کتابخانه:دعاهای قرآن
|
| |
| مؤلف | حسین واثقی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | بوستان کتاب |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | 26 اسفند، 1385 |
| قطع | رقعی |
| شابک | 978-964-09-0347-6 |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ اهمیت راز و نیاز با خدا
- ۳ دعاهای آدم و حوا
- ۴ دعاهای حضرت نوح علیه السلام
- ۵ دعاهای حضرت ابراهیم علیه السلام
- ۶ نکته
- ۷ دعای حضرت لوط علیه السلام
- ۸ دعای سربازان طالوت
- ۹ دعای سلیمان علیه السلام برای حکومتی بی نظیر
- ۱۰ دعای سلیمان علیه السلام برای توفیق بر شکر نعمتهای الهی
- ۱۱ داود و سلیمان علیهما السلام حمد الهی کردند
- ۱۲ دعای بلقیس ملکه سبا
- ۱۳ دعای حضرت ایوب علیه السلام
- ۱۴ دعاهای حضرت یوسف علیه السلام
- ۱۵ دعای حضرت یونس علیه السلام
- ۱۶ چند نکته
- ۱۷ چند حدیث در فضیلت این دعا
- ۱۸ دعای اصحاب کهف
- ۱۹ دعای حضرت شعیب علیه السلام
- ۲۰ دعاهای حضرت موسی علیه السلام
- ۲۱ دعای ساحران مؤ من
- ۲۲ دعای مؤ منان
- ۲۳ دعای بنی اسرائیل
- ۲۴ دعای همسر فرعون
- ۲۵ دعاهای حضرت زکریا علیه السلام برای درخواست فرزند
- ۲۶ چند حدیث
- ۲۷ دعای مادر مریم
- ۲۸ دعای حواریون عیسی علیه السلام
- ۲۹ دعای حضرت عیسی علیه السلام
- ۳۰ دعای مجاهدانی که در رکاب پیامبران جهاد کردند
- ۳۱ دعای صاحبان باغ سوخته
- ۳۲ دعاهایی که به حضرت محمد صلی الله علیه و آله آموزش داد
- ۳۳ دو حدیث
- ۳۴ استعاذه
- ۳۵ دعای مسیحیانی که مسلمان شدند
- ۳۶ دعا برای پدر و مادر
- ۳۷ دعای آنان که به سلطه ستمگران گرفتارند
- ۳۸ تعلیم دعا به مسلمانان
- ۳۹ دعا هنگام سوار شدن بر مرکب و در برابر هر نعمتی
- ۴۰ دعای ملائکه مقرب برای مؤ منان
- ۴۱ تقدیس الهی از زبان ملائکه
- ۴۲ دعای عاقلان
- ۴۳ دعای بندگان با کمال الهی
- ۴۴ دعای همیشگی مؤ منان
- ۴۵ دعا برای دنیا و آخرت
- ۴۶ چند روایت
- ۴۷ دعای مؤ منان راستین
- ۴۸ چند روایت
- ۴۹ دعاهای دانشمندان بلند پایه
- ۵۰ چند روایت
- ۵۱ دعای مؤ منان برای خود و مؤ منان دیگر
- ۵۲ دعای انسان در چهل سالگی
- ۵۳ عبادالرحمن چگونه دعا میکنند؟
- ۵۴ دعای بندگان مخلص خدا
- ۵۵ تقدیس الهی به وسیله دارندگان علم لدنی
- ۵۶ دعای اصحاب اعراف
- ۵۷ دعای مؤ منان در روز قیامت
- ۵۸ حمد و سپاس بهشتیان
- ۵۹ دعای نیکوکاران در بهشت
- ۶۰ فهرست موضوعی دعاهای قرآن
- ۶۰.۱ آسان شدن کارهای سخت
- ۶۰.۲ آرزوی بهتر از آنچه از دسته رفته
- ۶۰.۳ امنیت مکه
- ۶۰.۴ استعاذه
- ۶۰.۵ با نیکوکاران باشیم و با عاقبت خوش بمیریم
- ۶۰.۶ برای آغاز کارها
- ۶۰.۷ پیروزی بر کافران
- ۶۰.۸ پیشوای متقین شویم
- ۶۰.۹ تسبیح الهی
- ۶۰.۱۰ تقاضای داوری و یاری از خداوند
- ۶۰.۱۱ توبه و طلب آمرزش
- ۶۰.۱۲ توکل
- ۶۰.۱۳ تفویض
- ۶۰.۱۴ حمد الهی
- ۶۰.۱۵ دعای برای همسر
- ۶۰.۱۶ دعای برای پدر و مادر
- ۶۰.۱۷ دعا برای برادر
- ۶۰.۱۸ دعای برای فرزندان و نوادگان
- ۶۰.۱۹ دعا برای مؤ منان
- ۶۰.۲۰ در بهشت متنعم بودن
- ۶۰.۲۱ روزی اهل مکه
- ۶۰.۲۲ زیاد شدن ثروت
- ۶۰.۲۳ زیاد شدن نورانیت
- ۶۰.۲۴ زیاد شدن علم و دانش
- ۶۰.۲۵ سربلندی و آبرومندی در روز قیامت
- ۶۰.۲۶ شرح صدر
- ۶۰.۲۷ صبر و ثبات قدم در مسیر حق
- ۶۰.۲۸ طلب صفای باطن نسبت به دیگران
- ۶۰.۲۹ طلب رحمت الهی و رشد
- ۶۰.۳۰ طلب یاور و وزیر
- ۶۰.۳۱ طلب توفیق بر شکر نعمتها و اعمال شایسته
- ۶۰.۳۲ طلب سلطنت بی نظیر
- ۶۰.۳۳ طلب ورزی
- ۶۰.۳۴ طلاقت زبان و سخن آوری
- ۶۰.۳۵ طلب حکم
- ۶۰.۳۶ طلب هدایت از خداوند و بازنگشتن به گمراهی
- ۶۰.۳۷ طلب نعمت الهی در دنیا و آخرت
- ۶۰.۳۸ فراهم آمدن منزل و مسکن مناسب
- ۶۰.۳۹ گردان بلا، و شکوه از گرفتاری
- ۶۰.۴۰ قبولی دعا
- ۶۰.۴۱ قبولی اعمال
- ۶۰.۴۲ مدح الهی
- ۶۰.۴۳ مناجات با حق تعالی
- ۶۰.۴۴ مسلمان واقعی باشیم
- ۶۰.۴۵ نجات از دست ستمگران
- ۶۰.۴۶ نجات از غم
- ۶۰.۴۷ نبودن با ستمگران
- ۶۰.۴۸ نفرین بر بدکاران
- ۶۰.۴۹ نجات از جنهنم
- ۶۰.۵۰ نام نیک پس از مردن
- ۶۰.۵۱ هنگام سوار شدن بر مرکب
- ۶۱ پانویس
مقدمه
بسم الله الرحمن الرحیم
قرآن کریم کتاب زندگی ماست و هر آنچه که برای تکامل روح و سازندگی شخصیت انسان لازم است در آن آمده است .
یکی از نیازهای فطری بشر، راز و نیاز با خداوند است . او میخواهد خوشبخت زندگی کند و در آخرت نیز سعادتمند شود. بدین منظور و برای رسیدن به این مقصود همواره در صدد داشتن رابطه و انس با خداوند است تا به هنگام بروز شداید و مشکلات به او رجوع نماید. برای این منظور لفظ و بیان خاص و الفاظ و متن خصوصی لازم نیست . هر قوم و ملتی با زبان خود و به مقدار فهم خویش خدا را میخواند:
اما متن دعاها و مناجاتهایی که از زبان اهل معرفت و انسانهای الهی و وارسته برخاسته است دارای ظرفیت لفظی و معانی گستردهای است به گونهای که در کلام و دعای دیگران یافت نمیشود و این خود رمز جاودانگی و قابل سرمشق بودن این دعاهاست .
یک بخش از کتب احادیث ما، دعاها و مناجاتهایی است که بر زبان اولیای الهی جاری شده است که با آن کلمات همواره خدا را میخواندهاند و یا این که بر پیروانشان تعلیم دادهاند که با آن خدا را بخوانند. عمده این گونه متون در کتب دعا گرد آمده است .
لیکن دعاهایی در قرآن کریم آمده است که از زبان فرشتگان و پیامبران و بندگان صالح صادر شده و یا تعلیم خداوند به بندگانش است که به آنها به طور مستقل کمتر پرداخته شده است .
از آن جایی که بنده مدتها توفیق استفاده از درس پر فیض و برکت استاد بزرگوار حوزه ، حضرت آیة الله حسن زاده آملی (دامت افاضاته ) را داشتم استاد عظیم الشاءن توصیه میفرمود که قرآن را مطالعه کنید و به دعاهای قرآن کریم اهتمام ورزید. به دنبال ، تاءکید استاد، بنده نیز چند دور قرآن را مطالعه کردم و آیاتی را که حاوی دعای پیامبران و فرشتگان و بندگان برگزیده حق و یا تعلیم خداوند به پیامبرش بود در مجموعهای گرد آوردم . آیات برگزیده دعایی با توضیحی که زمینه استفاده از هر دعا را در مورد ویژه اش بیان میکند، در اختیار مؤ منان و دوستداران قرآن کریم قرار میگیرد.
در این کتاب سعی کردهام تا در مواردی که به توضیح و تبیین کلمات و عبارات قرآنی نیاز داشت از قرآن کریم دو تفسیر مجمع البیان و البرهان استفاده نمایم و احیانا احادیثی از کتب تفسیری و حدیثی بر آن افزودهام و در پایان فهرست موضوعی دعاهای ذکر شده را افزودم تا خواننده بهتر بداند که هر دعایی در چه زمینه و موضوع و مناسبتی نازل شده و نیز با چگونگی تکرار دعاها آشنا شود.
اهمیت راز و نیاز با خدا
خداوند میفرماید: ادعونی استجب لکم [۱]؛ مرا بخوانید تا به شما پاسخ دهم . میدانیم که خداوند صادق است و در سخن او گمان خلاف نمیرود، لیکن یکی از بهترین شواهد بر صدق گفتار حق تعالی مواردی است که در قرآن کریم آمده است که انبیاء، اولیاء و بندگان صالح حق تعالی در شرایط خاص خدا را خواندند و خدا هم دعای آنان را اجابت کرد و آنها را از غم و اندوه رهانید.
وقتی که خداوند داستان حضرت یونس و زندانی شدن او در شکم ماهی در قعر دریا، و قبول توبه و استغفار او را بیان میکند در پایان اشاره میکند به دعا و مناجات یونس در قعر دریا، و مستجاب شدن دعا، و نجات یافتن او از چنان زندان وحشتناک در آخر سخن میفرماید (و کذلک ننجی المؤ منین )[۲]؛ ما اینچنین مؤ منان را نجات میدهیم . و این معنا را با لفظ مستقبل (که دلالت بر دوام و استمرار دارد) بیان میکند. گویا خداوند میخواهد بفرماید: مبادا گمان کنید این گونه برخورد و یاری و کمک ما اختصاص به یونس و یا گذشتگان و یا پیامبران دارد؛ بلکه نجات و یاری و کمک و هدایت ما شامل حال همه مؤ منان است ؛ آنهایی که از سوز دل و از عمق جان در گرفتاریها خدا را بخوانند.
در حقیقت خداوند با ذکر داستان حضرت یونس و حسن ختام آن با این جمله به مردم با ایمان راه ارتباط بندگان با خدایشان را نشان میدهد که در مشکلات و سختیها به خداوند امیدوار باشند و به درگاه او روی آورند و هیچ گاه از رحمت الهی ماءیوس نباشند چرا که فریاد رس همه در همه جا خداوند است .
دعاهای آدم و حوا
آدم و حوا داستان پر رمز و راز دارند. خداوند آنان را در بهشت جای داد و دستور داد تا از فلان میوه یا دانه نخورند. اما شیطان آنان را وسوسه کرد و آنان از آن خوردند و گرفتار شدند. خداوند به آنان گفت : آیا من شما را از آن نهی نکردم و نگفتم که شیطان دشمن آشکار شماست .
در این هنگام آدم و حوا توبه کردند و دست به دعا برداشتند و گفتند:
ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکون من الخاسرین [۳]؛
بارالها، ما به خود ستم کردیم - که نافرمانی تو کردیم - اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی ما از زیان کاران خواهیم بود.
دعاهای حضرت نوح علیه السلام
۱. نوح یکی از پیامبران الهی بود که عمری دراز یافت به گونهای که عمر او ضرب المثل شده است .
نوح مردم را به خداپرستی و معرفت فرا میخواند و از بت پرستی و جهالت باز میداشت . مردم که با عقاید پدران خویش خو گرفته بودند و از اندیشه و تفکر به دور بودند نوح را تهدید کردند که ای نوح اگر از کارت دست برنداری تو را سنگباران میکنیم .
نوح دست به دعا برداشت و گفت :
رب ان قومی کذبون# فافتح بینی و بینهم فتحا و نجنی و من معی من المؤ منین[۴]؛
پروردگارا! قوم من مرا تکذیب کردند. بین من و آنان داوری کن ، و مرا و کسانی که با من ایمان آوردهاند از دست آنان نجات بخش .
خداوند در قرآن کریم میفرماید: ما نوح و همراهان او را نجات دادیم و دیگران را غرق کردیم .
۲. در قرآن کریم یک سوره به نام حضرت نوح آمده است و تمام این سوره مربوط به داستان آن حضرت است . خدای متعال میفرماید: ما نوح را به سوی قومش فرستادیم پیش از آن که عذاب دردناک به سراغشان آید. او به مردم گفت : من شما را هشدار میدهم ، خدا را بپرستید و تقوای الهی را پیشه گیرید و مرا اطاعت کنید اگر چنین کنید خداوند شما را میآمرزد و اجل شما را به تاءخیر میاندازد .
این پیام و تبلیغ ، مردم را بیدار نکرد و به همین سبب نوح از سر درد با خداوند چنین گفت : بارالها، شب و روز مردم را دعوت کردم و هرچه بیشتر فراخواندم مردم بیشتر گریزان شدند هر گاه آنان را به آمرزش تو دعوت میکنم انگشت به گوش میکنند، لباس بر سر میکشند تا پیام مرا نشنوند و بر کردار خود اصرار میورزند. به طور علنی و پنهانی آنان را خواندم و گفتم از پروردگارتان طلب آمرزش کنید چرا که او آمرزنده است اوست که باران بر شما فرو میفرستد و اموال و پسران به شما میدهد و باغها و نهرها برایتان فراهم میآورد .
نوح سپس آیات و نشانههای حق تعالی را در عالم آفرینش برایشان بازگو کرد. اما باز هم بیدار نشدند و به یکدیگر سفارش میکردند که از بتهای خود دست برندارید. آنان در گناهان غوطه ور شدند و سرانجام اهل جهنم گشتند.
در این هنگام نوح دست به دعا برداشت و به پروردگار عرضه داشت :
رب لاتذر علی الارض من الکافرین دیارا # انک ان تذرهم یضلوا عبادک ولایلدوا الا فاجرا کفارا # رب اغفرلی ولوالدی و لمن دخل بیتی مؤ منا و للمؤ منین و المؤ منات و لاتزد الظالمین الا تبارا [۵].
بارالها، از کافران بر روی زمین هیچ کسی باقی نگذار. اگر آنان را رها کنی بندگان تو را گمراه میکنند و به جز تبه کار کافر فرزندی نیاورند. بارالها، مرا و پدر و مادرم و هر مؤ منین را که به خانهام وارد شود و همه مردان و زنان با ایمان را بیامرز و بر نابودی ستمگران بیفزا.
۳. خداوند در سوره قمر میفرماید: در دوران گذشته قوم نوح بنده ما را تکذیب کردند و گفتند او دیوانه و جن زده است . نوح هم دست به دعا برداشت و خداوند را خواند و چنین گفت :
این مغلوب فانتصر [۶].
بارالها، من در هدایت مردم شکست خوردم ؛ تو خود مرا یاری فرما.
۴. در سوره مؤ منون آمده است : ما نوح را به سوی قومش فرستادیم ، او به مردم گفت : ای قوم من خداوند را بپرستید به جز او برای شما خدایی نیست ، آیا پروا نمیکنید؟ .
گروه کافران گفتند: نوح چون شما بشر است که میخواهد بر شما برتری جوید؛ اگر خداوند میخواست پیامبری بفرستد فرشتگانی را به پیامبری میفرستاد نوح دیوانه است .
در این هنگام نوح دست به دعا برداشت و گفت :
رب انصرنی بما کذبون [۷]؛
خداوند میفرماید: به نوح وحی کردیم که زیر نظر و راهنمایی ما کشتی ساز، و هر گاه فرمان رسید و آب از تنور فوران کرد از هر یک از حیوانات دو عدد و خانواده ات را سوار بر کشتی کن ، و هر گاه تو و همراهان در کشتی مستقر شدید بگو:
الحمدلله الذی نجینا من القوم الظالمین # و قل رب انزلنی منزلا مبارکا و انت خیرالمنزلین [۸]؛
حمد برای خدایی است که ما را از دست ستمکاران نجات داد وبگو: بارالها، مرا در منزلگاهی مبارک جای ده (زیرا) تو بهترین فرود آورندگانی .
پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمود: ای علی هرگاه در جایی منزل کردی بگو: اللهم انزلنی منزلا مبارکا و انت خیر المنزلین ؛ چرا که خیر و خوبی آن منزل روزی تو میشود و شر و بدی آن از تو دور میشود [۹].
در حدیث اربع مائة که علی علیه السلام چهارصد سخن کوتاه و نغز در آداب زندگی و بندگی برای یارانش بیان فرمود، آمده است : هرگاه جایی منزل کردید بگویید: اللهم انزلنا منزلا مبارکا و انت خیرالمنزلین [۱۰].
۵. نوح ۹۵۰ سال در میان مردم تبلیغ یکتا پرستی و پاکی و درستی کرد. اما ده قرن تبلیغ و دعوت آن مردم خفته جاهل را بیدار نکرد و به هوش نیاورد. و از همه بذر توحید و خداپرستی به جز بسیار اندک در دل سخت تر از سنگ آنان جوانه نزد و به بار ننشست افزون بر آن پیامبر الهی را به باد استهزاء میگرفتند و تهمتهایی که خود شایسته آن بودند به او میبستند و مؤ منان همراه او را مردمانی پست میخواندند...
با چنین پیشینه عصیان و تبه کاری است که بفرمان الهی از آسمان باران شدید باریدن میگیرد و از جای جاری زمین چشمهها میجوشد و سیل و طوفان همه جا را فرا میگیرد.
نوح که از پیش آماده چنین شرایطی است ؛ به مؤ منان و همراهان خود میگوید تا بر کشتیی که به دست خود او ساخته شده است سوار شوند. نوح به هنگام سوار شدن بر کشتی میگوید:
بسم الله مجریها و مرسیها ان ربی لغفور رحیم [۱۱].
به نام خداست حرکت و توقف کشتی ؛ به درستی که پروردگارم آمرزنده و مهربان است .
در این هنگام ، آب از آسمان و زمین به هم میپیوندد و همه جا را میگیرد و همه نابکاران سیه روز را در کام خود فرو میکشد در حالی که نوح و همراهانش بر کشتی نجات سوارند و بر سطح آب در حرکتند. وقتی که آب همه جا را فرا گرفت و همه گمراهان لجوج را به کام مرگ کشید فرمان الهی بر توقف باران و جوشش زمین صادر میشود و کشتی نوح بر کوه (جودی ) آرام مییابد. در این میانه نوح که پسر نادرستش را در میان غرق شدگان میبیند دست به دعا برمیدارد و میگوید:
رب ان ابنی من اهلی و ان وعدک الحق و انت احکم الحاکمین [۱۲].
بارالها، پسرم از خانواده من است (و تو وعده داده بودی که خانواده مرا نجات دهی ) و وعده تو حق است و تو احکام الحاکمین هستی .
خداوند فرمود: ای نوح ، او از خاندان تو نیست ، او ناشایست است آنچه را که به آن آگاهی نداری از من مخواه ، من تو را پند میدهم ، مبادا از جاهلان باشی .
نوح به خود آمد و گفت :
رب انی اعوذ بک ان اسئلک ما لیس لی به علم ، و ان لاتغفر لی و ترحمنی اکن من الخاسرین [۱۳].
بارالها، من به تو پناه میبرم از این که چیزی را که به آن آگاهی ندارم از تو بخواهم اگر مرا نیامرزی و به من رحم نکنی از زیانکاران خواهم بود.
دعاهای حضرت ابراهیم علیه السلام
۱. حضرت ابراهیم یکی از پیامبران بزرگ الهی است . او از برجستگان دعوت به توحید در طول تاریخ و پدر بسیاری از پیامبران است .
در زمانی برانگیخته شد که مردم سخت در بت پرستی بودند و بتهای گونه گون را پرستش و احترام میکردند. آن حضرت با مردم گفت و گو میکرد و بی خاصیتی و پوچی بتها را برای آنان شرح میداد. آنان در برابر سخنان حکیمان ابراهیم خلیل علیه السلام یک حرف داشتند و آن این بود که : پدران ما این گونه میکردند و ما هم به راه آنان میرویم .
