کتابخانه:روانخوانی و تجوید قرآن

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
روانخوانی و تجوید قرآن
مشخصات کتاب
Ravan khani-habibi.jpg
نویسندگان حبیبی، شهیدی، علامی
زبان فارسی
ناشر سازمان تبلیغات اسلامی
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۷۴
قطع وزیری
دانلود PDF


محتویات

مقدمه

قال اللّه تبارک و تعالی :
(وَ رَتِّلِ الْقُرْانَ تَرْتیلاً)[۱]
با سلام خدمت تمام پیروان راستین قرآن کریم ، آنانی که روزها در پی تعلیم و تعلّم و به کارگیری احکام نورانی قرآن بوده ، در اعتلای هرچه بیشتر قرآن کریم و نظام قرآنی جمهوری اسلامی ایران ، تلاش و کوشش ‍ می‌کنند.
سلام به تمام پاسداران قرآن ، آنان که قرآن را در سینه‌های خود حفظ داشتند و در نبرد با اهریمنان و مستکبران ، محافظ قرآن بودند.
سلام و درود بر حضرت امام خمینی (رحمة اللّه علیه ) آن بزرگ پاسدار قرآن که راه و رسم حفاظت از قرآن را به ما آموخت .
کتاب حاضر در رابطه با نظام آموزش عقیدتی سیاسی سپاه برای عزیزانی که با مدرک سیکل وارد سپاه می شوند، تهیه شده است . در تهیه بخش اول و دوم این کتاب ، دو هدف عمده مورد توجه بوده است :

هدف اول : روان خواندن قرآن

افراد بسیاری هستند که قرآن را می‌توانند بخوانند، ولی در سلیس و روان خواندن آن دچار مشکل هستند و چه بسا این امر، باعث نخواندن قرآن و در نتیجه دلسردی آنان شده است ، در حالی که علاقه به خواندن و انس با این کتاب الهی دارند.
باید دانست افرادی که قرآن را به زحمت تلاوت می‌کنند، دو گروه‌اند؛ عده‌ای که در جلسات قرائت قرآن بصورت (سنّتی ) قرآن را فراگرفته‌اند و دسته‌ای که در کلاسهای آموزش قرآن شرکت کرده و قرآن را آموخته‌اند.

مشکل خواندن قرآن

مشکل خواندن قرآن برای آنها دو علّت می‌تواند داشته باشد:

الف عدم ممارست با قرآن

این افراد دستورها و قواعد روخوانی قرآن را می‌دانند، ولی به علّت عدم کوشش در جهت تلاوت مداوم قرآن ، آن را روان نمی خوانند. توصیه ما به چنین دوستانی این است که سعی کنند ضمن برنامه‌ای منظم ، حداقل روزی پانزده دقیقه از سوره‌های جزء سی ام قرآن تلاوت کنند و این برنامه را تا جایی که مشکل روان خوانی آنان حل شود، ادامه دهند.
باید توجه داشت که هر مسلمانی شایسته است روزانه مقداری از وقت خود را به تلاوت قرآن اختصاص دهد.
در قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام در این رابطه تاءکید زیادی شده است ، بطوری که خداوند به همه پیروان اسلام توصیه می‌کند:
(فَاقْرَءُوا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْانِ)(1)
پس هرچه میسر شود از قرآن بخوانید
در احادیث ائمه معصومین علیهم السلام فضیلت بسیاری برای تلاوت قرآن بیان شده است ، تا جایی که تعداد آیاتی که هر مسلمان خوب است در شبانه روز بخواند تعیین گردیده است .(2)

ب ندانستن قواعد روخوانی

این افراد یا این قواعد را نمی‌دانند و یا به علت عدم تمرین ، فراموش نموده اند. بدین جهت ، هنگام تلاوت ، وقتی با کلماتی که دارای این گونه قواعد هستند برخورد می‌کنند دچار مشکل شده و نمی‌توانند سلیس بخوانند. برای چنین افرادی باید بطور کلاسیک ، قواعد روخوانی تدریس شود و با ارائه تمرینهای زیاد این کاستی بر طرف شود.
هدف اول این کتاب ، ابتدا کمک به افرادی است که به علّت ندانستن قواعد روخوانی قادر به روان خواندن قرآن نیستند، که این مهم به وسیله (بخش اوّل ) کتاب ، تاءمین خواهد شد و سپس با تمرینهایی که ضمن دروس (تجوید) در نظر گرفته شده تا حدودی مشکل عدم ممارست با قرآن نیز از بین خواهد رفت ، البته به شرطی که توصیه (خواندن منظّم روزانه قرآن ) به کار بسته شود.

هدف دوّم :آموزش علم (تجوید)

علم یاد شده طرز تلفّظ صحیح حروف و کلمات قرآن را می‌آموزد که نتیجه آن صحیح خواندن قرآن و عدم تغییر معانی آیات می‌باشد. همچنین با رعایت دستورهای تجویدی می‌توان قرآن را به گونه‌ای دلنشین و زیبا قرائت کرد. به این مساءله در قرآن و احادیث زیادی اشارت رفته است که در اینجا از چند مورد به عنوان زینت کلام یاد می‌شود.
(وَ رَتِّلِ الْقُرْانَ تَرْتیلاً)(3)
قرآن را بطور شمرده و روشن بخوان .
این آیه ما را به شمرده خواندن و با درنگ تلاوت نمودن کلام خدا دعوت می‌کند. امام علی علیه السلام در تفسیر این آیه می‌فرماید:
(اَلتَّرْتیلُ تَجْویدُ الْحُرُوفِ وَ مَعْرِفَةُ الْوُقُوفِ)(4)
ترتیل عبارت است از ادای نیکو و صحیح حروف و شناخت محل وقفهای قرآن .
از این کلام امیر مؤ منان نتیجه گرفته می شود که ترتیل همان علم تجوید است که در بر گیرنده صحیح ادا کردن حروف (در نتیجه صحیح خواندن کلمات و عدم تغییر معانی آیات ) و رعایت قواعد وقف و ابتدا می باشد. رسول خدا (ص ) فرمود:
(اِقْرَءُوا الْقُرْانَ بِاَلْحانِ الْعَرَبِ وَ اَصْواتِها)(5)
قرآن را با لهجه و صوت عربی بخوانید.
از این رو، روا نیست که قرآن را با لهجه غیر عربی خواند. اگر خواسته باشیم قرآن را با لحن و صوت عربی بخوانیم باید علم تجوید را بدانیم .
پیامبر اسلام (ص ) در جای دیگر می‌فرماید:
(اِنَّ لِکُلِّ شَیْءٍ حِلْیَةٌ وَ حِلْیَةُ الْقُرْانِ الصَّوْتُ الْحَسَنُ)(6)
برای هر چیزی زینتی است و زینت قرآن ، صدای نیکوست .
احترام به گفتار پروردگار و رسولش ایجاب می‌کند که خوانندگان قرآن ، صدای زیبا و دلنشین را با قرائت قرآن همراه کنند و پیام خدا را به زیباترین صوتها آراسته ، تقدیم رهروان کویش نمایند.

# یک نکته مهم

با توجه به اینکه اگر کلمات حمد، سوره و ذکرهای واجب نماز را صحیح نخوانیم ، مثلاً اگر کلمه‌ای را که (ضاد) دارد با (زاء) تلفظ کنیم مانند کلمه (وَ لاَ الضاَّلّینَ) را (وَ لاَ الزّاَّلّینَ) بخوانیم نماز باطل می شود.(۷) معلوم می شود که دانستن مقداری از تجوید (در حد شناخت مخارج بعضی از حروف و ...) ضروری است و به ما کمک می‌کند که به هنگام قرائت ، کلمات را صحیح اداء کنیم .
پس هنگام تلفّظ کلمات باید دقّت داشت که هر حرفی با حروف مشابه خود اشتباه نشود، زیرا در بسیاری از موارد باعث تغییر معنای کلمه می‌شود و در اذکار نماز نیز چنین کلماتی یافت می شود که باید بطور صحیح اداء شود و گرنه نماز باطل می‌شود. برای نمونه به چند مورد اشاره می‌شود.
اشتباه صحیح
هَمْد هلاک شده حَمْد ستایش
سَمَدْ کود زراعتی صَمَدْ بی نیاز
سَلّ شمشیر بکش صَلّ درود فرست
با عنایت به آنچه که در بالا ذکر شد، این کتاب شامل دو بخش است :
۱ بخش (روان خوانی ): شامل قواعد مشکل و ضروری روخوانی و قواعد رسم الخط عربی .
۲ بخش (تجوید): مشتمل بر فشرده‌ای از دستورها و قواعد علم تجوید.
امید است با راهنمایی‌های استادان و مربیان محترم ، قرآن آموزان عزیز بتوانند قرآن را بدون غلط، روان ، صحیح ، زیبا و دلنشین قرائت کنند. خداوند همه ما را عالم و عامل به قرآن گرداند و قلبهای ما را ظرف معارف قرآن ، قرار داده ، به نور قرآن منوّر فرماید.
مربیان محترم در بدو تشکیل کلاس ، قرآن آموزان را از جهت روان خوانی قرآن مورد آزمایش قرار دهند. اگر افرادی بودند که در روان خوانی دچار مشکل بودند، بخش اوّل کتاب برای آنها تدریس شود و چنانچه مشکل روان خوانی نداشتند، بخش دوم آن تدریس شود.
با آموزش بخش اوّل کتاب (برای افراد ضعیف در روانخوانی )، پیش بینی می‌شود که افراد کلاس تا حدود زیادی هم سطح شده باشند، بدین جهت بقیه ساعات کلاس به آموزش بخش دوّم کتاب ، (تجوید) اختصاص یافته است . این بخش شامل پانزده ساعت تدریس متن و تمرین می‌باشد.
توضیح این نکته ضروری است که تبلور یادگیری قواعد علم تجوید، در تلفظ صحیح حروف و کلمات قرآن است ، که نتیجه آن خواندن قرآن با لحن عربی است و این مهم جز با تمرین میسور نیست .
روش تمرین روی کلمات : ابتدا مربّی محترم کلمات را به روش (تحقیق )(۸) می‌خواند و قرآن آموزان استماع می‌کنند. در مرحله بعد استاد، کلمات را جدا جدا، قرائت می‌نماید و پس از او قرآن آموزان به روش (جمع خوانی ) تکرار می‌کنند.
در مرحله سوم هر یک از قرآن آموزان مقداری از تمرینها را به تنهایی می‌خواند تا مربّی گرامی از صحّت تلفّظ آنان اطمینان حاصل کند.
تمرین آیات یا سوَر: در این مورد باز مربّی گرامی آیات یا سوره انتخابی را یکبار به روش (تحقیق ) می‌خواند (سور انتخابی مربوط به جزء سی ام قرآن است که برای در دسترس بودن در آخر جزوه چاپ شده است . همچنین در قرائت سوره‌ها می‌توان از نوارهای (تحقیق آموزشی ) استاد محمود خلیل حُصَری و سایر اساتید استفاده نمود). مرتبه دوم مربّی محترم آیات را قرائت می کند و قرآن آموزان به صورت (هم خوانی ) ایشان را همراهی می‌نمایند. در مرحله آخر قرآن آموزان آیات یا سوره انتخابی را به روش (تحقیق ) می‌خوانند که این روش تا پایان کلاس ادامه خواهد یافت .
در صورتی که مربّی محترم برای تمرین در خارج از کلاس ، تکلیفی را برای قرآن آموزان معین می کنند پیشنهاد می شود این تمرین (در صورت امکان ) به شکل گروهی در گروه‌های سه تا پنج نفره باشد تا بازدهی تمرین بیشتر گردد.
از کلیه اساتید و مربیان محترم قرآن تقاضا می‌شود در صورت صلاحدید، نتیجه تدریس کتاب را همراه پیشنهادها و انتقادات سازنده برای این مرکز ارسال دارند تا در چاپهای بعدی کتاب مورد استفاده قرار گیرد.
برای تماس با ما می‌توانید با این آدرس مکاتبه نمایید:
قم صندوق پستی ۶۴۱ ۳۷۱۸۵، مرکز تحقیقات اسلامی .
در پایان ، ضمن آرزوی موفقیّت مربیان بزرگوار قرآن ، امیدواریم نکات یاد شده از جانب ایشان ، مورد دقت و توجه قرار گرفته و با توجه به اهمیت آنها، به عنوان روش تدریس به کار گرفته شود.
موفق باشید
معاونت متون آموزشی و کمک آموزشی
مرکز تحقیقات اسلامی

بخش اوّل

روان خوانی قرآن

درس اول

حرکات

از میان علامتها، حرکات مهمترین نقش را در تلفّظ صحیح حروف و کلمات قرآن دارند.
حرکات ، سه نوع است : (فتحه ، کسره ، ضمه ) که به ترتیب با شکل و اسم و چگونگی تلفّظ آنها آشنا خواهید شد.

فتحه

به این علامت () در فارسی (زِبَر) و در عربی (فتحه ) می‌گویند.
فتحه از کلمه (فَتْحْ) گرفته شده و در اصل (فَتْحَةٌ) بوده ، یعنی یک بار گشودن . در هنگام وقف بر آخر آن ، (طبق قواعد وقف ) تاء (ة ) تبدیل به هاء ساکن (ه ) می‌شود.
صدای فتحه ، متمایل به صدای (حرف الف ) است . از این رو، برای نشان دادن شکل آن از حرف الف کمک گرفته‌اند و برای اینکه با الف اصلی کلمه ، اشتباه نشود به شکل الف کوچک و خوابیده روی حرف قرار داده‌اند ( ، ، ا).
علّت نامگذاری آن به فتحه این است که در هنگام تلفّظ حروفی که دارای این علامت هستند، لبها حالت گشودن به خود می‌گیرد(۹)، مانند:
کتبَ خسفَ مکَرَ زَهَقَ کَفَرَ وَلَدَ وَسَقَ فَخَرَجَ خَلَقَکَ سَاَلَکَ فَقَدَرَ فَخَلَقَ وَ قَذَفَ وَ وَجَدَکَ فَعَدَلَکَ وَ یَذَرَکَ عَقَبَةَ فَحَشَرَ.

