فرهنگ مصادیق:رازداری، صفتی خدایی
نویسنده: محمد شریف زادگان
محتویات
بررسی اهمیت، ضرورت و آثار رازداری
راز، هر سر نهفته و نهانی است که آشکار شدن آن میتواند تأثیرات مهم و منفی به جا گذارد. هر انسان و جامعهای رازی دارد که افشای آن را دوست نمیدارد و میکوشد تا آن را مکتوم دارد و آشکار نسازد.
زندگی، سرتاسر رمزآلود و رازاندود است؛ هر انسانی رازی دارد که جزو مگوها و اسرار اوست و آشکار شدن آن را خوش نمیدارد، بنابراین کسی را که تلاش میکند آن را آشکار سازد یا پرده از روی آن بردارد و کشف سر نماید، دشمن میدارد؛ چراکه ورود به این عرصه را، ورود به عرصه حریم خصوصی خود میداند و به شدت با آن مبارزه میکند.
البته سر داشتن و رازداری اختصاص به انسان ندارد. از آیات قرآنی به دست میآید که خداوند نیز اسراری دارد که بر کسی آشکار نمیسازد. بنابراین میتوان دریافت که راز و سر لزوماً امر منفی نیست، بلکه راز میتواند نسبت به امری باشد که بسیار خوب و مفید است ولی آشکار شدن آن میتواند تأثیرات منفی به جا گذارد. به عنوان نمونه راز تصرف در تکوین در اختیار ولی الله اعظم است و آشکار شدن آن به معنای بهره گیری بدکاران خواهد بود؛ چنانکه اسرار سحر که توسط دو فرشته هاروت و ماروت هویدا شد، موجب شد تا بدخواهان بابلی از آن برای جدایی میان همسران بهره گیرند و فساد و نابهنجاری را در جامعه بابلی افزایش دهند.
نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به آموزههای قرآنی، نقش رازداری را در زندگی فردی و اجتماعی انسان تبیین کند.
از سر الهی تا سر خانوادگی
راز و سر، اموری مکتوم و نهانی است که در زندگی هر انسانی یافت میشود. ویژگی راز آن است که میبایست پنهان باشد؛ چراکه آشکار شدن آن میتواند تأثیرات منفی از خود به جا گذارد. برخی گمان میکنند که رازها تنها شامل خیانتها، گناهان، انجام محرمات، امور زشت و بدی است که میبایست آن را کتمان کرد و پرده از آن برنداشت؛ زیرا گند آن عالم و آدم را میگیرد؛ اما باید گفت که لزوماً همه رازها به این مجموعههای منفی محدود نمیشود، بلکه شامل اسراری هم میشود که بسیار خوب و امری ارزشی است ولی نمیبایست دوست و دشمن از آن آگاه شود؛ زیرا آگاهی دیگران از راز، همان و سوءاستفاده بدخواهان از آن همان؛ بلکه حتی یک راز با آشکار شدن به جای آنکه تأثیرات مثبت داشته باشد ممکن است تأثیرات منفی داشته باشد و اثر مثبتی که یک راز در حالت نهان بر فرد و جامعه میگذارد گاه بیشتر از آشکاری آن است.
راز را از آن رو راز گفتهاند که از دیگران نهان و پوشیده است. اگر از پرده برون افتد، دیگر راز نیست. ویژگی رازداری، نهان داشتن از نامحرمان است. گفتهاند: غلامی طبق سرپوشیدهای برسر داشت و خاموش و بی صدا در راهی میرفت. یکی از افراد، در راه به او برخورد و پرسید: در این طبق چیست؟ غلام چیزی نگفت. آن شخص به اصرار پرسید تا بداند زیرا آن سرپوش که روی طبق کشیدهاند چیست؟ غلام گفت: فلانی! اگر قرار بود که همه افراد بدانند در طبق چیست، دیگر سرپوش روی آن نمیکشیدند!
البته رازداری اختصاص به انسان ندارد و از برخی از آیات و روایات به دست میآید که خداوند نیز اسراری دارد که بر کسی آشکار نمیکند.
