کتابخانه:راز نیایش

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از راز نیایش)
پرش به: ناوبری، جستجو
راز نیایش - فواید طبی و درمانی نماز
مشخصات کتاب
Raz niyayesh-najafi.jpg
نویسنده گودرز نجفی
زبان فارسی
ناشر شرکت چاپ و نشر بین الملل
محل انتشارات تهران
تاریخ نشر 1395
قطع شومیز

پیشگفتار

هر چند نماز یک عبادت تعبدی است و از وجدان و فطرت پاک آدمی ، سرچشمه گرفته است و باید آن را از روی تعبد و برای اجرای فرمان معبود و خشنودی او بپذیریم ، لکن نسل امروز بویژه قشر تحصیل کرده ، به دلیل ترقی فکر و اندیشه و پیشرفت علوم ، گه گاهی سوالاتی در زمینه احکام به ذهن کنجکاو و جستجوگرش خطور می کند که بسیار مایل است برای آنها پاسخی منطقی و روشن بیابد.

سوالاتی از قبیل :

چرا نماز بخوانیم ؟

چرا بعضی از نمازگزاران بسوی گناه میروند ؟!

نماز خواندن و حرکات آن چه فایده ای برای انسان دارد؟

آیا نمی شود نماز نخوانیم ، ولی بجای آن کارهای نیک انجام بدهیم ؟

چرا باید نماز را در اوقات معین در پنج وقت ادا نماییم ؟

چرا باید به رکعات معینی نماز بخوانیم ؟

چرا باید نماز را به عربی بخوانیم ؟

چرا باید برای نماز وضو ساخت و غسل انجام داد؟

آیا تیمم برای نماز غیر بهداشتی نیست ؟

و چراهای بسیار دیگر.

واضح است که اسلام دینی نیست که حکمی از احکام دینی را بی دلیل و بطوری که فاقد حکمت و یا مصلحتی برای انسان باشد، صادر نماید. بطور یقین بر هر کدام از احکام شرع ، فلسفه و فایده ای روانی ، معنوی و بهداشتی مترتب است که بر حسب نیاز به فلسفه و فواید اخلاقی و روانی برخی از آنها در آیات و روایات اشاره شده است .

امام رضا علیه السلام در این باره می فرماید:

ما می بینیم که خدای متعال چیزهایی را حلال کرده است که مردم در زندگی و ادامه آن ، به آن چیزها نیازمند هستند و برای آنها مصلحت و فایده دارد و چیزهایی را حرام کرده است که علاوه بر اینکه مورد نیاز بشر نیست موجب فساد، فنا و نیستی او می باشد. [۱]

دین مبین اسلام نیز این حق و اجازه را به مسلمانان داده تا از اسرار نماز و دیگر احکام دینی آگاهی یابند. این بدین معنا نیست که اگر فردی فلسفه یا فایده یکی از احکام و قوانین الهی را نیافت ، آن حکم را ترک نماید و یا... چقدر زیبا، امام علی علیه السلام می فرماید:

چیزی که همه آن درک نمی شود، نباید همه آن ترک شود.

چنانکه امروزه با پیشرفت علوم ، روز به روز پرده از اسرار و فواید طبی و اخلاقی و روانی احکام و قوانین الهی برداشته می شود.

ناگفته نماند که ما نیز ادعا نمی کنیم که در این نوشتار، فلسفه و اسرار اعمال نماز را کاملا بیان داشته ایم ، چرا که دانش محدود بشر در برابر علم بیکران و نامحدود خداوندی مانند قطره ای است در برابر دریا.

در این کتاب سعی شده است که مطالب و عبارات کتاب با ذکر سند و با توجه به سخنان ائمه معصومین علیه السلام ، پزشکان ، روان شناسان و دانشمندان جهان هر چه ساده تر و بی آلایشتر و در عین حال مفیدتر بیان گردد تا همگان بویژه طبقه نوجوان و جوان دبیرستانی و دانشگاهی بتوانند از آن ، هر چه بهتر و بیشتر بهره مند گردند.

مقدمه

عبادت و پرستش ، ریشه در اعماق جان و فطرت[۲] انسان دارد و فطری بودن پرستش پاسخی است درمان بخش به نیاز و خواست بشر؛ زیرا که در یک بررسی کوتاه در می یابیم که میان دستگاه تکوین و تشریع ، هماهنگی ویژه ای وجود دارد و این دو مکمل یکدیگرند.

آنچه در شرع آمده و شارع مقدس آن را بیان نموده ، حتما ریشه در فطرت انسانها دارد. به عبارت دیگر با توجه به اینکه از خدای حکیم کار عبث و بیهوده سر نمی زند، فرمانی که برای انسان صادر می کند این طور نیست که مثلا در فرمان تکوینی بگوید: انجام بده و در فرمان تشریعی بگوید انجام نده .[۳] لذا می بینیم بنا به فرموده قرآن و احادیث متعدد، در زمینه فطری بودن دین و پرستش و مطابق تحقیق و بررسی دانشمندان روان شناس ، در نهاد آدمی نیروی بسیار مرموزی وجود دارد که ناخود آگاه او را به سوی خدا جویی و پرستش سوق می دهد. مکانیسم سرشت آدمی به مصداق آیه نفخت فیه من روحی چنان ساخته و پرداخته شده است که اگر انسانی دارای فطرتی پاک و سالم و دست نخورده باشد، ناخود آگاه به سوی خدا حرکت می کند و در برابر عظمت کبریایی اش سر تعظیم فرود می آورد.

فطرت پرستش ، چیزی آموختنی و اکتسابی نیست ، زیرا هر یک از انسانها حتی اگر خدای یکتا را نیز پرستشگر نباشند بطور ناخواسته بالاخره به نوعی پرستش و مذهب روی آورده و سعادت خود را در سایه آن جستجو کرده‌اند. هر چند که این گونه پرستش انحراف از فطرت پاک آدمیان است . مرحوم استاد علامه طباطبایی در تفسیر مشهور خود، المیزان ، ج ۱، در این باره می فرماید:

وقتی که فطرت از سیطره عوامل انحرافی سالم بماند خود به خود، بر نیازمندی خود به هدایت نوع سوم وحی قرآن گواهی می دهد و نفس انسان از طریق فطرت ، وجود غایبی که سلسله علل به او ختم می شود، بدون فایده آفریده نشده‌اند، فطرت آدمی نیز بی جهت در آدمی اعاده نگشته است و این فطرت همان است که ما را به سوی توحید نبوت معاد راهبری می کند و این سه ، خود از اصول دینند که انسان از طریق فطرت بدآنها اذعان دارد.

بنابراین ، با توجه به مطالب فوق و اینکه ریشه همه اعتقادات و برنامه های عملی اسلام در درون انسانها نهفته است ، نماز نیز که در تعالیم اسلامی از آن به عنوان ستون دین یاد شده است ، در نهاد پاک هر انسانی وجود داشته و از فطرت پاک او سرچشمه می گیرد.

فطری بودن پرستش در آیات و روایات

درباره فطری بودن عبادت و پرستش خدا، آیات و روایات فراوانی در قرآن و کتب اسلامی آمده است[۴] که ما در اینجا تنها به ذکر دو نمونه از آنها بسنده می نماییم .

قرآن کریم می فرماید:

فاقم وجهک للدین حنیفا فطرة الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکن الناس لا یعلمون .

روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن . این فطرتی است که خداوند انسانها را بر آن آفریده ، دگرگونی در آفرینش خدا نیست ، این است دین و آیین محکم و استوار؛ ولی اکثر مردم نمی دانند.

در حدیث مشهوری است که پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آله فرمودند:

کل مولود یولد علی الفطرة

هر نوزادی روی فطرت خداجویی پرستش خدا متولد می شود.

نیز امام صادق علیه السلام ذیل آیه فاقم وجهک للدین حنیفا می فرماید:

یقیم الصلوة ولا یلتفت یمینا و شمالا [۵]

سرشت آدمی بر این ، خلقت یافته است که نماز را بر پا دارد و به راست و چپ روی نگرداند.[۶]

نتیجه ای که از آیات و احادیث فوق به دست می آید، این است که عبادت و پرستش از خصایص فطری بشری است و یک احساس درونی که بطور ناخود آگاه در نهاد بشر وجود دارد و او را در واماندگی‌ها، گرفتاریها و اضطرابها و نا امیدیها و... بی اختیار وادار به نیایش و کرنش می کند.[۷]

گواهی تاریخ بر فطری بودن پرستش

از مهمترین دلایل فطری بودن پرستش ، وجود انسانهای پرستشگر قبل از تاریخ و از همان آغاز خلقت انسانها بوده است . این حس از جمله اصیلترین نیروها و کششهای فطری است که تغییر و تحولات و حوادث تاریخ نیز نتوانسته است آن را از میان بردارد. به عبارت دیگر اگر تاریخ بشر را مورد مطالعه قرار دهیم ، نشان می دهد که بسیاری از چیزها در طول تاریخ و حتی قبل از آن دستخوش تغییر و تحول اساسی قرار گرفته و یا بکلی از بین رفته‌اند، اما چیزهایی که از فطرت و درون انسان سرچشمه گرفته ، به همان صورت دست نخورده باقی مانده است .[۸] چنانکه به اعتراف تمامی تاریخ نویسان جهان آشکارترین و رایجترین مساله همیشه زنده جهان از بدو پیدایش انسان همین حس پرستش بوده است و بس .

پلوتارک مورخ نامی در این باره می نویسد:

شما اگر به صفحه گیتی نظری بیفکنید، بسیاری از اماکن را خواهید یافت که در آنجا نه آبادی وجود دارد و نه سیاحت و نه سیاست و علم و نه صنعت ، نه حرفه است و نه دولت ، اما جایی که در آن خدا پرستش و نیایشنباشد، نمی توان پیدا کرد.[۹]

شمست دانشمند نژاد شناس ، ثابت نموده است که قدیمترین نژاد بشری وحشیان آفریقایی بوده‌اند که در میان آنها نیز پرستش و نیایش وجود داشته است . [۱۰]

ماکس مولر ضمن تایید دو گفتار پیشین به سخنی دیگر، چنین می گوید:

پیشینیان ما، از زمانی به درگاه خداوند سر تعظیم برای نیایش و نماز به درگاه خدا فرود آورد که حتی برای خدا نامی هم نتوانسته بودند بگذارند.[۱۱]

ث . اف . دارسی متفکر انگلیسی می نویسد:

دامنه نیایش از فراخنای جهان هستی پردامنه تر و از تاریخ باستانی تر است و از وحشیان پیرو مذهب جانگرایی در رفته ، همه به نیایش روی آورده و می آورند. حتی بوداییان که در اساس مذهب آنها جایی برای نیایش گذارده نشده ، باز آن مردم برای آرامش روح خود به نیایش می پردازند.

با رو به رو شدن با این حقایق و واقعیتها اگر بگوییم که :

نیایش در اعماق قلب بشر و سرشت آدمی ریشه دارد از حقیقت دور نشده ایم . نیایش بازتابی است که از احساس آدمی ، از ناتوانی خود و محدودیت خویش و عظمت جهانی که در آن زندگی می کند، سرچشمه می گیرد. در حقیقت می توان گفت که نیایش بیش از هر اعتقاد مشخصی در فکر بشر ریشه دارد و از نیازمندی بشر که هر کس در خود احساس می کند، برخاسته است .[۱۲]

ویل دورانت در تاریخ تمدن خود می نویسد:

هفتاد هزار نوع خدا، در آفریقا پرستش می شود و حتی قبایل وحشی که دارای ایدئولوژی ای نیستند دارای توتم و توتم پرستی هستند و در طول ادوار گذشته نیز نوعی پرستش وجود داشته است .

ساموئیل کینگ جامعه شناس اروپا در کتاب جامعه شناسی خود می نویسد:

اساسا در جهان ، طایفه یا جامعه ای بدون نیایش و معتقدات و آداب و رسوم وجود ندارد. ما نتوانستیم از لا به لای اوراق تاریخ ، لوحه‌ها، کتیبه‌ها و بقایای آثار تاریخی ، بشر را از قید مذهب و نیایش و پرستش آزاد ببینیم .

دکتر الکسیس کارل می گوید:

تقریبا در همه اعصار، مردم مغرب زمین نیز نیایش کرده‌اند. تمدن باستانی بر مبنای مذهب بود. رومیها همه جا معابدی بر پا می کردند. در دوران قرون وسطی ، دیرها و معابد، خاک اروپا را می پوشانید.

امروزه نیز در هر دهکده ای ناقوسی طنین می افکند. در طول تاریخ ، نیایش ، احتیاج اولیه همچون کارکردن ، ساختن ، دوست داشته و یا پیروزی بوده است . در حقیقت ، حس روحانی و قدسی ، مانند یک فعالیت اصلی آدمی ، از عمق وجود ما سر بالا می کشد. تنوعش در یک گروه انسانی ، ناشی از آمیختگی با سایر فعالیتهای اصلی مانند حس اخلاقی ، سجایا و گاهی حس جمالی است . متاسفانه در تمدن امروزی ، ما گذاشته ایم که این خصیصه اصلی و گرانقدر، کوچک شمرده شود و گاهی از بین برود. بایستی به یاد داشت که آدمی نمی تواند راه زندگی را به هوس خود بپیماید. برای موفقیت باید در زندگی از قوانینی که در وجود ما نقش شده پیروی کند. اگر بگذاریم یکی از فعالیت های اصلی وجود آدمی خواه بدنی یا فکری یا معنوی در ما بمیرد، با خطر بزرگی رو به رو خواهیم شد.

آنگاه چنین آورده است :

نمونه های فراوانی از خانواده های پرمایه و برومند را می توان یافت که پس ‍ از ترک عقاید و سنن نیاکان و بی اعتنایی به موازین اخلاقی ، راه زوال را پیموده و جز نسلی منحط به وجود نیاورده‌اند. تجربه تلخی به ما آموخته است که فقدان حس اخلاقی و زوال حس قدسی و مذهبی در اکثریت عناصر فعال یک ملت ، منجر به اضمحلال و انقیاد این ملت در بند بیگانه خواهد شد. مقدمات سقوط یونان باستان چنین انجام گرفت . بدیهی است که حذف فعالیتهای روانی که به موجب نظم هستی در وجود ما نقش شده با توفیق در زندگی متباین است .[۱۳]

فطرت خداجویی و پرستش از دیدگاه روان شناسان و جامعه شناسان جهان

بسیاری از دانشمندان و محققان با بررسی درباره روح انسان به این نتیجه رسیده‌اند که آدمی دارای یک بعد اصیل روحی ؛ یعنی حس پرستش ، یا حس قدسی است که سرچشمه گرایش به دین و مذهب است .[۱۴]

از جمله رنه دکارت ، فیلسوف مشهور اروپا، درباره فطری بودن خداجویی و پرستش می گوید:

در نهاد من شعور به وجود ذات کاملی هست و این شعور از نظر وضوح و صراحت با شعور به اینکه مجموع زوایای مثلث برابر دو قائمه است ، ذره ای فرق ندارد پس حتما خدا وجود دارد.

