فرهنگ مصادیق:سکوت خواص دربرابر عوام

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
سکوت خواص دربرابر عوام

مقدمه

تاریخ در دل پُر درد خود داستان غم انگیز تباهی وسقوط شخصیت‌ها و ملت‌های بسیاری را نهفته است؛ شخصیت‌ها وملت‌های بزرگی که توانسته بودند با شناخت «صراط مستقیم»، هدایت یافته و به جایگاه رفیعی دست یابند، اما صد افسوس که در طی طریق لغزیدند و نه تنها به تباهی، که به لعن الهی نیز گرفتار شدند. این داستان‌ها راهرکس به گونه‌ای روایت وتحلیل کرده است وقرآن، این کتاب انسان پرور وجامعه ساز، نیز روایت وتحلیل ویژه خود را که البته برای ما همان حجت ومبنای عمل است. ازمیان همه مواردی که کتاب خدا به این موضوع پرداخته است، بازخوانی آیات ۶۲ تا۸۱ سوره شریفه مائده جذاب ودرس آموزتراست.
آیات مذکور ازقرآن کریم در مقام مذمت و سرزنش انحراف اهل کتاب؛ همان امت‌ها و ملت‌هایی که راه درست را شناخته و آن را انتخاب کرده بودند، اما به دلایلی که خواهد آمد منحرف گشتند، می‌فرماید: «بسیاری از آنها را می‌بینی که در گناه وتجاوزبه حقوق دیگران و خوردن مال حرام بر یکدیگر سبقت می‌جویند، چه زشت است کاری که انجام می‌دهند»؛ یعنی آنچنان در راه اثم (گناه) و عدوان (ستم) گام بر می‌دارند که گویا به سوی اهداف افتخارآمیزی پیش می‌روند، و بدون هیچگونه شرم و حیا، سعی می‌کنند در این راه از یکدیگر پیشی بگیرند.
گرچه واژه «اثم» به معنای همه گناهان است، ولی از اینکه در مقابل «عدوان» بکار رفته است، معلوم می‌شود که مقصود از اثم دراینجا گناهان فردی است که زیان آن متوجه دیگران نمی‌شود؛ درحالی که عدوان به گناهان اجتماعی گفته می‌شود که علاوه براین، حقوق مردم را هم پایمال می‌کند. به عبارت دیگر اهل کتاب چنان غرق فساد وتباهی شدند که ازارتکاب هیچ گناهی شرم نمی‌کردند. جالب آن است که سپس، واز میان همه گناهان، بر حرامخواری تاکید می شودواین نشاندهنده تاثیر برجسته فساداقتصادی درانحراف ملت‌ها است. به این ترتیب آیه راباید ذکر اخص بعد ازذکر خاص وبالاخره عام دانست که دلالت برتاکید می‌کند. شاید هم بتوان گفت خداوند ابتدا آنها را به خاطر هر گونه گناه مذمت می‌کند، و سپس بر دو گناه بزرگ به خاطر اهمیتی که داشته‌اند، انگشت می‌گذارد، یکی ستمگری و دیگری خوردن اموال حرام.
همچنین از تعبیر «کانوا یعملون» چنین استفاده می‌شود که انجام این گونه گناهان و انحرافات برای آن مردم جنبه اتفاقی نداشته بلکه بر آن مداومت داشته و مکرر مرتکب می‌شده‌اند. اما چرا چنین شد؟!

ریشه یابی انحراف

آیه‌های بعد در مقام تبیین علت این انحرافات، یا حداقل یکی از علت‌های آن، سرزنش خود را متوجه دانشمندان اهل کتاب می‌کند که با سکوت بی دلیل خود مانع انحراف نشده‌اند؛ «چرا رَبّانیون (دانشمندان نصاری) و اَحبار (علمای یهود) آنها را از سخنان گناه آلود و خوردن مال حرام نهی نمی‌کنند! چه زشت عملی است که انجام می‌دهند»؟!
همانگونه که درتفسیر ارزشمند نمونه آمده ودر این نوشتار ازآن بهره برده‌ایم، ربّانیون جمع ربانی و در اصل از کلمه ربّ گرفته شده، و به معنی دانشمندانی است که مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنند، ولی در بسیاری از موارد این کلمه تنها به علمای مسیحی اطلاق می‌شده است . احبار نیزجمع حبر (بر وزن ابر) به معنی دانشمندانی است که اثر نیکی از خود در جامعه می‌گذارند، ولی در بسیاری از موارد وبه طور خاص به علمای یهود گفته می‌شود.

اول؛ استحاله ارزشها!

