فرهنگ مصادیق:رشوه هدیهای دوزخی
نام نویسنده: رسول میرزایی
محتویات
مقدمه
رشوه و ارتشاء یک پدیده اجتماعی و نابهنجاری فرهنگی و رفتاری است که اسلام به شدت با آن مخالفت ورزیده و مجازات دنیوی و اخروی شدیدی نسبت به آن وضع کرده است. رشوه در امر قضاوت و حکم قضایی یا در غیر آن چنانکه در ادارات تحت عناوینی چون زیر میزی، پول چایی، هدیه، حق ایاب و ذهاب و مانند آن پرداخت میشود، نوعی حرام خواری و تضییع حقوق دیگران و ظلم آشکار است. نویسنده بر اساس آیات و روایات به تبیین انواع رشوه و علل، آثار و پیامدهای دنیوی و اخروی آن پرداخته است.
اصطلاح و مفهوم رشوه
رشوه لفظی عربی از ریشه «ر ش و» و به هر سه صورت: فتح، ضم و کسر «راء» به کار رفته است. این کلمه مفرد است و جمع آن «رشا» یا «رشا» (با ضم یا کسر راء) است که در فارسی به معنای مزد است. فرهنگ نویسان عرب دربارهٔ این واژه با توجه به مصادیق آن به تفسیر واژه پرداختهاند. فیومی مینویسد: رشوه، در لغت عربی، به معنای مالی است که شخص به قاضی و غیر آن میدهد تا به نفع او حکم دهد و یا آنان را به سود رشوه دهنده وادار کند. [۱] پس میتوان گفت که ریشه و خاستگاه رشوه و ارتشاء، همان منفعت طلبی است. گیرنده میخواهد از طریق پرداخت مالی، رای قاضی را به نفع خود بگرداند و قاضی نیز با گرفتن مال در صدد جلب منفعتی است.
در کتاب مجمع البحرین آمده است که: رشوه غالبا در اعطای چیزی به منظور ابطال حقی و یا احیای باطلی به کار برده میشود.[۲]
رشوه در اصطلاح حقوقی، دادن مالی است به مامور رسمی یا غیر رسمی، دولتی یا بلدی، به منظور انجام کاری از کارهای اداری یا قضایی ولو اینکه آن کار مربوط به شغل گیرنده مال نباشد، خواه مستقیما آن مال را دریافت کند و یا به واسطه شخصی دیگر. [۳]
رشوه در آیات قرآنی
واژه رشوه در قرآن نیامده است، ولی کلمات و جملاتی در آن به کار رفته که بیانگر مفهوم پیشین است. از جمله این کلمات میتوان به «سحت» و «باطل» اشاره کرد. خداوند بارها کسانی را که میکوشند از راههای غیر عقلانی و شرعی، اموالی را کسب کنند به عنوان اینکه این افراد خورندگان مال دیگران به باطل و یا سحت هستند، مورد سرزنش قرار داده و به آنان وعده دوزخ داده است. به عنوان نمونه در آیه ۴۲ سوره مائده رشوه خواری عالمان یهود به خاطر پذیرش و تایید دروغ پردازیهای رشوه دهندگان را بیان و آنان را توبیخ میکند.
شاید بتوان گفت صریحترین آیهای که دربارهٔ رشوه به قاضی مطرح است، آیه ۱۸۸ سوره بقره است که خداوند میفرماید: وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقًا مِنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛[۴] و اموالتان را میان خودتان به ناروا مخورید و به عنوان رشوه قسمتی از آن را به قضات مدهید تا بخشی از اموال مردم را به گناه بخورید، در حالی که خودتان هم خوب میدانید.