دکتر الکسیس کارل می گوید:

احساس عرفانی خداگرایی و پرستش جنبشی است که از اعماق فطرت ما سرچشمه گرفته است و یک غریزه اصلی است .[۱۵]

ارنست رنان ، فیلسوف فرانسوی ، در باب فطری بودن پرستش می گوید:

ممکن است روزی هر پدیده ای از پدیده های جهان و هر لذتی از لذایذ حیات و هر نعمتی از نعمتهای زندگی یک روزی متلاشی و نابود گردد و ممکن است بشر روزی علم و صنعت ؛ بلکه نیروی عقل را از دست بدهد ولکن محال است عقیده دینی عبادت و پرستش متلاشی گردد و از بین برود.[۱۶]

میشل فاراده ، دانشمند شهیر انگلیسی ، می گوید:

من به پیشگاه خداوند بزرگ پیشانی مسکنت می سایم و زانوی اعتراف به زمین می زنم ، تنها به او که فطرت من ، احساس و شعور باطنم و همه نظامات علوم و قوانین جهان به وجود او شهادت می دهند، می اندیشم .[۱۷]

واین . یو. اولت ، طبیعی دان نامی آمریکا، می گوید:

ایمان به خداوند جزء ضروری وجود انسان است و اعتراف به مبدا متعال در اعماق روح آدمی ریشه دارد، ما هر چند آن عامل حسی درونی و کیفیت احساس و درک فطری و شعور باطن را نتوانیم باحواس ظاهری درک و تجربه کنیم و یا نتوانیم با حواس ظاهری درک و تجربه کنیم و یا نتوانیم احساس خود را به حواس ظاهری دیگران جلوه گر سازیم ، ولی هرگز نمی توانیم احساس درونی فطری و شعور باطن خود را هر چند که دیگری ببیند، پنهان کنیم .[۱۸]

تاله گی دونه تن ، می نویسد:

حس پرستش یکی از عناصر اولیه ثابت و طبیعی روح انسانی است ، اصلیترین و ماهویترین قسمت آن به هیچ وجه از رویدادهای دیگر قابل تبدیل نیست ؛ بلکه نحوه ادراک فطری والای عقلی است که یکی از چشمه های آن ژرفای روان ناخود آگاه فوران می کند.[۱۹]

پروفسور کارل گوستاو یونگ ، در کتاب روان شناسی و دین می نویسد:

طبیعت آدمی بگونه ای خلقت یافته است که خود به خود نسبت به پرستش خدا بطور ناخودآگاه در خود، احساس عطش و عشق می کند، از این رو اگر به صراط مستقیم توحید هدایت نشود، در برابر معبودهای کاذب بتها و...سر تعظیم فرود می آورد تا آن عطش ‍ درونی خود را پاسخگو باشد.[۲۰]

انیشتین ، فیزیکدان بزرگ قرن بیستم ، حس مذهبی را عامل پیدایش علوم مختلف و هنرهای گوناگون دانسته و در این رابطه می گوید:

زیباترین و عمیقترین احساسی که ممکن است به ما دست دهد، حس ‍ عرفانی است . اوست که تخم همه علوم واقعی را در دلها می نشاند.[۲۱]

آری تمام سخنان فوق الذکر نشانگر این حقیقت مسلم است که انسان بطور فطری و ذاتی خدا گراست و پرستش و نیایش جزء لاینفک خمیرمایه و سرشت اوست و آن را به هیچ عنوانی نمی توان از او جدا ساخت . چرا که این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده و دگرگونی در آفرینش ‍ پروردگار نیست فطرة الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله . این است دین و آیین محکم و استوار ذلک الدین القیم ، ولی اکثر مردم نمی دانند ولکن اکثر الناس لا یعلمون .

اما اینکه پس چگونه در این میان عده ای به ندای فطرت پاسخ مثبت نداده و از این امر فطرت و پرستش روی گردانند، مساله ای است جدا، چه اینکه اینان یا از جاده اصلی فطرت پرستش منحرف شده‌اند و یا اینکه توجه این عده به یک یا چند نوع امیال غریزی خویش بیش از حد لازم و بیشتر از توجه به معنویات بوده است و همین توجه بیش از نیاز به امیال و بی توجهی به معنویت موجب ضعف و نادیده گرفتن فطرت خداجویی و پرستش گشته است . به عنوان مثال دانش آموزی که در میان تمام درسهایی که باید امتحان بدهد، علاقه و توجه بیشتری به درس ورزش دارد، معمولا در همین درس بیشترین امتیاز و نمره را کسب می نماید و از پرداختن بیشتر به سایر دروس ، بازمانده و نمرات کمتری بدست می آورد، به عبارت دقیقتر توجه بیش از حد این دانش آموز به ورزش ، استعداد او را در دیگر رشته‌ها به ضعف و رکود می کشاند. همین طور کسانی که تمام وقت و هم خود را روی ارضا امیال و خواسته های غریزی و نفسانی خود صرف می کنند، نباید از اینان انتظار داشت که گرایش به خدا و عبادت او را در سر داشته باشند.

به قول معروف ؛ کسی که با اتومبیل در جاده تهران قم حرکت می کند، نباید انتظار داشته باشد که سر از مشهد مقدس در آورد.

حال که بر خواننده دقیق النظر و حقیقت جو، این امر به ثبوت رسید که پرستش و عبادت ، فطری و غیر اکتسابی است ، می پردازیم به این سوال که اساسا چرا باید نماز بخوانیم و خدا را پرستش و عبادت نماییم ؟ مگر خدای بی نیاز، نیازی به نماز و عبادات ما دارد؟! پاسخ تفصیلی سوال فوق را در فصل بعد خواهیم یافت .

چرا نماز بخوانیم ؟

قبل از اینکه به این پرسش پاسخ داده شود، طرح یک مقدمه را ضروری می بینیم و آن اینکه انسان برای رسیدن به مدارج عالیه کمال لازم است که خدا را پرستش کند. چرا که ممکن الوجود زمانی به کمال می رسد که به واجب الوجود بپیوندد، هر چند که یکی از بارزترین صفات ثبوتیه خداوند صمد است و احتیاجی به عبادت و ستایش ما نداشته و اساسا بی نیازی کمال اوست .

ان تکفروا انتم و من فی الارض جمیعا فان الله لغنی حمید.

اگر شما و همه مردم زمین کافر شوید و از پرستش او سرپیچی کنید خداوند بی نیاز و ستوده است .

گر جمله کاینات کافر گردد بر دامن کبریایی اش ننشیند گرد

الهی انت الغنی بذاتک ان یصل الیک النفع فلک فکیف لا تکون غنیا عنی .

خدایا تو بی نیازتر از آنی که حتی نفعی از سوی خودت به تو برسد، پس ‍ چگونه از من بی نیاز نباشی .

آری احتیاج و نیاز از صفات و خصوصیات پدیده است ؛ اما آیا خداوند جزء پدیده هاست و یا مظاهری از آنها است که عبادت ما او را ارضاء و اقناع کند.

آیا معلم احتیاجی به درس خواندن دانش آموز دارد که او را تشویق به درس ‍ خواندن نموده و گاهی نیز به اجبار و تهدید او را وادار به فراگیری دروس ‍ خود می کند؟!

درس خواندن و یا نخواندن دانش آموز چه سود و زیانی برای معلم دارد؟ آیا معلم محتاج درس خواندن دانش آموز خود است ؟ همین مساله در مورد خدا که اول معلم انسانها است ، صادق است .

قرآن به انسانها که شاگردان مکتب اویند دستور نماز می دهد، چرا که نزد خدا بهترین راه رسیدن به کمال و سعادت واقعی همان انجام فرایض دینی بویژه نماز است . امام صادق علیه السلام می فرماید:

در نزد خدا مقاماتی است که بدون دعا نیایش و نماز کسی به آن کمالات نمی رسد.[۲۲]

ای انسان اگر می خواهی متخلق به اخلاق الله شده و کسب کمالات عالیه نمایی ، یک راه در پیش داری و آن عبادت است و تنها از طریق ارتباط با معبود و راز و نیاز با اله خود است که به سوی پاکیها و صفات عالیه انسانی روی می آوری و اگر از معبود و اله خود قطع رابطه نمایی ، ای بسا که زود باشد در دام شیطان ، دشمن قسم خورده خود، گرفتار شوی ، چه زمانی که تو با معبود خود سخن می گویی دشمنان تو، ابلیس و ذریه اش ، از تو می گریزند و این هنگام است که فرشتگان پیرامون تو ایستاده ، تو را مقتدای خود دانسته و خدای را به امامت تو عبادت می کنند ولی همین که در نماز و یاد معبود خود مسامحه نمودی و او را به فراموشی سپردی ، شیاطین گرداگردت برای منحرف کردنت از مسیر کمال و سعادت دنیا و آخرت جمع گردند و تا تو را با وساوس شیطانی خویش از مسیر الله منحرف نسازند، آرام ننشینند. پس تو ای انسان با سلاح ایمان و نماز به مبارزه با دشمن دیرینه ات ، شیطان ، برخیز و کمر او را با اذکار نماز بشکن که نماز نیکو حربه ای است در به زانو درآوردن ابلیس و ذریه او. اما پاسخ دیگری که به این سوال چرا نماز بخوانیم[۲۳] می توان داد این است ؛ کسانی که این سوال را مطرح می نمایند، از دو حال خارج نیستند:

الف یا قلبا به وجود خدا و حقانیت پیامبر صل الله علیه و آله و ادیان گذشته و ائمه معصومین علیه السلام ، معتقد هستند.

ب یا اینکه در وجود خدا و بزرگان دین ، شک و شبهه ای دارند که در صورت دوم باید قبل از طرح سوال فوق الذکر در پی مطالعه و جستجو در آفاق و انفس وکتب مربوطه ، اعتقاد خود را به وجود مبدا و ادیان گذشته و ائمه علیه السلام و عصمت آنان محکم کنند.

اما کسانی که به خدا و پیامبر و ائمه هدی و حکمت و علم بی پایان آن ایمان دارند، بدون هیچ چون و چرایی تعبدا به هر یک از دستورات و احکام دینی گردن می نهند، چنانکه وقتی بیماری برای معالجه بیماری خود، نسخه ای را از پزشک حاذق حکیم و دانا و آگاه به کار خویش دریافت نمود، بی هیچ چون و چرایی برای سلامت و بهبودی خود مو به مو به دستورات پزشک عمل می نماید.

به عبارت بهتر؛ وقتی بیمار به پزشک مراجعه می کند پس از تشخیص ، تعدادی دارو از قبیل شربت ، قرص ، کپسول ، و آمپول برای بیمار می نویسد و دستور می دهد که مثلا فلان قرص را هر ۸ ساعت یکبار میل نموده و آمپول را هر روز یک بار سر وقت معین تزریق نماید. و ضمنا به بیمار توصیه می کند که از خوردنیها و چیزهایی که بیماری را تجدید می کند، جدا خودداری کند.

مثلا از خوردن غذاهای سرخ کرده ، چربی ، ترشیها، گوشت ، غذاهای سنگین ... پرهیز نماید. و بیمار بدون هیچ پرسشی از فلسفه این داروها، چون به علم و تخصص پزشک خود ایمان دارد به یکایک دستورات پزشک در وقت معین عمل می کند.[۲۴]

تازه اگر بیمار بگوید: تا من از خواص یکایک این داروها آگاهی نیابم آنها را مصرف نمی کنم . طبعا پس از مدتی خواهد مرد که البته هیچ بیمار عاقلی چنین نمی کند.

آری همانطور که بیمار در مراجعه به پزشک ، خود را در اختیار او قرار می دهد و یا مثلا اتومبیل و ساعت خود را برای تعمیر در اختیار مکانیک و ساعت ساز قرار می دهد و سوال پیچ نمی کند چون به علم و آگاهی آنها در کار خود اعتقاد و یقین دارد. در مسائل عبادی نیز انسان باید به فرامین الهی بدون هیچ چون و چرایی گردن نهد.

آری شخص نماز گزار و معتقد به خدای حکیم ، آگاه است که هیچ یک از دستورات خداوند بودن حکمت نیست و او همه احکام دینی را در نسخه هایی کتب آسمانی توسط پیامبران برای سعادت و خوشبختی و خیر و صلاح بشر بیان داشته است . پس نماز گزار هر یک از احکام دینی را بدون دانستن فلسفه آنان با جدیت کامل انجام می دهد، هر چند عملی که از روی شناخت و آگاهی صورت پذیرد، به مراتب از عملی که از روی جهل و ناآگاهی صورت می پذیرد، بهتر است ؛ لکن این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که ما بنده و عبد اوییم . بنابراین نباید روحیه تعبد و تسلیم پذیری در برابر دستورات او را از یاد ببریم .

حسن ختام این مقوله سخن جالب دیل کارنگی است که در پاسخ این پرسش می گوید:

اگر من از کشف فلسفه و رموز دعا و نماز عاجزم ، دلیل بر این نمی شود که از یک زندگی سعادتمندانه ای که عبادت به همراه دارد، استفاده نکنم .[۲۵]

نماز از نظر قرآن

در ارزش و اهمیت نماز همین بس که خدای تبارک و تعالی در سوره مبارکه تبوه ، آیه پنج ، فرمود:

چون ماه‌های حرام سپری شود، مشرکان را هر کجا که بیابید، دستگیرشان کنید و آنها را محاصره کنید و بر آنها در کمینگاهی بنشینید. اما اگر توبه کردند و نماز را بپا داشتند و زکات دادند، راهشان را باز بگذارید. بی گمان که خداوند آمرزنده و مهربان است .

خدای سبحان ده‌ها آیه دیگر را نظیر آیه فوق در مورد اهمیت این عبادت بزرگ نازل فرموده و آن را از نشانه های اهل ایمان و انسانهای شایسته معرفی نموده است و ما در اینجا به نمونه هایی از آن آیات که خداوند در آن به نماز امر نموده است اشاره می کنیم .

فاقیموا الصلوة ان الصلوة کانت علی المومنین کتابا موقوتا. [۲۶]

پس نماز را بپا دارید، نماز برای اهل ایمان برنامه واجبی است که باید در وقت خودش انجام پذیرد.

حافظوا علی الصلوات.[۲۷]

و اذکر ربک کثیرا و سبح بالعشی و الابکار. [۲۸]

پیوسته در ذکر خدا باش و صبحگاهان و شامگاهان تسبیح گوی باش .

فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون . [۲۹]

پس وای بر نماز گزاران ، کسانی که در نمازشان سهل انگارند.

اهمیت نماز در آیینه روایات

اهمیت نماز در اسلام بقدری است که بر هیچ یک از احکام عبادی به اندازه نماز تاکید و سفارش نشده است و شاید هم هیچ حدیث و روایتی از احادیث و روایات وارده در اسلام تکاندهنده تر از احادیث نماز نقل و روایت نشده باشد.

نماز در مکتب وحی اهم عبادات و از مهمترین فرایض دینی بشمار می رود. در روایات چنین آمده است :

الصلوة میزان

نماز وسیله ای است برای آزمایش و سنجش انسانها.

اول ما یحاسب به العبد الصلوة .

نماز از اولین سوالاتی است که در قیامت از انسانها می نمایند.

الصلاه قربان کل تقی

نماز بهترین وسیله تقرب اشخاص با تقوی است در پیشگاه پروردگار. بلاخرة للشیطان

نماز بهترین وسیله برای نابودی و به خشم آوردن شیطان است .

و هی آخر وصایا الانبیاء

نماز آخرین وصیت و سفارش پیامبران است .[۳۰]

همچنین امام علی علیه السلام فرمود:

نماز قلعه و دژ محکمی است که نماز گزار را از حملات شیطان نگاه می دارد. [۳۱]

و نیز امام علی علیه السلام فرمود:

اگر نماز گزار بداند که چقدر از رحمت خداوند او را فراگرفته است ، سرش را از سجده بر ندارد.[۳۲]


و باز فرمود:

از خدای درباره نماز بهراسید، زیرا که آن ، ستون دین شما است .[۳۳]

پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آله فرمود: براستی هر گاه مسلمان وضو گیرد و نمازهای پنجگانه را بخواند، گناهانش ‍ فرو ریزد، چنانکه برگ از درخت بریزد.[۳۴]


و رسول خدا صل الله علیه و آله فرمود:

اولین چیزی که خداوند بر امت من واجب کرد، نمازهای پنجگانه است . و اولین عملی که از آنان بالا برده می شود واز آنان سوال می شود، همان نماز است .[۳۵]


و باز فرمود:

هر کس دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه ، ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه ؟ پس هر قدر که نمازش او را از گناه بازداشته به همان اندازه نمازش قبول شده است .[۳۶]


و نیز حضرت فرمود:

براستی شفاعت ما نمی رسد به کسی که نماز را سبک شمارد.[۳۷]


و رسول خدا صل الله علیه و آله فرمود:

پس از شناخت خداوند چیزی را بالاتر و مهمتر از نماز نمی دانم . [۳۸]

و بالاخره حضرت مهدی عج فرمود:

هیچ چیزی مانند نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد.[۳۹]


ائمه هدی آن اندازه تاکید که نسبت به نماز می نمودند، حتی در بستر مرگ شاید به هیچ یک از احکام دینی این اندازه اهمیت و شدت عمل نشان نمی دادند. لذا ما در این قسمت از بحث پیرامون نماز، برای رعایت اختصار ذیلا به ذکر چند نمونه از احادیثی که درباره اهمیت نماز و سبک شمردن و ترک نماز وارد شده است اکتفا می کنیم ، باشد تا بلکه این احادیث زنگ هشداری شود، برای غافلین و کاهلین از نماز.

و بقدری آیات قرآن و احادیث و روایات بر اقامه نماز تاکید می نمایند که انسان همه راه‌ها و عذرها و توجیه‌ها را به روی خود بسته می بیند و چاره ای

جز روی آوردن به نماز را در خود نمی بیند تا آنجا که شارع مقدس ‍ می فرماید: انسان در هر حالی که باشد چه مریض ، چه مجروح و حتی هنگامی که در بستر افتاده ، نماز از او ساقط نمی شود. اگر نمی تواند بایستد، باید نشسته نماز بخواند، اگر نشسته نیز نمی تواند، باید خوابیده عبادت گزارد و حتی اگر به حرکت در آوردن اعضا برایش میسر نیست ، به اشاره حرکت چشم و ابرو نماز گزارد.[۴۰]

عایشی از قول امام باقر علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمود:

نماز گزار تندرست ، ایستاده نماز می خواند و نماز گزار بیمار، نشسته نماز می گزارد و بر پهلوها، ضعیفترین افراد مریض است که نشسته نماز می خواند.

