فرهنگ مصادیق:راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه‌ای

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه‌ای

مقدمه

تاریخچه راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه‌ای
راهنمایی شغلی به طور عام، با نظام استاد - شاگردی آغاز گردیده است و والدین در ابتدا، فرزندان خود را برای برعهده گرفتن شغل خود آماده می‌ساختند و مهارت‌های ضروری را خود به آنان می‌آموختند. اصطلاح راهنمایی شغلی برای نخستین بار در جهان، در سال ۱۹۱۴ میلادی به طور رسمی، در کنگره‌ای که در بروکسل تشکیل شده بود به کار رفت. در سال ۱۹۰۶ میلادی تنظیم و تدوین خدمات راهنمایی شغلی توسط پارسونز - پدر راهنمایی شغلی - در بُستن واقع در آمریکا آغاز گردید. در سال ۱۹۱۳ میلادی اوّلین خدمات راهنمایی شغلی به طور رسمی از طریق مؤسسه اطلاعات شغلی و حرفه‌ای بُستن ارائه گردید. [۱]
در متون اسلامی مفهوم و شیوه‌های کاربردی راهنمایی به وفور مطرح شده است. اسلامی آیینی است جامع و کامل و تمام ابعاد زندگی انسان را نیز مدنظر دارد. دربارهٔ کار و اهمیّت آن، در قرآن، روایات و سیره ائمه اطهار(ع) توصیه‌های فراوانی آمده است. خدای متعال می‌فرماید:
انسان تنها به وسیله کار و کوشش می‌تواند به جایی برسد. [۲]

پیامبر اکرم(ص) در این زمینه می‌فرماید

همه شما کار کنید و کوشش نمایید، ولی متوجه باشید که هرکس برای کاری که آفریده شده و لایق تر است، آن را به سهولت و آسانی انجام می‌دهد. [۳]
اندیشمندان اسلامی بر اهمیّت شغل آموزی در دوره‌های مختلف تأکید فراوانی کرده‌اند. بوعلی سینا رعایت تفاوت‌های فردی و طبیعت و ذوق و سلیقه افراد را در برنامه ریزی آموزشی، اصل مهمی می‌داند که نباید از آن غفلت کرد. وی پس از بیان واقعیت تفاوت‌های فردی در زمینه‌های گوناگون چنین می‌گوید:
شایسته است که مربی کودک، هنگام گزینش حرفه یا دانش خاص، طبیعت کودک را آزموده، ذوق و سلیقه وی را سنجیده و میزان هوش وی را بیازماید و براین پایه حرفه یا دانش مناسب را برای کودک برگزینند. [۴]

تعریف راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه‌ای

راهنمایی شغلی نوعی دیگر از راهنمایی است که بدان وسیله به فرد کمک می‌شود تا براساس شناخت استعدادها و رغبت‌ها و محدودیت‌ها و نیز امکانات شغلی جامعه بتواند شغلی مناسب را انتخاب کند و پس از گذراندن دوره‌های آموزشی ضروری به طور موفقیت آمیز و رضایت مندانه‌ای به اشتغال ادامه بدهد. [۵] در اسلام هر فرد باید طبق ذوق و سلیقه خود یکی از این همه حرفه و صنعت که خدای متعال فکر انسان را به سوی آن هدایت فرموده است انتخاب کند و از این راه روزی خود را به دست آورد و باری از بارهای اجتماع را به دوش کشیده و در آسودگی مردم بکوشد. [۶]

هدف‌های راهنمایی شغلی و حرفه‌ای

در تعلیم و تربیت اسلامی هدف، پرورش عبدصالح است. عبدصالح علاوه بر جنبه‌های ایمانی، دارای خصوصیات ویژه‌ای است که از جمله آن می‌توان آمادگی وی را برای اشتغال به کار حلال و تأمین بخشی از نیازهای جامعه ذکر کرد. برای این که این آمادگی در فرد ایجاد گردد، لازم است در تربیت آنان هدف‌های زیر موردنظر قرار گیرد:
ایجاد علاقه به کار و کوشش و ابتکار برای تولید بیش تر برای رفع نیازمندی‌های جامعه و رسیدن به استقلال اقتصادی؛
پرورش افراد به گونه‌ای که با کار مفید و مشروع از نعمت‌های الهی برخوردار گردند؛
تربیت روحیه احترام به کار و کوشش برای عمران و آبادی و استفاده از منابع طبیعی به عنوان یک عبادت و وظیفه اجتماعی؛
تقویت روح جمعی و تعاون و همکاری برای پرداختن به کارهای مفید و تولیدی؛
تربیت افراد به گونه‌ای که با استفاده از استعدادها و نیروها و امکانات خود به بندگان خدا سود رسانند و خدمت کنند و از بطالت و تنبلی و بی کاری بپرهیزند؛
پرورش افراد به گونه‌ای که از همان آغاز متناسب با توانایی‌ها در سرنوشت اقتصادی خود و جامعه مشارکت مؤثر داشته باشند؛
پرورش افراد برای آشنایی و کسب مهارت‌های لازم در زمینه حرفه و فنون و مشاغل تربیت آنان به منظور حصول به استقلال اقتصادی و پرهیز از اتکال غیرمشروع به دیگران؛
هدایت افراد برای کشف استعدادهای درونی خود و آشنایی با مشاغل و حرف و فنون مورد نیاز و امکانات موجود و انتخابات آزادانه از میان آن‌ها. [۷]

تعریف کار

کار از نظر لغوی به معنای فعل، عمل و کردار است. و هر آن چه را که از شخص صادر گردد و وی را به خود مشغول دارد در برمی گیرد.
از نظر راهنمایی شغلی، کار فعالیتی نسبتاً دایمی است که به تولید کالا یا خدمات می‌انجامد و برای آن دست مزدی در نظر گرفته می‌شود. [۸] و بیش تر یادآور می‌شویم که «کار» به معنای صنعت و هنر و پیشه نیز آمده است. بنابراین هر پیشه و صنعت و هنری که وقت فردی را بگیرد و نتیجه و بازدهی داشته باشد کار است؛ چه کار جسمی باشد و چه فکری. [۹]

