فرهنگ مصادیق:رعايت حقوق فردي واجتماعي
محتویات
رعایت حقوق فردی و اجتماعی
یکی از علتهای عدم رعایت حقوق متقابل، عدم آشنایی کافی نسبت به حقوق خود و دیگران میباشد. وقتی من حقوق دیگران را نشناسم، زیاده خواه میشوم و به حقوق آنها تجاوز میکنم. و وقتی حقوق خودم را هم نشناسم، باز بیش از اندازه مطالبه میکنم. هر دو جهت، سهم خودم را بیشتر میکند؛ یعنی هر دو به زیاده خواهی در حق خودم منجر میشود.
شاید توقع زیاده خواهانهای باشد که انتظار داشته باشیم فردی که به حقوق سایر اعضای خانواده احترام نمیگذارد، برای حقوق متقابل شهروندان ارزشی قائل شود.
به نظر می رسد آموزش رعایت حقوق متقابل به افراد باید از همان سنین کودکی به فرد آموزش داده شود تا آشنای به رعایت حقوق دیگران شود. در بسیاری از خانوادههای ایرانی، حتی والدین و فرزندان هم به حقوق متقابل یکدیگر شناخت ندارند، البته این مسأله تنها متوجه کودکان نیست و والدین هم در این زمینه کمتقصیر نیستند. مثلاً برای پدر و مادرها جا افتاده است که مهمترین حقی که بر گردن فرزندشان دارند، احترام است و اگر از کودکان هم بپرسید میگویند درس خواندن فرزندان، مهمترین حقی است که پدر و مادر دارند.
گرچه احترام به والدین و درس خواندن فرزندان بسیار مهم است، اما باید در کانون خانوادهها این نکته نهادینه شود که حقوق متقابل بین اعضای خانواده در درک متقابل خلاصه میشود، یعنی اگر به خانوادهها آموزش میدادیم که چگونه والدین و فرزندان همدیگر را درک کنند، مطمئن باشید همه اعضای خانواده به حقوق یکدیگر احترام میگذاشتند.
در شرایطی هم که فرزندی آموزش ببیند دغدغههای اعضای خانواده را درک کند و مشکل آنها را مشکل خودش بداند، در آن صورت شک نکنید این کودک در آینده هم دغدغههای جامعه را راحتتر درک میکند و به حقوق متقابل شهروندان احترام خواهد گذاشت.
اینکه در اجتماعات امروز حقوق دیگران رعایت نمیشود حتی در جامعه اسلامی به دلیل آن است که؛ (هدفمان باید رسیدن به سعادت حقیقی که در خود نیازمند رشد و تکامل میباشد و برای رسیدن به رشدو کمال نیازمند
(۱)تربیت
(۲) امنیت
(۳) آزادی هستیم) نیست.
پس میتوان گفت اگر به سه عامل (تربیت، امنیت، آزادی معنوی) دست پیدا کنیم آنگاه حقوق دیگران در جامعه رعایت خواهد شد.
و باز یکی از علتهای عدم رعایت حقوق، ضعف اعتقاد به خدا و آخرت؛ ضعف اعتقادی و اخلاقی.
آنچه برای خود نمیپسندی...
پیامبر اکرم (ص) در حدیثی میفرمایند: که خود را به جای دیگری قرار بده و از نگاه دیگری به حقوق او نگاه کن. پیامبر اکرم (ص) این جمله را به عنوان معیار کلی اخلاق اجتماعی بیان فرموده است.
همچنین خداوند در سوره بقره، آیه ۲۶۴ میفرماید: «ا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى»[۱] (ای کسانی که ایمان آوردهاید صدقات خود را با منت گذاری و اذیت دیگران باطل نکنید) یعنی صدقه را که یک امر مثبت است، اولاً بدهید.
مال، مال من است؛ ولی دیگری حقی از مال من دارد. و ثانیا اینکه این صدقه دادن شیوه و معیار دارد. نباید منت گذاشته شود و همراه با آزار باشد؛ چرا که خداوند تحقیر بنده اش را نمیخواهد. یعنی مال میدهی؛ تازه یک سری مقررات را هم باید رعایت کنی. از اینجا نگرش قرآن به جایگاه انسان در روابط اجتماعی مشخص میشود ـ چرا که صدقه دادن یک عمل اجتماعی است.
