولان سازمان ملل در ژنو، هر سال هزارکودک در اثر ابتلای به ایدز جان خود را از دست می‌دهند. در این گزارش از ایدز به عنوان "شبه وبا" یاد شده است، که درکشورهای دنیا و جوامع مختلف رو به گسترش است.

خودکشی

- آمریکا

از میان کشورهای جهان بیشترین خودکشی و قتل کودکان و نوجوانانی که کمتر از چهارده سال دارند را دارد.

- آلمان

خبرگزاری جمهوری اسلامی، تعداد کسانی که در اثر خودکشی در آلمان جان خود را از دست می‌دهند به مراتب از تعداد قربانیان سوانح رانندگی، قربانیان مواد مخدر در این کشور بیشتر است.

انجمن موسوم به "جامعه زندگی " یا "آ. کا. ال " که مقر آن در شهر اشتوتگارت است، درگزارشی اعلام کرد: روزانه بیش از ۳۱ نفر در آلمان در اثر خودکشی و ۲۱ نفر در اثر سوانح رانندگی، جان خود را از دست می‌دهند.

در این گزارش ضمن اشاره به اینکه میل مردان آلمانی به خودکشی به مراتب بیشتر از زنان این کشور است، آمده است: در سال ۱۳۷۷ تعداد مردانی که اقدام به خودکشی کردند بالغ بر ۸۶۰۰ نفر و تعداد زنان بالغ بر ۳۰۴۶ نفر بود. این انجمن فقدان یار و شریک زندگی، انزوا، مشکلات مالی، نقص عضو و بیماری‌های روانی را مهم‌ترین انگیزه خودکشی شهروندان آلمانی ذکر کرد.

پروفسور هانس یورگن مولر رئیس کمیسیون رشته داروهای روان درمانی چندی پیش اعلام کرد، از هر پنج نفری که دست به خودکشی می‌زنند، چهار نفر آنها به بیماری افسردگی مبتلا هستند.[۱۸۸]

فقر

گزارش وزارت کشاورزی آمریکا از وجود ۱۱ میلیون گرسنه در آمریکا خبر می دهدکه از میان این تعداد ۸۰۰ هزار نفر وضعشان به حد خطرناکی رسیده است.

فرزندان نامشروع

از هر پنج کودک، بیش از یک کودک نامشروع توسط زنان ازدواج نکرده تولد یافته است. در آمریکا به گزارش آسوشیتدپرس به نقل از مرکز ملی آمار بهداشتی، این مساله حتی در زنان ۳۰ الی ۴۰ سال و بالاتر و حتی به سطح دختران ۲۰ سال کمتر رسیده است.

به گزارش تحقیقاتی که از سوی اداره مطالعات جمعیّت انگلیس تهیه گردیده است در سه ماهه آخر سال گذشته میلادی بیش از ۳۱٪ از کودکانی که در مناطق انگلیس و (ویلز) به دنیا آمده‌اند پدر مشخصی ند ا شته ا ند.

شبکه تلویزیونی سی.ان.ان درگزارش خود می‌گوید: ۵۰ در صد کودکان درآمریکا را اطفال نامشروع تشکیل می‌دهند و شمار خانواده‌هایی که قربانی طلاق شده‌اند نیز رو به افزایش است.[۱۸۹]

سازمان آمار اتریش با انتشارگزارشی اعلام کرد که نیمی از نوزادان اتریش در سال ۲۰۰۲ با ازدواج غیرقانونی به دنیا آمده‌اند.

به گزارش ایرنا و به موجب گزارش سازمان آمارکه نسخه‌ای از آن در اختیار دفتر ایرنا در وین قرارگرفت، شمار نوزادانی که بدون ازدواج قانونی/ در سال ۲۰۰۲ متولد شده‌اند، بیش از ۲۵ هزار و ۸۲۸ نفر بوده است.

