فرهنگ مصادیق:روزه – دانشنامه اسلامی
کلید واژه: روزه، شیطان، خواب روزه دار، احکام، حکمت وجوب روزه، رمضان
محتویات
معنای روزه
«روزه» در لغت عبارت است از امساک، خودداری و ترک؛ بنابراین هر کس از چیزی امساک و خودداری ورزد، از آن چیز روزه گرفته است[۱]. چنان که قرآن کریم از قول حضرت مریم علیهاالسلام نقل میکند که فرمود: «إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا[۲]. برای خدای رحمان روزه نذر کردهام و امروز با هیچ بشری سخن نمیگویم».
و در شرع، روزه آن است که انسان برای انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چیزهایی که روزه را باطل میکند، خودداری نماید[۳].
اهمیت روزه
روزه در اسلام از اهمیت زیادی برخوردار است و در میان عبادات تنها عبادتی است که به خداوند متعال اختصاص یافته است؛ زیرا به لحاظ جایگاهش کمتر در معرض ریا قرار میگیرد، بر خلاف دیگر عبادات که چون در معرض دید مردم است از ریا برکنار نبوده و دست یابی اخلاص در آنها سخت و دشوار است. علاوه بر آن، روزه یکی از ارکان پنج گانه اسلام نیز میباشد.
در حدیث قدسی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که خداوند میفرماید: «الصَّوْمُ لی وَانَااجْزی بِهِ[۴]؛ روزه برای من است و من خود، پاداش آن را میدهم».
امام صادق علیه السلام میفرماید: «بُنِیَ الْاسْلامُ عَلی خَمْسِ دَعائِمَ؛ عَلَی الصَّلاهِ وَالزَّکاهِ وَالصّوْمِ وَالْحَجِّ وَ وِلایَهِ امیرِالْمُؤْمِنینَ وَالْائِمَّهِ مِنْ وُلْدِهِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ[۵]؛ اسلام بر پنج پایه استوار است؛ نماز، زکات، روزه، حج و ولایت امیرالمومنین و فرزندان آن حضرت صلوات الله علیهم که امام هستند[۶].
حکمت وجوب روزه
برقراری خلوص و پاکی، احساس درد و رنج مستمندان، آگاهی بر فقر خود در قیامت، صبر در سختیها از جمله حکمتهای وجوب روزه است که در روایات به آنها اشاره شده است.
حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: «فَرَضَ اللَّهُ الصِّیامَ تَثبْیتاً لِلْاخْلاصِ؛[۷] خداوند روزه را به خاطر تثبیت اخلاص واجب کرده است».
از امام رضا علیه السلام نقل شده که فرمود: علت واجب شدن روزه آن است که مردم، سختی گرسنگی را چشیده، بر فقر در آخرت آگاه شوند. روزه دار خاشع و فروتن شده و توجه داشته باشد که اعمالش به حساب میآید و مورد پاداش قرار میگیرد؛ و (نیز) مقابل گرسنگی و تشنگی صابر شود و علاوه بر دوری از شهوات، ثواب الهی نصیبش گردد... و از سختیهای مستمندان باخبر شود، تا حقی را که خداوند در اموالش قرار داده است، ادانماید[۸][۹].
روزه در قرآن
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ، أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ، شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ[۱۰]
ترجمه آیات: ای کسانی که ایمان آوردهاید؛ روزه بر شما واجب شده همان طور که بر اقوام قبل از شما واجب شده بود شاید باتقوا شوید. و این روزهائی چند است پس هر کس از شما مریض و یا مسافر باشد باید ایامی دیگر بجای آن بگیرید و اما کسانی که به هیچ وجه نمیتوانند روزه بگیرند عوض روزه برای هر روز یک مسکین طعام دهند و اگر کسی عمل خیری را داوطلبانه انجام دهد برایش بهتر است و این که روزه بگیرید برایتان خیر است اگر بنای عمل کردن دارید. و آن ایام کوتاه (ماه رمضان) است که قرآن در آن نازل شده تا هدایت مردم و بیاناتی از هدایت و جداسازنده حق از باطل باشد. پس هر کس این ماه را درک کرد باید روزه اش بگیرد و هر کس مریض و یا مسافر باشد به جای آن چند روزی از ماههای دیگر بگیرد خدا برای شما آسانی و سهولت را خواسته و دشواری نخواسته و منظور اینست که عده سی روزه ماه را تکمیل کرده باشید و خدا را در برابر این که هدایتتان کرد تکبیر گفته و شاید شکرگزاری کرده باشید.