در سوره اعراف آیه ۱۹۹ داریم: «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ»[۲] طریقه (عفو و بخشش پیش گیر و امت را به نیکوکاری امر کن و از مردم نادان روی بگردان). اگر فقط همین یک آیه را الگو قرار دهیم، پایه اخلاق اجتماعی را دریافتهایم. عفو در جایی ست که من حقی دارم؛ و از حقم میگذرم. آیه میگوید از حق مسلمتان بگذرید. اگر حق نباشد که عفو اصلاً معنا ندارد. ما خیلی وقتها به حق خودمان هم قانع نمیشویم و آن طرف تر میرویم. اسلام حتی میگوید از حق خودت هم بگذر. خداوند در قرآن فرموده است اگر انفاق کنند و صدقه دهند، مثل این است که به او قرض دادهاند. اینها نگاه خدا به انسان است.
عارف باید چهار سفر را طی کند؛ در اسفار اربعه آخرین و عالیترین سفر یک عارف این است که رنگ خلقی بگیرد؛ اما خدایی باشد در میان خلق. وجودش توحیدی و رحمانی است؛ اما کاملاً مردمی میشود. مثل وجود پیامبر (ص) و اولیاء الله (ع). بر این اساس در سفر چهارم کامل باید در خدمت مردم باشد.
آنچه در جامعه امروز نیازمندیم، ما شدن است. اگر وحدت داشته باشیم، هیچ کس حریفمان نخواهد شد. و این وحدت و یکدلی نیاز به گذشت دارد؛ نیاز به دیگرخواهی دارد؛ نیاز دارد به اینکه همدیگر را بیشتر دوست بداریم، بیشتر به فکر هم باشیم و بیشتر یکدیگر را درک کنیم. میگویند وقتی کسی عاشق میشود، یک پله بالاتر آمده است. چون به جای اینکه به فکر منافع خود باشد، دیگری را بر خود ترجیح میدهد. کافی است قلبمان را دریا کنیم تا همه در آن، جا شوند. آن وقت نه از کار جمعی فرار میکنیم و نه حق دیگری را پایمال میکنیم.
باید تک تک افراد جامعه به این باور برسند که رفاه او در گرو رفاه جامعه است.
متاسفانه الان به جایی رسیدهایم که صبر و حوصله نداریم و عجول تربیت شدهایم این عجله سبب عجول بودنمان در دریافت نتیجه شده است.
و هدفمان را هم ،گاهی اشتباه تعیین کردهایم در نتیجه فقط جلوی پای خود را میبینیم و به ظاهر مینگریم نه تنها قبح شکستن قوانین و هنجارها فروریخته، بلکه در مواردی دیده شده که افراد با افتخار از شکستن قوانین یا به اصطلاح دور زدن هایشان یاد میکنند و با تشویق سایرین هم روبه رو میشوند.سایرین آنها را زرنگهای جامعه تلقی میکنند.
علل و عوامل رعایت نکردن حقوق یکدیگر چیست؟
۱ – منفعت طلبی
بر طبق گفتارهای شهید مطهری (ره) یکی از عوامل رعایت نکردن حق مردم در مقابل یکدیگر منفعت طلبی طرفین است. که یک امر غریزی است. البته این هم منفعت طلبی است و منفعت آنها جلب رضایت خداوند است. در حقیقت این بعد از غریزه انسان را در راه اصلی خودش قرار دادهایم و آن را به درستی ارضا خواهیم کرد.
۲ - تعصبات قومی.
۳ - تعصبات فکری.
۴ - عادته.
۵ - رسومات و سنتهای نابجا.
۶ – احساس عدم امنیت.
