فرهنگ مصادیق:سیره عملی پیامبر اعظم (ص) در اداره بیت المال
نام نویسنده: روح الله تولایی
محتویات
چکیده
پیامبر اعظم (ص) علاوه بر ماموریت هدایت انسانها، رسالت هدایت و ساختن جامعه را نیز برعهده داشتند و زمانیکه موقعیت و امکانات به حضرت اجازه داد به تشکیل حکومت و اداره جامعه نیز پرداختند. ایشان در این امر اهتمام ویژهای داشتند و پس از ورود به مدینه اقدام به تشکیل حکومت اسلامی کردند.تلاشهای پیامبر(ص) و اصحابشان سبب شد تا جامعه اسلامی بنا نهاده شود و مسلمانان در راه تداوم آن حکومت زحمات فراوانی را متحمل شدند و در نتیجه جامعه اسلامی، به تمدنی بزرگ مبدل شد. یکی از ویژگیهای مهم آن جامعه اسلامی شیوه مدیریت بیت المال مسلمین توسط پیامبر(ص) بود. گرچه دوران حکومت پیامبر(ص) و به تبع آن، اداره امور بیت المال از ناحیه آن حضرت محدود به ۱۰سال بود و از طرفی منابع تامین کننده بیت المال و مصارف آن محدود به مدینه و اطراف آن بوده است، ولی با این وجود شیوه آن حضرت در گردآوری، حفظ و نگهداری، تقسیم و مصرف بیت المال در موارد خاص خود دارای جایگاه خاصی است. همچنین اینکه سیره عملی و علمی آن حضرت نشان از حضور قطعی قدرت سیاسی و مدیریتی ایشان در اداره امور مالی مسلمانان میباشد. در نهایت این سیره عملی پیامبر(ص) میتواند سرمشق مناسبی برای تمام مدیران بیت المال جامعه اسلامی کنونی ما باشد.
مقدمه
پیامبر اعظم اسلام حضرت محمد بن عبدالله(ص) که نبوت به او پایان یافت، در سال ۵۷۰ بعد از میلاد متولد شد، در چهل سالگی به نبوت مبعوث گشت، سیزده سال در مکه مردم را به اسلام دعوت کرد و سختیها و مشکلات فراوان متحمل شد، و در این مدت گروهی زبده تربیت کرد و پس از آن به مدینه مهاجرت نمود و آن جا را مرکز قرار داد. در این زمان بود که دولت و حکومت اسلامی به دست پیامبر اعظم(ص) تأسیس گردید و آن حضرت علاوه بر آموزش و تربیت و تزکیة نفوس، شخصاً عهده دار سرپرستی و رهبری جامعة اسلامی گشت و به ادارة نظام اجتماعی و حکومتی مسلمانان در ابعاد مختلف قضایی ، فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و نظامی پرداخت. پس از ده سال همه جزیره العرب مسلمان شدند. آیات کریمه قرآن تدریجا در مدت بیست و سه سال بر آن حضرت نازل شد، مسلمین شیفتگی عجیبی نسبت به قرآن و هم نسبت به شخصیت رسول اعظم نشان میدادند. رسول اعظم در سال یازدهم هجری یعنی، یازدهمین سال هجرت از مکه به مدینه، که بیست و سومین سال پیامبری او و شصت و سومین سال از عمرش بود، در گذشت؛ در حالی که جامعهای نوبنیاد و مملو از نشاط روحی و مومن به یک ایدئولوژی سازنده که احساس مسئولیت جهانی میکرد، تاسیس کرده و باقی گذاشته بود. آنچه به این جامعهٔ نو بنیاد روح، وحدت و نشاط داده بود دو چیز بود: قرآن کریم که همواره تلاوت میشد و الهام میبخشید و دیگر شخصیت عظیم و نافذ رسول اعظم که خاطرها را به خود مشغول و شیفته نگه میداشت.
در آیه «انا ارسناک شاهدا ومبشرا ونذیرا وداعیا الی الله وسراجا منیرا» سخن از مبشر ومنذر عالم، حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) از زبان الکن واماندگان و حیرتزدهگان در مقام و شان رفیع آن وجود نورانی، سخنی بس ثقیل است. همو که واصفان در وصفش ، عارفان در معرفتش، سالکان در طریق سلوکش و عالمان در حقیقت علمش، واماندگانند، تنها خدای محمد است که عارف به حقیقت مقدس و نورانی احمدیه اوست. وجود چنین رحمتی برای امت اسلامی تکلیفی بس سنگین را بر دوش جامعه مسلمین میگذارد تا با تاسی به آن اسوهٔ حسنه به سوی حیات طیبه رهسپارد.
در زمانی که معاندان در تلاشاند به زعم خود از درخشش آن خورشید عالمتاب بکاهند و یا دلهای جهانیان را از او منصرف کنند، با نامگذاری سال ۱۳۸۵ بهنام پیامبر اعظم (ص) توسط رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنهای، عطر یاد و نام پیامبر گرامی اسلام بیش از پیش جهان اسلام را فراگرفته و رجوع به سیره آن بزرگوار، محور مطالعات و گفتگوهای محافل علمی جهان گردیده است.