این گزارش افزود: شمار نوزادانی که با ازدواج‌های قانونی در اتریش متولد شده‌اند، ۵۰ هزار و ۹۳۳ نفر نوزاد بوده است که این رقم یک درصد افزایش نشان می‌دهد.[۱۹۰]

نا امنی

درگزارش وزارت آموزش آمریکا آمده است که بیش از شش هزار دانش آموز دبیرستانی در سال تحصیلی (۹۶-۹۵ م) به دلیل همراه داشتن سلاح گرم، از مدرسه اخراج شده‌اند. سلاح گرم یکی از علل عمده مرگ نوجوانان در آمریکا شناخته شده است، چراکه هر ساله پنج هزار نوجوان و جوان که سن آنهاکمتر از بیست سال است در آمریکاکشته می‌شوند.

طلاق

مجله آمریکایی (wake) می‌نویسد: میانگین طلاق درکشور سوئد در ده سال گذشته ده درصد و در پنجاه سال اخیر هزار درصد افزایش یافته است.

وضع سالمندان

۷۰٪ از اتریشی‌هایی که می‌میرند، مرگشان در بیمارستان‌ها یا آسایشگاه‌های سالمندان است... و تنها ۷٪ از آنان در هنگام مرگ، در بستر خود و در خانه تحت توجهات و احترامات بستگان از دنیا می‌روند.

مواد مخدر

رئیس پلیس جنایی سوئد درباره مواد مخدرکشور خود چنین اظهار کرده است که: "مصرف کوکائین و هروئین در عرض سالهای اخیر ۲۰۰٪ افزایش پیدا کرده است. "

منزلت حیوانات

حیوانات در تمدن غرب به چنان مقامی دست یافته اندکه فرزندان آدم

به آنان حسادت می‌ورزند: "گربه‌ای در انگلیس ۷۵ هزار لیره استرلینگ از صاحب خود ارث برد. صاحب این گربه خوشبخت که آن را به فرزند خواندگی قبول کرده بود، چنان دوستش می‌داشت که وصیت کرده بود خانه شیک وگرانبهایش را پس از مرگش به گربه بدهند. "

حاملگی قبل از ازدواج

در آمارهای رسمی که اولین بار در سال ۱۹۹۴ در انگلستان منتشر شد آمده است که حدود نیمی از زنان حامله در انگلستان ازدواج نکرده‌اند، و یک پنجم حاملگی‌های با سقط جنین‌های قانونی خاتمه می‌یابد.

ازدواج با همجنس

در ماه فوریه ۱۹۹۵ م. پارلمان اروپا از اعضای خود خواست که ازدواج همجنسان را درکشور خود همچون ازدواج‌های عادی تلقی کرده و اقدامات قانونی در رابطه با آن را تصویب و به اجراگذارند. [۱۹۱]

اسراف

براساس گزارش وزارت کشاورزی آمریکا، بیش از ۴/ ۱ مواد غذایی تولید شده در آمریکا از بین می‌رود. اگر تنها بتوان جلوی هدر رفتن ۵٪ از این مواد راکه ۲/۴۳ میلیون تن می‌شود را گرفت، چهار میلیون نفر را در روز می‌توان با این مواد غذایی سیر کرد.

قاچاق و فروش کودکان

هر ماه هزاران کودک توسط مافیای بین المللی تنها از بولیوی دزدیده شده در جاهای دیگر به فروش می‌رسند. این سرقت‌ها که درکشورهای دیگر نیز کمابیش وجود دارد، به منظور فروش اعضای بدن کودکان یا واداشتن آنان به کارهای خلاف و یا کار در بازارهای مورد نظر مافیا فروخته می‌شوند.

خشونت کو دکان

براساس یافته‌های یک تحقیق علمی، بازی‌های رایانه‌ای می‌تواند ضمن برانگیختن خشم و ناراحتی کودکان، آنان را نسبت به دیگران متنفر کند.

به گزارش ایرنا و به نقل از روزنامه ماینچی، این تحقیق که توسط خانم "نویاکو آهوری " و دستیاران وی در دا نشگاه "اوچا نومی زو"صورت گرفته است، مؤید این مسأله است که بازی‌های رایانه‌ای برکودکان اثر خواهد گذاشت، حتی اگر آنان از لحاظ شخصیتی افرادی ذاتاً خشونت طلب نباشند.