ابراهیم گفت : خدا آن است که پروردگار هستی است . او که مرا آفرید و هدایتم میکند او که مرا طعام و نوشیدنی میدهد و هرگاه بیمار شدم شفایم میدهد. او که مرا می میراند و سپس زنده میکند او که امیدوارم در روز قیامت گناه مرا بیامرزد .
سپس ابراهیم دست به دعا برداشت و گفت :
رب هب لی حکما و الحقنی بالصالحین # و اجعل لی لسان صدق فی الاخرین # و اجعلنی من ورثة جنة النعیم # و اغفر لابی انه کان من الضالین# و لاتخزنی یوم یبعثون [۱۴]؛
بارالها، به من حکمت ده و مرا به نیکوکاران بپیوند. و نام نیک مرا در امتهای بعدی قرار ده . و مرا از وارثان بهشت نعیم قرار ده . و پدرم را بیامرز چرا که از گمراهها بود و در روز قیامت مرا رسوا مساز [۱۵].
۲. اسوه و الگو در سازندگی یا نابودی شخصیت انسان نقش حیاتی دارد. قرآن کریم که کتاب سازندگی و تربیت انسان هاست به این معنی مهم بسیار پرداخته است . یاد انسانهای بزرگ چون پیامبران و دیگر شخصیتهای مثبت و نیز یاد افراد گمراه و بدفرجام به منظور عبرت گرفتن و سرمشق یافتن در قرآن کریم آمده است .
کلمه اسوه سه بار در قرآن مجید به کار رفته است : یک بار درباره پیامبر اسلام [۱۶] یکبار در مورد حضرت ابراهیم و مؤ منان همراه [۱۷] و نوبت سوم درباره یاوران حضرت ابراهیم [۱۸].
خداوند در قرآن کریم میفرماید: ابراهیم و یاران او اسوهای نیکو برای شمایند هنگامی که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به غیر خدا میپرستید بیزاریم و راه شما را رد میکنیم ، و بین ما و شما دشمنی و کینه همیشه خواهد بود، تا آن گاه که به خداوند بی شریک ایمان آورید. مگر سخن ابراهیم که به پدرش گفت : من به زودی برای تو استغفار میکنم و عذاب الهی را از تو نمیتوانم بگردانم .
دعای ابراهیم و یارانش این بود:
ربنا علیک توکلنا و الیک انبنا و الیک المصیر# ربنا لاتجعلنا فتنة للذین کفروا واغفرلنا ربنا انک انت العزیز الحکیم [۱۹].
بارالها، بر تو توکل کردیم و به فرمان تو بازگشتیم و بازگشت به سوی تو است . بارالها ما را برای کافران هدف قرار مده و ما را بیامرز به درستی که تو توانا و حکیمی .
امام صادق علیه السلام در تفسیر ربنا لاتجعلنا فتنة للذین کفروا فرمود:
در گذشته تمام افراد با ایمان فقیر بودند ( و زیر فشار و اذیت و آزار کافران به سر میبردند) و تمام کافران ثروتمند بودند، تا آن که ابراهیم علیه السلام آمد و این چنین دعا کرد: ربنا لاتجعلنا فتنة للذین کفروا. آنگاه خداوند در میان مؤ منان ثروت و فقر قرار داد و در میان کفار نز ثروت و فقر قرار داد [۲۰].
۳. بحث و گفتگوی ابراهیم علیه السلام با بت پرستان بی نتیجه ماند. چرا که هر چه ابراهیم با آنان به سخن مینشست آنان بیشتر بر گمراهی خود اصرار میورزیدند.
ابراهیم با خود گفت : شاید اجرای یک صحنه آنان را هشیار کند. در یک روز عید که همه مردم از شهر خارج شده و به گشت و گذار تفریح رفته بودند ابراهیم وارد بتخانه شد تبر را به دست گرفت و همه بتها را شکست و تنها بت بزرگ را سالم گذارد تبر را به دوش بت بزرگ نهاد و از بتکده خارج شد. مردم از گلگشت و تفریح بازگشتند به سوی بتهای خود رفتند و آنها را شکسته یافتند. با تفحص و جست و جو دریافتند که این کار، کار ابراهیم است .
از ابراهیم بازجویی کردند ابراهیم در پاسخ آنان گفت : بت بزرگ دست به چنین کاری زده است ! .
ابراهیم این سخن را به این منظور گفت که شاید آنها به خود آیند و بنگرند بت که سخن نمیگوید و فهم و شعور ندارد و نمیتواند ضرر را از خود دور کند و به دیگران آسیبی برساند، چگونه میتواند خدای هستی باشد؟
اما این صحنه هم ذهن بسته آنان را بیدار نکرد و تقلید کور کورانه از پدران نادان خود را بر اندیشه و تفکر ترجیح دادند.
از این رو، آتشی عظیم افروختند، و ابراهیم را در آن پرتاب کردند. اما اراده حق تعالی این چنین بود که ابراهیم سالم بماند؛ چرا که هنوز دورههایی از ماءموریتش برای هدایت و ارشاد خلق و ساختن کعبه اجرا نشده بود.
ابراهیم که دعوت و تبلیغ را در آن سرزمین بی ثمر دید، از میان آن مردم بیرون رفت و گفت : از من این سرزمین به جایی که پروردگارم بخواهد میروم ، او مرا هدایت میکند آنگاه رو به سوی سرزمین فلسطین نهاد.
ابراهیم که پس از سالها ازدواج و رسیدن به سن پیری هنوز فرزندی داشت دست به دعا برداشت و گفت :
رب هب هلی من الصالحین [۲۱]؛
بارالها از نیکوکاران (فرزندی ) به من عطا کن .
خداوند هم به او بشارت داد که دعایت مستجاب شد و پسری بردبار به تو خواهم داد و به زودی اسماعیل به دنیا چشم گشود.
۴. پس از آن که ابراهیم علیه السلام به فلسطین هجرت کرد خداوند به او و هاجر، اسماعیل را عطا کرد. اما بر اثر اصرار ساره مجبور شد که اسماعیل و مادرش هاجر را به سرزمین دیگر برد. ابراهیم و هاجر و اسماعیل رفتند تا به مکه رسیدند، و به راهنمایی جبرئیل همان جا توقف کردند. ابراهیم سایبانی برپا کرد و خانواده اش را در آن پناه داد و خود به سوی فلسطین بازگشت .
اراده الهی اینچنین تعلق گرفت بود که ابراهیم از ساره هم فرزند داشته باشد.
پس ساره به اسحاق باردار شد. اسماعیل و مادرش در مکه و اسحاق و مادرش در فسلطین به سر میبردند و ابراهیم خلیل هم بین این دو سرزمین در رفت و آمد بود. فلسطین جای خوش آب و هوا و سرزمین حاصلخیز بود اما در مکه نه آب بود و نه گیاه ، نه درخت و نه زمین هموار.
ابراهیم که به فرمان الهی در چنان جای کوهسار و خشک و بی آب و گیاه ، خانواده اش را مسکن داده بود دلش شکست و حالش دگرگون شد دست به دعا برداشته گفت :
رب اجعل هذا البلد آمنا و اجنبنی وبنی ان نعبد الاصنام # رب انهن اضللن کثیرا من الناس فمن تبعنی فانه من و من عصانی فانک غفور رحیم # ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم ربنا لیقیموا الصلاة فاجعل افئدة من الناس تهوی الیهم و ارزقهم من الثمرات لعلهم یشکرون # ربنا انک تعلم ما نخفی و ما نعلن و ما یخفی علی الله من شی ء فی الارض و لا فی السماء # الحمد لله الذی و هب لی علی الکبر اسماعیل و اسحق التی ربی لسمیع الدعاء # رب اجعلنی مقیم الصلاة و من ذریتی ربنا و تقبل دعاء # ربنا اغفرلی و لوالدی و للمؤ منین یوم یقوم الحساب [۲۲]؛
بارالها، این سرزمین را امنیت ده و من پسرانم را از پرستش بتها دور دار. بارالها، بت پرستان بسیاری از مردم را گمراه کردند، پس هر که مرا پیروی کرد از من است و هر کس نافرمانی من کرد پس تو آمرزنده مهربانی بارالها من برخی از فرزندانم را در سرزمین بدون زراعت مکه نزد خانه محترم تو ساکن کردم ، تا نماز را به پا دارند. پس دلهای جمعی از مردم را میل و محبت آنان ده ، و از میوهها آنان را روزی ده ، باشد که شکرگزارند. بارالها، آنچه ما مخفی یا آشکار کنیم تو می دانی ، و هیچ چیز در آسمان و زمین بر تو پوشیده نیست حمد برای خداست که به سن پیری اسماعیل و اسحاق را به من بخشید. همانا پروردگارم شنونده دعاست . بارالها من و بعضی از فرزندانم را بر پا دارنده نماز قرار ده ، بارالها، دعای مرا بپذیر. بارالها، بیامرز مرا و پدر و مادرم و مؤ منان را در روزی که حساب برپا میشود.
۵. انتخاب مکه برای سکونت اسماعیل و هاجر به فرمان خدا بود و ابراهیم به این منزلگه رضا داد لیکن مکه جای آبادی نبود و میوه و حبوبات در آن تولید نمیشد. این است رمز این که ابراهیم باز هم دعا میکند و میگوید:
رب اجعل هذا بلدا امنا و ارزق اهله من الثمرات من ءامن منهم بالله و الیوم الاخر [۲۳]؛
بارالها، این سرزمین را امن قرار ده ، و اهل آن را از میوهها روزی ده ؛ مردمی که ایمان به خدا و روز قیامت آورند.
خداوند متعال هم به دعای ابراهیم پاسخ مثبت داد و گفت : هر کس کفر ورزد مدتی کوتاه در این دنیا او را بهره دهم و آنگاه او را به سوی عذاب جهنم کشانم که بد جایی است.
امام باقر علیه السلام فرماید: بر اثر این دعاست که میوهها از سرزمینهای دیگر به سوی مکه برده میشود [۲۴]؛
۶. اسماعیل در مکه بالید و برآمد، و ابراهیم بین مکه و فلسطین در رفت و آمد بود. خانه کعبه اولین عبادتگاه در روزی زمین و از دیر باز محل پرستش خدای متعال و راز و نیاز با او بوده است . لیکن دیر زمانی بود که ویران شده و از یادها رفته بود. ابراهیم به فرمان الهی ماءمور تجدید بنای کعبه شد. او با کمک اسماعیل به این ماءموریت پرداخت . پایهها بالا رفت و خانه حق برای طوف کنندگان و عبادت کنندگان مهیا شد.
ابراهیم و اسماعیل دست به دعا برداشتند:
ربنا تقبل منا انک انتاالسمیع العلیم # ربنا و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امة مسلمة لک و ارنا مناسکنا و تب علینا انک انت التواب الرحیم # ربنا و ابعث فهیم رسولا منهم یتلوا علهیم آیاتک و یعلمهم الکتاب والحکمة و یزکیهم انت العزیز الحکیم [۲۵]؛
بارالها، از ما بپذیر تو شنوا و دانایی .
بارالها، ما دو را تسلیم خود قرار ده و از فرزندان ما نیز تسلیم امر تو باشند، عبادات ما را به ما بیاموز و توبه ما را بپذیر، تو توبه پذیر مهربانی .
بارالها، در میان فرزندان ما پیامبری برگزین که آیات تو را بر مردم بخواند و کتاب حکمت به آنان آموزد و آنها را تزکیه کند؛ همانا تو عزیز و حکیمی .
نکته
در آیه ۱۲۹ سوره بقره ملاحظه شد که ابراهیم و اسماعیل از خداوند خواستند در میان امتی از ذریه آنان پیامبری برگزین که آیات الهی را بر مردم بخواند و کتاب و حکمت به آنان آموزد و آنان را تزکیه کند، این دعای ابراهیم و اسماعیل چه زمانی مستجاب شد؟
در حدیث آمده است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: انا دعوة ابی ابراهیم؛ [۲۶]
من به واسطه دعای پدرم ابراهیم به دنیا آمدم و مبعوث شدم .
بنگر بین زمان دعای ابراهیم ، و مستجاب شدن آن و به دنیا آمدن و مبعوث شدن حضرت محمد صلی الله علیه و آله چقدر فاصله است !و از تاءخیر استجابت دعا ماءیوس مشو.
دعای حضرت لوط علیه السلام
لوط که در زمان حضرت ابراهیم میزیست پسر برادر آن حضرت و پیامبران هلی در شهر سدوم بود او مردم شهر خود را به توحید و پاکی و درستی دعوت میکرد. ثمره دهها سال تبلیغ و فراخوانی او، گرایش افرادی اندک بود. در میان مردم آن شهر، فساد اخلاق و آلودگی به اوج رسید به گونهای که پیشتر سابقه نداشت . لوط که مردم را از گناه باز میداشت ، تهدیدش کردند که اگر از تبلیغ دست برندارد او را از شهر بیرون میکنند. و گاه به نشانه تمسخر به او میگفتند: اگر راست میگویی عذاب الهی را برای ما بیاور. لوط دست به دعا برداشت و گفت :
رب انصرنی علی القوم المفسدین [۲۷]؛
بارالها، مرا بر قوم تبه کار و هرزه پیروز فرما؛
لوط به مردم اعلام کرد من با کردار ناشایست شما دشمنم و دست به دعا برداشت و گفت :
رب نجنی و اهلی مما یعلمون [۲۸]؛
بارالها، من و خاندانم را از کردار ناشایست آنها نجات بخش .
عذاب الهی بر آن مردم در رسید. لوط و خاندان و پیروان اندکش شبانه از شهر بیرون رفتند و صبحگاهان فرشتگان الهی عذاب آسمانی را بر مردم فاسق و تبه کار شهر سدوم فرود آوردند.
دعای سربازان طالوت
یکی از داستانهای قرآنی داستان طالوت و جالوت است . بنی اسرائیل پس از دوره حضرت موسی علیه السلام به پیغمبر خود میگویند: فرماندهی را بر ما بگمار تا به فرمان او در راه خدا پیکار کنیم . از جانب حق تعالی ، طالوت به فرماندهی آنان گماشته میشود. در آغاز آنان از این انتصاب رخ برمیتابند و نمیپذیرند. سرانجام با تاءکید پیامبر الهی به آن تن میدهند و در رکاب او برای نبرد با جالوت کافر تبهکار و لشکر او حرکت میکنند.
دو لشکر مقابل یکدیگر صف آرایی میکنند و آماده نبرد میشوند. سربازان موحد طالوت در این هنگام دست به دعا برمیدارند و میگویند:
ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین [۲۹]؛
بارالها، صبر و پایداری بر ما فرو ریز، و گامهای ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز فرما.
و سپس به کارزار میپردازند، موحدان پیروز، و کافران فراری میشوند.
دعای سلیمان علیه السلام برای حکومتی بی نظیر
سلیمان و پدرش داوود از پیامبران الهی بودند که خداوند در قرآن کریم از آنان به نیکی یاد میکند. از آن جا که سلیمان علیه السلام شیفته اسب بود، لشکریان او مسابقه اسب دوانی ترتیب داده بودند تا برای نبرد با دشمن آماده باشند، و سلیمان از آن سان میدید. مسابقه به درازا کشید و وقت فضیلت نماز سپری شد، خداوند که خواست سلیمان را بیازماید، جنازهای بر تخت او افکند. سلیمان به درگاه الهی رو کرد و دست به دعا برداشت و گفت :
رب اغفرلی و هب لی ملکا لاینبغی لاحد من بعدی انک انت الوهاب [۳۰]؛
خداوندا مرا بیامرز وحکومتی به من ببخش که شایسته هیچ کس پس از من نباشد، همانا تو بسیار عطا کنندهای .
خداوند متعال هم خواست او را بر آورد و حکومتی بی نظیر به او عطا کرد. پس از گذشت هزاران سال هنوز هم داستان ملک سلیمان بر سر زبانهاست و از آن بزرگی و عظمت یاد میشود.
دعای سلیمان علیه السلام برای توفیق بر شکر نعمتهای الهی
در دعای پیشین گفتیم که خداوند حکومتی بی نظیر به سلیمان داد.
گرچه بسیاری از مردم آنگاه که به قدرت و ثروت میرسند خداوندی در که صاحب نعمت است فراموش میکنند، اما سلیمان هرگاه به نعمتهای مادی و معنوی که خداوند به او و پیش تر به پدرش حضرت داود داده بود نظر میافکند میگفت : این را فضل و کرامت خدای من است به من نعمت داده تا ببیند سپاسگزاری یا ناسپاسی اش میکنم .
روزی سلیمان با لشکریانش از سرزمینی میگذشتند و شنید که مهتر مورچگان به مورچگان گفت : به لانههای خود بروید مبادا سلیمان و لشکریانش شما را لگد مال کنند. سلیمان که زبان همه موجودات را میدانست تا این سخن را شنید به خنده آمد و دست به دعا برداشت و چنین گفت :
رب اورعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی وعلی والدی و ان اعمل صالحا ترضیه و ادخلنی برحمتک فی عبادک الصالحین [۳۱]؛
بارالها، به من الهام کن نعمتهایی را که به من و به پدر و مادرم دادهای سپاس و شکر بگذارم ، کارهای نیک که مورد پسند تو باشد انجام دهم و از سر لطف و رحمت خود، مرا در زمره بندگان نیکوکارت قرار ده .
داود و سلیمان علیهما السلام حمد الهی کردند
حمد وسپاس کسی که کمک و یاری کرده است پسندیده و لازم است و چه کسی چون خداوند بذل و بخشش و احسان میکند!او که هر چه نعمت و توان و کمال درایم از اوست . خداوند به دو پیامبرش داود و سلیمان نعمتهای فراوانی داد و برخی نعمتها به آن دو داد که به دیگران نداد به داوند علم قضاوت داد و آهن را در دست او نرم کرد و به سلیمان آشنایی به زبان پرندگان و حیوانات تسخیر شیاطین و جن ، هوانوردی و حکومت بی مانند داد. لیکن آن دو پیشوای موحدان سپاس حق گزاردند و گفتند:
الحمد الله الذی فضلنا علی کثیر من عباده المؤ منین [۳۲]؛
حمد و سپاس از آن خدایی است که ما را بر بسیاری از بندگان مؤ منش برتری داد.
دعای بلقیس ملکه سبا
خداوند به سلیمان حکومتی بی نظیر عطا کرد. پرندگان نیز در تسخیر سلیمان بودند. روزی سلیمان در میان پرندگان ، هدهد را ندید. زمانی نگذشت که هدهد باز آمد و گفت : از سرزمین سبا برای تو خبری آوردهام . در آن جا زنی با امکانات بسیار و تختی عظیم حکم میراند و مردم آن در برابر خورشید سجده میکنند.
سلیمان نامهای به ملکه آن سرزمین مینویسد و هدهد آن را به مقصد میرساند. ملکه پس از رایزنی و مشورت با سران ، هدیهای برای سلیمان میفرستد که سلیمان آن را نمیپذیرد.
پس از گذشت زمان و مراحلی ملکه به سوی دربار سلیمان بار سفر میبندد و وارد کاخ سلیمان میشود و به نشانه توبه و ایمان میگوید:
رب انی ظلمت نفسی و اسلمت مع سلیمان لله رب العالمین [۳۳]؛
بارالها، من بر خودم ستم کردم و با سلیمان به خداوند عالمیان ایمان آوردم .
دعای حضرت ایوب علیه السلام
ایوب یکی از پیامبران الهی است که به خاطر صبرش زبانزد همگان است خداوند به ایوب نعمت بسیار داده و او هم به طاعت الهی کمر بسته و شکرگزار نعمتهای الهی بود. شیطان به بندگی ایوب حسد برد و گفت : خداوندا، اگر ایوب فرمانبر است به خاطر نعمتهایی است که به او دادهای ، وگرنه فرمان نمیبرد.
سرانجام ، زمینه و زمان آزمایش ایوب فرا رسید و گرفتار امتحان الهی شد.
ایوب ثروت و مکنت و فرزندان را یکی پس از دیگری از دست داد. در تمام مراحل این آزمایش بزرگ ، صبر ایوب بر حوادث و پیشامدهای تلخ چیره شد و آن گاه که نیمه جانی بیش برایش نمانده بود دست به دعا برداشت و چنین گفت :
انی مسنی الضر وانت ارحم الراحمین [۳۴]؛
بارالها، ضرر و زیان به جان من رسید و تو ارحم الراحمین هستی .
شیخ طبرسی گوید: این سخن ایوب ، کنایهای ظریف برای طلب حاجات است [۳۵].
در آیه دیگر آمده است که ایوب چنین گفت :
انی مسنی الشیطان بنصب و عذاب [۳۶]؛
پروردگارا، شیطان باسختی و رنج و عذاب به سراغ من آمد.
به هر حال دعای ایوب مستجاب شد و از این امتحان بزرگ سربلند برآمد و بر شیطان و پیروانش روشن شد که ایوب در شادی و غم ، دارایی و نداری ، تندرستی و بیماری خداپرست و خدا دوست است .
ندا رسید: با پایت زمین را بخراش ، چشمهای برمی آید، که آبش بیماریهای تو را مداوا میکند و هم نوشیدنی گوارا برای تو است . خداوند سلامتی را به او برگرداند و از فرزندان و خاندان دو چندان به او عنایت کرد. ثروت و مکنت رفته باز آمد و زندگی او بیش از پیش رونق یافت .