گاهی اوقات بدلیل احساس عدم امنیت است که افراد دست به زیر پا نهادن حقوق دیگران میزنند. اگر در جامعه همه افراد احساس امنیت کنند؛ مطمئناً حقوق دیگران کمتر ضایع خواهد شد. امنیتی که همه جنبههای زندگی آنها چه مادی و چه معنوی را در برگیرد.
۷ - اسیر طمع شدن.
۸ - اسیر حرص شدن.
۹ – عدم وجدان کاری و بی اعتنائی به تعهدات فردی.
۱۰ – پیروی از هوا و هوس و راه شیطان.
۱۱ - ایجاد نظام باند بازی و کاغذ بازی در گروههای سیاسی و حزبی.
۱۲ - پارتی بازی سیاسی بازی در انتصابات و توزیع پستهای کلیدی و مدیریتی به برخی از افراد.
۱۳ - شخصیت محوری و شهرت طلبی در بعضی از افراد جامعه.
۱۴ - تقلید از فرهنگهای بیگانه و بی ارزش در بعضی از آداب و معاشرتها.
۱۵ - عدم تقوا و ایمان و اعتقاد در وجود بعضی از انسان ها.
۱۶ - توجه بیشتر به مزایای مادی و دنیوی تا معنوی و اخروی.
۱۷ - اسیر خودخواهیهای افراطی.
واز امثال این موارد بدست میآید که ملاک ما سود و زیان شخصی و آن هم از نوع دنیوی است. اگر بتوانیم این را در جامعه رشد و نشان دهیم که هدف انسان والا است و آن هم الهی است آنگاه خواهیم دید که قوانین اجتماعی رعایت خواهند شد. دیگر در هر کاری خداوند را ملاک قرار خواهند داد و هدفشان جلب رضایت خداوند خواهد بود. در چنین حالتی انسانها حقوق یکدیگر را رعایت خواهند کرد چون هدفشان جلب رضایت خداست.
با توجه به مسالهٔ آزادی معنوی وآزادی اجتماعی ،در کتاب آزادی بندگی از شهید مطهری (ره) یکی از علل رعایت نشدن حقوق متقابل در روابط اجتماعی نداشتن حس احترام به آزادی سایر افراد است. افرادی که در زندگی شخصی خود آزادی را نادیده میگیرند وحتی به روح خود صدمه میزنند در برقراری روابط با سایرین نیز به طریق اولی همین گونه رفتار میکنند و مانع رشد خود ودیگران میشوند.ما بر این باوریم که مفهوم آزادی در جامعه امروز به درستی تبیین نشده.
حقوق متقابل مردم و مسئولان در جامعه
گرچه بدنه حاکمیت و مسئولان، بخش تفکیک ناپذیری از جامعه هستند، اما انگار عادت کردهایم وقتی میگوییم مردم، مسئولان را از این مردم مستثنا کنیم.مثلا وقتی دربارهٔ لزوم رعایت حقوق متقابل افراد درجامعه صحبت میکنیم، همه ذهنها ناخودآگاه به سمت حفظ حقوق متقابل دو شهروند عادی یا دو همکار وهمکلاس متمرکز میشود، در صورتی که اگر از بعد کلان و راهبردی به موضوع نگاه کنیم، اتفاقا نوع و کیفیت رابطه بین مردم و مسئولان میتواند به عنوان الگوی بسیار درستی از رعایت حقوق متقابل افراد در جامعه باشد.یعنی مردم وقتی ببینند مسئولان و مردم به حقوق یکدیگرا حترام میگذارند و هیچکدام هم قصد تخریب یاتضییع حقوق دیگری را ندارد، شهروندان نیز به طور خودکاریاد میگیرند در رابطههای بین خود نیزا لگوی مردم ومسئولان را رعایت کنند.
در واقع چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه تکذیب کنیم یا تائید، همواره کنشهای مسئولان و بخصوص کیفیت رابطه آنها با مردم به عنوان الگویی برای سایر اعضای جامعه مطرح خواهد شد.
