فرهنگ مصادیق:شرايط و چرايي استکبار ستيزي
محتویات
سؤال
سلام. چرا ما ازدین مبین اسلام، تنها مبارزه با استکبار جهانی و درافتادن با قدرتهای بزرگ را بلدیم و دوست داریم، در حالی که مبارزه با چنین قدرتهایی مستلزم اینستکه تک تک افراد که جامعه را میسازند خود را در تمام جنبههای زندگی آمادهٔ مبارزه کرده باشند...؟
پاسخ
سلام دانشجوی گرامی ضمن تشکر از اینکه این مرکز در پاسخ به این سؤال لازم است چند نکته را متذکر گردیم:
۱ - در مورد این سخن شما که فرمودهاید « ما از دین مبین اسلام، تنها مبارزه با استکبار جهانی و درافتادن با قدرتهای بزرگ را بلدیم ودوست داریم » باید بگوییم که ما فکر نمیکنیم که شما کسی را بتوانید مثال بزنید که علاقمند به اسلام باشد ولی از این دین مبین تنها یک بعد از ابعاد آن که عبارت است از استکبار ستیزی را دوست داشته باشد. چرا که اسلام دینی است با ابعاد مختلف که استکبار ستیزی نیز بخشی از آن به شمار میآید و همانگونه که نمیتوان به بهانه استکبار ستیزی از سایر ابعاد آن غافل شد به بهانه سایر ابعاد دین نیز نمیتوان از استکبار ستیزی غافل شد.
از طرفی همانگونه که اشاره شد استکبار ستیزی یکی از ابعاد مهم دین مبین اسلام میباشد. به عبارتی استکبار یکی از صفات مذمومهای می باشدکه در جامعه بشری همواره وجود داشته است و یکی از مهمترین اهداف و رسالتهای انبیاء نیز مبارزه با استکبار بوده است. در این زمینه بهتر است به استکبار ستیزی از منظر دین مبین اسلام اشارهای داشته باشیم تا با دریافت جایگاه عظیم و رفیع این موضوع در دین مبین اسلام و به طور کلی تمام ادیان، علت اهتمام به این اصل را بهتر بفهمیم :
مفهوم استکبار
مفهوم استکبار در لغت «استکبار آنست که انسان اظهار بزرگی کند و آنچه را که از آن او نیست و برای او روا نیست، ابراز دارد. .. [قرآن کریم] مستکبران را در مقابل ضعفا قرار داده است، به جهت آگاهی دادن به این نکته که استکبار آنان به جهت قوه و نیروی بدنی و مالی آنها بوده است و در جای دیگر مستکبران را در مقابل مستضعفان قرار داده است» [۱] بنابر تعریف فوق، استکبار وصف درونی است که لوازم و مظاهر مختلفی را میتواند در جامعه داشته باشد. خود بزرگ بینی و نشناختن حد خود در مقابل خداوند و مردم _و به استضعاف کشیدن آنها_ از اوصاف درونی است که شخص مستکبر به واسطه آنها موضعگیریهای خویش را تنظیم میکند: چنانکه در مورد نافرمانی ابلیس میفرماید: «ابی و استکبر و کان من الکافرین»؛ [۲] و یا در مورد فرعون میفرماید: «وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ»؛ [۳] در اصطلاح علوم اسلامی، استکبار در مصداق با واژههایی نظیر «ظلم»، «إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ»؛[۴] و «طاغوت»، «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ»؛[۵] همراه است. استکبار از دیدگاه فرهنگ سیاسی اسلام، وجود نوعی سلطه گری و سلطه جویی و استعمار و بهره کشی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی توسط اقلیت محدودی زورگو و نفع طلب بر خیل عظیم تودههای محروم میباشد. این عمل میتواند داخلی باشد به همان طریق که یک عده دیکتاتور و زورگو بر ملتهای محروم تحت سلطه خود حاکمیت داشته و آنها را تحت فشار و ظلم قرار دهند و همچین میتوانند بین المللی باشد، بدین معنا که دولت و یا کشوری سایر جوامع و ملتها را استثمار و به استضعاف بکشاند که نمونه بارز آن در گذشته و حال اعمال سیاستهای استعمارگونه و امپریالیستی قدرتهای بزرگ شرق و غرب در جهان میباشد. [۶] امروزه در فرهنگ سیاسی دنیا، واژگانی نظیر «استعمار» و «امپریالیسم». .. نیز در رساندن مفهوم فوق بکار میرود.
