فرهنگ مصادیق:راهکارهای درمان غفلت از یاد خدا
محتویات
برای اینکه میزان غفلت انسان کم شود چه راههایی وجود دارد؟
غفلت
غفلت یعنی اینکه چیزی حاضر باشد ولی انسان به آن توجه نکند و آنرا فراموش کند.[۱]از همین رو باید به این نکته توجه داشت که غافل نبودن از یاد خدا منحصر در ذکر اصطلاحی و یا آوردن مفهوم خدا در ذهن و تفکر در وجود او، خلاصه نمیشود. مقصود اصلی از غافل نبودن از یاد خدا این است که انسان در ظرف بندگی خالق هستی واقع شود، تا زمانی که انسان احساس میکند که در حال اطاعت پروردگار است، به یاد او است و به محض اینکه وارد منطقه گناه میشود، از جرگه بندگی و ایمان خارج گردیده و دچار غفلت از خدا میشود.
برای نجات از ورطه غفلت انسانها نیاز به چند عنصر کلیدی دارند که در این نوشتار به معرفی و شرح آنها میپردازیم:
عنصر اول: شناخت عوامل ایجاد کننده غفلت.
مهمترین عوامل ایجاد کننده غفلت که در آیات و روایات بدان تصریح شده به شرح ذیل میباشد.
هوا پرستی
خداوند متعال در خصوص رابطه هواپرستی و غفلت میفرماید:
«وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کانَ أَمْرُهُ فُرُطا»[۲]؛ «و از کسانی که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن! همانها که از هوای نفس پیروی کردند، و کارهایشان افراطی است.[۳]
یکی از امتیازات شیعه داشتن مجالس وعظ و سخنرانی است این سخنان پیوسته انسان را در حال بیداری نگه میدارند افرادی که اهل این مجالس میباشند و از وعظ مستقیم و یا غیرمستقیم (سخنرانی و...) استفاده میکنند نسبت به افرادی که به این امور توجه ندارد حالات معنوی بهتری دارند
سطحینگری
در قرآن کریم سطحینگری نسبت به زندگی دنیا بدون در نظر داشتن واقعیت پس از آن یکی دیگر از سببهای غفلت نام برده شده: «یعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاه الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَه هُمْ غافِلُونَ»[۴]؛ «آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را میدانند، و از آخرت (و پایان کار) غافلند!»
آرزوهای دراز عامل بزرگ غفلت از خدا
یادخدا
بدون شک امید و آرزو و یا به تعبیر عرب امل عامل حرکت چرخهای زندگی انسانها است، که حتی اگر یک روز از دلهای مردم جهان برداشته شود، نظام زندگی به هم میریزد، و کمتر کسی دلیلی بر فعالیت و تلاش و جنب و جوش خود پیدا میکند.
غفلت گاهی اختیاری و گاهی جبری است و آنچه مورد نکوهش است غفلت اختیاری است یعنی آن جایی که ما میتوانیم توجه کنیم و نمیکنیم غفلت مورد نکوهش قرآن در مورد سه امر است. ۱. غفلت از یاد خدا. ۲. غفلت از آیات و نشانههای خدا. ۳. غفلت از آخرت[۵] در نگاهی اجمالی میتوانیم ریشه غفلتها را در دو امر ببینیم[۶] الف. عوامل درونی: هوای نفس ب. عوامل بیرونی (دنیا، شیطان و...)
شناخت پیامدهای منفی غفلت
یکی از مهمترین عواملی که موجب میشود تا انسان به دنبال چاره اندیشی برای نجات هر چه سریعتر از ورطه غفلت بیفتد شناخت پیامدهای منفیی است که به موجب غفلت دامنگیر انسان میگردد.
در روایات متعددی به اینگونه پیامدها تصریح شده است که تعدادی از آنها را برای شما ذکر میکنیم:
۱- غفلت، جهل میآورد[۷]
۲- کسی که غفلت بر او غلبه کند قلبش میمیرد.[۸]
۳- باعث تباهی و فساد اعمال میگردد.[۹]
۴- بصیرت را از انسان میگیرد.[۱۰]
۵- باعث گمراهی میشود.[۱۱]
۶- انسان غافل را اشتباه و فراموشی میگیرد.[۱۲]
۷- انسان غافل دنبال سرگرمی و از واقعیت گریختن است.[۱۳]
شناخت راههای مبارزه با غفلت و به کار بستن آنها
حال با توجه به این مقدمه نکاتی بیان میدارم که هر کدام به نحوی میتواند سبب کاهش غفلت گردد.
بینش
انسانی که به جایگاه خود (کرامت، فضیلت و...) در هستی واقف نیست وظائف خود را در قبال خدا، خود و دیگران نمیداند و نسبت به خالق هستی و صفات او اطلاعات خوبی ندارد مسلماً برنامه خودسازی و زندگی خوبی نخواهد داشت و بعید نیست که در سرازیری غفلت قرار گیرد به همین منظور اولین قدم هوشیاری شناخت مسائل فوق است که در این زمینه باید مطالعه کرد شبهات را پرسید.
