فرهنگ مصادیق:روش های تشویق کودکان به نماز

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
روش های تشویق کودکان به نماز

سلام به دوستان همراه- متنی را که خانم ابوالحسنی عزیز نوشته اند برایتان می فرستم:

امروز صبح برنامه ای در رادیو پخش شد در مورد روش های تشویق کودکان به نمازخواندن.در این برنامه ۳ کارشناس در این رابطه صحبت ها و نظراتشونو مطرح کردند.

حجه الاسلام طاهررزی- اقای نغمه گو کارشناس ارشد روان شناسی- و البته خانم ادیب خودمون.

من مطالب مهم و قابل توجه هرکدوم از این عزیزانو جداگانه براتون میارم و در نهایت هم یه اتفاقی که در این برنامه افتادو به عنوان یه نکته تفکری بهش اشاره می کنم

حجه الاسلام طاهررزی:

همه ما علوم و دانش های مختلفی داریم اما ایا به هنگام لزوم از انها استفاده می کنیم؟

از دوران کودکی و از مهدکودک به بچه هایمان می گوییم دروغ بده و دروغگو دشمن خداست و گناهکاره اما کیه که واقعا دروغ نگه؟

همه میدونن که نماز خوبه و آثار دنیوی و اخروی زیادی داره و هیچ عملی قبل از قبول شدن نماز پذیرفته نیست و هزاران روایت دیگه اما واقعا چقدر اهل عمل هستیم؟

در روایت داریم که شخصی مراجعه کرد خدمت امام معصوم و گفت مدتی است وضع زندگیم خیلی اشفته شده و برکت از خانه ام رفته.حضرت به ایشان فرمودندکه کلاغی دندان فرد بی نمازی را بر بام خانه تو انداخته.ان را از انجا بردار برکت به خانه ات برمیگردد

بنابراین همه ما نیاز داریم که به شیوه نماز خواندنمان نگاهی انداخته و در ان تجدیدنظری کنیم.بعد به تشویق بی نمازان هم بپردازیم.

اقای نغمه گو کارشناس ارشد روان شناسی در ایجاد علاقه به نمازخواندن در بچه ها:

وقتی بچه ای ببینه که رفتن والدینش به مسجد باعث مهربان تر شدن و ایجاد رابطه بهتر بین انها و حتی با خودش می شود خود به خود در ذهنش این مسئله می نشیند که مسجد رفتن و نماز خواندن ظاهرا تاثیر مثبتی در زندگی ما داره.

اگه بچه ای ببینه وقتی پدرش اومده خونه عصبانیه و نمی شه باهاش حرف زد اما طبق تجربه این امید رو داره که بعد از نماز خوندن پدر اروم میشه و میشه باهاش راحت صحبت کرد این میشه اموزش عملی و ترغیب غیرمستقیم کودک به نماز.

اما این ترغیب از چه روش هایی باید برای کودک انجام بشه؟ با صحبت کردن؟ یا از طریق قصه گویی‘ بازی و نقاشی؟

ابتدا باید از طریق این روش ها روحیه سپاسگذاری را در بچه ها ایجاد کنیم که بعد از شناخت اینهمه بخشندگی خدا باید به نوعی از او تشکر و قدردانی کرد.

وقتی این روحیه از کودکی در بچه ایجاد نمیشه و تاثیر نمازخواندن را در والدینش ندیده در نوجوانی میگه خوب حالا مامانم اینهمه نماز خوند چه گلی به سرش زده که منم بخوام بخونم؟وقتی اینهمه رفتارش بده؟

پیامبر عزیزمون فرمودن که محفوظات یک طفل نوپا مثل ان است که بر یک سنگ محکم حک شده است و محفوظات یک انسان بالغ مثل نوشته شدن بر روی آب.

بنابراین اهمیت حک شدن بسیاری از آموزش ها از دوران کودکی به دلیل پایداری و ماندگاری بیشترش قابل توجه هست.

خانم ادیب: خواجه عبداله انصاری میگوید:

"همه از بعدشان می ترسند، من از قبلم"

در نظر بگیریم اگر کسی بگوید: دلم دلم دلم.... بهش میگویی: چی خوردی؟...

حالا کسی که میگه بچه من خوب به پدر و مادرش احترام نمی ذاره؛ علاقه ای به تفریحات سالم نداره‘ همش بی حوصلس و.... باید گفت چی خورده؟ این سیستم یچه ورودی هایی از کودکی تاحالا داشته که الان این خروجی ها را داده؟

ورودی ها شامل چه چیزایی میشه؟ که از آ طریق بشود جسم و جان را تسویه و پاکیزه کرد؟

ورودی ها شامل: دیدنی ها- شنیدنی ها- اندیشه های فرد- از طریق لمس و جذب پوست- بوییدنی ها- انس و همراهی است.

چه دیدی... چه شنیدی... با چه کسانی رفت و امد دارید؟

ما برای طیب سازی ورودی های فرزندانمان لازم است حتی قبل از بارداری زمینه هایی را فراهم کنیم.درسته که نمی توانیم امید صد در صدی به تربیت صحیح خودمان داشته باشیم اما باید وظیفه مان را خوب انجام بدهیم.

حس خوب به خدارو می تونیم همراه با نوازش هایی که روزانه به کودکانمان می کنیم به آنها بدهیم و زمینه این اشنایی رو با موضوعات مثبت براشون ایجاد کنیم.

مثلا وقتی موقع خواب یا بیرون رفتن به فرزندمون می گیم تورو به خدای مهربون میسپارم و می بوسیمشون داریم میگیم حتی اگه من همیشه پیشت نیستم یه خدایی هست که خیلی مهربونه و مواظبته.