ویژگیهای استکبار
منفعت طلبی
اصولا مبنای تمام ظلمها و ستمهای انسان چیزی جز منفعت طلبی نیست. و این موضوع در قدرتهای استکباری در حد بالایی وجود دارد. و آنان به تنها چیزی که اهمیت میدهند نفع مادی و حیوانی آنان است. و لذا در صورت به خطر افتادن این منافع، حاضرند که از مردم کشور خویش نیز بگذرند و دوستان و متحدان و نوکران خود را فدا کنند تا منافع آنها تامین شود.
جهان خواری و به دست آوردن سلطه جهانی
جهان خواری و به دست آوردن سلطه جهانی دست یابی به امکانات موجود در سراسر جهان یکی از ویژگیهای کشورهای استکباری است؛ از این رو، کسب سلطه جهانی و تصاحب ذخایر ملتهای دیگر و به چنگ آوردن شریان حیات اقتصادی جهان، از ویژگیهایی است که در تمامی مستکبران دیده میشود.
عقب نگه داشتن مستضعفان
عقب نگه داشتن مستضعفان از رشد واقعی یکی استراتژیهای مهم استکبار جهانی جهت حفظ سلطه و برتری خود بر جهان و ادامهٔ بقاء و حیات خویش، جلوگیری از پیشرفت ملتهای مستضعف در جنبههای مختلف فکری، علمی، صنعت و تکنولوژی، اقتصاد و. .. است. و در این جهت از انجام هیچ گونه اقدامی، اعم از جذب نخبگان کشورهای جهان سوم و یا در حال پیشرفت، کارشکنی در برنامههای آنان، اعمال تحریمها و محدودیتهای بین المللی و. .. به بهانههای مختلف، دریغ نمیورزند.
اضطراب و ترس درونی
استکبار همواره در صدد تجاوز به حقوق دیگران است و اصولا با تجاوز به حقوق دیگران رشد میکند. دیگرانی که حقوق آنها پایمال شده است درصدد بازگرداندن حقوق از دست رفته خود و ضربه زدن انتقامجویانه به مستکبران اند. از این رو، مستکبر همواره در خوف و اضطراب به سر میبرد. از سوی دیگر، تلاش روز افزون استکبار در به دست آوردن هر چه بیشتر منافع و منابع دیگران، خواب راحت را از چشمان آنان خواهد ربود. از این جهت همواره دلهره و نگرانی با مستکبران همراه است. [۷] استکبار جهانی جهت دستیابی به اهداف شوم خود از زمینهها و راهکارهایی نظیر، ایجاد اختلاف بین مردم کشورهای مستضعف، ترویج فساد و فحشا منزوی کردن نیروهای کارآمد و متعهد [۸] استفاده از عناصر داخلی وابسته و روشنفکران غرب گرا استفاده میکنند. ج. دلایل مبارزه با استکبار هر فرد مسلمان و هر دولت اسلام بر اساس منطق و آموزههای دینی، موظف به مقابله با ظلم و استکبار جهانی است. توضیح آنکه:
از نظر عقلی
نمیتوان «برای حیات زیر سلطه غیر» ارزشی قائل شد زیرا «ارزش حیات به آزادی و استقلال است» [۹] لذا حضرت امام(ره) تاکید دارند بر این که «این مطابق هیچ منطقی نیست که سی میلیون جمعیت، همیشه تحت فشار [باشد] و همیشه این جمعیت کار بکنند و حاصل کارشان را دیگران ببرند» زیرا «زندگانی ای که در آن استقلال نباشد [و یک ملتی] به زحمت کار بکنند برای استفاده دشمنها، این که زندگانی نیست» [۱۰]
از نظر شرعی