و نیز امام کاظم علیه السلام در پاسخ این سوال که اگر شخصی در بیابان یا جنگل گرفتار حیوان درنده ای شود و نتواند کوچکترین حرکت به خود دهد، وقت نماز هم تنگ شده باشد، چه وظیفه ای دارد؟ فرمود: با هما وضعی که دارد، باید نماز بخواند، گر چه پشت به قبله باشد نماز در چنین حالتی یک نوع تقویت روحی در برابر دشمن یا چیز دیگر است .[۴۱]

در روایتی از امام صادق علیه السلام منقول است که به یکی از یارانش ‍ فرمود:

ایا می خواهی ریشه و شاخه و بلندترین قله اسلام را به تو معرفی کنم ؟

عرض کرد: بفرمایید، فدایت شوم .

حضرت فرمود: اما ریشه اش نماز است ، شاخه اش زکات و قله مرتفعش ‍ جهاد است .[۴۲]

پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آله فرمود:

نماز به مثل همچون ستون خیمه ای است که هر گاه ستون پای بر جا و ثابت باشد، طنابها و میخها و پرده خیمه نیز بر پا و استوار خواهد بود، و هر گاه آن ستون شکست ، دیگر نه میخ و نه طناب و نه پرده خیمه هیچکدام فایده ای ندارد.[۴۳]

مردی آمد خدمت حضرت رسول صل الله علیه و آله عرض کرد: یا رسول الله ! مرا دعایی کنید تا خداوند مرا داخل بهشت کند. فرمود:

اعنی بکثرة السجود

با بجای آوردن سجده های بسیار مرا یاری کن تا دعای تو مستجاب گردد.[۴۴]

حضرت علی علیه السلام ضمن ایراد مطالبی پیرامون اهمیت نماز به یارانش توصیه و سفارش می کند:

نماز هایتان را محافظت کنید و نسبت به مساله نماز احساس مسئولیت کنید و به وسیله آن به خدا تقرب جویید، زیرا نماز به مومنان واجب شده است . مگر نشنیده ای وقتی که از اهل جهنم می پرسند: شما را چرا به جهنم داخل نمودند در پاسخ می گویند که : ما از نماز گزاران نبودیم !!.[۴۵]

معاویة بن وهب می گوید:

از امام صادق علیه السلام پرسیدم : برترین چیزی که وسیله نزدیکی بندگان به خدا و محبوبترین عمل نزد حضرت حق تعالی است ، چیست ؟

فرمود: پس از معرفت به حق ، چیزی را محبوبتر از نماز نمی شناسیم ، ندیدی بنده شایسته خدا عیسی بن مریم گفت : خداوند مرا تا زنده‌ام به نماز و زکات سفارش و امر فرموده است .[۴۶]

نیز از حضرت رسول اکرم صل الله علیه و آله روایت است که فرمود:

محبوترین اعمال در نزد خداوند نماز و نیکوکاری و جهاد است .[۴۷]

امام علی علیه السلام فرمود:

نمازهای پنجگانه کفاره گناهانی است که ما بین آنها صادر می شود مادامی که از کبایر و گناهان بزرگ اجتناب نمایی ، همین است معنی آنکه خدای تعالی فرمود: به درستی که حسنات می برند بدیها را.[۴۸]

فلسفه نماز از دیدگاه ائمه معصومین علیه السلام

ائمه هدی علیه السلام برای هر یک از احکام ، فلسفه ای مطابق فهم و ادراک مردم معاصر خود بیان نموده‌اند که ما در اینجا به اختصار به ذکر نمونه هایی از آن می پردازیم :

پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آله فرمود: بدان جهت نماز واجب گردیده و به حج و طواف امر شده است که ذکر الله تحقق یابد.

امام متقیان امیر مومنان علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید:

خداوند نماز را برای پاک ساختن از تکبر قرار داد... با نماز به خدا نزدیک شوید، نماز گناهان را مانند ریختن برگ درختان می ریزد و انسان را رها و آزاد می سازد همانند رها کردن بند از گردن چهارپایان . همسر آن راد مرد تاریخ ، فاطمه زهرا س در خطبه معروف خود می فرماید:

خدای تعالی نماز را واجب فرمود، تا انسان از کبر و منیت و خود بینی پاکیزه شود.

هشام بن حکم ، از امام صادق علیه السلام پرسید:

فلسفه نماز چیست که مردم را از کسب و کار باز داشته و موجبات زحمات و رنج و تعب ابدان آنها می گردد؟

حضرت فرمود:

نماز فلسفه های بسیاری دارد، از جمله آنها این است که اگر مردم یله و رها بودند و به یاد رسول و خدا نبودند و فقط قرآن در میان آنها بود هر آینه این امت مثل امم گذشته بودند، زیرا امم گذشته دین را گرفتند و کتاب و انبیاء را رها کردند و آنها را کشتند، پس دین آنها مندرس و کهنه شده و رفتند آنجا که باید بروند. خدای تبارک و تعالی اراده کرده که این امت ، دین حضرت محمد صل الله علیه و آله را فراموش نکنند، لذا خدای تعالی نماز را بر این امت واجب کرده تا اینکه هر روز پنج مرتبه یاد رسول خدا کنند و نام مبارک آن حضرت را بر زبان برانند و از نماز مستعد و آماده شده و یادی از خدا کنند که از پروردگار غافل نشده و او را فراموش نکرده و اسم خدا متروک نشود.[۴۹]

هشام بن حکم می گوید:

از امام کاظم علیه السلام سوال نمودم چرا در آغاز نماز تکبیر مستحب است و چرا در ذکر رکوع می گوییم : سبحان ربی العظیم و بحمده

و نیز در سجده می گوییم : سبحان ربی الاعلی و بحمده

فرمود: خداوند آسمانهای هفتگانه را آفرید و زمین را هفت طبقه کرده و پرده هایی را هفت عدد قرار داد، وقتی که رسول خدا صل الله علیه و آله در شب معراج به آخرین نقطه اصلی رسید، یکی از پرده‌ها به رویش گشوده شد، حضرت تکبیر گفت :.. پرده دوم برداشته شد، حضرت تکبیر گفت ... پرده سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم به همین ترتیب پس از گشودن هر پرده ای تکبیر گفت ، وقتی پس از گشودن پرده هفتم ، عظمت خدا را دید لرزه بر اندامش افتاد و خم گردید و دستها بر زانوی مبارک گذارد و فرمود: سبحان ربی العظیم و بحمده .؛ پاک و منزه است پروردگار بزرگوار من و حمد و سپاس می کنم او را وقتی که از حال رکوع برخاست و ایستاد، عظمتی دیگر بالاتر از عظمت اول از خدا دید، بر سجده افتاده و گفتن سبحان ربی الاعلی و بحمده پاک و منزه است پروردگار اعلا و با عظمت و من او را حمد و سپاس می گویم . تا هفت بار این جمله را گفت ، لرزه از اندامش رفع شد.[۵۰]

امام رضا علیه السلام فرمود:

همانا علت واجب شدن نماز اقرار به ربوبیت خداوند عزوجل است و نفی نظیر شرک برای خداوند و ایستادن انسان در برابر او با حال تضرع و مسکنت و فروتنی و خضوع و اعتراف به گناهان و نیز درخواست عفو از تقصیرات و بر طرف ساختن آثار گناهان است که شخص درگذشته مرتکب شده و صورت نهادن بر زمین است و هر روز به خاطر بزرگداشت خداوند جل جلاله ، و دیگر آنکه نماز سبب می شود بنده پیوسته به یاد خدا باشد و او را فراموش نکند، طاغی و یاغی نباشد، و با خشوع و تذلل و رغبت خواستار فزونی بهره خود در دین و دنیا باشد و علاوه بر اینها انسان با نماز، بر خود واجب می سازد که پیوسته و شبانه روز در مقام بندگی و به یاد خداوند متعال باشد، و همین نماز گزاردن شخص در پیشگاه پروردگار عزوجل خود، باز دارند، او از گناهان است و او را از فسادهای گوناگون مانع می شود... و فلسفه سجده بر خاک آن است که غرور و طغیان و خودخواهی را از خود دور کنیم و به یاد خدای یکتا باشیم و از گناهان و نارواییها بدور باشیم .[۵۱]

حضرت در جایی دیگر درباره فلسفه نماز آیات فرمود:

برای گرفتن خورشید و ماه نماز خواندن واجب است ، چون پیدایش این حادثه از آیات پروردگار می باشد و معلوم نیست که به عنوان رحمت ظاهر شده یا برای عذاب مردم ، پس رسول اکرم صل الله علیه و آله دوست دارد که افراد امتش در وقت گرفتن خورشید و ماه به سوی آفریدگار رحم کننده خود پناهنده شوند و به او استغاثه نمایند تا خداوند شر این حادثه را از آنها دور کند و از آثار نامطلوب آن حفظشان نماید.[۵۲]

فواید و آثار روانی نماز

بی هیچ تردیدی نماز فواید تربیتی ، روانی و معنوی و حتی فایده بهداشتی[۵۳] فراوانی را در بر دارد. نماز انسان را ملزم به رعایت نظم و انضباط می کند، چرا که تاخیر و تقدم نماز، هر دو موجب بطلان نماز می گردد. به علاوه نماز موجب تقویت اراده گشته و درس وقت شناسی به ما می دهد؛ یعنی اینکه باید صبح در وقت معین هنگام فجر دمیدن سپیده سحر به نماز بایستیم و نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا، هر یک را در وقت خود به جا آوریم و همین مساله است که سبب تقویت اراده شده و تمرینی می گردد برای حسابرسی و مراقب بار آمدن .

نماز گزار می داند که پیامبرش فرموده است :

خداوند را بر فضای بیت المقدس یا خانه کعبه فرشته ای است که هر شب ندا می کند:

هر کس از مال حرام بخورد، واجب و مستحبی از او قبول نمی گردد.

و می داند که پیامبرش نیز می فرماید:

کسی که لباس را به دو درهم خریده و در پول آن لباس درهمی از حرام باشد، خداوند در آن لباس نماز را نخواهد پذیرفت .[۵۴]

نماز گزار می داند که اگر بخواهد نمازش مقبول درگاه حق تعالی افتد، باید حقوق همه مردم را دقیقا مراعات کند. چه نماز، خود دعوتی است برای رعایت حقوق دیگران و اگر به حقوق مردم حتی به اندازه نخ دگمه ای دست تجاوز دراز کند، نمازش باطل خواهد شد.

به عبارت دقیقتر نمازگزار به این مساله آگاه است که زمانی از او نمازی بطور کامل پذیرفته می شود که از بسیاری گناهان چون : دزدی ، نگاه شهوت آلود به ناموس دیگران ، قمار، زنا، لواط، ریختن آبروی مومن ، تهمت و افترا به دیگران ، رعایت ننمودن حقوق والدین ، رباخواری ، دروغ ، غش در معامله ، احتکار و گرانفروشی ، کبر و غرور، اسراف ، دشمنی با مومن ، خیانت به امانت ، پیمان شکنی ، شرابخواری و غیبت و... دوری گزیند چرا که هر یک از گناهان فوق جزء موانع قبولی نماز هستند. و اگر هم بنا به فرض نمازی از اشخاصی که دارای یکی از صفات رذیله فوق هستند، پذیرفته شود، در قیامت اجر و پاداش ناچیزی به آن فرد تعلق می گیرد. خصوصا دو گناه آخری که اگر کسی مرتکب آن شود؛ بنا بر روایت مشهور نبوی تا چهل روز هیچ یک از عبادات و اعمال نیکش پذیرفته نخواهد شد. لذا هیچ یک از نماز گزاران واقعی مرتکب چنان گناهانی نمی گردند. در این رابطه امام باقر علیه السلام می فرماید:

کسی که به حقوق دیگران تجاوز نماید، نمازی از او قبول نمی گردد.

همچنین رسول گرامی اسلام صل الله علیه و آله می فرماید:

کسی که اطاعت فرمان نماز را نکند نمازش ، نماز نیست و اطاعت نماز آن است که از فحشا و منکرات به دور باشد.

افزون بر این ، نماز خود بینی و کبر را از بین می برد. مسلم است کسی که شبانه روز پنج بار آگاهانه سر بر آستان خدا می ساید و خود را چون ذره ای در برابر عظمت و بزرگی او می بیند، کبر و غرورش درهم می شکند. در حدیث معروفی از امام علی علیه السلام می خوانیم که فرمود:

خداوند ایمان را برای پاکسازی انسانها از شرک ، واجب کرد و نماز را برای پاکسازی از کبر. [۵۵]

رابطه نماز و آرامش روانی

اما از جمله مهمترین فواید تربیتی نماز عبارتند از:

الف - صبر بر مصایب و مشکلات

گاهی اتفاق می افتد که آدمی برای مدتی ، راز و مطلبی را در دل خود نگاه می دارد تا زمانی که محرم رازی را بیابد و درد دل خود را با او باز گوید ، و یا به عبارت بهتر عقده دل را خالی کرده و به اصطلاح ، خود را سبک کند و اگر شخص این طریق را پیش نگیرد، گاه پنهان نگاه داشتن درد دلهایش اثرات بسیار نامطلوبی را بر روح و روان فرد بر جای می گذارد که برخی مواقع ممکن است حتی عواقب سوء و وحشتناکی را به دنبال داشته باشد!

و ای بسا انسانی با این طرز تفکر که ممکن است در جهان تنها باشد عدم اعتقاد به خدا و پناهگاه و ماوایی امن نداشته باشد تا بدان التجا جوید، نهایتا به بن بست و پوچی رسیده و خود را خبط طبیعت پنداشته و بدین گونه خود را دچار امراض روانی لاعلاجی گرداند.

لذا، نماز یکی از موثرترین و بهترین راه های درمان اینگونه امراض روحی است ، زیرا که نماز و نیایش ، راز و نیاز با مبدا هستی است که انسان به اصطلاح عقده گشایی می کند و آنچه در دل و قلبش پنهان دارد، بیرون می ریزد و با خالق خود به امید گشایش راز دل خود را در میان می گذارد و همین امر امید به استجابت دعا و نمازش است که به شخص نیرو و حیاتی تازه بخشیده و او را از چنگال مخوف برخی از امراض ‍ روحی و روانی رهایی می بخشد.

پروفسور ویلیام جیمز در این باره می گوید:

در خصوص شفا یافتن بیمار به وسیله دعا و نماز باید گفت : چنانکه حقایق و واقعیتهای پزشکی را قبول داشته باشیم ، پزشکانی چند اظهار داشته‌اند که در بسیاری از موارد دعا، در بهبودی حال بیمار موثر بوده است . بنابر این باید دعا را در معالجه بیماران یکی از وسایل موثر دانست . در مورد بسیاری از مردم ، دعا برای معالجات امراض روحی بسیار موثر بوده است و در نتیجه صحت بدنی و جسمی آنها را در پی خواهد داشت .

حتی بقول دکتر کارل وقتی نیایش ساده و به صورت ادای طوطی وار جملاتی باشد، اثری بر روی رفتار و سلوک فرد می گذارد.

بانو دکتر روز هلوردنج که از مشاورین پزشکی بوستن در آمریکاست می گوید:

به نظر من بهترین درمان تسکین و تخفیف غم و نگرانی این است که مشکلات و گرفتاریهای خود را با شخصی که طرف اعتماد باشد در میان گذاریم ، ما این عمل را خالی کردن دل می گوییم ....

وقتی که بیماران به اینجا مراجعه می نمایند، می توانند گرفتاری‌ها و غصه های خود را به تفصیل برای دیگران شرح دهند، آن قدر بگویند تا بکلی از فکرشان خارج شود، فکر کردن درباره نگرانی‌ها و پنهان داشتن آنها از دیگران باعث هیجان عصبی می شود، ما هم بایستی شریکی برا گرفتاری های خود پیدا کنیم ، باید حس کنیم که در دنیا کسی هست که مایل به گوش دادن شرح گرفتاریهای ما و قادر به درک آنها باشد.