ارزش‌ها و فایده‌های کار

در زبان دین وقتی می‌خواهند تقدس و ارزش چیزی را بیان کنند به این صورت بیان می‌کنند که خداوند فلان چیز را دوست دارد و در بیان ارزش کار آمده:
إِنَّ اللّه یُحِبُّ المؤمن المُتْرَفَ؛ [۱۰] خداوند دوست دارد مؤمن را که دارای یک حرفه و شغل است و بدان اشتغال دارد.
ارزش‌ها و فواید کار را می‌توان از دیدگاه‌های مختلف روانی و تربیتی، اجتماعی، مادی، جسمانی و...مورد بررسی قرار داد که اینک مختصری به هریک می‌پردازیم.
ارزش‌های روانی و تربیتی کار کار نه تنها با ایجاد احساس ارزشمندی در آدمی، عزّت نفس و اعتبار اجتماعی او را به وی برمی گرداند و به تقلیل پرخاش گری، عزلت گزینی و... می‌انجامد، بلکه به عنوان یکی از اصول مسلّم بهداشت روانی، می‌توان از آن برای تمام انسان‌ها و تمام محیطها سود جست. [۱۱]
تأکید اسلام بر کار و تلاش، بیش از همه به دلیل حفظ عزت نفس و سلامت روانی آدمی و حفظ ارزش‌های والا و الهی در اوست.
کار در عین این که خود معلول فکر و روح و خیال و دل و جسم انسان است، سازنده خیال و عقل و فکر و دل و قلب می‌تواند باشد و به طور کلی سازنده و تربیت کننده انسان است. [۱۲]

پاره‌ای از آثار روانی و تربیتی کار عبارتند از

۱. از طریق کار انسان خود را می‌آزماید و کشف می‌کند: انسان، این موجود کمال طلب از طریق کار کردن به رقابت با دیگران می‌پردازد و بدین وسیله خود را به منصه ظهور می‌رساند، از طریق کار کردن اطمینان خاطر و اعتماد به نفس کسب می‌کند و استعدادهای بالقوه خود را شکوفا می‌سازد و به صورت بالفعل درمی آورد. [۱۳]
یکی از مسائلی که بیش تر نوجوانان و جوانان باآن مواجه‌اند، نشناختن ابعاد و ظرفیت‌های وجودی خودشان است، ارائه کارها و وظایف متنوع عرصه بسیار مناسبی را فراهم می‌آورد که به ابعاد و ظرفیت‌های خویش آگاهی یابند و اگر احیاناً در زمینه‌ای هم خلاقیتی دارند، آن را متجلّی و خود را نشان دهند. شهیدمطهری دراین زمینه درکتاب تعلیم وتربیت دراسلام می‌نویسد:
... از همین جاست که یکی از خواص کار آشکار می‌شود، یعنی «آزمودن خود» انسان با کار، خود را کشف می‌کند، و خود را کشف کردن بهترین کشف است. اگر انسان دست به کاری زد و دید استعدادش را ندارد، کار دیگری را انتخاب می‌کند و بعد کار دیگر تا بالأخره کار مورد علاقه و موافق با استعدادش را پیدا کند. وقتی که آن را کشف کرد، ذوق و عشق عجیبی پیدا می‌کند و اهمیّت نمی‌دهد درآمدش چه قدر است. آن وقت است که شاه کارها به وجود می‌آورد که شاه کارها ساخته عشق است نه پول و درآمد.
۲. کار به قلب انسان خضوع و خشوع می‌دهد: کار از جمله آثارش این است که به قلب انسان خضوع و خشوع می‌دهد و جلوی قساوت قلب را می‌گیرد. منظور این است که بی کاری قساوت قلب می‌آورد و کار حداقل فایده اش برای قلب انسان این است که جلوی قساوت را می‌گیرد. کار با این که معلول فکر و روح و قلب و خیال و جسم انسان است می‌تواند سازنده هرکدام از این‌ها هم باشد. [۱۴]
حجه الاسلام حائری شیرازی در «سمینار جوان» امور تربیتی تهران که در سال ۱۳۶۹ برگزار شد، در بخشی از سخنرانی خود از زنده شدن قلب آدمی با کار و مردن آن در اثر بی کاری، چنین یاد کرد:
در اسلام تلاش برای پیدا کردن نان از روی زحمت و تلاش زیاد مطرح است. روزیی که از زحمت حاصل می‌شود، خوراک حلال و مناسب انسان است و انسان با آن زحمت قلبش احیا می‌شود. حقوق و درآمدی را که انسان از طریق کار به دست می‌آورد، خوراک بدن و جسم اوست، امّا کاری که انجام می‌دهد، خوراک روح است. اگر شما به کسی نان مفت دادید، به بدنش غذا داده‌اید، امّا اگر روح او را از غذا محروم کنید، روح او می‌میرد. در روایت است که ملعون است، ملعون است کسی که خرج خودش را به دوش دیگران بیندازد و دیگران کار کنند و او طفیلی آن‌ها باشد.
در تورات آمده است که، پس از این که خداوند انسان را از بهشت خارج کرد و به دنیا آورد به او فرمود: « در این جا زحمت می‌کشی و نان می‌خوری، یعنی، حیاتت در زحمت است».