این رازهای الهی به عنوان غیب معرفی شده که هر کسی را بدان آگاه نمیسازد و همچنان در نهان باقی است؛ یعنی خداوندی که خود عالم غیب و دانا به سر و نهان است، اموری غیبی و اسراری دارد که خود آن را مخفی نگه داشته و کسی را به آن آگاه نمیسازد. خداوند میفرماید: عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا، دانای غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمیسازد. (جن، آیه ۶۲)
البته برخی از اسرار را با محرمان راز در میان میگذارد که از جمله این محرمان، پیامبر گرامی(ص) است تا ایشان از آن برای رشد و اتمام و اکمال اخلاق انسانی بهره گیرد و انسانها و ماسوی الله را به کمال بایسته و شایسته خود برساند. (همان)
خداوند برخی از اطلاعات مهم و دانشها و علوم غریبه را نهان نگه میدارد و نامحرمان را اجازه نمیدهد تا بدان آگاه شوند؛ زیرا آگاهی دیگران از این دانشها و اطلاعات میتواند به جای آنکه امری را پیش ببرد موجبات تباهی افرادی یا جامعهای شود. البته برخی از مدعیان تقوا و ایمان، به این دانشها دسترسی مییابند تا در آزمون الهی، خود را نشان دهند و حجت بر ایشان تمام گردد؛ زیرا آنان بر این گمان هستند که توانایی حفظ اسرار را داشته و میتوانند آن را برای کارهای خیر و نیک مورد استفاده قرار دهند. از جمله این افراد میتوان به ابلیس اشاره کرد که از اسرار هستی آگاه شد و در مقام قدس در میان فرشتگان میزیست و هیچ رازی بر او پوشیده نبود؛ او در آزمونی سخت شکست خورد و سپس از آن دانش خویش علیه بشریت سود برد و نه تنها به فریب آدمی و فرزندان آدم(ع) پرداخت بلکه با آن دانش به سرکشی در برابر خداوند پرداخت. (طه، آیات ۸۱۱ تا ۱۲۳؛ بقره، آیات ۰۳ تا ۳۸ و آیات دیگر)
از دیگر افرادی که بر رازها و اسرار الهی آگاه شدند و در آزمون الهی شکست خوردند میتوان به بلعم باعورا و سامری اشاره کرد. (اعراف، آیات ۶۷۱ و ۱۷۷؛ طه، آیه ۶۹ و آیات دیگر)
همچنین برخی از اقوام از جمله مردم بابل به راز سحر و جاو دست یافتند و از آن به جای آنکه برای کار مفید و سازنده استفاده کنند بر کارهای زشت از جمله اختلاف میان همسران و جداسازی آنان استفاده کردند. خداوند در آیه ۲۰۱ سوره بقره گزارش میکند که دو فرشته هاروت و ماروت را مأمور ساخت در میان جامعه بابلی وارد شده و آنان را با اسرار و رازهای سحر آشنا کنند، ولی مردم بابل از آن علوم غربیه و اسرار نهان که موجب توانایی تصرف در تکوین میشد، سوءاستفاده کردند.
آگاهی به راز دیگران میتواند به علل و عوامل گوناگونی اتفاق افتد، مثلا گاه شخصی خواسته و ناخواسته از راز دیگری آگاه میشود و یا شخص خود برای تخلیه از فشاری یا مشورت و راهنمایی یا هر دلیل دیگر، رازی را با دیگری در میان میگذارد. انسان میبایست نسبت به هر رازی که میداند، چنان عمل کند که دوست دارد که دیگران با او عمل کنند. این دستوری است که آموزههای وحیانی اسلام میگوید.
اگر کسی نسبت به گناه و خطا و اشتباه دیگری آگاهی یافت و راز کسی از پرده برای او بیرون افتاد نمیبایست آن را افشا و هویدا کند مگر آنکه مسئلهای مرتبط با نظام اسلامی و یا حقوق ملت و امنیت جان و مال و عرض دیگری باشد که لازم است برای جلوگیری از فساد بیشتر، آن راز آشکار شود؛ (آل عمران، آیه ۸۱۱؛ انفال، آیه ۷۲؛ توبه، آیه ۶۱) وگرنه همان گونه که تجسس، حرام و گناه است، (حجرات، آیه ۲۱) افشای اسرار و رازهای دیگران نیز حرام وگناه و زشت است.