درباره تفسیر از فرزندان دو چندان به او عنایت کرد از امام صادق علیه السلام پرسیدند، آن حضرت فرمود: علاوه بر فرزندانی که در این امتحان بزرگ از دنیا رفته بودند، فرزندانی که پیش از آن هم از ایوب وفات یافته بودند، زنده شدند [۳۷]؛
دعاهای حضرت یوسف علیه السلام
۱. یکی از پیامبران الهی یوسف است . داستان یوسف در قرآن کریم بلند و پرنکته است . حسد برادران را وادار میکند که او را به چاه بیندازند. قافلهای
سر میرسد و دلو را در چاه میافکنند تا آب بکشند و استفاده کنند. ناباورانه مینگرند به جای آب ، نوجوانی زیبا از چاه سر برآورد. او را به بردگی میگیرند و در مصر به فروش میرسانند. یوسف به عنوان برده به کاخ عزیز مصر راه مییابد و زلیخا همسر عزیز شیفته یوسف میشود و میخواهد از او کام گیرد.
یوسف پاکدامن پیغمبر زاده ، به گناه تن نمیدهد. او را تهدید به زندان میکنند. یوسف دست به دعا برمیدارد و میگوید:
رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه و الاتصرف عنی کیدهن اصب الیهن و اکن من الجاهلین [۳۸]؛
بارالها، زندان برای من دوست داشتنی تر است از گناهی که مرا به سوی آن فرا میخوانند، اگر مکر زنان را از من مگردانی با آنان درآمیزم و از جاهلان خواهم بود.
خداوند هم دعای او را مستجاب فرمود و مکر زنان دربار را از او بگرداند. پس یوسف را زندانی کردند.
۲. یوسف مدتی را در زندان میگذراند. سالها و حکایتها میگذرد تا آن که برای تعبیر خواب پادشاه مصر در زندان به نزد او میآیند. یوسف از موقعیت استفاده میکند، از بی گناهی خود میگوید، و از سبب زندانی شدن خود جویا میشود.
پیام او را به پادشاه میرسانند. پادشاه زنان را حضار میکند. همه زنان ، به ویژه زلیخا همسر پادشاه ، برگناهکاری خود و بیگناهی یوسف گواهی میدهند. یوسف از زندان آزاد، مقرب دربار و وزیر دارایی و اقتصاد میشود. در کنعان مردم دچار قحطی میشوند و برای تهیه آذوقه به سوی مصر رو میآورند، مصر که با تدبیر یوسف دارای انبارهای بزرگ غله شده است پذیرایی فرزندان یعقوب میشوند.
یوسف ، پدر و مادرش را احترام میکند و بر تخت مینشاند، و برادرانش در برابر او به خاک در میافتند و برای خداوند سجده میگزارند با پدید آمدن چنین صحنهای ، خوابی که یوسف در نوجوانی دیده بود و به پدرش بازگو کرده بود تعبیر میشود. در چنین شرایطی یوسف دست به دعا برمیدارد و با خداوند چنین مناجات میکند:
رب قد آتیتنی من الملک و علمتنی من تاءویل الاحادیث فاطر السموات و الارض انت ولیی فی الدنیا و الاخرة توفنی مسلما و الحقنی بالصالحین [۳۹]؛
بارالها، تو به من ریاست دادی ، و تعبیر خواب را تو به من آموختی ، ای آفریننده آسمانها، و زمین ، تو ولی و سرپرست منی در دنیا و آخرت ، مرا مسلمان بمیران و به نیکوکارانم بپیوند.
دعای حضرت یونس علیه السلام
حضرت یونس یکی از پیامبران الهی بود او زمانی دراز مردم را به توحید و یکتاپرستی فرا خواند. لیکن این دعوت و تبلیغ طولانی مردم را به راه نیاورد و آنان همچنان بر کفر خود لجاجت میکردند. در این هنگام که یونس از جهل و کفر آنان به خشم آمده بود پیش از آن که از خداوند اجازه گیرد از شهر خارج شد و سر به بیابان گذاشت . رفت تا به دریا رسید. به قدرت الهی یک ماهی بزرگ دهان باز کرد و یونس را بلعید. یونس بدون آن که در شکم ماهی هضم شود زندانی شد و دانست این سزای آن است که بدون اذن الهی ، ماءموریت خود را رها کرده است .
در چنین شرایطی با دلی شکسته و قطع امید از همه جا، دعا کرد و گفت :
لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین [۴۰]؛
خدایا، معبودی به جز تو نیست ، منزهی از هر عیب به درستی که من از کسانی هستم که بر خود ستم کردم .
خداوندا در قرآن کریم میفرماید: ما دعای او را مستجاب کردیم .
و او را از غم نجات دادیم ، و این چنین همه مؤ منان را نجات میدهیم .
حضرت یونس که از شکم ماهی و دریای عمیق نجات یافته بود، به محل ماءموریت خود باز آمد و مردم هم که در غیاب او به خود آمده بودند به گرد او جمع شدند و راه پاکی و خداپرستی در پیش گرفتند.
چند نکته
۱. خداوند در پایان داستان یونس میفرماید: و کذلک ننجی المؤ منین ؛ ما این چنین مؤ منان را از غم و گرفتاری نجات میدهیم گویا داستان یونس برای این در قرآن آمده است که این قانون کلی و سنت همیشگی الهی بازگو شود: نجات مؤ منان گرفتار، برنامه دائمی خداست ، که در همه زمانها و مکانها و در تمام نسلها جاری است .
پر واضح است که این بشارت و مژدهای برای همه ماست .
پیامبر گرامی ما فرمود: آیا شما را راهنمایی کنم به اسم اعظم الهی ، که هر گاه خداوند با آن اسم خوانده شود جواب دهد، و هر گاه با آن اسم از خداوند درخواست شود پاسخ دهد؟ آن دعای یونس است که در تاریکیها خواند: لااله الاانت سبحانک انی کنت من الظالمین .
مردی پرسید: ای رسول خدا! آیا این دعا مخصوص یونس بود یا برای همه مؤ منان است ؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آیا نشنیدی بقیه آیه را: و کذلک ننجی المؤمنین [۴۱]؛
۲. عارفان الهی به دعای حضرت یونس اهمیت فراوان میدهند، و بدان اهتمام ورزند و آن را ذکر یونسیه نامند.
۳. دعاهای معصومان علیهم السلام ریشه قرآنی دارد. چرا که آنان فرزندان قرآنند و از معرفت زلال قرآنی بهره مندند. امام حسین علیه السلام با اقتباس از دعای حضرت یونس ، در دعای عرفه گوید:
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین . لا اله الا انت سبحانک انی کنت من المستغفرین لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الموحدین . لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الخائفین . لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الوجلین . لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الراجین . لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الراغبین . لا اله الا انت سبحانک انی کنت من المهللین لا اله الا انت سبحانک انی کنت من السائلین . لا اله الا انت سبحانک انی کنت من المسبحین . لا اله الا انت سبحانک انی کنت من المکبرین . لا اله الا انت سبحانک ربی و رب آبائی الاولین ؛
به جز تو خدایی نیست ، منزهی از عیب من از ستمکارانم به جز تو خدایی نیست منزهی تو، من از استغفار کنندگانم . به جز تو خدایی نیست ، منزهی تو، من از یکتا پرستانم . به جز تو خدایی نیست ، منزهی ، من از بیمناکان از عذاب توام . به جز تو خدایی نیست ، منزهی تو من از افراد ترسانم . به جز تو خدایی نیست منزهی تو، من از امیدوارانم . به جز تو خدایی نیست ، منزهی تو من از آرزومندم . به جز تو خدایی نیست ، منزهی تو، من از لااله الا الله گویانم . به جز تو خدایی نیست ، منزهی تو من از گدایانم به جز تو خدایی نیست ، منزهی تو، من از تسبیح گویانم . به جز تو خدایی نیست ، منزهی تو، من از الله اکبر گویانم . به جز تو خدایی نیست ، منزهی تو که پروردگار من و پروردگار پدران پیشین منی .
چند حدیث در فضیلت این دعا
۱. پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله : هر بیمار مسلمانی که این دعا را بخواند، اگر در آن بیماری (بهبودی نیافت و) مرد پاداش شهید به او داده میشود و اگر بهبودی یافت خوب شده در حالی که تمام گناهانش آمرزیده شده است [۴۲].
۲. رسول خدا صلی الله علیه و آله : آیا به شما خبر دهم از دعایی که هرگاه غم و گرفتاری پیش آمد آن ادعا را بخوانید گشایش حاصل شود؟ اصحاب گفتند: آری ای رسول خدا. آن حضرت فرمود: دعای یونس که طعمه ماهی شد: لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین [۴۳].
۳. امام صادق علیه السلام : عجب دارم از کسی که غم زده است چطور این دعا را نمیخواند لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین چرا که خداوند به دنبال آن میفرماید: فاستبجنا له و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المؤ منین (ما او را پاسخ دادیم و از غم نجات دادیم و این چنین مؤ منان را نجات میدهیم )[۴۴].
۴. مرحوم کلینی نقل میکند: مردی خراسانی بین مکه و مدینه در ربذه به امام صادق علیه السلام برخود و عرضه داشت : فدایت شوم من تا کنون فرزنددار، نشدهام ، چه کنم ؟
حضرت فرمود: هرگاه به وطن برگشتی و خواستی به سوی همسرت روی آیه ، و ذالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر علیه فنادی فی الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین را تا سه آیه بخوان ان شاء الله فرزنددار خواهی شد [۴۵].
دعای اصحاب کهف
داستان اصحاب کهف را خوانده و شنیدهایم . گروهی از جوانان موحد و خداپرست که از جو کفرآمیز جامعه و حکومت پلید زمان نفرت دارند و به خشم آمدهاند راهی کوه و بیابان میشوند تا بتوانند با آزادی خدا را عبادت کنند و با حق تعالی انس گیرند. وقتی که مسیر را پیمودند و به غار پناه بردند، در آن جا دست به دعا برداشتند و چنین گفتند:
ربنا اتنا من لدنک رحمة و هیی ء لنا من امرنا رشدا [۴۶]؛
بارالها از نزد خودت به ما رحمت ده و رشد و پیشرفت در کار برای ما مهیا کن .
طالبان رحمت الهی و راهیان رشد و ایمان و نیکبختی و هدایت الهی ، شایسته است این دعا را زمزمه کنند.
دعای حضرت شعیب علیه السلام
شعیب یکی از پیامبران الهی بود که در راه ابلاغ توحید و هدایت مردم رنجها برد و از نامردان و پیروان شرک و شیطان مصیبتها کشید. مردمان مدین ، هم در اعتقادات و باورها دچار گمراهی و کج اندیشی بودند وهم در رفتارهای اجتماعی به بیراهه میرفتند وهم در داد و ستد اهل خیانت بودند. شعیب به فرمان الهی دامن همت به کمر زده به تبلیغ توحید ناب ، مبارزه با مفاسد اجتماعی و اقتصادی آنان میپرداخت .
امام مردمی که به باورهای باطل و عادتهای نادرست خو گرفته بودند، شعیب را تخطئه و از باورها و سنتهای خود دفاع میکردند. شعیب به آنان گفت : ان ارید الا الا صلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب [۴۷]؛ من قصدی به جز اصلاح تا آن جا که بتوانم ندارم . موفقیت من به دست خداست ، بر او توکل کردم و به سوی او باز میکردم .
شعیب مردم را به توحید و توبه فراخواند و از این که عذاب الهی که بر امتهای پیشین نازل شده ، بر آنان نیز نازل شود آنان را بیم داد.
اما آن مردم به جای هشیاری ، شعیب را تهدید کردند که اگر حرمت خویشانت نبود، تو را سنگسار میکردیم .
روشنگری و مبارزه فرهنگی فکری شعیب ادامه یافت تا آن هنگام که سران کفر و جهل ، شعیب و مؤ منان را بر سر دو راهی قرار دادند و گفتند: به آیین ما برگردید، وگرنه شما را از شهر بیرون میکنیم شعیب در پاسخ گفت : پس از آن که خدای متعال ما را از آیین شما نجات بخشید اگر به آن برگردیم بر خداوند افترا بستهایم و سپس گفت :
وسع ربنا کل شی ء علما علی الله توکلنا ربنا افتح بیننا و بین قومنا بالحق و انت خیرالفاتحین [۴۸]؛
دانش پروردگار ما همه چیز را فرا گرفته است ، بر خداوند توکل کردیم ، بارالها، بین ما و این مردم به حق داوری کن ، و، تو بهترین داورانی .
نفرین شعیب مستجاب شد و عذاب الهی بر تبهکاران فرود آمد.
دعاهای حضرت موسی علیه السلام
۱. یکی از داستانهای بلند قرآن کریم ، داستان موسی و فرعون است . خوابگزاران و منجمان به فرعون میگویند: به زودی فرزندی به دنیا میآید که تاج و تخت تو را نابود میسازد. با این خبر وحشتناک فرعون دست به کار میشود تا موسی به عرصه هستی قدم نگذارد اما به خواسته الهی و علم رغم خواسته فرعون ، موسی به دنیا چشم گشود و به اعجاز الهی در دامن خود فرعون بالید و بزرگ شد و آنگاه که جوانی نیرومند شد خداوند به او علم و حکمت داد.
موسی ، یک روز خلوت داخل شهر شد دید دو نفر در حال نزاع و نبرد هستند، و یکی از آنان از پیروان اوست . آن که پیرو موسی بود موسی را به کمک خواست . موسی به یاری او شتافت و بر اثر ضربه موسی ، خصم از پا در آمد. در این هنگام موسی منقلب شد و دست به دعا برداشت و گفت :
رب انی ظلمت نفسی فاغفرلی [۴۹]؛
بارالها، من بر خود ستم کردم مرا بیامرز.
خداوند هم او را آمرزید.
موسی باز هم دعا کرد و گفت :
رب بما انعمت علی فلن اکون ظهیرا للمجرمین [۵۰]؛
خداوندا، به خاطر نعمتی که به من دادی هیچگاه پشتیبان گنهکاران نخواهم بود.
صبح روز بعد موسی با بیم و هراس در شهر گردش میکرد. دید مرد دیروزی ، امروز هم با کسی درگیر است . باز هم موسی را به کمک خواست . طرف مقابل به موسی رو کرد و گفت : آیا میخواهی مرا بکشی آن چنان که دیروز دیگری را کشتی !تو زورگویی نه مصلح !
از آن طرف شهر مردی سر میرسد و میگوید: ای موسی !سران گرد آمدهاند و برای کشتن تو نقشه میکشند، هر چه زودتر از شهر خارج شو!
موسی با احتیاط و مراقبت از شهر بیرون شد و چنین دعا کرد:
رب نجنی من القوم الظالمین [۵۱]؛
امیدوارم پروردگارم مرا به بهترین راه هدایت کند.
۲. موسی به شهر مدین رسید. در بیرون شهر مردمی را دید که در کنار چاهی جمع شدهاند و از آن آب میکشند و گوسفندان را سیراب میکنند. موسی دید دو زن دورتر ایستادهاند و در انتظار به نزد آنان رفت و پرسید: چرا این جا ایستادهاید؟ آن دو جواب گفتند: وقتی که چوپانها از چاه آب کشیدند و گله خود را آب دادند و دور شدند ما سر چاه میآییم ، آب میکشیم و گوسفندان خود را سیراب میکنیم .
موسی از سر وظیفه الهی و نوع دوستی به سر چاه آمد، برای آنان آب کشید و گوسفندان آنان را سیراب کرد آنان به راه افتادند و زودتر از هر روز به خانه رسیدند.
موسی که در مدین غریب بود و راه به جایی نمیبرد، به زیر سایه ، درختی رفت تا بیاساید؛ و خستگی راه از تن به در کند و چون امکانات و آذوقه نداشت دست به دعا برداشت این چنین خدا را خطاب کرد:
رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر [۵۲]؛
بارخدایا، من به هر آنچه بر من فرو فرستی محتاجم .
دعای موسی مستجاب شد دختران شعیب که زودتر از هر روز به خانه برگشته بودند ماجرای یاری جوانی ناشناس را برای پدر بازگفتند.
پدر یکی از آنان را به دنبال موسی فرستاد تا او را بیاورد موسی به خانه شعیب آمد از او پذیرایی کردند و چون توانایی و درستی و امانت او را دیدند او را به گرمی پذیرفتند، موسی داماد شعیب و صاحب همسر و زندگی شد.
گرچه در برخی روایات آمده است موسی در آن هنگام که این دعا را کرد به نانی محتاج بود، اما این دعا مخصوص نان و خوراکی نیست ، بلکه برای همه احتیاجات به کار میآید. دلیلش این است که موسی پس از این دعا صاحب همه چیز شد.
۳. موسی مدتی را که با شعیب عهد بسته بود در مدین بماند و سپس با خانواده و گله و دارایی خود رو به سوی وطن آورد تا به طور سینا رسید در آنجا، نوری از دور پدیدار شد. به سوی آن رفت تا برای گرم شدن همراهان از آن شعلهای برگیرد. آن نور حق تعالی بود که بر درختی تجلی کرده بود. در آن جا که بزرگترین حادثه زندگانی موسی که رسالت اوست رخ مینماید. موسی پیامبر شد و معجزه هم که دلیل صدق ادعای وی بود، به او عطا شد.
سرآغاز ماءموریت او، رفتن به دربار فرعون و هشدار و انذر و دعوت او به سوی خداوند متعال اعلام شد.
در این هنگام که موسی ماءموریت را دشوار یافت به درگاه الهی رو کرد و گفت :
رب اشرح لی صدری # و یسرلی امری # واحلل عقدة من لسانی # یفقهوا قولی # و اجعل لی وزیرا من اهلی # هرون اخی # اشدد به ازری # و اشرکه فی امری# کی نسبحک کثیرا# و نذکرک کثیرا# انک کنت بنا بصیرا [۵۳]؛
بارالها سینهام را گشاده دار. ماءموریتم را برایم آسان کن گره از زبانم بگشا. تا سخنم را بفهمند. از خاندانم برایم یاوری قرار ده که هارون برادرم باشد پشتم را به او محکم کن . و او را در ماءموریتم شریک کن . تا تو را تسبیح بسیار گوییم و بسیار تو را یاد کنیم . به درستی که تو با خبر و بینا بر احوال مایی .
خدای متعال پاسخ داد: ای موسی خواسته ات را برآورده ساختم سپس خداوندشیوه برخورد با فرعون را اینچنین به موسی به هارون آموخت :
به سوی فرعون روید، چرا که او را طغیان در پیش گرفته است به نرمی با او سخن گویید، شاید به خود آید یا بترسد موسی و هارون گفتند:
ربنا اننا نخاف ان یفرط علینا و ان یطغی [۵۴]؛
بارالها ما میترسیم بر ما ستم کند یا راه طغیان و نافرمانی پیش گیرد.
خداوند پاسخ داد: نترسید من با شمایم ، آنچه پیش آید میشنوم و میبینم .
دعای ساحران مؤ من
موسی و هارون به فرمان الهی رهسپار دربار فرعون شدند و به فرمان پروردگار به نرمی با او سخن گفتند از آزادی بنی اسرائیل عذاب قیامت خداشناسی نعمتهای الهی مرگ معاد و آیات دیگر الهی برایش گفتند و معجزات الهی را به او نشان دادند.
فرعون ، معجزات الهی را سحر و موسی دانست و روز عید را برای مبارزه با آن تعین کرد.
فرعون داناترین ساحران را گرد آورد و به آنان دلگرمی و وعده داد که اگر موسی را شکست دادند از مقربان او خواهند شد.
روز عید فرا رسید. همه در مکان مقرر گرد آمدند تا مبارزه ساحران نامدار را با موسی و هارون ببینند. در آغاز ساحران به سحر پرداختند به گونهای که موسی بترسید. ناگهان ندا آمد: ای موسی ، نترس ، تو برتری ، عصایت را بینداز تا ساختههای ساحران را ببلعد .
موسی به فرمان خدا دست به کار شد عصایش را افکند در دم به اعجاز الهی سحر ساحران را ببلعید و کاری کرد که ساحران و فرعون به سجده در افتادند و به حقانیت خداوند و صدق موسی و هارون و پوچی ادعای خدایی فرعون گواهی دادند.
فرعون رو به آنان کرد و گفت : پیش از آن که من به شما اجازه دهم به خدا ایمان آورید؟ این نقشه را طرح کردید که مردم را پراکنده و از شهر بیرون کنید؛ به زودی خواهید فهمید!دست و پایتان را برعکس یکدیگر میبرم و همه شما را به دار میآویزم .
ساحران تازه ایمان آورده گفتند: ما به سوی پروردگارمان برمیگردیم ، و تو که ما را مجازات میکنی برای آن است که ما وقتی معجزه الهی را دیدیم ایمان آوردیم . و در این هنگام دست به دعا برداشتند و گفتند:
ربنا افرغ علینا صبرا و توفنا مسلمین [۵۵]؛
بار خدایا، صبر و پایداری بر ما ببار و ما را مسلمان بمیران .
دعای مؤ منان
موسی و هارون مدتی در میان بنی اسرائیل به تبلیغ توحید و ایمان و مبارزه و آزادی دست زدند، اما به جز اندک ایمان نیاوردند، چرا که ترس از فرعون و حکومت ظالمانه اش مانع از گرایش مردم به موسی میشد.
موسی که به همین گروه اندک نیز اطمینان خاطر نداشت باری تقویت ایمان و روحیه آنان گفت : اگر مؤ منیند و از مسلمانانید بر خداوند توکل کنید .