هم چنین ایشان در معالجه معتادان می‌گوید

زندان‌های ما باید سازنده باشد و راه حل این است که زندانی را از کسب حلال محروم نکینم، معتادی که در زندان است باید کار کند و از ثمره آن، هم خودش نان بخورد و هم خانواده اش. اردوگاه‌های خودکفا دایر کنیم تا هم در بودجه مملکتی صرفه جویی شود و هم این که با کار قلب و روح معتادان را زنده کنیم. معتادی که شروع به کار می‌کند، پس از مدتی از بی تفاوتی درآمده و کارهای شخصی خود را انجام می‌دهد و به طور کلی وضعش فرق می‌کند، این فرد نظیر بی اشتهایی است که وقتی آرام آرام خوب شد، اشتها پیدا می‌کند، اشتهای نماز پیدا می‌کند، اشتهای نصیحت پیدا می‌کند، اشتها پیدا می‌کند که ببیند کی هست و کجا هست. این‌ها نتیجه رویش مجدد قلب است.
۳. کار موجب انتظام فکر و تمرکز قوه خیال می‌شود و از مفاسد اخلاقی و بیماری‌های روانی و عصبی جلوگیری می‌کند: کار و فعالیت موجب سرگرمی فکری است؛ یعنی، انسان متوجه اصلاح کار خویش است و این به نوبه خود دو نتیجه دارد: یکی این که مجالی برای فعالیت قوه خیال و هوس‌های شیطانی باقی نمی‌ماند و دیگر این که فکر انسان عادت می‌کند که همواره منظم کار کند، بدیهی است که یکی از اصول شخصیت انسان، همان استواری و استحکام و انتظام فکر اوست. [۱۵]
انسان یک نیرویی دارد و آن این است که دایماً ذهنش و خیالش کار می‌کند و وقتی که انسان دربارهٔ مسائل کلی به طور منظم فکر می‌کند، از یک مقدمه نتیجه‌ای می‌گیرد. این را می‌گوییم تفکر و تعقل، ولی وقتی که ذهن انسان بدون اینکه نظمی داشته باشد و بخواهد نتیجه گیری کند و رابطه منطقی بین قضایا را کشف نماید، همین طور که تداعی می‌کند، از این جا به آن جا برود، این یک حالت عارضی است که اگر انسان خیال را در اختیار خودش نگیرد، یکی از چیزهایی است که انسان را فاسد می‌کند؛ یعنی، انسان نیاز به تمرکز قوه خیال دارد. اگر قوه خیال آزاد باشد، منشأ فساد اخلاق انسان می‌شود. حضرت علی(ع) می‌فرماید:
اَلنَّفْسُ إِن لَمْ تَشْغَلْهُ شَغَلَکَ؛ [۱۶] اگر نفس را به کاری مشغول نکنی، او تو را به خودش مشغول می‌کند.
بنابراین، از رابطه کار با تهذیب اخلاق و رابطه بی کاری با فساد اخلاق و هرزگی روح و فکر و احساسات نباید غافل بود. روح آدمی مانند معده اش غذا می‌خواهد و اگر غذای کافی نرسد به هرچه برسد سدّ جوع می‌کند ولو با چیزهای قذر و ناپاک؛ یعنی اگر به روح آدمی چیزی که روح او را سیر و راضی نگه دارد نرسد، چیزی که توجه روح را به خود جلب کند و اندیشه و احساسات او را متمرکز سازد، در این صورت روح گرسنه می‌ماند و ناچار به تغذیه از گوشت برادر مؤمن در حالی که مرده باشد می‌شود؛ یعنی، غیبت می‌کند.
زنانی که معمولاً در خانه بی کارند و هیچ کاری، نه داخلی و نه خارجی دارند، صبح تا شب باید بنشینند و هیچ کاری ندارند بیش از هر طایفه دیگر به غیبت کردن مشغول هستند؛ چون بیش از هر طبقه دیگر از لحاظ روحی گرسنگی و بی غذایی می‌کشند. این است که یکی از آثار «کار» جلوگیری ازگناه است. [۱۷]

قرآن در این زمینه می‌فرماید

«وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ...»؛ [۱۸] اگر خداوند روزی را بی حساب برای بندگانش بگستراند، از جاده حق منحرف می‌شوند، ولکن به اندازه‌ای که می‌خواهد نازل می‌گرداند...
کاملاً روشن است که تلاش و کوشش در زندگی علاوه بر رفع سستی و دل مردگی، حرکت و نشاط خاصی به زندگی می‌بخشد و وسیله بسیار مناسبی برای اشتغال سالم فکری و جسمی انسان است. [۱۹]
۴. کار موجب تقویت عزّت نفس، ثبات شخصیت و استقلال می‌شود: کار بر عزت و شخصیت انسان می‌افزاید و او را در نظر خودش محترم می‌نماید؛ یعنی، حس احترام به ذات و اعتماد به شخصیت را در انسان ایجاد می‌کند. [۲۰]
داشتن شغلی که ارزش اجتماعی داشته باشد و شخص به خوبی از عهده آن برآید، عزت نفس را زیاد و موجب احساس امنیت و هویّت با ثبات شخص می‌گردد و برعکس اگر جامعه افراد را به کار نگیرد و اشتغال امکان پذیر نباشد در آنان احساس تردید و سرخوردگی ایجاد و دچار کمی عزت نفس می‌شوند.
تحقیقات لازاروس دربارهٔ اثرات بی کاری بر روی شخصیت افراد نشان می‌دهد که اشخاص بی کار از لحاظ عواطف و احساسات دچار بی ثباتی هستند. اعتماد به نفس را از دست داده و احساس حقارت می‌کنند و خود را زبون و بیچاره می‌دانند و احساس امنیّت نمی‌کنند و از آینده ترس و وحشت دارند. [۲۱]
بی تردید این همه تأکید بر کار و تلاش به دلیل حفظ عزت نفس و سلامت روانی و حفظ ارزش‌های والا و الهی انسان است و تأثیر آن از نظر روحی و جسمانی برای کارکننده که با تأمین درآمد خویش و دراز نکردن دست نیاز به سوی دیگران مایه عزت و سربلندی خویش را فراهم نموده و در پیشگاه الهی هم مأجور و در نظر مردم مورد احترام قرار می‌گیرد.