کسره

به این علامت () در فارسی (زیر) و در عربی (کسره ) می‌گویند. کسره از کلمه (کَسْر) گرفته شده و در ا صل (کَسْرَةٌ) بوده ، یعنی یک بار شکستن . در هنگام وقف بر آخر آن ، (طبق قواعد وقف ) تاء (ة ) تبدیل به هاء ساکن (هْ) می‌شود.
صدای کسره ، متمایل به صدای (حرف یاء) است . بدین خاطر، برای نشان دادن آن از حرف یاء کمک گرفته اند و برای اینکه با یاء اصلی کلمه ، اشتباه نشود به شکل یاء کوچک و بدون نقطه در زیر حرف قرار داده اند ( ، ی‍ ، ی ) شکل کسره ، نخست دارای دندانه بود؛ بعدها به خاطر کاربرد زیاد و اختصار، دندانه آن را نیز حذف کردند ().
علّت نامگذاری آن به کسره این است که به هنگام تلفّظِ حروفی که دارای این علامت است ، لبها حالت شکستگی به خود می‌گیرد.
لازم به یاد آوری است که صدای کسره عربی با صدای (اِ) فارسی کمی تفاوت دارد. در عربی صدای کسره متمایل به (یاء) می‌باشد، شبیه صدای (ای ) امّا با کشش کمتر، چنین صدایی در بعضی از کلمات فارسی نیز وجود دارد، مانند:
خِیابان ، نِیاز، زِیان .
ولیکن در فارسی ، هرگاه بعد از صدای (اِ) حرف یاء قرار بگیرد صدای (اِ) متمایل به (یاء) می شود، ولی در عربی همیشه صدای کسره متمایل به (یاء) تلفّظ می‌شود(۱۰)، مانند:
اِبِلِ بَلَدِ شَهِدَ سَمِعَ بَرِقَ نَسِیَ مَلِکِ نَفِدَ رَدِفَ فَرِحَ فَصَعِقَ اَفَاَمِنَ اَفَحَسِبَ بِیَدِکَ قِبَلَکَ تَبِعَکَ کَمَثَلِ فَلَبِثَ قِرَدَةَ بَلَغَتِ وَ رَجِلِکَ

ضمّه

به این علامت () در فارسی (پیش ) و در عربی (ضمه ) می‌گویند. ضمّه از کلمه (ضَمّ) گرفته شده و در اصل (ضَمَّةٌ) بوده ، یعنی یک بار به هم پیوستن یا جمع شدن . در هنگام وقف بر آخر آن ، (طبق قواعد وقف ) تاء (ة ) تبدیل به هاء ساکن (هْ) می‌شود.
صدای ضمه ، متمایل به صدای (حرف واو) است . بدین جهت ، برای نشان دادن آن از حرف واو کمک گرفته اند و برای اینکه با واو اصلی کلمه ، اشتباه نشود به شکل واو کوچک و روی حرف قرار داده‌اند (، و، و).
علّت نامگذاری آن به ضمّه این است که در هنگام تلفّظ حروفی که دارای این علامت است ، لبها به هم پیوسته و غنچه می‌شود.
لازم به یاد آوری است که صدای ضمه عربی با صدای (اُ) فارسی کمی تفاوت دارد. در عربی صدای ضمه ، متمایل به (واو) می باشد، شبیه صدای (او) امّا با کشش کمتر، چنین صدایی در بعضی از کلمات فارسی نیز وجود دارد، مانند:
بُلوک ، هُلو ، خُروس .
لکن در فارسی هرگاه بعداز صدای (اُ) حرفی با صدای (او) قرار بگیرد، صدای (اُ) متمایل به (واو) می شود، ولی در عربی همیشه صدای ضمه متمایل به (واو) تلفّظ می‌شود(۱۱)؛ مانند:
جُعِلَ کُتُبِ سُبُلِ خُلِقَ قُتِلَ نُفِخَ تَزِرُ وُجِدَ لاَجِدُ عُنُقِکَ سَتَجِدُ کَلِمَتُ فُتِحَتِ سَنَسِمُ یَعِدُهُمُ بَصَرُکَ اَعِظُکَ فَطُبِعَ اَتَذَرُ لَنُبِذَ

پرسش

۱ فتحه و کسره و ضمّه را تعریف کنید.
۲ علت نامگذاری حرکات سه گانه را توضیح دهید.
۳ شکل حرکات سه گانه از چه حروفی گرفته شده و چرا؟

درس دوم

حروف مدّی

هرگاه بعد از حرکات (فتحه ، کسره ، ضمه ) حرف همجنس آنها قرار بگیرد، آن حرف ، باعث دو برابر شدن مدّ و کشش صدای حرکات می‌شود؛ از این رو به آن ، حرف مدّی می‌گویند. حروف مدّی سه تا است : (الف مدّی ، یاء مدّی ، واو مدّی ) که به ترتیب درباره شکل ، اسم و چگونگی تلفّظ آنها توضیح می‌دهیم .

الفِ مدّی

هر گاه بعد از حرف مفتوح ، الفی قرار گیرد ( ا) این الف باعث دو برابر شدن مدّ و کشش صدای فتحه می‌شود بدین جهت به آن ، الف مدّی می‌گویند.
در قرآنهایی که با رسم الخط ایرانی نوشته شده ، فتحه قبل از الف مدّی را به صورت ایستاده علامت گذاری کرده‌اند ( ا) تا نشانگر تلفّظ فتحه با صدای کشیده باشد.
صدای الف مدّی نزد تمامی حروف ، یکسان نیست ؛ بعد از هشت حرف (خ ص ض ط ظ غ ق ر) به صورت درشت (شبیه صدای (آ) فارسی ) و بعد از بیست حرف دیگر به صورت نازک ادا می‌شود(۱۲)، مانند:
جاهدَ ناصرُ مالِکِ اَحاطَ فَاِذا عَذابُ ناقَةُ تَبارَکَ اَماناتِ ضَلا لَةَ شَهاداتِ نَمارِقُ تالِیاتُ یُضاعَفُ زاجِراتِ ماذا اَرادَ بِعَصاکَ صالِحاتُ

# نکته

در نوشته‌های قدیم ، الف مدّی بعضی از کلمات را به جهاتی نمی‌نوشتند بعدها که قرآن را برای صحت تلاوت علامت گذاری کردند.
این امر به دو صورت انجام پذیرفت :
۱ بعضی با اضافه کردن یک الفِ کوچک در کنار فتحه (‍) علامت گذاری کردند، مانند:
ذَلِکَ سَمَواتُ رَحْمَنِ هَذَا قِیَمَةِ
۲ عده‌ای دیگر با ایستاده نوشتن فتحه ( ) علامت گذاری نمودند، مانند:
ذلِکَ سَمواتُ رَحْمنِ هذا قِیمَةِ

یای مدّی

هرگاه بعد از حرف مکسور، یاء قرار گیرد ( ی ) این یاء باعث دو برابر شدن مدّ و کشش صدای کسره می‌شود و از این رو به آن ، یاء مدّی می‌گویند.
در قرآنهای با رسم الخط ایرانی ، کسره قبل از یاء مدّی را به صورت ایستاده علامت گذاری کرده‌اند (ی ) تا نشانگر تلفّظ کسره با صدای کشیده باشد.
صدای یاء مدّی همانند صدای (ای ) فارسی می‌باشد، مانند:
عبادی قَمِیصی یُریدُ کَبیرُ اَرادَنی ایمانُها سَفیهُنا فی جیدِها حافِظینَ لاِ یلا فِ خ الِدینَ الِهَتی وَسیلَةَ

واو مدّی

هرگاه بعد از حرف مضموم ، واو قرار گیرد ( و) این واو باعث دو برابر شدن مدّ و کشش صدای ضمه می شود بدین جهت به آن واو مدّی می گویند. شکل واو مدّی در قرآنهای با رسم الخط ایرانی و یا عربی ، تفاوتی با هم ندارند.
صدای واو مدّی همانند صدای (او)فارسی می‌باشد، مانند:
اُوذینا یطوفُ یوفونَ نُوحیها قُلُوبُنا یُوعَدُونَ تَخافُونَ یَقُولُونَ یَتَخافَتُونَ فَعَقَرُوها یُقیمُونَ

تمرین

سوره (شمس ) را بصورت روان بخوانید و در تلفظ الف مدّی دقت کنید تا مواردی که باید نازک و کم حجم خوانده شود با مواردی که باید درشت و پرحجم خوانده شود، اشتباه نگردد.

پرسش

۱ حروف مدّی را تعریف کرده و علّت نامگذاری آنها را توضیح دهید.
۲ الف مدّی بعد از چه حروفی نازک و رقیق و بعد از چه حروفی درشت و غلیظ تلفّظ می‌شود.
۳ فرق بین علائم حروف مدّی در رسم الخط ایرانی و عربی را بیان کنید.

درس سوم

سایر علامتها

بغیر از علامت حرکات (و حروف مدّی ) علامتهای دیگری برای نشان دادن حرف ساکن ، مشدّد، مُنَوَّن و همچنین علامت مدّ (برای نشان دادن مدّ و کشش بیش از مقدار طبیعی ) قرار داده‌اند که به ترتیب دربارهٔ شکل ، اسم و چگونگی تلفّظ آنها توضیح خواهیم داد.

سکون

حرفی که هیچ گونه حرکتی نداشته باشد، ساکن نامیده می‌شود.
برای نشان دادن حرف ساکن از علامتی به این شکل (ح‍ )(۱۳) استفاده می‌شود. این شکل (ح‍ ) از حرف اوّل کلمه خفیف گرفته شده (خ ) و نشانگر خفیف تلفّظ شدن حرف ساکن در مقابل حرف متحرّک (یا مشدّد) می‌باشد. بعدها به خاطر کاربرد زیاد و اختصار، نقطه و دنباله آن را حذف کرده‌اند ( خ‍ خفیف )(14)
حرف ساکن ، چون فاقد حرکت است ابتدا کردن به آن محال یا بسیار مشکل خواهد بود از این رو، به کمک حرف متحرّک قبل از خود و به یک بخش ، خوانده می‌شود، مانند:
مَنْ قُمْ خِفْتُمْ اَنْزَلْنا یَمْشُونَ خَلْفَهُمْ

تشدید

اگر حرفی پشت سر هم تکرار شود (اوّلی ساکن و دومی متحرّک ) تلفّظ آن برای اندامهای گفتاری انسان ، مشکل و سنگین خواهد بود، چرا که می‌بایست زبان دو بار به مخرج یک حرف برخورد کند، مانند:
رَبْ،بَ مَدْ،دَ
برای رفع این سنگینی ، اوّلی را در دوّمی ادغام می‌کنند، در نتیجه زبان یک بار، ولی محکم و با شدّت به مخرج آن حرف برخورد کرده و جدا می‌شود (در هنگام برخورد با حالت سکون و در هنگام جدا شدن با همان حرکتی که آن حرف دارا می‌باشد).
برای نشان دادن حرف مشدّد از علامتی به این شکل ( ) استفاده می‌کنند.
این علامت از شین کوچک (ش ) در ابتدای کلمه (شِدَّ) گرفته شده و دلالت بر شدید و محکم ادا شدن حرف در هنگام تلفّظ می‌کند، نقطه‌ها و دنباله آن را با گذشت زمان حذف کرده و دندانه آن را باقی گذاشته‌اند ( ، ش‍ ، شِدّ).
این علامت ، همیشه بالای حرف قرار می‌گیرد و یکی از حرکات سه گانه نیز ضمیمه آن می‌شود، مانند:
حَقُّ صَلِّ اَنَّ اِنّا یُصَلُّونَ رَبّی

تنوین

تنوین ، نون ساکن زائدی است که به آخر بعضی از اسمها اضافه می‌شود. برای اینکه این نون زائد با نون اصلی کلمه ، اشتباه نشود آن را نمی نویسند و در عوض ، شکل حرکت حرف آخر را تکرار می کنند (). این تکرار شکل ، نشانگر تلفّظ نون ساکنی است که در هنگام نوشتن نوشته نشده ولی خوانده می‌شود، مانند:
کِتابٌ ماءً ذِکْرٍ راضِیَةً سُرُرٌ جِهادٍ
که خوانده می‌شود:
کِتابُنْ ماءَنْ ذِکْرِنْ و ...

# نکته

عده‌ای بعد از کلماتی که به تنوین فتحه ختم شد، الفی اضافه کرده‌اند، مانند (کِتاباً)، و این بدان جهت است که در هنگام وقف باید بصورت الف مدّی خوانده شود(کِتابا).
در سه مورد زیر الف آورده نشده است :
۱ کلماتی که به تاء گرد ختم شده باشد، مانند رَحْمَةً حَیاةً، چرا که در هنگام وقف ، تاء تبدیل به هاء ساکن می‌شود (رَحْمَهْ حَیاهْ).
۲ کلماتی که الف مدّی آن بصورت یاء نوشته شده باشد، مانند: (هُدًی ضُحًی ). در بحث حروف ناخوانا با علّت آن ، آشنا خواهید شد.
۳ بعضی از کلماتی که به همزه ختم شده باشند، مانند (ماءً سَماءً). ان شاءاللّه در بحثهای آینده علت آن را توضیح خواهیم داد.

# نکته

در بعضی از قرآنها تنوین را به دو صورت (ً)،(َ) علامت گذاری کرده‌اند که در بحث تجوید با علّت آن آشنا خواهید شد.
مدّ
هرگاه بعد از حروف مدّی ، حرف ساکن یا مشدّد و یا همزه قرار گیرد، حروف مدّی را باید بیش از حالت طبیعی مدّ و کشش ‍ داد؛ در بعضی از قرآنها در چنین مواردی برای راهنمایی قاری علامتی به این شکل ( ) روی حروف مدّی قرار داده‌اند، مانند:
ضآلّینَ سُوَّءِ فیَّ اَنْفُسِهِمْ الَّمَّ
این علامت از کلمه (مدّ) گرفته شده که قسمت زیرین میم و طرف بالای دال را برای اختصار، حذف کرده‌اند. ( ، مدّ).
ان شاءاللّه دربارهٔ انواع مدّ و میزان کشش آن در بحث تجوید، توضیح خواهیم داد.

