فرهنگ مصادیق:ذکر خدا درزندگی-غفلت ازیادخدا

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
ذکر خدا درزندگی-غفلت ازیادخدا

مقدمه

همه هستی ذکر الله

ذکرالله یعنی یاد کرد خداوند، به این است که ما خداوند را در همه حال به یاد داشته باشیم. این بدان معناست که همه جا خداوند را ناظر و حاضر بدانیم و هدف اصلی هر کاری را خداوند قرار دهیم و اول و آخر کارهایمان را خدا قرار دهیم و بخواهیم به او برسیم. ذکرالله هر چیزی است که انسان را به یاد خداوند می‌اندازد. ازمهمترین ذکرالله که در آیات قرآنی بیان شده یکی همین قرآن است. غیر از قرآن، نماز و اعمال دیگر عبادی را نیز ذکرالله گفته‌اند. برخی از انسان‌ها همچون پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) را که انسان را به یاد خدا می‌اندازند، ذکرالله گفته‌اند. اصولا در یک کلمه برای اهل ذکر، همه هستی ذکر است؛ چرا که نگاه به آیات آفاق و انفس و هر چه در آسمان و زمین است آنها را به یاد خداوند می‌اندازد. از همین رو از همه هستی به آیات خداوند یاد می‌شود چرا که نشانه‌ای از خداوند است و به هر جا رو می‌کنیم خدا را به یاد می‌آوریم.

ذکر خاص

گاهی ما ذکرخاصی را به تبعیت از آموزه‌های قرآنی یا روایی به کار می‌گیریم که شامل دعا و مناجات نیز هست و در میان آن، خواسته‌های مادی و معنوی را بیان می‌کنیم. انسان در شرایطی خاص، ذکر خاصی را بر زبان می‌آورد. مثلا ذکر یونسی که در هنگام گرفتاری حضرت یونس در شکم نهنگ بر زبان ایشان جاری شده، یکی از اذکار الهی است که براساس آیات قرآنی تاثیر خوبی برای رهایی از گرفتاری‌ها و ظلمات دنیوی دارد که علت آن رفتار و کردار و نیات خودمان بوده. خداوند بیان می‌کند که این ذکر موجب رهایی حضرت یونس(ع) شده و مومنان اگر این ذکر را بیان کنند آنان را نیز از ظلمات گرفتاری‌ها نجات می‌دهیم: «وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ * فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ»؛ آنگاه که خشمناک برفت و پنداشت که هرگز بر او تنگ نمی‌گیریم و در تاریکی ندا داد: هیچ خدایی جز تو نیست، تو منزه هستی و من از ستمکاران هستم، پس ما او را از غم و اندوه نجات دادیم و همچنین مومنان را نجات می‌دهیم.(انبیاء،۸۷ و 88)
از دیگر اذکار معروف دعایی ذکر حضرت موسی(ع) در گرفتاری عظیمی که ایشان پس از قتل قبطی و فرار از مصر به سراغش آمد اشاره کرد. او سرگردان در مدین و بی غذا و منزل و همسر بود. پس این ذکر بر زبان ایشان جاری شد که رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ؛ پروردگارا من فقیر خیر توام. (قصص ۲۴) در آیات و روایات اذکار خاصی برای حالات خاص و گرفتارها یا حاجات مادی و معنوی بیان شده است که تاثیرات خود را خواهند گذاشت.

تاثیر آنی ذکرالله

یکی از پرسش‌های اساسی تاثیر ذکر و اذکار الهی بویژه در قالب دعا و نیایش است. این که آیا این اذکار ما تاثیر دارد، تاثیر آن آیا فوری است یا زمان کم یا زیادی باید بگذرد که اثر آن ظاهر شود. آیا وقتی در قالب جمله دعایی و پرسشی، ذکری را به جا می‌آوریم تاثیر آن چه زمانی خواهد بود،.

آرامش، نشان تاثیر ذکر

اگر بخواهیم بدانیم که آیا ذکر ما تاثیر داشته یا نه؟ باید به خودمان رجوع کنیم، زیرا ذکر و نام الهی می‌بایست فوری تاثیر خود را بگذارد و این تاثیر، نخست در خودمان آشکار و ظاهر می‌شود. بر اساس آیه ۲۸ رعد این تاثیر نخست و فورا بر قلب آدمی خود را نشان می‌دهد: أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ آگاه باش که با یاد خدا دل‌ها آرامش می‌یابد. پس تاثیر فوری ذکر الهی را باید در آرامش قلبی خودمان جست وجو و ردگیری کنیم. قلبی که با ذکر الهی آباد باشد آرام است و در آرامش و اطمینان قرار می‌گیرد. لذا اهل ذکر همواره در آرامش هستند، این اطمینان به خداوند موجب می‌شود که هیچ اضطراب نسبت به مسایل مادی و معنوی نداشته باشند. از همین رو آثار توکل و تفویض امر به خداوند در ایشان که همان آرامش است بروز و ظهور می‌کند و هیچ خوف و ترسی از وضعیت خود ندارند.

تاثیر ذکر در معیشت و زندگی انسان

غیر از آرامش و اطمینان، دومین تاثیر ذکر در وضعیت زندگی انسان قابل مشاهده است. کسی که اهل ذکر باشد زندگی و معیشت او متاثر از آن می‌شود و بهبود می‌یابد. هر چند که به ظاهر ممکن است پولدار و مالدار و ثروتمند نباشد و یا نشود ولی معیشت و زندگی او تنگ و به تعبیر قرآنی ضنک نیست، بلکه همراه با آرامش و آسایشی توام با قناعت است. خداوند در این باره می‌فرماید: وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا؛ هر کسی از ذکر من اعراض کند برای او زندگی سختی است. (طه،۱۲۴) پس ذکر خداوند موجب می‌شود تا زندگی از حالت سخت بیرون آید و آسان شود. اگر خداوند کن فیکون می‌کند، مومنی که ذکرالله دارد کن فیکون می‌کند و آثار ذکر او در زندگی به ویژه در قلب و جانش آشکار می‌شود. هر کسی ذکرالله واقعی را بر زبان داشته باشد به آرامش می‌رسد که خود مهم‌ترین و اصلی‌ترین نشانه تاثیرگذاری ذکر است.

جایگاه ذکر الهی در قرآن و روایات

در قرآن کریم و روایات، اهمیت فراوانی به یاد خداوند داده، تا آنجا که موضوعاتی؛ چون تشویق به ذکر الهی، فوائد دنیوی و اخروی ذکر، کمیت و کیفیت ذکر، مکان و زمان ذکر؛ . همچنین در زمینه ذکر زبانی و قلبی و اینکه کدام یک مهمتر و والاتر است و یا اینکه ذکر در خلوت و تنهایی بهتر است یا ذکر در عیان و در جمع، بیاناتی از سوی اهل بیت و علمای دین ارائه گردیده . امام صادق(ع) فرمودند:«ما اجْتَمَعَ قَوْمٌ فی مَجْلِس لَمْ یَذْکرُوا اللّهِ وَ لَمْ یَذْکرُونا اِلاّ کانَ ذلِک الْمَجْلِسُ حَسْرَهً عَلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ» هیچ قومی و مردمی در مجلسی جمع نگشتند که در آن یاد خداوند و یاد ما را بر زبان جاری نساختند، مگر اینکه آن مجلس در قیامت برای آنها حسرت خواهد بود. و نیز فرمودند:«اِنَّ ذِکرَنا مِنْ ذِکرِ اللّهِ»( بحارالانوار، ج ۷۲) یاد ما هم یاد خداوند است. امام صادق(ع) فرمودند: هرگاه از مجلسی برخاستید، این آیات را بخوانید: «سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ * وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ * وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» ( صافات۱۸۲ ـ ۱۸۰) ؛ پاک و منزه است پروردگار تو، همان خدایی که مقتدر و بی همتاست و از توصیف جاهلانه خلق بدور است، و سلام و تحیت الهی بر رسولان باد، و ستایش مخصوص خداوند است که آفریننده جهانیان است.( کافی ج ۴، ص ۲۵۴، ح 3.)
بنابراین، همواره انسان باید ذکر خداوند را بر دل و زبان داشته باشد و این ذکر مکان، مجلس و زمان خاصی نمی‌شناسد. این همه تکیه و سفارش به یاد و ذکر الهی، به جهت نقش ذکر در دور داشتن انسان از رذایل و کاستی‌های اخلاقی و رسیدن او به سعادت و خوشبختی است، چرا که اگر انسان همواره به یاد حق باشد و خود را در پیشگاه ذات حق حاضر ببیند، از اموری که خلاف رضای اوست دوری می‌جوید و نفس را از سرکشی باز می‌دارد. همه گرفتاری‌ها و خطاهایی که به وسیله نفس اماره و شیطان رخ می‌دهد، به جهت غفلت از یاد حق و عذاب و عقاب اوست. به علاوه، غفلت از حق قلب را تیره می‌سازد و در نتیجه شیطان و هوای نفس بر انسان چیره می‌شوند. در مقابل، تذکر و یادآوری حضور حق به دل صفا می‌دهد و موجب تصفیه روح و خالص گشتن او از رذایل و آزادی انسان از قید اسارت نفس می‌شود. در آن صورت، دل جلوه گاه محبوب گشته دوستی دنیا، که سرچشمه همه خطاها و انحرافات است، از دل رخت برمی بندد.