شاید تا حالا توجه کرده باشید در جوامعی که مسئولان به دغدغههای مردم گوش فرا میدهند و در راستای احقاق حقوق آنها میجنگند، برخورد بین مردمان عادی نیز با هالهای از احترام و رعایت حقوق متقابل توأمان میشود، اما در جوامعی که اعتماد عمومی بین مردم و مسئولان خدشه دار شده ا ست، احتمال تضییع حقوق شهروندان نیزبالاتر میرود، زیرا رفتار حاکمیت را الگوی هنجارهای ا جتماعی خودقرار میدهند. البته این سخن به این معنا نیست که تنها مسئولان، وظیفه پاسداشت حقوق مردم را به عهده دارند، بلکه آحاد جامعه نیز نسبت به حاکمیت وظیفهای متقابل دارند. یعنی همانطور که مسئولان موظفند حق معیشت، امنیت و آرامش روانی مردم را رعایت کنند، مردم هم وظیفه دارند به قوانین جامعه پایبند و عنصری مفید و مولد در کشور باشند تا فرآیند توسعه در کشوربا همکاری همه اعضای جامعه، رشدی پایدار را تجربه کند.
اما در صورتی که مردم و مسئولان، حقوق متقابل یکدیگر را رعایت نکنند، نه تنها نظم عمومی به هم میخورد، بلکه درآن شرایط دیگر قوانین مصوب حاکمیت، مشروعیت عمومی نخواهد داشت.
در واقع، اگر شهروندان گمان کنند مسئولان فقط درراستای منافع خود حرکت میکنند یا برعکس مسئولان به ا ین برداشت برسند که مردم حقوق متقابل بین مسئول و شهروند را رعایت نمیکنند، گسست عمومی در جامعه اجتناب ناپذیر خواهد بود و در این شرایط، مردم و مسئولان به عنوان دو جزیره جدا از هم خواهند بود که هیچ کدامشان الزامی نمیبینند حقوق همدیگر را رعایت کنند.
از سوی دیگر، همان طور که مردم برای ا رتباطهای اجتماعی بین خود و رعایت حقوق متقابل، نیم نگاهی به مدل حاکمیت دارند، نحوه برخورد مسئولان با مردم نیز برآیندی از روابط اجتماعی بین شهروندان است.یعنی نبایدا نتظار داشته باشیم اگر خودمان به حقوق یکدیگر احترام نگذاشتیم، در آن صورت مسئولانی که برای اداره امور منصوب میشوند نیز برای حقوق مردم احترام قائل شوند.
زیرا مسئولانی که برای اصلاح امور در هر کشوری گمارده می شوند از دل جامعه خود متولد شدهاند و بنابر این نمیتوان از مسئولان ا نتظار خروجی بالاتر از میانگین جامعه داشت.
در هر حال، جنس رابطه مردم و مسئولان، نماد بارز رعایت حقوق متقابل شهروندان در هر جامعهای است که در حقیقت با اصلاح کاستیهای سه ضلع، رابطه مردم با مردم، مسئولان با مسئولان و مردم با مسئولان میتوان به آیندهای بهتر و توام با رعایت حقوق متقابل افراد در جامعه امیدوار بود.
راهکارهای نهادینه نمودن رعایت حقوق در جامعه
آموزههای اسلامی در این رابطه الگوهایی را برای ما مطرح میکنند که در صورت تحقق و التزام عملی به آنها، جامعه اسلامی جلوهای الهی و انسانی و الهامبخش در زمینه حقوق متقابل در روابط اجتماعی پیدا میکند.
در اینجا به نحو اجمال اهم این الگوها را مطرح میکنیم.
۱ - خوش اخلاقی.
قرآن کریم یکی از مزایای فوق العاده اخلاقی پیامبر اسلام(ص) را خوش اخلاقی ذکر کرده و میفرماید: در پرتو رحمت و لطف پروردگار، تو با مردم مهربان شدی در حالی که اگر خشن و تندخو و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده میشدند». سپس قرآن کریم دستور میدهد: «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ؛ پس از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه.[۳]
حضرت امام علی (ع)میفرماید: چه بسا(کسی که) عزیز و ارجمند است و اخلاقش او را خوار و ذلیل میکند و کسی که خوار و ذلیل است و اخلاقش او را عزیز و ارجمند میکند [۴]
۲ - اظهار محبت و پاسخگویی به دیگران
جامعه اسلامی براساس محبت و دوستی بین برادران ایمانی پایه ریزی شده است و این محبت ناشی از ایمان به خدا و تکلیف مردمان ایمانی در رعایت حدود و حقوق یکدیگر، بر مبنای موّدت و برادری است.