بیان آیات
ویژگیهای بیانی آیات تشریع روزه:
سیاق این سه آیه دلالت دارد بر این که: اولاً هر سه با هم نازل شدهاند، برای این که ظرف (ایام) در ابتدای آیه دوم متعلق به کلمه (صیام) در آیه اول است و جمله (شهر رمضان) در آیه سوم یا خبر است برای مبتدائی حذف شده که عبارت است از ضمیری که به کلمه (ایاما) برمی گردد، و تقدیر جمله (هی شهر رمضان) است و یا مبتدائی است برای خبری که حذف شده و تقدیرش "شهر رمضان هو الذی کتب علیکم صیامه" است و یا بدل از کلمه صیام در جمله (کتب علیکم الصیام) در آیه اول است، و به هر تقدیر جمله (شهر رمضان) بیان و توضیحی است برای روشن کردن جمله (ایاما معدودات) ایام معدودهای که روزه در آنها واجب شده. پس به دلیلی که ذکر شد آیات سه گانه مورد بحث به هم متصل و نظیر کلام واحدی است که یک غرض را دربردارد، و آن غرض عبارت است از بیان وجوب روزه (ماه رمضان).
و ثانیا دلالت دارد بر این که قسمتی از گفتار این سه آیه به منزله توطئه و زمینه چینی برای قسمت دیگر آن است، یعنی دو آیه اول به منزله مقدمه است برای آیه سوم، چون در آیه سوم تکلیفی واجب میشود که صاحب کلام، اطمینان ندارد از این که شنونده از اطاعت آن سرپیچی نکند، برای این که تکلیف نامبرده تکلیفی است که بالطبع برای مخاطب، شاق و سنگین است و به این منظور، دو آیه اول از جملاتی ترکیب شده که هیچ یک از آنها از هدایت ذهن مخاطب به تشریع روزه رمضان خالی نیست، بلکه در همه آنها به تدریج ذهن شنونده را به سوی آن توجه میدهد و به این وسیله استیحاش و اضطراب ذهن او را از بین میبرد و در نتیجه علاقمند به روزه میکند، تا با اشاره به تخفیف و تسهیلی که در تشریع این حکم رعایت شده و نیز با ذکر فوائد و خیر دنیوی و اخروی که در آن است، حدت و شدت دلخواهی و استکبار او را بشکند.
و به همین جهت بعد از آن که در جمله: "أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ"،[۱۱] مساله وجوب روزه بر مسلمانان را خاطرنشان کرد، بلافاصله فرمود: "کما کتب علی الذین من قبلکم" و فهمانید که شما مسلمانان نباید از تشریع روزه وحشت کنید و آن را گران بشمارید، چون این حکم منحصر به شما نبوده، بلکه حکمی است که در امتهای سابق نیز تشریع شده بود. (لعلکم تتقون)، یعنی علاوه بر این که عمل به این دستور، همان فائدهای را دارد که شما به امید رسیدن به آن ایمان آوردید و آن، عبارت است از تقوا و علاوه بر این، این عمل که گفتیم در آن، امید تقوا برای شما هست، همچنان که برای امتهای قبل از شما بود، عملی نیست که تمامی اوقات شما را و حتی بیشتر اوقاتتان را بگیرد. بلکه عملی است که در ایامی قلیل و معدود انجام میشود، (ایاما معدودات) آری نکره (و بدون الف و لام) آمدن کلمه (ایاما) دلالت بر ناچیزی ایام دارد و در این که ایام را به وصف معدود توصیف کرد، خود اشعاری است به اهمیت نداشتن آن، همچنان که همین توصیف در آیه: "وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ"[۱۲]. میفهماند که حضرت یوسف علیه السلام را به چند درهم ناچیز فروختند.
علاوه بر این که ما در تشریع این حکم رعایت اشخاصی را هم که این تکلیف برایشان طاقت فرسا است کردهایم، و این گونه افراد باید به جای روزه فدیه بدهند، آنهم فدیه مختصری که همه بتوانند بدهند، و آن عبارت است از طعام یک مسکین.