درگذشته این ترس وجود داشت که بازی‌های رایانه‌ای مانعی برای رشد کودکان باشد، و یافته‌های چند تحقیق ارائه شده در نشست علمی "شبیه سازی و بازی‌های جمعی " که اواخر ماه آگوست گذشته در "کیسارازو" در استان "چیبا"ی ژاپن برگزار شد، تأیید کننده همین نگرا نی‌ها ست.

خانم آهوری درباره این نتایج عنوان کرده است که بازی‌های ویدئویی و رایانه‌ای که مشترک بین بازیگران بود، می‌تواند یک مسأله هشدار دهنده برای اعمال خشونت آمیز در نزدکودکان به شمار آید، اینکه ممکن است از نظر آنان خشونت یک امر مثبت جلوه کند. [۱۹۲]

پانویس

  1. نشریه طنین،اردیبهشت۸۳
  2. وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی قدس سرهبند (د).
  3. همان،بند(ه)
  4. صحیفه نور، ج ۱۷، ص ۲۱۸. .
  5. ۱۳/۴/۵۸
  6. نشریه طنین، اردیبهشت ۸۳
  7. جام جم،۱۸/۴/۸۳
  8. همان، ۱۸/۴/۸۳
  9. کیهان، ۱۸/۴/۸۳
  10. همان، ۲۲/۳/۸۳
  11. (۱)همان، ۲۲/۳/۸۳
  12. کیهان، ۱/۱۲/۸۱ ص ۳.
  13. بحارالانوار، ج ۸۹، ص۵ ا
  14. به کتاب "پاسخ به پرسشهای جوانان " فصل ششم مراجعه نمایید.
  15. کیهان، شماره۱۷۹۴۳، ۲۶/۲/۸۳
  16. همان، ضمیمه، ۳۰/۱۱/۸۱
  17. همان ۹/۴/۸۳، ص ۵ ۱.
  18. بحا را لانو ا ر، ج ۸۹، ص ۵ ا.
  19. بحا را لانو ا ر، ج ۱، ص ۱۷۷ و ۱۸۰.
  20. همان، ص ۱۷۷.
  21. غررالحکم. مانند آن: نهج البلاغه، قصار۸۰. غررالحکم، فصل ۳۰، شماره ۶ و ۱۱
  22. غررالحکم، فصل ۳۰، شماره ۴۵.
  23. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۲۷۷ و مانند آن: کافی، ج ۱، باب ثواب العالم و المتعلم.
  24. همان،۱۸/۴/۸۳.
  25. همان.
  26. بحا را لانوا ر، ج ۷۴، ص ۴ ۶ ۲
  27. ضمیمه همان، ۱۴/۸/۸۲، ص ۴.
  28. تحریم/ ۶ و مانند آن: زمَر/ ۱۵، شَوْری/ ۴۵، صافات/ ۲۲
  29. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۱۳۰.
  30. احزاب/ ۳۲. اشکال دارد و به هنگام ضرورت نباید از مکالمات عادی تجاوزکنند. حضرت آیة اللةْ العظمی مکارم شیرازی
  31. همان، ۶/۳/۸۳ ضمیمه.
  32. بحا را لانو ا ر، ج ۷۳، ص ۲۴۶.
  33. مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص۲۰.
  34. بحا را لانو ا ر، ج ۱۳، ص ۳۴۸.
  35. غررالحکم، فصل ۷۷، شماره ۲ ۹۰، موضوع آیه ۲۷۳ بقره همین بحث می‌باشد ۴- بحا رالانوار، ج ۱، ص ۹۵. نهج البلاغه، قصار ۵۴
  36. - بحا رالانوار، ج ۱، ص ۹۵. نهج البلاغه، قصار ۵۴ و ۵۱.