یاد خدا

پیامبراکرم(ص) می‌فرمایند:«وَ اعْلَمُوا أَنَّ خَیْرَ أَعْمالِکمْ [عِنْدَ مَلِیککمْ] وَ أَزْکاها وَ أَرْفَعَها فی دَرَجاتِکمْ وَ خَیْرَ ما طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ ذِکرُ اللّهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالی فَاِنَّهُ أَخْبَرَ عَنْ نَفْسِهِ فَقالَ: أَنَا جَلیسُ مَنْ ذَکرَنی (عده الواعی، ص ۲۳۸) بدانید بهترین اعمال شما نزد خداوند و پاکیزه‌ترین آنها و رفیع‌ترین آنها در درجات شما و بهترین چیزی که آفتاب بر آن می‌تابد، ذکر خداوند سبحان است. زیرا که خداوند از خود خبر داد و فرمود: من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند.
امام صادق(ع) می‌فرمایند:اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ: مَنْ شُغِلَ بِذِکری عَنْ مَسْأَلَتی أَعْطَیْتُهُ أَفْضَلَ ما أُعْطی مَنْ سَأَلَنی ( اصول کافی ج ۴، ص ۲۶۱): کسی که باز بماند به سبب ذکر من از سوال و مسئلت از من، عطا می‌کنم به او بهتر از آنچه به سوال کننده از خودم عطا می‌کنم. خداوند عزوجل به عیسی فرمود: یا عیسی اذْکرْنی فی نَفْسِک أَذْکرْک فی نَفْسی وَ اذْکرْنی فی مَلاِک أَذْکرْک فی مَلاِ خَیْر مِنْ مَلاِ الْآدَمِیّینَ. یا عیسی أَلِنْ لی قَلْبَک وَ أَکثِرْ ذِکری فیِ الْخَلَواتِ وَاعْلَمْ أَنَّ سُرُوری أَنْ تُبَصْبِصَ اِلَیَّ وَ کنْ فی ذلِک حَیّاً وَ لا تَکنْ مَیِّتاً (همان، ص ۲۶۴) ای عیسی، مرا پیش خود یاد کن تا یاد کنم تو را نزد خودم، و یاد کن مرا در بین مردمان، تا من نیز تو را در بین جمعی بهتر از جمع آدمیان (فرشتگان) یاد کنم. ای عیسی دلت را برای من نرم گردان و در تنهایی‌ها بسیار مرا یاد کن و بدان که شادی من به این است که برای من تواضع کنی، دلت را برای این کار زنده بدار و مرده (افسرده) مباش.
تأکید قرآن و توجه آن به ذکر خداوند تا به حدی است که در قرآن هدف از نماز ذکر خداوند معرفی شده، با توجه به اینکه در اسلام نماز دارای منزلتی والا است و عمود دین شناخته شده است:... وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي ( طه ۱۴) [نماز را به جهت یاد من به پای دار.]
نماز(برنامه صبحگاه) چنانکه هدف از وسیله مهمتر است، از این آیه شریفه استفاده می‌گردد که ذکر خداوند مهمتر از نماز است و بواقع نماز وسیله‌ای است برای ذکر خداوند متعال؛ (در حقیقت از نظر قرآن، ذکر دارای مفهوم و حقیقتی است که نماز با همه اهمیتش، برای آن ابزاری بیش بشمار نمی‌آید.)

کمیّت و کیفیّت ذکر

از جمله مسائلی که در قرآن و روایات مطرح گردیده، کمیت و کیفیت ذکر است. در قرآن برخی از آیات روی کمیت و فراوانی ذکر تکیه دارد؛ مثل آیه: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا ( احزاب۴۱) ؛ ای کسانی که به خداوند ایمان آورده‌اید، ذکر حق و یاد حق را بسیار کنید. به واقع ذکری که بدان تأکید و سفارش شده، یاد خداوند و توجه قلبی به اوست. یعنی انسان در هنگام انجام وظیفه و تکلیف، به یاد خداوند باشد تا با درک حضور خداوند به وظیفه اش عمل کند و نیز در هنگام ترک گناه به یاد خداوند باشد، تا درک حضور او موجب کناره گیری از گناه گردد
در برخی روایات آمده که برای هر چیزی حدی معین شده، حتی برای نماز نیز حدی واجب شده هر مکلف بالغ در شبانه روز، در پنج وعده، هفده رکعت نماز بخواند و مستحب است دو برابر عدد رکعات نمازهای واجب نماز نافله بخواند، یا اینکه برای هر مسلمان بالغ، در صورت قدرت و تمکن مالی، در عمر یک بار حج واجب گردیده. بنابراین برای هر چیزی حدی معین گردیده، بجز یاد و ذکر خداوند که حدی ندارد. هر چه انسان ذکر بگوید و به یاد خداوند باشد، باز کم است.
در مقابل دسته اول از آیات و روایات، آیات و روایات فراوانی به کیفیت ذکر اشاره دارند، از جمله آیه: فَإِذَا قَضَيْتُمْ مَنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا .. ( بقره۲۰۰) آنگاه که اعمال حج را بجا آوردید، همان طور که پدرانتان را به یاد می‌آورید، خداوند را به یاد آورید، بلکه خداوند را بهتر و شدیدتر به یاد آورید. در این آیه دربارهٔ ذکر خداوند نمی‌فرماید: او اکثر ذکراً یعنی خداوند را بیشتر یاد کنید، بلکه می‌فرماید: خداوند را شدیدتر یاد کنید. در این آیه ذکر به «شدّت» توصیف گردیده، این می‌رساند که ذکر چنانکه از نظر مقدار قابل افزایش است، در کیفیت نیز قابل شدت یافتن است. به علاوه، ذکر، در حقیقت، به لفظ نیست؛ بلکه امری است قلبی که با حضور قلب انجام می‌گیرد و لفظ بیانگر آن است.»
چه بسا ما ذکر را در ذکر لفظی منحصر دانسته، وقتی سفارش به ذکر خداوند می‌شود، تصور می‌کنیم ذکر به گفتن «الحمدللّه» یا «تسبیحات اربعه» و از این قبیل است؛ در صورتی که همه این الفاظ حاکی از ذکرند و به واقع ذکری که بدان تأکید و سفارش شده، یاد خداوند و توجه قلبی به اوست. یعنی انسان در هنگام انجام وظیفه و تکلیف، به یاد خداوند باشد تا با درک حضور خداوند به وظیفه اش عمل کند و نیز در هنگام ترک گناه به یاد خداوند باشد، تا درک حضور او موجب کناره گیری از گناه گردد.

ذکر خدا و دفع فقر

براساس آموزه‌های وحیانی، چگونه یاد خدا موجبات از بین رفتن فقر و تنگدستی را برای انسان فراهم می‌آورد؟ ذکر و یاد خدا به این معنا که همواره خدای متعال را در تمامی عرصه‌ها و صحنه‌های حیات فردی و اجتماعی حاضر و ناظر دیدن و به او توجه و عنایت ویژه داشتن یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش رزق و روزی و از بین بردن فقر و تنگدستی است. براساس قاعده کلی «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ» (بقره-۱۵۲) رابطه بین ذاکر و مذکور، رابطه‌ای متقابل و دو طرفه است و انسان ذاکر، مذکور خداوند نیز واقع می‌شود. بر این اساس کسانی که با یاد خداوند و به یاد او زندگی می‌کنند، خداوند نیز به یاد آنان است به طور طبیعی آنان را از رزق مادی و معنوی خود بهره مند می‌سازد. ذکر خداوند به زبان‌های متفاوت و در زمان‌های گوناگونی قابل انجام است، اما در این میان بعضی از اذکار و بعضی از زمان‌ها اثر بیشتری دارند. از بین زمان‌ها، هنگام سحر و بین طلوع فجر تا طلوع خورشید، از مزیت و تاثیر بیشتری در ازدیاد رزق و روزی انسان برخوردار است.

بنابه فرموده پیامبر گرامی اسلام(ص): تاثیر ذکر خداوند در کسب روزی از هنگام طلوع فجر تا طلوع خورشید، از تاثیر سفر تجاری بیشتر است. (الامامه و التبصره، ص ۳۷) در همین راستا حضرت علی(ع) می‌فرماید: «تعقیب نماز صبح و نماز عصر موجب افزایش رزق است. همچنان که سی بار تسبیح در روز، هفتاد نوع بلا را که کمترین آنها فقر و نداری است، از زندگی انسان دور می‌کند. (معارج الیقین فی اصول الدین، ص ۳۴۳) برای همین منظور، خواندن سوره (ق) توصیه شده (و من قرء سوره (ق) وسع الله علیه فی رزقه (اعلام الدین فی صفات المومنین، ص ۳۷۷) اذان گویی نیز یکی از مصادیق ذکر خدا است. هنگامی که فردی در نزد امام صادق(ع) از فقر و نداری خود شکایت کرد، آن حضرت توصیه فرمود با شنیدن اذان، جملات آن را پس از موذن تکرار کند تا فقر از زندگی او رخت بربندد. (مکارم الاخلاق، ص 348)

ذکرهای الهی برای مواقع بحرانی

صحنه زندگی این روزهای ما درامی غم انگیز را ماند که گویی پایانی ندارد همه نالان و شاکی از اوضاع معیشتی خود هستند، به گونه‌ای که گویا دنیای خود را در شرف نابودی می‌پندارند، همه قبول داریم که شرایط رفاه و آسایش مردم را عوامل عدیده‌ای در مشت می‌فشارد و بارهای سنگین زندگی تاب تحمل را از همگان ربوده است،اما این را باید بدانیم که ما نباید ناامید شده و اجازه بدهیم که مشکلات ما را به زانو در آورند چرا که ما خدایی بزرگ داریم و دست قدرتش ورای همه چیز است. ما نمی‌توانیم به تنهایی بار مشکلات را به دوش بکشیم، باید همه کوله بار مشکلاتمان را ببندیم به دست خدا بسپاریم و بعد حرکت کنیم در غیر این صورت،تنش‌های روانی و ترس از هجوم انواع و اقسام مشکلات و اندیشیدن به تنهایی‌ها نابودمان می‌کند. اما اگر مدام در خاطر بیاوریم که خدایی هست در همین نزدیکی‌ها که از احوال همه ما با خبر است و مدام صدایش بزنیم ابتدا طمأنینه و آرامش خاطر پیدا خواهیم کرد و بعد هم إن شاء الله گشایش در امورمان، نباید نا امید شد ناامیدی یعنی اینکه قدرت خداوند از تورم از تحریم از فقر و ... کمتر است، هر کس خدا را بخواند و امیدوار به رحمتش باشد محال است که گشایش امرش نرسد این وعده خود خدای متعال در قرآن است .