"فمن کان منکم مریضا او علی سفر - تا جمله - فدیه طعام مسکین" و وقتی این عمل هم خیر شما را دربردارد، و هم تا جائی که ممکن بوده رعایت آسانی آن شده خیر شما در این است که بطوع و رغبت خود روزه را بیاورید و بدون کراهت و سنگینی و بی پروا انجامش دهید، "فمن تطوع خیرا فهو خیر له" برای این که عمل نیک را بطوع و رغبت انجام دادن بهتر است، از این که به کراهت انجام دهند.
بنابر آنچه گفته شد زمینه گفتار در دو آیه اول مقدمه است برای آیه سوم که میفرماید: "فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ" الخ،[۱۳] و بنابراین پس جمله: "کتب علیکم الصیام" در آیه اول جملهای است خبری که میخواهد از تحقق چنین تکلیفی خبر دهد، نه این که در همین جمله تکلیف کرده باشد، آن طور که در آیه شریفه: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى"[۱۴] و آیه "تِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ"[۱۵] تکلیف کرده چون هر چند در هر سه آیه تعبیر به (کتب علیکم) آمده، لیکن بین قصاص در مورد کشتگان - در آیه دوم - و وصیت به والدین و اقرباء - در آیه سوم، و بین مساله صیام - در آیه مورد بحث فرق است، و آن این است که قصاص در قتلی امری است سازگار با حس انتقامجوئی. امری است که دلهای صاحبان خون تشنه آن است، صاحبان خون به حکم غریزه و طبیعت نمیتوانند قاتل عزیز و پاره تن خود را زنده و سالم ببینند، و نمیتوانند این معنا را تحمل کنند که نسبت به جنایتی که به ایشان شده بیاعتنا شود و همچنین وصیت و سفارش والدین و خویشان که مطابق با حس ترحم و شفقت و رافت به ارحام است، آن هم در هنگامی که میخواهد به وسیله مرگ برای همیشه از آنان جدا شود.
پس قصاص و وصیت دو حکم مقبول به طبع و موافق با مقتضای طبیعت آدمی است، و انشاء آن احتیاج به مقدمه و زمینه چینی ندارد، به خلاف حکم روزه که عبارت است از محرومیت نفوس از بزرگترین مشتهیات، و مهمترین تمایلاتش، یعنی خوردن و نوشیدن و جماع که چون محرومیت از آنها ثقیل بر طبع و مصیبتی برای نفس آدمی است. در توجیه حکمش ناگزیر از این است که قبلاً برای شنوندگان - با در نظر گرفتن این که عموم مردمند و بیشتر مردم عوام و پیرو مشتهیات نفسند - مقدمهای بچیند، و دلهاشان را علاقه مند بدان سازد، تا تشنه پذیرش آن شوند، بدین جهت است که گفتیم آیه: "کتب علیکم القصاص" الخ و آیه: "کتب علیکم اذا حضر احدکم الموت" الخ، انشاء حکم است، و حاجتی به زمینه چینی ندارد، به خلاف آیه: "کتب علیکم الصیام" تا آخر دو آیه که مشتمل بر هفت فقره است و خبر میدهد از این که بعدها چنین حکمی انشاء میشود[۱۶].
روزه در روایات
در بیان اهمیت روزه همین بس که خداوند متعال در حدیثی قدسی میفرماید: «الصوم لی و انا اجازی به؛ روزه مال من است و خودم پاداش آن را به روزهدار میدهم»[۱۷].
از این حدیث قدسی برمیآید که پاداشی که خداوند به شخص روزهدار عطا میکند، بینهایت بوده و قابل احصا نمیباشد، چون خداوند متعال نه بخل در ذات مقدسش راه دارد و نه عاجز است از این که این همه پاداش به بندهاش بدهد.
اینک به سراغ جانشینان خدا میرویم و میبینیم که ایشان در اشارات خود به این پاداش عظیم چه فرمودهاند که ما به چند مورد اشاره میکنیم:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند: «مَنْ صَامَ شَهْرَ رَمَضَانَ إِيمَاناً وَ احْتِسَاباً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِه؛ کسی که از روی ایمان و در نظر داشتن خدا روزه بگیرد، خداوند گناهان گذشتهاش را هر قدر که باشد میآمرزد»[۱۸].