در آیات و روایات متعدد، مستضعفین یعنی کسانی که مورد ظلم و تهاجم استکبار، قرار گرفتهاند، موظف به دفاع و مقابله با مستکبرین شدهاند. به عنوان نمونه قرآن کریم میفرماید: «وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا»[۱۱] ؛ «وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ»؛ [۱۲] «وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا» ؛ [۱۳] و کسانی که در راه حمایت از مستضعفین کوتاهی و سستی میکنند، مورد مواخذه قرار میدهد: «مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ»؛ [۱۴] همان گونه که حضرت علی(ع) فرمودند: «کونوا لظالم خصما و للمظلوم عونا» ؛ [۱۵] بر این اساس طبق قانون اساسی «جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود میداند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان میشناسد. بنابراین در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر، از مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت میکند» [۱۶] در هر صورت اصل وقوع انقلاب اسلامی برای رهایی از یوغ استکبار بود و حفظ آن و همچنین تامین اهداف و منافع کشور ادامه این مبارزه را میطلبد. عمل به آموزههای دین مبین اسلام، حکم عقل و منطق و قانون اساسی ما را بر آن میدارد که در جهت حفظ عزت استقلال و رعایت منافع کشور خود و همچنین دستیابی به پیشرفت و توسعه همه جانبه از یکسو و دفاع از حقوق همه ستمدیدگان و مستضعفان جهان، مبارزه با استکبار جهانی را تا سر حد پیروزی نهایی ادامه دهیم. البته پر واضح است که منظور از مبارزه با استکبار، فقط مبارزه نظامی نیست. بلکه ضمن عدم مداخله در امور سایر کشورها و رعایت قوانین بین المللی، بیشترین تاکید بر مبارزه فرهنگی و تلاش برای بیداری و رشد سیاسی ملل مظلوم جهان است چنانکه حضرت امام(ره) میفرماید: «اگر ملتی بخواهد سر پای خود بایستد، لازم است که اول بیدار شود» [۱۷] و در جای دیگر میفرماید: «بیدار شوید و خفتگان را بیدار کنید، زنده شوید و مردگان را حیات بخشید و در تحت پرچم توحید برای درهم پیچیدن استعمار سرخ و سیاه و خود فروختگان بی ارزش، فداکاری کنید» [۱۸]
۲ - یکی از پیش شرطهای مبارزه با استکبار جهانی قطعا آمادگی کسانی است که میخواهند با استکبار مبارزه نمایند. اما این نکته را هم نباید فراموش کرد که عدم آمادگی بخشی از مردم نباید بهانهای برای عدم مبارزه با استکبار جهانی باشد و اساسا یکی از علل عدم آمادگی مردم در مباره با استکبار جهانی، تاثیرات سلطه مستکبران میباشد و اگر آمادگی همه مردم برای مبارزه با استکبار شرط استکبار ستیزی بود در آن صورت نباید هیچ گونه مبارزهای بر علیه استکبار در طول تاریخ صورت میگرفت. این در حالی است که در طول تاریخ، انبیاء در مبارزه با استکبار گاه یک تنه و در شرایطی که تمام افراد جامعه تحت تاثیر طاغوتهای زمانه از کمترین آمادگی برخوردار بودند به مبارزه با استکبار میپرداختند و مردم