امام صادق ع فرمود: هنگامی که یوسف ع در زندان به سر می‌برد جبرئیل نزد او رفته و به او گفت: ای یوسف پس از هر نماز واجب این دعا را بخوان: «اللّهمّ اجعل لی من أمری فرجا و مخرجا و ارزقنی من حیث أحتسب و من حیث لا أحتسب» حضرت امام جعفر صادق (ع) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی‌برد!

۱- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ» (آل عمران۱۷۱) پناه نمی‌برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جسند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.

۲- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» پناه نمی‌برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده: پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می‌بخشیم. ( انبیاء 88)

۳- در شگفتم برای کسیکه مورد مکر واقع شده، چگونه به ذکر «أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ»... پناه نمی‌برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده: پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت. (غافر 45)

۴- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی‌های دنیاست چگونه به ذکر «مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» پناه نمی‌برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده: مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد (کهف39)

ذکرهای آرامش بخش

أمیر المومنین حضرت علی ع فرمود: هر کس بخواهد وقتی از دنیا می‌رود در حالی بمیرد که از گناهان پاک شده باشد همچون طلا که از ذرّات ناخالصی پاک و ناب می‌شود و هیچ کدورتی در آن نمی‌ماند، و هیچ کس از او طلب داد و مظلمه‌ای نکند، پس باید که در پی نمازهای پنجگانه دوازده بار شناسنامه خدا را یعنی سوره قل هو اللَّه را بخواند، سپس دستهایش را بگشاید و این دعا را بخواند: اللّهمّ إنّی أسألک باسمک المکنون المخزون الطّاهر الطّهر المبارک، و أسألک باسمک العظیم و سلطانک القدیم أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد، یا واهب العطایا، یا مطلق الاساری، یا فکاک الرّقاب من النّار، أسألک أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد، و أن تعتق رقبتی من النّار، و أن تخرجنی من الدّنیا آمنا، و أن تدخلنی الجنّه سالما، و أن تجعل دعائی أوّله فلاحا، و أوسطه نجاحا، و آخره صلاحا، إنّک أنت علّام الغیوب».
( بار خدایا از تو می‌خواهم به حقّ اسم تو آن اسم مخفی و پوشیده که پاک و پاکیزه و پر برکت است، و از تو مسألت می‌کنم بحقّ اسم أعظمت، و بحقّ پادشاهی تو که قدیم است که بر محمّد و آل محمّد درود فرستی ای بخشنده عطاها، ای آزاد ساز و رها سازنده اسیران، ای آنکه نفوس خلایق را از آتش دوزخ آزاد می‌کنی، از تو می‌خواهم که بر محمّد و آل او درود فرستی ای بخشنده عطاها، ای آزاد ساز و رها سازنده اسیران، ای آنکه نفوس خلایق را از آتش دوزخ آزاد می‌کنی، از تو می‌خواهم که بر محمّد و آل او درود فرستی، و نفس مرا نیز از آتش دوزخ آزاد سازی، و مرا در حالی از این دنیا ببری که با ایمان باشم، و با سلامتی داخل در بهشت گردانی، و اوّل دعای مرا فلاح و رستگاری، و وسط آن را پیروزی و سعادت، و آخر دعایم را صلاح قرار دهی، بدرستی که تو خود بر غیب و پنهان کاملا دانا و آگاهی).
سپس أمیر المومنین ع فرمود: این دعا از جمله ادعیه‌ای است که پنهان نگاه داشته شده و همگان را بدان آگاهی نیست و از جمله چیزهائی است که رسول خدا ص بمن آموخت و بمن دستور فرمود که آن را به حسن و حسین ع تعلیم کنم (من لا یحضره الفقیه ج‏۱، ص: ۵۰۶) امیر المومنین فرمود: هر کس می‌خواهد او را به پیمانه‌ای که تمامتر باشد کیل دهند یا اعظم ثوابها را به او بدهند یا به سنگ ترازوی کامل‌تر و عظیم‌تر برکشند باید آخرین سخنش این آیات باشد: «سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ * وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ * وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»
امام صادق(ع) می‌فرماید: هر گاه از سوی حاکمی یا دیگران اندوهی به تو رسید، لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلَّا بِاللهِ را فراوان بگو! که آن کلید گشایش و گنجی از گنجهای بهشت است. و فرمود: «إذا نَزَلَتِ الْهُمُومُ فَعَلَیْکَ بِلا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلَّا بِاللهِ؛ هر گاه غمها [بر تو] فرود آمد، بر تو باد به گفتن ذکر لا حول و لا قوه الا بالله (تسبیح کن و منزّه بدان پروردگارت را پروردگاری که صاحب عزّت و عظمت و کبریا است و عزیز و منزّه است از هر آنچه که مشرکان و گمراهان در وصف او می‌گویند، و درود و رحمت الهی بر پیامبران مرسل باد، و جمیع محامد و ثناها مخصوص خداوند یکتا است که پروردگار جهانیان است) بدرستی که هر کس چنین کند به عدد هر مسلمانی برای او حسنه‌ای بنویسند.(همان)
و روایت کرده‌اند: «نزد امام موسی کاظم ع رفتم و به آن حضرت گفتم: فدایت گردم دعای جامعی که مشتمل بر خیر دنیا و آخرت بوده و در عین حال مختصر باشد به من بیاموز، پس آن حضرت فرمود: پس از هر نماز صبح تا زمانی که خورشید طلوع کند این دعا را بخوان: سبحان اللَّه العظیم و بحمده، استغفر اللَّه و اسأله من فضله یعنی به پاکی یاد می‌کنم و منزّه می‌دانم خداوند بزرگوار خود را و حمد او می‌کنم، و از خداوند طلب می‌کنم که مرا ببخشاید و از گناهانم درگذرد و از فضل خداوند می‌خواهم که در دنیا و عقبی با من به تفضّل عمل نماید. هلقام گوید: من از همه خویشان خود بدحال‌تر و سخت‌روزگارتر بودم پس از مداومت بر این دعا ناگهان شخصی که چنین گمانی نمی‌بردم، از خویشانم فوت شد و میراثی از او بمن رسید در حالی که نمی‌دانستم با او خویشی دارم، و امروز من از نظر مال و توانگری بهترین وضع را در میان خویشان خود دارم و این پیش آمد نبود مگر از اثر آن دعائی که مولایم موسی بن جعفر ع بمن آموخته بود (همان) رسول خدا(ص) فرمودند: مَنْ أکْثَرَ الاسْتِغْفَارَ جَعَلَ اللهُ مِنْ کُلِّ هَمٍّ فَرَجَاً وَ مِنْ کُلّّ ضِیقٍ فَرَجَاً وَ رَزَقَهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ؛ هر کس زیاد استغفار کند، خداوند گِرِه غم‌های او را بگشاید و از هر تنگنایی بیرونش بَرَد و از آنجا که گمانش را هم نمی‌برد، روزیش رساند. (عده الداعی، ابن فهد حلّی،ص ۴۹؛ مستدرک الوسائل، ج ۵، ص 277)

حد و مرز میزان ذکر خدا چقدر است؟!