امروز اغلب بیمارستانهای روحی و عصبی و حتی قسمت های جسمی و بخش های جراحی نزد یکی از طرق معالجه بیماران را همان راز دل گفتن با دیگران تشخیص داده‌اند. و یکی از دستورات دانشمندان و روان شناسان نیز همین است که انسان عقده های خود را به شخصی که مورد اعتماد خود می داند بازگو کند...

حال با این توضیحات و در چنین مواردی آیا جهت رفع نگرانی و پریشانی بهتر نیست به درگاه خداوند سمیع و بصیر پناه برده ... خداوندی که کلیه امور به دست او و هر خیر و احسانی پرتوی از فیوضات بیکران او و هر امری به فرمان اوست ... و آیا به هنگامی که انسان به نماز ایستاده ، و دعا و راز و نیاز با خداوند دارد کافی نیست که انسان را از همه این نگرانی‌ها و بیماری‌ها رهایی بخشد؟![۵۶]

گاهی از مواقع درد ما بی درمان است . حتی نمی توانیم آنرا با نزدیکترین دوستانمان در میان بگذاریم . در این اوقات است که روی به سوی خدا می کنیم و احساس می کنیم که در زندگی شریک غمی داریم ، یک غمخوار واقعی داریم .

بیشتر روان شناسان و روان پزشکان معتقدند: انسان ناگریز است برای تسکین دردهای خود آنها را نزد دیگران بازگو کند. پس وقتی کسی را پیدا نمی کنیم ، همان بهتر که با خداوند درد دل کنیم .... دعا و نیایش انسان را به کار و کوشش وا می دارد و نخستین گام به سوی عمل است . من نمی توانم به خود بقبولانم که کسی برای انجام منظور خود به درگاه خداوند نیایش نماید و نتیجه نگیرد....

پزشکان روحی درک کرده‌اند که عبادت و نیایش و ایمان قوی به مذهب ، بیش از نیمی از نگرانی های ما را بر طرف می سازد.... اگر مذهبی در کار نباشد زندگی پوچ است .

آدلر روانکاو معروف نیز در جریان سی سال روانکاوی خود به این حقیقت اشاره می کند که بیماران روانی که حس مذهبی خود را باز نیافته‌اند، درمان نشده‌اند.[۵۷]

مجله آمریکایی ریدرز دایچست به نقل از یکی از دانشمندان روان شناس ‍ می نویسد:

ممکن است که ما رحمت خدایی را به یک دستگاه مولد برق تشبیه کنیم و وظیفه ما این هست که با این دستگاه به وسیله دعا ارتباط پیدا کنیم و از آن کسب قدرت نماییم و یا اینکه می توانیم این طور بگوییم ، این دستگاه پر نیرو و پر قدرت ، اثری در زندگی ما ندارد مگر از راه دعا و نیایش و روی آوردن بدان درگاه ... امروزه فراوانی دلایل بر فضیلت دعا نیایش آن اندازه است که راه انکار بر آن بسته است ، این امری تعجب آور نیست که آدمی به هنگام سختی و مصیبت به سوی نیرویی غیر از نیروی خود روی آورده ، بلکه عجیب و شگفتی آور این است که این امر را شگفتی آور و عجیب بدانیم .

روزنامه تورنتو استار کانادا در یکی از شماره های خود پیرامون تاثیر دعا نوشت : ثابت شده است که اثرات روحی و جسمی دعا بسزاست . تام هارمر نویسنده مقاله ای با این مضمون دعا را نیرویی نامرئی دانسته و با اشاره به این که احتمالا برخی از شکاکان و یا آنان که به خدا اعتقادی ندارند، این ادعا را تمسخر خواهند کرد، ادامه می دهد که :

ما دعا می کنیم چون بدان نیاز داریم و کارآیی دارد. این را به صرف اعتقاد برخی افراد و یا خودم نمی گویم ، بلکه این تجربه شخصی من است که تاثیر آن را برای سالها در زندگی بسیاری دیده‌ام . همه ما در شرایطی دعا می کنیم ، حتی گاهی در حالی که منکر وجود خدا شده ایم ، برای خود و یا دیگران دعا می کنیم ، حال پاسخ ما نه و یا سکوت از جانب پروردگار است . زیرا دعا و پاسخ آن مانند دیگر پدیده های این جهانی نیست ، بلکه از نظامی فراتر، قوانینی نادیدنی و برگرفته از خواست خداوند تبعیت کرده و به همین دلیل است که یکی از والاترین نتایج آن این است : خواست تو در هر حال به کمک دعا انجام شدنی است . به گمان من زندگی ما بطور کامل به دست خداوند بوده و تنها آن ذکاوت مطلق آنچه را برای ما بهتر است تشخیص می دهد.

نویسنده ادامه می دهد که :

در حالی که توسط شرکتهای بزرگ داروسازی شمال آمریکا، میلیونها دلار صرف تحقیقات در ساخت دارو می شود، رقمی در پژوهش اثر نیایش بر سلامتی به دلیل آن که قابل ارائه به شکل قرص و دارو نیست صرف نشده است . دکتر اندلف بایر متخصص ‍ قلب از دانشگاه کالیفرنیا گروه ۴۰۰ نفری از بیماران قلبی را به دو دسته تقسیم کرد. در این دو گروه ، در حالی که مراقبتهای پزشکی کاملا یکسان بود، مشخصات بیماری و نام اعضای یک گروه را به داوطلبانی از سراسر کشور داده و از هر تیم ۵ تا ۷ نفره داوطلبین دعا کنند.، خواسته شد برای یک بیمار عضو این گروه دعا کنند.

نتیجه قابل بحث بود. پس از ۱۰ ماه گروه دعا شونده پنج مرتبه کمتر آنتی بیوتیک مصرف کرده بود، تورم ریه در آنها سه مرتبه کمتر مشاهده شد، در حالی که ۱۲ نفر از گروه دیگر محتاج تنفس دهی شده بودند. در این گروه ، نیاز به این امر دیده نشده و آخر اینکه نفرات فوت شده در دوره آزمایش در این گروه ، کمتر از گروه دعا نشده‌ها بودند.[۵۸]

خانم مونت گومری می نویسد:

در آمریکا برای امتحان و اثبات این موضوع به عده ای آزمایش می نموده و در جلساتی دعای خود را متوجه شخص معینی می کردند. من خانم مونت گومری مبتلا به پشت دردی بودم . روزی ، یکمرتبه این درد ساکت شد، بعدا اطلاع حاصل کردم که این جمعیت در همان ساعت دعای خود را متوجه من نموده است ، چون من از این موضوع قبلا اطلاعی نداشتم نمی توان گفت ساکت شدن درد اثر نوعی تلقین بوده است ، بلکه معلوم می شود، دعا مثل قوه برق و مغناطیس و غیره اثر مستقیم دارد.

جفری لوین از مدرسه طبی ویرجینیا می گوید:

مذهبی بودن و پرهیز از گناه ، انسان را در صراط مستقیم قرار می دهد و مانع بروز انواع فشارهای روحی و جسمی می شود. علاوه بر این ، امیدواری و خوش بینی یک سیستم ایمنی در برابر مشکلات در انسان به وجود می آورد.[۵۹]

دکتر عثمان محمد نجاتی ؛ دانشمند عرب در کتاب خود می نویسد:

آرام سازی یکی از وسایل مورد استفاده برخی از روان درمانگران جدید برای بیماریهای روانی است و انسان می تواند آن را از طریق تمرین بیاموزد. خواندن نماز آن هم پنج بار در روز، خود بهترین برنامه تمرین آرام سازی و فراگیری آن می تواند باشد و معمولا وقتی انسان کیفیت آرام سازی را یاد بگیرد، می تواند از تشنجات عصبی ناشی از فشارها و گرفتاریهای زندگی رها شود.

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله به هنگام فرا رسیدن اوقات نماز می فرمود:

ای بلال ما را با نماز به آرامش وادار.

در حدیث دیگری می خوانیم که : هر گاه امری بر رسول خدا صل الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام سخت می آمد، به نماز می ایستاد...

و نیز فرزند عالم آن دو بزرگوار یعنی امام صادق علیه السلام به یاران خود می فرمود:

چه مانع می شود که یکی از شما را در وقتی که غم و اندوه دنیوی به او وارد شده وضو بگیرد و داخل مسجد شود و دو رکعت نماز بجای آورد و خداوند بزرگ را بخواند. مگر نشنیده اید که خداوند می فرماید: به وسیله صبر و نماز از خداوند یاری بخواهید.

آری حالت تمدد اعصاب و آرامش روانی ناشی از نماز انسان را از اضطرابی که بیماران روانی همواره از آن رنج می برند، می رهاند چون این حالتها معمولا تا مدتی پس از نماز در انسان باقی می ماند و ادامه می یابد.[۶۰]

درباره بوعلی سینا؛ طبیب و فیلسوف بزرگ ایرانی می نویسند:

هر گاه مشکلی علمی برایش پیش می آمد، از نماز یاری می طلبید.

دانشمند بزرگ ما خود در این خصوص چنین می گوید:

هر زمان برایم مشکل علمی پیش می آمد و از حل آن عاجز می ماندم به مسجد جامع شهر رفته و دو رکعت نماز بجای می آوردم ، سپس از خداوند می خواستم مرا به وسیله نور آن نماز، یاری دهد تا گره از مشکلم باز کنم ، پس از ادای آن دو رکعت ، راه حل مشکل برایم آسان می گشت و به آنچه می خواستم می رسیدم .[۶۱]

همچنین در خبری موثق که شاهدان عینی آن را نقل نموده‌اند، آورده‌اند که ، شهر قم در جنگ جهانی دوم دچار قحطی و خشکسالی شده بود و اسباب و عوامل مادی هم در از بین بردن خشکسالی نزول باران بود. و حل این امر تنها اجرای یکی از دستورات عالیه اسلام یعنی نماز استسقاء نماز باران بود. مردم قم به مرجع بزرگ و عالم وارسته عالیقدر آن دوران آیت الله سید محمد تقی خوانساری متوسل شدند و مردم شهر قم ؛ خرد و کلان ، پیر و جوان با چشمانی گریان و دلی سوخته به پیشوایی آن مرد بزرگ به سوی خاک فرج قم در حرکت شدند. پس از انجام مراسم نماز باران و دعای آن جمعیت مومن ، تا سه روز باران بر زمینهای خشک شروع به بارش ‍ نمود و اخبار آن حادثه عجیب به اطراف و اکناف ایران پخش شد. و هم اکنون این واقعه مهم بر سنگ مزار آن مرد بزرگ آیت الله خوانساری ثبت است و زوار حضرت معصومه آن را مشاهده می کنند تا همه بدانند که نماز، قدرت حل بسیاری از مشکلات و معضلات بندگان خدا را دارد.[۶۲] و این است معنی سخن خدا که می فرماید:

استعینوا بالصبر و الصلوة و آنها لکبیره بقره 3 [۶۳]

کمک بگیرید از صبر ونماز و این کاری بزرگ است .

آری با استمداد از نماز می توان بر سخت ترین معضلات و مشکلات زندگی و ناراحتی های روانی فایق آمد و بر نا امیدی های غلبه نمود. آن مرد دانشمند دکتر الکسیس کارل درست گفته است که : نیایش به آدمی نیروی تحمل غمها و مصایب را می بخشد و هنگامی که کلمات منطقی برای امیدواری نمی توان یافت ، انسان را امیدوار می کند و قدرت ایستادگی در برابر حوادث بزرگ را به او می دهد.[۶۴]

ب - ایجاد اوصاف انسانی و جلوگیری از فساد و فحشا

یکی از مهمترین فواید معنوی و فلسفه اصلی نماز دوری از فحشا و منکرات و یاد خداست .

حصرت حق جل جلاله ، خود در قرآن فلسفه نماز را چنین بازگو می کند:

اقم الصلوة ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر.

نماز را به پا دارید به درستی که نماز باز دارنده از فحشا و اعمال ناشایست است .

همان طور که قبلا نیز اشارت رفت ؛ نماز آثار تربیتی فراوانی را به همراه دارد. از جمله وقتی نماز گزار واقعی با خلوص نیت با تکبیر الله اکبر به نماز می ایستد خدا را برتر و بالاتر از هر چیز برتر از زر و زیور دنیوی ، آلوده شدن به گناه و نافرمانی او، شهوات و هواهای نفسانی و... و هر آفریده ای می داند.

الله اکبر یعنی خدا بزرگتر و با اهمیت تر است از همه چیز و همه کس ، او بزرگتر و برتر است از تمام آفریده های خود و جلوه های مختلف دنیوی و بزرگتر است از وسوسه های ابلیس و شیاطین که هر لحظه در کمین آدمی نشسته‌اند تا او را از مسیر حق منحرف سازند.


پیام مهم سوره حمد به همه انسانهای نماز گزار

وقتی نماز گزار واقعی نماز خود را با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز می کند با قرائت این آیه ، خود را در برابر هر چه غیر خدا و شرک آور است بیمه می سازد و بدینوسیله شیاطین را از خود فراری می دهد.

امام صادق علیه السلام فرمود: بسم الله نشانه امان و رحمت است .

نماز گزار واقعی در نماز خود، خدا را به خاطر اینکه او را نعمت های فراوان ایمان و توفیق به عبادات ، رزق و روزی ، زندگی سالم ، سلامت و سعادت عطا کرده سپاس می گزارد و همین حمد و ستایش ، او را نه تنها در برابر خدا؛ بلکه به مصداق : من لم یشکر الخالق ، لم یشکر المخلوق در برابر خدمتی که همنوعانش بندگان خدا برای او انجام می دهند شاکر و سپاسگزار بار می آورد. و آیه الرحمن الرحیم ؛ یعنی ؛ او بخشنده مهربان است ، نمازگزار گناهکار را از یاس و ناامیدی توبه نمودن و توبه شکستن از درگاه حضرت باری تعالی می رهاند و به او امید می دهد.

برخی از مفسرین معتقدند که یکی از اسرار تکرار آیه مذکور در سوره حمد، این است که می خواهد به نماز گزار بگوید که : ای انسان فراموش مکن که در زندگی رافت و عطوفت را سر لوحه برنامه‌ها، دستور العمل‌ها و جهت گیری های فکری خود قرار دهی ، زیرا که خالق تو نیز چنین بخشنده و مهربان است .

مالک یوم الدین ؛ به انسان مومن و نماز گزار این معنا را تفهیم می کند که مالکیت او نسبت به اموال و حتی جانش قرار دادی و اعتباری و موقت و زود گذر است . آیه فوق به شخص نمازگزار تذکر می دهد که بداند این دنیا و متعلقات آن همگی فانی است و مرگ همه چیز را حتی عزیزترین کسان و اشیایی که به آنها بسته است از دست او می ستاند.

کل نفس ذائقة الموت ؛ پس او نباید به دنیا و آنچه در آن است دل بندد، چه همه چیز از آن خداست و مالک حقیقی آنها جز او کس دیگری نیست و همه آنها روزی به خدا باز می گردند:

لا الی الله تصیر الامور

انا لله و انا الیه راجعون

آیه مالک یوم الدین آدمی را به یاد روز حساب می اندازد و به او هشدار می دهد که ای انسان تا هنوز زنده ای به حساب خود برس تا به حساب تو نرسیده‌اند.

آیه فوق الذکر حداقل ده بار توسط نماز گزار در نمازهای پنجگانه تکرار می شود، بدین ترتیب نمازگزار فراموش نمی کند که پس از امروز فردایی هست معاد. اینجا است که او در برابر کوچکترین اعمال خود احساس مسولیت می نماید. لذا مراقب اعمال ، نیات ، حالات ، کردار و گفتار خود است .

آری نماز گزار واقعی ، آگاه است که در یوم الدین ، مالک اصلی خدا است و هیچ کس جز او فرمان نمی دهد.

و لله ملک السموات و الارض.[۶۵]

ملک آسمانها و زمین برای خداست .

و خدا در قیامت همه کارها را از خرد و کلان به حساب می آورد.

فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره .

لذا، در هنگام رو به رو شدن با گناه و کارهای ناشایست که سبب حبط اعمال نیک او می شوند، جانب احتیاط را از دست نمی دهد و تلاش می کند که خود را در دام آنها گرفتار نسازد و تن به آلودگیها و چیزهایی که موجب تباهی انسان می شوند، ندهد. و از هر که موجبات بر انگیختن خشم خدای سبحان را فراهم می سازد، پرهیز نماید.

ایاک نعبد و ایاک نستعین ، نماز گزار با این آیه تمام معبودها و اله‌ها را نفی می کند و تمام من‌ها را ما می کند و به انسان درس آزادگی و آزادی می دهد.