شکی نیست که یکی از مصادیق اصلی و نخستین واژه حکام در آیه همان قضاوت هستند. [۵] در روایتی از امام رضا(ع) نیز این نظر تایید شده است. [۶]
خداوند همچنین در جایی دیگر میفرماید: سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِنْ جَاءُوكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ؛[۷] پذیرا و شنوای دروغ هستند و بسیار مال حرام می خورند. پس اگر نزد تو آمدند، یا میان آنان داوری کن، یا از ایشان روی برتاب و اگر از آنان روی برتابی هرگز زیانی به تو نخواهند رسانید و اگر داوری میکنی، پس به عدالت در میانشان حکم کن که خداوند دادگران را دوست میدارد.
گرچه آیه دربارهٔ جمعی از یهودی هاست که بسیار علاقه مند شنیدن دروغ و خوردن مال حرام و رشوهاند، لیکن روایاتی در ذیل آیه و آیه قبلی وجود دارد که «سحت» را به رشوه تفسیر و تطبیق کردهاند.
عمار بن مروان از امام باقر (ع) پرسید: «سحت» چیست؟ حضرت فرمود: مقصود رشوه است. آنگاه پرسید: آیا مقصود رشوه در حکم و قضاوت است؟ حضرت فرمود: «آنکه کفر به خداست. [۸]
در کتاب «در المنثور» از حضرت علی(ع) از معنی «سحت» سوال شد، فرمود: «مقصود رشوه است.» [۹]
زمینههای رشوه
فلسفه و هدفی که برای رشوه و ارتشاء بیان شده، همان منفعت طلبی از هر طریق ممکن است. بر اساس آیه ۱۸۸ سوره بقره، دست یابی به مال دیگران از طریق باطل از علل پرداخت رشوه به قاضی است. در حقیقت کسانی به این شیوه تمسک میجویند که راه باطل و ظلم را در کسب هر چیزی از جمله اموال دیگران در پیش گرفتهاند.
شخصی که اعتقادی به قیامت و حساب و کتاب آن ندارد، هیچ پایبندی به احکام شرعی و اصول اخلاقی نخواهد داشت و تلاش میکند به هر شکلی شده آسایش و آرامش خود را در دنیا تامین کند. البته شاید برخیها به قیامت اعتقاد جزمی و اندیشه ای داشته باشند، ولی در مقام عمل دارای عزم نیستند؛ از همین رو زندگی دنیا و آرایهها و شیرینیهای آن موجب میشود برای کسب مال از هر طریق تلاش کنند.
بنابراین عواملی همچون فقر اقتصادی و نابسامانیهای درآمدی کارکنان سازمانها؛ ضعف مقررات و قوانین بازدارنده و نظامهای کنترلی موثر؛ اعطای اختیارات بیش از حد به مدیران؛ اعطای امتیاز امضای طلایی به افراد؛ عدم ثبات در مدیریت؛ عدم وجود امنیت شغلی برای کارکنان؛ نارسایی، پیچیدگی، تناقض و ابهام در قوانین و مقررات اداری؛ عدم وجود شایسته سالاری در عزل و نصبها؛ عدم وجود نظامهای صحیح انگیزشی و تشویق و تنبیه در ادارات و مانند آنها، تنها زمینههای رشوه خواری و عواملی ظاهری است نه علت واقعی آن.
اگر کسی اعتقاد جزمی به خدا و قیامت داشته باشد و در مقام عمل نیز تحت وسوسههای شیطانی و هواهای نفسانی و جلوهها و آرایههای حیات مادی دنیوی قرار نگیرد و عزم قوی داشته باشد، هرگز زمینههای بیان شده نمیتواند او را به سمت و سوی رشوه خواری سوق دهد. پس ضعف ایمان و فقدان جزم یا عزم است که مسلمانان و بلکه حتی عالمان را به سوی رشوه خواری سوق میدهد.