هنگامی که نام خدا برده می‌شود، یک دنیا عظمت، قدرت، علم، و حکمت در قلب انسان متجلی می‌گردد چرا که او دارای اسماء حسنی و صفات علیا و صاحب تمام کمالات، و منزه از هرگونه عیب و نقص است. توجه مداوم به چنین حقیقتی که دارای چنان اوصافی است روح انسان را به نیکیها و پاکیها سوق می‌دهد. در آیه ۴۱ أحزاب می‌خوانیم: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خدا را فراوان یاد کنید «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا»
هنگامی که نام خدا برده می‌شود، یک دنیا عظمت، قدرت، علم، و حکمت در قلب انسان متجلی می‌گردد چرا که او دارای اسماء حسنی و صفات علیا و صاحب تمام کمالات، و منزه از هرگونه عیب و نقص است. توجه مداوم به چنین حقیقتی که دارای چنان اوصافی است روح انسان را به نیکیها و پاکیها سوق می‌دهد، و از بدی‌ها و زشتی‌ها پیراسته می‌دارد، و به تعبیر دیگر، بازتاب صفات او در جان انسان تجلی می‌کند. توجه به چنین معبود بزرگی موجب احساس حضور دائم در پیشگاه او است، و با این احساس، فاصله انسان از گناه و آلودگی بسیار زیاد می‌شود. یاد او، یادآوری مراقبت او است، یاد حساب و جزای او است، یاد دادگاه عدل او و بهشت و دوزخ او است و چنین یادی است که جان را صفا، و دل را نور و حیات می‌بخشد. به همین دلیل، در روایات اسلامی آمده: هر چیز اندازه‌ای دارد جز یاد خدا که هیچ حدّ و مرزی برای آن نیست!
امام صادق(ع) طبق روایتی که در «اصول کافی» آمده، می‌فرماید: ما مِنْ شَیء إِلاّ وَ لَهُ حَدٌّ ینْتَهِی إِلَیهِ إِلاَّ الذِّکْرَ، فَلَیسَ لَهُ حَدٌّ ینْتَهِی إِلَیهِ!: هر چیز، حدی دارد که وقتی به آن رسد پایان می‌پذیرد، جز ذکر خدا که حدی که با آن پایان گیرد، ندارد. سپس می‌افزاید: فَرَضَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الْفَرَائِضَ، فَمَنْ أَدَّاهُنَّ فَهُوَ حَدُّهُنَّ، وَ شَهْرَ رَمَضَانَ فَمَنْ صَامَهُ فَهُوَ حَدُّهُ، وَ الْحَجَّ فَمَنْ حَجَّ فَهُوَ حَدُّهُ، إِلاَّ الذِّکْرَ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَمْ یرْضَ مِنْهُ بِالْقَلِیلِ وَ لَمْ یجْعَلْ لَهُ حَدّاً ینْتَهِی إِلَیهِ، ثُمَّ تَلا هَذِهِ الْآیهَ: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا * وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا»: «خداوند نمازهای فریضه را واجب کرده است، هر کس آنها را ادا کند حد آن تأمین شده، ماه مبارک رمضان را هر کس روزه بگیرد حدش انجام گردیده، و حج را هر کس (یک بار) به جا آورد همان حد آن است، جز ذکر اللّه که خداوند به مقدار قلیل آن راضی نشده، و برای کثیر آن نیز، حدی قائل نگردیده، سپس به عنوان شاهد این سخن، آیه: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا...»، را تلاوت فرمود»
فراموشی خدا، همراه با فراموش کردن صفات پاک اوست که هستی مطلق و علم بی پایان و غنای بی انتها از اوست و هر چه غیر اوست، وابسته و نیازمند به ذات پاکش می‌باشد و همین امر سبب می‌شود که انسان خود را مستقل و غنی و بی نیاز شمرد و بر نفس خود اعتماد کند . با این که باید به پروردگارش اعتماد نموده و از او ترسان و به او امیدوار باشد. امام صادق(ع) در ذیل همین روایت، از پدرش امام باقر(ع) نقل می‌کند که: او کثیر الذِّکر بود، هر وقت با او راه می‌رفتم ذکر خدا می‌گفت، و به هنگام غذا خوردن نیز به ذکر خدا مشغول بود، حتی هنگامی که با مردم سخن می‌گفت از ذکر خدا غافل نمی‌شد... و سرانجام، با این جمله پر معنی، حدیث فوق پایان می‌گیرد: وَ الْبَیتُ الَّذِی یقْرَأُ فِیهِ الْقُرْآنُ، وَ یذْکَرُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فِیهِ تَکْثُرُ بَرَکَتُهُ، وَ تَحْضُرُهُ الْمَلائِکَهُ، وَ تَهْجُرُهُ الشَّیاطِینُ، وَ یضِیءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ کَمَا یضِیءُ الْکَوْکَبُ الدُّرِّی لِأَهْلِ الأَرْضِ: خانه‌ای که در آن تلاوت قرآن شود، و یاد خدا گردد، برکتش افزون خواهد شد، فرشتگان در آن حضور می‌یابند، و شیاطین از آن فرار می‌کنند، و برای اهل آسمانها می‌درخشد، همان گونه که ستاره درخشان برای اهل زمین (اما به عکس خانه‌ای که در آن تلاوت قرآن و ذکر خدا نیست برکاتش کم خواهد بود، فرشتگان از آن هجرت می‌کنند و شیاطین در آن حضور دائم دارند)
این موضوع، به قدری اهمیت دارد که در حدیثی یاد خدا معادل تمام خیر دنیا و آخرت شمرده شده چنانکه از رسول خدا(ص) نقل شده: مَنْ أُعْطِی لِسَاناً ذَاکِراً فَقَدْ أُعْطِی خَیرَ الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ: آن کس که خدا زبانی به او داده که به ذکر پروردگار مشغول است خیر دنیا و آخرت به او داده شده است این سخن را با حدیث کوتاه و پر معنی دیگری از امام صادق(ع) پایان می‌دهیم، آنجا که فرمود: مَنْ أَکْثَرَ ذِکْرَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَظَلَّهُ اللَّهُ فِی جَنَّتِهِ: هر کس بسیار یاد خدا کند، خدا او را در سایه لطف خود در بهشت برین جای خواهد داد (کسانی که بخواهند آگاهی بیشتری در این زمینه پیدا کنند به جلد دوم «اصول کافی» ابوابی که دربارهٔ ذکر اللّه است مراجعه نمایند، به خصوص بابی که می‌گوید: بسیاری از آفات و بلاها و مصائب دامن کسانی را که ذکر خدا می‌گویند نمی‌گیرد)
این همه برکات و خیرات مسلماً مربوط به ذکر لفظی و حرکت زبان که خالی از فکر و اندیشه و عمل باشد، نیست، بلکه، هدف ذکری است که سرچشمه فکر گردد، همان فکری که بازتاب گسترده اش در اعمال انسان آشکار شود. چنان که در روایات به این معنی تصریح می‌کند.(تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص 382)

== نقش ذکر خدا در زندگی ==23

ذکر و یاد خداوند نقش اساسی در زندگی بشر ایفا می‌کند. کسی که به ذکر قولی و عملی مشغول است، هرگز از خداوند غافل نیست. لذا خداوند همواره در محضر اوست و او خود را در محضر خداوند می‌یابد. پس به سبب حضور همیشگی در محضر خداوند نه تنها از شر و بدی در امان است، بلکه همه کمالات برای او فراهم می‌آید؛ زیرا در محضر خداوند بودن، جز کمال یابی نیست؛ چرا که انسانی که در محضر خداوند است در مقام قرب الهی قرار گرفته و تقرب و قرب در فرهنگ قرآنی زمانی تحقق می‌یابد که انسان، صفات الهی را در خود می‌یابد و خود را مظهر خداوندی می‌بیند. بنابراین، ذکر خداوند به معنای تقرب و متاله شدن است. کسی که متاله است، از سوی خداوند ماذون به خلافت الهی است. پس نه تنها هر شر و بدی را از خود دور و خیر و خوبی را نصیب و بهره خود می‌کند، بلکه در مقام مظهر ربوبیت الهی، از دیگران نیز می‌تواند بلائی را دور و خیر و نیکی را نزدیک کند و آنان را از خیر خود بهره مند سازد.
البلاء للولاء
آنچه از مصیبت و بلا به ظاهر به متاله می‌رسد، در حقیقت خیر است که با ظاهر مصیبت و بلا به چشم می‌آید؛ از این رو انسان کامل و متاله (خدایی) شده، از بلا نمی‌گریزد و از آن حزن به دل راه نمی‌دهد و خوفی از آن در دل ندارد. این که گفته شده البلاء للولاء یکی از معانی آن این است که بلا برای اهل ولایت همانند نمک زندگی عمل می‌کند و طعام و غذای جان اهل ولایت را مزه و طعم الهی می‌بخشد و او را برای دریافت مقامات برتر و صفات کامل تر آماده می‌سازد. بلا برای او در حقیقت همانند ابزاری برای سعه صدر و انشراح قلب عمل می‌کند. ذکر الهی کارکردهای بسیاری در زندگی انسان دارد. از جمله این که موجب آرامش و اطمینان قلب و آرامش روحی و روانی انسان می‌شود. (رعد ۲۸) بنابراین، هرگز حزن و اندوهی از گذشته و حذف و ترسی از آینده ندارد و در یک آرامش و اطمینان شگفتی به سر می‌برد. همچنین، کسانی که اهل ذکر هستند، خداوند نیز به یاد ایشان است. (بقره۱۵۲) این یاد خداوند به معنای آن است که هرگز چیزی جز خداوند در دل‌های ایشان جا نمی‌گیرد، پس چیزی به معنای خوف و حزن ندارند و هرگز احساس تنهایی نمی‌کنند و همواره در محضر خداوند هستند و خداوند ایشان را در محضر خود می‌پذیرد و از آنان محافظت می‌کند.