  37. بحا را لانوا ر، ج ۱، ص ۹۵. نهج البلاغه، فصار ۳۷.
  38. کیهان، ۲/۶/۸۱.
  39. همان، ۴/۳/۸۳.
  40. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۵۱.
  41. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۴۹. مکارم الاخلاق، ص ۲۰۴. از خانواده اش جدا کرده است. (۱)
  42. همان، ۲۱/۸/۸۲
  43. همان، ۲۱/۸/۸۲
  44. همان، ۳۰/۲/۸۲
  45. مسائل جدید ازدیدگاه علماء و مراجع تقلید، ج ۳، ص ۲۲۶- ۲۲۵
  46. همان، ۲۰/۲/۸۳
  47. همان، ۲۷/۳/۸۳.
  48. کیهان، ۱۸/۱۱/۷۸ شماره ۱۶۷۲۵، ص ۱۵.
  49. نهج الفصاحه، ص ۲۱۵، حدیث ۳۱۴
  50. نهج الفصاحه، ص ۶۱.
  51. همان، ۱۹/۲/۸۳
  52. همان، ۷/۵/۸۳
  53. سنن نسائی، ج ۸، ص ۵۳ ۱. کنز العمال، ج ۶ ۱، ص ۳۸۳، شماره۴۵۰۱۰
  54. وسایل الشیعه، ج ۴ ۱، ص ۱۳۸. سنن ابی داود، ج ۲، ص ۲۴۷.
  55. کیهان،۲۰/۹/۸۲.
  56. کیهان،۸/۱۱/۸۲.
  57. دعائم الاسلام ج ۲ ص ۲۱۴ و مانند آن بحارالانوارج ۱۳ ص ۳۵۰، ج ۶۳ ص ۲۵۱، ج ۷۲ ص ۱۹۷، ج ۱۰۴ص ۴۸.
  58. همان
  59. نشریه نصیحت، شماره۱۵۶. مجله صبح، شهریور ۷۵، شماره ۶۱، ص ۲۲. مجله یالثارات الحسین (ع)، مهر ۷۸.
  60. توضیح المسائل مراجع، ج ۲، ص ۷۷۹.
  61. استفتاء ازدفتر مراجع.
  62. ویژه نامه فرهنگ اسلام، بهار ۷۸
  63. احزاب/ ۳۲.
  64. نور/ ۳۱.
  65. دوستان، شماره۲۰۰، آبان ۸۲
  66. همان
  67. همان، ۱۳/۳/۸۳.
  68. استفتاء ازدفتر مراجع.
  69. کیهان وهمان، ۱/۱۱/۸۱.
  70. همان، ۱۵/۷/۸۲.
  71. همان، ۱/۴/۸۳
  72. دوستان، ۱/۸/۸۲، شماره ۲۰۰.
  73. احزاب/ ۳۲
  74. نور/ ۳۱.
  75. احزاب/ ۵۳.
  76. بهشت جوا نان، ص ۴۶۹. بحا را لانو ا ر، ج ۱۰۰، ص ۲۴۳. و من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۴.
  77. بهشت جوانان، ص ۴۶۹. مرآت النساء، ص
  78. بهشت جوانان، ص ۴۶۹. مرآت النساء، ص ۱۱۷. و مانند آن: مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۳۶۵ -۲۶۴.
  79. بهشت جوانان،ص ۴۶۹. مرآت النساء، ص ۱۱۷.
  80. بهشت جوانان، ص ۰ ۴۷. بحارالانوارج ۸۹ ص۱۵.
  81. بهشت جوانان، ص ۴۷۱. بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۲۹۱ و مانند آن: بحار، ج ۷۵، ص ۲۳۲.
  82. بهشت جوانان، ص۴۷۰. مرآت النساء، ص۴۰
  83. اصول کا فی، ج ۴، ص ۴۶۴، ترجمه فارسی.
  84. بهشت جوانان، ص ۴۷۱. مرآت النساء، ص ۱۴۱.
  85. بهشت جوانان، ص ۴۶۸.
  86. بهشت جوانان، ص ۳۰۱.