انواع و احکام رشوه و ارتشاء
حکم اسلام دربارهٔ رشوه و ارتشاء چیست؟ در پاسخ باید گفت در آیات قرآنی پرداخت رشوه به حاکمان به منظور دستیابی به اموال دیگران مورد نهی خداوند قرار گرفته است. (بقره، آیه 188) و خداوند پرداخت رشوه به منظور جلب نظر حاکمان و قضاوت ایشان به سود رشوه دهنده را عملی ناروا و حرام دانسته و در آیه بیان کرده که این حکمی معلوم برای همگان است. پس کسی نمیتواند مدعی شود که حکم رشوه را نمیدانسته یا از خلاف بودن آن آگاه نبوده است؛ چرا که هر کسی به سادگی در مییابد که تغییر رای قاضی و حاکم با رشوه و پرداخت مالی و مانند آنها به نفع خود عملی خلاف شرع، عقل و اخلاق است.
از نظر آیات و روایات اسلامی، رشوه دادن و گرفتن برای تغییر رای و حکم، حرام و پولی که از این راه به دست میآید نامشروع است؛ جالب اینکه حکمی که از این طریق صادر میشود و زمین و مالی که قاضی با این کار به رشوه دهنده میدهد، حرام است و حکم قاضی موجب حلیت نمیشود و تصرفاتی که در این مال و چیزها صورت میگیرد تصرفات عدوانی و باطل است.
پیامبر رشوه دهنده و گیرنده را اهل گناه کبیره دانسته و حتی لعن کرده است. در روایت است که ایشان فرمود: الراشی و المرتشی کلاهما فی النار؛ رشوه دهنده و رشوه گیرنده هر دو در آتش دوزخ هستند؛ ایشان همچنین آن دو را لعن کرده است. [۱۰]
پیامبر(ص) با آنکه با علم و تعلیم الهی، نسبت به ملکوت و حقایق چیزها علم داشت، ولی موظف بود در جامعه براساس شواهد و بینات و ادله حکم کند. از همین رو، میفرمود: انما أقضی بینکم بالبینات و الأیمان و بعضکم ألحن بحجته من بعض فأیما رجل قطعت له من مال أخیه شیئا فانما قطعت له به قطعهْ من النار؛ ای مردم! من در میان شما فقط بر طبق گواهی گواهان و سوگندها دادرسی میکنم و چه بسا باشد که برخی از شما از برخی دیگر بهتر دلیل میآورد؛ بنابراین، هر فردی که من از مال برادرش چیزی را برای او به واسطه بینه یا سوگند دروغ جدا کنم، تنها برای او با آن، قطعهای از آتش جدا کردهام.[۱۱]
آن حضرت(ص) در جایی دیگر میفرماید: انما أنا بشر، و انما یأتینی الخصم فلعل بعضکم أن یکون ألحن بحجته من بعض فأقضی له، فمن قضیت له بحق مسلم فانما هی قطعهْ من نار. فلیحملمها أو لیذرها؛ من بشری هستم همچون شما (و مامورم از طریق ظاهر میان شما قضاوت کنم) نزاعی نزد من مطرح میشود، شاید بعضی در اقامه دلیل از دیگری نیرومندتر باشد و من به مقتضای ظاهر دلیلش به سود او قضاوت کنم، اما بدانید چنانچه من حق کسی را برای دیگری قضاوت کردم، آن قطعهای است از آتش، اگر آتش میخواهد، آن را تصرف کند وگرنه آن را رها سازد. [۱۲]
پس وقتی آن حضرت(ص) نسبت به حکمی که خود براساس بینات و سوگندها داده، چنین میگوید و به مردم هشدار میدهد تا براساس آن حکم تصرفاتی نداشته باشند بلکه براساس حقایق واقعی تصرف کنند، کسانی که با رشوه، تغییر رای میدهند، چه وضعیت اسف باری خواهند داشت؟
در نهج البلاغه، داستان هدیه «اشعث بن قیس» بازگو شده است که برای پیروزی بر رقیب در محکمه امام علی(ع) به رشوه متوسل شد. شبانه ظرفی پر از حلوای لذیذ به رسم پیشکش به خانه علی(ع) آورد، حضرت سخت برآشفت، فرمود: سوگواران بر تو اشک بریزند (گریه کنند)، آیا با این عنوان آمدهای که مرا فریب دهی و خدعه کنی؟ به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمان هاست به من بدهند که پوست جوی از دهان مورچهای به ظلم بگیرم، هرگز نخواهم کرد. دنیای شما از برگ جویدهای در دهان ملخ برای من کم ارزش تر است، علی(ع) را با نعمتهای فانی و لذتهای زودگذر چه کار؟...! [۱۳]
باید توجه داشت که رشوه در جامعه در عصر حاضر تنها در حوزه قضاوت و قضایی کاربرد ندارد، بلکه با توجه به تغییرات اجتماعی امروز حوزه شبه قضایی نیز پدید آمده که میتوان با رشوه رفتار مسئولان را به نفع خود و یا گروه و جناح و حزب و محله و شهر و استان تغییر داد و خدماتی را که برای دیگران وضع شده به سوی خود و یا گروه خویش جلب کرد.