آنان گفتند: بر خداوند توکل کردیم و سپس رو به جانب پروردگار بزرگ کرند و چنین دعا کردند:
ربنا لاتجعلنا فتنة للقوم الظالمین # و نجنا برحمتک من القوم الکافرین [۵۶]؛
بارالها، ما را هدف قوم ستمکار قرار مده و به رحمت خود ما را از شر کافران نجات بخش .
۶. موسی به فرمان الهی به دعوت توحیدی ادامه میداد، اما کمتر کسی به او ایمان میآورد و فرعون ستمگر و دستگاه جبارش بر فشار خود به موسی و هارون میافزود. اما شدت عمل فرعونیان و گمراهی مردم مانع از کار موسی نشد. از این رو با ایمان کامل و با قاطعیت اعلام کرد:
افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد [۵۷]؛
سرنوشتم را به خدا سپردم ، به درستی که خدا بر بندگانش بیناست .
مکنت و ثروت و قدرت فرعونیان چشمها را خیره کرده بود. مردم هم که دارای رشد عقلانی نبودند، بین موسی و مؤ منان از یک سو، و فرعون و دستگاه سلطنتش از سوی دیگر مقایسه میکردند، و پیداست وقتی که ملاک در مقایسه ، ظواهر مادی و لباس و کاخ و ملک و پول و زر باشد کفه فرعون برتری دارد و موسی و هارون به او نمیرسند. چرا که فرعون سلطان دنیاپرست و جمع کننده قدرت و ثروت بود، موسی و هارون پیام آور ایمان و اعتقاد و عدالت و آزادی بودند.
موسی که ثروت و جاه و جلال مادی فرعون و اطرافیانش را مانع گرایش مردم به توحید و تقوا میدید، در مناجات با خداوند چنین گفت :
ربنا انک اتیت فرعون و ملاه زینة و اموالا فی الحیاة الدینا ربنا لیضلوا عن سبیلک ربنا اطلس علی اموالهم و اشدد علی قلوبهم فلا یؤ منوا حتی یروا العذاب الالیم [۵۸]؛
بارالها، تو به فرعون و اطرافیانش جمال و مال در دنیا دادهای اما - آنان به جای شکر گزاری - از راه تو گمراه شدند. بارالها، اموالشان را نابود و دلهایشان را سنگ کن - تا دیگر ایمان اجباری نیاورند - تا آن عذاب دردناک را ببینند.
نکته
پس از این مناجات خداوند فرمود: دعای شما مستجاب شد .
در تفسیر این آیه از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: بین این دعا و مستجاب شدن آن نابودی فرعون چهل سال فاصله شد [۵۹] از ین حدیث در مییابیم که گاهی ممکن است بنابه صالحی که خدا میداند اجابت دعای ما به تاءخیر افتد که نباید ماءیوس شد بلکه همچنان باید به فضل و رحمت خداوند امیدوار بود تا زمان استجابت دعا فرا رسد.
امام صادق علیه السلام فرمود: عجب دارم از کسی که علیه او نقشه میشکند، و حیله به کار میبرند؛ چرا نمیگوید افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد در حالی که خداوند در پی آن فرماید (تا موسی این جمله را گفت و کاریش را به خدا سپرد) خداوند موسی را از شر حیلههای فرعونیان حفظ کرد .
۷. آنگاه که موسی میخواهد چهل روز به میقات به کوه طور رود، برادرش هارون را به جانشینی خود میگمارد.
موسی به میقات میرود. در آن جا خواستار رؤ یت حق تعالی میشود. خداوند به او میفرماید: هرگز مرا نمیبینی ، به کوه بنگر اگر کوه پس از تجلی خداوند بر آن ، آرام گرفت مرا میبینی .
و آنگاه که خداوند بر کوه تجلی کرد، کوه خرد شد و مو سی بی هوش درافتاد وقتی که به هوش آمد خطاب به خداوند گفت :
سبحانک تبت الیک و انا اول المؤ منین [۶۰]؛
بارالها، منزهی ، به سوی تو توبه میکنم و من نخستین ایمان آورندگانم .
۸. میقات موسی به سر آمد و پس از چهل روز به جمع مردم بازگشت . وقتی از گوساله پرستی مردم با خبر شد اندوه وجودش را فرا گرفت . به خشم آمد و الواح تورات را بر زمین افکند، و با هارون بیاویخت .
هارون گفت : برادر این مردم مرا ضعیف داشتند نزدیک بود مرا بکشند و هر چه آنان را به هدایت خواندم بی ثمر ماند در چنین شرایطی موسی دست به دعا برداشت و گفت :
رب اغفرلی ولاخی و ادخلنا فی رحمتک و انت ارحم الراحمین [۶۱]؛
بارالها من و برادرم را بیامرز و ما را به رحمت خود داخل کن ، تو ارحم الراحمین هستی .
۹. هنگام که موسی نوبت دیگر خواست به میقات برود از میان مردم خود هفتاد نفر را انتخاب کرد و همراه خود برد. چون به میقات رسیدند، چنان لرزشی آنان را فرا گرفت که یقین به نابودی خود کردند. در چنین شرایطی موسی به دعا برخاست و چنین گفت :
رب لو شئت اهلکتهم من قبل و ایای اتهلکنا بما فعل السفهاء منا ان هی الا فتنتک تضل بها من تشاء و تهدی من تشاء انت ولینا فاغفرلنا و ارحمنا و انت خیر الغافرین # و اکتب لنا فی هذه الدنیا حسنة و فی الاخرة انا هدنا الیک[۶۲]؛
۱۰. وقتی که موسی و بنی اسرائیل از دریا گذشتند و فرعون و لشکرش در دریا غرق شدند، موسی به بنی اسرائیل رو کرد و گفت : نعمتهای الهی را به یاد داشته باشید؛ چرا که در میان شما پیامبران و پادشاهان قرار داد و نعمتهایی به شما داد که به هیچ کس نداد، اکنون به سرزمین قدس داخل شوید .
بنی اسرائیل در پاسخ گفتند: قومی ستمگر در آن سرزمین هستند و تا زمانی که از آنجا خارج نشوند ما داخل نمیشویم ، ای موسی تو و خدایت بروید و بجنگید، ما ین جا نشستهایم .
موسی که آن همه تلاش و تبلیغ را برای هدایت و رهانیدن آن مردم از چنگ فرعون نقش بر آب دید، دست به دعا برداشت و گفت :
رب انی لا املک الا نفسی و اخی فافرق بیننا و بین القوم الفاسقین [۶۳]؛
بارالها من اختیار خود و برادرم را دارم ، خودت بین ما و این قوم فاسق جدایی انداز.
در این هنگام حق تعالی فرمود: آنها باید چهل سال سرگردان در بیابان به سربرند و تو بر این مردم فاسق افسوس مخور.
دعای بنی اسرائیل
موسی در غیاب خود هارون را به جانشینی تعیین کرده بود هارون . هم با نهایت دلسوزی به مسئولیت خود قیام کرد و به راهبری و هدایت مردم پرداخت .
وقتی که موسی به میقات رفت مؤ منان دو دل و متزلزل هارون را تنها دیدند، و زمینه را برای شیطنت خود آماده یافتند. سامری از زیور آلات آنان گوسالهای ساخت که آن را میپرستیدند. اما به زودی پشیمان شدند و دریافتند که بیراهه رفتهاند از این رو، به درگاه الهی روی آوردند و با تضرع و خشوع گفتند:
لئن لم یرحمنا ربنا و یغفرلنا لنکون من الخاسرین [۶۴]؛
اگر پروردگار ما به رحم نکند و ما را نیامرزد، از زیانکاران خواهیم برد.
دعای همسر فرعون
در سوره تحریم ، به ناسازگاری بعضی از همسران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اشاره شده است و در پایان سوره چند نمونه مثبت و منفی از زنان خوش بخت و بدبخت یاد میشود، دو نمونه منفی و بدعاقبت همسران نوح و لوط هستند، آن دو با این که با دو پیامبر الهی در زیر یک سقف زندگی میکردند، از چنین زمینهای بهره نگرفتند تا به کمال معنوی برسند بلکه به آن دو پیامبر خیانت کردند و اهل آتش شدند. در مقابل از دو نمونه مثبت یاد میشود. یکی مریم ، و دیگری آسیه ، همسر فرعون ، آسیه در خانه فرعون بود و با او زندگی میکرد، اما ادعای خدایی او را باور نداشت بلکه یک انسان موحد بود که خداوند در قرآن کریم از او به عنوان نمونه و مثل برای مؤ منان یاد میکند. گویند وقتی فرعون دانست که همسرش خداپرست است به دستور او شکنجه اش کردند تا زیر شکنجه جان داد.
ملکه موحد فرعون در زیر شکنجه این گونه خدا را میخواند و دعا میکرد:
رب ابن لی عندک بیتا فی الجنة و نجنی من فرعون و عمله و نجنی من القوم الظالمین [۶۵]؛
بارالها، برای من نزد خودت در بهشت خانهای بساز، و مرا از فرعون و کردارش نجات ده ، و مرا از قوم ستمکار رهایی بخش .
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: سه نفر یک چشم بر هم زدن وحی کافر نشدند، مؤ من آل یاسین ، علی بن ابیطالب ، آسیه همسر[۶۶] فرعون .
در حدیث دیگری رسول خدا صلی الله علیه و آله آسیه همسر فرعون را یکی از چهار زن برتر بهشتیان شمرد.
دعاهای حضرت زکریا علیه السلام برای درخواست فرزند
زکریا یکی از پیامبران الهی است . او یک عمر توحید و خداپرستی و پاکی و درستی را تبلیغ کرد و مردم را به راه راست هدایت نمود. آنگاه که به سن پیری رسید فکر میکرد به زودی مرگ به سراغ او خواهد آمد و در غمی جانکاه فرو رفت .
غم و اندوه زکریا برای آن بود که فرزندی نداشت واز نزدیکان او هم کسی نبود که راه او را ادامه دهد و از این نظر بسیار اندوهگین شد که مشعل هدایتی که از دیرباز در خاندان او و به دست پدران او بوده است به خاموشی گراید.
پیری خود و عقیم بودن همسر، او را از چشم داشتن به الطاف الهی باز نداشت او این خواسته و آرزوی خود را در موارد گوناگون از خداوند درخواست کرد در سه جای قرآن کریم از آن یاد شده است :
الف ) حنه همسر عمران در حالی که حاملگی نذر کرده بود فرزندی که به دنیا میآورد خدمتگزار بیت المقدس شود. وقتی که زایمان کرد دختر زایید و گفت : خداوندا دختر زاییدم - گرچه آرزو داشتم پسر باشد - و او را مریم نامیدم ، و از شیطان رجیم به تو پناه دادم .
خداوند هم نذر او را قبول کرد. زکریا که شوهر خاله مریم و بزرگ بیت المقدس بود سرپرستی مریم رابه عهده گرفت و او را بزرگ کرد و در میان مسجد برای او محرابی ساخت که مریم در آن به عبادت میپرداخت . زکریا هرگاه برای سرکشی به مریم به محراب او داخل میشد مشاهده میکرد طعام گوارا و میوههای غیر فصل نزد مریم موجود است ، از مریم میپرسید: اینها از کجا برای تو آمده است ؟
جواب میشنید: از جانب خداوند متعال آمده و خداوند به هر کس خواهد روزی بی حساب میدهد .
در این هنگام عبادت و معنویت و کمالات مریم ، زکریا، را تکان داد و با خود گفت : چه میشد، من چنین فرزندی داشتم و بلافاصله دست به دعا برداشت و گفت :
رب هب لی من لدنک ذریة طیبة انک سمیع الدعاء [۶۷]؛
سپس در حالی که در محراب نماز میگزارد فرشتگان الهی به او بشارت دادند که خداوند فرزندی به نام یحیی که بزرگ و پاکدامن و پیامبر خواهد بود به تو عطا میکند.
زکریا ناباورانه گفت : کجا من پسری خواهم داشت ، چرا که خود پیرو و همسرم ناز است ؟
جواب آمد: خداوند انجام میدهد آنچه را خواهد .
ب ) در آغاز سوره مریم آمده است : یاد کن رحمت پروردگارت را بر حضرت زکریا آن گاه که آهسته پروردگارش را خواند و گفت :
رب انی و هن العظم منی و اشتعل الراءس شیبا و لم اکن بدعائک رب شقیا# و این خفت المولی من ورائی و کانت امراءتی عاقرا فهب لی من لدنک ولیا # یرثنی و یرث من آل یعقوب و اجعله رب رضیا [۶۸]؛
بارالها، استخوانم سست شده و موی سپید سرم را فرا گرفته است ، تا کنون هرگاه تو را خوانده امت بد عاقبت نبودهام من از اموال پس از خود میترسم ، همسرم نیز عقیم است . فرزندی به من عطا کرد از جانب خود که وارث من و وارث آل یعقوب باشد، و او را پسندیده بدار.
از جانب خداوند ندا آمد: ای زکریا تو را بشارت میدهیم به پسری که نامش یحیی است و پیش از این همنامی نداشته است .
زکریا گفت : پروردگارا، کجا من پسری خواهم داشت در حالی که همسر نازاست ؟
جواب آمد: خدای تو اینچنین میخواهد و برای او آسان است پیشتر تو را آفریدم در حالی که چیزی نبودی .
خداوند یحیی را با کتاب و حکمت به زکریا عطا فرمود.
ج ) در سوره انبیاء، در مقام یاد پیامبران اشاره به زندگی و بندگی شان ، آنگاه که نوبت به زکریا میرسد، خداوند میفرماید: آنگاه که زکریا پروردگارش را ندا داد و گفت :
رب لاتذرنی فردا و انت خیر الوارثین [۶۹]؛
بارالها، مرا تنها نگذار و تو بهترین وارثانی .
و خداوند فرماید: ما دعای او را مستجاب کردیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را به صلاح آوردیم ، آنان در کارهای خیر شتاب داشتند و با امید و بیم ما را میخواندند و در برابر ما خاشع بودند.
چند حدیث
۱. در تاریخ آمده است که : رسول خدا صلی الله علیه و آله هرگاه حضرت علی علیه السلام را در جنگها به میدان میفرستاد دعا میکرد و میگفت : رب لاتذرنی فردا وانت خیر الوارثین بارالها مرا تنها مگذار - یعنی علی را از من مگیر - و تو بهترین وارثانی [۷۰].
۲. مرحوم کلینی از حارث نصری حکایت میکند که او گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم : خاندان من همه منقرض شدهاند و من هم فرزندی ندارم (کنایه از این که به من دعایی تعلیم کن تا به برکت آن فرزند دار شوم ).
حضرت فرمود: در سجده بگو: رب هب لی من لدنک ذریة طیبة انک سمیع الدعاء رب لاتذرنی فردا و انت خیرالوارثین .
حارث گوید: من به دستور حضرت عمل کردم و در سجدهام این دو آیه را خواندم . خداوند به من دو پسر به نامهای علی و حسین عطا کرد [۷۱]؛
۳. علی بن محمد صیمری کاتب گوید: با دختر جعفر بن محمد کاتب ازدواج کردم و او را بسیار دوست داشتم اما از این ازدواج فرزندی نصیبم نشد. به سراغ امام هادی علیه السلام رفتم و داستان خود را برای او باز گفتم . او تبسم کرد و فرمود: انگشتری فراهم کن که نگینش فیروز باشد و بر آن بنویس (رب لاتذرنی فردا و انت خیرالوارثین . صیمری گوید به دستور حضرت عمل کردم ، یک سال نگذشت که از آن همسر پسری روزی ام [۷۲] شد .
روایات دیگری هم درباره نحوه طلب فرزند از خداوند آمده است [۷۳].
دعای مادر مریم
حنه همسر عمران بود و هر دو از موحدان و از خاندان بزرگ توحید و یکتاپرستی بودند. هنگامی که حنه باردار شد نذر کرد که فرزندی که در راه دارد خدمتگزار بیت المقدس شود. او که انتظار داشت فرزندش پسر باشد، به هنگام زایمان دریافت نوزادش دختر است . او را مریم نامید و زکریای پیامبر بزرگ بیت المقدس و شوهر خاله مریم سرپرستی او را به عهده گرفت .
مریم همراه با رشد جسمی ، جانش نیز در پرتو تعلیمات الهی پرورش یافت و بدون همسر با نفخ روح الهی عیسی را بزاد.
خداوند از دعای حنه مادر مریم و همسر عمران چنین یاد میکند:
او گفت :
رب انی نذرت لک ما فی بطنی محررا فتقبل منی انک انت السمیع العلیم [۷۴] .
بارالها، من فرزندی که در شکم دارم نذر کردم ، برای تو آزاد باشد از من بپذیر به درستیکه تو شنوا و دانایی .
در آیه دیگر میفرماید: خداوندش به نیکو قبولی از او پذیرفت [۷۵].
دعای حواریون عیسی علیه السلام
حضرت عیسی علیه السلام در میان بنی اسرائیل به پیامبری برانگیخته شد. بنی اسرائیل که مردمی بهانه گیر و لجوج بودند حضرت عیسی را میآزردند. معجزاتی که عیسی علیه السلام در معرض دید آنان قرار میداد، آنان را بیدار نکرد و همچنان بر کفر خود اصرار میورزیدند.
عیسی علیه السلام که بی خردی آنان را دید در میان مردم ندا داد چه کسانی مرا در راه خدا یاری میکنند ؟
حواریون ، گفتند ما یاوران الهی هستیم ، به خداوند ایمان آوردهایم و گواه باش که ما تسلیم اوییم . و سپس دست به دعا برداشتند و چنین دعا کردند:
ربنا ءامنا انزلت و اتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین [۷۶].
بارالها، به آنچه نازل فرمودی ایمان آوردیم ، و پیامبرت را پیروی کردیم ، پس ما را از گواهان قرار ده .
دعای حضرت عیسی علیه السلام
در دعای پیشین گفتیم وقتی که عیسی علیه السلام کفر و لجاجت بنی اسرائیل را دید از میان یاورانی طلبید. حواریون اعلام کردند: ما یاوران الهی هستیم و تو را در برابر کافران یاری میدهیم . اما اینان نیز به راحتی عیسی را همراهی نمیکردند، بلکه سخنان و خواستههای ناروایی داشتند. یکی از خواستههای آنان مائده آسمانی بود عیسی به آنان گفت تن اگر به راستی ایمان آوردهاید از خدا پروا کنید و بهانه جویی نکنید آنان گفتند: ما میخواهیم از مائده آسمانی بخوریم تا قلب ما به پیام و پیامبری تو اطمینان یابد و بدانیم تو با ما صادقانه سخن میگویی . در این هنگام عیسی علیه السلام دست به دعا برداشت و چنین گفت :
اللهم ربنا انزل علینا مائدة من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و آخرنا و آیة منک و ارزقنا و انت خیرالرازقین [۷۷]؛
بارالها، پروردگارا!بر ما مائده آسمانی فرو فرست تا برای اول و آخر ما عید شود، و نشانهای از تو باشد، و ما را روزی ده که ، تو بهترین روزی دهندگانی .
خداوند در پاسخ فرمود: من آن را بر شما فرو میفرستم هر کدام از شما، پس از این معجزه باز هم کفر ورزد او را به گونهای عذاب کنم که هیچ کس از جهانیان را بدان گونه عذاب نکنم .
دعای مجاهدانی که در رکاب پیامبران جهاد کردند
خداوند متعال وقتی میخواهد مؤ منان مجاهد را قوت قلب دهد و راه و رسم صحیح جهاد را به آنان آموزد و توکل و تعبد را در آنان زنده کند، و شیوه پایداری و صبر و ثبات را برای آنان ترسیم کند و طریقه دعا و نیایش مردان جهاد و شهادت را بازگو کند میفرماید: چه بسیار پیامبرانی که تودههای انبوه همراه آنان با دشمنان پیکار کردند و به خاطر رنج و مصیبتی که در راه خدا دیدند، سست نشدند و به ضعف نگراییدند، و در برابر دشمن تسلیم نشدند، و خداوند صابران را دوست میدارد خواسته و دعایشان تنها این بود:
ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی لقوم الکافرین [۷۸].
پروردگارا، گناهان و کوتاهی و تندروی ما را در کار خود بیامرز، و گامهای ما را ثابت بدار، و ما را بر کفار پیروز فرما.
خداوند در پاسخ ، پاداش دنیای که پیروزی و سربلندی آنهاست و پاداش نیکوی آخرت را که بهشت و مقام قرب خداست به ایشان عطا فرمود.
در زمان ما هر گاه جنگی بین مسلمین و کفار در گیرد و نیز، در نبرد دائمی فرهنگی ، عقیدتی سیاسی ، میان اهل ایمان و پیروان شرک و شیطان در هر نقطه جهان ؛ به منظور پیمودن مسیر صحیح و صبر و پایداری و طلب هدایت و پیروزی از خداوند شایسته است این دعا را زیاد بخوانیم .