پرسش

۱ علامت سکون از چه حرفی گرفته شده ، چرا؟
۲ علامت تشدید از چه حرفی گرفته شده ، چرا؟
۳ تنوین را تعریف کرده ، برای هر یک از انواع آن مثالی بزنید.
۴ در چه مواردی بعد از تنوین فتحه ، (الف ) نیامده است ؟
۵ علامت مدّ روی چه حروفی قرار می‌گیرد و باعث چه تغییری در تلفّظ می‌شود؟

درس چهارم

حروف ناخوانا

در قرآن کریم به چهار حرف (ا ل و ی ) بر می‌خوریم که در بعضی از کلمات نوشته شده ولی خوانده نمی شوند. در این مبحث با موارد آنها و علّت نوشتن و خوانده نشدنشان نیز آشنا خواهید شد.

پایه و کرسی همزه

همزه از حروفی است که در نوشته های قدیمی عربی شکل خاصی نداشت . در ابتدای کلمه بصورت الف و در وسط و آخر کلمه با توجّه به حرکت همزه یا حرکت حرف قبلش ، آن را به صورت (ا،و،ی ) می‌نوشتند، بعدها که قرآن را برای صحت قرائت ، علامت گذاری کردند، این شکل (ء) را برای همزه وضع نمودند و آن را روی سه حرف مذکور قرار دادند (اء ؤ ئُ) تا قاری قرآن چگونگی تلفّظ صحیح آن سه حرف را تشخیص دهد. بنابراین ، طبق نوشته‌های امروزی ، این سه حرف (ا و ی ) دیگر خوانده نمی‌شوند و در حکم پایه و کرسی همزه محسوب می‌شوند، مانند:
ساءَلَ فؤ ادُ یبدِئُ اءُمِرْتُ یَسْتَهْزِئُ مُؤْصَدَةٌ مُؤْمِنٌ تُؤْوی اءَنْشَاءْناهُنَّ یُؤ اخِذُکُمْ یُنْشِئُ لُؤْلُؤًا اءَفَتُؤْمِنُونَ
لازم به یادآوری است که بعضی وقتها یاء کوچک (ی) پایه و کرسی همزه واقع می‌شود، در این صورت نقطه آن را نمی‌نویسند (ئ)، مانند:
حَدائِقَ تَسْئَلُونَ شانِئَکَ اَنْبِئْهُمْ جِئْتُکَ ذائِقَةُ

پایه و کرسی الف مدّی

واو و یاء در بعضی از کلمات باید بصورت الف خوانده شوند، مانند: (صلوة موسی )که خوانده می شوند (صلاة موسا). در چنین مواردی برای راهنمایی قاری روی واو و یاء، الف کوچکی قرار داده اند تا قاری قرآن متوجّه تلفّظ صحیح این دو حرف باشد، ( ی و) و با توجه به اینکه در کلیّه این موارد، حرف قبل ، مفتوح است ، این الف باعث دو برابر شدن مدّ و کشش ‍ صدای فتحه قبل می‌شود و واو و یاء در حکم پایه و کرسی برای الف مدّی خواهد بود مانند:
صَلَوة ضُحَی تَلَیها
در قرآنهای با رسم الخط ایرانی ، فتحه حرف قبل را بصورت ایستاده و واو و یاء را بدون علامت نوشته‌اند، مانند:
صلوةُ ضحی مِشْکوةُ اُولی غَداوةُ لِلْعُسْری مَنوةُ تَلَظّی زَکوةُ یَتَزَکّی اَلْحَیوةُ فَتَدَلّی نَجوةُ اِسْتَعْلی
لازم به یادسپاری است که بعضی وقتها یاء کوچک (ی) پایه و کرسی الف مدّی واقع می‌شود؛ در این صورت نقطه آن را نمی‌نویسند (ب‍)، مانند:
ضُحبها ذِکْربهُمْ دَسّبها مَثْوبکُمْ فَسَوّبها نَربکَ

الفِ جمع

افعالی که آخر آنها به حرف واو جمع ، ختم می‌شود، در صورتی که بعد از واو جمع ، ضمیری نیامده باشد لازم است بعد از آن واو، الفی آورده شود تا واو جمع با واو غیر جمع اشتباه نشود، مانند:
نَصَرُوا فَرِحُوا امَنُوا کانُوا صَبَرُوا تَعْثَوْا
به این الف اضافه بر الف جمع الف فارقه نیز می‌گویند، چرا که این الف تمیز دهنده واو جمع از غیر جمع می‌باشد.

واو مدّی در شش کلمه

در قرآن به شش کلمه برمی خوریم که با واو مدّی (اُو) نوشته شده ، ولی واو مدّی آنها خوانده نمی شود هیچ قاعده و ضابطه‌ای در مورد این کلمات ذکر نشده است . چگونگی نوشتن و قرائت این شش کلمه عبارت است از:
نوشته شده :
اُولِی اُولُوا اُولاءِ اُولاتِ اُولئِکَ سَاُوریکُمْ
خوانده شده :
اُلِی اُلُوا اُلا ءِ اُلا تِ اُل ئِکَ سَاُریکُمْ
لازم به یادسپاری است که در بعضی از قرآنها برای راهنمایی قاری ، روی الف جمع و واو این شش کلمه دایره کوچکی قرار داده‌اند ()(۱۵) تا بر عدم تلفّظ این دو حرف دلالت کند، مانند:
اَقِیمُواْ عَمِلُواْ سَاُوْریکُمْ اُوْلئِکَ اُوْلُواْ اُوْلاءِ اُوْلی

همزه وصل در درج کلام

تلفّظ کلماتی که ابتدای آنها ساکن باشد، مشکل و یا غیر ممکن است ، مانند:
(نْصُرْ هْبِطْ).
برای سهولت و امکان پذیر شدن تلفظ چنین کلماتی از الف متحرّکی به نام همزه وصل ، کمک می‌گیرند.
همزه وصل در ابتدای کلام خوانده می‌شود، ولی در وسط دو کلمه خوانده نمی‌شود، مانند:
اُدْخُلُواْ یا قَوْمِ ادْخُلُواْ
در مقابل همزه وصل ، همزه دیگری است به نام همزه قطع که در ابتدا و وسط کلام خوانده می‌شود، مانند:
اَرْسَلْنا لَقَدْ اَرْسَلْنا
در مورد همزه وصل و قطع و نحوه نوشتن آنها در بحث تجوید آشنا خواهید شد.

حروف مدّی نزد همزه وصل

هرگاه حروف مدّی به همزه وصل ، برخورد کنند میان حروف مدّی (که ذاتاً ساکن می‌باشند) و حرف بعد از همزه وصل (که همیشه ساکن یا مشدّد می‌باشد) التقاء ساکنین پیش می‌آید. برای رفع التقاء ساکنین ، حروف مدّی خوانده نمی‌شوند، مانند:
وَ اِذَا الجِبالُ فِی الْمَدِینَةِ ذُوالْعَرْشِ
که خوانده می‌شوند:
وَ اِذَلْجِبالُ فِ‍ لْمَدِینَةِ ذُلْعَرْشِ

لام (ال ) تعریف نزد حروف شمسی

(ال ) تعریف ، شامل دو حرف الف و لام می باشد که الف آن ، همزه وصل است (در ابتدای کلام خوانده می‌شود و در وسط جمله خوانده نمی‌شود) و لام آن نزد حروف دو حالت دارد: نزد چهارده حرف قمری که در این کلمات خلاصه شده : (عجبا که خوف حق غمی ) اظهار و نزد چهارده حرف شمسی ، تبدیل به حروف شمسی شده و در هم ادغام می‌شوند. برای راهنمایی قاری در چنین مواردی لام را بدون علامت سکون ، و در عوض ، حرف بعدی را مشدّد نوشته‌اند.
ال در حروف قمری مانند:
وَالْمُطَلَّقاتُ وَالْیَوْمِ الاْ خِرِ مِنَ الْکِتابِ وَالْحِکْمَةَ وَالْوالِداتُ
ال در حروف شمسی مانند:
اِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ اَنْ یُتِمَّ الرَّضاعَةَ عَلَی الصَّلَواتِ وَاللّهُ عَلیمٌ بِالظّالِمینَ

پرسش و تمرین

۱ شش کلمه‌ای را که واو مدّی آنها خوانده نمی‌شوند بنویسید.
۲ همزه وصل در چه موقعی خوانده نمی‌شود؟
۳ حروف مدّی در چه موقعی خوانده نمی‌شوند، چرا؟
۴ لام (ال ) تعریف بعد از چه حروفی خوانده نمی‌شود؟

درس پنجم

حروفی که نوشته نشده ولی باید خوانده شوند

در قرآن به سه حرف (ا و ی ) بر می‌خوریم که در کتابت بعضی از کلمات قرآن نوشته نشده ، ولی باید خوانده شوند. بطور کلّی ، می‌توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد:
مواردی که جزء اصل کلمه نیست .
مواردی که جزء اصل کلمه هست .
در این مبحث با جزئیّات و چگونگی نوشتن و علامت گذاری آنها آشنا می‌شوید.

مواردی که جزء اصل کلمه نیست

(واو) و (یاء) که بر اثر اشباع هاء ضمیر به وجود می‌آید.
نخست به معنای اشباع و هاء ضمیر توجّه فرمایید:
اشباع : در اصطلاح قرائت ، به معنای سیر کردن حرکت است بگونه‌ای که از فتحه ، الف مدّی و از کسره ، یاء مدّی و از ضمّه ، واو مدّی تولید شود.
هاء ضمیر: عبارت است از حرف (ه ه ) که در آخر کلمه می‌آید و معنی (او آن ) می‌دهد، مانند:
لَهُ (برای او)فِیهِ(در آن ).
هاء ضمیر در صورتی که حرف قبل از آن متحرک باشد، اشباع می‌گردد؛ بدین معنی که اگر حرکت هاء، کسره باشد (ه هِ) تبدیل به یاء مدّی می‌شود (هِی ) و در صورتی که حرکت هاء ضمّه باشد (ه هُ) تبدیل به واو مدّی می‌شود (هُو)، مانند:
بِهِ لَهُ مالُهُ ماله که خوانده می‌شوند: بِهِی لَهُو مالُهُو

# یادسپاری

در بعضی از قرآنها برای راهنمایی قاری ، حرف واو و یاء تولید شده از اشباع را بصورت کوچک بعد از هاء ضمیر نوشته‌اند، مانند:
اَنَّهُو یَرَهُو عِبادُهُو عَبْدَهُو رَبَّهُو فِی بَطْنِهِی لِقَوْمِهِی مِنْ دُونِهِی

# یادسپاری

هاء ضمیر در سه مورد زیر اشباع نمی‌شود:
۱ حرف قبل از هاء ضمیر، ساکن باشد، مانند:
مِنْهُ اِلَیْهِ لَدُنْهُ فَاعْبُدْهُ یَعْلَمْهُ
۲ حرف قبل از هاء ضمیر، از حروف مدّی باشد، مانند:
فِیهِ اَنْزَلْناهُ خُذُوهُ یَهْدیهِ هَداهُ نَصَرُوهُ
۳ حرف بعد از هاء ضمیر، ساکن یا مشدّد باشد، مانند:
(لَهُ الْحَمْدُ نَصَرَهُ اللّهُ دُونِهِ الْباطِلُ بِهِ الَّذینَ

مواردی که جزء اصل کلمه هست

در مورد ننوشتن سه حرف (ا و ی ) در بعضی از کلمات (با اینکه جزء اصل کلمه می باشند) توجیهاتی را ذکر کرده‌اند که به یکی از آنها اکتفا می‌کنیم و آن جلوگیری از تکرار است .
عربها در نوشتن اوّلیه خود از تکرار سه حرف (ا و ی ) جلوگیری می‌کردند و هر جا یکی از این سه حرف در کلمه‌ای تکرار می‌شد به نوشتن یکی از آنها اکتفا می‌کردند، مانند:
نَبِیِّینَ یَسْتَوُونَ یَا اَیُّهَا
که به این صورت می‌نوشتند:
نبیّن یستون یایّها
بعد از آنکه قرآن را برای صحت قرائت ، علامت گذاری کردند، برای راهنمایی قاری در چنین مواردی ، (ا و ی ) کوچکی اضافه نمودند، مانند:
نُبَی‍ِّی نَ اءُمِّی‍ّی نَ یَسْتَووُنَ یَلْووُنَ یَاَی‍ُّ ی ‍هَا
در بعضی از قرآنهای دیگر با ایستاده نوشتن حرکت فتحه و کسره ( ) و نوشتن حرکت ضمه به این شکل (،)لزوم تلفّظ آنها را مشخص کرده‌اند، مانند:
نَبِیّنَ اءُمِیّنَ یَسْتَو،نَ یَلْو،نَ یاَیُّهَا

تمرین

سوره عَبَسَ را قرائت نموده و موارد اشباع و عدم اشباع هاء ضمیر را مشخص کنید.

پرسش و تمرین

۱ اشباع را تعریف کنید.
۲ در چه موردی هاء ضمیر اشباع می‌شود؟
۳ در چه مواردی هاء ضمیر اشباع نمی‌شود؟

بخش دوّم

تجوید قرآن کریم

درس ششم

تجوید و الفبای عربی

معنای تجوید

تجوید در لغت ، مترادف با کلمه (تحسین ) به معنای (نیکو گردانیدن ) است و در اصطلاح ، عبارت است از قواعد و دستورهای صحیح اداء کردن حروف از نظر مخارج ، صفات و احکام آن .

فایده تجوید

با رعایت قواعد تجوید، قرآن همان گونه که در آغاز اسلام خوانده و شنیده می‌شد، قرائت می گردد و در نتیجه ، قرآن از تغییر و تحریف ، محفوظ مانده ، آهنگ زیبا و دلنشین آن نیز از بین نمی‌رود.