بنابراین، باید گفت که رشوه دارای اقسام و احکامی است که در اینجا به برخی از آنها اشاره میشود.
رشوه مالی به قاضی برای تغییر حق
این گونه رشوه، متداولترین رشوه در طول تاریخ بوده است. حکم آن حرمت است و مالی که قاضی میگیرد حرام و اکل مال به باطل و مالی و زمین و هر چیزی که رشوه دهنده میگیرد، نیز حرام و خوردن آن حرام خواری است. [۱۴]
رشوه غیرمالی به قاضی برای تغییر حق
گاه شخص رشوه دهنده مالی به قاضی نمیدهد، بلکه وعده کاری یا خدماتی را میدهد یا آنکه قاضی متوقع است که یکی از دو طرف دعوا که به نفع او حکم میکند، در آینده برای او خدماتی را ارائه دهد. این نیز براساس همین آیه و آیات و روایات دیگر عملی حرام است؛ زیرا هدف، تغییر حکم به نفع شخص و اکل مال به باطل است.
صاحب «عروهْ الوثقی» دربارهٔ رشوه مالی و غیرمالی نوشته است: «رشوه:
الف) گاهی مالی است، از قبیل عین و منفعت.
ب) و گاهی عملی است برای قاضی، مثل: دوختن لباس و تعمیر خانه او و مانند آن.
ج) و گاهی قولی است، مثل: مدح و ثنای او برای جلب قلبش به سوی خود تا به نفع او حکم کند.
د) و گاهی فعلی است، مثل: تلاش در برآورده شدن حاجت و اظهار بزرگی و گرامیداشت او و همانند اینها؛ پس هر یک از این امور حرام است یا به علت صدق رشوه بر همه آنها و یا از آن جهت که محکوم به حکم رشوه است.»
رشوه مالی و غیرمالی به غیر قاضی
گاه رشوه مالی یا غیرمالی از جمله خدمات به غیر قاضی داده میشود؛ شهید ثانی در «مسالک الافهام» آنجا که دلیل اجماع و اتفاق مسلمین را در تحریم رشوه بیان میکند، علاوه بر اطلاق این لفظ بر قاضی، آن را بر کارگزاران دولتی و عامل مسلمین نیز تعمیم داده و میفرماید: «اتفق المسلمون علی تحریم الرشوه علی القاضی والعامل؛ همه مسلمانان بر حرام بودن رشوه بر قاضی و عامل و کارگزار اتفاق دارند.»
