فرهنگ مصادیق:شرائط معتبره در قصاص
گفتار در شرائط معتبره در قصاص و آن چند شرط است :
شرط اول ، اینکه جانی و مجنی علیه از نظر آزادی و بردگی مساوی باشند یا هر دو آزاد و یا هر دو برده باشند، پس وقتی قاتل آزاد در قصاص به قتل میرسد که مقتولش نیز آزاد باشد چه مرد و چه زن ، منتهی اگر قاتل مرد و مقتول زن باشد و ورثه زن بخواهند قاتل را قصاص کنند باید نصف دیه مرد را به او بدهند و همچنین وقتی زن آزادی که مرتکب قتل شد کشته میشود که مقتولش یا مرد و یا زن لکن در اینجا اگر مقتول مرد آزاد بود و ورثه او بخواهند از زن قصاص بگیرند دیگر نمیتوانند از ولی آن زن یا اموال بجا مانده از او تفاوت خون بهای مقتولشان با خون بهای قاتل او را بگیرند.
مسأله ۱ - اگر ولی دم زنیکه بدست مردی کشته شد و میخواهد قاتل را قصاص کند حاضر نشود تفاوت خون بها را بپردازد و یا اگر حاضر است پول ندارد و فقیر است و خود قاتل هم زیر بار دادن خون بها نرود و یا او هم فقیر است و نمیتواند خون بهای زنی را که کشته بپردازد قصاص تاخیر میافتد تا زمانیکه متمکن شده و حاضر به پرداخت گردند.
مسأله۲ - در جنایتهای عضوی از زن برای مرد و از مرد برای زن قصاص گرفته میشود و دیه هر دو برابر است تا زمانیکه دیه جراحت زن به یک سوم دیه قتل یک انسان آزاد نرسد همینکه رسید دیه او بر میگردد به نصف دیه عضو مرد و اگر زن بخواهد از مرد قصاص کند باید تفاوت را بپردازد.
شرط دوم ، اینکه جانی و مجنی علیه از نظر دین مساوی باشند یا هر دو کافر و یا هر دو مسلمان باشند و اما اگر جانی مسلمان و مجنی علیه غیر مسلمان باشد قصاص نمیشود، پس اگر مسلمانی یک غیر مسلمان را بکشد قصاص نمیشود مگر آنکه به کشتن کفار عادت کرده باشد.
مسأله ۱ - در بین اصناف کفار فرقی نیست در اینکه کافر ذمی باشد یا کافر حربی و یا کافریکه از حاکم مسلمین (یا از یک مسلمان عادی ) امان گرفته و یا غیر اینها، و اگر مسلمانی کافری را که خونش محترم باشد مانند کافر ذمی و کافر هم پیمان بکشد هم تعزیر میشود بخاطر جنایتش و هم خون بهای را از او میگیرند و به ذمی میدهند.
مسأله ۲ - اگر مسلمانی به کشتن اهل ذمه عادت کرده باشد قصاص گرفتن از او جائز است چیزیکه هست تفاوت خون بها از ذمی گرفته میشود، بعضی خواستند بگویند این کشتن مسلمان بخاطر کفار قصاص نیست بلکه حد الهی است ، لکن این شخص ضعیفی است .
مسأله ۳ - ذمی بخاطر کشتن مرد یا زنی ذمی کشته میشود لکن اگر مقتول زن و قاتل مرد باشد قبل از قصاص باید تفاوت خون بها را به او بدهند، و همچنین ذمیه بخاطر کشتن مرد یا زنی ذمی کشته میشود لکن تفاوت خون بها را از او نمیگیرند همانطور که در مسلمانان چنین است ، یعنی اگر زنی مردی را کشت در قصاص تنها او را میکشند و تفاوت خون بهای مرد با زن را از او نمیگیرند، حال چه اینکه قاتل و مقتول هر دو پیرو یک دین باشند یا مثلا یکی یهودی و دیگری مسیحی باشد پس یهودی بخاطر مسیحی کشته میشود و بالعکس و نیز مجوسی بخاطر آن دو کشته میشود و بالعکس .
مسأله ۴ - اگر ذمی مسلمانی را عمدا بقتل برساند آن ذمی و همه اموالش را به اولیاء مقتول منتقل میشود، و نیز فرقی بین عین و دین ، منقول و غیر منقول نیست همه آنها به اولیاء مقتول از خونبهای کافر باشد یا بیشتر و یا کمتر و یا اینکه برابر با خود خونبهای او باشد یا بیشتر از آن .
مسأله ۵ - اینکه گفتیم اولیاء مقتول میتوانند قاتل را برده خود کنند تنها شامل خود قاتل است نه فرزندان او پس فرزندان قاتل آزادند و بخاطر قتل پدرشان برده اولیاء مقتول نمیشوند و اگر قاتل ذمی قبل از برده شدنش مسلمان شود اولیاء مقتول دیگر مختار بین قصاص و برده گرفتن او نیستند بلکه تنها میتوانند او را قصاص کنند و بقتل برسانند.
مسأله۶ - اگر کافری کافر دیگر را به قتل برساند و سپس مسلمان شود دیگر ورثه مقتول نمیتوانند او را بقتل برسانند (چون آنها کافرند و او مسلمان ) بلکه بر عهده قاتل است که اگر مقتول دیه دارد دیه او را بپردازد (اما اگر مانند کافر حربی که خونش هدر است باشد دیه هم ندارد).
مسأله ۷ - اگر حلال زادهای را بقتل برساند قصاص میشود البته این در صورتی است که قبل از کشته شدن و بعد از رسیدن بحد تمییز هر چند بالغ نشده باشد متصف به اسلام باشد، و اما قبل از بلوغ و قبل از رسیدنش بحد تمییز و یا بعد از تمییز و قبل از اسلام آوردنش مساءله که آیا قصاص کشته میشود یا نه ؟ محل اشکال است .