رسول گرامی اسلام(ص) در این باره می‌فرماید

کسی که از پی مال مشروع برود برای آن که آبروی خود را از ذلّت سؤال (گدایی) مصون دارد، عائله خود را اداره کند، و به همسایه خود کمک نماید، در پیشگاه خداوند سربلند و روسفید است و چهره او مانند ماه تمام می‌درخشد. [۲۲]
روزی امام صادق(ع) با معلی بن خنیس که دیرتر از ساعت معمول سرکارش می‌رفت روبه رو شد. امام(ع) خطاب به وی گفت:
هرچه زودتر راه عزت و بزرگواری (کار) را در پیش گیر. [۲۳]
در این توصیه امام(ع) ارزش کار در حفظ عزت نفس آدمی (که مانع متکی شدن به دیگران و مخدوش شدن عزت نفس وی می‌شود) گوشزد شده است. در همین زمینه نقل شده است که سیره رسول خدا(ص) این بود که هرگاه مردی از لحاظ جسمی توجه ایشان را جلب می‌کرد سؤال می‌فرمود: آیا شغل و حرفه‌ای دارد؟ اگر در پاسخ می‌گفتند: شغلی ندارد، می‌فرمود: از چشمم افتاد. به آن حضرت عرض می‌شد: چگونه شخصیت او در نظر شما تنزل کرد؟ می‌فرمود:
آن گاه که مؤمنی دارای شغل و حرفه‌ای نباشد، برای تأمین مخارج زندگی خود، دینش را می‌فروشد. [۲۴]
مردی به امام صادق(ع) عرض کرد: من نمی‌توانم با دستم به خوبی کار کنم، تجارت را نیز به درستی بلد نیستم و بیچاره‌ام، چه کنم؟ فرمود:
کارکن و بر سرت چیزی را بار کن و به این وسیله از مردم بی نیازی بجوی. [۲۵]
امام(ع) می‌فرماید با سرباربری کن، امّا در نتیجه نیاز به دیگران شرف و عزتت را نابود نکن و در این رابطه چه گویاست این سخن:
دست نیاز پیش کسان چو کنی دراز پل بسته‌ای که بگذری از آبروی خویش و مرتبط با همین موضوع شعری هست منسوب به علی(ع) که می‌فرماید:
- اگر می‌خواهی آزاد زندگی کنی مثل برده زحمت بکش از مردم خواستن از هر چیزی ذلت بیش ترمی آورد.
- آرزویت را از مال هرکس که باشد ببر و قطع کن نگو این کار مرا پست می‌کند.
- وقتی که از دیگران بی نیاز باشی هرکاری داشته باشی از همه مردم بلندقدرتری. [۲۶]
کار درمانی کار مانع افسردگی خاطر می‌شود و شوق و نشاط و احساس لذت افرادی که در سراسر هفته کار می‌کنند بیش تر از افراد بی کار است.
کار، اثرِ درمانی دارد و از طریق آن می‌توان حتی به درمان بیماران افسرده و روانی پرداخت.
در کار درمانی، فرد بیمار از طریق تجویز کار، درمان می‌شود. در روند کار می‌تواند راهی برای تخلیه پرخاش گری خویش بیابد یا خود کم بینی و حقارتی که به او دست داده است برطرف سازد. به این ترتیب فرد بیمار با کار کردن اعتبار از دست رفته اجتماعی خود را به دست می‌آورد و مهم تر از همه این‌ها در وی احساس عزت نفس هویدا می‌شود و برعکس بی کاری به عنوان یک شاخص مهم در تشخیص افسردگی مطرح شده است.
کولب و برادی در مورد برخی از دیگر آثار کار درمانی می‌نویسند:
کار بعنوان راهی برای تخلیه پرخاش گری فرد در نظر گرفته می‌شود. علاوه بر این‌ها شخص در جریان کار کردن، موفقیت و اعتبار حاصل می‌کند که این عناصر به حمایت فرد شتافته، او را از خودکم بینی و احساس حقارت می‌رهانند. [۲۷]
ارزش‌ها و فواید اجتماعی کار شغل در اغلب موارد زندگی فرد را تغییر می‌دهد و حتی طرز صحبت کردن و لباس پوشیدن او را تعیین می‌کند. کار، رفتار و تا حدی طرز فکر فرد را مشخص می‌نماید. کار نقش فرد و موقعیت اجتماعی او را مشخص می‌کند. کار فرد را با واقعیت اقتصادی و اجتماعی نزدیک تر می‌سازد [۲۸] و وسیله‌ای برای برقراری و تحکیم روابط اجتماعی است.
به نظر روان شناسان از جمله آدلر و مورینو انسان موجودی است اجتماعی و بر اثر ارتباط با جامعه و هم نوعان شخصیت خود را می‌سازد و بر محبت و دوستی خود می‌افزاید. در محیط‌های کاری که مملو از محبت و صمیمت باشد، نیازهای روانی افراد نیز تأمین می‌گردد و کارکنان در آن جا هیچ گاه احساس یأس و بیگانگی نمی‌کنند.
انسان بی کار خود را عضو مفیدی از جامعه نمی‌داند [۲۹] و با توجه به از بین رفتن روابط اجتماعی شخص بیکار و، نداشتن سرگرمی، داشتن زندگی اجتماعی زیر فشار اقتصادی، و کنار کشیدن از شبکه تعامل اجتماعی به سبب انگ «بی کاری» خوردن موجب از هم گسیختگی شبکه حمایت اجتماعی می‌گردد. تحقیقات نشان داده است که تضعیف شبکه ارتباطات اجتماعی سبب افزایش مرگ ومیر می‌گردد. [۳۰]
کار کردن باعث تقویت احساس نوع دوستی و جوان مردی می‌شود، روحیه ایثار و از خودگذشتگی را تقویت می‌کند، ارتباطات سازنده بین مردم موجب افزونی محبوبیت اجتماعی آنان می‌شود و فرد از این طریق خود را جزئی از جامعه می‌داند و بدین وسیله نقشی را ایفا می‌کند.
وجود هر فردی در جامعه و ارزش او به شغلی بستگی دارد که عهده دار انجام آن است. و اسلام هم براین نکته تأکید دارد و کار کردن را اساس شخصیت و برتری انسان و ایجاد کننده عزت نفس، احساس ارزشمندی و مسئولیت پذیری و کسب هویّت موفق و سازنده می‌داند. وپاداش کسی را که برای تأمین مخارج خانواده اش تلاش کند بیش تر از پاداش جهادگران در راه خدا می‌داند.
حتی ماندن نام انسان‌ها پس از مرگشان نتیجه کاری است که در زمان حیات خود برای جامعه انجام داده‌اند و از این رو در معیارهای اسلامی کسی که کتاب مفیدی بنویسد یا سنّت و خیرات نیکی در میان مردم به یادگار گذارد که صدها سال پس از مرگ او، مسلمانان از آن استفاده کنند، خداوند متعال تا زمانی که حتی یک نفر از آن کتاب و سنّت استفاده می‌کند به بنیانگزارش پاداش می‌دهد. [۳۱] و چه خوب گفته است سعدی شیرین سخن:
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
ارزش‌ها و فواید مادی و جسمانی کار از طریق کار می‌توان امیال مختلفی از جمله میل به موفقیت، میل به افزایش درآمد میل به تأمین قدرت مالی و میل به آسایش را ارضا کرد.
استقلال فرد و جامعه و تأمین نیازها جز از طریق کار کردن امکان پذیر نمی‌باشد.
انسان با تفکر و تعقل و با تکیه بر استعدادهایش می‌تواند مواد موجود در طبیعت را دگرگون سازد و از آن‌ها به نفع خود در جهت رفع نیازهای زندگی بهره گیرد. [۳۲]
از جمله فواید مهم کار مسئله حفظ شخصیت و حیثیت و استقلال افراد است. انسان در نتیجه کار مخصوصاً اگر مقرون به ابتکار باشد به حکم این که نیازش را از دیگران برطرف کرده است احساس شخصیت می‌کند. [۳۳]
از نظر جسمانی کار کردن وسیله مناسبی برای صرف انرژی در راه مطلوب و در نتیجه حفظ تعادل فیزیولوژیکی بدن است.
کار کردن باعث رشد کلی بدن، ایجاد هماهنگی بین اعصاب و عضلات، ایجاد سرعت و مهارت در واکنش‌های عضلانی و ایجاد استقامت در اعضای بدن می‌شود و هم چنین باعث تحرک و جلوگیری از خمودگی و سلامت جسمی و روانی انسان می‌شود. [۳۴]
شعری هست منسوب به امیرالمؤمنین علی(ع) که مفهوم آن چنین است:
لنقل الصخر من قلل الجبال...؛ برای من سنگ کشی از قله‌های کوه، یعنی، چنین کار سختی، برمن گواراتر و آسان تر است از این که منّت دیگران را بکشم، به من می‌گویند در کار و کسب ننگ است. [۳۵]