  87. استفتاء از دفتر مراجع. بهشت جوانان، ص ۳۰۱.
  88. استفتاء از دفاتر مراجع. بهشت جوانان، ص ۴۴۵.
  89. توضیح المسائل مراجع، ج ۲، ص ۷۳۹.
  90. توضیح المسائل مراجع، ج ۲، ص ۶۷۶.
  91. بقره/ ۱۲۰ و مانند آن: بقره/ ۱۰۹، آل عمران /۱۱۹ و ۱۲۰، مائده/ ۵۷ و ۵۸.
  92. بقره/ اَ یه ۱۲۹ و ۱۵۱، آل عمران/۱۶۴، جمعه/۲.
  93. بهشت جوانان،ص ۸۵،
  94. همان، ص ۸۴.
  95. همان
  96. همان، ص ۸۵.
  97. همان
  98. فرهنگ و تهاجم فرهنگی، ص ۲۵۸
  99. همان
  100. روزنا مه جمهرری اسلامی، ۱۲/۲/۸۰- ۲۷ محرم الحرام ۱۴۲۲. ۲- مجله صبح، آذر ۷۶، شماره ۷۶،
  101. مجله صبح، آذر ۷۶، شماره ۷۶، ص ۶۵.
  102. روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۶/۸/۸۰- ۲۱ شعبان ۱۴۲۲.
  103. روزنا مه جمهوری اسلامی، ۱۲/۲/۸۰- ۲۷ محرم ۱۴۲۲، ص ۵، شماره ۳۲۵ ۶، سال ۲۲.
  104. روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۷/۲/۷۴.
  105. جهت اطلاع از حوادثی که در این مکان‌ها اتفاق افتاده، به جلد اول "شکار جوانان " ص ۸۲ تا ۹۵ مراجعه فرمایید.
  106. فرهنگ اسلام۲۰/۶/۷۷، ویژه نا مه، بها ر ۷۸.
  107. احکام روابط زن و مرد.
  108. محارم را به جز عمو و دایی را در قرآن کریم سوره شوری آیه ۳۱، چگونگی رابطه محارم را در سوره نور آیه ۵۸ بیان نموده است.
  109. همان، ۲۷/۳/۸۳، ضمیمه.
  110. همان،۳۰/۵/۸۱.
  111. همان، ۲۱/۱۰/۸۱ ص ۱۴.
  112. کیهان، ۹/۹/۸۲، ص ۱۵.
  113. همان، ۳۰/۱۱/۸۱ ضمیمه.
  114. جمهوری اسلامی، شماره ۶۶۳۳ ،۳۰/۲/۸۱، ص ۵.
  115. کیهان، ۱۸/۱۱/۷۸، شماره۱۶۷۲۵،ص ۱۵.
  116. کیهان،۲۶/۱۱/۷۸، شماره۱۶۷۰۷،ص ۱۵.
  117. همان
  118. همان، ۲۴/۵/۸۳.
  119. مستدرک الوسائل، ج ۱۷، ص ۸۵. میزان الحکمه (پانزده جلدی)، ج ۳، ص ۱۵، باب تناول المخدرات.
  120. همان
  121. مسائل جدید ازدیدگاه علماء و مراجع تقلید،ج۱،ص۱۵۰- ۱۴۹.
  122. همان، ۲۲/۲/۸۲
  123. کیهان، ۲۸/۲/۸۲.
  124. کیهان،۱۶/۹/۸۲.
  125. همان، ۸/۴/۸۱.
  126. همان، ۱۲/۳/۸۳.
  127. همان، ۲۷/۳/۸۳.
  128. همان، ۱۲/۴/۸۲.
  129. مستدرک الوسائل، ج ۱۷، ص ۸۶.
  130. همان،۷/۸/۸۲.
  131. همان، ۲۱/۸/۸۲.
  132. همان، ۳۰/۲/۸۲.
  133. همان
  134. اصول کافی، ج ۳، ص ۳۷۸، باب الذنوب. تحف العقول، ص ۴۳۴.
  135. بهشت جوانان،ص ۴۶۸.
  136. خانم محرز، عضو کمیته کشوری مبارزه با ایدز، مشاور سلامت، ۱۱/۹/۸۲.
