فرهنگ مصادیق:ریاست

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از ریاست)
پرش به: ناوبری، جستجو
ریاست

مقدمه

به بزرگ و سرور قوم یا ملّتی که در امور خود به وی رجوع و از او اطاعت می‌کنند رئیس گویند. از آن به مناسبت در باب صلات و جهاد نام برده‌اند.

معنای ریاست

ریاست رهبر ی و سروری وعبارت است از شرف، بزرگی و سروری بر مردم.

اقسام ریاست

ریاست دنیوی

ریاست دنیوی بدین معنا است که فردی با قهر و غلبه یا فریب دادن مردمی، آنان را به فرمانبرداری از خود وامی‌‏دارد..

ریاست الهی

ریاست الهی بدین معنا است که در پرتو اعطای ولایت از جانب خداوند متعال، بر مردم ریاست پیدا می‌کند.

ریاست الهی عام

ریاست الهی دو قسم است اول عام و آن این است که همه امور دنیایی و دینی مردم را دربرمی‌گیرد، که از آن به مقام امامت تعبیر می‌شود و خداوند متعال آن را به پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و امامان معصوم علیهم السّلام عطا کرده است.[۱][۲].

ریاست الهی خاص

دوم ریاست الهی خاص که قلمرو آن برخی امور، همچون قضاوت است.

احکام ریاست

اطاعت از رؤسای الهی

ریاست اعطایی از سوی خداوند به خاصان و مقربان درگاه خویش، همچون انبیا و اوصیا علیهم السّلام برای هدایت و ارشاد خلق، مشروع و اطاعت همگان از آنان واجب است. همچنین است ریاستهای خاص، همچون منصب قضاوت و یا امامت جمعه، در صورتی که شخصِ عهده دار آن از دیدگاه شرع مقدس، اهلیت و شایستگی آن را داشته باشد. در غیر این صورت، باطل و تصدی آن بر فرد حرام است. [۳]

حبّ و طلب ریاست

در روایات متعدد از حب ریاست و ریاست طلبی نکوهش شده است. در حدیث ی، موسی بن جعفر علیهما السّلام، حبّ ریاست را برای دین مسلمان زیان بارتر از گرگ درنده برای گوسفند می‌داند.[۴]
امام صادق علیه السّلام نیز می‌فرماید: «کسی که در پی ریاست باشد هلاک می‌شود» و در سخنی دیگر می‌فرماید: «کسی که بدون شایستگی ادعای ریاست کند و کسی که قصدش چنین باشد و (حتی) کسی که آن را حدیث نفس کند، ملعون (و مطرود از رحمت خدا) است». [۵]

معنای ریاست طلبی

البته مراد از ریاست طلبی ای که از آن نکوهش شده، مطلوب بودن خود ریاست و دوست داشتن آن به جهت برتری جویی بر دیگران و دستیابی به اغراض دنیوی چون ثروت اندوزی نامشروع و مانند آن است؛ از این رو، کسی که برای احقاق حق و ستیز با باطل در پی ریاست باشد و شایستگی آن را نیز داشته باشد، مشمول نکوهش نمی‌شود. [۶][۷]


پانویس

  1. تذکرة الفقهاء ج۴، ص۳۰۵.
  2. مشرق الشمسین، ص۴۶۱
  3. مرآة العقول ج۱۰، ص۱۱۸-۱۲۰
  4. هدایة الأمّةج۵، ص۵۵۱
  5. وسائل الشیعة ج۱۵، ص۳۵۰-۳۵۱
  6. مرآة العقول ج۱۰، ص۱۱۸-۱۱۹
  7. النورالساطع ج۲، ص۵۳۰-۵۳۱.
منبع: ویکی فقه - تاریخ برداشت:95/04/06
بازگشت به ریاست طلبی