در جامعهای که اساس آن بر محبت به دیگران پایه گذاری و براساس چشم پوشی از خطاهای افراد طراحی شده و همه باور دارند که رفع نیاز دیگران نعمت الهی است؛ این فرصت لطف خدا به بندگان نیکویش به حساب آمده و بزرگان از این فرصتها چنان بهره میبردند که در رفتار آنان رفع نیاز از نیازمندان در صدر عبادات الهی قرار گرفته باشد.
الگوی این عمل حضرت علی (ع) است که در حین نماز، به عنوان عبادت الهی، به رفع نیاز یک مستمند، که آن هم عبادت الهی است میپردازد.
پیامبر گرامی اسلام (ص) در زمینه ابراز محبت به دیگران میفرماید: هرگاه یکی از شما برادرش را دوست داشته باشد، باید به او اعلام کند، زیرا این بیشتر مایه بقای الفت و استواری محبت میشود.
[۵]
قرآن کریم در سوره نساء آیه ۸۶ یک حکم کلی و عمومی را در رابطه با پاسخگویی به محبتهای دیگران اعلام میدارد: هنگامی که کسی به شما تحیت گوید، پاسخ آن را به طرز بهتر بدهید و یا لااقل به طور مساوی پاسخ گویید.
تحیّت در لغت از ماده حیات و به معنی دعا برای حیات دیگری کرده است، ولی معمولا این کلمه هر نوع اظهار محبتی را که افراد به وسیله سخن یا عمل، با یکدیگر میکنند شامل میشود که روشنترین مصداق آن همان موضوع سلام کردن است.
۳ - اظهار شادی در هنگام دیدار
داشتن روابط حسنه با افراد، در بیان جملات و صحبتهای مثبت و خوش آیند، موج بزرگی از انرژی مثبت را به اطرافیان انتقال میدهد.
احساس مفیدبودن و رضایت از کار و تلاش، باعث خوشحالی و نشاط روح میگردد و این امر به سایر افراد مرتبط به یکدیگر تأثیر مثبت گذاشته و رفته رفته یک شهر اصلاح میشود.
امام باقر(ع) در این زمینه میفرماید: لبخندزدن، بر روی مؤمن حسنه و ثواب است و برگرداندن آسیب از وی نیز ثواب است، محبوبترین عبادت در پیشگاه خدا شاد کردن مؤمن است. [۶]
۴ - وفاداری و انجام تعهدات
وفاداری و التزام عملی به تعهدات و پیمانها و وعدهها یکی از شاخصهای رشد و بالندگی جوامع انسانی به حساب میآید.
حضرت علی(ع) میفرماید: أَفْضَلُ الصِّدْقِ الْوَفَاءُ بِالْعُهُود؛ بالاترین صداقت، وفای به پیمانها است.
حضرت در کلامی دیگر میفرماید: من احسن الوفاء استحق الاصطفاء. هر کس که خوش قول باشد، شایسته گزینش برای همکاری و معاشرت است.
۵ - رعایت انصاف
رعایت انصاف یکی از مشکلترین نکات تربیتی و اخلاقی در اسلام است که ارایه و حفظ آن از افراد باتقوا و مؤمن برمیآید.
بسیاری از اختلافات و کشمکشها در بین خانوادهها، نتیجه عدم رعایت انصاف است و این اختلافات رفع شدنی است. اگر به دستورات خدا عمل نماییم و حقوق دیگران را رعایت کنیم و اخلاق خود را تعالی بخشیم.
امام صادق(ع) در این زمینه میفرماید: بالاترین اعمال سه چیز است:
الف: رعایت انصاف نسبت به مردم تا آنجا که هر چه برای خود دوست داری برای آنان نیز دوست بداری.