در این آیه بر خلاف آیه گذشته تعبیر به « قولهم الاثم» شده است، و این تعبیر ممکن است، اشاره به این بوده باشد که دانایان موظفند مردم را هم از سخنان گناه آلود باز دارند و هم از اعمال گناه، و یا اینکه بگوییم « قول» در اینجا به معنی اعتقاد است یعنی دانشمندان برای اصلاح یک جامعه فاسد، نخست باید افکار و اعتقادات نادرست آنها را تغییر دهند، زیرا تا انقلابی در افکار پیدا نشود، نمی‌توان انتظار اصلاحات عمیق در رفتارهای عملی را داشت و به این ترتیب آیه، راه اصلاح جامعه فاسد را که باید از انقلاب فکری شروع شود به دانشمندان نشان می‌دهد.
در پایان آیه، قرآن به همان شکل که گناهکاران اصلی را مذمت نمود، دانشمندان ساکت و تارک وظیفه روشنگری را مورد مذمت قرار داده، می‌گوید: چه زشت است کاری که آنها انجام می‌دهند. پس روشن می‌شود که سرنوشت کسانی که وظیفه بزرگ امر بمعروف و نهی از منکر را ترک می‌کنند، بخصوص اگر از دانشمندان و علما باشند، سرنوشت همان گناهکاران است و در حقیقت شریک جرم آنها محسوب می‌شوند. از ابن عباس مفسر معروف نقل شده که می‌گفت: این آیه شدیدترین آیه‌ای است که دانشمندان وظیفه نشناس و ساکت را توبیخ و مذمت می‌کند.
شما هم. . .
بدیهی است این حکم اختصاصی به علمای خاموش و ساکت یهود و نصاری ندارد و تمام رهبران فکری و دانشمندانی که به هنگام آلوده شدن مردم به گناه و سرعت گرفتن در راه ظلم و فساد، خاموش می‌نشینند در بر می‌گیرد، زیرا حکم خدا دربارهٔ همگان یکسان است !
در حدیثی از امیر مؤمنان علی علیه السلام می‌خوانیم که در خطبه‌ای فرمود: «اقوام گذشته به این جهت هلاک و نابود گشتند که مرتکب گناه می‌شدند، ولی دانشمندانشان سکوت می‌کردند، و نهی از منکر نمی‌نمودند. در این هنگام بلاها و کیفرهای الهی بر آنها فرود می‌آمد، پس شما ای مردم! امر به معروف کنید و نهی از منکر نمائید، تا به سرنوشت آنها دچار نشوید. »
همین مضمون در اواخر خطبه قاصعه (خطبه ۱۹۲نهج البلاغه) نیز آمده است : « خداوند متعال نسل‌های پیشین را از رحمت خود دور نساخت؛ مگر بخاطر اینکه امر به معروف و نهی از منکر را ترک گفتند. عوام را به خاطر ارتکاب گناه و دانشمندان را به خاطر ترک نهی از منکر مورد لعن خود قرار داد و از رحمت خویش دور ساخت. »
قابل توجه اینکه دربارهٔ توده مردم در آیه سابق تعبیر به « یفعلون» شده و در این آیه در مورد دانشمندان تعبیر به «یصنعون». می‌دانیم که یصنعون از ماده صُنع به معنی کارهائی است که از روی دقت و مهارت انجام می‌گیرد ولی یعملون از ماده عمل به هر گونه کار گفته می‌شود؛ اگر چه دقتی در آن نباشد و این خود متضمن مذمت بیشتری است. زیرا اگر مردم نادان و عوام کارهای بدی انجام می‌دهند، قسمتی از آن به خاطر نادانی و بی اطلاعی است، ولی دانشمندی که به وظیفه خود عمل نکند، حساب شده، آگاهانه و ماهرانه مرتکب خلاف شده است، و به همین دلیل مجازات عالم از جاهل سنگین تر و سخت تر است!
در آیات بعد، به نمونه‌هایی از اعتقادات نادرست و ارزش‌هایی که دگرگون شده اشاره می‌شود و تاکید می‌گردد که پایبندی به ارزش‌ها و احکام الهی است که مایه برکت آسمان و زمین است ونه مسابقه بر سر حرامخواری! «اگر آنها تورات و انجیل و آنچه بر آنها از طرف پروردگارشان نازل شده (قرآن) را برپا دارند از آسمان و زمین روزی خواهند خورد، جمعی از آنها میانه رو هستند ولی اکثرشان اعمال بدی انجام می‌دهند. »