گاهی انسان متوجه غفلت خود میشود بهترین کار در آن موقع جلوگیری از ضرر است یعنی اینکه نگوئیم همین چند لحظه است بعد جبران میکنم بگوئیم چه تضمینی است بازگردم و وقت آن را داشته باشم و بدانیم که سقوط در دره غفلت گام به گام و تدریجی است
امور دنیوی
ما انسانها به امور اطراف خود و امور مادی (زندگی، تحصیل، شغل و...) توجه زیادی میکنیم و این امر میتواند ما را ساعتها و روزها و... به خود مشغول کند و از امور معنوی غافل کند، برای این که امور دنیوی ما را به خود مشغول نکند چه کارهایی باید انجام دهیم؟ برای پاسخ این سؤال به نکات زیر توجه کنید:
الف) تفکر: در مورد نشانههای خدا، آفرینش، هدف خلقت، تفکر کنید از خود بپرسید از کجا آمدهام به کجا خواهم رفت و... .
ب) اهل ذکر باشید: ذکرهای کوتاه و پرمغز وقتی با تأمل گفته شوند حالتی از هوشیاری دائمی را در انسان ایجاد میکند و باعث میشود که نفس دائماً سپاسگزار خدا باشد و نسبت به توطئههای هوس و شیطان حالت دفاعی به خود بگیرد و از آرامش حاصل از آن استفاده کنیم، حضرت علی ـ علیه السلام ـ میفرمایند مؤمن دائم در حال ذکر است و زیاد اهل فکر کردن. (المؤمن دائم الذکر کثیر الفکر)[۱۴] و نیز میفرماید کسی که مشغول به ذکر خداست همنشین و نزدیک به خداست (ذکر الله سبحانه مجالسه)
ج) موعظه: یکی از امتیازات شیعه داشتن مجالس وعظ و سخنرانی است این سخنان پیوسته انسان را در حال بیداری نگه میدارند افرادی که اهل این مجالس میباشند و از وعظ مستقیم و یا غیرمستقیم (سخنرانی و...) استفاده میکنند نسبت به افرادی که به این امور توجه ندارد حالات معنوی بهتری دارند.
د) نصیحت و خیرخواهی: مؤمنان دلسوز همدیگرند وقتی میبینند که دوست مؤمنشان در اشتباه است نمیتوانند بی تفاوت باشند. آنها را به خوبیها سفارش میکنند و از بدیها باز میدارند پس ما میتوانیم با گزینش دوستان مؤمن، امین و عالم و عامل از خیرخواهیهای آنها استفاده کنیم و حتی خودمان برای پیشرفتمان از آنها بخواهیم که عیبهای ما را گوشزد کنند به همین خاطر است که امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرمایند بهترین برادران من کسی است که عیبهای مرا به من هدیه کند.[۱۵]
هـ) فعال باشید: گاهی انسان متوجه غفلت خود میشود بهترین کار در آن موقع جلوگیری از ضرر است یعنی اینکه نگوئیم همین چند لحظه است بعد جبران میکنم بگوئیم چه تضمینی است بازگردم و وقت آن را داشته باشم و بدانیم که سقوط در دره غفلت گام به گام و تدریجی است به همین خاطر است که اغلب متوجه سقوط خود نیستیم اگر چشم باز کنیم و به گذشته خود نگاه کنیم میبینیم که چقدر گام به گام از مسیر رشد دور شدهایم و نفس و شیطان به ما گفتهاند مشکلی ندارد همین بار است (درست مثل فرد سیگاری که از یک نخ یک نخ شروع کرد وقتی به خود آمده که یک پاکت یک پاکت سیگار میکشد و ترک آن برایش سخت است) به همین خاطر خداوند توبه را واجب فوری اعلام داشته (توبه از گناه اشتباه و خطا) همینطور باید نسبت به مجالس خود انتخابگر باشیم یعنی اگر میبینیم که این مجالس ما را از مسیر رشد دور میکند تلاش کنیم آن را تغییر دهیم اگر نمیتوانیم آن را تغییر دهیم از آن مجلس فاصله بگیریم.[۱۶]
و) محاسبه: در معارف ما به ما توصیه شده که برای رشد خود برنامه خودسازی داشته باشیم و طبق محاسبه به پیش برویم امام کاظم ـ علیه السلام ـ میفرمایند کسی که همه روزه به حساب خویشتن رسیدگی نکند از ما نیست[۱۷]پس طبق این برنامه حرکت کنید. ۱. مشارطه: از اول صبح با خود شرط کنید که آن روز وظائف خود را به خوبی انجام دهید و از گناهان نیز بپرهیزید. ۲. مُراقبه: یعنی در طول روز مراقب خود و اعمال خود باشید تا از آنچه با خود عهد کردهاید تخطّی نکنید. ۳. مُحاسبه: در آخر شب به حساب کارهای خود برسید. بررسی کنید تا چه مقدار به وظایف خویش موفق بودهاید و چه مقدار کوتاهی کردهاید. ۴. مُعاتبه: یعنی اگر در محاسبه متوجه لغزشها و اشتباهاتی در رفتار شدید خود را تنبیه کنید (روزه ـ انفاق ـ تلاوت قرآن یا کار خیر دیگر تا گذشته جبران شود)[۱۸]دفتری به این کار اختصاص دهید.