بیکاری و مذمت آن در اسلام

مطالعات جغرافیایی نشان می‌دهد که نرخ بی کاری شاخص خوبی برای محرومیت‌های چندگانه است. بررسی شهرهای مختلف نشان می‌دهد ناحیه‌هایی از شهر که در آن نرخ بی کاری بالاست، دارای نرخ‌های بالاتر مرگ ومیر و بیماری اند، این امر می‌تواند بیش تر در رابطه با تأثیرات ناشی از محرومیت باشد تا خود بی کاری. [۳۶]
تحقیقات لازاروس در مورد اثرات بی کاری بر روی شخصیت افراد نشان داد که اشخاص بی کار از لحاظ عواطف و احساسات دچار بی ثباتی هستند. اعتماد به نفس را از دست داده و احساس حقارت می‌کنند و خود را زبون و بیچاره می‌پندارند و احساس امنیّت نمی‌کنند و از آینده ترس و وحشت دارند.
افراد بی کار که دچار سرخوردگی و کمی عزت نفس شده‌اند احتمال دارد که دچار سردرگمی در هویّت و حتی در برخی موارد بزهکار شوند، ترک تحصیل کنند و هویّت منفی پیدا نمایند.
از امام باقر(ع) نقل شده که فرمود:
حضرت موسی عرض کرد: خدایا! کدام بنده نزد تو مغبوض تر است؟ گفت: کسی که شب هامانند مرداری بخوابد و روزها را به بطالت بگذراند. [۳۷]
از حدیث فوق نتیجه می‌گیریم که اسلام ضمن دعوت به کاروکوشش، بی کاری را نکوهش نموده و با بیانات مؤثر خود جامعه را به تلاش و کوشش دعوت نموده است. و بی کاری و دست نیاز به سوی دیگران دراز کردن را موجب از بین رفتن عزت و کرامت آدمی و سرمنشأ مفاسد اجتماعی و آلودگی به گناه می‌داند.

اسوه‌های عملی کار و کارگر از دیدگاه اسلام

پیشوایان دینی برای این که سرمشقی به دیگران بدهند، در بسیاری از مواقع کار می‌کردند، پیامبران الهی هریک شغل و کاری داشتند که در تاریخ معروف است؛ حضرت آدم(ع) کشاورزی می‌کرد و حضرت ادریس(ع) خیاطی و حضرت ابراهیم و موسی چوپانی و حضرت سلیمان حصیربافی و حضرت عیسی جهان گردی و حضرت محمد(ص) پیش از بعثتش چوپانی و تجارت و شرکت در جنگ‌ها را به عهده می‌گرفت و بعد از بعثتش اداره امور جامعه اسلامی را تکفل می‌نمود.
پیشوایان اسلام هم با زبان می‌گفتند و هم با عمل خویش نشان می‌دادند که کارکردن ارزش است و آبرودهنده و مثبت و بی کاری و تنبلی ضدارزش است و منفی و مایه ننگ. [۳۸]
شخصی نقل کرده است:
امام هشتم را دیدم که در زمین مشغول کار بود و عرق از پاهای آن حضرت جاری بود، عرض کردم: فدایت شوم چرا مشغول کار هستید؟ (کارگران کجایند؟) حضرت فرمود: کسانی که از من و پدرم بهتر بودند آنان نیز کار می‌کردند. گفتم آنان کیانند؟ فرمود: رسول خدا و امیرمؤمنان و اجداد بزرگوارم که با دست خود کار می‌کردند. کارکردن عملِ پیامبران و وصی پیامبران و مردان صالح است. [۳۹]
دربارهٔ امیر مؤمنان(ع) چنین نقل شده که:
پس از فراغت از جهاد به تعلیم مردم مشغول می‌شد و حتی در مواردی برای غیرمسلمانان کار می‌کرده و مزد دریافت می‌نموده است.
و هم چنین قنات حفاری می‌کرده و وقتی از قنات آب بیرون می‌آمد، آن را وقف مستمندان می‌کرده است. [۴۰]
شخصی نقل کرده است:
امام صادق(ع) را دیدم در حالی که بیلی در دست داشت و عرق از پشت حضرت سرازیر بود، عرض کردم: فدایت شوم بیل را به من بدهید تا کارکنم. حضرت فرمود: خیر، دوست دارم شخص در طلب روزی، گرمی آفتاب را بچشد. [۴۱]
با توجه به الگوگیری از ائمه اطهار(ع) باید به نوجوانان و جوانان ایرانی تفهیم کرد که ایرانیان دارای فرهنگ اسلامی کار هستند. قنات‌های چند کیلومتری با عمق‌های پنجاه یا شصت متری که در کشورمان حفر شده‌اند سندی بر این مدعایند. و با نگاهی به آثار باستانی شهرهای مختلف کشورمان از جمله اصفهان، فارس، شوش، نیشابور، و... می‌توان قضاوت کرد که ایرانی با کار به دنیا آمده و با کار از دنیا رفته و به طور خلاصه کار با زندگی او گره خورده است.