نقش رهبری درجلوگیری ازانحراف

جالب توجه اینکه، آیه بعد همان آیه معروف غدیر است که دستور می‌دهد: « ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است را کاملاً (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای و خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم نگاه می‌دارد، و خداوند جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمی‌کند. »
یکی ازپرسش‌های رایج درمورد این آیه تناسب آن با آیات قبل وبعد آن است که همگی مربوط به انحراف اهل کتاب و نقش نخبگان و خواص در آن است. می‌پرسند اگر این آیه مربوط به غدیر و مساله امامت و رهبری است، چرا در میان این آیات آمده است؟!
تا آنجا که من دیده‌ام گویا مفسران ومتفکران، اصلِ این اشکال را پذیرفته وبه توجیه آن رو آورده‌اند. برای مثال گفته‌اند: « این موضوع اهمیت ندارد، زیرا اولاً لحن آیه و تفاوت آن با آیات قبل و بعد، کاملاً نشان می‌دهد که موضوع سخن در این آیه، موضوعی است که با آیات قبل و بعد تفاوت دارد و ثانیاً همانطور که بارها گفته‌ایم، قرآن یک کتاب کلاسیک نیست که مطالب آن در فصول و ابواب معینی دسته بندی شده باشد، بلکه طبق نیازها و حوادث مختلف و رویدادها نازل گردیده است. لذا مشاهده می‌کنیم قرآن در حالی که دربارهٔ یکی از غزوات بحث می‌کند، فی المثل یک حکم فرعی را به میان می‌آورد، و در حالی که دربارهٔ یهود و نصاری سخن می‌گوید، روی سخن را به مسلمانان کرده و یکی از دستورهای اسلامی را برای آنها بازگو می‌کند. »
اما به نظر نگارنده می‌رسد که با دقت در سیاق آیات ارتباط آنها با یکدیگر آشکار ومعلوم می‌شود که اتفاقاً تناسب جایگاه و ارتباط آیه ولایت کاملاً رعایت شده است؛ چرا که قرآن پس از سرزنش رهبران امت‌های گذشته و تبیین این نکته که سکوت نابه هنگام آنان وکوتاهی در انجام رسالت‌های سیاسی واجتماعی آنان است که موجب انحراف و تباهی شد (همان چیزی که درآیه‌های بعد فتنه خوانده شده است)؛ اکنون وبرای جلوگیری از تکرار تجربه تلخ پیشینیان تکلیف رهبری را درامت خاتم تعیین کرده وبا نصب رهبرانی دانا ومعصوم، مسیر صحیح آینده جامعه مسلمانان راتضمین می‌کند؛ رهبرانی که هم تکلیف خود را درست تشخیص می‌دهند وخطا نمی‌کنند، وهم در انجام تکلیف گرفتاروسوسه وعافیت طلبی نمی‌گردند. برای همین است که به پیامبر تاکید می‌نماید که درصورت عدم معرفی امام ورهبر هوشیار و وظیفه شناس، امت تو نیز سرنوشتی مانند گذشتگان خواهند داشت وگویی اصلاً رسالت خویش را انجام نرسانده‌ای! چه تناسبی روشن تر ازاین؟!

توبیخ توامان عوام و خواص

درهرحال توبیخ توامان عوام وخواص در آیات بعد همچنان ادامه می‌یابد و هشدار می‌دهد که : «ای اهل کتاب! شما هیچ جایگاه و ارزشی ندارید؛ مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه بر شما از طرف پروردگارتان نازل شده است بر پا دارید» و پایبند به ارزش‌ها واحکام دینی باشید. در غیر این صورت شما با دیگران فرقی ندارید و «آنها که از بنی اسرائیل کافر شدند بر زبان داود و عیسی بن مریم لعن (و نفرین) شدند، این بخاطر آن بود که گناه می‌کردند و تجاوز می‌نمودند. آنها از اعمال زشتی که انجام می‌دادند یکدیگر را نهی نمی‌کردند چه بدکاری انجام می‌دادند. »

دست پنهان وآشکار بیگانه

قرآن کریم درپایانِ این بحث به نکته ظریف دیگری هم اشاره می‌کند ؛ نکته‌ای که خود باب وسیعی را برای فهم و تحلیل انحرافات تاریخی ملت‌ها می‌گشاید و آن اینکه بسیاری از انحرافات ناشی از درهم ریختن مرز بندی‌ها با دشمنان و گرفتار آمدن، آگاهانه یا نا آگاهانه، در دام بیگانگان است. « بسیاری از آنها را می‌بینی که کافران (و بیگانگان) را دوست می‌دارند (و با آنها طرح دوستی می‌ریزند) چه بد اعمالی از پیش برای خود فرستادند که نتیجه آن خشم خداوند بود و در عذاب (الهی) جاودانه خواهند ماند. »
امام حسین علیه السلام درسخنرانی مشهوری که در سرزمین منی داشته‌اند، پس از اشاره به آیات یاد شده، نخبگان وعلمای زمان خود را درپیدایش انحرافات آن زمان سهیم می‌شمارد و از آنان می‌خواهد تا با یاری اش از تکرار تاریخ بپرهیزند ؛ پند مشفقانه‌ای که متاسفانه شنیده نشد، وشد آنچه نباید می‌شد!

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دکتر محسن اسماعیلی - تاریخ برداشت: 94/11/01