الفبای عربی

هر حرفی دارای شکل ، اسم و تلفّظی خاص می‌باشد.
در کتاب روخوانی قرآن با شکلها و اسمهای حروف آشنا شدید. در این کتاب به یاری خداوند رحمان ، با نحوه تلفظ حروف عربی آشنا خواهید شد. قبل از توضیح آنها به بررسی چند مطلب که بی ارتباط با شکلها و اسمهای حروف نیست می‌پردازیم :

اقسام الف

الف در زبان عرب بر دو قسم است : ۱ الف حرکت ناپذیر ۲ الف حرکت پذیر
۱ الف حرکت ناپذیر: بعد از حرف مفتوح قرار می‌گیرد و باعث می‌شود که مدّ و کشش صدای فتحه آن حرف ، دو برابر شود از این رو، به آن (الف مدّی ) می‌گویند، مانند:
کَانَ دَعَا عَلاَ مَاتٍ
۲ الف حرکت پذیر: همان همزه (ء) است که در مورد چگونگی کتابت آن به کتاب (آموزش روخوانی قرآن کریم ) سطح ۲، ص ۳۳ ۳۴ مراجعه شود.

اعداد الفبای عربی

برخی تعداد الفبای عربی را ۲۸ حرف و بعضی دیگر ۲۹ حرف می‌دانند.
اختلاف بر سر (الف مدّی ) است . عدّه‌ای آن را یک حرف مستقل می‌دانند و بعضی دیگر بر این عقیده‌اند که (الف مدّی ) تنها یک صدای کشیده مانند (واو و یاء مدّی ) می‌باشد و حرف مستقلی به حساب نمی‌آید.

همزه وصل و همزه قطع

تلفظ کلماتی که ابتدای آنها ساکن باشد مشکل و یا غیر ممکن است . برای سهولت و امکان پذیر شدن تلفظ چنین کلماتی از الفی به نام (همزه وصل )(۱۶) کمک گرفته می‌شود.
همزه وصل در ابتدای کلمه ، خوانده می‌شود ولی در وسط کلام ، خوانده نمی‌شود، مانند:
اُدْخُلُوا یا قَوْمِ ادْخُلُوا
در مقابل همزه وصل ، همزه دیگری است به نام همزه قطع که در ابتدا و وسط کلام خوانده می‌شود(۱۷)، مانند:
اَرْسَلْنا لَقَدْ اَرْسَلْنا

چگونگی خواندن همزه وصل در ابتدای کلمه‌ها

همزه وصل در آغاز فعل و اسم و حرف می‌آید.
در حروف : همزه (ال ) تعریف همیشه مفتوح می‌باشد، مانند:
الشَّمْس ، الْقَمَر که خوانده می‌شوند: اَلشَّمْس ، اَلْقَمَر
در اسمها: همیشه مکسور می‌باشد، مانند:
ابْن ، اسْم که خوانده می‌شوند: اِبْن ، اِسْم
در افعال : با توجه به دوّمین حرف بعد از همزه ، اگر مفتوح یا مکسور بود با کسره و اگر مضموم بود با ضمّه خوانده می‌شود، مانند:
افْتَحْ، اضْرِبْ، انْصُرْ که خوانده می‌شوند: اِفْتَحْ، اِضْرِبْ، اُنْصُرْ

چگونگی علامت گذاری همزه قطع و وصل در قرآنها

در بعضی از قرآنها برای راهنمایی قاری ، روی الف همزه قطع ، همزه (اء) و روی الف همزه وصل ، صاد کوچکی (ا) قرار داده‌اند؛ مانند:
(اءَتَی اءَمْرُ اللّهِ)
در بعضی از قرآنهای دیگر الف همزه قطع را با حرکت و علامت مربوطه و الف همزه وصل را بدون علامت نوشته‌اند، مانند:
(اَتی اَمْرُ اللّهِ)

تمرین

کلمه هایی را که دارای همزه وصل است ، یک بار با کلمه قبل و بار دیگر بطور جداگانه بخوانید.
وَاستکبرَ وَالْقمرِ فاستَشْهِدُوا هُوَالْهُدی فَارْزُقُوهُمْ وَاتَّقُوهُ وَابْتَلُوا الْیَتامی فاستفتهمْ فقدِ افتَری لَقَدِ اسْتَکْبَرُوا قیلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ وَ لا تُخْسِرُوا الْمیزانَ وَاکْسُوهُمْ اَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ وَاخْشَوْنِ مِنَ الْکِتابِ

پرسش و تمرین

۱ تجوید را تعریف کرده و فایده آن را بنویسید.
۲ الف بر چند قسم است ؟ برای هر یک مثالی بزنید.
۳ فرق میان همزه قطع با وصل چیست ؟ مثال بزنید.
۴ چگونگی خواندن همزه وصل در ابتدای کلمه ها را با ذکر مثال توضیح دهید.
۵ بیست کلمه از قرآن انتخاب کنید که همزه وصل آن مکسور خوانده شود.

درس هفتم

تلفّظ حروف عربی(۱۸) (۱)

بسیاری از حروف عربی تقریباً به همان شکل فارسی تلفّظ می‌شوند و نیازی به آموزش ندارد و تنها ده حرف (ثاء، حاء، ذال ، صاد، ضاد، طاء، ظاء، عین ، غین ، واو) در زبان عربی ، تلفّظ آنها به گونه دیگری است که به شرح آن می‌پردازیم .
لازم به یادآوری است که ترتیب زیر به جهت سهولت در فراگیری انتخاب شده است .

حرف واو

در ادای حرف (واو) لبها بدون برخورد با دندانها به حالت غنچه در می‌آید و این حرف از میان دو لب تلفّظ می‌شود.

تمرین

بلَوْناهمْ اَوْجفتمْ توْبَتُهُمْ لاتَوْجَلْ قَوْمی یَوْمِهِمْ وَجَدَها یاوَیْلَنا وَجْهَها وارِدُها وارِدَهمْ والِدَتی وِزْرَ اُخری شاوِرْهمْ توَسوِسُ تاْویلِ نسَوّیکُمْ تَسْتَوی وُفِّیَتْ وُجُوهَکُمْ وُجْدِکُمْ تَلْوُوا داوُودَ وُورِیَ اَوَّلینَ قُوَّتِکُمْ اَوَّبی فَسَوّی لَوَّوْا تَزَوَّدُوا.

حرف حاء

این حرف در فارسی به شکل (هاء) تلفّظ می‌شود. برای تلفّظ صحیح آن کافی است آن را از وسط حلق و با فشردگی ، ادا کنیم تا با حرف (هاء) اشتباه نشود.

تمرین

اَهْوی اَحْوی
اُهِلَّ اُحِلَّ
اَحسِنْ فَاحْکُمْ یُحْیی مَحْیاهُمْ تَحْتِهِمْ اِحْتَرَقَتْ حَرَّمَها حَسِبُوا حَسیسَها یُحاسِبْکُمْ تحاوُرَکُما دَحیها رَحِمَ حِسابُهُمْ تَحِیَّتُهُمْ حیتانُهُمْ نُوحیها یَحیقُ حُرِّمَتْ حُلُّوا حُنَفآءُ مُفْلِحُونَ یَحُولُ یُسَبِّحُونَ اَلرَّحْمنِ الرَّحیمِ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ اَوْحی لَها.
بعد از فراگیری تلفظ صحیح حرف (حاء)، باید مراقب بود حرف (هاء) مانند آن ادا نشود، زیرا (هاء) در زبان عربی همانند تلفظ فارسی آن است .

حرف عین

این حرف در فارسی بصورت (همزه ) تلفظ می شود. حال به تفاوت این دو در عربی توجّه فرمایید:
(همزه ) ساده گفته می‌شود و هنگام سکون صدا در آن قطع می‌گردد ولی حرف (عین ) از وسط حلق ، ادا شده و هنگام سکون صدا در آن تقریباً قطع نمی‌شود.

تمرین

اَجَل عَجَل
اَمَلاًعَمَلاً
اَمین عَمین
یَاْلَمُونَ یَعْلَمُونَ
اَعلی فاعلَمْ نعمَ اِعلَموا یُعْجِبُکَ یَسْتَعْجِلُونَ مَعَکُمْ عَلَیْهِمْ یَفْعَلُونَ مَعایِشَ عالِیهمْ تعالی علْماً فاعِلُونَ اَلْعِزَّةَ مَعیشَتُهُمْ فَاَعینُونی نُعیدُها عُلَمآءُ عُقْباها عُلِّمْنا تَعُولُوا عُوقِبْتُمْ یَعُودُونَ فَعّالٌ سُعِّرَتْ یَدُعُّ الْیَتیمَ لااَعْبُدُ م ا تَعْبُدُونَ

پرسش و تمرین

۱ حروفی را که تلفّظ آنها در عربی با فارسی تفاوت دارند، نام ببرید.
۲ چگونگی تلفّظ حرف (واو) را با ذکر مثال بیان کنید.
۳ حرف (حاء) چگونه تلفظ می شود؟ با ذکر مثال بیان کنید.
۴ تفاوت تلفظ حرف (عین ) با (همزه ) را با ذکر مثال بنویسید.
۵ برای هر یک از حروف درس ، ده مثال از قرآن انتخاب کرده بنویسید.

درس هشتم

تلفّظ حروف عربی (۲)

حرف غین

غین و قاف در فارسی ، مثل هم تلفظ می شوند، حال به نحوه ادای هر یک در زبان عربی ، دقّت کنید.
حرف (قاف ) به کمک زبان کوچک و با شدّت و سختی گفته می‌شود بطوری که صوت ، قطع می‌گردد، ولی حرف (غین ) از انتهای حلق و با سستی تلفّظ شده و صدا در آن کشیده می‌شود، همچنین حرف (غین ) باید درشت ادا شود.(19)
تمرین :
اَقْنی اَغْنی
قَدْ غَدْ
نَغْفِرْ یَغْلی اَفْرِغْ اُغْشِیَتْ یُغْنیهِمْ فَاسْتَغْفَرَ تَغَشّها غَیْری غَنِمْتُمْ اَلْغافِرینَ وَالْمَغارِبِ فِی الْغارِ غِلٍّ غِسْلینٍ بُغِیَ اَبْغیکُمْ فَالْمُغیراتِ غُفْرانَکَ یَنْزَغُ غُلِبَتْ غُدُوُّها یَبْغُونَ لُغُوبٌ اَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ اَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ

حرف ثاء

این حرف در فارسی مثل (سین ) تلفّظ می‌شود. برای تلفّظ صحیح این حرف ، باید آن را از سر زبان و سر دندانهای پیشین بالا و به حالت دمیدگی ادا کرد.

تمرین

اِسْمَ اِثْمَ
یَلْبَسُونَ یَلْبَثُونَ
مثواکمْ فاثبتوا یثرِبَ مثلَهمْ مثقَلُونَ مَثْنی ثَلاثَ ثَقُلَتْ لَبِثَ مِنَ الْمثانی ثامنهمْ فاَثابکمْ ثِیابَهُمْ مَوْثِقاً جاثِیَةً کَثیراً جِثِیّاً حَثیثاً ثُمَّ ثبوراً ثلُثُ لَمثوبةٌ ثلا ثونَ مبْثُوثَةٌ اَلثِّق الَ اَلثَّقَلا نِ مُنْبَثّاً ی ا اَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ ثُمَّ بَعَثَهُ

حرف ذال

حروف (ذال )، (زا)، (ظاء) و (ضاد) در فارسی مثل هم تلفّظ می‌شوند ولی در عربی با هم فرق دارند.
برای ادای حرف (ذال ) از سر زبان و سر دندانهای پیشین بالا استفاده می‌کنیم تا از حرف (زاء) متمایز گردد، لازم به یادسپاری است که حرف (ذال ) را باید بصورت نازک و کم حجم ادا کرد.

تمرین

اَذْهبَ وَاذْکرُوا حذْرَکمْ اِذْقالَ یُذْهِبْکُمْ عُذْراً ذَکِّرْهُمْ ذَهَبُوا مُذَبْذَبینَ ذَّائِقُوا ذ لِکُمْ اَذ اعوا تذِلُّ ذِکر یه ا لِذِی الْقرْب ی اَلَّذینَ مَع اذیرَهُ لِیُذیقَهُمْ نُذُرِ ذُلِّلَتْ دُنُوبَنا خُذُوهُ ذُوقُوا نُذُورَهُمْ تُکَذِّبانِ اَلذُّنُوبِ فَاَذَّنَ مُؤَذِّنٌ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذیراً لِیَذَّکَّرُوا

حرف ظاء

برای تلفّظ حرف (ظاء) کافی است حرف (ذال ) را درشت و پرحجم (۲۰) ادا کنیم .

تمرین

مُنْذَرینَ مُنْظَرینَ
مَحْذُوراً مَحْظُوراً
اَظلَمَ یظلِمونَ یظهرَ حفظناها وَاغلُظْ مُظْلِمُونَ ظَلَمُوا ظَلَّتْ یُظاهِرُوا ظالِمی لَظالِمُونَ ظِلالُها ظِهْرِیّاً مَحْفُوظٍ کَظیمٌ حافِظینَ عَظیمٌ ظُلِمُوا یَظُنُّ ظُلُماتٍ تُوعَظُونَ وَاحْفَظُوا حافِظُونَ یُعَظِّمْ فَظّاً حَظٍّ اِنَّ الظَّنَّ هُمُ الظّالِمُونَ اِلَی الظُّلِّ

پرسش و تمرین

۱ تفاوت تلفّظ (غین ) و (قاف ) را با ذکر مثال بنویسید.
۲ حرف (ثاء) چگونه تلفّظ می‌شود؟ مثال بزنید.
۳ چگونگی تلفّظ حرف (ذال ) را با ذکر مثال بیان کنید.
۴ حرف (ظاء) چه تفاوتی با حرف (ذال ) در تلفّظ دارد؟ مثالی بزنید.
۵ برای هر یک از حروف درس ، ده مثال از قرآن انتخاب کرده بنویسید.

درس نهم

تلفّظ حروف عربی (۳)

حرف طاء

حرف (طاء) و (تا) در فارسی مانند هم ادا می‌شوند.
حرف (طاء) مانند حرف (تاء) از تماس روی سر زبان با ناهمواریهای کام بالا ادا می‌شود، با این تفاوت که صدا در حرف (طاء) درشت و پرحجم می‌باشد.