بصیرت اهل ذکر

از نظر قرآن اهل ذکر اهل بصیرت هستند. البته اهل تقوا نیز به سبب همین تقواپیشگی خودشان حتی اگر به هر دلیلی چون غفلتی در دام فتنه‌ها و وسوسه‌ها و فریب‌های شیطان گرفتار شوند و ابلیس دمی کوتاه آنها را مس کند، به سبب همین تقوا پیشگی، خداوند آنها را به تذکر می‌کشاند و اهل تقوا به سبب تذکر الهی، از دام فتنه‌ها و فریب‌ها می‌رهند و حقیقت را چنان که هست مشاهده می‌کنند. (اعراف۲۰۱) اهل تقوا به عنایت الهی از غفلت بیرون می‌آیند و تذکر الهی در جانشان نفوذ می‌کند و به سبب ذکرالله اهل بصیرت می‌شوند و هرگز در دام فریب و وسوسه و فتنه گرفتار نمی‌آیند، زیرا حقیقت همواره مشهود آنان است و چیزی جز حقیقت را نمی‌بینند، چرا که پرده‌ها از پیش چشمانشان فرو افتاده. اهل ذکر همواره در امنیت کامل از ابلیس و وسوسه‌های او هستند؛ هر چند که دیگران حتی اهل تقوا این گونه نیستند؛ چرا که اهل تقوا ممکن است که دچار غفلت شوند و ابلیس ایشان را مس کند، ولی اهل ذکر همواره در مقام شهود قرار دارند و در محضر الهی و از عین الهی به مسایل می‌نگرند و خداوند چشم و گوش و دست ایشان است؛ چنانکه در مرحله‌ای آنان عین الله و یدالله و سمع الله بودند. پس خداوند برای اهل ذکر، چشم و گوش و دست است: عبدی یتقرب الی بالنوافل حتی أحبه، فاذا أحببته کنت بصره الذی یبصر به و سمعه الذی یسمع به ویده التی یبطش بها. (حدیث قدسی) در این صورت هرگز چیزی بر او پنهان یا بیرون از قدرت و دسترسی او نخواهد بود. اینان در حقیقت همان اولیای الهی هستند که در مقام متاله و ربوبیت ظهور و تجلی یافته‌اند. بنابراین، ایشان در مقام مظهریت به فتق و رتق امور می‌پردازند و همان خلفای الهی و ربانیون هستند. خداوند از بندگان خویش می‌خواهد تا به این مقام برسند. لذا فرمان می‌دهد: کونوا ربانیین، ربانی باشید. (آل عمران79)

نقش ذکر الله در زندگی

در روایات نیز به نقش ذکر الهی در زندگی اشاره شده. از جمله اینکه ذکر الهی موجب زنده شدن دل‌ها می‌شود. از امیرمومنان علی(ع) روایت است که فرمود: فی الذکر حیاه القلوب (تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۱۸۹) ذکر الهی موجب می‌شود تا ذاکر نام پاکی در میان مردم داشته باشد و همگی به پاکی از او یاد کنند: من اشتغل بذکر الله طیب الله ذکره، (تصنیف غررالحکم و در رالکلم ص۱۸۸)، یکی از بهترین حالت‌های انسان این است که دیگران از او به خوبی یاد کنند، از مهمترین آثار ذکر خدا این است که خداوند کاری می‌کند که دیگران به خوبی این فرد را یاد کنند و نام او را به پاکی ببرند. در روایت نقل شده که ذاکر خداوند هرگز به آتش صاعقه هلاک نمی‌شود: امام صادق(ع) می‌فرماید: الصاعقه نصیب المومن و الکافر و لاتصیب ذاکراً، (بحار ج ۶۵ ص ۳۷۶)، صاعقه نصیب مومن و کافر می‌شود، اما به ذاکر خدا اصابت نمی‌کند.

آثار و برکات یاد خدا

از سوی پیشوایان دینی ما، همواره تاکید شده که تمامی افراد باید در همه حال به یاد خدا بوده و از وی غفلت نکنند و وجود این امر را باعث ایجاد اثرات شگرف فردی و اجتماعی می‌دانند. از جمله مفاهیم مرتبط با آیه ۲۸ از رعد قرآن کریم، تاثیر یاد خدا در انسان است: الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (هدایت شوندگان) آن‌ها کسانی هستند که ایمان آورده‌اند، و دل‌هایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است، آگاه باشید، تنها با یاد خدا دل‌ها آرامش می‌یابد" برخی از مفاهیم و آموزه‌های مرتبط با مفهوم این آیه و اثرات یاد خدا در انسان:
ـ یاد نعمت‌های او، عامل شکر اوست. ـ یاد قدرت او، سبب توکل بر اوست.
ـ یاد الطاف او، مایه محبت اوست. ـ یاد قهر و خشم او، عامل خوف از اوست.
ـ یاد عظمت و بزرگی او، سبب خشیت در مقابل اوست.
ـ یاد علم او به پنهان و آشکار، مایه حیا و پاکدامنی ماست.
ـ یاد عفو و کرم او، مایه امید و توبه است. ـ یاد عدل او، عامل تقوا و پرهیزکاری است

۸ خاصیت ذکر خدا یاد خداوند آثار و برکات فراوانی دارد که در آیات و روایات به آن اشاره شده است:
۱- مورد یاد خدا قرار گرفتن «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ» مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و کفران نورزید. ذکر خدا معنای وسیع و مصادیق فراوانی دارد. انسانی که در تمامی لحظات زندگی به یاد ذات پاکی است که سرچشمه تمام خوبی‌ها و نیک‌ها می‌باشد و به این وسیله روح و جان خود را پاک و روشن می‌سازد، خداوند نیز در تمامی مراحل زندگی و در اوج مشکلات و سختی‌ها او را تنها نمی‌گذارد.
۲- همنشینی با خدا کسی که همواره به یاد خدا باشد، خداوند همنشین و جلیس او خواهد بود چنانکه در حدیث قدسی به حضرت موسی (ع) فرمود: ای موسی؛ من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند، موسی سؤال کرد: روزی که هیچ پناهی نیست جز پناه تو چه کسی در پناه تو خواهد بود. فرمود: آنها که مرا یاد می‌کنند و من نیز آنان را یاری می‌کنم، و با هم دوستی می‌کنند در راه من، پس دوست دارم آنها را، اینان کسانی هستند که وقتی بخواهم به اهل زمین بدی برسانم، آنها را یاد کرده و به خاطر آنان بدی را دفع می‌کنم.
۳- محبت خداوند انسانی که پیوسته به یاد خداست، حب الهی در قلبش جای می‌گیرد. چنانچه در زندگی روزمره نیز چنین است که اگر انسان در تمامی ساعات و در تمامی افکار خود شخص خاصی را در خاطر داشته باشد، کم کم محبت او در قلبش حاکم می‌شود. در روایت نیز آمده. من اکثر ذکر الله احبه هر کس زیاد خدا را یاد کند، محبت خداوند در قلبش حاکم می‌شود. پس اموال و اولاد تا آنجا که از آنها در راه خدا و برای نیل به حیات طیبه کمک گرفته شود، از مواهب الهی هستند و مطلوب می‌باشد
۴- فلاح و رستگاری از نظر قرآن کریم ذکر خدا زمینه رستگاری انسان را فراهم می‌سازد: «وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید.
۵- افزایش برکت و حضور ملائکه خانه‌ای که ذکر خدا در آن بسیار شود، برکتش بسیار می‌شود و ملائکه در آن خانه حاضر و شیطان‌ها دور می‌گردند، و آن خانه برای اهل آسمان‌ها آن چنان درخشنده است که ستارگان برای اهل زمین، و خانه‌ای که در آن قرآن خوانده نشود و ذکر خدا در آن نشود، برکتش کم است و ملائکه از آن خانه گریزان می‌شوند.
۶- آرامش آرامش و اطمینان گمشده انسان امروزی است که در آرزوی به دست آوردن آن می‌باشد قرآن کریم راه رسیدن به آرامش را به بشر معرفی می‌نماید: «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» همانا با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد.
۷-دوری از شیطان آنان که به یاد خدا هستند از وسوسه‌های شیطان متأثر نمی‌شوند و یاد خدا سلاحی است که از آنها در برابر شیطان محافظت می‌نماید. «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ» پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه‌های شیطان شوند، به یاد خدا و پاداش و کیفر او می‌افتند؛ و (در پرتو یاد او، راه حق را می‌بیند و) ناگهان بینا می‌شوند. ذکر یونسیه
۸- غذای روح حضرت علی (ع) می‌فرماید: مداومت بر ذکر الهی غذای روح و کلید رستگاری است. با توجه به اهمیت ذکر الهی و نقش سازنده آن در پیشرفت معنوی انسانهای مؤمن، خداوند مؤمنان را از توجه به اموری که انسان را از یاد خدا باز می‌دارد بر حذر می‌دارد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اموال و اولادتان شما را از یاد خدا باز ندارد و هر کس چنین کند از زیانکاران است. اموال و اولاد تا آنجا که از آنها در راه خدا و برای نیل به حیات طیبه کمک گرفته شود، از مواهب الهی هستند و مطلوب می‌باشد اما اگر علاقه افراطی به آنها سدی در میان انسان و خدا ایجاد کند، بزرگترین بلا محسوب می‌شود و خسرانی بزرگ است که در آیه شریفه به همین معنا اشاره شده. تعبیر به «خاسرون» به خاطر این است که حب دنیا چنان انسان را سرگرم می‌کند که سرمایه‌های وجودی خویش را در راه لذت ناپایدار و اوهام و پندارها صرف می‌کند و با دست خالی از دنیا می‌رود در حالی که با داشتن سرمایه‌های بزرگ برای زندگی جاودانه‌اش کاری نکرده است. در حالات عالم بزرگ «شیخ عبدالله شوشتری» از معاصرین مرحوم علامه مجلسی نوشته‌اند: او فرزندی داشت که بسیار مورد علاقه او بود، این فرزند سخت بیمار شد، پدرش مرحوم شیخ عبدالله، هنگامی که برای ادای نماز جمعه به مسجد آمد پریشان بود، هنگامی که طبق دستور اسلامی، سوره «منافقین» را در رکعت دوم تلاوت کرد و به این آیه رسید، چندین بار آیه را تکرار کرد! پس از فراغت از نماز، بعضی یاران علت این تکرار را سؤال کردند، فرمود: «هنگامی که به این آیه رسیدم به یاد فرزندم افتادم، و با تکرار آن به مبارزه با نفس خود برخاستم، آن چنان مبارزه کردم که فرض کردم فرزندم مرده، و جنازه‌اش در برابر من است و من از خدا غافل نیستم، آنگاه بود که دیگر تکرار نکردم