را نیز به تدریج به سمت خود میکشیدند. ضمن اینکه همانگونه که گفته شد مبارزه با استکبار همیشه به معنای مبارزه نظامی نمیباشد بلکه در بسیاری از مواقع این مبارزه از طرق دیگری همچون اشکال فرهنگی صورت میگیرد همانگونه که خود استکبار نیز گاه سلطه خود را از طریق فعالیتهای فرهنگی گسترده میسازد. لذا چه بسا که به دلیل تهاجمات فرهنگی مستکبران، اکثریت مردم توان مبارزه خود را از دست داده باشند اما آموزههای دینی به ما حکم میکند که با فعالیتهای فرهنگی، زمینه سستی مردم را در راه این مبارزه عظیم از بین ببریم. بنابر این مشروط بودن استکبار ستیزی به آمادگی همه مردم یک جامعه به معنای این است که هیچ حرکت اصلاحی در جامعه به وجود نیاید و هیچ مصلحی ظهور نیابد، هیچ طاغوتی حتی مورد پرسش هم قرار نگیرد و ظالمان به ظلم خود در جامعه ادامه دهند و به راحتی از کنار اشاعه منکرات و بر زمین ماندن معروفات بگذریم. لذا پیش شرط مبارزه با استکبار آمادگی کسانی است که قبلا نسبت به استکبار آگاهی یافته و قصد مبارزه با استکبار را دارند اما آمادگی همه مردم و به ویژه مردمی که در اثر فعالیتهای تبلیغی و تحمیلی خود استکبار هر گونه انگیزهای را برای مبارزه با استکبار فراموش کرده و اساسا مفهوم استکبار ستیزی را نیز از یاد بردهاند لزومی ندارد.
۳ - مبارزه با استکبار، اهداف متعددی را دنبال میکند که اصلاح رفتارهای مستکبران و یا نابودی آنها بخشی از اهداف آن میباشد که البته هدف مهمی نیز به شمار میآید اما آنچه در حال حاضر و در مرحله نخست برای ما مهم است نه اصلاح رفتار استکباری آمریکا بلکه صرفا دفاع از منافع و حقوق خودمان و حمایت از حقوق ملتهای دیگر میباشد. به عبارتی آنچه در حال حاضر در جریان استکبار ستیزی ملت ما برای ما اهمیت دارد بیش از آنکه اصلاح رفتار استکباری غرب و به ویژه آمریکا باشد، نیل به حقوق اولیه خود ما میباشد. به ویژه اینکه تجربه نشان می دهدکه رفتار استکباری آمریکا به راحتی قابل تغییر نمیباشد و با توجه به این مساله، اگر استکبار ستیزی و رسیدن به حقوق اولیه ملتها منوط به اصلاح آمریکا بود در آن صورت هیچ ملتی نباید به فکر به دست آوردن حقوق اولیه اش باشد و سخن گفتن از حقوق اساسی ملتها نیز بی معنا بود. این در حالی است که از طریق استکبار ستیزی اگر چه شاید نتوان به این زودی غرب و آمریکا را اصلاح کرد اما میتوان آنها را مجبور به تغییر حداقل بخشی از رفتارهای خود نمود و از این طریق به حقوق خود دست یافت. چنانکه در پیش گرفتن همین رویه باعث شده است تا غربی که روزی حاضر نبود حتی اصل دست یابی ایران به فناوری هستهای را بپذیرد مجبور شود تا اصل این حق و بخشی از فرایند مربوط به این فناوری را بپذیرد و بارها آن را در رسانههای خود اعلام نماید هر چند هنوز بر سر به رسمیت شناختن بخشهای دیگری از حقوق ایران در این زمینه همچنان مقاومت میکند.
