فرهنگ مصادیق:سکوت بر ظلم

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از سکوت بر ظلم)
پرش به: ناوبری، جستجو
سکوت بر ظلم

مقدمه

وقتی در برابر ظلمی افراد سکوت اختیار می‌کنند، این سکوت چهار حالت دارد: حالت اول سکوت از جهت جرات اعتراض نداشتن، حالت دوم از جهت مصلحت اندیشی، حالت سوم از جهت معتقد نبودن به فعل اعتراض در حالی که از وجود ظلم خرسند نبودن و حالت چهارم از جهت رضایت به ظلم

نظر قرآن در مورد سکوت حالت اول

« کسانی که فرشتگان روح آنها را گرفتند در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند: شما در چه حالی بودید؟ گفتند: ما در سرزمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم. آنها گفتند: مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟! آنها جایگاهشان دوزخ است و سرانجام بدی دارند مگر آن دسته از مردان و زنان و کودکانی که براستی تحت فشار قرار گرفته‌اند نه چاره‌ای دارند و نه راهی می‌یابند، ممکن است خداوند آنها را مورد عفو قرار دهد و خداوند عفو کننده و آمرزنده است» آیات ۹۷، ۹۸ و ۹۹ سوره مبارکه النساء

نظر قرآن در مورد سکوت حالت دوم

« آیا ندیدی کسانی را که (در مکه) به آنها گفته شد: دست از جهاد بردارید! و نماز را برپا کنید! و زکات بپردازید! ولی هنگامی که (در مدینه) فرمان جهاد به آنها داده شد، جمعی از آنان از مردم می‌ترسیدند همان گونه که از خدا می‌ترسند بلکه بیشترو! گفتند: پروردگارا! چرا جهاد را بر ما مقرر داشتی؟ چرا این فرمان را تا زمان نزدیکی تأخیر نینداختی؟ به آنها بگو: سرمایه زندگی دنیا، ناچیز است و سرای آخرت برای کسی که پرهیزگار باشد، بهتر است! و به اندازه رشته شکاف هسته خرمایی به شما ستم نخواهد شد! «النساء/۷۷»
این نوع از سکوت، مصلحت اندیشی صحیح است نه مصلحت اندیشی واهی لذا گاهی جهاد نکردن در راه خدا و سکوت بر ظلم، نشانه ی پشت کردن به دستورات الهی نیست بلکه مصلحت فعلی ایجاب می‌کند که در این مورد، اگر خلاف آن انجام شود گناه است مثلاً طبق این آیه، گرچه جهاد فریضه‌ای بزرگ است اما اگر مسلمانان در مکه مرتکب آن می‌شدند، چون خلاف آیه عمل کرده‌اند لذا گناهکار شناخته می‌شدند.

نظر قرآن در مورد سکوت حالت سوم

« و از آنها درباره شهری که در ساحل دریا بود بپرس! زمانی که آنها در روزهای شنبه، تجاوز خدا می‌کردند همان هنگام که ماهیانشان، روز شنبه (که روز تعطیل و استراحت و عبادت بود، بر سطح آب) آشکار می‌شدند اما در غیر روز شنبه به سراغ آنها نمی‌آمدند. این چنین آنها را به چیزی آزمایش کردیم که نافرمانی می‌کردند! و هنگامی را که گروهی از آنها (به گروه دیگر) گفتند: «چرا جمعی را اندرز می‌دهید که سرانجام خداوند آنها را هلاک خواهد کرد، یا به عذاب شدیدی گرفتار خواهد ساخت؟! (آنها را به حال خود واگذارید تا نابود شوند!) گفتند: برای اعتذار (و رفع مسؤولیت) در پیشگاه پروردگار شماست؛ بعلاوه شاید آنها تقوا پیشه کنند. اما هنگامی که تذکراتی را که به آنها داده شده بود فراموش کردند، نهی کنندگان از بدی را رهایی بخشیدیم و کسانی را که ستم کردند بخاطر نافرمانیشان به عذاب شدیدی گرفتار ساختیم» آیات ۱۶۲، ۱۶۳، ۱۶۴ و ۱۶۵ سوره مبارکه الاعراف
در اینجا می‌بینیم افرادی بوده‌اند که علارغم ایمان به خدا، ایمان به مجازات ظالمان و راضی نبودن به تعدی از روز شنبه و تنها به خاطر ترک امر به معروف و نهی از منکر، همراه با تعدی کنندگان روز شنبه دچار عذاب شده‌اند، یعنی فرقی بین آنها و کسانی که تعدی کرده‌اند نیست (در مورد مجازات دنیوی وگرنه در آخرت آنها فقط به خاطر امر به معروف و نهی از منکر نکردن مجازات می‌شوند ) و از اینجاست که پی می‌بریم ناراضی بودن از ظلم کافی نیست بلکه باید ظالمان را حداقل امر به معروف و نهی از منکر کنیم نه اینکه بگوییم کار این گروه با خداوند است و مجازاتشان خواهد کرد! و قرآن هم صراحتاً اعلام می‌کند تنها نهی کنندگان از بدی را از عذاب نجات داده است. پس فرقی بین ظلم با اعتقاد به سکوت در برابر ظلم نیست و خداوند این دو گروه را به یک چشم می‌بیند و این آیه از مهمترین آیاتی است که اهمیت امر به معروف و نهی از منکر را نشان می‌دهد