تمرین

تابَ طابَ
قانِتینَ قانِطینَ
اَطغی تطْغَوْا فِطْرَةَ خِطْبَةِ مُطْمَئِنّینَ یُطْعِمُونَ فَطَرَ طَفِقَ اِسْتَطَعْتُمْ طآئِفَتانَ اَطاعُونا بِطائِنُها وَ لا تُطِعْ سُطِحَتْ طِفْلاً اَساطیرُ اَطیعُونِ خَطیئاتِکُمْ طُمِسَتْ خُطُواتِ طُغْیاناً طُوبی یَطُوفُ بُطُونِهِمْ تُشْطِطْ تَخُطُّهُ لِلطّاغینَ تَطَّلِعْ فَاطَّهَّرُوا عُطِّلَتْ.

حرف صاد

حرف (صاد) مانند حرف (سین ) از سر زبان و پشت دندانهای پیشین پایین تلفّظ می‌شود، با این تفاوت که صدا در حرف (صاد) درشت و پرحجم می‌باشد.

تمرین

عَسی عَصی
عَسَیْتُمْ عَصَیْتُمْ
قَسَمْنا قَصَمْنا
اَصْلَحَ اَصْدَقَ اِصْلاحِها مِصْرَ تُصْعِدُونَ یُصْرَفُ صَلاتی قَصَصَ صَدَقَ مَصانِعَ لَصادِقٌ صالِحینَ صِراطی یَفْصِلُ اَبْصِرْهُمْ نَصیباً مَصیرَکُمْ یُوصیکُمْ صُرِفَتْ صحفِ تخاصمُ نصوحاً توصونَ تصُومُوا فَصَّلْناهُ فَالصّالِحاتُ نُفَصِّلُ یَخْتَصُّ یَصَّدَّقُوا

حرف ضاد

حرف (ضاد) از تماس کناره زبان (هر طرف که میسّر باشد) با دندانهای کرسی بالا (همان طرف ) و کشیده شدن بر آنها ایجاد می‌شود و آن را باید درشت و پرحجم اداء کرد.

تمرین

اَضعَفُ یَضْرِبْنَ رِضْوانٌ فَضْلُ مُضْغَةَ مُضْعِفُونَ ضَلَّ وَضَعَها ضَرَبَ ضاحِکَةٌ لَضآلُّونَ ضامرٍ نضجتْ فی الاْرْضِ ضعافاً ضیزی رَضیتُ مُعْرِضینَ ضُرِبَتْ اُغضضْ عرْضها مغضوبِ مخْضُودٍ رَضُوا یَنْفَضُّوا نَضّاخَتانِ فِضَّةٌ یَحُضُّ یَغُضُّوا یَعَضُّ

پرسش و تمرین

۱ تفاوت تلفظ حرف (طاء) با (تاء) را با ذکر مثال بنویسید.
۲ چه تفاوتی در ادای حرف (صاد) با (سین ) می باشد؟ با ذکر مثال توضیح دهید.
۳ چگونگی تلفّظ حرف (ضاد) را با ذکر مثال بیان کنید.
۴ برای هر یک از حروف درس ، ده مثال از قرآن انتخاب کرده بنویسید.

درس دهم

استعلا و استفال

معنای استعلا

استعلا در لغت ، به معنای (برتری طلبی ، میل به بلندی ) می‌باشد، و در اصطلاح ، عبارت است از (میل ریشه زبان به طرف سقف دهان در هنگام تلفظ حرف ).
در اثر این صفت ، حرف حالت پرحجم و درشتی به خود می‌گیرد.

حروف استعلا

حروف استعلا عبارتند از:
(خ ص ض ط ظ غ ق ).
در هنگام ادای چهار حرف (ص ض ط ظ) قسمتی از سطح زبان ، سقف دهان را می‌پوشاند و در نتیجه ، این حروف درشت تر و غلیظتر از سه حرف دیگر تلفّظ می‌شوند.

تمرین

صَلِّ صَوْتُ صَبِیًّا صَدْری صُرِفَتْ یَصْبِرْ ضَنْکاً اِلی ضُرٍّ یُضْلِلْ یَضْرِبُ ضیزی نَضِجَتْ بَطَشْتُمْ طُمِسَتْ طُوبی یُطْفِئُوا یُشْطِطْ طِفْلاً ظَلَّ ظَلَمَ ظَهیرٍ منظرینَ فَظًّا ظِلالُها خَشِیَ خَتَمَ خَسَفَ خَبَرٍ یُخْرِبُونَ اَخْبارِها غَنِمْتُمْ غُلِبَتْ یَبْغُونَ یَغْلی نَغْفِرْ اَبْغیکُمْ قَریباً قَبْلُ بِقَدَرٍ نُقَدِّسُ نَقْتَبِسْ لا اُقْسِمُ

معنای استفال

استفال در لغت ، به معنای (پایین آمدن ، پست شدن ) می‌باشد، و در اصطلاح ، عبارت است از (پایین آمدن سطح زبان از کام بالا).
در اثر این صفت ، حرف ، نازک و کم حجم تلفّظ می‌شود.

حروف استفال

بجز هفت حرف استعلا، بقیّه حروف دارای صفت استفال می‌باشند.

# یادسپاری

در تلفظ کلمات باید دقّت شود که هر حرف با صفت خود اداء شود و حالت حرف مجاور را به خود نگیرد.

پرسش و تمرین

۱ استعلا را تعریف کرده و حروف آن را نام ببرید.
۲ کدام یک از حروف استعلا، درشت تر از بقیّه حروف تلفّظ می‌شوند؟
۳ استفال را تعریف کرده و حروف آن را نام ببرید.
۴ حروف استعلا را در کلمات زیر مشخّص کنید.
اَصْحابٌ فَوْقَ عِبادِهِ راحِمینَ یَقْنَطُونَ خالِدینَ مُصَدِّقٌ عاقِبَةُ صالِحاتٌ عَذابُ یُضاعَفُ

درس یازدهم

قلقله و لین

معنای قلقله

قلقله در لغت ، به معنای (اضطراب ، جُنبش ) می‌باشد، و در اصطلاح ، عبارت است از (آزاد نمودن صدای حرف در هنگام سکون ).

حروف قلقله

حروف قلقله عبارتند از: (ب ج د ط ق ) که در عبارت (قُطْبُ جَدّ) گرد آمده‌اند.
در حالت سکون (اعم از اینکه ذاتی باشد یا عارضی )، صدای حرف ، بطور کامل متوقّف می‌گردد و تنها راه تلفّظ، آزاد نمودن صدای آنهاست .
صدای ایجاد شده ، بیشتر میل به فتحه دارد.
قلقله‌ای که در آخر کلمه و هنگام وقف پدید آید، آشکارتر از موردی است که در وسط کلمه باشد و چنانچه مشدّد نیز باشد، قلقله از حالت قبل نیز آشکارتر می‌شود. باید در قلقله غیر مشدّد، دقّت نمود که بصورت مشدّد تلفّظ نشود.

تمرین

(ق ): خلَقنا نقتبسْ فواقٍ (فواقْ) اَلْحریقِ (اَلْحریقْ) بِالْحَقِّ (بِالْحَقّْ) تَنْشَقُّ (تَنْشَقّْ)
(ط): یَطْمَعُ وَ لا تُشْطِطْ لُوطٍ (لُوطْ) مُحیطٌ (مُحیطْ)
(ب ): یُبْصِرُونَ اِبْراهیمَ وَاکْتُبْ مُریبٌ (مُریبْ) تَبَّ (تَبّْ) اَلْجُبِّ (اَلْجُبّْ)
(ج ): تَجْری مُجْرِمُونَ فَاخْرُجْ بَهیجٍ (بَهیجْ) وَالْحَجِّ (وَالْحَجّْ) حآدَّ (حآدّْ)
(د): لِیُدْ حِضُوا اَرَدْنا لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ لَکَنُودٌ (لَکَنُودْ) نُمِدُّ (نُمِدّْ) نَعُدُّ (نَعُدّْ)

معنای لین

لین در لغت ، به معنای (نرمی ) (ضد خشونت ) می‌باشد، و در اصطلاح ، عبارت است از: (به نرمی ادا شدن حرف ).
دو حرف واو ساکن ما قبل مفتوح و یاء ساکن ما قبل مفتوح را که به نرمی اداء می‌شوند (حروف لین ) نامند و باید دقت نمود که فتحه ماقبل آنها بطور کامل ، واضح و آشکار شده و میل به ضمّه و کسره پیدا نکند.

تمرین

یوْمهمْ قَوْمَنا حَوْلَهُ فَاخْشَوْا سَوْفَ یُحَلَّوْنَ کَیْفَ لِکَیْلا اَیْدیهِمْ عَلَیْهِمْ کامِلَیْنِ اُنْثَیَیْنِ

پرسش

۱ معنای لغوی و اصطلاحی (قلقله ) را بیان کنید.
۲ حروف قلقله را با ذکر مثال نام ببرید.
۳ (لین ) به چه معناست و حروف آن کدامند؟

درس دوازدهم

تفخیم و ترقیق (۱)

معنای تفخیم

تفخیم در لغت ، (مترادف کلمه (تسمین ) به معنای (تعظیم و بزرگداشت ) می‌باشد، و در اصطلاح ، عبارت است از: (درشت و غلیظ اداء کردن حرف بطوری که دهان از صدای آن پر شود).

معنای ترقیق

ترقیق در لغت ، (ضد تفخیم ) به معنای (رقیق کردن و از غلظت چیزی کاستن ) می‌باشد، و در اصطلاح ، عبارت است از: (نازک و رقیق ادا کردن حرف ).

موارد تفخیم و ترقیق

تمام حروف استعلا بدون استثنا تفخیم می‌گردند و این حالت در چهار حرف (ص ض ط ظ) قویتر است .
لازم به یادسپاری است که تفخیم ، در حرف مفتوح ، بیشتر بوده و در حرف مضموم و ساکن ، متوسط، و در حرف مکسور، اندک است .
همه حروف استفال ، ترقیق می شوند بجز دو حرف آخر (ر ل ) که در برخی موارد تفخیم می‌گردند. احکام هر یک بیان خواهد شد.
لازم به یادسپاری است که الف مدّی تابع حرف ماقبل است و چنانچه حرفی تفخیم شود، الف مدّی بعد از آن نیز تفخیم و در غیر این صورت ، ترقیق می‌گردد.

تمرین

کلمات زیر بر اساس مراحل تفخیمِ حروف استعلا انتخاب شده است ؛ در تلفّظ آنها دقّت کنید.
(خ ): یخافا خانتاهما خالاتِکُمْ خَفَّتْ خَسَفْنا خُلِقَتْ خُذُوهُمْ فَاخْشَوْهُمْ اَخْبارِها خِفْتُمْ اخِرینَ اَخی
(ص ): اَصابَها مِنَ الصّالِحاتِ اَصابِعَهُمْ صَدْری صَدَقُوا تَصُدُّونا صُرِفَتْ اَصْحابُ تَصْبِرُ یَصِدُّونَ تُصِبْهُمْ
(ض ): قضیها یضاعفها اَضاءَ اَضَلُّوا ضَرَبُوا ضُحیها یَضُرُّهُمْ یَسْتَضْعِفْ یُضْلِلْ نَضِجَتْ فِی الاْرْضِ
(ط): اَطاعُونا یُطافُ طآئِفَتَیْنِ طَیِّباتِ طَفِقَ خَلَطُوا طُوبی تَطْغَوْا یَطْمَعُ لا تُطِعْ سُطِحَتْ
(ظ): ظالِمُونَ تَظاهَرا ظالِمی حَفِظَ ظَهْرَکَ یَظُنُّ ظُلِمُوا یُظْهِرَ اَظْلَمَ ضِلالُها یُعَظِّمْ
(غ ): اَلْغافلاتُ فی الْغارِ وَالْمغارِبِ غیْری غَنِمْتُمْ غُلِبَتْ یَنْزَغُ نَغْفِرْ اَفْرِغْ غِطاءٍ غِشَاوَةٌ
(ق ): قاتلُوا قاسمهما قادِرُونَ قبلَکَ قدِّموا قلْنَ قرِی ءَ لاتَقْنَطُوا یَقْبَلُ بِالْقِسْطِ نُقِرُّ

تغلیظ و ترقیق حرف لام

اصل ، در تلفظ (لام ) ترقیق است و تغلیظ(۲۱) آن تنها در لفظ جلاله (اللّه ) صورت می‌گیرد، به شرط آنکه ماقبل آن ، حرفِ مفتوح یا مضموم قرار گیرد.
اگر ماقبل لفظ (اللّه ) حرف مکسور باشد، ترقیق می‌گردد.

تمرین

فاللّهُ هوَاللّهُ اِنَّ اللّهَ فرَضَ اللّهُ اَرِنا اللّهُ عبدُاللّهِ رَسولُ اللّهِ وَاتَّقوا اللّهَ نَصْرُاللّهِ فی سَبیلِ اللّهِ بِسْمِ اللّهِ بِاللّهِ لِلّهِ عَلَی اللّهِ

پرسش و تمرین

۱ تفخیم و ترقیق را تعریف کنید.
۲ مراتب تفخیم حروف (استعلا) را بیان کنید.
۳ موارد تغلیظ و ترقیق (لام ) را با ذکر مثال توضیح دهید.
۴ الف مدّی بعد از چه حروفی تفخیم می‌شود؟
۵ موارد تفخیم و ترقیق الف مدّی در سوره (لیل ) را مشخص کنید.
۶ موارد تغلیظ و ترقیق حرف (لام ) در آیات (۱ الی ۴) و (۳۵ الی ۳۸) سوره (زمر) را مشخّص کنید.