۳. دیدار علماء: در برنامه خود از دیدار علماء و دوستان صالح غفلت نورزید اصحاب حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ به ایشان گفتند ما با چه افرادی مجالست بکنیم ایشان فرمودند: با کسی که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد. سخن او به دانش شما بیفزاید و عمل او رغبت به آخرت را در شما ایجاد کند.
با مطالعه کتب اخلاقی با استعدادهای مثبت و منفی خود آشنا شوید بیماریهای روحی را بشناسید برای این منظور بهتر است مطالعه اندک و مداوم داشته باشید نه اینکه آن را یک دوره با عجله از اول تا آخر بخوانید خود این کار (اندک و مداوم) باعث توجه دائمی ما میگردد
۴. دیدار و عیادت مریض: به عیادت بیمار بروید در آن هنگام انسان متوجه نعمت سلامتی خود میشود و سبب خوشحالی و نشاط بیمار میگردد که خود این نیز مایه رشد انسان است.
۵. تشییع جنازه: در تشییع جنازه و مراسم مؤمنین شرکت کنید یادآوری مرگ بهترین موعظه برای ما انسان هاست.
۶. زیارت قبور: مخصوصاً ائمه و امام زادگان و علماء
۷. مطالعه کتب اخلاقی: با مطالعه کتب اخلاقی با استعدادهای مثبت و منفی خود آشنا شوید بیماریهای روحی را بشناسید برای این منظور بهتر است مطالعه اندک و مداوم داشته باشید نه اینکه آن را یک دوره با عجله از اول تا آخر بخوانید خود این کار (اندک و مداوم) باعث توجه دائمی ما میگردد.
۸. مطالعه حالات عرفا: این مباحث شیرین است و انسان با خواندن آن میتواند به مقام و درجهای که میتواند برسد واقف میشود و انگیزه حرکت و غفلت زدایی بیشتری در ما ایجاد میشود.[۱۹]
۹. اعتدال: همیشه اعتدال را حفظ کنید (مطالعه، تفریح، کار، خواب، رسیدگی به امور زندگی و...) قرآن در توصیف مؤمنین میفرماید آنها افرادی هستند که تجارت و کار، آنها را از خداوند باز نمیدارد یعنی انسان باید در همه حال حالت توجه را حفظ کند نه اینکه برای خودسازی از همه فاصله بگیرد و در گوشهای بخزد.
لاینبغی للمؤمن ان تجلس مجلساً یعصی الله فیه و لایقدر علی تغییره
سزاوار نیست افراد با ایمان در مجلس بنشینند که در آن گناه میشود و توانایی بر تغییر آن را ندارند.[۲۰]
پانویس
- ↑ قاموس قرآن، ج5، ص: 112
- ↑ الکهف 28
- ↑ تفسیر آسان، ج10، ص: 282
- ↑ روم 7
- ↑ چکیده اخلاق در قرآن، علی شیروانی، 1379، چاپ دوم، ج دوم، ص 60.
- ↑ همان، ج 1، ص 59.
- ↑ ر. ک غررالحکم،873
- ↑ ر. ک غررالحکم،5765
- ↑ ر. ک غررالحکم،5760
- ↑ ر. ک غررالحکم،5762
- ↑ ر. ک غررالحکم،5763
- ↑ منتخب میزان الحکمه، بحث غفلت
- ↑ منتخب میزان الحکمه، بحث غفلت
- ↑ میزان الحکمه دوره چهار جلدی، ج 2، چاپ اول، 1416، ص 966، دارالحدیث قم.
- ↑ پندهای امام صادق به ره جویان صادق، استاد مصباح یزدی، 1381، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ص 172، اقتباس
- ↑ 150 درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی، 1380، چاپ 17، مدرسه امام علی بن ابیطالب، ص 130.
- ↑ 150 درس زندگی، ص 51
- ↑ پندهای امام صادق، ص 27 (خلاصه).
- ↑ شما میتوانید به کتاب نشان از بی نشانها اثر شیخ رجبعلی خیاط، کیمیای محبت اثر محمدی ری شهری، مراجعه کنید.
- ↑ 150 درس زندگی، ص 130.