دعای صاحبان باغ سوخته
در زمانهای دور، در سرزمین یمن مرد با ایمانی زندگی میکرد. او باغ و بستان بزرگ و آبادی داشت و به هنگام برداشت محصول ، فقیران و تهی دستان به باغ او میآمدند، و بهره میبردند. وقتی که پدر از جهان رخت بر بست پسران مالک باغ به مستمندان چیزی ندهند. زمان برداشت محصول فرا رسید آنان با خود گفتند:
فردا صبح بی سر و صدا به باغ میرویم و به سرعت محصول را جمع میکنیم و تا تهیدستان از شروع برداشت محصول بیخبر هستند، ما کار را تمام کرده و آن را به خانه و انبار میآوریم . آنان بدون آن که توجه کنند که نعمتها همه از خداست و خداوند در محصول آنان برای فقرا سهمی قرار داده است ، با این تصمیم ، شب خوابیدند تا پگاه به باغ روند.
همان شب آتش الهی ، باغ را سوزاند، به گونهای که صبحگاهان وقتی که آنان به باغ رسیدند، با خود گفتند: اشتباه آمدیم ، این باغ ما نیست برادر عاقل تر گفت : مگر به شما نگفتم تسبیح الهی گویید و به یاد خداوند باشید و جانب حق را پاس دارید!
آنان از غفلت به در آمدند، و هشیار شدند و به اشتباه خود پی بردند، و گفتند:
سبحان ربنا انا کنا ظالمین [۷۹]؛
منزه است پروردگار ما، همانا ما ستمکارانیم .
آنان یکدیگر را ملامت کردند و به گناه خود اقرار و اعتراف کردند، و تصمیم گرفتند راه راست و درست ، و روش پدر خردمند خود را در پیش گیرند و گفتند:
عسی ربنا ان یبدلنا خیرا منها انا الی ربنا راغبون [۸۰]؛
امیدواریم پروردگار ما بهتر از آن باغ به ما دهد، ما به سوی پروردگار خود رو میکنیم .
دعاهایی که به حضرت محمد صلی الله علیه و آله آموزش داد
۱. در سوره زمر خداوند متعال به پیامبرش حضرت محمد صلی الله علیه و آله آموزشهای متعددی میدهد. یکی از آن تعلیمات این دعاست که ای محمد بگو:
اللهم فاطر السموات و الارض عالم الغیب و الشهادة انت تحکم بین عبادک فیما کانوا فیه یختلفون [۸۱]؛
ای پروردگار آفریننده آسمانها و زمین ، دانای پنهان و پیدا، تو حکم میکنی بین بندگانت در آن چه که در آن اختلاف کنند.
۲. دشمنان حضرت محمد صلی الله علیه و آله افراد عنود و لجوجی بودند و هر روز برای گریز از پیام حق و گمراه کردن مردم ، نغمهای ساز میکردند، اما در برابر هر سخن و بهانهای جواب شایستهای از پیامبر دریافت میکردند. و چه بسا پیامبر در انتظار میماند تا از سوی خداوند جواب مناسبی صادر شود، تا هم به دشمنان پاسخ دهد و هم بر عزم و اراده آن جناب بیفزاید. در پایان سوره انبیاء ضمن جواب به منکران توحید، خداوند به حضرت محمد صلی الله علیه و آله آموزش میدهد که این گونه بگو:
رب احکم بالحق و ربنا الرحمن السمتعان علی ما تصفون [۸۲]؛
پروردگارم به حق داوری کن ، و پروردگار ما بخشندهای است که از او یاری جویند بر آنچه شما( از دروغ و باطل ) گویید.
۳. خداوند متعال به پیامبر گرامی اش حضرت محمد صلی الله علیه و آله این گونه تعلیم و آموزش میدهد که بگو:
رب اغفر و ارحم و انت خیرالراحمین [۸۳]؛
خداوندا!بیامرز، و رحم کن ، تو بهترین رحم کنندگانی .
گرچه در این آیه نفرمود چه کسی را بیامرز و به چه کسی رحم کن ، اما به کمک آیات و ادله دیگر در مییابیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای خود و برای همه مسلمانان از حق تعالی آمرزش و رحمت طلب میکند. و چون رسول الله صلی الله علیه و آله الگوی همگان است ، ما هم به آن جناب اقتدا میکنیم و میگوییم رب اغفر و ارحم و انت خیرالراحمین .
۴. خداوند بزرگ به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دستور میدهد که برای قرائت آن بخش از قرآن که در حال وحی بر آن حضرت است پیش از پایان یافتن وحی ، شتاب نکند. به آن حضرت فرمان میدهد که بگو:
رب زدنی علما[۸۴]؛ پروردگارا، دانش مرا بیشتر فرما.
با توجه به این نکته که پیامبر ما داناترین آفریدگان خداست در عین حال حق تعالی به او چنین دستوری میدهد، بر ما که از علم و دانش ذرهای بیش نداریم ، ضروری تر و لازم تر است که این دعا را تکرار و از خداوند حکیم دانش فراوان طلب کنیم .
پیامبر ما فرمود: هرگاه روزی بر من بگذرد که در آن بر دانشم نیفزایم ، طلوع خورشید، در چنین روزی بر من مبارک مباد [۸۵].
۵. ما مسلمان و پیرو قرآنیم قرآن کریم با بسم الله الرحمن الرحیم و سپس با الحمدلله رب العالمین آغاز میشود.
پیامبر اسلام فرموده است : هر کار با نام خدا و حمد الهی آغاز نشود پایان خوشی و کامل ندارد.
در سوره اسراء خداوند دعایی را به حضرت محمد صلی الله علیه و آله تعلیم میدهد که هر وقت بر کاری تصمیم گرفتی برای موفقیت در آن این طور دعا کن :
رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا [۸۶]؛
بارالها، مرا با صدق و استواری داخل کن ، و با صدق و درستی بیرون آر، و برایم از جانب خود تسلطی یاری بخش قرار ده .
این دعای قرآنی در آغاز هر کار، شایسته و مناسب است تا شروع و پایان آن به درستی و استواری باشد و در هنگامه کار یاری الهی همراهی کند در تاریخ آمده است : پیامبر گرمی اسلام صلی الله علیه و آله هنگام فتح مکه این دعا را خواندند.
و از امام علیه السلام نقل شده که فرمود: هرگاه در شرایط ترسناک قرار گرفتی این آیه را بخوان [۸۷].
۶. حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود: نه من و نه هیچ پیامبری پیش از من ، پیامی به عظمت و سنگینی توحید نیاوردهاند .
چون پیام توحید بزرگ و عظیم بود بیشترین فرصتهای تبلیغی پیامبران را به خود اختصاص داد، پیامبر ما هم برای معرفی توحید گفت و گوهای بسیار با مردم داشت . آیات و نشانههای خداوند را برای مردم باز میگفت و از آنان میخواست به تاءمل و دقت نشینند. در آغاز سوره شورا، خداوندا مواد لازم را برای این گفت و به پیامبرش میآموزد و در ضمن به او تعلیم میدهد تا بگوید:
الله ربی علیه توکلت و الیه انیب ؛ [۸۸]
الله پروردگار من است ، بر او توکل کردم و به سوی او باز میگردم .
۷. یکی از آموزشهای الهی و قرآنی حمد و سپاس الهی است و دیگری یاد نیک و شایسته از برگزیدگان وادی توحید، یعنی پیامبران و اولیای الهی که راهنمایان بشر به سوی تقوا و پاکی و عدالت و توحید بودند. آنانی که خداوندشان برگزید تا مشعل هدایت دیگران به سوی خدا و آخرت باشند. خداوند به حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمان میدهد که بگو:
الحمدلله و سلام علی عباده الذین اصطفی [۸۹]؛
تمام حمد و سپاسش برای خداست ، و سلام بر بندگانش آنان که برگزید.
۸. مهمترین پیام پیامبران الهی ، توحید، و خداپرستی بوده است . پیامبر ما هم به سان دیگر پیامبران پایه و شالوده دعوتش یکتاپرستی بود وسعی میکرد، تصویر درستی از توحید ذات و صفات و افعال به بشر ارائه دهد، و به دور از خرافات و پندارها توحید ذات و صفات و افعال به بشر ارائه دهد، و به دور از خرافات و پندارها، توحید ناب و خالص را تبیین کند. در قرآن کریم آیاتی که مربوط به توحید است از آیات دیگر بیشتر است . هر بار که مردم نادان برای کجروی خود بهانهای میتراشند و بر پایه اندیشههای جاهلی ، اعتراض میکنند پیامبر با صبر و سعد صدر به آنان پاسخ سنجیده میدهد. یک بار پس از پاسخ به آنان به فرمان الهی چنین میگوید:
الحمدلله الذی لم یتخذ ولدا ولم یکن لم له شریک فی الملک ولم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا [۹۰]؛
حمد و سپاس خدایی راست که فرزندی نگرفته و در حکومت شریکی برای او نیست و هم پیمانی برای یاری او در مشکلات نیست (چرا که احتیاج ندارد) و بزرگ دار او را برترین بزرگ داشتن .
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: آیه عزت را بسیار بخوانید پرسیدند: آیه عزت کدام است ؟ فرمود: الحمدلله الذی لم یتخذوا ولدا...
۹. پیامبر ما در راه ابلاغ پیام الهی از ناکسان آزار بسیار دید. و هر گاه که فشار روحی و روانی و تبلیغاتی دشمن اوج میگرفت ، خداوند پیامبرش را دلداری و روحیه میداد.
در صلح حدیبیه به هنگام نوشتن صلحنامه ، یکبار به گاه نوشتن بسم الله الرحمن الرحیم در آغاز صلحنامه ، و بار دیگر به وقت نوشتن کلمه رسول الله در پی نام آن حضرت ، قریشیان اعتراض کردند و نتیجه آن شد که به جای بسم الله الرحمن الرحیم ، باسمک اللهم بنویسند، همان طور که در جاهلیت مینوشتند، و لقب رسول الله را هم از پی نام آن حضرت حذف کنند. از آن جا که این دشمنی و عناد آنان روحیه پیامبر را میآزرد خداوند برای حمایت و دلداری به آن حضرت فرمود بگو:
هو ربی لااله اله هو علیه توکلت و الیه متاب [۹۱]؛
او پروردگار من است ، به جز او خدایی نیست ، بر او توکل کردم و به سوی او باز میگردم .
۱۰. یکی از تعلیمات خدا به پیامبرش حضرت محمد صلی الله علیه و آله این است که بگو:
ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین [۹۲].
به درستی که نماز من ، عبادات من زندگی من و مرگ من برای خداوند است که پروردگار جهان هاست .
۱۱. پیامبر ما از منافقان رنج بسیار دید؛ آنان که به زبان تظاهر به اسلام میکردند و در دل اعتقاد به آن نداشتند بلکه در پی کار شکنی و شیطنت و عیب جویی بودند. خداوند هم از درون و شیوه آنان پیامبرش را آگاه میکرد. به همین سبب در جای جای قرآن کریم از منافقان و کج رفتاری آنان یاد میشود. آنان که میدیدند، از گفت و گوها و محفل آنان ، پیامبر خبردار میشود، به جای اصلاح کار و برنامه خود و آمدن به راه راست ، شیوه خود را عوض کردند و این بار با زبان ایما و اشاره پیامهای خود را به یکدیگر میرساندند این بار هم خداوند پیامبرش را از روش آنان آگاه ساخت و ضمن تحلیل از آن حضرت به وی فرمود: در برخورد با چنین مشکلات بگو:
حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت و هو رب العرش العظیم [۹۳]؛
خداوند مرا بس است ، به جز او خدایی نیست ، بر او توکل کردم ، او که صاحب عرش عظیم است .
پیامبر گرامی فرمود: هر کس صبح و شب هفت بار این دعا را بخواند کارهای مهمش را کفایت کند [۹۴].
عبدالله بن عباس گوید: این دعای ابراهیم علیه السلام بود هنگامی که او را در آتش افکندند، و دعای حضرت محمد صلی الله علیه و آله هنگامی که دشمنان علیه آن حضرت گرد آمدند [۹۵]؛
۱۲. در قرآن کریم گاهی ملاحظه میشود دعاهایی را خداوند به پیامبرش یاد میدهد. گرچه در این نوع جملات طرف خطاب حضرت محمد صلی الله علیه و آله است ، اما از آنجا که پیامبر برای همگان اسوه و الگوست ، پیداست که اینگونه خطابها شامل حال دیگران نیز میشود.
یکی از آموزشهای خدای متعال به حضرت محمد صلی الله علیه و آله این دعاست :
قل اللهم مالک الملک تؤ تی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعز من تشاء بیدک الخیر انک علی کل شی ء قدیر # تولج اللیل فی النهار و تولج النهار فی اللیل وتخرج الحی من المیت و تخرج المیت من الحی و ترزق من تشاء بغیر حساب [۹۶]؛
ای محمد، بگو بارالها، صاحب حقیقی حکومت تویی ، به هر که خواهی حکومت دهی واز هر که خواهی بازستانی ، هر که خواهی عزیز و گرامی داری ، و هر که را خواهی ذلیل و پست گردانی ، تمام خیرات به دست تو است ، به درستی که تو بر هر چیز توانایی شب را در روز فرو میبری ، و روز را در شب فرو میبری زنده را از مرده برآوری ، و مرده را از زنده ، خارج سازی ، و هر که را خواهی بی شماری روزی میدهی .
دو حدیث
۱. پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله اسم اعظم که هرگاه به آن دعا کنند مستجاب شود عبارت است از: قل اللهم مالک الملک ... بغیر حساب [۹۷].
۲. معاذ بن جبل گوید: روز جمعهای از رسولخدا صلی الله علیه و آله باز ماندم و نتوانستم نماز جمعه را با آن حضرت به جا آورم پس از آن که رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا دید پرسید:
ای معاذ چه چیز تو را از نماز جمعه بازداشت ؟ گفتم : ای رسولخدا! یوحنای یهودی چند وقیه طلا از من طلب دارد و در خانهام ایستاده بود تا از خانه خارج شوم و طلبش را از من درخواست کند و من ندارم تا طلب او را بپردازم به این سبب از خانه خارج نشدم .
حضرت فرمود: ای معاذ، آیا دوست داری خدا قرض تو را ادا کند؟ گفتم : آری یا رسول الله فرمود: (آیه قل اللهم مالک الملک را تا بغیر حساب بخوان و سپس بگو: یا رحمان الدنیا و الاخرة و رحیمهما تعطی منهما ما تشاء و تمنع منهما ما تشاء، اقص عنی دینی اگر به اندازه تمام زمین طلا بدهکار باشی ، خداوند ادا میکند .
۱۳. خداوند متعال شیوه احتجاج و گفت و گو با کفار را به رسول خدا صلی الله علیه و آله آموزش میدهد و آن جناب آن شیوه را به کار میبندد و پس از آن که این گفت و گو به ثمر نمینشیند، و آنها بر جهل و گمراهی خود اصرار میورزند، به آن حضرت تعلیم میدهد که دعا کند و بگوید:
رب اما ترینی ما یوعدون # رب فلا تجعلنی فی القوم الظالمین [۹۸].
پروردگارم اگر اراده کردهای آن عذابی را که به کفار وعده دادهای به من نشان دهی . پروردگارم پس مرا در میان ستمگران قرار مده .
استعاذه
استعاذه یعنی پناه بردن به خداوند متعال از فتنه انگیزان و شر آنها.
در قرآن کریم بارها خداوند بزرگ حضرت محمد صلی الله علیه و آله را تعلیم میدهد که از وسوسههای شیاطین و پلیدان به خداوند پناه برد.
در دو سوره فصلت [۹۹]، و اعراف [۱۰۰] خداوند به پیامبرش میفرماید: اگر شیطان تو را وسوسه کرد به خدا پناه بر، همانا او شنوا و داناست . در سوره مؤ منون به حضرت محمد صلی الله علیه و آله این گونه تعلیم میدهد که دعا کن و بگو:
رب اعوذبک من همزات الشیاطین # و اعوذ بک رب ان یحضرون [۱۰۱]؛
پروردگارم ، از وسوسههای شیطانها به تو پناه میبرم و پناه میبرم به تو پروردگارم ، از این که آنان نزد من حاضر شوند.
دو سوره آخر قرآن کریم معوذتین نام گرفته است که در آنها خداوند به پیامبر گرامی ما دستور میدهد که بگوید:
بسم الله الرحمن الرحیم
قل اعوذ برب الفلق # من شر ما خلق # ومن شر غاسق اذا وقب # و من شر النفاثات فی العقد # و من شر حاسد اذا حسد ؛
بگو پناه میبرم به پروردگار سپیده صبح ، از شر مخلوقات و از شر شب تار هنگامی که در آید، و از شر جادوگرانی که در گرهها دمند. و از شر حسود آن که حسد ورزد.
بسم الله الرحمن الرحیم
قل اعوذ برب الناس # ملک الناس # اله الناس # من شر الوسواس الخناس # الذی یوسوس فی صدور الناس # من الجنة و الناس
بگو پناه میجویم ، به پروردگار آدمیان ، پادشاه آدمیان ، معبود آدمیان ، از بدی وسوسه کننده خناس ؛ آن که در دل مردمان وسوسه کند که از جن و انسان است .
دعای مسیحیانی که مسلمان شدند
از آغاز ظهور اسلام ، یهود و نصارا هر کدام به شیوهای با اسلام برخورد میکردند، یهود از روی حسد ورزی و کینه و دشمنی با اسلام و پیامبر و مسلمین ، سر ناسازگاری و عناد داشتند و از هیچ زمینهای برای ضربه به اسلام چشم پوشی نمیکردند.
در مقابل نصارا روشی منطقی و معقول ، و برخوردهای مهرآمیز و دوستانه با اسلام و مسلمین داشتند. قرآن کریم از این دو برخورد، متفاوت یاد میکند و بارها به نشانه قدرشناسی ، از حق گرایان مسیحی تمجید میکند و از برخوردهای معقول و سنجیده آنان ستایش میکند.
گروهی از آنان که از زهاد و عباد و دانشمندان مسیحی بودند وقتی که با قرآن و پیام آن آشنا شدند و آن را حق یافتند، مسلمان شدند و از شادمانی گریستند و چنین گفتند:
ربنا امنا فاکتبنا مع الشاهدین [۱۰۲]؛
بارالها، ایمان آوردیم ، ما راهم در زمره گواهان (و مسلمین ) قرار ده .
دعا برای پدر و مادر
پدر و مادر حقوق بسیاری بر فرزندان دارند. خداوند کریم در چند جای قرآن فرزندان را بر ادای حق پدر و مادر سفارش کرده است .
در سوره اسراء میفرماید: پروردگارت حکم کرد که به جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. اگر یکی از آن دو یا هر دو در نزد تو به سن پیری رسیدند، به آنان اف نگو و تندی مکن و با آن به ملایمت و نرمی سخن گو، در برابر آنان تواضع و مهربانی پیشه کن و برای آنان دعا کن و بگو:
رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا [۱۰۳]؛
بارالها، آن دو را رحمت کن ، چنان کن مرا در کودکی پروراندند .
دعای آنان که به سلطه ستمگران گرفتارند
یک وظیفه اساسی و همیشگی مؤ منان این است که در راه خدا پیکار کنند و برای نجات مستضعفان ، از چنگال حکومت کفر و ظلم تلاش کنند. چرا که ستمگران و زورگویان برای آنان قدرتی باقی نگذاشتهاند تا بتوانند از خود دفاع کنند به همین جهت دست به عامر میدارند و میگویند:
ربنا اخرجنا من هذه القریة الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا واجعل لنا من لدنک نصیرا [۱۰۴]؛
بارالها، ما را از این سرزمین ستمگران بیرون بر، خود برای ما سرپرستی قرار ده ، وبرای ما یاری کننده و پشتیبان بفرست .
تعلیم دعا به مسلمانان
در نبرد حنین ، غنیمت بسیاری به چنگ مسلمانان افتاد. حضرت محمد صلی الله علیه و آله به هنگام تقسیم غنایم ، به تازه مسلمانان مکه سهم بیشتری دادند، تا در مسلمانی دلگرم و به اسلام خوشبین شوند. این کار پیامبر سبب گردید تا برای بیشتر مهاجر و انصار که از فلسفه کار حضرت بی خبر بودند سوال ایجاد شود و در این میان ، منافقان فرصت یافتند تا زبان اعتراض بگشایند، و به بدگویی از پیامبر پردازند.
پیامبر علت کار خود را شرح دادند و مؤ منان بدان راضی شدند.
خداوند میفرماید: شایسته بود به آنچه خدا و پیامبرش به آنان دادند راضی و خشنود باشند و بگویند:
حسبنا الله سیؤ تینا الله من فضله و رسوله انا الی الله راغبون [۱۰۵]؛
خداوند ما را بس است به زودی خداوند از فضلش و پیامبرش به ما میدهند. ما به سوی پروردگار رغبت و میل داریم .
دعا هنگام سوار شدن بر مرکب و در برابر هر نعمتی
یکی از شیوههای قرآن برای آشنا کردن مردم با خدا، بر شمردن نعمتهای الهی است . قرآن میکوشد، وجدانهای خفته ار بیدار کند و مردم گریز پای را با خدایشان انس و آشتی دهد.
در سوره زخرف میفرماید: خداوند برای شما کشتی و چارپایان آفرید تا بر آن دشوار شوید و آنگاه که بر آن قرار یافتید به یاد نعمت پروردگارتان باشید و بگویید:
سبحان الذی سخرلنا هذا وما کنا له مقرنین # و انا الی ربنا لمنقلبون [۱۰۶] .
منزه است خدایی که این مرکب را برای ما مسخر ساختت وگرنه ما توان آن را نداشتیم و ما به سوی پروردگارمان باز میگردیم .