انسان میبایست رازداری را از خداوند بیاموزد؛ زیرا یکی از ویژگیهای خداوند، ستار بودن است. به این معنا که بر رازها و اسرار زشت و بد بشر سرپوش میگذارد. خداوند نسبت به بسیاری از رازهای بشر با آنکه میداند، سرپوش میگذارد و کسی را به آن آگاه نمیسازد. (اسراء، آیه ۴۱؛ نساء، آیات ۸۴۱ تا ۱۵۴)
لزوم حفظ اسرار خانوادگی
انسان همان طوری که میبایست اسرار الهی را افشا نکند و رازدار باشد و علوم و دانشهای غریبه را به نامحرمان نسپارد و آموزش ندهد، همچنین میبایست اسرار خانوادگی و رازهای همسری را حفظ کرده و اجازه ندهد تا دیگران به آن آگاه شوند. طیف غالب زنان به سبب چیرگی و غلبه عواطف و زودرنجی، بسیار، زود اسرار خویش را بیرون میریزند و دیگران را بدان آگاه میسازند و اجازه میدهند تا دیگران با آگاهی و اطلاعات خود، نقاط ضعف خانواده را شناسایی کرده و بر آن مسلط شوند و موجبات اذیت و آزار خانواده را فراهم آورده و سوءاستفادههای مالی و جنسی کنند.
در برخی از روایات است که مردان در عشق، ناپایدار و بی ثبات و زنان در عشق و محبت باثبات تر هستند؛ اما مردان کینههای خویش را سالیان سال نگه میدارند ولی زنان دمی نمیتوانند کینه را در دل مخفی سازند و به سرعت آشکار میکنند. این، تفاوت روان شناختی جنسیتی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. زنان موجودات زودرنج و عاطفی هستند و دل خویش را پیش هرکس میبرند و سفره دل خویش را برای هر کس میگشایند. این گونه است که اسرار و رازهای خانوادگی، برملا میشود و خانواده در رنج میافتد. خداوند گزارش میکند که برخی از زنان پیامبر(ص) این گونه اسرار خانوادگی را آشکار ساختند که البته گویا از روی حسادت بوده است. خداوند از انسانها میخواهد که اسرار خانوادگی و همسری را مخفی دارند و به کسی نگویند. (تحریم، آیات ۳ و ۶۶)
برخی از افراد پس از خواستگاری اقدام به رازگشایی میکنند و رازهای دیگران را حفظ نمیکنند. در حالی که حفظ اسرار دیگران در چنین مواردی لازم است. اگر کسی مطلبی گفت و درددلی کرد میبایست خود را حافظ سردیگران دانسته و اجازه ندهد دیگران بدان آگاه شوند؛ زیرا اگر کسی رازهای دیگر را آشکار کند خداوند به سرعت وی را رسوا میسازد و رازهایش را برملا میکند.
انسان باید به همان اندازه که نسبت به رازهای خود سخت گیر و حساس و در حفظ آن کوشاست، میبایست درباره رازهای دیگران نیز سخت گیر و حساس و حافظ باشد. میگویند از مردی پرسیدند: چرا میخواهی همسرت را طلاق دهی؟ گفت: شما را به همسرم چه کار؟! پس از مدتی او همسرش را طلاق داد. از او پرسیدند: حالا که همسرت را طلاق دادی بگو چرا او را طلاق دادی؟ او گفت: شما را به زن دیگران چه کار؟!
پیامبر(ص) نشان میدهد که انسان میبایست رازدار اسرار خانوادگی خود و دیگران باشد. از این رو مسایل اختلافی زیدبن حارثه و همسرش را مخفی نگه داشت و کسی را برآن آگاه نساخت.