عوامل غفلت از یاد خدا

رذیله «غفلت» ضدّ توجه و تفکر است. از نظر اخلاق، هر چه توجه و تفکر عالی و بالا باشد و موجب تعالیِ انسان می‌شود، «غفلت» رذیله‌ای است بسیار پست که انسان را به سقوط می‌کشاند؛ و به قول قرآن شریف، انسان را تا سرحدّ حیوان، بلکه پست‌تر تنزّل می‌دهد: وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ (اعراف ۱۷۹)؛ تحقیقاً (گروه) کثیری از جنّ و انس را (گویا) برای جهنم آفریدیم؛ (زیرا) اینان قلب دارند، ولی (حقایق را) نمی‌فهمند؛ و چشم دارند، ولی نمی‌بینند (که سرانجام نافرمانی خدا چیست) و گوش دارند ولی نمی‌شنوند؛ (و خود را به کری می‌زنند) اینان همچون چهارپایان بلکه گمراه‌ترند؛ آنها غافلند. (و غفلت‌شان از شنیدن و دیدن انسانی و تفکر محرومشان کرده است).» افرادی که غفلت بر دلشان حکم فرماست چشم دارند اما نمی‌بینند؛ گوش دارند اما نمی‌شنوند؛ دل دارند اما نمی‌فهمند؛ و اینها حیوانند، از حیوان هم پست‌ترند؛ و اگر دربارهٔ غفلت جز این آیهٔ شریفه چیزی نداشتیم، بس بود تا بگوئیم که صفت غفلت، صفت مذمومی است. در آیه دیگر می‌فرماید: «غفلت دل را مهر می‌کند؛ چشم و گوش را مهر می‌کند؛ (نحل ۱۰۸) افرادی که غفلت دارند دل ندارند؛ دلشان قفل شده ؛ دلی که بفهمد، گوشی که حق را بشنود و چشمی که حق را ببیند ندارند، و بالأخره مُهرِ غفلت اینها را تا سرحدّ حیوانیت رسانده. اساسی‌ترین غفلت‌ها، غفلت از یاد خدا است برخی از عوامل غفلت از منظر قرآن که موجبات دوری از یاد و ذکر خدا را برای انسان بوجود می‌آورد: ۱ ـ اموال و اولاد؛ شاید از این جهت اموال و اولاد از قوی‌ترین ابزارها و عوامل شیطان برای غافل کردن انسان از یاد خداوند می‌باشد که همواره انسان در همه طول شبانه روز با آنها به طور مستقیم و یا غیر مستقیم ارتباط داشته و بستر برای غفلت از یاد خدا به وسیله این دو عامل بیشتر مهیا می‌باشد. منافقون آیه ۹: ای کسانی که ایمان آورده‌اید [زنهار] اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگرداند و هر کس چنین کند آنان خود زیانکارانند.
۲ ـ تجارت و داد و ستد؛ قرآن از کسانی که داد و ستد، آنان را از یاد خدا غافل نمی‌کند به نیکویی یاد کرده و ایشان را مورد ستایش قرار می‌دهد؛( نور ۳۷) «مردانی که نه تجارت و نه داد و ستدی آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات به خود مشغول نمی‌دارد و از روزی که دلها و دیده‌ها در آن زیرورو می‌شود می‌هراسند» مفهوم مخالف این آیه نشان دهنده این است که دادوستد باعث می‌شود که مردانی در هنگام تجارت از یاد خدا غافل شوند.
۳ ـ شراب و قمار؛ شراب خواری از جمله اعمالی است که موجب زایل شدن عقل هر چند بطور مقطعی می‌شود اما سبب می‌شود که انسان در هنگام مستی نه تنها به یاد خدا نباشد بلکه دست به کارهایی بزند که کمتر کسی در حالت عادی به این کارها دست می‌زند و عمده دلیل حرمت شرب خمر در اسلام، همین زایل کردن عقل از انسان می‌باشد. قمار نیز بخاطر هیجانات، فشارهای عصبی و استرسی که بر فرد قمار باز بخاطر هیجان همراه با ترس و اضطراب از بازنده شدن و هیجانات همراه با طمع و حرص برنده شدن، وارد می‌کند انسان را دچار اختلاط روانی کرده، نه تنها یاد خدا، بلکه عادی‌ترین رفتارها روزانه را از او گرفته و به مرور زمان او را به ورطه سقوط می‌کشاند. لذا خداوند در قرآن کریم و در آیاتی همانند آیه ۹۱ مائده این کارها را از کارهای شیطان معرفی کرده و آنها را موجب غفلت از یاد خدا اعلام می‌کند؛ همانا شیطان می‌خواهد با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد پس آیا شما دست برمی‌دارید ۴ ـ تکاثر و فزون طلبی؛ در مذمت فزون طلبی فقط اشاره به آیه ۱ سوره تکاثر« أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ؛ تفاخر به بیشتر داشتن، شما را غافل داشت» شأن نزول و تفسیر آن کفایت کرده و می‌بایست مومن مراقب باشد که دچار تکاثر و فزون طلبی در هیچ زمینه‌ای نشده تا از غفلت از یاد خدا مصون باشد.
شأن نزول آیه این سوره دربارهٔ قبائلی نازل شد که بر یکدیگر تفاخر می‌کردند و با کثرت نفرات و جمعیت یا اموال و ثروت خود بر آنها مباهات می‌نمودند تا آنجا که برای بالا بردن آمار نفرات قبیله به گورستان می‌رفتند و قبرهای مردگان هر قبیله را می‌شمردند! تفسیر آیه «الهاکم» از «لهو» به معنای سرگرم شدن به امور جزئی و ناچیز است که انسان را از اهداف بلند باز دارد و «تکاثر» از «کثرت» به معنای فزون طلبی و فخرفروشی به دیگران به واسطه کثرت اموال و اولاد است.
جلوه‌های تکاثر تکاثر در شرک و چند خدایی؛ «أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ»( یوسف ۳۹) (حضرت یوسف به هم زندانی‌های خود که مشرک بودند، گفت: آیا ارباب متفرق بهتر است یا خداوند یکتای قهّار؟)
تکاثر در غذا؛ بنی اسرائیل می‌گفتند: ما بر یک نوع غذا صبر نداریم؛ بقره ۶۱ «لَنْ نَصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ» ما خوردنی‌های دیگر همچون پیاز و سیر و عدس و خیار می‌خواهیم.« قِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا»
تکاثر در عمر؛ چنان که بعضی دوست دارند هزار سال عمر کنند. بقره ۹۶ « یَوَدّ احدهم لو یعمّر الف سنه»
تکاثر در مال؛ قرآن می‌فرماید: برخی افراد به دنبال جمع مال و شمارش آن هستند. همزه ۲ الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَ
تکاثر در مسکن؛ قرآن در مقام سرزنش بعضی می‌فرماید: در دامنه هر کوهی ساختمان‌های بلند بنا می‌کنید. « أتبنون بکلّ ریع آیه تعبثون»
تکاثر در شهوت؛ اسلام برای مسئله جنسی، راه ازدواج را تجویز کرده و بهره‌گیری از همسر را بدون ملامت شمرده: « إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ» و ارضای شهوت از غیر راه ازدواج را تجاوز دانسته است. «فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ» اینها تنها بخشی از تکاثرات و فزون طلبی‌های است که ما در طول شبانه روز عمرمان به فراخور قدرت، ثروت و موقعیت‌های شغلی و اجتماعی با آن سروکار داریم اما آنچه که در بین اینها برای تمامی افراد خواهان آن مشترک می‌باشد این است که ایشان را از یاد خدا غافل می‌کند.

آثار دوری از یاد خداوند

همان گونه که «ذکر الهی» منشا آثار و برکات فراوانی است، دوری از یاد خداوند نیز پیامدهایی را به دنبال دارد:

۱ خود فراموشی

مانند کسانی که خدا را فراموش کردند، نباشید که خدا نیز آنان را به خود فراموشی دچار ساخت .(۱) و در آیات دیگری نیز به این مساله «خود فراموشی » اشاره شده. (۲) «نسیان » مصدر فعل «نسوا» است، به معنای زایل شدن صورت معلوم از صفحه خاطرات البته بعد از آن که در صفحه خاطر نقش بسته بود. در حقیقت، فراموشی خداوند، ترک شکر «ذکر الهی و ترک طاعت در بندگی » را نیز به همراه دارد زیرا از یک سو فراموشی پروردگار سبب می‌شود که انسان در لذات مادی و شهوات حیوانی فرو رود و هدف آفرینش خود را به فراموشی بسپارد و در نتیجه، از ذخیره لازم برای فردای قیامت غافل بماند. فراموشی خدا، همراه با فراموش کردن صفات پاک اوست که هستی مطلق و علم بی پایان و غنای بی انتها از اوست و هر چه غیر اوست، وابسته و نیازمند به ذات پاکش می‌باشد و همین امر سبب می‌شود که انسان خود را مستقل و غنی و بی نیاز شمرد و بر نفس خود اعتماد کند . با این که باید به پروردگارش اعتماد نموده و از او ترسان و به او امیدوار باشد. و این‌ها همه عامل اصلی فسق و فجور و بلکه این «خود فراموشی » بدین مصداق، خروج از طاعت خداست و لذا می‌گوید: «أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» (۴)

همراهی شیطان

«مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ» (۵) و هر کس از یاد خدا رویگردان شود، شیطانی برای او می‌گماریم تا همنشین او شود.

سختی در زندگی

«وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى»(۶) و هر کس از یاد من رویگردان شود، زندگی (سخت) و تنگی خواهد داشت و روز قیامت او را کور وارد محشر می‌کنم.