جهت گیری کار و کارهای توصیه شده در اسلام

اسلام درصدد الهی شمردن کار است؛ به این معنا که در اسلام هدف از کار تنها رسیدن به رفاه مادی نیست، بلکه یک مسلمان، با کار و عملکرد خود نه تنها می‌تواند به سعادت دنیوی برسد، سعادت آخرت را هم می‌تواند به دست آورد. همان گونه که خدا از بی کاری نفرت دارد، مؤمن باید از کار لغو و بیهوده متنفّر باشد تا در جهت اخلاق الهی حرکت کرده باشد.
در آیه شریفه ۳۷ سوره نور فرموده است:
رجال لا تلهیهم...؛ پاک مردانی که کسب و تجارت هیچ آن‌ها را از یاد خدا غافل نگرداند.
در تفسیر این آیه شریفه نوشته‌اند:
آنان آهن گران و مهره فروشان بودند که هرگاه چکش و مهره سوراخ کن را بلند می‌کردند و در همین هنگام صدای اذان را می شیندند، مهره سوراخ کن را از مهره بیرون نبرده و چکش را نزده، به سویی می‌انداختند و نماز را بپا می‌داشتند. [۴۲]
از امام علی(ع) نقل شده است که فرمود:
به درستی اگر برای دنیا کار کنی، زیان کرده‌ای. [۴۳]
بنابراین، اگرچه کار موجب استقلال و افزایش عزت نفس، احساس اعتبار اجتماعی و کاهش مفاسد اخلاقی و اجتماعی و...می‌شود، امّا کاری که با جهت گیری الهی توأم باشد علاوه بر موارد فوق بر غنای درونی می‌افزاید و اسباب تعالی هرچه بیش تر او را فراهم می‌کند. [۴۴]
در اسلام شغل و حرفه‌ای که مورد نیاز جامعه باشد و کسی متصدی آن نشود، اسلام یادگیری و انجام آن را به عنوان واجب کفایی بر همه مسلمانان تعیین می‌کند. [۴۵] کار در اسلام باید سودمند، صالح و به خیر فرد و اجتماع باشد، و کارهایی که به زیان فرد و اجتماع است و به جسم و جان آسیب می‌رساند، و یا به عفت و اخلاق عمومی لطمه می‌زند، در اسلام ناپسند و ممنوع است. بدین سبب اسلام لازم می‌داند مسلمانان پیش از شروع به کار، کسب‌های حلال و حرام را بشناسند و دستورات دینی خود را در مورد تجارت و معاملات بیاموزند تا بعدها دچار کج روی و انحراف در کسب نشوند. [۴۶]
قرآن کریم می‌فرماید:
ای مردم با ایمان ! شراب، قمار، گذاشتن چیزی برای پرستیدن و فال گیری همه این‌ها حرام است و پلید و از اعمال شیطان است، آن‌ها را ترک کنید. امید است که رستگار شوید، شیطان می‌خواهد به وسیله شراب و قمار، دشمنی و عداوت بین شما ایجاد کند آیا (با توجه به این مخاطرات) دست از این دو خواهید کشید؟ [۴۷]
رسول خدا(ص) فرمود:
بهترین کارها کسب حلال است. [۴۸]
و در جایی دیگر می‌فرماید:
خوش بخت کسی است که کسبش خوب و منزّه از پلیدی و ناپاکی باشد.
بهترین کسب‌ها و شغل‌ها، کارهای یدی و محصول دست رنج می‌باشد و کسی که از دست رنج مشروع خود زندگی می‌کند در قیامت با پیامبران محشور است و مانند آنان مأجور خواهد بود. [۴۹]
و از آن جا که پایه زندگی انسان‌ها روی کارهای تولیدی از جمله فرآورده‌های کشاورزی است و تقلب در کشاورزی کم تر است و یا به عبارتی ممکن نیست؛ زیرا اساس آن بر عوامل طبیعی است و عواید آن صرفاً نتیجه زحمات صادقانه انسان هاست، به همین دلیل در امور کشاورزی، نیز تشویق‌ها و توصیه‌های فراوان از طرف مکتب اسلام شده است. [۵۰]
امام صادق(ع) می‌فرماید:
گنج‌های الهی در زمین نهفته است و هیچ کاری نزد خداوند محبوب تر از زراعت نیست.
تمام پیامبران خدا کشاورز بودند، جز ادریس که کارش دوزندگی بود. [۵۱]
والدین باید به جوانان تفهیم نمایند تا آنان مشاغلی انتخاب کنند که از حمایت قانونی برخوردار شوند و بازدهی معقولی داشته باشند و در درازمدت در جامعه تنش اقتصادی و روانی ایجاد نکند و در راستای تأمین نیازهای اساسی جامعه قرار داشته باشد.

راهنمایی والدین در زمینه انتخاب شغل فرزندان

تأمین زندگی مادی، از خواسته‌های جوانان است. هاویگهرست در زمینه استقلال مالی جوانان می‌گوید:
ضرورت دارد که جوانان از استقلال اقتصادی خود اطمینان حاصل کنند و برای انتخاب و احراز شغل آماده گردند. [۵۲]
جوان در مرحله بلوغ ذاتاً علاقه مند است که در زندگی فردی، استقلال کسبی داشته باشد و بتواند بی آن که از سوی خانواده حمایت شود زندگی کند. جوان اعتقاد دارد در این مرحله کار برای او نوعی کرامت و بزرگواری ایجاد می‌کند که در مرحله پیش از بلوغ از آن محروم بوده است.
تمام محققان معتقدند که جوان نیاز به کار مناسبی دارد و اگر نداشته باشد مساعد پذیرش انحرافات می‌شود.بارت می‌گوید:
احتیاج به خوراک، لباس و مسکن نیست که جوانان را به انحراف می‌کشاند، بلکه احساس بی کاری و شکست خوردگی است که شخصیت و اراده فرد را متزلزل ساخته و او را به انواع خطاها سوق می‌دهد. چنین جوانانی نومید، بی اراده و بی هدف هستند و روح خوش بینی و آرزومندی که مشوق انسان به سوی پیشرفت است در آن‌ها کشته شده و نابود می‌گردد. [۵۳]
پیشوای عالی قدر اسلام حضرت محمد(ص) پدران را موظف نموده است که نه تنها خودشان باید دارای شغلی باشند، بلکه فرزندان خویش را در انتخاب شغل، حمایت و یاری نمایند و آنان را به کار خوب و شایسته‌ای بگمارند و این وظیفه مقدس را در ردیف حقوق فرزندان به حساب آورده است. [۵۴] اشتراک مساعی در انتخاب شغل فرزندان از شرایط سازگاری و حسن تفاهم در محیط خانواده است.
حضرت موسی بن جعفر(ع) نیز می‌فرماید:
مردی شرفیاب محضر رسول اکرم(ص) شد، عرض کرد: فرزندم چه حقی برمن دارد؟ فرمود: «نام نیک برایش انتخاب کن سپس به درستی و خوبی تربیتش نما و سرانجام او را به کار خوبی بگمار». [۵۵]
مسئولیت پدران در انتخاب شغل فرزندان از مسائل مهم تربیتی است و پدران محترم هرگز نباید از آن غافل بمانند.
با توجه به اهمیّت و اثرات شغل در زندگی افراد که در بخش‌های پیشین به طور کامل اشاره شد، لازم است نکاتی چند دربارهٔ راهنمایی والدین در زمینه انتخاب شغل فرزندان بیان شود که مختصراً به آن می‌پردازیم:
در راهنمایی جوانان برای برگزیدن شغل مطلوب باید استعداد و خصوصیات فردی آن‌ها و خصوصیات شغل مورد نظرشان و نیز امکانات جامعه را در نظر گرفت. از آن جا که مردم از نظر ساختمان طبیعی و صفات موروثی با یک دیگر یکسان نیستند و همان طور که از لحاظ قیافه و شکل و سایر صفات ظاهری باهم فرق دارند از نظر استعدادهای معنوی و قابلیت‌های روحی نیز با یک دیگر متفاوتند. بنابراین، شغل مناسب و شایسته برای هر فرد، شغلی است که با ساختمان طبیعی او، هماهنگ و متناسب باشد. [۵۶]
رسول اکرم(ص) می‌فرماید:
همه کار و کوشش نمایید، ولی آگاه باشید که افراد، کاری را به آسانی انجام می‌دهند که برای آن آفریده شده‌اند. [۵۷]
ابوعلی سینا هم با اعتقاد به تفاوت‌های فردی و رعایت آن در انتخاب شغل چنین می‌گوید:
مربی کودک باید بداند که این گونه نیست که هر حرفه‌ای را کودک بخواهد برگزیند برایش امکان پذیر باشد و از آن برآید، بلکه باید حرفه‌ای را برگزیند که با طبیعت او مناسبت داشته باشد. [۵۸] خواجه نصیرالدین طوسی هم در این زمینه می‌گوید:
و اولی آن بود که در طبیعت کودک نظر کنند و از احوال او به طریق فراست و کیاست اعتبار گیرند تا اهلیّت و استعداد چه صناعت و علم در او مفطور است، و او را به اکتساب آن مشغول گردانند... و هرکه صناعتی را مستعد بود او را بدان متوجه گردانند، چه زودتر ثمره آن بیابند و به هنری متجلّی شود والّا تضییع روزگار و تعطیل عمر او کرده باشند. [۵۹]
کار باید با آرزوها و تمایلات جوان هماهنگی داشته باشد. جایز نیست او را وادار به کار به خصوصی بکنیم، در حالی که توجه و تمایل به کار دیگری دارد و ضمناً درست نیست که مانع انتخاب او - که روی ذوق و علاقه صورت می‌گیرد شویم.