یا با گفتن کلمات تشویق کننده در ارتباط هایمان به او قدر و ارزشی متفاوت بدیم:

تو چقدر عاقلی‘چقدر فهمیده ای‘ تو مثل همه نیستی و....

وقتی میگیم مثل همه نیستی خود را از همرنگ شدن با جماعت در آینده حفظ می کند و نمی گوید: چون همه کردند من هم باید بکنم.

در کتاب : دختران به عفاف روی می آورند که نویسنه اش خارجی است، گزارشی را از یک دختر ۱۵ ساله آمریکایی نقل میکند که برای ۱۸۰ نفر نوجوان دیگر که به لس آنجلس آمده اند سخنرانی میکند و میگوید ما نباید برای اینکه می خواهیم عفیف باشیم خجالت بکشی، باید دوستان دیگرمان را نیز متقاعد کنیم که کارهای ارزشمند تر را انجام بدهند، قدر خود را بدانند، وقتشان را با حرف زدن اضافی تلف نکنند و بهتر در عوض درس بخوانند و فریب تعریف کردن های پسران را نخوریم و.... اما مادر این نوجوان میگوید: وقتی باردار بودم دعا میکردم که خداوند گناهانم را ببخشد و فرزندم را وقف و هدیه به خدا کنم، بعدها به او میگفتم خداوند قابلیت های جنسی اگر به انسان داده برای ازدیاد نسل و پایداری خانواده است و این را از یاد نبرد...

به یاد مادر حضرت مریم س می افتیم که ایشان میگوید: رب انی نذرت لک ما فی بطنی محررا فتقبل منی، خداوندا من فرزندی را که در بطن خود دارم نذر تو میکنم که بنده باشد.

این نذر و وقف کردن چه ثمراتی می تونه داشته باشه؟

کسیکه فرزندشو وقف خدا می کنه گناه نمی کنه و همش حواسش به کارها و ورودیهاش به هنگام بارداری هست. دیگه به فرزندش وابسته نمی شه و نمی خواد اونو برای خودش بزرگ کنه تا فقط بره دانشگاه و هی فقط درس بخونه بدون اینکه انواع مهارت های لازم برای زندگی درست را بدست بیاره بلکه براش هدف های دیگه ای داره هدف خدمت به خدا و این خدمت کردن می تونه مصداق های مختلفی پیدا کنه.

یکی از راه های تشویق کودکان به نمازخواندن جشن عبادت گرفتنه.

اما این مراسمو با چه اهدافی برگزار می کنیم؟یعنی هرکسی رو با هر لباسی تو برناممون دعوت میکنیم؟ مشغول زرق و برق ظاهری میشیم؟ به عنوان یک بخشنامه صوری اهاش برخورد میکنیم؟ زمانی که اذان میگویند مشغول پذیرایی شام میشیم؟

مثلا ما بعضی از شعرهای کودکانه مان واقعا نقص دارن و آموزه های بدی را به کودک القا می کنن. تاب تاب عباسی خدا منو نندازی!

یعنی به کودک این ترس را القا می کنیم که خدا ممکنه تورو از تاب بندازه؟

میشه اینطور گفت که: تاب تاب عباسی خدایا من نیفتم خدا که ما رو دوست داره دعامونم قبول داره.

بنابراین لازمه حتی تو این مراسما توجه کنیم به شعرهایی که استفاده می کنیم که ایا مطابق با اهداف ما هستند در برنامه یا نه؟

معرفی چند کتاب مفید:

نسیم مهر از استاد دهنوی

پک قران و نماز کودکان موسسه ریحانه النبی شهر ری

دختران به عفاف روی می آورند نشر معارف

خاطره جالبی از یک شنونده(نکته تفکری):

دختربچه ای که به نظر میرسید تازه به تکلیف رسیده در یک اتوبوس طرفای غروب از باباش خواهش میکنه که به راننده بگه اتوبوسو نگه داره اون بره نماز بخونه اما بابا میگه نمیشه که اتوبوسو بخاطر تو نگه داریم و راننده راضی نمیشه.

خود دختر بچه میره از راننده خواهش میکنه اما اون توجهی نمی کنه.

دختربچه میره سمت ابخوری کمی آب برمیداره و زیر صندلیش شروع میکنه به وضو گرفتن.

شاگرد راننده میره بهش میگه داری چکار میکنی همه اینجارو خیس کردی.

دختربچه میگه دارم وضو میگرم سعی می کنم زیاد خیس نکنم.

راننده اینجا دلش میسوزه و اتوبوسو نگه میداره میگه سریع برو نمازتو بخون بیا.

وقتی دختربچه شروع میکنه به نماز خوندن یواش یواش بقیه اتوبوس یادشون میافته که نماز نخوندن و همه میرن پایین برای نماز.

اینجا میبینید چه اتفاقی افتاد؟

وقتی یه دختربچه بین کلی ادم بزرگ میشه عَلَم و به نوعی همه رو هدایت میکنه.

همه ای که ممکنه حتی تو دلاشون میخواستن برن نماز بخونن اما جرات و جسارت مطرح کردنشو نداشتن.

ما چندبار تاحالا علم شدیم؟

میشه یعنی بچه ای رو اونقدر خوب زمینه های تربیتی رو براش فراهم کرد که اینطوری یه روزی علم بشه و زمینه هدایت خیلیارو فراهم کنه؟

اینجا بود که بحث کارشناس سوم تموم شده و قرار شد که بعد از پیامهای بازرگانی دو کارشناس قبلی ادامه مباحثشون رو بگن.

منبع: وبلاگ مربیان کودک - تاریخ برداشت: 95/04/06
بازگشت به تشویق به نماز