مسئولان و افراد صاحب منصب در ادارات و مراکز دولتی و نهادها اگر پول و هدیهای دریافت میکنند، به دلیل پست و مقام و منصب این دریافتها حرام و اکل مال به باطل است. در روایت است که پیامبر گرامی اسلام (ص) مردی را از طایفه «ازد» برای گردآوری زکات فرستاد. آن مرد وقتی از مأموریت برگشت بخشی از اموال را به خدمت پیامبر (ص) تقدیم و سهمی را برای خود برداشت و عرض کرد: این اموال هدایایی است که مردم به من دادهاند. حضرت (ص) برآشفت و به او فرمود: کیف تاخذ ما لیس لک بحق؟!؛ چرا آن را که حق تو نیست میگیری؟
او در پاسخ با معذرت خواهی گفت: «لقد کانت هدیه یا رسول الله!؛ ای پیامبر خدا! آنچه گرفتم هدیه بود، پیامبر (ص) فرمود: ارایت لوقعد احدکم فی داره و لم نوله عملا اکان الناس یهدونه شیئا؟؛ اگر شما در خانه بنشینید و از طرف من فرماندار محلی نباشید آیا مردم به شما هدیه میدهند؟! سپس دستور داد هدیه را گرفتند و در بیت المال قرار دادند و وی را از کار برکنار کرد! [۱۵] امیرمؤمنان (ع) از پیامبر (ص) نقل میکند که فرمود: اخذ الامیر الهدیه سحت و قبول القاضی الرشوه کفر؛ هدیه گرفتن زمامدار و رئیس از دیگران حرام است و رشوه گیری حاکم شرع و قاضی، کفر است. [۱۶]
ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که ممکن است عدهای با تغییر نام رشوه از آن با عناوین چون پول چایی، پول شیرینی، هدیه، کادو، پیشکش، چشم روشنی و حق ایاب و ذهاب و غیره یاد کنند که همه این موارد جزو رشوه محسوب میشوند و عوض کردن نام، تغییری در ماهیت آن ایجاد نمیکند.
آثار رشوه و ارتشاء
در آیات و روایات آثاری برای رشوه و ارتشاء (رشوه گیری) بیان شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره میشود:
۱- ننگ و خواری: بر اساس آیه ۴۲ سوره مائده، رشوه موجب ننگ و خواری میشود؛ زیرا سحت چنانکه گذشت به معنای مالی است که ننگ و خواری را به دنبال دارد.
۲- آتش دوزخ: رشوه خواری موجب عذاب اخروی و آتش دوزخ است که در روایات بسیاری به آن اشاره شده است.[۱۷]
۳- تصرفات ناروا: از آثار دیگر رشوه و حرام خواری آن است که زمینه را برای تصرف ناروا در اموال مردم فراهم میآورد. [۱۸].
۴- بی اعتمادی: چنانکه بیان شد فرهنگ رشوه در جامعه موجب بی اعتمادی مردم به رهبران و دستگاههای قضایی و دولتی میشود.
۵- نکوهش خدا: نکوهش و مذمت شدید از سوی خداوند به خاطر آلودگی به رشوه و حرام خواری از جمله آثار آن است.[۱۹]
۶- لعن و نفرین پیامبر (ص): چنان که گذشت، پیامبر (ص) رشوه گیرنده و رشوه دهنده را ملعون دانسته و لعن کرده است.
۷- دوری از بهشت: پیامبر اکرم (ص) فرمود: از رشوه دوری کنید؛ زیرا این کار کفر است و رشوه خوار بوی بهشت را استشمام نمیکند. [۲۰]
۸- کفر: امام صادق (ع) در این باره میفرمایند: و اما رشوه، ای عمار! در مورد احکام، کفر به خدای بزرگ و رسول او است. [۲۱]
۹- آزمون: امام علی (ع) از قول پیامبر (ع) که حوادث آینده را برای ایشان بازگو میکنند، میفرماید: «ای علی! همانا این مردم بزودی با اموالشان دچار فتنه و آزمایش میشوند... حرام خدا را با شبهات دورغین و هوسهای غفلت زا حلال میکنند، شراب را به بهانه اینکه آب انگور است و رشوه را که «هدیه» است و ربا را که نوعی «معامله» است، حلال میشمارند». [۲۲].