امام علی علیه السلام فرماید: هرگاه بر مرکب سوار شدید یاد خدا کنید و بگویید: سبحان الذی سر لنا هذا و ما کنا له مقرنین # و انا الی ربنا لمنقلبون [۱۰۷]؛
امام رضا علیه السلام فرماید: شکر الهی آن است که هر گاه خداوند بر بنده اش نعمت داد بگوید: سبحان الذی سخرلنا هذا وما کنا له مقرنین # و انا الی ربنا لمنقلبون و الحمدلله رب العالمین [۱۰۸].
دعای ملائکه مقرب برای مؤ منان
حاملان عرش الهی و کروبیان که فرشتگان عالی رتبه و مقرب الهی هستند، همیشه تسبیح و حمد و پروردگار کنند و بر ایمانشان افزوده شود و از برای مؤ منان طلب آمرزش کنند و گویند:
ربنا وسعت کل شی ء رحمة و علما فاغفر للذین تابوا و اتبعوا سبیلک وقهم عذاب الجحیم # ربنا و ادخلهم جنات عدن التی وعدتهم و من صلح من آبائهم و ازواجهم و ذریاتهم انک انت العزیر الحکیم # وقهم السیئات و من تق السیئات یومئذ فقد رحمته ، و ذلک هو الفوز العظیم [۱۰۹]؛
بارالها، رحمت و دانش تو همه چیز را فرا گرفته است پس بیامرز کسانی را که توبه کردند، و راه تو را پیمودند، و همسران و فرزندانشان را به بهشت عدن که به آنان وعده دادی داخل فرما، همانا تو عزیز و حکیمی . و آنان را از بدیها و عذاب دور دار، چرا که هر که تو را از بدی در روز قیامت حفظ فرمایی به او رحم کردهای ، و همین رستگاری بزرگ است .
شایسته است ما هم با ملائکه مقرب همنوا شویم و این دعا را بخوانیم چرا که هم دعا برای جمیع مؤ منان است .
تقدیس الهی از زبان ملائکه
در روز قیامت خداوند نابکاران و مشرکان را محشور فرماید و سپس به فرشتگان گوید: آیا اینها (مشرکان ) شما را بندگی میکردند و شما را میپرستیدند؟
فرشتگان در پاسخ گویند:
سبحانک انت ولینا من دونهم [۱۱۰]؛
ای خدا تو منزهی از هر عیب ، تو ولی و همراه مایی نه آنان ، بلکه آنان جن را پرستش میکردند و بیشترشان به آن ایمان داشتند.
پند دوست
دو مرد با یکدیگر دوست بودند؛ یکی خدا پرست فقیر و دیگری ثروتمند بی ایمان . ثروتمند بی ایمان به ثروت خود میبالید و به دوستش میگفت : من ثروت و افرادم بیش از تو است . و هر گاه در دو باغ وسیع و پر محصولش وارد میشد میگفت : گمان ندارم این همه نعمت تمام شود و قیامتی در کار باشد. دوست خداشناس به او پند دادو گفت : آیا به خدایی که تو را آفرید کفر میورزی ؟ اما من معتقدم که الله خدای من است و شریکی برای او قرار نمیدهم ، چرا نعمت دهنده را نمیشناسی و هرگاه به باغت داخل میشوی ، یاد خدا نمیکنی و به نشانه شکرگزاری نمیگویی :
ما شاء الله لاقوة الا بالله [۱۱۱]؛
آنچه خدا خواهد (همان میشود) قوت و قدرتی نیست مگر از جانب خدا.
پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمود: هرگاه خداوند به بنده اش نعمت مال و زن و فرزند عنایت فرمود و او گفت : ما شاء الله لا قوة الا بالله آفتی به جز مرگ نبیند [۱۱۲]؛
امام صادق علیه السلام فرمود: عجب دارم از کسی که نعمتهای دنیایی میخواهد و نمیگوید: ما شاء الله لا قوة الا بالله چرا که پس از این جمله خداوند از زبان آن مرد خداشناس میگوید: اگر من از تو کمتر ثروت و فرزند دارم امیدوارم خداوند بهتر از باغ تو به من بدهد، و این امید حتما محقق میشود [۱۱۳].
دعای عاقلان
خداوند متعال در کتابش بارها از اولوالالباب مدح و تعریف میکند. الباب جمع لب یعنی مغز و اولوالالباب یعنی صاحبان مغز.
گویا دیگران پوستهای از زندگی و مقصود و مغز حیات و آفرینش اولوالالباب هستند. اولوالالباب یعنی کسانی که اهل فکر و اندیشه و عقل و بینش هستند و هدف از آفرینش و هستی را خواب و خوراک نمیدانند. چنین کسانی در هر شرایطی که باشند به هنگام کار و فراغت و استراحت به یاد خدا هستند و ذکر او را به لب دارند و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند و چنین با خدا میگویند:
ربنا ما خلقت هذا با طلا سبحانک فقنا عذاب النار # ربنا انک من تدخل النار فقد اخزیته و ما للظالمین من انصار # ربنا اننا سمعنا منادیا ینادی للایمان ان آمنوا بربکم فآمنا فاغفرلنا ذنوبنا و کفر عنا سیئاتنا و توفنا مع الابرار # ربنا و آتنا و ما وعدتنا علی رسلک و لاتخزنا یوم القیامة انک لا تخلف المیعاد [۱۱۴].
بارالها، این جهان را باطل و بیهوده نیافریدی ، منزهی از عیب ما را از آتش جهنم باز دار. بارالها، هر که را تو داخل جهنم کنی او را رسوا ساختهای و برای ستمگران در برابر تو یاوری نیست .
بارالها، ما شنیدیم ، منادیی را که ندای ایمان سر میدهد، به پروردگارتان ایمان آورید، پس ما ایمان آوردیم . پروردگارا پس بیامرز گناهان ما را و بدیهای ما را پاک فرما، و ما را با نیکان بمیران .
بارالها، آنچه را به پیامبرانت وعده دادی به ما مرحمت فرما، و ما را در روز قیامت رسوا مساز، همانا تو خلف وعده نمیکنی .
همان طور که ملاحظه میشود این دعا عمومی است و اختصاص به شخصی خاصی ندارد. وقتی از صمیم دل این دعا خوانده شود، استجابت آن حتمی است ، زیرا خداوند، در آیه بعد میفرماید: فاستجب لهم ربهم .
امام علی علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله شبها آنگاه که از خواب برمی خاست مسواک میزد، سپس به آسمان نگاه میکرد و این آیات را میخواند: ان فی خلق السموات و الارض ... فقنا عذاب النار[۱۱۵].
دعای بندگان با کمال الهی
ما گمان میکنیم طلب مغفرت و آمرزش از خداوند بزرگ ، مخصوص کسانی است که کارهای زشت و ناپسند انجام میدهند و در پی گناه و فسق و فجور هستند، اما آنان که سر در فرمان حق دارند، برایشان تقاضای آمرزش و عفو معنا ندارد. این پندار نادرست است زیرا استغفار و طلب آمرزش پیامبران را در جای جای قرآن کریم مشاهده میکنیم و تقاضای عفو و بخشایش ائمه اطهار علهیم السلام در احادیث و دعاها و مناجاتها بیش از موضوعات دیگر میبینیم .
خداوند متعال در آیه ۱۵ و ۱۶ سوره آل عمران میفرماید: آنها که اهل صبر و راستی و عبادت و انفاق و استغفار سحری هستند این گونه دعا میکنند:
ربنا اننا آمنا فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار [۱۱۶]؛
بارالها ما ایمان آوردیم ، گناهان ما را بیامرز و از عذاب آتش ما را نگه دار.
دعای همیشگی مؤ منان
سوره حمد، خلاصه و چکیده قرآن کریم است در عظمت آن همین بس است که کتاب خدا با آن سوره آغاز میشود و روزانه دست کم ده نوبت آن را در نماز قرائت میکنیم و هیچ نمازی بدون آن صحیح نیست . نیمی از سوره حمد، ثنا و سپاس و ستایش خداوند متعال است و نیمه دیگر آن خواسته بنده است از مولا و پروردگارش .
ما سوره حمده را در نماز به نیت آن که قرآن است میخوانیم نه به عنوان دعا، اما این منافاتی ندارد با این که در بخشی از آن خداوند دعا را به ما تعلیم کند. در این سوره میخوانیم :
اهدنا الصراط المستقیم # صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین [۱۱۷]؛
بارالها، ما را به راه راست هدایت فرما راه کسانی که بر آنها نعمت دادهای راه کسانی که گرفتار غضب و عذاب تو شدند و نه راه گمراهان .
دعا برای دنیا و آخرت
خداوند متعال در قرآن کریم از دو گروه دعا کننده یاد میکنند: یک گروه آنان که چشم به دنیا دوختند و به جهان آخرت بی اعتنا هستند. آنها در مقام دعا هم از خداوند فقط دنیا را میخواهند و میگویند: خداوندا، آنچه میخواهی به ما بدهی ، در دنیا بده . چنین کسانی در آخرت بی بهرهاند.
گروه دوم کسانی هستند که هم نظر به دنیای خود دارند و هم اعتقاد به آخرت اینان این گونه دعا میکنند:
ربنا اتنا فی الدنیا حسنة وفی الاخرة حسنة و قنا عذاب النار [۱۱۸]؛
بارالها، در دنیا به ما حسنه بده ، و در آخرت نیز حسنه بده و ما را از آتش جهنم دور دار.
چند روایت
عبدالاعلی گوید: درباره این آیه از حضرت صادق علیه السلام تفسیر و توضیحی خواستم ، حضرت فرمود: مقصود رضوان الهی و بهشت در آخرت ، و وسعت در زندگی و معاش و خوش خلقی در دنیاست [۱۱۹].
حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: مقصود در این آیه همسر شایسته در دنیا و بهشت در آخرت است [۱۲۰].
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که دلی شکرگزار، و زبانی در کار ذکر خدا، و همسر مؤ منی را که او را در امور دنیا وآخرتش یاری رساند داشته باشد، خداوند در دنیا و آخرت به او حسنه داده و از عذاب آتش او را نگه داشته است [۱۲۱].
در حدیث آمده است که : حضرت رسول صلی الله علیه و آله به عیادت مرد مسلمانی رفتند که از بیماری رنج میبرد. حضرت به او فرمود: آیا دعا کردی و چیزی از او خواستی ؟ بیمار گفت : آری : این گونه با خدا سخن میگویم : بارالها، اگر مرا در آخرت میخواهی عذاب کنی ، آن را در این دنیا برایم قرار ده .
حضرت فرمود: سبحان الله !تو طاقت چنین عذابی نداری ، چرا نگفتی : ربنا ءاتنافی الدنیا حسنة و فی الاخرة حسنة و قنا عذاب النار .
آن بیمار این گونه دعا کرد و خداوند شفایش داد [۱۲۲].
دعای مؤ منان راستین
خداوند متعال گهگاه در قرآن کریم از وضعیت روحی و روانی مسلمانان در آغاز اسلام یاد میفرماید و در حقیقت به مسلمانان در تمام زمانها و مکانها آموزش میدهد که اینگونه باشید. یکی از آن موارد دو آیه سوره بقره است .
میفرماید: پیامبر به آنچه بر او نازل شده از جانب خداوند ایمان آورد و نیز مؤ منان همه ایمان آوردند به خدا و فرشتگان او و کتب آسمانی و پیامبران الهی و گویند:
ما بین هیچ یک از پیامبران الهی فرق نمیگذاریم ، و گفتند:
سمعنا و اطعنا غفرانک ربنا و الیک المصیر # لایکلف الله نفسا الا وسعها لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت ربنا لاتؤ اخذنا ان نسینا او اخطاءنا ربنا ولاتحمل علینا اصراکما حملته علی الذین من قبلنا ربنا و لا تحملنا ما لا طاقة لنا به واعف عنا و اغفرلنا و ارحمنا انت مولانا فانصرنا علی القوم الکافرین [۱۲۳]؛
بارالها شنیدیم ، و اطاعت کردیم و آمرزش تو را، و بازگشت به سوی تو است . خداوند به هر کس به اندازه توانش تکلیف میکند، آنچه از نیکی کسب کند برای اوست ، و هر آن چه از بدی به دست آورد بر ضد اوست . بارالها، اگر فراموش یا خطا کردیم ما را مواخذه مفرما، و بر دوش ما بار گران مگذار آن چنانکه بر امتهای پیشین نهادی . بارالها، ما را بر کاری که طاقت آن را نداریم وادار مفرما، و از ما درگذر و ما را بیامرز و به ما رحم کن ، تو مولای مایی ، پس ما را بر قوم کافر پیروز فرما.
چند روایت
۱. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : پس از این دعا، خداوند، فرموده است : انجام میدهم ، و اجابت میکنم ، به همین جهت مستحب است که این دو آیه زیاده خوانده شود [۱۲۴].
۲. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : آیات آخر سوره بقره هم قرآن است و هم دعاست (بخوانید که ) موجب رضایت خداوند میشود[۱۲۵].
۳. ابن عباس گوید: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ناگهانی صدایی شنید، سربلند کرد دید دری از آسمان گشوده شده ، سپس فرشتهای بر آن حضرت نازل شد و گفت : خداوند بشارت به دو نور به تو میدهد که به هیچ پیامبری پیش از تو داده نشده است آن دو، سوره حمد و آیات آخر سوره بقره ، است هیچ کس نخواند مگر آن که حاجتش را روا کنم [۱۲۶].
در روایاتی آمده است که این دو آیه گفت و گوی خدا و رسول در معراج بوده است .
۴. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: این دو آیه از گنجهای بهشتی است که خداوند رحمان آن را به قدرت خود دو هزار سال پیش از آفرینش مخلوقات نگاشت . هر کس آنرا شب (به وقت خواب ) بخواند از عبادت شب او را کفایت کند[۱۲۷].
دعاهای دانشمندان بلند پایه
میزان سنجش اعمال در نزد خداوند معرفتی است که بر پایه آن عمل انجام میشود. اگر چند نفر یک عمل مشابه را انجام دهند مثلا دو رکعت نماز بگزارند یا کارهای شایسته دیگر انجام دهند، پاداش آنان به میزان معرفتشان به خداوند بزرگ بستگی دارد که اساس و پایه هر عبادت است .
کسانی که در معرفت الهی غور کرده ، و از دریای محبت الهی جرعهها نوشیده و در دانش الهی به مقام مکین رسیدهاند و خداوند از آنان به راسخون فی العلم تعبیر میکند این گونه دعا میکنند:
ربنا لاتزع قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب # ربنا انک جامع الناس لیوم لاریب فیه ان الله لایخلف المیعاد [۱۲۸]؛
بارالها، پس از آن که ما را هدایت کردی دل ما را از حق بر مگردان و از نزد خود به ما رحمت ده ، همانا همانا تو بخشندهای ، پروردگارا تو مردم را در روز قیامت که در آن تردیدی نیست گرد میآوری ، همانا خداوند در وعدهگاهش تخلف نمیکند.
چند روایت
۱. امام صادق علیه السلام فرمود: زیاد بگویید: ربنا لاتزع قلوبنا بعد اذ هدیتنا... و از زیر و رور شدن دلها خاطر جمع نباشید [۱۲۹].
۲. پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله دعا میکرد: یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک (ای زیر و رو کننده دلها، قلب مرا بر دینت ثابت دار) سپس این آیه را میخواند: ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب [۱۳۰].
۳. پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمود: هر کسی که آیه ربنا انک جامع الناس لیوم لاریب فیه ان الله لایخلف المیعاد را بخوانید آنچه را گم کرده ، خداوند، به او برگرداند [۱۳۱].
۴. امام کاظم علیه السلام به هشام فرمود: ای هشام ، خداوند از مردمانی نیکوکار حکایت میکند که این چنین گفتند: ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب ؛ چون دانستند که دلها و وسوسه شود و گمراهی و پستی برگردد [۱۳۲].
دعای مؤ منان برای خود و مؤ منان دیگر
حق تعالی در آیات آغازین سوره حشر از مهاجران و انصار تمجید میکند و در آیه دهم مدح و تعریف میکند از همه کسانی که پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله به دنیا میآیند و به جمع اهل ایمان میپیوندند و ذکر و دعای همیشگی آنان این است :
ربنا اغفرلنا ولاخواننا الذین سبقوا بالایمان ولاتجعل فی قلوبنا غلا للذین امنوا ربنا انک رؤ ف رحیم [۱۳۳].
بارالها ما و برادران و خواهران ما را که پیش از ما ایمان آوردند، امروز و در دلهای ما نسبت به افرادی که ایمان آوردند، کینه و دشمنی قرار نده ؛ بارالها،، مهربان و رحیمی .
چه زیباست که ما هم خود را جزء این جمع بدانیم و این دعا را زمزمه کنیم چرا که هم طلب آمرزش برای خود و مؤ منان است وهم طلب قلبی سالم از دشمنی و نظر سوء نسبت به مؤ منان است و در پایان هم تمجید حق تعالی است .
دعای انسان در چهل سالگی
در قرآن کریم بارها خداوند متعال به ادای حق پدر و مادر سفارش میکند. رنجهایی را که مادر در دوران بارداری و زایمان و شیر دادن و به سامان رساندن فرزند به جان خریده است گوشزد میفرماید، و تعلم میدهد که آنگاه که به اوج توان و رشد رسید و به مرز چهل سالگی که دوران پختگی و کمال است قدم نهادن زبان حالش چه باشد؛ چرا که در این دوره ، نه خامی و بی تجربگی سالهای جوانی را دارد و نه ضعف و سستی دوران پیری را در چنین شرایطی شایسته است بگوید:
رب اورعنی اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحا ترضاه و اصلح لی فی ذریتی و انی تبت الیک و انی من المسلمین [۱۳۴].
بارالها، به من الهام فرما که شکر نعمتهای تو را که به من و به پدر و مادرم عطا فرمودی ادا کنم ، و کارهای شایسته که مورد پسند تو باشد، انجام دهم و فرزندان مرا از صالحان قرار ده ، من به درگاه تو توبه میکنم ، و من از تسیلم شدگان در برابر توام .
عبادالرحمن چگونه دعا میکنند؟
خداوند متعال در سوره فرقان ، نشانهها، و اوصاف عبادالرحمن و بندگان شایسته را بیان میکند و در ضمن بیان اوصاف و حالات آنان از دعای آن حضرت آنان این گونه یاد میفرماید میگویند:
ربنا اصرف عنا عذاب جهنم ان عذابها کان غراما [۱۳۵]؛
بارالها، عذاب جهنم را از ما بگردان ، چرا که عذاب جهنم دائمی است .
و نیز میگویند:
ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین و اجعلنا للمتقین اماما [۱۳۶].
بارالها، از همسران و فرزندان کسانی که مایه آرامش خاطر و روشنایی چشم ما باشند به ما ببخش ، و ما را پیشوای متقین و تقوا پیشه گان قرار ده .
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: به خدا سوگند من از پروردگارم فرزند زیبا روی و نیکو قامت نخواستم ، بلکه فرزندی اهل اطاعت و خوف الهی خواستم که هرگاه به او نظر کردم و او را در حال اطاعت خداوند یافتم ، چشمم روشن شود [۱۳۷].
دعای بندگان مخلص خدا
قرآن کریم ، گفت و گوی خداوند بزرگ با اهل جهنم و پاسخ آنان را بازگو میفرماید خداوند به جهنمیان خطاب میکند و میگوید: گروهی از بندگان من دعا میکردند و مرا میخواندند، اما شما آنها را مسخره میکردید، و به آنان پوزخند میزدید، دعای آنان این بود:
ربنا آمنا فاغفرلنا و ارحمنا و انت خیرالراحمین [۱۳۸]؛
پروردگارا ما ایمان آوردیم پس بیامرز ما را و ما را مورد رحمت خود قرار ده ، تو بهترین رحم کنندگانی .
خداوند این دعا را به عبادی (بندگان ویژه ) نسبت میدهد و این دعا و دعاکنندگان را تاءیید و تصدیق میکند و از آنان حمایت میکند.
تقدیس الهی به وسیله دارندگان علم لدنی
آنان که علم لدنی از خداوند متعال دریافت داشتهاند آن گاه که آیات الهی بر آنان خوانده میشود به نشانه تواضع و تسلیم در برابر حق تعالی به سجده در میافتند و چنین میگویند:
سبحان ربنا ان کان وعد ربنا لمفعولا [۱۳۹]؛
منزه است پروردگار ما که وعده اش محقق میشود.
دعای اصحاب اعراف
اعراف جایگاهی است رفیع بین بهشت و جهنم ، و بر آن مردانی نشستهاند و همه را از پیشانی شان میشناسند، که کدام بهشتی و کدام جهنمی است . آنان بر نیکوکارانی که در انتظار ورود به بهشت هستند سلام میکنند و آن گاه که به سوی اهل جهنم رو میکنند و وضعیت آنان را مشاهده میکنند میگویند:
ربنا لاتجعلنا مع القوم الظالمین [۱۴۰]؛
بارالها، ما را با ستمکاران قرار مده .