آیه فوق به نماز گزار می آموزد که بله قربان گوی هیچ انسان و معبودی جز خدای واحد نباشد. نه شرق پرست باشد و نه غرب پرست نه بنده زر و زور باشد و نه تسلیم شهوت و پست و مقام و فریفته زن و فرزند و مال و ثروت .[۶۶] از تهدیدهای امثال ناکثین و مارقین و قاسطین نهراسد و با اتکال به خداوند تبارک و تعالی راه حق را پیش گیرد که :

فان حزب الله هم الغالبون

شخص نمازگزار با اتکال به آیه ایاک نستعین شخصیت تازه ای پیدا می کند. از مشکلات و مصایب زندگی نهراسیده و بیم به دل راه نمی دهد چه ، او خدا را به یاری خود طلبیده ، فلذا با استعانت از این آیه قدرتی شگرف پیدا کرده و بر مشکلات فایق می آید.

حکیم سبزواری در قسمت اخلاقیات منظومه می فرماید: دروغ می گوید آن کسی که ایاک نستعین می گوید، اما وقتی حادثه ای مهم پیش آمد، غیر خدا را می بیند.

اهدنا الصراط المستقیم

آیه مزبور به نمازگزار تذکر می دهد که در مسیر زندگی اش راه‌های گوناگون وجود دارد و او باید در این مسیر محتاطانه عمل کند که از جاده حق و حقیقت منحرف نگشته و به جهنم و عذاب ابدی گرفتار نشود. و این حاصل نمی گردد، مگر اینکه از خدای سبحان استعانت جوید و از او بخواهد که مسیر حق را که همان راه انبیاء و اولیاء معصوم علیه السلام است به او بنمایاند و در آن مسیر هدایتش نماید و توفیقش دهد که در این راه نلغزد و راه افراط و تفریط را پیش نگیرد، چرا که ابلیس و فرزندانش ‍ همیشه در کمین انسان نشسته‌اند. خصوصا هنگامی که آدمی اراده نماز کند، شیاطین به جنب و جوش شدیدی می افتند تا اینکه نمازگزار را از انجام مراسم عبادی باز دارند.

ابلیس خطاب به خدای سبحان می گوید:

الا عبادک منهم المخلصین. [۶۷]

جز بندگان مخلص تو، همه را گمراه می کنم .

آیه فوق الذکر از سوره مبارکه حمد بهترین دعایی است که یک نمازگزار می کند تا خداوند او را توفیق دهد که در دام چپ و راست کندروی وتندروی در نغلتد و خصوصا در دام شیاطین انسی و جنی گرفتار نشود.

صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولاالضالین

آیه اول به نماز گزار توصیه می کند که همیشه از خدای سبحان بخواهد که او را به راه کسانی که به آنان نعمت داده ، هدایتش نماید و نه راه کسانی که نسبت به آنها غضب نموده و نه راه گمراهان . قرآن کریم در سوره نساء، آیه ۶۹، کسانی که انعام و پاداش به آنها تعلق می گیرد را چهار گروه ذیل معرفی نموده است : انبیاء، صدیقینت شهداء، صالحین

کسی که ده بار در شبانه روز چنین درخواستی را از خدا می نماید با توجه به اینکه مشخصات کسانی را که خداوند به آنها پاداش و انعام داده ، می داند، خود نیز سعی می نماید تا آنان را الگو قرار دهد و متخلق به اخلاقشان گردد و زندگی انبیاء صالحان ، شهیدان و صدیقان را مورد مطالعه قرار داده و از گفتار و کردار آنها درس گرفته و اصول زندگانی را بیاموزد.

آیه دوم به انسان می آموزد که اگر می خواهد جزء هدایت یافتگان و در زمره پاداش گیرندگان روز قیامت به حساب آید باید از گمراهان ، مغضوبان ، منافقان ، طاغوتیان و پیروان آنها منحرفان عقیده و اخلاق و هر راه انحرافی دیگر، جز مسیر حق پرهیز نماید. سپس نمازگزار پس از پایان قرائت سوره مبارکه حمد، سوره توحید یعنی اعتراف به یکتایی و وحدانیت او را آغاز و پس از قرائت آن سوره مبارکه به رکوع می رود.

ذکر رکوع

سبحان ربی العظیم و بحمده

انسان را به خضوع و خشوع ظاهری و باطنی در برابر خداوند گار وا می دارد چه ، وقتی نمازگزار در برابر خالق توانای خود به نماز می ایستد، خود را مانند موجود ضعیف و کوچکی می پندارد که در برابر کوهی با شکوه و عظمت ایستاده است و نماز، رعب و وحشتی بسیار از عظمت کبریایی بر دل و جانش انداخته و فی الحال او را از مرکب غرور که تا لحظاتی قبل دچار آن بود، به زیر می افکند و او در این حال خاشعانه سر تعظیم رکوع به آستانش فرود می آورد. و این رکوع و خشوع او را از خودبینی و غرور می رهاند. در این حالت نمازگزار خود را در برابر او، آن قدر کوچک و حقیر می بیند که بار دیگر سر به سجده گاه می ساید. و این است بالاترین خضوع انسان ، زیرا به فرموده امام معصوم علیه السلام ؛ نزدیکترین حالات آدمی به خدای خویش ، سجده است .

آری بدون شک هر نماز گزار واقعی که آیات و جملات و اذکار فوق الذکر را با خلوص و توجه در نمازهای واجب و یومیه خود روزی ده بار یا بیشتر تکرار نماید، در قلب و روحش که در هنگام نماز متصل به آیت اقدس ‍ الهی ، است حرکت و جنبشی به سوی پاکیها و جهشی به سوی تقوی و پرهیزگاری پیدا می کند و تنها برای اوست که پیشانی بر زمین می گذارد و محو جمال و عظمت کبریایی اش می گردد و بدینوسیله بسیاری از خودخواهی و خود برتر بینی‌ها را در خویشتن خویش به فنا و نابودی و فراموشی می کشاند و همه این امور است که موجی از معنویت در او ایجاد می نماید و سدی می شود تا در برابر هر گناه و کار ناشایستی قد علم نموده و مقاومت و صبر نماید.[۶۸]

نماز گزار واقعی در پایان این فریضه بزرگ الهی با جمله : السلام علیکم سلامت و سعادت همه مسلمین را از خداوند متعال خواهان است و در تعقیبات نماز برای آنان دست به دعا بر می دارد و بدینوسیله یعنی : خواستن سلامت و بهروزی و خوشوقتی و پیشرفت از خدا مدام به نفس خود این کلمات را تلقین می کند و آن را به این حقیقت عالی عادت می دهد.

ما حصل کلام اینکه نماز آثار و فواید تربیتی فراوانی را در بر دارد که با توجه به آنچه از نظر خوانندگان محترم گذشت ، می تواند نتایج زیر را در بر داشته باشد:

۱ - نماز آدمی را از اینکه غرق در دنیا و لذایذ موقت و زودگذر آن شود که به وسیله آن موجبات گمراهی خود و دیگران و خشم خدای خویش ‍ را بر انگیزد. نجات می بخشد، و به انسان این تذکر و هشدار را می دهد که منظور اصلی آفرینش خود را که به مصداق آیه :

و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون

همانا عبادت است ، فراموش ننماید.

تکرار هر یک از اذکار نماز، سبب پرورش فضایل اخلاقی و تکامل معنوی شخص نماز گزار شده و وسیله ای می گردد تا او به سوی پاکیها و نیکی‌ها حرکت کند.

امام متقیان امیر مومنان علی علیه السلام می فرماید:

الصلوة قربان کلی تقی

نماز وسیله تقرب هر پرهیزگار است به خدا.

۲ - نماز تقویت کننده روح ایمان است و سد محکمی است در برابر امواج کوچک و بزرگ گناهان صغیره و کبیره و اگر با اخلاص همراه باشد، حقیقتا سرچشمه و منشا اعمال نیک و خیرات گوناگون می گردد.

۳ - نماز بهترین وسیله شستشوی گناهان است و آدمی را به توبه و بازگشت به سوی خدا و طلب مغفرت از او وا می دارد و نیز سبب می شود تا روح سرکش و طغیان در شخص نمازگزار از میان رفته و همیشه خالق توانای خود را به یاد آورد، و تنها از او برای پرهیز از گناهان و وساوس استمداد طلبد.

۴ - طبیعی است کسی که در نمازهای پنجگانه خود روزی هفده بار در برابر حق کرنش می کند و سی و چهار بار سر بر خاک می ساید، در واقع ریشه کبر و غرور و نخوت و خود برتر بینی را در خود می سوزاند و خود را حقیرتر از هر موجودی می پندارد و این خود یکی از عوامل مهم تربیت آدمی است .

چرا بعضی از نماز گزاران به سوی گناه می روند؟

ممکن است اینجا در ذهن برخی از خوانندگان باریک بین ، این سوال مطرح شود که اگر نماز واقعا انسان را از ارتکاب به گناه باز می دارد، پس چرا گروهی از همین نماز گزاران به سوی گناه می روند و از تعدی بر مال دیگران و احتکار و گرانفروشی و دروغ و تهمت و غیبت و... هراسی ندارند و... در پاسخ به این سوال ، دانشمندان اسلامی مطالب بسیاری نوشته‌اند که ما در اینجا به جهت رعایت اختصار به ذکر نمونه ای از آنها اکتفا می نماییم :

شهید ثانی در کتاب اسرار الصلوة در این باره می نویسد:

سعادت و خوشبختی و دریافت فیض های ربانی هنگامی برای نمازگزار حاصل می شود که با تمام وجود و با اخلاص به الفاظ و معانی و حرکات و سکنات نماز توجه کند و در اسرار و رموز آن تفکر و دقت نماید.

باید در حال نماز جز پروردگار عالم از همه قطع ارتباط کند و با صدق و اخلاص تنها به او روی آورد و با ذکر اشهد ان لا اله الا الله جز خدا معبود دیگری نیست با حضرت احدیت تجدید عهد نماید... این گونه نماز است که انسان را از زشتی‌ها و پلیدی‌ها باز داشته و موجب تقرب به خدا و سعادت وی می گردد.

استاد علامه طباطبایی ره در تفسیر آیه شریفه : ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر می فرماید:

باز دارندگی نماز یک بازدارندگی اقتضایی است و به صورت علت تامه نیست که هر جا وجود داشته باشد معلول هم پشت سر آن باشد بدین توضیح : نمازگزاری که پنج بار در شبانه روز نماز بگذارد اگر در یک محیط سالم به آن اهتمام ورزد، طبیعت نماز او را از گناه کبیره که ذوق دینی مخالف آن است مانند: قتل نفس ، تعدی به مال یتیم ، زنا و هر آنچه طبع سلیم و فطرت دست نخورده آن را بد می شمرد، جلوگیری و ممانعت می کند، چون در خود نماز ایمان و یاد خدا و تلقین به عذاب و روز جزا و درخواست پیروی از راه راست و صواب ... گنجانده شده و این معانی انسان را وا می دارد که با تمام روح و بدن به درگاه با عظمت پروردگار رو آورده و با سپاس و حمد و شکر الهی مکالمه را آغاز و با سلام دادن به خود وبندگان صالح و نیکوکار، آن را پایان دهد. علاوه بر این معانی ارزنده ، نماز انسان را وا می دارد که از نجاست لباس و بدن و غصبی بودن مکان و لباس ، اجتناب ورزیده و با توجه به قبله نماز را شروع کند و در صورتی که انسان مدتی به نماز ادامه دهد و واقعا شرایط مذکور را عملی سازد، در او یک روحیه خودداری از گناه به وجود می آورد که همیشه او را به خوبی‌ها و خیرات دعوت کرده ، از زشتی‌ها و پلیدی‌ها باز می دارد، به حدی که اگر یک مربی صالح و لایق به این کار دعوت می شد، نمی توانست این وظیفه را مانند نماز بعهده بگیرد.

ناگفته پیداست که این دو عالم بزرگوار مطالب فوق را با تکیه بر آیات و روایات فراوان از ائمه هدی در این زمینه بیان نموده‌اند، لذا از نظر تعالیم اسلامی نمازی مقبول درگاه حضرت حق جل جلاله می گردد که انسان را از مفاسد و فحشا دور نگاه دارد.

خدای سبحان در کتاب خود ضمن آیاتی چند برخی از نمازگزاران را مورد ملامت و سرزنش قرار داده مثلا در سوره مریم ، آیه ۵۸، می فرماید:

برخی نماز را ضایع می کنند و پیرو شهوات و خواسته های شیطانی هستند این چنین مردمی گمراه و حیران خواهند گشت .

نیز در سوره ماعون ، آیه ۳ ، می فرماید:

پس وای بر آن نمازگزاران که دل از یاد خدا غافل دارند و نماز را سهل می انگارند.

آری هستند نماز گزارانی که خداوند حتی یک نماز آنها را قبول نمی کند. در این رابطه روایتی از امام صادق علیه السلام منقول است که می فرماید:

به خدا سوگند پنجاه سال از زندگی مردمی می گذرد و حال آنکه خداوند حتی یک نماز او را قبول نکرده است ، چه چیزی سخت تر از این است ؟!

بطور حتم نمازی که در آن حضور قلب نباشد، تقلید است . عادت است نه عبادت . چنین نمازگزاری اورادی را بر دهان می راند بدون آنکه خود بفهمد چه می گوید. خدا را می خواند اما غیر او را می جوید.

در حدیثی از امام باقر علیه السلام ، نقل است که فرمود:

از نماز بنده خدا، بالا می رود قبول درگاه خدا می شود نصف آن یا یک سوم آن یا یک چهارم یا یک پنجم و... و از نماز او چیزی بالا نمی رود، مگر آنچه را با قلبش به آن توجه کرده است .[۶۹]

نمازی مورد قبول درگاه حق تعالی و تربیت کننده آدمی است که در آن ، دل با آنچه زبان می گوید، هماهنگ باشد. هنگامی نماز و اذکار و اوراد آن ریشه های مفاسد را در دل نمازگزار می خشکاند که به راستی از احساسات درونی شخص نمازگزار سرچشمه گرفته باشد والا نمازی که به حسب عادت و یا از سر ریا و تظاهر صورت پذیرد، فایده معنوی و تربیتی نخواهد داشت . چنین شخصی ممکن است در ظاهر بنده خدا باشد، اما در باطن مطیع نفس خویش و بنده شیطان می باشد.

حضرت رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمود:

نماز نیست برای کسی که اطاعت نماز را نکند و اطاعت کردن نماز آن است که انسان دست از کارهای زشت و ناپسند بر دارد.

همچنین از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:

کسی که دوست دارد بفهمد نمازش قبول شده یا نه ، نظر کند که آیا نمازش ‍ او را از کارهای زشت و ناپسند جلوگیری می کند به همان اندازه هم نمازش ‍ قبول شده .[۷۰]

ناگفته نماند اگر در بین نماز گزاران احیانا نماز گزاری مشاهده شود که گه گاهی مرتکب معصیتی می شود، نمی توان حکم کلی درباره او صادر کرد و مثلا گفت : نمازش او را از انجام کارهای زشت و ناپسند دور نداشته است .

ای بسا که همان شخص اگر نماز نمی خواند به معاصی بزرگتری آلوده می گشت و اگر انتظار داشته باشیم که نماز گزاری از سن تکلیف مرتکب هیچ گناه صغیره و کبیره ای نشود، انتظار بی جایی داشته ایم و باید آن شخص را جزء معصومین به حساب آوریم .

وانگهی به قول یکی از علمای دین هر نمازی به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است نهی از فحشاء و منکر می کند، گاه نهی کلی و جامع است و گاه نهی جزئی و محدود. ممکن نیست کسی نماز بخواند و هیچ گونه اثری در او نبخشد، هر چند نمازش صوری باشد، هر چند آلوده به گناه نیز باشد.

البته این گونه نماز تاثیرش کم است ، این گونه افراد اگر همان نماز را نمی خواندند از این هم آلوده تر بودند.

نهی از فحشاء و منکر سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط دارای بعضی از این درجات است .[۷۱]

روان شناسان معتقدند که برای هدایت افراد ناصالح ، بهترین راه ، استفاده از قوه روحانی خود آنها است ، بدین صورت که هر گاه فردی منحرف ، ساعاتی در شبانه روز را به درونگرایی نماز و نیایش اختصاص دهد و با تجسم اعمال زشت خود، در دنیای اندیشه به خود بگوید من ، انسانم و باید از اوصاف انسانی بهره ای داشته باشم ، من شایستگی راهیابی به دنیای صفا و پاکی‌ها و ایمان را دارم .