به هرحال، در زندگی فردی و اجتماعی انسان، اموری وجود دارد که فاش شدن آنها و در نتیجه، آگاه شدن دیگران از آنها نه تنها منافع فرد را به خطر میاندازد و مخاطراتی برایش به همراه میآورد، بلکه ممکن است اشخاص مرتبط با وی را نیز متاثر کند. گاهی نیز فاش شدن این امور که از آنها به عنوان راز نام برده میشود، خود شخص را درگیر نمیکند و صرفا روی دیگران تاثیر میگذارد. حفظ شدن ماهیت راز یعنی پوشیده ماندن آن نیازمند صفتی است که در انسانها با نام رازداری شناخته میشود.
روان شناسان رازداری را مخفی کردن عمدی اطلاعات از دیگران تعریف کردهاند که دارای سه ویژگی اجتماعی بودن، آگاهانه بودن و فعالانه بودن است. از این تعریف چنین برمی آید که راز، موضوعی است که حداقل یک نفر آگاهانه آن را از حداقل یک نفردیگر پنهان کند. بنابراین، رازداری پدیدهای اجتماعی است که به واسطه آن، اطلاعات خاصی از عدهای از افراد پنهان میشود و تنها گروه خاصی از افراد میتوانند از آن آگاه شوند. از طرفی، فرد رازدار آگاهانه در مورد فاش نکردن رازی که میداند تصمیم میگیرد. در نهایت، شخصی که از رازی آگاهی دارد برای پوشیدن نگه داشتن آن تلاشهایی میکند که معمولا در متن محیطهای اجتماعی رخ میدهد. برخی از این تلاشها که در حوزه عوامل بیرونی یا درونی فرد رخ میدهند، عبارتند از: پنهان کردن سرنخها، عوض کردن موضوع صحبت، اجتناب از رویارویی با افرادی که ممکن است موجب فاش شدن راز شوند، واپسرانی افکار و احساسات مربوط به راز و غلبه بر میل به افشای راز.
روان شناسان رازها را به دو دسته تقسیم کردهاند: شخصی و مشترک. راز شخصی مطلبی است که فرد آن را از هر شخص دیگری پنهان میکند، اما راز مشترک مطلبی است که چند نفر از آن مطلعند اما آن را از دیگران مخفی میکنند.
رازها و مگوهای انسان و جامعه
رازها و مگوهای انسان و جامعه بسیار زیاد است و نمیتوان همه آنها را بیان کرد. انسان رازهایی دارد که تنها میبایست بین او و خدایش باشد و همچنین هرجامعهای رازهایی دارد که دیگر جوامع نمیبایست از آن آگاه شوند. مثلا دانشمندان یک جامعه، اختراعات و فرمولهایی را در اختیار دارند که آگاهی از آن برای دیگر جوامع به معنای نابودی ثروت و سرمایه آن جامعه است. آگاهی دشمنان از اسرار نظامی تنها شامل ادوات و ابزارهای جنگی نیست، بلکه گاه آگاهی دشمن از وضعیت جامعه، سنتها و آداب و رسوم و روحیات آنان میتواند فرصتهای بی نظیری را برای دشمنان فراهم آورد. از این رو این دسته از امور نیز جزو رازهای نظامی و امنیتی جامعه تلقی میشود.
گاه معرفی نخبگان جامعه و ارائه فهرستی از دانشجویان برتر، به معنای افشای اسرار جامعه تلقی میشود. با نگاهی به شکار مغزها که رشته تخصصی دشمنان غربی است، به خوبی روشن میشود که چگونه جهان غرب نخبگان جوان و برتر جهان سوم را شناسایی و شکار میکند و اگر آنان را نکشد دست کم آنان را میخرد و با خود میبرد و این گونه است که سرمایه و منابع انسانی از دست میرود.
اصولا برگزاری بسیاری از المپیادها و یا مانند آن برای شناسایی نخبگان جهان سومی انجام میگیرد تا با بورسیه کردن و در اختیار قرار دادن مبالغ هنگفت و امکانات، آنان را شکار کنند. به هر حال شکار مغزها از شیوههایی است که دشمنان به کار میگیرند.