ب: مواسات نمودن
ج: یاد کردن خدا در هر حال! پس فرمودند: یاد خدا تنها گفتن سبحان الله و الحمدلله و لااله الاالله و الله اکبر نیست، بلکه مقصود این است که اوامر خدا را اطاعت و از نواهی اجتناب کنی.[۷]
۶ - فروتنی و تواضع
تواضع و فروتنی، یکی از خصلتهای مهم پیامبران و اولیای الهی است. خدای متعال در قرآن خطاب به پیامبر اعظم(ص)میفرماید: ای پیامبر! به کسانی که از مؤمنین به شما ایمان میآورند تواضع و فروتنی کن.
این درحالی است که آن حضرت میفرماید: إِنَّ أَفْضَلَ النَّاسِ عَبْداً مَنْ تَوَاضَعَ عَنْ رِفْعَة؛ برترین مردم در بندگی خدا کسی است که در عین بزرگی فروتنی کند.
همچنین پیامبر اعظم(ص) در این رابطه میفرماید: کسی که به خاطر خدا تواضع کند، خداوند مقام او را بالا میبرد، پس شخص متواضع گرچه پیش خود ضعیف و حقیر است، ولی درنظر مردم بزرگ است.
امام کاظم(ع)نیز در این زمینه میفرماید: این گونه حکمت در دل انسان متواضع سامان مییابد که در قلب انسان متکبر و زورگو جایی ندارد، چون خداوند تواضع را ابزار کار عقل و تکبر را ابزار جهل قرار داده است. [۸]
۷ - صداقت و شفافیت
در آموزههای اسلامی صداقت و شفافیت از ویژگیهای مهم یک انسان مؤمن و سبب نجات و رستگاری او به حساب میآید و برعکس کذب، دروغ و نفاق موجب هلاکت و نابودی او میشود.
پیامبر اعظم(ص)میفرماید: النَّجاةُ فی الصِّدق، کما أنَّ الهلاکَ فی الکِذب؛ سربلندی و نجات انسان در صداقت و شفافیت است همچنانکه هلاکت و نابودی در دروغ و عدم شفافیت است.
حضرت علی(ع)در این زمینه میفرماید: راستی و راستگویی تو را نجات میدهد، هر چند که از آن بیمناک باشی و دروغ تو را نابود میکند گرچه از آن خطری بر خود حس نکنی. همچنین وقتی از آن حضرت سؤال شد: گرامیترین مردم کیست؟ فرمود: کسی که همیشه و همه جا با راستی برخورد کند.
آن حضرت در وصف ایمان مؤمنان میفرماید: ایمان آن است که راستی را اگر چه به زبانت باشد، بر دروغی که به سودت باشد، ترجیح دهی. [۹]
با توجه به این مطالب که راجع به راهکارهای تربیتی نهادینه نمودن رعایت حقوق در جامعه وجود دارد بیان شد؛ میتوان چنین گفت که جامعه ما از بیاحترامی به حقوق اجتماعی، به طور ناخواسته رنج میبرد و علت آن دور شدن از اخلاق و مدل تربیتی اسلام ناب و سیره أهل بیت(ع) است.
لذا لازم است با مبنا قرار دادن تربیت اسلامی در زمینه رفتارهای اجتماعی، در همه مجموعهها به ویژه خانوادهها، جامعه را به سوی اهداف اسلامی و آداب و رسوم دینی، که سعادت دنیوی و اخروی ما در آن است، سوق دهیم.
در این صورت است که مردم ضمن آشنایی با فرهنگ اهل بیت(ع) در زمینه حقوق اجتماعی و روابط متقابل، بهترین لذت اجتماعی را در سایه تعالیم نورانی اسلام دریافت میکنند.