۱۰- بی برکتی: برکت از مال رشوه خوار برداشته میشود. امام کاظم (ع) در این زمینه میفرماید: «مال حرام زیاد نمیشود و اگر بیفزاید، برای صاحبش مبارک نمیگردد و در هر راهی آن مال را صرف کند، اجری به او نمیرسد. [۲۳]
۱۱- فرزندان گناهکار: امام صادق (ع) میفرماید: «اثر کسبهای حرام در فرزندان و ذریه به مرحله بروز و ظهور میرسد».[۲۴].
۱۲- عدم قبولی اعمال و عبادات: پیامبر اکرم (ص) میفرماید: عبادات رشوه گیرنده قبول نمیشود و دعاهایش به اجابت نمیرسد. [۲۵]
۱۳- اضطراب و نا امنی: پیامبر (ص) فرموده است: «هیچ گروهی گرفتار رشوه نشدند مگر آنکه گرفتار ترس و اضطراب و نگرانی شدند.»[۲۶]
۱۴- قساوت قلب: امام حسین (ع) خطاب به لشگریان یزید چنین فرمود: «وای بر شما! چرا ساکت نمیشوید تا گفتارم را بشنوید! من شما را به راه هدایت و رستگاری فرا میخوانم، هر کس از من پیروی کند، سعادتمند است و هر کس نافرمانی ام کند از هلاک شدگان است، شما همگی نافرمانی ام میکنید و به سخنم گوش نمیدهید. چون شکمهایتان از حرام پر شده و بر قلبهایتان مهر زده شده است.»
وظیفه رهبران و عالمان در برابر پدیده شوم ارتشاء
قرآن در آیه ۶۳ سوره مائده به عالمان و رهبران هشدار داده که با پدیده شوم رشوه خواری و حرام خواری به هر شکلی مبارزه کنند و در این باره کوتاهی نکرده و بی تفاوت نباشند. خداوند در این آیه ربانیون (عالمان نصارا) رابه خاطر بی تفاوتی در برابر رشوه خواری مردم خویش، مورد توبیخ قرار میدهد. پس رشوه خواری، عملی زشت و مورد سرزنش است و نباید در جامعه رواج یابد و به شکل فرهنگ در آید.
پانویس
- ↑ (المصباح المنیر، فیومی، ج 2-1، ص 228).
- ↑ (مجمع البحرین باب مربوط، الرشوهْ).
- ↑ (جعفری لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق، ص 335، چاپ یازدهم 1380ه.ش. گنج دانش).
- ↑ بقره؛ آیه 188
- ↑ (مجمع البیان، ج 2-1، ص 366).
- ↑ (تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 176، ح 613).
- ↑ (مائده، آیه 42).
- ↑ (وسایل الشیعه، ج 12، ص 61، باب 5 من ابواب مایکتسب به، ح 1).
- ↑ (فی ظلال، جلد 1، ص 252).
- ↑ (مستدرک الوسائل، باب8، حدیث 8).
- ↑ ( الکافی، ج 7، ص 414، دارالکتب الاسلامیهْ، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق).
- ↑ (سیدبن قطب، فی ظلال القرآن، ج 1، ص: 177 دارالشروق، بیروت- قاهره، 1412ق، چاپ هفدهم).
- ↑ (نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 224).
- ↑ (بقره، آیه 188).
- ↑ (عدالت و قضا در اسلام، ص 300؛ الامام علی (ع)، ج1، ص 155 و 156).
- ↑ (کنز العمال، ج 6، ص 112).
- ↑ (مائده، آیات 41 و 42).
- ↑ (بقره، آیه 188).
- ↑ (مائده، آیات 62 و 63).
- ↑ (وسائل، ج 12، ص 63، باب 5).
- ↑ (همان).
- ↑ (نهج البلاغه، خطبه 156).
- ↑ (کافی، کلینی، ج 5، ص 125).
- ↑ (کافی، کلینی، ج1، ص 363).
- ↑ (سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج 1 ص 24).
- ↑ (نهج الفصاحه، ح 2693).