ادبیات نظری تحقیق
کلمه بیت المال مرکب از دو واژه ((بیت)) و ((مال)), به معنای خانه دارایی و خزینه مال است. و در اصطلاح به دو معنا میآید: گاهی به معنای اموال عمومی و حکومتی و هر آنچه که مردم به نحوی در آن حق دارند, استعمال میشود و گاهی به معنای مکانی که اموال عمومی در آن نگهداری میشود. معنای اول قائم به اموال است و معنای دوم قائم به مکان است. با نگاهی در منابع روایی و تاریخی به دست میآید که لفظ بیت المال و استعمال آن در زمان پیامبر اعظم(ص) وجود نداشته است. بلکه این اصطلاح در چند دهه بعد از وفات آن حضرت, خصوصا در زمان حکومت علی(ع) رواج یافته است. بنابراین اگر این اصطلاح در زمان حاضر در مورد اموال عمومی در زمان پیامبر اعظم(ص) به کار برده میشود, از باب حکایت از معنای آن خصوصا معنای اول آن است, نه این که این لفظ در گفتار پیامبر(ص) و صحابه در زمان حکومت آن حضرت استعمال شده باشد[۱]
اهمیت و ضرورت تحقیق
گرچه دوران حکومت پیامبر(ص) و به تبع آن, اداره امور بیت المال از ناحیه آن حضرت، محدود به ده سال بود و از طرفی منابع تإمین کننده بیت المال و مصارف آن محدود به مدینه و اطراف آن بوده است، ولی با این حال شیوه آن حضرت در گردآوری، حفظ و نگهداری، تقسیم و مصرف آن در موارد خاص خود دارای جایگاه خاصی است. چه این که سیره علمی و عملی آن حضرت نشان از حضور قطعی قدرت سیاسی و مدیریتی وی در اداره امور مالی مسلمانان میباشد. همان طور که حضرت علی(ع) خود را ملزم به تبعیت از آن حضرت در مدیریت بیت المال میداند و سیره آن حضرت را سرمشق رفتارهای خود قرار میدهد، این سیره عملی پیامبر(ص) میتواند سرمشق مناسبی برای تمام مدیران بیت المال باشد. چنانچه امیرالمومنین(ع) میفرماید: (( و انی حاملکم علی منهج نبیکم(ص) و منفذ فیکم ما امرت به ان استقمتم لی و بالله المستعان الا ان موضعی من رسول الله(ص) بعد وفاته کموضعی منه ایام حیاته فامضوا لما تومرون و قفوا عند ما تنهون عنه[۲]-من شما را به راه و روش پیامبر (ص) خواهم برد و به آنچه فرمان داده شدهام دربارهٔ شما عمل خواهم کرد. اگر به آنچه میخواهم[ تن سپردید و] مستقیم شدید و[ البته] از خدا باید یاری جست. بدانید که موضع من نسبت به رسول الله(ص) پس از رحلت او همچون موضع من در دوران زندگی اوست. پس نسبت به آنچه امر میشوید، ملتزم و نسبت به آنچه نهی میشوید متوقف شوید.)) و نیز میفرماید: ((محوت دواوین العطایا و اعطیت کما کان رسول الله(ص) یعطی بالسویه و لم إجعلها دوله بین الاغنیاء؛ [۳] -دفاتر حقوق و عطایا را[که به دستور عمر طبق ملاکهای طبقاتی تعیین شده بود] از بین بردم، و مانند رسول خدا(ص) که به طور مساوی تقسیم میکرد، آن را به مساوات تقسیم کردم و آن را در دست توانگران قرار ندادم.))
امام صادق(ع) نیز بر تاسی از سیره پیامبر(ص) بسیار تاکید کردهاند و شیوه آن حضرت را به عنوان حکم خداوند مطرح میکند. نمونه اش جواب به سوالی دربارهٔ نحوه تقسیم بیت المال است که میفرماید: ((هذا هو فعل رسول الله(ص) فی بدو امره[۴]; این[ تساوی در حقوق] همان شیوه رسول خدا(ص) در[ همان] ابتدای حکومتش است)).
از جمله اوصاف مهدی موعود(عج) نیز اداره امور بیت المال به شیوه پیامبر(ص) ذکر شده است. عبدالله بن مسعود از پیامبر(ص) در مورد اوصاف منجی عالم بشریت(عج) نقل میکند که: ((یقسم المال بالسویه و یجعل الله الغنی فی قلوب هذه الامه؛ [۵] -[مهدی (عج)] مال را طبق مساوات تقسیم میکند و خداوند قلبهای این امت را لبریز از بی نیازی خواهد کرد.))
لذا ضروری به نظر میرسد که مدیران بیت المال در حکومت اسلامی باید به طور کامل با سیره عملی پیامبر اعظم(ص) در اداره تمام امور مربوط به بیت المال آشنایی داشته باشند تا بتوانند با الگوگیری مناسب در انجام مسئولیت خود توفیق داشته باشند.
منابع مالی بیت المال در حکومت پیامبر اعظم(ص)
انفال
انفال عبارت است از هر مالی که اختصاص به مقام نبوت و ولایت امر دارد.[۶]خداوند در آیه اول سوره انفال میفرماید: ((یسئلونک عن الانفال قل الانفال لله وللرسول; -[ای پیامبر] از تو در مورد انفال سوال میکنند، بگو: انفال مال خدا و رسول اوست)). زمینهای بایر، سواحل دریاها، جنگلها، کوهها، اموال پادشاهان، غنائم برجسته و مال بی وارث از مصادیق انفال هستند که پیامبر اعظم(ص) طبق مصلحت اسلام و مسلمین، از آنها بهره برداری میکردند و به مصرف میرساند.[۷]
خمس
نخستین درآمد مالی که به امر خداوند عمل گردید، خمس غنایم بود؛ سپس جزیه و خراج و آخرین آن زکات بود که از منابع دیگر ثبات بیشتری داشت. پیامبر اعظم (ص) برای اداره درآمدها، اداره مالی را برای حکومت اسلامی تاسیس کرد. اعضای این اداره را کارگزاران مالی، نگهبانان، کتاب (حسابداران) و همه کسانی که وجود آنها برای اداره امور مالی لازم بود تشکیل میداد. اداره اموال حکومت اسلامی گام به گام بر حسب رشد و تنوع درآمدهای حکومت اسلامی و مصارف آن، گسترش یافت.