آثار مثبت رعایت حقوق متقابل
حضرت علی(ع) به آثار مهم و مثبت رعایت حقوق متقابل بین حاکم و مردم اشاره میکند و میفرماید:
خداوند رعایت حقوق رعیت و والی را در جامعه سبب الفت، هماهنگی و پیوستگی بین آنها و باعث عزت دین و پایه داوری برای اقامه حق بین آنان قرار داده است. صلاح حال رعیت تحقق نمیپذیرد مگر به صلاح حال والیان و صلاح آنها محقق نمیشود مگر به استقامت و پا برجایی رعیت؛ پس هرگاه آنان رعایت حق یکدیگر را کنند در بین آنان حق عزیز میشود و پایههای دین استوار و نشانههای عدل پایدار و سنتهای پیامبر با شیوه نیکو مورد اجرا و روزگار اصلاح و زندگی پاکیزه و مردم خواستار بقا و دوام دولت و امید دشمنان دولت به یإس تبدیل خواهد ش [۱۰]
در تفسیر المیزان ذیل آیه: ((يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ))،[۱۱] از امام علی(ع) نقل شده است که فرمود:
بر امام است بر طبق آنچه که خدا نازل فرمود حکم کند و امانتی را که به او سپرده ادا نماید و هرگاه چنین کند بر مردم است که فرمان خدا را بشنوند و او را اطاعت نمایند و دعوتش را اجابت کنند.
حضرت در این زمینه فرمود: (امامت و پیشوایی را خداوند برای نظم و آرامش در جامعه و پیروی از وی را برای تعظیم و تکریم قرار داده است). [۱۲]
آثار منفی عدم رعایت حقوق متقابل
آثار منفی رعایت نکردن حقوق متقابل بین مردم و حاکم را میتوان در این کلام امام علی(ع) مشاهده کرد.
إِذَا غَلَبَتِ الرَّعِيَّةُ وَالِيَهَا أَوْ أَجْحَفَ الْوَالِي بِرَعِيَّتِهِ اخْتَلَفَتْ هُنَالِكَ الْكَلِمَةُ وَ ظَهَرَتْ مَعَالِمُ الْجَوْرِ وَ كَثُرَ الْإِدْغَال فِي الدِّينِ وَ تُرِكَتْ مَحَاجُّ السُّنَنِ فَعُمِلَ بِالْهَوَى وَ عُطِّلَتِ الْأَحْكَامُ وَ كَثُرَتْ عِلَلُ النُّفُوسِ فَلَا يُسْتَوْحَشُ لِعَظِيمِ حَقٍّ عُطِّلَ وَ لَا لِعَظِيمِ بَاطِلٍ فُعِلَ فَهُنَالِكَ تَذِلُّ الْأَبْرَارُ وَ تَعِزُّ الْأَشْرَارُ وَ تَعْظُمُ تَبِعَاتُ اللَّهِ عِنْدَ الْعِبَادِ ؛ [۱۳]
[۱۴]
هرگاه رعیت بر والی غلبه پیدا نماید و والی بر رعیت تعدی و تجاوز به حقوق آنان روا دارد، آن گاه اختلاف کلمه (بین آنان و افراد جامعه) رخ میدهد و نشانههای جور و ستم در جامعه آشکار و تبهکاری در دین بسیار و عمل به سنتها متروک میشود و به هوای نفس عمل و احکام شرع تعطیل و بیماریهای روحی بسیار میگردد و به خاطر تعطیل حدود بزرگ الهی و ریشه دار شدن باطل، کسی اندوهگین و نگران نمیشود. در آن هنگام خوبان خوار و اشرار (اوباش) عزیز و ارجمند میگردند و شهرها خراب میشود و باز خواست خداوند عظیم خواهد بود.
پانویس
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۶۴
- ↑ سوره اعراف آیه ۱۹۹
- ↑ سوره آل عمران-آیه 159
- ↑ میزان الحکمه، ج4، ص 1519
- ↑ نهج الفصاحه، ج2، ص26
- ↑ بحارالانوار، ج 71، ص 288
- ↑ اصول کافی، ج 2، ص 144
- ↑ بحارالانوار، ج 57، ص 312
- ↑ نهج البلاغه، ح 458
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ؛216
- ↑ سوره نساء؛ آیه 59
- ↑ نهج البلاغه، حکمت131
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ؛216
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج1، ص 44