  137. کیهان،۲۸/۹/۸۰ ، ۴/ شوال/ ۱۴۲۲، شماره۱۷۲۶۴.
  138. همان، ۳۰/۷/۸۲.
  139. کودک از نظر وراثت و تربیت، ج ۱، ص ۶۴.
  140. نهج الفصاحه، حدیث ۱۱۳۲.
  141. اخلاق در قرآن، ج ۱، ص ۱۷۱، نقل از غرر الحکم.
  142. مکارم الاخلاق، ص ۲۳۷، فصل عاشر فی نوادر النکاح.
  143. جهت اطلاع بیشتر از عواقب ازدواج‌های اینترنتی به جلد ۱ کتاب "شکار جوانان " ص ۱۸۵ مراجعه فرمایید.
  144. همان، ۱/۵/۸۲.
  145. همان، ۱۳/۳/۸۲.
  146. نهج البلاغه، خطبه ۱۰۲.
  147. -نهج البلاغه،قصار ۲۹۷.
  148. در مورد جایز نبودن سخن گفتن زن با مرد نامحرم در غیر ضرورت و یا با قصد لذت به صورت تلفنی و حضوری، به جلد دوم "شکار جوانان " بحث "دوستی و روابط نامشروع " و کتاب "بهشت جوانان " ص ۳۹۲ مراجعه فرمایید.
  149. همان، ۳۱/۴/۸۲.
  150. پرتو سخن، ۲۷/۳/۸۳، ص ۶.
  151. همان
  152. پرتو سخن، ۹/۲/۸۳، ص۶.
  153. نشریه طنین، اردیبهشت ۸۳.
  154. روم/۲۱
  155. مکارم الاخلاق، ص ۱۹۶.
  156. همان، ص ۱۹۸.
  157. نور/ ۴۲.
  158. مکارم الاخلاق، ص ۱۹۶. .
  159. همان،ص ۱۹۷
  160. کیهان، شماره ۱۷۷۹۵٬۱۵/۸/۸۲.
  161. نشریه صبح صادق، ۱۲/۵/۸۳، شماره ۱۶۲ ، ص ۱۶.
  162. وسایل الشیعه،ج۱۴، ص ۴۴۴.
  163. کیهان، ۱۲/۵/۸۲، شماره ۱۷۷۳۵، ص ۱۵.
  164. کیهان،۱۹/۱۲/۸۰، شماره۱۷۳۲۹،ص ۱۵.
  165. کیهان،۲۵/۶/۸۲، ۲۰رجب/ ۱۴۲۴.
  166. همان، ۳۰/۲/۸۲.
  167. توضیج المسائل مراجع، ج ۲، ص ۶۷۶.
  168. ویژه نامه فرهنگ اسلام، بهار ۷۸.
  169. ویژه نامه فرهنگ اسلام، بهار ۷۸.
  170. جهت اطلاع به کتاب "بهشت جوانان " ص ۱۵۷ -۱۳۹ مراجعه فرمایید
  171. یوسف/ ۳۳.
  172. کیهان، ۳۰/۹/۸۲.
  173. کیهان، ۳۰/۹/۸۲.
  174. نشریه یالثارات الحسین(ع)، ۸/۳/۸۱.
  175. هفته نامه پرتو سخن،ص۱۲، ۱۴/۵/۸۳.
  176. همان، ۱/۴/۸۳.
  177. همان، ۱۴/۵/۸۳ .صفحه۱.
  178. کیهان، ۲۴/۳/۸۳.
  179. همان، ۱۰/۸/۸۲.
  180. همان، ۱۴/۵/۸۳، ضمیمه.
  181. کیهان، ۶/۷/۷۸.
  182. همان، ۲۲/۵/۸۳، ص۱۳،شماره ۱۲۱۸.
  183. یونس/ ۲۳
  184. نساء ۱۱۱.
  185. غر را لحکم، فصل ۷۷، شما ره ۱۷۸ ۱.
  186. کیهان، ۷/۱۹/ ۸۰، ۲۳/ رجب/ ۱۴۲۲، شماره ۱۷۲۰۸.
  187. کیهان، ۲۴/۱/۸۲.
  188. جمهوری اسلامی، ۱۸/۴/۷۹، ص ۱۲.
  189. بهشت جوانان،ص ۱۸۳-۱۸۲.
  190. کیهان، ۲/۱۱/۸۱.
  191. جهت اطلاع بیشتر به کتاب "بهشت جوانان " ص ۱۸۴،مراجعه فرمایید.
  192. کیهان، ۱۲/۶/۸۲.