خمس عبارت است از یک پنجم درآمد سالانه و بعضی اموال دیگر که به حاکم اسلامی تحویل داده میشود. خداوند در آیه ۴۱ سوره انفال میفرماید: ((واعلموا إنما غنمتم من شییء فإن لله خمسه و للرسول؛ -ای مومنان بدانید که هر چه به شما غنیمت رسد خمس آن، مال خدا و رسول اوست)). منفعت کسب، معدن، گنج، مال حلال مخلوط به حرام، غواصی و غنیمت جنگی از مواردی است که خمس به آن تعلق میگیرد.[۸] البته در زمان پیامبر اعظم(ص) طبق تصریح مورخان و مفسران و فقهاء، خمس اختصاص به غنیمتهای جنگی داشته است و در غیر آن، پیامبر(ص) از مردم خمس نگرفته است. گرچه بعضی از عالمان گفتهاند که خمس در زمان پیامبر اعظم(ص) اختصاصی به غنایم جنگی نداشته بلکه از مطلق درآمد بوده است، و مستند خود را نامههای آن حضرت به قبایل و عاملان خود در نقاط مختلف محدوده حکومت اسلام قرار دادهاند و گفتهاند بدون آن که جنگی میان پیامبر اعظم(ص) و قبیلهای باشد و یا قبیلهای به اذن آن حضرت جهادی کرده باشد، پیامبر اعظم(ص) از آنها مطالبه خمس کرده است. برای مثال نمایندگان اعزامی قبیله عبد قیس به پیامبر(ص) عرض کرند: میان ما و شما، مشرکان قبیله مضر قرار دارند و ما جز ماههای حرام وقت دیگری نمیتوانیم به خدمت تو برسیم؛ به ما دستوری بده که اگر به آن عمل کردیم، داخل بهشت شویم و دیگران را نیز به آن دعوت کنیم. پیامبر اعظم(ص) در پاسخ آنها فرمود: شما را به چهار چیز امر و از چهار چیز نهی میکنم: شما را امر میکنم به این که به خدا ایمان بیاورید...؛ و سپس در مقام توضیح به آنها فرمود: شهادت به وحدانیت خدا و این که محمد فرستاده اوست، اقامه نماز، دادن زکات و دیگر این که یک پنجم آنچه به دست شما میرسد بپردازید. پیامبر اعظم(ص) از فرزندان عبد قیس نمیخواست خمس غنایم جنگی را بپردازند زیرا آنها جهاد نکرده بودند تا غنیمتهای جنگی به دست آورند، حتی از ترس مشرکان قبیله مضر قادر نبودند جز در ماههای حرام از منطقهٔ خود خارج شوند. بنابراین منظور از غنیمت در این گونه از روایات نبوی(ص) همان مطلق درآمد است. [۹]
در هر صورت خمس در زمان آن حضرت, چه اختصاص به غنیمتها داشته است و یا به مطلق در آمد تعلق میگرفته, از منابع مهم مالی بیت المال محسوب میشده است. چه این که در طول ده سال حکومت آن حضرت, دهها جنگ با مشرکان و اهل کتاب اتفاق افتاد که در بیشتر آنها غنیمتهای فراوانی به دست آمد و پیامبر اعظم(ص) خمس آن غنیمتها را به نفع حکومت اسلامی از رزمندگان اخذ میکرد.
زکات
زکات نیز یکی از منابع مالی تامین بیت المال در زمان پیامبر اعظم(ص) بوده است که بر گاو، گوسفند، شتر، خرما، گندم، جو، کشمش، طلا و نقرهٔ سکه دار تعلق میگیرد.[۱۰] در این باره خداوند در آیه ۱۰۳ سوره توبه میفرماید: ((خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزکیهم...» ای رسول، تو از مؤمنان صدقات را دریافت کن تا بدان صفات، نفوس آنان را (از پلیدی و حب دنیا) پاک و پاکیزه سازی و آنها را به دعای خیر یاد کن که دعای تو موجب تسلی خاطر آنان شود که خدا (به دعای مخلصان) شنوا و (به مصالح مؤمنان) داناست. ))
در حقیقت زکات مالیاتی است که فقط بر روی ثروتی که از سرمایه گذاری و رشد سرمایه حاصل شده است وضع میشود. بنابراین، ثروت و داراییهایی که برای نیل به هدفهای مختلف; از جمله مصارف شخصی مورد استفاده قرار میگیرند، مشمول پرداخت این مالیات نمیشوند. نکته دوم در باب زکات اینکه پیامبر نصاب زکات را با توجه به تعداد حیوانات تعیین کرد، نه بر اساس ارزش پولی آنها و وقتی به این نرخها بر حسب تعداد حیوانات توجه شود، ملاحظه میگردد که بسیار نظام گرا هستند. نکته سوم، از آنجا که زکات بر ارزش خالص افراد (ثروت خالص) در آخر سال وضع گردیده است، بنابراین این نوع مالیات از کالاهایی که در مبادلات تجاری شرکت دارند، گرفته نمیشود. این امر موجب میشود که هزینههای معاملاتی را کاهش و گردش ثروت را تشویق نماید.