غفلت

«وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ» (۷) پروردگارت را در دل خود، از روی تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، یاد کن و از غافلین مباش. مراد از «غفلت»، در آیه شریفه فوق، بی توجهی است که در اثر دوری از ذکر الهی به انسان دست می‌دهد و مقصود از غفلت، در بیشتر آیات، غفلت غیر معذور و مذموم است. در تعالیم پیشوایان دین و در روایات ائمه طاهرین(ع) نیز، از غفلت انسان نهی شده، از جمله امام صادق (ع) فرمود: ان کان الشیطان عدوا فالغفله لماذا و ان کان الموت حقا فالفرح لماذا (۸) اگر شیطان دشمن شماست، پس غفلت از حقایق و واقعیات برای چه، و اگر مرگ حق است، پس خوشحالی شما برای چیست؟!
پی نوشت‌ها: ۱ - حشر/۱۹ . ۲ - « جاثیه/۳۴ * توبه/۶۷ . ۴ - تفسیر نمونه، ج ۲۳، ص ۵۴۰ . ۵ زخرف۳۶ ۶ - طه/۱۲۴ . ۷ - اعراف/۲۰۵ . ۸ - سفینه البحار، ج ۲، ص ۳۲۳ عرفان اسلامی، ج ۲،

نیت و قرب به خدا

قرآن کریم «وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ» (اعراف/۲۰۵) پروردگار خویش را به زاری و بیم در ضمیر خود و به آواز غیربلند (آهسته) بامداد و شامگاه یاد کن و از غفلت زدگان مباش. از آیه ظاهر می‌شود که قرب به خدا تنها به وسیله یاد و ذکر او حاصل می‌شود و به وسیله ذکر است که حجاب‌های حائل میان او و بنده اش برطرف می‌گردد و اگر ذکری در کار نباشد جمیع موجودات نسبت به نزدیکی به او و دوری از او یکسان می‌بودند و از این نظر هیچ اختلافی میان موجودات نمی‌بود که یکی به او نزدیکتر و یکی دورتر باشد (المیزان،ج۸،ص ۵۰۱) قطعا معنای تقرب به خدا نزدیکی مکانی نیست زیرا خدا در همه جا هست و نسبت خدا به تمام اشیاء و موجودات جهان اعم از انسان کافر و مسلمان، حیوان، جهاد، نبات و ملک و جن و... از لحاظ دوری و نزدیکی یکسان است: «وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ» (بقره/۱۱۵) نزدیک شدن به خدا به معنای توجه و رویکرد و دور شدن از او به معنای عدم توجه و پشتکرد به خداست، در واقع خدا همیشه به انسان نزدیک است. «نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» (ق/۶۱) لذا این دوری و نزدیکی در خاطر است و نه در واقع. لذا نماز برترین نوع توجه و ذکر نسبت به خداست: «وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ» (عنکبوت۵۴). رضوان خدا نیز ملحق به قرب است. زیرا منظور از رضوان توجه به خداست، توجهی متعالی که به رضا چشم دارد نه به جزا (طمع بهشت و ترس از جهنم). رضوان الهی، اوج قرب به خداست. و لذا بهره‌ای اندک از آن به همه چیز می‌ارزد: «رِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ» (توبه27)

در اینجا می‌توانیم تا حدودی به فلسفه تمام ذکرها و اورادی که در اسلام این همه به مداومت بر آنها توصیه شده پی ببریم. هر ذکری در واقع ما را به خدا نزدیکتر می‌سازد در صورتی که به آن توجه داشته باشیم. نکته دیگر اینکه اگر «ایمان» نیز جزء بالاترین ارزشها تلقی می‌شود به واسطه تکیه آن بر علم و معرفت است. ایمانی که مبتنی بر معرفت صحیح نباشد ارزشی ندارد و چه بسا گمراه کننده نیز باشد. به نظر می‌رسد که بالاترین ذکر، ذکر عملی است. در هرکاری باید پرسید که آیا این کار مورد تائید و رضای خدا هست یا نه؟ توجه به اوامر و نواهی خدا و نمایندگان او ما را در مسیر قرب به خدا قرار می‌دهد. عبادات عملی مانند روزه، حج، زکات و خمس و... تمرین عملی برای تقویت نیت و ذکر و یادخداست. وقتی نماز بالاترین نوع عبادت باشد چون عملا ذکر و یاد خداست، بنابراین یقین نیز از اسلام و ایمان و تقوا بالاتر خواهد بود. در روایات مرتبه یقین بالاتر از تقوا و ایمان و اسلام معرفی شده است. (اسلام- ایمان- تقوا- یقین) «وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ». خدا را بندگی و عبادت نما تا ترا یقین حاصل شود (حجر۹۹) مرگ نیز اگر به یقین تعبیر شده برای این است که با مرگ توجه انسان به خدا و حقایق به مرز یقین می‌رسد و پرده‌ها از روی چشم‌ها برداشته می‌شود.

یقین نیز سه مرتبه دارد

۱ ) علم الیقین (ایمان به چیزی از راه استدلال مانند علم به وجود آتش از طریق دیدن دود آن) ۲ ) عین الیقین (ایمان به چیزی از روی مشاهده مانند دیدن خود آتش و پی بردن به وجود آن) ۳ ) حق الیقین (ایمان به چیزی از راه وحدت و اتحاد با آن. مانند افتادن در آتش و درک حقیقت آتش. حق الیقین از بالاترین نوع یقین و معرفت است که تعداد اندکی از انسانهای بزرگ از آن برخوردارند. به عبارت دیگر یقین از صفات علم است و آن سکون و ثبات و استواری علم است به طوری که به وسیله استدلال عقلی یا اشراق قلبی، هرگونه شک و شبهه‌ای از آن برطرف شده باشد. حضرت ابراهیم(ع) با اینکه به زنده شدن مردگان ایمان داشت اما از خدا طلب یقین کرد که به اطمینان و آرامش دل تعبیر شده. پیامبر(ص): هرکس خدا را اطاعت کند خدا را یاد کرده هرچند نماز و روزه و قرآن خواندنش اندک باشد. امام صادق(ع): منظور از آیه و لذکر الله اکبر هنگام برخورد با حلال و حرام خداست. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: هرکس چیزی را دوست بدارد یاد آن ورد زبانش شود. من احب شیئا لهج بذکره (منتخب میزان الحکمه ج ۱، ص 193)

همه بدبختی‌های آدمی، نتیجه غفلت از یاد خداست

برگشت همه بدبختی‌های آدمی، نتیجه غفلت او از یاد خداست، چشم بصیرت که کور می‌شود و گوش باطن که از شنیدن حقایق باز می‌ماند و دل که از درک واقعیات عاجز می‌ماند تا جایی که از چهارپایان پست‌تر می‌گردد، همه در اثر غفلت از یاد خداست، از قرآن این حقیقت را بشنویم: "هر آیینه آفریدیم برای جهنم بسیاری از جن و انس را، برای آنها دلهایی است که به وسیله آنها نمی‌فهمند و چشمهایی است که با آنها نمی‌بینند و گوشهایی است که با آنها نمی‌شنوند، ایشان مانند چهارپایانند بلکه پست‌تر از چهارپایان، ایشان همه از غافلانند"(اعراف: ۱۷۹). چگونه اهل غفلت را معرفی می‌کند، کوران و کران و بی‌خردان چرا چنین شدند؟ چون از یاد خدا غافل شده‌اند. راه خدا که در دل بسته شد راه دنیا باز می‌شود... در روایات از غفلت از یاد خدا، تعبیر به مستی شده، یعنی همان طوری که شخص مست را هزاران خطر تهدید می‌کند و او بی‌خیال است، مثلا زمین بخورد، سرش به دیوار بخورد، در چاه بیفتد و ... همین طور هم دلی که از یاد خدا غافل شد، هزاران فتنه و فساد و گناه او را تهدید می‌کند، بلکه هر گناهی که از انسان سر می‌زند، ناشی از غفلت است، وگرنه کسی که متوجه است که خدا او را می‌بیند، از اعمالش آگاه هست، ملائکه هم ثبت می‌کنند، کی گناه می‌کند. اما دلی که غافل باشد، همه جا هست جز به یاد خدا، التفاتی به حضور پروردگار ندارد و گناه می‌کند، پناه بر خدا که انسان در چنین حالی مرگش فرا برسد و به حال غفلت بمیرد.

آثار[اعراض از یاد خدا

در حیات فردی و اجتماعی اگر انسان از یاد خدا اعراض کند چه آثار و تبعاتی را به دنبال خواهد داشت؟اعراض و رو یگردانی از یاد خدا آثار ویرانگر و مخربی در حیات فردی و اجتماعی انسان دارد که اهم آنها به قرار زیر است:

روی آوردن به دنیا کسی که از یاد و ذکر خدا رویگردان باشد، به طور طبیعی به دنیا روی می‌آورد و همه مطلوب او دنیا خواهد شد. دنیا نیز هر چقدر زیاد باشد، باز این انسان بی نهایت طلب را ارضا نمی‌کند. از این رو هر اندازه بیشتر دنیا را کسب کند، بیشتر احساس کمبود می‌کند و حرص و ولع او برای کسب بیشتر این متاع افزوده تر می‌گردد، بنابراین برای رسیدن به اهداف دنیوی خود دست به هر کاری می‌زند و هر اقدام زشت و ناصوابی را انجام می‌دهد. به این جهت فرموده‌اند: «حب الدنیا راس کل خطیئه » از طرفی چنین انسانی نگران بدست آوردن و حفظ دنیا م یباشد، بدین لحاظ زندگی وی در تنگنا و روحش در فشار قرار می‌گیرد، و احساس تنگی و عدم آرامش در معیشت و زیستن او جلوه بارزی دارد. به فرموده قرآن: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا» و هر کس از یاد من رویگردان شود، زندگی )سخت و( تنگی خواهد داشت. )طه- ۱۲۴ ( همچنین در حدیث قدسی آمده است: «انی لا اجمع حبی و حب الدنیا ف یقلب واحد ابدا » همانا من حب خودم و حب دنیا را در یک قلب واحد جمع نمی‌کنم. بدین معنی که ظرف دل انسان یا جایگاه خداست یا جایگاه حب الدنیا و هرگز این دو با هم در یک دل جمع نمی‌شود.