نظر قرآن در مورد حالت چهارم

در آیاتی از قرآن بر آن تاکید می‌شود که خداوند نیت درونی افراد را هم ملاک پاداش و جزاء قرار می‌دهد و عقل هم مستقیماً بر درستی آن دلالت دارد چراکه فعل انسان وابسته به نیت اوست لکن اگر به عللی فاعل نتوانست نیت خود را به مرحله ی فعلیت برساند دلیل بر این نیست که خداوند دیگر کاری با نیت فاعل نداشته باشد مثلاً کسی که بخواهد دزدی کند ولی موفق نشود، گناه دزدی بر گردنش می‌افتد و شخصی که بخواهد جهاد کند اما مثلاً نابینا شود و دیگر نتواند، خداوند ثواب جهاد را برای وی می‌نویسد از این رو افرادی که به ظلم راضی هستند و سکوت می‌کنند هیچ فرقی با افرادی که ظلم را انجام می‌دهند ندارند چراکه اگر آن ساکتین در جایگاه آن ظالمین می‌بودند، آنها هم همان رویه را پیش می‌گرفتند و ظلم می‌کردند. یکی از اختلاف نظرهای شیعیان با اهل سنت هم در همین مورد است که اهل سنت، به مرحله ی اجرای فعل می‌نگرند اما شیعیان نیت را هم دخیل می‌کنند به همین خاطر است که ما فرقی بین عاشیه و ابن ملجم نمی‌بینیم، عایشه خواست امام علی(ع) را به قتل برساند اما نتوانست ولی ابن ملجم توانست! یعنی اگر امام علی بر اثر آن ضربه ی شمشیر به شهادت نمی‌رسیدند، از نظر اهل سنت ابن مجلم دیگر لعنت الله نمی‌شد! یا اگر در جنگ صفین امام علی شهید می‌شد آنگاه به معاویه لعنت الله می‌گفتند اما چون شهید نشدند معاویه، رضی الله باقی ماند!
« منافقان از آن بیم دارند که سوره‌ای بر ضد آنان نازل گردد، و به آنها از اسرار درون قلبشان خبر دهد. بگو: استهزا کنید! خداوند آنچه را از آن بیم دارید آشکار می‌سازد!» «التوبه/۶۴»
« پروردگار شما از درون دلهایتان آگاهتر است هر گاه صالح باشید او بازگشت کنندگان را می‌بخشد» «الإسراء/۲۵»
« هنگامی که به مردم، پس از ناراحتی که به آنها رسیده است، رحمتی بچشانیم، در آیات ما نیرنگ می‌کنند! بگو:خداوند سریعتر از شما مکر می‌کند؛ و رسولان [= فرشتگان] ما، آنچه نیرنگ می‌کنید، می‌نویسند!» «یونس/۲۱»
« آنها می‌خواستند ابراهیم را با این نقشه نابود کنند ولی ما آنها را زیانکارترین مردم قرار دادیم!» «الأنبیاء/۷۰»
« کسی که خواهان عزت است، تمام عزت برای خداست. سخنان پاکیزه به سوی او صعود می‌کند و عمل صالح را بالا می‌برد؛ و آنها که نقشه‌های بد می‌کشند، عذاب سختی برای آنهاست و مکر آنان نابود می‌شود» «فاطر/۱۰»
«خداوند او را از نقشه‌های سوء آنها نگه داشت، و عذاب شدید بر آل فرعون وارد شد!» «غافر/۴۵»
«آیا می‌خواهند نقشه شیطانی برای تو بکشند؟! ولی بدانند خود کافران در دام این نقشه‌ها گرفتار می‌شوند!» «الطور/۴۲»
همان طور که در آیات بالا مشاهده می‌کنید، خود نقشه کشیدن موجب گناه و بروز عذاب خداوند می‌شود ولو اینکه به مرحله ی عمل نرسد پس همواره باید به نیت‌های افراد که به مرحله نتیجه نرسیده است هم برای شناخت آنها توجه کنیم و این اشتباه اهل سنت را تکرار نکنیم و به همین خاطر بود که رهبر انقلاب بعد از فتنه ی سال ۸۸، از واژه ی «ساکتین فتنه» نیز استفاده کرد تا به گوش افراد سکوت کرده برساند که ساکتین هم مشمول فتنه گران هستند!

منبع: وبلاگ ان ربک لبالمرصاد -تاریخ برداشت :۹۵/۹/۲