جزیه
جزیه یک نوع مالیاتی است که از اهل کتاب در برابر مسئولیتی که دولت اسلامی به منظور تامین امنیت جانی، ارضی و مالی آنها را به عهده میگیرد، دریافت میشود و طبق مصالحی که حاکم اسلامی معین میکند، مصرف میشود. در این باره خداوند در آیه ۲۹ سوره توبه میفرماید: ((قاتلوا الذین لا یومنون بالله و لا بالیوم الاخر و لا یحرمون ما حرم الله و رسوله و لا یدینون دین الحق من الذین اوتوا الکتاب حتی یعطوا الجزیه عن ید و هم صاغرون; ای اهل ایمان، با هر که از اهل کتاب که ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده است و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده، حرام نمیداند و به دین حق نمیگرود، کارزار کنید تا آن گاه که با ذلت و تواضع به اسلام جزیه دهند)).
خراج
خراج در اصطلاح فقهی عبارت است از مال الاجارهای که حاکم اسلامی از طریق اجاره دادن اراضی مفتوح عنوه وصول میکند. اراضی مفتوح عنوه به زمینهایی گفته میشود که مسلمانان به امر معصوم(ع) و به وسیلهٔ جنگ از کفار میگیرند که شامل باغ ها, تأسیسات و ساختمانهای موجود در آن اراضی نیز میشود.[۱۱] سرزمین خیبر از این قبیل است که پیامبر اعظم(ص) بعد از فتح و گرفتن آن از دست یهودیان ساکن در سال هفتم هجری بنابر پیشنهاد یهودیان، آن سرزمین را در اختیار یهودیان قرار داد و در عوض، آنها میباید نیمی از درآمد حاصل از زمینها و باغهای آن سالانه به پیامبر(ص) بپردازند[۱۲] عبدالله رواحه که بعدها در جنگ موته به شهادت رسید، هر سال از طرف پیامبر(ص) برای ارزیابی محصول خیبر و تنصیف آن, به آن جا سفر میکرد و او پس از تخمین محصول، سهمیهٔ مسلمانان را جدا و به مدینه انتقال میداد.[۱۳] در مقابل زمین مفتوح عنوه، زمینهایی است که بدون آن که جنگی در گرفته باشد ساکنان کافر آن زمینها، آن را رها کرده و یا به میل خود، در اختیار مسلمانان قرار داده باشند. این زمینها جزو انفال و در اختیار امام مسلمین است.[۱۴]
زمینهای قبیلهٔ یهودی بنی نضیر که بدون جنگ با مسلمین و از ترس آنان، به دست مسلمانان افتاد از این قبیل است که طبق آیه قرآن کریم متعلق به شخص پیامبر است و او هر گونه صلاح بداند, در مصالح اسلام صرف کند. خداوند در آیات ۶ و ۷ سوره حشر در این باره میفرماید: ((و ما افإ الله علی رسوله منهم فما اوجفتم علیه من خیل و لا رکاب ولکن الله یسلط رسله علی من یشإ و الله علی کل شیء قدیر. ما افإ الله علی رسوله من اهل القری فلله و للرسول...؛ و آنچه را که خدا از مال آنها (یهودیان بنی نضیر) بازگشت داد متعلق به رسول اوست که شما سپاهیان اسلام بر آن هیچ اسب و استری نتاختید و لکن خدا, رسولانش را بر هر که بخواهد مسلط میگرداند و خدا بر هر چیز تواناست.و آنچه خدا از اموال کافران دیار به رسول خود غنیمت داد, آن متعلق به خدا و رسول اوست...)). سرزمین فدک نیز از همین قبیل است که یوشع بن نون رئیس آن سرزمین، ملکیت آن را به عهده داشت و بدون جنگ و خون ریزی آن جا را تسلیم پیامبر(ص) نمود و طبق فرمان الهی (و آت ذالقربی حقه....)[۱۵]پیامبر(ص) آن را به حضرت فاطمه (س) واگذار نمود.[۱۶]
پیامبر صلی الله علیه و آله برای خراج که نوعی مالیات بر زمین بود، سوادبن غزیه انصاری را عامل خراج خیبر کرد. هنگام تعیین خراج، ارزیابی کننده باید عناصر زیر را در نظر میگرفت: کیفیت زمین، نوع محصول برداشتشده و نوع آبیاری. برابر نظریه ماوردی، وقتی در مورد مبلغ خراج، بر اساس عوامل فوق; یعنی سازگاری با شرایط زمین تصمیمگیری شد، بهترین شیوه رداختخراج یکی از راههای زیر است: مالیات زمین، مکان کشتشده، تسهیم در محصول. [۱۷]
گردآوری اموال بیت المال
پیامبر اعظم(ص) با تدابیر خاص و مدیریت شایستهٔ خود از راههای مختلف به جمع آوری و استحصال اموال بیت المال از منابع آن اقدام میکرد که از جملهٔ این راهها تشویق مردم به رعایت حقوق بیت المال و ادای حقوق آن و نصب استانداری و مسئولان لایق و کارآمد بوده است و علاوه بر آن، عاملان فراوانی را از انصار و مهاجران برای جمع آوری زکات، خمس، خراج و جزیهٔ بلاد مختلف گسیل میداشت; مثل حضرت علی(ع) که به سوی نجران، علأ بن حضرمی به بحرین، زیادبن لبید به حضرموت، ابن ابی امیه به صنعا، مالک بن نویره به بنی حنظله، بازان به یمن، عدی بن حاتم به طی و بنی اسد، خالد بن سعید به صنعا، مهاجربن امیه به کنده، ابوموسی اشعری به زبید و عدن و ساحل و.... گسیل داشت؛ که به آنها "مستوفی" نیز میگفتند. آن حضرت علاوه بر ارسال کارگزاران برای جمع آوری اموال، مردم را نیز تشویق میکرد تا با آنها همکاری داشته باشند و در بسیاری از موارد، خود مردم اموال را به پیامبر اعظم(ص) تحویل میدادند.[۱۸]