درس سیزدهم

تفخیم و ترقیق (۲)

تفخیم حرف راء

حرف (راء) در شرایط زیر (تفخیم ) می‌شود.
۱ راء مفتوح یا مضموم ، مانند:
رَحیمُ فَرَضَ قُدِرَ اَرادَ رُزِقَ حُرُماتِ تَذَرُ رُوحُ
۲ راء ساکن که ماقبل آن مفتوح یا مضموم باشد، مانند:
مَرْعی نَهَرٍ (نَهَرْ) اُرْسِلَ فَاهْجُرْ حُمُرٌ (حُمُرْ)
۳ راء ساکن ماقبل ساکن که قبل از آن مفتوح یا مضموم باشد (در هنگام وقف پیش می‌آید)، مانند:
وَالْفجرِ (وَالْفجرْ) وَالْعصرِ (وَالْعصرْ) عُسْرٍ (عُسْرْ) لَفی خُسْرٍ (لَفی خُسْرْ) فِی الْغارِ (فِی الْغارْ) شَکُورٌ (شَکُورْ).

# چند نکته

۱ راء ساکن که ماقبل آن ، یاء ساکن باشد ترقیق می‌شود (در هنگام وقف پیش می‌آید)، مانند:
خَیْرَ (خَیْرْ) سَیْرَ (سَیْرْ) غَیْرِ (غَیْرْ)
۲ در کلمات (یَسْرِ اَسْرِ نُذُرِ) که در اصل (یَسْری اَسْری نُذُری ) بوده است ، در هنگام وقف ، ترقیق حرف راء بهتر است .

ترقیق حرف راء

حرف (راء) در شرایط زیر (ترقیق ) می‌شود.
۱ راء مکسور، مانند:
رِزْقاً ریحٌ حَرِّقُوهُ اَنْذِرِ النّاسَ نُذُرِ
۲ راء ساکن که ماقبل آن مکسور باشد، مانند:
مِرْیَةٍ اُحْصِرْتُمْ عَسِرٌ (عَسِرْ) قُدِرَ (قُدِرْ)
۳ راء ساکن ماقبل ساکن که ماقبل آن مکسور باشد (در هنگام وقف پیش می‌آید)، مانند:
سِحْرٌ (سِحْرْ) ذِکْرٌ (ذِکْرْ) خَبیرٌ (خَبیرْ)

چند نکته

۱ راء ساکنی که بعد از همزه وصل قرار می‌گیرد، تفخیم می‌شود، مانند:
اِرْجِعُونِ لِمَنِ ارْتَضی اِرْحَمْ اِنِ ارْتَبْتُمْ
۲ راء ساکن ماقبل مکسوری که قبل از حروف استعلا واقع شود (در صورتی که در یک کلمه باشند) نیز تفخیم می‌شود، مانند:
قِرْطاسٍ مِرْصاداً فِرْقَةٍ لَبِالْمِرْصادِ اِرْصاداً

تمرین

موارد تفخیم و ترقیق حرف (راء) در کلمات زیر را مشخّص کنید.
بنصرِهِ فی الاْرْضِ حرِّضِ الْمُؤْمِنینَ عِشْرُونَ صابِرَةٌ مَعَ الصّابِرینَ اَسْری غَفُورٌ رَحیمٌ خَیْراً وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ بِاِخْراجِ الرَّسُولِ فَاصْبِرْ صَبْراً اَرْسَلْنا

پرسش و تمرین

۱ موارد تفخیم حرف (راء) را با ذکر مثال برای هر مورد، بیان کنید.
۲ موارد ترقیق حرف (راء) را با ذکر مثال برای هر مورد، بیان کنید.
۳ موارد تفخیم و ترقیق (راء) در سوره (مُدَّثِّرْ) را مشخص کنید.
۴ برای هر یک از موارد تفخیم و ترقیق (راء) مثالی از قرآن انتخاب کرده ، بنویسید.

درس چهاردهم

ادغام

معنای ادغام

ادغام در لغت ، (مترادف کلمه (ادخال ) به معنای (داخل نمودن ) است ، و در اصطلاح ، عبارت است از: (داخل کردن حرفی در حرف دیگر بطوری که اثری از حرف اوّل یعنی (مُدْغَمْ) باقی نماند و حرف دوّم یعنی (مُدْغَمٌ فیه ) مشدّد شود، مانند:
(قَدْ دَخَلُوا) که دال (قَدْ) در دال (دَخَلُوا) ادغام شده و آن را (قَدَّ خَلُوا) می‌خوانیم .
چنانچه مدغم و مدغمٌ فیه ، مثل هم نباشند، نخست مدغم را تبدیل به حرف دوّم نموده و سپس ادغام می کنیم ، مانند (قلْ رَبِّ) که ابتدا (لام ) را تبدیل به (راء) و بعد در (راء) دوّم ادغام می‌نماییم و (قُرَّبِّ) می‌خوانیم .

فایده ادغام

فایده ادغام (سهولت در تلفّظ) است ، یعنی اگر حرفی یک بار تلفّظ و بلافاصله همان حرف یا حرف همجنس آن تکرار شود، این حالت برای دستگاه صوتی انسان ، سنگین خواهد بود که این سنگینی با بهره گیری از قاعده ادغام برطرف می‌شود.

انواع سه گانه ادغام و موارد آن در قرآن

الف ادغام متماثلین

در دو حرفی است که مثل یکدیگر باشند (تکرار یک حرف ) و ادغام آنها لازم است چه در یک کلمه باشند و چه در دو کلمه ، مانند:
یُدْرِکْکُمْ قُلْ لَهُمْ که خوانده می‌شوند: یُدْرِکُّمْ قُلَّهُمْ

ب ادغام متجانسین

زمانی است که دو حرف هم مخرج (حروفی که از یک محلّ، تلفّظ شوند) کنار یکدیگر واقع شوند، خواه در یک کلمه و خواه در دو کلمه ، و ادغام آنها نیز لازم است .
ادغام متجانسین در قرآن مجید، تنها در موارد هفتگانه زیر پیش آمده است .
۱ مدغم (طاء) مدغم فیه (تاء)، مانند: بَسَطْتَ (بَسَطتَ)
۲ مدغم (تاء) مدغم فیه (طاء)، مانند: قالَتْ طآئِفَةٌ (قالَطّآئِفَةٌ)
۳ مدغم (دال ) مدغم فیه (تاء)، مانند: عَبَدْتُمْ (عَبَتُّمْ)
۴ مدغم (تاء) مدغم فیه (دال )، مانند: اُجیبَتْ دَعْوَتُکُما (اُجیبَدَّعْوَتُکُما)
۵ مدغم (ذال ) مدغم فیه (ظاء)، مانند: اِذْظَلَمُوا (اِظَّلَمُوا)
۶ مدغم (ثاء) مدغم فیه (ذال )، مانند: یَلْهَثْ ذلِکَ (یَلْهَذّلِکَ)
۷ مدغم (باء) مدغم فیه (میم )، مانند: اِرْکَبْ مَعَنا (اِرْکَمَّعَنا)
در مورد اوّل باید دقّت شود که حالت درشتی و پُری حرف طاء باقی بماند.
در مورد ششم و هفتم بدون ادغام نیز خوانده می شوند و بجز دو مثال ذکر شده ، نمونه دیگری در قرآن وجود ندارد.(22)

ج ادغام متقاربین

در حروفی جریان دارد که یا مخرجشان نزدیک به هم باشد و یا در بیشتر صفات ، متّحد باشند. رعایت آنها تنها در دو مورد لازم است و در سایر موارد (حَفْص ) ادغام نکرده است .
۱ لام ساکن در حرف راء، مانند: قُلْ رَبِّ (قُرَّبِّ) بَلْ رَبُّکُمْ (بَرَّبُّکُمْ)
۲ قاف ساکن در حرف کاف که در قرآن فقط یک مورد و در کلمه (اَلَمْ نَخْلُقْکُمْ) پیش آمده و آن را (اَلَمْ نَخْلُکُّمْ) می‌خوانیم .(23)

تمرین

رَبحتْ تجارَتهمْ اَقلْ لَکمْ تستطِعْ عَلَیْهِ یُدْرِکْکُمْ فَاضْرِبْ بِهِ یَلْهَثْ ذلِکَ قَدْ تبیَّنَ اِرْکَبْ مَعَنا یُوَجِّهْهُ عَبَدْتُمْ قالَتْ طآئِفَهٌ اُجیبَتْ دَعْوَتُکُما فَرَّطْتُمْ بَلْ رَبُّکُمْ اَلَمْ نَخْلُقْکُمْ اَحَطْتُ اِذْ ظَلَمْتُمْ فَرَّطْتُ اَثْقَلَتْ دَعَوَاللّهَ وَدَّتْ طآئِفَةٌ لَقَدْ تابَ

پرسش و تمرین

۱ ادغام را تعریف کرده و فایده آن را بنویسید.
۲ ادغام متجانسین چه نوع ادغامی است ؟
۳ ادغام متقاربین چه نوع ادغامی است ؟

درس پانزدهم

احکام نون ساکن و تنوین (۱)

تنوین و نون ساکنه ، حُکمش بدان ای هوشیار
کز حکم آن زینت بود اندر کلام کردگار
در یرملون ادغام کن ، در حرف حلق اظهار کن
در نزد (باء) قلب به میم ، در (مابقی ) اخفا بیار
نون ساکن و تنوین در مجاورت ۲۸ حرف زبان عرب ، چهار حکم پیدا می‌کند که عبارتند از: اظهار، ادغام ، اقلاب ، اخفا.

اظهار

اظهار یعنی آشکار نمودن . اگر نون ساکن و تنوین به حروف حلقی برسد، بطور عادی و واضح تلفّظ می‌شود و نباید روی آن مکث نمود.
حرف حلقی شش بود ای باوفا
همزه ، هاء و عین و حاء و غین و خاء
مانند: (همزه ): یَنْاَوْنَمَنْ امَنَرَسُولٌ اَمینٌ
(هاء): مِنْهُمْاِنْ هُوَقَوْمٍ هادٍ
(عین ): اَنْعَمْتَمِنْ عِلْمٍسَمیعٌ عَلیمٌ
(حاء): وَانْحَرْمِنْحَکیمٍعَلیماً حَکیماً
(غین ): فَسَیُنْغِضُونَیَکُنْ غَنِیّاًاِلهٍ غَیْرِهِ
(خاء): وَالْمُنْخَنِقَةٌمِنْ خَیْرٍقَوْمٌ خَصِمُونَ

ادغام

نون ساکن و تنوین در شش حرف (یرملون ) ادغام می‌شود و این ادغام در دو حرف (راء و لام )، بدون غُنّه و در چهار حرف بقیّه (یَنْمُو) با غُنّه است .
غُنّه : صوتی است که از خیشوم (فضای بینی ) خارج می‌شود.
دو حرف (میم ) و (نون ) دارای این حالت هستند، بویژه چنانچه مشدّد باشند و نیز در هنگام ادغامِ با غُنّه و اخفای این دو حرف ، غُنّه به میزان دو حرکت ادامه دارد، مانند:
(راء): مَنْ رَحِمَغَفُورٌ رَحیمٌ
(لام ): مِنْ لَدُنْرِزْقاً لَکُمْ
(میم ): مَنْ مَعِیَفَتْحاً مُبیناً
(نون ): اِنْ نَشَاْحِطَّةٌ نَغْفِرْ
(واو): مِنْ وَلَدٍاُمَّةً واحِدَةً
(یاء): مَنْ یَقُولُیَوْمَئِذٍ یَصَّدَّعُونَ

# یادسپاری

در کلمات (قِنْوان صِنْوان دُنْیا بُنْیان ) به سبب آنکه نون ساکن و حروف یرملون (واو، یاء) در یک کلمه قرار گرفته‌اند، ادغام انجام نمی‌شود.

تمرین

فی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ کُلُّ اَمْرٍ حَکیمٍ رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ وَ اِنْ یَرَوْا فی شَکٍّ یَلْعَبُونَ عَذابٌ اَلیمٌ فوَیلٌ یوْمئِذٍ لِلْمکذِّبینَ وَ لکِنْ لا فَقالُوا اَبَشَراً مِنّا واحِداً نَتَّبِعْهُ اِنّا اِذاً لَفی ضَلالٍ وَ سُعُرٍ

پرسش و تمرین

۱ احکام نون ساکن و تنوین نزد حروف بیست و هشتگانه را توضیح دهید.
۲ حروف حلقی را نام ببرید.
۳ ادغام نون ساکن و تنوین چند نوع دارد؟ با ذکر مثال توضیح دهید.
۴ کلماتی را که از ادغام نون ساکن مستثنا هستند نام ببرید.