۴ - در بخشی از نامه خود چنین گفتهاید که « اکثریت مردم دیگر تحمل تحریمها را ندارند و رفاه وآسایش اقتصادی را بیش از مبارزه با ظلم دوست دارند » که در این زمینه نیز گفتنی است در اینکه انسانها ذاتا خواستار رفاه و آسایش اقتصادی اند شکی نیست. اما از لحن سخنان شما چنین بر میآید که شما تصور نمودهاید ملت ایران در رفاه و آسایش اقتصادی بوده و عدهای به نام مسئولان نظام جمهوری اسلامی با علم کردن مبارزه با استکبار، آسایش اقتصادی آنان را بر هم زده و باعث به وجود آمدن تحریمها و سایر عوامل مخل رفاه و آسایش اقتصادی شدهاند و این در حالی است که چنین شرایطی هرگز در کشور ما وجود نداشته است و ملت ما به علل متعددی از جمله به تاراج رفتن سرمایههای مادی و معنوی شان و فقر، بدبختی و عقب ماندگی عظیمی که در سایه سلطه رژیم وابسته به استکبار برایشان حاصل شده بود کاسه صبرشان لبریز شده و به امید زندگی بهتر و رشد وپیشرفت همه جانبه در سایه حکومت اسلامی، بر علیه طاغوت و حامیان آن از جمله آمریکا قیام کرده و شرایط امروز را رقم زدهاند و تجربه این سالها نیز نشان داده است که همواره حاضر به پرداخت هزینههای آن نیز شدهاند و با توجه به حاکمیت فرهنگ عاشورایی در میان مردم میتوان به راحتی دریافت که این مردم هرگز حاضر به بازگشت به زندگی ذلیلانه سابق نیستند. از طرفی دیگر یکی از مهمترین اهداف انقلاب اسلامی مردم ایران، این است که در سایه خود اتکایی و پیشرفت همه جانبه، بهترین زندگیها برای مردم رقم زده شود به گونهای که هم پیشرفت و رفاه در آن وجود داشته باشد و هم عزتمندی مردم حفظ شود. نه اینکه به اندازهای وابسته باشیم که اگر هم رفاهی موقت وجود داشته باشد به اندازهای شکننده باشد که با کوچکترین ابراز مخالفتی نسبت به سیاستهای استکباری غرب، آنها از این اهرم برای تحمیل خواستهای خود و بر هم زدن آسایش ظاهری استفاده نمایند و در واقع از این ابزار برای به ذلت کشاندن ملتها بهره برداری نمایند. در واقع نتیجه ایستادگی در برابر تحریمها، آسایش و رفاه دائمی و غیر قابل نفوذ میباشد و حال آنکه در عقب نشینی از آرمانها و تن دادن به خواستهای استکباری، حتی اگر رفاه و آسایشی ظاهری هم برای ما فراهم شود این آسایش خرد و شکننده و البته ذلت بار و تحقیر آمیز خواهد بود که در نهایت به سوهان روح ملتها تبدیل خواهد شد و آیندگان را به لعن و نفرین مسئولان امروز جامعه وا خواهد داشت.
ضمن اینکه نتیجه تن دادن به خواستهای غرب همواره آسایش و رفاه ظاهری و مادی هم نبوده است و غرب تنها در راستای اهداف نامشروع خویش به برخی کشورها اجازه داشتن رفاه و آسایش و پیشرفت ظاهری را میدهد به گونهای که منافع آن در نهایت به خود غرب باز میگردد و در مورد سایر ملتها هرگز قدمی در مسیر آسایش و رفاه آنان بر نمیدارد که نمونه بارز آن دهها کشوری هستند که با غرب در ارتباط بوده و جزء اقمار آمریکا به شمار میآیند ولی فاقد کمترین آسایش، رفاه و پیشرفتی هستند همچون اکثر کشورهای آفریقایی و کشورهای بلوک شرق سابق که به جرگه آمریکا پیوستند ولی نتیجه این وادادگیها جز فقر و بدبختی ملتهای آنها نبوده است.