شرط تناسب کار به درجه‌ای اهمیّت دارد که حتی در وضع مزاجی و استقرار نفسانیّات نیز مؤثر است. وقتی جوان از کارش رضایت داشت، شور و شعفی پیدا می‌کند که او را در کار پیش رو و بصیر می‌سازد و نمی‌گذارد وقتش بیهوده هدر رود.
کار باید متناسب با قدرت جسمی جوان باشد؛ یعنی، قوای جسمی او قادر به تحمل آن کار باشد ونباید اجازه داد که کارهای شاقّ در مراحل نمو جسمی به جوانان محول گردد.
جوان باید دست مزد مناسب داشته باشد؛ زیرا مقصود او از کار، زندگی راحت و رفاه نسبی است و وقتی جوان ببیند که با کارش نمی‌تواند ضروریات و نیازمندی‌های خود را تأمین کند، دیگر رغبت و علاقه‌ای به کار نخواهد داشت. [۶۰]
والدین گرامی باید توجه داشته باشند که یکی از آفت‌های فرهنگ کار،عدم تناسب کار با وضعیت جسمی، روانی و تخصص افراد است و وقتی این تناسب وجود نداشته باشد و تنها بخواهند آن را به خاطر درآمدانجام دهند، نه تنها اثر تربیتی ندارد، بلکه حتی فاسد کننده روح،اخلاق و وجدان هم هست و کیفیت کار را پایین می‌آورد و هنگامی که این روند ادامه یابد، فرهنگ کار یا وجدان کاری لطمه خواهد دید و برعکس به کارگیری نیروها و افراد در جایگاه واقعی شان به افراد اعتماد به نفس، رضایت شغلی، ابتکار و خلاقیت، کاهش تنش و اصطکاک در محیط کار، روحیه کنجکاوی، به عمل درآوردن دانسته‌ها و اطلاعات و سرعت در انجام امور می‌دهد.
هیلی در تحقیقاتی که به عمل آورده نشان می‌دهد که یکی از عوامل انحرافی سلوکی جوانان، کار نامناسب است. این محقق، میزان حساسیت دو جوان را، که یکی شغل مناسب داشته و دیگری شغل نامناسب، مورد آزمایش قرار داده و به این نتیجه رسیده است که صاحب شغل مناسب، سریع الانتقال، دقیق، و امیدوار است و از موانع و مشکلات هراسی ندارد، ولی دارنده شغل نامناسب، دارای اراده ضعیف و مستعد انحراف است. [۶۱]
بسیاری از خانواده‌ها فرزندان را به سوی مشاغلی هدایت می‌کنند که با استعداد و توانایی آنان در تناقض است و والدین تنها به دلیل این که خود نتوانسته‌اند شغل مورد نظر را به دست آورند، آرزوهای سرکوب شده و ناکامی‌های خویش را می‌خواهند از طریق فرزندان خود برآورده نمایند، به همین دلیل، به مسئولان امر پیشنهاد می‌گردد از طریق آموزش والدین در مدارس و رسانه‌های گروهی آگاهی‌های لازم را به والدین بدهند تا تنش‌ها و اختلافات والدین با نوجوانان در این زمینه به حداقل برسد و والدین نیز از تمایلات و آروزهای سرکوب شده خویش آگاهی یایند.
با توجه به این که اغلب اوقات علت عدم گزینش شغل مناسب در جوانان، عدم آگاهی آنان در زمینه مشاغل و امکانات شغلی مناسب در جامعه است، بنابراین، اولیای مدارس، رسانه‌های گروهی و والدین گرامی باید اطلاعات شغلی مناسب را از طرق مختلف (بازدید، کنفرانس، نشریه و...) در اختیار جوانان قرار دهند تا آنان بتوانند با بصیرت کامل در انتخاب حرفه‌ای مناسب تصمیم گیری نمایند.
امام صادق(ع) می‌فرماید:
کسی که از مقتضایت زمان خودآگاه است مورد هجوم اشتباهات واقع نمی‌شود. [۶۲]
در یک نظرسنجی که از نوجوانان دربارهٔ چگونگی آشنا شدن با شغل دل خواهشان به عمل آمده است حدود ۳۳/۳٪ از طریق مدرسه و کتاب‌های درسی با شغل مطلوبشان آشنا شده‌اند و پس از این خانواده، اقوام و آشنایان بیش‌ترین تأثیر را داشته‌اند به گونه‌ای که حدود ۳۰/۴٪ افراد از این طریق به شغل آینده شان علاقه مند شده‌اند. این بررسی نشان داد که وسایل ارتباط جمعی مثل رادیو، تلویزیون و مطبوعات تأثیر بسیار اندکی در ترغیب بچه‌ها به مشاغل مختلف داشته است و بر مبنای این نظرسنجی تنها ۹/۱٪ این نوجوانان از طریق وسایل ارتباط جمعی، با مشاغل مورد علاقه خود آشنا شده‌اند. [۶۳]