پس از مدت زمانی قطعا از آلودگی‌ها نجات می یابد.[۷۲]

از اینها گذشته اگر خواننده دقیق النظر سری به دادگاه‌ها، دادگستری‌ها زده و پرونده افراد را ملاحظه نماید، در خواهد یافت کسانی که نماز می خوانند کمتر پرونده دارند و بی نمازها دارای پرونده بیشتری هستند و اگر خواننده این سطور در دادگاهی ملاحظه نمود که نمازگزاری دارای پرونده هست متوجه این نکته خواهد شد که جرمش کم بوده است و یا شاید از نمازگزاران حقیقی نبوده و بر حسب عادت آدابی را انجام می داده است . لکن با اینهمه همان نماز صوری که او می خواند، ممکن است روزی وی را به توبه و انابه وا دارد. در این رابطه دکتر کارل می نویسد:

آمار جنایت‌ها نشان داده است که بطور متوسط کسانی که به عنوان مجرم و جنایتکار در جامعه شناخته شده‌اند، کسانی هستند که یا هیچ و یا بسیار اندک و جاهلانه نیایش می کنند و بر عکس در همان سطح و در همان مسیر و در همان تیپ اجتماعی و طبقه اقتصادی . غالبا آنها که هنوز سنت نیایش ‍ را حفظ کرده‌اند، از ارتکاب جنایت مصونند و گاه اگر دست می آلایند به صورت حرفه ای و سرگرمی دایمی و صفت مشخصشان نیست بلکه به گونه لغزش و یا حادثه ای در زندگی آنها است .[۷۳]

آماری که محققین روان شناس از روی آمارهای کشورهای مختلف جهان گرفته‌اند به این نتیجه مسلم رسیده‌اند که قتل ، جنایات ، دزدی ، خلاف و طلاق در کشورهای معتقد و مومن به عبارت بهتر ملت های اهل نیایش ‍ و پای بند به دین و مذهب به مراتب کمتر از کشورهای بی دین و لاقید غیر نمازگزار است .[۷۴]

اگر درمیان ملت های جهان مردمی مشاهده می شوند که در شهوات و بی بند و باری و فساد اخلاقی غرق گشته‌اند به خاطر روی گردانی از خدا و بی توجهی به نیایش بوده است .

باز دکتر کارل در این باره می نویسد:

با یک تجربه سخت دردناک و تلخ آموختیم که فقدان احساس اخلاقی و عرفانی در میان اکثریت عناصر فعال یک ملت زمینه زوال قطعی ملت و انقیاد او را در بند بیگانه تدارک می بیند. اجتماعاتی که احتیاج به نیایش را در خود کشته‌اند، معمولا از فساد و زوال ، مصون نخواهند بود.[۷۵]

این پزشک مشهور جهان در جای دیگر می نویسد:

سعادت بشر وقتی تامین می شود که اندیشه و قلب وی با هم پرورش یابند. تمدن اروپایی این عیب را دارد که مغز را بیش از اندازه تقویت کرده است که ترقی علوم صنایع نتیجه آن است و قلب را متروک گذاشته است و از این جهت ایمان و عشق به فضایل اخلاقی که ثمره آن است ، ضعیف یا نابود شده است و جمیع بدبختی های ما در این دوره و مفاسد تمدن حاضر که نسل جوان را فریبکارانه به سوی خود می کشد ناشی از همین است .[۷۶]

یک از پیشوایان برجسته آمریکایی می گوید:

خوب است به آنها جوان و کودک یاد بدهیم که دعاهایی با جملات مختصر روزی چند مرتبه تکرار بنمایند. و به آنها تعلیم دهیم که دعا بهترین طریق رفع هر احتیاج و بر آوردن هر موضوعی است ... همین فکر که ، جوانان می توانند کار بسیار مهمی انجام دهند... نظر آنها را نسبت به جهان بسط وتوسعه می دهد و نسبت به امور واقعا مهم ، در آنها تولید علاقه می نماید و آنها را نزدیک به خدا نگاه می دارد و شایق به خدمت می نماید و حس ماموریت خاصی به آنها می دهد و از تسلیم شده به گناهان سهل الحصول و مفاسد، بازشان می دارد.[۷۷]

و این همان چیزی است که قرآن مجید هزار و پانصد سال پیش در یک جمله خلاصه نمود:

ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر.

آثار بهداشتی نماز

علاوه بر موارد متعدد، فواید معنوی و روانی که در سطور گذشته برای نماز بر شمردیم ، این عبادت بزرگ دارای فواید و آثار بی شمار بهداشتی نیز هست که برخی از آنها از واجبات و برخی دیگر از مقدمات نماز محسوب می شوند و ما در اینجا به اختصار به بعضی از فواید آن اشاره می نماییم .[۷۸]

نظافت لباس

از جمله فواید بهداشتی نماز این است که این عبادت مهم ، انسان را ملزم می کند تا بدن و لباس خود را از آلودگی‌ها و نجاسات پاک گرداند و در شبانه روز پنج بار اندام هایی را که تماس مستقیم با خارج دارند، شستشو نماید چنانچه اگر حتی کوچکترین مانع خارجی مثل چرک و غیره روی بدن نمایان باشد نماز نمازگزار باطل می شود.

اینجاست که می بینیم به مصداق : النظافة من الایمان مسلمان واقعی و شخص نمازگزار باید همیشه و در همه حال تمیز و نظیف باشد.

در حدیثی پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آله می فرماید:

هر کس لباس به تن می کند، لازم است در نظافت آن کوشا باشد.

حضرت علی علیه السلام فرموده است :

شستن لباس ، اندوه و غصه را بر طرف می کند و موجب قبولی نماز است .

در تعالیم اسلامی به مسلمین توصیه شده است که حتی الامکان لباس ‍ سفید به تن نمایند و حتی برای شخص نمازگزار مستحب است که در حال نماز لباس سفید بر تن داشته باشد، چرا که کمترین آلودگی بر لباس سفید بر خلاف دیگر رنگها فورا خود را نمایان می سازد و شخص را وادار به رفع آلودگیها و مراعات پاکیزگی می نماید.

از امام محمد باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود:

هیچ لباسی بهتر از لباس سفید نیست و رنگ سفید از همه رنگها نزد خدا محبوبتر است .

نظافت جسم

الف - فواید بهداشتی وضو

وضو علاوه بر فواید تربیتی که دارد گویی نمازگزار در هنگام وضو به خدای خود می گوید: فرق سر تا قدمهایم در راه تو و اطاعت از تو گام بر خواهم داشت . آثار بهداشتی فراوانی نیز به همراه دارد، از جمله نمازگزار باید قبلا برای صحت وضو ناخنهای خود را کوتاه نماید و آلودگیهای اعضای وضو را از قبیل رنگ و چرک زیر ناخنها و پیچ و خمهای اعضای دست و پا و... پاک نماید و آنگاه اعمال وضو را انجام دهد.

طبق تحقیقات پزشکان ۳۰ درصد اکسیژن از راه پوست جذب شده و گاز کربنیک دفع می گردد، لذا شستشوی پوست بدن خصوصا آنها که در معرض هوا و گرد و غبار قرار دارند موجب می گردد تا اعمال حیاتی تعرق و تنفس جلدی به خوبی صورت پذیرد و میکروبها و آلودگیها را از بین برده و از تجمع میکروبها و انگلها که موجب بروز بیماریهای جلدی می شود، جلوگیری به عمل آورد.

یکی از محققین درباره فواید وضو می نویسد:

تطهیر با آب و وضو، کشنده میکروب و ضد عفونی قوی است . حیوانات ذره بینی و بی آزار نه تنها مواد آلی را تجزیه و تحلیل می نمایند، بلکه از راه رقابت و تنازع حیاتی ، قویترین دشمن و موثرترین حربه علیه میکروبهای موذی می باشند. میکروبهای موذی که به وسیله هوا از خارج به دست و روی و دهان می نشینند یا اساسا مصاحب پوست و مجاری بینی و حفره دهان می باشد، دایما شخص را در حال محاصره ومخاطره شدید نگه داشته‌اند.

شستشوی با آب که تکرار و استمرار آن در شرع تاکید شده است ، نه تنها خاصیت تمیز کردن را دارد، بلکه معالجه قبلی و مدافعه موثری علیه میکروبها می باشد و شاید حکمت آنکه سفارش شده است بگذارند آب وضو روی صورت و دست مانده به حال خود خشک شود از همین راه باشد. در هر حال ماندن آب روی پوست و لای مو مخصوصا با استفاده ای که قهرا از حرارت ملایم بدن به عمل می آید به حیوانات ذره بینی مفید فرصت فعالیت خوبی می دهد که وظیفه تحلیل مواد آلی و کشتن میکروب های موذی را به جایی برسانند. از طرف دیگر وقتی در نظر می گیریم حضرت رسول اکرم صل الله علیه و آله نیز گرم کردن آب وضو را در آفتاب منع نمودند، و نیز حضرت علی علیه السلام می فرمودند:

من وضو گرفتن را در زمستان بیشتر از تابستان دوست دارم .

و بطور کلی استعمال آب گرم شده برای وضو مکروه است ، و نیز به خاطر بیاوریم که در اثر گرم شدن آب ، اکسیژن محلول که قوت لایموت حیوانات ذره بینی مخصوصی است از بین می رود، منافع و مقاصدی که در وضو گرفتن بوده است ، بر ما قدری روشنتر می شود. به علاوه شستشوی اعضای وضو خود نوعی ماساژ است که فواید آن بر همگان آشکار است و موجب تسریع گردش خون می گردد زیرا که وقتی مقداری آب سرد بر اعضای وضو بریزیم قهرا آن عضو سر شده و جریان خون با سرعت و شدت بیشتری به سوی آن قسمت حرکت می کند و برای حفظ ۳۷ درجه حرارت طبیعی بدن و جبران حرارت از دست رفته کلیه اعضای وضو تا به حالت طبیعی خود برگردند دستگاه گردش خون به فعالیت سریع خود مشغول است .

و نتیجه ای که نماز گزار از وضو به دست می آورد احساس شادابی ، نشاط و سلامتی و تعدیل در دستگاه گردش خون که مهمترین جهازات بدن است به وجود آید، و بهداشت بدن را تامین می نماید[۷۹]

و با مسح تقریبا یک چهارم جلو سر محل تمرکز قوای بدن دماغیه دوران دم در این قسمت از سر که بدین وسیله اکسیژن بیشتری به آن می رسد شدیدتر شده و سلولهای دماغی برای تفکر آماده تر می گردد.

و با مسح پاها به شرطی که از قبل موانع مسح را دفع نموده باشیم که در نظافت قدوم و رفع بوی پا تاثیر شایانی دارد خود را برای نماز آماده می کنیم .[۸۰]

یکی از پزشکان حاذق و پرمایه برای شخص مورد اطمینانی چنین نقل کرده است :

من مدتی به مرض بیدار خوابی دچار شده بودم برای معالجه به پاریس ‍ مسافرت کردم و به پزشک متخصص مراجعه نمودم . پزشک به من دستور شستن دست‌ها را از مرفق و صورت و پا به ترتیبی که ما مسلمانها وضو می گیریم داد و در ضمن به ما گفت که یکی از فواید وضویی که پیشوای مسلمانان حضرت محمد صل الله علیه و آله دستور داده همین است که این گونه بیماریها را معالجه می کند و من تعجب نمودم و دانستم که دین مقدس اسلام کامل ترین ادیان زنده جهان است .

دکتر موفق شاطی درباره فواید طبی و بهداشتی وضو می گوید:

وضو که شستشوی موضعی یا شستن اعضای معینی از بدن است و بخصوص که سفارش گردیده که از آب سر استفاده شود، باعث انقباض و انبساط عروق شعریه گردیده و این خود دارای فواید بسیاری است و در حفظ تندرستی جسم اثر فوق العاده ای خواهد داشت ، زیرا از طرفی تعادل فشار خون را حفظ کرده و باعث می شود که قلب نیز کار خود را بهتر انجام دهد، و گلبول های قرمز نیز افزایش یافته و عمل مبادلات شیمیایی جسم را نیز به نشاط و فعالیت وا می دارد، از طرفی حرکات تنفس نیز تقویت شده و بر مقدار اکسیژن داخلی و گاز کربنیک یا اکسید دو کربن خارجی بدن نیز افزوده خواهد شد. از طرفی وضو یا شستشوی بعضی از اعضای بدن که خالی از مو باشد اثر کلی بر روی جسم خواهد گذاشت ، زیرا هم بر مقدار ادرار افزوده شده و باعث می گردد که سموم بیشتری از بدن دفع گردد و هم اشتهای به غذا بیشتر شده و در نتیجه عمل هضم نیز بهتر انجام خواهد شد.

و بالاخره اعصاب پوست و دیگر اعصاب فعاله بدن را به فعالیت واداشته و این تن به و فعالیت به اعصاب رگهای گردن و ریه و معده نیز سرایت کرده و از آنها نیز به کلیه اعضاء و غدد بدن پراکنده خواهد شد. [۸۱]

ب - فواید بهداشتی استنشاق

استنشاق شستشوی بینی از مقدمات نماز است . شخص رسول گرامی اسلام صل الله علیه و آله همیشه هنگام وضو گرفتن آب در داخل بینی استنشاق می نمودند و مکررا این امر مستحبی را به مسلمین توصیه می کردند. نظافت خیشوم مجرای تنفس بینی یکی از مستحبات وضو گرفتن و نماز است . و همان طور که می دانید میکروب‌ها با تنفس از راه بینی وارد بدن انسان می شوند و بینی مانند صافی عمل می کند؛ یعنی پیچ و خم‌ها و موهای داخل بینی و مخاط مرطوب مانع ورود میکروب به داخل بدن می شوند، پس لازم می آید که انسان همیشه این عضو از صورت را که در حقیقت راه تنفسی است به وسیله شستشو با آب سرد پاکیزه نگاه دارد تا لانه کثافت و میکروب‌ها نگردد.

دکتر تومانیانس در کتاب خود می نویسد:

در غضروفهای بینی گاهی کرمی تولید می شود که سبب سردرد فوق العاده شدیدی می شود و کمی بینایی چشم ایجاد می کند، برای دفع این کرم بهترین وسیله شستشوی بینی با آب سرد است .[۸۲]

چند تن از موثقین و معتمدین تحصیل کرده ایرانی در یکی از سفرهای خود به اروپا در مطب پزشک مشهوری حاضر شده و مشاهده می نمایند که پزشک جمجمه انسانی را تشریح می نماید و پس از بررسی بسیار به این نتیجه می رسد که علت مرگ صاحب جمجمه چیزی نیست ، جز اینکه در آخرین حفره های بینی و در جوف مخاط او کرم های بسیار ریز و کوچک وجود داشته است که همان‌ها موجب مرگ آن شخص شده است .

روزی دکتر مزبور کرم‌ها را برای آزمایش روی صفحه شیشه ای قرار می دهد تا با میکروسکوپ آنها را مشاهده نماید از قضا چند قطره آب سرد روی کرم‌ها می ریزد و طولی نمی کشد که کرم‌ها که چند روزی بود در هوای عادی زندگی می کردند، می میرند و بر پزشک معلوم می شود که داروی مرگ کرم های مخاط، چیزی جز آب سرد نیست .[۸۳]

درباره انعکاسات اعصاب سمپاتیک سالها بود که اطلاعات مبسوطی کشف کرده بودند، ولی اخیرا یکی از پزشکان بزرگ فرانسه دکتر پول ژیه رئیس ‍ سابق کلینیک دانشگاه لیون ، کشف های عجیبی درباره اعصاب سمپاتیک کرده است . او می گوید:

امراض بسیاری مانند ضعف اعصاب ، قانقاریا در نوک انگشتان ، امراض ‍ عصبی ، ترک های پوست ، بی خوابی ، مالیخولیا، هیستری ، درد سینه ، دردهای روماتیسمی سردردهای سخت یا فلج و غیره ممکن است بر اثر اعصاب سمپاتیک به وجود آید.

اکنون دکتر ژیه پس از سالها تحقیق طریقه معالجه این امراض را یافته و سالها است که از آن استفاده می کند.

اساس معالجات او عبارت از این است که بزرگترین نوک مرکز عصبی سمپاتیک که به محیط خارج تماس دارد، در میان سوراخهای بینی واقع است و ترتیب معالجه آن چنین است که دو میله باریک را که سر آنها گرد است داخل دو سوراخ بینی بیمار می کنند. بیمار ابتدا احساس ناراحتی می کند. اما پس از چند ثانیه نتیجه مطلوب انجام می گیرد؛ زیرا دکتر در میان مخاط بینی مریض سر عصب سمپاتیک را یافته و میله را به آن تماس ‍ می دهد.