دعای مؤ منان در روز قیامت
خداوند متعال در بیان حال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و مؤ منان در روز قیامت میفرماید: در روز قیامت ، خداوند، پیامبر و مؤ منین را رها و رسوا نمیکند و آبرو و موقعت آنان را محفوظ میدارد. نور آنان که بر اثر ایمان راسخ و اعمال صالح به دست آوردهاند، به سان راهنمایی کامل پیشاپیش و همدوش آنان را به سوی بهشت پیش میبرد و آنان چنین گویند:
ربنا اتمم لنا نورنا و اغفرلنا انک علی کل شی ء قدیر [۱۴۱]؛
بارالها، نور ما را تکمیل فرما و بر آن بیفزا، و ما را بیامرز، همانا تو بر هر کاری توانایی .
حمد و سپاس بهشتیان
در روز قیامت تقوا پیشگان را به سوی بهشت برند هنگامی که به بهشت رسند درهای بهشت گشوده شود، و ماءموران بهشت به آنان سلام و خوش آمد میگویند. آنان به نشانه سپاس خداوند گویند:
الحمدلله الذی صدقنا وعده و اورثنا الارض نتبوء من الجنة حیث نشاء فنعم اجر العالمین [۱۴۲]؛
سپاس خدایی راست که وعده اش را بر ما راست گرداند، و زمین را به ما ارث داد، هر جای بهشت خواهیم ماءوا کنیم ، چه خواب است پاداش نیکو کرداران .
و چون بهشت و نعمتهای فراوانی را که خداوند به آنان ارزانی داشته نظاره کنند گویند:
الحمد لله الذی هدینا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدینا الله [۱۴۳]؛
تمام سپاس ویژه خدایی است که ما را به این جا هدایت فرمود، و اگر خداوند هدایت نمیکرد ما به آن راه نمییافتیم .
اهل بهشت که ایمان راستین ، و عمل شایسته را در این جهان فراهم آوردهاند، و در بهشت از نعمتهای الهی بهره مندند ورد زبانشان این است :
سبحانک اللهم [۱۴۴]؛
پروردگارا تو منزهی از هر عیب .
آنان به یکدیگر تحیت و سلام گویند. باز هم آخرین سخنشان این است :
الحمدلله رب العالمین [۱۴۵].
تمام حمد مخصوص خدایی است که پروردگار جهانها و عوالم هستی است .
دعای نیکوکاران در بهشت
نیکوکاران در بهشت نیز حمد و ثنای خدا میکنند و نعمتهای الهی را برمی شمارند. بنا به گفته قرآن کریم آنان در بهشت چنین گویند
الحمدلله الذی اذهب عنا الحزن ان ربنا لغفور شکور # الذی احلنا دارالمقامة من فضله لایمسنا فیها نصب ولایمسنا فیها لغوب [۱۴۶].
حمد برای خدایی است که اندوه را از ما ببرد به درستی که پروردگار ما آمرزنده و شکرگزار است او که از کرمش ما را در سرای جاوید جا داد که در آن نه رنج به ما رسد و نه خستگی و سختی .
فهرست موضوعی دعاهای قرآن
برای آن که بدانیم چه موضوعاتی در دعاهای قرآنی مطرح و هر یک چند نوبت تکرار شده ، این فهرست فراهم آمده است در مقابل هر آیه ، شماره صفحه همین کتاب که این دعا در آن جا آمده ، نوشته شده است تا برای ترجمه و توضیح به آن جا مراجعه شود.
آسان شدن کارهای سخت
یسرلی امری طه (۲۰) آیه ۲۶ .... ۵۲.
آرزوی بهتر از آنچه از دسته رفته
عسی ربنا ان یبدلنا خیرا منها انا الی ربنا راغبون قلم (۶۸) آیه ۳۲ ..... ۷۶.
امنیت مکه
رب اجعل هذاالبلد امنا، ابراهیم (۱۴) آیه ۳۵ ..... ۲۵.
رب اجعل هذا بلدا آمنا بقره (۲) آیه ۱۲۶ ...... ۲۶.
استعاذه
رب اعوذ بک من همزات الشیاطین # و اعوذ بک رب ان یحضرون مؤ منون (۲۳) آیات ۹۷ و ۹۸ ..... ۸۶
بسم الله الرحمن الرحیم # قل اعوذ برب الفلق # من شر ما خلق # و من شر غاسق اذا وقب # و من شر النفاثات فی العقد # و من شر حاسد اذا حسد فلق (۱۱۳)...... ۸۶
بسم الله الرحمن الرحیم # قل اعوذ برب الناس # ملک الناس # اله الناس # من شر الوسواس الخناس # الذی یوسوس فی صدور الناس # من الجنة و الناس الناس (۱۱۴)...... ۸۷
رب انی اعوذ بک ان اسئلک ما لیس لی به علم هود (۱۱) آیه ۴۷ ....... ۱۹
با نیکوکاران باشیم و با عاقبت خوش بمیریم
توفنی مسلما و الحقنی بالصاحلین یوسف (۱۲) آیه ۱۰۱ .... ۴۰
ربنا افرغ علینا صبرا و توفنا مسلمین اعراف (۷) آیه ۱۲۶ .... ۵۴
توفنا مع الابرار آل عمران (۳) آیه ۱۹۳ ....... ۹۸.
و الحقنی بالصالحین شعراء (۲۶) آیه ۸۳ ...... ۲۰
و ادخلنی برحمتک فی عبادک الصالحین نمل (۲۷) آیه ۱۹ .... ۳۳
برای آغاز کارها
بسم الله مجریها و مرسیها ان ربی لغفور رحیم هود (۱۱) آیه ۴۱ ....۱۸
رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا اسراء (۱۷) آیه ۸۰ ..... ۷۹
پیروزی بر کافران
انی مغلوب فانتصر قمر (۵۴) آیه ۱۰ ........ .۱۶
رب انصرنی بما کذبون مؤ منون (۲۳) آیه ۲۶ ....... ۱۷
رب انصرنی علی القوم المفسدین عنکبوت (۲۹) آیه ۳۰ .... ۲۹
و انصرنا علی القوم الکافرین بقره (۲) آیه ۲۵۰؛ آل عمران (۳) آیه ۱۴۷ ...... ۳۱
انت مولا فانصرنا علی القوم الکافرین بقره (۲) آیه ۲۸۶ ..... ۱۰۴
پیشوای متقین شویم
واجعلنا للمتقین اماما فرقان (۲۵۹) آیه ۷۴ ...... ۱۱۱
رب اجعلنی مقیم الصلاة و من ذریتی ابراهیم (۱۴) آیه ۴۰ ..... ۲۵
تسبیح الهی
سبحان الذی سخرلنا هذا و ما کنا له مقرنین # و انا لی ربنا لمنقلبون زخرف (۴۳) آیات ۱۳ و ۱۴ ....... ۹۲
سبحان ربنا انا کنا ظالمین قلم (۶۸) آیه ۲۹........ ۷۶
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین انبیاء (۲۱) آیه ۸۷ .....۴۱
سبحانک تبت الیک و انا اول المؤ منین اعراف (۷) آیه ۱۴۳ .... ۵۸
سبحانک انت ولینا من دونهم سباء (۳۴) آیه ۴۱ ..... ۹۵
سبحانک اللهم یونس (۱۰) آیه ۱۰ ...... ۱۱۷
سبحان ربنا ان کان وعد ربنا لمفعولا اسراء (۱۷) آیه ۱۰۸ .... ۱۱۳
کی نسبحک کثیرا# و نذکرک کثیرا طه (۲۰) آیات ۳۳ و ۳۴ ..... ۵۲
تقاضای داوری و یاری از خداوند
رب احکم بالحق و ربنا الرحمن المستعان علی ما تصفون انبیاء (۲۱) آیه ۱۱۲ ........ ۷۸
رب ان قومی کذبون # فافتح بینی و بینهم فتحا و نجنی و من معی من المؤ منین شعراء (۲۶) آیات ۱۱۷ و ۱۱۸ ..... ۱۴
ربنا افتح بیننا و بین قومنا بالحق و انت خیر الفاتحین اعراف (۷) آیه ۸۹ ..... ۴۸
رب انی لااملک الا نفسی و اخی فافرق بیننا و بین القوم الفاسقین مائده (۵) آیه ۲۵ ........ ۶۰
توبه و طلب آمرزش
سبحان ربنا انا کنا ظالمین قلم (۶۸) آیه ۲۹ .... ۷۶
ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکون من الخاسرین اعراف (۷) آیه ۲۳ ...... ۱۳
رب اغفرلی ولوالدی و لمن دخل بیتی مؤ منا و للمؤ منین و المؤ منات نوح (۷۱) آیه ۲۸ ... .۱۶
و ان لاتغفرلی و ترحمنی اکن من الخاسرین هود (۱۱) آیه ۴۷ ...... ۱۹
و اغفرلنا ربنا نک انت العزیز الحکیم ممتحنه (۶۰) آیه ۵ ..... ۲۲
و تب علینا انک انت التواب الرحیم بقره (۲) آیه ۱۲۸ ....... ۲۷
رب اغفرلی ص (۳۸) آیه ۳۵ ........... ۳۲
رب انی ظلمت نفسی و اسلمت مع سلیمان لله رب العالمین نمل (۲۷) آیه ۴۴ ...... ۳۵
لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین انبیاء (۲۱) آیه ۷۸ .....۴۱
رب انی ظلمت نفسی فاغفرلی قصص (۲۸) آیه ۱۶ ........ ۴۹
سبحانک تبت الیک و انا اول المؤ منین اعراف (۷) آیه ۱۴۳ .... ۵۸
رب اغفرلی ولاخی و ادخلنا فی رحمتک اعراف (۷) آیه ۱۵۱ .... ۵۸
رب لوشئت اهلکتهم من قبل و ایای اتهلکنات بما فعل السفهاء منا ان هی الا فتنتک تضل بها من تشاء و تهدی من تشاء انت ولینا فاغفرلنا و ارحمنا و انت خیر الغافرین اعراف (۷) آیه ۱۵۵ ...... ۵۹
لئن لم یرحمنا ربنا و یغفرلنا لنکون من الخاسرین اعراف (۷) آیه ۱۴۹ ...... ۶۱
ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا آل عمران (۳) آیه ۱۴۷ .... ۷۳
ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و کفر عنا سیئاتنا آل عمران (۳) آیه ۱۹۳ ... ۹۸
ربنا اننا فاغفرلنا ذنوبنا وقنا عذاب النار آل عمران (۳) آیه ۱۶ .... ۱۰۰
ربنا لاتؤ اخذنا ان نسینا او اخطاءنا ربنا و لاتحمل علینا اصراکما حملته علی الذین من قبلنا ربنا و لاتحملنا ما لا طاقة لنا به واعف عنا و اغفرلنا و ارحمنا انت مولانا فانصرنا علی القوم الکافرین بقره (۲) آیه ۲۸۶ .....۱۰۴
ربنا اغفرلنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان حشر (۵۹) آیه ۱۰ ....۱۰۹
انی تبت الیک و انی من المسلمین احقاف (۴۶) آیه ۱۵ ...... ۱۱۰
رب اغفر و ارحم و انت خیر الراحمین مؤ منون (۲۳) آیه ۱۱۸ .... ۷۸
ربنا امنا فاغفرلنا و الرحمنا و انت خیرالراحمین تحریم (۶۶) آیه ۸ .....۱۱۵
ربنا اغفرلی و لوالدی و للمؤ منین یوم یقوم الحساب ابراهیم (۱۴) آیه ۴۱ ..... ۲۵
ربنا وسعت کل شی ء رحمة و علما فاغفر للذین تابوا و اتبعوا سبیلک وقهم عذاب الجحیم غافر (۴۰) آیه ۷ ......... ۹۴
توکل
الله ربی علیه توکلت والیه انیب شوری (۴۲) آیه ۱۰ ..... ۸۰
ربنا علیک توکلنا و الیک انبنا و الیک المصیر ممتحنه (۶۰) آیه ۴ ...۲۲
وسع ربنا کل شی ء علما علی الله توکلنا اعراف (۷) آیه ۸۹ .... ۴۸
و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب هود (۱۱) آیه ۸۸ .... ۴۷
هو ربی لا اله الا هو علیه توکلت و الیه متاب رعد (۱۳) آیه ۳۰ .... ۸۲
حسبنا الله سیؤ تینا الله من فضله ورسوله انا الی الله راغبون توبه (۹) آیه ۵۹......... ۹۱
حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت و هو رب العرش العظیم توبه (۹) آیه ۱۲۹ ...... .۸۳
ماشاء الله لاقوة الا بالله کهف (۱۸) آیه ۳۹ ........ ۹۶
تفویض
افوض امری الله ان الله بصیر بالعباد غافر (۴۰) آیه ۴۴ ..... ۵۷
حمد الهی
الحمدلله الذی اذهب عنا الحزن ان ربنا لغفور شکور # الذی احلنا دار المقامة من فضله لایمسنا فیها نصب ولایمسنا فیها لغوب فاطر (۳۵) آیات ۳۴ و ۳۵ ........ ۱۱۸
الحمدلله الذی نجینا من القوم الظالمین مؤ منون (۲۳) آیه ۲۸ ...... ۱۷
الحمدلله الذی وهب لی علی الکبر اسماعیل و اسحق ان ربی لسمیع الدعاء ابراهیم (۱۴) آیه ۳۹ ....... ۲۵
الحمدلله رب العالمین فاتحه (۱) آیه ۲، یونس (۱۰) آیه ۱۰ ... ۱۱۷
الحمدلله الذی صدقنا وعده و اورثنا الارض نتبوء من الجنة حیث نشاء فنعم اجر العالمین زمر (۳۹) آیه ۷۴ ....... ۱۱۶
الحمدلله الذی هدینا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدینا الله اعراف (۷) آیه ۴۳ ........ ۱۱۶
الحمدلله الذی فضلنا علی کثیر من عباده المؤ منین نمل (۲۷) آیه ۱۵ .... ۳۴
الحمدلله و سلا علی عباده الذین اصطفی نمل (۲۷) آیه ۵۹ .... ۸۱
الحمدلله الذی لم یتخذ ولدا و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا اسراء (۱۷) آیه ۱۱۱ ..... ۸۱
دعای برای همسر
ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریتانا قرة اعین و اجعلنا للمتقین اماما فرقان (۲۵) آیه ۷۴ ..... ۱۱۱
دعای برای پدر و مادر
رب اغفرلی و لوالدی نوح (۷۱) آیه ۲۸ ..... ۱۶
و اغفرلابی انه کان من الضالین شعرا (۲۶) آیه ۸۶ ....... ۲۰
ربنا اغفرلنا و لوالدی و للمؤ منین یوم یقوم الحساب ابراهیم (۱۴) آیه ۴۱ ....... ۲۵
رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا اسراء (۱۷) آیه ۲۴ ...... ۸۹
دعا برای برادر
رب اغفر لی و لاخی و ادخلنا فی رحمتک و انت ارحم الراحمین اعراف (۷) آیه ۱۵۱ ........ ۵۸
دعای برای فرزندان و نوادگان
رب هب لی من الصالحین صافات (۳۷) آیه ۱۰۰ ....... ۲۴
رب ان ابنی من اهلی و ان وعدک الحق و انت احکم الحاکمین هود (۱۱) آیه ۴۵ ............ ۱۹
رب اجعل هذا البلد آمنا و اجنبنی و بنی ان نعبد الاصنام ابراهیم (۱۴) آیه ۳۵ ......... ۲۵
ربنا واجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امة مسلمة لک بقره (۲) آیه ۱۲۸ ....... ۲۷
ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیرذی زرع عند بیتک المحرم ربنا لیقیموا الصلاة فاجعل افئدة من الناس تهوی الیهم و ارزقهم من الثمرات لعلهم یشکرون ابراهیم (۱۴) آیه ۳۷ ..... ۲۵
رب اجعلنی مقیم الصلاة و من ذریتی ربنا و تقبل دعاء ابراهیم (۱۴) آیه ۴۰ .... ۲۵
ربنا و ابعث فیهم رسولا منهم یتلوا علیهم آیاتک ویعلمهم الکتاب و الحکمة و یزکیهم انک انت العزیز الحکیم بقره (۲) آیه ۱۲۹ .........۲۷
رب هب لی من لدنک ذریة طیبة انک سمیع الدعاء آل عمران (۳) آیه ۳۸ ...... ۶۷
ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین و اجعلنا للمتقین اماما فرقان (۲۵) آیه ۷۴ ....... ۱۰۸
رب انی وهن العظم منی و اشتعل الراءس شیبا و لم اکن بدعائک رب شقیا # و انی خفت الموالی من ورائی و کانت امراءتی عاقرا فهب لی من لدنک ولیا # یرثنی و یرث من آل یعقوب و اجعله رب رضیا مریم (۱۹) آیات ۳ - ۵.......... ۶۶
رب لاتدرنی فردا و انت خیر الوارثین انبیاء (۲۱) آیه ۸۹ ....... ۶۷
و اصلح لی فی ذریتی احقاف (۴۶) آیه ۱۵....... ۱۱۰
دعا برای مؤ منان
رب اغفر لی ولوالدی و لمن دخل بیتی مؤ منا و للمؤ منین نوح (۷۱) آیه ۲۸ ۱۶
ربنا اغفرلی و لوالدی و للمؤ منین یوم یقوم الحساب ابراهیم (۱۴) آیه ۴۱ ........ ۲۵
ربنا وسعت کل شی ء رحمة و علما فاغفر للذین تابوا و اتبعوا سبیلک وقهم عذاب الجحیم # ربنا و ادخلنا جنات عدن التی وعدتهم و من صلح من آبائهم و ازواجهم و ذریاتهم انک انت العزیز الحکیم # وقهم السیئات و من تق السیئات یومئذ فد رحمته و ذلک هوالفوز العظیم غافر (۴۰) آیات ۷ -۹ ....... ۹۴
ربنا اغفرلنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان و لاتجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوا ربنا انک رؤ وف رحیم حشر (۵۹) آیه ۱۰ ..... ۱۰۹
در بهشت متنعم بودن
رب ابن لی عندک بیتا فی الجنة تحریم (۶۶) آیه ۱۱ ...... ۶۲
واجعلنی من ورثة جنة النعیم شعراء (۲۶) آیه ۸۵ ..... ۲۰
ربنا و ادخلهم جنات عدن التی وعدتهم و من صلح من آبائهم وازواجهم و ذریاتهم انک انت العزیز الحکیم غافر (۴۰) آیه ۸ .... ۹۴
روزی اهل مکه
رب اجعل هذا بلدا ءامنا وارزق اهله من الثمرات من ءامن منهم بالله و الیوم الاخر بقره (۲) آیه ۱۲۶ ...... ۲۶
و ارزقهم من الثمرات لعلهم یشکرون ابراهیم (۱۴) آیه ۳۷ ..... .۲۵
زیاد شدن ثروت
ما شاء الله لاقوة الا بالله کهف (۱۸) آیه ۳۹ ....... ۹۶
زیاد شدن نورانیت
ربنا اتمم لنا نورنا تحریم (۶۶) آیه ۸ ....... ۱۱۵
زیاد شدن علم و دانش
رب زدنی علما طه (۲۰) آیه ۱۱۴ ......... ۷۸
و ارنا مناسکنا بقره (۲) آیه ۱۲۸ ....... ۲۷
سربلندی و آبرومندی در روز قیامت
ولاتخزنی یوم یبعثون شعرا (۲۶) آیه ۸۷ ........ ۲۱
ربنا و آتنا ما وعدتنا علی رسلک و لاتخزنا یوم القیامة انک لاتخلف المیعاد آل عمران (۳) آیه ۱۹۴ ....... ۹۸
شرح صدر
رب اشرح لی صدری طه (۲۰) آیه ۲۵ ...... ۵۲
صبر و ثبات قدم در مسیر حق
ربنا افرغ علینا صبرا وثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین بقره (۲) آیه ۲۵۰ ...... ۳۱
ربنا افرغ علینا صبرا و توفنا مسلمین اعراف (۷) آیه ۱۲۶ .... ۵۴
ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذهدیتنا آل عمران (۳) آیه ۸ ..... ۱۰۷
ربنا و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امة مسلمة لک بقره (۲) آیه ۱۲۸ ..... ۲۷
واجنبی و بنی ان نعبد الاصنام ابراهیم (۱۴) آیه ۳۵ ..... ۲۵
طلب صفای باطن نسبت به دیگران
ولاتجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوا ربنا انک رؤ وف رحیم حشر (۵۹) آیه ۱۰ ..... ۱۰۹
طلب رحمت الهی و رشد
ربنا اتنا من لدنک رحمة و هیی ء لنا من امرنا رشدا کهف (۱۸) آیه ۱۰ ۴۶.