درس شانزدهم

احکام نون ساکن و تنوین (۲)

اقلاب یا قلب

در اینجا مراد تبدیل نون ساکن و تنوین به حرف (میم ساکن ) است و آن هم در صورتی است که نون ساکن و تنوین پیش از حرف (باء) واقع گردند، با توجّه به این نکته که میم ساکن ایجاد شده ، در نزد باء (اخفاء) می‌شود که باغُنّه همراه است ، مانند:
اَنْبِئْهُمْ سَمیعاً بَصیراً مِنْ بَعْدِهِمْ واقِعٌ بِهِمْ

تمرین

حِکْمَةٌ بالِغَةٌ مُنْبَثًّا کَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فَانْبَجَسَتْ اَمَدًا بَعیداً مِنْ بَعْدِهِمْ مَشّآءٍ بِنَمیمٍ اَنْ بُورِکَ سَمیعٌ بَصیرٌ فَانْبِذْ مِنْ بُطُونِ بَصیرٌ بِالْعِبادِ مِنْ بَقْلِها مَنْ بَعَثَنا

اخفا

اخفا به معنای (پوشاندن )، حالتی است میان اظهار و ادغام ، همراه با غُنّه بگونه‌ای که تشدید ایجاد نشود.
نون ساکن و تنوین در نزد پانزده حرف باقیمانده (اخفا) می‌شوند.
در هنگام شروع اخفا بدون اینکه زبان به محلّ ادای نون برسد، حرف بعدی به محلّ تلفّظ خود نزدیک شده ، در این حال ، صوت بصورت غُنّه دو حرکت ، ادامه پیدا کرده و آن گاه حرف مابقی به سهولت و آسانی تلفّظ می‌گردد.
لازم به یادسپاری است که کیفیت اخفا بستگی به نوع حرف مابقی دارد، بدین معنا که اگر حرف مابقی از حروف استعلا باشد، اخفای نون ساکن و تنوین ، درشت و پرحجم بوده و چنانچه از حروف استفال باشد، اخفا رقیق و نازک خواهد بود.
از مطالب فوق ، روشن می‌شود که اخفای نون ساکن و تنوین در نزد هر یک از این حروف با دیگری تفاوت دارد و چه بسا فردی اخفا در نزد حرفی را صحیح انجام دهد، ولی در نزدِ حرف دیگر نتواند بخوبی اخفا نماید. بنابراین ، باید تمامی موارد حروف پانزده گانه ، تمرین شود.
(ت ): اَنْتُمْمَنْ تابَجَنّاتٍ تَجْری
(ث ): وَالاْنْثی اَنْ ثَبَّتْناکَخَیْرٌ ثَواباً
(ج ): اَنْجَیْتَنااِنْ جَعَلَخَلْقٍ جَدیدٍ
(د): عِنْدَهُمْمِنْ دُونِهِکَاْساً دِهاقاً
(ذ): فَاَنْذَرْتُکُمْمِنْ ذَهَبٍفی یَوْمٍ ذی مَسْغَبَةٍ
(ز): اَنْزَلَفَاِنْ زَلَلْتُمْنَفْساً زَکِیَّةً
(س ): فَاَنْسیهُمْوَ لَئِنْ سَاَلْتَهُمْفَوْجٌ سَاءَلَهُمْ
(ش ): یَنْشُرْاِنْ شآءَرُکْنٍ شَدیدٍ
(ص ): فَانْصُرْناوَ لَمَنْ صَبَرَقَوْماً صالِحینَ
(ض ): مَنْضُودٍمَنْ ضَلَّعَذاباً ضِعْفاً
(ط): قِنْطاراًاِنْ طَلَّقَکُنَّکَلِمَةٍ طَیِّبَةٍ
(ظ): یَنْظُرُونَمِنْ ظَهیرٌقَوْمٍ ظَلَمُوا
(ف ): اَنْفُسَهُمْکُنْ فَیَکُونُخالِداً فیها
(ق ): تَنْقِمُونَمِنْ قَبْلُسَمیعٌ قَریبٌ
(ک ): اَلْمُنْکَرِمَنْ کانَعُلُوّاً کَبیراً

پرسش و تمرین

۱ نون ساکن و تنوین نزد چه حرفی قلب به میم می‌شوند؟
۲ اخفا یعنی چه ؟
۳ نون ساکن و تنوین نزد چه حروفی اخفا می‌شوند؟
۴ سوره واقعه را تلاوت و موارد اخفای آن را مشخص فرمایید.

درس هفدهم

احکام میم ساکن

میم ساکن نزد حروف الفبا سه حالت پیدا می‌کند: (ادغام ، اخفا، اظهار).

ادغام

میم ساکن در حرف (میم ) بعد از خود ادغام می‌شود (ادغام متماثلین بوده و با غُنّه همراه است )، مانند:
وَ هُمْ مُهْتَدُونَ (وَ هُمُّهْتَدُونَ) کَمْ مِنْ (کَمِّنْ)

اخفا

میم ساکن قبل از حرف (باء) اخفا می‌گردد.
در هنگام اخفای میم ، لبها را به هم نزدیک می‌کنیم ، بحدّی که فاصله اندکی بین دولب ، موجود باشد. در این حال ، صوت به حالت غُنّه به میزان دو حرکت ، کشیده می‌شود، مانند:
رَبَّهُمْ بِهِمْ اَمْ بِهِ جِنَّةٌ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ

یادسپاری

میان میم ساکن اصلی و نون ساکن و تنوین که قبل از حرف باء تبدیل به میم ساکن می‌گردد، تفاوتی وجود ندارد.

تمرین

نجَّیناهمْ بِسَحَرٍ صَبَّحَهُمْ بُکْرَةً اَنْتُمْ مُدْهِنُونَ اَنْتُمْ بِهِ رَبَّهُمْ مُشْفِقُونَ هُمْ مِنْها وَ هُمْ بارِزُونَ اَنَّهمْ بادُونَ لَهمْ موسی همْ بدَؤُوکُمْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ یُمَتِّعْکُمْ مَتاعاً

اظهار

میم ساکن در نزد بقیّه حروف ، اظهار می‌گردد. باید دقّت نمود که میم ساکن ، حرکت نگرفته و روی آن مکث نیز نشود و در نزد دو حرف (فاء واو) توجّه بیشتری لازم است تا میم ساکن ، اخفا یا ادغام نشده و صوت نیز قطع نگردد. بدین منظور پس از تلفّظ میم بدون اینکه صوت ، قطع گردد یا لبها بشدّت از یکدیگر جدا شود لبها با ظرافت به حالت ادای حرف (فاء و واو) درآید، مانند:
لَکُمْ فیها یَمُدَّهُمْ فی اَنْفُسَهُمْ وَ اَمْوالَهُمْ

جمع بندی موارد غُنّه

در پایان ، موارد غُنَّه را که در درسهای گذشته بطور پراکنده تشریح شده ، جمع بندی می‌کنیم .
۱ نون و میم مشدّد، مانند:
اِنَّ کُنّا عَمَّ اُمَّةً
۲ ادغام میم ساکن در میم ، مانند:
لَهُمْ مُوسی وَ هُمْ مِنْها
۳ ادغام نون ساکن در چهار حرف (یَنْمُو) یا (یَمُون ) مانند:
مَنْ یَشاءُ مِنْ نَفْسٍ مِنْ مالٍ مِنْ وَلِی
۴ کلّیّه (اخفا)ها (که شامل اخفای نون ساکن نزد (حروف مابقی ) و همچنین اخفای میم ساکن در نزد حرف (باء) می‌باشد)، مانند:
عَنْکُمْ کُنْتُمْ مِنْ بَعْدِ اَمَدًا بَعیداً

پرسش و تمرین

۱ میم ساکن نزد حروف الفبا چه احکامی دارد؟ برای هر مورد مثال بزنید.
۲ در چه مواردی از احکام میم ساکن ، با غُنّه همراه است ؟
۳ در اظهار میم چه نکاتی را باید رعایت کنیم ؟

درس هجدهم

مدّ و قصر (۱)

مدّ در لغت ، به معنای (زیادت )، (افزونی و کشش ) می‌باشد، و در اصطلاح عبارت است از: (امتداد و کشیدن صوت در حروف مدّی بیش از مقدار طبیعی ).
قصر در لغت ، به معنای (کوتاهی ) و ضد مدّ می‌باشد، و در اصطلاح ، عبارت است از: (ادای حروف مدّی به اندازه طبیعی و معمولی آن ).

حروف و سبب مدّ

برای مدّ، حروف مدّی و سبب مدّ لازم است .

الف حروف مدّی

عبارت است از: (الف ماقبل مفتوح ، یاء ماقبل مکسور، واو ماقبل مضموم ).

ب سبب مدّ

عبارت است از (همزه و سکون ) و تشدید هم به خاطر آنکه یک حرف ساکن در آن نهفته است ، سبب مدّ به حساب می‌آید.
چنانچه حروف مدّی ، بدون سبب باشد، یعنی بعد از آنها همزه یا سکون نباشد، (مدّ ذاتی ) نام دارد و به میزان دو حرکت که حداقلِ کشش حروف مدّی است ، کشیده می‌شود، مانند:
اتُونی اُوذینا
کشش صوت را در حروف مدّی به میزان دو حرکت (۲۴) (قصر)، و سه حرکت را(فوق قصر) و چهار حرکت را(توسط) و پنج حرکت را (فوق توسط) و شش حرکت را(طول ) نامند.
مقدار مدّ از دو حرکت ، کمتر نبوده و از شش حرکت نیز بیشتر نمی‌باشد.

انواع مدّ

مدّی که سبب آن همزه باشد، بر دو قسم است : (مدّ متّصل ) و (مدّ منفصل ).
مدّی که سبب آن سکون باشد نیز بر دو قسم است . (مدّ لازم ) و (مدّ عارض ).

الف مدّ متّصل

آن است که حرف مدّ و همزه در یک کلمه باشد و مقدار مدّ آن از چهار تا شش حرکت خواهد بود، مانند:
یَشاءُ سیئَتْ سُوءُ

ب مدّ منفصل

آن است که حرف مدّ در آخر کلمه و همزه در ابتدای کلمه بعد قرار گیرد و مقدار آن از دو تا پنج حرکت می‌باشد، مانند:
بِما اُنْزِلَ فی اَنْفُسِهِمْ کَفَرُوا اِلی عِلْمِهِ اِلاّ مَا لَهُ اَخْلَدَهُ
در دو مثال اخیر، حرف مدّ از اشباع (سیر کردن ) هاء ضمیر، تولید شده است که آنها را (مدّ اشباع ) نیز نامیده‌اند.

چند نکته

۱ میزان مدّ منفصل نباید بیشتر از میزان مدّ متّصل باشد.
۲ در میزان کشش مدّهای متصل و منفصل ، رعایت توازن لازم است ، بدین معنی که اگر مدّ متصل را به طول خواندیم ، باید تمام مدّهای متصل را به طول بخوانیم و یا اگر برای مثال ، مدّ منفصل را به قصر خواندیم ، در مورد سایر مدّهای منفصل نیز به همین طریق عمل کنیم .
۳ در موارد فوق برای راهنمایی قاری قرآن ، علامتی به این شکل (َّ ) بالای حروف مدّی قرار داده‌اند.

تمرین

اِنْ هِیَ اِلاَّّ اَسْم آءٌ سَمَّیْتُمُوه آ اَنْتُمْ وَ ا ب آؤُکُمْ م آ اَنْزَلَ اللّ هُ بِه ا مِنْ سُلْط انٍ وَ م ا تَش آؤُونَ اِلاّ اَنْ یَشآءَ
اللّهُ عسی رَبُّنا اَنْ یبدِلَنا خیراً منْهآ اِنّا اِلی رَبِّنْا راغِبُونَ اَمْ لَهُمْ شُرَکآءُ فَلْیَاْتُوا بِشُرَکآئِهِمْ
اِنْ کانُوا صادِقینَ اِنَّ هؤُلاَّء یُحِبُّونَ الْع اجِلَةَ وَ یَذَرُونَ وَ ر آءَهُمْ یَوْماً ثَقیلاً قُلْ اِنَّم آ اَدْعُوا
رَبّی وَ لاَّ اُشْرِکُ بِهِ اَحَداً

پرسش و تمرین

۱ مدّ را تعریف کنید.
۲ سبب مدّ چیست ؟
۳ چه فرقی میان مدّ متّصل و منفصل می‌باشد؟
۴ توازن در مدّ یعنی چه ؟
۵ نوع مدّ در کلمات زیر را مشخص کنید.
اُولئِکَ سُوءُ لاِهْلِهِ اِنّی انَسْتُ جآءَها بَیْضآءَ یا مُوسی اِنَّهُ اَنَا اللّهُ هؤُلاءِ حَتّی اِذا اَتَوْا لا اَری

درس نوزدهم

مدّ و قصر (۲)

مدّ لازم

مدّ لازم ، مدّی است که سبب آن (سکون ذاتی ) باشد.
سکون ذاتی آن است که همیشه جزو کلمه بوده باشد، مانند سکون (لام ) در کلمه (آلاْ نَ) در مقابلِ سکون عارضی که به هنگام وقف ایجاد می شود، مثل (نَسْتَعینُ) که هنگام وقف ، آن را (نَسْتَعینْ) می‌خوانیم .
مدّ لازم فقط به طول خوانده می‌شود.
مدّ لازم گاهی حرفی است ، یعنی در حروف مقطّعه آغاز سوره‌ها قرار دارد، و زمانی کلمه‌ای است ، یعنی در کلمات قرآن یافت می شود و سبب مدّ لازم ، گاهی مخفَّف (سکون ) و زمانی مُثَقَّل (تشدید) می‌باشد.
بنابراین مدّ لازم چهار نوع است :

مدّ لازم حرفی مخفَّف

مانند: نَّ (نُوَّنْ) قَّ (قآفْ)

مدّ لازم حرفی مُثقَّل

مانند: الَّمَّ (الف ، لام مّیم )

مدّ لازم کلمه‌ای مُخفّف

مانند: آلاْ نَ

مدّ لازم کلمه‌ای مُثقَّل

مانند: حآجَّ اَتُحاجُّوَّنّی

مدّ عارض

مدّ عارض ، مدّی است که سبب آن سکون عارضی باشد که در اثر وقف پدید می‌آید و جایز است از دو تا شش حرکت کشیده شود، مانند:
تُکَذِّبانِ (تُکَذِّبانْ) تَعْلَمُونَ (تَعْلَمُونْ) عَلیمٌ (عَلیمْ)
در مدّهای عارضی رعایت توازن ، لازم نیست .

مدّ لین

در صورتی که بعد از حروف لین (واو ساکن ماقبل مفتوح ، یاء ساکن ماقبل مفتوح ) حرف ساکنی واقع شود، می‌توان حروف لین را تا شش حرکت امتداد داد، (فرقی نمی‌کند که سکونش ذاتی باشد یا عارضی ).
مثال سکون لازم : (عَیْنْ) در (کهیعص ) و (حم عسق )
مثال سکون عارضی : خَوْفٍ (خَوْفْ) خَیْرٌ (خَیْرْ)

تمرین

وَ حآجَّهُ قوْمهُ قالَ اَتحاجُّوَّنی فی اللّهِ وَ قَدْ هَدینِ کَّهیعَّصَّ یُوآدُّونَ مَنْ حآدَّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَاللّهُ خَلَقَ کُلَّ دآبَّةٍ مِنْ مآءٍ ذلِکَ بِاَنَّهُمْ شآقُّوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ یُشآقِّ اللّهَ فَاِنَّ اللّهَ شَدیدُ الْعِقابِ وَالصّآفّاتِ صَفًّا وَ لَیْسَ بِضآرِّهِمْ شَیْئاً اَلْحآقَّةُ، مَاالْحآقَّةُ

# یاد سپاری

از مجموع چهارده حرف مقطّع قرآن ، پنج حرف (حَیُّ طُهْر) دارای مدّ ذاتی و هفت حرف (سنقُصُّ لَکُمْ) دارای مدّ لازم و یک حرف (عَیْن ) دارای مدّ لین می‌باشد و الف ، فاقد مدّ است .