کوردلی اعراض از یاد خدا و بی اعتنایی به حکم او موجب کوری چشم دل می‌شود و راه سلوک به سوی حق را سد می‌کند. بنابراین اثر دیگر اعراض از یاد خدا، کوری دل و بالطبع محروم شدن از معرفت نفس و به دنبال آن حرمان از معرفت رب است: «وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى»(طه- ۱۲۴) اثر این کوری، و عمق این فاجعه در قیامت ظهور می‌کند، لذا این فرد کور در قیامت به خدا اعتراض کرده و می‌گوید: من در دنیا چشم داشتم چرا کور محشورم کردی؟ «قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا» )همان(جوابی که به او داده می‌شود حکایت از آن دارد که وی در دنیا هم کور بوده و خود از این امر غفلت داشته است، زیرا کوری و بینایی اصلی همان کوری و بینایی دل است، نه چشم ظاهر. به این جهت خدا به او می‌گوید: ما آیات خویش را از راه درون به وسیله عقل و فطرت و از راه بیرون، توسط پیامبران و اوصیای آنان به تو ارائه کردیم و و آنها را به دست فراموشی سپردی، در نتیجه خود نیز فراموش شدی امروز آن فراموشی برای تو آشکار شده است. «قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى» یعنی تو در دنیا به آیات ما بی توجه بودی عمدا خود را به کوری می‌زدی و این نابینایی عمدی نسبت به معارف دینی، به صورت عمدی لطف خدا نسبت به تو در قیامت درآمد.

«وَلَا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» کسی که مورد عنایت خداوند قرار نگیرد عمت بینایی را نخواهد یافت. آل عمران- ۷۷ بنابراین روشن است که رای جوشش معرفت توحیدی از درون و شهود جمال و کمال مطلق، باید از زنگار گناه صیقل داد و آن را پاکیزه نگهداشت و با مراقبت دائم در یاد خدا، اغیار را از طواف اطراف خانه دل بازداشت و پیوسته مواظب بود حقیقی خویش بود، نه خودی که نفس اماره و مسوله در آن حاکم باشد، بلکه باید به خودی اهتمام ورزید که نفس ملهمه و مطمئنه در آن حاکم است. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ» یعنی الزموا انفسکم همواره مراقب جان و قلب خود باشید. )مائده- ۱۰۵ ( تا از میزان قسط و دل تعدی نکند به طوری که نه در اصل میزان طغیان راه یابد «أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ» )الرحمن- ۸( و نه در وزن کاهش پدید آید و نه در موزون خلل رخنه کند. «وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ» )اعراف- 85 (

تأثیر آلودگی‌ها در شناخت مبدأ و معاد

(بدان ای سالک راه حق!) آنچه من برای اغلب مسلمانان گمان می‌برم این است که مسامحه آنها «العیاذ بالله» از روی تصدیق نکردن و قبول نداشتن و بی‌ایمانی نیست، بلکه از کثرت ابتلا و آلودگی آنها به زخارف و تجملات و زیبایی‌های این دنیای دون و پست است و تکاثر و افزون‌طلبی، آنها را باز داشته تا قبور خود را دیدار کنند و ذکر دنیا آنها را از ذکر پروردگارشان غافل ساخته و از فهم مبدأ و معادشان مانع گردیده است. بنابراین آلودگی به زرق و برق و چرب و شیرین دنیا مانع از فهم درست و عمیق مبدأ و معاد و عمل به دستورات و احکام الهی است. - المراقبات، میرزا جواد ملکی تبریزی، ج۱، ص203

تذکر ؛ نیل به معرفت و بیداری واعظ درون

واعظ درونی از بهترین علما بهتر است، واعظ درونی باعث می‌شود که انسان گناهان خود را به یاد آورد و آنها را نزد خدا و امام زمان و ائمه اطهار علیهم السلام توجیه نکند و مثلا بگوید فلان موضوع و یا شخص باعث شد که من به خطا بروم و بسیاری توجیهات دیگر. حتی اکر نزد عالمی هم می‌رود که تکلیف خود را بداند طوری موضوع را مطرح می‌کند که خود را گناهکار نشان ندهد ولی علی ع در دعای کمیل و امام سجاد ع در دعاهای صحیفه بسیاری گناهان نکرده را به خود نسبت می‌دهند و خود را در مقابل خدا ذلیل نشان می‌دهند که ما یاد بگیریم وقتی خطایی کردیم بگوییم خدایا اشتباه کردم و تمام. نه اینکه به عناوین مختلف آنها را توجیه کنیم، و لذاست که واعظ بیرونی اثر ندارد. واعظ درون می‌خواهد که چنین باشد آیه ۹ اعلی «فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَى» پس تذکر ده، اگر تذکر سود دهد خداوند هم در آیه فوق فرمود کسانی هستند که ذکر در آنها اثر دارد و کسانی هستند که ذکر در آنها اثری ندارد (اگر تذکر سود دهد) یعنی بعضی واعظ درونی دارند و از واعظ بیرون مطلب را می‌گیرند و برخی که واعظ درونیشان خاموش است هیچ ذکری در آنها اثر ندارد و یا بسیار کوتاه و موقت اثر می‌پذیرد و خود می‌بینیم که بسیاری حوادث، زیارت اهل قبور، ورود در حرم مطهر ائمه علیهم السلام، نصیحت واعظ، پدر و مادر و... اثر می‌گذارد ولی بزودی فراموش می‌شود چرا که واعظ درون خاموش است و اینها بر قلب نمی‌نشیند. محمد باقر ع می‌فرماید: ایاک و الغفله فقیها تکون قساوه القلب. بپرهیزید و دوری کنید از غفلت و بی خبری و اینکه از یاد خدا غافل شوید زیرا این غفلت برای انسان، سنگدلی و قساوت قلب را همراه دارد. (بحار، جلد ۷۸، ص ۱۶۴) پس حاصل این غفلت‌ها و بیدار نکردن واعظ درون چیزی جز قساوت و آلودگی قلب نیست. و لذا برای بیدار کردن واعظ درون باید قلب را از آلودگی‌ها پاک کرد و تا این قلب تخلیه و شستشو نشود هیچ ذکر و وعظی در آن اثر نمی‌کند. بایستی از گناه دوری کرد، بایستی خداترس بود و تقوا پیشه کرد. قرآن می‌فرماید: (اعلی آیه ۱۰ و ۱۱) «سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشَى». بزودی کسی که خدا ترس است پند خواهد گرفت «وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى». و بدبخت‌ترین مردم از آن «پند» کناره می‌گیرند.

علم و معرفت برای از بین بردن جهل است و ذکر برای از بین بردن غفلت. ذکر، روشنی دل می‌آورد و ذاکر ماورای دنیا را می‌بیند. مقدمه معرفت، فکر است و فکر در قلب سالم موثر است یعنی اگر قلب را از آلودگی‌ها پاک کردی، تمرین خوب فکر کردن کردی، به معرفت می‌رسی و آن گاه است که ذکر در تو اثر مثبت دارد. امام صادق ع می‌فرماید: کسی که حقیقتا ذاکر الهی است، کسی است که مطیع خداست و کسی که از حضرت حق غافل است معصیتکار است. طاعت نشانه هدایت است و معصیت نشانه گمراهی است و ریشه هدایت و ضلالت (طاعت و معصیت) از ذکر و غفلت است. (مصباح الشریعه ص ۵). حاصل اینکه ریشه هدایت، ذکر است. کسی ذاکر است که مطیع خداست و فرق است بین عبادت و اطاعت. هر عبادتی اطاعت نیست ولی هر اطاعتی نسبت به پروردگار عبادت است. کسی مطیع خداست که خدا ترس باشد و کسی خدا ترس است که معرفت به حضرت حق داشته باشد و مقدمه معرفت، فکر است چرا که تقوا نور است و ظلمت و تاریکی را برای شخص روشن می‌کند، راه حق وباطل را نمایان می‌سازد، فرقان است «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا»... ای مومنان اگر از خداوند پروا کنید (بترسید، تقوا پیشه کنید) برای شما نیروی تشخیص حق از باطل قرار می‌دهد و بدی هایتان را می‌پوشاند و شما را می‌آمرزد و خداوند صاحب بخشش بزرگ است. (انفال،۲۹) فرقان چیست؟ (فرقان ۱): «تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا» پر خیر و پاینده است آن خدایی که بر بنده خود (کتاب) جدا کننده حق و باطل را نازل کرد تا برای جهانیان هشدار دهنده باشد.

از طرفی ریشه ضلالت، معصیت است و معصیت از غفلت است و غفلت از بی فکری است، و ممکن است کسی فکر بکند ولی قلبش براثر گناه آلوده باشد، پس حاصل فکر نیز باطل است. فکری انسان را به هدایت می‌رساند که همراه با قلبی پاک باشد.


منبع: وبلاگ نور علی نور - تاریخ برداشت:94/11/3