امام کاظم علیه السلام میفرمایند: «أَنَّ لِكُلِّ صَائِمٍ عِنْدَ فُطُورِهِ دَعْوَةً مُسْتَجَابَة؛ همانا هر روزهداری هنگام افطار دعایش مستجاب میشود»[۱۹].
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند: « الصَّائِمُ فِي عِبَادَةٍ وَ إِنْ كَانَ نَائِماً عَلَى فِرَاشِهِ مَا لَمْ يَغْتَبْ مُسْلِما؛ روزهدار در حال عبادت میباشد، حتی اگر بر بستر خوابیده باشد البته تا زمانی که غیبت مسلمانی را نکرده باشد»[۲۰].
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند: «َ نَوْمُ الصَّائِمِ عِبَادَةٌ وَ صَمْتُهُ تَسْبِيح؛ خواب روزهدار عبادت و سکوت وی تسبیح حقتعالی به شمار میرود»[۲۱].
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند: «َ الصَّوْمُ يُسَوِّد ُ وَجْه الشیطان؛ روزه روی شیطان را سیاه میکند»[۲۲].
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند: «ِ الصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النَّار؛ روزه سپری است در آتش جهنم»[۲۳].
امام صادق علیه السلام میفرمایند: « لِلصَّائِمِ فَرْحَتَانِ فَرْحَةٌ عِنْدَ الْإِفْطَارِ وَ فَرْحَةٌ عِنْدَ لِقَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل؛ برای شخص روزهدار دو شادی هست: شادی هنگام افطار و شادی هنگام ملاقات با پروردگار»[۲۴].
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند: «إِنَّ لِلْجَنَّةِ بَاباً يُدْعَى الرَّيَّانَ لَا يَدْخُلُ مِنْهُ إِلَّا الصَّائِمُون؛ برای بهشت دری است به نام ریّان که از آن فقط روزهداران وارد میشوند»[۲۵].
امیرمؤمنان امام علی علیه السلام میفرمایند: «فَرَضَ اللَّهُ الصِّيَامَ ابْتِلَاءً لِإِخْلَاصِ الْخَلْق؛ خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص مردم را بیازماید»[۲۶].
امام صادق علیه السلام میفرمایند: «علی کلّ شی ء زکوه و زکوه الجسد الصّیام ؛ برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدنها روزه است»[۲۷].
روزه در امتهای پیشین
از تورات و انجیل فعلی نیز برمی آید که روزه در میان یهود و نصاری بوده و اقوام و ملل دیگر هنگام مواجه شدن با غم و اندوه روزه میگرفتهاند و نیز از تورات برمی آید که حضرت موسی علیه السلام چهل روز، روزه داشته است و همچنین به هنگام توبه و طلب خشنودی خداوند، یهود روزه میگرفتند. حضرت مسیح علیه السلام نیز چنان که از «انجیل» استفاده میشود. چهل روز، روزه داشته.
به این ترتیب اگر قرآن میگوید: «مَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ؛[۲۸] همان گونه که بر پیشینیان نوشته شد» شواهد تاریخی فراوانی دارد که در منابع مذاهب دیگر - حتی بعد از تحریف - به چشم میخورد. [۲۹]
نقش سازنده روزه
صبر و استقامت و تحمل سختیها، شرط لازم دستیابی به نتایج مثبت در امور دین و دنیا است. روزه نیز عبادتی است که علاوه بر تقرب معنوی، درخت صبر و استقامت را در روان انسان بارور ساخته و اراده اش را مقاوم و خلل ناپذیر میگرداند؛ چرا که روزه دار به خاطر خداوند از خوردنیها و آشامیدنیها، اعمال غرائز جنسی و... دوری جسته و فرمان وی را بر خواستههای نفسانی ترجیح میدهد. استمرار این حالت در (ماه رمضان) موجب پیدایش ملکه صبر و استقامت میگردد، به ویژه اگر روزه دار علاوه بر ترک مفطر، اعضا و جوارح خود را نیز از آلودگی به گناهان بازدارد و نفسش را به ترک معصیت عادت دهد.