خداوند از اصحاب کهف گزارش میکند که آنان همواره بر اصول رازداری برای حفظ سلامت خود و جامعه ایمانی کوچکشان تأکید داشتند. از این رو در آیه ۹۱ سوره کهف بر لزوم رازداری توجه داده شده است. پس مؤمن باید رازدار و هوشیار باشد و با مدارا و تقیه و اصول ایمنی، دشمن را از وجود خود آگاه نکند. از عبارت قرآنی «ولیتلطف» در سوره کهف به دست میآید کسی که مسئولیتی را میپذیرد باید مراقبتهای لازم را داشته باشد تا دشمن از وضعیت جامعه ایمانی آگاه نشود.
همانگونه که ما رازهائی برای خود داریم یا رازهای دیگران را میدانیم همچنین رازهایی از جامعه خود یا از جوامع دیگر میدانیم. آگاهی و افشای رازها بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه درک درستی از رازها و مصادیق آن داریم.
آب ز سرچشمه ببند
برخی از مردم به سادگی رازهای خود و دیگران را افشا میکنند و پیامدهای منفی آن را نمیسنجند. در حالی که راز تا زمانی زندانی توست که در سینهها باشد و اگر گفته شد چون تیر رها شده از کمان دیگر در اختیار تو نیست. اگر تا آن لحظه، راز در گروگان تو بود، اینک تو در گرو آنی.» (اخلاق معاشرت، ص۴۲۱) امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: «راز تو اسیر توست، اگر آشکارش ساختی، تو اسیر آن شدهای.» («سرک اسیرک، فان افشیته صرت اسیره؛ غررالحکم، ص ۰۲۳، ح ۷۴۱۵)
و به قول سعدی:
«خامشی به که ضمیر دل خویش
به کسی گویی و گویی که: مگوی
ای سلیم! آب ز سرچشمه ببند
که چو پر شد، نتوان بستن جوی»
اگر رازی را نمیتوانی تحمل کرده و مخفی کنی به رازهای دیگران گوش نسپار و خود را محل مشورت دیگران قرار نده تا خود را به زحمت اندازی. البته چنین افرادی پیش از آنکه به دیگران زیان رسانند به خودشان زیان میرسانند؛ چون در امان نیست کسی که نمیتواند رازش را مخفی کند (لاحرز لمن لایسع سره صدره» غررالحکم، ص ۰۲۳، ح ۷۴۳۰) و آنچه زمینه برخی کدورتها و گلهها میان افراد میشود، گاهی زمینه اش دست خود «صاحب سر» است که نمیتواند رازدار خویش باشد.
امام علی (ع) فرمودند:«هر که راز خود را بپوشاند، قدرت انتخاب در دست اوست.» (نهج البلاغه، حکمت ۲۶۱) پس «راز خود را حفظ کن و کسی را مخاطب افشای سرخود قرارنده» (غررالحکم، ص ۰۲۳ ، ح ۲۱۴۷) راز را حتی به دوستان هم نباید گفت، اگر واقعا «راز» است و پنهان بودنش حتمی! چرا که همان دوستان صمیمی تو، دوستان صمیمی دیگری هم دارند.
همان افراد مورد اعتماد هم به کسان دیگری «اعتماد» دارند، آنان هم به «همه کس» نمیگویند، ولی به «بعضی» چطور؟ شاید! باز هم به قول شاعر شیراز، سعدی حکیم:«رازی که پنهان خواهی، با کسی درمیان منه، اگر چه دوست مخلص باشد، که آن دوست را دوستان مخلص باشد!»
نگهبانان راز، هرچه کمتر باشند، محفوظ تر است. برخلاف نگهداری از چیزهای دیگر که زیادی نگهبانان، آن را سالم تر نگاه میدارد. زیرا «هرچه که مخزن اسرار زیادتر باشد، راز زودتر در معرض ناامنی و فاش شدن قرارمی گیرد.» (غررالحکم، ص ۰۲۳، ح ۴۱۸).