شیوههای پیامبر(ص) در اداره بیت المال
عدم ذخیره سازی
اموالی که به دست پیامبر(ص) میرسید اگر حق جنگ جویان و یا فقیران و امثال آن هابود، در اسرع وقت بین آنها تقسیم میکرد و سعی داشت چیزی از اموال عمومی نزد آن حضرت باقی نماند. غنیمتهای جنگی را در همان میدان جنگ تقسیم میکرد; در جنگ خیبر بعد از انجام جنگ، دستور داد تا غنیمتها را در همان جا گرد آورده و تقسیم کنند. البته گاهی صلاح مسلمانان در آن بود که بعد از خروج از میدان جنگ و در محل دیگر، غنیمتها را تقسیم کنند. نمونه اش جنگ بدر است که آن حضرت با نخستین اختلاف یاران خود در نحوهٔ تقسیم غنیمتها رو به رو گردید، چرا که هر کسی خود را سزاوارتر از دیگری میدانست؛ کسانی که از جان پیامبر(ص) حفاظت کرده بودند عمل خود را مهم تر از عمل دیگری میدانستند و کسانی که در میدان جنگ بودند خود را بر دیگران در استحقاق غنیمتها مقدم میپنداشتند. در این وقت پیامبر اعظم(ص) برای رفع اختلاف و عدم دو دستگی، تمام غنیمتها را به عبدالله بن کعب سپرد و عدهای را مإمور نگهداری و حمل و نقل آن اموال نمود تا این که در نزدیکی مدینه آنها را به طور مساوی بین رزمندگان تقسیم کرد.
مساوات در تقسیم
آن حضرت در تقسیم غنیمتها و سایر اموال بیت المال، قانون عدل و انصاف را رعایت میکرد و به همه مردم به طور یکسان سهم میداد؛ امتیازات شخصی، قومیتی، سنی، سبقت در قبول اسلام، شرکت در جنگ بدر، سفید و سیاه، آزاد و برده و امثال آنها را در کسب سهم از اموال بیت المال، دخالت نمیداد.[۱۹] بدین وسیله، دیدگاه طبقاتی و مناسبات ستمگرانهٔ برخاسته از آن را، باطل اعلام کرد و انسانها را کنار هم و در یک صف متحد قرار داد. سعد بن ابی وقاص در تقسیم غنائم بدر به پیامبر(ص) اعتراض کرد و گفت: آیا مرا که از اشراف بنی زهرهام، با این آبکشها و باغبانهای یثرب، یکسان میبینی؟ آن حضرت از شنیدن این سخن، سخت آزرده گردید و فرمود: هدف من از این جنگ، حمایت از بیچارگان در برابر زورمندان است. من برای این برانگیخته شدم که تمام تبعیضات و امتیازات موهوم را ریشه کن سازم و تساوی در برابر حقوق را، در میان مردم جایگزین آن نمایم. [۲۰]
محافظت از بیت المال
پیامبر اعظم(ص) برای حفاظت از بیت المال خصوصا در جنبهٔ احقاق حقوق و رعایت حریم آن توسط مردم، شیوههای تبلیغاتی و عملی مختلفی به کار میبرد. این شیوههای صیانت از بیت المال توسط آن حضرت را میتوان به صورت زیر بیان کرد:
ابلاغ
آن حضرت برای آن که مردم حقوق بیت المال را رعایت کنند، آنان را با وظایف خود در خصوص بیت المال آشنا میکرد. گاه اصل حکم شرعی را ابلاغ میکرد و گاه تفصیل و جزئیات حکم شرعی را بیان میکرد؛ و در بعضی اوقات با نامه نگاری به تعلیم احکام و وظائف مردم نسبت به بیت المال میپرداخت. مثل ارسال نامه به سوی سعد هذیم ـ والی جذام ـ که در آن احکام زکات تشریح شده و به مردم دستور داده شده است که زکات و خمس را به فرستاده آن حضرت تحویل دهند.[۲۱]
تبشیر و انذار
یکی دیگر از شیوههای آن حضرت در حفاظت از حریم بیت المال و احقاق حقوق آن، بشارت به ثواب و ذکر آثار خوب ادای حقوق بیت المال مثل خمس، زکات و امثال آن است و گاه انذار مسلمانان از تمرد و سرپیچی از انجام وظائف خود نسبت به حقوق بیت المال و ذکر آثار سوء عدم ادای حقوق آن است. پیامبر بعد از فتح خیبر و بعد از جمع آوری غنیمتها در نقطهٔ خاصی, به یکی از رزمندگان دستور داد که بگو: بر هر مسلمانی که غنیمت به دست آورده و اگر چه نخ و سوزنی باشد باید آن را تحویل دهد زیرا خیانت، مایه ننگ در دنیاست و در روز قیامت آتش بر جانش میشود.[۲۲] پیامبر(ص) در روایات متعددی بر این نکته تأکید کردهاند که از جمله آن میتوان به دو روایت زیر استناد کرد: ((لا تزال امتی بخیر مالم یتخاونوا و ادوا الامانه و اتوا الزکاه و اذا لم یفعلوا ذلک ابتلوا بالقحط و السنین;[۲۳] امت من هیچ وقت از خیر و برکت جدا نمیشوند مادامی که به یکدیگر خیانت نکنند و امانت را ادا کنند و زکات [ اموالشان را] ادا نمایند و اگر چنین نکردند به قحطی و خشکسالی مبتلا خواهند شد)). و همچنین روایتی که میفرماید: ((خمسه لعنتهم ـ و کل نبی مجاب ـ الزائد فی کتاب الله و التارک لسنتی و المکذب بقدر الله و المستحل من عترتی ما حرم الله والمستإثر بالفیء المستحل له[۲۴];پنج کس اند که من و هر پیامبر مستجاب الدعوهای آنها را لعنت کردهایم، آن کس که در کتاب خدا آیهای را زیاد گرداند؛ کسی که سنت و روش مرا رها کند؛ کسی که قضا و قدر خدا را تکذیب کند؛ کسی که حرمت اهل بیت ما را نگه ندارد و کسی که اموال عمومی را به خود منحصر سازد و [ تصرف] در آن را به نفع خود حلال شمارد)).