والدین باید با تفهیم فرهنگ اسلامی کار برای نوجوانان و جوانان آن‌ها را طوری پرورش دهند که وجدان کاری و انضباط اجتماعی در آن‌ها ایجاد و کارها را دقیق، صحیح و متقن انجام دهند و از سستی و تنبلی و سهل انگاری در تمامی کارها بپرهیزند و بدانند که ثمره کار و تلاش آن‌ها به خود و جامعه شان برمی گردد و تأثیر به سزایی در تغییر سرنوشت خودشان و جامعه دارد.
امام صادق(ع) در این زمینه می‌فرماید:
از افراط در کار و تلاش بیش از حد بپرهیز و هم چنین از سستی و مسامحه کاری اجتناب نما که این هر دو کلید تمام بدی‌ها و بدبختی هاست؛ زیرا افراد مسامحه کار انجام وظیفه نمی‌کنند و حق کار را آن گونه که باید ادا نمی‌نمایند و افراد زیاده رو در مرز حق توقف نمی‌نمایند و از حدود مصلحت تجاوز می‌کنند. [۶۴]

پانویس

  1. عبداللّه شفیع آبادی، راهنمایی تحصیلی و شغلی، ص 22 و 24
  2. نجم(53) آیه 39
  3. سفینهالبحار، ص 732
  4. دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، فلسفه تعلیم و تربیت، ج 1، ص 281
  5. عبداللّه شفیع آبادی، راهنمای تحصیلی و شغلی، ص 19
  6. علاّمه طباطبائی، خلاصه تعالیم اسلام، ص 188
  7. سیّدمهدی حسینی، مشاوره و راهنمایی در تعلیم و تربیت اسلامی، ص 126 - 127
  8. عبداللّه شفیع آبادی، راهنمایی تحصیلی و شغلی، ص 1
  9. مؤسسه در راه حق، برخی مسائل زندگی ساز اسلامی، ص 231
  10. میزان الحکمه، ح 3650
  11. مرتضی منطقی، روانشناسی تربیتی، ص 431
  12. مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص 269
  13. عبداللّه شفیع آبادی، راهنمایی تحصیلی و شغلی، ص 6
  14. مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص 267 - 269
  15. همو، حکمتها و اندرزها، ص 200
  16. همو، تعلیم و تربیت در اسلام، ص 261 - 262 و 269
  17. همو، حکمتها و اندرزها، ص 201
  18. شوری (42)آیه 27
  19. تفسیر نمونه، ج 11، ص 57
  20. مرتضی مطهری، حکمتها و اندرزها، ص 200
  21. سیّداحمد احمدی، روان شناسی نوجوانان و جوانان، ص 93
  22. مستدرک الوسائل، ج 2، ص 424
  23. وسائل الشیعه، ج 12، ص 3
  24. مستدرک الوسائل، ج 2، ص 501
  25. وافی، ج 3، جزء 10، ص 8
  26. مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص 270 - 271
  27. مرتضی منطقی، روانشناسی تربیتی، ص 416 - 417
  28. سیّداحمد احمدی، روانشناسی جوانان و نوجوانان، ص 94
  29. عبداللّه شفیع آبادی، راهنمایی تحصیلی و شغلی، ص 5
  30. همشهری، 1372/11/30
  31. سیّدجواد مصطفوی، انسانیّت از دیدگاه اسلام، ص 249 - 250
  32. عبداللّه شفیع آبادی، راهنمایی تحصیلی و شغلی، ص 7
  33. مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص 270 - 271
  34. عبداللّه شفیع آبادی، راهنمایی تحصیلی و شغلی، ص 4 - 5
  35. مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص 270 - 271
  36. همشهری، 1372/11/30
  37. بحارالأنوار، چاپ بیروت، ج 73، ص 180
  38. سیّدجواد مصطفوی، انسانیّت از دیدگاه اسلام، ص 274 - 275
  39. محجهالبیضاء، ج 3، ص 147
  40. مرتضی مطهری، حکمتها و اندرزها، ص 201
  41. وسائل الشیعه، ج 12، ص 23؛ اصول کافی، ج 5، ص 76
  42. ابوالحسین ورّام بن ابی فراس، مجموعه ورّام، ج 1، ص 97 - 98
  43. عبدالواحدبن محمد آمدی تمیمی، غررالحکم، ج 3، ص 58
  44. مرتضی منطقی، روانشناسی تربیتی، ص 430
  45. سیّدجواد مصطفوی، انسانیّت از دیدگاه اسلام، ص 302 - 303
  46. مؤسسه در راه حق، برخی مسائل زندگی ساز اسلامی، ص 177 - 178
  47. مائده (5) آیه‌های 90 - 91
  48. نهج الفصاحه، ص 74
  49. بحارالأنوار، ج 23، ص 6
  50. ناصر مکارم شیرازی، یکصدوپنجاه درس زندگی، ص 131
  51. وسائل الشیعه، ج 4، ص 103
  52. سیّداحمد احمدی، روان شناسی نوجوانان و جوانان، ص 87
  53. محمدجواد رضوی، انحراف جوانان، ص 261
  54. محمدتقی فلسفی، بزرگسال و جوان از نظر افکار و تمایلات، ص 289 و 291
  55. وسائل الشیعه، ج 5، کتاب نکاح، ص 293
  56. محمدتقی فلسفی، بزرگسال و جوان از نظر افکار و تمایلات، ص 293 - 294
  57. سفینه البحار، ماده «یسر»، ص 732
  58. دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، فلسفه تعلیم و تربیت، ص 279
  59. خواجه نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ص 227 - 228
  60. محمدجواد رضوی، انحراف جوانان، ص 263 - 264
  61. همان، ص 265
  62. تحف العقول، ص 356
  63. همشهری، 1373/10/3.
  64. وسائل الشیعه، ج 4، کتاب تجارت، ص 134
منبع: سایت کتابخانه دیجیتالی تبیان - تاریخ برداشت : ۹۴/۱۱/۱۱