مطلب آخر در این بخش نیز این است که تجربه کشورهایی همچون لیبی - که کلیه فناوری هستهای خویش را سوار کشتی کرده و به آمریکا فرستاد و به تمام خواستهای غرب تن در داد ولی در مقابل، غرب، نه تنها از تحریمها عقب نشینی نکرد بلکه به تعهداتی که در مقابل این کار لیبی داده بود عمل نکرد - باید درس عبرتی باشد برای اینکه بدانیم غرب هرگز قابل اعتماد نیست و نباید عقب نشینی را مساوی با برداشته شدن تحریمها و فشارها دانست. همچنین تجربه جمهوری اسلامی ایران در ایستادگی بر سر حقوق خویش که باعث شده است تا حتی غربیها هم مجبور شوند از کنار آمدن با ایران هستهای سخن به میان آورند و از حق ایران در داشتن فناوری هستهای صلح آمیز دفاع کنند نشان دهنده این است که صحنه نظام ناعادلانه بین المللی و تمدن مادی گرا و منفع طلب غرب، به گونهای است که در آن حق را باید با ایستادگی و با چنگ و دندان گرفت و هیچ کس هیچ تعهدی برای دادن حقوق ملتهای دیگر در درون خود احساس نمیکند.
۵ - در مورد دیدگاه خود نسبت به مردم نیز بهتر است تامل بیشتری نمایید چرا که متهم کردن مردم به نفاق و دورویی کار درستی نمیباشد و ما معتقدیم ملت ایران نجیبترین و پاکترین ملت ایران هستند و ایستادگی آنها نیز کاملا واقعی است و مطابق با فرهنگ عزتمندانه و ذلت ستیزانهای است که در میان آنان رواج دارد و به همین دلیل حتی نیازی به استدلال دیگری برای اثبات صداقتشان در ایستادگیها وجود ندارد و اعتراضاتی که به برخی امور همچون بروز گرانی و امثال اینها ممکن است از آنها مشاهده شود هرگز به معنای عدم اعتقاد به کلیت نظام و یا ایستادگی در برابر کسانی که حقوق آنها را از دستشان گرفتهاند نمیباشد بلکه این قبیل انتقادات امری طبیعی است که در هر جامعهای رخ میدهد و جهت گیری آن نیز گاه به سمت کسانی است که با همراهی با دشمن به اخلال در امور اقتصادی کشور میپردازند و گاه به سمت سوء مدیریت در بخشی از بدنه دولت میباشد و گاه به سمت خود استکبار میباشد که با حربه تحریم قصد اخلال در وضعیت داخلی کشور دارد و از سویی دیگر نیز گاه از سر آگاهی صورت میگیرد و گاه از سر ناآگاهی از واقعیتها صورت میگیرد (مثل انتقاداز گرانی جنسی که منشا آن گرانی ماده خام آن در بازار جهانی میباشد ولی وی آن را ناشی از قیمت گذاری دولتی میداند) که در هر صورت هر چه هست ربطی به عدم اعتقاد به ایستادگی در برابر استکبار ندارد.
پانویس
- ↑ راغب اصفهانی، معجم الفاظ قرآن، ص 438.
- ↑ سوره بقره، آیه 34.
- ↑ سوره قصص، آیه 39.
- ↑ سوره شوری، آیه 42.
- ↑ سوره نحل، آیه 36.
- ↑ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، منوچهر محمدی، نشر دادگستر، 1377، ص 33.
- ↑ اندیشههای فقهی _ سیاسی امام خمینی(ره)، کاظم قاضی زاده، 1377، ص 609.
- ↑ همان.
- ↑ صحیفه نور، ج 5، ص 114.
- ↑ همان، ج 2، ص 138 و ج 6، ص 233.
- ↑ سوره نساء، آیه 141.
- ↑ سوره نساء، آیه 75.
- ↑ سوره بقره، آیه 190.
- ↑ سوره صافات، آیه 25.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 47.
- ↑ قانون اساسی، اصل 154.
- ↑ صحیفه نور، ج 14، ص 1.
- ↑ همان، ج 1، ص 254.