بیمار دفعتا مقدار زیادی هوا استنشاق کرده چشمانش پر از اشک می شود، چهره اش سرخ می گردد و گاهی عطسه می زند ولی عمل دیگر تمام شده بیمار شفا یافته است .

با این طریق دکتر ژیه ، بسیاری از مبتلایان به امراض عصبی را معالجه کرده که واقعا تعجب آور است و رمز کار او در تحریک نوک عصب سمپاتیک در بینی است که اسلام برای این تحریک استنشاق آب خنک را تجویز کرده است .

وقتی که شما استنشاق می کنید و با ینی خود، آب را بالا می کشید، فورا بر روی عصب سمپاتیک شما اثر کرده و به جهت آن سوزش و اشک چشم و سرخی چهره را در خود احساس می کنید، علاوه بر اینها سردردهایی که بر اثر هوای ناسالم و خستگی به وجود می آید را از بین می برد و این کاری است که یک نمازگزار واقعی هر روز چند بار هنگام وضو گرفتن انجام می دهد.[۸۴]

سوای آنچه گذشت استنشاق با آب سرد فواید دیگری نیز دارد که از جمله آنها این است که : استنشاق نمازگزار را از مبتلا شدن به امراضی چون سل و آسم و امراض ریوی و زکام ، مصون داشته و تعادل عصبی حالت نشاط، تعادل و فرح در نهاد آدمی ایجاد می نماید.[۸۵]

ج - فواید بهداشتی مضمضه و مسواک

امام صادق علیه السلام به نقل از پیامبر صل الله علیه و آله فرمود:

هر آینه باید مبالغه کند تکرار کند هر یک از شما در مضمضه و استنشاق پس به درستی که مضمضه و استنشاق بخششی است از برای شما و موجبات نفرت و دوری از شیطان است .

نیز از رسول گرامی اسلام صل الله علیه و آله منقول است که درباره اهمیت مسواک زدن فرمود:

اگر بر امت دشوار نبود هر آینه واجب می کردم بر آنها مسواک کردن را.

نیز به حضرت علی علیه السلام فرمود:

یا علی با هر وضویی که برای نماز می گیری ، دهان خود را مسواک کن .

و فرمود:

جبرییل آنقدر مرا به مسواک کردن توصیه نمود که گمان بردم آن از جمله واجبات است .

حضرت امام محمد باقر علیه السلام در اهمیت مسواک فرمود:

هر گاه از رختخواب برخاستی به اطراف آسمان‌ها نظر کن و بگو: سپاس ‍ مخصوص خداوند است و بر تو لازم است که مسواک کنی ، زیرا مسواک کردن در سحر قبل از وضو از سنت است و سپس وضو بگیر.

امام صادق علیه السلام ضمن حدیثی مفصل درباره اهمیت و فواید مسواک کردن فرمود:

در مسواک کردن یازده فایده است که آنها عبارتند از:

۱ - مراعات سنت سنت همه پیامبران است

۲ - پاکیزه کردن دهان

۳ - روشن کننده چشم

۴ - خشنودی خدا

۵ - سفیدی دندان

۶ - پاک کردن حفره های دهان

۷ - محکمی لثه‌ها

۸ - اشتهای زیاد

۹ - زایل کردن بلغم

۱۰ - تقویت حافظه

۱۱ - زیاد شدن حسنات .

همچنین در احادیث درباره اوقات مسواک زدن چنین آمده است :

اول پیش از غذا تا میکروب و آلودگی وارد بدن شخص نشود.

دوم پس از صرف غذا تا چیزی لای دندان‌ها باقی نماند که عواقب سویی را به دنبال داشته باشد.

سوم هنگام خوابیدن .

آنچه از احادیث و روایات درباره مسواک زدن نقل نمودیم ، همگی آنها را علم پزشکی به تجربه دریافته و مهر تایید بر آنها می زند. به عنوان نمونه اینکه فرموده‌اند، مسواک نور چشم را تقویت می نماید حقیقتی است که علم پزشکی آن را تایید می کند، زیرا اگر دندان مسواک نشود، ریشه دندان و لثه چرکی شده ، مخاط حلق و در نتیجه بینی و سینوسهای چرکی ، موجب تاری چشم می گردد و حتی وجود یک مرکز عفونی در دهان به کبد و کلیه اثر نموده و از راه خون بر روی چشم نفوذ کرده ، روشنایی چشم را کم [۸۶] می کند.

دکتر تومانیانس می نویسد:

دندانها را باید مسواک کرد و بیش از هر چیزی رعایت و مواظبت نمود چه آنکه زیبایی انسان و جلوه او از حیث صحبت کردن و حرف زدن و جویدن غذا که نجویدن آن سوء هضم تولید می کند، به دندان است . دندآنها که فاسد و خراب شد به لثه سرایت می کند، ورم لثه و درد دندان سبب متورم شدن لوزتین و نمور زیر فک شده و در نتیجه عمل تنفس و بلع مشکل خواهد گردید.

لثه های دندان که فاسد شد، میکروب‌ها در لثه تولید مرضی می نمایند که موسوم به مرض پیوره که تا بحال علاج قطعی آن ممکن نگردیده است می باشد. البته میکروبهای مرض ممکن است ، به نقاط دیگر بدن هم از قبیل بینی و چشم و مفاصل سرایت کنند، در این صورت امراض ‍ خطرناکی را برای انسان بر می انگیزانند.[۸۷]

فواید طبی حرکات نماز

این مبحث را با سخن دکتر الکسیس کارل آغاز می کنیم ، آنجا که درباره فواید طبی نماز می گوید:

نتایج نماز و نیایش را با علم نیز می توان دریافت ، زیرا نماز و نیایش نه تنها به روی حالات عاطفی بلکه روی کیفیات بدنی نیز اثر می کند و گاهی در چند لحظه یا چند روز بیماری جسمی را بهبود می بخشد. این کشفیات هر چقدر هم که غیر قابل درک باشند، بایستی به واقعیتشان معترف شد. دفتر مشاهدات طبی لورد بیش از ۲۰۰ مورد درمان فوری و غیر قابل تردید سل ریوی و عفونت کلیه و سرطان و امراض بدنی دیگر را ضبط کرده است .

اما حرکات نماز، چنانکه امروزه ثابت گردیده ، تکرار قیام و قعود در نماز بهترین وسیله ای است که سرعت گردش خون را افزایش داده و از این رو نماز را یکی از عوامل موثر در به کار انداختن جهاز هاضمه دانسته‌اند که راه اشتها و میل به غذا را نیز هموار می سازد. و جالب این است که اوقات نماز و مواقع هضم غذا کاملا مناسب و هماهنگ بوده و چنانکه ملاحظه می نماییم ، در این امر حکمت عجیبی به کار برده شده است ...

به این ترتیب که وقت نماز صبح پیش از شروع به غذای صبحانه بوده ، و ظهر قبل از آنکه انسان به نهار بپردازد و عصر یا همان وقت که هضم غذا آغاز شده ... و به هنگام غروب یا موقعی که انسان بین دو وعده نهار و شام قرار دارد. و به همین ترتیب موقع عشا که هضم غذا تازه شروع گردیده است ... طب جدید این موضوع را ثابت کرده و مدلل ساخته که نماز بهترین وسیله ای است که از بالا رفتن فشار خون جلوگیری کرده و در حفظ تعادل آن اثر بسزایی خواهد داشت . آری طبق نظریه پزشکان چنانچه در ادای نماز مراقبت و محافظت به عمل آمده و حرکات موزون آن به آرامی و طمانینه که از شرایط صحت آن است ، توام باشد، ثابت و مسلم گردیده که از بسیاری بیماریهای ناشی از فشار خون جلوگیری خواهد کرد... و این خود اثری آنی و فوری بر قلب گذاشته و از ضربان تند و سریع آن مانع خواهد شد.

مجله ریدرز دایچست می نویسد:

بر اساس تحقیقات معلوم شده است افرادی که بطور مرتب به عبادتگاه می روند، در برابر بسیاری از بیماریها نظیر: فشار خون ، بیماریهایی قلبی ، سل و سرطانهای ناحیه گردن مصونیت دارند.

دکتر ادوین فردریک پاورز، استاد امراض عصبی در ایالات متحده آمریکا می گوید:

علم طب در دنیای کنونی از بسیاری از رموز و اسرار بیماری‌ها به طرز معجزه آسایی پرده برداشته است . با این وصف هنوز هم هزاران بیماری و مرض باقی است که بزرگترین اطباء هوشمند و نوابغ پزشکی کمترین بارقه امیدی به کشف و معالجه آنها به دست نیاورده‌اند. اما بررسی و دقت در مطالعات این اطباء و نوابغ این نکته را روشن می سازد که اغلب آنها این نظریه را تایید نموده و اعتقاد پیدا کرده‌اند که در میان معجزات فراوانی که برای نماز شمرده‌اند، یکی اعاده صحت و تندرستی روحی و شفای کلیه بیماریهایی است که مداوا شده و کلیه روشهای پزشکی در برابر آنها عاجز مانده است .[۸۸]

یک جراح مصری اخیرا با یک سری تحقیقات گسترده اعلام داشت :

نماز بهترین درمان برای بیماران مبتلا به جابجایی غضروفهای ستون فقرات است .

دکتر الزیات استاد دانشگاه نوادا در آمریکا پس از مطالعه بر روی چهل بیمار گفت :

حرکت های ناشی از پنج بار نماز در روز می تواند عمل جراحی ناشی از بیماری مذکور را در مدت یک هفته بهبود بخشد.

این پزشک مصری به بیماران جراحی شده خود توصیه کرده است که بلافاصله پس از عمل جراحی حرکت کرده و به مدت یک هفته روزی پنج بار حرکات نماز را به جای آورند و این حرکات را در هر صورت تا پایان عمر ادامه دهند.

همچنین یک دانشمند آمریکایی در کتابی که به تازگی بنام بیماریهای فقرات منتشر ساخته ، گفته های این پزشک مصری را تایید کرده و به بیماران خود نیز سفارش کرده است که روزانه پنج نوبت حرکاتی شبیه نماز مسلمانان انجام دهند.[۸۹]

فایده طبی رکوع و سجود

چنانچه اشاره شد بزرگترین متخصصان و پزشکان عالی مقام بین المللی بر این باورند که حرکات نماز خم و راست شدن ملایم در سجود و رکوع می تواند یکی از راه‌های مهم درمان بیماری دیسکوپاتی یا بیماری دیسک ناحیه کمر باشد.

رکوع و قیام در نماز در تقویت عضلات پشت و معده اثر بسزایی داشته و آنچه از مواد چربی و پیه که در جدار معده باقی مانده بطور کلی بر طرف می سازد... و مهمترین فایده سجود نیز این است که هم عضلات ران و ساق پا را تقویت می نماید و هم در وصول خون به اعضاء و نواحی بدن کمک کرده ونیروی جدار معده را نیز افزایش می دهد و فعالیت و حرکات امعاء نیز تقویت می گردد و یکی دیگر از فواید سجود البته اگر سجده بطور صحیح انجام گیرد این است که از بزرگ شدن شکم و ورم معده که بر اثر فشرده شدن عضلات آن بوده و خود بیماری بزرگی محسوب می شود، جلوگیری خواهد کرد.

دکتر مصطفی حفار متخصص امراض دستگاه هضم و عضو تحقیقات علمی مجلس شورای ملی لبنان و استاد دانشکده طب فرانسه ، راجع به فواید ضمنی رکوع و سجود در نماز می گوید:

رکوع در تقویت عضلات دیواره شکم بسیار مفید است و به جمع شدن معده کمک می کند و آن را در کار هضم یاری می دهد. همچنین روده‌ها برایشان دفع فضولات هضمی به صورت طبیعی آسان می شود.

اما سجود باعث رانده شدن هوا از میان معده به دهان می شود و دشواری های هضم و انعکاسات قلبی را برطرف می سازد. پزشکان ، نشستن به صورت سجده در نماز را برای درمان جمع شدن خون در پایین شکم بانوان که ناشی از پشت درد در زهدان است ، توصیه می کنند.

دکتر فارس عازوری متخصص بیماریهای اعصاب و مفصل از دانشگاه‌های آمریکا می گوید:

نماز مسلمانان و رکوع و سجودش عضلات پشت را تقویت و حرکات ستون فقرات پشت را نرم می سازد و امراض عصبی و عضلانی را آرامش ‍ می بخشد. بخصوص اگر نماز را از سن نوجوانی بپا دارند، نیرو واستحکامی در برابر بیماری هایی می یابند که در نتیجه ضعف عضلات مجاور ستون فقرات عارض می شود، آنچه باعث این ضعف می شود، انواع بیماریهای عصبی است که موجب دردهای شدید و تشنج عضلانی است .

اخیرا بعضی از دانشمندان برای تقویت عضلات تمرین هایی معین کرده‌اند

که برخی از آنها شبیه به حرکات نماز است .

دکتر دیاب و دکتر قرقوز درباره فواید طبی سجود چنین می گویند:

پایین آمدن سر به هنگام سجود منجر به احتقان خون در رگهای خونی مغز می شود و هنگامی که سر به صورت ناگهانی به طرف بالا می رود، فشار داخل رگها کاهش می یابد و این حرکت در هر رکعت نماز شش بار در خلال رکوع و سجود تکرار می شود، یعنی ۱۰۲ بار در شبانه روز و این در حالی است که انسان فقط نمازهای واجب را به جا آورد.

ولی اگر علاوه بر نمازهای واجب ، نمازهای مستحب نوافل را نیز به جا آورد، این رقم به ۲۱۶ بار در شبانه روز و ۶۴۸۰ بار در ماه بالغ می شود که در هر حرکتی رگهای خونی منقبض و منبسط شده و بر نرمی و قدرت جداره و عضلات آن افزوده می شود.

البته نباید آرامش روحی و صفای ذهنی حاصل از نماز را نادیده گرفت . تکرار این حالات چند بار در روز موجب می شود مغز به شکل مطلوبتر و بهتری به فعالیت خود ادامه داده و به تفکر به نحو احسن صورت پذیرد.

دو پزشک سابق الذکر در جایی دیگر می گویند:

درحقیقت نماز هم عبادت است و هم ورزش بدنی و روحی ... و می توان ادعا کرد که قرآن در تطبیق ورزش های سبک که امروزه به ورزش های سوئدی معروفند، پیشتاز بوده است .

آنچه ورزش نماز را از سایر ورزش‌ها ممتاز می نماید، توزیع مناسب آن در طول شبانه روز است ان الصلوة کانت علی المومنین کتابا موقوتا. دانشمندان نیز ثابت کرده‌اند که بهترین نوع ورزش ، ورزشی است که تکرار شود و در طول روز توزیع گردد و خسته کننده نباشد و انجام آن برای هر کس امکان پذیر باشد، که تمام این ویژگی‌ها در حرکات نماز فراهم است ...

فواید ورزشی حاصله از نماز را می توان به شرح زیر خلاصه نمود: در هر رکعت . با علم به اینکه ، نمازهای یومیه ۱۷ رکعت بوده و نوافل نیز به آن اضافه می گردد.

نشاط بخشیدن به کار قلب و دستگاه‌های گردش خون .

بهبود فعالیتهای مغزی به دلیل کمک به تغذیه بهتر آن .

تقویت جداره شریانهای مغزی و حفظ حالت ارتجاعی آنها که در نتیجه آن ، در مقابل پاره شدن و خونریزی مقاوم خواهند شد.

آماده کردن بدن برای مقابله با پیشامد حالت های ناگهانی که ممکن است بسیاری از مردم دچار آن شوند؛ مثل سرگیجه و سیاهی رفتن چشم و بیهوشی های زود گذر.

آرامش روحی و اعتماد به نفس .[۹۰]

تاثیر نماز در تمرکز فکر

توجه به خشوع در نماز وسیله ای است برای پرورش حضور ذهن و تمرکز حواس که در زندگی بسیار حایز اهمیت است و می توان گفت که بیشتر موفقیتهای انسان در نتیجه همین تمرکز فکر و توجه کامل و حضور ذهن است .

ویلیام مورتن مارستن متخصص در روان شناسی می گوید:

افراد موفق کسانی هستند که می توانند در امری تمام افکار خود را متمرکز کنند و تمام دانستنیهای خود را درباره آن بیاورند و به کار بندند. براستی اگر روح و فکر ما بطور کامل در نقطه ای متمرکز شود یا برای امری به کار افتد نیروی شگفت انگیز و فوق العاده ای می آفریند.

ویلیام جیمز که پدر روانشناسی جدید محسوب می شود، می گوید:

فرق بین افراد نابغه با دیگران ، یک موهبت فطری نیست ؛ بلکه مربوط به توجه کاملی است که به موضوعات و نتیجه های آن مبذول می دارند و میزان نبوغ بستگی به میزان و درجه تمرکز افکار شخصی دارد.