توبیخ و مجازات
آن حضرت متجاوزان به بیت المال را به صورتهای مختلف لفظی و عملی توبیخ و مجازات میکرد. پیامبراعظم(ص) مردی از قبیله ازد را ـ که او را ابن لیثیه نیز میگفتند ـ برای گرفتن زکات طایفهای از مسلمانان مأمور کرد، او مأموریت را انجام داده و اموال را به مدینه نزد پیامبر(ص) آورد و به دروغ عرض کرد: این زکات اموال است و این یکی هدیهای است که به خود من دادهاند. پیامبر(ص) به منبر رفت و پس از حمد خداوند، فرمود: همانا من کسی را برای کاری میفرستم و او میآید و میگوید این زکات و آن دیگر هدیهای است که به من دادهاند! پس چرا در خانهٔ پدر و مادر خود نمینشینند تا ببینند آیا هدیهای برای او میآورند؟ به خدایی که جان من در دست قدرت اوست، کسی که چیزی از زکات را بردارد روز قیامت بر گردن او [ به صورت آتش] پیچیده میشود.[۲۵] در برخوردی دیگر آن حضرت پنج نفر را از مسجد بیرون کرد و فرمود: ((اخرجوا من مسجدنا لا تصلوا فیه و انتم لا تزکون;[۲۶] از مسجد ما خارج شوید و در آن نماز نخوانید چون شما زکات نمیدهید)).
طرد افراد نالایق از مسئولیت بیت المال
یکی از یاران آن حضرت عرض کرد: آیا یکی از پستها را به من واگذار میکنی؟ آن حضرت دست بر شانه او زد و فرمود: ((انک ضعیف و انها امانه (و الامانه ثقیله) و انها یوم القیامه خزی و ندامه الا من اخذها بحقها و إدی الذی علیه فیها[۲۷]; تو ضعیفی و مسئولیت، امانت است [ و بار امانت سنگین است] و آن مسئولیت، روز قیامت بدبختی و پشیمانی است مگر آن که به حق گرفته شود و حق آن ادا شود)).
ثبت اموال
آن حضرت برای حفاظت از حریم بیت المال، به ثبت اموال میپرداخت. زبیر و جهم بن صلت را مأمور ثبت ورود و خروج زکات کرد همان طور که معیقب بن ابی فاطمه را مأمور ثبت اموال غنیمتهای جنگی نمود. [۲۸] و نیز اگر قطعه زمین یا چشمه و دیگر اموال غیر منقول را به فرد یا گروهی واگذار میکرد، علاوه بر ثبت آنها، به آنها سندی که مجوزی بر حق تصرف آنها بود، نیز عطا میکرد. که این عمل نشانگر دقت و تدبیر آن حضرت در اداره امور بیت المال و نظم محوری ایشان و اهمیت به حقوق بیت المال میباشد. و گاه ثبت اموال به وسیله علامت گذاری و نشانه گذاشتن بوده است. و آن حضرت شتر و ستوران دیگر را که جزو بیت المال بودند یا خود به وسیله آهن، داغ میزدند و یا با نظارت خود دستور میداد آنها را داغ بزنند تا از سایر حیوانات که جزو بیت المال نبودند، قابل تشخیص باشند و آنها را در چراگاههای مخصوص نزدیک بقیع در محلی به نام حمی، نگاه میداشت تا به مصرف جنگ و یا حقوق مأموران وصول زکات و فقراء و مانند آن برساند. [۲۹]
نصب مأموران حفاظتی
آن حضرت در موارد متعدد، افرادی را مأمور حفاظت از اموال بیت المال مینمود. نمونه آن، عبدالله بن کعب و همکاران او هستند که در جنگ بدر و بعد از آن، مأمور حفاظت از اموال غنیمتی و خمس بودند.[۳۰]
مبارزه با زمین خواری
پیامبر اعظم(ص) راه دیگری را نیز برای حفاظت از حریم بیت المال پیمود و آن وضع قوانین جامع و روشن در بهره برداری عموم مردم و قطع دست سودجویان فرصت طلب و زورمداران از دامن بیت المال ـ خصوصا در بخش انفال ـ است. آن حضرت فرمود: ((من احیی ارضا مواتا فهی له[۳۱]؛ هر کسی زمین بایری را آباد کند, مال خود اوست)). میزان بهره برداری هر کس را بر ملاک استعداد و توانایی او در تولید و فایده رسانی و ارائه خدمات به جامعه قرار داد. و با قانون لغو "حمی" دست زمین خواران را از حریم انفال کوتاه کرد و فرمود: ((لا حمی الا لله و لرسوله [۳۲]; هیچ حمایی نیست مگر برای خداوند و رسولش.)) "حمی" اصطلاحا به معنای این است که یک بخشی از زمین یا مرتع را بدون آن که احیائش کنند و یا سایر شرایط ملکیت را دارا باشند، آن را در قرق خود قرار دهند که پیامبر(ص) با قانون مذکور، از اختصاص انفال به گروه خاصی همانند زورمداران جلوگیری کرد و آن را در اختیار همه مردم قرار داد.[۳۳]
نظارت عمومی
پیامبر اعظم(ص) با ایجاد حس مسئولیت در وجود اقشار مختلف مردم، یک نوع نظارت غیر مستقیم و دائم و همه گیر را ایجاد نمود و فرمود: ((کلکم راع و کلکم مسئول... ))[۳۴]; همه شما دیده بان و نگهبان و همه شما مورد سوال هستید...)) "نظارت" از ارکان مدیریت به شمار میآید چرا که به وسیله آن، دستگاهها ـ از جمله بیت المال ـ از انحراف و فساد به دور خواهند بود و پیامبر(ص) با نظارت مستقیم و غیر مستقیم، از حریم بیت المال حفاظت نموده،, فساد و انحراف را از آن دور کردند.