امام سجاد (ع) فرمودند:«به خدا سوگند که حاضرم به جبران دو خصلت از شیعیانمان مقداری از گوشت بازوی خود را فدیه دهم: شتابزدگی و راز نگهدار نبودن. (الکافی، ج ۲، ص ۲۲۲) زیرا بسیاری از خسارتها و شکستها به خاطر افشاگری است و از این روست که امام صادق (ع) «پوشیده نگه داشتن اسرار را، جهاد در راه خداوند میدانند.» (بحارالانوار، ج ۲، ص ۱۳۷۵) و «محبوبترین یاران و پرهیزگارترین و فقیهترین آنها را کسی میداند که راز نگهدارتر باشند.» (الکافی، ج ۲، ص ۲۲۳).
رازداری به اندازهای مهم و با ارزش است که هیچ چیز برتر از آن نمیباشد، زیرا بسیاری از خطراتی که انسان با آن مواجه میشود به سبب همین افشای راز دل است؛ چرا که در دوستان گاه موجب حسادت و خیانت و در دشمنان عامل جنایت میشود. حضرت یعقوب (ع) به حضرت یوسف (ع) میفرماید: قال یا بنی لاتقصص رؤیاک علی اخوتک فیکیدوا لک کیداً ان الشیطان للانسان عدو مبین؛ گفت: فرزندم! خواب خود را برای برادرانت بازگو مکن که برای تو نقشه خطرناک میکشند، چرا که شیطان دشمن آشکار انسان است!» (یوسف، آیه ۵)
از درسهایی که این آیه به ما میدهد درس حفظ اسرار است، که گاهی حتی درمقابل برادران نیز باید عملی شود، زیرا همیشه درزندگی انسان اسراری وجود دارد که اگر فاش شود ممکن است آینده خود یا جامعه اش را به خطر اندازد، خویشتن داری درحفظ این اسرار یکی از نشانههای وسعت روح و قدرت اراده است، چه بسیارند افرادی که به خاطر ضعف دراین قسمت، سرنوشت خویش و یا جامعهای را به خطر افکندهاند و چه بسیار ناراحتیهایی که درزندگی به خاطر ترک حفظ اسرار برای انسان پیش میآید.» (تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۳۱۹)
درحدیثی حضرت علی بن موسی الرضا (ع) فرمودند:«مؤمن، مؤمن نخواهد بود مگر اینکه سه خصلت داشته باشد: سنتی از پروردگار و سنتی از پیامبر و سنتی از امام، اما سنت پروردگار کتمان اسرار است، اما سنت پیامبر مدارا با مردم است و اما، سنت امام، شکیبایی در برابر ناراحتیها و مشکلات میباشد. (بحارالانوار،ج ۲۷، ص ۶۸ و الکافی، ج ۲،ص ۱۲۴).
درحدیثی دیگر از امام صادق (ع) آمده است که:«اسرار تو همچون خون تو است که باید تنها در عروق خودت جریان یابد. (سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ذیل واژه کتم)
به هرحال، رازداری امری پسندیده و فضلیتی انسانی است. انسان همان گونه که نسبت به رازهای خویش میبایست دقت و وسواس کامل داشته باشد نسبت به اسرار و رازهای دیگران نیز این گونه عمل کند و به افشای رازهای دیگران نپردازد. البته کسانی که اهل تجسس، دروغ، غیبت، سخن چینی، بدگمانی، کنجکاوی و فضولی، پرحرفی و خودنمایی هستند گرفتار افشای راز میشوند و سر نگه دار و محرم راز دیگران نمیتوانند باشند.
آنان با افشای راز دیگران، امنیت روانی جامعه را به خطر میاندازند و به عنوان خائن شناخته میشوند و خود خوار و خفیف و ذلیل میگردند و از ولایت خداوندی خارج شده و به ولایت شیطان داخل میشوند. آیات و روایات بسیاری به این مساله توجه داده است. درحالی که اگر راز نگه دار باشیم ضمن بهره مندی از عنایت خاص خداوندی، از عزت و سربلندی و امنیت روحی و روانی و ولایت خداوندی برخوردار خواهیم شد. باشد که راز نگه دار باشیم و اسرارخود و دیگران را افشا نکنیم و موجب تباهی و فساد در جامعه نشویم.