چنانچه روزه انسان را به یاد مشکلات و کمبودهای محرومان میاندازد تا مواسات اسلامی را در این ماه تمرین کند. هشام بن حکم از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: خداوند روزه را واجب نمود تا غنی و فقیر مساوی شوند، چون شخص غنی هیچگاه احساس گرسنگی نمیکند تا به نیازمندان ترحم نماید و شخص غنی و بی نیاز هر وقت چیزی را اراده کند، به آن دسترسی دارد. خداوند خواست که بین آفریدگان مساوات برقرار شود و غنی، گرسنگی و درد را بچشد تا بر ناتوان رقّت ورزیده و بر گرسنه ترحم نماید[۳۰][۳۱].
فهرست منابع
وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، قم: مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، چاپ اول، ۱۴۰۹ هجری.
بحارالأنوار، علامه مجلسی ؛ تهران.
احکام اسلامی، جمعی از نویسندگان.
فقه الامام جعفر الصادق علیه السلام، محمدجواد مغنیه، بیروت.
ترجمه المیزان، سید محمدباقر موسوی همدانی؛ قم: دفتر انتشارات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ ش.
سنن الرسول الأعظم صلی الله علیه و آله و سلم، دانشکده باقرالعلوم، تهران، امیرکبیر، چاپ اول، ۱۳۸۵ ش.
دلائل الخیرات فی کلام سید السادات، فاتن محمد خلیل لبون، بیروت، مؤسسه التاریخ العربی، چاپ اول، ۱۴۲۵ ق.
حکم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم؛ علاءالدین اعلمی، بیروت: اعلمی، چاپ اول، ۱۴۲۳ ق.
پیام رسول ترجمهای دیگر از نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده؛ قم: طلوع مهر، اول، ۱۳۸۵ ش.
برگزیده تفسیر نمونه، احمدعلی بابایی؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ سیزدهم، ۱۳۸۲ ش.
کلیات فقه اسلامی، علیرضا علینوری.
پانویس
- ↑ فقه الامام جعفر الصادق علیه السلام، محمدجواد مغنیه، ج 2، ص 7، بیروت.
- ↑ سوره مریم، آیه 26.
- ↑ احکام روزه، نعمت الله یوسفیان، ص 15.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 7، ص 292.
- ↑ بحارالانوار، ج 93، ص 257.
- ↑ احکام اسلامی، ص 105.
- ↑ بحارالانوار، ج 93، ص 368.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 7، ص 4.
- ↑ احکام اسلامی، ص 105.
- ↑ سوره بقره، آیههای 183 و 184 و 185.
- ↑ سوره بقره؛ آیه 183
- ↑ و او را (حضرت یوسف را) به بهای ناچیزی، درهمی چند فروختند. (سوره یوسف، آیه 20).
- ↑ سوره بقره؛ آیه 185
- ↑ ای کسانی که ایمان آوردهاید برای شما دربارهٔ کشتگان قصاص مقرر شد. (سوره بقره، آیه 178).
- ↑ بر شما مقرر شد هنگامی که مرگ یکی از شما فرارسد اگر مالی به جای گذارد برای پدر و مادر و خویشاوندان وصیت کند. (سوره بقره، آیه 180)
- ↑ ترجمه المیزان، ج 2، ص 3.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 7، ص 292.
- ↑ سنن الرسول الأعظم صلی الله علیه و آله و سلم، ص 768.
- ↑ بحارالأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج 95، ص 14.
- ↑ دلائل الخیرات فی کلام سید السادات، ص 192.
- ↑ حکم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، ص 326.
- ↑ حکمتنامه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم (عربی)، ج 11، ص 66.
- ↑ بحارالأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج 65، ص 331.
- ↑ بحارالأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج 93، ص 380.
- ↑ حکم النبی الأعظم صلی الله علیه و آله و سلم، ج 2، ص 561.
- ↑ بحارالأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج 93، ص 271.
- ↑ پیام رسول ترجمهای دیگر از نهج الفصاحه، ص 397.
- ↑ سوره بقره، آیه 183.
- ↑ برگزیده تفسیر نمونه، ج 1، ص 164.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 7، ص 3.
- ↑ کلیات فقه اسلامی، ص 98.