مصرف بیت المال
اموالی که بیت المال و اموال عمومی محسوب میشوند در برخی موارد مصرف آن مشخص گردیده است. مانند غنیمت جنگی که مالک آن بعد از جدا کردن خمس آن، رزمندگان اسلام اند و بایستی بین آنها تقسیم شود که پیامبر(ص) نیز بعد از پایان یافتن جنگها، این کار را انجام میداد. و گاهی هم موارد مصرف آن عام است. مثل خمس که مالک آن مقام نبوت است و در مواردی که پیامبر اعظم(ص) مصلحت اسلام و مسلمین را در آن ببیند، هزینه میشوند. همانند هزینه برای امور زیربنایی، کمک به نیازمندان جامعه و امثال آن. پیامبر(ص) قسمتی از اموال به دست آمده از قبیله بنی نضیر را در جهت تجهیز رزمندگان به اسب و سلاح جنگی، مصرف میکرد؛ و قسمت دیگری از آن را در جهت فقر زدایی بین مهاجرانی که در مضیقه بودند, تقسیم میکرد. وگاه از خمس همچون زکات، برای تألیف قلوب و محبت تازه مسلمانان استفاده میکرد. همان طور که ایشان خمس غنیمتهای به دست آمده از جنگ طائف را میان سران قریش که تازه مسلمان شده بودند، از قبیل ابوسفیان, معاویه, حکیم بن حزام, حارث بن حارث, حارث بن هشام, سهیل بن عمرو و عدهٔ دیگری تقسیم کرد و طبق شأن هر کدام تعدادی شتر به آنها عطا کرد.[۳۵]
به طور کلی احتیاجات عمومی در زمان پیامبر(ص) بر دو گونه بود: یکی مخارج برنامههای حکومت اسلامی و دیگری بالا بردن سطح زندگی همه مردم که نتیجه آن ایجاد تعادل و توازن اجتماعی بود. آن حضرت با هزینه صحیح و دقیق بیت المال، عقب ماندگی شدید اقتصادی را که مانع پیشرفت و تحقق اهداف مقدس اسلامی بود مرتفع ساخت. از این رو نیمی از محصول اراضی خیبر را جهت فقرزدایی و نیمی دیگر را برای هزینههای حکومتی از قبیل تجهیز سپاه و هیإتهای نمایندگی و دیگر مخارج حکومتی به کار برد. آن حضرت بیت المال را جهت تأمین اجتماعی اقشار بی بضاعت به کار میبرد و اعلام کرد: ((هر بدهکاری که نزد والی یی از والیان مسلمین برود و برای والی یی روشن شود که او در ادای دینش ناتوان است، در این جا بر والی مسلمین است که دین او را از اموال مسلمین اداکند.))[۳۶] پیامبر(ص) همین طور برای فراهم کردن مقدمات ازدواج جوانان، از بیت المال استفاده میکرد. مثلا از اموال خمس ـ که در اختیار حضرت بود ـ هزینه ازدواج عبدالمطلب بن ربیعه و فضل بن عباس را پرداخت کرد.[۳۷]
مسئولین بیت المال
پیامبر اعظم(ص) مسئولین بیت المال را بر اساس دارا بودن تقوا انتخاب میکرد. از این رو هنگام ابلاغ حکم مسئولیت به آنها بر حفظ تقوا در تمام موارد،تأکید میکرد. همان طور که در عهد نامه خود به عمرو بن حزم، هنگام گسیل داشتن وی به استانداری یمن و مدیریت بیت المال، او را به رعایت تقوا در انجام وظایفش سفارش میکند.[۳۸] همچنین آن حضرت زهد و پاکدامنی از طمع را که زمینه رعایت حقوق بیت المال و صاحبان حق است، شرط مسئولین بیت المال میداند. بر شایسته سالاری که از اصولیترین شرایط برای انتخاب عاملان و کارگزاران است, تأکید فراوان میکند. چنانچه در سیره آن حضرت آمده است که از میان تمام مسلمانها جوان بیست سالهای را به نام عتاب بن اسید برای فرمانداری مکه برگزید و فرمانی برایش صادر کرد و به او فرمود:((یا عتاب تدری علی من استعملتک؟ علی اهل الله عزو جل و لو اعلم لهم خیرا منک استعملته علیهم; ای عتاب! آیا می دانی تو را فرماندار کدام گروه قرا دهم؟بر اهل الله عزوجل (تو را بر اهل حرم خدا و ساکنان مکه والی نمودم. و اگر در میان مسلمانان کسی را برای این مقام شایسته تر از تو مییافتم این کار را به او میسپردم)). همان طور که میفرماید: ((من استعمل عاملا من المسلمین و هو یعلم إن فیهم من هو اولی بذلک منه و إعلم بکتاب الله و سنه نبیه, خان الله و رسوله و جمیع المسلمین ، هر کس کارگزاری از مسلمین را به کار بگیرد و حال آن که میداند در بین مسلمانان کسی هست که از او شایسته تر و داناتر به کتاب خدا و سنت رسولش است, به خداوند و رسول او و تمام مسلمانان خیانت کرده است.))