در مورد اینکه چگونه می توان این نیرو را در خود ایجاد کرد ویلیام مولتن در مجله ریدرز دایچست می نویسد:

این نیرو تمرکز فکر به وسیله تمرین به دست می آید و البته تمرین احتیاج به شکیبایی و پایداری دارد. وقتی توانستی افکارت را پی در پی ۵۰ یا ۱۰۰ بار در موضوعی متمرکز کنی لاجرم سایر افکار و خاطره‌ها جای خود را به موضوع مورد نظرتان خواهد داد. سرانجام عادت خواهی کرد که در هر امری با اراده خود ذهن را متمرکز سازی .

از تمام مطالب فوق نتیجه می گیریم که نماز بهترین وسیله برای پرورش ‍ تمرکز فکر و حواس در انسان است . زیرا نمازگزاری که می کوشد با تمام قدرت افکار خود را در یک جا جمع کند تا نمازش با خشوع و حضور قلب باشد، بدون تردید این عمل در وی عادت می شود و می تواند در هر موردی تمام افکار خود را متمرکز سازد و در نتیجه به ترقیات و اکتشافات مهمی نایل گردد.

در تایید بیشتر این موضوع ، ویلیام مولتن می گوید:

بهترین راهی که توجه و التفات را در انسان زیاد می کند این است که فکر و جسم هر دو باهم کار کنند.

و می بینیم که نماز در اسلام عبارت است از عمل فکر و جسم با هم . زیرا نماز گزار در حالی که تمام افکار و توجهش به خداست به رکوع و سجود و قیام و قعود می پردازد.

و بالاخره دکتر کارل می گوید: به نظر می رسد که نیایش ، وضع فکری آدمی را از سطحی که به اقتضای توارث و تعلیم و تربیت به دست آورده ، بالاتر می کشد.[۹۱]

تاثیر نماز در طول عمر

در یک بررسی آماری محققین دنیای پزشکی در داخل و خارج اعلام کرده‌اند که علما و رجال مذهبی و افراد پایبند به قوانین و احکام مذهبی که شبانه روز چند بار در اوقات معین با خدا ارتباط برقرار داشته و زندگی آنان با ایمان و معنویت آمیخته است ، طول عمر بیشتری از سایر افراد بویژه افراد لاابالی و بی بند و بار و کسانی که پایبند مذهب نیستند، خواهند داشت .

در تایید فوق دکتر ویلیام پارک آمریکایی آماری بدین مضمون منتشر نموده است :

در تمام دنیا هر دقیقه ۶۲ نفر و هر ساعت ۳۷۶۷ نفر و هر روز ۹۰۴۱۰ نفر و هر سال ۳۳ میلیون نفر به مرگ طبیعی از دنیا می روند.. در اروپا از هر هزار نفر فقط یک نفر به صد سالگی و ۱۰ نفر به مرز ۸۰ سالگی می رسند و در میان آنهایی که می توانند خود را به مرز ۸۰ سالگی برسانند، از هر هزار نفر ۴۳ نفر روحانی ، ۴۰ نفر کشاورز، ۲۹ نفر دانشمند و نویسنده ، ۲۶ نفر استاد و دبیر و ۲۴ نفر پزشک می باشند.[۹۲]

همچنین دکتر علی پریور می نویسد:

همین چند وقت قبل بود که روزنامه های آمریکایی نوشته بودند، کشیشان و راهبان کمتر از سایرین به بیماریها مبتلا می شوند و دفاعشان بهتر است . در کشور خودمان نیز آنان که ایمان بیشتری دارند کمتر بیمارند و آنها که فقط کوشش خود را در کارها دخیل می دانند و خدایی را باور ندارند، اغلب ام الامراضند و عمری را به تلخکامی و بیماری به سر می برند.[۹۳]

در برخی از مناطق کشور شوروی سابق از هر ۱۰۰ نفر ۱۰ نفر وارد دومین قرن زندگی خود می شوند، این در حالی است که در مناطق مسلمان نشین شوروی که پایبند به اصول و اعتقادات دینی ومذهبی هستند، از هر ۱۰۰ نفر ۸۴ نفر وارد دومین قرن زندگی خود می شوند که این خود حاکی از تاثیر عمیق ایمان و عبادات و عمل به دستورات مذهبی در طول عمر افراد روحانی و مذهبی است .[۹۴] در ایران هم اکنون جمع کثیری از مجتهدین و مراجعه تقلید هشتاد به بالا هستند و از مراجع کسانی بوده‌اند که حتی نود سال به بالا هم عمر کرده‌اند که از آن میان می توان به علما و مراجع زیر اشاره نمود: آیت الله بروجردی بیش از ۹۰ سال عمر کرد. آیت الله مرعشی نجفی در سن ۱۰۰ سالگی فوت نمود. آیت الله اراکی بیش از ۱۰۰ سال عمر کرد. آیت الله سید علی تفرشی ۹۵ سال عمر کرد. آیت الله محسنی ملایری ۹۲ سال عمر کرد و بسیاری از آیات عظام .[۹۵]

از صنف روحانی که بگذریم ، افراد مذهبی و متدین که دائما با آداب و سنن اسلامی سر و کار داشته و نماز را سر لوحه دستورات دینی خود قرار داده‌اند، بیشتر از دیگر مردم روی زمین عمر می کنند. و باز در ایران خودمان کسانی چون : جواد بافرانی پیرمرد ۱۲۴ ساله نایینی و بمانعلی جوانمردی پیرمرد ۱۲۵ ساله شیرازی و کمر احمدی پیرمرد ۱۳۵ ساله ایلامی در پاسخ خبرنگاران جراید، سحر خیزی اقامه نماز صبح ، عمل نمودن به احکام شریعت اسلامی بویژه نمازهای پنجگانه و مانوس بودن با قرآن در طول زندگی را از عوامل موثر در طول عمر خود دانسته‌اند.[۹۶]

دکتر الکسیس کارل در رابطه با سحر خیزی بویژه نیایش صبحگاهی می نویسد:

ناپاکی اخلاقی نیز همچون کثافت بدنی مذموم است ، پیش از شروع یک روز نو هر کس باید اخلاقش را نیز همانند جسمش شستشو دهد.[۹۷]

حال خواننده عزیز! برای رسیدن بدین هدف ، چه عملی بهتر از اقامه نماز است . آن هم نماز صبحگاهی و بیدار بودن بعد از آن .

پانویس

  1. علل الشرایع ، ج ۱، ص ۹۳.
  2. کتاب قاموس اللغة در تعریف فطرت می نویسد: فطرت ، آن خلقت ویژه ای را گویند که ذات نوزاد در رحم مادر با آن تکون می یابد. نیز در کتاب اقرب الموارد می نویسد: فطرت عبارت است از، صفتی که نوزاد بدان متصف است . صفت طبیعی بشر که همراه آن از مادر تولد یافته و قدم بر جهان می گذارد.
  3. تفسیر نمونه ، ج ۱۶.
  4. در این باب رجوع کنید به کتاب رشحات البحار، آیة الله شاه آبادی و اصول کافی ، ج ۲، باب فطرت.
  5. سوره بقره ، آیه ۱۳۰.
  6. نور الثقلین ، ابن جمعه ، ج ۴، ص ۱۸۴.
  7. به کتاب حس مذهبی یا بعد چهارم روح انسانی ، تاله گی دونه تن و کتاب فطرت ، استاد مطهری و کتاب پژوهشی پیرامون فطرت مذهبی در انسان ، محمد شفیعی رجوع نمایید.
  8. برای کسب اطلاع بیشتر در این زمینه به کتاب پر ارج فطرت نوشته استاد مطهری رجوع شود.
  9. تاریخ علم کلام ، علامه شبلی نعمانی.
  10. ارتباط انسان و جهان ، علامه محمد تقی جعفری.
  11. تاریخ علم کلام ، شبلی نعمانی.
  12. دعا از نظر دانشمندان ، مهدی قائمی ، ص ۱۴۸ و ۲۱۸؛ جرج سانتایانا محقق غربی پرستش و نیایش را جزء لاینفک غریزه و سرشت آدمی معرفی می کند.
  13. راز و رمز نیایش ، اسد الله گرمارودی نقل از نیایش کارل ،ص ۱۵ ۱۶.
  14. حس مذهبی یا بعد چهارم روح انسانی ، تاله گی دونه تن و فطرت استاد مطهری.
  15. نیایش دکتر کارل ، ص ۱۶ و ۲۴.
  16. ارمقان نسل جوان ، علی متجری ، ص ۲۶.
  17. جوانان چه می پرسند، محمد علی عالمی.
  18. همان.
  19. حس مذهبی یا بعد چهارم روح انسانی ، تاله گی دونه تن ، ص ۱۶.
  20. روان شناسی و دین ، دکتر یونگ.
  21. جهانی که من می بینم ، آلبرت انیشتن.
  22. اصول کافی ، فضل الدعا.
  23. خوانندگان عزیز پاسخ این سوال را بطور مفصل در مباحث آینده خواهند یافت.
  24. یاد خدا، مرتضی جوادی.
  25. پرتوی از اسرار نماز، محسن قرآئتی ص ۶۹ و کتاب آیین زندگی ، کارنگی ، ص ۱۹۲.
  26. نساء/آیه ۱۰۳.
  27. بقره/آیه ۲۳۹.
  28. آل عمران/آیه ۴۱.
  29. ماعون/آیه ۵.
  30. همان.
  31. غرر الحکم ، ص ۵۹.
  32. غرر الحکم ، ص ۲۶۱.
  33. نهج البلاغه ، نامه ۴۷.
  34. المجازات النبویه ، ص ۳۱۵.
  35. کنز العمال ، ج ۷.
  36. بحار الانوار، ج ۸۲، ص ۱۹۸.
  37. امالی ، ص ۳۹۱.
  38. حی علی الصلاح ، ص ۱۸.
  39. بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۵۳.
  40. برای کسب اطلاع بیشتر به تفسیر نمونه ، ج ۴، ص ۳۱۰ رجوع شود.
  41. وسائل الشیعه ، ج ۵، باب صلوة خوف.
  42. اصول کافی ، باب دعائم الاسلام.
  43. من لا یحضره الفیه ، باب فضل الصلوة.
  44. همان ، ص ۳۱۳.
  45. نهج البلاغه ، باب وصایا.
  46. فروع کافی ، ج ۱، ص ۳۶؛ من لا یحضره الفقیه ، ص ۳۱۳.
  47. خصال ، شیخ صدوق.
  48. فلسفه نماز و اهمیت آن ، جواد امیری اراکی.
  49. فلسفه احکام از نظر علوم جدید، محمد جواد نجفی به نقل از علل الشرایع ، ج ۲.
  50. داستانها و پندها، ج ۴، به نقل از علل الشرایع.
  51. من لا یحضره الفقیه ، ج ۱، ص ۳۲۲، و وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۴.
  52. چون یاد خدا به انسان آرامش می دهد، پس از وقوع حادثه ای طبیعی ، ممکن است مقداری ترس ‍ و اظطراب بر انسان مستولی گردد که نماز در آن هنگام بهترین وسیله ای است که آدمی می تواند با توسل به آن به شرطی که با حضور قلب باشد به آرامش روحی و روانی دست یابد.
  53. در این باره در سطور آینده به تفصیل سخن خواهیم گفت.
  54. عرفان اسلامی ، ج ۵، ص ۱۳۰.
  55. نهج البلاغه کلمات قصار، ص ۲۵۲.
  56. اسلام و علم جدید، عبد الرزاق نوفل ، ترجمه حسین وجدانی ، ص ۳۳۴، و کتاب دین و روان ، ویلیام جیمز، ترجمه مهدی قائنی ، ص ۱۵۴.
  57. آیین زندگی ، دیل کارنگی ، ص ۱۸۳، ۱۹۸، ۲۹۱ و روزنامه کیهان ، ش ۱۵۴۷۲.
  58. دعا از نظر دانشمندان ، مهدی قائنی ، ص ۲۱۴ و روزنامه اطلاعات ، ش ۲۰۲۳۷.
  59. پدیده های ناشناخته ، مهندس مصطفی طباطبایی ، ص ۲۹، و روزنامه همشهری ، ش ۸۱۱، به نقل از مجله ریدرز دایچست.
  60. قرآن وروان شناسی ، مهندس مصطفی طباطبایی ، ص ۲۹، و روزنامه همشهری ، ش ۸۱۱، به نقل از مجله ریدرز دایچست.
  61. عرفان اسلامی ، ج ۵، ص ۱۱۷.
  62. همان ، ص ۱۱۸.
  63. راه ورسم زندگی ، الکسیس کارل ، ترجمه دکتر پرویز دبیری.
  64. پرتوی از اسرار نماز، ص ۱۶۰.
  65. آل عمران/آیه ۱۸۹.
  66. تفسیر نمونه ، جمعی از دانشمندان ، ج ۱۶، ص ۲۸۴.
  67. حجر/آیه ۳۰.
  68. وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۵۳.
  69. مجمع البیان ، علامه طبرسی.
  70. تفسیر نمونه ، جمعی از دانشمندان ، ج ، ص ۲۸۵.
  71. برگرفته از کتاب چرا نماز بخوانیم ، ص ۱۹.
  72. راه و رسم زندگی ، الکسیس کارل ، ص ۸۸.
  73. همان ص ۸۸.
  74. همان ص ۵۷.
  75. همان ، ص ۱۳۷.
  76. این همان دستوری است که قرآن کریم پانزده قرن پیش برای تعلیم کودکان و نوجوانان صادر نموده است . پیامبرصل الله علیه و آله برای آشنایی کودکان با نماز به یکی از یاران خود فرمود: کودکان خود را در هفت سالگی به گزاردن نماز امر نمایید.
  77. همان ص ۸۸.
  78. اگر چه با اقامه نماز فواید بهداشتی فراوانی عاید انسان می گردد، که در سطور آینده به قسمتی از آن اشاره خواهیم نمود اما نمازگزار نباید فراموش کند که باید غرض و هدف از نماز را در عالم ماوراء طبیعت و در نشئه مجردات و فوق ملک و ملکوت جستجو نماید.
  79. فلسفه احکام ، ص ۲۳۵ و حقایق بهداشتی در اسلام ، سید جمال الدین شریف زاده.
  80. چنانکه برخی از دانشمندان بر این عقیده‌اند که پا، بیش از سایر قسمتهای بدن به اکسیژن و استنشاق جلدی نیازمند است.
  81. پاسخ ما، سید حسن ابطحی ، ص ۴۰۷ و اسلام و علم جدید، عبد الرزاق نوفل.
  82. قرآن وعلوم روز، سید محمود افتخاریان ، ص ۱۹.
  83. فلسفه احکام ، ص ۲۴۵ و اعجاز اسلام در پیشگویی علوم جدید، ص ۶۴.
  84. اقتباس از چرا نماز بخوانیم ، ص ۵۲ به نقل از نشریه انجمن تبلیغات اسلامی ، ص ۱۵۰ ۱۵۳ تهران.
  85. فلسفه احکام ، ص ۲۴۳.
  86. برای کسب اطلاع بیشتر به کتاب حقایق بهداشتی در اسلام ، سید جمال الدین شریف زاده ، ص ‍ ۷۵ رجوع نمایید.
  87. قرآن و علوم روز، ص ۱۵.
  88. راه و رسم زندگی ، الکسیس کارل ، ص ۱۷۳ و نیایش ، ص ۱۲.
  89. نقل از اسلام و علم جدید، عبد الرزاق نوفل ، ترجمه حسین وجدانی و روزنامه همشهری ، ش ‍ ۸۱۱.
  90. مجله مکتب اسلام ، ش ۱۳۱، روزنامه کیهان ، ۱۰، خرداد ۱۳۷۲.
  91. اسلام و علم جدید و طب در قرآن.
  92. طب روحانی ، دکتر عبد الکریم بی آزار شیرازی ، ج ۳.
  93. مجله دانشمند، سال ۴، ش ۱۰، یاد آور می شود که آمار مذکور مربوط به چند سال اخیر است.
  94. بررسی دین از راه دانش ، دکتر علی پریور، ج ۱، ص ۸۰.
  95. طول عمر امام زمان ، علی اکبر مهدی پور.
  96. کتاب بین المللی چه کنیم تا به مرز صد سال نزدیک شویم ، پروفسور سیف الدین نبوی.
  97. راه و رسم زندگی دکتر کارل ، ترجمه دکتر دبیری ، ص ۱۴۵، چاپ هفتم.
بازگشت به کتب معروف عبادی