پرسش و تمرین

۱ چه فرقی میان مدّ لازم و عارض می‌باشد؟
۲ مدّ لازم بر چند نوع است ؟
۳ انواع مدّ در حروف مقطّع زیر را مشخّص کنید.
حم عسق المص طه کهیعص المر
۴ انواع مدّ در کلمات زیر را مشخص کنید.‌ها اَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ یُحادُّونَ حَدائِقَ اَتُحاجُّونَنا آلذَّکَرَیْنِ اِلَی الْحَوْلِ (در هنگام وقف ) وَ الْجُوعِ (در هنگام وقف )

بیستم

وقف و ابتدا

معنای وقف

وقف در لغت ، به معنای (بازداشتن ، درنگ کردن ) می‌باشد، و در اصطلاح ، عبارت است از: (قطع صوت در هنگام قرائت برای تازه کردن نفس و سپس ادامه قرائت ) (که ابتدا نامیده می‌شود).

روش وقف در کلمات قرآن

به هنگام وقف ، تغییراتی در آخر کلمات به شرح زیر داده می‌شود:
۱ کلماتی که با (تاء) گرد (ة ) ختم شده است با هر حرکتی که باشند، تبدیل به هاء ساکن (هْ)می‌شود، مانند:
تُقیةً (تُقیهْ) زَکوةِ (زَکوهْ) مَرَّةٍ (مَرَّهْ)
کلماتی که با تاء کشیده (ت ) نوشته شده است ، فقط ساکن می‌شود، مانند:
رَحْمَتُ (رَحْمَتْ) سُنَّتَ (سُنَّتْ) نِعْمَتَ (نِعْمَتْ)
۲ تنوین کلمات منصوب ، تبدیل به الف مدّی می‌شود، مانند:
رَحیماً (رَحیما) ماءً (ماءا) هُدیً (هُدی )
۳ بقیه کلمات ، ساکن می‌گردد، مانند:
یقتلُونَ (یقتلُونْ) فاتَّقونِ (فاتَّقونْ) هوَ (هو) نستَعینُ (نَسْتَعینْ) مُسْتَقیمٍ (مُسْتَقیمْ) نَهَرٌ (نَهَرْ) هِیَ (هی )
مورد اوّل و دوّم ، وقفِ ابدال و سومین مورد، وقف به اسکان نام دارد.
لازم به یادسپاری است کلماتی که در آخر آنها (الف ، واو، یاء مدّی ) یا حرف ساکن می‌باشد به هنگام وقف ، تغییری در آنها داده نمی‌شود، مانند:
کَلاّ یُدْعی رَبّی کُلُوا قُمْ فَاَنْذِرْ

اقسام وقف

وقف بر دو نوع است : اختیاری ، اضطراری .

وقف اختیاری

وقفی است که به اراده و تشخیص ، صورت گیرد که طبعاً باید کلام ، تمام باشد و بر سه قسم است : تامّ، کافی ، حَسَنْ.
وقف تامّ: وقفی است که کلام از نظر لفظ (دستور زبان ) و معنی کامل بوده و به کلام بعد از خود، بستگی نداشته باشد، مانند وقف بر (وَ اُولَّئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) و ابتدا از (اِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا...).
وقف کافی : وقفی است که کلام از نظر لفظ کامل ، ولی از جهت معنی ارتباط به کلام بعد داشته باشد، مانند وقف بر (رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا) و ابتدا از (اِنَّکَ اَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیمُ).
وقف حسن : وقفی است که کلام از نظر معنی کامل و از نظر لفظ ناقص باشد، بدین صورت که عبارت دوّم از نظر دستور زبان به عبارت اوّل بستگی دارد. این نوع وقف را چون تغییری در معنای کلام نمی‌دهد، حَسَن نامیده‌اند، ولی ابتدا کردن از کلام بعد جایز نمی‌باشد، مانند وقف بر (اَلْحَمْدُلِلّهِ) و ابتدا از (رَبِّ الْعالَمینَ).

وقف اضطراری

وقفی است که به سبب اتمام نفس ، عطسه ، سرفه ، فراموشی آیه و غیره در موردی که کلام از نظر لفظ و معنی ، ناقص بوده اتّفاق می‌افتد و به آن وقف قبیح نیز می‌گویند که لازم است از محلّ قبلی که مناسب باشد، ابتدا شود.
ابتدا: ابتدا، همیشه اختیاری است و باید از محلی ابتدا نمود که دارای معنی مستقل و رساننده مقصود باشد و این نکته باید در نظر باشد که با توجه به شرایط نفس و طولانی بودن آیه از بهترین محل ممکن ابتدا شود.

علامات وقف

چون شناختن محلهای وقف و ابتدا بستگی به آموزش زبان عربی دارد و معمولاً مردم با آن آشنایی ندارند، از این رو، برای شناسایی موارد آن ، علامتهایی مقرّر گردیده تا در هنگام تلاوت قرآن ، بدانها توجّه شده و خللی در معنای آیات ، پدید نیاید.
نخستین شخصی که این علامتها را وضع کرد علاّمه سجاوندی بود. بدین خاطر، آن علامتها به رموز سجاوندی (۲۵)مشهور گردید.
بعد از علاّمه سجاوندی ، علامتهای دیگری نیز وضع گردید، زیادی علامتها باعث سر درگمی قاریان می‌شد. بدین جهت ، علمای مصر به منظور اتّحاد و اتّفاق رموز وقف ، علامتهای زیر را انتخاب کردند که به توضیح آنها می‌پردازیم .
۱ (م ): علامت وقف لازم است که اگر به وصل خوانده شود، بیم تغییر معنی می‌رود، مانند:
اِنَّما یَسْتَجیبُ الَّذینَ یَسْمَعُونَم وَ الْمَوْتی یَبْعَثُهُمُ اللّهُ ثُمَّ اِلَیْهِ یُرْجَعُونَ
۲ (لا): نشانه عدم جواز وقف است که اگر از روی ناچاری ، در این محلّ وقف شود، باید از محلّ مناسب ما قبل ، ابتدا کرد، مانند:
وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ اَهْوآئَهُمْ بَعْدَ الَّذی جآءَکَ مِنَ الْعِلْمِلا ما لَکَ مِنَ اللّهِ مِنْ وَلِی وَ لا نَصیرٍ
لازم به یادسپاری است که این علامت در مورد وقف (حَسَنْ) نیز به کار می‌رود تا بدان توجّه شده و در صورت وقف ، از کلام بعد ابتدا ننمایند.
۳ (ج ): علامت وقف جایز می باشد که در این مورد، وقف و وصل یکسان است ، مانند:
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَاَهُمْ بِالْحَقِّج اِنَّهُمْ فِتْیَةٌ امَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدًی
۴ (قلی ): نشانه جواز وقف است و اشاره به اینکه وقف ، بهتر از وصل می‌باشد.
در بعضی از قرآنها به جای آن علامت (ط) استفاده می‌کنند که به معنی وقف مطلق آمده است ، یعنی وقف بر این کلمه و ابتدا از کلام بعد مطلقاً خوب است ، مانند:
وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَقلی قالَ اِنّی اَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
۵ (صلی ): علامت وقف جایز است و اشاره به اینکه وصل ، بهتر از وقف است و ابتدا از کلام بعد نیز مانعی ندارد.
در برخی از قرآنها به جای آن از علامت (ز) استفاده می‌کنند، مانند:
اُولَّئِکَ عَلی هُدًی مِنْ رَبِّهِمْصلی وَ اُولَّئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
۶ (:. :.): نشانه وقف معانقه است که بر روی دو کلمه نزدیک به هم قرار می‌گیرد و نباید روی هر دو محلّ، وقف شود، مانند:
ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ:. فیهِ:. هُدًی لِلْمُتَّقینَ

چند نکته

موارد (سکت ) در قرآن

سکت یعنی قطع صوت در زمانی کوتاه بدون تجدید نفس .
در چهار مورد از قرآن (سکت ) وجود دارد، و علامت آن (س ) کوچک می‌باشد.
۱ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاًس قَیِّماً لِیُنْذِرَ[۲].
لازم به یادسپاری است که روش انجام سکت ، مانند روش انجام وقف است (بدون تجدید نفس ). بنابراین ، مورد فوق در هنگام سکت (عِوَجا س قَیِّماً) خوانده می‌شود.
۲ مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِناس هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ[۳].
۳ وَ قیلَ مَنْس راقٍ[۴].
۴ کَلاّ بَلْس رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ[۵]
قابل توجّه است که در مورد اوّل و دوّم ، سکت وقتی پیش می‌آید که روی کلمات (عِوَجاً وَ مَرْقَدِنا) وقف نگردد و به وصل خوانده شوند.

موارد (هاء سکت ) در قرآن

هاء سکت ، هاء ساکنی است که جهت حفظ حرکت حرف آخر و توازن آیات می‌آید و تنها در هفت کلمه قرآن می‌باشد.
لَمْ یَتَسَنَّهْ[۶].
اِقْتَدِهْ[۷].
کِتابِیَهْ حِسابِیَهْ مالِیَهْ سُلْطانِیَهْ[۸].
ماهِیَهْ[۹].

عدم تلفظ (الف مدّی ) در حالوصل

الف مدّی کلمات زیر در حالت وصل ، خوانده نمی‌شود.
اَنَا (در هر جای قرآن ).
لکِنَّا[۱۰]).
اَلظُّنُونَا اَلرَّسُولاَ اَلسَّبیلاَ[۱۱].
قَواریرَا[۱۲].
سَلاسِلاَ[۱۳] در این مورد بدون الف نیز می‌توان وقف کرد.

هاء ضمیر

با هاء ضمیر و موارد اشباع و عدم اشباع آن در جزوه روخوانی قرآن آشنا شدید. در اینجا به چند نکته توجّه فرمایید.
۱ هاء ضمیر در (یَرْضَهُ لَکُمْ) [۱۴] اشباع نمی‌گردد.
۲ هاء ضمیر در (فیهِ مُهاناً) [۱۵] اشباع می‌شود.
۳ حرف هاء در (ما نَفْقَهُ کَثیراً) [۱۶] ذاتی است و اشباع نمی‌شود.
۴ حرف هاء در آخر کلمه (هذِهِ) با وجود اینکه ذاتی است ، اشباع می‌گردد.
۵ هاء ضمیر در کلمات (وَ ما اَنْسنیهُ) [۱۷]و (عَلَیْهُ اللّهِ) [۱۸]مضموم است .
۶ هاء ضمیر در کلمات (اَرْجهْ) [۱۹]، (فاَلْقهْ) [۲۰] ساکن می‌باشد.

چند نکته دیگر

۱ در کلمه (بئْسَ الاْسمُ) [۲۱] پس از حذف همزه وصل (اسْم ) چون دو حرف ساکن (لْ‍ سْ) کنار یکدیگر واقع گردیده‌اند، جهت امکان تلفّظ (لام ) را مکسور می‌خوانند و (بِئْسَ لِسْمُ) خوانده می‌شود.
۲ کلمه (مجریها) [۲۲] اماله تامّ می شود که باید فتحه راء، میل به کسره و الف ، میل به یاء داده شود و حرف راء ترقیق شده و الف بصورت کسره فارسی تلفّظ گردد.
۳ در کلمه (ءَاَعجمیُّ) [۲۳] همزه دوّم ، تسهیل می‌گردد که باید آن را بین همزه و الف تلفّظ کرد؛ به عبارت دیگر باید از تیزی و سنگینی و شدّت همزه ، صرف نظر نمود.
۴ در کلمه (لا تاْمنا) [۲۴] که در اصل (لا تاْمَنُنا) بوده و ادغام کبیر،(۲۶) صورت گرفته در هنگام تلفّظ نون مشدّد، لبها را بصورت غنچه جمع می کنند تا اشاره به ضمه‌ای شود که در اصل ، وجود داشته و این عمل را (اشمام ) گویند.

پرسش و تمرین

۱ معنای وقف چیست ؟
۲ چگونگی وقف کردن در آخر کلمات را توضیح دهید.
۳ وقف اختیاری بر چند قسم است ؟
۴ هاء سکت را تعریف کنید و دو مثال برای آن بزنید.
۵ چگونگی وقف کردن در کلمات زیر را مشخص کنید:
صَلواةَ سَنَةٍ رَشَداً ذَکَرَهُ هِیَ سَماءً لِلْعالَمینَ
رَحْمَتُ فِی الْقُبُورِ مِنْ خَوْفٍ
۶ هاء در این کلمات (یَرْضَهُ لَکُمْ فیهِ مُهانا ما نَفْقَهُ کثیراً) به چه صورت خوانده می‌شود؟

پانویس

  1. (مزّمّل ، آیه 4)
  2. (کهف ، آیه ۱ 2)
  3. (یس ، آیه 52)
  4. (قیامت ، آیه 27)
  5. (مطفّفین ، آیه 14).
  6. (بقره ، آیه 259)
  7. (انعام ، آیه 89)
  8. (الحاقّه ، آیه ۱۹ 29)
  9. (قارعه ، آیه 10)
  10. (کهف ، آیه 38
  11. (احزاب ، آیه ۱۰ 67)
  12. (دهر، آیه ۱۵، اولین مورد)
  13. (دهر، آیه ۳)
  14. (زمر، آیه ۷)
  15. (فرقان ، آیه ۶۹)
  16. (هود، آیه ۹۰)
  17. (کهف آیه ۶۳)
  18. (فتح ، آیه ۱۰)
  19. (اعراف ، آیه ۱۱۱، شعراء، آیه ۳۶)
  20. (نمل ، آیه ۲۸)
  21. (حجرات ، آیه ۱۱)
  22. (هود، آیه ۴۱)
  23. (فصلت ، آیه ۴۳)
  24. (یوسف ، آیه ۱۱)