پانویس
- ↑ المنجد و لغت نامه دهخدا ، واژه بیت المال
- ↑ ابن ابی الحدید ، شرح نهج البلاغه ، دارالاحیإ الکتب العربیه 1378هـ.ق ، جلد 7 ، ص36 .
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی ، فروع الکافی ، دارالاضوإ بیروت ، جلد 8 ، ص 51 .
- ↑ شیخ حر عاملی ، وسائل الشیعه ، جلد 11 ، ص 8 .
- ↑ محمد باقر مجلسی ، بحارالانوار ، جلد 51 ، ص 84 .
- ↑ شیخ محمد حسن نجفی ، جواهر الکلام ، جلد 16 ، ص 116 .
- ↑ روح الله الموسوی الخمینی قدس سره ، تحریرالوسیله ، جلد 1 ، ص 368
- ↑ روح الله الموسوی الخمینی قدس سره ، تحریر الوسیله ، جلد 1 ، ص 356 .
- ↑ جعفر سبحانی ، مبانی حکومت اسلامی ، انتشارات توحید ، قم ، ص 689 .
- ↑ وسائل الشیعه ، جلد 6 ، ص 34 .
- ↑ جعفر سبحانی ، فروغ ابدیت ، دفتر تبلیغات اسلامی قم ، جلد 2 ، ص 263 .
- ↑ جعفر سبحانی ، فروغ ابدیت ، دفتر تبلیغات اسلامی قم ، جلد 2 ، ص 264 .
- ↑ شیخ محمد حسن نجفی ، جواهر الکلام ، جلد 16 ، ص 116 .
- ↑ جعفر سبحانی ، فروغ ابدیت ، دفتر تبلیغات اسلامی قم ، جلد 2 ، ص 264 .
- ↑ سوره مبارکه اسرإ ، آیه 26 .
- ↑ جعفر سبحانی ، فروغ ابدیت ، دفتر تبلیغات اسلامی قم ، جلد 2 ، ص 272 .
- ↑ اقتصاد ، نشریه دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی تهران ، شماره 6 بهار 76 ، صفحات110 - 109 .
- ↑ جعفر سبحانی ، فروغ ابدیت ، دفتر تبلیغات اسلامی قم ، جلد 2 ، ص 261 .
- ↑ جعفر سبحانی ، فروغ ولایت ، انتشارات صحیفه ، ص 348 .
- ↑ جعفر سبحانی ، فروغ ابدیت ، دفتر تبلیغات اسلامی قم ، جلد 1 ، ص 514 .
- ↑ شیخ حر عاملی ، وسائل الشیعه ، جلد 6 ، ص 13 .
- ↑ ابو محمد عبدالملک بن هشام ، سیره رسول الله ، ترجمه و تصحیح اصغر مهدوی ، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ، جلد 3 ، ص 373 .
- ↑ شیخ حر عاملی ، وسائل الشیعه ، جلد 6 ، ص 13.
- ↑ شیخ حر عاملی ، وسائل الشیعه ، جلد 11 ، ص 341.
- ↑ محمدتقی سپهر ، ناسخ التواریخ ، مکتبه الاسلامیه ، تهران 1363 ، جلد 3 ، ص 159 .
- ↑ شیخ حر عاملی ، وسایل الشیعه ، جلد 6 ، ص 12.
- ↑ مسلم بن حجاج نیشابوری ، صحیح مسلم ، دارالفکر بیروت ، جلد 8 ، ص 134 .
- ↑ رسول جعفریان ، تاریخ سیاسی اسلام ، ص 16 .
- ↑ جرجی زیدان ، تاریخ تمدن اسلام ، انتشارات امیرکبیر ، تهران 1369ش ، جلد 2 ، ص 219 .
- ↑ عبدالحی کتانی ، التراتیب الاداریه (نظام الحکومه النبویه) ، دارالکتاب العربی ، بیروت ، جلد اول ، ص 411.
- ↑ تهذیب الاحکام ، دارالکتب الاسلامیه ، جلد 7 ، ص 152 .
- ↑ مسند احمد بن حنبل ، دارالصادر ، بیروت ، جلد 4 ، ص 38 .
- ↑ محمد بن حسین فرإ ، الاحکام السلطانیه ، دفتر تبلیغات اسلامی قم ، جلد 2 ، ص 222 .
- ↑ صحیح بخاری ، جلد 3 ، باب النکاح .
- ↑ البدایه و النهایه ، جلد 4 ، ص 362 .
- ↑ جعفر هادی ، الشئون الاقتصادیه فی نصوص الکتاب و السنه ، کتابخانه امام امیرالمومنین علی(ع) ، اصفهان ، ص 502 .
- ↑ علامه طباطبائی ، تفسیر نمونه ، جلد 7 ، ص 185 .
- ↑ عبد الحسین امینی ، الغدیر ، دارالکتب العربی ، بیروت .