رب اغفرلی و لاخی و ادخلنا فی رحمتک و انت ارحم الراحمین اعراف (۷) آیه ۱۵۱ ...... ۵۸
و هب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب آل عمران (۳) آیه ۸ ..... ۱۰۷
رب اغفر و ارحم و انت خیرالراحمین مؤ منون (۲۳) آیه ۱۱۸ .... ۷۸
ربنا امنا فاغفرلنا و ارحمنا و انت خیرالراحمین مؤ منون (۲۳) آیه ۱۰۹ ..... ۱۱۲
طلب یاور و وزیر
واجعل لی وزیرا من اهلی # هرون اخی # اشدد به ازری # و اشرکه فی امری # کی نسبحک کثیرا # و نذکرک کثیرا # انک کنت بنا بصیرا طه (۲۰) آیات ۲۹ - ۳۵ ..... ۵۲
طلب توفیق بر شکر نعمتها و اعمال شایسته
رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحا ترضیه ، نمل (۲۷) آیه ۱۹ و احقاف (۴۶) آیه ۱۵ .... ۳۳
رب بما انعمت علی فلن اکون ظهیرا للمجرمین قصص (۲۸) آیه ۱۷ ...... ۵۰
و ما توفیقی الا بالله علیه توکلتف و الیه انیب هود (۱۱) آیه ۸۸ .....۴۷
طلب سلطنت بی نظیر
رب اغفرلی و هب لی ملکا لاینبغی لاحد من بعدی انک انت الوهاب ص (۳۸) آیه ۳۵....... ۳۲
طلب ورزی
رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر قصص (۲۸) آیه ۲۴ .... ۵۱
اللهم ربنا انزل علینا مائدة من السماء تکون لن عیدا لاولنا و آخرنا و آیة منک و ارزقنا و انت خیر الرازقین مائده (۵) آیه ۱۱۴ ..... ۷۱
و ارزقهم من الثمرات لعلهم یکشرون ابراهیم (۱۴) آیه ۳۷ ...... ۲۵
و ارزق اهل من المثرات من ءامن منهم بالله والیوم الاخر بقره (۲) آیه ۱۲۶ ..... ۲۶
طلاقت زبان و سخن آوری
و احلل عقدة من لسانی # یفقهوا قولی طه (۲۰) آیه ۲۷ و ۲۸ ..... ۵۲
طلب حکم
رب هب لی حکما شعراء (۲۶) آیه ۸۳ ...... ۲۰
طلب هدایت از خداوند و بازنگشتن به گمراهی
عسی ربی ان یهدینی سواء السبیل قصص (۲۸) آیه ۲۲ ...... ۵۰
اهدنا الصراط المستقیم # صراط الذین انعمت علهیم غیرالمغضوب علیهم و لاالضالین حمد (۱۹ آیه ۶ و ۷ ..... ۱۰۱
ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لی من لدنک رحمة انک انت الوهاب آل عمران (۳) آیه ۸ ....... ۱۰۷
طلب نعمت الهی در دنیا و آخرت
ربنا اتنا فی الدنیا حسنة و فی الاخرة حسنة و قنا عذاب النار بقره (۲) آیه ۲۰۱ ...... ۱۰۲
و اکتب لنا فی هذه الدنیا حسنة و فی الاخرة اعراف (۷) آیه ۱۵۶ ....۵۹
فراهم آمدن منزل و مسکن مناسب
رب انزلنی منزلا مبارکا و انت خیرالمنزلین مؤمنون (۲۳) آیه ۲۹ ...۱۷
گردان بلا، و شکوه از گرفتاری
و ایوب اذ نادی ربه انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین انبیاء (۲۱) آیه ۸۲ ....... ۳۶
و اذکر عبدنا ایوب اذ نادی ربه انی مسنی الشیطان بنصب و عذاب ص (۳۸) آیه ۴۱ ........ ۳۷
رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه و الا تصرف عنی کیدهن اصب الیهن و اکن من الجاهلین یوسف (۱۲) آیه ۳۳ ..... ۳۸
قبولی دعا
ربنا و تقبل دعاء ابراهیم (۱۴) آیه ۴۰ ...... ۲۵
قبولی اعمال
ربنا تقبل منا انک انت السمیع العلیم بقره (۲) آیه ۱۲۷ .... ۲۷
رب انی نذرت لک ما فی بطنی محررا فتقبل منی انک انت السمیع العلیم آل عمران (۳) آیه ۳۵ ...... ۶۹
مدح الهی
اللهم فاطر السموات و الارض عالم الغیب و الشهادة تحکم بین عبادک فیما کانوا فیه یختلفون زمر (۳۹) آیه ۴۶ ...... ۷۷
رب احکم بالحق و ربنا الرحمن السمتعان علی ما تصفون انبیاء (۲۱) آیه ۱۱۲ ...... ۷۸
فتقبل منی انک انت السمیع العلیم آل عمران (۳) آیه ۳۵ ۶۹
ربنا انک تعلم ما نحفی و ما نعلن و مایخفی علی الله من شی ء فی الارض و لافی السماء ابراهیم (۱۴) آیه ۳۸ ....... ۲۵
رب قد آتیتنی من الملک و علمتنی من تاءویل الاحادیث فاطر السموات و الارض انت ولیی فی الدنیا و الاخرة یوسف (۱۲) آیه ۱۰۱ ....... ۴۰
وسع ربنا کل شی ء علما اعراف (۷) آیه ۸۹ ...... ۴۸
و ادخلنا فی رحمتک و انت ارحم الراحمین اعراف (۷) آیه ۱۵۱ ....۵۸
و هب لنا من لدنک رحمة الله انک انت الوهاب # ربنا انک جامع الناس لیوم لاریب فیه ان الله لایخلف المیعاد آل عمران (۳) آیه ۸ و ۹ ....... ۱۰۷
ربنا انک رؤ وف رحیم حشر (۵۹) آیه ۱۰ ...... ۱۰۹
ربنا وسعت کل شی ء رحمة و علما غافر ۴۰) آیه ۷ ...... ۹۴
ماشاء الله لاقوة الا بالله کهف (۱۸) آیه ۳۹..... ۹۶
مناجات با حق تعالی
الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقا عذاب النار # ربنا انک من تدخل النار فقد اخزیته و ما للظالمین من انصار # ربنا اننا سمعنا منادیا ینادی للایمان ان آمنوا بربکم فامنا ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و کفر عنا سیئاتنا و توفنا مع الابرار # ربنا و آتنا ما وعدتنا علی رسلک ولاتخزنا یوم القیامة انک لاتخلف المیعاد آل عمران (۳) آیه ۱۹۱ - ۱۹۴.... ۹۸.
قل اللهم مالک الملک یؤ تی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بیدک الخیر انک علی کل شی ء قدیر # تولج اللیل فی النهار و تولج النهار فی اللیل و تخرج الحی من المیت و تخرج المیت من الحی و ترزق من تشاء بغیر حساب آل عمران (۳) آیه ۲۶ و ۲۷.... ۸۴
ربنا انک جامع الناس لیوم لاریب فیه ان الله لایخلف المیعاد آل عمران (۳) آیه ۹........ ۱۰۷
ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین انعام (۶) آیه ۱۶۲.... ۸۲
امن الرسول بما انزل الیه من ربه و المؤ منون کل آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله لا نفرق بین احد من رسله و قالوا سمعنا و اطعنا غفرانک ربنا و الیک المصیر # لا یکلف الله نفسا الا وسعها لها ما کسبت وعلیها ما اکتسبت ربنا لاتواخذنا ان نسینا او اخطاءنا ربنا و لاتحمل علینا اصرا کما حملته علی الذین من قبلنا ربنا ولاتحلنا ما لا طاقطد لنا به واعف عنا و اغفرلنا و ارحمنا انت مولانا فانصرنا علی القوم الکافرین بقره (۲) آیه ۲۸۵ و ۲۸۶...۱۰۴
مسلمان واقعی باشیم
ربنا امنا فاکتبنا مع الشاهدین مائده (۵) آیه ۸۳...... ۸۸
ربنا امنا بما انزلت واتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین (آل عمران (۳) آیه ۵۳....... ۷۰
ربنا و اجعنا مسلمین لک و من ذریتنا امة مسلمة لک بقره (۲) آیه ۱۲۸)..... ۲۷
نجات از دست ستمگران
و نجنی من فرعون و عمله و نجنی من القوم الظالمین تحریم (۶۶) آیه۱۱..... ۶۲
رب ان قومی کذبون # فافتح بینی و بینهم فتحا و من معی من المؤ منین شعراء (۲۶) آیات ۱۱۷ و ۱۱۸... ۱۴
ربنا لاتجعلنا فتنة للذین کفروا ممتحنه (۶۰) آیه ۵.... ۲۲
رب نجنی و اهلی مما یعملون شعراء (۲۶) آیه ۱۶۹ ..... ۲۹
رب نجنی من القوم الظالمین قصص (۲۸) آیه ۲۱ ....... ۵۰
ربنا اننا نخاف ان یفرط علینا او ان یطغی طه (۲۰) آیه ۴۵ ... ۵۳
ربنا لاتجعلنا فتنة للقوم الظالمین # و نجنا برحمتک من القوم الکافرین یونس (۱۰) آیات ۸۵ و ۸۶....... ۵۵
ربنا اخرجنا من هذه القریة الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا واجعل لنا من لدنک نصیرا (نساء (۴)آیه ۷۵........ ۹۰
نجات از غم
لا اله الاانت سبحانک انی کنت من الظالمین انبیاء (۲۱) آیه ۸۷... ۴۱
نبودن با ستمگران
رب فلاتجعلنی فی القوم الظالمین مؤ منون (۲۳) آیه ۹۴..... ۸۵
ربنا لاتجعلنا مع القوم الظالمین اعراف (۷) آیه ۴۷ ....... ۱۱۴
رب بما انعمت علی فلن اکون ظهیرا للمجرمین قصص (۲۸) آیه ۱۷....۵۰
رب انی لا املک الا نفسی و اخی فافرق بیننا و بین القوم الفاسقین مائده (۵) آیه ۲۵ ...... ۶۰
نفرین بر بدکاران
رب لاتذر علی الارض من الکافرین دیارا # انک ان تذرهم یضلوا عبادک ولا یلدوا الا فاجرا کفارا نوح (۷۱) آیات ۲۶ و ۲۷ ....۱۵
ولاتزد الظالمین الا تبارا نوح (۷۱) آیه ۲۸ ...... ۱۶
ربنا انک اتیت فرعون و ملاه زینة و اموالا فی الحیاة الدنیا ربنا لیضلوا عن سبیلک ربنا اطمس علی اموالهم و اشدد علی قلوبهم فلایؤ منوا حتی یروا العذاب الالیم یونس (۱۰) آیه ۸۸ ... ۵۶
نجات از جنهنم
سبحانک فقنا عذاب النار آل عمران (۳) آیه ۱۹۱ ..... ۹۸
فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار آل عمران (۳) آیه ۱۶ .... ۱۰۰
وقنا عذاب النار بقره (۲) آیه ۲۰۱ ........ ۱۰۲
ربنا اصرف عنا عذاب جهنم ان عذابها کان غراما فرقان (۲۵) آیه ۶۵ .... ۱۱۱
نام نیک پس از مردن
و اجعل لی لسان صدق فی الاخرین الشعراء (۲۶) آیه ۸۴ .... ۲۰
هنگام سوار شدن بر مرکب
بسم الله مجریها و مرسیها ان ربی لغفور رحیم هود (۱۱) آیه ۴۱ .... ۱۸
سبحان الذی سخرلنا هذا وما کنا له مقرنین # و انا الی ربنا لمنقلبون زخرف (۴۳) آیات ۱۳ و ۱۴ ...... ۹۲
پانویس
- ↑ غافر (۴۰) آیه ۶۰.
- ↑ انبیاء، (۲۱) ۸۸.
- ↑ اعراف ، (۷) آیه ۲۳.
- ↑ شعراء (۲۶) آیات ۱۱۷ و ۱۱۸.
- ↑ نوح (۷۱) آیات ۲۶ - ۲۸.
- ↑ قمر (۵۴) آیه ۱۰.
- ↑ مؤمنون (۲۳) آیه ۲۶ همین جمله در همین سوره در آیه ۳۹ از زبان پیامبر دیگر آمده است ونام او به صراحت ذکر نشده است بعضی آن پیامبر را هود پیشوای قوم عاد وبعضی دیگر صالح پیامبر قوم ثمود میدانند.
- ↑ مؤمنون (۲۳) آیات ۲۸ و ۲۹.
- ↑ تفسیر صافی ، ج ۳، ص ۳۹۹.
- ↑ خصال ص ۶۳۴.
- ↑ هود (۱۱) آیه ۴۱.
- ↑ هود (۱۱) آیه ۴۵.
- ↑ هود (۱۱) آیه ۴۷.
- ↑ شعراء (۲۶) آیات ۸۳ - ۸۷.
- ↑ پدران پیامبران مشرک و بت پرست نبودهاند. در عربی به پدر و نیز به عمو (که سرپرستی فرزند برادرش را به عهده دارد) اب گفته میشود. آزر بت تراش و بت پرست عموی ابراهیم علیه السلام بود که سرپرستی او را عهده دار بود.
- ↑ احزاب (۳۳) آیه ۲۱.
- ↑ ممتحنه (۶۰) آیه ۴.
- ↑ ممتحنه (۶۰) آیه ۶.
- ↑ ممتحنه (۶۰) آیات ۴و ۵.
- ↑ صافی ، ج ۵، ص ۱۶۳.
- ↑ صافات (۳۷) آیه ۱۰۰.
- ↑ ابراهیم (۱۴) ۳۵ - ۴۱.
- ↑ بقره (۲) آیه ۱۲۶.
- ↑ تفسیر البرهان ، ج ۱، ص ۱۵۴.
- ↑ بقره (۲) آیات ۱۲۷ - ۱۲۹.
- ↑ تفسیرالبرهان ج ۱، ص ۱۵۶.
- ↑ عنکبوت (۲۹) آیه ۳۰.
- ↑ شعراء (۲۶) آیه ۱۶۸.
- ↑ بقره (۲) آیه ۲۵۰.
- ↑ ص (۳۸) آیه ۳۵.
- ↑ نمل (۲۷) آیه ۱۹.
- ↑ نمل (۲۷) آیه ۱۵.
- ↑ نمل (۲۷) آیه ۴۴.
- ↑ انبیاء (۲۱) آیه ۸۳.
- ↑ مجمع البیان ج ۷، ص ۵۹.
- ↑ ص (۳۸) آیه ۴۱.
- ↑ صافی ، ج ۳، ص ۳۵۱.
- ↑ یوسف (۱۲) آیه ۳۳.
- ↑ یوسف (۱۲) آیه ۱۰۱.
- ↑ انبیاء (۲۱) ۸۷.
- ↑ قوارع القرآن ، ص ۶۷.
- ↑ قوارع القرآن ص ۶۷.
- ↑ کشاف ، ج ۳، ص ۱۳۲، پاورقی.
- ↑ خصال ، ۲۱۸.
- ↑ کافی ، ج ۶، ص ۱۰.
- ↑ کهف (۱۸) آیه ۱۰.
- ↑ هود (۱۱) آیه ۸.
- ↑ اعراف (فتنه ) ۷ آیه ۸۹.
- ↑ قصص (۲۸) آیه ۱۶.
- ↑ قصص (۲۸) آیه ۱۷.
- ↑ قصص (۲۸) آیه ۲۱.
- ↑ قصص (۲۸) آیه ۲۴.
- ↑ طه (۲۰) آیات ۲۵ - ۳۵.
- ↑ طه (۲۰) آیه ۴۵.
- ↑ اعراف (۷) آیه ۱۲۶.
- ↑ یونس (۱۰) آیات ۸۵ - ۸۶.
- ↑ غافر (۴۰) آیه ۴۴.
- ↑ یونس (۱۰) آیه ۸۸.
- ↑ تفسیر البرهان ، ج ۲، ص ۱۹۴.
- ↑ اعراف (۷) آیه ۱۴۳.
- ↑ اعراف (۷) آیه ۱۵۱.
- ↑ اعراف (۷) آیات ۱۵۵ - ۱۵۶.
- ↑ مائده (۵) آیه ۲۵.
- ↑ اعراف (۷) آیه ۱۴۹.
- ↑ تحریم (۶۶) آیه ۱۱.
- ↑ نور الثقلین ج ۵، ص ۳۷۷.
- ↑ آل عمران (۳) آیه ۳۸.
- ↑ مریم (۱۹) آیات ۳ - ۵.
- ↑ انبیاء، (۲۱) آیه ۸۹.
- ↑ مروج الذهب ، ج ۲، ص ۴۲۲.
- ↑ کافی ج ۶، ص ۸ و نیز مجمع البیان ج ۷، ص ۶۱.
- ↑ نورالثقلین ج ۳، ص ۴۵۶.
- ↑ کافی ج ۶، ص ۷ - ۱۰ نور الثقلین ج ۳، ص ۴۵۶.
- ↑ آل عمران (۳) آیه ۳۵.
- ↑ آل عمران (۳) آیه ۳۷.
- ↑ آل عمران (۳) آیه ۵۳.
- ↑ مائده (۵) آیه ۱۱۴.
- ↑ آل عمران (۳) آیه ۱۴۷.
- ↑ قلم ، (۶۸) آیه ۲۹.
- ↑ قلم (۶۸) آیه ۳۲.
- ↑ زمر (۳۹) آیه ۴۶.
- ↑ انبیاء (۲۱) آیه ۱۱۲.
- ↑ مؤمنون (۲۳) آیه ۱۱۸.
- ↑ طه (۲۰) ۱۱۴.
- ↑ تفسیر صافی ، ج ۳ تص ۳۲۲.
- ↑ اسراء (۱۷) آیه ۸۰.
- ↑ تفسیر صافی ج ۳، ص ۲۱۲.
- ↑ شوری (۴۲) آیه ۱۰.
- ↑ نمل (۲۷) آیه ۵۹.
- ↑ اسراء (۱۷) آیه ۱۱۱.
- ↑ رعد (۱۳) آیه ۳۰.
- ↑ انعام (۶) آیه ۱۶۲.
- ↑ توبه (۹) آیه ۱۲۹.
- ↑ لکل دعاء فی القرآن قصة و اجابة ص ۶۹.
- ↑ لکل دعاء فی القرآن قصة واجابة ، ص ۶۹.
- ↑ آل عمران (۳) آیات ۲۶ - ۲۷.
- ↑ نورالثقلین ، ج ۳، ص ۳۲۴، الدر المنثور ج ۲، ص ۲۵.
- ↑ مؤمنون (۲۳) آیات ۹۳ و ۹۴.
- ↑ فصلت (۴۱) آیه ۳۶.
- ↑ اعراف (۷) آیه ۲۰۰.
- ↑ مؤمنون (۲۳) آیات ۹۷ و ۹۸.
- ↑ مائده (۵) آیه ۸۳.
- ↑ اسرا (۱۷) آیه ۲۴.
- ↑ نساء (۴) آیه ۷۵.
- ↑ توبه (۹) آیه ۵۹.
- ↑ زخرف (۴۳) آیات ۱۳ و ۱۴.
- ↑ نور الثقلین ، ج ۴، ص ۵۹۳ - ۵۹۴.
- ↑ نور الثقلین ج ، ۴، ص ۵۹۳ - ۵۹۴.
- ↑ غافر، (۴۰) آیات ۷ -۹.
- ↑ سباء (۳۴) آیه ۴۱.
- ↑ کهف (۱۸) آیه ۳۹.
- ↑ الوابل الطیب ص ۱۱۱.
- ↑ خصال ، ۲۱۸.
- ↑ آل عمران (۳) آیات ۱۹۱ - ۱۹۴.
- ↑ مجمع البیان ج ۲، ص ۲۹۸.
- ↑ آل عمران (۳) آیه ۱۶.
- ↑ حمد (۱) آیات ۶ و ۷.
- ↑ بقره (۲) آیه ۲۰۱.
- ↑ تفسیر البرهان ، ج ۱، ص ۲۰۳.
- ↑ مجمع البیان ج ۲، ص ۲۹۸.
- ↑ مجمع البیان ، ج ۲، ص ۲۹۸.
- ↑ تفسیر ابن کثیر ج ۱، ص ۴۳۳ تفسیر ابوالفتح ، ج ۲، ص ۱۳۴.
- ↑ بقره (۲) آیات ۲۸۵ و ۲۸۶.
- ↑ مجمع البیان ج ۲، ص ۴۰۴.
- ↑ مجمع البیان ج ۲، ص ۴۰۴.
- ↑ مجمع البیان ، ج ۲، ص ۴۰۴.
- ↑ تفسیر صافی ج ۱، ص ۲۴۱، تفسیر ابوالفتح ، ج ۲، ص ۴۲۶.
- ↑ آل عمران (۳) آیات ۸ -۹.
- ↑ تفسیر البرهان ج ۱، ص ۲۷۲ صافی ج ۱، ۲۴۸.
- ↑ الدرالمنثور، ج ۲، ص ۱۳.
- ↑ الدر المنثور، ج ۲، ص ۱۵.
- ↑ نور الثقلین ، ج ۱، ص ۳۱۹.
- ↑ حشر (۵۹) آیه ۱۰.
- ↑ احقاف (۴۶)آیه ۱۵.
- ↑ فرقان (۲۵) آیه ۶۵.
- ↑ فرقان (۲۵) آیه ۷۴.
- ↑ تفسیر صافی ، ج ۴، ص ۲۷.
- ↑ مؤمنون (۲۳) آیه ۱۰۹.
- ↑ اسراء (۱۷) آیه ۱۰۸.
- ↑ اعراف (۷) آیه ۴۷.
- ↑ تحریم (۶۶) آیه ۸.
- ↑ زمر (۳۹) آیه ۷۴.
- ↑ اعراف ، (۷) آیه ۴۳.
- ↑ یونس (۱۰) آیه ۱۰.
- ↑ فاتحه (۱) آیه ۲، یونس (۱۰) آیه ۱۰.
- ↑ فاطر (۳۵) آیات ۳۴ و ۳۵.







